All language subtitles for Nang Ai E04

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

::: دردسر های نانگ ::: *قسمت چهارم* ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com

می تونیم باهمدیگه بشینیم؟

البته

چرا تو اینطوری درستش کردی؟

چیکار می کنن؟

اون بوسیک هستش

از کره ا.مده همسال ماست ولی از یک کلاس متفاوت

حتما چیزی تو خونه اتفاق افتاده

که مجبور شده مدرسه رو ترک کنه

طفلکی بی جامیا تنها یک سال به فارق التحصیلیش مونده بود

درسته بیچاره بدشانسه

مشکلی هست پی جامیا ؟

هیچی چیزی رو دندونات بود

کجا؟

بزار من ببینم

باز کن دهنتو بزار من ببینم

دیگه اونجا نیست

فقط لبخند ؟

متاسفم مادام من اجازه نگرفتم

من چیزی به تو نگفتم می تونی به تمرین ادامه بدی اونطوری که میل داری

هیچکسی سرزنشت نمی کنه

خیلی متاسفم مادام

دویدن و بی دقتی در راهرو

اگه من تو راهرو ندوم

}باید حدس بزنم که می دوم رو اب یا روی هوا؟

اسم اپیریدی خندیدن به معلم تخطی کردن از حد مجاز

مادام بولین خیلی سختگیره

تو برای سخنرانی مدرسه پیانو تمرین می کنی درسته ؟

مادام بولین یک منحرفه

من سخنرانی ندارم نانگ

ون عجیب نیست

تو گذشته من نمیتوستم ازش فرار کنم

اما امروز مادام جوری نگاه هم کرد انگار همدلی باهم میکرد

بله مادام انتی گن

من میرم و کارهای کنسولگری تموم میکنم

اسناد ویزا

ممنون

مشکلی هست ؟

اینجا

واقعا هیچ کاری ما نمی تونیم انجام بدیم ؟

مادر بچه اعلائم برشکستگی کرده

واقعا هیچ راهی وجود نداره

پس بزارید باهم دعا کنیم

و امید داشته باشم به نیک خواهی لرد تا راهی برای منفعت این بچه روشن بشه

و بتونه براین مانع چیره بشه

همگی باهم دعا کنیم به خدا

آب وهوا خیلی خوبه برای تفریح باید بریم بیرون

چه کار کنیم ؟ دوچرخه سواری؟

خیلی خیلی ناچیزه

چی ناچیزه ؟

فراموشش کن من اینو نمی خوام؟

با این آب وهوا ما بیاد بریم موتورسواری

موتور سواری ؟

نه بزار من ازتو جدا میپرسم

چرا تو دوست داری این کاری های خطر ناک رو انجام بدی ؟

سی چون تو هرگز امتحان نکردی چرا به این ایده فکر نمی کنی که چقدر پر ابهته

زمانیکه تو موتور میرونی واقعا راحته

تو اغلب تو قدیم موتو ر میروندی ؟

نه من فقط از پی کام پون شنیدم

...اما من یک چندباری تو گذشته موتور ورندم خیلی هیجان انگیزهد.....مثل

.....موتور منتهی الیه هیجانه مثل

وزوز دوچرخه

آسمانیه

استقاده از نیرو گاه به گام

تغییر چرخ دنده

و بی درنگ جابه جای وزوز

چرا تو قوانین همگانی مدرسه رو شکستی؟

من احساس می کنم این قوانین از مد افتاده است

قوانین آزادی مارو محدود میکنن

چطور جرعت میکنی بگی سیستم مدرسه ما از مدافتاده است ؟

قوانین هستن قوانین توباید مجازات بشی

من تنبیه ام رو می پذیرم

به هرحال وعده غذایی وزمان دوش گرفتن ما

زمان شخصی ماست اینطور نیست ؟

تو وظیفه داری از قوانین اطاعت کنی

ونه سوال از مدرسه

اما من به دلیل نیاز دارم

چرا ازادی مارو محدود می کنید ؟

هنوزم بحث میکنه

تو اشتباه کردی ولی هنوزم بحث میکنی

من بحث نمی کنم

من تنهابه دلیل نیاز دارم من واقعا میخوام بدونم چرا

قدیمیها دلایل رو از تجربیات و نقصیهای که در گذشته براشون پیشامد کرده پیدا کردن

ایا تو باور داری اونو ؟

سلام اقای کنسول

من برای بی نزاکتی این دانش آموز عذرخواهی میکنم

اقای کنسول برای مشاور اینجاست

گاهی اوقات تجربه اولین علت میشه

میتونه اجازه بده آپیریدی بهتر بفهمه

