All language subtitles for Sophia S01E01TheMarriageProposal1080p

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

. مسکو. کاخ کرملین. 1547

(ایوان چهارم (ملقب به ایوان مخوف

.شهر رم در سرزمین ایتالیاییها بود

.نیمی از جهان در سلطۀ رومی‌ها بود

: اسقف "ایاسوف" میگفت

که امپراطوری روم به خاطر فساد .و بی‌دینی سرنگون شد

.درسته

... و تاج و تخت شاهزاده رو به

.قسطنطنیه بردند، اینجا

.و بهش میگفتن رم دوم

.اما حکومت بیزانس هم توسط عثمانیها سرنگون شد

: و پدربزرگ تو هم گفت

.که مسکو، رم سوم‌ه

.و دیگر مانند آن نخواهد آمد

.بیانگذارش هم، مادربزرگت بود

مادربزرگ من ؟ - بله، مادربزرگت، سوفیا

iMovie-DL تیــــم ترجـــمه با افـتـخـار تــقـدیم میـکـند www.iMovie-DL.Com

:ترجمه و تنظیم پرولیـــــــــــتور

سوفیا

قسمت اول

.اما امپراتوری بیزانس توسط عثمانیها سرنگون شد

در سال 1453 تورکها .قسطنطنیه را تصرف کردند

و امپراتور "کنستانتین" یازدهم، "پالایولوگوس" رو .به قتل رساندن

برادرش، "توماس پالایولوگوس" بهمراه ...خانواده‌اش

ابتدا به شهر "کورفو" و پس از ان به .رم فرار کردند

زمانی که ایشان فوت کرد .پاپ مقدس حضانت فرزندانش را متقبل شد

کاردینال "بساریون" مامور تعلیم و تربیت .آنها شد

.و "آندریاس" و "زویی" وارث سلطنت بیزانس شدند

.عالی بود، سرورم

رم، 1467

.فقط از من تعریف و تمجید میکنی

.تعریف نیست

نصف سربازان ما .به این خوبی تیراندازی نمیکنند

.زویی"! یک لحظه بیا کارت دارم"

.منو شرمسار کردی

در شآن پرنسس بیزانس نیست .که با یک خدمه خوش و بش کنه

.چه برسه به اینکه اسلحه دست بگیره

.فقط خواستم امتحانش کرده باشم

.ببخشید سرورم

.هرگز اصل و نسبتون رو فراموش نکنید

سادگی و تواضع

.باید از خصوصیات ملکۀ آینده باشه

.این خصوصیات بیشتر برازندۀ شماست - .شما درست میگید -

.بفرمایید .متشکرم، خسته نیستم

.برای نقاشی ه چهرتون، خسته میشید اگر بایستید

چه کسی نقاشیه چهرۀ منو میخواد؟

مسکو، 1470

فرستادگان ایتالیایی از طرف علاحضرت پاپ "سیکتوس" چهارم

.از شهر رم شرف‌یاب گشته‌اند

"زویی"

دوشیزه

دختر "توماس"، برادر

."کنستانتین پالایولوگوس"

علاحضرت پاپ "سیکتوس" چهارم

.ایشان را برای امر ازدواج معرفی کرده‌اند

.چهرۀ یک انسان رو مثل تصاویر مقدس نقاشی کردن (...تصاویر حضرت مریم و مسیح)

.سرورم،این تصویر باید مخفی بشه

از چه کسانی؟ - .مردم با دیدن این معترض میشن -

.سرورم، زندیگیتون رو خراب نکنید

.اگر بخوایید من توی اسطبل قایمش میکنم

،ازدواج بدون دیدار حضوریه عروس چطور ممکنه؟

شاید زشت باشه؟ - یا شاید گوژپشت باشه؟ -

.و البته مایۀ بدنامی‌ـه

شنیدین که بر تصاویر مقدس بوسه نمیزنن؟

و نوزادانشون رو به ماده گرگها .میدن تا اونها بهشون شیر بدن

تو هم مثل پیرزنهای کوچه و خیابان !شایعه پراکنی میکنی

.بجای اینکه خیر و صلاح مملکت در سرت باشه

چه خیری از این دختر به ما میرسه؟

.سلطنت خاندانشون از بین رفته .تمام شده. بدرد ما نمیخوره

نه طلایی، نه زمینی، نه خدمه و حشمی !هیچی

(پاپ مقدس شش هزار دوکات (واحد پول ایتالیا .به عنوان جهیزیه پیشنهاد داده

! حرف الکی نزن

فریازین"، کجایی؟"

