Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
::: دردسر های نانگ ::: *قسمت نهم* ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com
ماموریت کامل شد !
جاش باید کنار گلهای بزرگ باشه
و کسانیکه زیر داواش می ایستن
بوسه دارن
سریع!
سی سریعتر !
سمت راست
بریم
کسی میاد
من متعجبم گیلاس کجاست
بچه ها کمک کنید
اونها اومدن
دارواش
شماکجا میرید ؟
این یک سنت رسمیه
من بوس میخوام
چه اسفناک
ماهیچ زوجی رو درحال بوسیدن ندیدم
ایاتو میخوای ببینی ؟
چیه؟
بوس
دارواش
خجالت نمی کشید!
تو حسودیت میشه ؟
بهشون اعتنا نکنید
من تو مد خوبی هستم
اونا قبول کردن
بریم من تو مد خیلی خوبی هستم
سیا کجاست ؟
ما بردیم
بپوش اونو ! نه
من نمی خوام اونو بپوشم
چیکار می کنید ؟
هیچ مشکلی نیست ؟
ما دنبال کسی هستیم که اینو بپوشه
هیچکسی نمی خواد اینو بپوشه
من نمی خوام اینو بپوشم
من خجالت می کشم
خدای من کی می خواد این کارو بکنه ؟
اون خیلی گرمه
قطعا داخلش میپزی جوی کام
من هم نمی خوامش
آیا تو می دونی صورتت مثل چی میشه ؟ یک شیر مهربون
بله!
دخترهای خوشگلی مثل ما
باید توسط پسرها تحسین بشن
من درست می گم ؟
من اینو نمی پوشم
اون باید پر از عرق نفر قبلی که اونو پوشیده باشه
بو میده اون
تو بوش کن
بزار سویسیدا اونو بپوشه
ایا تو جرعت داری اونو بپوشی سیا ؟
آیا تو جرعت داری اونو بپوشی ؟
من اونو میپوشم
او شوخی می کنه
شوخیه
اوه خدای من
برو
برای تو
سریع برگرد
این برای تو -چه دوست داشتنی
من فکر می کنم تو خیلی با دیگران سازگاری
می تونه بخاطر چهرت یا زمینه خانوادگیت باشه
درسته ؟ تو خیلی سازگاری
تو دیوانه ای ماریا درباره چی حرف میزنی ؟
من جدیم
هم چهرت وهم موقعیت اجتماعی تو مناسب هست
چه چیزی مهمتر از ایجاد عشق بین دیگرانه
عاشقتم
کافیه
یک لبخند به من بده
ممنون
شما چیکار می کنید ؟
معلمها گفتن 5 متر دورتر از دانش اموزان خانم به ایستیم
ممنون برای هدیه ات
هدیه؟
این نشون میده
بنظر میاد اوردنده اون نمی دونست چه اتفاقی افتاده
اون باید از شوخیهای نانگ باشه
نه من به همه از اون دادم
ایا تو خسته هستی
کل روز رو عبوس بودی ؟
چطوری می دونی که من کل روز رو عبوس بودم ؟
هر زمانی که من دیدم تورو تو خوشحال نبودی مثل این
من میخوام ببنم تو مثل نانگ لبخند میزنی
چطوری می تونن همه مثل هم باشن ؟
نانگ مثل خورشید تابانه
برای من
من فقط یک گوشه تاریکم
اون حقیقت نداره سی
هر کسی خورشید تابان خودش رو داره
سی به دقت فکر کن خورشی تابان تو چی هست ؟
کامپونگ
چرا شما اینجا تنها هستید ؟
دوستات کجاهستن ؟
اقای کنسول شما با من کاری دارید
من می خواستم تو بدونی من مجبورم برگردم کنسولگری
اقای کنسول یا دنبال منه
ایاتو می خوای با همدیگه برگردیم ؟
آیا می خواید با همدیگه برگردیم ؟
من منتظر کام پون موندم
تو باید برگردی پیش دوستات
بله آقای کنسول
من فکر می کنم می دونم تقریبا خورشید تابان شما کی هست
اقای کنسول خورشید تابان منه
چون من بهش مدیون هستم
همش همینه ؟
پس حیف
من دیر اومدم
پس من اول میرم
خیلی از شما ممنونم
تو هدیه من به کامپونگ دادی تو ندادی ؟
چی؟
من پرسید م تو هدیه منو به کامپونگ دادی ؟
نانگ بحث رو عوض نکن
خوب من گفتم به تو
سی کریسمسه کریسمس دلیلی برای تقسیم آمرزش هست درسته ؟
موضوع رو نپیچون
من امروز کامپونگ دیدم اون خیلی ناجور شد
تو دیدیش؟
اتفاقی بود
اون ممکنه یک تصادف نباشه
دقیقترش سرنوشته
دیونه چرند می گی
سی من فکر می کنم کامپونگ مرد خوبیه
فکر کنم واقعا تورو دوست داره
من بهش فکر نمی کنم
اینه؟
البته
چرا پس من می بینم که تو به اقای کنسول نگاه می کنی
با چشمانی درخشان
نانگ بس کن
اگر کسی اونو بشنوه من تو دردسر می افتم
اقای کنسول فقط یک برادر بزرگتر با محبت برای من
اوه؟ واقعا؟
البته
خوبه
چون اقای کنسول اصلا مناسب تو نیست
اوخیلی پیر و دمده است
من فکر می کنم تو بهتر برات که سعی کنی کامپونگ قبول کنی
برای همراهی با تو مناسب تره
خوب مادیگه در این باره صحبت نمی کنیم
اول درباره فردا فکر کن
من فکر میکنم فردا قطعا خیلی جالب میشه !
