Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM
.مامان، فردا باید وسایل برای شیرینیفروشی بگیریم
.تو برنامهت وقت میذارم
.بین «چرت تو ماشینم» و «پدیکور گرفتن»
.من برنامه پدیکور ندارم
.میدونم. تصمیم گرفتم اون پاهای بیچاره به یه روز اسپا نیاز دارن
!اه
.کارم اینقدر شلوغه که برای هیچی وقت ندارم
...هفته پیش وکس کردم
.در حالی که یه ویزیت مجازی دکتر زنان داشتم
.کاش گوشم سنگینتر بود
...آخ بابا، تا یادم نرفته
دوباره داری میرقصی؟
.این از قلک انعاممه
.میخوام تو پرداخت قبضها کمک کنم
...قبض آب نه! با این وضع که کارتر دوش میگیره
.هیچوقت نمیتونم از پس اون بربیام
داری به من پول نقد میدی؟
وای. آخرین بار کی بود که این اتفاق افتاد؟
.ام... هیچوقت، هیچوقت هیچوقت اتفاق نیفتاده
!مامان، دارم میرم برای کلاس رانندگیم
.امروز نمیبرمش سر کلاس رانندگی
.لو رفت
اون ماشین مربی رانندگیه؟
.آموزشگاه رانندگی معبد وُروم
.یه مربی رانندگی برای کارتر گرفتم
.باشه، نمیخواستم اینطوری بفهمی
.منظورم اینه که، امیدوار بودم هیچوقت نفهمی
دوباره باید اسبابکشی کنیم، نه؟
چرا اینو به من نگفتی؟
.خب، شیوه آموزش تو اونقدرام به کارتر کمک نمیکرد
.کاری کردی که به اتوبوس مدرسه انگشت نشون بده
!اون دختربچهی کوچیکه شروع کرد
.ببین، بابام به خودم رانندگی یاد داد
.من به تو و برادرت رانندگی یاد دادم
!که عالی بود برای اینکه خودمون رو برسونیم به تراپی
.ببین بابا، من باید این امتحان رو قبول بشم
.آموزش تو منو یه کم دستپاچه میکنه
.شیوه آموزش ریور تقویت مثبته
ریور اسم پسره؟
یا فقط اختراعش کردی که حرص منو دربیاری؟
فکر نمیکردم پدربزرگ حامی عاطفی یه چیز واقعی باشه
اما من قانوناً اجازه ندارم بپرسم
من رضایتنامه رو امضا کردم
میخوای اون اینجا باشه؟
آره
...باشه. حالا، وقتی به علامت ایست میرسی
سه ثانیه کامل نگه دار
فکر کن یه لحظه آرامش و تمرکزه
یا، راستش، ما تو کالیفرنیا هستیم
بهش میگن ایست کالیفرنیایی
آروم نزدیکش میشی، یه نگاه میندازی و به حرکتت ادامه میدی
متاسفم، آقای پارکر
...به عنوان یک مربی رانندگی معتبر
اون توصیه خیلی خطرناکیه
...به عنوان یک مربی رانندگی معتبر
اجازه بده من یه سوال ازت بپرسم
حدود پنج پیچ قبل، یه بیامو از کنارمون رد شد
چه رنگی بود؟
!هیچوقت ازت اینو نمیپرسن. اِر
.جواب اشتباهه. بیامو سفید، با زه کروم
.یه راننده خوب باید همه چی رو بدونه
.بهش میگن حواسجمعی
.خب، حالا همینجا میپیچیم راست
.فقط آروم و با احتیاط برو
!نه، نه، نه، نه، نه
.اینجا در واقع میشه یه لاین
.فقط بپیچ و برو تو شرمن وِی
.اینجوری میتونیم حسابی گازشو بگیریم
.به حرفش گوش نکن، کارتر
