All language subtitles for Hudson.and.Rex.S08E08.Birds.Eye.View.720p.AMZN.WEB-DL.DDP5.1.H.264-NTb

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM

.جلسه رو به نظم دعوت می‌کنم

.انجمن پرنده‌نگری آوالون

!آروم باشید، همه

!من ساکت نمیشم، مردیت

!نه وقتی پای پرنده‌های من وسطه

مگه باید یادت بیارم، تاپر بوشار،

که سهره نوک‌قیچی قرمز به شدت در معرض انقراضه؟

.از نظر فنی فقط تهدید شده‌ست، پاتریشیا

تخریب زیستگاهش

تنها دلیله

!برای کاهش جمعیتش

.یکی از دلایل متعددشه

و اینکه نیوفاندلند

تنها جای روی زمینه

که زیرگونه پرکنا جفت‌گیری می‌کنه-

!تخم‌گذاری می‌کنه و جوجه‌هاشو پرورش میده

پس من به تو اجازه نمیدم-

یا هیچ‌کس دیگه

که مزاحمشون بشی

!یا حتی از محل کلنی لانه‌سازیشون مطلع بشی

تو اون تکه جنگل من

چه برسه به اینکه دعوت کنم تو و

گروه پرنده‌نگرهای غریبه‌تونو

!که همه جاشو لگدمال کنید

.با کنشگران حامی پرندگان آشنا بشید

.هر قضیه‌ای دو سر داره، گمونم

.پاتریشیا، خواهش می‌کنم

.اعضای گروه توفر مهمون‌های دعوتی ما هستن

اونا شاید مهمون تو باشن، مریدث،

!ولی مهمون من نیستن

.و من همیشه به این موضوع احترام گذاشتم، پاتریشیا

.من هرگز پام رو تو زمین تو نذاشتم

...و با این حال

.یکی تو جنگل من داشته فضولی می‌کرده

اونم درست وقتی که سهره‌های نوک‌قیچی دارن میان،

.برای اقامت شش هفته‌ای‌شون

و تو فکر می‌کنی من بودم؟

.رک و راست بگم، از این اتهام دلخورم

...خب

...هر کی که بوده، توفر بوشار

بهتره دیگه امتحانش نکنن

!وگرنه کاری می‌کنم تاوانشو پس بدن

!پاتریشیا

!هی

بازنده بد نباش

شنا تنها جاییه که می‌تونم تو رو تو یه مسابقه ببرم

چی پیدا کردی؟

!یه مرغ مگس‌خوار تو نیوفاندلند

باحال بود رکس

پرنده‌نگرهای این دور و بر، جون می‌دن برای دیدن همچین چیزی

!خب، همه

ما اصلاً نزدیک زمین‌های پاتریشیا نیستیم

پس نباید مشکلی داشته باشیم

فقط تو مسیر بمونید-

!وگرنه ممکنه حسابی پاتون خیس بشه

اینجا تالاب‌های باشکوه نیوفاندلنده

خب، می‌دونم وقتی مردم به پرنده‌نگری نیوفاندلند فکر می‌کنن،

اونا به گانت‌ها و پافین‌ها فکر می‌کنن

اما ما هم پرنده‌های آبزی خودمون رو داریم

خیلی‌هاشون فقط در حال عبورن

اومدن اینجا جوجه‌کشی و غذاخوری

بعدشم دوباره میرن

من این همه راهو اومدم که جوجه نوک‌کج ببینم

نه لک‌لک و اردک

پس ما رو ببر پیش کلونی‌شون

...خب اگه می‌تونستم، می‌بردم، ولی

!گوش کن

!اون نوک‌کج قرمزه

!اون تو اون جنگله

!اوه

!اوه، عجله نکن کالین

!اه

همین قدر می‌تونم بگم

من اصلاً نمی‌خواستم تو اون باتلاق باشم

من می‌تونم تو سیاتل هم اردک ببینم

باشه

جسی. آره

هی، فقط با بقیه گروه وایستا

برمی‌گردم پیشت

هی

.دوناوان زنگ زد و اطلاعات اولیه رو بهم داد

.توریست‌های پرنده‌نگر تو مرداب‌ها یه جسد پیدا کردن

بعدش اومدن اینجا؟

.آره، آره

.ترسیدن که یه قاتل آزاد باشه

.خب

.اسم قربانی پاتریشیا مک‌گیه

.اون یه پرنده‌نگر محلی تو سنت جانزه

.کسایی که پیداش کردن همه‌شون پرنده‌نگرهای مسافرتی هستن

...پس منظورت اینه

که قربانی یه پرنده‌نگر محلی پر و پا قرص بوده...

.یعنی همون پرنده‌نگر

...ولی

همه این آدما از راه دور اومدن...

به امید دیدن پرنده‌های خاص؟...

