Afrikaans
Akan
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tatar
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Zulu
وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co سفارشی از صاحب وردان
برترین های سینمای هند در بالیوود وان
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
اولین و کامل ترین ترجمه از فیلم در دنیا بالیوود وان
دریای عشق خیلی چیز عجیبیه
هرچی بیشتر ازش فرار میکنی بیشتر توش غرق میشی
...دریا ...ساحل
...مواج باشه یا آروم
دریای هر کسی که آرومه یعنی اصلا عاشق نشده
...و کسایی که به دنبال این سکوت نیستن
...اوقات و حالات و نگرانیشون
رو میتونن از هم تفکیک کنن اما نمیتونن از این دریا، جداش کنن
ماه ها میگذشتن و ما فقط اشک کبیر رو میدیدیم
بین دو جبهه گریه و غصه بودن و زنده موندن سخته
مدتها سعی کردم که اینو به کبیر یاد بدم که با این وجود هیچکس جون سالم به در نمیبره
اما آره ما انسانیم گریه و غصه بخشی از زندگیمونه
چیزی که بهش فکر میکردیم اون پیش نیومد
چیزی رو که بهش فکر نمیکردیم همون پیش اومد
...میدونین
...کبیر 5 سالش بود
عاشق یکی از عروسکای داداشش شده بود
باهاش غذا میخورد و میخوابید از خودش جداش نمیکرد
یه روز که از خواب بیدار شدم دعوایی راه افتاده بود
عروسکش گم شده بود
...انقدر گریه کرد که حتی غذا هم نمیخورد
نه میخوابید
اون موقع بود که برای کبیر یه داستان تعریف کردم
میدونین بعدش چی شد؟
به من گفت عروسک من خیلی خاصه اون مال هیچکس نمیشه
بیا باهام بریم همین الان بریم
باید دنبالش بگردیم
منطق بچه ها خیلی عجیبه
راحت بگم خیلی امید دارن توی زندگی
امید چیز خوبیه
بابا چند ماه شده که خونه رو ترک کرده
...این همه وقت گذشته
اون کجاست، چطوره ...چیکار میکنه
من تا این چیزا رو نفهمم نمیتونم راحت تو خونه بشینم
...حتی اگر مرده باشه هم
هیچ فرقی برای من نداره
خیلی طرفدارش بودی، نه؟
به خاطرش دعوا میکردی حالا چی شد؟
تمام این روزایی که از خونه بیرونش کردم خنده به لب منم نیومده
...یه چیزی رو هم یادت باشه
تو زندگی وقتی فقط برای داشتن یه چیز ...تلاش بکنی
وقتی میبازی فقط صفر برات باقی میمونه
داداش تو خیلی به اون صفر نزدیکه
شانکار موتورو روشن کن
خوبه
...آهای
این نیمکت پارک نیست تخت ماست
پاشو بذارش سر جاش
"کبیرسینگ" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
مترجم : سپیده ویرایش نهایی : یاسین
ترجمه ی کاملا شنیداری از وبسایت بالیوود وان
باز کن
دکمه هاتم باز کن
ای بابااااا اینجوری باز نمیشه
اییییی نه اینجوری نههههه
گندش بزنن
نامزدم اومد
حالش خوبه؟
این چیه داره میخونه؟- گوش کن-
این بار اوله ما داریم اینکارو میکنیم
الان نمیتونیم اینکارو بکنیم- فقط دو دقیقه طول میکشه-
زده به سرت؟
!گفتم که الان رو مودش نیستم
از اینجا برو- که بری پیش اون؟-
برو الان
فقط برو
باز کن
بازش کن بازش کن
الو تینا؟- سلام قربان، خوبید؟-
گوش کن من سمینارمو از دست دادم، نه؟
نه قربان
پس بیا که من فایلاشو بهت بدم
باشه روز قبل سمینار میام
نه، نه، نه همین الان بیا خونه من
عوضی
آه کن
یک لحظه صبر کن
سلام بگو- شیوا گوش کن-
...یکی بود اومده بود خونت
...یه دختره بود قدش بلند بود
راجع به من از تو میپرسید ...میگفت یه پسر خوشتیپ و اینا
خب آره شکرانه یادم اومد
با کدوم پرواز امروز میاد؟
لطفا اینکارو نکن همه میدونن من بهت معرفیش کردم
!من چی میگم تو چی جواب میدی
میاد یا نه؟
رفیق اون دوست پسر داره
خیلی ام جدی ان، میخوان ازدواج کنن لطفا درک کن
!آهای سوالی رو که ازت پرسیدم جواب بده
میاد یا نه؟
عجب آدمی هستیا انقدر ول چرخیدی عقلتو از دست دادی؟
همه اینا به خاطر یه چیه پریتی رو فراموش کن
تاکسی
هی این چیه؟ با صندلی من چیکار کردی؟
پوشکم پس داده
تو پوشک میپوشی؟- آره-
تو پوشک میپوشی؟- آره-
به ظاهرت که نمیاد
گمشو
!پریتی
!پریتی
!پریتی
چی خوردی پریتی؟ دهنت رو باز کن
باز کن مرغ خوردی؟
هان؟ تف کن بیرون
بدو پریتی- آقا-
همه سگا مرغ میخور آقا
پوشپا چند بار بهت گفتم به این نگو سگ
تو داری کارای اینو انجام میدی؟
جای اینو من تمیز میکنم تو چه مشکلی داری؟
هی پریتی؟
مرغ رو بده تو عادت نداری، شکمت میریزه به هم
چرا خوردی؟ هان؟ حرف بزن
چی بگه قربان؟
این بلده مگه حرف بزنه؟
آره حرف میزنه- چه جوابی بهتون داد؟-
!آهای
نخند تا نزدم تو دهنت
ببخشید آقا- برو بیرون-
دیدی؟ همه مسخره میکنن
رانی میدونی امروز جراحی 4 ساعت طول میکشه؟
همه چیز رو با دقت آماده کن چیزی کم و کسر نباشه
باشه چشم
سلام قربان
این یه مورد شکستگی کلاسیک استخوانه
هرچی با دقت تر گوش بدی بهتر متوجه میشی
وقتی یه جاییت زخمی میشه خود به خود خوب میشه نه؟
بریدگی ها همینطوری ان
...بار قبلی که دچار شکستگی شدین
استخوانت از جای خودش جا به جا شده بود درسته؟
اون خودش جوش خورده ولی اینطوری
حالا ما باید استخوون رو تراش بدیم بیاریمش سرجاش به اون یکی استخون وصل کنیم
باید سر جاش فیکسش کنیم فهمیدی عمو؟
...پام قراره جراحی بشه
اما شما چرا همه جای پایین تنه منو استریل کردین؟
قرار نیست که اشتباهی با چاقو جای دیگه منو ببرین؟
آنجلی فرم ها رو دادین بیمار امضا کنه؟
انجامش دادیم قربان- بله قربان-
چند بار گفتم که تو اتاق عمل رژ لب نزنید؟
رانی برو بیرون، بیرون- ببخشید قربان-
باید استریل میکردن عمو
این یه بخش از شرایط عمله مثل زمین کریکت که قبل بازی همه جاشو تمیز میکنن
مثل همونه شما نگران نباش، آروم باش
مریض اتاق 18 رو هم آماده کنید
قربان پرستارش میگه که امروز حالش رو به راه نیست باشه برای فردا
فردا یکشنبست
من فردا شیفت نیستم
چیکار کنیم قربان؟
یعنی چی چیکار کنیم؟ بهش بگو کتک میخواد؟
هیچکاری نکنید خودش درست میشه؟
درسته پسر یه جراحه ولی قرار نیست خودش خوب بشه که
برو بهش بگو- رانی-
برو آمادش کن- چشم قربان-
نتایج آزمایشات بیمارتون خوب نیست
طبق کتاب قوانین عمل درست نیست- کتاب قانون چه خریه؟-
برو با رانی آمادش کن
دیگه به من از این حرفا نزنید
باشه قربان
ببخشید پسرا
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
چقدر دردت گرفت؟
!هی !وایستا داداش، وایستا
اول دستت رو درست کن
الکل بریز روش اول میسوزونه
بعدش ضدعفونی میشه
شماها چتونه؟
این کمکای اولیتونه؟
آره منم همینو میگم
اول بهوشون گفتم دعوا نکن حالا که کار از کار گذشته همینه که هست
خفه شو سیگار بده
بیا !هی
دیوونه شدی؟
هی سهیل
بزن دهن این عوضی رو سرویس کن
واقعا؟
بزن ببینم
...اگر نتونستی
لختت میکنم و دور محوطه میرقصونمت
بجنب سهیل
!هی کبییییر
هی وایستا
!کبیر- ولم کن حالیش کنم-
ولش کن ببینم چه غلطی میخواد بکنه
تو بازی نشونش میدیم
بیخیالش شو
ولش کن فهمیدی؟
آروم باش
بجنبید پسرا تکون بخورید
!گللللل
بجنبید
!هی آمیت
سه دقیقه دیگه صبر کنیم قهرمانی امسال مال ماست
!شیوا
!کبیییییییر
!کبییییر- پشتت رو ببین-
!کبیر
!هی کمال
به خاطر من در ورودی رو ببند
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
!تمومش کنید پسرا
!کبیر لطفا
ول کن
!هی
بذارش سر جاش
میدونی کیه؟
قهرمان سه دوره قبله
چطوری داشت داد میزد و فرار میکرد
دیگه چیکار باید میکرد؟
میدونست که بیشتر مممکن بود کتک بخوره
!کبیرسینگ رئیس صدات میکنه
روز همگی بخیر
به دانشجویان جدید خوش آمد میگم
اینکه بخشی از یه دانشگاهی باشید که 100 سال قدمت داره، چه حسی داره؟
میشه بیام داخل قربان؟
بیا داخل
ایشون دکتر کبیر سینگ هستن
...یکی از جراحان دانشگاه ما
شاگرد اول کالج و دانشگاه
درواقع ایشون یکی از بهترین دانشجوهایی که از دانشگاه پزشکی دهلی فارق التحصیل شده
با نمره های عالی
...اما
...از لحاظ مدیریت انسانی
!صفر این برای همتون یه مثال کلاسیکه
...در حرفه پزشکی
...آدمی که نمیتونه عصبانیت خودش رو کنترل کنه
جلوی میز جراحی مثل یه قاتل ئه
...عصبانیت، نفرت، زود جوش اومدن خون، آدرنالین
اینا برای یه انسان طبیعیه
...اما نادیده گرفتن این احساسات و کنترل کردنشون
شما رو نسبت به آدم بی سواد متمایز میکنه