دوباره مسخره بازیه ؟
اون واقعیه
دوره پریودمه
خیلی درد داری نانگ؟
اون جاست ؟
هدیه ؟
ممنون
کریسمس مبارک
خدای من
عصر بخیر
صبرکن
اوردز یک روسپی با مواد مخدر
اوبه آغوش خداوند برگشت
اون یک چیز خوبه
ما باید با لبخند بدرقه اش کنیم
من احساس گناه می کنم خواهر
که نتونستم بهش کمک کنم
من باور دارم که
او میتونست دعاهای تو رو بشنوه
چیزهای زیبا همیشه عمر کوتاهی دارن
نمی تونیم اونقدری که میخوایم ازشون نگهداری کنیم
من هرشب دعا می کنم
به عشق بچه ها
که در امنیت وسلامت باشن
من نمی تونم بی رحم باشم
من واقعا نمی تونم بی رحم باشم
ما بهترین کارمون برای هرکسی انجام میدیم
امشب
من به صدای اواز تو گوش می کنم
برای فرستادن روح جونا در بازگشت کنار خداوند
اپیریدی چه اتفاقی افتاده ؟
سلام عمو
چرا تو خودت رو اینطوری خم کردی ؟
معده ام درد می کنه
چند وقته اینطوری هستی من بهت گفتم اینقدر اسنک نخور ؟
ایا تو بخاطر داری امروز چی خوردی ؟
عمو درد کمی مثل این نیازی به بیمارستان نداره
مگه دردت چقدره ؟
چطوری که تومی دونی نیازی به بیمارستان نداری ؟
من می دونم !
چرا تو به من نگفتی اون چیه ؟
چرا عمو میخندی ؟
میخندم به تو
بزار من برم
بگیر داروت رو اگه تو نمیخوای دردبکشی
عمو!
بخور وخوب بخواب
نه
من نمی تونم اونو قورت بدم
این چطوره
اگر تو داروت رو بدون جنجال بگیری
من عصری می برمت کلیسا
واقعا؟
عمو تو قول دادی ؟
من قول دادم
من دوباره شارژ شدم !
بزار من بهت بگم مادام ببر قشنگ آواز میخونه
من نمی تونم باور کنم
این عصری او تو کلیسا آواز میخونه
من با خانوادم میرم
پس یعنی دانش آموزان پانسیون ما نمی تونن دوباره ملحق بشن
سی ما می تونیم
الان آقای کنسول اینجا بود
و گفت به من که اومیبره منو به کلیسا این بعدظهری
با ما بیا سی
من به او می گم
من باید به آواز مادام ببر امشب گوش بدم
فراموشش کن
من نمی خوام به آقای کنسول زحمت بدم
سی چرا تو ملاحظه اون میکنی ؟
او سرپرست توست
اگر تو اجازه ندی به او بیاره تورو
کی باید تورو بیاره ؟
من قرار گذاشتم
همگی بریم
بریم
عمو کجارفت ؟
او گفت او اینجاست
اما من اون هیچ جایی نمی بینم
من ..من احساس میکنم دوست ندارم برم
من فکر می کنم من...
خدای من !
چیه ؟ لعنتی
من بدشانسم سی ! مشکل چیه ؟
بزار بیارمش پایین
قبل اینکه معلمها ببیننش
ما قطعا سرزنش میشیم
نه فقط سرزنش
کی درست کرده اونو چه سخت درمیاد؟
آیا تو قیچی میخوای ؟
اونجا هست ؟
اما من میرم میارم
تو چیکار می کنی ؟
اینو بنداز پایین
بدشانسی عمو رو
وگرنه اولین بوسه ام انجام میدادم
درباره چی داری صحبت می کنی ؟
اون خیلی بزرگ بود
یک دوربین تو این دارواش هست
من کار گذاشتمش
که از بوسه های مردم عکس بگیره
تو برگشتی با قیچی ؟
بده به من
تو میخوای ببری اونو بندازی پایین درسته ؟
درست الان
چیه؟
بوسیدی آقای کنسول رو ؟
تو خل شدی سی این عمو ست!
