All language subtitles for Nang Ai E05

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

::: دردسر های نانگ ::: *قسمت پنجم* ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com

دختر کوچولو هیچکس تو رو نمی بره ؟

...

تو دلتنگ خونه نیستی ؟

یکمی

کسی مثل آپیریدی سریع سازگار میشه

اینجاهم خوبه همچنین

مدرسه دنیامونه و ادمای کمی دورمون هستن

امشب بیان تو وام حمام کنیم

اونو با اب پر میکنیم وکمی مایع شستشو میریزم

ما میتونیم حمام حباب داشته باشیم

جوی کام از پینگان نیست ؟

چرا خونه رفته پس

من ایده ندارم او همیشه همینطوریه

درسته

من شنیدم والدینش از آدمهای ثروتمند اینجا هستن

عجیبه که اونها بچه شون رو با خودشون نبردن خونه

برای کی گلدوزی میکینی؟

من فقط برای سرگرمی خودم انجام میدم

چرا باید برای کس دیگه انجام بدم ؟

تو برای سرپرستت گلدوزی نمی کنی ؟

من نمی دونم او کی هست

پس چطوری حدس بزنم تا براش گلدوزی کنم ؟

درسته؟

پس یعنی عمو هست ...

اگه تو مایل نیستی که ببینی سوی سیدا جنجال به پا کنه

اجازه نده دیگران بفهمنن

تومیخوای بشینی پیش ما ؟

نه حتی اگر شکست من نامیده بشه

من خوشم نمیاد با شماها باشم

پس تنها بمون

میس پانگ کلاس بالا

برو اونطرف

من فقط میخواستم دوستانه رفتار کنم

چیکار می کنی جوی کام ؟

کرم دست مامانم از ژاپن برام آورده

چه عالی

محکم بچسب

کفش جدید جوی کام؟

بله مامانم گفت دوستاش اونو به من دادن

ایا اونها واقعا جدیدا؟

البته چطور مگه ؟

هیچی فقط اینکه جفتشون کهنه از مد افتاده بنظر میاد

وناجور دیده میشن

درسته من متاسفم

من نمی دونستم آب روشون ریخته

به هرحال اینها جدید هست

خوشگل هستیم ما خانهما ؟

هر ساله یک مسابقه کمانداری وجود داره

بین صومعه ویکتوریا و آکادمی گیورت تان

جه جدی

نانگ بیا اینجا

برنده جایزه از آقای کنسول میگیره

لطفا تو جه کنید لطفا توجه کنید

نماینده ما برای مسابقه تیرندازی امسال هست ...

سوی سیدا و پی جانیا

تو باختی دوباره

بنظر میاد تو به رسمیت نمی شناسی آقای کنسول رو

چون تو انتخاب کردی مبارزه با سوی سیدا رو ؟

خواهران زمان جشنه!

بریم بریم

بعد مسابقه کمانداری یک مهمانی برای دانش اموزان هست

این لباس خیلی خوشگله جوی کام ؟

لباس مهمونی منه ؟

چطوره مینا سیا ؟

اون خوشگله اما مال مینا خوشگلتره

گرون بنظر میاد

اون مناسب توسیا

پرستیدنی وتو چشمه

توحسودی میکنی نمی کنی ؟

مال من خوشگلتره درسته سی ؟

بله اونها خوشگل هستن همشون خوشگلن

چرا شما جمع کردید اونها ور؟

من خوبم نانگ

من می تونم لباسهای قدیمو بپوشم

سی چرا تو اینو نمی پوشی

من میخوام از مامانم یکی دیگه برام بفرسته نه

من لباسهای قدیمو میپوشم

نه اینو بپوش

نه اون خوبه برش گردون

ما میتونیم تقسیم کنیم

نه نانگ

سرپرستت اینو فرستاده

بازش کن

چه خوشگله

مناسب توهست بزارش رو تنت

البته من موافق آقای کنسول نیستم

مخفی کردن شما از سینرات

که شما قیمش هستید

aاگر سنوریتا بدونه اون میتونه محبت شما رو جبران کنه

درسته شما نباید مخفیش کنین

اما با اینکه ما مخفیش کردیم

چطوریکه تو می دونی اونو اپیریدی ؟

درسته

مادام من کمک میکنم به سرپرست که مراقب سنوریتا باشه

من می خوام شما به اپیرادی جازه بدید

که چیزهای برای سنوریتا بخره

من همچنین می خوام از مادر انتی گان وخواهر درخواست کنم

کمک کنید این راز رو نگهدارم

وقتی زمانش برسه

من خودم به سنوریتا میگم

این ساک با شما برای یک مدتی بمونه

اگر من ببرم قطعا مشکوک میشه

این یک بازی هست

کی تو اونو خریدی ؟

من میخوام کمک شما رو دفعه بعد تلافی کنم

خداحافظ ! بوی بوی

صبرکن

بوی بوی چیه؟

اون چی هست ؟

بوی بوی یعنی بای بای خداحافظ!