به زبون ساده بهمون بگو این مبلغ به پول ما چقدر میشه؟

(پنجاه گریونا (واحد پول اکراین و روسیه

! پنجاه گریونا

.من برای دختر کوچیکم دوبرابر این میدم

خوبه! با مشت بزنیم تو صورتهای بی‌ریختشون؟

.اینها اینجا دیگه کاری ندارن

!ای آدمهای احمق

.فقط به فکر طلا هستید

،برای هزار گریونا

حاضرید که شاهزاده‌تون با هرکسی .وصلت کنه

.اصل موضوع رو نمیبینید

،پاپ بدون قصد و هدف

.پیشنهاد این وصلت رو نداده

اون میخواد ما زیر مجموعۀ کلیسای .کاتولیک باشیم

میخواد تا تمام سرزمین روس جلوی .اون تعظیم کنن

،و این عروس

.تنها یک وسیله برای نقشۀ پاپ‌ه

،"ایوان واسیلیویچ" بیشتر فکر کن

.این عروس با قصد و نیت پیشکش شده

.این نقاشی رو بسوزونید

.بسوزونید - .ساحره -

این فرستادگان رو پرت کنید بیرون پیشنهاشون رو رد کنید

.کافیه

.این تصمیم با خواست خداست

.و البته کلام شاهزاده

.زبان سرکشان را از دهانشان بیرون میکشم

.هنوز، من در جایگاه قدرت هستم

بانوی اعظم

چه شده؟

دختر من "ناستیا" میتونه مورد .خوبی برای شاهزادۀ اعظم باشه

.همه داراییم رو میدم که این اتفاق بیافته

صد برابر بیشتر از چیزی که پاپ .پیشنهاد کرده

.دخترت، خاطرم هست

.اما تصمیم با شاهزاده‌ست

.من و شما قول و قراری داشتیم

.یادم نمیاد زیر برگه‌ای رو امضا کرده باشم

."ادبت کجا رفته، "گریگوری

.سرورم

خب پدر، رومی‌ها رو دیدی؟

.دیدم. شیطان صفتها

.اومدن تا خوشبختی تو رو بدزدن - منظورتون چیه؟ -

کجا میخوای بری که لباس رسمی پوشیدی؟

!باید بریم کلیسا - !تو باید ازدواج کنی -

.پدرت خواب راحت نداره

بگیر

!بروخونه

! برو

رم

بانو، آب خیلی داغ نیست؟

!خیلی زیبا هستید

،کسی زیبایی منو نمیخواد .فقط اسم رو رسم منو میخوان

.زیبایی شما مکمل خوبی برای اسم و رسم شماست

،ثروت مکمل خوبیه .که من ندارم

.قربان شما نمیتونید وارد بشید

اندریاس"،این چه رفتاریه؟" - .انگار که خواهرم رو تا حالا لخت ندیدم -

چی میخوای؟

.واست یه خاستگار پیدا کردم "شاهزاده "کاراچولو

.هم جوان‌ه، هم پولدار خوشت میاد ازش

.نخواستم کسی رو واسم پیدا کنی

.بیخیال. میخوام نجاتت بدم

،تو که دلت نمیخواد بری مسکو میخواد؟

مسکو؟ - .بله، مسکو -

شنیدم که پاپ تصمیمش رو واست .گرفته

.من به مسکو نمیرم

.از کاردینال بپرس

میگن شاهزادۀ مسکو .خوشقیافه هم هست

.و خیلی دست و دلبازه

ازم خواستگاری کرده؟

چرا کسی به من چیزی نگفت؟

.نمیدونم، خواهر

.اما مطمئنم از مسکو خوشت نمیاد

چرا؟