عمو نه کس دیگه
من عمو رو دوست ندارم
عمو
آقای کنسول
ممکنه من امشب سی رو بیارم ؟
تو می تونی
چون من تقریبا برنامه داشتم که سنوریتا رو بیارم
اما تو سویسدا رودیدی؟
من اطراف دیدم اما پیداش نکردم
باهمدیگه میریم
آواز مادام فرانسیس
ما می خوایم بریم دیر شد
اقای کنسول احتمالا همه جا رو دنبال تو گشته تا الان
من خیلی بومیدم
برای زمان طولانی اون لباس بدشگون رو پوشیدم
ایا تو می خوای بدبو برم کلیسا ؟
پس نمی تونیم ما اول بریم ؟
نه
سویسدا داخله
سیا مادام اینجاست
خدای من خانم جوان
شایسته نیست اینطوری بیای بیرون
متاسفم مادام
باشه باشه
سریعتر خودت رو مرتب کن
آقای کنسول گفته تو کلیسا منتظرته
پس آماده شدی برو ملاقاتش تو کلیسا
ممنون مادام
چرا دیگر دانش اموزان پانسیون نمی تونن ملحق بشن ؟
اگه همه دانش آموزان پانسیون دومدرسه بخوان شرکت کنن
ما به اندازه کافی فضا نداریم
من واقعا میخوام برم
آیا شما میخواید شرکت کنید ؟
پس سریعا برید و خودتون رو آماده کنید
من شما رو به خوابگاه برای نیایش دیرتر میارم
اون چیه ؟
حالا راضی شدی ؟
من دیرتر میرم داخل
من اول برم وسایلم رو بردارم
داخل می بینم شمارو
آقای کنسول
سویسدا کجاست ؟
متاسفم
من عجله کردم و متوجه تو نشدم
درسته
تو صدمه دیدی ؟
نه
من باید برم
من نمی خوام پی تیپ خیلی منتظر من بمونه
اوه آقای کنسول ؟
من دیدم او با نانگ وسی هست
پی تیپ با نانگ وسی هست ؟
من میخوام برگردم
چرا ؟
اوه بخاطر اینکه آقای کنسول اسپانسر سی هستش
اینطور نیست من ...
باشه من فهمیدم
پی کامپون فهمیدی؟
بله من فهمیدم
اون مثل چیز مهمی که داری ولی توسط شخص دیگه ای استفاده بشه درسته ؟
دخترها اینطوری هستن
ایا تو منو سبک می دونی ؟
ام ...یکمی
اما قابل درکه همچنین
من فکر می کنم تو زمان بیشتری نیاز داری تا اونو بپذیری
تو شخص بدی نیستی
ممنون کامپون
فقط تو منو درک می کنی
یک لبخند به من بده
بیا یک لبخند بده
لبخندی مثل این
خوبه
بیا با همدیگه بریم
همگی منتظرن
سیا سریع باش !
اونجارو نگاه کن
دوتا از خانوداه ها قطعا مثل یک خانواده شدن
سی من الان فهمیدم
چرا ماریا اینقدر در تمرینات آهنگهای مذهبی جدی شده
به این علته
می تونی تو صدات رو پایین بیاری
ببر اینجاست
مادام فرانسیس اینجاست
چه باهوش
چه اسم خودمانی خوبیه
به من بگو
تو پشت سرم منو چی صدا می کنی ؟
فرشته !
نانگ تو باز بی ادبی کردی
آیا تو اقای کنسول رو بی ادب صدا کردی ؟
نه
پی تیپ من منظوری نداشتم
پس تو چی گفتی
کلمه به کلمه
من همه چیز رو شنیدم
بسه
کافیه هردوتون
مراسم شروع میشه
درست بشین
این ببر کاملا دوست داشتنی میشه وقتی درنده نیست
مادام فرانسیس
پس من اول برمی گردم مدرسه
خداحافظ پی تیپ
خداحافظ
ما یک ملاقاتی در خونه داریم قبل از 12ظهر فردا
اقای کنسول
برای شما کریسمس مبارک
ممنون
اما راستش تو مجبور نیستی اینو به من بدی
اون یک تیکه کوچکی از من
دادنش یک بازپرداختی برای محبتی که شما قبلا به من نشون دادید
خیلی ازت ممنونم
کریسمس توهم مبارک
چرا تونمی خوای بری به تانیگل بانگل ؟
من میخوام کارم رو قبل از پایان ترم تموم کنم
این هیچی ربطی به کارت نداره درسته ؟
اون غیر ممکنه برای ما که از همه مشکلاتمون برای همیشه فرار کنیم
خداهرگز فرار کردن رو به ما یاد نداده
و پادشاه یاد داده به ما تا با شجاعت با مشکلاتمون مواجه بشیم
بانکوک
خون سویسدا باید خوشحال باشه که میاد خونه
او تنها یک بار در سال برمیگرده
من نمی تونم بخوابم من هیجانزده ام که اونو ببینم
خون سیا خیلی درس میخونه
بعد از فارق التحصیلی از صومعه
اون می تونه مثل خون تیپ تو انگلستان ادامه تحصیل بده
عمه اینطوری حرف نزن
او تقریبا خوش شانس بوده که قادره در پانگان تحصیل کنه
سویسدا رو با خون تان تیپ مقایسه نکن
ایا تو امروز اشپزی نکردی ؟
سویسدا به زودی میاد خونه
پس من مشغول درست کردن اسنک براش بودم
در این باره متاسفم
مهم نیست چطوری تو خوشحالی
تو نباید وظایفت رو فراموش کنی
دنبال پیدا کردن عذرخواهی برای اشتباهت نباش
من شام الان حاضر می کنم
فردا صبح من نیاز دارم تو بری به لام پون