.آره

تو هم اهل پرنده‌نگری هستی، مارک؟

.نه، من تو راه که میومدم یه دوره فشرده گذروندم

.مثل خودت

.من این کارو نکردم

تا الان چی کشف کردی؟

...خب

...اسکایلر جنکینز

تا سنت جانز اومده بود

.که جوجه‌های صلیب‌نوک قرمز رو ببینه و حس می‌کنه سرش کلاه رفته

خب، این جالبه ولی شاید مربوط نباشه؟

...و کالین کرافورد

.اون جسد رو پیدا کرده

.تازه‌کارِ پرنده‌نگاریه

.حدود یه هفته پیش اومده اینجا

ارتباط قبلی با قربانی داشته؟

.فقط در حد آشنایی سطحی

اسکایلر و کالین در یک جلسه شرکت کرده بودن

از انجمن پرنده‌نگاران آوالون

سه روز پیش، که اونجا

مسئول تور، تاپر بوشار

.با قربانی بحثش شد

در مورد چی؟

پاتریشیا اونو متهم کرد به ورود غیرمجاز به زمینی

که مال خودش بود

.برای پیدا کردن کلونی آشیانه پرندگان صلیب‌نوک قرمز

که مکان دقیقش رو

.به هیچ‌کس نمی‌گفت

و امروز صبح هم ورود غیرمجاز داشت؟

.نه نه، اون تالاب زمین عمومیه

.زمین اون غرب اونجاست

.و خونه‌اش خیلی نزدیک به صحنه جرمه

.اطلاعات تماس این آدما رو بگیر

.بعد آزادشون کن

.ولی کالین و تاپر رو نگه دار

می‌خوام وضعیت رو بررسی کنم

.با سارا قبل از اینکه باهاشون مصاحبه کنم

.باشه

.رکس

...راستی اون، آ

.یه پرنده‌نگار تمام‌عیاره

!یه پرنده‌نگار معمولی ولی جدی و پیگیر

.خیلی خوبه، مارک

واقعاً باید خودمو ارتقا بدم

.تو زمینه اطلاعات عجیب و غریب

.من و رکس در راه صحنه جرمیم

سارا، هنوز اونجایی؟

.آره، من اینجام

.به‌زودی می‌بینمت

قربانی روی شکم پیدا شد

.اینجا روی زمین

.ظاهراً با بند دوربین دوچشمی خودش خفه شده

.اما من علت مرگ رو تأیید می‌کنم

.پس هر کی اونو کشته، سلاحی با خودش نیاورده

.نشون میده حمله شاید تصادفی بوده

.ناگهانی

.یا صحنه‌سازی شده تا اینطور به نظر برسه

.موبایلی پیدا نشد

.ولی کیف پولش برداشته نشده بود

.جز مورد آشکار، حمله دیگه‌ای نبوده

.اووف

.آره

.جسد رو برای دی‌ان‌ای خارجی بررسی می‌کنم

تعیین کردی

زمان مرگ رو؟

.اوه، بیشتر از ۱۲ ساعت نیست

دقیق‌تر میگم

.بعد از کالبدشکافی امروز

اینجا کنار برکه چیکار می‌کرده؟

با کسی قرار داشته؟

اغلب تنها اینجا پرنده‌نگاری می‌کرده؟

اونجا چی داری، رکس؟

.اوه، یه چیزی تو موهاش

یه پر پرنده؟

.کوچیک

.قرمزه

.آره، می‌تونه مال صلیب‌نوک قرمز باشه

با یه پر می‌تونی پرنده رو شناسایی کنی؟

نه، می‌تونم یه حدس گنده بزنم

.از یه دعوایی که قربانی چند روز پیش داشت

اوه، مردم سر پرنده‌ها هم بحث می‌کنن؟

سر چی بحث نمی‌کنن آخه؟

.رکس حتماً به این موضوع علاقه‌مند شده

خب، اگه رکس فکر می‌کنه مهمه

.پس شاید واقعاً باشه

.ممنون که منتظر موندی، کالین

.اوه، مشکلی نیست

حالت خوبه؟

.اوه، متاسفم

.هنوز یه کمی بهم ریخته‌ام

.من اومدم نیوفاندلند که پرنده‌نگاری کنم

.نه جسد پیدا کنم

.من فقط چند تا سوال دارم

حالا، شما شاهد یه بحث بودید

بین قربانی و راهنمای تورتون،

.تاپر

.آره

.ببینید، من تازه بازنشسته شدم و شروع کردم به پرنده‌نگاری

.ولی به نظر میاد یه نکته اختلاف نظر خیلی رایج بود

و اون چیه؟

کسانی که می‌خوان پرنده‌ها رو از هرگونه دخالت انسان محافظت کنن

در مقابل کسانی که می‌خوان

.افراد بیشتری رو برای دیدن اون‌ها بیارن

و بحثشون بالا گرفت؟

.آره

ولی اون تهدیدش کرده بود

نه برعکس

هوم

فکر نمی‌کنی تاپر دست داشته؟

هنوز زوده گفتن

فقط دارم چند تا سؤال روتین می‌پرسم

آخه، این چند روز خیلی مضطرب به نظر می‌رسید

ولی اداره کردن یه کسب و کار نوپا واقعاً سخته

ببخشید، خواستم بازی با کلمات کنم

اوه- نوپا

درسته

شما گفتین

این سرگرمی رو وقتی بازنشسته شدین شروع کردین

شما، اِم

برای این کار یکم جوون به نظر می‌رسین

اوه، تو سهام تکنولوژی پول پارو کردم

آه. - هنوز دارم تلاش می‌کنم

که با وقتم چیکار کنم

خب، امیدوارم این اتفاق شما رو نترسونده باشه

نه، نه

من می‌مونم

بابت این اتفاق متأسفم

می‌دونم برای کسب و کار خوب نیست

!نصف گروه تور داره حرف از رفتن می‌زنه

!درخواست پس گرفتن پول رو دارن

!اینجور چیزا اینجا اتفاق نمی‌افته

متأسفانه، اتفاقات وحشتناک همه جا می‌افتند

تاپر، چقدر بود که قربانی رو می‌شناختی؟

حدود پنج سالی میشه، از وقتی این کسب و کار رو شروع کردم

و عضو باشگاه محلی پرنده‌نگری شدم

جایی که همین چند روز پیش با قربانی بحث کردی

پاتریشیا با همه دعوا داشت

خل و چل بود

سر اینکه می‌خواست همه‌ی سهره‌های نوک‌صلیبی رو برای خودش نگه داره

!اون منو متهم به تجاوز به حریم خصوصی کرد

و آیا این کار رو کردی؟

نه

!هرگز

حتی دقیقاً نمی‌دونم زمینش کجاست-

چه برسه به اینکه آدم‌ها رو ببرم اونجا

ولی فرض می‌کنم دوست داشتی این کار رو بکنی

حتماً تحت فشار زیادی هستی که مشتری‌هات بتونن

به پرنده‌های کمیاب دسترسی پیدا کنن

مخصوصاً وقتی برای دیدن اون‌ها این همه راه پرواز کردن

داری پیشنهاد می‌کنی من ممکنه تو این ماجرا دست داشته باشم؟

اگه این کار رو کرده بودم-

