Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org
"داناي کبير"
"بنياد"
شرکتي تريليون دلاري ...که در 70 کشور شعبه زد
امروز خبر بزرگي اعلام خواهند کرد
!سلام
,همونجوري که هر داستاني پاياني داره
داستان من به عنوان مدير عامل شرکت امروز به پايان ميرسه
از سمت خود بازنشسته ميشم
طي هفته آينده،مدير عامل جديد رو معرفي ميکنيم
جان بيتس،مدير عامل شرکت بنياد ...امروز با اعلام بازنشتگي خود
دنياي تجارت رو شوکه کرد
...نظرات زيادي درباره اين موضوع داده شده
که چه کسي قراره مدير عامل بعدي بشه
ولي از يه چيز ميشه مطمئن شد که اين يه کار روياييه
...هر کدوم از اين افراد احتمال مدير عامليشون هست
,فليکس يوسيفر،جو ريچاردز ،مايکل آنگلر و ريشي کومار
...ريشي کومار اسمي که تا ديروز نميشناختيم
...امروز شانسي براي مدير عاملي
,در بزرگترين شرکت سهامي دنيا گروه بنياد داره
...اگه اين اتفاق بيوفته
...اسمش براي هر تلوگويي سرتاسر دنيا باعث افتخار ميشه
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند Www.Bollycine.Info
!خوش آمدين
مثل همه شما،ما هم هيجان زده ايم تا مدير عامل جديد شرکت بنياد رو معرفي کنيم
,مردي متعهد ...با اعتماد به نفسي بالا
و با جرات
...کسي نيست جز
آقاي ريشي کومار
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: سميرا و فاطمه
!ممنونم!ممنونم
تو روزنامهها و اخبارهاي زيادي ...گفته شده که
اين کار براي هر کسي مثل رويا ميمونه
,ميخوام بهشون بگم من به رويا اعتقادي ندارم
به واقعيت اعتقاد دارم
هميشه ميخواستم همچين جايي باشم اين واقعيته
ممنونم آقا که بهم باور داشتين
ممنونم
موفق باشي ريشي- ممنونم آقا-
دنيا مال توست
"تو همه چيزي،راه و روشي"
"تو براي خودت چالشي،بي نهايتي"
"بذار هر شب تبديل به خاکستر شه" "بذار آتيش درونت،مسير رو نشونت بده"
"مثل موشک رو به جلو حرکت ميکنه"
"...هر قرني و"
"هر سالي به اسم تو گوش ميده"
"پيروزي يار هميشگيه توئه"
"تو همه چيزي،راه و روشي"
"تو براي خودت چالشي،بي نهايتي"
"راه و روشت منحصر بفرده"
"کسي نميتونه به پات برسه"
"تو مثل يه فصلي"
"مثل يه قله کوهي"
"شايد فيلمنامه سرنوشتت رو نوشته باشن"
"ولي تو داري سرنوشت خودت رو مينويسي"
"تو مدرکي براي شکست ناپذيري "براي کسايي که از شکست ميترسن،هستي
"به پيروزي عادت کردي"
"تو همه چيزي،راه و روشي"
"تو براي خودت چالشي،بي نهايتي"
...چون نمونهاي از موفقيت هستين همه ميخوايم درباره تون بيشت بدونيم
از کجا بدونيم موفق ميشيم يا نه؟
!گذشته
گذشته مون ميگه موفق ميشيم يا نه
تو گذشته کجا بوديم و الان کجا هستيم
,بر اساس همين ميفهميم موفق ميشيم يا نه
هيچوقت فکر ميکردي به همچين موفقيتي برسي؟
بله فکرش رو ميکردم براي همين اينجام
حقوق سالانه تون !الان 125 ميليون دلاره
که به هندي ميشه 950 کرور به اضافه سهام تون از شرکت
در حال حاضر بيليونر هستين
...خيلي پولدارين چه حسي دارين؟
!پول
وقتي کلاس ششم بودم بابام يه وام 10 هزارتايي گرفت
نتونست قرضش رو پس بده
اونيکه پول قرض داده بود هر هفته دم در خونمون بود
وقتي نميتوني پولش رو پس بدي چرا همچين پولي قرض کردي؟
گفتي يه ماهه پس ميدم الان يه سال شده
کي ميخواي پسش بدي؟
دارم سرت داد ميزنم اونوقت داري ميخندي؟
خجالت نميکشي؟
داداش،چايي
مهمون نوازيت رو نخواستيم
هر دفعه ميام بهم چايي ميدين و برم ميگردونيد
اصا آدمي تو؟
مرد نيستي سر قولت بموني؟
....وقتي همچين زندگي رغت باري داري
زن و بچه واسه چيته؟
!تف تو روت
...اون روز وقتي مامانم،من رو اونجور ديد
,با ترس اينکه دوباره اون مرد بياد
با اينکه تو خونمون بوديم ولي در رو هميشه قفل ميکرد و رو به کسي باز نميکرد
...ميليونها ميليون به دست آوردم ولي
هنوز درد اون 10 هزارتايي که نداشتيم رو به ياد ميارم
پول چيز عجيبيه
هيچي نيست
ولي باز،همه چيزه
,وقتي دنبال پول ميريم اون بيشتر دنبال ما مياد
,و اگه به پول فکر نکنيم همون پول به دنبال ماي مياد
از اون روز هميشه دنبال پول بودم
!عالي بود آقا
تعريف تون از موفقيت؟
موفقيت،تعريفي نداره
,وقتي موفق ميشيم خودمون تبديل به تعريفش ميشيم
"تو همه چيزي،راه و روشي"
"تو براي خودت چالش،بي نهايتي"
زيرنويس از سميرا
!سلام ريشي
تو اين چند ماه،اسمت بيشترين تعداد جستجو تو گوگل رو داره
ميتوني حرفاي مهمتري هم بزني
...باشه
امروز تولدمه
...خب
!تولدت مبارک
امشب ميخوام جشن بگيرم
بهونه بي بهونه،حتما بايد بياي
چشم...حتما ميام
!مرسي
!نيدهي
چيه داداش؟
تا مشهور شدي دوستات رو فراموش کردي؟
اصا ميذاريمت فراموش کني؟
هاه؟
!هي کانا
!اااااه
!ريشي،شير من
چطور اومدي اينجا؟- !سورپرايز-
!سلام ريشي
!سلام- !از ديدنت خيلي خوشحالم-
!سلام
!سلام- !سلام-
!سلام دادا
حالت چطوره ريشي؟
گيتا،هنوز تو رژيمي؟
يه ذره هم عوض نشدي ريشي
!سلام ريشي
!آقا- !سلام-
استاد،چطوري اومدين اينجا؟
گفتن ميخوان سورپرايزت کنن منم همه کارام رو گذاشتم کنار و اومدم
!ممنون نيدهي
اون ترتيب سورپرايز پارتي رو داد
,آره ريشي امروز تولدم نيست
سورپرايز واسه تو بود
ممنونم نيدهي
ريشي به عنوان استاد دانشگاه،وروديهاي زيادي ديدم
ولي وروديهاي شما خاص بودن
ولي تو...تو ورودي تون رو بيشتر خاص کردي
ممنونم استاد
بله
,از همگي ممنونم که .اين همه راه بخاطر من اومدين
...تا ديدم تون ياد خاطراتم افتادم
استاد،همه چي از کجا شروع شد؟
!هي دادا
اولين موتورت رو يادته؟
...توکو ،توکو،توکو
"...چند سال قبل"
"منطقه کوکاتپالي در حيدرآباد"
هي...اينارو بده بابام
...دادا
يه دوست ميتونه تو مسائل عاشقانه دوستش دخالت کنه اشکالي نداره
ولي وقتي دوستت با پدرش مشکل داره اصلا نبايد دخالت کني
خودت رو کليدارو بهش بده
....بگيرش- !واي نه-
احمق،يه ذره عقل تو اون کلهت نيست؟ اگه کسي نيست چرا اين رو فرستادي؟
,خودم با کارمند اداره حرف زدم،به همه چي رسيدگي کردم ولي اين رفت و همه چي رو خراب کرد
...رئيس،خودتون قانون گذاشتين
هي،خفه شو! کدوم قانون؟
چرا هنوز همچين احمقايي تو شرکتت داري؟ مگه نگفتم اخراجشون کن؟
باباتون ازش خوشش مياد آقا
!چرا هنوز با اون قيافه نحست ايستادي جلوم.گمشووو
ببخشيد آقا
اين احمق کيه؟
بهش ميگي احمق؟ رئيس کوچيک مونه،آقاي راهول
اينارو بده ساتيانارايانا- باشه-
!بمون!بمون
!حواست به توپ باشه
ميخواي چيکارش کني؟
,ميخوام کاري کنم ولي نبايد بفهمه از کجا خورده
مراقب ساعت باش
!بايد بره بيرون
کي هستي خان خله؟
چي؟ خان خله؟
بهت ياد ندادن به بزرگترت احترام بذاري؟
هي!چطور جرئت ميکني من رو بزني؟
!هي
!آآآآخ
هي،کي هستي تو؟
واي،خيلي درد داره داداش
...مسئله بين من و اونه تو چرا دخالت ميکني؟
!کلاه ميخواي؟ گمشو
!هي
راستش،الان ديگه خيلي بيرونه
عه،محافظ نپوشيده بودي؟
نه
!بايد ميپوشيدي
!حداقل بگو چرا ميزنيمون
شنيدم جلوي همه سر مدير دانشگاه داد زدي
بهت ياد ندادن به بزرگترا احترام بذاري؟
داشنگاه و مدير چيه؟ فکر کردي کي هستيم؟
مگه آميت نيستي؟
آميت کيه بابا؟ اسمم راهوله
الکي نگو!خودت آميتي
بخدا،اسمم راهوله
...هي کانا- جانم داداش-
ميگه راهوله،آميت نيست
خودمم شک داشتم دادا اون يارو سفيد بود ولي اين سياهه
!وقتي شک کردي بايد بم ميگفتي
,خب،جو گرفته بودت منم گفتم جلوت رو نگيرم
خيلي محکم زدمش
چرا چيزي نگفتي داداش؟
يکم خجالتي ام داداش
...هي
برو خونه و يکم يخ بذار روش- باشه آقا-
داداش اصلا نميفهمم
تو و بابات زياد با هم کنار نمياين
چرا زدي يارو که به بابات بي احترامي کرد رو داغون کردي؟
،شايد من و بابام با هم اختلاف داشته باشيم
ولي اينجوري هم نيست هر کي بخواد بياد و به بابام توهين کنه
ميزنم خورد و خميرش ميکنم
واي،بابات اومد،من رفتم
وايسا،يه ساعت طول ميکشه تا بياد
چي؟ يه ساعت طول ميکشه 2 طبقه بياد بالا؟ چرا؟
پايين رو ببين
خوب نگاه کن تا مياد مردم دورش رو ميگيرن
آره،رفتن دورش
همشون رو نيمکت پارک نشستن انگار دورهميه
دادا،بدون اينکه بازي رو ببيني چه خوب گزارش ميکني
کار هر روزشه
,حالا ببين يه ديوونه مياد دنبالش ميگرده
ديوونه؟
آقا- اومد اومد-
دستش رو کرد تو جيبش؟
آره
پول در آورد؟
داره بهشون ميده
نميدونه چطور بهره پولي که گرفته رو هر ماه بده
ولي دست از صدقه دادن هم برنميداره
,ولي دادا بابات اينجا خيلي طرفدار داره
!اون گاندي کوکاتپاليه حالا ببين،با همشون ميخنده
آره،همشون مثل گاندي رو 50 روپيهاي ميخندن پي نوشت: عکس گاندي با لبخند رو پول هند چاپ شده
چطوري؟
چطور با همه اتفاقاتي که امروز افتاد بازم ميتونه اينجوري بخنده؟
راه و روش بابامه
چي،دادا؟- اينکه بدوني چجوري زندگي نکني-
!خدا روشکر
درباره برنامه مهندسيت به بابات چيزي ميگي يا نه؟
واسه ما برنامه ست ولي واسه اون يه شوکه
ازم خواست اين رو بدم بهت
چيه؟
چيه؟
نامه ثبت نام از دانشکده مهندسي ويزاگ آي آي ايي تي،مامان
مگه قرار نبود بعد از درسش بره امتحان دولتي بده؟
خواسته من نبود....خواسته شماست
چطور ازم ميخواد امتحان دولتي بدم وقتي خودش نتونسته کارمند دولتي بشه؟
مهندس شدي بعدش ميخواي چيکار کني؟- ميرم آمريکا-
بعدش چي؟
مجبور نيستم مثل برده واسه بقيه کار کنم
هر کي زندگي خودش رو داره منم ميتونم از پس زندگي خودم بر بيام
!نام،شهرت،پول
ميخوام اينارو داشته باشم مامان
موفقيت تو زندگي يعني چندرغاز در آوردن؟
اگه منم اينجوري فکر کنم آخر و عاقبتم مثل اون ميشه
نميتونم با اينکه هر روز ميبازم،لبخند ميبازم
مراقب حرف زدنت باش ببين،شامش رو نخورد و رفت
,اگه نخوريم دروغ به حقيقت تبديل ميشه پس هيچکس رو کره زمين نبايد غذا بخوره
نگاش که ميکنم....ميترسم منم به هيچ جايي نرسم
ديگه نميتونم تحمل کنم
وسط شما دو تا دارم زجر ميکشم
ديگه نميتونم تحمل کنم
اگه اينجوري بگي من چي ميشم؟
بشين
تو بگي نه منم ويزاگ نميرم ويزاگ: دانشکده مهندسي
هي،وقتي کوچيک بودم مامانم گوشام رو سوراخ کرد و واسم گوشواره گذاشت
لازم نکرده با دروغات پرشون کني
خب،کي ميخواي بري ويزاگ؟
دو روز ديگه
جغرافيا ميگه که کره زمين دور خورشيد ميگرده
ولي واقعيت اينه که،کل دنيا حول و محور موفقيت ميچرخه
ديوار پشت سر من رو ببينيد
از زمانيکه اين دانشگاه تاسيس شده حدود 50 هزارتا دانشجو قبول شدن
ولي فقط عکس 7 نفر روي ديوار رفته
چون اونا به موفقيت رسيدن
فقط رقابت دنياي بيرون رو تصور کنيد
خودم هم زماني اينجا دانشجو بودم
وقتي جاي شما بودم پيش خودم فکر ميکردم يه روزي رئيس اين دانشکده ميشم
و بدستش هم آوردم