آدمهای وحشیه بیسواد هستن .که توی غار زندگی میکنن

شاهزاده هم یک ادم بیرحمه .که چپ و راست مردم رو گردن میزنه

.حرف چرته. اونها ارتودوکس هستن - "لورا" -

.حالا انگار ارتودوکسها خیلی خوبن

.برای من هستن

یادت رفته که پدرمون به ما چی وصیت کرد؟

.که ایمانمون رو حفظ کنیم

ایمان مهمه. اما چیزهای مهمتری .هم هست

مثلا پول؟ - .مثل پول. که ما نداریم -

.باید با "کاراچولو" ازدواج کنی .بهش قول دادم

و اگر ازدواج نکنم؟

.منو میکشن .خیلی بهشون بدهکارم

اما اگر تو رو به عقد ...کاراچولو" دربیارم"

.همۀ بدهی‌م رو تسویه میکنه

یعنی چی؟ منو بفروشی؟

خواهر، باید یه سودی .در داشتن تو باشه

بهرحال همه چیز باید اونجوری .بشه که گفتم

"شاهزادۀ اعظم مسکو "ایوان همسرش رو از دست داده

.و به دنبال همسر میگرده

اونو به عقد "زویی" درمیاریم .و دینش رو به کاتولیک تغییر میدیم

اینجوری عالی میشه. اما چرا باید بخواد که با "زویی" ازدواج کنه؟

.دختر بیچاره چیزی جز اسم و رسم نداره

همین اسم و رسم .چیزیه که واسش جذبه داره

سرزمینهاش رو گسترش داده و .پر از غرور و جاه‌طلبیه

،جاه‌طلبی برای تبدیل شدن به قدرت بلامنازع .نه اینکه فقط یک شاهزاده باشه

پس باز هم "زویی" نمیتونه بهترین .گزینه باشه

.با نظرتون مخالفم

تعداد کمی از دختران دم‌بخت ارتودوکس .که شایستۀ همسری ایشان باشن، وجود دارن

...پس شاهزاده "ایوان" نباید بفهمه

.که "زویی" پیرو کلیسای کاتولیک‌ه

.عالیجناب، متشکرم

.همۀ شما میدونید که نیت من چیه

هدفم اتحاد و قدرت بخشیدن به سرزمین .روسیه‌ست

وقتی بر صلیب بوسه زدم .چنین قسمی خوردم

در نتیجه، برای قدرت گرفتن ...سلطنت کبیر مسکو

،و آرامش خاطر همۀ مردم ارتودوکس

..."من، "زویی پالایولوگوس

از خاندان بزرگ "باسیلیوس" رو به همسری خود .قبول میکنم

.خواست من به اینگونه‌ست

.اگر سخنی دارید، بفرمایید

.کسی حرفی نمیزنه

.همه هراس دارن

،از چی میترسی گریگوری ایوانویچ"؟"

.سرورم،برای خودم نگران نیستم

.من میترسم که نزاعی سر بگیره

،من مرخص میشم .شما هم به ترسیدن، ادامه بدین

فری"، تو زبان ایتالیایی رو بهتر از همۀ" .ما بلدی

بله - .پس به رم برو -

.و شهزاده "زویی" رو به مسکو بیار

،شاهزادۀ اعظم .ولی من مسئول ضرابخانه‌ام

همۀ هنرم ضرب سکه برای .خزانه‌ست

میترسی؟ - .نه از سرما بیزارم -

.نمیتونم اینقدر از خونه دور بشم .از سرما میمیرم

.پس پالتوی خزم رو میدم بهت

."زودباش، "فری

!بیا

.برای صلاح مملکته

،خوب گفتی ."فیودور داویدیچ"

