All language subtitles for The.Walking.Dead.Daryl.Dixon.S03E02.1080p.AMZN.WEB-DL.DDP5.1.H.264-NTb

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish Download
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه‌ای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

« ترجمه از علی محمدخانی » .:: AliMK_Sub ::.

‫ @AliMK_Sub :در تلگرام

چه غلطی می‌کنی؟

حالت خوبـه؟

هیس. نگاه کن

خیلی به هم میان

کلی چیز میز دارن

نکنی ها

فقط یکم چیز میز ازشون می‌گیرم

نه، من که حالم خیلی بهتر شده

مقاومت نمی‌کنن

خب پس چرا اسلحه می‌بری؟

یخ جمع رو بشکونم

تو جاده که بودیم خیال کردم یه چیزی دیدم

!آهای، ببینید

گندش بزنن

یکی قصدِ سفر طولانی به سرش زده

آره

!یوهو

کسی اینجاست؟

ببینید چی پیدا کردم

!بیاید بیرون بازی کنیم

« مردگان متحرک: دریل دیکسون » « فصل سوم »

« قسمت دوم: مراسم پیشکشی »

کسی اینجاست؟

!خجالت نکِشید

!یالا، نترسید

!آهای؟

سلام، رفقاً. حال‌تون چطوره؟

!از آب بیاید بیرون

!بجنبید

!خواهش می‌کنم بذارید اون بره

هر چی می‌خواید بردارید ولی !تو رو خدا به ما کاری نداشته باشید

!روبرتو

اهل کجایید؟

هیچ جا. اهل این نزدیکی نیستیم

اهل شهر «ساحل آرامش» هستید؟

.نه، آقا. اهل سانتیاگو هستیم .فقط داشتیم رد می‌شدیم

تمام وسایل‌مون مال شما

بیخیال. بچه‌ان

آره، ولی ممکنـه به کسی چیزی بگن

!دهن‌مون قرصـه !داریم میریم سمتِ جنوب

نمی‌تونیم رو حرف‌تون حساب باز کنیم، درستـه؟

!تیرش از کجا اومد؟

خوبی؟

کمک می‌خوای؟

اسپانیایی بلد نیستم

انگلیسی بلدم

...آم

ممنون - ...یوستینا -

.خدا رو شکر شما اینجا بودید .خیلی ممنونیم

.دوستم دکتر لازمـه این طرف‌ها دکتر ندارید؟

ما اهل این منطقه نیستیم

روبرتو، زنه دکتر لازمـه

الان فرصت داریم فرار کنیم

مادربزرگم می‌تونه کمکش کنه

یکم غذا می‌تونید بهمون بدید؟

آره، آره - یه چیزی واسه سردردم -

آره - بذار ببینم -

دهکده چی؟ این اطراف دهکده‌ای نیست؟

نه - ...چرا. آم -

بهتون نمی‌خوره زمان زیادی رو توی راه بوده باشید

...ما... شما بهش چی میگید

سیب داریم

انگار اوضاعش وخیمـه

!نمی‌تونیم برگردیم، یوستینا

اونا نجات‌مون دادن

آهای، چی داره میگه؟

یه مقدار گیاه دارویی و مُسکن دارم

...مادربزرگم طبیبـه، خب؟ شاید

می‌تونید ما رو ببرید پیشش؟

متأسفم. امکانش نیست

پس بهمون بگید کدوم سمتی بریم

چند کیلومتر برید اون سمت

ولی اوضاع اونجا بی‌ریختـه

از غریبه‌ها استقبال نمی‌کنن

اگه شما ما رو ببرید، می‌کنن

دل‌تون نمی‌خواد برید اونجا

جای خوبی نیست

آره، درست میگه، آقا

خطرش رو به جون می‌خریم

دریل، چیزی نیست - نمی‌تونیم برگردیم -