پیشنهاد خوبیه

من می دونم با تو چیکار کنم

اون چیه ؟

اپیریدی بیا اینجا

بیا بالا

همگی گوش کنید

از امروز تا یکشنبه آپیریدی مسئول اعلام وعدها و دوش گرفتن شماهاست

من همون آزادی که تو خواستی بهت دادم

تو میگی ازادی میتونه باعث تحمل دیگران باشه

به این علت تو مجازات شدید تری میگیری

بله مادام مچکرم مادام

همگی از حالا من شخص مسئول هستم

من طرفدار خوردن شادهستم

اگه ما با کسلی غذا بخوریم چطوری میتونیم مزه ها رو تست کنیم؟

به هرحال از حالا شما می تونید هر چی خواستید انجام بدید !

من دوباره زنگ میزنم بخورید برید بخورید

بخوریم ! بخوریم!

شما میتونید هر جور میل دارید بخورید

بخورید ! هر جور دوست دارید

اوه هیچی نمونده

اونا همه غذارو با سروصدا همهمه هدر دادن

چطور بود

ناهار چطور بود اپیرادی ؟

خیلی خوب بودم مادام

?

من امرزو خیلی خوشحالم

نانگ امروز خیلی باحال بودی

اجازه بده یکبار جشن بگیریم

من اول میرم میبینمت خداحافظ میتونم خودم هل بدم

?

درسته ادامه بده

?

سریع برو نانگ

بله ؟ ما باید در وعده غذایی صف می باستیم

توجه با ایست

ما باید مثل یک خانم صف ببندیم

بله ما یاد میگیرم که یک خانم باشیم

حرکت به جلو

?

?

اوه چرا اینجا جلسه گذاشتن

ببخشیدمنو من اینجا مسئولم

چرا هیچ کس تمیز نکرده ؟

نانگ اگه اینطوری باشه چجور از بشقاب ها برای شاممون ما استفاده کنیم ؟

مادام چرا هیچ کس ظرفها رو نشسته ؟

اون شغل اونهاست

شغل اونها

شغل اونا شستن وبرگردونن سینها و بشقابهاست

ایا تو سینی ها استفاده شده که اختصاص داده شده بود به این سلف روبرگردوندی ؟

پس کی مقصره ؟

امامادام اون فقط تمیز کردن میز هست ؟

اما اونها باید هدر بدن مقدار زیادی وقت وبیشتر خسته بشن

تو باید اونا رو خودت انجام بدی

شخصی که مسئوله برگشت پس کجا باید برای وعده غذایی مون بریم ؟

کمک کن با همدیگه اینارو بشوریم

چرا باید ما کمک کنیم اون خودش تنها مقصره

چرا ما باید کمکش کنیم درسته ؟

باشه این تنها تقصیر من بود

قبلش خودم تنهای اینارو میشورم

کاملا درسته

همگی بشقابها آماده است

تو مقصری !

تو تنها مقصری به ما غذا بده !

چه اتفاقی افتاده ؟

سی تو برو اول دوش بگیر

زاریا چه اتفاقی افتاده ؟ چر این صف اینقدر طولانیه ؟

اوسوی سیدا ست برای یک ساعته داره دوش میگیره

اون هنوز کارش تموم نشده من دیگه خسته شدم از منتطر موندن

ما کی می تونیم حمام کنیم ؟

بخاطر سوی سیداست

اتاقکها خالی هستن چرا تو دوش نگرفتی ؟

زمان دوش گرفتن تمومه

اما من هنوز دوش نگرفتم

زمان تمومه سریع برو بخواب

کجا میری؟

من میخوام دوش بگیرم مادام

اما تو اجازه نداری این ساعت دوش بگیری

چطور بود نتیجه کار امروزت ؟

وحشتناک

حالا تو فهمیدی

چرا ما نیاز داریم اطاعت کنیم از قوانین تا باهم هستیم ؟

پس وقتی هر چیزی سازماندهی شده باشه هیچ مشکلی به وجود نمیاره

مادام اجازه می دید من برم حالا دوش بگیرم درسته ؟

هر دانش آموزی باید از قوانین اطاعت کنه

این تجربه درسی میشه برات

تا بفهمی چه اتفاقی می افته وقتی از قوانین اطاعت نکنی

چرا صف اینقدر طولانیه ؟

چه کسی اینطوری دوش میگیره غیر سوی سیدا ؟

چیه؟

از حالا هرکسی فقط تو این زمان میتونه دوش بگیره

اما هر کسی که زمان رو هدر بده

من میرم داخل و کمکش میکنم خودم تا دوش بگیره

سوی سیدا دوش گرفتنت تمو نشد ؟ما خیلی وقته منتظریم

نه هنور باید منتظر بمونید

واو چه پوست زیبایی!

