All language subtitles for Yellowstone.2018.S02E02.New.Beginnings.720p.AMZN.WEB.DL.MkvCage[FA]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish Download
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

خنده داره

يادم نمياد اجازه مرخصيت رو داده باشم

چونکه من ازت چنين درخواستي نکردم

... ميدوني، چون فکر ميکني آماده اي که بري

به اين معني نيست که واقعا همينطوره

چرا اتفاقاً به همين معنيه

ميدوني که ميتونم بگم جلوت رو بگيرن و ببندنت

فقط بذار به بخيه هات يک نگاهي بندازم

يالا

بگير بشين

ميتوني اون رو روي تخت بذاري

نخير، نميتونم

... تلاشم رو کردم تا جاي شکاف رو صاف کنم

به نظر دامپزشکتون از چاقوي غذاخوري استفاده کرده

... خب داره خوب ميشه

بايد تا چند روز ديگه بخيه‌هات باز بشن

... و بعد آزادي

تا بچه هاي کوچيک توي استخر مرکز بازتواني رو بترسوني

آره - شوخي ندارم -

ميخوام دو بار در هفته شنا کني

... با يک مربي

خودم شناکردن بلدم

بلد نيستي که چطور شنا کني تا اين خوب بشه

مطبم تو رو با يک متخصص فيزيوتراپي در تماس ميذاره

تو توي اين وضعيتي چون دستورهاي دکترت رو ناديده گرفتي

اون يک توده رو توي سي‌تي‌اِسکن ـت روءيت کرد

گفت که يک ويزيت برات مشخص کرده بود و تو نرفتي

... و الان براي چيزي جراحي داشتي که

يک قرص ميتونسته درست کنه

... آخرين‌باري که رفتي پيش متخصص بيماري‌هاي پوستي

! ولم کن بابا، کيت

ممنون

خوبي؟

آره، فقط وقتي مينشينم درد داره

ببخشيد

اين يکي رو نديدم

خداي من، پسر

هدف ميگيري مستقيم بندازي تو اونا؟

... اگه راه هموارتري بلدي

بهم بگو و از همون ميرم

بزن اينجا کنار

شايد واسه خونه رفتن يکم زود باشه

آره، خب براي تو هم ميتونم همينو بگم

منظورت چيه؟

منظورم اينه که مبارزه نميکني، کيسي

ميفهمي؟

اگه گاوچرون ها کتک بخورن، خود گاوچرونا هم بايد رديفش کنن

.... چطور بايد توي اتاقي بخوام

کنار مردهايي که ازشون دفاع نميکنم؟ - نميخوابي -

اين مشکل رو هم درستش ميکنم

جي؟ الان داري پياده ميري خونه؟

اصلا نميدونم اين زمين مال کيه

منم همينطور

ده سال پيش ميدونستم

گمونم بالاخره درکت ميکنم، پسرم

... آره، خب اگه ميخواي در مورد خودم به خودم توضيح بدي

سـر تا پـا گوشم

... ميدوني پسرم، يک تفاوتي وجود داره

بين اينکه از مرگ بترسي و بدوني کي فرا ميرسه

... وقتي ميدوني مرگت نزديکه

ديگه فردا به عنوان يک عامل مهم تو تصميماتت نقشي نداره

چونکه ميدوني که قرار نيست ببينيش

.... بعد

زنده ميموني

و ميفهمي که نمردي و قرار نيست بميري

و حالا بايد با همه تصميماتي که گرفتي، روبرو بشي

و به جز اينا ... بايد بفهمي که

چطور ميخواي زندگي رو از نو از سر بگيري

من نميدونم چطور اينکارو کنم

آره

لعنتي، والا منم نميدونم

نميدونم والا

اما ميفهميم

رسانه‌ي بزرگ نايت مووي تقديم مي‌کند NightMovie.CO

ترجمه و زیرنویس از علی نصرآبادی Ali «EmJay»