.تو هم باهاش برو .که همۀ مراسمات رو زیرنظر بگیری

شاهزادۀ اعظم، چرا من؟

.بنده کلی مسئولیت در اینجا دارم

.عروس آینده‌م رو به تو میسپارم اونوقت تو مخالفت میکنی؟

:دخترم امروز از کتاب مقدس واسم میخوند که

هفت فرشته شیپور مینواختن

و هفت فرشته سندی کهنه رو مهر و موم میکردن

.و مادر فاحشه‌ها نمایان شد

رومی‌ها دارن مادر فاحشه‌ها ،رو میارن

.که با شاهزادۀ ما وصلت کنه

و ما توسط این ملخها .بلعیده میشیم

.فرستاده‌ها دارن اینجا رو ترک میکنن .دوست من شما هم تعجیل کنید

اجازه ندید که شیاطین رومی .خودشون رو از بند رها کنن

.خودت هم نمیدونی چی از من میخوای

من نمیخوام، این خواست همۀ .مردم ارتودوکسه

.اسم اینکار خیانته

من فرماندۀ گارد شمشیرزنهای .شاهزادۀ اعظم هستم

تو چه جور شمشیرزنی هستی

که از کمک به ایشان سرپیچی میکنی؟

فقط از تو درخواست میکنم .چون فقط تو شجاعتش رو داری

.کارشون رو تموم کن

خداوند ما را مورد .آمرزش خودش قرار میده

شاید، اما شاهزاده استخوانهام .رو خُرد میکنه

.عجله کن و خدا به همراهت

چه خبر شده؟

.نمیدونم چی شده

فیودور داویریچ" ، چی شده؟"

.این صدای پرنده، آشناست

!آماده باش

... هیس

!بریم

.برمیگردیم

.نتونستی یه کار ساده رو انجام بدی

."ببخشید، "گریگوری ایوانویچ .قاتل خوبی نیستم

که اینطور؟ قاتل نیستی؟

جلوگیری از یه نقشۀ شوم رو میگی "قتل"؟

.یادت باشه که طرف ما هستی

،خدا بزرگه

.شاید دستشون به ما نرسه

نمیدونیم که خدا چی مقرر کرده

..اما باید آمادۀ رسیدنه

.مهمانان باشیم

هفت ماه بعد

.آقایون، نمیتونید وارد این محل بشید

چه اتفاقی افتاده؟

سرورم، نماینده‌های روس، اجازۀ .شرف‌یابی میخوان

.بهشون بگو که اینجا نیستم

اینجا رو ترک نمیکنن تا با .شما صحبت نکنن

.نگهبانتون یکدفعه حالش بد شد

... سرورم، ما رو از بابت

.شکستن درب ببخشید .ولی تمام روز رو منتظر بودیم

مثل آدمهای بدبخت بیچاره ما .رو بیرون نگه داشتن. ترجمه کن

"نظر پاپ عوض شده. دیگه حاضر به ازدواج "زویی .با شاهزاده "ایوان" نیستن

یعنی چی که نظرش عوض شده؟

.برای پاسخگویی خیلی معطل کردید

.با تمام سرعتی که میتونستیم اومدم

.شرمنده‌م. نمیشه کاریش کرد

.نظر علاحضرت اینچنینه

چی میگه؟ - .نظرشون عوض شده -

.میگن: برگردید بدون شهزاده

یعنی چی که نظرشون عوض شده؟

: ترجمه کن

.ما اینجا رو بدون شاهزاده "زویی" ترک نمیکنیم

.اینجا میمونیم تا ایشان رو به ما بدن .ترجمه کن

سرورم، فرستاده میگه که بدون شهزاده .از اینجا نمیره

.منو ببخشید. اما لطفا درک کنید

شما گزینه‌ای بهتر از ...شاهزاده "ایوان" برای

.شهزاده پیدا نخواهید کرد

... علاحضرت بهتر میدونه

.چی به صلاح فرزندخوانده‌شون‌ه

،بدون شک، سرورم شما درست میگید .همونطور که همیشه درست میگید

ولی اگر شما برای پاپ توضیح بدید که وصلت با شاهزادۀ ارشد مسکو

چه امتیازاتی را برای شخص علاحضرت ... تمام جهان و،

.و کلیسای مقدس در پی‌خواهد داشت

چی بهش گفتی؟

من سعی‌م رو میکنم که شما .دیدار دیگری داشته باشید

.میگه یه دیدار دیگه واسمون ترتیب میده

اما باید به پاپ اطمینان بدید که .هرچیزی درخواست کرد، اجابت میکنید

قطعا. هرچیزی خواستن .اجابت میکنیم

بله، بله. حالا چی میگه؟

...ایوان"، شاهزادۀ ارشد مسکو"

