All language subtitles for The.Walking.Dead.Daryl.Dixon.S03E07.1080p.AMZN.WEB-DL.DDP5.1.H.264-NTb

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish Download
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه‌ای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

« ترجمه از علی محمدخانی » .:: AliMK_Sub ::.

‫ @AliMK_Sub :در تلگرام

قرار بود آنتونیو یواشکی فرار کنه و

بیاد اینجا

هنوز خیلی نگذشته

...تو روی فده وایساد

جلوی مردم بهش گفت دروغگو

فکر نکنم فده بیخیالش بشه

...حالا دیگه جای پسرم امنـه

هیچی دیگه واسم مهم نیست

شاید باشه

...ولی تو

واسه خودت مشکل تراشیدی

،تو و اون رفیقت

آقای دیکسون

،پس چه بالا بری چه پایین بیای ...تهش بهم میگی که

کجاست؟

و اینکه چی تو سرشـه؟

!واسه ال الکازار داوطلب می‌خوام

کی دنبال کاره؟

!واسه جشن همسرگزینی کارگر می‌خوایم

!پول و غذا و تجهیزات خوبی به کارگرها میدیم

ممنون

کنار ماشین‌ها صف بکِشید تا !اسمتون رو بنویسیم

همونجاست؟ ال الکازاره؟

اوهوم

درست همون پایین بود

مثل آشغال وسط جاده ولم کردن

بعدش، تسلیم شدم

به کل ناامید شدم

،یکی از دوستام

همیشه نیمه‌ی پُر لیوان رو میدید

فرانسوی‌ها اغلب همینجوری‌ان

این همه راه نیومدم تا دوباره تسلیم بشم، می‌دونی؟

حدس می‌زدم

گمونم اونجا دنبال کارگر می‌گردن

بریم ثبت‌نام کنیم؟

خیلی‌خب

کارگر لازم دارم

غذای خوبی بهتون میدیم

ما هستیم، آقا

« مردگان متحرک: دریل دیکسون » « فصل سوم »

« قسمت هفتم(آخر): ساحل آرامش »