چرا باید گروه توریستیمو می‌آوردم تا جسد رو پیدا کنن؟

سؤال خوبیه

آره

تاپر، دیشب کجا بودی؟

جدی می‌گین؟

اوه، آره

خیلی هم جدی

یه نوشیدنی تو متلی که گروه تور اونجا اقامت داره، خوردم

و بعد رفتم اتاقم تا برنامه‌های فردای تور رو بچینم

کسی هست که بتونه حرف شما رو تأیید کنه؟

نه

ولی من چی می‌تونستم

از کشتن پاتریشیا به دست بیارم؟

خب، اونم سؤال خوبیه

بفهمید

چیزی که می‌تونی درباره‌ی این شخص تاپر

همین اول کار حالت دفاعی گرفت

ببینید سابقه داره؟

وضعیت مالی و سوابق عمومی

آره، حتماً

یه بررسی سریع هم روی گروه تور داشته باشید

فقط- می‌دونید، چیزای روتین

خویشاوند نزدیک رو شناسایی کردیم؟

خب، خانواده‌ای نداره

ولی شوهرش، جددیا مک‌گی

به عنوان تنها ذینفعش ثبت شده

نتونستم پیداش کنم

اوه، دیگه با هم نبودن؟

هیچ‌کس تو جزیره با این اسم نیست

دوستای نزدیک چی؟

یعنی، اونا ممکنه بدونن کجاست

و اگه پاتریشیا با کسی مشکل داشت

یا احساس خطر می‌کرد

خب، مِرِدیث لگرو هست

اون با جو تو خونه پاتریشیا منتظره

دوست قدیمی‌شه-

و رئیس انجمن پرنده‌نگرهاست

اون کلید داشت

خب، حدس می‌زنم چیزی که می‌گن درسته

کبوتر با کبوتر، کلید با کلید

مارک، داری حال و هوای منو می‌دزدی؟

دارم جاتو می‌گیرم، جسی

جاتو می‌گیرم

این رو دوست ندارم

چه اتفاق وحشتناکی

فکر نمی‌کنم دیگه هرگز تو تالاب احساس امنیت کنم

هیچ‌کدوم از ما دو بار فکر نکردیم

که تنهایی بریم اونجا

پاتریشیا رو مدت طولانی می‌شناختین؟

از وقتی دختر بودیم

با هم بزرگ شدیم

می‌تونین به کسی فکر کنین که ممکنه می‌خواسته بهش آسیب بزنه؟

فکر نمی‌کنین کسی که می‌شناختش می‌تونسته این کار رو کرده باشه؟

خب، ما باید همه‌ی احتمالات رو بررسی کنیم

به نظر میاد که می‌تونه

بحث‌برانگیز باشه؟

.کم گفتی

باید بگم که

.اما پتی همیشه اینقدر بدقلق نبود

.فقط دلش خیلی جوون شکست

چطور مگه؟

برای مدت کوتاهی ازدواج کرده بود

.وقتی تازه ۲۰ سالش شده بود

با مردی به اسم جددیا؟

.اون اولین کسی بود که همه‌مون رو به پرنده‌نگری علاقه‌مند کرد

تشویقش کرد که هر پولی که به ارث برده بود رو خرج کنه

.برای خرید اون زمین

.و بعد یه روز ناپدید شد

ناپدید شد؟

گفت که یه کاری داره

.و دیگه هیچوقت برنگشت

منتظر موند

.و منتظر موند

.هنوز اسمش رو به عنوان وارث توی وصیت‌نامه‌اش نوشته

.البته چیز زیادی هم برای به ارث بردن نیست

.شایعه اینه که حتی برای نگه داشتن خونه هم به مشکل خورده بود

پس چرا زمین رو نفروخت؟

.حتماً ارزش زیادی داشت

.پاتریشیا حاضر بود بمیره تا به پرنده‌هاش خیانت نکنه

.با من بیا

.می‌برمت داخل خونه‌اش

.پرنده‌ها

.پرنده‌ها

.پرنده‌ها

.واقعاً داستان غم‌انگیزیه

منظورم اینه که، من عاشق گلفم،

.ولی براش که حرم نمی‌سازم

.نمی‌دونم، باید فداکاریش رو تحسین کرد

.با پولش حرفش رو ثابت کرد

هر کاری از دستش برمیومد انجام داد

.برای محافظت از یه گونه‌ی در معرض خطر

.آره، و عشق زندگیش رو هم هیچوقت فراموش نکرد

.اوه

.آره، اونجا خوشحال به نظر میان

.اون حتماً جددیای جوونه

نه کامپیوتر

.نه موبایلی روی جسد هست

.اون خیلی سنتی بود

آره، خب من هیچ چیزی پیدا نکردم

که نشون بده قصد داشته کسی رو ملاقات کنه

.یا به هیچ وجهی تهدید شده باشه

.هیچ چیز غیرعادی نیست

.شبیه دفتر خاطرات قدیمی هستن

.به نظر میاد یه دفترچه خاطرات از زندگیش نگه می‌داشته

چی داری اونجا، رکس؟

چیه؟

هی، این چیزیه که تو می‌بینی، رکس؟

.روش نوشته لونه سهره نوک‌قیچی

خب، این همون پرنده‌ایه که پاتریشیا سرش بحث می‌کرد

.و سعی داشت ازش محافظت کنه

این چیه؟

وای، این یاقوت واقعیه؟

چرا کسی که برای پرداخت قبض‌هاش مشکل داره

باید همچین چیزی داشته باشه؟

و آیا از این بیشتر هم هست؟

!اوه

!چه یاقوت بزرگیه

.ببین

اگه واقعی باشه،

.ثروت زیادی می‌ارزه

اما از کجا اومده؟

و چرا پاتریشیا نفروختش

اگه واقعاً مشکل داشت؟

چرا اون رو توی لونه سهره نوک‌قیچی قایم کرده بود؟

همون پرنده‌ای که سرش بحث می‌کرد،

که توی زمین اون لونه می‌سازه،

و یه پر توی موهاش بود؟

من یه قرار دارم

با یه جواهرساز محلی تو شهر

امروز بعدازظهر،

فقط برای بررسی ارزشش

و همچنین برای اینکه در امان باشه

.تا وقتی که وارثش رو پیدا کنیم

.باشه، من هنوز دارم دنبال جددیا مک‌گی می‌گردم

من می‌خوام

این عکس عروسی رو بردارم

.و با سیستم تشخیص چهره بررسی‌اش کنم

.اگه چیزی پیدا کردی، بهم خبر بده

همچنین، من دارم توریست‌های پرنده‌نگر رو بررسی می‌کنم،

.از جمله مردی که جسد رو پیدا کرد

هیچ چیز غیرعادی یا مشکوکی

.در موردشون نیست

تافر چی؟

خب،

.به نظر میاد که کار و بارش به مو بنده

.اما هیچ مدرکی نیست

.و همونطور که خودش گفت، با گروه تور یه نوشیدنی خورد

بعد بهشون گفت که داره میره

.برای شب

.اما هیچ کس حرفش رو تایید نمی‌کنه

.اسکایلر هم بود، اون تعقیب‌کننده‌ی ناامید

.اون گفت تقریباً مطمئنه دیدش که داره میره تو اتاقش

.اما همین بود

و ما درباره‌ی اون چی می‌دونیم؟