...اگر نتونید این چیزا رو کنترل کنید
پس این مدرک به چه درد میخوره؟
تا یه حدی این زود از کوره در رفتن رو میتونم تحمل کنم
...اما این صفر مدیریت انسانی
غیر قابل قبوله
قربان ویدئو مسابقه امروز هست اگر بخواید میتونید ببینید
کمکی نمیکنه
دست از حمایت این بردار و برو بیرون
شیوا برو بیرون
شما ادامه بدید قربان
چی؟
من خیلی ازت نا امید شدم کبیر
تو اصلا به وجهه دانشکده فکر کردی؟
همین الان یه نامه عذرخواهی مینوسی برای مدیرت دانشکده یعنی من
و دو تا کپی ازش میگیری برای تابلو اعلانات
همین الان
...به علاوه
یک ماه تعلیق از تحصیل
در غیر این صورت میتونی از تحصیل انصراف بدی
فوتبال یه ورزش خشنه
باید با هم تیمیات وحشیانه بجنگی تا گل بزنی از طرفی وحشیانه دفاع کنی تا گل نخوری
به این میگن فوتبال
حالا داری به من یاد میدی؟
نه قربان فقط دارم کارم رو توضیح میدم
توی این بازی باید احترام به دست بیاری یه احساس طبیعی برای هر آنسان
دلیل این احساس هم این دانشکدست
شما به دانشکده فکر میکردین، درسته؟
!شایدم فقط حرفش رو میزنید
من خیلی وقته دارم خودمو کنترل میکنم
من پشیمون نیستم قربان
این منم منِ واقعی
تو زندگی هیچوقت عادت ندارم ساکت بمونم
پس عادت نداری؟
عادت داری بقیه رو بزنی لت و پار کنی؟
با این کار یه احساس رضایت درونی به انسان دست میده
و ترس از شما یا قهرمانی تو مسابقه در مقابل اون احساس رضایت چیزی نیست
تا الان شما به خاطر سه تا مدال طلای مسابقات جشن گرفتین، نه من
نه من نه این دانشکده احتیاجی به اون مدالا نداریم
و رک بخوام بگم ...اصلا اهمیتی برام نداره
اینکه برید پرسید چه اتفاقی توی مسابقه افتاد یا برید فیلماشو ببینید
نه من علاقه دارم این چیزارو توضیح بدم نه شما علاقه دارید بشنوید
...توبیخ یه نفر بدون اطلاع کامل
...و بازخواستش جلوی همه
و به خاطر همین از این دانشکده میرم
میخوای دانشکده رو ترک کنی؟
بعدش میخوای تو زندگی چیکار کنی؟
شما متوجه نمیشید قربان
شما مدیر این دانشکده اید استخدام شدین تا وظیفتون رو انجام بدید
من دانشجوی این دانشکدم
اینجا دانشکده منه
این چه وضعیه به قهرمانا احترام بذارید
سلام خانم
کبیر تو چت شده؟
میخوای دانشکده رو ترک کنی و بری؟
بله خانم
لازمه؟
با یه نامه عذرخواهی قائله رو تمومش کن
نه خانم
هرطور خودت میخوای
برگه های انصرافت آمادست
سه تا امضا لازم داره
مدیر تو جلسه با اولیاست
دو ساعت کارش طول میکشه
ممنون خانم
روزتون بخیر آقا
از اون یکی فلاکس بردارید
چایی
ببخشید خانم میشه بیام داخل؟
بله بفرمایید
خانم یه کمپ پزشکی داریم
میشه یه اطلاعیه بدم؟
بله
از اونجایی که اکثرا تو کلاس پنجابی هستن میشه پنجابی باهاشون صحبت کنم؟
بله
ممنون خانم
همتون خوب به حرفم گوش بدین
...من انگلیسی حرف نمیزنم
چون استاد اینطوری متوجه نمیشه
یه دختر هست تو سال اولیا
اون مال منه
هرکسی بهش نگاه کنه کتک میخوره یادتون باشه
هیچکس طرفش نمیره
نه حتی چپ چپ نگاه میکنه
تفریحات چی میشه؟- سرگرمی-
سرگرمی
دنبال یه سرگرمی دیگه باشید
همه خوب حواسشون رو جمع کنن
...لباسش
لباس سفید پوشیده
هیچ آرایشی هم نداره
ببینیدش متوجه میشید خودتون
فهمیدین؟
این دختر با باقی دخترا فرق داره
همتون هنوز به اندازه کافی جوونید
هر سال دخترای جدید میان
موقعیتای زیادی گیرتون میاد
دخترای مناسب خودتون
به این یکی کاری نداشته باشید
فراموش کنید که اصلا دیدینش
ما که هنوز ندیدیمش- هیییس-
!هی
فهمیدین یا نه؟ جوک که نمیگم
!آهای کاپیل
چی داری وز وز میکنی؟
داشتم یواش براش توضیح میدادم
پنجابی نمیدونه
اول خودت خوب گوش کن
اونایی که پنجابی بلد نیستن بهشون بگید
من نمیتونم به تک تکتون اینو توضیح بدم
خیلی ممنون خانم
امیدوارم کمپ خوبی داشته باشیم
بیشتر شبیه یه خط و نشون بود تا اعلان یه کمپ پزشکی
چه خبره پسرا؟
روزتون بخیر آقا
...لباس سفیده
همونه
خوبه؟
خیلی خوبه
هی بریم بیشتر خجالتش نشده
میام
رو اون نیمکت نشسته
هی دختر پاشو وایستا
اسمت چیه؟
پریتی- اسم کامل-
پریتی سیکا
سیکا؟ اهل دهلی هستی؟
ساکن بمبئی ئه
محله دومبا با اینجا 200 کیلومتر فاصله داره
اسمش چی بود
دخترم اسمت رو به آقا بگو
پریتی
بشین دخترم
بله بابا؟
...هارویندار مدیر شرکتمون
دختر برادرزادش تو دانشکده شما قبول شده
همه هم تعریف دانشکده تو رو خوب شنیدن
نگران شدن
اینجا الان پیشمه خواست زنگ بزنم
نگران نباش بابا حواسم هست
!بابا
بهش بگو مسابقه فوتبال چی شد؟
داداشت میگه مسابقه فوتبال چی شد؟
هیچی بابا یه ذره دعوا شد منم کتک کاری کردم
تعلیق شدی؟
برای یه ماه
یه نامه فرمالیته دانشکده ایه زود بیخیالش میشن
باشه
آهای ...دختری که تو کلاس دنبالش بودی
انگار رفته به باباش شکایتت رو کرده
داره همه جا میگرده میپرسه کبیر سینگ کیه
خب که چی؟- تو همینجوری هم الان در حالت تعلیقی-
برای چی دنبال دردسری؟ ...شیوای احمق
تو که بیشتر میفهمی به این حالی کن
!کمال
همونه؟
...ببین کبیر
اون تو رو ببینه میشناسه
نچرخ
کبیر
دختره هم باهاشه
من کبیر سینگم چی شده؟
دکتر و سیگار هم میکشی؟
حدود 69 نوع سم مختلف داره و عامل 80 درصد سرطاناست
میدونم
عادت کردم
به بابات هم راجع به این عادت خوبت گفتی؟
نه اما اگر ازم بپرسه بهش دروغ نمیگم
آها
من هرپال سیکا هستم
عموی من مدیر شرکت پدرته باهاش تلفنی حرف زدم
!اووووه عمو جون
عرض ادب بله بابا باهام صحبت کرد که ازش مراقبت کنم
این پریتی ئه دختر منه
سلام پریتی
مراقبش باش مثل یه برادر
نه، نه عمو من نمیتونم مثل یه برادر مراقبش باشم
من هیچ خواهری ندارم واسه همین بلد نیستم که براش برادری کنم
من سال بالایی اونم سال پایینی اینطوری بهتره
با معدل قبول شده؟
دخترم رتبه خوبی داشته
تو با معدل قبول شدی؟
اینجا با رتبه 700 تا 800 قبول میشن من رتبم 27 شده
از دانشکده های خوب دهلیه واسه همین اومدم اینجا
باشه عمو جون دیگه میرم
خداحافظ پریتی
بریم
عمو جون نگران نباش
مراقبش هستم
منتظر دعوت نامه اید؟
این همه وقته منتظرتونیم بیاید داخل
همه اومدن داخل؟
خیله خب بدون اتلاف وقت لباساتونو در بیارید
بجنبید نمیفهمید لباساتونو در بیارید یعنی چی؟
چتون شده؟
گوشتون خوب کار نمیکنه؟ نشنیدین؟
لطفا خانم لطفا
چی لطفا؟
چیزی که تو داری من ندارم؟
هان؟
دانشکده پزشکی دهلیه همینطوریه
بجنب- لطفا خانم-
ما هممون از خانواده های سنتی هستیم
چی میگه؟
خانواده های سنتی؟
تو خونتون هم همیشه با لباس میگردی؟
نشنیدی؟
دست بجنبون
هرچی زودتر انجام بدی زودتر هم راحت میشیم
هم شماها هم ما
بجنب لباساتو در بیار همین الان
رفیق اینجا همه دختریم بیا در بیاریم
من وکس نکردم
چه خبره؟ چی دارید میگید تو گوش هم؟
ببخشید خانم
...این خجالت کشیدنتون رو
برای شب عروسیتون نگه دارید
نه اینجا بجنبید لباساتونو در بیارید
پریتی اینجا کیه؟
آهای چیکار داری؟
کبیر اینو دوست داره اومده تو کلاس به همه هشدار داده
من میرم بهش میگم چه خبره تو خودت ببین چه بلایی سرت میاد
بیا اینجا پریتی
دیدی؟
چطوری از لباس در آوردن در رفت
فرصت دیدن خانم رو از همه بچه های دانشکده گرفت
من نمیدونم چی توی این دیده
ما که نتونستیم ببینیم
"...با دیدن تو"
"با دیدن تو احساس کردم"
"یه آرزویی تو قلبم دارم"
"تو جون من هستی"
"جون من و تو به هم وصله"
"همیشه پیش هم میمونیم"
خوابگاه چطوره؟
خوبه
غذای سلف؟
خوبه
خب خوبه
بالا مراسم معارفه بود
آره
بابات رفتن؟
آره
این دیگه زیاده رویه
قبول نداری؟- حسودیت شد؟-
دقیقا! بهشون گفتم تا شب نشده بوسش میکنه
دارن میترکن- آره-
کسی ندید
برو به بقیه مراسم برس
"چرا این روزا با دیدن تو خنده به لبام میاد؟"
"چرا رفتارای من این روزا عوض شده؟"
"...چشمان من هرجایی"
"بدون دلیل به دنبال تو میگردن"
"این منم یا یکی دیگست که" "فقط ظاهرش شبیه منه"
پریتی مدرک پزشکی مدرک الکی نیست
به جون آدما ربط داره
وقتی اومدی این دانشکده باید تو کله فرو کنی که میخوای دکتر بشی
چرا نشستی اون پشت؟
رو تخته تمرکز کن
!شما دوتا برید عقب
تو بیا جلو
شبیه خودته
گرم و وفادار
دخترای خوشگل میرن عقب
