All language subtitles for Nang Ai E15

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

::: دردسر های نانگ ::: *قسمت پانزدهم _ آخر* ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com

تو گرسنه نیستی عزیزم ؟

نه

من میخوام تنها باشم

من میخوام تنها باشم مامان

چرا تو میخوای تنها باشی ؟

من نمی خوام مامان منو اینطوری ببینه ؟

لطفا مامان

اگر تو نمی خوای من اینطوری ببینمت

چرا خودتو جمع جور نمی کنی ؟

گوش کن مامان عزیزم

سیا صبور باش

پی من همیشه خیلی باهاش صبور بودم

مامان مجبور نیستی بیشتر از این بامن صبور باشی

منهرگز ارزشی نداشتم

حتی برای بهترین دوستم

هرگز ارزشهای درونی منو دیدی

می تونی این رویا رو تموم کنی ؟

بزار من صادقانه ازت بپرسم

خون تان تیپ تا حالا به تو گفته که عاشقته

که باعث شده تو اینطوری خرابش بشی ؟

کافیه کافیه

بزار من بااو حرف بزنم

ایا تو عاشقش هستی؟

اون نرماله

همه زنها سودای عشق در سر دارن

من هرگز اینطوری حس نمی کردم

من باید چه کنم ؟

تو نباید هیچ کاری انجام بدی

هنوزم تو می تونی عاشق باشی پس مجبور نیستی هیچ تغییری بدی

اما سی ایا تو می دونی ؟

عشق همیشه اطراف ماست

چی بیشتراهمیت داره از بودن حقیقیت عشق ما

من درک نمی کنم

اون چطوریه ؟

عشقی که مااحساس می کنیم پیرامون ماست

عشقی نیست که مارو ازهم جدا می کنه

و باعث بشه خودمون رو گم کنیم

احساس عشق برای ما نامشخصه

اون باید برای قلب ما راحت باشه

عشق اینطوریه ؟

بله

هر عشقی سخت پیدا میشه

حتی سخت تر از عشق های رویایی ما

پس چرا

هیچ کس از عشق حرف نمیزنه ؟

چون اون متفاوت از تصور ماست

ما زنا رویاهای واقعی رو ترجیح میدیم

من می خوام که تو زودتر از رویا بیدار بشی

چون من نمی خوام تو خودت رو مریض کنی

و زندگی رویایی خودت رو بسازی

عذر می خوام

مشکله که عذاب کشیدن دخترمو تماشا کنم

من یکبار انجام دادم

حتی بیشتر صدمه دیدم

من می خوام تو خوشحال باشی

و رابطه قشنگی داشته باشی

نه که اینجا اینطوری گریون بشینی

تو عذاب می کشی عزیزم ؟

مامان توهم اینجای که به من بگی با خون تیپ بهم بزنم ؟

اگر من بگم اونو

تو باور می کنی منو ؟

اگر من به سن تو بودم

و در همچین موقعیتی بودم

من مثل تو احساس گیر افتادن میکردم

من گریه میکردم و از هرکسی عصبانی میشدم

به هرحال اگر من حالا در همچین موقعیتی بودم

دیگه گریه نمی کردم

چرا ؟

اگر کسانیکه عاشق ماهستن

وقتی اونها موانع رو میبینن

اجازه بدن که مابدونیم

اونها حقیقتا عاشق ماهستن

اگر او تحمل کنه

وبرضد موانع بجنگه

یعنی عاشقته

و یک عاشق نمایشی صرفا نیست

پس

چی میشه اگه او شکست بخوره ؟

اگر او از دست بره

چرا تو باید براش وقت هدر بدی و افسوس بخوری؟

والدین

ما می خوایم که تو عالی ترین آروزهات دست پیدا کنی

ما نمی خوایم که فقط ساده کسی بیاد سراغ تو

پس چرا با پی تانسی رو اینقدر ساده گرفت ؟

پدرت دلایل خودشو داره

تو درک می کنی بعدا

تو خیلی سرسختی

مشکل از منه ؟

یزارش اونجا

یکمی سمت چپ

بزار من کمکت کنم

بیا بزار من انجامش بدم

من فکر می کنم

عجله ای برای بازاراروپا نیست

ما باید موقعیت انتقال تنظیم کنیم

خون لانگ

می تونیم دنبال فرصتهای در بازار چین هم باشیم

سیا نانگ

بیا

من ازت نوشیدنی قرمز نخواستم

متاسفم سیا

بزار برات عوضش کنم یک لحظه بهم وقت بده عذر میخوام

اون خوبه پی کام پون من می تونم اینو بنوشم

چه دوست داشتنی

اگر شما دوتا سال دیگه برید لندن

من تنها میشم

تو تنها نیستی نانگ

توهنوزم سنوریتا روداری

متاسفم

من می تونم با سنوریتا حرف بزرنم

خیلی خب سیا

من می تونم خوتم انجامش بدم