.خب، اون برای شرکت ساخت و ساز پدر و مادرش کار می‌کنه

.وقتی توی اینترنت مد شد، اونم به پرنده‌نگری روی آورد

.هشتگ مد روز

.پس تاپر مظنون اصلی ماست

...اما چیزی که من نمی‌فهمم

اینه که چرا یکی باید فقط برای دیدن چند تا پرنده آدم بکشه؟

.حتماً قضیه پیچیده‌تر از این حرفاست

.من می‌رم اداره ثبت اسناد استانی

.می‌خوام دقیقاً بدونم زمین پاتریشیا کجا بوده

.یه چیزی داره اذیتت می‌کنه

...شاید تب پرنده‌نگری باشه

.که داره به منم می‌گیره

.سرچ کردم

.نوک‌قیچی‌های سرخ دوست دارن جوجه‌هاشونو توی جنگل‌های کهن بزرگ کنن

.الان، این موقع سال

.و فقط برای چند هفته

خب؟

...پس چرا یه پرنده‌نگر مثل پاتریشیا

وقتشو توی یه باتلاق تلف می‌کرد؟

...چرا داشت به اردک‌ها نگاه می‌کرد، وقتی که

باید تمام وقتشو با نوک‌قیچی‌ها می‌گذاشت؟

.فکر کنم حق با توئه

.فکر کنم تو هم تب پرنده‌نگری گرفتی

.بنداز گردن رکس

.سارا نتایج کالبدشکافی رو داره

.بریم

سارا، چی داریم؟

.سلام

.آها، خب

...خب، زمان مرگ

.۱۰ تا ۱۲ ساعت قبل از پیدا شدن جسد

...علت مرگ هم گمان می‌ره که

.قربانی بر اثر خفگی مرده

.خب، من DNA خارجی روی بند دوربین دوچشمی پیدا کردم

.مقدارش کمه ولی هست

.خب، این خبر عالیه

با پایگاه داده ملی چک کردی؟

.اون خبر بده

.مطابقت نداشت، ولی دارم جستجو رو گسترده‌تر می‌کنم

...ضمناً

...صدای پرنده‌ای که

...رکس شنید در واقع مالِ

.نوک‌قیچی سرخ کمیاب بود

...همینطور پَری که

.تو موهاش بود

.خب، پس یعنی من بالاخره یه جورایی متخصص شدم

.جسد پاتریشیا علائم واضحی از کبودی پس از مرگ نشون می‌داد

تجمع خون پس از مرگ؟

.دقیقاً

...اما کبودی

.روی قسمت پشتی قفسه سینه بود

.روی پشتش

.آره

.اما پاتریشیا دمر پیدا شده بود

.می‌دونم

.خون باید رو به جلو جمع می‌شد

.پس کبودی جور در نمیاد

.اون توی یه باتلاق پیدا شده بود

.وقتی هر پرنده‌نگر عاقلی باید توی جنگل باشه

.و رکس یه پَرِ نوک‌قیچی سرخ توی موهاش پیدا کرد

.در حالی که اصلاً نزدیک محل لانه‌سازیشون نبود

.جسد جابجا شده

جابجا شده؟

.آره

.آره

اما از کجا؟

و چرا؟

...خب، شاید اون تنها کسی نبود

.که می‌خواست آدما رو از محل لانه‌سازیشون دور نگه داره

...شاید نمی‌خواستن کسی ببینه

.اون واقعاً کجا به قتل رسیده

.شاید بتونم چند تا جواب توی اداره ثبت اسناد پیدا کنم

الو؟

کسی اینجاست؟

!اوه

!کارآگاه

!مِرِدیت

چطور می‌تونم کمک کنم؟

.قطعاً یه سنگ قیمتی واقعی

.هیچ شکی درش نیست

.پس یه یاقوته

.اوه

.و یکی با کیفیت استثنایی

.برمه‌ای

.شفافیت فوق‌العاده

.و رنگش هم خالص‌ترین قرمز خونی کبوتریه

خون کبوتری؟

.چه کنایه‌آمیزه

چطور مگه؟

...خب، خونه‌ای که پیداش کردیم

.صاحبش یه پرنده‌باز مادام‌العمر بود

یه آدم پولدار، حدس می‌زنم؟

چرا اینو می‌گی؟

چقدر تخمین می‌زنی این انگشتر ارزش داشته باشه؟

...با توجه به وزن نگین

...بین چهار تا پنج قیراط

...تو یه روز مناسب و با مشتری‌های مناسب

.انتظار دارم این انگشتر حداقل دو میلیون دلار به فروش بره

...خب، فکر کنم باید نیروی کمکی بخوام

برای اینکه این کبوترو برگردونم به آشیانه، نه؟

.ببخشید که بهتون نگفتم من تو اداره ثبت کار می‌کردم

.خب، مطمئن نیستم چرا باید می‌گفتی

.آره، دقیقاً

.خوشحالم که تونستم کمک کنم

.آره

...هرچند مطمئن نیستم چطور یه طرح کلی

از ملکش بهتون کمک می‌کنه قاتل رو پیدا کنید...

.دارم اوضاع رو بررسی می‌کنم

.آهان. آره

...خب

.بفرمایید

...پاتریشیا مالک بود

تمام این منطقه اینجا...

این نقشه دستی کشیده شده؟

.نیوفاندلند یه وضعیت ثبت زمین منحصر به فرد داره

...اولین مهاجران داشتن معاهدات بین‌المللی رو نقض می‌کردن

با زمستان‌گذرانی...

.وقتی واقعاً یه سرزمین تازه کشف شده بود

.پس هر کسی که ساکن می‌شد، صرفاً داشت تصرف عدوانی می‌کرد

.فقط زمین رو برای خودشون ادعا می‌کردن

بدون هیچ سند رسمی روش ساخت و ساز می‌کردن...

.دقیقاً

...این باعث شد که نسل‌ها از خانواده‌ها

حق تصرف عدوانی رو سر میز آشپزخونه‌ها حل و فصل کنن...

و خودشون مرزها رو مشخص می‌کردن...

...و این لیست اینجا داره ردیابی می‌کنه

که چه کسی ادعای مالکیتشو داشته...

کی و به چه کسی منتقلش کرده؟...

.دقیقاً

.باشه

!اوه

!قبلاً هرگز متوجه این نشده بودم

متوجه چی شدی؟

...مردی که پاتریشیا زمین رو ازش خریده بود

لستر زیمر...

.اون یه "اسلیوین" معروف بود

مخصوصاً وقتی پای انتقال زمین در میون بود...

...حدس می‌زنم منظور از اسلیوین، یه

یه آدم با شخصیت نه چندان خوب...

...زیمر معروف بود به فروختن زمین‌هایی

که در واقع ادعای مالکیتش رو نداشت...

...پس داری می‌گی پاتریشیا شاید حتی مالک نبوده

زمینی که قسم خورده بود ازش محافظت کنه؟...

...هرچند مطمئن نیستم چطور این

می‌تونسته به قتلش منجر بشه...

...فقط

جالبه...

.فکر کنم تو دردسر افتادیم

!باید یه کاری بکنی

دو میلیون دلار-

همینطور روی قفسه گذاشته شده بود...

تو یه لانه پرنده...