همکلاسیای خوبی هم هستن
این دوستی بهتره
اسمت چیه؟- شروتی-
شروتی این پریتیه پریتی این شروتیه
از امروز شما دو تا دوستید
اتاقتونم یکی میکنید با مدیریت حرف میزنم
باشه؟
درس امروز چیه؟
آناتومی
عنوان درس؟- دست-
من اینو بهت یاد میدم روش تدریسم فرق میکنه
بیا بریم بهت بگم
بریم؟
به تخته نگاه کنید
"چطور این اتفاق افتاد؟"
"چطور حضورت تو زندگی من انقدر مهم شد؟"
"چطور این اتفاق افتاد؟"
"چطور حضورت تو زندگی من انقدر مهم شد؟"
"چطور این اتفاق افتاد؟"
"چطور حضورت تو زندگی من انقدر مهم شد؟"
عنوان درس امروز چیه؟
ساعد
بریم؟
"چه شب بوده باشه" "...چه روز بوده باشه"
"این آوارگی همیشه با من بوده"
"اما چشمان تو به من میگن که دیگه تمومه"
"این چه حالیه که من پیدا کردم؟"
عنوان درس امروز؟
چی شده پریتی؟
عنوان مربوط به بالا تنه ست
"...چشمان من هرجایی"
"بی دلیل به دنبال تو میگردن"
"این منم یا یکی دیگست که" "فقط ظاهرش شبیه منه"
"چطور این اتفاق افتاد؟"
"چطور حضورت تو زندگی من انقدر مهم شد؟"
"چطور این اتفاق افتاد؟"
"چطور حضورت تو زندگی من انقدر مهم شد؟"
"چطور این اتفاق افتاد؟"
"چطور حضورت تو زندگی من انقدر مهم شد؟"
یه بار دیگه بهش زنگ بزن
از بچگی همیطوری بودی نه؟
واسه هرکاری عجله کردی؟
چند بار باید بهت بگم بهش زنگ زدم بر نمیداره
به ویدیا زنگ بزن
به اونم زنگ زدم اونم بر نمیداره
یه بار دیگه زنگ بزن
دوستی من و تو مثل دوستی خاله خرسه است
هرچی میگم گوش نمیدی
منکه میدونم تو امروز چت شده
بس کن دیگه میدونی نگرانشم
همه بچه های دانشکده قوانینی رو که براشون وضع کردی میدونن
هیچکس بهش رنگ نمیپاشه تو اولین نفر رنگیش میکنی
اونکه با لباس سفید میاد ...ولی تو
گوشیتو چرا جواب نمیدی عوضی؟
این داره با من حرف میزنه چیکار کنم؟
خب که چی؟- چی چی؟-
چی شده رفیق؟- ضربه خورده درد میکنه-
این خودش رفته سرشو زده به دیوار
دیوونه دهنت رو ببند
گوش کن من همین الان پریتی رو دیدم بیرون خوابگاه دخترا
با یه لباس سفید یه دست
هیچ دختری هم نمیره سمتش جشن رنگو بهش تبریک بگه
پسرا که دیگه هیچی
همه چیز تحت کنترله نگران نباش
من میرم دستشویی، 5 دقیقه ای میام- آره برو-
!آهای کبیر- سلام چطوری؟-
تو کجا اینجا کجا؟
خوبی رفیق؟
سیگارو بده بینم- سلام جشن رنگ مبارک-
!مبارک نباشه چی میخواد باشه
دیگه چه خبرا؟
برگه های امتحانتون داره آماده میشه
خواهیم دید اینبار کی بالاترین نمره رو میگیره
الو؟
آره آقا- اهای-
چی گفتی؟
میکشمش
پریتی
برای همچین چیزی گریه میکنی؟
برو
برو دوش بگیر لباس عوض کن
بیرون منتظرم
برو
!هی
شما دوتا بیاید بالا
از اول بگید چه خبر شده؟
قربان اونا شش نفر بودن
حرف بزن
... قربان... اونا اومدن
حرف بزن
اونایی که روز مسابقه باهاشون دعوا کردی
همونا بودن
گفتن که پریتی کیه
...بعدش... وقتی اومدن
بهش رنگ پاشیدن
قربان... قربان خیلی داد میزد
شماها چه غلطی میکردین؟
...رفته بودیم تیشرت
راستش...ببخشید آقا
ما هیچ کاری نکردیم
اینطوری به صورتش رنگ میزدن
ببخشید آقا
حواستون باشه هیچکس از این قضیه خبر دار نشه
از اینجا برید
برید- ببخشید قربان-
!هی آمیت
کجا قائم شدی ترسو؟ بیا بیرون
آمیت
هی چیه داری داد و بیداد میکنی؟
احمق عوضی خبرا به گوشت رسید؟
تیکه تیکت میکنم
میکشمت عوضی
ولم کن ولم کن
میدونی با پریتی چیکار کرده؟
هان؟
مادرت رو به عزات میشونم
عوضی
دستت رو بکش
هنوز تو این دانشکده ایم و این اتفاقا داره میوفته
فردا که از اینجا فارق التحصیل بشیم معلوم نیست چه بلایی سر پریتی میارن
کی ازش مراقبت میکنه؟
تو ازش مراقبت میکنی؟
من ضمانت میخوام
ضمانت میخوام
کبیر لطفا ولش کن
ولم کن- نگاهبان-
سیگار بده
زودتر بدش من
خوب به من گوش بده آمیت
...دختری که اونجا وایستاده
عاشقشم مرد
...ما دانشجوی پزشکی ایم
و من یه چیز یاد گرفتم
...که اگر یه وقت چیزیمون بشه
یه نفر بیشتر از خودمون آسیب میبینه این دختر نسبت به من اینجوریه
...و اگر اون چیزیش بشه
با من طرفی
خیلی کار بدی کردی آمیت
زود به من قول بده
که دوباره همچین اتفاقی نمیوفته
قول بده مرد
خوشم میاد
خوشم میاد وقتی میبینم کبیر سینگ داره داد و بیداد میکنه
بهت قول میدم
که دوباره این اتفاق نمیوفته ...هی تو
...و تو
گمشید
گمشید عوضیای آشغال
این اهالی لندن همینطوری ان
آره
خیلی آدم سطح پایینیه
آره بعدا بهت زنگ میزنم ساعت سه
باشه خداحافظ
(نوشته های روی دیوار)
اینا رو تو نوشتی؟
این چیزاییه که تو مغزمه
این ماهیا رو برای چی انداختی تو شیشه های جدا؟
شبا توی شیشه صدا در میاوردن
شبا خیلی بهشون خوش میگذشت
به خاطر همین جداشون کردم
دیوونه شدی؟ کلا عقلت رو از دست دادی
...قربان ...اون
از دستم سر خورد
قول میدم که ست کامل براتون بیارم قول میدم
قربان اینبار ببخشید متاسفم...ببخشید
این دیوونه زده به سرش دوباره
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
دیوونه شدی؟
میخوای بزنیش؟
دیگه نمیاد خونت رو تمیز کنه
دیگه اونو راه نده بیاد تو
لیوان میشکنه؟ گوشش رو میپیچوندم خودش حالیش میشد
بخیه میزنی؟
آره- چند سالشه؟-
نوزده
خودش خوب میشه پس چرا بخیه میزنی؟
...شماها هیچی بهش نگفتین که همش- بیخیال رفیق-
احتمالا بهت اجازه جراحی ندادن واست عقده شده؟ هان؟
رو این میخوای تست کنی؟
همه هینجوری ان میشینن وقت مریضو تلف میکنن؟
پاشو
!چه بد بریدی چیزی نیست، کمکای اولیه کافیه
یه ذره درد میگیره تحمل کن
چطوری پاش برید؟
کجا داشتی پا برهنه راه میرفتی پریتی؟
خوابگاه
هان؟
تو خوابگاه
!هی شیوا یه ویلچر بیار
چرا؟
پریتی رو ببریم
کجا؟- خوابگاه پسرا-
خوابگاه پسرا؟
دیوونه شدی؟
پاش انقدر عمیق بریده رفیق
چطوری میتونه کاراش رو بکنه؟
بچه ست رفیق
بچه ست؟
امتحانا نزدیکه، چطوری میخواد تنها درس بخونه چطوری بره دانشکده؟ من باید کمکش کنم
...باباش هم همینو گفته بود
ازش مراقبت کن
الان پس من مسئولشم نه؟
باباش گفته بود که مثل برادر ازش نگه داری کن این قسمتش رو یادت نیست؟
برو ویلچر بیار باید ببریمش
تو بهش بگو، من الان میام- کجا میری؟-
خوابگاه دخترا- چرا؟-
!قربان
اینجا مدیر دیگه ای نداره؟
خب؟- نه قربان-
اینجا پس با اجازه کی خارج میشید؟
دانشجوی مسئول داره؟
فرم خروج پریتی رو بیار
وسایلش رو جمع کن بیار
مدیرتون برگشت بهش بگید با ماشین اومدن دنبال پریتی
بله قربان
قربان
باقی لباساش کجاست؟ اینا کمه
اونجاست
برو
خوبی؟
بریم درس بخونیم؟
"مسیر سرنوشت من به تو ختم میشه"
"فقط من نسبت به تو حق دارم"
"بی تردید تو عشق منی"
"فقط من نسبت به تو حق دارم"
"هیچوقت تنهات نمیذارم" "همیشه در کنارت میمونم"
"یا تو رو از این دنیا میدزدم" "یا تو رو از خدا طلب میکنم"
"اسم تو رو در سرنوشتم حک میکنم"
"من مال تو میشم"
"من مال تو میشم"
"...به جون تو قسم میخورم که "
"به تمام قولهایی که بهت دادم عمل میکنم"
"تو هر زندگی تو رو مال خودم میکنم"
"من فقط مال تو میشم"
"من مال تو میشم"
کبیر
تمام اتاقای رو به رو خالی کردیم
!ممکن بود دید بزنن دیگه
تو راحت باش مشکلی نیست
"من به خاطر تو خودم رو " "از این دنیا جدا کردم"
"تو مقصد قلب منی"
"من به خاطر تو خدا رو از یاد بردم"
"من یه کافر شدم"
!پریتی
این مال توئه نه؟
همتون تو صف حمامید؟
چه خبره؟
دختر اومده تو خوابگاه پسرا؟
هی تو چرا صدات در نمیاد؟
فقط ما نیستیم هرکس هرکاری بخواد میکنه
من باهاش حرف میزنم
چی میگی؟- چه میخوای بهش بگی؟-
ساکت
باهاش حرف ببینم چی میخوای بگی
!کبیر- هان؟-
از چی من خوشت میاد؟
طوری که نفس میکشی رو دوست دارم
پریتی شالت رو درست کن
شیوا شروتی چه مشکلی داره؟
چه مشکلی داره؟
...از پریتی سوال مپرسید
...دیشب تو اتاق با هم بودین؟
تو باهاش تو خوابگاه زندگی میکنی؟ چی شده؟ و یه سری چرت و پرت دیگه
هان؟
سوال داشت میتونست درست بپرسه
میخواید ازدواج کنید؟ عاشق شدین؟ میخواید تشکیل خانواده بدین؟
این چرت و پرتا یعنی چی؟
من از این چیزا خوشم نمیاد
شیوا هرکسی راجع به ...مسائل خصوصی من سوال کنه
میزنمش بهش بگو
بهش بگو- خودش رو دوست فرض کرده و گفته-
چه دوستی؟
