Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
::: دردسر های نانگ ::: *قسمت یازدهم* ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com
سنوریتا تو نمی دونی دیگران امتحان دارن ؟
آیا تو اومدی عمدا امتحان منو خرا ب کنی ؟
نه مادام
من منظورم خراب کردن نبود
بهت می گم با من بحث نکن!
خواهر سنتین بولین
این دیگه زیاده رویه من نمی تونم بپذیرم
من اجازه نمی دم این موضوع همینطوری بگذره
سنوریتا جسمی و روحی توسط مادام بولین صدمه دیده
سنوریتا کاری نکرده که حالا اینطوری باید ناراحت باشه
همه ما هم ناراحتیم
ما می خوایم شخصی که اشتباه کرده توبیخ بشه و عذرخواهی کنه
این اتفاقی جلوی همه رخ داده
عذر خواهی باید مودبانه صورت بگیره
لطفا عدالت رو برای سنوریتا اجرا کنید
آیا ما اینو قبول می کنیم ؟
نه !
وقتی ما خطا می کنیم
معلمها مارو تنبیه می کنن و ما هیچ اتنخابی نداریم
حقیقت اینه ما با شجاعت اشتباهاتمون رو می پذیریم درست می گم؟
بله!
اما عمل خواهر سنتین بولین من نمی تونم بپذیرم
اگه معلمها به این موضوع اهمیت ندن
و بدون مجازات بزارن و اعلامیه مارو نپذیرن ایا این درسته ؟
بله !
اپیریدی این اعتراض رو زیادش نکن
مادام اتین فشار زیادی رو زندگی ماست
بله مادام
همه ماهرگز احساس نکرده بودیم که بیشتر از این تا حالا بهمون صدمه خورده بود
سی به اندازه کافی درباره مادرش و خانواده اش نگرانی داره
او حالا باید این رو هم تحمل کنه مادام
مادام ایا شما به احساس ما فکر نمی کنید ؟
بله این درست نیست
سنوریتا سنوریتا بیا اینجا
اگر مجازات شایسته ای در کار نیست
و او عذرخواهی نمی کنه در جلوی تمام مدرسه
من درخواست میدم که از مدرسه کناره گیری کنه
اپیریدی زیاده روی نکن
مادام
منم درخواست میدم از مدرسه کناره گیری کنه
وگرنه منم از مدرسه کناره گیری می کنم
منم قبلش به اتاق پیانو رفته بودم
اگه من تو اتاق امتحان نبودم
ممکن بود من اون کسی باشم که سیلی میخوردم
اگه او اتفاق برای من می افتاد
من هرگز ازش نمی گذشتم
همگی مجبورید ایم مشکل حل کنید مادام
درسته مادام
خواهر اتفاق بدی افتاده
خدای من سریعا بریم
شما نمی تونید برید مادام شما نمی تونید مارو ناراحت ول کنید مادام
شماباید این مشکل حل کنید
اپیریدی لطفا
ما همیشه دیگران رو درک می کنیم
یک لحظه من میخوام همگی ارام باشن
من قول میدم بهترین عدالت درحق سنوریتا انجام بشه
اما الان چیزهای زیادی هست شما ازش بی خبرید
من امیدوارم همگی بتونید ارام باشید و برگردید به کلاس درستون
نه شما دردنمی فهمید ما الان می خوایم
عدالت برای سنوریتا باید اجرا بشه
مادام شما نمی تونید به سادگی اینطوری برید !
مادام از مشکل پرهیز می کنه
چطوری می تونه او بی تفاوت باشه ؟
درسته
به هرحال هر اتفاقی که بیافته ما مستحقیم که بدونیم اینطور نیست !
ما می ایستیم اینجا تا مادام برگرده
بله ماهیج جای نمیریم
سویسیدا خیلی از تو ممنونم برای کمک به سی
من فکر می کنم الان وقته اشه که ما تو یک موضع باشیم
توهمینو میخوای ؟
پس منم میخوام
سنوریتا خیالت راحت
من اجازه نمی دم توبرای هیچی صدمه ببینی
درسته ما کنارت هستیم
خواهر بولین !
کلید اینجاست
بریم داخل
چرا اینکارو کردی ؟
من اشتباه بزرگی مرتکب شدم من به دانش اموزم صدمه زدم و اونو ناراحتش کردم
من خسته شدم ازاینکه توهمه زندگیم معلم خوبی باشم
من باور داشتم که موسیقی می تونه یک شخصیت مقدس در یک بچه بسازه
هم جسمی و روحی
چرا که من اونها رو با عشق پرورش دادم
اما امروز من یک معلم بد شدم
کسی که وقیحانه به یک دانش اموز حمله کرده
چی ؟ سنوریتا توسط خواهر بولین سیلی خورده ؟
درسته او جلوی تقریبا کل مدرسه سیلی خورده پی تیپ
خوب بهش فکر کن من عادت دارم همیشه برم اتاق پیانو
این می تونست برای منم اتفاق بیافته
اگه این اتفاق برای من می افتاد
من مطمئنا ازش رراحت نمی گذشتم
فکر کن سنوریتا چقدر بیچاره است
صبرکن من اشتباه شنیدم ؟
تو اشتباه نشنیدی
سنوریتا واقعابیچاره است
نانگ ومن باید راهی پیدا کنیم که تضمین کنیم عدالت برای سنوریتا اجرا بشه
نانگ و من ؟
نانگ
درسته تنها نانگ
سویسیدا آپیریدی الان دوستن پی تیپ
پی تیپ تو سرپرست سنوریتا هستی
می تونی تو کمک کنی احساس سنوریتا بهتر بشه ؟
سیا تو خیلی وقته از من عصبانی بودی برای به سرپرستی گرفتن سنوریتا ؟
او بیدار شد
او بیدار شد
سنوریتا چطوره ؟
او باید خیلی ناراحت باشه
این قلب من از طپش افتاد تا من از این زندگی برم
من معلم خوبی نیستم
من می خوام بمیرم !
زندگی تو متعلق به خداست
خدا به تو یک شانس دوباره داده مجبوری قوی باشی
احساسات تو برای بچه ها کمک میکنه به همه موانع فکر کنی
من معلم بدی هستم
من یک معلم بدهستم
چرا نمردم ؟
من می خوام خواهر اندری ملاقات کنم
خواهر اندری تو بیمارستان هستن با خواهر فرانسیس
اونها برگشتن
خون تیپ
شما اینجاید تا درخواست کنید اجازه بدم سنوریتا رو بیرون ببرید ؟
بله من خیلی وقته قیم سنوریتام
اما من هرگز اونو هیچ جای نبردم
اخیرا خانواده او مقداری مشکل داشتن ....