برای چند روزی
اما سویسدا میاد خونه
نانگ بیدار شو 5 صبحه
صبح 5 ؟ تو میخوای بری دستشویی سی؟
نه مایک وظیفه مهم امروز داریم بریم
توچه فکری هستی ؟
بیا روبدوشامت رو بپوش
اینجا بایست
این کریسمس سنتی ماست
همگی با همدیگه آواز میخوانیم
معلمهاهم به ما ملحق میشن
قبل از طلوع خورشید 25 دسامبر
ما می ایستیم اینجا با شمع
و اواز کریسمس رو باهمدیگه میخونیم
تا اولین اشعه نمایان بشه
صبرکن تا اولین اشعه خورشید پایین بیاد؟
ما باید تا طلوع اولین اشعه خورشید اواز بخونیم
اوه خدای من
چیه خدای من ؟
توحتی نمی تونی کار به این کوچکی انجام بدی ؟
کسی مثل تو عصبانی میشه از ول گشتن در اطراف اینجا وسط شب؟
نانگ تو درباره چی حرف میزنی ؟
بسه بحث رو تموم کنیم
همه دوستاتون آماده آواز خوندن هستن
اون چه قشنگه سی
کریسمس مبارک
سویسیداهنوزم از من ممکنه عصبانی باشه بخاطر قبول سرپرستی سنوریتا
عمو اگر سویسدا عصبانیه
فقط اونو ریخشند کن
سویسیدا خیلی عاشق توست
و خیلی برای شما احترام قائله
کریسمس به زودی میاد
فقط یک هدیه کوچیک براش بخر
همین کافیه تابا لبخند روی صورتش مواجه بشید
خون سویسدا اینجاست
بعد صبحانه میفرستمش فرودگاه
خون تیپ می خواد به او ملحق بشه ؟
من سیرهستم
پس من میرم فرودگاه
توخیلی چمدون داری ؟
نه خیلی
ایا چیزی هست که تو بخوای من از خونه برات بیارم ؟
پس یک لحظه به من اجازه بده - باشه
ایا تو می خوای من اینو برای بابا ببرم ؟
مال توست
کریسمس مبارک
پی تیپ خیلی ممنون
ممنونم پی تیپ
نمی خوای بازش کنی ؟
ممکنه ازش خوشت نیاد
نه
مهم نیست داخلش چیه
من اون ودوست دارم
ممنون
خواهش میکنم
سلام منو به پدر برسون
بله پی تیپ
من دیگه میرم خون نابل
خداحافظ پی تیپ
من هرگز خون سویسدا رو قبلا اینقدر خوشحال ندیده بودم
من هرگز قبل از این برادر مناسب خون سویسیدا نبودم
اما امروز خوب انجام دادید
خون سویسدا خیلی از گرفتن هدیه خوشحال بود
تو باید فکر کنی ایده مرد از کجاست
من نمی تونستم خودم این ایده داشته باشم
ایده
من فکر می کنم میدونم اون ایده از کیه
مگه کسی جز دردسرساز میتونه باشه ؟
درسر ساز
بهتر این دوتا اینجا باشه اونجا خیلی پر شده
اون الان خوشگل شد
کریسمس مبارک جان من
کریسمس توهم مبارک
لحظهای که بچه ما این اطراف نیست تو خیلی با من شیرین زبانی می کنی
خجالت نمی کشی ؟
چرا باید احساس خجالت داشته باشم ؟
به راستی بدون وجود تو میسر نیست
مگر اینکه او صبح روز کریسمس درخت رو بندازه
حرفش شد هدیه ها اینجاست اومی خواد بیاد ؟
درسته
چرا ما این کارو انجام نکنیم ؟
هفته بعد ما می بریم هدیه هاور به تانگیل تا اونو ملاقات کنیم ؟
این نگاه صددرصد دوست دارم
اوه عزیزم اون مال گذشته است
فراموشش کن
من فکر می کردم تو فقط منو جان من قبل ازاین صدا میکردی
و حتی می بوسی منو
تو حقیقتا تنها جان من هستی
واقعا ؟
بله
خیلی زیاد عاشقتم
اگر تو نگاه کردن رو ادامه بدی من حقوفت رو قطع میکنم
تو
براش چه اتفاقی افتاده ؟
هر زمانی که آپیریدی میاد
من احساس میکنم که
خواهر ترسا بیشتر افسرده میشه
اخیرا او به من اعتراف کرده وگفته به من
که او نمی خواد بره به تانگیل بانگل
چرا ما اونو در مدرسه نزاریم ؟
بهتر نیست اینطوری مادر انتی گان
چطور؟
این موضوع کوچکی نیست
خواهر ترسا مجبوره قوی باشه
حتی اگر اوهنوزم جوان باشه
اوباید یاد بگیره با شجاعت با مشکلات مواجه بشه
حتی با پدر اپیریدی
او درخواست ملاقات با درخترش رو داره
خدای من
اون خیلی بی رحمی برای خواهر ترسا نیست ؟
تربیت ذهن ضروری نیست خواهر اندری
نگو به من که توهم باما میای ؟
والدینم تو هشتمین ماه عسلشون هستن
او دلتنگ دوستاش هست
دلتنگ دوستاش ؟
من نشنیدم دوست داشتنی مرموز در تانگل بانگل باشه درسته ؟
تو دیوانه ای ؟
مینو عشق من نیست
مینو؟ من هیچی نگفتم
تو خجالت می کشی ؟
بس کن امتحان ماریا رو
اما ماریا
من کمکت میکنم مدل موی قشنگی بعدا درست کنی
چرا ؟
اونطوری که دوست داشتنی تو دوست داره
درباره چی حرف میزنید ؟
شخصیتتون رو فراموش نکیند
اتوبوس اینجاست
بس کنید بسه فورا!
