Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
« ترجمه از علی محمدخانی » .:: AliMK_Sub ::.
@AliMK_Sub :در تلگرام
اینجا چه غلطی میکنی؟
یکی باید اینو از خودت بپرسه
یکی رو لازم داری که بارسلونا رو بشناسه
به قیافهات نمیخوره همچین بطریای دستت بگیری
!اهمیت نمیدم
بریم
« بارسلونا، ۸۵ کیلومتر »
« مردگان متحرک: دریل دیکسون » « فصل سوم »
« قسمت ششم: قاچاق »
،بچه که بودم با بچههای فامیل میومدیم اینجا و
عشق و حال میکردیم
نمیدونستم بارسلونا اینقدر بزرگـه
...اونجا
،سیوتات ویا»ست» محلهی گوتیکِ قدیمی
مقصد بعدیِ کاروان اونجاست
خیلیخب، راه رو نشون بده
تنهایی از پسش برنمیایم
نه، میتونیم
.اینجا آدم سراغ دارم .میتونن کمکمون کنن
لازم نیست
اون اوایل، با دوستم نِرِئا اومدم اینجا
یه جامعهای از فراریها اینجا بود
بهمون پناه دادن
خب، اونجا عاشق یه پسره شده و
تصمیم گرفت همونجا بمونه
ولی تو ادامه دادی؟
...من
دنبال کسی بودم
.باید راه بیفتیم .بریم دوستت رو پیدا کنیم
دنبالم بیا
چند سال تو بارسلونا زندگی کردی؟
چهار سال، قبل از سقوط
واقعاً دلم میخواست فیلم بسازم
هوم
پس صرفاً عشق فیلمدیدن نیستی
کل پولی که توی عشای ربانی گرفتم رو خرج دوربین سوپر 8 کردم
اشک مادرم دراومد
بابام با کمربند کتکم زد
هیچکس منو درک نمیکرد
بعدش با ماریا آشنا شدم
اولین کسی بود که از تهِ دل باور داشت رؤیام چیز نیست
اصطلاحش چی بود؟
خیال خام؟
اوهوم
میشه بیام داخل؟
خانم مارگا
شب تا صبح حالش چطور بود؟
خوب خوابید
یکم پیش بیدار بود
ولی نمیتونست صحبت کنه
عصر بخیر. عصر بخیر
شنیدم حال روبرتو خیلی بهتر شده
اوهوم
چیزی هم گفته؟ - نه -
باید صبر کنیم داروهای خانم مارگا اثراتش رو بذاره
از دوستت چه خبر؟
شب و روز داره روی قایق کار میکنه
بدون استراحت
.دریل همینـه .واقعاً آدم سختکوشیـه
البته
البته، البته
فده
سرخیو کارِت داره
دم دروازههاست
اومدم
خب، هر چی شد منو هم در جریان بذارید
مردم شهرم حقشونـه بدونن چی شده
باشه؟ - باشه -
بسیارخب
چه بوی گندی میاد
از اینجا متنفرم
چرا گفتی بیام اینجا؟
اون سهتا سربازِ ال الکازار که
غیبشون زد رو یادتـه؟ - اوهوم -
،یک
،دو
سه
سربازهای ال الکازارن
مأموریتت به کجا رسید؟
چند روزه که کسی به قایق سر نزده
اون زنِ آمریکایی صاف تو صورتم دروغ میگه
معلوم نیست دیکسون چی تو سرشـه
حالم بد شد، بیا بریم
نه، نه، نه، نه، نه
الان کارم تموم میشه
یا خدا
کاری ندارم
...فقط دنبال پیچگوشتی بودم
واسه قایق
گربهات گشنشـه
مادهست یا نَر؟
یا خدا، چقدر ابزار اینجاست
شرمنده، معمولاً اینجا تنهام
ولی اگه میخوای دوش بگیری آب هنوز گرمـه
....منظورم اینـه
پیداش کردم - بعد از من -
لعنتی
این درجهبندیهای ریز نشوندهندهی چیـه؟
هر کدوم سهدهم یک دقیقهی زاویهایـه
خیلیخب