چند متر مربع هست؟

1311181متر مربع

قيمت ذکر شده 4.9 هست

فروشنده هاش چقدر ترغيب به اين کار دارن؟

خب اونا سعي کردن زمستون رو اينجا بگذرونن

باشه.بهشون 3.5 پيشنهاد بده بدون وجه الضمانه ... نقـد

هفت روزه قرارداد بسته بشه - نميخواي اول ببينيش؟ -

الان دارم ميبينمش

... باشه

ميرم دفتر ... و مبلغ پيشنهادي رو مکتوب ميکنم

راستش بذار يه چيز ديگه بهت پيشنهاد بدم

حالا، اين يکي تو بازار واسه فروش نيست

... اما ملکش رو خوب ميشناسم و فکر کنم که

خب چرا داري به من نشونش ميدي؟

... خودت گفتي هر مِلک بزرگي توي منطقه

درسته؟ - که براش فروش باشه -

اسمش "مزرعه پليکان" هست

چرا اسمش "مزرعه پليکان" هست؟

... شايد يک غاز ديدن و فکر کردن پليکان ـه

! از کجا بدونم

متر مربع هست 4451542 اون

اين زرنگ بازي هات براي چيه؟

.... سر کارت سريع جمع و تفريق انجام ميدي

باعث ميشه احساس شاخ بودن کني؟ تا حس خوبي داشته باشي؟

مياي املاکي رو به ما نشون ميدي که واسه فروش نيست؟

پسر، خيلي ديگه ترکوندي

اصلا بايد بري خونه خودتو بندازي روي خانومت

اينو ببين، با اون دندون هاي روکشي‌شده ات و پوست برنزه ات

از دفترم گمشو بيرون

... من نميدونم - از دفترم گمشو بيرون -

برو مبلغ رو بنويس

وقتي تموم شد، ايميلش کن

چون نميخوام دوباره ريختت رو ببينم

... و وقتي پول حق الزحمه ات رو گرفتي

... بکنش توي کون گشادت

! ديوث خز و خيل

لعنتي! از اين مسئول هاي ملک و املاک متنفرم

دفترچه چک‌ت دم دسته، بابي؟

بيا بزنيم به جاده

شما استاديار هستين؟

نه، من استادم

... من يک ويديو توي "پورن‌هاب" ديدم

و دقيقاً همينجوري شروع ميشه

! زن‌ستيزي ! چه انرژي دهنده

اگه تونستي يک جوک در مورد "پوکاهانتس" بگي، بُردي *زن سرخ‌پوست که يک سفيدپوست را نجات داد - اشاره به جوک دونالد ترامپ*

... حالا که گفتين - اسمت چيه؟ -

! ترنت

ميتوني معني قدرت رو بهم بگي، ترنت؟

هممم؟

... توانايي سوق دادن يا تحت تاثيرقراردادنِ

رفتار يکي ديگه يا مسير رخدادهاست

... من اينو دارم

ميتونم از کلاس بيرونت کنم و بندازمت

... يا ميتونم بفرستمت پيش رييس

براي نقض قوانين و مقررات دانشجويي

اينا چيزهايي هستن که ميتونن مسير زندگيت رو عوض کنن

اين قدرته و تو نداريش

... وقتي کريستف کلمب براي اولين بار

... آمريکايي هاي بومي رو ديد

قبيله "آراواک" در باهاماس بودن

از دفترچه خاطرات کلمب براتون ميخونم

... آنها با کمال اراده هرچه داشتن را با ما دادوستد کردن "

... آنها اسلحه حمل نميکنن و نميدانن اسلحه چيست "

چون زماني که يک شمشير به آنها نشان دادم ... از لبه اش آنرا گرفتند "

" و به علت ناداني خودشان را بُريدند

... آنها ميتوانند برده هاي خوبي شوند "

