Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org
...زمان
...براي کسي که منتظره و
کسي که ميترسه،متفاوته
زمان براشون به سرعت ميگذره
براي کسي که جشن ميگيره زمان به کندي ميگذره
ولي براي کسايي که عاشقن،زمان بينهايته
و زمان هم اين چيزا رو ثابت ميکنه
زمان ممکنه بعضي چيزاي خاص رو ثابت کنه
ممکنه شما رو زخم خورده کنه
اگه زخميت کنه،زخم واقعي نيست
زخمهاي واقعي هيچوقت با گذر زمان خوب نميشن
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند Www.Bollycine.xyz
واي نه! گورو؟
لطفا ما رو ببخش
بهش گفتيم نميتونيم اينکار رو کنيم ولي به حرفمون گوش نکرد
فکر نکنم کار اشتباهي کرده باشه
به راحتي اسلوکاس رو ياد گرفته،در حاليکه فکر کنم بچههاي ديگه نميتونن *اسلوکاس: سرودهاي مذهبي سانسکريت*
برابر با قدرت سودارشانچاکاره
که هميشه توسط لرد ويشنو مطلق نگه داشته ميشد
خوبه؟
يه لحظه صبر کن
فکر نکنم کار اشتباهي کرده باشه
به راحتي اسلوکاس رو ياد گرفته،در حاليکه فکر کنم بچههاي ديگه نميتونن
برابر با قدرت سودارشانچاکاره
که هميشه توسط لرد ويشنو مطلق نگه داشته ميشد
!عاليه بيا بيرون.حله
فقط همين يه دونه دوبلور برامون مونده با اينحال کارمون تموم شد نه؟
بريم
مردم از بس منتظر بودم
,ببخشيد،چون جاي چند نفر بايد حرف ميزدم يکم هماهنگ سازيش سختش کرده بود
ولي بازم هيچکس بهتر از تو نميتونه انجامش بده
دوست دخترت کلي زنگ زد
واي خدا!يادم رفت صبح برم دنبالش
ميکي،يکم وايسا- بهش زنگ بزن-
سانجو،کجا بودي؟
چند ساعته هي دارم زنگ ميزنم ولي جواب نميدي
ديشب نرفتم استوديو ضبط
واسه همين امشب اومدم سرکار ولي الان کارم تموم شد
يه ساعته خودم رو ميرسونم
زنگ زدم بگم يه مشکلي پيش اومده
فکر کنم عصر سرم خلوت شه
جدي؟ چي شده؟
يکي از استاداي دانشگام ازم خواسته صبح برم ديدنش
بعد از اونجا مستقيم ميام پيشت
هميشه خدا بهونه مياري
وقتي رسيدي بهم زنگ بزن خونه ميمونم
باشه خدافظ،دوست دارم
باش
کي برميگردي؟
شايد عصري
ساعت دقيق بگو
شايد ساعت 2 يا 3
آها،منتظرم نمون تا اونموقع برنميگردم
باشه،امروز برنامهت چيه؟
بهت نگفتم ميخوام برم ديدن يکي از استادا؟
بقيه روز رو ديگه نميدونم چيکار ميکنم
تازه نميتونم درباره برنامههاي اون هم چيزي بگم
باشه،بهت زنگ ميزنم
خدافظ- خدافظ-
قربان،ساعت دقيقش رو يادم نيست
هميشه زود ميومد،اين بار بعد از ساعت 8 اومد خونه
اگه ميخواست دير بياد، هميشه به من يا دخترم اطلاع ميداد
بله متوجهم
ايشون دشمني نداشت که شما ازش مطلع باشيد؟
...مثل
,دانشجويي،مريضي يا هر کسي ديگه
خوب فکر کنيد
غيرممکه دوراج دشمن داشته باشه
چون تا حالا نديدم از کسي عصباني بشه
شما؟- برادرشم-
همه چي رو درباره ايشون ميدونيد؟
خودشون ميتونن حرف بزنن
نيازي نيست دخالت کنيد
ببخشيد قربان
زود باشيد،جواب بدين
دشمني نداشت؟
نه قربان،حق با داداشمه
غيرممکنه دوراج دشمن داشته باشه
امير،موبايلش رو رديابي کنيد
فورا به شرکت خدماتي تماس بگيريد- اطاعت قربان-
...جورج- قربان-
...جزئيات يک نه،دو هفته
جزئيات کامل تماسهاي ورودي و خروجي مال 2 هفته اخيرش رو ميخوام
اطاعات قربان
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: سميرا و فاطمه
اين کيه؟
دانشجوي سابق آقاي دکتر هستم
ازم خواستن امروز به ديدنش بيام
مشکلي پيش اومده؟- اسمت چيه؟-
...ريتو- کي ازتون خواست شما رو ببينه؟-
دليل ملاقات رو هم بهتون گفت؟
نه قربان ...ديشب بهم پيام دادن
ولي امروز صبح پيام رو ديدمش
چند بار باهاشون تماس گرفتم ولي گوشيشون خاموش بود
شب؟ دقيقا چه ساعتي؟
يه لحظه
قربان،دور و بر ساعت 11:44
قربان،ميشه بگيد چه اتفاقي افتاده؟
آقاي دوراج از ديروز عصر گمشدن
...اين پيام تنها مدرکيه که
شايد نشون بده چه اتفاقي افتاده باشه
لطفا بشينيد
دانشجوش بودين؟
چند وقته فارغ التحصيل شدين؟
اون باهاتون تماس گرفت يا شما بخاطر دلايل ديگه باهاش تماس گرفتين؟
نه قربان، پارسال فارغ التحصيل شدم
از اونموقع تا حالا نه ايشون رو ديدم نه باهاشون تماس گرفتم
خوب،به چه کاري مشغولي؟
انترن بيمارستان هستم قربان انترن،کسي که سال اول کاريش تو بيمارستانه
تو بيمارستانهاي رنج کار ميکنم
بله
دليل ملاقاتتون رو نميدوني؟
نه قربان
درباره ريتو چيزي بهتون نگفته بود؟- ريتو-
نه،قربان
اولين باره ميبينمش
,خب،يه عکس ازش ميخوام يه عکس از چهره و يه عکس کامل
تو داشنگاه چطور بود؟
منظورم اينه که با دانشجوها چطور بود؟
همه دوسشون داشتن ايشون هم همه رو دوست داشت
تو زمان دانشگاه اتفاقي بين شما دو تا افتاد يا نه؟
منظورم همه چيزه- نه،قربان-
مطمئني؟- بله-
باشه،بگذريم
...ولي اگه اتفاقي افتاد
بايد فورا گزارش بدين
ميتونين به شماره من زنگ بزنيد
باشه
کجا زندگي ميکنيد؟
خونمون کاتا ناپاست
ولي من و دوستم يه خونه کرايه کرديم
باشه پس،آدرس و شماره تلفنت رو بده بعد ميتوني بري
باشه قربان
ريتو،بيخيالش شو
صد بار بهت گفتم روزت رو با فکر کردن به اين موضوعات خراب نکن
ازت خواست به ديدنش بري
وقتي هم رفتي خونش،گم شده بود
ولي نميدونيم چرا بهت پيام داده و الان کجاست
پس خواهشا اينقدر بهش فکر نکن
تو که کار اشتباهي نکردي
نيازي نيست نگران تحقيقات باشي
ولي اولين بار بود با پليس حرف ميزدم
ولي موضوع اين نيست
استاد،عصر گمشده
پس چرا شب بهم پيام داده؟
واي خدا!دارم ديوونه ميشم
پس تصميم گرفتي روزت رو خراب کنيها؟
سانجو،فکر کن
از ديد من بهش فکر کن
...اگه همچين اتفاقي براي دختري يا خواهرت اتفاق ميوفتاد
بازم اينجوري رفتار ميکردي