...اون صلاحیت نداره درس بده فقط به خاطر اینکه
.اولین ماشینشو از فرد فلینتستون خریده
!اوه! نه، اون که این حرفو نزد
صلاحیت ندارم، هان؟
چطوره یه نگاه به گواهینامهم بندازی؟
.من هم موتورسیکلت میتونم برونم، هم ماشین معمولی
.و گواهینامه تجاری هم دارم
!من عین وین دیزلم، با موهای خوشگل
.آره، زود عصبانی میشه
.خب، توش نوشته که گواهینامهت دو ماه پیش منقضی شده
از این وضعیت خبر داشتی؟
!وای! اوه نه، این دیگه از اون کاراش بود
.اه! کد کار نمیکنه
.قرار نیست باز بشه
.اومده اثر انگشتاتو بگیره و دنبال خونوادت بگرده
!کمک میخوای؟ نه! اوف
.این بدتر از وقتیه که اون رومبا قرصهای جلوگیری منو کشید تو خودش
.ولی خب همه چی ختم به خیر شد
.مامان، باید مواد براونی رو برای بازارچه خیریه بگیریم
.اوه، من مواد براونی دارم
.ولی فکر نکنم از اون مدلایی باشه که بخوای به بچهها بفروشی
.هرکی بیشتر بفروشه، یه روز مدیر مدرسه میشه
!همینه
.صعود آهسته ولی حسابشدهی من به تسلط بر جهان
.خدا به داد راهنمایی استنبریج برسه
!گیب، چرا وایستادی اونجا؟ کمکم کن
.باشه، همه گوش کنید
.اگه پلیس سر و کلهش پیدا شد، اسم من تایروونه
.نمیخوام کسیو متهم کنم
.ولی فکر کنم یکی ربات رو کشته
مامان، میشه بریم؟
اگه تو مسابقه کیکپزی برنده نشم، مورگان اسپلتی
.میشه مدیر مدرسه و ریاضی رو اختیاری میکنه
چرا کلاً کشور رو دو دستی تقدیم چین نمیکنیم؟
.تقریباً کارم تمومه عزیزم
،فقط باید سفارشهاشون رو بگیرم
،قهوه رو درست کنم، اینجا رو جمع و جور کنم، ببندم
.مثل جنین جمع بشم و یه کم گریه کنم
.شاید بهتره کلاً کشور رو بدیم دست چین
.من میتونم جورجیا رو ببرم
.اوه، لازم نیست ببریش
!خواهش میکنم ببرش
.با من. تو باید مراسم خاکسپاری یه ربات رو برنامهریزی کنی
.من که خیلی خوب نمیشناختمش ولی صحبت میکنم
.شرکت حمل و نقل بابت این ازم پول میگیره
.میتونیم درستش کنیم
ممنون. هنوز از دستشون عصبانیان بابت اون موقع که مست کردم
.و یکی ازشون رو از بار تا خونه سوار شدم
!رایلی، اون من بودم
.اوه، خدای من
.من فقط میخوام بخوابم و هیچوقت بیدار نشم
.از اون لحاظ خوبش، نه از لحاظ مردن
چی کار میکنی؟ اوه، داشتم برای امتحان رانندگیام تمرین میکردم
.ولی الان دارم ویدئوهای مردم رو نگاه میکنم که دارچین میخورن
.این بنده خدا الان بالا آورد
!من قشنگ دیدم. میدونم
هی. هرچی لازم داشتی رو گرفتی، جورجیا؟
.آره بابا. بعدش ماست بستنی خوردیم و رفتیم یه اتاق فرار
.با یه زوج بریتانیایی افتادیم که باهوش به نظر میرسیدن
.ولی فقط لهجهشون بود
.معلوم شد اونا هم آدمای احمق دارن
یادته هی میگفتن؟
«این واقعاً یه وضع ناجوریه.»