من خیلی وقته منتظرت هستم نانگ

موضوع چیه ؟

لطفا کمک کن اینو به سی بدم

چه خوشگله نانگ

نمی تونی تو بگی کی اینو به من داده ؟

نه من قول دادم بهش

اگه من بگم آبروم به فنا میره

تومیخوای آبروم به فنا بره ؟

باشه من ازت نمی پرسم

اما من باید بدونم

کی اسپانسر منه

کی اسپانسر سنوریتاست

من باید پیداش کنم

کجا؟

موش کجاست ؟

دردفتر من ؟

درسته زیرمیز شماست

اون خیلی ترسناک بود

بدنش کبود وسیاه بود

موهاش بلند گل الود دورش بود

چشماش قرمز بود وسبیل پری کنار دهنش داشت

اون موش بود یا روح!

البته موش !اون ترسناکه بود!

پس بزارید سریعا داخل رو چک کنیم

وحشتناک میشه اگه اون اسنادو بجوه

برو داخل! برو موش بگیر!

همگی بریم !

توداخل نیا فقط اینجا صبرکن داخل امن نیست

اون زیرمیزهست ؟

شماباید برید بیرون اینجا امن نیست شما ممکنه به خودتان صدمه بزنید

چیکار می کنی ؟

من دنبال موش میگردم

من فکر کنم سوی سیدا گفته به مادام اینجا موش داره

برای اینکه پروفایل دانش آموزان رو چک کنه

خوشبختانه ما دیدم

بریم سی

صبرکن اینطوری منم می فهمم سرپرستم کیه

سی موش!

کجا؟ موش !

چه ترسناکه !

چرا خواهر این اسناد رو بطور مناسب نگه نداشته

چطوری این بیرونه ؟

خداروشکر او حتی قفلشم نکرده

ایا پیداش کردید؟

نانگ من میرم تمرین پیانو اول

میبینمت عصری بای بای

تمیز جارو کن کف رو

اگه تمیز نباشه تو دوباره باید طی بکشی

اما او واقعا بردار من هست

نه دوست پسرم

حتی اگه او برادرت باشه این پذیرفتنی نیست

قوانین مدرسه ممنوع کرده گفتگو با دانش اموزان مرد مدرسه بغلی رو

مادام چرا باید ممنوع باشه ؟

این تجاوز به آزادی گفتار دانش آموزان هست

اگه کنترل نشن فرصتی میشه برای خلق عشقبازی

که ممکنه یک پیامد نامطلوب به همراه داشته باشه

پس اگه ما تنها درباره چیزهای خوب صحبت کنیم

ما می تونیم درسته ؟

تو نمی تونی

پسرهای جوان ودخترها مثل روغن واتیشن

کاملا درسته که مدرسه این کار بکنه

مادام مدرسه نمی تونه محافظت کنه از دانش آموزان برای همیشه

چرا اجازه نمی دید مدرسه یاد بده ما چطوری از خودمون محافظت کنیم ؟

اینطوری بعد اینکه ما بزرگ شدیدم به راحتی با جامعه همسان میشیم

وتوسط دیگران گول نمی خوریم

چه تعدای دانش آموز اینجاهست؟

چه تعدادی معلم اینجاهست ؟

ایا تو فکر کردی ما می تونیم از همه شماها محافظت کنیم ؟

شما مجبور نیستید پیگیری کنید همه ما رو

فقط کمی اعتماد کنید به ما

تو حتی تحمل نمی کنی قوانین رو بنویسی

چطوری می تونم بهت اعتماد کنم ؟

اپیریدی کمک کن به هانگل تو تمیز کردن کف بحث کردن با من تموم کن

الان !

تمیز جارو کن

اگه تمیز نشه مجبورتون میکنم دوباره تمیز کنید

برو بیرون !

نه جلسه تمرین منه

من گفتم بلند شو

چیکار می کنید ؟

سرپرست تو هزینه درس پیانو رو پرداخت نکرده

تو نیاید تمرین کنی اینجا

تنها جوی کام می تونه تمرین کنه

فهمیدی جاتو الان

خوش شانسی که قادری اینجا مطالعه کنی

فکر کرده استفاده از پیانو اینجا آزاده ؟

تو بروبیرون همینطور !

برو بیرون !