من که خواهر ندارم
بيخيال شو،ما که جزو تحقيقات نيستيم
ديوونه نيستيم که بخوايم بخاطر اتفاقي که نيوفتاده،عکس العمل نشون بديم
زود باش،بيا بريم فيلم ببينيم
بعدش سرحال ميشي
يالا.بريم
"پليس"
بله،خيلي خوب ميشناسمش
ميتونين بگين ديشب دقيقا ساعت چند اون رو ديدين؟
شايد طرفاي 5:15 يا 5:30 عصر بود
هميشه همين موقع همديگه رو ميديديم بعدش ديگه نديدمش
نزديکاي اون ساعت همديگه رو ميبينيم
اطلاع دارين مشکلي داشتن يا نه؟
يا چيز مشکوکي حس نکردين؟
شايد به کارشون ربط داشته باشه يا شخصي باشه فکر کنم خوب ايشون رو ميشناسين
نه قربان
متوجه چيز خاصي نشدم
همچين چيزي نبود
باشه،دکتر
ممنون از وقتي که گذاشتين
...طبق حرفاي همسرش و همکاراش
هيچ دشمني نداشته
...پس
اول اينکه،احتمال ربودنش خيلي خيلي کمه
,تنها اطلاعاتي که داريم اينه که ...طرفاي ساعت 5 عصر
به يکي از دانشجوهاي سابقش پيام داده
امير،گزارش رو از شرکت مخابراتي گرفتي؟
بله قربان
شرکت مخابراتي گزارش داده که گوشيش طرفاي ساعت 6 عصر خاموش شده
...ساعت 11:44 شب گوشيش روشن شده
و پيام رو براي دختره فرستاده
ساعت 11:48 شب هم خاموش شده و هنوز هم روشن نشده
پس الان نميتونيم رديابيش کنيم
موقعيت زماني که گوشي روشن بود رو داري؟
بله قربان
گوشيش نزديکاي کوتيکانام خاموش شده
تو منطقه پارون تومپارا روشن شده
جورج- بله قربان-
نزديکاي اين مناطق دنبالش بگردين عکساش هم پخش کنيد
مرخصيد- بله-
ليست تماسهاش رو چک کردين؟ چيز عجيبي نبود؟
نه قربان
بيشتر تماسها به دختر و زنش بود
چند تا شماره ديگه رو بايد تاييد کنيم
پس سريعتر- اطاعت قربان-
شماره ريتو تو ليست تماسها نبود؟
چک کردم ولي شماره ش تو اين ليست 2 هفته اخير نبود
فقط ديشب يه پيام براش فرستاده
اين پيام دادنش فقط 2 معني ميتونه داشته باشه
,يا اينکه واقعا ميخواسته دختره رو بببينه
...يا ميخواسته با پيام
بهش خبر بده که گمشده
دليلش هر کدوم از اينا باشه بايد بفهميم دليل اون پيام چي بوده
تنها سرنخيه که داريم
ميبينيم که هنوز داري بهش فکر ميکني
درباره چي؟
!درباره اون دکتره
...نه
فراموشش کردم تو اينجوري فکر ميکني
خيلي خوب ميشناسمت
يه روز بده،همين
يادم رفت،قرار بود درباره فيلم به ميکي بگم
آنتن نميده
گوشيت رو بده
شماره ش رو ندارم
راس ميگي
بيخيال،فيلمش خوب بود خوشش مياد
رکا اينجا ميمونه؟
نه
امروز عصر رفت روستاشون
به بابا و مامانم نگفتم وگرنه مجبورم ميکردن باهاش برم
باشه،شبت بخير فردا ميبينمت
ميخواي بري؟
...فکر کردم تو
چي شد؟
هيچي
نميتوني تا عروسيمون صبر کني؟
منتظر چيزي بودن خودش يه حس ديگه ايه
چرت و پرت نگو
ولي من منظورم اين نبود
ميدونم چي تو سرته
برو
کلي کار دارم فردا ميبينمت
دوست دارم سانجو
خدافظ
...باشه،مراقب خودت باش- باشه-
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
ولم کن
ولم کن
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش ست
لطفا مجددا تماس بگيريد
مامان
همه تو کلاسمون دارن
به بابات بگو
کوين
الان به دوچرخه دندهاي نياز نداري
حتي اگه الان يکي برات بخرم بعدا هم بايد برات يک يديگه بخرم
دو سال ديگه درباره ش فکر ميکنيم
خب واسه دوچرخه 2 سال ديگه صبر ميکنم ولي ميشه الان برام آيپد بخرين؟
چي ميخوايها؟
خواهش ميکنم بابا ...همه تو کلاس مون
الو،امير
چي شده الان زنگ زدي؟
اي لعنت!کجايي؟
باشه،منطقه رو تحت کنترل داشته باشيد
نذاريد کسي وارد شه
ربع ساعته خودم رو ميرسونم
چي شده؟
مورد اضطراري پيش اومده بايد برم
کجا؟
بعدا بهت ميگم غذاتون رو بخوريد
دير ميام خونه،منتظرم نمونيد
قربان،اون درباره قطرههاي خون روي ديوار بهمون گفت
امير،زنگ بزن تيم تجسس
اينجان قربان
شب بخير قربان
وينود بعد از اينکه منطقه رو امن کردين از همه چي عکس بگيريد
اطاعت قربان
چيزي رو از قلم نندازيد- اطاعت قربان-
با چک کردن قرباني معلوم شد که مجرم دستکش دستش بوده
پس،اثر انگشت پيدا کردن غيرممکنه
تنها مدرکي که الان داريم همين قطرات خونه
باشه قربان،بذاريد چک کنم
ريتو،ديگه چي ميتوني درباره ي کسي که ميخواست بکشت،بگي؟
صورتش رو نديدم
ولي مرد چاقي بود
يه ژاکت يا همچين چيزي تنش بود
دکتر هم مرد سرحالي بود نه؟
اون رو ميشناسي نه؟
...فکر پيام و اتفاق امروز رو که ميکنم
حس ميکنم اين 2 اتفاق به هم ربط دارن
نظر شما چيه؟
منظورتون اينه که دکتر بهم حمله کرده؟
ولي چرا؟
نميدونم
چون گفتي مرد چاقي بود اينجوري فکر کردم
قدش چي؟
...قدش
قربان،قدش دقيقا اندازه قد سانجو بود
اين کيه؟
نامزدمه،سانجو
خب،وقتي تو اتاق بودي بهش زنگ زدي؟
بله قربان ولي گوشيش خاموش بود
چرا گوشيت رو خاموش کرده بودي؟
خاموشش نکردم قربان- خب؟-
شارژ باتريش تموم شده بود
وقتي باهم بوديم گوشيم خاموش شده بود
چرا تو خونه شارژش نکردي؟
زدمش به شارژ ولي يادم رفت روشنش کنم
پس چطور سر از اينجا در آوردي؟
...يکم بعدش گوشيم رو روشن کردم و ميس کالهاش رو
ديدم بعدش بهش زنگ زدم
سرت چشه؟
وقتي داشتم از خونه ميزدم بيرون خورد تو ديوار
کي اتفاق افتاد؟
همين يکم پيش
منظورتون چيه؟
ريتو
ريتو،آخرين باري که ديديش سرش زخمي بود؟
نه قربان- بله-
زدي تو سر مجرم درسته؟
بله
قبل اينکه برم تو اتاق زدم تو سرش
ميخواين بگين من ميخواستم اون رو بکشم؟
اول اينکه،لبخند نزن
دلايل کافي واسه شک کردن بهت داريم
ببين جناب
اگه نياز باشه،با همين مدارک ميتونم دستگيرت کنم
قربان،خواهش ميکنم بس کنيد
سانجو و من،همديگه رو خيلي دوست داريم
قرار ازدواجمون هم گذاشته شده
...چرا يکي مثل اون بايد