خون تیپ شما می دونید که ؟
من میخوام شما بفهمید که مدرسه نمی خواد موضوع بیشتر از این درز کنه
من می فهمم من همچنین می دونم مدرسه این موضوع رو خیلی خوب حل خواهد کرد
به هرحال من بیشتر درباره سنوریتا نگرانم که الان خوب باشه
البته شما کی میخواید اونو ببرید
جمعه
من دوست دارم اونو برای یک وعده ببرم و مقداری وسایل براش بخرم
من قبل از تاریکی انو برمی گردونم
البته من با مادر انتی گان این مسئله رو مطرح می کنم
من قیم سنوریتا هستم
من دوست دارم بدونم این موضوع چطوری اتفاق افتاد
من اعتماد دارم که خواهر حقیقت رو به من میگه
شخصی که اشتباه کرده تنبیه نشده عدالت ما کجاست ؟
اگر مدرسه عدالت رواجرا نمی کنه
چطوری می تونیم ما ساکت اینجا بمونیم ؟
بله !
سنوریتا هیچ اشتباهی مرتکب نشده اما تنبیه شده
ما اینو نمی پذیریم !
ما اینو نمی پذیریم!
سنوریتا باید عدالت رو بگیره
ما درسکوت سازش کردیم
اما هیچکاری انجام نشد
ما مجبوریم جلو بیام و توجه بزرگترها رو جلب کینم
ما نمی خوایم بزرگترها فکر کنن این فقط یک مشکل بچه گانه است
این یک موضوع کوچیکه
ولی اثراتش زیادی روی ما داره
لطفا اجازه بدید ما بزرگ بشیم که به بزگترها و عدالت بزرگترها اعتماد کنیم
استعفا!
من قصد نداشتم به تو صدمه بزنم
من یک لحظه خشمگین شدم
من متاسفم
من متاسفم
اگر معلمها مثل قایق هستن اونها باید قایقهای محکمی باشن
که قادر باشن دانش اموزان رو درجهت مخالف به مقصد برسونن
اما این قایق شکسته و سوراخ شده
من می ترسم که قادر نباشم دانش اموزان رو به مقصد برسونم
اگر کسی باید تنبیه بشه اون قطعا منم
هیچکسی استعفا نمیده من خودم میرم
سیلی زدن به یک دانش اموز به نوعی سیلی زدن به خودمه
تو صدمه دیدی اما من هم به همون اندازه صدمه دیدم یا بیشتر
حتی اگه من مجبور باشم زندگیم رو برای تو بدم عصبانی نیستم من اینکارو می کنم
من متاسفم بچه جون
ما احساس خوشحالی نمی کنیم ؟
من نمی دونم من خوشحال نیستم
منم خوشحال نیستم
البته من خیلی عاشق مادام بولین بودم
وقتی من اومدم مدرسه من گریه می کردم هرروز و میخواستم برم خونه
اما مادام بولین منو به اتاق موسیقی برد
و زدن پیانو رو بهم یاد داد
یاد گرفتن پیانو کمک کرد تو غلبه به دلتنگی خونم
جالبه ؟
درسته اون جالبه ؟
اما حالا او عوض شده
من نمی دونم چرا
اما من ناراحتم چون امیدا داشتم .....
من امید داشتم که من یک روزی معلمی مثل مادام بولین بشم
معلمی که با من مهربان بود
من نمی خوام اون بره
بولین ایا تو مطمئنی می خوای استعفا بدی ؟
من فکر می کنم بچه ها ناراحت هستن اونها مایل نیستن تو بری
تو معلم خوبی هستی من امیدوارم تو تغییر عقیده بدی
من معلم خوبی بودم
اما الان فقط خودمو معلمی صدا می کنم که معلمی دوست نداره
بولین تو فقط مریضی
اگر تو از خودت خوب مراقبت کنی
اون باعث میشه معلم خوبی بشی
چطوری می تونم من هنوز معلم خوبی باشم ؟
الان من حتی نمی تونم به چشمهای دانش اموزان نگاه کنم
من متاسفم مادام متاسفم
تو نباید عذرخواهی کنی
مادام اگه شما برید
کی به من پیانو درس میده ؟
وقتی من ناراحت هستم کی برای من پیانو میزنه ؟
مادام می تونید شما نرید ؟
می تونید شما نرید مادام ؟
همگی سلام
همگی لطفا این طرف بایستید
خواهر بولین مریض هست
او زجر میکشه بخاطر درد تومور مغزی و همین روی کارش اثر میزاره
الان مراحل آخره
وقتی او عصبانی میشه درد ازاش میده و او کنترل خودش رو ازدست میده
هر چیزی که اتفاق افتاده علتش بخاطر کمبود کنترل در بدنشه
نه نیت شخصی
حواهر بولین شخصی با قلب مهربونه
و عاشق همه دانش اموزان
من فقط می دونم مادام بولین مریضه من متاسفم
من متاسفم مادام
منم متاسفم مادام
من باور دارم همه شما پشیمون هستید
من همچین خوشحالم ما همدیگه رو می فهمیم
و هیچ کسی نمیره
به هرحال من میخوام همگی بدونن که
بعد از فارق التحصیلی شما بادنیای بزگتری مواجه میشید
و باجنبه ها و چشم اندازهای زیادی مواجه میشید که وجود داره
شما ممکنه دیده وشنیده باشید
که هیچ عدلی از پایه های حقیقتی که شما یاد گرفتید نیست
وقتی شما جنبه های دیگه داستان رو می فهمید
شما ممکنه از کاری که کردین پشیمون بشید
اعتراض و فریاد برای او نچکه شما می خواین
مشکلات رو حل نمی کنه
بهترین راه حل فهمیدن دیگرانه
و اهمیت دادن به دیگران
من امیدوارم شما یاد بگیرید چه کار کنید در برابر این پیشامدها
شما می تونید کار درست بکنید درسته ؟
بله اقای کنسول
من میخواستم از معلمهات اجازه بگیرم تو رو این جمعه بیرون ببرم
جمعه میبینمت
چطوره سی؟
اوتحت تاثیر قرار گرفته ؟
چه تحت تاثیری ؟
من کسی بودم به پی تیپ گفتم سنوریتا رو بیرون ببره
که احساس بهتری داشته باشه
سی صبور باش
کلاس چند دقیقه دیگه تموم میشه
درسته
من ممکنه امشب کمی دیر برگردم