من قبلا چی گفتم ؟
من اول میخورم همه شما به بازی وسواس پیدا کردید
زمان رفتن هست باعث دردسر بیشتر نشید
کریس همگی بردید
ما اماده ایم پی گامپونگ
ایا واقعا با ما نمیای تو ؟
سنوریتا هم میره
تو دوباره شروع کردی ؟
درباره چی حرف میزنی ؟
من یک بزرگسالم درحالیکه او فقط یک بچه است
گفتن اون اثر میزاره رو ی شهرت دختر
چه حرفا تو واقع بین فکر می کنی
برو برو زودتر و زودی برگرد
بابا زودی میاد
ایا تو مشتاقی هانگل ملاقات کنی خون کریس ؟
نه مینو مشتاقه ماریا رو ملاقات کنه
نه کامپون مشتاقه نانگ رو ملاقات کنه
کی می تونیم مابریم ؟
برو چه کندی تو
ایا تو واقعا نمی یای پی ؟
اون سنوریتا ست پی سنوریتا
سریعا برو
برای منم صبرکنید
همه چیز آماده است
من برای شما چکش کردم
شما ممکنه در پرواز مستقیم خسته بشید
هواپیما ساعت 3عصر در لام پور فرود میا د
این زمانی کافی است برای قبل از شام 7 عصر
آقای کنسول یای هم اونجا هستن
عالیه
خیلی ممنون خون نابل
زمانیکه من نیستم
اگر هر اتفاقی افتاد آزادی هر زمانی با من تماس بگیری
هیچ نگرانی درباره اینجا نیست
برای تانگل بانگا اونجا ممکنه چی باشه
اونحا نباید هیچی باشه
اگر هم بود تماس گرفتن با من موردی نداره
نخست وزیر دنچت اپیریدی رو. در تانگل بانگل ملاقات میکنه
شما نمیرید ؟
چرا من باید برم ؟
شما اسپاسر یک بچه در اونجا هستید
اون خوبه یک نگاهی بیندازید
خوب همگی به تانگل بانگل خوشامدید
ما اینجا برای 10 روز می مونیم
من امیدوارم همگی شما زمان کافی برای استراحت داشته باشید
من دوست دارم یک خواهر رو به شما معرفی کنم
کسی که مراقبت میکنه از همه شماها
خواهر ریتا
من امیدوارم همگی احترام بزارید و خوب باشید با خواهر ریتا
آیا کسی هست که سوالی داشته باشه ؟
اون چیه اپیریدی
مادام ما می تونیم اب بازی کنیم ؟
بعد از عوض کردن لباسهاتون
بله
جانیا مراقب دوستانت باش
بله مادام
این دخترها نمی دونن چطوری خویشتن دار باشن
سخت نگیر
من امید ارم اونها بتونن استراحت کنن
بچه های سرزنده و دوست داشتنی بنظر میان
تماشا کردن جایگاه اونها منو رو مد خوبی قرار میده
نگاه همگی نگاه کنید سریعتر
برای چی منتظر هستید ؟ بزن بریم
برای منم صبرکنید
شما سریعتر دور بزنید
من نمی تونم برات جا بگیرم
اینجا
چه تماشایی
فوقوالعاده است
تصمیمش آسون نیست
کی بهترین هیکل رو داره ؟
من نمی تونم واضح ببینم
اما لباسهای شنا اونها رو زیبا کرده
من نمی تونم تصمیم بگیرم !
فقط کی از من الان سوال پرسید ؟
یکی بشمره
ایا شما موافقید دخترها رو اینجا ملاقات کنید ؟
ماخودمون میریم
ما ممکنه نتونیم مانع شما بشیم
قوانین می تونه هیچ باشه
ومهم نیست ما چقدر مانع شما بشیم
شما راههای دیگه ای پیدا می کنید
اگر چیزی واقعا اتفاق بیافته
اون فقط ابروی اکادمی جورج تان نیست که میره
اما صومعه ویکتوریا هم دچارش میشه
اما ما هرگز فکر انجام هیچ کاری که ابروی کسی رو ببره نداشتیم
خانمها هیچ کار ناپسندی انجام نمی دن
که باعث خدشه دار شدن شهرتشون بشه
آکادمی جورج تان یک مدرسه پسرونه است
ویاد گرفتید شماها که اقامنشانه رفتار کنید
من می بینم که شما قادرید اقامنشانه رفتار کنید
من امیدوارم که همه شما رفتار جنتلمنانه داشته باشید
من همچینی امیدوارم که شماهیچ کاری انجام ندید که اسیب برسونه به شهرت دخترها ی اینجا
من فکر می کنم
این پسرها خیلی ساده درس گرفتن پس به دخترها درسم می دن
من موافقم
مادام ترسا !