ما سال بالاییم اونم سال پایینی همین و تمام
باشه باهاش حرف میزنم- باهاش حرف بزن
بهت گفت نباید ببریمش خوابگاه پسرا مشکل پیش میاد
چه مشکلی؟
از این به بعد پریتی با من تو خوابگاه پسرا میمونه
قضیه تموم شد رفت
همین
!کبیر
"من به خاطر تو از این دنیا جدا شدم"
"تو مقصد قلب من"
"من به خاطر تو خدا رو از یاد بردم"
"من کافر شدم"
"من به خاطر تو با تمام دنیا میجنگم"
"برای به دست آوردن تو از همه چیز میگذرم"
"من تبدیل میشم به ضربان قلب تو"
"من مال تو میشم"
"من فقط مال تو میشم"
"...به جون تو قسم میخورم که "
"به تمام قولهایی که بهت دادم عمل میکنم"
"تو هر زندگی تو رو مال خودم میکنم"
"من مال تو میشم"
"من فقط مال تو میشم"
پریتی امتحانات تموم شده؟
تو نمیخوای بری بمبئی؟
باید اینجا رو خالی کنیم تا کی میخوای بمونی؟
میدونم
چی شده؟
دو روز دیرتر برم لطفا
پریتی قبلا راجع بهش حرف زدیم
منم از خداحافظی خوشم نمیاد
تا وقتی تو اینجایی من نمیتونم از دهلی برم برو خونه لطفا
با هم میریم
با تو میام دهرادون از دهرادون میرم بمبئی
خیلی راهه
چرا باید دوباره راجع بهش حرف بزنیم؟
...الان تو- لطفا-
به نظر میاد همه چیز خواب بود
زندگی خوابگاهی
سرمای شب دهلی
تا 11 ماه دیگه یه خونه جدید
نوبتی نون درست کردنا پیک نیک وقت و بی وقت
این دوستیا و این شعر خوندنا
همش داره تموم میشه- ساکت شو-
تو داری میری انگلیس منم دارم میرم فوق تخصص بگیرم
بعدش برمیگردیم پیش هم مشکلش چیه؟
سه سال بعد زندگی جدید شروع میکنیم
این غم و غصه برای چیه؟
!عزیزم- بله؟-
یه چیز بپرسم؟
عصبانی نمیشی؟
بپرس
من دو روز دیرتر برم خونه؟
لطفا فقط دو روز
!همش دو روزه کبیر
کمال- هان؟-
بیا امشب همدیگه رو بوس کنیم
من هیچوقت همچین چیزی بهت نگفتم
تو کلا هیچوقت با من حرف نزدی
"خب که چی که سرنوشت تو رو زمین زده"
ساکت شده رفیق
یکی دیگه احساسی شده تو چت شده؟
"خب که چی که شمشیرت شکسته "
"با شمیر شکسته هم " "میشه تو میدون جنگ پیروز شد"
بیام دهرادون برسونمت لطفا
گوش کن عزیزم
...دو روز- هی تو چت شده؟-
همش حرف دو روز رو میزنی میدونی که من پرواز دارم
تا وقتی تو نری من نمیتونم برم اینو میدونی
مگه قراره بمیرم؟
ببخشید داد زدم
متاسفم
خیلی شرمندم
داری گریه میکنی؟ منم گریه ام میگیره ها
پریتی متاسفم
پریتی گوش کن
"...این بی تابی امروز"
"داره توی دلم بیشتر میشه"
"این حرفای عجیب غریب چیه که داره میگه"
"این روزا قلبم داره بیشتر و بیشتر بی تاب میشه"
"این حرفای عجیب غریب چیه که داره میگه"
"...فراموش نکردم اون آسمونی رو که"
"جلوه اش رو به من نشون داده"
"...فراموش نکردم اون آسمونی رو که"
"جلوه اش رو به من نشون داده"
"این اولین عشق منه"
"تو اولین عشق منی"
لباس درستم که نپوشیدی
تو چت شده؟ دیوونه شدی؟
چطوری اومدی اینجا؟
هواپیما
تا 15 روز دیگه میمودم پیشت
بیشتر شبیه 15 ساله
پریتی گوش کن
مجبوریم فعلا از راه دور ارتباط داشته باشیم
باید سه سال اینطوری زندگی کنیم
...نمیتونیم دیوونه بازی در بیاریم- کبیر بذار فعلا بغلت کنم-
پریتی لطفا گوش کن ببین چی میگم لطفا
کالج اینجا مذهبیه، دخترا اجازه ندارن اینجا باشن، بیا بریم داخل
دوباره بگو
کالج مذهبی؟
آره قوانین کالج مذهبی مثل کالج دهلی نیست
یعنی چی مثل کالج دهلی نیست؟
یعنی کسایی که تو دهلی ان به دین اعتقادی ندارن؟
نه منظورم این نیست- ولی همینو گفتی-
بیا بریم داخل
نه نمیام داخل
همین الان، همینجا بوسم میکنی
چی؟
جدی جدی ام
همین الان، همینجا بوسم میکنی
به هیچکس دیگه نگاه نکن
باشه
"این اولین عشق منه"
"تو اولین عشق منی"
"بدون هیچ دلیلی تو تبدیل به آرزوی من شدی"
"...پس چرا من احساس میکنم که تو"
"باید یه ذره بیشتر تو روبه آغوش بکشم؟"
"حتی ستاره ها هم از آسمون میوفتن"
"پس چرا من فقط در آرزوی داشتن تو ام؟"
"به نظر میاد تو آسمون منی"
"جلوه ات رو به من نشون بده"
"به نظرمیادکه تو تمام حرفای نگفته منی"
"...فراموش نکردم اون آسمونی رو که"
"جلوه اش رو به من نشون داده"
"...فراموش نکردم اون آسمونی رو که"
"جلوه اش رو به من نشون داده"
"این اولین عشق من و توئه"
"این اولین عشق من و توئه"
تبریک میگم خانم دکتر پریتی
اینجا خونه توئه
خیلی خوشگله
بیا داخل
کبیر این داداش کوچیک منه گورپال
اوووه سلام
گورپال سیکا
کبیر
فامیلی نداری؟- گورپال درست صحبت کن-
مامان این کبیره
کبیر مامانم- سلام خاله-
اینم خواهر بزرگم نیتیه- سلام-
خاله، عمو خونه نیست؟ باید باهاتون حرف مهمی بزنم
رفته بیرون الانا میرسه
دو روز دیگه عروسی برادرمه واسه همین تو خونمون مهمونیه
میشه پریتی رو با خودم ببرم زود برش میگردونم
میدونی ما تو این خونه همه تصمیمات رو با هم میگیریم
شوهرم به زودی بر میگرده
منتظر باش
چایی یا قهوه میخوای؟- نه خاله ممنون-
بشین
پریتی
چیزی نیست دکتر آروم باش
عمو اومده بودم همینو بهتون بگم
متوجه ام که رابطه ما رسمی نشده به خاطر همین شما عصبانی شدین
اما اگر من داماد شما بودم شما چیزی نمیگفتین
بی صدا میرفتین
اینطوری به قضیه نگاه کن عمو
!بابا
عمو یه بار بشین به من گوش کن- عوضی-
بیا بریم حالیت کنم- بابا-
برو بیرون وقتی تو کالج دیدمت فهمیدم چطور آدمی هستی
چطور جرات کردی بیای خونه من؟
برو بیرون
عوضی
برو بیرون
یه بار دیگه ببینمت پات رو میشکنم
برید داخل
لطفا دو دقیقه به من وقت بده
میذاری حرف بزنم یا بیام تو؟
پریتی بابات گفت بیا داخل
پریتی این عشق دوران دانشگاه نیست
بابات داشت از زاویه اشتباه ما رو میدید باهاش حرف بزن
میدونی وقتی تو به من نگاه میکنی وقتی باهم حرف میزنیم، انگار فقط منو میبینی
با همون اعتماد به نفس باهاش حرف بزن
مثل یه زن باهاش حرف بزن
همینه
همین نه؟- انگار خودشه-
هی بیا بیرون
چه خبره؟
رفته بودی خونه آبچی پریتی چیکار؟
...هی گورپال سیکا
بیا اینجا
عوضی
تو برادر زن منی
من عاشق خواهرتم
تو اونوقت میخوای منو بزنی؟
برو بابات رو بزن
کلا شبیه باباتی
چشمات، بینیت گوشات
کلاس چندمی؟- دوم دبیرستان-
این وقت گذرونیا رو تموم کن رو درست تمرکز کن
چی بهت گفتن؟
گفتن بریم مهمونی
برو مهمونی
به بابات بگو
که بوست کردم
رفتی بودی اونجا چیکار؟
بابا قضیه سر یه دختره
اسمش پریتیه
من خیلی دوستش دارم
...ما تو کالج- !کبیر-
من ازت پرسیدم رفتی اونجا چیکار؟
من همینو دارم توضیح میدم دو دقیقه چیزی نگو و به من گوش کن
من رفته بودم خونشون ...با هم روی تراس بودیم
فضای خصوصی خودمون رو داشتیم در هم تو زاویه 19 درجه ما بود
...باباش از در اومد بیرون
این چرت و پرتا چیه؟ ...زاویه 19 درجه و باباش
بابا فقط به من گوش کن دو دقیقه، لطفا
ما فضای خصوصی خودمون رو داشتیم ...باباش از زاویه 19 درجه اومد سمت ما
فکر کرد ما داریم کار اشتباهی میکنیم سعی کردم براش توضیح بدم
چه فضای خصوصی؟ من میگم برای چی رفتی اونجا؟
!تو بهش توضیح بده فضای خصوصی چیه- بابا یه دقیقه-
این چیو توضیح بده؟ یه دقیقه
من از تو دارم سوال میپرسم
بابا وقتی ازدواج کردی چند سالت بود ؟
کبیر قاطی نکن- تو خفه شو، بابا چند سالت بود؟-
چی میخوای بگی کبیر؟- فقط جواب منو بده بابا-
بیست و شش- من الان چند سالمه بابا؟-
من ازت میپرسم اونجا چیکار میکردی تو از من این چیزارو میپرسی؟
بابا جواب منو بده من چند سالمه؟
تو هجدهم این دسامبر میشه 28 سالت
دقیقا همینه
حالا میفهمی فضای خصوصی یعنی چی براش توضیح بده
بابا آروم باش
من باهاش حرف میزنم
!کبیر
بشین
میخوام باهات حرف بزنم
ببین میخوای ازدواج کنی نه؟
درست برو به بابات بگو میخوام ازدواج کنم
این مسخره بازیا چیه؟
اون چند سالش بود تو چند سالته
مادربزرگ خیلی سعی کردم بهش بفهمونم
من بهش گفتم من و پریتی فضای خصوصی خودمون رو داشتیم
متوجه نمیشه همش میپرسه چه فضای خصوصی ای؟ فضای خصوصی چیه؟
باید متوجه بشه که چی میخوام بهش بگم دیگه
چی رو باید بفهمه؟
وقتی تو کالج بودی فضای خصوصی با دختری که میخواستی رو داشتی
وقتی حرف ازدواج میشه ده تا آدم باید آماده بشن
باید باهاشون حرف بزنی راضیشون کنی
باید برات تصمیم بگیرن