.وای، چقدر کار کردین. حدس میزنم به همه خوش گذشته
.من تو یه فلکه بنزین تموم کردم
.اوه، چه بد. متاسفم
...آره، این مثل اینه که
.واقعاً یه وضع ناجوریه
.امروز بهترین روز بود، ایو
.کاش میشد فردا هم با هم باشیم
.اوه. شاید بتونی برای فیش اند چیپس بری بیرون
!اوه، داره دیر میشه. مت! وقت DMVئه
.DMV؟ آره
.گواهینامه پدربزرگ تموم شده. ریور مچشو گرفت
.پدربزرگ داد زد. ریور گریه کرد. پدربزرگ خندید
.مت ولی این قضیه رو داره واقعاً خوب مدیریت میکنه
.برای عکست لبخند بزن بابا
من همیشه گواهینامهمو تمدید میکنم، میدونی؟
...فقط مدارکشو بهم ندادن. بعدشم
.ولی وقتی بحث هیئت منصفه باشه، همیشه پیدام میکنن
خب، به خاطر اینه که اگه دولت یه
.لیست ۱۲ مرد خشمگین داشته باشه، اسم تو هم توشه
میدونی چیه؟
.این زمان انتظار حتی برای استانداردهای DMV هم فوقالعادهست
.فکر نکنم اون زن وقتی اومدیم اینجا حامله بود
!نفر بعدی
چطور میتونم کمکتون کنم؟
درباره همه اینا به کی باید شکایت کنم؟
.منظورش اینه که اومده اینو تمدید کنه
.اوه، میفهمم. ایشون فقط یه کم کمک بیشتر نیاز دارن
.هوم
.آقای پارکر، باید دوباره امتحان رانندگی بدین
چی؟
!باید دوباره امتحان رانندگی بدین
چرا باید دوباره امتحان رانندگی بده؟
.چون تو کامپیوتر همینطوری نوشته
چی؟
!چون تو کامپیوتر همینطوری نوشته
.مادربزرگت اینو مداوم استفاده میکرد
.پودر قند کوکائینش بود
.فکر میکردم اون خاله گون بود
.نه، کوکائین خاله گون خودش کوکائین بود
خب، این ۴۰ تا براونیه. چند تا دیگه لازم داریم؟
تا. ۲۰۰
.باید تو مسابقه کیکپزی برنده بشم
.طلاق خیلی بهم سخت گذشته
.باشه، ولی دیره. من اینجا رو تموم میکنم
.تو برو بخواب
.خیلی ممنون که این کارو میکنی
.مخصوصاً چون قراره روح مورگان اسپلتی رو له کنیم
.همهاش به خاطر تو خواهد بود. شببخیر
.اوه، ۲۰۰ تا دیگه
کجاست اون پودر خاله گون وقتی بهش نیاز داری؟
!آخ
رایلی! حالت خوبه؟
چی داری میپزی؟ دود؟
.خاموشش میکنم
!براونیهام. نه
.من هیچوقت مدیر یک روزه نمیشم
.خداحافظ هاروارد. سلام دانشگاه ایالتی آریزونا
!اوف
درستش میکنم، باشه؟
اوه، فقط الان نه چون ساعت ۵ صبحه
.و من باید برم سر کار
.اوه. براونی خشک شده
!اوه، خدای من. آتیش، آتیش
!براونیها
شرکت میگه اگه ربات رو نبرن
.تا فردا پس ندن، ازم پول میگیرن
.کارت اعتباریم رد میشه پس ضرر با خودشونه
ولی خواهش میکنم بگو درستش کردی. درستش کردی؟
تو "پارکر کاستومز و رستاوری" ما چیزی رو تعمیر نمیکنیم
ما خوشگلش میکنیم
♪ هی، آروم باش، به میز نخور ♪
هی هی، این چیز اینجا تو کارگاه چیکار میکنه؟
داره به گیب یاد میده چجوری دنس داگی رو انجام بده
این میتونه رانندگی کنه ولی من نمیتونم؟
بچهها، دارید وقت باارزش رو هدر میدید
میتونم رقص رو دوباره ببینم؟
♪ هی، آروم باش، به میز نخور ♪
♪ چی گفتی؟ ♪ ♪ به میز نخور ♪
♪ هی، آروم باش ♪ ♪ چی؟ ♪
♪ به میز نخور ♪
.رایلی. ایو
تو اینجا چیکار میکنی؟
پیشبند پوشیدی؟ اوه خدای من. تو و بابام دارید نقشبازی میکنید؟
چون سلامت روانم الان نمیتونه اینو تحمل کنه
بابای تو و نقشبازی. میتونی تصور کنی؟
«من میچ مککانلم و یه لاکپشت جذابم.»