،خب، با درجهها و دقیقهها
،اصلاحات لازم رو روی شکست نور سطح آب دریا و
ارتفاع خورشید اعمال میکنی
همین دیگه
اینجوری همیشه میفهمی کجایی
کردی؟
چیکار؟
شرابِ اینجا رو مزه کردی؟
ای خدا، از دستِ تو
ببین
این... شاید به کارِت بیاد
لازمم نمیشه. داریم میریم
دقیقاً. وقتی واست نمونده
خیلیخب. بذار ببینم (اصطلاحات اسپانیایی)
هر زهری، درمانِ زهرِ دیگهایـه»؟»
زهر؟ این کتابِ چیـه دیگه؟ مهارتهای خودیاری به زبان اسپانیایی؟
...نه، یعنی بعضی وقتا
...بعضی وقتا لازمـه که
خطر کنی
...آم
یه کار خطرناک، دل رو بزنی به دریا
...آم
...الکل بخوری، سکس کنی
عاشق شی
شیفتهام تموم شد
سوختگیهای رودریگو خیلی بهتر شدن
...کیسهی آبِ جما پاره شده
چند ساعت دیگه بچهاش به دنیا میاد
نمیدونم بدون تو چیکار میکردم، مامان
خیلیخب
تا موقع میرم به روبرتو برسم
نه
نه. پیشِ جما بمون
.روبرتو خودش تنش میخارید .باید درس عبرت بگیره
بسیارخب
خودت هم قبلاً همینجوری بودی
یادمـه سرِ یه دختره چقدر احمقبازی درآوردی
هیچوقت اسمشو بهم نگفتی
این قضیه مال خیلی وقت پیشـه
همیشه مشغولِ کاری، پسرم
حواست به اموراتِ شهر هست
خیلی بده یکی باشه که حواسش به تو باشه؟
تو حواست به من هست دیگه
بد میگم؟
عشق و علاقهی بقیه رو میخوام چیکار؟
خودت میدونی منظورم چیـه
تو خوشتیپی، بااستعدادی
اینقدر سعی نکن منو زن بدی
برو به جما برس، بهتره بالا سرش باشی
خانم لوپا رو میفرستم پیش روبرتو
به بابایی سلام کن
به بابایی سلام کن
!الان منو میگیره
!کمک
یالا، بیا بریم میدون
چقدر ترسناکـه. هنوزم اژدها اینجا هست؟
نه، اژدهاها فقط بیرون شهر زندگی میکنن
بذار اینو بذارم زمین تا
یه قصه واست تعریف کنم
بیا بغلم
روزی روزگاری، اژدهایی خشمگین سایهی وحشت بر سر شهری انداخته بود
اونقدر ترسناک بود که ...مردم برای اینکه وارد شهر نشه
تصمیم گرفتن هر روز ...یه حیوون تقدیمش کنن
...وقتی دیگه حیوونی براشون نمونده بود
مردم مجبور شدن با قرعهکِشی ،یه نفر رو انتخاب کنن و به جای حیوون بفرستن
دستِ بر قضا، شاهدخت انتخاب شد
اژدها با نفس آتشینش از راه رسید
شاهدخت مطمئن بود که زمان مرگش فرا رسیده
تا اینکه جرجیس از راه رسید
،با شمشیرش
اژدها رو کُشت
از خونِ اژدها، یه گُل رُز پدیدار شد
وقتمون رو هدر دادیم
قضیهای که گفتی برای سیزده چهارده سال پیشـه، نه؟
باید دوستام رو پیدا کنیم
امیدوارم اینا دوستات نباش
!حواست جمع باشه
!بیاید
!برید داخل
!برید! برید، برید، برید
!بدوید داخل
!درها رو ببندید
!ببندید! ببندید
آروم باشید
جُم بخوری کُشتمت
لایا؟
پاز؟
واقعاً خودتی؟
چه کمونِ قشنگی
قبلاً فقط ده دوازدهتا دختر بودن که
از مراسم پیشکشی فرار کرده بودن
،چندتاشون بزرگ شدن
،تشکیل خانواده دادن
ما هم به بقیه پناه میدیم تا از دستِ ال الکازار نجاتشون بدیم