اين دانشکده بهتون نحوه رسيده به موفقيت رو ياد ميده
بيشتر دانشجوهاي اينجا از کلمه شکست ميترسن
,ولي همونجوري که هميشه ميگن شکست اولين گام براي رسيدن به موفقيته
,خب،اگه کسي حرفي داره
ميتونه بياد اينجا و سوالش رو بپرسه
سلام استاد- سلام-
ريشي هستم
الان گفتين شکست اولين قدم براي رسيدن به موفقيته
من همچين اعتقادي ندارم
همچين جملات قصاري براي پيام تو واتساپ و فيس بوک خوبه
،طبق حرفاي شما دنيايي که حول و محور موفقيت ميچرخه
همون دنيا منتظره تا ما رو واسه همون يه شکست،مغلوب کنه
اينجا،نبايد به غير از برنده شدن چيزي بگيم
،ببخشيد اينجور ميگم استاد
...بنظر من شما هم موفق نيستين
چون تو مسير موفقيت نبايد توقف کرد
فقط بايد کاما باشه
استاد،شما کامل مسير موفقي تون رو متوقف کردين
چطور ميتونيد موفق باشيد؟
گفتين اين دانشگاه به شما موفقيت رو ياد ميده
,اگه اگه درست باشه
ديوار اين دانشگاه الان بايد پر از عکس باشه
چون هر کسي مسير خودش براي دستيابي به موفقيت رو داره
,موفقيت يه مقصد نيست يه سفره
ممنونم
عالي بود داداش،سخنرانيت عالي بود
وگرنه همه ميخوان درباره موفقيت سخنراني کن
ببين اونجاست- آره....آره....ديدمش-
...اهمممم....اههمممم
آب؟
سلام،نانديني هستم- سلام-
کريتي هستم سلام
چه درکي از موفقيت دارين
معرکه اين
!سخنرانيتون معرکه بود- ممنون-
ميبينمت ميبينمت
ببخشيد
ميبينمتون
حتما- حتما-
پسره باهوشيه نه؟
چرا يه قلپ آب نخوردي؟
,بخاطر آب نبود
ميخواستم ميبينم کار ميکنه يا نه منظورش اينه که سرفه کرد و بهش آب دادن
که عالي کار کرد
...سلام- سلام-
سلام ريشي
آجي هستم
تو امتحان ورودي اينجا جزو رتبههاي اول بودم
حرفاي قشنگي درباره موفقيت زدي،عالي بود
ولي تو امتحانا سعي نکن با من رقابت کني
شايد نظرت نسبت به موفقيت عوض شه
سلام رتبه اولي
برو درست رو بخون
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
خيلي بزرگه که؟ چجور ميخواي اينجا زندگي کني؟
هيچيم نميشه،شما مراقب خودتون باشيد
زياد فکر روستا و زمين رو نکنيد
سر وقت غذا و داروهاتون رو بخوريد.ميبينمتون
...هي راوي
تو هم سر وقت غذات رو بخور نگران نم نباش
دو روزي يه بار بهم زنگ بزن،پسرم- چشم بابا،حالا برو-
...داداش
خوابگاه پسرا کدوم طرفيه؟
,مستقيم برو بعد برو سمت چپ يه اعلاميه زدن
رو اون نوشته.برو
وسايلم سنگينن،يکيتون کمکم ميکنه؟
همينجوريش دير کردي حالا کمک هم ميخواي؟
اينجا همه کاراشون رو خودشون ميکنن !بزن به چاک
مگه نگفت بهت؟ بزن به چاک
ببخشيد خوابگاه دخترا کدوم طرفه؟
,مستقيم برو بعد سمت چپ يه تابلو اعلاميه هست
همه چي رو تابلو نوشته شده برو بگرد و پيداش کن
ببخشيد وسايلم زيادن ميتونيد کمکم کنيد؟
هاه!همه بايد مشکلاتشون رو خودشون حل کنن خودت بايد وسايلت رو ببري
تو هم بايد خفه شي
!جملات احمقانهت تو حلقت
!شعور نداري وقتي ازت کمک ميخواد کمکش کني؟ احمق
بيا...بيا،کمکت ميکنم
خيلي ممنون
چي شدش داداش؟
هي،بجاي اينکه بشينيد و درباره دخترا غيبت کنيد
چرا نميايد کمک اين کنيد
,عجيبه
انسانيت داره از درون انسانها پاک ميشه مثل اکسيژن که تو اتمسفر محو ميشه
اهل کجايين؟- حيدرآباد-
حيدرآباد تا حالا نديدمتون
خب،اينجا دانشکده ست و بايد خيلي مراقب باشيد
مراقب چي؟
احمقاي زيادي مثل اونا هست
هر پسري اول کار نقشه ميريزه با 10 تا دختر بريزه رو هم
به اميد اينکه تا آخر سال يکيش باهاش بمونه
بعد اينکه نيم سال تموم شه
راستي،قهوه دوست دارين؟- آره،چرا که نه؟-
خب،همه اينا با جمله "ميتونيم يه قهوه با هم بخوريم؟" شروع ميشه؟
,بعدش هم قرار گذاشتن ديدن و حرف زدن و بقيه کارا
آره ميدونم
پس قهوه بخوريم؟
نه....نه....بر عکس بقيه پرسيدم گفتم شايد قهوه بخواين
!ريشي
گفتي بريم قهوه بخوريم،کجا غيبت زد؟
زمانبنديش عالي بود
,راست ميگفتي احمقاي زيادي تو دانشکده هست
خودم ميتونم ببرمشون.مرسي
کي اين رو ميبره؟
ولش کن،رفت بيا بريم قهوه بخوريم
[سرفه]
هي،چيکار ميکني؟
هم اتاقي مني؟
من بايدازت بپرسم،چه خبره اينجا؟
اتاق خوابگاه ست
خدا ميدونه کي اينجا بوده و چيکارا کرده؟
واسه همين بخور روشن کردم تا اتاق تميز شه
يکم ديگه بيشتر دود کني خودت هم محو ميشي
!اول اون رو ببر بيرون.بيرون
هي...برو
سلام ريشي- سلام-
...بشينيد....بشينيد خواهش ميکنم بشينيد
,هر بار وارد کلاس جديد ميشيم انرژي کلاس فرق ميکنه
يه حس عالي به آدم دست ميده
،هر استادي دوست داره بدونه
دانشجو باهوش کلاسش کيه
اين تابلو راه حله
مسائل سخت و مشکل رو روي اين تابلو ميديم
حل اين مسلئه،ممکنه ماهها طول بکشه
بعضي وقتا تا بعد از ميان ترم هم حل نميشن
,ولي اگه کسي حلش کنه
عکسش رو مجله دانشگاه زده ميشه
تو سالگرد دانشکده هم ازش تقدير ميشه
,خب،مسئلهاي که ميخوام بهتون بدم
صورت مسئله
ايکس به توان دو-4 سي ايکس
تقسيم بر ايکس به توان 2 به اضافه بي ايکس به اضافه سي به توان 2 ميشه؟
مسئله همين بود،ببينيم کي حلش ميکنه
من استاد
بله استاد،من حلش ميکنم- همم....عاليه-
هي،چراغ رو خاموش کن- چشات نميبينه؟دارم مسئوله رو حل ميکنم-
اينقدر واجبه حلش کني؟
شايد واسه تو مهم نباشه ولي واسه من خيلي مهمه
انگار واسه وقت گذروندن اومدي دانشکده
ولي من اينجوري نيستم
بابام کشاورزه و کلي زحمت کشيد تا پول در در آورد من رو با هزار اميد فرستاده دانشکده
پس تو هم با بابات مشکل داري؟
يعني تا حلش نکني چراغ رو خاموش نميکني؟
کي ميدونه؟ شايد هم خاموشش نکردم
اينم از راه حلش
حالا برو چراغارو خاموش کن
سر کلاس هم راه حلش رو ميدونستي؟
آره
پس چرا تو کلاس چيزي نگفتيي؟
خب؟
چراغا زياد اذيتم نميکردن
حالا چراغارو خاموش کن
!خاموش کن
مسئله حل شد؟
اولين باره تو تاريخ دانشکده،مسئله رو يه شبه حل ميکنن
کار کي بوده؟
آجي،تو بودي؟- نه استاد من نبودم-
پس کار کي بوده؟
کار اين بود استاد
تو حلش کردي؟
...خب
من نوشتمش استاد ...من نوشتمش
آره استاد،ديدم راوي داره مينويسش
حتي تو گوگل هم نتونستم پيداش کنم استاد- يالا،بيا....بيا-
ديدين،اين زيبايي دانشکده ست
آره!همه جوره سورپرايز ميشيم
فکر ميکردم آجي حلش کنه ولي راوي حلش کرد
تشويقش کنيد
[تشويق]
واقعا تعجب کردم
حالا بايد يه مسئله سخت تر بهت بدم
کارم رو سخت تر کردي
مرسي استاد
بشينيد
ببخشيد تبريک ميگم
..خب،مسئه امروز
...خب اف از ايکس
اف{ايکس به اضافه پي تقسيم بر 2 مساوي است با}...
پي تقسيم بر 2-قدر مطلق ايکس مسئله رياضي
مشتق پي تقسيم بر 2 رو در بياريد
چي؟ اينم حل کردي؟
نوشتمش،آقا،نوشتمش
چطوري؟ آخه چطور ممکنه؟
...آقا- ها؟-
...دست- ...آره.دست بزنيد..دست...دست..دست-
[تشويق]
ممنونم
آجاي،فکر ميکردم حداقل اين يکي رو تو حل ميکني ولي بازم راوي حلش کرد
!توووووو
!گفتن اتاق راويه
...هي
بفرماييد،در خدمتم؟
هيچي.همينجوري اومدم ببينمتون
خيلي باهوشي راوي- مرسي-
چطوري مسئله به اين سختي رو اينقدر راحت حل کردي؟
چرا ميخواي الان درباره ش حرف بزني؟
بيا بعدا درباره ش حرف بزنيم- باشه-
خب بعدا يه قهوه با هم بخوريم؟
نه،اصلااا
خودم تو روستا دوست دختر دارم خيلي هم بهم اعتماد داره
قراره ازدواج کنيم
راوي،خواستم به عنوان 2 تا دوست با هم قهوه بخوريم
خب بهتره از اول همه چي رو مشخص کرد
,اگه بهم وابسته ميشدي چي بعدش هم چيزاي بيشتري ميخواستي؟
نميخوام اينجوري بشه
!از حد گذشتي داداش،خيلي هم گذشتي
نه...نه.همچين چيزي نميخوام به عنوان دوست.همين
خب،فردا همديگه رو ببينيم
ولي فقط به عنوان دوستها خودت هم بايد صورتحساب رو بدي
باشه،ميبينمت- باشه-
توووو!خيلي خوش شانسي هم اتاقي باهوشي مثل راوي داري
يکم بيشتر باهاش تمرين کن حداقل بتوني قبول شي
چشم خانوم
خداحافظ راوي ميبينمت
...بيا
..ريشي،ميدوني چيه- ...خب،داداش-
چرا وقتي دختره گفت بريم قهوه بخوريم گفتيش خودت بايد صورتحساب رو بدي؟
...ميدوني چيه
واقعا دوست دختر داري؟- باور نميکني؟ يه لحظه وايسا-
اين پالاويه،دوست دخترم
باباهامون با هم دوستن
واسه همين دعوا معوايي تو کار نبود همه چي عادي بود
کيه،داداشته؟- نميدونم کيه-
پس چرا عکسش رو گذاشتي؟
..يه پيرزن تو روستامونه و اينم نوه شه
رفته آمريکا و عکساش رو فرستاده
تو روستا ميچرخه و عکساش رو نشون اين و اون ميده
پز نوه ش رو که آمريکاست ميده
,ميدوني بحث الهام گرفتنه
از عکساش الهام ميگيرم
که يه روزي ميرم آمريکا و با اون آسمون خراشها عکس ميگيرم
اين عکسها برات الهام بخشن؟
بايد يه چيزي برامون الهام بخش باشه
ببندش،نميتونم ببينمش.ببندش
سلام راوي
،راوي،موضوع اينه که
اين الگوريتمها واسم مثل روح هستن
چطوري حلش کنم؟
اين يکي
منظورت از قهوه خوردن اين بود؟
آره
,يه کاري کن هر چي بلد نيستي رو بنويس،فردا بهت ميگم
کل شب بهش فکر ميکنم و صبح بهت ميگم
فقط يکم بهم ياد بده
...ببين اين- الو....الو....دارم ميام-
هر چي بلد نيستي رو برام بنويس
..کل شب فکر ميکنم و حلش ميکنم
صبح همديگه رو ميبينيم- ...راوي-
ميتوي برام مسئله عملکرد ماهواره رو بگي؟
اول کاري که بخاطرش اومدي رو انجام بده بعدش مشکل ماهواره رو حل ميکنيم
واي خداجون،دوباره ميخواد شکنجهم بده- راوي-
راوي،يه لحظه
چت شده تو؟
راوي،وايسا
!اوه
مسئله حل کردي فکر کردي قهرماني چيزي هستي؟
مشکل منم همينه داداش خودم ميدونم نيستم داداش
الان راستش رو ميگم
همتون جمع شيد همه بياين،به همتون ميگم
آهاي،شما هم بياين تو هم بيا خانوم
پوجا بيا،همونجا بمون
من اون مسئلهها رو حل نکردم- پس کي حل کرده؟-
!ريشي
ريشي کومار،هم اتاقيم
ريشي؟- اون مسئلهها رو حل کرده-
اگه شک دارين برين از خودش بپرسين
سلام ريشي- سلام استاد-
وقتي راوي رو بار اول ديدم،شک کردم
ولي الان مطمئن شدم
چرا وقتي خودت مسئله رو حل کردي راوي رو هل دادي اينجا؟
چي گيرم مياد آقا؟
بغير از اينکه تشويق ميشم و عکسم ميره رو مجله
واسه اين چيزا نيومدم دانشکده
پس واسه چي اومدي اينجا؟- ضرورت،استاد-
بايد از دانشکده تون مدرک بگيريم تا به اون چيزي که يخوام برسم
دقيقا ميخواي به چي برسي؟
ميخوام حکومت کنم استاد
چي؟
آرزوم اينه که فرمانروايي کنم استاد
....زمان قديم،آلکساندر براي فرمانروايي به کل دنيا اعلام جنگ کرد
ولي الان براي جکومت نيازي به جنگ نداريم
,گوگل،يوتيوب، ...واتس آپ،فيس بوک،توييتر
الان اين برنامهها به دنيا حکومت ميکنن
اگه بتونيم يه برنامه مثل اينا بسازيم ميتونيم به دنيا حکومت کنيم
زندگي مثل يه مسابقه طولانيه،ريشي
ميخواي مسير رو کوتاه کني و !سريع حرکت کني.مراقب باش.حواست رو بده