...اگر بعد تمام این چرت و پرتا
اگر هنوز محکم سر حرفت بمونی به اون میگن رابطه
مامان بزرگ زمان شما از این مشکلات نبود
همه چیز آسون بوده
کی گفته؟
خاله من همیشه سنگ مینداخت
هنوز جوونی پسر درس درست حسابی نخونده
چقدر ملک و املاک داره
...یک چیز رویادت باشه کبیر
...من
شما دوتا کنار هم خیلی خوب به نظر میاید
نگران نباش همه چیز حل میشه
شاد باشید
همیشه کنار هم باشید
!کبیر
این فضای خصوصیه توئه
با هم حرف بزنید
مسائل رو حل کنید باشه؟
تنهاتون میذارم
!عزیزم
اینجا خونه توئه
خیلی خوشگله
با پدرت حرف زدی؟
نه- خوبه-
لازم نیست باهاش حرف بزنی
من باهاش حرف میزنم- لازم نیست-
لازم نیست باهاش حرف بزنی
کبیر
گوش کن عزیزم
کبیر
تو داداش منو بوس کردی؟
آره
بابات رو هم بوس میکنم
مامان و خواهرت هم بوس میکنم
چیه؟
چی انقدر خنده داره؟ نمیفهمم، اصلا خنده دار نیست
شب اول ازدواجمون اینجا قراره باشیم؟
شب اول؟
تا الان بیشتر از 549 بار انجامش دادیم
حسابش رو داری؟
آره میبینی که
مطمئنی 549 بار درسته؟
آره ...اگر تو مطمئن نیستی
خودت بشمار
میخوای الان 550 بارش کنیم؟
الان؟- آره-
وسط مهمونی عروسی- آره
هیچی نمیشه
!هی وایستا
چطور جرات کردی بیای تو؟
دیروز که بهت گفتم حق نداری
عمو جون لطفا فقط دو دقیقه به من گوش کن
به خاطر هر اتفاقی که دیروز افتاد من واقعا متاسفم
اما بر اساس همون رابطه ما رو قضاوت کن لطفا
پریتی برای من همه چیزه
تمام زندگی ازش مراقبت میکنم
من تخصص هم گرفتم
برم سرکار حداقل دو میلیون حقوقمه
...یه بار بذارید با خانواده بیایم
اینطوری شما هم خیالتون راحت میشه
اومدی پولت رو به رخ من بکشی؟- نه عمو منظورم این نبود-
تا الان پول خوراک و پوشاک ما رو تو دادی؟
من متوجهم عمو که شما به نظرتون این چیزا بچگانست
اما یه بار بشینید و در آرامش به قضیه نگاه کنید
شما متوجه عمق این رابطه میشید
ببین این چه حرفایی میزنه
بابا یه بار بهش گوش کن- تو خفه شو-
بعد از آبرو ریزی دیروزت چطور جرات کردی بیای اینجا؟
بی حیا
به خانوادت فکر نمیکنی؟
...تو
گوشت رو خوب باز کن ببین چی میگم
خوشبختی این دختر آرزوی منه
این دختر نیمه تنه منه
تیکه تیکش هم که بکنم به تو اجازه نمیدم دستت بهش برسه
اینجا چه خبره؟
این همون پسرست؟- آره خودشه-
هان؟ خودشه؟
آهای عوضی
به تو ربطی نداره- آهای-
تو برو داخل این مسئله خصوصی منه
عمو جون
یه ذره عقلت رو به کار بنداز
تو که میگی دخترت رو دوست داری دارم میگم این همه چیز منه
اونوقت تو با من اینطوری صحبت میکنی؟
من یه جراحم
پسر خیابونی که نیستم
این چی داره بلغور میکنه؟ !میزنم تو دهنتا
نشنیدی؟- این دیگه چه خریه؟-
هان پریتی؟
قراره اینطوری پیش بره؟
اینطوریه؟
من نیستم باشه؟
نه عزیزم- من دیگه اینجا کارم تمومه-
کبیر صبر کن- پریتی-
!پریتی
کبیر لطفا صبر کن کبیر لطفا
میخواستی به بابات بگی که بین من و تو چه خبر بوده
چیکار کنم؟- من چیکار کنم؟-
فکر کردی من شعبده بازم؟
اونا هیچی نمیفهمن چون بین مامان و بابات چیزی نیست
به خاطر همینه نمیفهمن بین من و تو چه خبره مشکلی همینه
پریتی
بسه دیگه بیا داخل
این آدم هرچی دلش بخواد راجع بابا و مامانمون میگه
کبیر نه نه، نه، نه
پریتی
چه خبره؟
!هی تو کی هستی؟
به بچه ها خبر بده
بهش بگو گوشیش رو خاموش کنه
بیخیال
این چیزا حقته
کبیر چه بلایی سرت اومده؟
اگر میخواستم به زبون خودم باهاشون حرف بزنم که میزدم زیر گوششون
مشکل بابات چیه؟
با مهربونی باهاش حرف میزنم نمیفهمه خل و چله؟
کبیر اون پدرمه- خب که چی؟-
که چی؟ دوباره بگو
پدرمه؟
عقلت رو از دست دادی
میدونی چیه پریتی؟
فکر کن الان سال 2019 نیست
زمان راجا و مهاراجه ست
اگر اون موقع چیزی که بین من و تو پیش اومده پیش میومد، میدونی چیکار میکردم؟
علیه خانوادت جنگ راه مینداختم و همشون رو مینداختم تو سیاهچال
بعدشم جلوی اونا باهات ازدواج میکردم
فهمیدی؟
دیوونه شدی؟
آره، آره من دیوونه شدم
چی میگی؟
تو مال منی منم مال توئم
میدونی من چی فکر میکنم؟
بابات، بابا بزرگت، بابای بابابزرگت کل اجدادت مال منن
اونا انقدر بچه دار شدن تا تو به دنیا بیای تا من بتونم با تو باشم
اینا چی میگن اونوقت؟
این مزخرفات چیه؟
خفه شو
شش ساعت وقت داری
قشنگ فکر کن و تصمیم بگیر که میخوای چیکار کنی؟
فهمیدی؟- نه عزیزم، لطفا-
خفه شو
پریتی برای تو هرکاری میتونم بکنم
اگر تو هم همچین جنونی برای من داری بهم زنگ بزن وگرنه منو که میشناسی
عزیزم لطفا قضیه رو پیچیده نکن- چه پیچیده ای؟-
چه پیچیده ای؟ چی قراره بشه مگه؟
هیچ اتفاقی نمیوفته فوقش با اون ازدواج میکنی
خوبه برو
با اون عوض ازدواج کن
با انتخابی که پدرت برات کرده ازدواج کن
کبیر صبر کن کبیر لطفا
پریتی- کبیر صبر کن-
!پریتی
اینکارا درست نیست
پریتی
ولم کن
اونجا رو ببین ببین، بابات داره میاد
ببین بابات با عصبانیت داره نگاهت میکنه
لطفا نرو- بروووو-
همسایه هاتون چی میگن؟
خانوادت چی میشن؟ هان؟- کبیر لطفا-
لطفا آروم شو لطفا
لطفا آروم باش لطفا عزیزم
تو فکر میکنی من اینچیزا رو میخوام؟
تو کی هستی؟
کی تو رو میشناسه؟
یه زمانی کبیر سینگ تو رو میخواست همین
اشکال نداره با این حرفا ولت نمیکنم
لطاف آروم باش عزیزم
شش ساعت
چی شده؟- هیچی-
مهمونی داداشمه نباید مشروب بخورم؟
بخور
حال کن- مطمئن باش-
پریتی اینا چیه؟
!مامان
اینجارو ببین چه خبره
معلوم نیست رفته بوده درس بخونه یا ایمیل بده کلی چیز تو ایمیلش هست
بیشتر از صدتا ایمیل
...و - منتظر چی هستی؟ باز کن بخون-
بیشتر بهت کیف میده- بس کن پریتی-
ما لا به لای ملحفه بودیم
!لخت
عشق بازی کردیم
و آره درست خوندی
صدبار بین ما پیش اومده
خفه شو
خجالت نمیکشی جلوی بابات اینطوری حرف میزنی؟
جانکار
بله قربان؟
یه برگه برام بیار
برو داروخانه این داروها رو برام بگیر
چشم قربان
کبیر
کبیر در رو باز کن
کبیر
پریتی اومده ببینتت
"کبیر سینگ" تجربه ی سینمای هند در وبسایت بالیوود وان
اینبار جون سالم به در برد
کی الکل و مورفین رو باهم قاطی میکنه؟
مشکلش چیه؟
چی بگم آقا؟
یه بار دیگه همچین کاری بکنه کی میخواد داداشت رو نجات بده؟
احمق
کی به هوش میاد؟
معلوم نیست
کسی میدونه که چرا همچین کاری کرده؟
عروسی دوست دخترشه
بهش گفتین؟- نه قربان-
این هونیه که به خاطر روز جشن هولی خون به پا کرده بود؟
آره
رابطه این تو دانشکده واسه همه شر شده بود
بیا اینم نتیجش
چهل و هشت ساعته بیدار نشده بیدارم بشه میفهمه عروسی دوست دخترشه
من میرم، این از پس این رابطه بر نمیاد بیدار شد بهم خبر بده
خیلی خوبه
خیلی خوبه شما خیلی دکترای خوبی هستین
چرا سیگارت رو روشن نکردی؟ بجنب
ببخشید مادربزرگ
دستش رو از رو سینش بردار
این هنوز زندست
شیوا به پریتی زنگ بزن
میخوام همین الان باهاش حرف بزنم
امروز عروسیشه مادربزرگ
چی؟
میدونه؟
اگر میدونست که اینجا نبود
من برای این بچه ها دعا کرده بودم
که شما دوتا خوشحال باشید همیشه کنار هم باشید
...و حالا
داره ازدواج میکنه؟
با یکی دیگه؟
...آبجی
حالش خوبه؟
چرا سرم بهش وصله؟- شما برو، همه چیز مرتبه-
شما برو
بابا بیدار شد
کی برای من پوشک بسته؟
شیوا یه سیگار بده
اینو از دستم در بیار
بجنب- نمیشه همینطوری درش بیارم-
دو دقیقه دیگه باید دوباره تزریق کنی
تو هوز مریض نداری نه؟
اگر 5 دقیقه کار یه مریضت طول بکشه یه چیزی بینتون پیش میاد
الان با خودت مریض آوردی؟
نه تو اشاره کنی، ردیفش میکنم
اگر میخواد بذار ازدواج کنه
بعدش میبینیم چی میشه
با ازدواج کردنش احساساتم قراره عوض بشه؟
بذار ازدواج کنه یعنی چی؟ ازدواج کرد تموم شد
آره
دیگه الان کاری از دستت بر نمیاد
اونجا رفتن فایده ای نداره کبیر کار از کار گذشته
کبیر
کبیر کجا داری میری؟
مادربزرگ تو اون روز داشتی دعامون میکردی
خوش باشید، همیشه کنار هم باشید
الان میپرسی کجا میرم؟
کبیر
پیاده که نمیرسی
پریتی
پریتی
پریتی
پریتی
پریتی بلند شو تو بشین
من این ازدواج رو قبول ندارم پریتی بلند شو
گفتم بلند شو
پریتی
پریتی
پریتی تو نمیتونی ازدواج کنی
ولم کن ولم کن
پریتییی
پریتییی
"تو مال منی"
بزنیدش نذارید نفس بکشه