ما هم واسه همین اومدیم
میخوایم برسیم به کاروانشون
ما یه جامعهی فراری هستیم
منابع کافی واسه حمله رو نداریم
تو محافظت از خودتون که الحق هیچ مشکلی ندارید
واسه زندهموندن آره
،ولی واسه این کار
باید تا میتونیم مخفی بمونیم
بیا. یکی هست که دلت میخواد ببینیش
!خالید
ببینم میشناسیش یا نه
!خالید - پاز -
بالاخره اومدی بهمون سر بزنی
نرئا چی؟ اون کجاست؟
دو سال پیش
فوت کرد
خیلی متأسفم، خالید
النا چی شد؟
نتونستم پیداش کنم
آم... این دوستمـه. دریل
از جای خیلی دوری اومده
خوشبختم
الان دیگه همه جا دور حساب میشه، نه؟
همینو بگو
تو و دوستت حتماً گشنهتونـه
بشینید
آره. بیاید
نو تنگو پلوس ان لا لنگوا؟
آره، یعنی حرف دلت رو میگی
پلوس مگه نمیشه مو؟
:ترجمهی تحتالفظیش میشه
«زبونم مو نداره»
خب، حالا با عقل جور درمیاد
این اصطلاح رو شنیدی؟
«استاس کومو اونا رگادرا»
توی کتابت ننوشته؟
...این
ایناهاشش
من آبپاشم»؟» - نه -
یعنی زده به سرت
رگادیرا
رگادِرا
...رگا - باید ر رو اینجوری بکِشی -
ررر - ررر -
ررر - ررر -
آفرین، آره - ررر. سختـه -
مخصوصاً با این موهای روی زبونم
ریو» میشه رودخونه»
...ما ریو - ما نه، مه، مه ریو -
میشه خنده؟ - آره -
خانم مارگا باید تو زایمان یه نفر کمک میکرد
خانم مارگا مجبور شده بره بالاسرِ یه نفر برای زایمان
کِی تبش شروع شد؟
کِی تبش شروع شد؟
نگران نباشید
چایی درست کنید. لباسهای خنک بیارید
متوجه نمیشم. حالش بهتر شده بود
دارو لازم داریم
باید از فده بخوایم آسپرینی چیزی
برای کاهش تب بهمون بده
عمراً بهم دارو بده
خب، باید مجبورش کنیم
کارش با چایی و دعا راه نمیفته
شهر تا حدِ امکان منابعش رو
در اختیار پسرت گذاشته
.خواهش میکنم. خودت دیدی حالش خیلی بده .یکم آسپرین بده تبش بیاد پایین
،روبرتو وقتی تنهایی گذاشت رفت هممون رو تو خطر انداخت
اون جوونـه و خام
یه جوون که خیال میکنه بالاتر از قوانینـه
خودت که میشناسیش، آنتونیو
ما واسه حفاظت از مردم قانون داریم
اصلاً وظیفهی من همینـه
داری میگی به روبرتو آسپرین نمیدی؟
اتحادمون رو تو خطر انداخت
متوجهید؟
خدا میدونه دفعهی بعد کِی برامون محموله میارن
تا اون موقع، باید همه چی رو جیرهبندی کنم
موندم اگه مردم سر از کارهات در بیارن
چه فکری با خودشون میکنن
منو تهدید میکنی؟
به نظرت کار عاقلانهایـه؟
شاید بهتر باشه دیگه برید
،همین قصد رو دارم به زودی میرم
ولی تا اون موقع، مهمونِ منـه
پس به مهمونت بگو اگه راه بیفته و ،این رازها رو فاش کنه
کلاهمون میره تو هم
نمیذارم اینجا دردسر درست کنه
شیرفهمش کن
صداش قشنگـه
ساندرا
چهارده سالش بود که ،فرستادنش ال الکازار
ولی کسی حاضر نشد باهاش ازدواج کنه
واسه همین مجبورش کردن کار کنه
کتکش میزدن
عینهو بَرده
فرارش معجزه بود