جورجیا در مورد ماجرای براونی پیام داده بود
واسه همین فکر کردم بیام کمک کنم
به تو پیام داد؟ عالیه
چقدر خوشحالم که شما همچین رابطهای دارید
که تو بهش پیام میدی و اونم بهت جواب میده
نه بابا، هیچی نیست واقعا
فقط در مورد اون پسره تو کلاس ریاضیشه
یا اینکه چطور از دستگاه نگینزن استفاده کنه
داره کلاههای «جورجیا ۲۰۲۸» رو درست میکنه
!اوه
!چه باحال
«آره، ما خیلی به هم نزدیکیم. داریم با هم روی کلاهها کار میکنیم.»
!اوه، وای! همه براونیها رو تو پختی. چه باحالتر
وقت داشتم و میدونم تو خیلی سرت شلوغ بوده
واسه همین گفتم یه کاری رو از رو دوشت بردارم
!و یه چیزی هم بذارم تو بشقابت
یه کم شوخی بشقابی
ایو. نظرت راجع به این لباس برای دیکتاتورِ
مدیر یکروزه چیه؟
عاشقشم. کتت میگه ترسناکی
ولی کتونیهات میگن صمیمی و دوستانهای
حق با توئه. باید کفشهامو عوض کنم
سلام مامان
آه، آره. هی، منم اینجا هستم
چرا نمیری یکم با جورجیا وقت بگذرونی؟
من براونیها رو دارم
اوم، چیکار میکنی؟
فقط دارم کارشون رو تموم میکنم
اون الکِ مامانم بود. نمیتونی همینجوری ازش استفاده کنی
اوه، باشه. متاسفم
«اوه، من ایوم، میتونم همه کار بکنم.»
من فقط داشتم سعی میکردم کمک کنم
آره، خب، نیستی! داری تمام این مدت رو
با دختر من کلاه درست میکنی
لهجه بریتانیایی داری، الک میکنی
رایلی، متاسفم
نه، بَپ، بَپ، بَپ بَپ، بَپ، بَپ
اینا چطورن؟
این کفشا میگن «تعظیم کن، رعیت»؟
اونا همون نگاههای ترسیه که دنبالشم
...خب، جودی، امم، کسی تو این امتحان نمره کامل گرفته، یا
بذارید سوالمو عوض کنم
چند نفر دیگه نمره کامل گرفتن؟
هی، از اینجا بپیچ چپ
متوجه شدم. آره
.اوم. آها
میبینم که اونجا داری لبخند میزنی
پس، یه راننده خوب به همه چی توجه میکنه
و یه راننده عالی میتونه مردم رو لبخند بزنه
تنها چیزی که اون یارو داره بهش توجه میکنه، چیزیه که تو گوشیشه
آره، احتمالا داره سرچ میکنه تو گوگل
«چطور این چیزو برونم؟» درست وسط ترافیک
پس قبول داری؟ مردم؟ نه چندان
اَه! ۲۱ سال این کارو بکنی، دعا میکنی آخرالزمان بشه
آه، اینجا عالیه
.اوه، خوبه خوبه. آها. اوه
مت، باید بگم... اوم هوم
واقعا از وقتمون با هم لذت بردم
وقتی داری بقیه رو مسخره میکنی، زمان زود میگذره
تو دوستداشتنی هستی
به هر حال
شما رد شدید
م-من رد شدم، واقعا؟ آره
از سه تا تابلو ایست رد شدی
