Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
::: دردسر های نانگ ::: *قسمت چهاردهم* ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com
نانگ رفت عزیزم؟
مشکلی هست ؟
نانگ مجبور شده با کسی که دوسش نداره ازدواج کنه مامان
خدای من
عزیزم با کی قراره ازدواج کنه ؟
پی تانسی برادر بزرگتر پی کامپونگ
این متداواله
کسانیکه منصب اجتماعی بالایی دارن
دخترهاشون اجازه ندارن با کسانیکه بدون موقعیت اجتماعی یا ثروت هستن ازدواج کنن
حتی اگر نانگ قصد ازدواج با خون تانسی رو داشته باشه
مامان نمی خواد تو امیدوار باشی نسبت به کسانی در موقعیت بالا مثل خون تیپ
چرا مامان اینو به من میگی ؟
فکر نکن من هیچ فکری ندارم
ما می بینیم ما نمی بینیم ؟
مهم نیست که والدین ناگ چطوری هستن
اجازه آزادی نانگ
درباب این موضوع
به انتخاب خودش نیست که بهش اجازه بدن
کسانیکه منصب اجتماعی بالایی دارن
والدینشون هم تقریبا همینطوری ازدواج می کنن
هرچی امیدها بالاتر باشه
ناامیدیها هم بیشتر میشه
چون من بیشتر به قلب تو علاقمندم
فکر کردن و امید داشتن رو برای اون تموم کن
من نمی خوام گوش کنم مامان !
مشکلیه نونگ سی ؟
پی کامپونگ اینقدر تو کار من دخالت نکن !
پی کامپونگ
متاسفم
خیلی خب
ما همه بعضی وقتها رو مد خوبی نیستیم
می فهمم
ایا تو نمی خوای دربارش به من بگی ؟
حتی اگر من به تو بگم نمی فهمی
به من بگو من همه چیزرو به سادگی می فهمم
بگیر بشین
به من بگو
کسی با موقعیت اجتماعی مثل پی کامپونگ هرگز نمی فهمه
برای شخصی مثل من که هیچی نیست
چقدر می تونه سخت باشه
مهم نیست چقدر سعی کنم بهترین باشم
هیچ کسی ارزش منو نمی بینه
هیچ کس چشمش به من نیست
چرا من تورو نمی فهمم
اما من یک راه حل دارم
راه حل ؟
قشنگ نیست ؟
قشنگه
ایا تو مجبوری ثروتمند باشی ؟
و مالک دینا باشی
دنیا به خودی خود زیباست
فقط ما زیبایهاشو می بینیم
اگر ما در اندوه بیشتر غوطه ور بشیم
و افسوس بخوریم
ما دلتنگ همه این زیبایها میشیم
حیف نیست ؟
پی کامپونگ از من عکس نگیر
من زشتم
چطوری زشتی ؟ تو خیلی خوشگلی
هرکسی و هر چیزی یک صورت زیبا داره
اونطوری که ما اونو میبینیم
اگر به این علته
من باید یک گیاه زشت باشم
چون هیچ کس دلواپس من نیست
هست
من
من میخوام یادت باشه
اگر یک روزی تو احساس کردی هیچ کسی رو نداری
و احساس کردی نفرت انگیزی
توهنوزم منو داری
من همیشه زیبایهای درونی تو رو می بینیم
نامزدی ؟
ایا نانگ واقعا باهاش موافقت کرده ؟
من ندیدم پی دنچت مراسم فردا رو کنسل کنه
یعنی همه چیز نرماله
ایا تو واقعا با این موافقی پی ؟
خوب....
هی تو مهمانی زنانه هیچی دربارش نمی گن
ما باید بیشتر نگران قسمت مردانه باشیم پسرم
من می گم به تو اینجا وحالا
هیچ مشکلی نباید الان باشه !
شخصی که تو عاشقشی
او تاحالا به تو گفته که عاشق توست ؟
که میخواد با تو ازدواج کنه
من متاسفم نانگ
نانگ واقعا امروز خوشگل شده
سریعا بشین کنارش
امروز یک روز خجسته است
اون یک روز مناسب برای عروسیه
یک روز میمون
امروز
من پسر عزیزم رو اوردم
وقتی خاطرخواه کسی میشی
ما احساس می کنیم که چیزی در قلب ما جوش وخروش داره یعنی اینکه
وقتی شخصی به زندگی ما راه پیدا می کنه
تو احساس می کنی دنیا مثل همیشه نیست
می توتی تو مثل یک بچه در قلبت باقی بمونی همیشه ؟
آرایشت رو پاک کن
نزدیک پسرها نشو
درباره عشق فکر نکن
تا فارق التحصیل بشی نانگ
خیلی خب
اواز من متنفره
اواز تو متنفر نیست
اما تو مجبورش کردی به این موقعیت تن بده
مشکل من چیه ؟
من این کارو بخاطر اینکه عاشقشم ونگرانش بودم انجام دادم
من میترسیدم او با شخص بدی اشنا بشه
مشگل تو نیستی
اما اوهم مشگلی نداره
الان هردوشما برسر دلایل خودتون جنگ دارید
روزی که شما باهم موافق باشید وجود نداره
اواز من متنفره
یکمی بهش زمان بده
یکمی هم به خودت زمان بده
اینکه نگرانشی براش بهترین چیزه؟
نانگ !
سیا
چه اتفاقی افتاده ؟
من فقط برای یک زمان کوتاهی رفتم چانگ می
بزار من حلقه نامزدیت رو ببینم
چه قشنگه واقعا قشنگه
آیا هنوز پی تیپ در این باره نمی دونه ؟
سیا تو می دونی ...