با پنجاه نفر ميتوانيم همه آنهارا " ... همه آنهارا تحت کنترل در آوريم

" و کاري کنيم که هر چه بخوايم ، انجام دهند

تا به حال چنين حسي داشتي، ترنت؟

تا به حال اين حس رو داشتي ... که بخواي کسي رو وادار به انجام کاري کني

چه اونا خودشون بخوان و چه نه؟

اين يک ذهنيت خيلي اروپايي هست

... که از ساختارهاي ظالمانه‌ي سياسي و مذهبيِ

دوره ي رنسانس نشات ميگيره

شاهان و کشيش هايي با قدرت مطلق

که بر توده اي از مردم حکومت ميکردن که هيچ قدرتي نداشتن

اين ذهنيت افرادي بود که آمريکا رو کشف کردن

و ذهنيتي هست که جامعه ما امروزه، باهاش دست و پنجه نرم ميکنه

چيزي که شما از تاريخ ميدونين ... توجيه فرهنگ غالب

براي کارهاش هست

و من اينو تدريس نميکنم

من اتفاقاتي که رخ داده رو بهتون تدريس ميکنم

براي مردم خودم و شما

چون همه ي ما نوادگان قشر تحت سلطه‌ايم

تک تک ما

کارت خوب بود

عصبي بودي؟

ترسيده بودم

خب اين جديده؟

چي شده؟

افتادم

... ببخشيد خانومِ - لانگ -

خانوم لانگ

... ببخشيد. من

... من منظورم ...فقط ميخواستم

ميدونم چي کار ميکردي

ببخشيد

... دفعه ديگه به من يا هرکس ديگه تو کلاس توهين کني

ميري بيرون

عذرخواهيت رو قبول کردم

ممنون

تو روز اول داري همينجور قلب و ذهن بچه هارو بدست مياري

ذهن اون يکي هنوز خيلي کار داره تا به جايي برسه

اما تلف هم نشده

اين به خودت بستگي داره که از اين فرصت چه استفاده اي ميکني، مونيکا

... توي کلاس که باور دارم

از اين فرصت نهايت استفاده رو ميگي

... اما منابع خيلي زياد ديگه اي هم هستن

که برات در دسترس هستن

اگه بخواي فيزيوتراپي هم هست

آره

هزينش تحت پوشش بيمه ات هست

فقط باهاشون تماس بگير و يک وقت ويزيت بگير

بايد به خوابگاه هاي دانشکده هم نگاه بندازي

خوابگاه هست؟

پس بايد بري بروشور خوشامدگويي ـت رو از نو بخوني

ببين...دانشگاه واسه خودش يک دنيايي ـه

و الان اين دنيا درش به روت بازه

پس برو لذت ببر

در حال جنگ با تروريسم از سال 1492

چه کمکي از دستم ساخته ست؟

چرا اسمشو گذاشتين "مزرعه پليکان"؟

ما از سان‌فرانسيسکو اومديم اينجا

هميشه نگران اين بوديم که مبادا دلمون واسه اقيانوس تنگ بشه

... وقتي مامور املاکي‌مون مارو آورد اينجا

يک پليکان توي برکه بود

انگار که اقيانوس تا اينجا دنبالمون اومده بود

متصدي املاکي ما گفت که تا به حال قبلاً پليکاني رو اينجا نديده بوده

موهاي حنايي و پوست برنزه و دندون هاي سفيد؟

مايک رو ميشناسي؟

اون پِليکان نبوده

شبيه پليکان بود

وقتي با ماشين ميرفتين، پرواز ميکرد؟

نه، درست وسط برکه نشسته بود

تمام مدتي که اينجا بوديم

از اون موقع ولي نديدمش

چونکه سرکاري بوده

... يک (عروسک) پرنده عجيب بزرک وسط برکه بذاري

باعث ميشه بقيه پرنده ها بترسن و دور بشن

پرنده هايي که ماهي هاي قزل‌آلاي توي برکه رو ميخورن

توي برکه ماهي قزل‌آلا دارين؟

نه مثل قبلاً

ميخوام مزرعه‌ت رو بخرم

واسه فروش نيست

همه چيز واسه فروشه، عزيز

چقدر؟

... آخه - قيمتت رو بگو -

نه ميليون؟

! حالا از خونه ام برو بيرون

به اين ميگن کار آدم هاي رده پايين، جيمي

فکر کردي کي هستي؟

چرا "کاوبوي" اينجا نيست؟

اون فقط شيفت صبح کار ميکنه، جيمي

لم ميده روي زين اسب

... منم چندسالي توي مزرعه کار کردم