،جایی که ما ازش میایم هیچ امیدی به آینده‌مون نیست

اون هم اگه اینجا بمونه امیدی به زنده‌موندنش نیست

متوجه نیستید. اون رو می‌فرستن بره و من رو هم اعدام می‌کنن

،بیاید. همه‌ی داروهامون مال شما هر چی می‌خواید ببرید

...آب. همش مال شما. ولی

نمی‌ذارم دوستم اینجا تلف شه

!بلند شو

راه بیفت

بهش چی گفتی؟

فقط گفت دوباره یه راه فرار پیدا می‌کنیم

،واقعاً ازتون ممنونم

حتی با اینکه حق انتخابی نداشتید

عیبی نداره

اصلاً کجا داشتید می‌رفتید؟

می‌رفتیم دنیا رو بگردیم

بقیه‌ی جاها همچین گل و بلبل هم نیست

اینجا هم همچین گل و بلبل نیست

!یالا

!یالا! بیاید اینجا

!آهای

!یالا

چه بلایی سرتون اومده؟

راهزن‌ها ریختن سرمون

این آمریکایی‌ها بهمون کمک کردن

کمک‌تون کردن؟

این خانمه حالش خوب نیست، پاز

دکتر لازمـه

کمک لازمـه

بدجوری صدمه دیده

...گوستاوو

!بذار برن داخل

!دَر رو باز کن

یوستینای عزیزم، کجا رفته بودید؟

رفته بودیم روخونه شنا کنیم ولی

راهزن‌ها سر رسیدن

این دو نفر کمک‌مون کردن

...زنه خیلی حالش بده

با خودتون غریبه آوردید اینجا؟

دکتر لازمـه

خواهش می‌کنم، عمو فده

گاز گرفته شده؟ - نه -

نه، قایق‌شون غرق شده

سلاحت رو غلاف کن، دوستِ من

میگه اسلحه‌ات رو بیار پایین

اول اونا

به «ساحل آرامش» خوش اومدید

بِجو

اونا چیـه؟ - دارو -

مادربزرگم ساحره‌ست

می‌دونه چطور مردم رو درمان کنه

بخور

...نصفه‌شب و مخفیانه گذاشتی رفتی

،بدون اجازه‌ی من برادرزاده‌ام رو هم با خودت بُردی

...ببخشید، آقا. فقط می‌خواستیم

خیال کردی نمی‌دونم چی تو سرتـه؟

!تو چشمام نگاه کن

قبل از «مراسم پیشکشی» فرار می‌کنید؟

،می‌خوایم با هم باشیم

واقعاً اینقدر چیز بدیـه؟

وقتی نزدیک بود به خاطرش !جون‌تون رو از دست بدید، پس آره

باید دراز بکشه

اسم من «فدریکو دِ ریورا» هست

...بنده

...شما توی انگلیسی بهش چی میگید

آها، شهردار اینجام

احیاناً یه جای ساکت و خلوت ندارید که

دوستم بتونه اونجا استراحت کنه؟

دوستِ من، متأسفم ولی

اجازه نمی‌دیم غریبه‌ها توی شهر بمونن - نه -

نمی‌تونیم دست رد به سینه‌شون بزنیم

فقط یه شب

تا تبش بیاد پایین

می‌تونیم یکم آذوقه برای توی راه بهتون بدیم

...خواهش می‌کنم، عمو فده

تو رو خدا

کجا می‌خوان بمونن، ها؟

می‌تونن خونه‌ی من بمونن

ما واسه‌تون جا داریم

اونا بچه‌هامون رو نجات دادن، مگه نه؟

درستـه

بسیارخب. بقیه‌اش با خودت

دو روز

دو روز باید واسه اینکه سرکار خانم دوباره سرحال بشه کافی باشه

ممنون

من پدرِ روبرتو هستم

اسمم آنتونیو هست. بیاید

دنبالم بیاید

شرمنده باعث زحمت شدیم

...نه. زحمتی

زحمتی نیست

سلام

بعداً می‌بینمت، اجنبی»؟»