عادیه برای یک پدر که نگران باشه درباره دخترش

اما من ندیدم بابا برای سیا نگران باشه ؟

من نگران تو هستم سیا

اما تو هنوزم تو دید من هستی

و کام پون بچه خوبیه

پس من خیلی بهش فکر نمی کنم

به این علته

احتمالا من از نظر خون دنچت شخص خوبی نیستم درسته ؟

حقیقت نداره

هرکسی می دونه که خون تیپ یک شخصیت عالی داره

خوب نیست که تو اینطوری از دختر او حرف بزنی

به هرحالی با پی تانسی

من ندیدم عمو دنچت خیلی سخت بگیره

چون او خیلی ازش دور نبود

اگه نانگ با تو ازدواج کنه

او مجبور میشه تورو تا خارج همراهی کنه

تا بازنشستگی تو

پس به این دلیل بابا و عمو دنچت ممکنه دیگه بیشتر ازاین دورش نباشن

بچه ها ممکنه فکر کنن دنیایی بیرون ماجراهای شگفت انگیزی داره

اما برای والدین ما نمی تونیم هرزمانی از شما جدابشیم

مخصوصا برای پدرها و دخترها

که می دونن بعد از ازدواج اونها

اونا باید با شوهراشون زندگی کنن

اونها عاطفی هستن

اگر اونها مجبور بشن با همسرانشون به خارج سفر کنن

من فکر می کنم تو باید

به خون دتچت کمی زمان بدی

بله خون تیپ

ایا توهنوزم ناراحتی ؟

خیلی تلاش می کنم بخندم

سعی کن لبحند بزنی

یا سعی کن غمت رو نشون بدی

تو چه باهوشی

بنظر میاد من باید بیشتر دوراندیش باشم

تو مجبور نیستی دور اندیش باشی

با تو

من می تونم بهترین باشم

ایا تو دردسر دیگه ای هم داری

بغیر نتیجه ای که با پدرته ؟

سیا به من گفت

که تو اصلا خوشحال نیستی و مشکل داری

من احساس خوبی درباب سی ندارم

می خوای من باهاش حرف بزنم ؟

نه من می خوام خودم این مشکل رو حل کنم

فقط الان من مطمئن نیستم چی بگم

یا اونو چطور بگم

بعد از اینکه ازدواج کردی نانگ؟

توهمسر یک دیپلمات میشی

من هنوزم با ازدواج با تو موافقم

علارغم اینکه باباهنوز رضایت نداده

پس باشه

مهم نیست که چطوری همسر من میشی

یعنی اینکه تو مجبوری یه کشورهای مختلفی سفر کنی

و زبانهای مختلفی و فرهنگهای مختلفی رو یاد بگیری

در مذاکرات دیپلماتیک

ما به مذاکرات صادقانه باور داریم

صداقت برای صداقت

چرا تو اینجایی ؟

ما باید حرف بزنیم

تو چه حرفی داری بزنی

من عجله دارم برم مغازه

بزار من تورو برسونم

نه من می تونم خودم برم

سریعتر بگو چی می خوای

من میخوام تو حقیقت رو از دهان خودم بشنوی

تو اماده ای ؟

بفرما

اول بشین

من هرگز فکر نمی کردم که عاشق خون تان تیپ بشم

من قصد قاپیدن اونو از تو نداشتم

و قتی من در پانگان بودم

من واقعا فکر کردم که

او برای سن ماخیلی بزرگتره

و او قدیمی پسنده همنطوری که به تو گفتم

به علاوه در اون زمان

من هرگز به عشق توجه نداشتم

چرا اینکه من هرگز دنبال او یا هیچ کس دیگه ای نبودم

کسی که بتونم عاشقش باشم

به هرحال الان

توفکر می کنی که عاشقی

پس عشق خون تان تیپ انتخاب کردی

می تونیم ما واقعا انتخاب کینم عاشق کی بشیم ؟

تو باید اینو بهتر ازمن بدونی

من مطمئن نیستم

کی اتفاق افتاد

اون باید قبل اینکه پانگان ترک می کردم اتفافق افتاده باشه

وقتی مادوباره ملاقات کردیم

همه چیز سریع پیش رفت

اون منو اغلب می دید

و با من وقت میگزروند

پس بهم گفت که عاشق منه

که عاشق منه

توچی گفتی

که توهم عاشقشی

بله

باید براش راحت بوده باشه که دنبالت بیافته

در نتیجه

من یک عاشق یکطرفه نبودم

نانگ تو می خوای به من طعنه بزنی ؟

نه سی

من هرگز نخواستم به تو طعنه بزنم

من فقط می خوام باهات صادق باشم

سی یعنی چی

عاشق کسی باشیم که عاشق ما نیست ؟

چرا ؟

چراباید توهم عاشق باشی ؟

چرا می تونی همه چیز داشته باشی ؟

حتی تو سرنوشت

تو اون گرفتی

اما اگر تو برای من خوشحال نیستی

من میتونم بخاطر تو صرفنظر کنم

یعنی چی

تومیخوای خودت رو برای من قربانی کنی ؟