عمو چه فکری می کنید ؟

نگفتم به تو دوباره نیای اینجا ؟

عمو ابروی منو نبر

با بزرگترت شوخی نکن

بحث عوض نکن

توضیح بده اینو

عمو مادام اجازه نمیده سی پیانو تمرین کنه

چون سی برای درستهاش پرداخت نکرده

من متاسفم

برای تخطی از قولم به شما

من دیدم پیانو مناسبی اینجاست

وشما قلب مهربانی دارید

شما منو سرزنش نمیکنید می کنید ؟

تو تقریبا اینجای الان

این یعنی عمو موافقه

درسته خون باری ؟

بله من اینطور فکر می کنم

بیا ادامه بده تمرین رو

نگران موافقت عمو نباش

عمو میخواید باهم گیم بازی کنیم ؟

درست بشین

تو گوش میکنی به آهنگهای قدیمی

عجیب نیست که عمو هستی

مچکرم خون باری

عمو میخوای بازی کنی ؟

نه من خسته ام

من می خوام استراحت کنم

بازی رو بزار کنارو کتاب بخون

این کتاب مناسب سن توست

تو قصد داری اینطوری بازی کنی؟

عمو تو خیلی جدی هستی تو همیشه سختگیری

میخوام جدی از شما سوال بپرسم

می تونی صورتت رو ملایم کنی ؟

من نمی تونم این کتاب رو در تمام زندگیم تموم کنم

اگر تو تمرکز کنی

چیزی وجو نداره که نتونی انجام بدی

بشین اونطرف بخون

....عمو من

بخون

من فکر می کنم انتخاب من باید صحیح باشه

من قرار گزاشتم با معلمهات

هر جعمه بعد ظهر

تو می تونی تو اقامتگاه من تمرین پیانو کنی

مچکرم آقای کنسول

باشه پس من میرم

صبح بخیر مادام

این بچه

باید بخاطر این باشه که من کمان رو درست نگرفتم

این تیر خمیده است ؟

تیر خمیده ؟

من زدمش

من بالاخه زدمش

بزار من دوباره امتحان کنم

پی جامینا بیا و کمک من کن

پی جامیا اول به من درس بده

کمک من کن

دستم رگ به رگ شد

برید کنار از راه !

کسی صدمه دیده ! نانگ بزار منو پایین

نانگ من دستم صدمه دیده نه پاهام

کاملا درسته پی جامیا

برای دوهفته به دستت فشار وارد نکن

دوهفته ؟

پپس تو نمی تونی تو مسابقه شرکت کنی پی جامپا

کسی جایگزین من نیست

همش تقصیر تو هست نانگ

درست نیست

توبودی که بازو ی پی جامیا کشیدی اینطوری کشیدیش

اگه تو اول نمی کشیدیش منم اینطوری نمی کشیدمش

چرا بازورش رو کشیدی من نکشیدم

من نکشیدمش

بس کنید!

اینجا مرکز درمانی هست

مشاجرتون رو ببرید یک جای دیگه

بیا با من

جای دیگه رف بزنیم

سریعا ! متاسفم

تو میخوای من جایگزین پی جامیا تو مسابقه شرکت کنم ؟

بله اگرچه تو تازه کاری

تنها تو هستی برای آزمون

من نمی خوام خوشم نمیاد

آیا تو هرچیزی رو برای خوش اومدن انجام میدی؟

مثل اقای کنسول رف می زنیل

بحث روعوض نکن من باید حتما ببرم

کمانت رو بردار

من گفتم کمانتو بردار

الان باشه

به ایست اینجا

طرز وایسادنت درست نیست

کمان پشت گوش ات باشه مرکز سیبل رو هدف بگیر

وتیررو رها کن

موقعیت کمان پشت گوش ومرکز سیبل

پس حالا تیر رو رها کن

صبرکن تا تیر پشت گوش ات بیاد

خفه شو

من زدم

چطوره؟ خوببه کافی بود؟

به اندازه کافی خوب نبود

تیم پسرها از این بهترهستن

من می تونم تنها مسابقه بدم

ضرورتی نداره یک مزاحم بیارم

مهارت کمانداری 50-50 است

اما واق واق کردن بهتر از سگ بودنه

به کی تو گفتی سگ؟

کسی که پارس می کنه

تو منو سگ صدا کردی ؟

تو منو سگ صدا کردی ؟

بس کن !