اونجا هنوز یک مقدار فوم مونده دیدیش؟

تو کارت رو کردی؟ چرا دوش گرفتن رو ادامه ندادی؟

نزدیک من نیا

هرکسی میخواد دوش بگیره بره داخل

بیا داخل

هرکسی اینجا اول اومد لطفا بشینه

سریعتر بشینید

سریعتر بشینید

امروز هرکسی غذای اضافه میخواد درحالیکه نشسته تنها دستش رو بلند کنه

من خودم شخصا غذاش رو سرویس میکنم فهمیدید؟

آیا فهمیدید؟

خوبه

کسانیکه دستشون رو بلند کنن من غذاشون رو سرویس کنم

شما یک وعده فرح بخش ولذت بخش از خدمات من دارید

به هرحال اگه کسی نتونه غذاشو سر وقت تمام کنه یک وعده روبخاطر حرف زدن نامناسب از دست میده

اگر هرکسی با بغل دستیش حرف بزنه من نمیتونم کمکی بهش بکنم

بعلاوه بعداز اتمام غذاتون امروز لطفا سینی ها ی خودتون رو به محل اختصاص داده تحویل بدید

چون اگه ما برنگردونیم سینی ها رو هیچکس نیست که بشوره کارد و چنگال های مارو پس مابشقاب برای وعده هامون ندادیم فهمید