نانگ این کتابهای که تو می خونی کاملا مشخص بود
من همه اونها رودیدم
پی تیپ هنوز در این باره نمی دونه ؟
او خارجه
مافقط مشغول موضوعات خودمون بودیم
من نمی تونم باهاش تماس بگیرم سیا
اول اروم بشو نانگ
نگران نباش من باور می کنم
وقتی پی تیپ برگرده اوخودش همه چیز رو درست می کنه
نانگ مشگل چیه ؟
توخوبی ؟
او خوب نیست
او مجبور شده با کسی که دوستش نداره ازدواج کنه
چطوری می تونه خوب باشه پی کامپونگ ؟
لطفا سعی کن بفهمی
پی می فهمه
من نمی تونم باور کنم
که تو موافقت کردی
سنوریتا کجاست ؟
او رفته مدرسه
بعد ظهر میاد
تو کاری باهاش داری ؟
بله!
من میخوام از سنوریتا بپرسم
اوچه فکری کرده
مخش تاب ورداشته
که به نانگ میگه با پی تانسی نامزد بشه
درسته نانگ
تبریک میگیم دکتر تانسی !
برای چی ؟
شما نامزد کردید
اوه بله ! تبریک میگم دکتر
به این خاطر شما باید مارو مسافرت ببرید
بریم
کوهستان بهتره
هرکدوم دریا یا کوهستان خوبه
ما می تونیم حتی هردو رو بریم
چرا ما نریم جای ایکه یکمی هم دریا و کوه داشته باشه
پی کامپونگ تو امروز مشغول نبودی ؟
من تورو تو مغازه ندیدم
پی کامپونگ تو خوبی ؟
سی تو به نانگ گفتی که با پی تانسی نامزد کنه ؟
سی تو به نانگ گفتی با پی تانسی نامزد کنه ؟
من میپرسم
توواقعا به نانگ گفتی با پی تانسی نامزد کنه ؟
من خسته ام
میرم استراحت کنم
ببخشید منو
ایاتو می ترسیدی نانگ بره طرف خون تیپ ؟
سی خیلی عاشق خون تیپ هستی
که حاضر شدی به دوستت بگی با کسی که دوسش نداره ازدواج کنه ؟
من میخواستم
من نگفتم به نانگ با پی تانسی ازدواج کنه
من فقط...
فقط چی ؟
من فقط..
من میخواستم اینو امروز به تو بدم
می تونی قبولش کنی یا دورش بندازی
اون هیچ معنی خاصی نداره
این باید آخرین گلی باشه که من به تو میدم
من مخصوصا اومدم دتبالت که به تو بگم من عاشقتم
اما من عاشق سنوریتای کنونی نیستم
تو خیلی از سنوریتایی که من همیشه عاشقش بودم فاصله داری
تو گفتی
مهم نیست که چه اتفاقی بیافته تو فقط همیشه زیبایهای درونی منو میبینی
هر زمانیکه تو به سنوریتای قبلی برگشتی
ما می تونیم دوباره دراین باره حرف بزنیم
پی کامپونگ پی کامپونگ به من گوش کن
پی کامپونگ به من گوش کن
توتماس منو برنداشتی
من سوار هواپیما شدم من خیلی دلم برات تنگ شده بود
ده ساعت دیگه می بینمت
چطور این اتفاق افتاد؟
آقای کنسول !
خون تیپ سلام
چطوری ؟
خوب کلاسها عالیه
من شنیدم که سویسدا فکر می کرد به اینجا منتقل شدید درسته
تو با او حرف میزنی ؟
بله شانسی حرف میزنم
هیچی من فقط شانسی حرف میزنم
سیا گفته او میخوادبرای تحصیل بیاد اونجا
من مجبورم دردسر بدم به تو که درآینده ازش مراقبت کنی
من خوشحال میشم به سیا هم گفتم
ما فقط شانسی چت کردیم
تو بنظر تجدید قوا کردی که بری خونه
تو می مونی در بانکوک یا برمیگردی پاکت ؟
احتمالا بانکوک میخوام اول نانگ ملاقات کنم
خیلی وقته گذشته من دلتنگشم
اوه من درباره چی داشتم حرف میزدم
خون تیپ !
چطوری دردسرساز ؟
هیچ مشکلی هست ؟
من دیدم که تو چندیدن بار تماس گرفتی
وقتی من با تو تماس گرفتم تو برنداشتی
درسته اخه یک مانعی بود
من بعد از احوالپرسی با والدینت میام دیدنت
تونمی تونی !
امرزو زمان مناسبش نیست
چیزی شده ؟
من بیاد یک چیزی بهت بگم
بیا داخل
تومی دونی چقدردلم برات تنگ شده بود ؟
واقعا؟
بله
من مقداری سوغاتی برات اوردم
اما من مطمئن نیستم که تو اونها رو دوست داشته باشی
من دوسشون دارم
پس اون شخصی که اونها رو برات اورده هم دوست داری ؟
پس اون شخصی که سوغاتی برام اورده مثل همون شخصی که اونها رو تحویل گرفته؟
ایا توهنوزم میپرسی ؟
فردا من میرم ملاقات والدینت
این چیه ؟
من نمی دونم چیکار کنم
من می دونم با این چه کنم
اما بابا منو مجبور کرداو اصلا یه من گوش نکرد
پس چرا بهش نگفتی
که ما دوتا عاشق همدیگه هستیم ؟
چرا ؟
چرا تو به او نگفتی ما عاشق همیم ؟
من میرم دیدنش
خون تیپ تو هرگز به من نگفتی که عاشق منی
اوه نانگ
به اندازه کافی واضح نیست ؟
از اون روزی که من خواستم که تو به من قول بدی
تو برای من گارد گرفتی
تو دنبال منی؟
البته که من دنبال توهستم
من گیج شدم من نمی دونم
من مطمئن نبودم که تو عاشق منی
من واقعا در این مورد مقصرم
من میخواستم منتظر یک موقعیت مناسب باشم
من نمی خواستم درباره این موضوع تا قبل از فارق التحصیلیت نگران باشی
پس حالا چیکار کینم ؟
من تقریبا با شخص دیگه ای نامزد کردم
نه
من دوست ندارم
من اجازه نمی دم تو اینو بندازی
توفقط حلقه منو دست میکنی
پس ما باید چیکار کنیم ؟
تو اول به من بگو
که منو دوست داری
تو چی می گی ؟
نمی تونم جواب ندم؟
چرا ؟
خوب...