،به عنوان یک مسیحی باتقوا ...تقاضا دارند تا همۀ این هدایا را

به عنوان نشانی از احترام والای ایشان .به سریر مقدس، پذیرا باشید

...از ایشان بابت سخاوتشان

.ممنون و سپاسگذاریم

"آیا ایشان راضی به ازدواج با "زویی

،"شهزادۀ خاندان "پالایولوگوس

و تغییر آیین به کلیسای کاتولیک یونان

و قبول ما به عنوان پدر روحانی خویش هستند؟

.بله، ایشان موافقت دارن - .و یک مسئله دیگه هم هست -

.یک مسئله دیگه هم هست

:خواست ما به این شرح است

در صورت موافقت ما با ... وصلت "زویی پالایولوگوس" و

..."و شاهزادۀ مسکو "ایوان -

شما مسلتزم خواهید بود تا .دشمنی خود با شمال "تاوریا" رو آغاز کنید

و از این طریق مرزهای شمالیه ...قلمرو سلطان محمد عثمانی

.را به مخاطره بیاندازید

بر سر این شرط .مذاکره‌ی نخواهد شد

آیا شاهزادۀ اعظم با این شرط موافق هستند؟

چی داره بلغور میکنه؟

از ما میخواد که علیه ترکها .جنگ رو شروع کنیم

حتما شب هم میخواد تو رختخواب من بخوابه؟

.شاید بخواد. ازش بپرس

بسیار خوب

ترجمه کن: که شاهزادۀ اعظم .با این شروط موافقن

من نمیتونم از طرف شاهزاده .چنین قول و قراری بدم

،علاحضرت، ما تورکها رو شکست میدیم .شکست میدیم

خودمون هم از دستشون .عاصی و خسته‌ایم

شاهزادۀ اعظم مسکو .با این مسئله موافق هستند

!تعظیم کن

.به نام پدر، پسر و روح القدس

!سرورم، خواهش میکنم !بهتون التماس میکنم

.من نمیتونم به مسکو برم

خواهش میکنم .دخترم چی میشه؟

.بلند شو، عزیزم

.بله، من گناهکارم

.دخترم بذر یک گناهه

.و این عذاب ابدیه منه

.خواهش میکنم منو از دخترم جدا نکنید

همۀ ما باید تاوان گناهانمون .رو بدیم

.بلند شو

...اما دختر من - .ازش بخوبی نگهداری میشه -

و شما هم باید همراه شهزاده .زویی" باشی"

تا زمانی که ایشان به حال و هوای .مسکو عادت کنن

.بعدش میتونی برگردی - .بله، سرورم -

.برو و با دخترت خداحافظی کن

.دوباره دخترت رو میبینی .قول میدم

.من فردا به مسکو میرم - چرا؟ -

.برای سلطنت

داری ازدواج میکنی؟

.با شاهزادۀ اعظم مسکو

.سرورم، تبریک میگم

."خیلی میترسم، "پیترو

.مسکو خیلی دوره

.من برای خوشبختی شما دعا میکنم

خیلی بده که تو نمیتونی .همراهم بیای

.شاید اومدم. فردا نه، اما شاید در آینده

!"پیترو" !نگهبانها

!ولم کنید

...چکار میکنید .ولم کنید

!نگهبانها

.تعداد بیشتری نگهبان داره میاد ."فرار کنید، جناب "کاراچولو

!ولم کن

.اونجوری که تصور میکنی نیست .میخواستم نجاتت بدم

!خانوادۀ بدبخت .خواهر و برادر مثل همن

،آبروی خاندان منو بردن !"خاندان "کاراچولو

انتقاممون رو از خانوادۀ .پالایولوگوس" بگیر"