مجرم واقعي الان در حال فراره در حاليکه شما دارين وقتتون رو با سانجو هدر ميدين
خواهش ميکنم درک کنيد
باشه،آروم باشيد
خب تا همينجا بسه
کسي که اينجا بود انگيزه ش يا دزديدنت بود يا کشتنت
دشمن خاصي داري؟
يا اتفاق عجيبي برات نيوفتاده؟
همچين چيزي؟
...نه،قربان،ولي
هر چيزي ميتونه باشه
حتي اگه موضوع مهمي هم نباشه ميتوني بهم بگي
...قربان،يه
خب بگو
دو ماه پيش تو مغازه پارچه فروشي يه اتفاقي افتاد
که بين من و سانجو بود
...ولي اون- ريتو-
چرت و پرت نگو
تموم شد
!خفه شو
اگه تو واسه همه چي تصميم ميگيري پس ما اينجا چه کاره ايم؟
!تا وقتي ازت سوال نپرسيدم يه کلمه هم حرف نميزني
فهميدي؟
ببخشيد قربان
باشه حالا بگو چه اتفاقي افتاد
همه چي رو مو به مو تعريف کن فهميدي؟
بهتون ميگم قربان
اين يکي رو بگير
اين چطوره؟
کي کارش تموم ميشه؟
لباساي عالي انتخاب کردي
فقط سايزشون رو چک کن
فقط سريع کار دارم
وقتي با يه دختر مياي مغازه بايد صبر کني
صبور باش
يه دقيقه صبر کن- راحت باش-
سانجو
چي شده؟
اين رو ببين
!گه توش
مشکل چيه؟
الو،اداره پليس؟
کسي که اين رو کار گذاشته حتما تو همين مغازه ست
اگه اين شماره رو ميشناسين بهمون اطلاع بديد
...8،5،4،7
.3.6.9.5.5.5
فيصل
فيصل
پس،کار توئه؟
اسمت چيه؟
فيصل
فيصل
اين تلفنته؟
!بگو اين گوشيته؟
...بله
خبرش فردا تو روزنامهها پخش شد
به غير از اون،اتفاق خاصي نيوفتاد
خودم بايد چکش کنم
اينجا تنها نمون
به خانوادهت اطلاع بده و بگو يکي بياد پيشت
دو افسر پليس هم بيرون نگهباني ميدن
اطاعت قربان
فردا با خانوادهت بيا اداره پليس
تا زمانيکه مجرم رو پيدا نکرديم تو خونهت بمون
امير- بله-
گزارش پرونده اون فروشنده رو برام بيار
چشم قربان- ممکنه زندان باشه-
بايد بدونم زندانه يا نه
اطاعت قربان
باشه
از آخرين مکاني که موقعيت يابي کرديم چيزي پيدا کردي؟
همه جا پرس و جو کرديم حتي کوتيکانام هم رفتيم
ولي هيچکس شناساييش نکرد
صبح بخير قربان
ببخشيد،يکم دير اومدم
فيصل از 3 ماه پيش زندانه
ولي يازدهم همين ماه با وثيقه آزاد شد
!يازدهم چهار روز قبل از اين اتفاقات؟
بله قربان،دوشنبه قبل بود
بله
الان اون هم مضنونه
قربان،دکتر زندان گقت که مشکل رواني هم داره
امير،آدرسش رو برام گير بيار
اين آدرسشه
يه ويديو دارم- بده يه پک بزنم-
..دادا،همه چي- پليسا اومدن-
هي،بيا اينجا بينم
قربان
خونه فيصل کجاست؟
منظورتون فيصل فيلمبرداره؟
هموني که دستگير شد؟
آها- قربان،اونجا زندگي ميکنه-
مرسي
دنبالش ميگردين؟- آره-
الان خونه نيست
کجاست؟
از وقتي با وثيقه آزاد شد برنگشته اينجا
تو يه مهمون سرا به اسم رنگين کمون زندگي ميکنه
چند وقته ميشناسيش؟
چجور آدميه؟
آدم عجيبيه درسش رو خونده
ولي هميشه تنهاست
زنش صبح فرداي عروسيشون ولش کرد
متوجه اين که؟
هيچوقت هم برنگشت
دليلش رو نميدونيم
قربان،کار اشتباهي کرده؟
چيکار کرده؟
حمله؟
اينجا فيصل نامي دارين؟
پس،حمله نيست؟
ميخواي دستگيرت کنم؟- نه،قربان-
اتاق شماره 109 نه شماره 107
چته؟ دست پاچه شدي؟ مشکلي هست؟
نه قربان،چيزي نيست
چند وقته اينجاست؟
يه لحظه قربان
يازدهم اومد اينجا
مجرمه؟
ديروز رو کامل اينجا بود؟
ميدونستم آدم درستي نيست- نيازي به نظرت ندارم-
فقط سوالم رو جواب بده
قربان،همه وقتش رو تو اتاقش ميگذرونه
...و
ديشب دير وقت اومد خونه
يادت مياد چه ساعتي بود؟
ساعت دقيقش يادم نيست خوابم ميومد
فقط شنيدم
شماره اتاقش چنده؟- 107-
به غير از صبحونه خوردن ديگه بيرون نميرم
بعد از اون اتفاق،حتي خونه خودم هم نميرم
يعني بخاطر اون اتفاق خجالت ميکشي
درسته؟
اين رو بيخيال
ديروز از ساعت 7 عصر به بعد کجا بودي؟
کجا رفتي؟ چيکار کردي؟
همه چي رو برام تعريف کن
...ديشب- چي شد؟-
سينما بودم- چه فيلمي؟-
مسترپيس فيلم جنوبي
کدوم سينما؟- پيريميد،سيما-
اون دختره که درگير اون اتفاق بود رو يادته؟
نه
مطمئني؟
مشکلي پيش اومده؟- !جواب سوالم رو بده-
نديدمش
گواهينامه داري؟
آره- بيارش-
درباره فيصل بخواين بهتون بگم الان شرايطش ثابته
مثل کسي که وابستگي زيادي به مسائل جنسي داره
هممون اين حس رو داريم
,ولي وقتي اين حس بيشتر ميشه و غير قابل کنترل ممکنه ما رو به سمت جرم و جنايت بکشونه
...همين،و خودتون ميدونيد
بيشتر جرمهاي امروزي مربوط به همين مسئله هستن
ديروز،دختري که از فيصل شکايت کرده بود بهش حمله شد
اوه- بنظر شما اون الان حالش خوبه؟-
!اين مرد
يه دو يا 3 باري اينجا اومد
ولي هيچوقت درباره خودش حرف نزد
,بخاطر همين
نميتونيم کاراش رو پيش بيني کنيم
آدم خيلي متفاوتيه
يالا،بيا بريم
!سانجو
سانجي،داريم ميريم
ببخشيد عموجان،کمي دير کردم
کي رسيدين؟- همين يکم پيش-
موضوع چيه؟
بنظر وحشتناک مياد
نميدونم چرا اين اتفاقا داره ميوفته
قبل از رفتنمون بايد بريم اداره پليس
منم باهاتون ميام
بريم؟
مزاحمت که نيستيم؟
اگه سرت شلوغه نميخواد بياي
سرت چش شده؟
زخم کوچيکيه چيز خاصي نيست
باور کنيد
..دو روز
,عرض 2 روز ...جزئيات گزارش و دليل
اين اتفاقات رو بهتون ميگم
تا اونموقع حواستون بهش باشه
قربان،فروشنده چي شد؟
درباره ش تحقيق کردم
با وثيقه آزاد شده
بخاطر اون اتفاق قبلي نميتونم اون رو مقصر بدونيم
نگرانش نباشيد زير نظرش داريم
درباره دکتر دوراج هم دارم تحقيق ميکنم
به محض اينکه اطلاعات جديدي پيدا کردم بهتون خبر ميدم
نگران چيزي نباشيد به سلامت بريد
قربان،بايد اون مهاجم رو زودتر پيدا کنيد
اونموقع خيالمون راحت ميشه
ازتون خواهش ميکنم قربان- حتما،بهتون خبر ميديم-
ميتونيم بريم؟
صبر کنيد
چند وقته سانجي رو ميشناسيد؟