من ...من خجالت می کشم
نگران نباش
من اجازه نمی دم تو باشخص دیگه ای ازدواج کنی
من خودم اینو حل می کنم
صبح بخیر
آیا شما این اول صبحی برای صبحانه دوا خوردید؟
شما بی دل دماغ اید
الان باید به همای سعادتتون فقط فکر کنید ؟
بابا به همسر اشاره نکن
زنها غیر قابل پیش بینی هستن من نمی تونم درکشون کنم
نگاه کن بابا رو بابا بهترین مثاله
زنا دلیلی ندارن فقط خلق و خوشون همینه
من دارم از همه نبوغم برای شما دوتا خوش تیپ استفاده می کنم
می تونید انرژی بگیرید
پس من می تونم براتون راحتش کنم ؟
سورپرایز !
همتون سکته کردید
شما خوشحال شدید که من برگشتم درسته ؟
درسته بابا ؟ بابا من خیلی دلم برات تنگ شده بود
بابا بغلم کن من دلم برات تنگ شده بود
تو پهلون شدی دلم بر ات تنگ شده بود
پی تانسی !
بغل پی !
من خیلی دلم برات تنگ شده بود
چرا تو خبر ندادی میای خونه ؟ من میرم سرکار اول
بمون پیشم من واقعا دلتنگت بودم
کام پون تو باید خسته باشی
چمدونت ببر پیایین یک دوش حسابی بگیر
و بیا برای صبحانه
باشه بابا من گرسنمه
منتظرم باش
من میام پایین باهم بخوریم
باشه باشه
هنوز نرفتی سرکار
صبرکن باهم صبحانه بخوریم
هیچ کدوم نرید
پی توهم باشه ؟
من سریع میام من خیلی گشنه امه
چه دست سنگینی داره
شما در باره نانگ هنوز بهش نگفتید ؟
چی ؟
خوب عجله نیست
چیه ؟ دوباره چیه ؟
بابا میخوام تو تجارت بهت کمک کنم من آماده ام
عالیه کامپونگ
اون کام پون !
کافیه تو خیلی منو محکم بغل کردی من نمی تونم نفس بکشم
من میخوام برای مدت طولانی بغلت کنم
من یک چیز مهمی باید به تو بگم
من خیلی اون موقعه نگران بودم
پس من فکر کردم مرتکب خودکشی بشم با قرص اوردوز کنم
خوشبختانه قرصها تاریخ گذشته بودن پس من خوبم
تونمی تونی بمیری
ما دوتا ازدواج می کنیم وهمیشه باهمدیگه هستیم
آیا توهنوزم بچه ای و به من نمی گی
که عاشق منی ؟
من فکر می کنم ...
چه فکری ؟
من بهتره اول برم خونه
من نمیزارم تو بری هرجایی
اما من مجبورم برم خونه
من نمیزارم بری
من فقط گذاشتم برای چند روزرفتم
و توتقزیبا با کس دیگه ای نامزد کردی
چون من نمی دونستم که ....
پس من اینطوری بغلت می کنم
که تو بفهمی من چقدر عاشقتم
من می دونم
این فقط یک بغل کردن نیست
چی ؟
من میخوام ببوسمت
خون تیپ
ایا تو میخوای دستت رو کش بری تا من با قدرت ببوسمت ؟
فقط یک بوس
اون به من قدرت میده
من هنوزم مجبورم برضد والدین تو بجنگم
باشه پس من نمی بوسمت
خون بانل
من ندیدمش
یادت باشه اولین قانون کیک پزی
کیکها می تونن احساس ما رو به خودشون بگیرن
اگر ما تومد خوبی نباشیم
کیکها مون نرم پف کرده نمیشه
قبلش مهم نیست که چه اتفاقی میافته تو مجبوری لبخند بزنی
بزار من برم
من نمیزارم بری نیازی به مخفی شدن نیست
من خوشحالم برای شما من نگران بودم که شما از مسافرت خسته شده باشید
من میرم شما ادامه بدید
تو نمی تونی این کارو با کس دیگه ای بکنی
بجز برای تو درسته ؟
من قول میدم این کار با کس دیگه ای انجام ندم
دیگه بیشتر از این
من با نانگ انجام نمی دم
تا زمان مناسب
ممنون
من عاشقتم
می دونم
حتی اگه تو تقریبی هم بدونی باز خوبه
فقط تو مطمئن باش
چیکار می کنی سیا ؟
آیا تومی خوای باهم ناهار بخوریم ؟
من می خوام یامی بخورم
چرا تو از من میپرسی بجای نانگ ؟
من عصبی می شم اگه با نانگ بخوریم سیا
من میخوام طوری بخورم که دوست دارم
خیلی بخور
توهنوزم با پی تانسی حرف نزدی ؟
درباب چی ؟
درباره نانگ
درباره نانگ چی ؟
توهنوز واقعا نمی دونی ؟
سلام خون تیپ
سلام
مشکلی هست که تو اومدی دنبال من اینجا ؟
من کمک نیاز دارم
تو کمک نیاز داری ؟
اون چیه ؟
من آشنا نیستم با مسیر وراهها به سادگی گم میشم
دیگه اش اینکه من به جاده لاپو آشنا نیستم یا مکانهای دیگه
پس تو می خوای من تورو ببرم ملاقات تانسی ؟
تو چی گفتی ؟
هیچی
اومدم
سلام خون سویسیدا
دنبال چی میگردید خون سویسدا ؟
پی کام پون کجاست ؟ او اومده بود اینجا ؟
او کجاست خون بانل ؟
بله من نمی تونم خودمو خلاص کنم
چیه خون بانل ؟
تانسی کجاست ؟
دکتر مریض داره
شما نمی تونید ...
