Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
،با خاطرات رفتگانم زندگی میکنم »
« منتها رهایشان کردهام تا آرام بگیرند
« راینر ماریا ریلکه »
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
« ترجمه از علی محمدخانی » .:: AliMK_Sub ::.
@AliMK_Sub :در تلگرام
از وقتی از تونل اومدیم بیرون زُل زدی به اون کنسرو
به نظرت هنوز سالمـه؟
گمون نکنم
اصلاً آخرین باری که هاتداگ خوردم رو یادم نمیاد
شاید بهتر باشه بذاریمش واسه یه مناسبت ویژه
.یا واسه مبادله .اگه اصلاً به تورِ کسی بخوریم
آره. اسکاتلندیها نگفتن اینجا منطقهی محافظتشدهست؟
شاید همشون تو یه سری مناطق امن جمع شدن
واکری هم به چشم نمیخوره
عجیبـه - میدونی چی عجیبـه؟ -
جای فرمونهاشون اشتباهـه
شونهات بهتره؟
آره. زخمش خیلی عمیق نیست
کدرون واقعاً زد به سرش، نه؟
آره. گمونم توهم زده بود که من داداششم
به خاطر اون پشگلهای خفاشها بود
پس بیراه نمیگن که پشگل خفاش توهمزاست
،میدونی، وقتی دنیا سقوط کرد من نوجوونی بیش نبودم
.خام و بیتجربه بودم .زندگی راحتی نداشتم
چیزای زیادی رو از دست دادیم
آره، دوران نوجوونیم من و داداشم تنها در برابر دنیا وایساده بودیم
تا اینکه دنیا عوض شد
حالا مُدام در حال فرار و تقلاییم
اینکه نشد زندگی
تابحال بهش فکر کردی؟
چمیدونم
همش به این فکر میکنم که چقدر از خونه دور شدیم
گفتی بهت سخت میگذشته
بدون تو، آره
،ولی میدونی، بعد از تمام ماجراها
واقعاً دلم میخواد برگردم
آره، من هم همینطور
حداقل اینجا انگلیسی بلدن
« ایست بازرسی وستمینستر »
.قانون منع رفت و آمد رو رعایت کنید» «اگه در طول شب دیده بشید، بهتون شلیک میشه
حاضری؟
آره
خیلیخب
« مردگان متحرک: دریل دیکسون » « فصل سوم »
« قسمت اول: ساحل مرگ »
«ماهیهای مرکب رو بپایید»
ولمون کن بابا
اون سمت با تو
!بجنب
!دارم سعی میکنم
خوبی؟ - اوهوم -
چه شیک و پیک
دریل؟
روبراهی؟
آره
تو خوبی؟ - آره -
خوبـه
« دو روز بعد »
گمونم کسی رو ندیدی؟
نه - غذا پیدا نکردی؟ -
هر اتاق رو ده بار زیر و رو کردم
فقط همین رو پیدا کردم
میستی هاربر، خیلی غلیظ
احتمالاً مزهاش پریده
نوشته آهنش زیاده
از هیچی بهتره
کیرم تو اون اسکاتلندیها
اینجا مزخرفـه
واکرها از جاشون جُم نمیخورن
...آره، خب
این رو بهت قول میدم که اینجا از گشنگی نمیمیریم
ایدهای داری؟
میتونیم صبح اول وقت فرار کنیم
پایهای؟
حداقل در حال مبارزه میمیریم
خیال کردم گذاشتیش واسه مناسبتهای ویژه
اگه آخرین وعده رو ،مناسبت ویژه حساب نمیکنی
نمیدونم دیگه به چی میگی مناسبت ویژه
آهای. آهای! ببین
به خدا یه چیزی دیدم. اونجا. میبینی؟
احتمالاً نور خورشیده
آره، شاید
زیر نظر بگیریمش؟
آره
خیلیخب، میرم آبجو رو بیارم
وای! سلام. سلام
نیّتم خیره