یه وسترن ایتالیایی

راستش فیلم مزخرفیـه ولی

واقعاً لذت‌بخشـه

برم ضدعفونی‌کننده و پانسمان بیارم

شام تقریباً حاضره

می‌دونی، لازمـه یکم از ابزارهات رو واسه تعمیر قایق‌مون قرض بگیرم

،یه سر میرم دمِ چاه

زود برمی‌گردم

بعدش صحبت می‌کنیم

حالا دیگه عین عقاب ما رو می‌پائه

یواشکی جیم‌زدن توی نصفه‌شب

فقط یه بار جواب میده

ابزاری داری بهم قرض بدی؟

شاید بتونم کمکت کنم قایق‌تون رو تعمیر کنی

تو هم می‌تونی کمک کنی دوباره فرار کنیم

بهرحال شما مجبورمون کردید دوباره برگردیم

پسر، درک نمی‌کنم

چرا اینقدر از اینجا بی‌زاری؟

نمی‌ذارن با هم باشیم

منظورت پدر و مادرهاتونـه؟

«مراسم پیشکشی»

یجور مراسم قرعه‌کِشیـه و به زودی دوباره برگزار میشه

وقت‌مون تنگـه

آره، خب، من هم همینطور

،وقتی پیشش نیستم دیگه شور و شوقی واسه زندگی ندارم

همچین حسی رو تجربه کردی؟

چون بابای خودم انگار فراموش کرده که یه زمانی اینجوری بوده

شاید سنش اونقدری بالا رفته که بفهمه

توی زندگی چیزای خیلی مهم‌تری هم هست

سلام - سلام -

حالت چطوره؟ - خیلی بهترم. ممنون -

گرسنه‌ای؟

کباب آتیشی دوست داری؟

هوم، باربیکیو

گوشت گاو گالیسیایی

...تازه، آندوریا هم داریم

لامپریا، پرسبس

بارنکل... حرف نداره

آره

خب، ابزار لازم واسه تعمیر قایقت رو داری؟

آره، آره. الان می‌خواستم برم درستش کنم

...پاز

همه چی مرتبـه؟

کاروانِ «ال الکازار» اومده

«دیجــــی موویـــــز»