سرعتت زیاد بود و به یه پلیس راهنما فحش دادی
پف! ما با هم مشکل داریم
میدونی من تمام عمرم رانندگی کردم
حتی یه تصادف هم نداشتم
میفهمم، ناراحتی
میدونی، همین اتفاق برای مادربزرگ من هم افتاد
من دوبار ردش کردم
متاسفم
این، مثلاً بدترین روز زندگی منه
و من یه مرد بیوه هستم
کلاه سرت رفت. تو یه راننده عالی هستی مثل من
!تابلو ایست! اوه
وای. ببخشید
یک میسیسیپی دو میسیسیپی
سه میسیسیپی و... منو بکشید
میدونی عجیبه، نه؟
یه زمانی من نیاز داشتم تو منو همهجا برسونی و حالا تو به من نیاز داری
یه لحظه واقعی «شیر شاه». چرخه زندگی
.حالا منم اون پدربزرگیام که جای همسر نشسته
!اونقدرام بد نیست. یعنی... علامت ایست! وای
یک میسیسیپی
.دو میسیسیپی. سه میسیسیپ
باباجون؟
باباجون، کجا میری؟
!الان اعلام میکنن یه سالمند گمشده
.هی! این برای آشتیه. یه بطری شراب خوب
.اوه
.بازه
.روز خیلی بدی داشتم
.ممنون. ولی لازم نیست بابت هیچی عذرخواهی کنی
.اِ، نه
.خسته بودم، بیمنطق و راستش... حسود
.چون تو و جورجیا خیلی بهتون خوش میگذشت
.میفهمم
.پسرم وقتی نوجوان بود، به زور باهام حرف میزد
.یه پروفایل بازی ساختم فقط برای اینکه صداش رو بشنوم
...و وقتی آواتارم ازش پرسید مدرسه چطور بود
.بهم نارنجک پرت کرد
.بهتر میشه
اوه. واقعاً؟
.حس میکنم همه چیز داره سختتر میشه
.عاشق اینم که کسب و کار خودم رو اداره کنم
...ولی حس میکنم زندگی خیلی آسونتر بود
.وقتی شغلم برام مهم نبود
.باید خیلی وقت پیش اخراجت میکردم
.بابت پیدا کردن اشتیاقت احساس گناه نکن
.تو یه مادر فوقالعادهای
.وای! فقط حس میکنم خیلی تحت فشارم
.واسه همین وقتی دیدمت که الک مامانم دستته، اینقدر عجیب شدم
.فقط یادم اومد که اون میتونست همه کار بکنه
.و تو میتونی همه کار بکنی و من به زور هیچی نمیتونم انجام بدم
.میدونی، وقتی برای اولین بار اینجا رو باز کردم، تنها بودم
.و حس میکردم دارم غرق میشم
.به زور وقت داشتم پسرم رو ببینم
.چه برسه به اینکه حموم کنم یا لباس زیرم رو عوض کنم یا با یه مرد آشنا بشم
.شاید اون سومی به دو تای اولی ربط داره
.ولی باید یاد میگرفتم به آدمهای دور و برم تکیه کنم
.لازم نیست این کار رو تنهایی انجام بدی
.کمک خواستن به این معنی نیست که شکستخوردهای
.ممنون. خدا میدونه این فکر رو از کجا آوردم
شاید از بابام که میگه "کمک خواستن یعنی تو یه شکستخوردهای."