جولین
جولین چمبرلین
هیچ نسبتی با
،نخستوزیرِ سابق
نویل چمبرلین ندارم
ارجاع واضحی نبود
گشنهتونـه؟
ویسکی تکمالت
جنس نابیـه - آره. خیلی خوبـه -
آره
ملت کجا رفتن؟
ملت جلوتونـه
من ملتم
نمکدون رو بده
یعنی چی تو ملتی؟
،تا جایی که من میدونم آخرین انگلیسیِ انگلیس
جلوتون نشسته
...چند وقتـه که هیچکس دیگهای رو ندیدم
خدایا. چند سالی میشه
وقتی دیدم ماهیهای مرکب بالاخره یه تکونی به خودشون دادن خیلی ذوق کردم
ماهی مرکب؟ - آره، نتیجهی یه قافیهبازیِ لندنیـه -
،آینهی محدب ،کلاس مرتب
،پسر مؤدب ،روحانی مقرب
،کتاب مطلب ،کشیش مذهب
،نگاه معذب ،استاد مجرب
،جعبهی مکعب ماهی مرکب
خیلی واضحـه
با ماهیهای مرکب جامون رو پیدا کردی؟
مثل یه شکارچی که با دنبال کردنِ سگهاش روباه رو پیدا میکنه
،آره، از روی پشتبومها اومدم واسه همین اینقدر طول کِشید
راستش، مجبور شدم برم خیابون آکسفورد و
از ساختمونِ سنتر پوینت برم بالا تا
از اونجا بتونم عین مارمولک خودم رو برسونم اینجا
ای خدا، دلم لک زده واسه مترو
تمام این مدت تنهایی زنده موندی؟
ایولا داری
خب، شما هم از تونل مانش زنده اومدید بیرون
تا لبِ گور رفتیم
آره، تعجبی نداره
راه رو بستیم تا از خطرِ اروپا در امان باشیم
یه مدتی اوضاع قابلکنترل بود
تا اینجا از کنترل خارج شد
ماهیهای مرکب از کنترل خارج شدن؟
انسانها هم همینطور
آره
افتادن به جون هم
فرقه فرقه شدن
دنبال مقصر میگشتن
...بعدش سعی کردن فلنگ رو ببندن ولی
همهی راهها بسته بودن
اولش، کسی نمیتونست بیاد داخل
بعدش کسی نمیتونست بره بیرون
خودت سعی نکردی؟
چند سال پیش
آره، من و رفیقام
داشتیم با هم نقشه میکِشیدیم
،ولی آخرین رفیقم که کُشته شد ...با خودم گفتم
حتماً بقیهی جاها هم همین آش و همین کاسهست
ضمناً، تنهایی نمیتونستم قایق رو برونم
بازم از این جنسهای نابت داری؟
بفرمایید، آقا - ممنون -
خانم؟
حالا به سلامتیِ چی بزنیم؟
...چطوره این بار رو
به سلامتی آمریکا بزنیم؟
به سلامتی آمریکا
و آمریکاییها
:به قول کمدین بزرگ، تامی تیندر
خیلی حشریان، به کم قانع نیستن و» «تعدادشون تو انگلیس بیش از حده
عرضم به حضورت که، تو آمریکا تمدن هست
شاید تنوع خوبی واست باشه
میتونیم همه با هم بریم
یا میتونید همینجا بمونید
.کلی خرگوش داریم .تازه تو ریجنتز پارک گورخر هم پیدا میشه
رفتید داخل کاخ باکینگهام؟
میتونید توی تخت ملکه بخوابید
شاید حتی خودش رو هم ببینید که توی کاخ پرسه میزنه
با اینکه ماهی مرکب شده هنوزم خوشگلـه
علیاحضرت از خاندان نرمتنان
این قایقت رو کجا نگه میداری؟
اینجا به نظر فوقالعادهست
آره، فوقالعادهست
...آره. حالا هم
بالاخره میتونم با شماها ازش لذت ببرم
ما هم واسه خودمون دنیایی داریم
کاخ و گورخر نداریم
فقط... آدم