ولي هيچوقت کونم رو از روي زين اسب برنداشتم

شايد بايد همونجا ميموندي، واکر

! آره والا

چي گفتي؟

نشنيدم چي گفتي

نه دعوا ميکني و نه کار ميکني

اما خوب از غذاهاي ما ميخوري.نه؟

... و ميشيني توي زمين‌مون

و مثل يک گردشگر آواز ميخوني

مگه زمين تو هست، ريپ؟

اهوم

اينا رديف شدن

جيمي، سوار وسيله شو

راه افتاده، درستش کنين

محکمش کنين، بچه ها

گاو هاي نر جوري از سيم‌کشي‌ شُل و وِل رد ميشن که انگار اصلا وجود نداره

هي، چي همونجور اونجا وايستادي؟

سيم‌پيچي کن

برو بابا من امشب ميرم

... ميتوني دستمزد هفتگي من رو توي بـار خرج کني

! به تخمم هم نيست

.... تو که توي اين همه مزرعه بزرگ کار کردي، واکر

چرا برنميگردي تو يکي از همونا کار کني؟

ميخواي با ماشين من بري؟

چونکه نميتونم از ايالت برم بيرون

کلي مزرعه توي مونتانا هست

نه، به خاطر اينه که استخدامت نميکنن

دليلش چيه؟

... چندتا تماس بگيرم

چي ميتونم در موردت بفهمم؟

خب، گمونم به دختر رييس مزرعه علاقه دارم

گمونم توي اين مورد وجه اشتراک داريم.نه؟

!يالا

... از گلوت ميگيرمت

قلبتو از جا در ميارم، واکر

و اون چاقوت رو ميکنم توي کونت

! يالا

اگه اوضاع ناجور بشه، بايد طرف يکي رو بگيريم

هر طرف باشي، منم هستم

امروز نميميري، واکر

اما آخرين پادرازي ـت رو کردي

ببينيم وقتي رو صندلي چرخدار افتادي چه گاوچروني هستي

! بفرما

من ديگه از اينجا ميرم

ميخواي از پشت بهم شليک کني، پيرمرد گوزو؟

يالا بکن

... واکر، هر جا بري

پيدات ميکنم

تمام بچه هاي خوابگاه دارن نگاه ميکنن

فکر ميکني پس چرا اينکارو کردم، ايلويد؟

دو مايل ديگه مونده که بايد حصارکشي کنيم

!بريم سرکار

حصارکشي به مذاقت خوش نمياد؟

هيچ چيزي تو اين جا به مذاقم خوش نمياد

کجا داري ميري؟

... خودت که ميدوني چطوريه

ميرم پرسه ميزنم تا کار بعدي منو پيدا کنه

... واکر

اگه به مشکل خوردي، مسيرت رو کج کن

از ديدنت خوشحال شدم، کاوبوي

کجا داري ميري؟

کنار کشيدم

چطور؟

من يک گاوچرونم

فقط همين. منظورم رو ميفهمي؟

آره، خب، ميدوني ما هم از تو فقط همينو ميخوايم

اون شب که فقط همينو ازم نميخواستين

اون شب ديگه تکرار نميشه

تو اينو ميگي

بعد يکي ديگه يه چيز کاملاً متفاوت ميگه

نميفهمم کي اينجارو اداره ميکنه

من اداره ميکنم

و اون

به حرف هيچکس ديگه گوش نده

برگرد برو خوابگاه

برگرد

منو ببر خونه

بايد يه سري تغييرات ايجاد کنيم

... خیلی خب، فقط

فقط این دو تای انتها رو امضا کن

و به "بث" میگم پُرشون کنه

بیا

این مال "لی" بود

کی تمرین رو شروع کنم؟ - بزودی -

... اما

اما اول بیا قضیه خوابگاه رو درست کنیم

بهش (مونیکا) اشاره نکردی، کیسی

نه حتی یک بار

یا تیت

یا اینکه چرا باهاشون نیستی

حرف زدن در موردش چه کمکی میکنه؟

کمک میکنه برنامه ای بریزی تا پس بگیریشون

نقشه و برنامه حسی که شخصی داره رو تغییر نمیده

... وقتی "لی" اینجارو اداره میکرد، اون

... صادق بود

و با همه روراست بود

من از تو همینو میخوام

... اما تا وقتی با خودت در چنین وضعی باشه

نمیتونی با بقیه اونطوری برخورد کنی

دلم براشون تنگ شده

چی اتفاقی افتاده؟

تو اتفاق افتادی، پدر

و بعد اتفاقات دیگه افتاد

! کیسی

ریپ" رو بفرست بیاد خونه"