هرکسی غذای بیشتری می خواد می تونه دستهاش رو بلند کنه در حالیکه نشسته

اون یک مدیر واقعی نیست

ممکنه یک دانش اموزی مثل نانگ

ممکنه باعث تغییرات زیادی برای مدرسه بشه

شماخیلی بهش امید نداشته باشید

نانگ فقط یک رهبره

اگر بتونه دوستاش رو در مسیر درست باهمدیگه بودن هدایت کنه

اون حتی میتونه بهتر هم باشه

به هرحال فرصتها باید برابر باشه

نگاه کن اون تنها صحبت میکنه آیا خودش میخواد بخوره؟

بخاطر داشته باشید ما دانش آموزان رو مثل هم درجه بندی کردیم

ما باهمدیگه گرسنه میشیم

وباهمدیگه پر میشیم

همگی باهمدیگه هستیم

چی یاد گرفتی از دیروز تا الان ؟

دادن آزادی زیاد به ما باعت مشکلات میشه

من یک درخواست دیگه دارم ؟

بگو چی تو ذهنت هست

من..من فکر می کنم هیچ کس لذت نمی ببره از دستور دادن و مانع شدن از این واون

مخصوصا زمانیکه اونها نمی دونن دلیل مانع شدن رو

گاهی اوقات مانع شدن احساس خوبی نداره

اما تو دوست نداری از کلمه مانع استفاده کنی

تو عبارت اجازه ندادن رو ترجیح میدی ؟ درسته ؟

بله اون کلمه آرامش بخش تره

هیچ تفاوتی ندارن ؟

باشه من درخواست تورو انجام میدم

برو تو باید به کلاست برسی

سنوریتا تو یک لحظه بمون

این نامه از طرف مادرم هست؟

من اجازه میدم تو نامه رو همین جا بخونی

اموال مادر سنوریتا توسط دادگاه به مزایده گزاشته شدن

اون قصد داره از اینجا بره

ما نگه داشتیم سنوریتا

ماقبول کردیم از سنوریتا مراقبت کنیم برای یک مدت زمانی

به هرحال الان

مادر سنوریتا به مدرسه اطلاع داده

که استطاعت طولانی مدت برای فازق التحصیلی سنوریتا در اینجا نداره

قبلش او امیداوره ما بچه رو به تایلند بفرستیم

برگشتن به تایلند از ضرورات محسوب میشه

فرایندی که برطبق استاندارد توسط کنسولگری تهیه میشه

کی معلوم میشه ؟

سی کجا رفتی تو؟ چراتو کلاسها شرکت نکردی ؟

سی جی شده ؟ چرا تو گریه می کنی ؟

سی چی شده ؟

مادرم مریضه

چه اتفاقی برای مادرت افتاده ؟

از والدینم میخوام برن ملاقاتش

اون خوبه نانگ

چرا؟

مادرم خوب هست

من گریه کردم

چون دلتنگ مادرم هستم

شاید

من باید به زودی برگردم

خوبه پس تو میتونی مادرت رو ملاقات کنی

سریع برو آماد ه شو

گریه کردن کافیه

لباسهات رو عوض کن

مواظب باشید بهم نخورید

لرد تورو رها نکرده

اون تورو قوی میسازه

و راهمنمای میکنه تا از فلاکت نجات پیدا کنی

سنوریتا تو موقعیت اسفناکی هست

بعداز حرف زدن بااو من تشخصی دادم

اون بخاطر تغییر موقعیت خانوادش هست احساس حقارت می کنه

احساست دائمی او قابل مقایسه با دیگران نیست

اگه این دلیلش باشه

اجازه بدید من باهاش حرف بزنم

البته لطفا

آقای کنسول اینجاست که منو بفرسته تایلند درسته ؟

نه من اینجام تا تورو ملاقات کنم

آیا من ارزش ملاقات دارم ؟

اینطوری نگو

اگر من باارزش بودم

چرا همیشه رها میشم ؟

حالا حتی مامانم هم منو رهاکرده

من نمی تونم حتی درس بخونم

من چه استفاده ای دارم

ایا تو از مادرت عصبانی هستی ؟

نه عصبانی نیستم

من فقط نمی تونم بفهمم چر ا به من اطلاع نداده

ما در کارهای که انجام میدیم ممکنه اشتباهات کوچکی داشته باشیم

مادرت الان ضعیف شده

توباید قوی باشی و به مادرت دلگرمی بدی

من واقعا میخوام فرار کنم

این چه زندگی که من دارم ؟

اگر دوستام بدونن درباره ام بدونن

اونها قطعا از من بیزار میشن

تو باید به دوستات اعتماد کنی

شما همیشه باهم هستید

تو باید بدونی اونها چجور ادمهایی هستن

اسم من سنوریتا ست تو می تونی منو سی صدا کنی

اسم من اپیریدی تو می تونی نانگ صدام کنی

اگر من دوست توهستم

علارغم اینکه دوستم فقیر یا پولداره

من هنوز عاشق دوستم هستم

پس اگر تومیخوای منو از دوست داشتنت منع کنی

خیلی دیر شده

چون من به هر حال عاشق توهستم

من با صداقت صحبت کردم

سلام عمو

چطور اومدید اینجا ؟

من پیاده اومدم

من مودبانه پرسیدم از شما

چطور می تونید اینطوری جوابمو بدید ؟

منصادقانه جواب دادم اما تو

بی پروا می دوی اینجاآراسته نیست