من قربانی نیستم

برطبق باورمن

صمیمیت دوستانه از عشق باارزش تره

من همچین متنفرم

از دعوای دوستانه

و قطع رابطه

چون اونها مردها رو مهمتر از روابط دوستانشون می بینن

من نمی خوام اجازه بدم احساستم منو کنترل کنن

من نمی خوام مثل یک برده باشم

این مشکل تو نیست

توهمه چیز داری

نه هیچی کمتر یا بیشتر ازمن

چون تو انتخاب نمی کنی اونها رو ببینی

توانتخاب کردی اونها رو نادیده بگیری

دیدن ارزشهای اونها

اگر من تورو دوباره خوشحال نکنم

من دوباره یک وقت دیگه میام

می تونی پیش من بمونی ؟

لطفا به من کمی زمان بده

من میخوام تو به یاد داشته باشی

اگر یک روزی تو احساس کردی تو هیچ کسی رو نداری

و احساس نفرت انگیزی داشتی

تو هنوزمن رو داری

من همیشه زیبایهای درونی تورومی بینم

عمو شما خواستین من بیام اینجا .....

دو دقیقه

بله

اقا کجاست ؟

او گفت برای بازی گلف میره

ساعت 3:15 دقیقه شب

این زمان تولد نانگه

من هرگز فراموش نمی کنم

اون روز من یک دختر داشتم

اما تقریبا همسر داشت از دست میرفت

ما تو زمان سختی بچه دار شدیم

وقتی او نانگ حامله بود

ما به وجد اومدیم

دکتر مرتبا به ما یاد آوری میکرد

قبل از تولد

از من پرسید

که تو این لحظه حیاتی

کی رو باید انتخاب کنم ؟

آیا من باید انتخاب میکردم مادر یا بچه ؟

اون زمان

من خیلی عاشق همسرم بودم

من خون ایم انتخاب کردم

اما خون ایم به من گفت که

بچه رو انتخاب کنم

او گفت به من که

اوبه اندازه کافی دنیا رو دیده

او می خواد به من بچه بده و دنیا رو از جانب او ببینه

بعد از تولد نانگ

دکتر من رو به یک عمل نمایشی برد

و این عمل چندین ساعت طول کشید

در اون زمان من فقط می تونستم دعا کنم

و به صورت کوچک بچه ام نگاه کنم

چون می تونست فقط برای ما دوتا دوست داشتنی باشه

اون دستهای کوچیکش رو

دور انگشتهای من حلقه کرد

در اون لحظات

من می دونستم

من هرگز اجازه نمی دم هیچ کسی اونو از من بگیره

اما من هرگز نخواستم نانگ رو از شما بگیرم عمو

به هرحال شغل شما

اون ازمن دور میکنه

عمو

من قول میدم

من باهر چیزی که دارم سوگند میخورم

که من از نانگ مراقبت می کنم و انو سعادتمند می کنم

من نگران سعادت او نیستم

درباره وقتی که او سیاه بخت شد چی ؟

اگر نانگ ناراحت باشه

منو صدا کنه و گریه کنه

من نمی تونم کنارش باشم

کی میخواد ازدختر من مراقبت کنه ؟

من آماده انجام هرکاری براش هستم

من هرگز به کاردانی تو شک ندارم

یا خوبیهات

یک روزی وقتی دختر دارشدی می فهمی

تو می فهمی که

هیچ کس به اندازه کافی برای دخترت مناسب نیست

عمو سعی می کنید به من بگید .....

قلب منو ازم دور نکن

چرا تلفنش رو برنمیداره ؟

توچه فکری هستی ؟

سی سو یسیدا وکام پون اینجا هستن

توامروز بیکاری سیا ؟

چرا شما با همدیگه اومدید ؟

تو خوبی ؟

نه من خوب نیستم

درباره اینکه تو به نانگ گفتی با تانسی ازدواج کنه

من باهاش موافق نبودم

من متاسفم سیا

برای گفتن همچین چیزی

چه ساده ؟

ساده نیست

امروز صبح نانگ اومد خونه من

ما درباره همه چیز حرف زدیم

همه چیز ؟

بله

یعنی همه چیز درسته ؟

بله

پس چرا به من نمی گید

و منو نگران ول کردید؟

سرم درد گرفت

سیا اگر توهنوزم از من عصبانی هستی

چرا تو اینجا اومدی ؟

بخاطر اون

من نمی دونم چه مشکلی داره

او اصرار داشت بیاد مغازه تو

بله

پس شما باهمین؟

دیوانه

بله

سی این مغازه عالیه

من هرگز فکر نمی کردم همچین خونه مغازه قدیمی و جالبی باشه

می تونی به یک جای قشنگ تبدیل اش کنی

پی کام پون درباره این ساختمون قبلی می دونی ؟

البته ملک پدرمه

پی کامپونگ از بابا درخواست کرد

برای سی یک مغازه باز کنه

چه عالیه !