بعضی وقتا آدم دروغ میگه تا از عزیزانش محافظت کنه

در برابر چی؟

در برابر حقیقت؟

مادرم رو به کُشتن داده و ازم پنهونش کرده

همچین آدمی ترسویی بیش نیست

دیگه داری کم‌لطفی می‌کنی

پس سر تو هم شیره مالیده

...این دنیا

تو سنت قد نمیده

،ولی برای بعضی از ماها

ساده‌تر بود که دیگه بیخیال آینده بشیم

عین آب خوردن بیخیال خوشبختی شدیم

،ولی بابای تو هیچوقت بیخیالت نشد

کاری از دست‌مون ساخته نیست

باید صبر کنیم تا دریل و یوستینا برگردن

بعدش با قایق میریم

باید برگردم دنبال بابات

برو لباس رو بیار، لطفاً

شانس آوردیم از بارسلونا جون سالم به در بردیم

،آره

خیلی ترسناک بود

اون زن

همون گاوچرونه

دیدم چطوری نگاهش می‌کردی

توی ساحل آرامش هم همونطوری نگاهش می‌کردی

دنیا رو به پات ریختم

ببین

خیلی خوشگل میشی

.خواهش می‌کنم، النا .باید کمکم کنی

...نمی‌تونم اینجا بمونم

بلند شو، باهام بیا

بذار ببینمت

دلت واسه پاز تنگ نشده؟

ما دیگه بچه نیستیم

نباید برمی‌گشتم ساحل آرامش

ال الکازار دیگه خونه‌ی منـه

ولی هیچوقت خونه‌ی من نمیشه

اگه کسی منو انتخاب نکنه چی؟

اگه کسی منو نخواد چی؟

اون موقع می‌تونم برم خونه؟

شما دوتا، دارید چیکار می‌کنید؟

راه بیفتید، تنبل‌های مفت‌خور

!نه

!بجنبید

،اگه کسی انتخابت نکنه ...آخر و عاقبتت میشه مثل اونا

شاید هم بدتر

چه خبرها؟ دارید میرید کجا؟

میریم انبار

پُشت ماشینت چی داری؟

،دکمه‌های چوبی برای لباس

چرتنه و

یه جعبه خردلِ فرانسوی که

لب ساحل پیدا کردم

!در رو باز کن

یالا، بجنبید

نباید نقاب‌هاتون رو بردارید

باید تمام مدت

روی صورت‌تون باشن

یالا. یالا. یالا

!بیا جلو

واسه اینکه مجبور نباشن با کارگرها چشم تو چشم بشن

این شما و این هم تاریخ باشکوهِ اسپانیا

یالا. یالا. یه چیزی بردارید و راه بیفتید

امروز جشن همسرگزینیـه

جشن به زودی شروع میشه

...شایعاتی شده

مبنی بر اینکه یوستینا رو خلاف میلش فرستادی ال الکازار

مامان، این شایعات رو از دهن کی‌ها شنیدی؟

برای مثال همون زن آمریکاییه

آمریکاییه گفته، پس حتماً درستـه، نه؟

مامان، بیخیال تو رو خدا

چرا باید حرف پسر خودت رو باور کنی؟

وقتی می‌تونی حرفِ یه غریبه که موج‌های دریا آوردن باور کنی

مگه نه؟

خوبـه

می‌دونستم همش الکیـه

ولی اینا رو باید به بقیه بگی

،واسشون سؤال پیش اومده

جواب سؤالات‌شون رو بده

نذار جای شک و شبهه باقی بمونه

من عاشق این شهرم

همینطور عاشق مردمش که واسم مثل خانواده می‌دونن

گهگاهی فراموش می‌کنم که

چه بلایی سر دنیامون اومده

،میگه اینجا در صلح و آرامش زندگی می‌کردن

ولی دیگه نه

میگه تقصیر اونـه

برای کمک کردن و

استقبال از آمریکایی‌ها

این بود جواب خوبی‌هامون؟

،اونا سربازهای ال الکازار هستن

اینجا توی شهرمون توسط مهمون‌های آمریکایی‌مون کُشته شدن

آمریکایی‌ها فرار کردن

...یه خائن

بینِ ماست

ال الکازار به کمتر از قصاص راضی نمیشه

،جسدش تا وقتی زمان برگشتِ کاروان ال الکازار

به عنوان یه هشدار همینجا باقی می‌مونه

فقط یه راه نجات داری

چیزی که می‌خوام رو بهم بگو

پادشاه و ملکه‌ی اسپانیا اونجا نشستن

اگه می‌خوایم توی این جنگِ بینِ

زنده‌ها و مُرده‌ها

،پیروز بشیم

،آتشِ بصیرتِ آدمی

همچنان باید شعله‌ور بمونه

به عنوان پادشاه‌تون

انجام این کار وظیفه‌ی منـه

روزی هم می‌رسه که

این بار به گردنِ گیرمو میفته

...در کنار

،همسر زیباش، ملکه‌ی آینده‌ی مملکت

النا

وایسا

اوناهاشش

همه چی با سوگندی که این جوون‌ها می‌خورن شروع میشه

،همسرگزینی صرفاً یک مراسم نیست

عهد و پیمان ما در برابر آینده‌ست

حتماً واست سختـه

شاید بهتره بهت یادآوری کنم چه جایگاهی داری

نمی‌شینی؟

هر چی شما بخواید

فکری داری؟

دارم روش کار می‌کنم

سلام

کارول؟

روبرتو جاش امنـه

می‌بریمت پیشش

بیا

باید صبر می‌کردیم تا خلوت بشه

نجاتت میدیم

!برید، برید، برید

«دیجــــی موویـــــز»