مشکلي نيست،ميتونيد بريد
سانجي،صبر کن
شما ميتونيد بريد
گروه خونيت چيه؟
قربان،بي مثبته
گواهينامهت باهاته؟
بله قربان- نشونم بده-
بهم مضنونيد؟
...بهت مضنون نيستم
ولي بايد مطمئن شم که کار تو نبوده
همين- باشه قربان-
...مشکلي نيست قربان،فقط خواهش ميکنم زودتر پرونده رو ببندين
ديگ ميرم قربان- بسلامت-
تا الان،نتونستيم سرنخي تو پرونده پيدا کنيم
دو روز گذشته
,دکتر ارشده
بايد به مقامات بالا گزارش بديم
,واسه پرونده دختره هم بهتره تو خونه بمونه
...گمشدن دکتر و پياميکه فرستاده شده
حس ميکنم اين دو اتفاق بهم ربط دارن
...ولي قربان،اگه دکتره بوده
پس همنوجوري که ريتو گفت حتما يه دليلي داره
گفت بين اونا مشکلي نبوده
نه فقط اين،ليست تماسهاش رو هم چک کرديم
...بعد از پرس و جو از همکارا و همسايهها
بنظر آدم معمولي بنظر ميرسه
فکر نکنم مرتکب همچين جرمي بشه
اين رو ميشناسين؟
از ظاهرش چي ميتونيد بهم بگين؟
آرتور لي آلن
,سال 1967
زنش تو سن 26 سالگي بخاطر سرطان مرد
ديگه ازدواج نکرد
...به ياد زنش 12 مرکز توانبخشي
براي بيماراي سرطاني باز کرد
,ولي سال 1979
دادگاه براش حکم اعدام بريد
ميخواين دليلش رو بدونين؟
...طي اون زمان،نزديک به 15 تا 20 دختر تو نيو جرسي گمشدن
بهشون تجاوز ميکرد و بعد ميکشتشون
فقط يه مثال بود
ظاهر شخص و حقيقت درونش ممکنه با هم خيلي متفاوت باشن
در ضمن هيچوقت يه نفر رو از روي ظاهرش قضاوت نکنيد
...خب
,تو پرونده مون سه مظنون اصلي داريم
اولين مظنون،استاد ريتو،دکتر دوراج که گمشده
دومين مظنون،آدميه که با وثيقه آزاد شده،فيصل
,و سومين مظنون دوست پسر ريتو،سانجي
...تنها نقطه اشتراک اين 3 نفر با هم
ريتوئه
قربان،براي مشکوک شدن به دکتر دوراج و فيصل دليل داريم
ولي فکر نکنم دوست پسرش مظنون باشه
اونم بخاطر هيچ دليلي
همديگه رو خيلي دوست دارن فکر نکنم بخواد بهش تجاوز کنه
دختره گفت: مهاجم مرد چاقي بود
براي همين ميتونيم به دکتر دوراج و فيصل مشکوک باشيم
...ولي سانجي
چاق نيست
زخمش يا نبودش تو صحنه اون رو مظنون کرده؟
,وقتي با همچين پروندههايي سر و کار داريم
بايد به همه مظنون باشيم
اين فيلمهاي جديد رو نديدين؟
دوره زمونه ش طوري شده که حتي پليسها هم ميتونن آدم بده باشن
هر چيزي درباره سانجي گفتين رو قبول دارم
قراره بزودي ازدواج کنن
...هم اينکه دليلي براي انجام همچين جرمي نداره
نه چاقه
...تنها شک من
به زخم رو سرشه
اوني که رو پيشونيشه
فقط اين نيست
توضيحاتي که داد هم قانعم نکرد
...وقتي گوشي که خاموشه رو ميزنيم به شارژ
معمولا از رو عادت روشنش ميکنيم مگه نه؟
نظر شما چيه؟
درسته قربان- دليلش نميتونه اين باشه-
بعضي وقتا منم اينجوري ميشم
اينم درسته
بخاطر همين،نميتونيم تصميمي بگيريم
هممون آدميم
ممکنه يه سري چيزا رو فراموش کنيم
اصلا با عقل جور در نمياد
فقط يه راه هست که بفهميم کي پشت اين ماجراست
اگه از قطرههاي خوني که روي ديوار بود ...بتونيم گروه خوني که
,با يکي از مظنونين مطابقت داشته باشه اونوقت ميتونيم دستگيرش کنيم
امير- بله قربان-
گروه خوني فيصل و سانجي رو ميدونم
فقط بايد بفهميم گروه خوني دکتر دوراج چيه
حواستون باشه از منبع موثقي پيداش کنيد
سيگار ميکشي؟
چرا سيگار ميکشي؟
چرا دوباره شروع کردي؟
بندازش
از وقتي برگشتي يه کلمه هم با هم حرف نزدي
مکشلي پيش اومده؟
دکتر گمشده
بايد گزارشش رو تا فردا صبح آماده کنم
نميدونم کجاست
,تازه اون پرونده دختره هم
نتيجه دي اناي فردا آماده ميشه
فکر کنم اون يه کمکي کنه
يه حسي دارم که اين دختره داره دروغ ميگه
آره،اينم ممکنه
الو- اتاق کنترل، قربان-
بله،بفرماييد
يه تماس اضطراري از حوزه شما داشتيم
فکر کنم يکي رو دارن ميدزدن
چي؟
فقط يه نفر حرف زد آخر هم کسي جواب نداد
تماس رو رديابي کردين؟- بله قربان،در حال حرکته-
چي؟- در حال حرکته قربان-
فکر کنم در حال حرکتن- باشه-
محل دقيق رو بهم بگو و من رو هم وصل کن
چشم قربان
...موقعيتش- يه لحظه، خانوم-
قربان،تو مسير کوتيکانام به الاپارا هستن
سمت چپ تقاطع،درسته؟
بله قربان
قربان،دقيقا 300 متر جلوتر از شمان
سمت چپ يه جاده کمربندي هست اونجان
باشه،گوشي هنوز روشنه؟
بله قربان،ولي خوب آنتن نميده
وصلش کن- چشم قربان-
يالا،زودتر
چي ميخواي؟
چرا اينکار رو با من ميکني؟
...بگو وگرنه
!خفه شو عوضي،خفه شو
تو ميخواستي ريتو رو بکشيها؟
!بگووو- خفه شو و رانندگي کن-
!گفتم خفه شو
!هي!نه
هي،پشت خطي؟- بله قربان-
هنوز تو همون جاده ن
حدود 200 متر جلوتر يه کليسا هست
از اونجا برين سمت راست،دقيقا جلوتونه
تقريبا رسيدين
قربان،ممکنه توقف کرده باشن
تو همون جاده ن
تقريبا دو کيلومتر جلوتر
باشه،نيروي پشتيباني و آمبولانس بفرست
اطاعت قربان- باشه-
بيا
بشين اينجا
حالا بگو چه اتفاقي افتاد؟
قربان،بايد خودم رو ميرسوندم چناي
ميخواستم امشب حرکت کنم
ببخشيد،ماشينم خراب شده
ميتونين تا يه جايي من رو برسونيد؟
بله حتما- ممنون-
کجا پيادهتون کنم؟
کجا ميخواين برين؟
دارم ميرم کوميلي
کوتيناکام پياده م کنيد
باشه
اسمتون چيه؟
سانجاي
کار ميکني؟- بله-
کجا کار ميکني؟
به شما ربطي نداره
همينجا وايسا
يه لحظه سانجي
خونم 3 کيلومتره اونورتره
اگه اشکالي نداره ميتوني اونجا پياده م کني؟
ممنونت ميشم
اين ساعت کسي کمکم نميکرد
ميشه؟ خواهش ميکنم
باشه
خيلي وقته تو ماشينت هستم ولي فکر نکنم شناخته باشيم
اسمم دوراجه
دکترم
الان ممکنه يادت بياد
!دوراج
کجا بودي؟
الو،اتاق کنترل پليس؟ مورد اورژانسيتون چيه؟
چاقوي جراحي شماره 23
,اگه شاهرگ گردنت رو بزنم
