Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
وارز تقدیم میکند IRWAREZ.COM
همانطور که کنار ایستاده بودی
قسمت ۰۴: اونسو و هوییسو
اون الان برگشته؟
این دیگه چه کوفتیه؟
چیزی شده؟ زود برگشتی.
اون بلیط هواپیما قضیهش چیه؟
چه بلیط هواپیمایی؟
مال شانگهای. فردا.
اون بلیط یه طرفه واسه منه. قضیهش چیه؟
منظورت چیه، نمیدونم.
بگو. واقعاً نمیدونی؟
پس داری یه کاری میکنی.
اونسو الان داشت میرفت.
عزیزم، چی شده؟
بهبه، بهبه. این دیگه چیه؟
شما دو تا چه غلطی دارید میکنید؟
تمومش کن!
لعنت بهش!
فقط گمشو بیرون.
باور نکردنیه، لعنتی!
پاشو.
وایسا.
وای.
پاشو. هی، تو چه مرگته؟
آخه لعنتی!
بس کن! وایسا!
شما دو تا چه مرگتونه؟
هی، جو اونسو. به من نگاه کن.
مگه بهت نگفتم پاتو از گلیمت درازتر نکنی؟
کارای زن و شوهر رو بذار به خودشون.
هی!
میخواستی منو با این بکشی؟
دقیقاً چطور؟ اینطوری؟
اینطوری؟ ول کن!
تو. اینو بردار!
میدونی چیه؟
من لعنتی نمیمیرم، میشنوی؟
بفرما. سعی کن منو بکشی.
تو باید بمیری. بمیر، لعنتی!
بمیر!
نه، هوییسو! هوییسو، وایسا!
لعنت!
اونسو، باید بری. تو اینجا نبودی.
یعنی چی؟ من این کارو تنهایی کردم.
نه، ما این کارو کردیم.
اونسو!
این چیزی رو عوض نمیکنه.
آقای جانگ فردا طبق برنامه میره.
بعدش نو جین-پیو رو دفن میکنیم و قضیه تموم میشه.
خودتو جمع و جور کن.
سلام.
یه کم نارنگی خونه داشتم، آوردم براتون.
اینا رو همین الان خریدم.
اما تاریخشون امروز تموم میشه، گفتم باهاتون قسمت کنم.
ببخشید، اما سرما خوردم.
میشه لطفاً اونا رو دم در بذارید؟ ممنون.
ببخشید، ماشینتون رو خط انداختم. لطفاً با من تماس بگیرید، واحد ۱۴۰۱.
اگه اومده باشه بالا چون متوجه کارمون شده؟
مگه میشه؟
اون میدونه که من کتک میخورم.
با این وجود، حدس میزنم اومده بود یه سر بهت بزنه.
حتی شمارهشو هم برات گذاشته.
اگه اومده باشه حالمو بپرسه، ولی متوجه چیزی شده باشه و تصمیم گرفته باشه به پلیس زنگ بزنه؟
اون چیزی ندیده که بخواد گزارش کنه.
ما فقط باید طبق نقشه پیش بریم.
بازم شروع کردن؟
نه، امروز یه جور دیگه بود.
من یه کم پیش رفتم بالا، یکی اونجا بود.
چرا رفتی اونجا؟
که بهش نارنگی بدم.
عزیزم. بیا بریم تهبوکی بخوریم.
یهو؟ من یهو هوس کردم.
من تازه دوش گرفتم.
تازهاش خوشمزهتره.
هیون-جی! بیا بریم تهبوکی بخوریم!
من اون رو تمیز میکنم.
حتماً.
همیشه و تا ابد ۰۲.۲۶.۲۰۲۰
حاضر، آماده، حرکت!
دوستها تو زندگی با هم قدم میزنند.
هرچند روزهای گذشته برای همیشه از دست رفته.
یه حرف میتونه یه عمر تو ذهن بمونه.
و با یک لیوان شراب.
بیا دیگه. دوباره بشین!
برو دیگه!
حساب با منه، پس راحت باشید.
بله آقا. همه دارن خوش میگذرونن.
کی میدونه دوباره کی غذای کرهای حسابی گیرتون میاد؟
چرا یهو داری میری خونه؟
اتفاقی تو خونه افتاده؟
فقط دلم برای پسرم تنگ شده.
سخته باهاش مخالفت کرد.
سفر دریاییت؟
همه چی مرتب و امنه؟
از کجا راه میفتی؟ پیونگتک؟
گونسان؟
اینچئون؟
بله.
اونجا امنیت خیلی شدیده.
حتی شروع کردن به بازرسی اسکلهها.
اینچئون پورت، نه فرودگاه اینچئون، درسته؟
معلومه که نه.