!آهای

!این پُشت چه غلطی می‌کنی؟

گم شدی؟

!یا نکنه احمقی؟

!برید داخل! سریع

!منو با خودت ببر

!برو دنبال النا !بعدش بیاید جای موتور

کارمن

!بیاید اینجا! سریع

بیاید

می‌تونید طبقه‌ی بالا قایم شید

تا آب‌ها از آسیاب بیفته

طبقه‌ی بالا

دوتا مرد همراهش بودن

با یه ماشین از فانوس دریایی اومدن

پس یکی گذاشته با ماشین بیان داخل؟

پیاده نمی‌تونن خیلی دور بشن

نه، نه، نه. به ریسکش نمی‌ارزه

سگ‌ها رو آزاد کنید

مقدس‌ها؟

آره، سگ‌ها

مامان

چی شده؟

پابلو

عزیزم؟ چرا بیداری؟

حالا فهمیدم

پس بگو چرا می‌خواستی برگردی

سلام

سلام

ایشون دوستِ منـه

دوستِ خیلی عزیزم

وقت‌مون تنگـه

...اگه می‌خواید از اینجا برید

میرم وسایلم رو جمع کنم

!اعلیحضرت

تو رو یادمـه

دنبال زنِ منی؟

حالا هر شب پیش همدیگه‌اید

!چون سرش رو بالای تختت آویزون می‌کنم

چیزیت نیست. ولش کن. ولش کن

برو پابلو رو بیار

من هم تو رو یادمـه

نگران نباش، کوچولو

نمی‌ذارم یه مو از سرت کم شه

نوشیدنی بریزم یه گلویی تازه کنی؟

کنیاک؟

باید کمکم کنی

خیلی‌خب بابا. درک می‌کنم

روحتم خبر نداره

ماشین می‌خوام

خیلی‌خب. می‌فهمم. به خدا

ولی این کارها لازم نیست

!نه

!بس کن

!بس کن

!نه! بس کن

!بس کن! خواهش می‌کنم

منو بازیچه‌ی خودت کردی اونوقت توقع داری چیکار کنم؟

!ممنون

باید بریم - باشه -

بریم

!بریم

!بریم

یالا. بجنبید

برات چایی آوردم

عسل هم ریختی؟

آره

هوم

شیر چی؟

آره

پس به‌به

نباید برمی‌گشتی

ممکنـه همه‌ی نقشه‌هامون به فنا بره

برای چی آخه؟

برای روبرتو

تو

خودمون

!باز کن، خانم گوتیرز

افراد فده هستن

!آنتونیو، کارول

بیاید، سریع

اومدن دنبال شما - !باید خونه رو بگردیم -

بریم

!باز کنید! بذارید بیایم داخل

!باز کنید

بجنبید

آدمایی هستن که می‌خوان کمک‌تون کنن

کی‌ها؟

با حایمه برید

خدا به همراهتون

.توی خیابون‌ها امن نیست .پُر از مقدس‌هاست

.از این سمت میریم .می‌رسیم دمِ دروازه‌ها

بجنبید. نباید دیر کنیم

از این سمت، برید پایین

من باید برم

دنبالم می‌گردن - باشه -

!موفق باشید

ممنون، حایمه

حواس‌تون به مقدس‌ها باشه

با من بیاید

عین مور و ملخ همه جا هستن

بیاید اینجا

دور نشید

!یالا

...داشتم فکر می‌کردم

توی اردوگاه برای همشون امن‌تره

واسه همین می‌برم‌شون بارسلونا

امیدوارم راننده‌تون اون بچهه نباشه

برنامه‌ی خودت چیـه؟

من جایی توی ساحل آرامش ندارم

امیدوارم سالم برگردی آمریکا

...و اینکه

ازت ممنونم

بدون تو موفق نمیشدم

جدی؟

نه، یحتمل می‌تونستم

تابحال سوار موتور نشدم

واقعاً؟

قایق چی؟

قایق؟ چرا؟

چون باهامون میاید

بپر بالا

سفت بچسب

بچه‌بازی رو بذار کنار

!برو! برو

!برو! فرار کن

اوضاع فرق کرده، داداش کوچولو

یا هر کاری لازمـه می‌کنی

یا فاتحه‌تو می‌خونی

خوبی؟

آره. خوبم

...کاری که عموم کرد

تو خواب هم نمی‌دیدم همچین کاری ازش بربیاد

روزگار بدیـه

یا راه راست رو میری، یا راه کج رو

اون راه کج رو رفته

ولی تو نه

تو پاتو کج نذاشتی

ولی چرا؟

چرا اینقدر خودت رو توی خطر انداختی تا ما رو نجات بدی؟

روزگار بدیـه

حس کردم یه چیزی تو وجودم خاموش شده، می‌دونی؟

دیگه فرصتی ندارم که واسه خودم زندگی‌ای دست و پا کنم

از من دیگه گذشته

...ولی می‌خوام فرصتش

نصیب تو و روبرتو بشه

یالا. سوار شو

چند ساعت دیگه راه داریم

روبرتو احتمالاً داره یکی از آهنگ‌های اسپرینگستین رو می‌خونه و

«با خودش میگه «چرا اینقدر لفتش دادن؟

،روبرتو

!من اومدم

!دستا بالا

...آقا

!حماقت نکن

!دریل - آروم باش -

خوبی؟ - آره. تو خوبی؟ -

آره

،خیلی‌خب، گلوله خارج شده زخمش هم مال الان نیست

چیزیت نمیشه

از راه رسیدن. بهم شلیک کردن

روبرتو گفت کف اتاق قایم شم

الان کجاست؟ - ساحل آرامش -

بُردنش

کارول چی؟

رفت آنتونیو رو نجات بده

تنهایی؟ - نه -