حسابی بزنیدش
ولش کن داداش- برو کنار-
داداش لطفا لطفا
عمو شما بهشون بگو- برو کنار پسر پر رو-
گمشو
ولش کن وگرنه اینو میکوبم تو سر این پیری
هی ولش کن
!کبیر
شیوا تو هم همینو میخواستی نه؟
یعنی چی؟- یعنی تو نمیتونستی کاری بکنی؟-
من دو روز بیهوش شدم اونم رفت ازدواج کرد
تو چرا هیچکاری نکردی؟
هان؟- تو همچین گندی زده بودی-
تو مهمونی اومده بود ببینتت
این آدما خیلی راحت جا میزنن
من این همه داد و فریاد کردم ولی اون اصلا گوش نداد
چی میخوای بگی؟
اون مال منه
میرم میارمش
پریتی
هاربال سیکا برای من فرقی نداره
من اهمیت نمیدم
پنج بار دیگه ام عروسیش رو راه بنداز
من هر روز میام همینجا وایمیستم
پریتی مال منه همین
پریتی
زنگ بزن دیوونه خونه یا به پلیس بگو بیاد ببرتش
شیوا- هان؟-
سیگار بده
چی میگی؟
هی نمیدونی که اینجا سیگار کشیدن ممنوعه؟
داداش اومد
شیوا برو تا من بیام
کبیر
چطوری زخمی شدی؟- مامان ولش کن-
دوباره رفته بودی خونه اون دختره؟
اون ازدواج کرده کبیر
باید خجالت بکشی- مامان-
ولش کن، برو داخل- میدونی؟-
هرکسی که اومده بود عروسی از ما میپرسید پسر کوچیکتون کجاست؟
خسته شدیم که انقدر بهشون دروغای الکی گفتیم
حتی یه عکس خانوادگی هم نتونستیم بگیریم
چه عکس خانوادگی مامان؟
عکس خانوداگی انقدر اهمیت داره؟
یه عکس که میخوای بچسبونی تو آلبوم
من تو مراسمت نبودم چی شد حالا؟
هیچی بیخیال
کبیر
از این خونه برو بیرون- بابا-
ببین- ساکت-
گفتم گمشو از اینجا- بابا چی داری میگی؟-
!خفه شو
گفتم از این خونه برو بیرون
میرم سیگارمو بردارم
انقدر سیگار کشیدی که مغزت نمیکشه
بابا چیکار میکنی؟- برو بیرون-
برو بیرون
!بابا- گفتم بیرون-
!هی
بهش بگو بیاد داخل از کی تاحالا نشسته بیرون
الان حالش خوب نیست بابا ولش کن
کار به کارش نداشته باش
بگو- شیوا-
کار پیدا کردم- مبارک باشه عوضی-
از امروز یه زندگی جدید شروع کن
پریتی رو ندیدی؟
نه گفته نمیخواد ببینتم
با موتور رفته بودی اونجا؟
بابا نذاشت برم تلفنی حرف زدم
بابات گفت یا رادیکا نذاشت؟
من رسیدیم کلینیک بعدا باهات حرف میزنم
"حتی وقتی به چیزی فکر نمیکنم" "بازم به تو فکر میکنم"
"مدام از خودم میپرسم که" "چه لزومی داشت که از هم جدا بشیم"
"انقدر از بودن تو در کنارم خوشحال بودم که" "قابل توصیف نیست"
"سهم من از این جدایی " "خیلی بیشتر از سهم توئه"
"من از تو دورم" "چرا باید دور از تو بمونم؟"
"من غرور توئم"
"بیا و این فاصله رو از بین ببر" "تو مثل خواب هستی که من دیدم"
"چرا باید از این خواب بیدار بشم؟"
دو تا انسان بیش از حد همدیگه رو دوست دارن بقیه اونا رو از هم جدا کردن، کجاش درسته؟
...دقت کردی
تو کالج که پریتی با من هیچوقت سر کسی داد نزدم
اون خیلی دختر خوشگلیه
خیلی دوست داشتنیه
حالا به من نگاه کن الان پیشم نیست واسه همینه اینجام
باباش چی مگیفت؟
عزت و آبروی خانواده این چیزا یعنی چی؟
از کجا اینچیزا رو یاد گرفته؟
خیلی نا عادلانست
الان اگر من و پریتی باهم بودیم میتونستیم الان منتظر بچه باشیم
به خاطر این آدما از هم جدا شدیم حالا اون باید قیافه یه مرد دیگه رو ببینه
اون پسره چطوری با این قضیه کنار اومد؟
اونکه راجع به من و پریتی میدونست اونم اونجا بود
واسه خودش ارزش قائل نیست؟
...شیوا
توی ازدواجای از پیش تعیین شده عشق هم بینشون پیش میاد؟
اون احمق تو فکر شب اول ازدواجه درصورتی که قبلا ما باهم بودیم
هنوز میخوای ادامه بدی؟
"من چرا باید مثل آدمایی که از آتیش جنگل" " میترسن و فرار میکنن، فرار کنم؟"
"اون آدما از اینکه من تو عشقم شکست خوردم خوشحالن" "من چرا باید مثل اونا خوشحال باشم؟"
یک ماه شده که پریتی ازدواج کرده
چه درست چه غلط کاریه که تموم شده
چیه؟ برگرد پیش خانوادت ازشون عذرخواهی کن
بیشتر از 500 بار شد که هی میگی ازدواج کرده- لازم باشه 5 هزار بار میگم، تو که گوش نمیدی-
شیوا بیا اینجا
نمیام، وگرنه منو میزنی- قول میدم نزنم، بیا داخل-
یک دقیقه فکر کن
این اتفاق برای دوست دخترت میافتاد
منکه دوست دختر ندارم- واسه همین گفتم فکر کن-
اگر این اتفاق میافتاد چیکار میکردی؟
بهت گفت عزیزم باید با یکی ازدواج کنم چند ماه طول میکشه
این چرت و پرتا رو تحویلش میدادی؟
یا میگفت باید با یکی دیگه رابطه داشته باشم
هی حواست به من باشه
وقتش بشه واسه تو هم پیش میاد
دارم درست باهات حرف میزنم مثلا ما پزشکی خوندیم
میتونستی تحمل کنی؟
از کوره در میرفتی درسته؟
کسی که دوستش داری
یا بهش میگفتی تو یه زنی متولد شدی که اینکارو بکنی
این زندگی توئه هرکاری میخوای بکن
این سرنوشت توئه این حرفا رو بهش میزدی؟
فهمیدی؟ میفهمی چی میگم؟
فهمیدیم داداش
چی رو فهمیدی؟
تو از این ناراحتی که پریتی الان با یکی دیگست
تو هم میخوای که الان با یکی باشی نه؟
مگه نه؟
اون یک ماهه با یکی رابطه داره اما تو یک ماهه با هیچکس نبودی
مگه نه؟
اما داداش حواست باشه نمیتونی دوباره با اون باشی
من باید برم کلینیک دیرم میشه
"حتی شبا هم وقتی خوابم" "حرفایی که بهم زدی رو به خاطر میارم"
"بگو چطور باید تو رو فراموش کنم" "وقتی که تو حتی توی خوابم تنهام نمیذاری"
"حتی وقتی به چیزی فکر نمیکنم" "بازم به تو فکر میکنم"
"مدام از خودم میپرسم که" "چه لزومی داشت که از هم جدا بشیم"
"همه چیز در مقابل چشمانم آتیش گرفته" "همه چیز انگار که خاکستر شده و داره از بین میره"
"درد نبودن تو داره مثل یه زهر" "ذره ذره وجود من رو میخوره"
"همه چیز در مقابل چشمانم آتیش گرفته" "همه چیز انگار که خاکستر شده و داره از بین میره"
"درد نبودن تو داره مثل یه زهر" "ذره ذره وجود من رو میخوره"
"آهای مردم زمانه بیاید منو امتحان کنید" "قرار نیست گریه کنم"
"ممکنه که از هم دور شده باشیم" "اما من هنوز نشکستم و امیدوارم"
"نه اون بی وفاست"
"نه من بی وفام"
"من به اون عادت کردم"
"عادتی که هرگز نمیتونم ترکش کنم"
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
هی
دهنت بو مشروب میده
دوباره چیزی خوردی؟
مگه قراره بوسم کنی؟
این روزا همش مشروب میخوری نه؟
تو چی فکر کردی؟ که اونم وقتی تو نیستی همین حالو داره؟
هان؟
بیخیال شو داداش- !هی-
منم باید برم به همه راجع به عشق مخفیت بگم؟
چی داری میگی؟ کالپنا مریض منه
برو از خودش بپرس
میخوای ببینیش؟
پاش مو برداشته مراقبش باش
...هر روز زنگ میزنه به من
مرغ بخورم؟ برنج بخورم؟
وقتت رو باهاش هدر نده
الحق که احمقی
فهمیدی؟
شمارم رو بهش دادم
واقعا؟
آره
اول توپو میندازی تو زمین من بعد معلوم میشه خودت تو نخشی عوضی
روزتون بخیر آقا
شیوا
شیوا این ادب نداره؟ به اینم باید حالی کنم چطوری رفتار کنه؟
بیخیال داداش ولش کن
با اینکارا پریتی رو قراره فراموش کنی؟
هان؟
یه ذره عوض شو داداش
برو یه سیگار بکش مغزت باز بشه
داری گریه میکنی؟ هان؟
دیوونه شدی؟
هان؟
دختر شدی؟
واسه همین میگم فراموشش کن نمیتونی چیزی رو عوض کنی
یه ذره به خودت نگاه کن
ببین چطوری گریه ات در اومده
بیخیال این چیزا شو داداش لطفا
کبیر
همین الانشم بخوای 50 تا دختر دیگه پیدا میکنی
دارم بهت میگم
همش پریتی، پریتی، پریتی
آآآآییی
قربان جیا شرمای بازیگر اومده
بگم بیاد اتاقتون؟
لاکشمن- بله خانم؟-
اینجا شبیه درمانگاهه که
نه خانم اینجا بیمارستان خیلی خوبیه
سلام جیا
از دیدنت خوشحالم ...دکتر کبیر
ایشون بیمار ویژه ماست
بیمار؟
من طرفدار شمام
همه فیلماتونو دیدم
در واقع آخرین فیلم شما رو سه بار دیدم
خیلی خوب بازی کرده بودین
خیلی ممنون
اگر خواستین تو بیمارستان ما فیلم برداری کنید مستقیما با خودم تماس بگیرید
هیچ مشکلی نداره
بهتون قول میدم کاملا باهاتون همکاری کنیم
...و تا زمانی که شما اینجایید
به هر چیزی احتیاج داشتین ما همه در خدمتیم
فقط خبرمون کنید
باشه؟
آنجلی
خیلی مراقب خانم باش
ایشون بیمار ویژه ماست
هی
شماها کار دیگه ندارید؟
هان؟
اومدین بیمارستان وقت گذرونی؟
شماها باید کارای بیمارا رو انجام بدید
بیکار وایستادید به حرف بقیه گوش میدین؟
اولین کاری که باید انجام بدید وقتی بیمار وارد بیمارستان میشه چیه؟
هان؟