چون من تصمیم دارم سنوریتا رو برگردونم مدرسه قبل از تاریکی
اما شام بیرون هستم
خون بانل لطفا کمک دستم بمون
بله سنوریتا خوشحال میشه
البته اون ذوق می کنه بره بیرون
او خوشحاله میشه چون با خون تیپ بیرون میره
خون سنوریتا ترحم بر انگیزه او کمبود عشق پدرانه داره
هر کسی بهش محبت کنه
او بهش جلب میشه و سپاسگذارش میشه
تو گرسنه ای ؟
می خوای ما خرید کنیم یا پیدا کنیم جای اول که غذامون رو بخوریم ؟
من باهردوش خوبم
اگر اینطوره پس ما قبل خوردن خرید کنیم
تو چی می خوای ؟
فقط به من بگو رسمی نباش
اگر نانگ بود اوپیشنهاد میکرد بریم کجا بریم چی بخریم
چیه ؟ تو چی میخوای ؟
مادام گفت من یکمی ویتامین و روغن ماهی بخرم
سو.یسیدا گفت به من خون تیپ براش یکمی اسنک بخره
البته
پس ما اول اینا رو میخریم
به وقتش برمیگردیم
اگه تو دیدی لباسی دوست داری اونو بخر
با من راحت باش
بله
اگر تو هیچ لباسی دوست نداری بزار مدیر مغازه راهنمایت کنه
کمک دستته
من اونجا منتظر میمونم تو وقت داری
خون تیپ شماقصد ندارید به من تو انتخاب کمک کنید
من هر چیزی شما بخواین انتخاب می کنم؟
خودت انتخاب کن من تو انتخاب لباس زنونه وارد نیستم
نانگ همیشه تو انتخاب لباسات کمکم میکرد
من میرم و یتامین و اسنک بخرم
بعدش من میام تورو میبرم
پس می تونیم موقع شما برگردیم دوست ندارم تاریکی بیرون باشی
سلام خون بانل تو چی موشکافی می کنی
سلام خون کامپونگ
شما دنبال آقای کنسولید؟
نه فقط من خریدم یکیم اسنک برای شام
ممنون
شما همیشه تو این حرف ثابت قدم بودید که از اسنک بجای شام استفاده نمی کنید
من نمی دونستم به کی اونها رو بدم پس من باید کار خوبی میکردم
البته
اماشما اگر می خواید نظر خانمها رو بدست بیارید شما باید گاهی اوقات مثل یک پرنس رفتار کنید
پس اقای کنسول این دور بر نیست؟
نه او خون سنوریتا رو برای شام برده بیرون
اینجا بشین
بشین
چی میخوای بخوری ؟
شما تصمیم بگیرید
منو لطفا
استیک ماهی خاردار دریایی و استیک سالمون
چی دوست داری بنوشی ؟
شما تصمیم بگیرید
ابمیوه نارگیل و اب
من حسودیم میشه سنوریتا حتما داره غذاهای خوشمزه میخوره
درسته
درسته منم بهش حسادت میکنم که او می تونه بره بیرون با بردارت
برادرت خوش قیافه است
کافیه جوی کام تموم کن اینقدر برادر منو اذیت نکن
من برادرتو رو اذیت نمی کنم
چون برادرت در بهشت با نانگ جور شده
موضوع چیه؟
کافیه زیاده روی نکنید
اگر شما ادامه بدید
زندیگی براش سخت میشه
بس کن گفتنشو
چطوری برادر من در بهشت با تو جور شده ؟
وقتی مابازی روح فتجان در نانگ بانگا میکردیم
همزادش گفت هم روحش با حرف تی شروع میشه
ما حدس زدیم اون برادر توست
چرنده برادر من خیلی از ما بزرگتره
چطوری می تونه هم روح نانگ باشه ؟
کس دیگه ای براش افتاده ؟
درسته نانگ
بله کس دیگه برای عمو افتاده ؟
اون خوشمزه نیست ؟ چرا تو نمی خوری ؟
نه خوشمزه است
اما من نمی دونم چرا من اشتها ندارم
اگر نانگ بود حتی ظرف چاشنی رو هم تمیز میکرد
پس دسر سرو بشه
من نمی خوام تو رو دیر برسونم که خواهر ها نگران بشن
من باخون تیپ هستم مادام نگران نمیشه
حتی اگه مادام نگران نشه ما باید قوانین رو رعایت کنیم
اگر به این خاطره من می تونم بدونم دسر برم
پس بریم
صورت حساب لطفا
خیلی ممنون خون تیپ برای بیرون بردن من برای و شام و خرید
من از انجامش خوشحال شدم تو اگه چیزی نیاز داشتی راحت باش به من بگو
وقتی ترم تمام شد من بلیط برات میگیرم برگردی بری دیدن مادرت
ممنون نمی خوام شمارو زحمت بدم
مادرت می بینی
همه برنمیگردن خونه ؟
نانگ هم اینجا نیست
البته او برمی گرده اگر نانگ برنگرده حتما بخاطر اینکه پی کام پون نزاشته
چون اون دوتا خیلی بهم نزدیک هستن
پس من میرم یا مادام نگران میشه
اقای کنسول باید برای سی غذاهای گرون وخوشمزه خریده باشه که نیرومند و سلامت بشه
پی تیپ باید برای سی میگو بخره میگوی پانگل
میگو؟ میگو پاتل چیه ؟
یک نوع میگوی خاص و خیلی خوشمزه
فقط از میگو حرف بزن
من از اونا میخوام
سی باید دوست داشتنی شده باشه با چشمهای کوچولوش با یک لبخند بزرگ
سی با اسنک ها برگشت
ما منتظرت بودیم
از اون میگوها بگو چطوری بودن؟
اون چطور بود؟ جالب بود ؟
آقای کنسول تورو برد چی بخوری ؟
تو میگو داشتی ؟
بگو به من بذار تصور کنم
مزهاشون خوشمزه بود درسته ؟
اسنکها که من خواستم خون تیپ اونها رو از مفازه برام بخره؟
خریده ؟
خدای من ! خون تیپ خوش قیافه است ؟ بگو
چیززیادی نیست مافقط رفتیم برای شام ومقداری چیز خریدم
هیچ چیز خاصی نیست من میرم اول دوش بگیرم
اسنکهای تو سویسیدا
سی چه اتفاقی افتاده؟ تو خوب بنظر نمیایی؟
بهت خوش نگذشت ؟
جالب نبود اینطور فکر نمی کنی ؟
هیچی نیست نانگ
من نگرانم چرا ناراحتی ؟
تو دیوانه ای ؟ تو چه فکری می کنی ؟
