Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
اینجا از هم جدا شدن
انگار سه نفرشون رفتن اون سمت
دوتا هم اون سمت
مقدسها
آره. یالا
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
« ترجمه از علی محمدخانی » .:: AliMK_Sub ::.
خایهشو نداری، نه؟
دیگه خیلی آویزون مونده
آره، بذار زجر بکِشه
شرط میبندم با دوتا ضربه طناب رو پاره میکنم
آره جون خودت، دوتا
حداقل چهارتا میخواد - ،نه، اگه با دوتا پارهاش کردم -
نوشیدنی امشب رو تو حساب میکنی - باشه -
@AliMK_Sub :در تلگرام
آخریشـه
!روبرتو - !آهای -
!آهای
!روبرتو
!روبرتو - !آهای -
!روبرتو
!روبرتو! روبرتو
نفس میکِشه
من اینجام
مُردی؟
پسرم
من پیشتم
تو زندهای
« مردگان متحرک: دریل دیکسون » « فصل سوم »
« قسمت پنجم: برزخیها »
متأسفم، بابا
هیس، آروم باش
همه چی مرتبـه
باید میدیدمش. باید میدیدمش
اونا گرفته بودنش، بابا
،پیداش کردم
داشتیم میرفتیم
ولی بعد صداشون رو شنیدیم که دنبالمون بودن
ال الکازار
!نه
!نه! نه
!روبرتو
دوباره بُردنش
دوباره؟
اون داوطلب نشده
فده تمام این مدت دروغ میگفته
تقلب هم میکرده - تقلب؟ -
منظورت چیـه؟
.روبانش رو برمیداشته .برای همین هیچوقت انتخاب نشده
چطور تونسته این کار رو بکنه؟
یوستینا فده رو تهدید کرده که ،اگه مراسم لغو نکنه
به همه میگه چیکار کرده
نگران نباش
نگرانش نباش
کافیـه
آفرین
باید برش گردونیم
خانم مارگا دوباره حالش رو خوب میکنه
،با توجه این چیزایی که فهمیدیم فکر نمیکنم اونجا واسش امن باشه
داروهای جدید از ال الکازار رسیده
به وضعش کمک میکنه
بابا؟ - بله -
پسرم، من همینجام
پیشِ من بود و
دوباره از دستش دادم
بیا اینجا
ببین، شاید بهتر باشه تظاهر کنیم نمیدونیم
تظاهر کنیم نمیدونیم؟
،میگیم تو جاده ریختن سرش یا هر چی
اینجوری فده مشکوک نمیشه و درمانش میکنن
مهم همینـه دیگه، نه؟
ممکنـه جواب بده
،فقط یه دروغگوی خوب میخوایم
که یه خوبشو سراغ دارم
یوستینا رو چیکار کنیم؟
فکر نمیکنم کاری از دستمون بربیاد
دیگه نه - نمیشه دست رو دست بذاریم -
...انگار داریم ازشون سوءاستفاده
از کسی سوءاستفاده نمیکنیم - مخصوصاً از این دوتا -
بعد از این همه لطفی که بهمون داشتن
به من
خودم میرم دنبالش
نمیشه - اینقدر بهم امر و نهی نکن -
باید از اینجا بریم
مقصد بعدی کاروان کجاست؟
بارسلونا، یحتمل
قبل از اینکه برن جنوب از اونجا رد میشن
بارسلونا. چقدر تا اونجا راهـه؟
با ماشین یا موتور چند روز
نقشه داری؟
آره، توی داشبورد
باهات میام
هنوز کامل خوب نشدی
سرعتم رو کم میکنی
دریل - بهت نیاز دارن -
جفتشون
چند روزه برمیگردم
باشه؟
هاتداگ
کیمادا دلهای آزرده رو تسکین میده
اسم این معجون کیمادا هست
یه مدل مشروبِ دارویی که فقط جادوگرها بلدن بسازن
جادوگر؟ - به حکیمهای محلی میگیم جادوگر -