.دیشب تو رختخواب بهم گفت
.چی؟ نمیخواستم برای خاموش کردن چراغ بلند شم
.اوه
!خدایا شکرت، وگرنه... اه
.اوه، میدونی چیه؟ اینو با خودم میبرم
.روز خیلی بدی بوده
اوه، سلام. نمایشگاه شیرینیفروشی چطور بود؟
.داری به مدیر جدیدت نگاه میکنی
.دکمهتو بزن، مورگان اسپِلتی و رول دارچینای خشک و بیمزهت
.هی، این حرفت درست نیست
.مورگان کاپکیکهای خشک و بیمزه رو فروخت
.تِیلور رول دارچینای خشک و بیمزه رو داشت
.پدربزرگ کجاست؟ مَمممم
.وقتی داشتم میآوردیمون خونه، وسط راه از ماشین پیاده شد
.الان دست خیابوناست
.هان، گوشیش خاموشه
.ما تازه با ایو بودیم. مغازه هم بستهست
.بهتره که بدون گواهینامه رانندگی نکرده باشه
.باید شراب بیشتری میخریدم
♪ در یک بزرگراه طولانی و خلوت ♪
♪ شرق اوماها ♪
♪ میتونی به صدای موتور گوش کنی ♪
.باشه. موتور روشن نیست پس بدترین حالت ممکن نیست
داره توی ایمپالا غذا میخوره؟
.حتی نمیذاشت آب بخوریم
.وقتی توی ۴۰۵ گیر کرده بودیم
♪ افکارت به زودی پرسه میزنن ♪
♪ همونطور که همیشه وقتی سواری... ♪
چه خبره رفیق؟
.اوه، خدا
میخوای اون جاروبرقی کوچولوی ماشین رو بیارم؟
.نه. اشکالی نداره
.فقط دارم به این فکر عادت میکنم که دیگه رانندگی نمیکنم
مثل اینکه سگر میگه "خیلی دلم نمیخواد سوار شم."
.فقط کاش سفر تموم میشد
.متاسفم که تو آزمون رانندگیت رد شدی، بابا
.ولی دفعه بعد قبول میشی
.شاید نه. بابای من نشد
.گواهینامهاش رو از دست داد، نتونست کار کنه
.به جز خوردن پودینگ، نتونست هیچ کاری برای خودش بکنه
.ولی ببین داری چیپس میخوری
.نه
!مداخله
.هی. اگه ناراحتت کردم، باباجون، متاسفم
.نه، این فقط چرخه زندگیه
.در راه شهر پودینگ
...جدی میگی؟ یه مربی
یه بار رَدت کرده و تو داری زندگی رو ول میکنی؟
.زندگی رو ول نمیکنم. فقط نمیتونی زمان رو شکست بدی، بچه
...فکر کنم این دولت داره قانون
.ساعت تابستانی رو حذف میکنه، پس داریم نزدیک میشیم
.بیخیال، بابا. تو یه پارکری
...وقتی گواهینامه پدربزرگ رو گرفتن
.ده سال دیگه رانندگی کرد
.حتماً. دو سال آخرش با اسکوتر برقیاش بود
.ولی اون فرقی نمیدونست
...آره، اونم به خاطر اینکه من گذاشتم
یه باتری بزرگتر توش و موتورهای جدید
یارو تونست تو راهروها تند و تیز بره
اون سرای سالمندان. خیلی خندهدار بود
تهش منم میرم اونجا
ما شما رو نمیذاریم خانه سالمندان، بابا
نه به خاطر اینکه نمیخوایم، به خاطر اینکه پولشو نداریم
شرط میبندم اگه این ماشین رو بفروشیم، میتونیم
!از روی جنازه من
خب، پس اونوقت حتماً میفروشیمش
تا وقتی توش نمیری و از ارزشش کم نشه
همین الان تو این ماشین میمیرم فقط برای اینکه حرص تو رو دربیارم
داری بداخلاقتر میشی. یعنی حالت بهتره؟
نه، نه، نه، نه، نه
تو این ماشین غذا نخور وروجک
!و اون برگشت
ممنون که درستش کردی
فقط اینو بدونی که من پول هیچ کدوم از قطعات یا دستمزد رو نمیدم
یا اون عکاسی با تم وسترن که باهاش کردی
نه، اون فکر گِیب بود
من فقط خوشحال بودم که یه دلیل دیگه برای پوشیدن اون چرمای مخصوصم پیدا کردم
.خداحافظ، دکتر فانکی
اسمشو تو گذاشتی؟
اوه نه. حرکاتش اسمشو روش گذاشت
♪ من اینجام ♪
!دکتر فانکی
وای نه
به چیزی زدم؟
باید گواهینامهام رو پس بگیرم
💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.