.منظورم اینه، با این حال، ممکنه بهش ارث رسیده باشه

.و اون نگهش داشته، بدون اینکه بدونه چقدر ارزش داره

.آره، ولی اون رو تو لانه یه پرنده نوک‌قیچی گذاشته بود

.منظورم اینه، حتماً یه معنی خاصی داره

.آره می‌دونم، رکس

.ما یه چیزی رو متوجه نشدیم

.همین الان دی‌ان‌ای پیدا شده روی بند دوربین دوچشمی رو شناسایی کردم

.جدادیا هریس

جدادیا-؟

.هریس، ولی مک‌گی نیست؟ آره

اه، عکسش هست؟

.من سوابق گارد ساحلیشو برای جسی فرستادم

.اوه

.آره، ظاهراً از خدمت فرار کرده

.باشه، الان میاد

...آره، می‌تونی یه عکس رو نشون بدی

از عکس عروسی پاتریشیا هم؟...

.آره، حله

.بفرمایید

.اون همون جدادیاست

.باشه

وایسا، این یعنی-

...دی‌ان‌ای پیدا شده روی سلاح قتل

متعلق به کسی نیست جز...

شوهر سال‌ها گمشده پاتریشیا...

...اگه جدادیا برگشته

بعد از این همه سال-...

الان کجاست؟...

...بچه‌ها، من اعلام کردم

یه دستور تجسس برای جدادیا...

با استفاده از تصویر تنظیم شده با سن...

.صد در صد دقیق نیست

.ولی شروع خوبیه

.اون شبیه همه توریست‌های این جزیره است

.و نصف اهالی جزیره

...آره، و با مقایسه اون

با ورودی مسافران-...

هیچ تطابقی پیدا نشد...

.تغییرات سنی عکس‌ها اصلاً قابل اعتماد نیست

...آره، این اساساً نسخه هوش مصنوعی

از یه حدس کورکورانه‌ است...

...پس اساساً، ما دنبال یه مرد سفیدپوست ۴۵ ساله هستیم

که ممکنه شبیه یه آدم معمولی باشه...

و شاید هم تا الان از جزیره فرار کرده باشه...

...ولی کسی که ۲۵ سال بعد برگشته

تا همسرش رو که ازش جدا شده بود، بکشه...