با خودت حال میکنی؟

روز زیبایی بوده... تا الان

اون اینجاست؟

کی؟

هی، ریپ

بیا اینجا

پدرم میخواد ببینت

هی،هی، حالا

میخواستین منو ببینین، قربان؟

آره ...بشین

... از خیلی جهات

تو تنها کسی هستی که میتونم بهش اعتماد کنم، ریپ

... چونکه تو تنها کسی هستی

که بعد از رفتن من، هیچ سودی نمیبره

تو برای من اینکارو انجام میدی

بله، قربان

و همیشه هم اینکارو خواهم کرد

امیدوارم

... چون درخواست بعدی که ازت دارم

سخت ترین درخواسته

کیسی" باید یاد بگیره" چطور اینجارو اداره کنه

باید یاد بگیره چطور این افراد رو هدایت کنه

و تا وقتی که باهاشون زندگی کنه نمیتونه اینکارو کنه

میفهمی چی درخواستی ازت دارم؟

آبجو توی فریزر هست

من مشروب نمیخورم

! حدس زدم

این که جریمه نداره

چرا داره چونکه افتضاحه - هنوزم میخوای شرط ببندی؟ -

هنوزم پای شرط هستی؟ - اره، 3 به 1 شرط میبندم. سه به یک -

چرا هردو تا تیم یک نماد بخت دارن؟

...جیمی، تو تمام عمرت رو

اینجا گذروندی - ساکت باش.ساکت باش -

و فرقش رو نمیدونی؟

و اونا "وایلد کت" هستن و اونا "باب کت"

چه فرقی دارن؟ - ...فرقشون اینه که -

بس کن، اون نمیدونه در مورد چی داره صحبت میکنه

باب‌کت یک گونه خاصه *گربه‌ى دم‌ كوتاه‌ *

وایلدکت" یک گربه ایه که وحشی شده" همش همین

... پس یعنی اسم تیمشون رو از روی گربه ای

انتخاب کردن که از خونه زده بیرون؟

موشک که نمیخوان هوا کنن

فوتباله - راست میگه خب -

... دارین میرینین به بازی

خفه شین دیگه

باب کت" کارش درسته"

من روی تیم اونا شرط میبندم

... خب، برای شفاف سازی

مامان "کولبی" ، گربه وحشى پشمالو هست؟

این آخرین بارته به مامانم میگی "گربه وحشى پشمالو"