اصلاً مگه میتونی سوار هواپیما بشی حتی اگه بخوای؟
اگه داری از دردسر فرار میکنی، من نمیتونم پشتت باشم.
اصلاً اینطور نیست.
به "جو اون-سو" گفتی...
...که داری میری؟
این جو اون-سو کیه قربان؟
به انبار ما سر زده بود، فکر کردم دیدیش.
برو. من یه سیگار دیگه میکشم.
بله قربان.
آقای جین سو-بک
تماس شما برقرار نمیشود. لطفاً پیام بگذارید--
آقای جانگ کانگ
در حال خاموش شدن
بازنشانی دستگاه
ما همهی اینا رو دیشب شستیم.
گفتم دوباره بشورمشون.
کل خونه بوی عطر میده.
فکر کردم یکم عطر بزنم. زیاده از حد شده؟
ما دیروز کل اینجا رو عطر زدیم.
خب، بوی خوب حال آدمو خوب میکنه.
گوشی رو پاک کردی؟
بله.
الو؟
همین الان؟
تازه چشمام باز شد.
بیا تو.
حدس میزنم خونههای قشنگ...
...هم بوی خوبی میدن.
ازت خواستم بیای که یه دست کت و شلوار دیگه بهت بدم.
بهت میاد.
ممنون.
بابت کیف هم.
پاسپورت رو تو فرودگاه بهت میدم. همهی وسایلت همینه؟
بله. چیزی زیادی ندارم ببرم خونه جز چیزایی که شما بهم دادین.
برات تاکسی گرفتم. میتونی اینو با خودت ببری.
باشه.
تاکسیت باید زود برسه.
این
وای.
اجازه بدین.
وای.
ممنونم.
باشه.
پس بعداً میبینمت.
اوکی.
طبقهی اول. درها در حال بسته شدن هستند.
درست اونجا.
منو درست همون بالا پیاده کن.
وقتی کارم تموم شد زنگ میزنم.
اخطاریه تخلف پارک
کیسههای پلاستیکی مشکی
اون-سو؟
منم.
جین-یونگ.
منتظر کسی بودی؟
فقط دختر پایین رو. ظرف غذام دست اونه.
حتماً خیلی باهاش صمیمی هستی...
...که با پای برهنه درو باز کردی.
جین-پیو از این کتونیها میپوشه؟
فقط وقتی سر کار داوطلبانه کار میکنه میپوشه.
بهش میخوره.
میتونم از دستشویی استفاده کنم؟
احتمالاً یکم بهم میریزه. مشکلی نیست؟
البته.
کی به این خون مالیده شده؟
این چه بوییه؟
من یکم پیش اتفاقی خوشبوکننده رو انداختم.
آها.
روی مبل بشین.
من باید زود برم.
جورابهام تمیزن. قهوه میل دارید؟
آره.
جین-پیو سر کاره، درسته؟
تو راه که داشتم میومدم بهش زنگ زدم...
...ولی فکر کنم سرش شلوغه.
اتفاقی افتاده؟
نه واقعاً.
فقط زنگ زدم حالشو بپرسم.
قبل از رفتن فقط یه آب میخورم.
انگار این آقا مقصره.
آها.
یه شکستگی کوچیک اینجا هست.
میرم براتون آب بیارم.
راستی...
...این بالا کلی قاب عکس نبود؟
شما دو تا دعوا کردید؟
بفرمایید آبتون.
بیا تو.
نو جین-پیو
حتماً یه فرصت سرمایهگذاری عالی پیدا کردین، قربان.
اینم کد چمدون.
ربات جنگی
جین-پیو، من در آستانهی بررسی برای اعزام به دفتر ریاست جمهوری هستم.
خانواده رو هم بررسی میکنن، میدونی. لطفاً دردسر درست نکن.
حذف پیام
امکان نداره.
اون با اون گوی برفی بهش ضربه نمیزد.
مخصوصاً تو زندگی شخصیت.
حذف پیام
بله؟
وقتی رسیدی شانگهای، یادت نره از صف مهاجرت خارجیها استفاده کنی.
معلومه
همین که رسیدی، روشنش کن، بعد خاموشش کن و بندازش دور.
فهمیدم.
و پشت سرتم نگاه نکن.
خداحافظ آقای نو جین-پیو.
الو؟ - آقای جانگ تازه رفت داخل.
باشه.
و خواهر کوچیک نو جین-پیو به گوشیش پیام داده بود.
اون قبلتر اومده بود اینجا.
چی؟ چرا؟
اون گوی برفی رو هم دید.
خب، پیامش ربطی به اون نداشت، پس نگران نباش.