اگه من طوری رفتار کنم که بهم خوش گذشته
سویسیدا دوباره از من ناراحت میشه
واقعا؟
نانگ خون تیپ برام بلیط هواپیما گرفته
من برمی گردم خونه وقتی ترم تموم شه
واقعا؟ عالیه
عمو چه رمانتیکه حالا من راحت شدم
کجاتومیری؟ منم باهات میام
خیلی خب تو اول برگرد
من برمیگردم بعد از دوش گرفتن
باشه زودی برگرد
نامه از دردسرساز
سریعا بخونش من خیلی دلم براش تنگ شده
بابا مامان من امتحانات رو دیروز تموم کردم
و مثل یک پرنده از قفس ازاد شدم
من خوشحالم برمیگردم خونه خونه بابا مامان
من ذوق زدم
من دوست دارم از مامان تشکر کنم بابت مراقبت از خاله سینموم
من میخوام مامان با خاله سیمونم دوست بشه
مثل من که دوست خوبی با سی هستم
اپیریدی ملاقاتی داری
اخیرا عمو پیتا مرتبا میاد پانگل
او همیشه میاد دیدنم
گاهی اوقات هم با پی کامپون
گاهی اوقات با پی کامپونگ
اگرهم تنها بیاد
او به من از پسر بزرگش میگه
من فکر میکنم اونوتاسنس صدا میکنه
من نمی دونم الان خاطرم نیست هنوز ندیدمش
من نمی دونم چرا عمو پیتا این حرفها رو به من میزنه
صادقانه اگه من یک مرد بودم و یپ نانسی یک خانم بود
من فکر می کنم عموپیتا سعی داره من با تانسی ازدواج کنم
بنظرمیرسه پیتا جدیه
خیلی خب سریع خوندن ادامه بده
در این چند روز مدرسه کارناوال داره
اتاقکهای برای فروش وسایل زیادی درست می کنن
مدرسه همچنین اجازه میده به سرپرستها و خویشاوندان دانش اموزان که ازش دیدن کنن
پی کام پون گفته قطعا میاد
پی کامپونگ گفته میاد
من فکر کنم آقای کنسول هم باید بیاد
امیداوارم وقتی مارو میبینه او دوباره به من نق نزنه
من دلتنگ بابا ومامانم عاشقتونم نانگ
سلام به همگی
شما برای معلمها وسیله درست می کنید صورتاتون از عرق حسابی قرمز شده
چیکار می کنید ؟
ما روبان میسازیم مادام
درست کردن این چیزها خسته کننده است مادام
تو از کار به این کوچکی شکایت می کنی ؟
اگه شما 2یا 3 بچه داشتید چیکار میکردید
اون اتفاق نمی افته نانگ بچه نمی خواد
چون او گفته که هرگز عاشق هیچ کسی نمیشه تو کل زندگیش
دهن لق
پس ماریا عاشقه کیه ؟
ماریا عاشقه کیه ؟
مادام شما میخواید بدونید
ماریا عاشقه یکی هست
هر وقت اونو میینه بهش لبخند میزنه اونم بالبخند بهش جواب میده
درباره تو چی سویسیدا ؟
اون کیه که تو یادش می افتی لبخند میزنی
توهنوزم دوسش داری ؟
کافیه ؟ این چیکاریه ؟
مردا الان موضوع شوخی شما شدن
نه مادام
نه موضوع شوخی نیست ما حرف میزنیم درباره اونا همیشه
ما درباره مردا قبل خواب و موقع حمام حرف میزنیم
موقع غذا
مخصوصا ماریا
حتی وقتی غذا تو دهانشه هم درباره اونها حرف میزنه مادام
من به مادام بگم تو دیشب چیکار میکردی ؟
چی ؟
ما تکالیف انجام دادیم و درس خوندیم
سی به من دعا درس میداد
دعا بله دعا
مینا غلت بزن
رولش خوابیده
سخته نمی تونیم ما فقط موهامون رو ببافیم ؟
نه بافته قشنگ نیست ما باید متفاوت باشیم
اما سیا این خسته کننده است
اهمیت نداره
برای خوشگلی تحمل می کنم حاضرم بجنگم
من میجنگم تا مادام مارو دستگیر کنه
اما اگه تو اینقدر بلند حرف بزنی ما حتما گیر می افتیم
تو یکمی بلند می گی
فقط بگو رسمی نباش
اگر نانگ بود اوبه من پیشنهاد میاد
که کجا برم و چه جیزهای براش بخرم
خون تیپ شما قصد ندارید تو انتخاب کمکم کنید ؟
هر چی دوست داری بردار من تو انتخاب لباس زنونه خوب نبیستم
نانگ به من کمک میکرد لباسهای تورو انتخاب کنم همیشه
نانگ تو منو سکته دادی ...
سی تومی خوای موهاتو فر کنی ؟ من کمکت می کنم
تو وقت اضافه داری ؟
البته من اماده می کنم اونها رو بیا من کمکت میکنم اونو انجام بدی
غلت بخور موهاتو پشت من کن
سی فردا پی کامپونگ هم میاد
من موهاتو خوشگل درست میکنم که پی کامپونگ سورپرایز بشه
نانگ بزارمن یک چیزی ازت بپرسم
بگو
تو موهاتو فرکردی چون تو می خوای برای پی کام پون خوشگل باشی ؟
پی کام پون؟ او دوست داشتنی هست
اما یکمی بچه است من پی کام پون دوست ندارم
پس تو سعی داری برای پی کامپونگ خوشگل باشی ؟
سی اون ادم تنها چشمش به توست
پس برای چی میخوای خوشگل باشی
بخاطر اقای کنسوله نانگ ؟
چی ؟ آقای کنسول هم میاد ؟ من تو دردسر می افتم
چرا تو دردسر می افتی ؟
اگر اقای کنسول ببینه من موهام رو فر کردم حتما سرزنش میشم
من دوباره سرزنش میشم
خوشبختانه تو مثل من می مونی من باید فردا از آقای کنسول دوری کنم
وگرنه من دوباره سرزنش میشم
یعنی تونمی خوای خودت رو برای آقای کنسول خوشگل کنی ؟
دوست من چرا من باید خودم رو برای دیگران خوشگل کنم ؟
ما باید خودمونو خوشگل کنیم تو حالا می تونی بخوابی
کی نخوابیده ؟
تو دوباره تو دوباره تو خواب راه میری بشین
تو یواشکی موهاتو فر کردی ؟
اپیریدی اپیریدی بیدارشو
سریعا فر موهاتوباز کن
وانمود نکن نمی فهمی رول موهاتو سریعا باز کن
سریع !