نه. رودو و دنیل هم باهاش رفتن

حتماً یه اتفاقی افتاده

!گندش بزنن

من هم میام

می‌تونم کمکت کنم

همینجا پیش اون بمون

خواهش می‌کنم - زخمش رو تا بدتر نشده بخیه بزن -

زود برمی‌گردم

کار درستی کردی

امیدوارم که این درد همسرت رو تسکین ببخشه

می‌تونی بری

،بعضیا

واسه عزیزان‌شون همه چیزشون رو میدن

،در حالی که بقیه عزیزان‌شون هستن که

از خیر همه چیزشون می‌گذرن

...هر کار می‌خوای با من بکن

آنتونیو - اون دخلی تو ماجرا نداشته -

بس کن

می‌تونید از شهر برید

جفت‌تون

...ولی

شک دارم بتونید

برید دیگه. بجنبید

روبرتو

!بابا

چه بلایی سرت آوردن؟

دنیل و رودو رو کُشتن

.وایسا، پسرم .بذار بازت کنم

گفتی اعدام در ملأ عام

مردم کو؟

دارن تماشا می‌کنن

بعداً واسه اونایی که ندیدن تعریف می‌کنن

بازشون کن

!کارول

!بابا، فرار کن

نه، تو رو تنها نمی‌ذارم

!اونجاست، روی بالکن

!یوستینا

!یوستینا

!آهای، ملت

!اون دروغگوئـه

!فده به همتون دروغ گفته

!یه کاری بکن! نجاتش بده

یوستینا برگشته

فده دروغگوئـه - فده دروغ گفته -

یوستینا رو فرستاده بره

فده بهمون دروغ گفته

،مامان

...مجبور بودم که

من خوبم. تو خوبی؟

اوهوم

اینجا جاتون امن نیست

ال الکازار ساکت نمی‌شینه

چیزیمون نمیشه

آره

دریل اونجا رو آتیش زد

ال الکازار با خاک یکسان شده

با چشمای خودم دیدم

دیگه خبری از مراسم پیشکشی نیست

!اونو از مُچ دار بزنید

نه

،اگه از خودمون رحم و مورت نشون ندیم

چه فرقی با اونا داریم؟

بندازیدش تو سیاه‌چاله

اینا همش تقصیر توئـه

تقاص این کارت رو پس میدی

هیولا

!ولم کنید

!ولم کنید، خودم راه رو بلدم

مطمئنم تصور نمی‌کردی اینجوری برگردی خونه

قرار بود خودتون دوتایی برگردید

نه

پیش میاد دیگه

چیزی از ملوانی سرت میشه؟

یه چیزایی توی فیلم‌ها دیدم

هات‌داگ

آخرین شب‌مون توی اسپانیاست. بخوریم؟

آره. چرا که نه؟

یه چیز مسخره واست تعریف کنم؟

می‌شنوم

،تمام این مدت می‌خواستم برگردم خونه

همون اول چرا گذاشتم رفتم آخه؟

چرا باید با اون یارو توی مین سرشاخ میشدم و

سوار اون قایق میشدم؟

چرا همون موقع که فرصتش رو داشتم از فرانسه نرفتم؟

اصلاً با عقل جور در نمیاد

،می‌دونی، تمام زندگیم داشتم طفره می‌رفتم

فرار می‌کردم و با این و اون درگیر میشدم

همش همین

واسه زنده‌موندن مجبور بودی این کارها رو بکنی

ولی انگار عادتم شده

...هر بار که یه جایی جا خوش می‌کنم، بعدش

حس می‌کنم باید بذارم برم

مهم نیست کجا باشه

یه صدایی توی سرم می‌شنوم و تصمیم می‌گیرم که برم

،می‌ترسم وقتی برسیم خونه

دوباره اون صدا رو بشنوم

شاید نشنوی

شاید

شاید بتونیم بالاخره برگردیم خونه و همونجا بمونیم

هوم

مامان؟

گرسنه نیستم، مامان

می‌دونی که من رو می‌کُشن

به محض اینکه یوستینا بره

خوب می‌دونی

تقصیر خودتـه

همین الانش هم یه پسرت رو از دست دادی

...لازم نیست اون یکی رو هم از دست بدی

دریل؟

درِ شهرم رو به روتون باز کردم

بهتون غذا و سرپناه دادم

اونوقت شما همه چیزم رو ازم گرفتید

خیال کردی می‌ذارم به همین سادگی برگردید آمریکا؟

آمریکایی‌های حروم‌لقمه

همینجا می‌میرید و

اینقدر توی ساحل مرگ پرسه می‌زنید تا

گوشت تن‌تون از

استخون‌هاتون جدا بشه

دیدار به قیامت، حرومزاده

!قایق

!یه چیزی بردارید !خاموشش کنید

!کمک کنید

♪ Christian Villanueva - Hurt (Spanish Version) ♪

عمو فده

...دریل - !نه -

« ترجمه از علی محمدخانی » .:: AliMK_Sub ::.

‫ @AliMK_Sub :در تلگرام

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

ارائه‌ای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

« پایان فصل سوم »

« به یاد ایمی لِیسیِ عزیز » « از اعضای دوست‌داشتنیِ خانواده‌ی مردگان متحرک » « تولد ۱۹۶۳ - وفات ۲۰۲۵ »

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.