من فکر می کنم مادام باید به این خاطر وارد راهبه گی شده باشه که قلبش شکسته
واقعا؟
تو چطوری می دونی ؟
من فقط حدس میزنم
اما واقعا می خوام بدونم
کی خیلی به مادام ترسا اسیب زده
بیا اینجا !
من اومدم !
پی دان بریم اونطرف دیگه
کجا تومیری ؟ بیا بازی کن
بچه ها زمان بیرون اومدنه
ببخشید منو دستشویی کجاست ؟
دستشویی اون بالاست ؟
بله مستقیم برو سمت چپ
تحصیل در انگلستان
من تنهابرای چند سال اونجا هستم من برمی گردم
خداوند از ما دست نمی کشه
خدا به ما استقامت میده
در برابر همه موانع
توخوبی؟
تو به گذشته فکر می کنی ؟ اینطور نیست ؟
هر زمانی که موج ضربه میزنه به ساحل
ذرات شن رو به دشواری حمل میکنه
هرچند برای ما شبیه بهم هست
اونها می تونن هر زمانی تغییر بدن
این یک درسی که طبیعت به مامیده
به هرحال تو به دردسر افتادی
در گذشته غرق نشو
اما امروز
پی درپی به کذشته برمی گردم
هر وقتی آپیریدی میبینم
چه مشکلی هست آپیریدی ؟
من دیدم مادام ترسا ناراحت نشون میده
من نگرانش شدم و امدم دنبالش ببینم
بچه ای مثل تو می تونه درباره بزرگترش هم نگران بشه ؟
من واقعا نگران شدم
من خوبم
آپیریدی
چیکار می کنی ؟
من دلتنگ خونم مادام
من دلتنگ والدینم هستم
وقتی من اومدم به ساحل
من اغلب با والدینم میرفتم
من هرگز قبل ازاین بدون والدینم نرفته بودم
من دلتنگ خونم
یکی دیگه هم اینجاست
بیا اینجا
این بچه ها واقعا یک لحظه پر انرژی هستن و لحظه دیگه اونها ناراحتن
من می دونم تو ناراحتی بخاطر اینکه دلتنگ خونه هستی درسته ؟
سلام بابا
من یک شال براتون بافتم
ممنون
اما دفعه بعد دیگه نباف وقتت رو برای بهتر درس خوندن بزار
مامان کجاست ؟
او بیرون شهره
مامان باید بدونه من اومدم خونه
من فرستادم ش اونجا
او مجبور بود بره
لیوانی که استفاده نشه اب رو کدر میکنه
صورتت رو جلوی یک بزرگتر اونطوری نکن
متاسفم بابا
آب وهوای اینجا گرمه
من نیازی بهش ندارم
برای خودت نگهدار
ایا بچه ها برگشتن ؟
بله اما من فکر کنم بعداز صرف چای
آونها میخوان دوباره بازی کنن
من بعد ظهر دنبال اونها میرم
پس شما می تونید نفسی تازه کنید
شما کمی خسته بنظر میان
من خسته نیستم
من فقط خیلی نگرانم
تانگل بانگل باید مکانی برای استراحت باشه در تایلند
به هرحال فقط در عرض یک روز که ما اینجا هستیم دوتا از اونا گریه کردن
در شرایط خواهر ترسا
چه اتفاقی افتاده ؟
اپیریدی
من نمی دونم چرا
او بغل کرد خواهر ترسا رو وگریه کرد و بهش گفت دلتنگ خونه است
یعنی خواهر ترسا خیلی احساساتی نشد؟
درسته
و دیدم دوستشم گریه کرد؟
سنوریتا هم گریه کرد
این دوتا بچه رابطه دوستانه نزدیکی باهم دارن
برگرد نانگ برگرد
اون صدا از کی بود ؟
بچه ها !
چه اتفاقی افتاده ؟
نانگ و جوی کام مسابقه شنا دادن
خدای من
چطوری می تونن همچین ریسکی بکنن ؟ کسی نبود اونها رو متوقف کنه ؟
خواهر ریتا سریعا مربی غریق نجات صدا کن بیاد بره !