.تا خاندانمون تو رو غرق طلا کنن

.باعث افتخارمه، سرورم

...اون

.بخاطر من جونش رو از دست داد...- .سرورم، ارام باشید -

...همه جا غرق خون بود

مهاجمین رو دیدید؟ چهره شون رو دیدی؟

.نه ندیدم

.امیدوارم، نگهبانها دستگیرشون کنن .آرام باشید

برای روح "پیترو"ی بیچاره ...دعا میکنم

.الان دیگه وقت رفتنه

.ماموریت بزرگی به تو محول شده

.اینو فراموش نکن

،در روز 24 ژوئن روز حضرت یحیی

"کاروان شهزاده "زویی

شامل 100 کالسکه و 150 سوار

.شهر رم را ترک کرده و از ایتالیا خارج شدن

از شهرهای "سیینا"، "بلونیا" و ... نورنبرگ" گذشته و"

.در نهایت کاروان ایشان به بندر "لوبک" رسید

"بمنظور اجتناب از خطرات کشور "لیتوانی .آنها سوار بر کشتی شدند

.بی‌وقفه دریای بالتیک را طی کردند

و در روز دوازدهم به ساحل .کولیوان" رسیدند"

،در باقی‌ه مسیر به سمت مسکو ... توسط سورتمه

،"از شهر "پسکوف" و "ولیکی نووگورود .و از میان سرما و یخبندان عبور کردند

.این سفر هفت ماه به طول انجامید

اخبار بدی از نزدیکی مرزها و .(نزدیکی اردو میاد (اشاره به اردوی زرین

احمد خان (شاه قزاق) در حال .جمع‌آوریه قشون‌ه

.معنیش اینه که بزودی به ما حمله میکنه

،"فیودور واسیلیویچ" نظر تو چیه؟

.مثل قبل بهشون باج و خراج میدیم

.اشراف‌زادگان هم کمک میکنن

.خزانه خالیه

از زمان مبارزات "نووگرودین"ها .تا الان طلایی در دستمون نیست

شاید بهتر باشه از .گریگوری ایوانوویچ مامونوف" درخواست کنیم"

شاید بتونه کمی طلا برامون .پیدا کنه

شاهزادۀ اعظم، پیکی از طرف .شهزادۀ بیزانس رسیده

.بگو بیاد

.شهزادۀ رومی در راه هستند

.بهمراه هفتاد کشیش .که همگی بدون ریش هستند (حواریون کاتولیک برعکس ارتودوکسها ریش ندارند)