چرا شماها دوباره دردسر درست میکنید ؟

بزارید من جدا بپرسم

چرا شما بخش ورزشی هسنید ؟

من این مسابقه رو می برم

من بیشترین سعی ام رو می کنم

اگر تو ببری

یعنی من تباه میشم

اما کاملا درسته باهم

چون من قطعا شکست میخورم

اما سوی سیدا

میخواد مثل دیوانه ها ببره

او جدا مریضه

هانگل انجام دادی؟

من گفتم بردارم با پی کامپون تقسیم کنه اینا رو

من چطور ؟

من اول برم

خدافظ ماریا

مادام اینجاست

من دیدم

برای چی منتظری ؟ برو

تمیز کنید کف و ذهنتون رو

پس شما مثل یک خانم برازنده رفتار می کنید

برگردید سر جاتون

شما همم همینطور

شما تموم نمی کنید تا من بگم

ما فقط حرف زدیدم

اما بزرگترها فکر می کنن ما کارهای بدی می کنیم

بله اگه تنها گفتگو کنیم

بزرگترها نباید مانع مابشن

نه قوانین مدرسه ما هرگز اجازه همنشینی بین دختر ها وپسرها رو نمی ده

این برضد قوانین مدرسه است

اول گوش کنید دلیل ما رو مادام

پس صحبت کن

صبت کردن برای جوانانی مثل ما کنجکاوی درباره جنس مخالف هست

این غیرعادی نیست برای ما که کنجکاو نباشیم

ما تنها علاقمندیم که ملاقات کنیم و حرف بزنیم

نه چیزهای ناپسندی که مادام فکر می کنن

من فکر می کنم مدرسه باید اجازه بده ما گفتگو کنیم برای اجتماعی شدن

و اینکه درک کنیم روابط صحیح با جنس مخالفمون

چه عجله ای ؟ مسولیت شما الان مطالعه است

قبلش شما باید رو مطالعات و فارق التحصیلیتون اول تمرکز کنید

آیا مادام میخواد ما صادقانه مطالعه کنیم وفارق التحصیل بشیم

و به وسیله پسرها اذیت بشیم

این گناهه

تو وسوسه میشی

اما ما نمی تونیم از گناه خلاص بشیم

ما تنها می تونیم کنترل کنیم خودمون رو واجازه ندیدم اونها از این زمانهای ناشایست شاد بشن

به هرحال خواهر بچه های امروزی متفاوت از گذشته هستن

والدین اونها 24 ساعت روز پشت مانیتور می گذرونن

ما باید اجازه بدیم بیرون برن و کندکاو کنن

و مهارت های زیادی رو یاد بگیرن

حتی اگه برخلاف قوانین باشه آیا شما موافقید ؟

اما امر.وز بیشتر منع کنیم حریص تر میشن

درحقیقت ما باید اجازه بدیم بچه ها فرضیهاشون رو امتحان کنن

اما خیلی دیر میشه اگه چیزهای بدی اتفاق بیافته

من می دونم من می فهمم که شما عاشق بچه ها هستید و اینده اونانگرانین

اما اگر شما نگرانید که ممکنه اونها با مشکلاتی مواجه بشن

فقط مثل....مثل بسیاری از گزارشات اخبار میشه

من اعتماد میکنم و احترام میزارم به تصمیم بچه ها

من همچنین باور قوی دارم که بچه ها می تونن خودشون رو از تباهی دور کنن

یا ورشنایی خورشید

مادام اندری مهربان مثل فرشته همیشه حامی ماست

مادر ارجمند اگرچه ماجوان هستیم

ما باید از ابرومون محافظت کنیم همچنین

به ما شانس بدید وباورمون کنید

یک مبصر درجه 10 منم کمک می کنم به نانگ در رسیدگی به همکلاسیهامون

پیروزی ! تشویق!

چطوری تونستی جمع کنی شجاعتت رو تا از معلمها مستقیم درخواست کنی

همگی کف بزنید برای نانگ و سوی سیدا !

به هرحال همه شما باید قول بدید رفتار بدی از خودتان نداشته باشید

وگرنه منو سوی سیدا تو دردسر می افتیم گرفتید ؟

اما نانگ چطوری سوی سیدا کمک می کنه به تو؟

تو چه قولی دادی ؟

من فراموش نکردم

خوبه پس عصری می بینمت

نانگ تو چه قولی دادی؟

برای کسی مثل سوی سیدا چی می تونه باشه؟

تمرکز کن این مسابقه خیلی مهم هست

من مریض شدم

اما تو قول دادی به من

هدف آماج هست تمرکز کن

ایا تو می بینی چشم گاونر رو؟ داخلش زرد هست تمرکز کن

تیر رو بکش رهاش کن تیر رو بکش رهاش کن خفه شو !

تمرکز کن رو چشم گاو نر

من گرفتم اونو !

اون خیلی خطرناکه

من متاسفم

چرا شماها فرار می کنید ؟

نه! نه ! کجا دارید میرید ؟

مثل این فهمیدی نانگ ؟

نگهدار اینطوری بازوت رو بلند کن

مستقیم با ایست

بلند شو ! من باید درس بدم بهت

اینو بگیر و استفاده کن

من نگرانم که تو سربار بشی و باعث بشی من ببازم بگیر اونو

به چی نگاه می کنید ؟ چر اشما هنوز نخوابیدید ؟

برو بخواب!

سریعا

مثل خانم باشید

نخندیدو لاس نزنید

وگرنه من این گردهمایی بدون معطلی کنسل میکنم

سیا تمرکز کن رو ی مسابقه

بله من میبرم من ناامیدت نمی کنم آقای کنسول

تو صحبت می کنی طوری با اقای کنسول که تنها مارو حمایت کنه

نانگ خوش شانس باشی

پی کامپون موفق باشی ! بهترینی !

هی چطوری می تونی شادی کنی برای حریفت

این فقط برای سرگرمیه نه یک نبرد جدی

اما من برای تفری اینجا نیستم برای برد هتم

تو بهترینی

من اینجام تامقداری اسنک بهتون بدم

من نمی تونم بپذیرم شما خیلی خوبید

اما من می تونم هانگل نکن

اما من نمی خوام پی کامپونگ غمگین بشه

.....درسته اشکهام جاری میشه از گریه صورتم پر اشک میشه

کافیه من برمیدارمشون

سوی سیدا بجنگ تو برندی !

مسابقه کمانداری راند 1 شروع

نانگ کلا نقصیهای داره

نانگ تمرکز کن

اکادمی کورتیگ 48 به 42 جلو هست

پی کامپونک خیلی با حالی !