خفه شو من برادر کوچیکشم !
مشگل من چیه؟
دندانتون یکمی الودگی داره
تانسی تو برادر شروری هستی
کام پون من برات توضیح میدم
نه من گوش نمی دم
صبرکن
چرا این کارو کردی ؟
نه بزار توضیح بدم
بزار من توضیح بدم آروم باش
بزار من توضیح بدم
من گوش نمی دم
چرا تو مجبوری این کارو بکنی ؟
من تموم نمی کنم
تو می دونی
پی تانسی با نانگ نامزد شده
آروم باش کام پون ! بزار من توضیح بدم
من گفتم بس کن !
بیا اینجا !
تو خوبی دکتر ؟
بلند شو دکتر من نمی تونم بیشتر از این تحمل کنم
متاسفم
صدمه دیدی؟
تو گفتی من تو رو ببرم اونجا
چون من به خون تیپ اعتماد دارم
تو اجازه نمی دی من برم زندان
چرا همگی این کارو با من می کنن ؟
بابا نانگ با تانسی نامزد کرده
و پنهانی سرپرستی سنوریتا رو برای پی کامپونگ درخواست کرده
درباره من چی ؟
چرا هیچ کس یادمن نیست
یا به احساس من اهمیت نمیده ؟
چرا هیچ کسی به احساسات من اهمیت نمیده ؟
توخوبی؟
من برات نگران بودم
تو باید بجاش برای تانسی نگران باشی
همونی که با مشت ریختی سرش
اوه خدای من
تازه سبک بود
من می فهمم احساست رو کام پون
اما مایلم تو اینجا باشی
پس ارامش داشته باش
من نمی تونم هر زمانی بهت کمک کنم
ممنون خون تیپ
من خیلی باعث دردسر شما شدم
تو مجبور نیستی از من تشکر کنی
شاید
یک روزی تومنو هم تنبیه کنی
غیرممکنه خون تیپ
من فکر می کنم بزار به این رسیدگی کنم
پی کام پون بروخونه من میرسونمت
خداحافظ پی تیپ
بریم
خداحافظ
سیا من میخوام اول نانگ ببینم
باشه سیا ؟
می تونی تو منو ببری دیدن نانگ ؟
باشه
بزن بریم سیا
پی کام پون می خواستی تانسی رو له کنی ؟
من نمی تونم بیشتر از این تحمل کنم نانگ
من همیشه عاشقت بودم
چطوری پی تانسی تونست منو دور بزنه ؟
نانگ توهم نمی خواستی درسته ؟
من می دونم درسته نانگ ؟
بگو به من که تو عاشق پی تانسی نیستی
درسته من عاشق پی تانسی نیستم
درسته ؟
ببین من می دونستم
تو نگران نباش
من خودم با باباو پی تانسی حرف میزنم
بزن بریم
چیه ؟
تومنو دوست نداری
من خسته شدم ازبس بارها به تو گفتم
اما خیلی زمان گذشته
تو ذهنیتت رو عوض نکردی ؟
من متاسفم پی کام پون
تو در هرصورتی با من خوب بودی
اما من نمی فهمم چرا من نمی تونم عاشق تو باشم
چطوری تو نمی دونی که نمی تونی عاشق من باشی ؟
تو هرگز عاشق هیچ کسی نبودی
تو کسی رو داری که عاشقش باشی الان ؟
اون کیه ؟
تو کی ملاقت داشتی و کی شروع به قرار گذاشتن کردی ؟
به من بگو
خون تان تیپ
کدوم خون تان تیپ ؟
خون تان تیپ آقای کنسول
آقای کنسول !
خون تان تیپ
لعنتی !
مشکل چیه ؟
اومنو برد که تانسی رو له کنم !
من شخص اشتباهی رو مشت زدم !
پی کام پون به خون تان تیپ مشت نزن
لطفا
من متاسفم که نمی تونم عاشق تو باشم
اما موضاعتی هست که نمی تونه زوری باشه
برای خون تیپ
من نمی دونستم که من خاطرخواهش شدم
بدون منظور بود
اما فقط اتفاق افتاد
از من عصبانی نباش
بهش صدمه نزن
من قول میدم که به عشق تو صدمه نزنم
پس تو از من عصبانی نیستی ؟
اولش من عصبانی بودم اما ....
من از دست بابا وتانسی برای اینکه خرابم کردن و بهم نگفتن عصبانی بودم
اما بعد از حرف زدن با تو حالا...
من عصبانی نیستم !
من باید خیلی عصبانی باشم و الان ناراحت باشم
اما دلیلی ندارم
من باید عصبانی باشم !