سیا تو می دونستی این مکان باستانیه ؟

واقعا؟

بله الان چه قشنگه شده

سنوریتا مشکلی هست ؟

پی کام پون پی کامپونگ کجاست ؟

کجاست ؟

دنبال کی هستین ؟

خون گامپونگ

وقت قبلی داشتید ؟

نه

ممکنه پس من اسمتون رو بدونم ؟

سنوریتا

لطفا از این طرف

لطفا اینجا بشینید و برای مدتی صبر کنید

آقا هنوزم جلسه دارن

شما باید ایشون رو دیرتر ملاقات کنید

اقا؟

کجامیری عزیزم ؟

من میرم دنبال سی

و برمیگردم مدرسه یکمی گزارشم کار داره

آیا تو با سی اشتی کردی عزیزم ؟

بله مامان

خون تیپ یادم داد چطوری با سی حرف بزنم

پس من سعی کردم

و سی واقعا منو فهمید

کارت عالیه عزیزم

به هرحال ...

به هرحال چی ؟

من دارم از صبح با خو تیپ تماس میگیرم

اما اوجواب تماس منو نمی ده

من هیچ فکری ندارم

او ممکنه مشغول باشه

خون تیپ دستپاچه نکن

باشه مامان

خون سنوریتا

بله

ایشون می تونن شمارو ببینند

مدیر؟

این طرف لطفا

خون سنوریتا اینجاست

آقا شما 15 دقیقه تا قبل از جلسه وقت دارید

نونگ سی شما چیزی میخواین به من بگید ؟

می تونید حرفتون بزنید

من وقت خیلی ندارم

اخرین باری که ما ملاقات داشتیم

شما به من گفتید

هر وقتی من برگشتم به خود قدیمم

میای و پیدام می کنی

امروز من به خود قدیمم برگشتم

همش همینه؟

بیشتر هم هست

می خوام برای دادن او مغازه به من ازت تشکر کنم

مهم نیست یک موضوع کوچیک بود

هنوزم من باید از تو برای هرکاری که برای من کردی ازت تشکر کنم

مراقبت از من

موندن کنارمن

ودرک کردی هر کاری که انجام دادم

هنوز دیر نیست درسته ؟

می تونی تو منو فراموش نکنی درسته ؟

قبلش من دررویا زندگی می کردم

اما حالا بیدار شدم

من می دونم

کی همیشه با من مهربون بوده و واقعا عاشقم بوده

من می دونم

که من خیلی کارهای نفرت انگیزی انجام دادم پی کامپونگ

اما تو یک بار به من گفتی

که تو همیشه زیبایهای درونی منو می بینی

پی کامپونگ

می تونیم مابرگردیم به همون شکلی که بودیم ؟

آیا تو اومدی اینجا که فقط اینو بگی به من ؟

اگر کارت تمو م شد

من هنوزم جلسه دارم

خون کی من برای جلسه آماده ام

چه اتفاقی افتاده ؟ آیا تو عصبانی هستی ؟

من 100 بار تماس گرفتم اما تو اونهارو نادیده گرفتی

من میخواستم ببینمت

خون تیپ نوشیدنی

بریم اونور بشینیم

نه

من دوباره جلسه دارم

من یک تکلیف اضطراری دارم

یک موقعیت درانگلستان

خون تیپ فقط همین فقط انگلستان

اون راحته برای من که تورو ملاقات کنم

من ممکنه درست توضیح نداده باشم

من نگفتم منو ملاقات کنی

تو نگرانی من نتونم در طول مدرسه بیام ملاقاتت ؟

نگران نباش

من می تونم در طول تعطیلات بیام

تو مجبور نیستی در طول تعطیلات هم بیای

من برای برگشت تو صبر می کنم

و دوباره می بینمت اون خوبه

ما دیگه همو نمی بینیم بیشتر از این آپیریدی

من مایل نیستم تورو دوباره بینم

منظورت چیه ؟

تو فقط در عرض یک روز اینطوری شدی

ایا من کار بدی کردم ؟

تو گفتی که من باورت کنم

اون تو بودی

کی گفت به من که تو برای من می جنگی

من خسته شدم

من نمی دونم برای چی باید بجنگم

تودیگه منو دوست نداری ؟

من گفتم به تو که عاشقتم

اون فقط یک واژه است که بین بزرگترها استفاده میشه

اون معنی نداره

برای بچه ای مثل تو خیلی زیاده

متاسفم

خون تیپ نرو

تو گفتی به من که عاشقمی

تو گفتی که تو می خوای با من باشی نگفتی ؟

نانگ تو سروقت خونه ای

خون تیپ چیکار کرده ؟

او عاشق من نیست مامان