چرا؟

.خب، اون به عنوان تنها ذی‌نفع وصیت‌نامه‌اش ثبت شده

نکنه دنبال زمین باشه؟

شاید اون از انگشتر یاقوت خبر داشت

.کشتش تا ارث ببره

.منظورم اینه که همه چی باید بهم ربط داشته باشه

.ولی همه چی برمی‌گرده به اون پرنده صلیب‌نوک سرخ

.باید هر چه زودتر محل لانه‌شونو پیدا کنیم

.آره، ببینیم پاتریشیا واقعا کجا کشته شده بود

.و چرا جابجا شده

.اون مکان رو تحلیل کنید

.و من بیشتر راجع به این انگشتر تحقیق می‌کنم

.یه یاقوت به این بزرگی حتماً گذشته‌ای داره

تو این مدت، من و رکس برای اون عملیات پیدا کردن پرنده آماده می‌شیم

.فردا

نه اینکه من

شک داشته باشم که رکس تو رو به سمت محل لانه‌گیری هدایت می‌کنه

ولی هی، بهتر نیست اول یه امتحانت کنیم؟

رکس می‌تونه صدای پرنده‌ها رو بهتر از آدما شناسایی و ردیابی کنه

بهتر از آدما

.به کلی دلایل باحال

سگ‌ها فرکانس‌های بیشتری رو می‌شنون، درسته؟

.آره، دقیقاً

.مخصوصاً فرکانس‌های بالاتر

.خب ما می‌تونیم تا ۲۰ هزار هرتز رو بشنویم

.اوکی

.در حالی که سگ‌ها تا چهل هزار تا رو می‌شنون

.واو

.آره، باورنکردنیه

پس وقتی رکس صدای پرنده رو می‌شنوه

ممکنه داره نت‌های اضافی می‌شنوه که

.خیلی فراتر از محدوده شنوایی ماست

.دقیقاً

و شنوایی فوق‌العادش اینجا تموم نمی‌شه

چون سگ‌ها یه سیستم پیچیده از حداقل

۱۸ تا عضله تو هر گوششون دارن

که بهشون اجازه می‌ده مستقلاً گوش‌هاشون رو حرکت بدن، کج کنن، بچرخونن-

.و گوش‌هاشون رو تنظیم کنن تا صداها رو بهتر بگیرن و مکان‌یابی کنن

پس رکس نه تنها می‌تونه صدای پرنده صلیب‌نوک سرخ رو بشنوه

بهتر از من

بلکه می‌تونه بیشترش رو بشنوه

از فاصله دورتر، و-

.می‌تونه مستقیماً تو رو اونجا برسونه

.فکر کنم برای فردا آماده‌ایم

جو، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

!یک ساعت مونده به شروع شیفت

.اه، من که نرفتم

.فقط چند ساعتی رو کاناپه چرت زدم

و همه این جعبه‌های مدارک قدیمی رو امضا و تحویل گرفتی؟

آره، آره کتم تنم بود

و بعد یاد یه سرقت جواهرات قدیمی افتادم

.از زمانی که من تازه‌کار بودم

پیدا کردن اطلاعاتش سخت بود

ولی می‌دونی چیه؟

.بیا اینو ببین

صبر کن، فهمیدی

چطور عکس‌ها رو روی تخته بذاری؟

.یه جورایی

.اوه

.اوه، اینجاست

.این انگشتر پاتریشیاست

آره، دزدیده شده بود

از جواهرفروشی که انگشتر رو توش قیمت‌گذاری کرده بودم

.ولی مال سه تا صاحب قبلی

و، ما داریم

.یه مظنون

.اسمش لئو استایلزه

ما اونو گرفتیم

دو روز بعد از سرقت

.که سعی داشت با کشتی از جزیره فرار کنه

.بازداشت شد، بازجویی شد ولی هیچ‌وقت دستگیر نشد

.پس بنابراین، عکس زندان نداره

.دقیقاً

اون به ایالات متحده مسترد شد

.به خاطر حکم‌های قدیمی

ولی جواهرات سرقت شده

.هیچ‌وقت پیدا نشد

.هه

باشه، پس تو فکر می‌کنی

تو فکر می‌کنی که لئو

.در واقع شوهر پاتریشیاست، با یه اسم جعلی

و دلیل اینکه غیبش زد

اینه که مسترد شده بود؟

.تو داری فکر منو می‌خونی

آزاد شد، برگشت-

اومد تا جواهرات رو پس بگیره

.و بعد شاید پاتریشیا سر راهش قرار گرفت

.باشه

.من به زندانی که توش حبس بوده زنگ می‌زنم

.ببینم می‌تونن یه عکسی بفرستن، اگه آزاد شده

نه، من یه قدم از تو جلوترم-

.کارآگاه جوان

.ببین، قضیه اینه که اون به کالیفرنیا مسترد شد

.اونجا هنوز نیمه شبه

.پس ممکنه مجبور بشیم برای اون اطلاعات صبر کنیم

.جو داره ابتکار عمل رو ازم می‌گیره

!موجو

.باشه رکس

پس ما فقط صدای پرنده رو دنبال می‌کنیم-

.تا محل لانه‌شون رو پیدا کنیم

.به نظر شدنی میاد

ولی من، امم-

آره، یه حسی دارم

که من نمی‌شنوم

چیزی رو که تو می‌شنوی

باهوش

باشه

چی داری اونجا؟

یه لونه پرنده، و

پوکه ساچمه‌ای

!بگیرش

!برو

!برو

!رکس

آروم، پسر

ولش کن

وانت پلاک نداشت

نه- سفید

بدون هیچ مشخصه‌ی خاصی

پس هیچ‌کس واقعاً به شما شلیک نمی‌کرد؟

نه، شلیک ساچمه‌ای از دور بود

ممکنه اصلاً ربطی نداشته باشه

به پوکه‌هایی که روی زمین پیدا کردم

یا مردی که فرار کرد

یا شاید هم جدادیا و یه همدستش بوده

شماها به نیروی کمکی نیاز پیدا می‌کنید

اگه قصد دارید دوباره برید اونجا

هرچی آدم بیشتر، سر و صدای بیشتر، هدف‌های بیشتر

من برای ردیابی آموزش دیدم

توی بوته‌های انبوه توی ارتش، جو

مخفی‌کاری بهترین دوستته

این و یه سگ

اول باید یه کم اطلاعات بیشتری جمع کنم

قراره با سارا ملاقات کنم، نظراتشو بگیرم

ببینم می‌تونیم این قاتل رو از لای بوته‌ها ردیابی کنیم

قبل از اینکه دوباره برگردیم تو

باشه؟

به نظر میاد لونه یه سارگلوله قرمز باشه

شکل فنجانی‌اش و رنگ تخم‌هاش