اينجوري ممکنه پايين کشيده بشي و دنيا هم فراموشت کنه
!مسير طولاني يا مسابقه طولاني
محمد فرح رو ميشناسيد،استاد؟- هاه؟-
محمد فرح- محمد فرح؟-
کيه؟
اوسين بولت چي؟
کي اوسين بولت رو نميشناسه؟
تو بازيهاي المپيک،تو دسته خودش 3 بار پشت سر هم برنده مدال طلاي 100 متر و 200 متر شده
قهرمانه جهانيه
محمد فرح هم مثل اوسين بولت قهرمان جهانيه
..محمد فرح هم 2 بار پشت سر هم برنده مدال طلا شد
همون المپيکي که اوسين بولت هم بود
ولي دوي 100 متر يا 200 متر نبود دوي 5000 هزار متر و 10 هزار متر بود
ولي هيچکس محمد فرح رو يادش نيست دونده سوماليايي تبار اهل بريتانيا
مردم فقط اوسين بولت رو واسه دو 100 متر به ياد دارن
تو دنيايي که فقط دوندههاي سريع رو به ياد دارن
چرا بايد جور ديگه زندگي کنم؟
حق با شماست استاد
کاش ميتونستم سريع حرکت کنم و هيچوقت متوقف نشم
بگذريم،ممنون که به فکرم بودين
...ريشي
با هم يه قهوه بخوريم؟
ترک کردم- چي؟-
قهوه رو ترک کردم- چرا؟-
بعد شنيدم دي ميتيل فوران توش داره يه نوع ماده شيمياييه
,که منجر به مشکل قلبي ...هاضمه و بي خوابي ميشه
زخم معده و آلزايمر و کلي ديگه بيماري هم هست
نميشه چون يه دختر پيشنهاد قهوه داده جونمون رو به خطر بندازيم
ميبينمت خداحافظ
سلام ريشي
چيزي که گفتي درست بود قهوه عوارض جانبي زياد داره
ولي شنيدم چاي سبز واسه سلامتي خيلي خوبه
چاي سبز بخوريم؟- !واي نه-
چي شده؟
...يه پسر 20 ساله ژاپني
يه برنامه اختراع کرد و به قيمت نيم ميليارد به يه شرکت آمريکايي فروختش
,دنيا همش در حال پيشرفته
اونوقت ما همش ميخوايم قهوه و چاي سبز بخوريم
گيتا- سلام ريشي-
بعدا يه قهوه با هم بخوريم؟
باشه حتما
چي؟
عوارض جانبي رو فقط بايد براي تو توضيح بدم؟
اونم بايد بفهمه نه؟
متوجه شدم !بدجوري خراب کردم.ببخشيد
چي؟
ببخشيد
,اگه ديروز ميگفتي تا الان 4 تا قهوه خورده بوديم
دو تا قهوه لطفا- باشه آقا-
پوجا هستم
اسمم رو که ميدوني؟
منم راويم
يه قهوه ديگه لطفا
"کلمههاي کوچيک...کوچيک"
"يادگاريهاي شيرين...شيرين"
"کلمههاي کوچيک...کوچيک"
"يادگاريهاي شيرين...شيرين"
"يه آشنا"
"هميشه کوچيکه"
",تو اين دوستي"
"زمان هميشه برامون کمه"
"هزاران هزار داستان وجود داره"
"با اينحال داستانهاي جديد بوجود مياد"
"هزاران هزار داستان وجود داره"
"با اينحال داستانهاي جديد بوجود مياد"
"کلمههاي کوچيک...کوچيک"
"يادگاريهاي شيرين...شيرين"
"چيزي نيست که مثل آهنگ و رقص يادش بگيري"
"...اگه بپرسي دوستي چيه درسيه که هيچ کتابي براي آموزشش نيست"
"وقتي ميخواي سمتت نمياد"
"وقتي هم بخواي ولش کني،نميتوني فراموشش کني"
"...اگه ازم بپرسي دوست کيه ميگم ثروتي که نميشه به ارث برد"
"با مهربونيهاش زندگيت رو شيرين ميکنه"
"تنهايي رو ازت دور ميکنه"
"هزاران هزار داستان وجود داره"
"با اينحال داستانهاي جديد بوجود مياد"
"کلمههاي کوچيک...کوچيک"
"يادگاريهاي شيرين...شيرين"
!بچهها همگي توجه دو روز ديگه جشن دانشکده رو داريم
تم جشن هم رتروئه رترو: لباسهاي قديمي
"اگه کسي اين خاطرات يادش نباشه،تو زندگيش نميتونه شکرگزار باشه"
"دوستي لحظات شيرينيه که تا هميشه تو قلب آدم ميمونن"
"حتي لبخند بدون غم يه ذره هم ارزش نداره"
"اين دوستيه که موقع ناراحتي هم لبخند رو لبات مياره"
"مشکلات تو رو مشکلات خودش ميدونه"
"تو رو به موفقيت ميرسونن"
"هزاران هزار داستان وجود داره"
"با اينحال داستانهاي جديد بوجود مياد"
"کلمههاي کوچيک...کوچيک"
"يادگاريهاي شيرين...شيرين"
،کي.ريشي
ريشي...تبريک ميگم.رتبه اول شدي
ايول داداش
تو چي؟- منم قبول شدم-
ولي راوي دو تا از درساش رو افتاد
...بابا
گفتي نتايجت رو امروز ميزنن چي شد؟
تو امتحانا قبول شدم.نمرههام هم خوب بود
هي،پسرم تو امتحاناش قبول شده
حالت چطوره بابا؟
خوبم و محصول امسال مون هم خيلي خوبه
مادر زمين هيچوقت نا اميدمون نميکنه
خوب!راستي سرت گرم درسات نشه. سر وقت غذا بخوري
مراقب خودت باش- باشه بابا-
!هي راوي
...راوي
چي شده داداش؟
حس ميکنم دارم ميميرم
چرا؟
بابام خيلي بهم اميد داشت
فکر ميکردم بيام اينجا به همه چي ميرسم
ولي اينجا هيچي آسون نيست نميتونم خودم رو برسونم.خيلي سختن
نميتونم همش به بابام دروغ بگم
بخاطر دو تا درس که افتادي ميخواي بميري؟
تو چي براي از دست دادن داري؟ حتما ميگي هيچي
همه چي واسه تو آسونه تا حالا نديدم درس خوني
کل شب رو درس ميخونم
ولي تو رتبه اولي ميشي و من ميوفتم
چرا هميشه اتفاقاي بد برام ميوفته؟
راوي،مشکلت پدرت نيست
خودتي
ميدوني تا حالا چد نفر اينجا شکست خوردن؟
,بجاي اينکه قدرتشون رو تشخيص بدن از قدرت ديگران ترسيدن
همش فکر اينن که بقيه چيکار ميکنن چجوري اينکار رو ميکنن؟
چرا فقط واسه اونا از اين اتفاقا ميوفته ولي ما همه چي رو ميبازيم
ببين،هر کي قهرمان زندگي خودشه
هر کي قدرت مخصوص خودش رو داره
من قدرت خودم رو دارم تو هم قدرت خودت رو
اعتماد به نفست همون قدرت ته
پاي چيزي که بهش ايمان داري بايست
اون موفقيت و پيروزي هم خودش مياد به پات ميوفته
ريشي،وقتي کنارمي خيلي دل و جرات پيدا ميکنم
دل و جراتت من نيستم،باباته
...يالا
...هي،يه درخواست کوچيک داشتم
چي؟
تو رو خدا نگو که ميخواي بري آمريکا
تا نزديک اون ساختمونا عکس بگيري
عکس اون يارو هم از کمدت در بيار
تحمل ريختش رو ندارم
خب،بگم ميخوام برم آمريکا ساختمون بسازم؟
بيا...بيا
ريشي،يکي کارت داره- کي؟-
نميدونم،زمين پشتي منتظرته
سلام ريشي...بانو پراساد،عضو شورا
پدر آجي هستم- سلام آقا-
,ريشي،موضوع اينه که
از وقتي نتايج امتحانات ميان ترم اومده آجي افسردگي گرفته
متوجه شدم دليلش تويي
آجي،بچگيش علاقهاي به درس نداشت
...من کاري کردم که سخت درس بخونه
بهش قول ميدادم اگه رتبه اول بشه هر چي بخواد براش ميگيرم
يواش يواش،رتبه اول شدن براش يه وسواس شد
تا حالا کسي سر راهش نبود
اولين باره...تو سر راهش قرار گرفتي
خواستم بگم اگه ميشه يکم بهش آسون بگير
به آجي حسوديم ميشه که پدري مثل شما داره
اينکه بخواين پسرتون رتبه اول بشه هيچ مشکلي نداره
ولي اينکه از کسي بخواين عقب بکشه....اشتباهه
من يه مشکل دارم آقا
,وقتي يکي ميگه ميبازي عادتمه که ببرم و بهش نشون بدم
پسرتون اين اشتباه رو کرد و حالا هم شما تکرارش کردين
چقدر ميخواي؟
هر چيزي قيمتي داره
پدرت يه کارمند ساده ست
تو منطقه کوکاتپالي يه خونه کوچيک دارين
بگو،چقدر ميخواي؟
شما چقدر ميخواين؟
فکر کنم اين بده بستونها عادت تون شده
قيمت تون رو بگين
,دقيقا 5 سال ديگه همين پول رو با سودش ميدم بهتون
...هي،به حرف داداش گوش کن .وگرنه
کدوم خري زر زد؟
کي بود؟
من بودم
...وگرنه
وگرنه...چه غلطي ميکردي؟
...هي
وگرنه...چه غلطي ميکردي؟
هيچي
,اگه قبلش همين رو ميگفتي اينجوري دعوا نميشد
بدون هيچ صدايي از اينجا ببرشون
پسرتون مطمئنه که شما حتما يه کاري ميکنيد
اگه جريان رو بفهمه ديگه بهتون اعتماد نميکنه
حداقل،نذاريد اينجوري بفهمه
قيمت تون رو بگيد
دقيقا تا 5 سال ديگه
آبجي،چرا واسه تعطيلات اومدي خونه اينقدر نگراني؟
خب،ريشي رو هم دعوت کردم خونه مون
نگرانم مياد يا نه [بوق موتور]
اومدش
سلام ريشي- سلام-
خيلي نگران بودم که مياي يا نه
,اومدم سر بزنم نگراني چي؟
بيا ريشي
جوري ديگهاي انتظار داشتم ولي خونه تون خيلي آرومه
دستشويي کجاست؟- ...اونجا-
...انگار يه ذره هم نگران نيست
که به عنوان دوست پسرت اومده خونه و ميخواد اعضاي خانواده رو ببينه
فقط به اعضاي خانواده درباره عشقم گفتم
هنوز به ريشي نگفتم
چي؟ ريشي نميدونه دوسش داري؟
اوه،نميدونه
!بدبخت!پس کارش ساخته ست- همه رو صدا بزنيم؟-
اومدش
بشين پسرم
بفرماييد آقا
چيه؟
پوجا گفت قهوه دوست داري بفرما پسرم
پدربزرگ پوجا هستم- منم مادربزرگشم-
مادر مادرش هستم- منم پدر مادرشم-
پسر بزرگمه...باباي پوجا- سلام-
اين دخترمه يعني مامان پوجا
....اينم پسر دوممه و- اوه،چرا اين همه؟-
انگار دارم رنامه در مورد ژن ميبينم
همتون خانواده پوجا هستين؟
خوبه،تو چي؟ چند تا خواهر برادر داري؟
...ندارم،خواهر،برادر ندارم تک فرزندم
شنيدي باجناق؟ تک پسره
خوبه
تک پسري من چيش براي شما خوبه؟
...ولش کن
,بعد از تموم شدن درست
درآمد ماهانهت 50 هزار لاک هست؟
درباره درآمدم الان چي بگم آخه؟
چقدر درآمد دارين؟ چند نفر تو خونه حقوق بگيرن؟
درسته
پسرم،ميخوري؟- آره-
بعضي وقتها ميخوري يا هميشه ميخوري؟ منظورش شرابه
بعضي وقتا ميخورم ولي خيلي ميخورم
!اوه
خوبه،خوب کسي گيرمون اومده- آره-
خونه قشنگي داريد- چي؟-
خودتون سوال ميپرسيد و خودتون هم جواب ميدين
پسرم،پدر و مادرت که ديابت يا فشار خون ندارن؟
,نه ندارن،ولي الان انگار خودم دارم
...سالم بنظر مياي که چطور ديابت يا فشار خون داري؟
چرا اين سوالا رو ازم ميپرسين؟
,هيمنجوري پسرم
بايد همديگه رو خوب بشناسيم ديگه نه؟
پوجا بايد باهات حرف بزنم ميشه يه لحظه بياي
برو...صدات کرد- برو،دخترم-
چرا يه جوري باهام حرف ميزنن انگار اومدم خواستگاري؟
خب ميخوان بدونن پسري که دخترشون دوست داره چه جور اآدميه
...آره،چرا که نه؟ ولي اونا
دوست دارم ريشي
از کي؟
از وقتي که درکت کردم فهميدمت
"...براي رويا،اون رويا"
"چشام رو بهش بدم؟"
"که مطمئن شم اين خواب و رويا نيست"
"بهشون ثابت کنم؟"
"گل رزي که رو قله اورست شکوفه داده،لبخند ميزنه"
"ستارههايي که با تلسکوپ هم ديده نميشن"
"ميگن که گرفتار عشقت شدم"
"با جدا کردن خودم از خودم"
"آروم من رو به سمت ابرها ميبرن"
"گل رزي که رو قله اورست شکوفه داده،لبخند ميزنه"
"ستارههايي که با تلسکوپ هم ديده نميشن"
"ميگن که گرفتار عشقت شدم"
"...براي رويا،اون رويا"
"چشام رو بهش بدم؟"
"که مطمئن شم اين خواب و رويا نيست"
"بهشون ثابت کنم؟"
"اين روشنايي از الماس من داره ميدرخشه؟"
"وقتي به سمتم مياي تو چشام ديده ميشه؟"
"...رنگهاي اتاق نقاشي"
"وقتي کنارم ميايستي رو گونههام ظاهر ميشن"
"اگه براي عاشقي جايزه نوبل بود" "مطمئنم برنده ش ميشدي"
"گل رزي که رو قله اورست شکوفه داده،لبخند ميزنه"
"ستارههايي که با تلسکوپ هم ديده نميشن"
"ميگن که گرفتار عشقت شدم"
"...براي رويا،اون رويا"
"چشام رو بهش بدم؟"
"که مطمئن شم اين خواب و رويا نيست"
"بهشون ثابت کنم؟"
[دانشجوها در حال حرف زدن]
گرفتم
شش ماه آموزش بمبئي و ,بعدش هم کار تو امريکا
همش بخاطر تو بود
خودت تلاش کردي چرا اعتبارش رو ميدي کسي ديگه؟
اول به بابات بگو
چي شده پسرم؟
بابا،کار گير آوردم
حقوقم ماهانه،دو لاکه
,هي سايبابو دامادت کار گير آورد