،سه ماهِ اولی که اینجا بود
لام تا کام حرف نمیزد
روانش حسابی به هم ریخته بود
مسابقهی خوکِ بعدی کِیـه؟
مراسم پیشکشی
.دارن میرن همونجا دیگه کِیـه؟
خیلی زود. دو روز دیگه
تا دندون مسلحن
،وقتی هم وارد سیوتات ویا بشن
هیچ شانسی در مقابلشون ندارید
باید ازشون جلو بزنیم
ممکن نیست
میخوام یه دختره رو نجات بدم
کارِتون همین نیست؟
خیال کردی اگه ال الکازار خبردار بشه که
،اینجا وجود داره چه بلایی سر این دخترا میاد؟
نمیتونم جون همه رو برای یه دختر به خطر بندازم
فقط یه دختر نیست
گیرمو تورس هم همراهشونـه
پادشاهِ بعدی
...ما دختره رو نجات میدیم
شما هم پادشاه بعدیِ اسپانیا رو میکُشید
،شاهی نباشه
دیگه مراسم پیشکشیای هم در کار نیست
،برای اینکه برن سیوتات ویا باید از اینجا رد شن
لا ریادا
چیـه؟ رودخونهست؟ - از اون درب و داغونها -
سیوتات ویا اونجا یه تله برای نگهداری از «حریص»ها ساخته
اینجا این اسمو روی مقدسها گذاشتن
بهشون میگن حریص
اولش فقط واسه این بود که یه جا حبسشون کنن
،با گذرِ زمان
شد سنگرِ جامعه
ویا؟ دارن میرن همونجا؟
آره
تنها راه عبور هم اونجاست
،باید اونجا بهشون حمله کنیم قبل از اینکه رد بشن
یه مشکلی هست
اینجوری با سربازهای کاروان و
نگهبانهای ایست بازرسی درگیر میشیم
تعدادمون خیلی از اونا کمتره
پس جداجدا بهشون حمله میکنیم
!از اینجا برو - تو هم باید بیای -
!برو! بدو
میترسم
!دریل! عجله کن
برو! پشت گوشتم نگاه نکن
تا عمر داری برنگرد
.نگران من نباش من تحملش رو دارم، خب؟
تو هم باید بیای - من چیزیم نمیشه -
!حالا برو. برو
دریل، برگرد اینجا
«دیجــــی موویـــــز»
یکمشو نگه دار واسه فردا
کابوس دیدی؟
خواب رنگینکمون و تولهسگ دیدم
بابت دوستت متأسفم
توی ساحل آرامش با اون زنه دیدمت
همونی که از ال الکازار اومده بود
النا
حالا شاهدخت شده
نوجوون بودیم که توی دبیرستان همدیگه رو دیدیم
تو خواب هم نمیدیدم یه روز به من توجه کنه
...بعدش به چشمش اومدم و
رؤیایی بود
،اون چند ماه اول بعد از سقوط
...وقتی دنیا داشت از هم میپاشید
...من و اون
خیلی خوشحال بودیم
بعدش بُردنش؟
اولین مراسم پیشکشی
،قرار بود همون یه بار باشه
واسه افزایش جمعیت یا همچین چیزی
بعدش رفتی دنبالش
،من و نرئا خیلی احمق بودیم
شهر به شهر افتاده بودیم دنبال کاروان
همیشه دیر میرسیدیم
...حس میکردم اگه دست نگه دارم
باید با واقعیت روبرو شم
با این واقعیت که دیگه نمیبینمش
...ولی اگه تسلیم نمیشدم
لازم نبود این حقیقت رو بپذیری
درک میکنم
بالاخره رسیدم ال الکازار
،سعی کردم یواشکی برم داخل ولی منو گرفتن
،منو انداختن توی جاده تا بمیرم غذای مقدسها بشم
ولی زنده موندم
خودمو قانع کردم که بهتره فراموش کنم
گفتم فراموش کردن با تسلیم شدن فرق داره
چی شد نظرت عوض شد؟
یه روز سر و کلهاش توی ساحل آرامش پیدا شد