یه آزمایش DNA انجام میدم تا مطمئن بشم

چرا جدادیا

یا هرکس دیگه‌ای باید لونه‌ها رو بزنه؟

شاید برای اینکه پرنده‌ها رو ساکت کنن

تو و رکس داشتید منطقه لانه‌سازیشون رو ردیابی می‌کردید

از طریق آوازشون

درست تا لبه کلونی، اینطور که به نظر میاد

پس پرنده‌ها رو حذف کنی، آوازشون رو هم حذف می‌کنی

آره، و جلوی هر کسی رو بگیری که بخواد محل لانه‌سازیشون رو پیدا کنه

مردم

یا پلیس

حالا، عجیبه که پیدا کنیم

یه میخ نقشه‌برداری توی زمینش

طبق همه شواهد، پاتریشیا اصلاً قصد فروش نداشت

پس شاید کسی لازم داشت اون بمیره

قبل از اینکه بتونن معامله رو جوش بدن

کسی مثل شوهرش

که آماده فروش میشه بعد از اینکه ارث می‌بره؟

خب، ببینیم شرکت نقشه‌برداری توربی

چی در موردش می‌گه

ممنون، سارا

یالا، رکس

جو، هی

زندان کالیفرنیا بهمون جواب داد

یه عکس از لئو استایلز برامون فرستادن

همون مظنون سرقت قدیمی جواهرات

این قطعاً شوهر پاتریشیا نیست

لعنت، واقعاً فکر می‌کردم به چیزی رسیدم

خب جو، شاید هنوز هم باشی

چون من دفتر خاطرات پاتریشیا رو زیر و رو کردم

همونایی که شما به عنوان مدرک ثبت کرده بودید

و تاریخ دقیق ناپدید شدن جدادیا رو پیدا کردم

و خب-؟

دو روز بعد از سرقت جواهرات بود

گفت باید یه کاری رو سر و سامون بده

بعد قبل از رفتن بهش یه انگشتر قرمز داد

قطعاً ارتباطی وجود داره

کارت عالی بود

آفرین، جسی

!آره- دارم شور و حال سابقمو پس می‌گیرم

ببخشید- چی؟

چی گفتی؟

باشه ببین، باید دوباره با زندان تماس بگیریم

و ببینیم می‌تونیم یه مصاحبه با لئو استایلز ترتیب بدیم

اوه- امکان نداره

اون یه ماه پیش فوت کرد

اوه، مثل اینکه یه قدم به جلو

و دو قدم به عقب تو این پرونده‌س

خیلی خب

بازم با زندان تماس می‌گیریم

ببینیم کسی هست که بتونیم باهاش حرف بزنیم

کسی که این مرد رو خوب می‌شناخت، باشه؟

بعد از ۲۵ سال اونجا-

باید با کسی در مورد سرقت حرف زده باشه

یه نفر

که بتونه ما رو به جدادیا برسونه

هیچی پیدا نکردم

شاید پلیس خودش از قبل داره؟

باید ببینمت

کجا قرار بذاریم؟

میدونی که غیرقانونیه

برداشتن یه میخ رسمی نقشه‌برداری؟

خب، من یه افسر پلیسم که داره درباره یه قتل تحقیق می‌کنه

.فکر کنم مشکلی نیست

خب، من راحت نیستم

.که اطلاعات محرمانه مشتری رو فاش کنم

اوه، واقعا؟

آیا صاحب ملک بود،

همون مقتول، کسی که شما رو برای نقشه‌برداری زمینش استخدام کرد؟

.نه

.نه

پس شما در واقع داشتید تجاوز به حریم می‌کردید

.وقتی کس دیگه‌ای شما رو استخدام کرده بود

مگه شما الان از مسائل قانونی نقشه‌برداری حرف نمی‌زدید؟

.گوش کنید، اونا منو راضی کردن

گفتن یه سوالایی بود

.راجع به اینکه اصلا صاحب زمین کیه

.که اونا می‌خواستن سر مالکیتش تو دادگاه بجنگن

.آره، من به بهانه نیاز ندارم

.من یه اسم می‌خوام

!اوه، کارآگاه

آه، تو تحقیقات به جایی رسیدی؟

.آه، این چیزا زمان‌بره

.فقط اومدم چند تا سوال دیگه بپرسم

چطور می‌تونم کمک کنم؟

.اوه، نه، سوالا برای شما نیستن

!سوالا برای تاپر هستن

.هی

اون قضیه چی بود؟

.نمی‌دونم

...اونطور که یادمه

شما گفتید اصلا نمی‌دونید

.زمین پاتریشیا کجا بوده

.من استرس داشتم

باشه؟

پاتریشیا و من تازه یه دعوای خیلی علنی داشتیم

.درست قبل از اینکه کشته بشه

یادمه شما همچنین پرسیدید

اگه شما اونو کشته بودید،

.چرا گروه تورتون رو می‌آوردید که پیداش کنن

.اصلا منطقی نیست

.مگر اینکه با کس دیگه‌ای کار می‌کردید

با همسر پاتریشیا، جدادیا، در ارتباط بودید؟

کی؟

!نه

اون پیشنهاد داد اگه کمکش کنید، زمین رو بهتون بفروشه؟

توافق کردید

که جسد پاتریشیا رو پیدا کنید؟

.باشه، این دیگه دیوونگیه

...چون ما، اِم

ما مشکوکیم که پاتریشیا تو زمین خودش کشته شده،

.در حالی که داشت از "قرمز نوک‌صلیبی‌ها" محافظت می‌کرد

و هر کسی که اونو کشته بود،

.نمی‌خواست یه گروه جستجو از اونجا رد بشن

کی برای قایم کردن یه مشت پرنده تا این حد پیش می‌ره؟

.ولی دیروز شما بودید که داشتید تو جنگل می‌دویدید

مگه شما سوار ماشین نشدید و رفتید

تو اون وانت سفید

اونجا؟

!شما بودید

.من فکر کردم یه روانی با تفنگ ساچمه‌ای داره دنبالم می‌کنه

ببینید،

قبول می‌کنم

.که داشتم سعی می‌کردم زمین پاتریشیا رو به دست بیارم

من تو جنگل بودم که اون میخ‌ها رو بردارم

.که من درگیر نشم

.ولی من پاتریشیا رو نکشتم

.و با هیچ‌کس کار نمی‌کنم

.اوممم

کی رو قایم کردی، تاپر؟

جدادیا اینجاست؟

من تو زندگیم هرگز

.با کسی به اسم جدادیا ملاقات نکردم

.من ملاقات کردم

.ولی قسم می‌خورم بیش از ۲۵ ساله ندیدمش

پس بهم بگید اگه درست فهمیده باشم:

شما دو نفر نقشه می‌کشیدید که به دروغ ادعا کنید

که پاتریشیا واقعا صاحب زمین خودش نیست،

تا بتونید بهش فشار بیارید که بفروشه

قبل از اینکه کلا از دستش بده؟

.این به نفع خودش بود

.اون می‌خواست خونه رو از دست بده

.و می‌دونستم پرنده‌هاش پیش تاپر در امان می‌مونن

می‌خوام یه پناهگاه پرندگان با

پیاده‌روهایی که ازش رد میشه، راه بندازم،

تا مردم بتونن "قرمز نوک‌صلیبی‌ها" رو ببینن

.و برای محافظت ازشون بجنگن

.و در این بین یه پولی هم دربیارن

.خب، تجارت جرم نیست

.ولی کلاهبرداری چرا

و حالا ما فهمیدیم که شما

.به طور غیرقانونی وارد خونه پاتریشیا شدید

.یه همسایه زنگ زد

.من بهش گفتم نره

من فقط دنبال نامه‌ای بودم که فرستاده بودم

که ادعا می‌کرد سند

.در حال بررسیه

مطمئنید دنبال این نبودید؟

این همون انگشتریه که جدادیا به پاتریشیا داد

.روزی که رفت

خبر داشتید که جدادیا تو یه سرقت جواهرات دست داشت

درست چند روز قبل؟

.من اصلا خبر نداشتم

یعنی می‌گی این قضیه واقعیه؟

آخه چطور ممکنه؟

.اون رو توی یه لونه سهره نوک‌کج بهش داد

.مثل یه شوخی شیرین یا یه چیستان

.که اون رو تا آخرین روز زندگیش همونجا نگه داشت

.اون کلونی سهر نوک‌کج براشون خیلی خاص بود

.پاتوق مخفیشون که فقط خودشون می‌تونستن پیداش کنن

پس حتی تو هم اونجا نرفتی؟

...سعی کردم

چند بار یواشکی رفتم تو

.فقط با دنبال کردن صدای پرنده‌ها

...اما

.بوته‌ها خیلی پرپشتن

...و وقتی پرنده‌ها رفتن و صداشون قطع شد

.دیگه نمی‌دونم چرا باید زحمت بکشی

...خب، بدون صدای پرنده‌ها که راهنماییت کنن

.تقریباً محاله که بتونی جایی که لونه کردن رو پیدا کنی

.حتی برای جددیا بعد از ۲۵ سال

فکر نمی‌کنی اون تو این قضیه دست داره؟

بعد از این همه مدت؟

.مدارکی داریم که به شدت نشون میده اون دخیل بوده

...حتی بعد از اینکه ترکش کرد، من

.همیشه به عشقشون باور داشتم

...اینکه فکر کنم اون به دست اون مرده باشه

فکر می‌کنی جواهرات جایی قایم شدن که سهره‌های نوک‌کج لونه می‌کنن؟

.دقیقاً همینه که فکر می‌کنم

.آره

.جددیا و لئو جواهرفروشی رو زدن

.بعد جواهرات رو جایی قایم کردن که فقط خودشون می‌تونستن پیداشون کنن

.و بعدم برنامه ریختن که وقتی آب‌ها از آسیاب افتاد برگردن

.آره، ولی لئو دستگیر شد و توی زندان مرد

...و بعد وقتی بالاخره برگشت

.پاتریشیا غافلگیرش کرد

.جای اشتباه، زمان اشتباه

...ولی وقتی پرنده‌ها لونه‌سازی می‌کنن

.تنها زمانیه که میشه اون نقطه رو پیدا کرد

.یعنی، سرنوشت این بود که بهم برخورد کنن

.آره

.و اون هم قرار بود که قربانی این ماجرا باشه

...خب، فکر کنم این خوب به نظر میاد

...ولی چرا جددیا هنوز اون بیرونه

داره لونه‌ها رو خراب می‌کنه؟

پرنده‌ها رو ساکت می‌کنه که کسی نتونه اونا رو تا محل دنبال کنه؟

...قاعدتاً

.اون دقیقاً می‌دونست جواهرات کجا قایم شدن

...پس چرا

فقط برنگشت، اونا رو برنداشت و فرار نکرد؟

و اصلاً چرا اینقدر طول کشید تا اونا رو برگردونه؟

!هی بچه‌ها

.بهتره تو این تماس تلفنی شرکت کنید

.نگهبان قدیمی لئو توی زندان رو پیدا کردم

.داره از آمریکا زنگ می‌زنه

.باشه

.سارا رو هم بیارید

.لئو حتی وقتی من اینجا کارم رو شروع کردم هم یه کله‌خراب قدیمی بود

.یعنی مدت طولانی‌ای تو زندان بوده

.۲۵ سال، تا وقتی که مرد

.روزهاش رو با حرف زدن از دزدی‌هایی که کرده بود می‌گذروند

می‌دونست که قراره همینجا بمیره، پس چرا فخرفروشی نکنه؟

تا حالا به یه سرقت جواهرفروشی توی نیوفاندلند کانادا اشاره‌ای کرده بود؟

یا یه شریک به اسم جددیا؟

.مطمئن نیستم

...می‌دونم ادعا می‌کرد که یه جایی یه گنجینه پنهان داره

.جایی که هیچ‌کس نتونه پیداش کنه

دفتر خاطراتی از خودش به جا گذاشت؟

نامه‌هایی از بیرون؟

.نه، هیچی از این چیزا

.می‌دونید، حیف شد که چند هفته پیش زنگ نزدید

.هم‌سلولیش تازه آزاد شده

.آره، بردلی چند سالی با لئو بوده

.احتمالاً هر داستانی رو میلیون‌ها بار شنیده

...باشه، خب

...اگه پرونده بردلی رو بفرستید

.شاید بتونیم پیداش کنیم

.حتماً

.انجام میدم

.ولی مراقب باشید

...بردلی هافمن به اندازه کافی آدم خوبی به نظر میاد

.ولی یه قاتل خونسرده

.بعد از سومین درخواست تجدیدنظرش، به خاطر یه ایراد فنی آزاد شد

.ممنون

.بفرمایید، اینم پرونده بردلی

...اون کالین کرافورده

.اون پرنده‌شناسی که جسد پاتریشیا رو پیدا کرد

.پیداش کن

.آره، آره

.من با متل تماس می‌گیرم... و تاپر

.اون آزاد شده

.باید بریم تو اون جنگل

.کیلومترها پر از بوته‌های انبوهه

یگان تاکتیکی می‌تونه اینجور پوششی رو برامون فراهم کنه؟

.ما به یگان تاکتیکی نیازی نداریم

.آها، آها

.تنها چیزی که لازم داریم، مخفی‌کاری و یه سگه

.ممکنه دو نفرشون اون بیرون باشن، مارک

.دی‌ان‌ای جددیا روی سلاح قتل بود

.به هر حال یه جوری ربط داره

.خب پس اون رو هم میاریم

...اگه بترسونیمشون

.ممکنه غیب بشن تو اون جنگل

و ما هیچ‌وقت واردشون نمی‌کنیم

تیم عملیاتی اونجاست

بیست یارد عقب‌تر وایمیستن

این حرف آخره

باشه

یالا، رکس

خیلی خب

همین‌جا بمون

و منتظر اشاره من باش

یالا، رکس

بیا این یارو رو پیدا کنیم

قبل از اینکه بلایی سر پرنده‌های بیشتری بیاره

خب، یکی داره دنبال چیزی می‌گرده، واضحه

باید نزدیک باشیم

چیه رکس؟

این دوستت کیه؟

فکر کنم جددیا رو پیدا کرده باشیم

حدس می‌زنم شریکش نخواسته بود غارتو تقسیم کنه

آروم، آروم

بی‌صدا

تو می‌گیریش یا من بگیرمش؟

!خفه شو وگرنه خودم ساکتت می‌کنم

باشه، حتماً

!آخ

!تیراندازی

تیم یک، با احتیاط پیش برین

داری اون پایین دنبال چیزی می‌گردی، کالین؟

یا باید بهت بگم برد؟

هویت کیو دزدیدی...؟

...می‌دونی

در کنار بقیه جرم‌هات؟

من فقط اینجام دارم دنبال پرنده می‌گردم

جدی؟

باشه، باشه

اما تو قبلاً اینجا بودی، درسته؟

اومده بودی دنبال جواهرات

اما تنها چیزی که پیدا کردی جددیا بود

...پاتریشیا همون روز با تو روبرو شد

که جسد جددیا رو پیدا کردی؟...

هوم؟

واسه همین کشتیش؟

تو اینجا چی کار می‌کنی؟

!تو

...و بعد

جسد رو جابجا کردی

تا سعی کنی محل جواهرات رو محافظت کنی

در حالی که خودت به جستجو ادامه می‌دادی؟

یه آدم تقریباً خودشو می‌کشه

اون همه وزن رو تو بوته‌زارها کشیدن

اما تو مرد مصممی هستی

درسته؟

راستش، فکر کنم جای اشتباهی رو داری می‌گردی

چطور؟

جددیا بعد از سرقت به پاتریشیا یه انگشتر داد

اونو تو یه لانه فنچ نوک‌قیچی قرمز گذاشت

فکر کنم یه خبرچین کوچولو بهم گفت مخفیگاه کجاست

!خب، امشب یکی شام استیک داره

خب، معلوم شد که سه میلیون دلار ارزش داشته

جواهرات تو لانه فنچ‌های نوک‌قیچی

بدون انگشتر

...مهم‌تر از اون، کالین

معروف به برد

برگشته پشت میله‌ها، جایی که بهش تعلق داره

خب سارا گفته بود

که دی‌ان‌ای جددیا پیدا شده بود

همه جای دستکش‌ها

تو صحنه جرم

معجزه است

که نمونه روی بند دوربین دوچشمی خراب نشده بود

آره، انگار جددیا

به معنای واقعی کلمه داشت از توی قبر انتقام می‌گرفت

اون و پاتریشیا قرار هستن که

کنار هم به خاک سپرده بشن

فکر کنم از این کار خوششون میاد

...زمین

قرار هست به یک پناهگاه حیات وحش تبدیل بشه

درست همونطور که پاتریشیا می‌خواست

آره، خب من فقط خوشحالم که فنچ‌های نوک‌قیچی قرمز امن هستن

و اینکه تو و رکس الان یه جای کوچیک برای گشت و گذار دارین

برای دیدن این پرنده که تا حالا تو عمرت ندیدی، بهتره دوربینت رو آماده کنی

حتی نمی‌تونم تظاهر کنم

اصلاً نفهمیدم چی گفتی

پسش گرفتم

خیلی خب، کی برای شام آماده است؟

خب سارا و داناوان هر لحظه ممکنه برسن

چی داریم؟

اردک بریون

شوخی کردم، پرنده‌نگارها

استیکه

!رکس

!اوه، خوب گرفتی

💫✿ WAREZ-IR ✿💫 🌸♡ IRWAREZ.COM ♡🌸

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.