,سند آسياب برنج رو حاضر کن بايد واسه جهيزيه بهش بدي؟
سلام راوي،از همون اول ميدونستم بيشتر از بابات بهت اعتماد داشتم
عمو،خبر رو به پالاوي بدين
...خودت بهش بگو خوشحال تر ميشه
باشه عمو
اين چيه؟
نامه پيشنهاديم،سالانه يک کرور
اين بيشترين نرخ تو تاريخ اين دانشکده ست
اگه ميتوني شکستم بده،ريشي- کي ريشي کومار-
صبح بخير آقا
کي ريشي کومار،رتبه اول تو نيمسال خوبه
بهمون بگو چه حيطهاي دوست داري مشغول به کار شي؟
بعدش ميبينيم براي اينکار مناسبي يا نه
نيومدم اينجا بهم پيشنهاد بدين آقا اومدم بهتون پيشنهاد بدم
شرکت تون چندين ساله داره تلاش ميکنه ...با گوگل و فيس بوک رقابت کنه
تا يه واسط جمعي درست کنه
ولي اين خيلي بيشتر از اين چيزاست
يه سيستم عامل بر اساس هوش مصنوعي
اين دستور العمل کاربراست ميتونيد کد و رمزها رو مشاهده کنيد
شماره تلفنم رو آخر صفحه ميتونيد ببينيد
منتظر تماس تون هستم
...ببخشيد
خيلي غرور داري،داري ريسک بزرگي ميکني
,مراقب باش ممکنه همين چيزي هم که داري از دست بدي
اگه وارد بازي ترس از برد و باخت بشيم هيچوقت برنده نميشيم
بهتون گفتم نه؟ شمارهم آخر صفحه ست
يادتون باشه
مهموني واسه چيه؟
...يالا ريشي رو شکست داد نه؟
تو چي شکستش داد؟
,تو مصاحبه کمپ امروز آجي بيشترين حقوق رو گرفته
هنوز نميدونه؟- چي رو؟-
ها؟
خوب تو نامه پيشنهادي شرکت رو گرفتي
ولي ريشي به خود شرکت پيشنهاد داده
...فردا،رئيس روساي شرکت ميان دانشکده
تا با ريشي قرارداد ببندن
!تو روحش
ريشي،ريشي،ريشي! کل دانشکده درباره تو حرف ميزنن.ريشي
قهرمان شدي
خيلي واست خوشحالم
بهت افتخار ميکنم ريشي
من رو بيخيال،مصاحبه خودت چطور پيش رفت؟
از اينفوسيس پيشنهاد داشتم ولي قبولش نکردم
چرا؟
وقتي ميخواي بري آمريکا منم بايد باهات بيام ديگه نه؟
...بياي و - ازدواج کنيم-
اونجا يه خونه خوشگل ميخريم ...تو،من،بچههامون
اين رويامه،ريشي
هنوز متوجه نشدي پوجا
من هنوز چيزي بدست نيوردم
بعد از رفتن،بايد به کلي از اهدافم برسم
آره،ريشي منم کنارت هستم ديگه نه؟
ازت حمايت ميکنم
حرف زدنش خيلي راحته پوجا
ولي تو واقعيت غيرممکنه
همه اين سالها دنبال اين فرصت بودم
مسئوليتهايي که دارم نبايد چيزي مانعشون بشه
فکر ميکني من مانع کارت ميشم؟
مانع نه،مغزم رو درگير ميکني
,اگه اينجا درگير باشه ديگه کار نميکنه
تا الان نميدونستم برات سربارم
چقدر بايد منتظر بمونم؟
يک سال،دو سال،3 سال؟
جوابي واسه سوالت ندارم
خب،الان بايد چيکار کنيم ريشي؟- بايد از هم بگذريم پوجا-
بيا همينجا تمومش کنيم
اون چيزايي که از زندگي ميخوايم خيلي با هم فرق دارن
اگه باهمديگه باشيم زندگي تو رابطه مون وجود نداره
واسه هر دومون بهتره همينجا تمومش کنيم
خيلي راحت تمومش کردي ريشي
فکر کردم فهميدمت ولي الان ميفهمم اصلا نشناختمت
هي،پوجا گفت نميخواي باهاش رابطه داشته باشي؟ راست ميگه؟
بيخيال شو
يعني اينقدر راحت پوجا رو فراموش ميکني؟
اون رابطه واسه هردومون خوب نبود
بيخيالش
پوجا رو فراموش ميکني؟- !آره فراموش ميکنم-
,همه اين روزا فکر ميکردم خاصي،فرق ميکني
اشتباه ميکردم ،تو هم مثل بقيه اي
که استفاده ميکنن و بعد دور ميندازن
يعني من رو اينجور شناختي؟
همينقدر؟
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
برنامه امتحاني ترم تون رو الان ميگيرين امتحاناتون هم از فردا شروع ميشه
همگي موفق باشيد
ريشي،معذرت ميخوام...خواهش ميکنم يه چيزي بگو
صبح بخير آقا- صبح بخير-
امروز روز آخر امتحاناته سوالات آخرين امتحان دزديده شده
کي ريشي کومار
ريشي
اين چيه ريشي؟
وقتي گفتي نيمسال اول رتبه اول بودي فکر کردم با بقيه فرق داري
پس رازت اين بود؟
آقا،ميدونيد که کار من نبوده
دونستش کار من نيست،کار پليسه
عمرا بتوني از اين قضيه قسر در بري ريشي
اگه بخوابم به زبون خودت بگم کاري ميکنم که اين آخر کارت بشه
برو بيرون و منتظر بمون صدات ميکنيم
چي شده آقا؟ شوخيتون گرفته؟
اصا باورتون ميشه که ريشي برگهها رو دزديده باشه؟
ميخواين با ريشي چيکار کنيد؟
اخراجش ميکنيم
اخراج؟- بله-
ميخواين ريشي رو از دانشکده اخراج کنيد؟
آقا،اگه ريشي از اين دانشکده قبول شه و بره
ريشي بخاطر مدرکي که از اينجا گرفته به جايي نميرسه
بلکه اين دانشکده ست که بخاطر ريشي به جايي ميرسه
احساساتتون رو درک ميکنيم
ولي مدارک خيلي بيشتر از احساسات شماست
همه مدارک عليه اونن
چه خبر ريشي؟ کليد کمد رو پيدا کردن؟
,فکر کردي هر کاري ميکني هر چي ميخواي بدست مياري و به جايي ميرسي
کجا ميري؟ همينجوري اينجا ميموني
,اين ترسي که داري
همينجوري نگهش دار
!برو
فکر کنم حق با شماست آقا ممکنه کار ريشي نباشه
چي شد؟
يه سرنخ قوي ديگه پيدا کرديم مطمئنيم که کار ريشي نيست
ميتونه بره
ممنونم آقا...ميدونستم ميدونستم
ريشي،ميتوني بري
هيچکس نميتونه جلوت رو بگيره.برو
ريشي،اوسين بولت رو ديدم
حالا،ميخوام تو رو ببينم
!فقط بدوووو.بدوووو
!مامان
!مامان
بيا تو پسرم حالت چطوره؟
هميشه خوبم،مامان
وقتي اون مياد مياي ديدنمون؟
...خب
مامان،2 روز ديگه ميرم آمريکا
ريشي،به بابات بگو
بايد برم
مراقب خودت باش
سلام دوستان،ايشون ريشي کومار هستن رئيس تيم تون هستن
ريچارد- سلام-
نيدهي- سلام-
ممنونم
جناب موهان،پروژه کامل شد
ميتونيد بريد
...وقتي سرتاسر دنيا در حال رقابت بر سر اختراع
سيستمي بر اساس هوش مصنوعي بودن
,پسر تلوگويي ما ريشي کومار موفق شد
تا 2 روز ديگه قراره اين برنامه در نيويورک عرضه بشه
سلام ريشي- آقا-
موفق باشي
مشتاقاته منتظريم- ممنونم آقا-
ريشي،گفتي نکات مهم رو بگم؟
تا 5 دقيقه ديگه صداتون ميکنن
هي کانا،بعدا زنگ ميزنم- ...ريشي-
چي شده؟
بايد فوري بياي هند- چي شده؟-
بابات....از دنيا رفت
ديشب تو خواب فوت کرد
مامان چطوره؟
هر چه زودتر بيا هند
...اي آي
تا الان زبان فکري بود
ولي از الان زبان معمولي ميشه
ميتوني الگوي زندگي تون رو همونجوري که در تصوير ميبينيد،نشون بده
کامپيوتر شخصي تون يا موبايلتون باهاتو حرف ميزنه
جوريکه نميتونيد تصورش رو بکنيد
از تعطيلات آخر هفته گرفته تا سخت ترين مسائل
اين هوش مصنوعي ميتونه در آينده با هوش انساني يکي بشه
و اون آينده الانه
...ريشي
بابات گفت هر وقت اومدي هند اين رو بدم بهت
ولي فکرش رو نميکرد اينجوري بياي
ريشي،اين روزا خيلي دلتنگت شدم
نميدونم چرا اينقدر فاصله بين مون زياد شد که با هم حرف هم نميزديم
فکر کنم دليلش خودم بودم
ميدونم از بچگي من رو يه بازنده ميديدي
ولي هيچوقت حس يه بازنده رو نداشتم
اونم بخاطر تو
...چون
من دليل خواستهت براي بردن و اينجايي که هستي،بودم
من بازنده نيستم
من يه بازنده موفقم
ميدونم به هر چيزي که ميخواي ميرسي
براي همين ميخواستم مجبورت کنم کاري که خودم نتونستم رو انجام بدي
اگه ميشه من رو ببخش پسرم
دلم برات خيلي تنگ شده پسر
چيزاي خيل يکوچيک رو يادمه
,يادته
وقتي بچه بودي ميبردمت پارک
وقتي برميگشتيم،يکي واسم بگير
کاش ميتونستم بيشتر باهات حرف بزنم
بابات ديوونه تو بود
ولي نميدونم چرا با هم هيچ حرفي نميزدين
,اگه بابات زنده بود حتما خيلي خوشحال ميشد ريشي
حتما خيلي بهت افتخار ميکرد
آره استاد،الان نيست که ببينه
رفيق،به بيشتر از اون چيزي که ميخواستي،رسيدي
امروز رو نبايد ناراحت باشي به خواستهت رسيدي
ميتونم سلفي بگيرم؟
هيچ دختري باور نميکنه تو دوستمي يالا بيا
با اين سلفيها به دنيا فرومانروايي ميکنم
بخند بابا
!ووووهوووو
همتون يه جايين؟- آره استاد،تو يه کمپ-
خوبه،خوبه،خوبه
استاد،پوجا چطوره؟
پوجا،خوبه،حالش خوبه
تو يکي از شرکتهاي بازي حيدر آباد،رئيس تيمه
ازش خواستم بياد
خودت ميدوني ديگه جوابش چيه ريشي؟
خب ريشي،راوي چي شد؟
جدايي بدي داشتيم منظورش دعواشون بود
ازم عصباني بود
بعد از اون نه من باهاش حرف زدم نه اون باهام حرف زد
اولين باره درباره راوي ميشنوم ريشي
استادت شمارهها همه بچهها رو داد
ولي چيزي درباره راوي نگفت
استاد،راوي صميمي ترين دوست ريشي بود
چطور بهش چيزي نگفتين؟
خب...راوي باهام در تماس نيست
واسه همين يادم رفت
راستي،کجا زندگي ميکني؟- ويرجينيا-
همديگه رو ميبينيم ميبينمت
!ريشي،شرابش مال قرن 18 مه
دوستم ميگفت يکي بايد خيلي خوش شانس بشاه که از اين بخوره
منم بخاطر تو شانس آوردم
استاد،چه اتفاقي براي راوي افتاده؟
راوي چش شده؟ هيچي هيچيش نشده
استاد،راوي چش شده؟- چرا الان درباره ش ميپرسي ريشي؟-
استاد،راوي چش شد؟- راوي اخراج شد،ريشي-
چي استاد؟
اخرين روزت تو دانشکده،آخرين روز اونم بود
همون روز از دانشکده اخراج شد
چرا استاد؟
...وقتي واسه برگههاي امتحاني بهت تهمت دزدي زدن
فکر کردم بخشيده شدي چون اينکار رو نکردي
ولي بعدا فهميدم که کار راوي بوده
راوي رفت پيش پليس و اعتراف کرد
چرا همچين کاري کرد؟
منم همين سوال رو ازش پرسيدم
استاد،اون ريشيه ميخوان جلوش رو بگيرن
نبايد جلوش گرفته شه استاد
اگه جلوش رو بگيرن،همه چي اينجا بي معني ميشه
من چي ام استاد؟ هيچي،من هيچي نيستم منم مثل بقيه م
ولي ريشي خاصه
با همه فرق ميکنه و جاش اينجا نيست مطمئنم به جايي ميرسه
اونموقع فهميدم که چقدر روي راوي تاثير گذاشته بودي
براي اون تو حکم سوپرمن رو داشتي
بخاطر تو،آينده شغليش رو هم بخطر انداخت
ولي باباش که اميد زيادي بهش داشت اينجوري فکر نميکرد
وقتي خبر اخراج راوي رو فهميد خودکشي کرد
هيچکس مثل اون تو رو درک نکرد،ريشي
ميدونست که کمک هيچکس رو نميخواي
براي همين ازم خواست قسم بخورم و چيزي نگم
همه اينکارارو براي موفقيت تو کرد
امروز هم تو موفقي ثابت کردي
تبديل به معناي موفقيت شدي
بدستش آوردي موفق شدي ريشي
ولي همچين حسي ندارم استاد
",فکر ميکني اين تويي اين حقيقته و همه اينا مال توئه؟"
"نه اين چيزي نبود که فکرش رو ميکردم"- ...اين-
"دنبالش ميگشتم" اصلا من رو نشناختي تو-
"مثل يه سوال ميموني که منتظر جوابي"
"تا حالا کسي خودساخته نبوده؟"
جوابي واسه سوالت ندارم
"اگه ادعا ميکني زندگيت رو يا کمک ديگران اداره ميکني"
"تا حالا کسي تنها زندگي نکرده؟"
"اين خوشبختي که همش ازش تعريف ميکنن،همش مال توئه؟"
"اون لبخند پيروزي از رو لبات محو شد؟"
موفقيت تو زندگي يعني فقط چندرغاز درآوردن؟
",حس ميکني اين خودتي اين خود خودتي،خود حقيقيت؟"
"نه،اين چيزي نبود که فکرش رو ميکردي و دنبالش بودي"
"مثل سوالي ميموني که منتظر جوابي"
"زمان هيچوقت به عقب برنميگرده و چيزي که ميخواي رو بهت نميده"
چي شده ريشي؟
بزرگت کردم مي فهمم توي حال خودت نيستي
چيزي شده پسرم؟