...این کاروان نظامیِ «ال الکازار»ـه

آخرین بازمانده‌ی پادشاهیِ اسپانیا

البته خودشون اینطور میگن

،اون مَرده که اونجاست ،گیرمو تورس

قراره پادشاهِ بعدیِ اسپانیا بشه

،سالی یه بار، به دهکده‌های شمالی سر می‌زنن

،هدیه میارن وعده‌ی امنیت میدن

میگن اتحادیه چیزیـه که ما رو در امان نگه می‌داره

!فدریکو، دوست من

!خوش اومدید، اعلیحضرت

حال‌تون چطوره؟ - عالی‌ام -

هدیه آوردم

!دخترم کجاست، حرومزاده‌ها؟

!دخترم کجاست؟

!الان پنج سالـه که می‌گذره

دختر کوچولوم کجاست؟

!حرومزاده‌ها

!بهش بگید دوستش دارم

با خودشون زن آوردن؟

خیلی عجیبـه

سابقه نداشته

کی هستش؟

گمونم ملکه‌‌ی آینده‌مون

!رعیت‌های من

،فردا

،غذا می‌خوریم

،نوشیدنی می‌خوریم

!بعدش مراسم پیشکشی رو برگزار می‌کنیم

!بساط جشن و سرور رو آماده کنید

چی داره میگه؟

فردا «مراسم پیشکشی»ـه

یه دختر انتخاب میشه و با خودشون می‌برنش ال الکازار

می‌برن؟

چرا می‌برن؟

اینطور که میگن، تا باهاشون ازدواج کنه

خدا می‌دونه. وقتی میرن دیگه برنمی‌گردن

...الان اینجاست

همونی که ازش فرار می‌کردیم

!بازم

!حرومزاده‌ها

!بیشتر

!بیشتر

!سنگین‌ترش کنید

باشه

!مواد غذایی رو ببرید اونجا

!اسلحه‌ها رو ببرید توی انباری

!یالا، بجنبید

،من پدرتم باید هر چی میگم بگی چشم

!من دیگه بزرگ شدم !به کمکت نیازی ندارم

خیال می‌کنی دیگه واسه خودت مَردی شدی

!ولی هنوز یه بچه‌ای

بچه؟ - واسه همین می‌خوام ازت محافظت کنم -

خب، این بچه‌ای که میگی فرار کرد و !تو اصلاً متوجه نشدی

آهای. ببین چی پیدا کردم

شش‌تا کنسرو لوبیا

اوه! همینجوری دادن‌شون بهت؟

با هات‌داگ خوشمزه میشن

فهمیدنِ اینکه یوستینا فردا جزو گزینه‌هاست خیلی سختـه؟

.تا الان پنج بار شانس آورده متوجه هستی؟

!ممکنـه فردا اون رو ببرن

روبرتو ناراحتـه

می‌خواد دوباره فرار کنه

فکر کنم بهتره که

دخالت نکنیم

اگه به خاطر ما نبود الان آزاد بودن

نه، مُرده بودن

ما مجبورشون کردیم برگردن

فکر کنم این حق رو به گردن‌شون داریم که کمک‌شون کنیم

به نظرم فقط باید برگردیم آمریکا

چندتا لازم داریم؟

این بار ۶تا دختر هستن

!گونه‌هات زیادی سُرخ هستن

« یوستینا »