دوستانی که ما رو دوست دارن و دلشون برامون تنگ شده
منتظرن برگردیم
خونهمونـه دیگه
میتونه خونهی تو هم باشه
دلت نمیخواد یکی باشه که دلتنگت بشه؟
اصلاً قایقسواری بلدید؟
خیال کردی چطوری اومدیم اینجا؟
باید آذوقه جمع کنم - عالیـه. باهات میام -
نه. نه، نه، نه، نه
جلوی در بیاید دیدنم - جلوی در؟ -
فردا، رأس ساعت ۱۰
از کجا بفهمیم ساعت ده شده؟
میفهمید
حتماً ده شده، نه؟
احتمالاً قالمون گذشته
شاید زیادی بهش سخت گرفتیم
آره، شاید
میشنوی؟
هوشمندانه بود
خودشـه. یالا، بریم
ناقوس. هوشمندانه بود
بنجامین بود. ساعتِ بیگ بنِ مشهور
طی سالها استفاده ازش رو یاد گرفتم تا
بتونم سریع حواس ماهیهای مرکب رو پرت کنم
خیلیخب. اونا چیـه؟
غذاها و تجهیزاتی که واسه سفر آخرمون کنار گذاشته بودم
...سفری که هرگز شروع نشد چون
همه مُردن
آره، بقیهی چیزای موردنیازمون
توی پاشنهی قایقـه
عالیـه - پاشنهی قایق میشه پُشت قایق -
آره. نقطهی مقابلِ نوکِ تیزِ قایق
شما ملوان نیستید، مگه نه؟
خیلی وقتـه نکردیم - میدونستم -
ولی زود یاد میگیریم - اصلاً خوب نیست، مگه نه؟ -
...اصلاً
راستش من هم ملوان خفنی نیستم
همیشه دلم میخواست باشم
حتی نتونستم کالج سلطنتی نیروی دریایی رو تموم کنم
...بقیه عین آب خوردن قبول میشدن ولی
...یه بار تو بچگی قایقسواری کردم ولی این
یه تصمیم اشتباه میتونه جفتتون رو به کُشتن بده
مردم توی اون پوچی مطلق ناپدید میشن
...فقط
اصلاً فراموش کنید که گفتم قایق دارم، باشه؟ - آهای -
،اون همکلاسیهای عوضیت
همشون الان ماهی مرکبن، نه؟
تو نیستی
تو آخرین کسی هستی که زنده مونده
.گوش به فرمانت هستیم .چیزیمون نمیشه
یالا
خب، این قایقت کجاست؟ - یه جای امن قایمش کردم -
.خیلی دور نیست .بستمش به یکی از اسکلههای تیمز
اسم یه رودخونهست
دنبالم بیاید
بله، ناخدا
ثابت نگهش دار
حالا بکش
«دیجــــی موویـــــز»
۵۱ درجهی شمالی
جولین، چی شده؟
مسیریابی مسیرهای طولانی
سر این کلاس دیگه کاسهی صبرم لبریز شد
چی میگی؟
پیدا کردن جهت وسط اقیانوس
،بدون هیچ نشونهای بدون هیچ وسیلهی الکترونیکی
فقط از روی امواج و زمان
نظریهی قطبنما، استاد داد میزد که ،جون خدمهام تو خطره
خانوادههاشون چشم به راهن
تنها چیزی که بین برگشت به خونه و ...به دست فراموشی سپرده شدن وجود داره
منم
به خاطر فشار زیاد هول کردم
پس الان گم شدیم؟
...با اینحال
...هر جور حساب میکنم، نمیدونم چطوری
ولی دقیقاً همونجایی هستیم که باید باشیم
،اگه باید همینطوری به وزیدن ادامه بده ...تا ۱۱ یا ۱۷ روز دیگه
میرسیم به آمریکای شمالی
!بنازم بابا
داریم میریم خونه
!رو به جلو سه، دو، یک
!بکِش
همینجوری نگهش دار
باید همین الان بریم
ممنون
به نظرت سالم برگشته خونه؟
لوران؟ صد البته
سر قولت به ایزابل موندی