از این تصمیمی که گرفتی مطمئنی ؟

اگر من مجبور باشم برعلیه مرد دیگه ای در این دنیا بجنگم

من می تونم

اما پدر او

چطوری می تونم برعلیه اش بجنگم ؟

ایا چیزی هست که من نمی دونم ؟

هیچی نیست

چرا میپرسی ؟

خوب

من باورت می کنم

چون من باور میکنم خانواده رو

ما هرکاری برای خوشبختی بچه هامون می کنیم

درسته ؟

بیدارشدی عزیزم ؟

چرا تو خوب بنظر نمایای؟

خوشگل نیستی عزیزم

این چطوره

بابا راهی بلد ه که احساس تورو بهتر بکنه

بیا

سعی کن

این چطوره

هفته بعد

ما خانوادگی میریم ژاپن

و میرم پارک تفریحی

یک پارک تفریحی جدید وجود داره

هر ی پاتر

یایا لباس جدید هری پاتر می پوشه

تو چی ؟ توهم می خوای بپوشی ؟

اون لباس اسمش چی بود ؟

کاس پی

عالی نیست ؟

پس همینه

بیا

خیلی خب بابا

من حس جای رفتن رو ندارم

صبرکن صبرکن

بردن دختر من به پارک تفریحی رویای منه

بریم ؟

باشه

من هرچی بابا بگه قبول دارم

ببخشیدمنو

حتی اگر کسی تورو دوست نداشته باشه

بابا عاشقته

برای همیشه

منم عاشق بابام

توفکر می کنی من اشتباه کردم

من اشتباه کردم نکردم

من ازخون تیپ خواستم با نانگ بهم بزنه

خون تیپ چی گفت ؟

او هیچی نگفت

من گفتم به اوکه دوباره با نانگ قاطی نشه

و اون قبول کرد

حرف تورو قبول کرد

و به دختر ما گفت

که دیگه عاشقش نیست

همش بخاطر توست ؟

نرو

بیا !

ادامه بده !

از این شخص حرف بزن

او هیچ کس دیگه ای دوست نداره پس باید لباسهاشو دربیاره

او می خوابید بعد از اینکه لباسهاشو درمیاورد وقتی خیلی جوانتر بود

تو دیدی و فکر کردی اون یک مارمولکه فرار کردی

پی کام پون شر درست کن بود وقتی بچه تر بود

پسر عزیزمن

چند میلیون امروز تو کاسب بودی ؟

بالای 2 میلیون

چه تجارت خوبی

بیا

بشین

پس پی نونگ مارمولک بود؟

من یادم نیست

اما من یادمه وقتی تو اسنکهای برادر بزرگترت رو میخوردی

من می تونم فقط فرار کنم

برادر عزیزم

تو خوب بنظر نمیای

توهنوز اشتی نکردی ؟

اشتی با کی؟

کاری نکردم که بخوام اشتی کنم

توالان چه دهان سفت بستی داری

اخرین بار اینطوری نبودی

خوب زندگی همینه

پی من

و نونگ

توخیلی مسئله رو بغرنج نمی کنی ؟

اگر من یک انتخاب داشته باشم نمی خوام اون ساده باشه

پس چرا تو انتخاب نمی کنی ؟

عشق مشخصه

توکسی هستی که پیچیده اش کردی

اگر تو عاشق او هستی

باید براش چرب زنوبی کنی

تمام

این چیه ؟

توهنوزم به تعلیم نیاز داری

بزن بریم

اینو بیار

دوست دخترت خیلی میخوره

من برادر بزرگترتم

باشه

خیلی باحالی وقتی موتور میرونی نسبت به روندن ماشین

من جدیم به من اعتماد کن

شما منو سکته دادید

کجامیرید ؟

پی کیت

متاسفم

از من عصبانی نشو پی کیت

خون ناگ

من از شما عصبانی نیستم

چرا من باید عصبانی باشم ؟

زیبایی این دنیا

دروغی به خودمونه

اون فکر ماست که زیباست

اگر ما دنبال غم وانده باشیم

وافسوس بخوریم

ما جرعت نداریم در زندگی قمارکنیم

اون میشه یک افسوس

ممنون پی کامپونگ

هنوز گرمه

سریع بخور

می خوام برای شما ماکارون دست کنم ؟

من ترجیحا برنمی گردم سرکارم تو شرکت

من نمی تونم برم

چون مزه کیکهاشون خوشمزه نبود

اون یک مزه جدی بود

اگرچه تو پخت و پز هرگز نمیشه با جونترها رقابت کرد

ما می خوایم پول بیشتری در زندگیمون

اما هرگز کیکهای خوشمزه رو تست نکردیم

حیف نیست؟

پی کامپونگ

ممنون

که برگشتی پیش من

رئیس خوشگله !

مغازه بازه ؟

پس سعی کن ...