چطوره ؟ تو دیوانه ای ؟

کمانداری 30 متر

پنچ ست سه کماندار برای هر ست

ورزشکارمرد سرجای خودت

شروع

جمع امتیازهای آکادمی گوریتک 55

صومعه ویکتوریا نیاز داره به 9 امیتاز تا برنده بشه

چی شده ؟

فقط این یک زخمه اینطوری به گریه ات انداخته پس اگه تو فیل ببینی چی میکنی

هی سعی داری چه کار کنی ؟

کسی مثل تو احتمالا با صدای بلند مثل دخترها گریه می کنه

اویک دخترع پوست ضخیم وماهیچه های محکم مثل تو نداره

منظورت چیه ؟

ادمهای که عمدا باعث اختلال میشن مثل اون باید رد صلاحیت بشن

کسی مثل تو فکر می کنه از یک دختر میبره ؟

مسابقه برعلیه یک شخص ضعیف من تقریبا بردم

چرا پسرها اینجان؟

سوی سیدا شکست امسالول قبول کن

نانگ تو به من قول دادی

خوب حتی اگه من مجبور بشم تنها مسابقه بدم من مسابقه میدم

ما توافق کردیم

این دور تایین کننده است

امادمی گورتیک اول شروع کن

ورزشکار نشانه بگیر

صومعه ویکتوریا چشم گاونر نشانه بگیره برنده است

ورزشکار نشانه بگیر

تو می تونی انجامش بدی ؟

مختل کردن حواس روی زمین مسابقه ممنوع هست

متمرکز شو وکنترل کن احساسات رو

خودت رو اروم کن وتمرکز کن رو یک چیزفهمیدی؟

من تونستم !

خیلی مچکرم مچکرم

ما انجام دادیم

ما بردیم!

تیم برنده

برای مسابقه کمانداری امسال صومعه ویکتوریاست

تبریک ممنون

کارهردوتون عالی بود

اگرچه تو کاستی های داشتی ولی تو بدستش اوردی

من بهت افتخار میکنم سیا

من دلم یک والس میخواد

لطفا یک لیوان برام بریز

ممکنه من دوتا لیوان داشته باشم ؟

هی بزار من کمکت کنم

بزرار کمکت کنم صاف با ایست

مچکرم

تو میخواستی برنده بشوی بخاطر اقای کنسول درسته ؟

گوشه چشمش رو بگیر

بیا اینجا

چرا تو سریع نبودی ؟

بازش کردی

چطوره ؟ دستم خوبه ؟ اون خوبه

نانگ تبریک میگم

تو خیلی خوب بودی

تنها با کمی تمرین

اگر من کل سال تمرین میکردم من می تونستم احتمالا تو مسابقات بین المللی شرکت کنم

من رهبرتشویق کنندهات میشدم

پی کامپون من قصد ندارم یادگیری ادامه بدم من خسته شدم

اما من احساس خستگی نمی کنم

شما دوتا تنها صحبت می کنید مواظب باشید که من خبر می کنم مادام رو

من به همه گفتم نه فقط به اون

تو میخوای با پی کامپون صحبت کنی درسته ؟

صحبت کن پس پی کامپونگ خیلی ساده است

من نمیخوام با یک پسر تنها اینطوری حرف بزنم

من زودی میرم

به چی میخندی ؟ تو دیوانه ای

بقیه کجا رفتن

خوشگله جالب بنظر مرسی میایی با من باشی ؟

با ما بیا ؟

بیا دیگه ؟

بزار برم

نه بزار برم

بزار برم براز برم

می تونی تو یکمی آداب معاشرت نشون بدی ؟ او گفت به تو که نمی خواد بیاد تو نباید اذیتش کنی

چرا شما نگرانشی ؟

باشه به من ربطی نداره

پس من صدا میکنم دوستام رو که با تو صحبت کنن

نانگ سی اجازه بده به دوستام ملحق شیم

پیتر چی شده ؟

دوباره رد شدم

دوباره ردشدی ؟

....من نمی تونم موفق بشم دخترهای امروزی

کجا میرید خانمهای جوان ؟

اونها مارو صدا کردن ؟ ما چیکار باید بکنیم ؟

یک نگاه بکن

من نمی خوام نگاه کنم ؟ بزار با شماره 3 برگردیم

فقط یک نگاه کوتاه و ماسریعا برمی گردیم

من خوب بنظر نمیام

بنوشید ....مچکرم

دستبند قشنگی دارید

هدیه گرفتم

نمرات موسیقی من اونها رو برای شما گرفتم

اگر شما به چیزی احتیاج داشتید راحت باشید به من بگید

چیز دیگه ای من نیاز ندارم

من سپاسگذارم که می تونم اینجا بمونم

من نمیخوام شما رو به دردسر بندازم

فکر نکنم اون دردسر بشه

درزندگی ادمهای زیادی هستن که می دن ودرحالیکه بقیه قبول می کنن

همینطورگاهی اوقا ت دادن هدیه دادن خوشحالی میاره

اما الان من هیچی ندارم که باهاش شما رو خوشحال کنم

یک لبخند به من بدید

ادمهای اطراف شما احساس خوشحالی میکنن بخاطر لبخند شما

واقعا؟

من االان احساس شادی می کنم

من اونطرف میگردم

تو نگاه نمی کنی کجا میری؟ برو اونجا

زاریا باقی کجان؟

منهم ترسیدم هیچ فکری ندارم اونها کجاهستن

تاتو کوکو...