من عصبانی نیستم نانگ
پی کام پون
کی امروز تو رواورد؟
سویسیدا
او گفت بیرون میمونه و داخل نخواست بیاد
او گفت ترتیب همه چیز با خودم و خودت بدم
من فکر می کنم اگر تو از قلب بپرسی
تو باید بدونی
چرا تو حسادتی برای من نداشتی
وقتی تو رسیدی خونه
فیلم تماشا نکن
به آهنگ عاشقانه گوش کن
من باور دارم
وقتی به اواز گوش می کنی به شخصی فکر می کنی
من امتحان کردم
موسیقی !
اون چطور بود؟
خیلی نبود
خوب....
ما همدیگه رو فهمیدیم
ایا تومیخوای جای دیگه ای بری ؟ من می تونم برسونمت
پس به سلیقه تو کجا میخوای بری ؟
این چطوریه ؟
تو گرسنه ای ؟
من میبرمت برای ناهار
بزن بریم
من میرونم
ممنون
مشکلی هست ؟
هیچی
متاسفم ماشین توهست
باشه
سیا مشکل چیه ؟
اوه خدای من !
من عاشق این اهنگم
من فکر کردم چی شده
من تقریبا ماشین رو چپه کردم سیا ؟
متاسفم کام پون
من منظوری نداشتم
وقتی تو رسیدی خونه
فیلم تماشا نکن
به اهنگ عاشقانه گوش بده
من باور دارم
که وقتی به اهنگ گوش میدی به یک شخصی فکر می کنی
من امتحان کردم
واو
توهم این اهنگ دوست داری ؟
دوست دارم
مامان گفت به من
که تو چیزی میخوای به من بگی
اون چیه ؟
کیه به این زودی ؟
اون خون تیپ
اجازه بدید اول خون تیپ رو بیارم
ما دوتا چیزی داریم که به بابا و مامان بگیم
نانگ وخون تان تیپ عاشق همدیگه هستن
بله
خون تان تیپ درست میگه ؟
در برگشت به پانگان من نمی دونستم
چون خون تان تیپ هرگز اجازه نداد من بدونم
تا اینگه برگشت اینجا
ما همدیگه رو دیدم و باهم حرف زدیم
پس من تشخیص دادم که من ....
من عاشق خون تان تیپ هستم
کافیه عزیزم
بشین اینجا کنار مادرت
مثل یک خانم
اون کافیه که تو جواب سوال منو بدی
تو نباید چیز دیگه ای بگی
بیا اینجا
من الان باخبر شدم
اما عذرخواهی می کنم
نانگ نامزد تانسی هست
اون فرمالیته بود
قبل از اینکه شما بگید به من که پنهانی با دختر من قرار میزاشتید
دلیلی که من به شما به این زودی نگفتم
چون میخواستم زمان بیشتری به نانگ بدم
من عاشق نانگم
من نمی خواستم باعث خراب شدم ابروی او بشم
من میخواستم صبرکنم
و اونو پر افتخار بسازم
منتظربودم او بزرگتر بشه
البته من میخواستم شمارو ملاقات کنم
بلاخره من از انگلستان برگشتم
اما منهرگز تصور نمی کردم نانگ نامزد کرده باشه
مراسم نامزدی نانگ چندروز پیش بود
اگر ....
اگر یا اما وجود نداره
ایا من پیر وفرتوت هستم ؟
من نمی خوام دوباره تکرار کنم
و هرگز اجازه نمی دم
به این خاطر ممکنه من از عمو یک سوال بپرسم ؟
اگر من خودم مشکل نامزدی نانگ حل کنم
شما ازمن متنفر میشید ؟
اگر من از بزرگترها درخواست کنم برای ازدواج نانگ پا پیش بزارن چی ؟
درباره چی حرف میزنی ؟
تو تقریبا باعث شدی من تو مشکلات زیادی بیافتم
من موافق کار تو نیستم
من نمی پذیرم
من نمی گم شما باهاش موافقت کنید
من موافق نیستم
عزیزم
من قول میدم
که نانگ خوشبخت می کنم
بیشتر از هر مرد دیگه ای
نانگ همسر عزیزیک کنسول میشه
هر جای که بره
بااحترام باهاش رفتار میشه
هر مکانی هر کشوری
من مایل نیستم برای دخترم که بیرون از اینجا مشهور باشه
کی تو سرزده وارد زندگی دختر من شدی ؟
که من نفهمیدم
وقتی من فهمیدم
دختری که من بهش اعتماد دارم و نشسته کنار من
مقابل منه
و نگاه عجیبی به من می کنه
امیداوارم همه چیز به راه خودش برگرده متاسفم
دختر من در زندگیم باارزشه
اکر تو منو امروز ملاقات کردی
امیدوارم همه چیز سرجای خودش قرار بگیره متاسفم
بابا
من هرگز قصد نداشتم برضد بابا با شم
من عاشقتم
من عاشقتم بابا
پس می تونم یک سوال ازت بپرسم ؟
ایا به انتخاب من اعتماد داری
و با تانسی ازدواج میکنی
یا تو خون تان تیپ انتخاب میکنی ؟
اگر من دنبال کنم تعلیمات بابا و با تانسی ازدواج کنم
و بعدش هیچ مشکلی نباشه
من خوشحال میشم
به هرحال
اگر من برم ازدواج کنم با کسی که دوسش ندارم
حتما مشکلاتی به وجود میاد
من عاشقش نیستم
کجا من صبر ومدارا باهاش پیدا می کنم ؟
بابا با من موافقه
یا اجازه میده که من بادرد ازدواج کنم
مصیبت یا مشکلات ؟
اینطوری به من جواب میدی
این رفتار خوب نیست
اما من فکر می کنم نانگ دلایل خودش رو داره
من عذر میخوام برای بد رفتاریم
من اغلب شمارو تحسین میکردم
برای کار برجستتون
به هرحال من به پیتا قول دادم
که دختر من نامزد و ازدواج میکنه با تانسی
من میفهمم احساس شمارو
اما اونها تقریبا نامزد کردن
من نمی تونم کمک کنم
من یک کاری امروز دارم
من نمی خوام با تانسی ازدواج کنم مامان
من عاشق تانسی نیستم
من عاشق اونیستم من عاشق تانسی نیستم
من نمی خوام با تانسی ازدواج کنم مامان !