یهویی و بیخبر
انگار داشتم خواب میدیدم
...روبرتو رو هم میدیدم
،اینکه چقدر سرسخت بود هیچوقت تسلیم نمیشد
فهمیدم اشتباه کردم که دست کِشیدم
حالا فهمیدی چرا اینجام
خودت چرا اینجایی؟
...به نظرم
...شاید
تو هم یکی رو از دست دادی
یکی که برای همیشه از پیشت رفته
یکی دوتا نیستن
دردِ هر کدوم با اون یکی فرق داره
اوضاع خونه چطوره، گوستاوو؟
خوبـه
زنت چطوره؟
بهتر نشده
،اگه داروی اضافه خواستی بیا پیشِ خودم
ممنون، سرخیو. متشکرم
خانم مارگا. خواهش میکنم
برای روبرتو. حالش خیلی بده
خیلی مریضـه
یوستینا عاشق بود
پیداش کرده بود
این گردنبندِ یوستینائـه
فده دروغ گفت
سالهاست داره دروغ میگه
یوستینا فهمید و فده هم اون رو با ال الکازار فرستاد بره
نمیفهمی چی میگم
...فده
دروغ گفت
دروغهای زیاد
نه
فدهی من دروغگو نیست
چرا، دروغ گفته
یوستینا عاشق روبرتو بود
...یوستینا
عاشق روبرتو بود
ای خدا
فده داره مسمومش میکنه
گربهه
مُرده
زهر
واسه همین حالش اینقدر بده
خواهش میکنم
خیلی ممنون
داروها داره جواب میده
تبش اومده پایین
خوبـه. باید بریم
ضعیفتر از اونـه که ببریمش
فقط تا فانوس دریایی
ولنتینا میذاره اونجا بمونیم
...اگه به خاطر من بمیره
باید قبل از اینکه فده شستش خبردار بشه بریم
بعدش چی؟
،وقتی دریل و یوستینا برگردن
سوار قایق میشیم و میریم
آمریکا؟
نمیتونم
چرا، میتونم - نه -
،هر آتویی که فده ازت داره
به قدر کافی تاوان دادی
!تو متوجه نیستی
خیلیخب، پس کمکم کن متوجه شم
بگو قضیه چیـه
میتونم نشونت بدم
اتا» یه گروه اصلاحطلب بود»
دههها برای استقلال ایالت باسک جنگیدن
از زمان فرانکو
میخواستن کشور خودشون رو داشته باشن؟
آره
سرزمین باسک
مادر من هم اهل باسک بود
بهش باور داشت
من هم همینطور
یه مدتی
داشتم روی این مستند کار میکردم
صدام میاد؟ - آره. واضح -
.این کار درستی نیست، آنتونیو .ما نباید اینجا باشیم
عزیزم... این لحظهایـه که !قراره دنیا رو متحول کنیم
!اوناهاشش
آماده شو
ماریا نمیخواست دخلی تو ماجرا داشته باشه
از اینکه صدای تروریستها شده بودیم خوشش نمیومد
ولی من مجبورش کردم. اصرار کردم
!ماریا
فده خبردار شد
میخواست به روبرتو بگه
به جاش، تصمیم گرفت باهاش بهم فشار بیاره
!کمک
هیچوقت نتونستم حقیقت رو به پسرم بگم
نمیتونستم بهش بگم که
مادرش چطوری مُرده
نمیتونم بگم به خاطر من مُرده
همش تقصیر من بوده
تقصیر من بود
تقصیر من بود
!همش تقصیر من بود
روبرتو. روبرتو
روبرتو
!وایسا
نترس
یالا. بزنید بریم
چرا وایسادیم؟
نمیدونم
!راه بیفت
خدای من
!برید عقب
دریل
!یه چیز دیگه پیدا کن
روبرتو چی شد؟
نگرانش نباش
مشکل چیـه؟
باز نمیشه
!چیکار میکنی؟ سرت رو بدزد
!کلیدها تو جیبِ نگهبانـه
!دروازه داره باز میشه! بریم
!داره باز میشه! بجنب
لایا. داری چیکار میکنی؟