مامان من موفق ام؟
اين چه سوالي ـه پسرم؟
اين چيزي که ميخواستي و براش سخت زحمت کشيدي
به چيزي رسيدي که آرزوش رو ميکردي
امروز به همين فکر ميکردم
راوي...اون دوستم بود مامان
زندگيش رو به خاطر من فدا کرد
امروز حتي نميدونم کجاست
ولي من يه همچين جايي ام
پوجا رو که فکر ميکرد من دنياشم رو ول کردم
وقتي بابا زنده بود هم نمي تونستم باهاش ارتباط برقرار کنم
موفق شدم مامان؟
چي به دست آوردم؟
ريشي تا حالا کاري رو کردي که ميخواستي
الان ديگه دنبال دلت برو
مي بيني که موفق ميشي
ريشي زنگ زديم چون هيئت مديره ميخواستن جلسه بذاري
خواهش ميکنم
خُب من ميخوام برم
شما مديرعامل هستين کجا ميخواين برين؟
...توي موقعيت الان
همه ما به اتفاق فکر ميکنيم که اين تصميم درست نيست
برنامه تا 6 ماه ديگه ادامه داره
قربان بايد بدونيم چه کار بايد بکنيم
برنامهها چي ميشه؟
فکر کنم من مديرعامل اين شرکت ام
من مدير عامل ام و همين جا ميگم
هيچ سوال و جوابي در کار نباشه
مي خوام برم
به هند ميرم
"نفس مثل سيل خروشان ميشه"
"دوباره داستان خودت رو شروع ميکني؟"
"اين همه مدت آسمون جلوت رو گرفته بود؟"
"حالا ميتوني اين پايينيها رو نگاه کني؟"
"با اينکه با سرعت به پيروزي رسيدي"
"هنوز به مقصدت نرسيدي؟"
"دوستي من رو به اينجا کشوند"
"چيزي که هيچوقت فراموش نميکني و از يادت نميره"
"عشقش رو از تو پنهون کرد"
",تو قلبش مثل يادگاريه قلب منتظرش زخم خورده ست"
"با اينکه سر خم ميکنه و بهش تعظيم ميکنه"
"دلت نميخواست جاي ديگه به موفقيت برسي؟"
"وقتي سراغ آدرس ضربان قلبت رو ميگيري"
"اصل و نسبت رو نشون ميده"
"قدمهات رو داري به سمت گذشتهاي که ول کردي،برميداري"
"معني خوشبختي که بهش رسيدي رو تونستي درک کني؟"
فرودگاه بين المللي گاندي حيدرآباد
...مدير عامل شرکت بزرگ بنياد
ريشي کومار براي اولين بار به هند اومد
دليل ناگهاني اين بازديد هنوز مشخص نشده
ريشي کومار ميخواد 6000 کرور در ايالت تولگو سرمايه گذاري کنه
چرا اين رو گفتي داداش؟
وقتي ميگيم ميدونيم خبره ولي وقتي نميدونيم ميشه خبر فوري
ميگيم براي سرمايه گذاري 6000 کرور اومده
اگه سرمايه گذاري کرد اولين نفر ما اين رو گفتيم
اگه سرمايه گذاري نکرد يه مقاله مينويسيم و باز ما اولين نفر ميگيم نکرد
کي ميخواد ازمون سوال کنه
پوجا کجايي؟
عشق سابقت اومده هند
دليل اومدن ريشي کومار چيه؟ اين خبرها رو نمي بينم-
اگه شما هم ديدين بهم نگين
کانا مامان رو ببر خونه باشه-
ايشون راماکريشنا هستن
به شما کمک ميکنه سلام-
...آقا...آقا ...آقا...آقا...آقا
دليل سفر ناگهاني تون به هند چيه؟
درسته شما براي سرمايه گذاري 6000 کرور به هند اومدين؟
...آقا...آقا لطفاً آقا-
لطفاً آقا-
اين يه سفر شخصي ـه
نه يه سفر کاري
...آقا،آقا،لطفاً آقا يه دقيقه-
قربان،يه سوئيت بزرگ تو پارک حيات براي همه جلسههاتون رزرو کرديم
...همون طور که گفتين
ببين کجا رو برات فرستادم
آقا به نظر اشتباه کردين اينجا منطقه راماوارام توي گوداواري رو نشون ميده
درسته بايد به اونجا بريم باشه آقا-
آقا اون راوي که دنبالش هستين توي اون چادر زندگي ميکنه
...راوي
!هي ريشي
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: سميرا و فاطمه
بگير
حتي نميدونم چي برات بيارم
چي شد اينجا اومدي؟
ببخشيد راوي
براي چي رفيق؟
فراموشت کردم
فراموش کردي؟ ميدوني تو کي هستي؟
مدير عامل ريشي کومار خيلي کارهاي بزرگي انجام دادي
چرا بايد اين وسط ياد من مياُفتادي؟
خودت رو ببين خيلي موفق شدي
ولي تو نشدي درسته؟
موفقيت تو مثل موفقيت منه
بيا بريم کجا؟-
مگه هميشه نمي خواستي با اون ساختمونها عکس بگيري؟
بيا با هم بريم عکس بگيريم
اينا براي قبل بود ريشي الان نه ديگه
بابام ديوونه اين روستا بود
هر خاطرهاي که ازش دارم مربوط به اين خونه و اين روستا ست
اگه از اين خونه برم از دست دادنش رو بيشتر حس ميکنم
ولي اونها ميگن اين خونه و اين روستا بايد کلاً از بين بره
چه اتفاقي افتاده؟
ميگن توي دريا معدن گاز پيدا کردن
مي خوان هر روستايي که سر راه اين لوله گاز هست رو تخليه کنن
روستاي ما يکي از اون روستاهاست
مردم روستا بايد موافق باشن ديگه؟
موافقت کردن
تعداد کمي موافقت کردن
بقيه يا به خاطر ترس موافقت کردن يا به خاطر پول
ولي من نکردم
هر روستايي که سر راه باشه رو اينجوري خراب ميکنن
تا 4 ماه ديگه به روستاي ما ميرسن
مردم اينجا همه کشاورزن
روستا و خونههاشون رو ترک ميکنن
ولي هيچکدوم نميدونن کجا برن چطور قرار که زندگي کنن
اين بچهها رو ببين
ديگه هويتي ندارن
تا 3 سال پيش توي اين زمين کشت ميشد
حالا ببين چطور شده
از 3 سال پيش دارن براي گرفتن زمينها تهديد ميکنن
کاري کردن که هيچکي اين محصولات رو نخره
بانکها وام کشاورزي رو ديگه ندادن
همه کشاورزها رو تا جنون کشيدن و کاري کردن اميدشون رو از دست بدن
اون پيرزن توي ايستگاه رو ببين
...درست مثل کشاورزا
پسرش مثل کشاورزا به اميد کار رفته شهر
هر روز مياد اينجا منتظر ميمونه به اميد اينکه اون برگرده
اون نمياد ولي اميدش رو از دست نميده
ريشي مگه خودت هميشه بهم نگفتي؟
اون موقع نفهميدم ولي الان ميفهمم
الان ميدونم
اين روستا قدرت منه
حاضرم بميرم ولي هيچکي اين روستا رو لمسم نکنه
همين که تا اينجا اومدي براي من کافيه
نمي تونم باهات بيام
اومدم تا تو رو با خودم ببرم
اون چيزي که ميخواي رو ميگيرم بعد با خودم ميبرمت
اونقدر که فکر ميکني آسون نيست ريشي
آسون نيست
ولي به من ميگن مديرعامل ريشي کومار
از ديدن تون خوشحالم جناب ريشي
شما از اين موضوع اطلاع ندارين
تازه از آمريکا اومدين
خريدن اين زمينها وقتي قرار به توسعه باشه رايج ـه
ولي اونها همه زمين کشاورزي هستن آقا
درسته ولي هيچ کِشتي اونجا صورت نمي گيره
همه اين زمينها باير هستن و براي هيچ محصولي مناسب نيستن
و اين از دسترس من خارج ـه آقاي ريشي
اميدوارم درک کنيد
عوض نمي شين؟ نمي خواين درست بشين؟
ميدونين چقدر تلاش کردم عضو نمايندهها بشم؟
زماني که اين شرکت اومد گفت100.000 به ازاي هر هکتار پرداخت ميکنه
با کلي زحمت اون رو به 125000 رسوندم
اين رو ميدونيد؟
آقا بله-
آقا 125000 خيلي کمه
توي روستا همسايه به ازاي هر هکتار 6 لاک پرداخت ميکنن
صبر کن
هميشه به شما گفتم
چه شما موافق باشين چه نباشين اونا روستا رو خراب ميکنن
حالا که يه آدم پولدار پيداش شده
کي همه موضوعات روستا رو بهش گفته؟
درباره چي حرف ميزني؟
مگه اون پولداره دامادت رو نديدن؟
دامادم؟
همون پسري که توي چادره؟
قبلاً بود آقا حالا چي؟-
وقتي باباش براي کاري که کرده بود مُرد کل روستا اون رو طرد کردن
اين بازي کثيف رو راه انداخته تا دوباره به مردم روستا نزديک بشه
...آقا
داشتيم درباره شما حرف ميزديم چرا به اينجا اومدين؟
به خاطر همين به ديدن شما اومدم
هي پيرمرد بيا اينجا
بيا اينجا،اينجا ايشون رو ميشناسي؟
اون کيه آقا؟
نمي توني بشناسي برو
موضوع اينکه شايد همه توي شهر مثل ديوونهها دنبال شما باشن
ولي هيچکي توي اين روستا شما رو نمي شناسه
آقا موضوع خيلي جدي تر از چيزي که شما فکر ميکنيد
ببينيد آقا
آقا شما مثل يه خداي انگليسي به نظر مياين
اينجا خيلي گرمه مراقب باشين
هي سايبابو 125000 تا مشخص شد
ريشي کومار با رييس وزرا ملاقات کرد
گفته بود که براي کاري شخصي اينجاست بايد ديد چرا با رييس وزرا ملاقات داشته؟
توي اين ملاقات قرار که چه موضوعاتي مطرح بشه؟
متوجه ميشم چي ميگن جناب ريشي
ولي بخش محلي پشت اين پروژه نيست
همه توي هند يه تصور غلط دارن
فکر ميکنن که قدرت دست سياستمدار است
ولي واقعيت اين نيست
سياستمدارها هند رو اداره نمي کنن
شرکتهاي حقوقي حکومت ميکنن
...فقط فکر کن
زماني که يه منبع طبيعي توي کشور پيدا ميشه و اون رو به کشور ديگه ميفرستن
نمي تونيم کاري کنيم فقط نگاه ميکنيم
توانايي و قدرت نداريم
ولي يه نفر توي اين موضوع مي تونه بهت کمک کنه
کي قربان؟
ويويک ميتال
..ويويک ميتال
مدير گروه ترايدنت ؟
...هممم
بمبئي ـه ولي به تمام نقاط هند دسترسي داره
قربان آقاي ريشي کومار اينجاست
!آه
آقاي ريشي کومار سلام آقا-
بفرماييد بشينيد ...اينکه از هيچ به اينجا
رسيدي خيلي الهام بخش ـه
ممنون آقا هيچي در مورد شما نميدونه
آقاي ويويک ميتال يکي از پادشاهان برجسته شرکتهاي هند
ممنون
چه کار ميتونم برات بکنم جناب ريشي؟
يه قول کوچيک ...بگو جناب ريشي ولي-
دوستي که توي روستا راماوارم داري
بايد روستا رو ترک کنه
به جزء اين
آقاي ريشي اين برنامه منه
هر کدوم از روياهاي من قبل از عملي شدن روي اين ديوار ميرن
و بعد از اون هيچکي نمي تونه تغييرشون بده
اين روستا فقط يکي از 83 روستايي که وي مسير هستن
اين يه پروژه ده ميليارد دلاري که حدود 75000کرور تا الان هزينه داشته
اما جناب ريشي شما همچين آدم بزرگي هستي دوستت رو ببر
يه زندگي خوب بهش بده
قبلاً بهش گفتم ولي گوش نميده
براي من اهميتي نداره چقدر سرمايه گذاري کردين
و چند روستا از بين ميره
بهش گفتم اين رو بهش ميدم
اين روستا رو کنار بذارين
ممکن نيست آقاي ريشي بايد باشه جناب ويويک-
اگه نشه؟
روياي شما رويا باقي ميمونه
جناب ريشي اين يه پروژه ملي ـه و همه چيز کاملاً قانوني
نه جناب ويويک
اين پروژه شخصي شماست و هيچ چيز قانوني داخلش وجود نداره
هزينه اين پروژه 70.000کرور نيست و فقط 50.000کرور ميشه
تقريباً 50% بيشتر اين هزينه رو اعلام کردي
تا دولت سرمايه گذاري بيشتر کنه و تو سرمايه کمتري بذاري
...و
فقط 33 روستا از اين 83 روستا خودشون داوطلب و موافق هستن
بقيه 50 روستا به زور قدرت راضي شدن
اين يه پروژه ملي نيست
يه پروژه شخصي که کاملاً غير قانوني پيش ميره جناب ويويک
واو! فکر ميکني دولت از همه اينها اطلاع نداره؟
،يا فکر ميکني حزب مخالف چيزي نميدونه
ولي که جرات ميکنه به دولت بگه اشتباه ميکنه؟
همه در اين مورد ميدونن ولي هيچکي نمي تونه حرفي بزنه
وقتي يه جا قدم ميذاريم کل دنيا رو از اونجا دور ميکنيم
همه دوستت رو ول کردن درسته؟
تنها توي چادر زندگي ميکنه کسي پشت اون هست؟
نه نيست چون اونها عادت کردن
ما عادت شون داديم
...عادت
!هممم
عادتها تغيير ميکنن جناب ويويک تغيير شون ميدم
هم عادتهاي اونها رو هم عادتهاي شما رو تغيير ميدم
مراقب باش ريشي
فکر کنم تا امروز فقط عادت داشتي پيروز بشي
عادت کن که اين رو از دست بدي
[خنده]
وقتي بچه بودم به مامانم گفتم
و حالا فقط به شما ميگم
از ، از دست دادن ميترسم
به خاطر همين ترس به اينجا رسيدم
شما الان اين ترس رو نشونم دادين.