چیه ؟

اگر توببازی جایزه به من چی میدی؟

دیوانه

بیا بزار بازی کنیم

بزار ببینم کی اول شکست می خوره

اون شکسته قطعا

اماده دفاع

جوی کام ! بریم

ولم کن

من هیچ کاری نکردم نانگ

صبرکن نانگ صبر کن

بیا صبرکن نانگ

من هیچ کاری نکردم

هانگل این پرتغال تو

تو اونو بخور

نه برای تو

نه تو بخور

نه

هانگل بلند شو ! بلند شو الان !

کجا میریم ؟

سریعا بیا سریعا

چیه رو شونه ات ؟

لباس ها

تو بیا اینجا باید بریم

دوستم

من صدمه دیدم ؟ من دویاره رد شدم

من صدمه دیدم ؟ کجام صدمه دیده ؟

اینجام من وقعا بد صدمه دیدم

دردناکه

کی اونجاست ؟ چیکار می کنی ؟

تمومش کن واقعا تمومش کن

سوی سیدا کمکم کن

موهام کیر کرده به شاخه ها

بریم هانگل

شما چیکار کردید؟

من با دوستم گفتگوی شادی داشتم اما تو پریدی وسط حرفمون

درسته ما هیچ کاری انجام ندادیم مافقط حرف زدیم

چرا تو جنجال بزگ درست میکنی ؟

به هرحال اگر ادامه بدید و چیزی اتفاق بیا فته کی برای اون مسولیت قبول می کنه ؟

تو مثل مادام حرف میزنی به ما اعتماد نداری ؟

من اعتماد دارم

اما من به تنها بودنتون با پسرا اعتماد ندارم

پس چه فرقی دارید با معلمهای که به ما اعتماد ندارن ؟

وهمیشه فکر می کنن ما کارهای مشگل دار انجام میدیدم

تومی دونی مادام چه فکری می کنه

اگر ما با پسرها تنها باشیم

چیزهای بدی حتمی اتفاق می افته

می دونیین که چرا قوانین مدرسه منع کرده این واکنش هارر

به هرحال هر چی بیشتر منع کنی بیشتر اتفاق می افته

من سعی کردم مادام مارو باور کنه

ما می تونیم با اونا دوست باشیم

بدون اینکه شهرتمون رو خراب کنیم

اگر ما بخوایم گفتگو کنیم پس اشکارا انجام بدیم

پس معلمها می تونن همه جا مارو ببینن

و می دونن که مابه خودمون فکر میکنیم

ما میتونیم قابل اعتماد باشیم

چطوری بود بچه ها ؟

تصورش براتون جالب بود؟

چرا شما جواب نمی دید؟

اون بود جالب

اما مثل اینکه مادام دراین باره نگران بودن

درسته ما نیاز نداریم اغلب ملاقتشون کنیم

گهگداری جمع بشیم کافیه

اما زمانیکه گمتون کردیم

چیکار میکردید ؟

حرف بزن

ما هیچ کاربدی انجام ندادیم مادام

من باور نمی کنم حرف بزن

ما تنها برای یک لحظه که من تصدیق نمی کنم

به هرحال ما تنها حرف زدیم

میبینم فقط اون فکر منه

د گردهمایی با پسرهای مدرسه نداشتین

مادام به من گوش کنید

ما هیچ کاری نکردیم که بتونه ابرمون رو بخطر بندازه

چون بالاخره

ما فهمیدم علت منعهای که مادام درس میده

واقعا مادام

اگر چه مابه همدیکه عقلانی یاداوری کردیم

ما فهمیدیم که چرا مادام به ما گفت ذهنمون باید چه رفتاری داشته باشه

ماباید اجازه بدیم مادام به ما اعتماد داشته باشه

همگی درسته

چه اتفاقی افتاده ؟

او اینجا مخفی شده بود از دست حمله کنندهاش و اینجا پناه گرفته

مادر انتی گان لطفا مراقبش باشید

لطفا کمکم کنید

لرد من مایل نیستم بچه ها بیفتن در این دنیای تاریک و پر شرارت

و برن به راهی که من رفتم

لطفا با قدرتت این بچه ها رو تقدیس کن

اجازه نده اینها صدمه ببینن

اجازه نده گذشته تکرار بشه