می تونید همگی به من بگید چه اتفاقی افتاده ؟
اونها مسابقه میدادن که ببرن مادام
من نمی خوام بیام بیرون ساحل خیلی جالبه
چیش جالبه ؟
تو مثل یک سگ غرق شده شنا می کنی
چه زشت
خیلی وحشتناکه
من حقیقت رو گفتم
تو صحیح شنا نمی کنی
به هرحا صحیح یا نه خوشگل یانه
من قطعا شنا میکنم سریعتر و پیشرفته تر از تو
تونمی تونی تو شنا از من ببری
ایا تو میخوای مسابقه بدی ؟
تا کجا شنا کنیم؟
اونجا یک تخته سنگ وسط دریاست
هرکسی اول رسید برنده است
می تونی تو ؟
بیا
خوبه بیا بیا
خوبه بیا
خوبه بیا بریم
بریم
اون بیشتر از 100 متر یا 200 متره
از اون زاویه خطای عمیقی داره
هرکسی غرق بشه میمیره
بچه ها سریعا برگردید
ما تماس گرفتیم غریق نجات تا ده دقیقه دیگه اینجاست
خدا
لطفا بچه ها رو نجات بده
اروم باش من میام کمکت
حوی کام !
تودیوانه شدی ؟
چطوری می تونی تو خودت برگردی ؟
من خودم اونها رو نجات میدم
جوی کام داره برمیگرده!
اونها هردوشون هستن !
نانگ داره جوی کام رو برمیگردونه
تو خوبی؟
خواهر ! نجات غریق اینجاست
بگو اونها تونستن برگردن
من متاسفم مادام
منهم متاسفم مادام
من مقصرم که نانگ رو تحریک کردم
منم برای لاف زدن مقصرم
همگی مقصر هستید
همه دوستان شما
شماها دوستید باید مانع این اتفاق اشتباه میشدید
متاسفم مادام
من هشدار دادم به شما
که از حالا خونه رو ترک نمی کنید
تاما بحث کنیم که باید چکارتون بکنیم
و چطوری شماها رو تنبیه کنیم
ما بعدا تنبیه شماها رو بهتون اطلاع میدیم
باشه برید و لباسهاتون رو عوض کنید
و چایتون رو بخورید
مامهمان داریم
بله مادام
نانگ خیلی ازت ممنون بابت کمک کردن به من
چیزی نیست
ما دوستیم
مهم نیست من اجازه نمی دادم هیچ اتفاقی برای تو بیافته
اینطوری دوست ندارم
دوست
باشه اون خوبه که تو مد خوبی باشید
حالا برو دوش بگیر ولباسهاتو عوض کن
اوه مادام گفت مهمان برای چای داریم
چه جالبه
اون کی می تونه باشه ؟
چه هیجانی داره ماریا ؟
دوستان مادام ها تنها می تونن راهبه های دیگه باشن
بریم دوش بگیریم
اونها اینجاهستن
همگی
اراسته باشید رفتار ناخوشایندی نداشته باشید
امروز ما دعوت کردیم جندتا مهمان خاص برای صرف چای با همدیگه با کمک خواهر فرانسیس
ما امیدواریم همگی حس کنن که مابهشون اعتماد داریم
زمانی مثل این ما امیدواریم که شما رفتار شایسته ای داشته باشید که ما بتونیم احساس راحتی داشته باشیم
باشه همگی می تونید بشینید
ممنون خداوند
برای غذای که در بشقاب ماست آمین
نانگ خواهرهانمیرن حای دیگه ای ؟
نه
کامپون شماها چیکار کردید که
مادام موافقت کردبرای صرف چای به ما ملحق بشید ؟
ما خیلی کاری نکردیم
اونها میدونن که مامردهای قابل اعتمادی هستیم
ماریا هانگل چای شما نیازی به شکر نداره
نانگ مادام توروسرزنش میکنه
من سرزنشت نکردم آپیریدی
اما سرزنش خواهم کرد شما رو
هانگل درست بشین
آیا کسی میخواد برای شام بمونه ؟
امروز ما یک منوی مخصوص داریم
نه نه نه !