رئیس خوشگله

چیکار می کنید ؟

چیکار کنیم ؟

الان زمان رئیس خوشگله نیست

بزن بریم

صبرکن

برو!

نمی بینی ؟

کیت کجاست ؟

چرا او نمیاد کمک کنه وسایل ببره ؟

خدای من نگاه کن اینو

من نمی دونم او چطوری ول کرده و رفته

این قابل قبول نیست

کسی به خونه حمله کرده ؟

اونا چیکار کردن؟

بزن بریم !

ما باید پلیس خبر کنیم ؟

اون دزد نبوده آفا

خون ناگه بود!

نانگ ؟ نانگ چیکار کرده ؟

خون ناگ فرار کرده

و منو بسته

او کجا رفت ؟

به پانگان !

پانگان !

جرا دخترمون رفته پانگان

که راهبه بشه !

یک لحظه وقت بده منم اماده بشم

باشه

من می تونم خودم برم

این مسولیت منه

من با دخترمون حرف میزنم تا او درک کنه

باهاش صبور باش

مراقب خودت باش

من با نانگ برمیگردم

خون تیپ

خاله

خواهر

شما دنبال اپیریدی هستید ؟

من فکر می کنم برای اپیریدی بهتر که با خواهر اندری باشه برای مدتی

شما نگران نباشید

من بعدا میرم دنبالش

ترسا

مرد مقدس خدا

فقط یک پناهگاه هست

اپیریدی من می دونم که نباید از مشکلات فرار کرد

پس چرا تو با مشکلات مواجه نمی شی ؟

من درک نمی کنم مادام

زندگی بدون عشق

آیا ساده است ؟

چرا هر کسی می گه اون خوبه ؟

چرا هرکسی احساس متفاوتی درباره ش داره؟

من درک نمی کنم

سه چیز درزندگی وجود داره

ایمان

امید

وعشق

اما عشق از همه مشکل تره

وقتی من برگشتم

من سعی کردم دنبالت بگردم

اما

چرا تو دنبال من بودی ؟

من می خواستم عذر خواهی کنم

برای همه چیزی که اتفاق افتاد

من عذر خواهیت رو می پذیرم

تو اومدی اینجا بخاطر من اینطور نیست ؟

کسانی هستن که مهمترین بخش این قضیه بودن

خدامنو به اینجا دعوت کرد

صادقانه بگم ممنونم

برای اینکه اجازه دادی من یک زندگی متفاوت رو اینجا شروع کنم

من واقعا برای همه چیز متاسفم

متاسفم نباش

من گفتم به تو

که من ازت دلخوری ندارم

من متعلق به اینجام

اما چی ؟

من مطمئن نیستم

که اپیریدی به اینجا تعلق داشته باشه

خون دنچت

زندگی اپیریدی وابسته به شماست

بجه ها دلیل توسعه والدینشون هستن

به هرحال من امیدوارم شما تصمیمی نگیرید که پشیمانی به دنبال داشته باشه

من واقعا نمی دونم چیکار کنم

گاهی اوقات من اروز می کنم کسی به من بگه من باید چیکار کنم

عشق اشتباه نیست اپیریدی

چیزی که اشتباه انتظارات پیش از حدی که ماازش داریم

هیچ کسی در دنیا نمی تونه انتظارات عالی مارو از عشق جور کنه

عشق تحمل شکیبایی ست

که داده شده

عشق حسادت نیست

اون پرزق برق نیست

عشق می تونه تحمل همه مبارزه طلبیها باشه

اون ممکنه اشتباه باشه

اما هنوزم باور داریم که عشق زیباست

اگر عشقی که شما میگید زیباست

پس چرا چیزی که من تجربه کردم متفاوته ؟

فقط درباره عشق فکر نکن

عشق والدین برای بچه هاشون آخرین دفاع اونهاست

اگر تو فکر می کنی که تو نارحت شدی از عشقی که تنها خودت داری برای چنده ماه

فکر کن احساس پدرت چیه

فکر کن به دقت مشکل از کجاست

من باور دارم که تو می تونی جواب بدی

از افکار دنیوی خودتو خلاص کن

بازش کن

خدا گفته

اگر چه ما در دنیا تنها هستیم

هنوزم از سازگاری با نیمه دیگمون میترسیم

وقتی خدا مرد رو خلق کرد

او اول خودش رو از یک مرد رها کرد

واویک زن رو ساخت

و اونو نزد مرد فرستاد

مرد گفت

این به این معنهی که مرد و زن به وسیله خون و گوشت بهم متصل می شن

چون زن از بخشی از مرد ساخته شده

من هنوزم نمی فهمم

پیش از اینکه مرد وزن ازدواج کنن یک مرد و زن

هردویکی می شن

چی رو ما از این واضح تر می خوایم

من شمارو رها کردم

نه ازین و از ان

پس تو می تونی بفهمی

چه سعادتی بالاتراز اینکه قادر باشی عاشق خانوادت باشی