دانش باستانی که نسل به نسل از مادرها به دخترهاشون منتقل شده
...مثل
ساحرهها؟
نه
خب، آره
جغدها، وزغها، ساحرهها
اهریمنها، اجنه، شیاطین
ارواحِ زمینهای مهآلود
کلاغها، سمندرها، جادوگرها
طلسمهای حکیمانِ محلی
از پسرمون روبرتو دور بشید
حتی اگه خوب نشه هم لااقل مست میشه
مادرم هر کاری از دستش بربیاد واسه روبرتو میکنه
،کالاندولا داره ...اپازوته داره، زرشک داره
چیز... به انگلیسی بلد نیستم
همهی این گیاههای دارویی رو ال الکازار آورده
زندگی تو دهکده توی این دوره و زمونه سختـه
انسانهای نخستین غافلگیرمون کردن
بهای گزافی پرداختیم
ولی ازش عبور کردیم
با مهمات و تدارکاتی که ال الکازار بهمون میده
ازش عبور کردیم
آره، بهاش رو ما میدیم
بشین
،میدونستی خانوادهی پسرعموم، رائول
قبلاً تو این قسمت شهر زندگی میکردن؟
دو خونه اونورتر
اون موقع بهت میگفتیم «تونتی». یادتـه؟
اون زمانها بهش میگفتیم تونتی
یادتـه؟
یادمـه
رائول تقریباً هر شب میومد دم خونهی ما دسر بخوره
بعد تظاهر میکرد اتفاقی سر رسیده
«!اوه، دارید دسر میخورید؟»
ماریا بهترین نونوای شهر بود
ماریا؟
مادرِ روبرتو
تونتی مرد خوششانسی بود
ولی خودش میدونه. خوب میدونه
تعریف کن، چی شد؟
،روبرتو رو که پیدا کردی چرا به این حال و روز افتاده بود؟
مشخص نبود
انگار راهزنها بهش حمله کردن
یهو ریختن سرش و ولش کردن بمیره
،ما که سر رسیدیم بیهوش شده بود
ماشین چی شد؟
نبود
حتماً بُردنش
به نظرت کارت انسانهای نخستین بوده؟ - آره -
اینطور فکر میکنیم
من که فکر نکنم
اونا درجا میکُشتنش
اثری از ال الکازار نبود؟
نه
خب، گمونم همینطوری بهتره
برای همه
فده
میدونم پسرم بیاحترامی کرده
ولی رفتارش رو درست میکنه، خب؟
حالش که خوب بشه باهاش حرف میزنم
از حالا به بعد رفتارمون رو بهتر میکنیم
باشه، مشکلی نیست
دوستت کجاست؟
رفت به قایق سر بزنه
آم... خیلیخب
،اگه شب میاد دهکده
باید بدونیم که اجازه بدیم وارد شه، خب؟
،لطف دارید
ولی گمونم شب همونجا بمونه
توی ساحل؟
آره
عاشق طبیعت و ایناست
آره، به قیافهاش میخوره
خوبـه
خوبـه
،روبرتو که حالش خوب بشه در مورد اقدامات آینده صحبت میکنیم
یه راهی پیدا میکنیم که این اتفاقات رو فراموش کنیم
کار ال الکازار بوده، نه؟
پاز - چیزی نیست. پاز قابلاعتماده -
کاروان و دریل چی شدن؟
،دریل رفت دنبالشون دنبالِ یوستینا
...آب
...خواهش میکنم، آب بدید
آب
آب
آب - بیا -
.آب، خواهش میکنم .آب. آب، خواهش میکنم
آب، آب، آب
بگیر
آهای، آهای
!آهای
استخوانشکن
منتظرِ منـه
بعدی تویی
آب. آب
...آب. آب
بدش من
چوفو
!بیا ببین
موتوره رو میخوام
همینطور غذا برای لولا
لعنتی
!یالا
!یالا
باید همین الان بری
!برو
برید عقب
!برید عقب
نه، نه، نه، نه
وقت بخیر، آقا
متئو. متئو
آب
آب
یالا
یالا
یالا
آبـه؟
یکم میدی؟ - نه -
خواهش میکنم آب بدید