...میدونی، وقتی توی تونل بودیم
آره
فرق واقعیت و توهم رو تشخیص نمیدادم
انگار اومده بود تا بهم بگه که ...اشکالی نداره که
فراموشش کنم
تمامش رو
یه باری از رو دوشم برداشته شد
بالاخره به آرامش رسیدم
سبکتر شدم
الان بگینگی واسه آینده و اتفاقات پیشرو
ذوق دارم
چرت و پرت میگم؟
کار همیشگیتـه
برات خوشحالم
جدی میگم
بهتر میشه، میدونی؟
بفرما - هنوز غذا داریم؟ -
بیشتر از اون اسکاچ داریم
گمونم بالاخره زمانش میرسه، مگه نه؟
وقتی که ما تنها آدمای باقیمونده هستیم
با یه بطری اسکاچ
تمام اون سنتها و تاریخ
با جرعهی آخر برای همیشه از بین میرن
اقیانوس آدم رو به فکر فرو میبره
آره. میفهممت
،کل زندگیم رو در حال پسانداز بودم
با خودم گفتم قبل از اینکه ،شریک زندگی مناسبم رو پیدا کنم
یه زندگیای واسه خودم دست و پا کنم
،درست همون لحظه که آمادهی ازدواج بودم
...ماهیهای مرکب از راه رسیدن و
دیگه کسی نمونده بود که بخوام باهاش آشنا شم
،بهتره آدم عاشق بشه و عشقش رو از دست بده
تا اینکه کلاً عشق رو تجربه نکنه
،شما افسرده میشید ما هم با اشعار تنیسون سرمون رو گرم میکنیم
همون افسردگی رو ترجیح میدم
شاید تو آمریکا با یکی آشنا شی
نکتهی جالبِ دریانوردی همینـه
هیچکس نمیدونه دریا چه خوابی براش دیده
ثابت نگهش دار، باشه؟
توفان تو راهـه
بهتره بادبانها رو جمع کنیم
ردیف شد
!گیر کرده
گیر کرده؟
.این رو بگیر .تو مسیر باد نگهش دار
!جولین
ای وای
جولین، خوبی؟
یالا، بیا ببریمش داخل
تیرک قایق خورد تو سرم
عجب اشتباه ناشیانهای، مگه نه؟
انرژیت رو هدر نده
چیزیم نمیشه
چیزی لازم نداری؟
چایی داریم؟
اسکاچ خیلی بیشتر داریم
برو روی عرشه
همونطوری که یادت دادم تو مسیر باد نگهش دار، باشه؟
اگه چیزی خواستی صدامون کن
آروم باش و ادامه بده. باشه؟
باد داره قویتر میشه
اوضاع قراره بدتر بشه
...میگم، هر چی که شد
!بس کن
خوشحالم پیدات کردم
قرار نیست چیزی بشه
فقط دارم میگم، محض اطمینان، اگه شد - !خب، هیچی نمیشه -
میریم خونه. فهمیدی؟
!آره
!با هاتداگهای واموندهمون
!لعنتی
صبح بخیر، خوابالو
خوبی؟
خدایا - خوبی؟ -
آره. سهتا میبینمت
آره. همونی که ازش میترسیدی
یه چیزی خورد تو سرم
لعنتی. اینجا ایالت مِین نیست، مگه نه؟
نه، گمون نکنم
جولین کجاست؟
باید پیداش کنم ولی یکم حرکت واسم سختـه
همینجا بمون. من میگردم
ای خدا
جولین
جولین؟
جولین
جولین
خوبی؟
خوبی؟ - آره -
.این رو پیدا کردم. یکم بخور .گرمت میکنه
نمیخوام
اگه هنوز گشنهای، میتونم برم تو قایق و یکم دیگه غذا پیدا کنم
اگه به گِل نشسته باشیم چی؟
مثل دوتا بدبخت بیچاره روی یه جزیره وسط ناکجاآباد؟
اون موقع قایقمون رو درست میکنیم و از گِل درش میاریم
اینجا خیلی سرده
آخ، خدایا
نه. چیزی نیست - !هیس. بس کن -