نباید بذاریم گیرمو فرار کنه
!النا توی ماشینـه !میکُشیش
!ماشینها رو بیارید
!بزنید بریم
!ما رو از اینجا ببر! راه بیفت! برو
!لایا! لایا، نه
لایا
!دریل، دارن راه میفتن
!زود آزادشون کن
!دریل، بجنب! دریل
!عجله کن
!برید عقب
گندش بزنن
!یوستینا، متأسفم! ببخشید
!دریل - !نذار ما رو ببرن -
!دریل! تو رو خدا! نه
میدونم خیلی راحت نیست
همین که از اینجا برم کافیـه
ردیفی؟
یه لحظه صبر کن
بالاخره از خر شیطون میاد پایین
بهترین بخشِ دروغ گفتن
اونجاست که حقیقت رو میگی
یه باری رو از روی دوشت برمیداره
امیدوارم
...اول با اتفاقی که افتاده کنار میای
بعدش با این مسئله که زنده موندی کنار میای
،بعدش با گذشت زمان ،اگه خوششانس باشی
این موهبت شامل حالت میشه که دوباره بتونی به زندگیت برسی
گوستاوو کمکم میکنه یواشکی بیام بیرون
توی فانوس دریایی میبینمتون
خیلیخب - ...درضمن، کارول -
یه چیز دیگه هم میخواستم بگم
بذار واسه بعد
...برای نجات روبرتو
...برای اینکه بهش اهمیت میدی
...گمونم حرفم اینـه که
ممنونم
خیلیخب - سوئیچ رو لازم دارم -
باشه
فعلاً، خارجی
میتونید برگردید اردوگاه؟
به مقاومت ادامه میدیم
موفق باشید
ممنونم
قول میدی برگردی؟
خیلی متأسفم
باید تلاشمون رو میکردیم
بیخیالش نمیشدی، نه؟
با خودم گفتم شاید فرصت دیگهای نصیبم نشه
خب، ال الکازار
کدوم سمت باید بریم؟
یکم واسه ساحل دیروقت نیست؟
دارم از شهر میرم
خوش گذشت، ولی دیگه وقتشـه برم
عصر بخیر
باید ماشینت رو بگردیم
،البته. ولی از من به شما گفتن اون پشت مثل بازار شامـه
یادم نمیاد موقع اومدن پنل خورشیدی با خودتون آورده باشید
اون هدیهی خداحافظیِ آنتونیو واسه سفرمونـه
،آنتونیو خیلی دستودلبازه ولی مگه مال اونـه که بذل و بخشش میکنه؟
مردم دیگه از شهر هم نمیتونن خارج شن؟
از کِی تا حالا شهرمون زندان شده؟
از دزدها به اندازهی
دروغگوها بدم میاد
،اگه اینجا جایی برای دروغگوها نیست
شاید خودتم باید از اینجا بری
...یا از اون بهتر
چرا به همه نمیگی که
چه بلایی سر یوستینا آوردی؟
چون روبرتو به هوش اومده و
!همه چی رو به من گفته
چرا به ملت نمیگی سعی کردی پسرم رو مسموم کنی؟
برای اینکه روی دروغهات سرپوش بذاری
به نظر من قاتل از دزد بدتره
دنیا با اون فیلمایی که میبینی فرق داره، تونتی
توهم زدی
خداحافظ، کارول
این مسئله دیگه به تو ربطی نداره
ممنون
برو
متأسفم
نه
دوباره تلاش کن. لطفاً
کار دیگهای از دستمون برنمیاد
یه بار دیگه
خواهش میکنم، آقا. لطفاً
کلی آدم دیگه هستن که کمک میخوان
متأسفم
عزیزم. عزیزدلم
متأسفم، عشقم
ببخشید
معذرت میخوام، عشقم
دار و ندارم تویی
زندگی بدون تو واسم معنایی نداره
« ترجمه از علی محمدخانی » .:: AliMK_Sub ::.
@AliMK_Sub :در تلگرام
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.