،اون اصلیه، نمایندۀ پاپ .یک قبای قرمز پوشیده

وارد کلیساها میشن و بر شمایلها .بوسه نمیزنن

، و بجای نشان آمرزش .این شکلی دستشون رو به سمت مردم تکون میدن

شهزاده چی؟

اون هم شمایلها رو نبوسید؟

اون مثل ارتودوکسها نشان صلیب رو .روی سینه بجا میاره و بر شمایلها بوسه میزنه

حتی نمایندۀ پاپ رو وادار کرد که .تصویر حضرت مریم رو ببوسه

اسقف اعظم میدونه؟ - .خیر. اول نزد شما رسیدم -

.بسیار خوب

.برو و کمی استراحت کن - .بله -

.مادر‌خوانده‌ت داره میاد

.با هفتاد کشیش .فکر میکنه خیلی آدم مهمیه

،اگر باهاش ناسازگاری کنی خیلی دلخور میشم، میفهمی؟

.بله، پدر

!گوش کنید

شیپورهای هفت فرشتۀ مقرب !به صدا در آمده! اسقف اعظم

.خدایا! نجاتمون بده

،مادر فاحشه‌ها به همراه شیاطین رومی .نزدیکن

.بزودی به اینجا میرسن

در اول کاروان سردستۀ شیاطین .صلیب رومی به دست داره

صلیب؟ - ."نجاتمون بده، "ولادیکا -

ما پیروان شما هستیم، و التماس .یاری از شما داریم

شاهزاده کجاست؟ - در جریان‌ـه -

:برو و بهش بگو

اگر با صلیب رومی از این دروازه ...،وارد بشن

اسقف اعظم بلافاصله از دروازۀ .مخالف از شهر خارج میشه

!نمیتونن رد بشن - !نباید رد بشن -

!نباید رد بشن

!نباید رد بشن

مسکو، 1472

سرررورم

بانوی من، چیزی شده؟

برف. اینقد سفیده که چشمم .درد میگیره

.ببخشید

چه خبر شده؟ - .اطلاعی ندارم -

،بانوی من، خواهش میکنم بیرون نرید .شاید خطرناک باشه

!متفرق شید - .راه رو باز کنید -

.من عروس شاهزاده رو آوردم

.فوراً راه رو باز کنید

."امکان نداره، "فیودور داویدیچ

... تو کی هستی که

از فرمان شاهزاده سرپیچی میکنی و !به من دستور میدی؟ برو کنار

.من فرماندۀ گارد شمشیرزنان هستم .و اسقف اعظم به من دستور دادن

خواست ایشونه که اینها روبه شهر .راه ندیم

!بگیر

!ساحره

،این صلیب رو کنار بذار ."سینیور "انتونیو

هنوز پا توی شهر نذاشتیم و مورد .تنفر قرار گرفتیم

!به من دست نزن

!ای احمقها

.کمی دیگه میتونیم بریم

.راهو باز کنید

.راهو باز کنید، شاهزاده داره میاد

سرو وضعم چطوه؟ - .عالیه -

.خدای من

این رسم رومی هاست که اینقدر داماد رو منتظر بذارن؟

این دختر رومی .به رسومات ما بی‌احترامی میکنه

.نه، ببرش

.این چطوره؟ بانوی من

.نه، البته که نه

بانوی من، نظرتون راجع به این چیه؟

!"فری"

،"زویی پالایولوگوس"

،"شهزاده، دختر "توماس

،"برادر "کنستانتین پالایولوگوس

.پادشاه قسطنطنیه

،نامزدٍ شاهزادۀ اعظمِ مسکو "ایوان"

،خب، حالت چطوره زویی"؟"

،حال شما چطوره .سرورم

روسی بلدی؟

.فقط چند کلمه

،شهزاده "زویی" امیدوارن که شما .بیشتر بهشون آموزش بدید

.با مادرم آشنا بشید ."ماریا یاروسلاونا"

.مادرِ شاهزاده هستند

."پسرم "ایوان

.و قبلا هم که با "فیودور داویدینچ" آشنا شدی

گریگوری ایوانویچ" اینطور پیش بریم" .تا کریسمس هم تموم نمیشه

شهزاده "زویی" اجازه میخوان .تا این تخت رو به شما تقدیم کنن

که اجداد ایشان بر این تخت .نشسته اند

.میترسم بشکونمش

.خوبه که میترسی .جای تو اینجاست

.این تخت خیلی محکمتره

شهزاده "زویی" میگن که .فرمایش شما کاملا درسته

.هر کدوم در جایگاه خودش خوبه

،نمایندۀ پاپ

و فرستادۀ مخصوص علاحضرت .پاپ "سیکتوس" ششم

همون نماینده که صلیب رومی دستش بود؟

."بله، اسقف "قیلیپ

.نیکیتا" کمی نوشیدنی و خوراکی بیار"

.اسقف "فیلیپ" از مسکو

.نامه‌ای خصوصی بهمراه دارم

از طرف علاحضرت .پاپ "سیکتوس" ششم

.الساعه خوراکی هم براتون میارم - .نیکیتا" صبر کن" -

.من نمیتونم بخونم چی اینجا نوشته

.از این شراب ناب هم بنوشید

.تا کمی گرم بشی

.از طرف دبیرخانه‌ست

اینجا نوشته شده که پاپ برای شما احترام قائله

و اینکه همۀ ما به خداوند .یکتا خدمت میکنیم

،و اینکه فرستادگان شاهزاده ،"کیرومی" و "فریزین"