...عرض 4 تا 6 دقيقه
ميميري
تا حد مرگ خونريزي ميکني
يه مرگ آروم ولي نه خيلي راحت
مجبورم نکن اينکارو کنم
فقط رانندگيت رو بکن
همينطور مستقيم برو
!ياااالا
آقا،صدام رو ميشنويد؟ لطفاً جواب بدين
چي ميخواي؟
چرا اين کار رو با من ميکني؟
...فقط بهم بگو بعد ما
!خفه شو و رانندگيت رو بکن
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: سميرا و فاطمه
يعني تو به ريتو حمله کردي؟
بهم بگو رانندگيت رو بکن-
نه من بايد بدونم
...گفتم خفه شو
!برو!برو
وقتي که من به هوش اومدم اون نبود
کجا اون رو ديدي؟
نزديک پيراندانام يه ايستگاه پليس هست
نزديک به يک کيلومتري ايستگاه پليس
گفتي که ماشينش خراب شده بود؟
بله قربان
رنگ ماشين رو يادت مياد؟
آبي بود
جورج بله قربان-
ماشين رو پيدا کن و مطمئن شو متعلق به دکتر دوراج باشه
روي پيشونيش زخم داشت؟
...زخم
بله قربان
ممکنه خودش پشت همه اين قضايا باشه
بنابراين هر دوي شما هدف اون هستين
ولي دليلش رو نميتونم بفهمم
آخه اون ريتو رو ميشناخته ولي من چرا؟
شايد چون نامزدش هستي
خونه ـت کجاست؟
کانجيراپلي قربان
بايد محافظت بشي
ما نميدونيم چي ممکنه پيش بياد
تا زماني که اون رو پيدا کنيم دو تا افسر همراهت هستن
نه قربان
بذاريد طبق نقشه ش پيش بره
بايد اين کار رو بکنيم تا تمومش کنيم
اگه اون دنبال من ميگرده بذاريد بياد
اگه تحت محافظت پليس باشم خودش رو نشون نميده
ديگه نميتونم صبر کنم
ميخوام همه چي تموم بشه
بايد به زندگي عاديمون برگرديم
بذاريد ببينيم چه کار ميخواد بکنه
پس اجازه بدين بياد تا ببينيم چه اتفاقي مياُفته
ولي قربان اين خطرناک ـه
حالا ميدونم چه کار بايد بکنم
باشه ميتوني الان بري
ولي مطمئن باش که خطري تهديدت نکنه
قربان،ماشينم؟
فعلاً به خاطر جمع آوري مدارک بايد انگشت نگاري بشه
شايد فردا تحويلت داديم
الان ترتيب رفتنت رو ميدم
امير يه ماشين آماده کن چشم آقا-
قربان،زود پيداش کنين
نميتونم با ترس زندگي کنم
نگران نباش
به زودي پيداش ميکنيم بهت قول ميدم
به هر چيز مشکوکي برخوردي فوراً باهام تماس بگير
باشه باشه-
باشه قربان
الو ،کجا بودي؟
مطمئني بعد از دانشگاه دوراج رو نديدي؟
چرا اين رو ميپرسي؟ مشکلي پيش اومده؟
فقط جواب من رو بده
نه نديدمش
هيچ کدوم از دوستات با اون در ارتباط نبودن؟
درباره کسي حرف ميزنم که راجع به رابطه ما ميدونه
منظورم اينکه اون من رو از کجا ميشناسه؟
از کجا بدونم؟
سانجي منظورت از اين حرفها چيه؟
...راستش
دقيقاً همون جايي که سانجي گفت ماشين دکتر رو پيدا کرديم
اثر انگشت دکتر توي ماشين سانجي پيدا شده
ما رو بيشتر سمت اين ميبره که دکتر متهم باشه
بنابراين الان دو چيز کاملاً واضحه
...يک
سانجي و فيصل نميتونن متهم باشن
...چون
فيصل تا الان تحت نظارت پليس بوده
پس اون مظنون نيست
...دوم
...همونطور که سانجي گفت
دوراج کسيه که اون رو تهديد کرده
پس اون ميتونه کسي باشه که به ريتو حمله کرده
...قربان ولي
وقتي اين اتفاق افتاد فيصل تحت نظر ما نبود
نه فقط اين،اون 4 روز قبل از اتفاق با گذاشتن وثيقه مرخصي گرفته
بنابرين ما نميتونيم اون رو کاملاً مبرا کنيم
ميخواي چي بگي؟
دکتر به سانجي حمله کرده
و فيصل به ريتو؟
منظورت اينه؟
نه دقيقاً پس؟-
اين هم امکان داره
البته که امکان داره
ولي درصد خيلي کمي احتمال داره
قربان
نتيجه آزمايشگاه
باشه
اين نتيجه آزمايش خوني که از خونه ريتو پيدا شده
اين نشون ميده که گروه خوني بوده AB+ کسي که حمله کرده
يکي از مظنون ما ممکنه همين گروه خوني رو داشته باشه
...قربان صبر کن-
تمام گروههاي خوني رو شناسايي کرديم
بود B+گروه خوني سانجي
بود O+ فيصل
بود B+ گروه خوني ريتو
سمت چپ فقط دکتر دوراج باقي مونده
بود AB+ قربان گروه خوني اون
بله اين مظنون ماست
اشتباه نميکرديم
اين با نتيجه آزمايش مطابقت داره
پس اون پشت همه اين ماجراهاست درسته؟
...کاملا واضحه که اون به ريتو حمله کرده
بعد اتفاقي که براي سانجي افتاد
کاملاً اين رو تاييد کرد
اونم بعد از اين همه مدارک
ولي چرا اين کار رو کرده قربان؟
همين بايد همين رو بفهميم
...ولي قبل از اين
بايد اون رو دستگير کنيم قبل از اينکه جرم ديگهاي مرتکب شه
چون هنوز نقشه ش رو نميدونيم
پس هر چيزي ممکنه اتفاق بياُفته
امير قربان-
يه اطلاعيه براي پيدا کردن دوراج بزن
عکسش بايد توي تمام رسانهها فيسبوک،کانال و واتس آپ پخش بشه
هر جايي که امکان داره
در عرض يک روز بايد دستگير شه
پس هر چه سريعتر بله قربان-
برو
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
اين رو ديدي؟
اين کيه؟
اين همون دکتري که راجع بهش حرف ميزنه؟
کجاست؟ صداش کن
هنوز بيدار نشده بيدار نشده؟-
ساعت 8 صبحه بيدارش کن
باشه الان بيدارش ميکنم
ريتو
ريتو
ريتو
!ريتو
ريتو
چي شده؟ نيستش-
چي ميگي؟
قرار نبود جايي بره؟ نه-
خيلي نگرانم
کجاست؟
گريه نکن گوشيم رو بيار
بيا
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش ميباشد لطفاً مجدداً تماس بگيرين
خاموش ـه
حالا چه کار کنيم؟
منم به اندازه کافي نگران ام بذار به سانجي زنگ بزنم
ممکنه اون خبر داشته باشه
الو
بله عمو سانجي-
ريتو از صبح با تو تماس نگرفته؟
صبح؟نه چرا؟
بهت نگفته که قراره بيرون بره؟
نه عمو چرا؟چي شده؟
نميتونيم پيداش کنيم
گُم شده چي؟-
الو عمو
الو الو
نه آقا خيلي حرف نزديم
به خاطر اتفاق شب گذشته خسته بودم
قربان
تلفن همراه ريتو از ساعت 1 نيمه شب خاموش شده
آخرين لوکيشن مربوط به ساعت 1 ظهره
شب گذشته دو تماس داشته
يکي ساعت 9.44 دقيقه از شماره 9-8-4-7-7-1-7-1-0-2.