ترجیح میده گربه وحشی صداش کنم؟

و بعد فکر کردی از زندون اومدی بیرون

خیر

فقط از یک زندون با کله رفتم یک زندون دیگه

سوار بشیم؟

به حرف من بستگی نداره، جیمی

چی خبره؟

نمیدونم والا

... هر چه زودتر انجامش بدی

زودتر پشت سر میذاریش

میدونی که اون (ریپ) از من تبعیت نمیکنه

فقط از تو تبعیت میکنه

قضیه در مورد جلب احترام اون نیست، پسرم

در مورد جلب احترام همه هست

... به سمت دره سوقشون میدیم

"و بعد به سمت جاده "ایست ریور

به سمت تنگ‌دره میبریم

رایان، تو و "کولبی" جلو برین

واکر، کاوبوی...شما پس‌وپیش حرکت کنین

ایوری و جیمی... شما از جناح برین

ریپ

تو و "ایلوید" عقب حرکت کنین

بریم

امیدوارم دستمال گردن هاتون رو همراهتون آورده باشین

. قراره یکم خاک بخورین

چه خبره؟

یک یادآوری کوچیکه، ایلوید

ممکنه بذارن اینجا بمونیم و پیر و فرسوده بشیم

اما ما فقط ابزاریم

و همیشه هم همین خواهیم بود

! خدا لعنتت کنه، جیمی

! خیلی بزرگه

سرجات بمون و گرنه همه ی گله در میرن

من میرم بهش کمک کنم - خودم میرم، خدا لعنتش کنه -

همون اسب رو میندازم روت، حرومزاده

مُردی؟

قراره بمیری

!هی

چی غلطی داری میکنی؟

یک بهونه میخواستی و حالا بدستش آوردی

اینجا نه نه

جلوی بقیه انجامش میدیم، کیسی

و بهت هم رحم نمیکنم

خوبی؟

خیلی جالبه که چطور میتونی تمام زندگیت ... کاری که دوست داری رو انجام بدی

و بعد یک نفر بیاد گند بزنه به همه چی

! اه

میخوای ما هم قاطی کنیم؟ - نه -

این اتفاق بهرحال باید بیفته

! اه

یالا ! یالا، کیسی

بگیرش یالا

هیچ خبری از دعوا توی این مزرعه نیست

... اگه میخواین دعوا کنین

میاین با من دعوا میکنین

یکاری کردیم به دستش بیاره ! ممنونم

حالا میخوام شما دوتا باهم دیگه کنار بیاین

باید بتونه بهت اعتماد کنه، ریپ

خب امیدوارم خودتون بتونین بهش اعتماد کنین

....چونکه من هیچ مدرکی ندیدم که بشه

اما گمونم شما چیزی رو میبینین که من نمیبینم

اون پسرمه

من اینو میبینم

جیمی هم پسرتون هست، قربان

تو اون چی دیدین؟

ببخشید دیر کردم

سلام

روز سختی تو دفتر داشتی؟

سخت بود

اما خوب بود - چی شد؟ -

بیاین سر میز شام در مورد کار حرف نزنیم

هنوز با فرماندار ملاقات نکردی؟

من الان چی گفتم؟

میخوای در مورد چی صحبت کنیم، بابایی؟

در مورد چی باهم به اشتراک بذاریم؟

اون امروز از ساعت 4 صبح بیدار بوده و کار میکرده

تو شب میری تو تخت و به کار فکر میکنی

و بیدار هم میشی همینکارو میکنی

.... اگه در مورد کار قراره حرف نزنیم

چیز دیگه ای برای حرف زدن نداریم

داری میگی که تو سکوت غذا بخوریم؟

... منظورم اینه که اینو میخوای

داری منو هیس میکنی، بابایی؟

من یک زن 35 ساله هستم

... وقتی سر میز میشینم

در مورد هر کوفتی که بخوام حرف میزنم

میبینم هیچی تغییر نکرده

... گمونم از وقتی یازده سالش بوده

یک بار هم نشده یک بار بشینه غذاش رو تموم کنه

... اه

فردا فیزیوتراپی داری

میدونم

از دستش هم نمیدی

نمیدم

اوضاع داره الان برام یکم روشن تر میشه

! چه فداکاری ای

اره خب، این چیزیه که پدرت میخواد

اولین باری که دیدمت رو یادمه

چقدر سرکش

... چقدر عصبانی

خدای من، زیبا بودی

یادمه چطور به اون (پدرم) نگاه میکردی

با چه حس از خودگذشتگی

من خیلی حسودیم میشد

و جوری که اون به تو نگاه میکرد

همیشه نگران این بودم که مبادا یک روز اون تو رو بیشتر از من دوست داشته باشه

اما اینطور نیست

هیچوقت به این مورد شک نداشتم

نرو

این خونواده منه

چه شما هم در مورد من همینجور فکر کنید چه نه

کجا میری؟ - خونه -

اون چیه؟

واسه اینه

خانه های دو تخته

داریم نقل مکان میکنیم؟

خوشت میاد؟

کجا دارین نقل مکان میکنین؟

برو تو تخت، پسر یکم دیگه میام پیشت

دانشگاه به اعضای دانشکده، مَسکن میده

کیسی" چی؟"