خوبه
ما تقریبا حسابی برای چایی به شما زحمت دادیم
ما بهتر بیشتر ازاین زحمت ندیم
خوش شانسیم ما اینو داریم و گرنه مجبور بودیم او.غذاهای وحشتناک رو بجاش بخوریم
دقیقا من نمی تونستم بخورم
ما غذاهای خوشمزه ساحل داریم که بخوریم
کامپون چرا تو مایل بودی اونها رو ترک کنی ؟
ما می تونستیم بلاخره تو زمان طولانی با اونها باشیم
خوب
نانگ ومن دوباره چند روز دیگه همو ملاقات می کنیم
چرا ؟
پدر من و والدین نانگ چندروز دیگه میان
و مارو بیرون میبرن
والدین تو ذهن بازی دارن
درسته هیچ کس بیشتر ازمن مناسب نانگ نیست
تو مطمئنی ؟
ما قطعی هستیم پی ومن بحث کردیم در این باره
من فکر می کنم وقتی نانگ کمی بزرگتر شد
تانشین با او عالی میشه
من خیلی وقته اونو ندیدم
او از وقتی جوان بود خارج درس میخوند
دریسته پی
من عکس نانگ براش فرستادم
اون خیلی خوشش اومد
خیلی عجله ای نیست نمی خوای نظرش رو بپرسی؟
ما نیازی نداریم که حالا تصمیم بگیریم
به هرحال من به دخترم اعتماد دارم
من می تونم اونو به هرکسی بدم
اما برای تنها دختر ت اونم با کسی که ندیدتش
من نمی تونم اون بپذیرم
اما شما فکر نمی کنید که شما دوتا درباره کامپون بی انصافی میکنید ؟
درباره او نگران نباش
کام پون یک شخص شاد و خوشحاله
دختر برنامه ریزی شده برای او آماده است
من می دونم پسر من بهتره
چنگال و قاشق باید در فاصله معینی از بشقاب باشن
انجام شد
خون سیا کدبانوست
من میپرسم از آقا برای ناهار بیاد پایین
بزار من خودم بهش بگم
من شنیدم که دختر جوانتر شما در تعطیلات تو خونه است
او حالا چند سالشه ؟
او سال بعد از دبیرستان فارق التحصیل میشه
ایا او درسش رو خارج ادامه میده ؟
او میتونه کمک دست خون تان تیپ باشه وقتی برمیگرده
سویسدا و تان نیپ خواهر برادر ناتنی نیستن ؟
بله
سویسدا دختر مادام نانگیا ست
او برای درس خوندن در خارج بطور قابل توجه ای خوش شانسه
دختر من نتایج عالی داره
من او رو برای بهترین تحصیلات میفرستم
مادامها خیلی وقته ناپدید شدن
اونها باید جلسه داشته باشن
بحث درباره تنبیه ماها
من فکر نمی کنم ضروری باشه که تنبیه بشیم
درحقیقت اونها باید بجاش بهمون پاداشم بدن که زنده موندیم
درست نیست ؟ درست نیست ؟ گاهی اوقات حتی بزرگترها هم نمی تونن اونو انجام بدن
مثل بصیرت اونها بیاد بیشتر به این جزئیات دقت کنن درسته ؟
درسته ؟
تو فکر می کنی مایلی چی بهت بدن تو قطعا تنبیه میشی بخاطر اشتباهت
چون شما دوتا اجازه شنا کردن ندارید
من اهمیت نمی دم جلسه اونها درباره چیه
من تنها الان غذا میخوام
من گرسنمه
من میتونم همه غذاهای این میز رو بخورم
توغذای مخصوص معلمها رو میگیری
من قول میدم
اون خوشمزه است جامیا ؟
غذا اماده است از منو لذت ببرید
بله مادام
پی جامیا این غذا وحشتناکه
من میخوام بریزمش دور
نانگ چیزهای گستاخانه نگو
چطوری دیگران میخورن توهم میتونی ؟
پی حتی اگه اینو نگهداریم هم هیچ کدوم از ما نمی تونیم بخوریمش
بخوراین غذا برای سلامتی خوبه
اما من نمی تونم
اگر او سالمه تو بخور من نمی خورم
لذت ببرید از وعدتون بچه ها
این مادام ظاهر مهربون اما ریاکاری داره
اگه تو اونو نخوری منم نمی خورم
اینه حقیقت صداقت
ما می تونیم به طور قابل ملاحظه ای به این بچه ها تنبیه مشخصی بدیم
هرچند آپیریدی جوی کام رو نجات داد
فردا اجازه نمی دم اونها شنا کنن
و اونا ور برای کار روزانه میفرستم بیرون
و نه شیر ونه اسنک بهشون میدم
آیا همگی موافق هستید ؟
ما نمی خوریم سبزیجات
بندازشون دور !
سبزیجات !
سریعتر برگردید بشینید
چه جرعتی چه جرعتی
ایا شما شورشی شدید؟
من خواستم از خواهر ریتا که مراقب شما باشه
اماشما اینطوری رفتار کردید
شما به من احترام نمیزارید
کی نخوردن وعده سبزیجات رو شروع کرد ؟
من مادام
خداوندا
همه شماها برگردید به اتافتون
شما اجازه ندارید هیچ جایی تا فردا صبح برید
سلام خون تیپ
همچی در لاک خوب هست ؟
همه چیز خوبه
ممنون خون بانل برای رسیدگی به همه چیز بخاطر من
لون وظیفه منه
این باعث شد برای فردا مرتب باشه
من بعد ظهر میرسم
بله
خون بانل
همه چیز اونجا خوبه درسته ؟
کجا؟
اونجا
همه چیز درپانگان خوبه
نخست وزیر ونچت خون ایم و خون پیتا
اینجا رسیدن
و میرن تانگل بانگل
ایا شما قصدندارید نگاهی بیندازید ؟
آپیریدی صادقانه دعوت شد
فنجان پر انرژی
این کار.و نکن من میترسم
اگر روح بیاد اینجا
چرند نگوماریا
روح چیه؟ هیچی وجود نداره
هی باور نمی کنی
انرژی فنجان خیلی ثمر بخشه در تایلند
این بازی
هرکسی قبلا بازی کرده لطفا
ایا ایده خوبیه نانگ ؟
ایاتو نمی خوای سرنوشتت رو بدونی ؟
هانگل یک
منم همچنین
ماریا تو گفتی که میترسی ؟
چرا تو می خوای اونو بازی کنی ؟
کی شخص مقدر شده برای سنوریتا ست
امیدواریم از دیدن این قسمت لذت برده باشید ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.