اگر تو مصر باشی می تونی گوشت و استخوان نانگ رو نگهداری

ولی قادر نیستی احساس خوشبختی بکنی

اگر تو هنوزم نمی دونی چیکار کنی

فکری که درسته رو انجام بده

من باور داریم تومی دونی چیکار کنی

من مایل نیستم به احساس شما بی توجهی کنم

اما نمی تونم صدای قلبم رو نادیده بگیرم

ببخشید منو

مادر مقدس

سرپرست اپیریدی اومده دنبالش اینجا

پدرت فقط رفت

بریم پدرت رو ببینیم

بریم

مشکل چیه ؟

من نباید از دست تو عصبانی باشم

خیلی خب

من صبر میکنم که تو منو ببخشی

بابا متاسفه

من خیلی ترسیده بودم

که وقتی یک روزی تو کسی که عاشقشی رو ببینی

من دیگه شماره یک قلبت نباشم

من مجبورم تماشا کنم دخترم رو که خونه رو ترک می کنه

اون ترسناکه

وقتی تو بچه تر بودی

تو گریه می کردی وقتی می افتادی

و می دویدی سمت من

وقتی تو خواب بد می دیدی

تو می خواستی با من بخوابی من تورو تو خواب تماشا میکردم

موهای تو معطر بود

بوی لطیف زندگی من

من فقط میترسیدم

اگر توجایی دور از من خوشحال نباشی

وقتی تو خوابهای بد می بینی

من قادر نباشم کنارت باشم

من خیلی ناراحت میشم

من متاسفم

اما من نباید دخالت کنم

در زندگی تو

سعادت تو

از حالا

من مانع تو یا نانگ نمی شم

اجازه میدم تو دخترم رو ببینی

اگر حقیقتا تو عاشق نانگ هستی

سوگند میخورم

تو مجبور نیستی سوگند بخوری

فقط بهترین کارو بکن

من باهر چیزی که دارم عاشق او هستم

ممنون من میرم

من فکر کنم بهتر من اونو نبرم

خون بانل

عذرمیخوام لطفا راحت باشید

ممنون

من نمی خوام تو بری پی کام پون

خیلی خب

فقط صبرکن اون خیلی طول نمی کشه بله خیلی طول نمی کشه

من نمی خوام برم

من نمیرم پارش می کنم

بزن بریم

اون زوج نگاه کن

ناراحت نباش

ما چیز شبیه بهم مبخوریم

سروقت

نانگ چند هفته دیگه فارق التحصیل میشه

کی بلیط برگشت میگیری خون تیپ ؟

من تقریبا اماده ام برای برگشت از لندن

سال بعد موقیعت من امریکاست

این زمان ممکنه برای دوره نسبتا زیادی طول بکشه

تو چطور دردسرساز نقشه داری کجا ادامه تحصیل بدی ؟

پس زمان داشته باشیم که اماده بشیم

من دنبال چند تا جاهستم

اماهنوز تصمیم نگرفتم

چراتو امریکا درس نمی خونی ؟

خون تیپ اونجاست

اگر توبری اونجا من دیگه نگرانی ندارم

اگه عمو اجازه بدن

من میخواستم که از پدرم و عمو درباره رسون تشریفات بپرسم

درباب اینده تحصیلی نانگ

پس موافقم

بله

بزار زمانش مشخص بشه خون تیپ

یک روزی رو توافق می کنیم

خاله شمارو دعوت می کنه....

خون ایم

اول بخوریم باشه

اماده ای ؟

تو خوشگل ترین فرد امروزی

همه گی حاضرید ؟

از حالا لطفا مراقب دخترم باش

من با شرفم سوگند میخورم مامان

داماد و عروس خدا به شما برکت بده

ما همگی در این مکان مقدس جمع شدیم

تا خداوند به شما برای این ازدواج مقدس

ازدواجی پر برکت و مقدس گرانبها ارزانی کنه

که می تواند عشق و حمایت متقابل و مسولیت همگانی رو بهمراه داشته باشه

در اینده باهم همراه بشید

بدنوسیله از جانب خداوند و کلیسا

کامپونگ وسنوریتا ایا شما با این ازدواج موافق هستید؟

بله

بله

از این ببعد با عشق به یکدیگر پیش خواهید رفت ؟

بله

بله

بله

در اینده ایا شما کلمات خداوند برطبق انجیل رو دنبال میکنید

و روزهاتون رو با صداقت به یکدیگر میگزرونید ؟

بله

بله

بله

حالا دستهای همدیگه رو یک پارچه و نمادین نگهدارید

و برکت خداوند رو دریافت کنید

امین امین

حلقه ها رو رد بدل کنید

نمادی از عشق شما که هرگز در زندگی شما رو از هم جدا نکنه

بزار من انگشترت رو ببینم !لطفا

بزارما ببینیم

برو کنار

چه خوشگله !