آب، خواهش میکنم
!بازم. بازم
یالا
!بازم - !دیگه کافیـه -
آمایا، اون مهمونمونـه
تنها توی بیابون پیداش کردیم
از کجا میدونی چطور آدمیـه؟
تفنگ داره
شاید بتونه کمکمون کنه
با تموم کردنِ آبمون؟
بازم آب بدید، لطفاً
این آب برای هممونـه و فقط همین رو داریم
«دیجــــی موویـــــز»
یه مخزنـه برای نگهداریِ آب
آب
آره. آره، آره
آره. برای آب. آب
سالها پیش، اینجا بارون میومد
بارون - بارون. آب بارون -
آره. آره. آب
الان همه جا خالیِ خالیـه
به خاطر خورشیده؟
...آبش رو خشک
...خورشید آبش رو خشک
خشک... کل آبش رو خشک کرده؟
نه، نه
راهزنها
راهزنها آبتون رو دزدیدن؟
لاشخورها
آدمای بد میان
آبمون رو میدزدن
میبرن قطارشون
سوار قطارن؟
آدم بدها این بلا رو سرِ شهرتون آوردن؟
...نه، نه، به خاطر
...آم
جنگـه... جنگِ قدیمی
اسپانیا علیه اسپانیا
جنگ داخلی
آره، جنرالیسیمو فرانکو
فرانکو
این کار رو کرد تا جنبش مقاومت رو سرکوب کنه
جناب مقاومت
چرا اینجا زندگی میکنید؟
جای دیگهای ندارید برید؟
جای دیگهای ندارن
کسی راهشون نمیده
...ما... ما
جذامی هستیم
جذامی. جذامی؟
«مردم بهشون میگن «برزخی
بین مرگ و زندگی
نه زندهان، نه مُرده
چطوری تو جذام نگرفتی؟
...آم، من میتونم
لمسشون کنم
یکم
یکمش اشکال نداره
واست ضرری نداره
ولی زیاد نشه
فهمیدی؟
آره، فهمیدم
ببین، باید برم بارسلونا
اون آدمای سوار قطار موتورم رو گرفتن
موتوم رو
لاشخورها موتورش رو دزدیدن
بهش بگو که
اگه کمکمون کنه، ماشین رو میدیم بهش
از کجا بدونیم میشه بهش اعتماد کرد؟
مگه چارهی دیگهای هم داریم؟
بهش بگو
میتونی این رو ببری
مال تو
در ازاش چی میخواید؟
آبمون رو از قطار برگردون
میخواید آبتون رو پس بگیرم؟
بهش بگو که
،اگه کمکمون نکنه
هممون میمیریم
چهار پنج روز دیگه
بدون آب بمونیم، میمیریم
هیچی ازمون نمیمونه
.میریم بخوابیم .فردا تصمیمت رو بگو
.خیلیخب، قبولـه .میرم دنبال آبتون
کمکمون میکنه
.ببینید، کل گلولههام همینـه .کلاً چهارتا
.خب؟ تعداد راهزنها زیاده .خب؟ خیلی زیادن
.باید باهاشون بجنگیم جنگ. میفهمید؟
جنگ - جنگ -
جنگ. جنگ
جنگ. جنگ
جنگ. جنگ
...چیز لازم دارم
بده من، ممنون
.کلی طناب میخوام .اینو میبینید؟ کُلی از این میخوام
طناب
طناب لازم داریم
طناب. باشه
.کارلوس، برو برج ناقوس .طناب بیار
!یالا! سریع، بجنب! برو
فهمیدید؟ بگیرش
طناب
خوبـه. خیلی خوبـه
خوبـه
پرسید نظرت چیـه؟
در مورد این شهر و مردمش
فرانسویها یه کلمه براش دارن
«متحولکننده»
.چیز خوبیـه .بهش بگو تعریف کردم
گفت آدمای خوبی هستیم
،دوستِ من
آب میخوای؟
آره
ممنون
خدا به همراهت
متئو خیال میکنه برامون آب میاری
تو همچین فکری نمیکنی؟
من فکر میکنم ولمون میکنی تا بمیریم
خیلی وقتـه رفته
شاید حق با تو بود
!اونجا رو
لاشخورها
یالا
یالا
هیس
تو برو پُشت