من درباره دوستم نگرانم من اول باید برم

عمو خدافظ

هی صبرکن

سی چی شده ؟

تو گریه کردی؟

من کمی سرماخوردم اما حالا بهترم

خوبه من نگران بودم

او سی من الان عمو رو دیدم اومده بود تورو ملاقا کنه ؟

اقای کنسول اومده بود با مادر انتی گان حرف بزنه

اون منو یکشنبه برمیگردونه

تو یکشنبه میری؟

هرکسی ممکنه فکر کنه من خوش شانسم

تاتگ اگه من نتونم مدت بیشتری اینجا بمونم

توهنوزم دوست من باقی می مونی

سی دوباره داری چرت پرت میگی

تو بدون دردسر برمیگردی

تو سن ما اگه مادرس نخونیم پس چکار کنیم

تو جواب منو ندادی ؟

من بخشی رو پرسیدم بخشی رو جواب دادم

ضرورتی نداره که اینو بهم دیگه بگیم

مهم نیست چه اتفاقی می افته

ماهمیشه بهترین دوستان هم هستیم

اگه تو این اطراف نباشی من خیلی کسل میشم

تو اینجا چکاری میکنی ؟

من متاسفم مادام

تو باید زمان باقی موندت رو صرف بستن چمدونت بکنی

و مطمئن باشی هیچی رو پشت سرت جا نمیزاری

چون تو دیگه شانسی نداری برگردی و چیزی که جا گذاشتی برداری

یعنی چی ؟

چرا سی این شانس رو نداره که برگرده بگیرتش ؟

تو هنوز به دوستات نگفتی ؟

که دیگه برنمی گردی ؟

حقیقت داره سی ؟

حرفهای مادام چه معنی داره ؟

منظور مادام الان چی بود؟

چرا او گفت تو دیگه برنمی گردی ؟

سی من دوست تو هستم

چطوری می تونی هیچ چیزی به من نگی ؟

نانگ اگر توهنوز دوست من هستی

الان چیزی از من نپرس

یا تو هرگز منو دوست خودت نمی دونستی ؟

یک شخصی مثل من ارزش نداره دوست تو باشه

سنوریتا مجبوره بخاطر موضوعی مدرسه رو ترک کنه

اون یکشنبه برمیگرده به تایلند

امروز اینجاست که از شما دوستاش خداحافظی کنه

من احساس بیزاری دارم که اینجا رو ترک کنم

من بخار دارم هرکسی و هر چیزی رو

علارغم اینکه منو

به گریه یا خنده انداختن

اونها همیشه در خاطرات من می مونن

دوستان من عاشق

همتون هستم باور کنید

اگه من اشتباه غیر قابل پیشبینی داشتم

من متاسفم

صادقانه از همتون مچکرم

ایا شما هنوز فکری ندارید که موضوع سنوریتا رو حل کنه ؟

بله این بچه ترحم انگیزه

او محبوره اتفاق ترسناکی رو دراین سن جوانی تجربه کنه

او ناامید شده و اجلوی دوستاش احساس تحقیر میکنه

پس خوت تیپ اون یک دوست می شناسه ؟

چندبار تا حالا من بهتو بگم اینجا نیای ؟

این برعلیه قوانین هست

صحبتت درباره چیه ؟

می تونید به من پول قرض بدید ؟

پول قرض بدم

چه مقدار ؟ وبرای چی ؟

برای سنوریتا که شهریه مدرسه رو پرداخت کنه

درسته آقای کنسول ؟

شما می دونین که یک دختر جوان ضعیف چه دشواریهای داره

من میدونم شماشخص خوبی هستید که به دوستای من کمک می کنید

به دوست من کمک می کنین درسته ؟

هرکاری که شما بخواید انجام میدم حتی اگه از من بخواید برگردم انجام میدم

من فکر میکنم تو هیچکاری نباید انجام بدی

تو می تونی حالا بری

عمو چطور می تونید اینقدر ظالم باشید ؟

شما می دونید با این سن که او چه دشواریهای رو باید تحمل کنه

چرا کمکش نمی کنید ؟

بعداز اینکه تموم کردی

تو بایدبرگردی

برگرد

چرا گریه می کنی ؟

من میفهمم توچه احساسی داری

به هرحال

نمی تونیم هرچیزی که اروز داریم رو بدست بیاریم

تو بجای گریه کردن اینجا

تو باید این زمان رو بادوستت بگذرونی

و از این زمان باقی مونده استفاده کنی باشه؟

تو مجبوری که قوی باشی

ممنونم

من واقعا ممنونم

نانگ گفت گفت او خیلی تنهاست

سی منو تا دستشویی همراهی میکنی

من تازه برگشتم

سی این هست هدیه ای از طرف همه ما

نانگ این عروسک چه بامزه است

ایا تو باور کردی واقعا اونها رو ؟

مردمی از طبقه متفاوت اجتماعی اقتصادی نمیتونن هرگز دوست باشن

اونها میگن این چیزی درون توست

اگر من جات بودم من هرگز ترحم رو نمی پذیرفتم

.....اما اون گفت اون گفت که

اون فقط تنهاست

?

خوب بهش فکر کن

?

اپیرادی چرا دوباره می دوی ؟

سینی نات گم شده

سریع باید دنبالش بگریدم

?

?

سنوریتا اونجا چیکار می کنی ؟

من گفتم حلو نیا !

من گفتم حلو نیا !

?

?

یک تماس اضطراری

?