سریع!
بازشون کن
همش نیست
وای موهای صاف !
بازنده مجبوره دنبال بقیه باشه
موهای تو اینطوری خیلی قشنگه
اما موهای فرشده من همیشه قشنگه
درسته ببین
صبرکن هنوزم تومثل عروسک خوشگلی چرا تو نمی تونی بیرون بری تفریح کنی ؟
نیا صومعه مدرسه
خوب خوب
باموهای صاف تو متین نشون میدی
سی چطوری می تونی اینو بگی ؟ من شوخی کردم
مهم نیست اون دوتا اینجاهستن
چون جاهای دیگه کریس ومینو نداره
دیوانه ای ؟ اما تو راست می گی
چه عاشقانه ....
خجالت کشید ؟
من نمی فهمم
چطوری این دوتا دمده دوست پسر دارن
اما ما نداریم
درسته
چرا دخترهای خوشگل و جذاب مثل ماندارن ؟
درسته
فقط صبرکن بعدش پی کامپون دنبال سی میره
و پی کام پون دنبال نانگ
چرا تو منو هل میدی ؟ مشکل چیه جوی کام؟
سیا برادر خوش قیافت امروز نمیاد ؟
من نمی دونم پی تیپ میاد بگو به من او باید بیاد
برگرد و مادرت رو ببین
همه برنمیگردن خونشون ؟
نانگ این اطراف نمی مونه
البته او برمیگرده اگه نانگ برنگرده پی کام پون بهش اجازه نداده
چون اون دوتا خیلی بهم نزدیکن
خون تیپ
کتاب افتاد
ما امروز قرار داشتیم ؟
ما نداریم
من اینجام که بپرسم شما میخواید برید کاروناوال مدرسه
پس ما می تونیم با همدیگه بریم
من دیدم اونها از صبح زو.د اماده سازی کردن باید جالب باشه
درسته
کام پون و دوستاش هیجان زدن
که دخترها رو ببینن
شما بفرمایید لطفا مراقب دانش اموزان باشید
نزارید اونا جنجال درست کنن
شما نمیرید ؟
نانگ و...سنوریتا امیداوربودن شماهم اونجا باشید
من فکر می کنم بهتر نیام
گاهی اوقات من احساس می کنم من باعث یک شکاف بین اونا میشم
برو
نانگ تو این بازی تقریبا برای یک ساعت نیمه بازی میکنی تو خسته نشدی ؟
فکر کنم باید بازیهای دیگه روهم امتحان کنیم
یک لحظه به من وقت بده من میبرم
تو می دونی کاری که بی نتیجه بمونه من نمیتونم همینطوری ول کنم ؟
من بیشتر اینجام
کدوم یکی ؟
چطوری تو می تونی ببری با او مهارت افتضاحت ؟
پی کامپونگ . سلام ؟ سلام؟
بزار پی کام پون بهت یاد بده اون وارده
واقعا کام پون ؟
یادم بده
پی کام پونگ تومی تونی سی رو برای پیاده روی ببری
سی میگه ازتماشای بازی من خسته شده
نانگ اینطوری نیست
سی تو میخوای با من پیاده روی کنی ؟
بیا پی کام یادم بده
البته باشه
تومیدونی مهارتت افتضاحه
دوباره سعی کن
یک دور دیگه
نونگ سی تومیخوای فعالیتهای دیگه رو با من امتحان کنی ؟
ما برمیگردیم بعدو ناهار باهمدیگه هستیم
فکرخوبی نانگ ؟
بله بزار اتاقک ابنباتی بعدا ببینیم
من میخوام خیلی بخورم ! باشه ؟
باشه پی کام پون ادامه بده یک بازی بیشتر این طرف لطفا
خیلی خب نانگ
تودیدی ؟
من گفتم به تو پی کامپونگ حتما باسی میگرده
حسودیم میشه
پی کام پون کجاست ؟
تودرست میگی
او باید معمولا با نانگ باشه
او همیشه اینطوری هست اونجا ببین
تو اینطوری فکر نمی کنی اونها به همدیگه چسبیدن
نونگ سی ایا تو دوست نداری با من باشی ؟
نه من فقط میترسم که من توسط معلمها دیده بشم و سرزنش بشم
اینطوری پس ؟ من فکر میکردم تو ازمن خوشت نمیاد
چطوری می تونم ازت خوشم نیاد ؟
کسی مثل من درست نیست از دیگران خوشش نیاد
تو درباره اخم کردی لبخند بزن دوست نداری ؟
کی تو برمیگردی بانکوک؟
این ماه من قصد دارم با نانگ سویسدا وماریا برگردیم
میخوای من بیام بدرقه ات ؟
من فقط میرم خونه چیز خاصی نیست
پس من بدرقه ات میکنم
وقتی تو بانکوک هستی من می تونم بیام دیدنت ؟
من فقط برای دوماه میرم من بعد از افتتاح مجدد مدرسه دوباره برمیگردم
پس اجازه میدی یا اجازه نمیدی من بیام ملاقاتت ؟
من فکر میکنم بهتر جاهای دیگه رو هم ببینیم
تقریبا اونجا بود نانگ
پی کام پون می تونم یک تسمه دیگه داشته باشم ؟
من خیلی درباره تو نگرانم نانگ
پی کام پون تونمی تونی احساساتی باشی؟ من نمی تونم قبول کنم
من منظورم این بود
پی کام پون می تونم یک تسمه دیگه داشته باشم ؟
این چیه
هدیه از من
چه بامزه پی کام پون ممنون
لطفا یک تسمه به من بده
تو یادمن می افتی هر وقت ازش استفاده کنی
من اغلب به فکر تو هستم
لطفا یک تسمه به من بده
واقعا نانگ ؟
بله لطفا یک تسمه به من بده
اونوتو نگفتی که دلتنگ من میشی ؟
پی کامپون من تنها یک تسمه میخوام برای کل روزم
تو نگفتی به من یاد میدی ؟
توقصد نداری به من یاد بدی ؟
بیا
اینطوری نگهدار و بنداز تو دیدی ؟
سیا کجا رفته ؟
درسته چرا هر کسی یک زوجی داره ؟
من نمی تونم بیشتر از این تحمل کنم
مینا اون ون سی هست
اوهم تنهاست
من میخوام برم
کجامیری؟ بس کنید !