،البا، لباست خیلی بلنده !بعداً حاشیه‌هاش رو می‌دوزیم

...خوش به حالت، البا

اسمت فقط چهار حرفـه

ساده‌ست

این اولین مراسمِ منـه

مامانم نگرانـه

!همتون خیلی خوشگل شدید

نه، نه، نه، راحت باشید

لورا، چه گوشواره‌های قشنگی

همتون عینهو شاه‌دخت‌ها شدید

چه بافت قشنگی

از طرف خانم

پس، یکی از دخترهاتون رو تقدیم می‌کنید و

در عوض یه ماشین اسلحه می‌گیرید؟

فده بهش میگه امنیت

من بهش میگم اخاذی

...ولی اگه به بقامون کمک می‌کنه

تنها چیزی که واسه پسرم می‌خوام همینـه

شاید بعضی وقتا باعث میشه پدرِ بدی باشم

گمونم همین که نگرانی که ،پدر خوبی هستی یا نه

یعنی داری تمام تلاشت رو می‌کنی

به هر کدوم از خوک‌ها یه روبان با اسم یه دختر وصل میشه

داره در مورد رابطه‌ی شهر با ال الکازار صحبت می‌کنه

میگه انتخاب‌شدن مایه‌ی افتخاره

اونایی که انتخاب میشن زندگیِ بهتری نصیب‌شون میشه

ال الکازار هنوز اون دنیای قدیمی و بهتر رو سر پا نگه داشته

هر کدوم سریع‌تر باشه، انتخاب میشه

!رهاشون کنید

البا. البا گوئررو

!مامان

مثل اینکه از بیخ گوشمون رد شد

از هر انگشتت یه هنر می‌باره، مگه نه؟

،هم به حیوون‌ها رسیدگی می‌کنی هم واکرها

واکر؟

منظورت «لوس هکو»‌هاست؟

...ما بهشون میگیم

...مقدس‌ها

...آدمایی که

نه قلب دارن، نه روح

واسه محافظت از دیوارها ازشون استفاده می‌کنیم

همینجوری تونستم به یوستینا و روبرتو کمک کنم تا فرار کنن

چندین هفته نقشه کِشیدیم تا کسی متوجه نشه

این هم جزو هنرهاتـه؟

...جواب هم داده بود

تا اینکه سر و کله‌ی شما پیدا شد

جلدی برمی‌گردم

!یالا. آهای

یالا

...باورم نمیشه خودتی

چند سال قبل، یه دختر رو آوردن ال الکازار

...دل‌تنگِ خونه بود، ترسیده بود

اولش واسه هممون همینجوریـه

هر شب از دهکده‌اش می‌گفت

«جایی به اسم «ساحل آرامش

...از یکی از دوستاش هم می‌گفت

یه دختر گاوچرونِ کولی از بارسلونا

!ساندرا

پس اینطوری فهمیدی من اینجام

حالش خوبـه؟

...به شوهرم گفتم همین یه بار

بذار من هم بیام

چرا اینقدر لفتش دادی؟

ساده نبود

همیشه خدا خدا می‌کردم بیای دنبالم

بخورید

خوب باهاشون خو گرفتی

خوک‌ها رو میگم

وقتی بچه بودم، همسایه‌هامون

چندتا خوک داشتن - جدی؟ -

وقتِ شام نزدیکـه

لطفاً با دوستت بهمون ملحق شید

خوشحال میشیم. ممنون

عالیـه

...خب، رفقا، تعریف کنید

چطوری از آمریکا اومدید اینجا

با قایق

،بعدش هواپیما

بعدش هم یه قایق دیگه

شاید این دفعه با بالون بریم

حتماً دل‌تنگِ عزیزان‌تون شدید - خیلی زیاد -

واسه همین اینقدر عجله داریم برگردیم

از دنیای بیرون چه خبر؟

شوهرم میگه از دنیا چه خبر؟

،همه جا تقریباً همینقدر اوضاع خرابـه

به جز لندن

انگلیس از همه جا ریدمان‌تره

جداً؟ - اوهوم -

هیچ آدمی زنده نمونده

چقدر غم‌انگیز

اون اول که اومدید شهرمون نگران شدم

غریبه بودید خب. واقعاً نگران بودم

ولی یوستینا گفت چجور آدمایی هستید

تو، جناب، ردیاب و شکارچی‌ای

و اینطور که شنیدم، تو هم توی آمریکا جامعه رو می‌گردونی

ممنون میشم تجربه و نظرات‌تون رو در اختیارم بذارید

نظر دارم. غذاتون حرف نداره

شهرتون هم خیلی خوشگلـه - ممنون -

ولی یه سِری از سنت‌هاتون واقعاً برق از سرم پروند

یه چیزی که یاد گرفتم اینـه که روش‌های قدیمی

همیشه بهترین روش‌ها نیستن

گوشت خوک رو میدی؟

ال پورکو؟

«ال سِردو»

«درضمن، بگو «پور فاور (لطفاً)

خوشمزه‌ست - درجه‌یکـه. از نواحی جنوب‌غربیـه -

چندتا از تازه‌واردها خوک‌ها رو آوردن اینجا

گُل کاشتن

بازرگان بودن؟

مسافر بودن

به مرور زمان، ساحل آرامش شد مقصدِ

تمام مردمِ اسپانیا، نه فقط گالیسیا

سرزمین باسک، والنسیا

...اینجا، عه

شما بهش چی میگید؟

یه دیگ ذوبـه (جامعه‌ای ناهمگون از لحاظ فرهنگی)