بعد ساعت 10.35 با شماره 9-8-4-6-8-6-9-0-9-5.
اولين تماس سانجي بوده
...دومين تماس
قربان شماره دکتر بوده
...دخترم
...دختر عزيزم
امير
لوکيشن دکتر رو ميدوني؟ بله قربان-
اون از دفترش توي روستاي واگمون تماس گرفته
بعدش گوشيش خاموش شده
...اينجا
منظورم اينکه ممکنه واگمون باشه
ممکنه اون رو اونجا برده باشه
يا شايد اون خودش رفته باشه
بله قربان
فعلاً اين منطقه رو کاملاً بگردين
چشم قربان
و سانجي از الان به بعد بايد بيشتر مراقب باشي
تا زماني که اون رو بگيريم
قربان من واقعاً گيج شدم هيچي نميفهمم
چه اتفاقي داره مياُفته؟
اون به خواست خودش همراهش نرفته من ميشناسمش
سانجي آروم باش
ما هم نميدونيم چه اتفاقي افتاده
قبل از هر چيزي بايد مراقب باشي
ميدونم که نميتونم ازتون بخوام نگران نباشيد
ما هرکاري از دستمون بر بياد انجام ميديم
در سريعترين زمان ممکن اون رو پيدا ميکنيم
اين دختر از صبح گُم شده
چند روز پيش همين دختر توسط مورد حمله قرار گرفته
پليس عکس مظنون رو منتشر کرده
و از مردم خواسته که به محض رويت ....يا داشتن هر گونه اطلاعاتي
به پليس اطلاع بدن
قربان،اون توي 4 تا بيمارستان کار ميکرده
توسط مدير بيمارستانها اخراج شده
...اون هم به دليل مشابه
آزار جنسي بيماران
...و چيزي که عجيب ـه اينه که
هيچکس از اون شکايت رسمي نکرده
!حتي يک مورد شکايت هم نيست
اين ميتوني دليلي باشه که اون رو به خاطرش دزديده؟
ممکنه
شايد دنبال چيزي که توي دانشگاه نميتونسته انجام بده
ولي ريتو به ما گفت که هيچ مشکلي با همديگه نداشتن
بله قربان ولي نميتونم باور کنم-
...ممکنه اون ترسيده باشه چون
هيچ کدوم از قربانيان ديگه شکايتي نکردن
ممکنه از اونا اخاذي کرده باشه
بايد براي پيدا کردنش به تحقيقات ادامه بديم
شايد مسئلهاي بين اونها يا هر دانشجوي ديگهاي وجود داشته باشه
حتماً قربان
اين گزارش پرونده ست
طبق گزارشات مورد پرونده 174 خودکشي کرده
ميتوني بري بله قربان-
الو الو-
الو
آقا
شما؟ ريتو ام-
لطفاً کمکم کنيد
باشه ريتو آروم باش
کجايي؟ نمي دونم کجام-
اون من رو ميکُشه تو رو خدا
من رو نجات بدين نترس-
تلفن رو قطع نکن بگو اطرافت چي ميبيني؟
هر چيزي که ميبيني رو بگو
الو ريتو
هستي؟الو؟
بله قربان راشد-
لوکيشن آخرين تماسم رو پيدا کن بله قربان-
اينجا بمون
دنبالم بيا
!لعنتي
ريتو آروم باش
...قربان اون
نگران نباش ديگه تموم شد
حالا ديگه در اماني
اون مُرده
ديگه نميتونه آسيبي بهت برسونه
چي شد؟
الو الو-
الو کيه؟
قربان،منم ريتو
لطفاً کمکم کنيد باشه ريتو-
خواهش ميکنم قربان آروم باش-
کجايي؟
نمي دونم کجام
اون من رو ميکُشه
تو رو خدا نجاتم بدين
نترس تلفن رو قطع نکن
هر چيزي رو که اطرافت ميبيني بهم بگو
الو ريتو
اونجايي؟ريتو؟
الو؟
!نه
بيا اينجا
چطور تو رو اينجا آورد؟
قربان اون شب بهم زنگ زد
قانعم کرد که ميخواد موضوع مهمي رو بهم بگه
ازم خواست که ساعت 1 اون رو بيرون خونه ببينم
...و اگه اينکار رو بکنم
ديگه برامون مشکلي درست نميکنه
...نه تنها اين
...گفت که اگه به حرفش گوش ندم
...و به کسي چيزي بگم
اون هر دوي ما رو ميکُشه
درباره اتفاقي که اون روز براي سانجي پيش اومد گفت
همه اينا من رو مجبور کرد که به حرفش گوش بدم
فکر ميکردم اينجوري اين ماجرا تموم ميشه
...به خاطر همين
تصميم گرفتم کاري که ميگه رو بکنم
...بعد اون
باشه
نميخواد بري بيمارستان؟
نه قربان خوبم
هنوز ميترسي؟
هيچکي ديگه بهت صدمه نميزنه
شما ميتونيد به زندگي عاديتون برگردين
اين چيزيه که اون به خاطرش ناراحت ـه
چي؟
... به خاطر کُشتن اون ناراحت ـه
مشکلي نيست هرکسي توي اين شرايط همين کار رو ميکرد
...طبق قانون،اين اتفاق
دفاع از خود بوده
پس نگران نباش
مشکلي برات پيش نمياد
قربان،اين رو اونجا پيدا کردم
قربان اين گزارش يه پرونده ست
طبق اين گزارش مورد پرونده 174 خودکشي کرده
اين متعلق به شماست؟
سانجي لطفاً بهم بگو موضوع چيه؟
...اين
به خاطر خدا اگه چيزي در مورد اين دختر يا دکتر ميدوني بهم بگو
مي دونم که يه چيزايي ميدوني
اگه الان حرفي نزني ما توي يه ظلم و ستم بزرگي شريک ميشيم
به خاطر همين ازت ميپرسم
سانجو،اين عکس رو از کجا پيدا کردي؟
ريتو لطفاً الان وقت اين سوالا نيست
بعداً برات توضيح ميدم فعلاً تو جواب من رو بده
تا حالا اون رو جايي ديدي؟
يا شناختي درباره ش داري؟
سانگيتا چي؟-
اسمش سانگيتا ست
با همديگه توي يه دانشگاه بوديم
هم اتاقي بوديم بهترين دوستم بود
بين شما دو تا يا دوراج موضوعي بود؟
هرچيزي داخل يا بيرون از دانشگاه؟
ريتو لطفاً حرف بزن
من رو ديوونه نکن باشه؟
اين عکس رو از کجا آوردي؟
بهت گفتم الان وقت اين حرفها نيست
ريتو گوش کن
تو تا الان من رو فريب دادي حداقل الان حرف بزن
وگرنه هردومون ميميريم
نه تنها تو،منم ميميرم مي فهمي؟
اگه چيزي هست فقط بهم بگو
و اگه نميتوني پس آماده شو تا باهاش رو به رو بشي
باشه بهت ميگم
...اين چيزي که من هميشه