تو؟
سیا !
چرا اونجایی؟
هیچ جا نرید اینجا بمونید با من
اماتو...
سیا اون بی فایده است برای توکه اینجا به ایستی
تو مجردی هردوی ماهم مجردیم
قبلش این هدف منه
اون هدف توهست
ما میخوایم جداگانه سخت کار کنیم باشه ؟
پس من اول سعی میکنم منو ببخشید خداحافظ!
صبرکن جوی کام !
بی فایده ست بجنگ!
تو عجب خوشانسی هستی سیا هیچی نیست که نتونی انجامش بدی
نه سویسیدا همیشه کار امده
من نمی تونم کمک کنم من فقط عالی هستم
پس با ما بازی کن درسته پی کام پون ؟
بله اون جالبه باهمدیگه بازی کینم
پس من میرم کمی غذا بخرم
نانگ من تو خرید کمکت می کنم
من خودم میخرم همینجا صبرکن
ایا تو مطمئنی که تومی خوای من باشما دوتا بازی کنم ؟
من مطمئنم
اما فراموش نکن کمک کنی من نانگ ول نکنم
من اون روژلبی که تو به من گفتی به نانگ دادم
اما او بخاط من بهش اهمیت نداد
تومیخوای من کمکت کنم نانگ بدست بیاری
شما قصد ندارید برید یک نگاهی به بچه ها بندازید ؟
نه
اگه من برم بهشون خوش نمیگذره
من دلم برای نانگ تنگ شده خیلی وقته ندیدمش
در عجبم الان کجا داره بازی می کنه
خدایا امیدوارم اتیش بپا نکرده باشه
شما قصد ندارید برید یک نگاهی بندازید ؟
عذرمیخوام
من میترسم من زیادی جلو برم گاهی اوقات ما باید اجازه بدیم اونها خوشون خوشبختی پیدا کنن
من فکر میکنم شما مجبور نیستید همیشه به مسئولیتهاتون بچسبید
مناسب نیست
سخته بفهمی زمان مناسب کیه
گاهی اوقات مناسبه
اما گاهی اوقات
مناسب نیست زمان شادی ولذت بردن رو در زندگیمون از دست بدیم
موفق شدم!
چند تا توبردی ؟
یکی - یکی
بیا
این برای کدوم برنده است
این خوبه درسته ؟
نانگ تو عالی هستی
ما میخوایم بریم دنبال پی کامپونگ وسی بگردیم ؟
تو گرسنه هستی ؟
من خیلی گرسنمه
بریم سیا باهمدیگه بخوریم
تو با پی کام پون برو
باهمدیگه بریم
بریم
بریم من گرسنه امه
بریم سیا
من خیلی گرسنمه
منم میخوام بازی کنم وجایزه بگیرم
پی تیپ نیومده ؟
نمی دونم ولی ازش پرسیدم
او گفت که چشن برای بچه هاست و بهتراجازه بدی بچه ها خودشون لذت ببرن
سی مشکلی داری؟
من احساس خوبی ندارم نانگ
وقتی آقای کنسول منو برای شام بیرون برد من تو مد خوبی نبودم
و بدون فکر حرف زدم
بعد از اون اقای کنسول به ندرت میاد
فکرمی کنی ازدست من ناراحته ؟
پس تو چی گفتی ؟
اگر نانگ برنگرده پی کام پون بهش اجازه نمیده
چون اون دوتا خیلی بهم نزدیک هستن
من فقط همینطوری حرف زدم
من باید رو مد بدی بوده باشم
تو فکر می کنی من باید چیکار کنم نانگ ؟
آقای کنسول باید از دست من عصبانی باشه
وگرنه اوامروز میومد
باورکن سی تو خیلی فکر میکنی
اقای کنسول اینطوری فکر نمی کنه
اهمیتی نداره او مارو میفرسته فرودگاه
چون ما برمیگردیم چند روز دیگه مثل سویسدا
اگر تو احساس بدی داری
فقط ازش عذرخواهی کن باشه ؟
چرا پایین نمیاد ؟
خون ناگ من داشتم درباره شما حرف میزدم
من خیلی دلم براتون تنگ شده بود
درسته ما خیلی وقته همو ملاقات نکردیم
خون باری من به کمک شما نیاز دارم
من میخوام اینوبه آقای کنسول بدم
من شنیدم از پی کامپونگ که اقای کنسول امروز کمی اشفته میومد
من کمی نگرانشم که او گاهی اوقات کم عقل میشه ؟
لطفا کمک کن اینو بهش بدم
این جایزه ای که من بردم بامهارت و تلاش خودم امروز
این کارت هم هست
من فکر میکنم شما باید خودتون اینو برسونید
او خوشحال تر میشه
درست نیست برضد قوانین رفتار کنم
ممنون خون بانل
این چیه ؟
یکنفر گفت اینو به شما برسونم
او به من گفت اینو با تلاش و توانایی خودش برده
آقای کنسول پیروزی ! پیروزی !