به "کیسی" نزدیکتره

منظورم این نبود

باید به تصمیماتی که میگیری خوب فکر کنی، عزیزم

بهش فکر کردم

حس میکنم کار درسته

برای "تیت" و برای من

اینو یادت باشه

شما تو یک مراسم سنتی به عقد هم در اومدین

نه توی محضر

یک مراسم

این یعنی توی اون دنیا هم با هم وصلت دارین

صرف‌نظر از هرکاری که تو این دنیا میکنین

شما بهم گره خوردین

میخوای تصمیمی بگیری؟

تصمیم بگیر که چطوری شما دوتا میخواین باهم حل و فصلش کنین

... و گرنه تیره‌بخت میشین

تا ابد

پس الان تو رییس شدی؟

.. اه

وقتی توی خوابگاه زندگی میکردم نتونستم اداره اش کنم

خب برو تو عمارت اصلی زندگی کن

آدم بزرگ با پدرش زندگی نمیکنه

آره ... و همینطور نمیره کسایی رو

از تنها خونه ای که دارن، پرت کنه بیرون (ریپ)

خب اون لیاقت یکم تحقیر شدن رو داشت

اون (ریپ) فقط یک قلدره

و همیشه همینطور بوده - نه -

اون قلدر نیست، کیسی

اون دقیقا همون شخصی هست که پدرمون مدنظر داشته و بهش تبدیلش کرده

فکر میکنی اون تو رو داره تبدیل به چی میکنه؟

... پسر، گمونم خیلی برات راحت بود

اون زندگی که کلی پاش زحمت کشیدی تا بسازیش رو ول کنی بری

خب، اون (مونیکا) دیگه اون زندگی رو نمیخواد

بذار حدس بزنم

... برای این ترکت کرد

چون میترسید تو هم مثل اون (پدرت) بشی

... به جای اینکه ثابت کنی اشتباه میکنه

اومدی اینجا و خودت سعی کردی از مسیر مستقیم به سمتش بری

این جا تنها چیزی هست که میتونم بهشون (مونیکا و تیت) بدم

فقط سعی دارم ازش محافظت کنم

مــن ازش محافظت میکنم مــن ازش محافظت میکنم

... تو واقعا آدمی هستی که بری تو جلسات بشینی

... و برای رسیدن به منصب تلاش کنی

و کشمکش های کثیفی رو که این جـا می‌طلبه مدیریت کنی؟

نه، تو اینطور نیستی

کیسی، تو از کوره در میری

و یکی رو میفرستی بیمارستان

یا بدتر، میری زندان

... ازت شکایت میشه و بعد این جا رو هم از دست میدی

برو خونه، کیسی

... برو روی این کار کن

و از اون هم دور بمون

... وقتی بمیره

میتونی این جای کوفتی رو داشته باشی

خودم دو دستی تقدیمت میکنمش

باشه

نیم ساعت دیگه بیرون جای در میبینمت

داخل میبینمت

نیم ساعت دیگه جای در

! نه

عمراً اگه اینو از دست بدم

عالیه

مرکز بازتوانی و فیزیوتراپی

! خدای من

پا بزن بیا سمت من

! نه - یالا -

پا بزن بیا سمت من

پا بزن بیا سمت من

چرا نمیتونم شنا کنم بیام سمتت؟

یک کلمه هم چیزی نگی

! یک کلمه هم چیزی نگی

باید عضلاتت رو بدون وارد کردن فشار بیش از حد از هم دیگه به صورت جدا تقویت کنیم

باشه

نرو عقب

کارت عالیه - تکون نخور -

داری میری عقب

باشه، بیا از اون سمت انجامش بدیم

نه، تخته شنا نمیخوام

باید از تخته استفاده کنی

...یالا، یک بار دیگه

بریم

فقط پات رو آروم بالا پایین بیار

باشه - ... حالا که پات صافه -

میخوام انگشت های پات رو تکون بدی باشه؟

بفرما

تکون خوردن؟

چقدر عجیب ! نمیتونم احساسش کنم

... به خاطر اعصابت نیست ... به خاطر توانایی ذهنیت

برای پردازش اطلاعاتی هست ... که اعصابت انتشار میدن

ببخشید

باید دو خط اونورتر شنا کنین

!بابایی

!بابـایی

ترجمه و زیرنویس از Ali «EmJay»

مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم NightMovie.Co

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.