من دردسر درست کردم خاله
خاله
من همه چیز حل می کنم
من باور دارم می تونم حلش کنم
من بهش رسیدگی می کنم خون تیپ
من همچنین می خوام شما بفهمید
که شوهرم دلایل خودشو داره
یک روزی
وقتی شما بچه های خودتون رو داشته باشید
شما درک می کنید
اگر چیز دیگه ای هست بفرمایید حرف بزنید
ممنون خاله
من خون گامپونگ اخیرا ندیدم
تواز سی پرسیدی ؟
ممکنه دچار سوتفاهم شده باشه ؟
نپرسیدم پی
من دیدم او ساکته
پس نمیخوام اشفته اش کنم
اگر از دست بده شخصی مثل خون کامپونگ
حیف میشه
اون عجیب نیست
کسی مثل او
ممکنه از بودن با شخص بینوایی مثل سی خسته شده باشه
او ممکنه تقریبا الان دوست دختر داشته باشه
غیر ممکنه
از اون ادمها نیست
مگی چی سی ازش خواسته ؟
من امید وارم بتونه سر قولش بمونه
اگر به این علته
اون ممکنه دختر منو شاد کنه
این ممکنه
چه خوش تیپی پسر من
مناسب موقعیت اجتماعیت
من واقعا خوشحالم
که تصمیم گرفتی به کار خانوادگیت کمک کنی
این طوری من مجبور نیستم نگران باشم
باشه بابا
درباب سنوریتا
دیگه نمی خوای باهاش ارتباط داشته باشی؟
تو نمی خوای دوباره برگردی درسته ؟
خون کامپونک شماامروز موتور سیکلت استفاده نمی کنید ؟
دکتر
ببخشید منو اجاز بدین براتون دارو بزارم دکتر
زحمت نکش
من خوبم
زحمتی نیست
ببین من خوبم
مشکلی هست ؟
زخمهای شما ...
اون باید خیلی دردناک باشه ؟
تونگران منی؟
من پرسیدم از تو
تو برای من نگرانی ؟
ممنون
متاسفم
من فکر می کنم اگر پی کام پون با دقت به صدای قلبش گوش کنه
تو می فهمی
چرا حسادت نمی کنی
بزن بریم
پی کام پون !
اون چیه ؟
هیچی
من اینجام تورو ببرم سینما
سینما ؟
بله
تو هیچ مشکلی باهاش نداری ؟
بریم سیا ما دیر می کنیم
پی کام پون ایا تو شوکه شدی ؟
نگران نباش
تو میتونی دست منو نگهداری
لطفا بزار من نگاهش کنم ببخشید منو
پی تانسی
خانم پرستار
خون تانسی و پرستار
تو مطمئنی اونها بودن ؟
قطعا پی تیپ
قطعا اشتباهی نشده
خودم اونارو دیدم
پی تانسی واقعا با پرستارش قرار میزاره
یعنی امیدی برای ماهست نانگ
چرا شما عصبی هستید ؟
اون فقط یک لحظه کوتاهه
من مطمن نیستم که تانسی موافق باشه
من نمی دونم چطوری پیگیر باشم
خون تیپ یک دیپلماته
شما مهارت مذاکره کردن دارید
من بخاطر اپیریدی اینجام
اون نانگه
شما حتی اسم نامزدتون رو هم نمیدونید ؟
اینطوریه
خون تیپ بهتر ازمن خون ناگ رو میشناسه
بله
من خوب نانگ میشناسم
من یک لحظه نفهمیدم
چرا پس نانگ نامزد من شد ؟
من شکی به نیت دکتر ندارم
اما من مایلم بدونم
شما عاشق نانگ هستید ؟
خون تیپ
من با شما صادق هستم
من هرگز قصد ازدواج نداشتم
یک روزی
وقتی بابا عکس نانگ رو نشونم داد
من گفتم او دوست داشتنیه
اما بعد از اینکه ما باهم صحب کردیم هیچ وجه اشتراکی باهم نداریم
متاسفم مزاحم میشم
دکتر با بیمار قرار دارید خیلی وقته منتظرشماست
ممنون
شما الان کسی رو دارید که دوسش دارید
من فقط کسی رو که عاشقشم دیدم
دکتر نمی خواین با کسی که عاشقش نیستید ازدواج کنید درسته ؟
تو عاشق نانگی
درسته
پس چرا اجازه دادی نانگ بامن نامزد کنه ؟
داستانش طولانیه
به هرحال ما همدیگه رو الان میفهمیم
تو چه نقشه ای بعدا داری دکتر ؟
نانگ من باخون تانسی حرف زدم
او درک می کنه مارو
او خودش با خون پیتا حرف میزنه
واقعا ؟
من خوشحالم
من خیلی میخوام ببینمت
تو کجایی؟
من میرم دنبال سی
من باید باهاش حرف بزنم
درباره ما
من نمی خوام سی درباره ما از دیگران بفهمه
کس اومده ملاقات شما
اون کیه ؟
سلام خاله
سی خونه است ؟
من از مامان شنیدم
خون گامپونگ از مامان خواسته بعهده بگیره
مسولیت منو وقتی از پانگان برگشتم
تو درباره اش چی فکر می کنی ؟
شما درباره اش چی فکر می کنید خون تیپ ؟
کامپونگ شخص خوبیه
با یک شغل خوب
از خانواده خوب
و مسولیت پذیری خوب
اگر تو بااو ازدواج کنی
من بارودارم تو شریک زندگی خوبی پیدا می کنی
اما من عاشق کامپونگ نیستم
من عاشق ....