ببخشید
اشکال نداره- بگو چی شده-
موقع رقص پاش پیچ خورد
بعدش داد زد
بعدش دیگه نتونست راه بره
چند سالته؟- بیست و شش-
خوبه
اوه
آنجلی
یه عصا بیار اینجا
وزنت رو پات ننداز یادت باشه
بذار اینجا باشه قبل خواب بازش کن
باشه؟
بلند شو
ممنون دکتر خیلی بهترم
ممنون آقا
لاکشمن- بله خانم؟-
شماره دکتر چنده؟- 982854350-
به خاطر شما حفظ کردم
آااااااییییی
آروم باش داداش
دهنت رو باز کن
دوباره که چیزی نخوردی؟- ول کن-
چقدر مشروب خوردی؟
هان؟ کبیر
چقدر مشروب خوردی؟
از حال و هوای دانشجوییت بیا بیرون
این دیگه چیه؟- مال من نیست-
مال دوستامه
کبیر تو کجا داری زندگی میکنی یه نگاه بنداز
هان؟
میبرمت خونه- من نمیام-
چرا؟- یعنی چی چرا؟-
نمیام یعنی نمیام دیگه
برای چی از خونه زدی بیرون؟
هان؟- من اومدم؟-
من از خونه اومدم بیرون؟
باشه گوش کن
بیا برگردیم بابا خودش باهات حرف میزنه
حالا بیا- قضیه ربطی به بابا نداره-
چی؟- من یکم فضا لازم دارم-
برای چی فضا لازم داری؟
هان؟ چه فضایی؟
چهار ماهه نیومدی خونه انقدر فضا بس نبوده برات؟
...بسه موضوع رو عوض کن
باشه
موتور مورد علاقت رو خریدم
تو خونه منتظر تو سوارش بشی
بابا پولش رو داده
الان فرودگاه انگلیسه پسفردا میرسه
ولم کن
از چی عصبانی؟- از خودم-
حرفت رو رک بزن- گفتم نمیام یعنی نمیام-
گفتم که نمیام تو برو
ببین داداش به سختی آدرست رو پیدا کردم
من گفتم بگردی؟
من گفتم؟
من خوبم تو برو
برو
اینطوری قبول نمیکنی، نه؟
نه؟
اینطوری قبول نمیکنی عوضی، بیا- هیییی-
گفتم که نمیام
برگرد برو خونه اینجا چیکار میکنی؟
اینجا خونه منه هرکاری بخوام میکنم
گمشو
منو میزنی؟ هان؟
منو میزنی؟
منو میزنی؟ منو میزنی؟
...مادرت- ...مامان من-
مامان من؟
وضی مامان من چه نسبتی با تو داره؟
گمشو
کبیر
برای ماه عسل کجا رفتین؟
هیچ جا نرفتیم
چرا؟
تو جای من رفتی از خونه
من چطور میرفتم؟
...تو و زنداداش
چیزی نیست
همه چی خوبه
کی خبر خوب میدی؟
هنوز بهش فکر نکردیم
برای دوسال دیگه برنامش رو ریختیم
برنامه ریختیم یعنی چی؟
جفتتون آماده اید
عاشقم که هستید
برنامه دیگه چیه؟
چیزی میخوای پریتی؟
برم بهش غذا بدم میام
خوبید قربان؟
آبمیوه ، چایی یا چیز دیگه ای میخواید؟
آبمیوه دارید؟- بله آقا-
خوبه
بفرمایید
خانم سرش شلوغه تا دو دقیقه دیگه میان
سلام کبیر- سلام-
مرسی که اومدی
تو کالج یکی رو دوست داشتم
پیش هم میموندیم
الان ازدواج کرده
من خیلی سعی کردم فراموشش کنم
کبیر- نه،نه اونجوری باهام حرف نزن-
بذار اول حرفمو تموم کنم
میتونی کمکم کنی؟
آره
جسمی
میتونم حتی گواهی پزشکی هم بدم اگر بخوای
چی؟
آره
از همه هم مخفی میکنیم
کاملا مخفی
هیچ سوالی هم از هم نمیپرسیم بدون هیچ استرسی
فقط تو و من
بهت زمان میدم بهش فکر کنی
خوبه بهش فکر کن
کبیر
جیا اینا دوستای منن
نگهبان
هی شیوا- ببین کی اومده-
سلام- سلام کبیر-
چطوری رفیق؟
خوب خوب
کی اومدی؟
تازه پروازم نشسته
مدارکت رو گرفتی؟
آره رفیق- خیلی خوبه-
ممنون
دیگه چی؟
میخوام برم با خانوادخ کریتی صحبت کنم برای ازدواج
برای همین اومدم
رابطتون جدی شد؟
آره- یه چیزی رو خوی یادت باشه-
مردم اینجا دیوانن
هر حرفی رو زود باور نکن
شد، شد، نشدم هم نشد خودتو اذیت نکن
آره
خدا همچین شعوری رو به همه بده
مثل این خانم بازیگر
ما نبودیم چی داشتی بهش میگفتی؟
دوست شدین؟- نه بابا، قضیه این نیست-
چی گفتین؟
راجع به پریتی بهش گفتم
بهش گفتم بهم کمک میکنه یا نه کمک جسمی
جسمی؟
چی گفت؟
هنوز قبول نکرده
تو بگو چه خبر
من مثل همیشه
مثل همیشه یعنی چسبیدی به صندلی کلینیک
گوشی رو میذاری رو سینه مردم نفس بکش، بده بیرون
همون چیزای عادی همیشگی
خجالت نمیکشی؟
این مدرکش رو گرفت
منم که تخصص گرفتم
تو هنوز اینجا نشستی
رفتی محل کارش رو ببینی؟
اینو ببر کلینیک رو ببینه
به اونجا نمیگن کلینیک
میدونی چطور مریضایی میان سراغش؟
برنامش اینطوریه که هر روز صبح میره کلینیک
چند ساعت اونجا میمونی؟
یک، دو، سه
بعد کلی بهش زنگ میزنم
دارم میرم کلینیک
بعد زنگ میزنم- نشستم تو کلینیک-
کلینیک، کلینیک،کلینیک
بعدشم فقط به این علاقه داره که ببینه من کجا میرم، چیکار میکنم، کدوم دخترو میبینم
ببین کمال دارم بهت میگم این تو رابطه جنسی مشکل داره
!هی
اصلا هم مشکل ندارم
من هر روز تو رو میبینم بی مصرف
جراحی بریدن گوشت بدن
وقتی دستکشات خونی میشه خیلی حس خوبی داره
اگر گیر پریتی نیوفتاده بودم همش تو اتاق عمل بودم
میرفتم فوق تخصص هم میگرفتم
میفهمی؟
کبیر
این چش شده؟
هیچی
دختره قبول کرد
"این کار آینه است یا تویی"
"که باعث میشه من هر روز زیبا به نظر بیام"
"...این روزا چرا"
"من مدام به تو فکر میکنم؟"
"تو مثل یه دریای آروم میمونی"
"من موجی از واژه هام"
"تو دنیایی از احساسی"
"در حالی که من یه شهر کوچیکم"
"این کار آینه است یا تویی"
"که باعث میشه من هر روز زیبا به نظر بیام"
"...تو اگر از خودت بی خبری"
"من باید به جات از تو مراقبت کنم؟"
"بذار آروم آروم نگاهت کنم"
"اینطوری میتونم تو رویاهام از تو مراقبت کنم"
شیوا- هان؟-
یه دست لباس برای من بفرست- کجا؟-
خونه جیا- کجا؟-
اون یکیا رو داره اتو میکنه
رسیدی به اونجا آفرین
هیچی نشد رفیق
باشه، باشه بیخیال به من دروغ نگو
دارم میگم دیگه رفیق
بگو
بالاخره پریتی رو فراموش کردی
دختر خوبیه
باباش تو دادگاه دهلی کار میکنه
زن بهتر از این گیرت نمیاد بی سر و صدا باهاش ازدواج کن
داره لباسات رو اتو میکنه این یعنی خیلی دوست داره
من دوست ندارم کسی بهم احترام بذاره
من فقط دوست دارم پریتی باهام اینجوری رفتار کنه
اون ازدواج کرده
شش ماه گذشته و هنوز تو داری پریتی، پریتی میکنی
اینطوری ادامه بدی، مجرد میمیری
خانم بازیگر
کجارو داری نگاه میکنی؟
اگر یکی بیاد چی؟
لاکشمن بیرونه
کسی نگاه نمیکنه
کبیر
دوستت دارم
کبیر
کبیر
کبیر کبیر
کبیر صبر کن کبیر
کبیر چی شد؟
یعنی چی چی شد؟
یعنی چی چی شد؟
همون اول دوبار اینو بهت گفتم
این عشق و عاشقی چه خریه؟
باشه کبیر- من این آشغالا رو نمیخوام-
کبیر گوش کن
تو چه مرگت شده؟
تو چه مرگته؟
تو باهوشی نه؟ پس چرا متوجه نمیشی؟
من دیگه کاری باهات ندارم
کبیر- من نمیخوامت، این چیزارو نمیخوام-
کبیر- من دیگه باهات کاری ندارم-
کبیر- من دیگه نیستم-
کبیر کجا میری؟
کبییییر
قربان از بیمارستانم
چی شده؟- یه مرود اورژانسیه، باید بیاید-
آنجلی امروز من آف ام قطع کن
قربان
لطفا قطع نکنید مورد اورژانسیه
مورد سختیه
خیلی بحرانیه
من الان تو شرایط جراحی نیستم لطفا بفهم
قربان اگر اورژانسی نبود که بهتون زنگ نمیزدم
مورد مرگ و زندگیه
بقیه تیم رو خبر کن
من تا نیم ساعت دیگه میرسم- باشه قربان-
ممنون همه چیزو آماده میکنم
این مساله آبرو بیمارستانه
همه چیز به این ورد بستگی داره
آنجلی دهنت رو باز کن و بگو دیروز تو اتاق عمل چه خبر بود؟
کسی دیگه حرف میزنه؟
باشه حالا نتیجش رو ببینید
مدرک پزشکیش رو باطل میکنم ولش نمیکنم
به جراح مورد علاقتون بگید
توی دادگاه میبینمش
اتاق 702
کبیر؟
چی شده پسرم؟
چطور این اتفاق افتاد؟
...ببین شیوا
یه زمانی توی زندگی میرسه که بدن اعلام خطر میکنه
زنگ خطرش به صدا در میاد
که داداش ظرفیتت تمومه
کثافت کاریاتو تمومش کن
نتیجه آزمایشش رو نگاه کردی؟
غذا نخورده بوده
چرا خودتو میزنی به اون راه؟
گوش کن این آدم کارش تمومه
هنوزم مشروب میخوری؟
این عادتای بدت رو ترک نکردی؟- آره مامان میخورم، هر روز میخورم-
کبیر
معلومه مامان
این چه سوالیه؟
مامان
این بخشی از زندگی منه
لطفا سعی کن درک کنی
لطفا
بیمارستان ما با اینجا میتونن مریضاشونو جا به جا کنن
میبرم با رئیس بیمارستانمون حرف میزنم
تو هم باهاش حرف بزن
شانس آورده طرف نمرده وگرنه میافتاد زندان
هر بار قرار نیست شانس بهش رو بیاره
خودت بهش فکر کن
چیکار کنم داداش من از پسش بر نمیام
تو مگه دوستش نیستی؟
کبیر از زمان دانشگاه اخلاقش اینطوری بود
جفتتون میخواستید برید بیمارستان
ما دکترا تو زندگی هرکاری میتونیم بکنیم فقط باید حواسمون رو جمع کنیم
اتفاقی که تو عروسی برادرش افتاد شخصی بود الان قضیه حرفه ایه