خورشید باید از مغرب بجای مشرق امروز طلوع کرده باشه

چرا مگه ؟

اون کتاب میخونه

سلام عمو

امروز گیم بازی نمی کنی ؟

نه من احساس خستگی می کنم

میخوام کمی معلومات داشته باشم

تو میخوای معلومات داشته باشی؟

من فکر می کردم تو تنهابه سرگرمی علاقمندی

به ظاهر من نگاه نکنید من پر از معلومات هستم

خوبه که تو به خودت فکر می کنی

تو می دونی اب دهان من از حرف زدن با تو خشک شده ؟

اب دهانتون خشک شده عمو؟

اپیریدی

من دارم چیزهای مهمی که با شما بحث کنم

به هرحال کمی زمان میبره اول بشینید

لطفا بشنید

]هرچی تو ذهنته بگو

بطور مثال رقابت سوی سیدا

او با اینکه هنوز جوون هست

چرا مثل شما نیست ؟

شما خواهر وبرادر هستین

چرا هرکدوم اینقدر متفاوت هستید ؟

یا اون فرزند خونده است ؟

من درست میگم؟

من اجازه دادم سنوریتا هر جمعه اینجا تمرین پیانو کنه

اما تو چرا اینجای ؟

من دوست سی هستم

برای اوخوشایند نیست که تنها بیاد اینجا

اینه پس ؟

من از پدر خواستم تا به خواهر ارجمند بگه

اونام اجازه دادن من با سی اینجا بیام

تو همراهی کنی سنوریتا رو ؟ بله

ایا تو میخوای اونو با من چک کنی ؟

اقای کنسول شما قیم من هستین ؟

اگرچه بودن یا نبودن من مهم نیست

البته که مهمه

زندگی من بار دیگه با کمک شما شروع شده

مادام به من یاد داده که سپاسگزار کسی کهبه من کمک کرده باشم و دینم رو بهش ادا کنم

من میخواستمم بدونم کی کمکم کرده

که من بتونم اداکنم دینم رو وقتی بزرگ شدم

تو مجبور نیستی چیزی به من پرداخت کنی

در این مدت تو سخت مطالعه کردی و بچه فرمانبرداری بودی

همین کافیه

عالیه من دیگه مجبور نیستم این رازو از تو پیش خودم نگه دارم

تو می دونستی به من نگفتی ؟

من گفتم به او این راز رو پیش خودش نگهداره

چون من نمی خواستم دیگران فکر کنن من رفتار تبعیض آمیزی دارم

خیلی ممنونم از شما

خواهش میکنم به کسی دراین باره چیزی نگو

مخصوصا سوی سیدا

باشه

توروز رویا می دیدی ؟ بیا بگو

من به چیزی فکر نمیکردم من فقط چشم روهم گذاشته بودم چون خیلی خسته بودم

بیا ادامه بده

اقای کنسول بهت گفته این راز رو از سیا مخفی کنی چون نمیخواد اون سودی کنه

قطعا تو درست میگی

بعد از مسابقه کمانداری

من تشخیص دادم که اونها خیلی متفاوت هستن

عجیبه برادر بزرگتر خوب وخوش قیافه هستش

اما اونها ممکنه خواهر برادر بیولوژیکی نباشن

من مطمئن نیستم اما من دیدم انهایی که از مادران متفاوت متولد شدن

از کجا این خودکار تو گرفتی ؟ چه خوشگله

اون ایتم واقعا با نمکه

هرزمانی من میرم اونجا دوست دارم کلی خرید کنم

سی بیا باهمدگیه بریم

نه نانگ تو بد دردسری می افتیم اگه معلمها گیرمون بندازن

اگر تو انو میخوای از کسی بخواه تا برات بخره

نه من میخوام خودم بردارم

فکر کن درباره مکانی که پر از چیزهای ستودنی هست

اون باید چشم نواز وباشه با بوهای شگفت انگیز

پس ممکنه غذاهای خوشمزه دشته باشه

کافیه تو می خوای وسوسه کنی منو نانگ

بریم بریم باشه ؟

برای اطمینان ما تنها میریم اونوقت مادام مارو پیدا نمی کنه

اما... بریم

بریم !