تیریک میگم نانگ

اون بیشتر مناسب منه

شوخی کردم

نانگ ایا شما می دونید چقدر خوش شانس هستید ؟

من چه ساده بودم که به شما دوتا کمک میکردم

جوی کام اگر خون تیپ یک نگاه اجمالی به تو میکرد

ممکن بود توهم داشته باشی ؟

من باید داشته باشم هدف من کی هست ؟

مینو کجاست ؟

مینو ؟ کدوم مینو ؟

او مینو ما بهم زدیم

من تقریبا 4 تا 5 دوست پسر بدش داشتم

کی خوش شانس تر از نانگ سی هست

با اولین عشقش با خوشحالی راه میره

درسته وقتی من به عقب نگاه می کنم من احساس می کنم بی حساب و کتاب بودم

تو یادته ؟

من از دیوار خونه ات بالا میرفتم

من یادمه من خیلی واضح یادمه

تو شر به پا کن بودی

ما چی گفتید اپیریدی؟

کی بود که از بیرون به تواسنک میداد؟

اقا من امیدوارم شما بتونید اینو به من توضیح بدید

مراقب باش دوست من پی کامپونگ

اونو کی گرفت ؟

نانگ کجا رفت ؟

بازوهاتون بالاتر آقا

دیر نیست که بخوابی تو خوشگل نمیشی

اگر من خوشگل نباشم تو با من ازدواج نمی کنی ؟

تو باید هجوره برام جبران کنی

من می ترسم تو عقیده ات عوض بشه

من هرگز عقیده ام عوض نمی شه

خون تیپ بهتر تا زمان ازدواجمون منتظر بمونیم

پس فردا

من امروز میرم فردا می بینمت

فردا می بینمت

خون بانل

نگران نباش ید خون دنچت و خون ایم

من فردا صبح زود میام و دکوراسیون تکمیل می کنم

باشه من میرم

من بهتر بجات تا خونه رانندگی کنم

ایده خوبیه ؟

البته

ممنون

درجلو باز کن

متاسفم من فراموش کردم

نمی تونی بخوابی عزیزم ؟

من نمی تونم تحمل کنم جدای رو

من همه زندگیم اینجا بودم

به هرحال بعد از فردا

من دیگه زمان زیادی اینجا نیستم

تومی تونی همیشه بیای خونه

من می دونم

اما فرق میکنه

بابای من اتاق من

اتاقم کنار بابا ومامان

من می تونم هر زمانی دنبالش بیام من میخوام

پس بزار فردا عروسی رو کنسل کنیم

مابه جای دوری فرارمی کنیم

بابا

من هرگز عاشق هیچ کس بیشتر از بابا نبودم

بیا بسکتبال بازی کنیم

من می خوام بیشتر بابا رو بغل کنم

بیا

اگرمن هرکار اشتباهی در گذشته انجام دادم

وبابا رو ناراحت کردم

من می خوام بابا فراموش کنه

اگر من هر گاری اشتباهی در گذشته انجام دادم

و مامان رو ناراحت کردم

من از مامان میخوام فراموش کنه

خوشحال باش عزیزم

تو مجبوری در اینده بیشتر هماهنگ باشی عزیزم

مامان ارزو داره تو ازدواجی توام با کامیابی داشته باشی

عاشقتم مامان

می تونی در قلبت یک بچه باقی بمونی ؟

به دوستای مردت نزدیک نشو

برای کی باید این کارو انجام بده خون تان تیپ

برای من

ایا تو می دونی من چقدر برای امروز منتظر موندم ؟

من نمی دونم

خجالت نکش

من میخوام یک چندتایی هدیه تو به من بدی

تومی دونی من به چی فکر می کنم ؟

تو می خوای ازهر چیز کوچکی شکایت کنی ؟

من شکایت نمی کنم

من فقط مایلم مقداری نیرو از عروسم بگیرم

تو چی می خوای ؟

من فقط یک بوسه میخوام

خون تیپ تو گفتی صبر می کنی تا ...

الان

امروز روز عروسی ماست

تو نمی تونی بیشتر از این بحث کنی ؟

از حالامن هروز بوسه میخوام

به جبران انتظار طولانی که من کشیدم

خون تیپ من فکر می کنم ما باید بریم پایین پله ها

بزرگترها خیلی وقته منتظر ماهستن

پس بزار یکمی دیگه منتظر بمونن

هیچ کس به اندازه من صبرنکرد

خون تیپ نکن

چرا ؟

من خجالت میکشم

خاله تو اینجایی

خون تیپ تو به من دوباره حقه زدی

پس من نمی خوام این بار بهت حقه بزنم

بلاخره تمام شد دست خودم درد نکنه

امیدواریم از دیدن این سریال لذت برده باشید ممنون که تا پایان این سریال همراه ما بودید ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.