سنوریتا واقعا گم شده

چه مشکلی شده ؟

پی جامیا چه اتفاقی افتاده ؟

یک مشکلی داریم

چه اتفاقی افتاده

برگردیدهیچکس اجازه نداره این اتاق ترک کنه

سنوریتا گم شده سنوریتا رو ی پشت بام هست

سی تو می تونی به من بگی هیچ مشکلی نیست

ما بهترین دوستای همدیگه هستیم

جلونیا

من گفتم جلو نیا

اگر تو بپری منم باهات میپرم

ماقول دادیم همو رها نکنیم

تو میخوای خانودات رو رها کنی ؟

خواهران لطفا برید پایین اول

آدمهای بیشتر ممکنه خطرناک تر بشه

من بهش رسیدگی میکنم

باشه

همگی اینجاهستن

خون تیپ به ما گفت پایین منتظر باشیم

اجازه بدید باهمدیگه دعا کنیم

تو چی گفتی ؟

می تونی توخانوادت رو رها کنی ؟

اما اینجا

سی دوست منه

او مثل خانواده منه

سی اینطوری نکن باشه ؟

تو هرگز نمی فهمی نانگ

من میفهمم من همه چیزرو می فهمم

اگه من چیزی رو نفهمیدم فقط به من بگو

من گفتم تو جلونیا ! آپیریدی

گاهی اوقات

هیچ چیزی با صحبت نکردن حل نمیشه

اما اگه ما صحبت نکنیم چطوری می تونیم همدیگه رو بفهمیم؟

سعی کن آروم باشی و ببینی

بدقت فکر کن

توممکنه قادر باشی پس بفهمی

تا اون شخصی که میخوای ازش بیشترین مراقبت کنی بهت بگه

حتی وقتی نخواد حرف بزنه

من میفهمم تورو

که تو چی از دست دادی

ومن همچنین می فهمم

او ن بیشترین اهمیت رو برای تو داره

به هرحال دنیای تو تنها این مدرسه نیست

تو لبخند میزنی وقتیکه جوان هستی ؟

ایا تو قبلا گریه کردی ؟

من ازت خوشم میاد

به هرحال من سرانجام فهمیدم باید خودم بلند بشم

تو چطور؟

مامان برمیگردم

اگه مادرت اینجابود

او درآغوش میگرفت تورومیگفت به تو

همه چی درست میشه عزیزم

مامان همیشه کنار توست

درحالیکه تو چیز کم مایه ای رو از دست دادی

بیشترین ارزشها هنوزم حاضرن

مهم نیست این دنیا چی باشه

مادرت عاشق توست و هرگزترکت نمی کنه

اگه مادرت رو دراین دنیا نداشتی

چطوری تو میشدی ؟

مادرت احتمالا فکر های برای تو داره

بدون تو

مادرت چطور می تونه زندگیش رو ادامه بده ؟

دلم برای مامانم تنگ شده

تو قطعا مامانت رو می بینی !

خواهر اندری

همگی خوبین

اونجات یافت

مچکرم لرد

اجازه بدید باهمدگیه از لرد تشکر کنیم

شرایط او بهتر نشده

مچکرم در کمکتون برای هر چیزی

بزارید من باهاش حرف بزنم

البته

چرا تو نمیری ببینی دوستات رو ؟

من خیلی از صورت اونها خجالت میکشم

من باعث دردسر همه شدم

متاسفانه

تو تصمیم گیرنده نیستی که اونها چی میگن

مخصوصا برای اتفاقی که برای مادرت افتاد

تو می دونی

زمانهای هست که من احساس می کنم دوست ندارم به هر سوالی جواب بدم

هرکسی در این زمانها آسیب پذیر میشه

در این موقعها وقتی با مشکلات مواجه میش اما نمی تونن تاب بیارن

من هم مثل تو بودم

می تونی تویک قولی به من بدی ؟

مهم نیست که چه اتفاقی دراینده می افته

توهرگز به خوت صدمه نمیزنی

اگر چیزی برات اتفاق افتاد

شخصی که بیشترین احترام رو برات قائل هست فقط مادرته

مچکرم

زمانیکه خدا یک در رو می بندد

او همیشه یک پنجره رو برای ما باز میکنه

من باید چیکار کنم لرد خیرخواه لطفا کمک کن به ما

اگر من بتونم این بار فرار کنم

من برای همه زندگیم تورو عبادت می کنم

من قول میدم

لطفا کمکم کن

به من دست نزن من واقعا میترسم

اگر ما تنها به درهای بسته توجه کنیم

تو هرگز پنجره که برات باز شده رو نمی بینی

هرکسی در زندگی پیشامدهای زیادیی رو تجربه می کنه

من باور دارم که تو برگشت پذیری

قطعا تو می تونی از این مانع بگذری با کمک لرد

آیا شما باور دارید من به اندازه کافی قوی هستم ؟

من به قدرتت باور دارم

بزار باهمدیگه دعا کنیم

این برای تو

خواهر

مادر انتی گین

سنوریتا می تونه مطالعه رو اینجا ادامه بده

یک خیر مهربان دیده او باهوش و مطیع هست

تصمیم گرفته ضامن او باشه

تبریک میگه به دوستتون

برگرد وبشین

صبرکنید

این تنها یک استثناست

ما 24 ساعت چشممون بهش هست

ایا تو نگرانی دوباه به خودش صدمه بزنه

ادمهای که دستخوش این اتفاق میشن نباید تنها رها کرد

هیچ چیز غیرعادی در کل شب نبود ؟

بی فایده است اگه ما این روش ادامه بدیم

تو اول همه از بین میری

سی تو کجا میری ؟

من قصددارم دنبال خواهر اندری برم او کمک میکنه من این نامه تشکر رو برای اسپانسرم بفرستم

من اول میرم

نامه تشکر

هیچی نیست

چطوری من باید اینکارو انجام بدم

پی کامپون تو چرا اینجای؟

مادر انتی گان گفت این سند رو بیارم

من اول میرم

یک تیکه اخبار دسته اول !