می تونم ما راهمون رو ادامه بدیم ؟

اون چی هست؟

برگردونید صحفه 119

سویسیدا بخون از پارگراف اول

خوندن رو ادامه بده از جایکه سویسدا تموم کرد

موضوع چیه ؟ من شنیدم که شما ملاقتی رو در اتاق کنفرانس ترتیب دادید

چون من چیزهای مهمی هست که باید برای شما نفهیمی کنم

برخلاف یک بچه

کدوم بچه ؟

اوه فهمیدم سوالم غیرضروری بود

اون بچه اپیریدی

اون بچه خیلی باهوشه اما سربه هواست

اونقدر باهوشه که دوستاشو از راه به در کنه

اون مثل یه بچه پیش فعال دوست داشتنیه

یکمی خیلی پیش فعال خواهر

اپیریدی اسنک میخوره برای دوتا سه بار در هر هفته

او خدای من

خون تان تیپ اینجاست که سوی سیدا رو ملاقات کنه ؟

بله مادر سیا گفت به من مقداری اسنک براش بیارم

شما ممکنه مجبور بشید چند لحظه منتظر بشید

بچه ها دارن با خواهران ملاقات میکنن

من امیدوارم دانش اموزان تایلندی خیلی به مدرسه سر دردنداده باشن ؟

اون زمانی که شما درجای خودتون بشنید

شما به وظایفتون عمل نکردین وخیلی شلخته هستید

کی این گناه رو انجام داده ؟

احتمالا لباس های زیرشون رو نشستن

زاریا توضیح بده ؟

کمکی وجو داره که میشوره لباسهای دیگران رو

اما درباره لباس های شخصی

چرا تو اونا رو تمیز نشستی ؟

مادام من نمیدونم من وقتی میشورمشون چندشم می شه

من احساس میکردم دستام کثیف میشه وقتی اونها رو میشستم

خدای من تو از لباسهای زیرت چندشت میشه

اپیریدی توضیح بده

از وقتی من متولد شدم من تا حالا لباسهای خودم رو نشستم مادام

چرا ما مجبوریم بشورمی لباسهامون رو ؟

ما میتونیم اونها رو هر بار عوض کنیم

آپیریدی عوض میکنه 6ست لباس زیر

خدای من وحشتناکه

از الا ن من ازت درخواست میکنم

وهمگیتون

منع میشید از خریدن لباس زیر

ومیشو.رید اونها رو کاملا بعد از هر تعویض

فهمیدید؟

اوکی ممنون از الان این یه موضوع مهم هست

من دوست دارم بدونم کی اسنک از بیرون میخره

ایا تو بیشتر از دوباره اسنک خریدی ؟

مادام من نمیی تونم اون رو حساب کنم

چرا امروز اینقدر طولانی شده ؟

من شم رو به دردسر انداختم پس دفعه دییگه به دیدن سای سودا میام

من اول میرم مادر انتی گان

لطفا احوال پرسی منو به پدرتون برسونید

من دوباره تو مدرسه اسنک نمی خورم

من دوباره تو مدرسه اسنک نمی خورم

من فکر می کنم جواب سوالتون رو گرفتید

هی تو توجه نمی کنی که داری اشغالت رو بیرون سطل اشغال می اندازی

من واقعا خسته ام و نمی زارم توبیشتر بریزی

تو به من دستور میدی ؟

هنوزم تومسئولی که آشغالها رو جمع کنی برو برشون دار

خلافکار باید تنبیه بشه این زندگی هست

من می دونم توی دهن لق باعث شدی ما تنبیه بشیم

چه کسی گفته من بودم مدرکی داری دراین باره ؟ من نمی تونم کمک کنم

اون توهستی سطل اشغال

بیا اینجا بلند شو برش دار

بزار برم بیا خودت تمیز کن

بیان به دفترم با من الان

من هشدار دادم به شما که بیشتر ازاین مرافعه نکنید

زمانشه که بس کنید !

دوتان تایلندی هستید نمی تونید باهم خوب باشید ؟

تو گرفتی دست اونو کشیدی !

مادام سویسیدا اول منو تحریک کرد

من دستور میدم به شماها باهم اشتی کنید

تو داری یک هفته

اگر کوتاهی کنید

من بیست نمره از از انظباط شماها کم می کنم

ایا تو میخوای چیز دیگه ای بگی ؟

تو چی گفتی ؟

بزار اشتی کنیم باهمدیگه

من تقریبا با اشتی موافقت کردم

غیر ممکنه

بله غیرممکنه

اگر شما می دونستید که غیر ممکنه

چرا شما ....

من میدونستم شخصیت اونو که اونها بتونن اشتی کنن این متفاوت میشه

اونها باهم خوب میشن

حتی ممکنه بهترین دوست هم بشن

آشتی کردن خواستار صمیمت وسازگاری هست

اونا هنوز ذهنشون رو به روی هم باز نکردن

موضوع این نیست که چیکار می کنن اونها موفق نمیشن

برای بهتر شدن اونا رو ببه حال خودشون می زاریم

یک روزی آپیریدی و سویسیدا می تونن دوست بشن

اگه این دلیلش هست

بچه ها بیشتر متحد میشن

بخونید عنوان صحفه 60 رو

اب هست یکی از مهمترین چیزها در دنیای ما

نگاه کن سریع

نگته کن سریع کتاب رو نگاه کن بخون

چیکار می کنید ؟

مادام من فکر می کنم چیز غیر عادی در کنسول گری اتفاق افتاده

من فکر می کنم جدا باید اتفاقی افتاده باشه مادام

همگی لطفا گوش کنید

چه اتفاقی افتاده خواهر ؟

کنسول گری اتیش گرفته

باشه دانش اموزان تایلندی لطفا منو دنبال کنن

ما قصد داریم فراهم کنیم کمک دانش اموزان اگه چیزی هست من می تونم کمک کنم

ازادانه به من بگید رسمی نباشید

خیلی مچکرم خواهر

لطفا تشکر منو به مادر انتی گان برسونید

لرد مقدس از همه دشواریهای که ممکنه به زودی رخ بده بگذر

امیدواریم از دیدن این قسمت لذت برده باشید ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.