آرزو ميکردم بتونم فراموشش کنم
نمي دونم که بعد از شنيدنش چه واکنشي نشون ميدي
...نمي دونم که اين رابطه مون رو تموم ميکنه يا نه
...در هر حال
يه بار از من خواستي که اگه با کسي رابطه داشتم بهت بگم
من جوابي واسه سوالت نداشتم
هيچوقت شجاعتش رو نداشتم که در اين مورد بهت بگم
هيچوقت تصورش رو نميکردم
توي همچين شرايطي قرار بگيرم
با يکي از پسرهاي دانشگاه رابطه داشتم
و ازش باردار شدم
اون يه اشتباه بود
تو پدر و مادر من رو ميشناسي سانجو
اگه مامان و بابام حقيقت رو ...مي فهميدن زندگيم
تموم ميشد
به خاطر همين دنبال يه راه حل بودم
سقط جنين تنها راه ممکن بود
من از سقط جنين پشتيباني نميکنم
اما توي اون وضعيت مجبور بودم
در اين مورد با دوست پسرت حرف زدي؟
از وقتي که اين موضوع رو فهميده جواب تلفنم رو نميده
آقا لطفاً ديگه چيزي نپرسيد
هر اتفاقي افتاده
الان فقط به شما اعتماد دارم
...به خاطر همين ميتونم درک کنم-
نگران نباش کمکت ميکنم
خيلي طول نميکشه
ولي اگه توي بيمارستان انجام بشه خطرناک ـه
چون من يه پروفسور ام و تو دانشجوي مني
بيا انجامش بديم
مي دوني خوابگاه دکترهاي مهمان کجاست؟
بله آقا خوبه-
امروز بعد از ظهر حدود ساعت 3 بيا اونجا
ما اين کار رو ميکنيم باشه؟
باشه آقا ميام
در ضمن يکي رو براي کمک همراه خودت بيار
سانگيتا بهترين دوست توئه درسته؟ اون مياد؟
آقا من هيچي در اين مورد به اون نگفتم
و فکر نميکنم اون توي اينجور مسائل دخالت کنه
فکر نميکنم اون بياد
درسته
تو فقط بهش بگو اون مياد
بهترين دوستت توي اين شرايط به کمکت مياد
باشه آقا بهش ميگم
نگران نباش
اين يه معامله نيست
من توي همچين مواردي بودم
پس الان وقت انجام دادنه
اصلاً نگران نباش
وقتي که از بيمارستان برگشتم همه چيز رو به سانگيتا گفتم
اون بعد از شنيدن موضوع ترسيد
اول قبول نکرد که بهم کمک کنه
ولي بعد مجبورش کردم
همراهم بياد
... و بعد همونجوري که دکتر گفت
سانگيتا همراهم اومد
ساعت 3 رسيديم خوابگاه
به موقع اومدين بياين داخل
بياين وقت رو تلف نکنيم
ريتو برو توي اون اتاق من قبلاً وسايل رو آماده کردم
تو اينجا بمون
هر وقت لازم بود صدات ميکنم باشه آقا-
برو داخل
بيا
تموم شد؟
ميتونيم بريم؟ آره-
آقا خيلي از شما ممنونم
مشکلي نيست
حالا ميتونيم بريم؟
سانگيتا تو 5 دقيقه بمون
ريتو تو برو
نميخواد منتظر سانگيتا بموني
آقا موضوع چيه؟
هي بچهها
نگران نباشين به اين موضوع مرتبط نيست
يه موضوع شخصي ـه نگران نباش
پس من بيرون منتظر ميمونم
نه لازم نيست
من از اونجا بيرون اومدم
....و چيزي که بعد از 3 ساعت شنديم اين بود
سانگيتا خودکشي کرده
...همين من رو مشکوک کرد
...بعد اين اتفاق
بلافاصله پيش دکتر دوراج رفتم
اون زمان بود که چهره واقعي اون رو ديدم
هي اين رو تکرار نکن
فقط به من بگو چه بلايي سر سانگيتا اومده
گفتم که نميدونم
من به تو کمک کردم مراقب حرف زدنت باش
اين رو به من نگو
من ميدونم يه چيزي غلطـه
!ميخوام بدونم
ميخواي بدوني؟
باشه پس گوش کن
!من به اون تجاوز کردم
يا به نظر تو بهش تجاوز کردم
!نه فقط اين
براي ينکه مطمئن باشم ...به کسي چيزي نميگه
براي اخاذي ازش عکس هم گرفتم
اون ميتونست لذت ببره
ولي در عوض زندگيش رو تموم کرد
موضوع خيلي بزرگي نيست
نمي دونم
...در هر حال براي اطلاع جنابعالي
اين اتفاق واقعاً افتاده
از زماني که اون به دانشگاه اومده
من تو نخش بودم
ولي هيچ فرصتي نداشتم
تو اين فرصت رو بهم دادي
اون مثل يه قطعه کوچيک هنري بود
صد تا مثل تو نميتونن حسي که اون بهم داد رو بهم بدن
حالا ميخواي چه کار کني؟
ميخواي به پليس خبر بدي؟
برو به پليس گزارش بده
ولي قبل از هر چيزي ...بايد يادت بياد
براي چي اينجا اومدي؟
ميخواي عواقب اين کار رو بدوني؟
ميخواي پدر و مادرت همه چي رو بفهمن؟
درباره بارداري ـت؟
يا ميتوني سانگيتا رو به سادگي فراموش کني؟
اول خوب فکر کن بعد تصميم بگير
و اگه هنوز ميخواي ميتوني به پليس زنگ بزني
بيا زنگ بزن
زنگ بزن
.. بهت گفتم کمکت ميکنم
و کردم
بي دليل بهت کمک نکردم
تو هم آدم خوبي نيستي
پس خودت رو هم در نظر بگير
نميتونستم هيچ کاري بکنم
...نميتونستم به همه بگم پشت
خودکشي سانگيتا چه حقيقتي مخفي بود
يا موضوع چي بوده
اون موقع نميتونستم
اونجا بخوابم
سانجو صبر کن
حداقل بهم بگو
اين عکس رو از کجا آوردي؟
...اگه يکم هوش و حواس داشتي
مي فهميدي سانگيتا چه نسبتي با من داشت
سانگيتا و تو !؟
آره
من برادرشم
همونجوري که گفتي کسي از دليل خودکشي اون چيزي نميدونست
آخرين شماره که گرفته بود من بودم
ولي بازم تصميمش رو عوض نکرد
من براي هميشه اون رو از دست دادم
سانجو
...ديشب استوديو نرفتم
خواهر ندارم ....ولي اگه داشتم
هيچ رابطهاي با اون ندارم اون رو متهم کردم ولي يادم رفت عوضش کنم
تقريباً هم قد سانجي بود
...تو با
با گلدون بهش حمله کردي؟ چي شده؟-
قربان در رو بستم و از خونه بيرون رفتم
آخرين بار کي بود؟