...آماده باش جناب ويويک
براي پايين آوردن اين برنامه
ريشي لطفاً بهم بگو برگشتي
تا برگشتنم زمان ميبره
ولي ريشي ...قرارها و جلساتت
با دقت به چيزي که ميگم گوش بده
يه دفتر توي هند باز کردم
همه برنامهها رو از اينجا انجام ميدم
هر کي اونجا باهام قرار ملاقات داشته قرار ملاقات رو جابه جا کن و اينجا بذار
توي هند؟
راماوارام
اين هليکوپتر چرا اينجا اومده؟
"کي ميتونه سرنوشت رو تغيير بده؟"
"کسي ميتونه جلوي رعد و برق رو بگيره؟"
"...چاناکيا" شطرنج باز هندي
"تا حالا تو بازي شطرنج شکست خورده؟"
"هر قدم رو به جلو ميره"
"تا حالا به عقب برگشته؟"
از طوفان عبور کن و" "مثل يه تير به هدف بشين
"دوباره شروع کن"
"بيا دوست من"
"دوباره شروع کن"
"بيا دوست من"
اسمت چيه؟
آقا اون لال ـه نمي تونه حرف بزنه
اين خبرنگارا کجا ميرن بگو من اينجام
براي مصاحبه با شما نيومدن آقا
اينجا چه خبره؟
ريشي کومار دفتر کاريش رو به روستا دور افتاده راماوارم انتقال داده
ولي دليل ترک نيويورک و اينجا اومدن چيه؟
با اومدن ريشي کومار به راماوارم اين روستا جهاني شده
روستايي که حتي ايستگاه اتوبوس مناسبي نداره تبديل به فرودگاه هلي کوپتر شده
چيزي که شبکه ما گفت درست بود
ريشي کومار براي سرمايه گذاري 6000 کرور به هند اومده
اين خبر 100% درسته
اين چيه؟
اگه اون چادر توئه اينم چادر منه
آقا تلفن
اگه تاريکي يه کلمه ست" "کي ميگه روشنايي وجود نداره؟
"اونوقت چيزي شبيه به شب نيست"
"وقتي براي يه مبارزه تلاش ميکني"
"جايي براي شکست وجود نداره"
"...با سرعت آرجونا" آرجونا: شاهزاده جنگجو در بگواد گيتا
"ميتونه بدون اينکه تو بارون خيس شه،جلوي همه چي رو بگيره؟"
"ايستادگي و جنگيدن،پيروزي اونه"
"دوباره شروع کن"
"بيا دوست من"
"دوباره شروع کن" آقا-
به ما بگين که کجا ميخواين 6000 کرور سرمايه گذاري کنيد
اين خبر درسته جواب بدين
آقا رسانهها دارن فشار ميارن
..اگه يکبار باهاشون صحبت وظيفه تو چيه راماکريشنا؟-
ميدونم که بايد حرف بزنم ولي هنوز وقتش نشده
آقا ريشي کومار توي راماوارم دفترش رو راه انداخته
مثل سيرک اومده توي روستا چادر زده و دفتر راه انداخته
بعد از 10 روز خودش ميره
فقط بابد بره
ما به عنوان به شرکت کوچيک نرم افزاري توي حيدرآباد شروع کرديم
و حالا تبديل به يکي از شرکتهاي پيشرو بازي در آسيا شديم
ولي اين کافي نيست بايد بالهامون رو باز کنيم
دوباره شروع کرد
يه فرصت خيلي خوب داريم
همگي ميدونيد که آقاي ريشي کومار دفترش رو توي هند راه انداخته
پوجا من قبلاً براي ملاقات با اون برنامه ريزي کردم
تو رهبر تيم هستي و وقتي اونجا رسيدين بايد با اون ملاقات کني
نه آقا من نميرم متاسفم
...هي پوجا،پوجا
شايد شما ندونيد آقا پوجا و آقاي ريشي گذشته تلخي داشتن
آقا اونها قبلاً با همديگه بودن ولي از هم جدا شدن
دختره ديوونه فکر ميکني نميدونم؟ ...رسيدن به ريشي کومار آسون نيست
تنها راه حل من رسيدن به اون پوجا ست
اگه اين کار رو کنيد اون استعفا ميده
اگه استعفا بده چي ميشه؟
پس ما چي آقا؟ تيم تون چند نفره؟-
ششصد نفر
اگه پوجا استعفا بده،همتون اخراجيد
يعني اينکه حتي تو هم مجبوري استعفا بدي
لطفاً قبول کن
اگه قبول نکني زندگي 600 نفر بهم ميريزه
کدوم 6000 نفر؟ تو 600 نفر نبودي مگه؟
ميدوني چند نفر با حقوق من زندگي ميکنن؟
..من،مامانم،بابام،داداشم،خدمتکارم
خانواده ش،پخش کننده روزنامه و ...خانواده ش،شير فروش و خانواده ش
ميشه تمومش کني؟
لطفاً قبول کن خواهش ميکنم
آقا حل شد؟ همون طور که گفتي پوجا رو فرستادم-
فردا صبح اونجاست
آقا پوجا اينجاست
من رو چي صدا ميزني؟ آقا-
پس بايد پوجا رو چي صدا بزني؟ خانوم-
پوجا خانوم اينجاست آقا
سلام آقا
چطوري؟ سلام آقا من پوجام-
آقا صداش ميکني؟
ريشي
راماکريشنا
قربان دو تا قهوه بيار-
قهوه رو ترک کردم آقا
!هر روز چند تا فنجون ميخوري
بايد راجع به يه موضوع خصوصي باهات حرف بزنم پوجا
بله بفرماييد کجا ميري؟بشين-
بشين
خصوصي آقا؟
متاسفم پوجا
در مورد چي حرف ميزني آقا؟ چيزي يادم نمياد
من براي يه جلسه کاري اينجام
کاري؟
بله
بفرمايين پوجا خانوم
آقا در واقع ما يک شرکت بازيهاي ويدئويي هستيم و ميخوايم بالهامون رو باز کنيم
بنابراين ميخواستيم با شما همکاري کنيم عنوان بازي و موضوع اون چيه؟-
ايستاده ميگم آقا
عنوان بازي درياچه خون چي؟-
درياچه خون درباره قهرماني به اسمهاکون ماتا ست
توي يه شهر قديمي به قهرمان حمله ميشه
...با اين صحنه مياد
بعد با هلي کوپتر بهش حمله ميکنن
...اونوقت قهرمان شليک ميکنه
...خنجرهاي نينجا
يه بمب منفجر ميشه بعد 3 تا ديگه منفجر ميشن
آخرش با توجه به تعداد کشته شدهها به قهرمان امتياز داده ميشه
اين موضوع داستان ـه
راماکريشنا چه طور بود؟ موضوع هيچ مفهومي نداشت-
هيچ خلاقيتي وجود نداره
خشونت زيادي اين روزها توي بازيهاي ويدئويي هست
پس انسانيت کجا رفته آقا؟
درست ميگي چه اتفاقي براي اين بچهها مياُفته؟
خراب ميشن
شنيدين مشوق انسانيت توي بازيهاتون باشين
انسانيت توي يه بازي ويدئويي؟ چطور ميشه آقا؟
يه بازي با داستان عاشقانه درست کنيد
خب؟
بازي ويدئويي با داستان عاشقانه؟ آقا هيچکي تا حالا اين کار رو نکرده
شما بکنين يه چيز جديد امتحان کنيد
و يه چيز ديگه ...چي-
از داستانهاي عاشقانه ناراحت کننده خوشم نمياد
بايد خوب و خوش تموم بشه
اين موضوع ميشه اون رو بسازين و بهم بگين
راماکريشنا آقا-
آمادگي اقامت شون اينجا رو فراهم کن بله آقا-
اين امکان نداره به هيچ وجه اينجا نمي مونم
!هي پوجا ...پوجا...پوجا
اگه توي زندگيت اين کار رو براي من بکني چي ميشه؟
...مامانم،بابام،خدمتکارم تمومش ميکني؟-
ببين کجا بايد بمونيم توي چادر من-
راوي؟ چطوري راوي؟
خيلي خوب
چه خبره راوي؟
اگه بخاطر انگيزه خودخواهانه خودش نبود تا اينجا نميومد
اين دفتر و داستانا چيه؟ اينجا چه خبر شده؟
بايد يه راز بهت بگم
چي؟ منم نميدونم-
ولي حالا که اومده حتماً يه کاري ميکنه
منم همين رو پرسيدم چه کار؟
ريشي کومار براي اولين بار مقابل رسانه اومده
بالاخره ريشي کومار به پاسخ سوالات جواب ميده؟
چرا دفتر خودش رو به راماوارم آورده؟
...آقا...آقا ...آقا...آقا...آقا
چرا نيويورک رو ترک کردين و دفترتون رو اينجا آوردين؟
اين يه طرح کم هزينه ست؟
سعي دارين به ما بگين بايد به ريشه مون برگرديم؟
آقا بگين شما اومدين 6000کرور سرمايه گذاري کنين
چيزي که شما فکر ميکنيد نيست من اينجا اومدم تا دوستم رو ببرم
اونم قبول نکرد واسه همين همينجا واسش يه دفتر زدم
شما براي دوست تون دفتر زدين؟
وايسا
آقا،اين همن دوست تونه که ردتون کرد؟
کسي که توي اون چادر زندگي ميکنه راوي دوست منه
آقا چرا اون اين حرف رو به شما زد؟
از کجا بدونم برين از خودش بپرسين
"راماوارام" "کميته شورشي روستا"
خودشه،قربان
شما راوي هستين؟
بله
ريشي کومار دوست شماست؟ چرا؟نبايد باشه؟-
گفت هر وقت ازت خواست بياي امريکا بزنيش زمين
آره
وقتي شما پيشنهادش رو رد کردي اون دفترش رو اينجا آورد؟
آره منم تا زماني که بهم نگفته بودن نميدونستم
وقتي همچين شخص بزرگي بهت پيشنهاد داد چه حسي داشتي؟
زماني که همچين آدمي درخواست کنه کي دوست داره بگه نه؟
چرا نرفتي؟
خب چه طور ميتونم خونه و روستام رو ترک کنم
همه اونهايي که به آمريکا ميرن و خونه شون رو ترک ميکنن احساس ندارن؟
اگه شما بدوني تا زماني که برگردي خونه ...و روستات از بين ميرن
ميري؟
نميرم اين روستا رو ترک نمي کنم
مگه يه روستا فقط به معني چند خونه و درخت ـه؟
روستا معني زندگي ميده و خونه معني خاطرهها رو
راوي شانکار گفته ...به هر قيمتي که شده
حاضر نيست خونه و روستاش رو ترک کنه
آيا اين مبارزه يک نفره اون نتيجهاي در بر خواهد داشت؟
...راوي شانکار از شش ماه پيش
براي اعتراض توي يه چادر اقامت داره و هيچ کاري انجام نميده
ما هم اينجا بيکار نشستيم داريم چايي ميخوريم
چرا به جاي اون خبر ما رو پخش نمي کنن
شايد رشوه داده باشه شما پست فطرتها رو بايد کُشت-
اون کاراي زيادي براي روستا انجام داده اونوقت شما اينجوري ميگين
اگه ما ازش حمايت نکنيم زندگي مون بي معني ميشه
بياين
با اينکه کرم شب تاب کوچيکه" "ولي مگه کل جنگل رو روشن نمي کنه؟
مورچهها مگه نمي تونن" "به طرز عجيبي مار رو شکست بدن؟
ستارهها با وجود کوچيک بودن " "به آسمون درخشش نميدن؟
گرچه بالهاي پروازت کوچيکن" "ولي مگه خواستت رو پيروي نمي کنن
"...شاخهها آهنگ جديدي رو ميخونن"
"براي يه صبح تازه...."
صداي مُشتهاي شما" "زنگ بيداري براي جهان ست
"دوباره شروع کن"
"بيا دوست من"
!هي پيرمرد
بيا اينجا بشين "دوباره شروع کن"-
"بيا دوست من"
ميگفتن مردم روستا يه بار ديگه راوي رو ترد ميکنن
ولي حالا کل روستا کنارش نشستن
چي پيش اومد
شنيدي؟
گفتي ريشي ميخواد چه کار کنه؟ حالا ببين چه اتفاقي مياُفته
...اين شنيدي و ديدي رو
تمومش ميکني؟ حواست رو جمع کن براي کار اينجاييم
باشه
پسر اين پيرزن رو ميشناسي؟
آره اهل همين جاست با همديگه بزرگ شديم
چرا بهش نميگي برگرده؟
اون با اين چيزا برنمي گرده
...هي
اون پالاوي نيست؟
برو
خواهش ميکنم راوي بيا از اينجا بريم
پالاوي خودت ميدوني نمي تونم از اين روستا برم
دو روز ديگه نامزدي منه
اگه اين اتفاق بي اُفته زنده نمي مونم
پالاوي چطور بهت توضيح بدم
بهت گفته بودم که ديگه حق نداري ببينيش
اگه دوباره اين کار رو بکني مي کُشمت
بيا
چي باعث شده اينجا بياي؟
هيچي آقا اومدم روستا رو ببينم که شما رو ديدم
آسياب برنج کار نمي کنه؟
چطور کار کنه وقتي هيچ محصولي نيست؟
يه سوال دارم آقا
برنج آسياب شده ارزش بيشتري داره يا نشده؟
ارزش آرد برنج توي بازار بيشتره
ولي به نظر من آسياب نشده ارزشمندتره
چطور آقا؟
اگه آسياب شده نباشه برنج از کجا مياد
خرج زندگي تون رو از اين آسياب به دست ميآوردين درسته؟
با همين کار مخارج خانواده رو تامين کردين
بچههاتون با درآمد همين کار تحصيل کردن
حالا که ديگه بي فايده شده علاقهاي ديگه به اينجا ندارين؟
چرا بايد بميره؟
پس چرا ازش نا اميد شدين آقا؟
چون ديگه اون آدم سابق نيست؟
مگه به خاطر يه همچين چيزي اون رو طرد نکردين؟
نيجه اشتباه اون منم
شما گفتين که آرد برنج بدون برنج نيست
منم بدون اون وجود نداشتم
قبل از هرکسي توي دنيا اون شاهد پيروزي من بود
اون موقع خودش رو قرباني کرد و زندگي من رو نجات داد
به خاطر همين پدرش رو از دست داد
اعتماد به نفسش رو و امروز دختري که دوست داره رو
ولي تا همين الان يک کلمه راجع به اون اتفاق حرفي نزده
اون اين شکلي ـه
وقتي ميتونه يه همچين ...کارايي رو براي دوستش بکنه
تا چقدر ميتونه عاشق دخترتون باشه؟
خوش شانس بودم که همچين آدمي توي زندگيم هست
نميدونم شما هم انقدر خوش شانس هستين يانه
مي بينمتون آقا
نه پالاوي ديگه بهم زنگ نزن
فقط يکبار ديگه بيا داخل معبد
چي شده پالاوي؟ لطفاً تمومش کن و برو
بابا موافقت کرد راوي
ريشي باهاش حرف زد
!پوجا
!پوجا
!پوجا
اون رو گفتم اگه اينجاست ميخواد يه کاري کنه،اونم اين کار رو کرد
فکر ميکردم پالاوي رو ديگه ندارم
ولي اون رو آورد و کنار من گذاشت
اون همچين آدمي ـه پوجا
فقط يکبار ديگه بهش فرصت بده پوجا خودت ميفهمي
اگه گذشته رو فراموش نکني و الان رو نبيني اشتباه کردي
فکر ميکنم لياقت يه شانس ديگه رو داره
!اوه نه
...هيچي نگفت
خداي من يه پايان خوش ساختم؟
"حس عجيب و غريبي درونم دارم"
شکوفهها جوونه زدن و" " قلبم رو پر کردن
عشق روي شونههات" "مثل يه پرنده زيبا نشسته
"درخشش سبد گل لباست رو آراسته کرده "
"صداي شيرينت من رو افسون کرده"
"اوه دختر توي قلبم خونه کردي"
"زمين رو خيس کردي و يه رانگولي رنگارنگ کشيدي"
"هيکل قشنگ و جذابت مثل تيزيه داس ميمونه"
"رنگ زردچوبهاي که دم در ميزنن مثل بوسه شيطنت آميزت ميمونه"
"دلم فقط تو رو ميخواد"
"پسرجون،تو قلبم جا باز کردي"
"همه کمروييهام رو داري از بين ميبري"
"بدنت مثل کمان داره تير ميندازه"
"چشام رو داري با نگاهت به آتيش ميکشي"
"خارهاي گل رز در مقابل حرفاي تو هيچي نيستن"
"شبا نميتونم بخوابم"
"کمرت مثل حلقه گل ياسمن ميمونه"
"قلب منم مثل سنجاقکي ميمونه که هميشه دورشه"
" آروم روياهاي جديدي برام آوردي"
"اوه دختر توي قلبم خونه کردي"
"زمين رو خيس کردي و يه رانگولي رنگارنگ کشيدي"
"عشق مثل يه پرنده زيبا رو شونههات نشسته"
"درخشش سبد گل لباست رو آراسته کرده "
"صداي شيرينت من رو افسون کرده"
"پسرجون،تو قلبم جا باز کردي"
"همه کمروييهام رو داري از بين ميبري"
هي،اون سوبارايادو دوباره داره با افرادش مياد
بايد حساب اون احمقا رو برسيم به چي نگاه ميکنيد؟ بلند شيد بياين