من با تلاشهای خودم برنده شدم
به ما یاد دادن مثل خورشید قوی باشیم
از حالا شما جایگزین من هستید ارشدها
چه خبره ؟ تو کاراتو تموم کردی سویسدا ؟
بله مادام
من ترتیب خدمات کنسولگری دادم که مراقب اونها باشن
خواهری نیازی نیست اینجا منتظر بمونید
برای شما خسته کننده است
فراموش نکنید چه ادابی به شما یاد دادم
دردسر برای من درست نکنید وقتی ترم شروع شد
اروز می کنم تو همه چیز موفق باشید
خداوند تبرک کنه شمارو درهمه چیز با موفقیت
نانگ نمی تونی تو نری ؟
نه
من نمی خوام توبری
آقای کنسول ممکنه من یک نگاهی به اسنکهای اونجا بندازم ؟
منم میرم
خیلی دورنرید
کام پون
بله ؟
برو دنبال سویسیدا و مینا باشه
نزار اونها گم بشن
صبرکن
قبل اینکه همگی جدا بشیم من یک چیزی برای همه دارم
کامپونگ
مال من کو ؟
تو نتونستی پاس بشی
این انصاف نیست
من نمی تونم منتظر بمونم
من ترجیح میدم برم دستشویی
من نمی خوام بیشتر از این با ادمهای بد نمیشینم
بیا سی بامن بریم دستشویی
می تونم نیام نانگ ؟
بریم پی کام پون
مال تو
شما نگفتید من از رفتار مردود شدم؟
دقیقا بخاطر رفتارت پاس نشدی من مجبورشدم به تو جداگانه یدم
بگیرش
من اونو جداگانه به تو دادم چون تو از دیگران متفاوتی
چرا شما دوباره منو سرزنش می کنید ؟
چون تو باعث دردسر بیشتری هستی
کام پون پس واقعا پیگیره توهست درسته ؟
به هرحال او پیگیرمن باشه یا نه به من مربوط نیست ؟
چطوری می تونه به تو مربوط نباشه ؟
من می تونم
چون من کسی نیستم که عاشق یا شیداش باشم
خوبه درباره عشق
شتاب زده نباش
من میخوام تومنتظر باشی برای یک زمان مناسب
چطوری بدونم ؟
تومیغهمی وقتی زمانش اومد
اگر هنوز نفهمیدم
من خودم بهت میگم
کی مناسبه
توقصد نداری بازش کنی و ببینی داخلش چیه ؟
قشنگه اسم من روش هست
ممنون
آیاتو داری او به من میدی که مطالعه کنم در تعطیلات ؟
میخوای باهاش چیکار کنی نامه های عاشقانه بنویسی
نامه های عاشقانه ؟ آیا توهنوزم نامه های عاشقانه امروزی می نویسی ؟
ما از تلفن استفاده میکنیم الان نامه های عاشقانه خیلی دمده است
کاربردش برای توخسته کننده است یاتو دلت برای دعوا تنگ شده
آیا واقعا شما هنوزم نامه های عاشقانه می نویسید ?
ایا تو هنوزم نامه های عاشقانه مینویسی عمو ؟صبرکن ! هنوزم نامه های عاشقانه می نویسی؟
همگی به سلامت
ممنون ممنون
مامان حالت بهتره ؟
من خوب شدم من خوب شدم بعد از دیدن تو
مامانم اینجاست منو ببره من اول میرم
بعدا میبینمت
مادرت کجاست ؟
من گفتم راننده منو ببره
باشه پس با من درتماس باش
میبینمت میبینمت
من اول میرم
خاحافظ خداحافظ سی
منم میرم خداحافظ خداحافظ
من اول میرم
من اول میرم نانگ
میبینمت خداحافظ !
تواین لباس بزرگ و خوب بنظر میای
تووزن کم کردی ؟
نانگ سلام
سلام سلام خوشامدید
این تانسی هست سلام عمو
من قبلا بهش اشاره کرده بودم بخاطر داری
اون زود نیست ؟
دختر ما جوانه من فکر میکنم درست نیست
ما فقط اونها رو بهم معرفی میکنیم دفعه دیگه مطرحش می کنیم
سفر خوب بود ؟
نه
پی پزشگی خونده اوخیلی درسخونه
اگر تو هر سوالی درباره درس داشتی می تونی ازش بپرسی
ناهار حاضره
ممنون برای داروی قلب مهربونت
شکایت شکایت شکایت نق نق نق
اون چطوره ؟ می تونی اینجا بمونی ؟
از ابتدا مادرت میخواست توبا ما بمونی
اما من گفتم به او که تو الان بزرگ شدی
و نیازبه فضای شخصی داری
البته من میتونم با مامان بخوابم
من واقعا احساس میکنم دارم به خاله زحمت میدم
چرا تو به این می گی زحمت ؟من تو این خونه خالی تنهاهستم
بودن اودمهای بیشتر لذت بخشه
ممنون پی
حتی فامیلام مثل شما به ما کمک نکردن
توجه نکن بهش
حتی زن وشوهرم باهمدیگه برای همیشه نمی مونن
تنها دوست دخترها باهم توکل زندگی می مونن درسته ؟
تودرست میگی تنها دوستان به همدیگه کمک میکنن
تو مطلقا درست هستی
نگاه اومارو نگاه میکنه
عزیزم آیا تو هم دوستای نزدیک اینطوری داری؟
بله نانگ بهترین دوست منه
سی تو خیلی خوش شانسی که دوستی مثل نانگ داری
من میتونم ببینم نانگ عاشق توست و تو جه خوبی به تو داره
وقتی ما در دردسر بودیم او به ما کمک کرد
تو باید اینطور دوستان رو نگهداری
اجازه نده چیزی روی رابطه صمیمانتون اثر بزاره
نانگ ومن عاشق هم هستیم خیلی زیاد
هیچی نمی تونه روی ما اثر بزاره
سلام اتاق !
چطوره ؟
دقیقا مثل روزی که اونو ترک کردی اینطور نیست عزیزم ؟
مامان چرا این اتاق پر از اسباب بازیه؟
این دیوانگیه
بابا مامان و کیت
اول برید بیرون
من زمان نیازم دارم با اتاقم هماهنگ بشم
وگرنه امشب قادر نیستم اینجا بخوایم
بزارمن کمکتون کنم خون نانگ
نه
بجاش برام یک تکه کهنه بیار
خدای من
نوار چسب
نوار چسب ؟
و جاروبرقی من خودم همه چیز انجام میدم
بحنب!
کهنه نوار چسب جاروبرقی
الان چه اتفاقی افتاده ؟
من مطمئن نیستم
دربزن
چرا؟ اونگفت مزاحمش نشیم ؟
نخست وزیر دنچت !
بله
بابا مامان !
من دنبال شما بودم من خیلی گرسنه امه
بده اونو به من
من براتون نگه میدارم تا تموم بشه
باشه همگی خوشامدید
خدای من !