کمتر شهری تونسته مثل ساحل آرامش رونق پیدا کنه

بی‌دلیل هم نیست

کارمن، افتخار بزرگی نصیب البا شد

چند کلامی مهمون‌مون نمی‌کنی؟

...البای من

خیلی دختر خوبیـه

...آم

همه البا رو دوست داریم و

بهترین‌ها رو براش آرزو می‌کنیم

ضمناً، می‌دونیم که خدا در این مسیر همراهشـه

گفتی از تجربیات‌مون بگیم، فده

نوشیدنی می‌خوای؟ میرم نوشیدنی بیارم

ولی من یه سؤال دارم

چرا؟

چرا دخترهاتون رو تقدیمِ این آدما می‌کنید؟

واسه چی؟ یکم بذر و تخم و یه بطری اتانول؟

ببخشید

ولی ال الکازار امیدِ آینده‌ی اسپانیاست

مراسم پیشکشی به این دخترا فرصت این رو میده که

شکوفا بشن و در امنیت باشن

من رو ببین

مثال بارزش

ببین، ال الکازار حسابی هوامون رو داشته

خانواده‌هاتون چی؟

وقتی از پیش مادرت رفتی، قلبش نشکست؟

می‌تونی تصور کنی که

چقدر واسه پدر و مادرها سختـه؟

مشکل اینـه که تا زمانی که ،عضو اتحادیه نشدیم

شهر همیشه تحت محاصره بود

به عنوان شهردار، یه راه برای محافظت از مردمم پیدا کردم و

هیچکس هم از این اتفاق پشیمون نیست

هیچکس؟

میرم یه سَری به وسایل‌مون بزنم، باشه؟

مطمئن شم همه چی مرتبـه - باشه -

ممنون بابت شام

بیا ترجمه کن

ابیولیتا میگه شما مهمون هستید و به کمک‌مون نیاز دارید

...آره، همینطوره. درضمن، ممنونم که

اینجا خونه‌ی ماست، وطن ماست

...ما یه راهی پیدا کردیم تا

بتونیم توی این دنیا سَر کنیم

شما چی؟

...سرگردون

...سردرگم

دور از خونه؟

اصلاً خونه‌ای دارید؟

هر موقع راه بهتری پیدا کردید ما رو هم خبر کنید

...خب

وقتِ رقصـه

!یالا

!یالا

« ترجمه از علی محمدخانی » .:: AliMK_Sub ::.

...مادرم

خیلی احساساتیـه

بی‌راه نمیگه

من کی باشم که قضاوت کنم؟

ما فداکاری می‌کنیم

ولی همین باعث میشه که همه با هم برابر باشیم، مگه نه؟

بدون فداکاری اینقدر پیشرفت نمی‌کردیم

دیگه چطوری می‌خواستیم زنده بمونیم؟

...چیزای قدیمی رو می‌سوزونیم

...مثل جشن لاس فایاس

تا از چیزای جدید استقبال کنیم

مثل یه آیینِ تجدید حیات

«مراسم «سوزاندن

به این امید که دوباره متولد بشیم و ...یه زندگی بهتر نصیب‌مون بشه

یه آینده‌ی بهتر

آه، اسپانیا، اسپانیا، اسپانیا

...کشور پُر هرج و مرج

...بی‌پروا و

خشنیـه

...با اینحال فرهنگ و

تاریخِ غنی‌ای داره

زمان زیادی از وقتی که دنیا رو فتح کرده بودیم نمی‌گذره

واسه خودمون امپراتوری‌ای داشتیم

بعدش چی شد؟

...نمی‌دونستیم باهاش چیکار کنیم و

...توی یه چشم به هم زدن، اسپانیا

متلاشی شد

به همدیگه پُشت کردیم

برادر علیه برادر

...تصور کن

...چه استعدادهایی که نداشتیم

...میگل د سروانتس

...پابلو پیکاسو

...آنتونی گائودی

با اینحال بزرگ‌ترین دشمنِ خودمون بودیم

وظیفه‌ی من اینـه که از مردمم در برابر هر تهدیدی محافظت کنم

متوجهی؟

!خواهش می‌کنم

...حتی از شَرِ

...سمج‌ترین‌شون

!کمکم کن! خواهش می‌کنم

یعنی خودمون

‫ @AliMK_Sub :در تلگرام

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

ارائه‌ای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.