بذار ببینم - نه. بیخیال -
!هیس. تمومش کن
فلز رفته تو بدنت
باید بیاریمش بیرون
چی؟
نه - داری تو تب میسوزی -
تو رو خدا میشه بذاریمش واسه فردا؟
نه. نمیشه - خدایا -
همینجا بمون. الان برمیگردم
گندش بزنن
یکم دیگه از ویسکی بده
خدایا
خدایا. مراقب باش
باشه
عفونت کرده
باید یه سری چیز میز رو ببُرم
چیز میز؟
آره
باید قبلش ضدعفونیش کنم
شرمنده
لعنتی. خدایا. درد داره
خیلیخب، حاضری؟ - درد داره -
وایسا، وایسا، وایسا
فقط تو رو خدا سریع باش
خیلیخب. حاضرم - برو که رفتیم -
خدایا
خیلیخب، وایسا
دووم بیار - خدایا -
!لعنتی
درش آوردم
خدایا
بخش سختش تموم شد
کارت خوب بود
آفرین
دریل؟
دریل؟
هیس
خیلی تبم شدیده
باید هوا بخورم
باید هوا بخورم - هیس -
هیس
همهی وسایلمون رو بُردن؟
آره. بقیهی چیزا رو هم درب و داغون کردن
خوبی؟ آهای. حالت خوبـه؟
همینجا بمون
باید یکم غذا پیدا کنیم
یه نگاهی به زخمت بندازیم
بدش من
بیا
یه تابلو اینجاست
«ساحل مرگ»
مکزیک اینجوری نوشته نمیشه که
به اسپانیا خوش اومدی، رفیق
خدایا، مثل اینکه واقعاً خیلی دور نشدیم، مگه نه؟
صدای آب میاد
یالا، بریم
اونجا رو
چه غلطا؟
گمونم از اینجا متنفرم
آره
یالا، بریم
جلوت رو بپا
یه مدتی همینجا میمونیم
آره
وایسا یه نگاه بندازم
آره. همینجا خوبـه
سرت چطوره؟
خوبـه. یکم گِزگِز میکنه
شونهام هم میسوزه
خیلیخب، بذار یه نگاهی بندازم
خیلیخب. تا دو نشه بازی نشه
ردیفی؟
فردا یه جای بهتر واسه موندن پیدا میکنیم
خیلی خوابم میاد
نظرت چیـه یکم دیگه بیدار بمونیم؟
تا وقتی که حواست بیاد سر جاش
حواسم سر جاشـه
میگم
خیلیخب، بیا بازی کنیم
«یه چیزی میبینم»
از این بازی متنفرم. خودت میدونی
میدونم. واسه همین خیلی حال میده
راستی، روی قایق داشتی در مورد
توهماتت توی تونل برام میگفتی
اوهوم. آره
دروغ گفتی. کار همیشگیتـه
به تو دروغ نمیگم. هرگز
یه سری چیزا رو مخفی میکنی
یه سری از افکارت رو
یه سری احساساتت رو
خیلیخب، حرف حق جواب نداره
یه سری چیزا رو مخفی میکنم
من هم یه چیزایی دیدم
.دیگه چیزی نمونده بود کم بیارم .خیال میکردم همه چی تموم شده
بعدش اون رو دیدم
ایزابل رو؟
آره
عطشی برای زنده موندن تو وجودم شعلهور شد که خودم هم ازش خبر نداشتم
من هم همینطور
بیا همین راه رو ادامه بدیم
بیا هیچوقت جا نزنیم
هاتداگ هم که داریم
آره، داریم
خیلیخب
...یه چیزی میبینم
نه، باید بگی «با چشمای کوچیکم «یه چیزی میبینم
اگه درست نگی قبول نیست
،با چشمای کوچیکم یه چیزی میبینم
...یه چیزی که
یه چیزی که قرمزه
« ترجمه از علی محمدخانی » .:: AliMK_Sub ::.
@AliMK_Sub :در تلگرام
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
کارول؟
کارول؟
!کارول
!کارول
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.