با دقت گوش کنید

اسپانسر کسی نیست ...

پی کامپون

اون واقعا پی کامپونه

البته زمانیکه میرفتم بیروم

من دیدم پی کامپون نامه سی رو نگهداشته

مهم نیست چه اتفاقی دراینده بیافته

تو نباید به خودت صدمه بزنی

من اول برمیگردم اتاق نانگ

چند روز همش زمانش رو به تنهای میگذرونه

من نمی دونم چش شده

من بهش نزدیکم آینده رو ازبی رفته

من ایده ندارم

مادام اینجاست !

من هیچی نمی تونم بشنوم

ایا تو میخوای خیز برداری ؟

نکن کافیه

سی تو پیانو تمرین نمی کردی تا حالا

مادام بولین امیدواره من یک ساعت رو خالی کنم

برای اینکه اونها میخوان بخش پیانو رو بازیابی کنن

چرا تو به سنجش ملحق نمی شی؟

اگر تو درجه 8 پاس کنی پس هیچ مشکلی برای معلم پیانو بشی نداری

من هنوز دانش اموز کالج هنر نیستم

مادام گفت من نمی تونم استفاده کنم

پس یک معلم خصوصی بگیر

شهریه اش خیلی گرونه

تو می تونی از پی کامپونگ بگیری

او شخص خیر توست قطعا موافقت می کنه

نه دیگه شهریه وکلاسهای متریال گرون هستن

حتی اگه من بتونم استطاعت اونها رو داشته باشم

من نمی دونم می تونم تدریس کنم

بهتره بی خیالش بشم

تو کجا میری ؟

یک دفعه ول کرد رفت

فراموش نکنی به پی کام پونگ بگی سی میخواد تو سنجش پیانو شرکت کنه

فهمیدی ؟

صبرکن یک بار دیگه بگو

پس پی کامپونگ واقعا همون خیر سی هست ؟

نود نه درصد مطمئنم

من می دونستم

اوخواست از بابام پول قرض بگیره اما درخواستش اشکارا رد شد

دیدی؟ گفتم به تو

فراموش نکنی بگی به پی کام پونگ

فهمیدی ؟

بله بله من گرفتم

وقتی تو اینطوری می کنی

پرستیدنی میشی

فراموش نکن

من فراموش نمی کنم

اون چی بود ؟

بگم به پی کامپونگ سنوریتا به بخش سنچش پیانو میخواد ملحق بشه

خوبه ! مچکرم من رفتم

بعد ظهر بخیر مادام

سرپرست تو به من گفته که تو اینو قبول کنی

اخبار خوب دیگه ای هم توش هست

تومی تونی به امتحان پیانو ملحق بشی !

امتحان پیانو !

من می تونم امتحان پیانو بدم نانگ!

مچکرم

اون کتاب روهم نگاه کن

من نگفتم تو دوباره نیای انیجا ؟

برخلاف قوانین هست

سلام آقای کنسول

اسموتی تازه اینجاست

خون باری تو چطور اینقدر دوست داشتنی هستی

خون باری قلب منو بهتر میشناسه

عموشما خیلی خوب پیانو میزنید

چرا معلن پیانو نمی شید ؟

من می ترسم بچه ها ی دردسرساز رو ملاقات کنم

پس شما قبلا تو بخش سنجش پیانو شرکت کردید

ایاتو رتبه 8 گرفتی ؟

پس تو می تونی معلم پیانو سی بشی؟

عمواین یکشنبه می تونیم من وسی دردسر بدیم به شما که ما روببرید خرید چیزی؟

چون سی میخواد یک هدیه برای پی کامپونگ بخره

اون دوتا خیلی شیرن هستن

سنوریتا هنوز درس میخوانه او نباید با همچین چیزهایی حواسش پرت بشه ؟

دیدم پی کامپونگ رو بهش هشدار میدم

عموتند نرو چرا تو اینقدر جدی شدی؟

من فقط شوخی کردم

توهم همینطور

خیلی درباره رابطه دختر و پسر صحبت می کنی

اما عجیب نیست اکه اونها نزدیک بهم بشن

چون پی کانپونگ قیم سی هست

سلام پی تیپ

کجا تو میخوای امروز بری؟

من میخوام پانگ لاکس و کندول بخورم

باشه پی تی ؟

البته

مچکرم ازتو پی تیپ ما پس می تونیم بریم ؟

ماباید منتظر دونفر باشیم

اون دوتا کی هستن

نگفتی به من که تو اونها رو با ما میاری ؟

ما میخوایم بریم هنرهای خیابونی رو ببینیم تا تحسین کنیم هنروشون رو

?