...از جانب شاهزادۀ اعظم التزام کتبی دادند

که شاهزادۀ مسکو با آغوش باز

.آیین کلیسای کاتولیک رو بپذیرند .پناه بر خدا

چطور چنین چیزی ممکنه؟

.کی میدونه چطور ممکنه

.من قول چیزی بهشون ندادم

.اما فرستادگانت دادن

.به اونها گفتیم برن شهزاده رو بیارن .اونها هم اوردن

."میدونی چیه، "ایوان واسیلویچ

...من هرگز

برای ازدواج یک شاهزادۀ ارتودوکس و یک دختر .کاتولیک تاجگذاری نمیکنم

.چرا میکنی - .نمیکنم. حتی اگر گردنم رو بزنید -

..،تا زمانی که من پدر روحانیه شما هستم

.تن به چنین خیانتی نمیدم

چرا خیانت؟ .دختره مسیحیه ارتودوکسه

خودش به تو گفت؟ - .روسی که بلد نیست -

چه عروسی! که به زبون شوهر آینده‌ش نمیتونه .حرف بزنه

از چی میترسی؟

،"ایوان واسیلیویچ" ...،من از روزی میترسم

:که بیای پیشم و بگی

،ببخشید اسقف اعظم" ."من دیگه از پیروان شما نیستم

و به مریم عزرا اقتدا کنی

،اون هم نه با زبان خودم" ".بلکه به زبان همسرم

.خوب گفتم

شاهزادۀ اعظم مسکو نمیتونه از .آیین خودش افول کنه

آیینم میگه که شما باید در این .امر به من کمک کنی

.پس به وظیفه‌ت برس، خودم درستش میکنم

.ازش بپرس دینش چیه

ایشون با اسم "زویی" به روش دین .ارتودوکس، غسل تعمید داده شده

بهش بگو که فردا دوباره باید از نو .غسل تعمید داده بشه

.دلیلش رو متوجه نمیشه

.برای آرامش خاطر خودم

چرا بهش اعتماد ندارید؟

.اعتماد از اعمال نشآت میگیره

اینجوری؟ به من باور پیدا میکنی؟

فردا دوباره غسل داده میشه و اسم .جدید انتخاب میکنه

،شاهزادۀ اعظم، اگر مخالفت کنه باهاش ازدواج میکنید؟

.اگر سرپیچی کنه، میفرستمش خونه‌ش

.با همۀ صندوقها و جعبه‌هاش

،"گادینیا"، فرزند "میکاییل"

فرماندۀ گارد شمشیرزنان شاهزادۀ اعظم

...،"و همدستانش، "دانیکا کلینوف

...،"و "سیومکا کفوست

...،"پس از اگاهی از رسیدن کاروان "زویی

،عروس‌ـه شاهزادۀ اعظم مسکو

خودسرانه اقدام به رویارویی با ...،کاروان ایشان کرده

و از ورود ایشان به داخل شهر ممانعت کرده .و بر سرشان اسلحه کشیدند

،در نتیجۀ این حماقت خصمانه

"شمشیرزنان "دانیکا" و "سیومکا

و عامل اصلی تحریک "گودینیا میخاییلوف"

.به اعدام محکوم خواهند شد

!مردم! گوش کنید

.ما میخواستیم که رومی‌ها رو فراری بدیم

،من برای دین و آیینم ایستادگی کردم و بهمین خاطر، سزای من اعدامه؟

،به علاوه

گودینیا میخاییلوف" مفتخر خواهند بود"

.که به وسیلۀ قطع عضو اعدام بشه

بدرود و معذرت از هر کسی که .بهش بدی کردم

"سیوموشکا"

،بعد هم نوبت منه !"ایوان واسیلیویچ"

.گردن من هم بزنید

من هم مثل اینها پای دین و ایمانمان .می‌ایستم

.زود باش، بزن

شهزاده تقاضا دارن دستور به .توقف اعدامها بدید

.قبول میکنن که غسل تعمید بشن

"ایوان واسیلیویچ" .عروست هم به اینجا آوردی

تا این سرگرمی که واسش تدارک دیدی .رو تماشا کنه

اینجا اومده که به من التماس کنه .تا ببخشمشون

.عاجزانه بهتون التماس میکنن

.بهش نگاه کنید

.دیروز بهش اجازه ندادید وارد شهر بشه

.اما امروز جونتون رو نجات داد

.عفو کنید

:ترجمه و تنظیم پرولیـــــــــــتور

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.