تو زخم روي پيشونيش رو ديدي؟ نه آقا-
ميخواين بگين من سعي داشتم اون رو بکُشم؟
حالا دلايل کافي براي مظنون شدن داريم
با شواهد به دست اومده ميتونيم دستگيرت کنيم
سانجو
لطفاً اين کار رو نکن
سانجو
سانجو
نميتونيم به بعضي سوالات جواب بديم
حتي اگه جوابي پيدا کنيم
نميتونيم بگيم درسته يا غلط
حالا من يه سوال دارم
اگه به سوالم جواب بدين صدمهاي بهتون نميزنم
...وگرنه
به غير از کُشتنتون هيچ راهي ندارم
همه فکر ميکنن اون تو رو دزديده
اگه بخواي چيزي بگي باور ميکنم
يک سال و 4 روز
دقيقاً 369 روز
اين نقطه اوج نقشه 369 روزه منه
اولين قدم مهم اين بود که تو عاشق من بشي
من همه ملاقاتها رو برنامه ريزي کرده بودم
مرحله بعد کنترل کردن تو بود
وقتي که داشتم خونه ميرفتم جلوي راه دکتر رو گرفتم
و اون ماشين رو کنار جاده پارک کرد
پليس ماشين اون رو پيدا کرد
براي اينکه وارد ماجرا بشي
ساعت 10 صبح با گوشي اون براي تو از پارونداومپارا يه پيام فرستادم
خواستم که صبح به ديدنم بياي
....همه اين رو باور کردن که
اون سعي کرد تو رو بکُشه
...ولي در واقع من بودم
که اون شب بهت حمله کرد
وقتي با گلدون من رو زدي
اون رو به يه مدرک عليه دکتر تبديل کردم
خون اون رو روي ديوار ريختم
...ولي
انتظار اون ضربه رو نداشتم
پيشونيم زخم شده بود
اين درست موقعي بود که پليس بهم شک کرد
تو بهم کمک کردي
....قربان به جاي وقت تلف کردن
بهتره مجرم واقعي رو پيدا کنيد
لطفاً درک کنيد
همه چي طبق نقشم پيش ميرفت
بعدش،فيصل رو وسط کشيدين
مجبور شدم ثابت کنم اون توي اين موضوع نقشي نداشته
براي همين زماني که فيصل تحت نظر پليس بود
کاري کردم پليس باور کنه اون به من حمله کرده
صداي تو رو تقليد کردم
سلام اتاق کنترل پليس چه مورد اورژانسي پيش اومده؟
..تيغه جراحي مشاره 23
...اگه شاهرگ ـت رو با اين بزنم
...ظرف 4 تا 6 دقيقه
از شدت خونريزي ميميري
اين نقشه دوم من بود
پس رانندگيت رو بکن و مستقيم برو
برو
تو ميخواستي ريتو رو بکشي؟
بهم بگو
خفه شو و رانندگيت رو بکن
!نه
بايد بدونم
گفتم خفه شو
بعد ميخواستم همه فکر کنن اون تو رو دزديده
...براي همين
با تلفن خودم ساعت 9.44 باهات تماس گرفتم
مطمئني اون رو بعد از دانشگاه نديدي؟
بعد ساعت 10.30 با تلفن اون به واگمون رسيدم
ساعت يک بيرون خونه منتظرتم
بيا بيرون و سعي نکن به من زنگ بزني
سوار شو بايد بريم
کجا بايد بريم؟
بهت ميگم سوار شو
ريتو تلفنت رو بهم بده
تلفنت رو بده
سانجو لطفاً بهم بگو موضوع چيه؟
فکر ميکردي در اماني؟
من 6 سال که دارم برنامه ريزي ميکنم
برنامه ريزي مرگ تو
من با همين آدميکه تو باهاش به سانگيتا رسيدي،به تو رسيدم
من به خاطر تعريفهايي که سانگيتا از تو کرده بود به خوبي ميشناختمت
به خاطر همين تصميم گرفتم از تو استفاده کنم
اولش ميخواستم تو رو هم همراه اون بکُشم
ولي تو مستقيماً توي مرگ اون نقشي نداشتي
توي دام افتادي
پس بهت اجازه ميدم بري
...امشب
...اون به پليس ميگه
در حالي که از خودش دفاع ميکرده تو رو کُشته
تو توي يه تصادف کُشته ميشي
امشب ميميري
و فردا همه چي به حالت عادي برمي گرده
شايد تو اولين مردي باشي که درباره مرگ خودش ميدونه
نگران نباش يه فرصت ديگه داري
يکي از سوالام مونده
اگه جواب سوالم رو بدي
کاري باهات ندارم
اون چه گناهي کرده بود؟
!بگو
چه کار کرده بود؟
آماده اي؟ زنگ بزن
الو الو-
الو
آقا کيه؟-
منم ريتو
لطفاً کمکم کنيد باشه-
آروم باش
کجايي؟
الو
ريتو؟
نمي دونم کجام آقا
اون من رو ميکُشه
نترس لطفاً نجاتم بدين-
کجايي؟
هر چيزي اطرافت ميبيني بگو
الو ريتو؟ هستي؟
الو؟
نمي فهمي؟
فراموش نکن
فقط به سوالات پليس جواب ميدي
مهم نيست تو اين کار رو نکردي
برو اونجا بشين
بهم بگو اين مال شماست؟
نه آقا
مطمئني؟ آره-
ميتونيد برين
باشه آقا
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
برو بيرون
گفتم برو بيرون
...حتي براي مدت کوتاهي
تو واقعاً من رو دوست داشتي
بايد درد از دست دادن کسي که دوستش داشتي رو بفهمي
به خاطر همين همه چي بين ما تموم ميشه
تو رو اينجوري مجازات ميکنم
سعي نکن دوباره من رو ببيني
...از صميم قلب بخاطر وقتهايي که با هم گذرونديم
تاسف ميخورم
خدانگهدار
عشق يه احساس عجيب و غريب ـه
عجيب ترين حس دنيا
...زيباترين و زشت ترين احساسات
رو ميشه توي يه زمان حس کرد
سه تا سوال
فقط 3 سوال
اين چيزيه که تصميم ميگيره درست يا غلط
کِي؟
براي کي؟
و چرا؟
و شهوت بدون عشق
شهوت و هوس بدون عشق
ميتونه خطرناک باشه
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: سميرا و فاطمه
زمان نميتونه هيچ کدوم از دردهاي من رو التيام بده
...ولي در پايان
بعضي از دردهاي بزرگ تبديل ...به بزرگترين قدرت
!براي ادامه دادن ميشن
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
First Edited - Farsi Version 05.07.2019 - By BeingSa Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.