من قصد دارم پیدا کنم پنگ سوال

من میخوام پانگ لاکس و کندول بخورم

چه ایده خوبی

بزن بریم !

پس ما اول بریم بخوریم لکاس ول

بریم

بریم

بله پی تیپ

علاقمندی ؟

من دیدم اینجا برای زملن زیادی وایسادی

من دنبال چیزی برای گلدوزی بودم

ایا تو خودت گلدوزی می کنی ؟

این بنظر اسون نیست

تو عالی هستی

مشکل نیست

من گلدوزی رو برای ادمای خاصم انجام میدم

درسته

من هنوز نگفتم به تو

مادرت خیلی خوشحال شد

وقتی شنید که تو درست رو اینجا ادامه میدی

و بیشتر اینکه تو باید سخت درس بخونی

تا مادرت رو حمایت کنی فهمیدی؟

من سخت درس می خونم

اون ممکنه بار سنگینی بنظر بیاد

من مایل نیستم تو خودت رو خیلی تحت فشار بزاری

ایا تو هیچ سوالی از من نداری احساس ازادی می کنی

من میخوام کمکت کنم

پی کامپونگ گفته اومده ببینه تورو

اومده

این احساسات مثل نمایش یک درام قدیمی اینطور نیست ؟

من احساس می کنم دوستمون نقش اصلی زنه

عجیب نیست این طبیعی

اونها چه باهم سازکارن من نمی تونم اینهمه هیجان رو تاب بیارم

اونهارفتن تو

چیه ؟

هر چی تماشا کردی کافیه

نمی تونم بیشتر تماشا کنم ؟

نه چطوری اینقدر فضول هستی ؟ بریم

سریعتر برم

وحشتناک بود اگه ما لو بریم

این برای شماست از طرف من

این برای چیه؟

من قدردانیم رو نسبت به شما نشون میدم

مچکرم که شما کمکم کردید

اگر من حمایت شما رو نداشتم من قادر نبودم درسم رو ادامه بدم

زمانیکه فارق التحصیل شدم

من قول میدم که قطعا مهربانی شما رو جبران کنم

سی سی اینجاست

سریع بیا بشین

همه چی رو تعریف کن

سی اخرش فهمیدی اون اسپانسر توست

من اسپانسر شما نیستم

البته میخواستم انجام بدم به هرحال زمانیکه من تماس گرفتم با مدرسه

من اطاع پیدا کردم کسی قبلا به شما کمک کرده

پس اون کیه؟

من واقعا نمی تونم به شما بگم

به هرحال وقتی زمان درستش رسید

او شما رو شخصا ملاقات میکنه

اگر شما با مشکلاتی مواجه شدید من امیدوارم قادر باشم کمک کنم به شما

پس من هدیه شما رو پس میدم

این برای شماست

چرا؟ من شخص اسپانسر شما نیستم

بگیرید اینو من مچکرم از شما برای گفتن حقیقت به من

و مچکرم خون کامپونگ برای مهربانیتون نسبت به من

در واقع شما زمانهای متعددی به من کمک کردید

پس منو پی کامپونگ صدا کنید

بدون استفاده از خون

من احساس شرمندگی میکنم باشه

کجا بردی پولی که از بابا قرض گرفتی

برای موتور ت بود

هزینه نگهداری از این خیلی بالاست

اگر پدر دراین باره بدونه من قطعا تنبیه میشم

من قصد دارم به پدر بگم

اونکارو نکن

بزار من دوباره بپرسم

چیز دیگه ای نیست؟

من همشو استفاده کردم

امیدهای من همیشه به باد میره

صدات رو بیا رپایین من رفتم

اگر او پی کامپونگ نیست

کی می تونه باشه ؟

من نمی دونم

اومنو وقتی زمانش برسه ملاقات میکنه

تنها کاری که حالا می تونم انجام بدم صبر هست

صبر

اما من هنوز میخوام بدونم

چطوری می تونه اون پی کامپونگ نباشه ؟

عمو

خون باری

این یعنی

عمو هست ..

امیدواریم از دیدن این قسمت لذت برده باشید ::: مترجم: منا ::: کانال ما @mamsubtitle وبلاگ ما mamsubtitle.mihanblog.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.