اون ساده نیست یک مرد خوب پیدا کنی
ایا تو قلبت رو به روی کامپونگ باز نکردی ؟
اگرتو قلبت رو به روش باز کنی
راحت عاشقش میشی
چرا شما این حرف میزنید وقتی عشق درک نمی کنید ؟
کی شما میرید امریکا ؟
احتمالا سال بعد
اگر من درخواست کنم با شما بیام
اگر من برای شما کار کنم
ایا من مزاحم شما هستم ؟
من تنها یک کارمند دیپلمات مرتبط با سازمان هستم
من نمی تونم مستقیما به یک دستیار شخصی مزد بدم
درباره خانه داری چطور؟
برام مهم نیست
من می تونم بجاش خونه داری بکنم ؟
من هرکاری انجام میدم
لطفا منو از اینجا ببرید
درباره مادرت چی ؟
من پول پس انداز می کنم
و برای مامان و خاله تام بین میفرستم
پس تو باید از مادرت احتمالا برای این کار اجازه بگیری
یعنی
شما موافقید منو ببرید ؟
اگرمادرت موافقت کنه
نانگ هم خوشحال میشه
اگر او بفهمه تو هم با او میای امریکا
خون تیپ و نانگ
باهمدیگه میرید آمریکا ؟
ما فورا ازدواج می کنیم
بعد از فارق التحصیلی نانگ
و نانگ منو تا خارج همراهی می کنه
خون تیپ ونانگ
ازدواج می کنید
من هرگز نمی دونستم
که شما عاشق نانگید
و نانگم عاشق شماست
متاسفم من نمی خوام با شما برم امریکا دیگه
شما نباید نگران من باشید
متاسفم مزاحمتون شدم
من درک می کنم
من خیلی وقته درباره احساسات تو می دونم
خیلی ممنون از احساسات برای من
من ممکنه دارای خصوصیتی باشم
که تو درش کمبود داشته باشی
مثل رویا
چرا ؟
چرا رویای من
هرگز درست نمیشه ؟
چرا ؟
اون ممکنه بخاطر حقیقتی باشه
تو تقریبا یک نفرو داری
اما تو هنوز اونو تشخیص نمیدی
مشکل چیه ؟
تو داری از من می پرسی ؟
تو باید بدونی چیکار کردی
سی چرا تو اینطوری حرف میزنی ؟
من باشعورم حرف میزنم
بهتر از تو
تو یک چیزی میگی و یک کار دیگه انجام میدی
تو می دونی
می دونم که تو پنهانی با خون تیپ قرار میزاری
تو خاطر خواه اون شدی
وقصد داری یاهاش ازدواج کنی
و باهاش بری امریکا
من همه چیز رو می دونم
تو می تونی حالا بری
نه سی
امروز من اومدم اینجا
چون می خواستم اینو از من بشنوی
اینطوریه ناگ ؟
این دلیلته نانگ درسته ؟
تو گفتی به من عاشق خون تیپ نباشم
تو گفتی به من عاشق کامپونگ باشم
عاشق پی کامپونگ
تو مجبوری عاشق کس دیگه ای باشی نانگ
به این دلیله نانگ درسته ؟
چون تو خودت عاشق خون تیپ بودی درسته ؟
نه
من فقط می دونم تازگی عاشق خون تیپ شدم
تو از عشق حرف میزنی
بدون خجالت
نیازی به احساس شرمندگی نیست
چون ماعاشق همدیگه هستیم
چرا تو اومدی اینجا ؟
چرا ؟
تو اومدی اینجا
که حال اسفناکه منو تماشا کنی اینطور نیست ؟
نه سی !
من اومدم
چون من باور دارم که دوست عزیزم اینجاست
دوست عزیزت ؟
چه نوع دوست عزیزی نانگ ؟
این کاریه که بادوست می کنن ؟
خوب
اگر تو منو مثل یک دوست می بینی
می تونی برای من قربانی بشی نانگ ؟
تو همه چیز ساده میگیری
درباره من چی ؟
من هرگز چیزی ندارم
خون تیپ مثل یک اشعه در زندگی من بود
می تونی برای من قربانی بشی
یک دوست می تونی نانگ ؟
نه
چون حتی اگه من قربانی بشم
خون تیپ تغییر عقیده نمی ده که عاشق کس دیگه ای باشه
برو از خونم
من گفتم برو از خونه ام بیرون
اگر توهنوز فکر می کنی ما دوستیم
لطفا حالا برو
دوباره نیا نزار ببینمت
حتما
من امروز میرم
اما من برمیگردم
من برمیگردم
تا تو بخوای حقیقت و از من بشنوی
روز دیگه ای وجود نداره نانگ
هست
هست
من مطمئنم
تو دوست عزیز من هستی
من رابطه دوستانمو باتو بهم نمیزنم
بخاطر یک مرد
برو !