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
اهالي روستاي همسايه هستن
مردم اين دو تا روستا به خاطر آب هميشه جنگ دارن
مدتها با همديگه جنگيديم
حالا که به اينجا رسيديم
تمام اين مدت بي سر و صدا سکوت کرديم
ولي فقط تو با صداي بلند مخالفت کردي
اگه اجازه بدي ما هم پشتت هستيم
از حالا اين اعتراض متعلق به همه ماست
...متعلق به همه ماست
[موزيک]
اعتراضات تا به امروز محدود به يک روستا بود
روستاهايي که به خاطر انجام يه پروژه بايد خراب بشن
حاميان راوي شانکار در راماوارم زياد شدن
حالا دولت از عموم حمايت ميکنه يا ويويک ميتال؟
آقا وزير مرکزي جناب مورتي تماس گرفتن
بفرماييد
اين موضوع راماوارم روز به روز داره جدي تر ميشه
مثل قبل کنترل رو به دست بگير
وگرنه کل پروژه به خطر مياُفته
...آقا...آقا رسانهها اين سمت هستن-
...جناب ويويک آقا لطفاً-
سلام ريشي خوش اومدي جناب ويويک-
بفرماييد
!هممم
!بازي خوبيه ريشي
تصورش رو نمي کردم
خودتون اين ايده رو بهم دادين جناب ويويک
گفتين که کل دنيا رو از اينجا دور کردين
حالا ببينيد من کل دنيا رو اينجا آوردم
باشه کاري که خواستي ميکنم اين روستا رو کنار ميذارم
!امکان نداره
تعدادشون بيشتر شده
چي؟
يک بار اون چادر رو ببينيد
اون روز که به شما گفتم فقط يه نفر اونجا نشسته بود
ببينيد حالا چند نفر پشت سرش هستن
حالا ديگه براي همه اونها اين رو ميخوام
الان به 41 روستا رسيدن
!کنار بذارشون
ممکن نيست
يکبار وقتي که توي دفترت نشسته بودي گفتي امکان نداره
حالا زير يه درخت نشستي
اگه دوباره اين رو بگي معلوم نيست سري بعد کجا بياي و بشيني
بهت گفتم با ترس از دست دادن هميشه برنده بودم
براي اولين بار حس ميکنم با عشق دارم پيروز ميشم
خيلي ممنون جناب ويويک که ترسم رو به عشق تبديل کردين
از ديدن تون خوشحال شدم جناب ريشي
...اقا...آقا...آقا
درباره 6000 کرور سرمايه گذاري با ريشي کومار صحبت کردين؟
يا مشکلات روستا؟
آقا
آقا لطفاً يه چيزي بگين تا آخرين اخبار رو پخش کنيم
هي دارن ميان آماده باش براي مصاحبه
...آقا...آقا...آقا اين درست نيست
...ببخشيد جناب ويويک
واقعاً متاسفم
قصد نداشتم جنگ به راه بندازم
بين شما افراد زيادي هستن که بهشون ايمان دارم
چرا داره به ما فشار مياره؟
به ازاي هر هکتار قول چقدر رو داده بوديم؟
به ازاي هر هکتار زمين 4 لاک پرداخت ميکنيم
شما در مقابل زمين تون، زمين و در مقابل خونه تون، خونه ميگيرين
و از هر خانوادهاي به يک نفر توي پروژه بعدي کار داده ميشه
اون يه شاکوني تو کت و شلواره شاکوني: رهبر و روحاني
شما موافقين جناب نماينده؟ بله چرا موافق نباشيم-
اين بهترين معامله ست
براي شما و براي ما
فکر کن و بهم بگو
بالاخره برنده شديم
چهار لاک به ازاي هر هکتار زمين و کار براي هر خانواده
ديگه بيشتر از اين چي ميخوايم؟
آره،تمام اين روزها نگران بوديم
ولي امروز بيشتر از چيزي که انتظار داشتيم گفت
پيروز شديم
چي رو پيروز شديم؟
مي خواين زمينهاتون رو به خاطر 4 لاک بدين؟
اگه 6 لاک بده حاضرين زندگي تون رو هم بدين؟
پدر و مادر مون رو توي اين خاک دفن کرديم
چطور ميتونيم خاک مون رو بفروشيم؟
از همه تون خواهش ميکنم با خواسته ش موافقت نکنيد
چرا ميگي پدر و مادرت اينجا مُردن و دفن شدن؟
مگه بابات به خاطر تو نمُرده؟
...اگه يه کلمه ديگه راجع به پدرم بگي
...من
چه کار ميکني؟
!هان
!هممم
چه کار ميکني؟
چه کار ميکني؟
اون داماد منه
...اگه بخواي کاري کني
تيکه تيکهت ميکنم
آره ما هم اونجا اومديم تا تيکه تيکه بشيم
به خواست خودمون اومديم اينجا نشستيم
چرا بايد اجازه بديم از طرف ما تصميم بگيرين؟
خودمون تصميم ميگيريم
..هر کي ميخواد اينجا بشينه
هر کي هم ميخواد زندگي بهتري داشته باشه با من بياد
خواهش ميکنم وايسين
چقدر گرفتي؟
چقدر گرفتي؟ چقدر بهت داده؟
وقتي يه هفته پيش اومدي حقيقت رو از توي چشمهات خوندم
حالا راستش رو بگو چقدر گرفتي؟
چرا بايد با تو بحث کنم؟ بياين بريم
چه بازي جذابي راه انداختي آقا
ديشب نصف روستاييها چادر رو ترک کردن
فقط نصف شون باقي موندن تا دو روز ديگه اونها هم ميرن
ولي فکر نمي کنم راوي کوتاه بياد ازش ميترسم
دوست نداشتم به اينجا برسه ولي چاره ديگهاي ندارم
بالاخره يکي بايد توي جنگ بين اين دو روستا کشته بشه
خودش گفته حاضره که براي روستا جونش رو هم بده
همين اتفاق مياُفته فهميدم-
چي شده؟
!هي راوي
!راوي!راوي
!راوي
!هي
...هي
!راوي،راوي،راوي
!راوي
!هي راوي
!هي،هي،راوي
نگاه کن نگاه کن
هيچ اتفاقي برات نمي اُفته هيچ اتفاقي برات نمي اُفته
من اينجام،اينجام
دو دقيقه،فقط دو دقيقه
هي اهالي روستاي ما رو ميکُشين؟
الان شرايطش پايداره
ولي چون خون زيادي رو از دست داده تا خوب شدن زمان زيادي لازم داره
بايد تا چند روز تحت مراقبت ويژه باشه
اعتراض صلح آميز ديروز امروز به يکباره خشونت آميز شد
بعد از اينکه ويويک ميتال مدير گروه ترايدنت از روستاي راماوارم بازديد کرد
اين حوادث رخ دادن
آيا ويويک ميتال پاسخي خواهد داد؟
...يا ساکت خواهد ماند و
پشت اين خشونت ميمونه ويويک ميتال در مقابل رسانه اومد-
اين عادت مردم و رسانههاي ...کشور ماست
براي هر چيزي سرزنش ميکنن
اين پروژه هند رو روي نقشه جهاني ميبره
يه فرد با فهميدن اين موضوع به اينجا اومد و در خواست سهيم شدن کرد
اون ريشي کوماره
مديرعامل شرکت بنياد
من مخالفت کردم
بلافاصله دفترش رو توي روستا راه انداخت
و توجه همه رو به سمت خودش جلب کرد
...شش ماه قبل از اين ملاقات
باعث تحريک شدن دوستش شد تا اون توي چادر تحصن کنه
يه جورايي سعي کرد صاحب پروژه بشه
...بعد بين دو روستا جنگ به راه انداخت
و دوستش رو قرباني کرد
يه ترديد کوچيک دارم
کسي که هزاران کرور در سال درآمد داره
چطور يکباره به ياد دوستي که فراموش کرده مياُفته؟
خيانت کار واقعي ريشي کوماره
اگه بازم به فکر جنگيدن ...براي اين پروژه اي
!حاضرم پروژه رو برگردونم
بيا پايين
هي از خارج اومدي و داري با زندگي ما بازي ميکني؟
اون بهت ايمان داشت ولي زندگيش رو به خطر انداختي
چه جور آدمي هستي برگرد برو
بايد با همديگه بجنگيم و به خاطر آدمي مثل تو بميريم؟
!برو...از اينجا برو
فکر کردم عوض شدي ريشي
اصلاً تغيير نکردي
يک بار وارد زندگي راوي شدي اون رو نابود کردي
حالا دوباره برگشتي ببين چه بلايي سرش اومده
از همه اونهايي که ازت پرسيدن بگذريم
...من ازت ميپرسم
توي اين همه سال حداقل يکبار راوي رو به ياد آوردي؟
هنوز نمي تونم درکت کنم راوي
نميدونم بگم الان به خاطر تو زنده ست
يا به خاطر تو توي اين وضعيت افتاده
...اگه به خاطر اون اومدي
الان به خاطرش لطفاً از اينجا برو
ريشي کومار به آمريکا باز خواهد گشت
مي تونيم بگيم احتمالاً اتهامات ويويک ميتال درست بوده
ريشي چي شده پسرم؟
فردا برمي گرديم مامان
ولي کاري که به خاطرش اومدي چي؟
نميشه مامان
هيچوقت انتظار نداشتم پسرم رو شبيه يه بازنده ببينم
هميشه به پدرت به چشم يه بازنده نگاه نمي کردي ريشي؟
اگه الان برگردي خودت هم بازنده نيستي؟
شايد تو فکر کني اون با وجود بازنده بودن ميخنديد
ولي به نظر من بابات هميشه برنده بود
ميدوني چرا مجبورت کرد امتحان دولتي بدي؟
بابات تو امتحان دولتي نفر اول بود ريشي
اگه يه مصاحبه ديگه انجام ميداد کارمند دولتي ميشد
ولي هميشه ميخواست به مردم کمک کنه
به کشاورزا ملحق شد و همراه شون اعتراض کرد
پليس عليه اون شد چون با اعتراض مردم همراه شده بود
دادگاه حکم صادر کرد و اون رو از هرکار دولتي منع کرد
...براي مراقبت از ما
مجبور شد يه کارمند معمولي بشه
حتي بعد از اون بازم لبخند از روي صورتش محو نشد
اگه امروز زنده بود لبخندش محو ميشد
چون هيچوقت نمي خواست ...به نفع خودت کار کني
مي خواست همراه مردم باشي اين رو پيروزي ميدونست
اگه امروز بري همه اونها زندگي شون رو از دست ميدن
برو ريشي برو و اونها رو پيروز کن
من پسرم رو ميشناسم
اصا دوست نداره بازنده باشه
شوهرم هيچوقت از نظر من بازنده نبود
پسرم هم هيچوقت نبايد باشه
...راماکريشنا
آقا
با آمريکا تماس بگير و بگو هنوز زمان لازم دارم تا برگردم
کارايي اينجا دارم که هنوز تموم نشده
"راماوارم" "کميته شورشي روستا"
چرا دوباره برگشته؟
چرا مثل بُت وايستادين نگاه ميکنين؟ برين از اونجا بندازينش بيرون
بايد چندبار بگم؟ اومده زندگي شما رو خراب کنه و بره
تو که گفتي تو کار نرم افزاره؟
...از امروز اينجا روستاي منه
!پس اين مشکل منم هست
چي رو نگاه ميکنيد؟ شنيدين چي گفت ديگه،بياين بريم
روستا و مشکل منه
حتي موقعي که مردم روستا بهش اعتماد داشتن نتونست کاري کنه
حالا که اونها رو مقابلش قرار داديم چه طور اميدواره
مي خواد چه کار کنه؟ به حال خودش ولش کنيد
معلوم نيست از کي هيچي نخوردي پسرم اين رو بخور
...بابابزرگ
چه کار ميکني؟ کشاورزي پسرم-
ولي همه توي روستا ديگه کشاورزي نمي کنن
اگه منم اين کار رو نکنم پس چي بخوريم؟
اگه کسي بخواد چيزي بخوره بايد يکي بکاره ديگه؟
اگه اونها از اينجا نرفتن به خاطر نا اميد شدن نبودن
به خاطر اين بود که خسته شدن
اگه دوباره پا توي اين زمين بذارن خاک مادري اونها رو به سمت خودش ميکشه
ولي ميخوان زمينهاي اينجا رو بخرن
کي ميخواد زمينم رو از من بگيره؟
بهش بگو بياد اينجا
تا زماني که اينجا باشم هيچکي نمي تونه اين زمين رو لمس کنه
توي اين خاک متولد شدم و توي همين خاک ميميرم
,اگه کسي مخالفت کنه و دستش رو بالا بياره منم همچين نمي ايستم و نگاه کنم
!آره
!بابا بزرگ
کشاورزي بهم ياد ميدي؟
...من همين رو گفتم پسر
وقتي که توي اين خاک پا ميذاري خاک مادري تو رو ميکشه
...بيا
"تيغههاي زمين آسمون رو شکافته"
"توي بيايون خشک گلها شکوفه دادن"
دريا به آب شيرين که رفع عطش" " ميکنه حسادت ميکنه
"حتي قله براي بوسه بر خاک مادري خم شده"
"حرکت کن و به پيش برو"
"جنگل رو جستجو کن تا به گنج برسي"
"حرکت کن و به زمين نگاه کن"
اين جواب تمام سوالات توئه" "وقتي ميپرسن موفقيتت چيه
اين داستان و سرنوشت توئه" "اولين قدم رو استوار بردار
"با صداي بلند بگو اين اتفاق مياُفته"
"حرکت کن و به پيش برو"
"جنگل رو جستجو کن تا به گنج برسي"
"حرکت کن و به زمين نگاه کن"
اين جواب تمام سوالات توئه" "وقتي ميپرسن موفقيتت چيه
"تيغههاي زمين آسمون رو شکافته"
"توي بيايون خشک گلها شکوفه دادن"
دريا به آب شيرين که رفع عطش" " ميکنه حسادت ميکنه
"حتي قله براي بوسه بر خاک مادري خم شده"
شما خيلي خوش شانس هستين
به ازاي هر هکتار نهايت يک تا يک و نيم لاک ميدن
به سختي تونستم اون رو به 4 لاک برسونم
فعلاً يک و نيم لاک رو پرداخت ميکنيم و قردادها رو امضاء ميکنيد
بقيه پول رو بعد از تموم شدن پروژه پرداخت ميکنن
بادولا ويرراجو
چرا دوباره اينجاست؟
ممنون
اگه الان امضاء کنيد و چک دريافت کنين زمينهاتون رو با همين مبلغ فروختين
شما پيشنهاد خودتو رو گفتين حالا به پيشنهاد ما گوش کنيد
ما براي 2 سال زمينهاتون رو اجاره ميکنيم
اگه 2 سال زمين بهتون اجاره بديم مي خواين چي در مقابلش بدين؟
به ازاي هر هکتار 5 لاک ميدم
تمام اسناد و مدارک پيش خودتون باقي ميمونه
ولي فقط يه شرط داره
همه تون بايد تعهدنامه رو امضاء کنين
ديدين دوباره يه حقه جديد داره
چي رو بايد امضاء کنن؟
همگي بايد روي زمين خودتون کشاورزي کنين اين تنها شرط منه
,طبق قانون دولت دو لاک نقد ميديم
و چکي به مبلغ 3 لاک
اونايي که ميخوان به عنوان يه کشاورز زندگي کنن بيان اين سمت
اگه کسي موند بره اون سمت
!هي!هي
چه کار ميکنيد؟
شما هم مثل ما شدين؟
اصلا دموکراسي وجود داره؟ کجاست؟
اميدشون رو که به بازي نگرفتي؟
چرا گرفتم
اونها ميخوان اميدشون رو بکُشن و من ميخوام زنده نگهش دارم
آسياب رو آماده کن آقا کار زيادي در پيش داريم
"...گذر زمان با درد داره پيش ميره"
"تو رو مثل يه کمان آزاد کرده"
"...براي غم دل سوخته مادر زمين"
"تو آخرين روزنه اميدي"
"مادر زمين کسي رو نداره تا براش از اشکهاش بگه"
"دوباره اون رو با محصولات شکوفا کن"
",ادامه بده با خيش روي شونههات ادامه بده"
"از زمين بخواه محصولات رو شکوفا کنه و ثمره بده"
"ادامه بده،چراغ اميد رو در دست بگير"
"زمينهاي خشک الان بهت محصول ميدن"
آقا براي هر هکتار 5 لاک لازم نيست
فقط يکم براي کشت بهمون کمک کنيد
...راماکريشنا بله آقا-
پيرزني که توي ايستگاه بود يکدفعهاي افتاد
نميدونن زنده ميمونه يا نه
هي برو کنار
چرا بيمارستان نرفته؟
نمي خواد تا پسرش نيومده جايي بره
راه افتاده داره مياد
چند بار بهت گفتم با من بياي؟
قبول نکردي
توي اين روستا موندي حالا نتيجه ش رو ببين