اینجا نیست، بریم
چهار اهریمن
چهار گلوله
!حالا
یک
کجاست؟
دو
سه
لعنتی
چهار
امروز خیلی خوشگل شدی
خوشگلِ من. قشنگِ من
لولای من
یه ماره دیگه، لامصب
خودت ماری، خفه شو خواهشاً
!لولای من گشنشـه؟
،حتماً گشنشـه آخه قیافهشو ببین
چقدر چندشآور
نگران نباش، غذا تو راهـه
!نه، نه، نه، نه
!آهای، آهای
اینا چه خبره؟
هیس، هیس، هیس
!لعنتی. بچهها
!بچهها
بچهها
ممنون
میری بارسلونا؟ - آره -
ممنون
آقا
مچکرم
رُزا بودی؟
آره
من هم دریل هستم
د... دریل؟
!سلام، گوستاوو
ولنتینا، چه عجب یادی از ما کردی
سالی یه بار که میام
اومدیم عیادتِ روبرتو
!در رو باز کن
...روبرتو
دوستِ من
این حیوونا چه بلایی سرت آوردن؟
حالش خوب میشه، خانم مارگا؟
روحش توی مرز بین امید و ناامیدی گیر کرده
بین اشتیاق برای زندگی و آمادگی برای مرگ
انگار تو برزخـه
سعی میکنیم بیاریمش بیرون
بازم اروخو میخوایم
چندتا بطری توی انباری هست
باید برم یکم اروخو برای کیمادا بیارم
کمک میخوای؟ - آره، ممنون -
به ندرت میام اینجا
.اینجا آدم زیاده .همه قضاوتت میکنن
خوبـه بالاخره از اونجا زدی بیرون
تو چی؟ برنامهات چیـه؟
من و دریل به محض اینکه بتونیم راهی میشیم
فهمیدم از اول در مورد شما اشتباه میکردم
گمونم داشتم توی جای اشتباهی دنبال میگشتم
آدم وقتی توی گالیسیا باشه
شرابِ همونجا رو ترجیح میده
بد برداشتی نکنی ها
ولی تابحال کسی بهت گفته چه خانمِ پیرِ حشریای هستی؟
معمولاً کسی بهم نمیگه خانم
ما رو میرسونی باغ؟
البته
،خب، ولنتینا
مغزت رو با حرفهاش تیلیت کرده؟
گمونم، یکم
...اون
شما بهش میگید؟
فضول
آره - آره -
یکم - خدا از دهنت بشنوه -
پرسید برنامهام چیـه
تو چی گفتی؟
،گفتم به محض اینکه دریل برگرده
عازم آمریکا میشیم، به گمونم
تو چی؟ برنامهی تو چیـه؟
اینجا خونهی منـه
،شروعِ دوباره تو یه جای دیگه
،یه بار دیگه سعی کردم
ولی عاقبت خوشی نداشت
منظورت بارسلوناست؟
اوهوم
خب، اونجا بارسلونا نمیشه
...منظورم اوهایوست. اونجا
ولی جای بدی هم نیست
...جاییـه که
...یکی مثل تو میتونه
یاد بگیره از زندگی لذت ببره
شاید
،حرفم اینـه شاید بتونی باهامون بیای
با قایق
باید برگردیم
منتظرمونن
پیشِ روبرتو بود؟
مثل اینکه
گردنبندِ یوستینا دستِ روبرتو چیکار میکنه؟
خود یوستینا داده بهش
ولی وقتی رفت گردنش بود
اشتباه میکنی، مامان
باشه
میرم شام رو حاضر کنم
آره، همین کار رو بکن
،اینقدر هم شکلات نخور، لامصب چاق میشی ها
سرخیو
برو ساحل
ببین دریل پیش قایقـه یا نه
چشم، فده. الساعه
« ترجمه از علی محمدخانی » .:: AliMK_Sub ::.
خدایا، ازت ممنونم
برای اینکه مراقب پسرم بودی و حالا داری حالش رو بهتر میکنی
لطفاً به دریل هم کمک کن تا یوستینا رو پیدا کنه و
برش گردونه خونه
@AliMK_Sub :در تلگرام
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.