تو دیوانه شدی ! ایا خل شدی ؟
تو میخوای من نامزدی رو بدون دلیل بهم بزنم
راحت نیست که قولتو پس بگیری
تو یک دکتر هستی
توباید یک دلیل منطقی داشته باشی باید بفهمی
نمیشه یکدفعه گفت
پس خودت به مامان بگو
به مامان بگم ؟
مادرت در پاگته
اومد اینجا من درباره این موضوع باهاش حرف میزنم
پیتا
اون کیه ؟
خون بون !
بیا با مامان حرف بزن
اون سخته با من حرف بزنه
من اجازه میدم مامان بهش رسیدگی کنه
موفق باشی بابا
سلام خون بون
چطوری تو اومدی اینجا ؟
و چرا ؟
تانسی ازم خواست بیام
می گه تو دیوانه گی کردی!
چه دیوانگیه ؟
من یک دختر عالی برای همسری پسرمون پیدا کردم
نانگ عاشق من نیست
نانگ عاشق خون تان تیپ هست
کافیه من دربارش میدونم
من خیلی وقته اینو میدونستم
من بعدا فهمیدم
خون تیپ قطعا نانگ دوست داره
مامان بزار من جدا ازت بپرسم
تومی خوای من با دختری که دوسش ندارم ازدواج کنم ؟
نه پسرم نه
نه !
تو نمی تونی پسرم رو مجبور کنی
تو می دونی که پسر مایک فرد مهمه
چطوری می تونن اونها برای همیشه باهم بمونن ؟
خون بون توهمسر منی
توباید طرف من باشی
بسه
چرا تو تنها پیشنهاد نامزدی رو دادی ؟
تو بدون من نامزدی گرفتی
تو خودت با خون دنچت قرار مدار گذاشتی
خوشبختانه
دختر اونم عاشق کس دیگه ایه
دستیار سفیر
فهمیدی ؟
بله
مهم نیست که بابا چطوری نامزدی بهم میزنه
چون من عاشق نانگ نیستم
من تقریبا کس دیگه ای رو دوست دارم
چی ؟
اون کیه ؟ ایا من میشناسمش ؟
اون کیه ؟ الان همه چیز بهم ریخته !
من به مامان اونو معرفی می کنم
اسمش پوپیه او پرستار دستیار منه
غیر ممکنه من هرگز اونو نمی پذیرم !
من از جانب تو اونو دست به دست نمی کنم
اون خوبه اگر شما از جانب من کاری نکنید
من واقعا اونو میخوام
من خودم ازش مراقبت می کنم
اون خیلی خوبه عروسی نباشه ما ازدواجمون رو ثبت می کنیم
من میارمش اینجا بمونه
من از حال میرم
تو یک مادری
می تونی تو تربیتش کمک کنی ؟
اون مسولیت من نیست
تو خیلی به من اختیار ندادی
بزار من فکر کنم
تومی خوای نامزد کنی
بله
کامپونگ تو بهش یک خونه دادی بدون گرفتن چیزی
بله
من فراموش کردم یکی دیگه هم هست
پسر عزیز من
بگو به من تو با کی قرار میزاری
یا تو هم کسی رو داری از من مخفی می کنی ؟
امرزو بگو
این موضوع مربوط به خودمه بابا
غیر ممکنه
من پدرت هستم !
هست
اون کیه پسرم ؟
صبرکن کدوم سویسیدا ؟
خوب سویسیدا خواهر جوانتر خون تان تیپ
اوه خواهر جوانتر خون تیپ چی ؟ خواهر جوان تر خون تیپ !
متاسفم
حتی اگر تانسی هم درخواست بده نامزدی لغو بشه با نانگ
به این معنی نیست که من موافقت کنم تو با نانگ دست به دست بشی
چرا ؟
حتی بااینکه عاشقشم
و من اماده ام با زندگیم از دختر شما مراقبت کنم
موضوع دختر من نیست
یک شخصی که درخواست نامزدی می کنه با شخص دیگه ای از عشق صحبت می کنه
نه بعد از یک مدتی
یک دروخواست نامزدی بهم خورده
و یک درخواست نامزدی بلافاصله بعدش
ایا هیچ کسی نیست که احساس والدین رو درک می کرد ؟
من هرگز به این فکر نکردم
من فقط ...یک روزی وقتی تو بچه دار شدی
و با تمام زندگیت عاشق اون باشی
تو درک می کنی
تو خیلی فکر نمی کنی ؟
من فکر نمی کنم
اگر من از ابروی دخترم دفاع کنم
چه ایرادی داره ؟
من ممکنه درباره زمان اشتباه کرده باشم
من نگرانم چون برای زمان مناسب صبرنکردم
اما من قبول نمی کنم
اگر حتی برای زمان طولانی مجبور شم صبر میکنم
بازم هستم
من خیلی صبر میکنیم
این زمان من اجازه نمی دم کس دیگه ای بین من و نانگ قرار بگیره
من تنها می خوام نشون بدم صمیت و اراده راسخم رو برای دختر شما
هر زمانیکه شما احساس بهتری داشتید
من امیدوارم قادر باشم رضایت شما رو بگیرم
یک همچین روزی وجود نداره
گریه نکن
من درک نمی کنم
عشق چیز زیبایی نیست ؟
چرا هیچ کس برای ما خوشحال نیست ؟
بابا یا سی
اونها باید دوتا شخصی باشن که بیشتر منو بفهمن
کی بیشتر عاشق منه
چرا ؟
چرا هیچ کس برای ما خوشحال نیست ؟
امیدواریم از دیدن این قسمت لذت برده باشید ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.