بهش گفته بود برای بررسی خودش، زندگی خصوصیش رو آروم نگه داره.
پس حتی زندگی خصوصیای هم داشت که باید مخفی نگه میداشت.
باشه.
صبر کن، داشتم میرفتم.
خیلیها رو دیدم که اینو میگن ولی هیچوقت واقعاً نمیرن.
اگه نماینده مستأجرها ببینه دارم سهلانگاری میکنم، اخراج میشم.
اخطاریه تخلف پارک
میفهمم ولی دوستم الان داره میاد پایین.
کدوم بلوک و شماره واحد؟
همینجا. بلوک ۲.
قسم میخورم، الان میاد پایین.
خواهش میکنم؟ من فقط...
داری چیکار میکنی؟
ببخشید آقا. خواهش میکنم. هی، چرا...
اون-سو.
خانم جو. لطفاً سوار شین.
بذار اون رو برات جدا کنم.
باید بریم. ممنون آقا.
خواهش میکنم خانم.
یه ثانیه.
بریم.
بیا سریعتر بریم.
نمیتونیم ریسک تصادف رو بکنیم چون نمیتونیم به بیمه زنگ بزنیم.
یا بریم بیمارستان.
فقط میخوام از شر این خلاص شم.
میخوام زود تموم بشه.
هویی-سو، چی شده؟
چی؟
چیزی رو دستات هست؟
آه، فقط کف دستام عرق کرده.
مطمئنی حالت خوبه؟
آره.
این کارو نکن، هویی-سو.
چیزی رو دستات نیست.
باشه، دیگه نمیکنم.
چی اینقدر خندهداره؟
لعنتی. این جای همیشگی ماست.
حتماً دیشب دیر رسیده.
از مسیر خارج شدی.
از مسیر خارج شدی.
میرم یه چیزی برامون بخرم.
ببخشید. میشه حساب کنید؟
اینا چنده؟
اونا؟ ۵۰۰۰ وون.
حتماً خیلی گرسنه بودی.
فکر کنم بودم.
خیلی خب.
نوش جان. ممنون.
لازم نیست کفش رو بگیرم، درسته؟
کی اصلاً این کارو میکنه؟
مگه نه؟
بیا شروع کنیم.
حتماً برنج محلی استفاده میکنه.
برنجش عالیه. خیلی خوشمزه است. عجله نکن.
فکر کنم بعداً باید یه کاسه برنج دیگه هم بخوام.
بفرما.
هویی-سو.
هویی-سو؟
مطمئنی کمک نمیخوای؟
آره، خوبم.
میشه در رو ببندی؟
خانم، ما میخواستیم حساب کنیم.
دارم میام.
میشه ۲۵۰۰۰ وون.
باشه.
بفرمایید.
حالت خوبه که برگردیم؟
فکر کنم آره، ولی...
واقعاً نمیخوام.
خوب خوابیدی؟
آره.
باید برگردیم.
آره، باید.
از این به بعد باید با خیلی چیزا تنها روبرو بشی.
میدونم.
ولی شماره ۳۵، جو اون-سو، درست کنارت خواهد بود.
و شماره ۳۶، جو هویی-سو، درست اونجا با تو خواهد بود.
گوشیهامون رو روشن کنیم؟
باشه.
تماسها و پیامکهای از دست رفته
آقای جانگ کانگ
پودانگ، شانگهای
آقای جانگ کانگ سالم به اونجا رسیده.
وای، خیالم راحت شد.
درد میکنه. اون کفشا واقعاً قشنگن.
ولی اونا... اون چیه؟
چی شده، عزیزم؟
چی؟ چرا اینقدر فرو رفته؟
مواظب باش.
واقعاً، این دیگه چیه...
واقعاً میخوای بری خونه؟
پسرم!
جلومون یه تصادف شدید شده. لطفاً راه رو برای آمبولانس باز کنید، خانم.
کامل برید کنار!
حتماً یه تصادف شده.
آمبولانس نزدیکه؟
رو ماشینت خونه
آره، یه گوزن آبی بود.
یه گوزن آبی؟
آره، اتفاقی بهش زدم داشتم میرفتم سر خاک خونواده.
صندوق عقب رو چک میکنم.
اون نمیتونه.
خواهش میکنم همکاری کنید، خانم.
لطفاً صندوق عقب رو باز کنید، خانم.
خانم؟
Subtitle translation by: Jimin Choi
💫✿ 𝗪𝗔𝗥𝗘𝗭-𝗜𝗥 ✿💫 🌸♡ 𝗜𝗥𝗪𝗔𝗥𝗘Z.𝗖𝗢𝗠 ♡🌸
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.