کیت غذا رو بزار پایین برو بیرون
فرستادن تو به پانگان
بهترین تصمیمی بود که تا الان گرفتم
توباور نکردنی هستی تو بهترین خانه داری
عالیه ! توچطوری اونوانجام دادی؟
چرا دنبال من نیومدی ؟
من میخواستم به پدرت در انجام ماموریتی کمک کنم
متاسفم دنبال تو نیومدم
تومی دونی مامان ؟
همه دوستای من والدینشون دنبالشون اومدن
اینطوری نباش عزیزم عصبانی نباش مامان خیلی مشغول بود
بیا پدرت منتظرته
نه
اینطوری نکن سیا
بچه عزیزم اعتماد کن به مامان و برو پیش بابا
وگرنه بابا عصبانی میشه عزیزم
سریع بیا بابا منتظرته
سلام بابا
تو این زمان تو میخوای بمونی تا مدرسه باز بشه ؟
یا میری بدون یک کلمه دوباره ؟
متاسفم بابا
هرکاری تو انجام میدی نباید فقط به خودت فکر کنی
تو باید به دیگران هم فکر کنی
مادرت نگرانت بود و نمی تونست بخوابه
تومی دونی که مادرت بیگناه وغمگینه ؟
کاری که توکردی فقط بخاطر خلق وخوی خودت نیست
کسی هست که نخواد یک خانواده خوب داشته باشه
سیا از بابا عذر خواهی کن
متاسفم بابا
متاسفم مامان
هرکاری من کردم بخاطر احساساتی بودنم بوده
من نمی تونستم شخصی باشم مثل مجسمه که بابا میخواد
خیلی خب سیا
فقط دوباره بی خودی اینجا رو ول نکن برو
برو یک دوش بگیر عزیزم
برو دوش بگیر
به هرحال تو تا حالا قلب کسی رو نشکستی ؟
احتمالا بابا
چی؟
اون کیه ؟
با موندن در صومعه تو هنوزم می تونی قلب ادمها رو بشکونی ؟
اون پی کام پونه مامان
اوبنظر میادواقعا منودوست داره
پس توهم پی کام پون دوست داری ؟
پی کام پون دوست داشتنیه
اما یکمی بچه گونه است
من فکر نمی کنم او مناسب باشه
من فکر می کنم او هنوز بالغ نشده
درباره پی کامپونگ چطورعزیزم ؟
مامان نه!
قطعا پی کامپونگ نمیشه
پی کامپونگ سنوریتا دوست داره
اما سی اونودوست نداره اوکس دیگه ای دوست داره
که خیلی از سی بزرگتره....
اما البته خیلی بزرگترنیست اماخیلی دمده است
من فکر کنم بدونم کیه
بابا چطورفهمیدی خون تیپه؟
تو خودت گفتی
درباره توچی ؟
تو خون تیپ دوست دای ؟
اگرچه خون تیپ دمده است
اما هنوزم از پی کام پون بچه گونه بهتره
این یعنی تومردهای مسن رو دوست داری ؟
درباره تانسی چی فکر می کنی ؟
من فکر میکنم ...
ماقطعا باهمدیگه جوریم
نانگ!
من شوخی کردم
من فقط داشتم شماها رو امتحان میکردم
که شمارو امتحان کنم ؟
هم عموپیتا بابا ومامان خیلی واضحید
پس توچی فکر می کنی ؟
من فکری ندارم من هنوزم جوانم من واقعا نمیخوام درباره همچین چیزهای فکر کنم
اما من ممکنه اونو در اینده دوست داشته باشم
یا من فرارمیکنم راهبه میشم
مامان بزارمن انجامش بدم
تو استراحت کن
تو دوباره مریض میشی
من خوبم عزیزم
من فقط کمی کار کردم
خوب شدم
فقط دیدن صورت تو منو دیگه خسته نمی کنه
اما خیلی خب یزار من انجامش بدم
فقط دیدن لبخند کامل تو
حال منو کامل خوب می کنه
ما باید از خون تیپ ممنون باشیم
برای مراقبت از تو
خون تیپ قلب مهربونی داره
اقامنشه
و
خیلی دوست داشتنیه
من منظور اینه که خون تیپ مهربون و دوست داشتنیه برای همه کس
من برات یک لیوان شیر اوردم یکمی بنوش
ممنون مامان
تو قصد داری تکالیفتو انجام بدی؟
خون تیپ این خودکار به من داده من باید از ش نگهداری کنم
خون تیپ این خون تیپ اون
چه منظوری داری عزیزم
هیچی مامان من فکرمیکنم باید گرون باشه
پس من میخوام احتمالا نگهش دارم
خوبه من فکر میکنم تو شیفته او شدی
نه مامان دوسش ندارم
خوبه
من نمی خوام تو به این چیزا فکر کنی
هیچ مردی واقعا عاشق ما نیست
مهم نیست چقدر عمیقا عاشق اونها باشیم
وقتی اونها در نهایت شخص بهتر از مارو ملاقات می کنن
سنگدلانه ترکمون می کنن
مامان
ادمها مجسمه هارودوست دارن
چطوری می تونیم با دیگران بجنگیم ؟
یادت باشه سی
خودت رو درگیر این چیزها نکن
سخت درس بخون تا فارق التحصیل بشی
به دست بیار ارزشهای خودت رو و هرچیزی رو با تواناییهای خودت کسب کن
اینطوری ما انتخاب نمی شیم توسط دیگران
فهمیدی بچه من ؟
پی تایم
من میفهمم تونگران دخترتی
اما عشق از سرنوشت میاد
تو عاقبت خوبی اخرش نداشتی
به این معنی نیست که رابطه سی هم همینطور باشه
من می دونم پی
اما من میخوام اوصبرکنه برای زمان مناسب تری
هنوزم من می تونم اونو متوقف کنم من متوقفش می کنم
من نمی خوام او به دردی مثل من دچار بشه
ما نباید بچه رو از شادی اینده اش محروم کنیم
سی ممکنه عاشق شخص خوبی شده باشه
هیچ شخصی خوب نیست پی عشق چیز خوبی نیست
من میخوام این موضوع تو زمان مناسبش اتفاق بیافته
پس اومثل من صدمه نمی خوره
قهوه خون تیپ
خیلی ممنون خون بانل
توی طول ترم ساکته
انگار چیزی از دست دادید
من سکوت پیدا کردم چیز خوبی نیست
شما تنها بنظر میان
اگر کس نشناسه شما رو فکر میکنه شما عاشق شدید
چطوری می تونم من عاشق شده باشم خون بانل ؟
من حتی عشق پیدا نکردم
درسته
گاهی اوقات بشر عجیب میشه
اونها عاشق هستن بدون اینکه تشخیص بدن
غیر ممکنه خون بانل
چطوری می تونی عاشق کسی بشی و نفهمی ؟
این اسناد چیه ؟
بلیط برگشت به تایلند
شرکت اصرار داشته شما برگردید بانکوک
اون باید در باب پایان مامورت دیپلماتیک شما درپانگان باشه
قبلش من بلیط هواپیما رو برای فردا رزرو کردم
می بینم شماواقعا دوست دارید برگردید تایلند ؟
چی ؟
از نامه هاتون کاملا مشخصه
ایا شما چیزی نیاز ندارید ؟
نه خون بانل
باشه
امیدواریم از دیدن این قسمت لذت برده باشید ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.