حالا که اومدي خوبم
اين حرفها رو تموم کن فردا صبح با اتوبوس ميريم
چي ميگي؟ با اين حال مريض کجا ميخواي ببريش؟
نميدوني مامانت دوست نداره از اين روستا بره؟
اون رو تنها گذاشتي نمي تونه اينجوري زندگي کنه
حالا که همه چيز خوبه چرا نمياي همين جا زندگي کني
!کافيه
کي اينجا زندگي ميکنه؟
بعد 5 سال زمينهاتون دارن محصول ميدن و جشن گرفتين؟
کي ميخواين بفهميد؟
بذرهاتون رشد ميکنن و به زودي برداشت ميکنيد
بعدش چي؟چه کار ميکنيد؟
مي تونيم اينجا زندگي کنيم
سلام آقا
شما رو توي تلويزيون ديدم
مي خواين اينجا رو حفظ کنيد ولي اين اتفاق نمي اُفته
چي داري ميگي؟ لطفاً صبر کن-
...بله آقا...سرينواس ام مقام نخست کشاورزي
کشاورزي توي خون منه
بابام ديوونه کشاورزي بود
زندگيش بهش وابسته بود
آخر هم وقتي داشت محصول رو آفت کشي ميکرد،مرد
نميدونم آفت کشهاي محلي رو چيکار ميکنن
ولي آدماي خيلي خيلي خوبي ان
کشاورزهاي زيادي همينجوري مردن
ولي اين دوربينها تا وقتي شما نيومدين اينجا نيومدن
چون دنيا اهميتي به مشکلات يه کشاورز نميده
کشاورز اينجا هيچ ارزش و احترامي نداره
مشکل ويويک ميتال نيست اون نباشه يکي ديگه مياد
مشکل جامعه ماست
آقا،کشاورزا يکي از قشرهاي ترحم انگيز جامعه شدن
نمي خواستين اميدشون از بين بره
حالا دوباره اميدوار شدن
اگه دوباره نااميد بشن با قلب شکسته ميميرن
حداقل اگه زنده باشن ميتونن برن يه جاي ديگه و زندگي کنن
زندگي ما اينه آقا هيچوقت عوض نميشه
آقا لطفاً از اينجا برين
وقتي يه کشاورز به پايان راه ميرسه
15 کشاورز خودکشي کردن
کشاورزاني که به شيوههاي مختلف زندگي کردن
"زحمت کشاورزان توسط باران به هدر رفت"
"قانون دلالها" "سبزيجات خريدنش داغه و فروختنش دردناک"
آقا اون پيرزن فوت کرد
هفتاد ساله که کشاورزي ميکنم
کشاورزا اون زمان پادشاه بودن
الان کشاورزي حتي يه کار خوب نيست
ميگن اگه دختري گريه کنه واسه اعضاي خونه خوب نيست
اگه کشاورزا گريه کنن،واسه ملت خوبه؟
مطبوعات براي ملاقات دوباره ريشي کومار به راماوارم رفتن
ريشي کومار تبديل به يه چهره جديد توي کشاورزي شده
مي خواد در مورد محصولاتي که دوست داره پرورش داده بشه با رسانه صحبت کنه
چه خبره آقا؟
مصاحبه رو توي زمين کشاورزي گذاشتين جاي ديگهاي رو پيدا نکردين؟
واقعاً چرا شروع به کشاورزي کردين؟ دليلش چيه؟-
اين چه فيلمي ـه؟
رابطه شما و با کشاورزي چيه؟
فکر ميکنم طبقه 70 ساختمان مانهتن توي نيويورک نشستم
درباره اينکه چه کار بايد بکني
وقتي اين رو فهميدم که پام رو توي زمين گذاشتم
هر کسي که زندگي ميکنه يه ارتباطي با اين خاک داره
از اون ميليونري که صبح ...نون و مربا صبحونه ميخوره
تا فقيري که فرني برنج ميخوره
هرکسي به خاطر غذايي که مي خوره با کشاورزي ارتباط داره
ولي همگي بدون ارتباط با کشاورزايي که براي ما کشت ميکنن زندگي ميکنيم
چه رابطهاي آقا؟کشاورز کارش رو ميکنه ما هم کارمون رو ميکنيم
يعني کشاورز هرجوري باشه ما هم هستيم؟
پولي که کشاورز با کشت در مياره ما با کار کردن در مياريم
!پول
اگه حقوق تون براي 2 ماه پرداخت نشه چه کار ميکنيد؟
پس اندازي که داشتيم رو خرج ميکنيم
اگه شرکت براي 6 ماه حقوق نده؟
از اون استعفا ميديم و ميريم دنبال يه کار ديگه
اگه کشاورز همين طوري فکر کنه وضعيت ما چي ميشه؟
اگه 2 سال حقوق مون رو ندن براي اعتراض به خيابونها ميريم
ولي کشاورزا
حتي اگه سالهاي سال از محصولي که کاشته سودي نبره
دنبال بذر اميد براي زندگي خودش ميگرده
چطور ميشه ما با يه کشاورز يکي باشيم؟
چي ميخواين بگين آقا؟
مي خواي ما لباس مون رو عوض کنيم و وارد زمين کشاورزي بشم؟
کشاورزي انقدر آسون نيست که با لباس عوض کردن کشاورز شد
اين يه رابطه زيبا بين انسان و زمين ـه
يه علم که دانشمندا نمي تونن اون رو درک کنن
فقط يه کشاورز ميتونه اين رو بفهمه
حتي زماني که يه کشاورز خودکشي کرده ما وقت نداشتيم
اين فقط يه خبر معمولي توي روزنامه شده
حتي زماني که يه کشاورز ميميره از دست دادن رو نمي فهميم
تعداد توليد کنندهها پايين اومده و تعداد مصرف کنندهها بالا رفته
به خاطر همين قيمتها توي بازار هر روز بيشتر ميشه
اگه همين طوري پيش بره پولي که ...براي آينده بچههاتون کنار گذاشتين
حتي براي هزينههاي بيمارستان خودتون کافي نيست
قيمت زمين داره بالا ميره و ارزش کشاورزي داره کم ميشه
اگه ما ساخت و ساز رو ادامه بديم قيمت زمين بازم بالا ميره
ولي براي زنده بودن چي بخوريم؟
به خاطر همين هيچ کشاورزي نمي خواد پسرش کشاورز بشه
ما نسلي هستيم که نميدونه کشاورزي چيه
نسلهاي اينده کشاورزي رو فقط توي کتابهاي تاريخي ميبينن
کشاورزا قبلاً با شجاعت زندگي ميکردن
ولي الان با ترس زندگي ميکنن
مي ترسه که محصولي رو بکاره ولي آب کافي نداشته باشه
اگه آب باشه نگران اينکه چطور رشد ميکنه
اگه رشد کنه نگران چطوري محافظت کردن از اون ـه
و اخر با همون ترس محصولش رو با کمترين قيمت به فروش ميرسونه
و خريدار براي خريد همون محصول توي بازار ده برابر اون قيمت رو پرداخت ميکنه
...اينجوري توليد کننده از بين ميره
به دست مصرف کننده
اين ماييم
ما هم از دست ميديم
ميدونيد چرا اين اتفاقات مياُفته؟
چون بدون ارتباط با کشاورزا زندگي ميکنيم
اين سوالات رو از دولت ميپرسين؟
نه همه
دولت کيه؟ ما کي هستيم؟
مسئول حفاظت از کشاورزا ...فقط دولت نيست
هر کسي که داره روي اين زمين زندگي ميکنه حتي من
...به خاطر حفاظت از کشاورزي
نود درصد از درآمد رو براي رفاه کشاورزا ميذارم
جناب رييس وزار اميدوارم اين رو ببيني
...يه انبار در هر روستا
يه سردخونه توي هر مرکز
برنامه اين پروژه رو آماده کردم آماده ساخته شدن هستن
اميدورام بتونيم اين کار رو بکنيم
از اين به بعد هر کشاورز بايد بتونه محصولاتش رو با شجاعت بفروشه نه ترس
چرا بايد کشاورزي که محصول رو کاشته براي فروش اون نگران باشه؟
اين کاري نيست که براي يه کشاورز بکنيم
کاري که براي خودمون بايد بکنيم
اين کار رو با تحرم براي کشاورزا نمي کنم اين همدردي نيست، احترامه
کشاورزا به همدردي و ترحم نيازي ندارن اونها به احترام ميخوان و ما بهشون احترام ميذاريم
وقتي که دفترتون رو اينجا باز کردين شبيه به يه آمريکايي به نظر مياومدين
ولي الان شبيه يه هندي هستين
الان شما کدوم هستين؟
بدون هيچ شکي من يه هندي هستم
منم مثل شما اينجا متولد شدم و اينجا بزرگ شدم
دقيقاً هموني هستم که هستم
اين ريشي کومار مدير عامل بنياد نيست که با شما صحبت ميکنه
ريشي کومار پسر ساتيانارايانا ست
دوباره يادم انداخت که پسر يه کشاورز ام
...ريشي کومار اعلام کرد
...نود درصد از درآمدش رو ميبخشه
که تقريباً نزديک به 7000 کرور ميشه که براي کشاورزا خيلي موثره
خيرين بزرگ از ريشي کومار حمايت کردن
فقط يه شخص صادقانه اين سوالات رو پرسيد
به همين خاطر ريشي کومار مستقيم پرسيد
کشاورزا بايد راضي و خوشحال باشن
مصرف کنندهها روز به روز بيشتر ميشن
به خاطر همين قيمت محصولات توي بازار بيشتر ميشه
فقط 2000 آپارتمان توي شهر داريم
...اين نشون دهنده جامعه مصرف کننده ست
به طور متوسط در طول هر ماه 50 هزار کيلو برنجم 60 هزار ليتر شير
بعلاوه سبزيجات،نمک و غلاتي ...که از سوپر مارکتها ميخريم
تقريبا در طول ماه 10000 روپيه هزينه ميشه
يعني ما در طول ماه 2هزار روپيه هزينه ميکنيم
با وجود اين هزينه بالا نميدونيم محصولي که ميخريم خوبه يا بد
...اگه اين ادامه پيدا کنه
همون طور که ريشي کومار گفت پولي که براي آينده گذاشتيم خرج بيمارستان ميشه
با اين پولي که هزينه ميشه با بعضي روستاها قرارداد ببنديم
و محصولات شون رو مستقيماً خريداري کنيم
با اين کار هم پول و هم سلامتي مون رو نجات ميديم
گفتههاي ريشي کومار کاملاً درسته
فوراً دروس کشاورزي رو به دروس تدريسي اضافه کنيد
و بچهها رو به اردوهاي کشاورزي ببرين
در واقع کشاورزي بايد مثل يه عادت توي زندگي شون شکل بگيره نه يه درس
آخر هفتهها توي مهموني حال ميکرديم
بياين مهموني رو بيخيال بشيم و آخر هفتهها براي کشاورزي بريم
مي تونيم خيلي چيزا ياد بگيريم به نفع خودمون ـه
يعني ميگي آخر هفتهها بريم کشاورزي کنيم؟
آره همين آخر هفتهها بريم کشاورزي
"حس نمي کني چيزي داره تغيير ميکنه؟"
"يه قطره بارون نمي تونه سيل بشه؟"
"با اين آشوبي که نشون دهنده نيروي توست"
"سفر تو تبديل به يه پيروزي توي تاريخ ميشه"
بعد مشخص کردن هدف" " اميد رو فراموش نکن
با صداي بلند تو رو" "منجي خودشون صدا ميزنن
"حرکت کن و يه زندگي جديد بساز"
"اين اوج توان توئه پس پيش برو"
"حرکت کن و داستانت رو بساز"
"براي نسل آينده آموزنده باش"
راماکريشنا آقا-
دوتا قهوه بيار باشه-
سلام آقا سلام ريشي-
بفرمايين
ريشي ثابت کردي که ميتونيم کار بکنيم حتي اگه دولت همراه نباشه
بعد از 40 سال فعاليت سياسي اصلاً انتظارش رو نداشتم همچين روزي ببينم
ريشي نه تنها الهام بخش نسل جوون ـه براي ما هم الهام بخش بوده
قربان اين روستا باقي ميمونه؟
...من اينجام تا اين رو بگم
اين روستا پايدار باقي ميمونه
در حال تصميمي گيري هستيم که پروژه رو ادامه بديم يا نه
بهت نگفتم که حالا که اينجاست کاري که بايد رو انجام ميده
کار بزرگي کردي ريشي ممنونم آقا-
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
چهار سال طول کشيد تا اطميناني که داشتن رو از بين ببرم
ولي تو اين 4 ماه بهشون همون اندازه اميد و اطمينان داد
هي تلويزيون رو روشن کن
اين يه پروژه ملي نيست
پروژه شخصي ويويک ميتال که کلاهبرداري شده
اون از اين پروژه براي تضمين بدهيهاي خودش استفاده کرده
حدود 70هزار کرور از بانکهاي ملي به عنوان وام دريافت کرده
که تا به حال بازپرداخت نداشته
به عنوان مديرعامل بانک مرکزي تمام مدارک رو دارم
و قبلاً همه رو به دادگاه فرستادم
چنين کلاهبرداري بايد حتماً مجازات باشه
در غير اين صورت براي اقتصاد هند خطري جدي محسوب ميشه
آقاي ويويک ما از اداره انتظامي هستيم
شما بازداشت هستين
خلي خوشحال شدم قربان
اشکال نداره بذارين توي جيب تون
بعداً ميبينمتون دوباره همديگه رو نمي بينيم-
ممنون
چرا هنوز اونجايي؟
بريم بله قربان-
آقاي ويويک بريم؟
اون روز بايد اين يه روستا رو ول ميکردم
ويويک ميتال با صدور حکم دادگاه بازداشت شد
بايد برگردم ريشي ولي وقت ميبره تا مدرک جمع کنم
به عنوان يه قسمت بد توي داستان موفقيت تو اومدم
ولي الان ميخوام بخشي از آينده باشم
يه شانس بهم بده
متاسفم ريشي
مي بينمت مراقب باش-
خيلي مراقبش باش
بابابزرگ
اون روز گفتم نميدونم ...کي هستي
نميدونم تا کي زنده ام
اما تا زماني که زنده باشم فراموشت نمي کنم
در مقابل اين همه کاري که براي ما کردي چي ميتونم بهت بدم؟
از روزي که متولد شديم فقط به يه چيز ايمان داشتيم
اين مي تونم اين رو بهت بديم
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
"اين داستان توئه"
"که براي هميشه بدون پايان ميمونه"
"اين داستان توئه"
"که براي هميشه بدون پايان ميمونه"
"اشک شادي توي چشمها حلقه بسته"
"اين ثروتي نيست که دنبالش بودي؟"
"هر خاطره 100 ساعت عمر داره"
نميدوني چقدر منتظرن که" "بري و پيداشون کني
"داستان تو به انسانيت محدود نميشه"
"...داناي کبيري"
"داستان تو به انسانيت محدود نميشه"
"...داناي کبيري"
"اين داستان توئه"
"که براي هميشه بدون پايان ميمونه"
"اين داستان توئه"
"که براي هميشه بدون پايان ميمونه"
"اين سفر ثابت نکرد که کنار هم بودن چقدر خوبه؟"
"براي هميشه اين داستان نوشته ميشه"
"چشات ميگن که اين تاريکي چقدر کوچيکه"
"حتي آسمون هم نميتونه روشنايي تو رو تحمل کنه"
"داستانت به عنوان داناي کبير بين مردم باقي ميمونه؟"
"مثل يه روحاني"
"داستانت به عنوان داناي کبير بين مردم باقي ميمونه؟"
"مثل يه روحاني"
سفر ريشي کومار به هند به نتيجه رسيد
ريشي کومار به آمريکا بازگشت
سفري که براي مدتها فراموش نخواهد شد
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
آقا شما براي چي رفتين؟ چي شد که شما برگشتين؟-
براي چي برگشتين آقا؟ آقا لطفاً-
هرجايي نرفتم به هند برگشتم
به عنوان مدير عامل بنياد استعفا دادم
چي آقا؟استعفا دادين؟
يعني پايان داستان موفقيت ريشي کومار اينجاست؟
هيچ موفقيتي تموم نميشه فقط متوقف ميشه
موفقيت يه مقصد نيست بلکه يه سفره
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: سميرا و فاطمه
,کسي که دنبال پيروزيه،يه مرده "ولي کسي که پيروزي رو گسترش ميده "داناي کبيره
First Edited - Farsi Version 17.06.2019 - By BeingSa Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.