تمام کشور بهش نگاه میکنه
واتس آپت رو چک کردی؟
خبر کبیر همه جا پخش شده
همش به خاطر اون دختر
این اتهام دروغه
دکتر کبیر سینگ شاگرد اول ما بوده یکی از بهترین دکتراست
کالج پزشکی دهلی، دکترای خوبی به جامعه تحویل داده
شیوا- این خبرو دیدی؟-
تو تلویزیون دارن راجع به تو حرف میزنن
یه سیگار بده من
دیوونه شدی؟- هی-
بیا بگیر
میدونین چقدر باید زحمت بکشید تا یه دکتر متبهر بشی؟
چرا این اتهاما فقط برای دکتراست؟
نه برای هیچ قشر دیگه ای؟
چیکار میخوای بکنی بابا؟
...مادربزرگ شما تا الان چیزی نپرسیدی
که کبیر کجاست، چطوره چیکار میکنه؟
حالا که خبردار شدی نمیخوای بری دیدنش؟
چطوری برم؟
من نمیتونم اونو توی این حالت ببینم
مادربزرگ نمیتونی بری ببینیش حداقل میتونی بهش زنگ که بزنی
مادربزرگ کبیر شما رو خیلی دوست داره
یه تلفن شما میتونه نجاتش بده
...یه زمانی
کسی که دوستش داری داره میمره
...یه زمانی هم
کسی رو که دوستش داری برای همیشه داره تنهات میذاره
...در مورد اول
اون آدم هرگز بر نمیگرده
این رو به خودت میگی و قبول میکنی
همونطوری که من کردم
اما در مورد دوم ...فراموش کردن
اصلا آسون نیست
همونطوری که اون الان تو این شرایطه
من میتونم براش هرکاری بکنم
...اما
نمیتونم دردش رو کم کنم
خب چیکار کنیم؟
ولش کنیم تا بمیره؟
درد و رنج از بین میره
اما زمان میبره
ارشیو سینمای هند با زیرنویس فارسی در وبسایت بالیوود وان
کبیر ایشون وکیلته تو کشور بهترینه
و ایشون پروندت رو حل میکنه
چه پرونده ای؟
من پرونده ای ندارم
اون بیمار من نبود
اون روز به من زنگ زدن مجبور شدم برم برای جراحی
به هرحال بیمار زندست
و حالش کاملا خوبه
راستش رو بخوای توی این پرونده اصلا مهم نیست حال مریض چطوره
قضیه اینه که سر جراحی این فرد مست بودی یا نه
این یه پرونده قضایی و پزشکیه
...خب بگو دکتر کبیر
اون روز چقدر مشروب خورده بودی؟
کاران تو که یادته من اون روز چه حالی داشتم؟
من نمیتونستم خودم رو کنترل کنم
نمیتونستم درست رو پام بیاستم
رو صندلی نشستم و دستور عمل رو به پرستارای اتاق عمل دادم
پرونده پزشکی به درک
من درباره این پرونده همه چیز رو میدونم
شما جراحی؟- نه-
پس خفه شو- کبیر-
این طرف کیه؟
معلومه طرف تو
من خوشم نمیاد اینطوری باهام صحبت کنه رفتارت با یه دکتر درست نیست
کبیر لطفا درک کن که این پرونده خیلی جدیه
طرفت دادگاه پزشکیه هنده- دقیقا-
برای همین به یه وکیل بهتر احتیاج داریم
شاکی تو بیمارستانه
هیچکس نمیخواد ازت حمایت کنه همه میخوان ثابت کنن تو گناهکاری
!زن باز ! معتاد
!الکلی
اخبار پرشده از این حرفا راجع به تو
ببین من تو رو از این قضیه نجات میدم فقط باید تماما باهام همکاری کنی
میدونی که الان چه شرایطی داری
یه ذره باهامون همکاری کن
این شهادت نامه بیماراته زیرش رو هم امضا کردن
رضایت از کار دکتر
چهارصد و هشتا امضا
تو سابقه بیمارستان تو بیشتر از 300 تا عمل موفق داشتی
که 240 تاش هم ثبت نشده
مجموع تعداد جراحیات1486 تاست
یه سریا خارج از شهر بودن ... به خاطر همین
ببین اگر این آمار رو در نظر بگیریم
کسی نمیتونه بگه تو کارت مهارت نداری
چو تمامشون موفق بوده
اینا پشتیبان خوبی برای کبیر سینگه
یه پشتیبان دیگه هم برات دارم
یه راست میرم سر قسمت مهم
بیمار زندست و نمرده
بهش پول دادیم تا ساکت بشه
ولی بمارستان نموونه خون تو رو داره
میزان الکل خونت280 بوده
و همینطور کوکائین هم تو خونت بوده
آره
خب حالا؟
میتونیم نمونه خون رو یه جوری حلش کنیم
میتونیم ادعا کنیم اعداد دستکاری شده و درست نیست
همینطور 184 تا جراحی که تو پرونده های بیمارستان ثبت نشده
میتونی مدیریت بیمارستان رو به خاطر این متهم کنی
در عرض یه هفته
باید خونت تمیز بمونه
اینطوری برای آزمایش خوبه؟
کبیر !گوش کن
یه ذره مرتب شو
لباسای درست بپوش
درست فکر کن
هرچی میخوای تو دادگاه بگی قبلش تو خونه تمرین کن
همه چیز درست میشه
آره
کبیر نگران نباش
از این قضیه نجاتت میدم
نگران نیستم
خستم
کاران
باید جلوی تمام نقطه ضعفا رو بگیریم
من نگران رفتار غیر منتظره برادرتم
با اون چیکار کنیم؟
اگر خراب کاری کنه نمیتونیم چیزی رو درست کنیم
باید کنترلش کنی
...مثل ظاهرش
خیلی قیافش به هم ریخته و داغونه درستش کن
کبیر
شیوا
کبیر خوبی؟
کبیر
آروم
اینجا وایستا میرم دارو بگیرم
کبیر وقت دادگاهه بلند شو
بلند شو- سلام خورشید خانوم-
این چیه؟
چیکار داری میکنی؟
دارم درستش میکنم
باید اینکارا رو بکنی؟- ساکت شو-
هی پاشو
پاشو
بکش
بدو زودتر همشو بکش
داداش
کجاست؟
عادی شده
کبیر
داداش برای این دادگاه کلی زحمت کشیده
به خاطر خدا سعی کن همه چیز عادی باشه
تو دیگه چرا اینو میگی عوضی؟
کسی که مشروب میخوره چطور باید عادی باشه؟
باشه بجنب
سیگارت رو تو راه بکش بجنب وقت نداریم
خانم
این آدم مشکل الکل داره
من تازه متوجه شدم
...از ترس این
پرستارای بیمارستانم هربار بساط الکلش رو براش جور میکردن
فقط این نیست
توی اتاق ایشون بارها مواد هم پیدا کردیم
اما طبق آزمایشات سم شناسی ایشون پاک پاکه
میتونی با مدرک صبحت کنید؟
احساسات تو دادگاه به کار نمیاد
من بیشتر از 300 تا فیلم از نحوه جراحی ایشون دارم
من همینطور از دانشکده ایشون گزارش رسمی دارم
که مهارت و کار ایشون رو تایید میکنه
شیوا تو از این مدارک خبر داشتی؟
پرونده هنوز تموم نشده به خاطر خدا حواست رو جمع کن
اینا اشتباهه
میشه لطفا مدارک مرتبط با پرونده رو ارائه کنید؟
کاران
اینا چیه؟
چی؟
چقدر پول دادین تا این مدارک رو تهیه کنین؟
به بابا نگاه کن کارن
از این قضیه اصلا خوشحال نیست
کبیر تمومش کن
برای دو دقیقه ساکت باش
من نمیخوام زحمتتون رو هدر بدم
...اما
این چیزا درست نیست
از این دروغا خوشم نمیاد
این حرفه منه
!خدایا !ببین
کبیر بعدا حرف میزنیم
من نمیتونم با این دروغا زندگی کنم
من نمیتونم مثل یه موش کثیف باشم
تو یه دکتری فقط الان خفه شو
اگر تو جای من بودی و بهت میگفتم اینکارو کنی قبول میکردی؟
آره؟- ...ببین-
خفه شو
من خوشم نمیاد من میرم، راحت نیستم
بگیر بشین- لطفا سکوت رو رعایت کنید-
بذار همه چی درست پیش بره
دکتر کبیر
الان هرچی بگید به عنوان شهادتتون در مورد این پرونده ثبت میشه و در رای دادگاه موثره
میتوجه هستین؟
سر تکون دادن کمک نمیکنه لطفا بلند تایید کنید
بله متوجه ام
جراحی شما چه ساعتی شروع شد؟
یادم نمیاد
باشه
میشه جزئیات موردی که برای جراحیش رفته بودین برام بگید؟
یه مورد اورژانسی بود
چند شکستگی
بیمار نوع چهار بود
به هوش نبود
اسم بیمار راوی بود
و 50 سالش بود
خوبه
زمان جراحی شما کنترل بدنتون رو از دست دادین
و خوردین زمین
...اما به قدر کافی هوشیار بودین
...به پرستارا دستورالعمل لازم رو دادین
و بیمارتون رو به حالت پایدار رسوندین
درسته؟
بله
حالا به من بگین که یه روز قبل از جراحی شما مواد مصرف کرده بودین؟
الکل مصرف کرده بودین؟ یا هر نوع مواد شیمیایی دیگه ای؟
سوالم رو تکرار مکینم
یک روز قبل از جراحی شما مست کرده بودین یا هر نوع مواد دیگه ای مصرف کرده بودین؟
!نه کبیر
خرابش نکن- بله-
شما در روز جراحی هم مواد مصرف کرده بودین؟- بله-
یه روز قبلش هم همینطور
در واقع الان هم مستم
من همیشه بعد از اینکه مشروب میخورم عمل جراحیام رو انجام میدم
من یه الکلی هستم و مشکل مشروب خوردن دارم
خوبه؟
اما تاحالا به خاطر من هیچکدوم از بیمارام دچار مشکل نشدن و من بهش افتخار میکنم
اما اینبار دست مریضم رو شکستم
و این اولین بار در تمام این سالها بود
و مدیریت این بیمارستان و خدمه بیمارستان هیچ ربطی به این قضیه ندارن
بعد از این چیز دیگه ای برای گفتن باقی نمیمونه
مدرک پزشکی شما به مدت 5 سال باطل میشه
و در این مدت شما اجازه هیچگونه فعالیت پزشکی رو ندارید
اگر همچین چیزی مشاهده بشه برای سه سال به زندان میوفتید
چون دونسته یه جرمی رو مرتکب شدن گناه بزرگتریه
بله متاسفم
متاسفم کارن
پرونده 337 مختومه اعلام میشه
به دلیل به خطر انداختن جان بیمار در اثر مشکلات جسمی، 5 سال حکم ممنوعیت پزشکی
با توجه به اینکه در طی این اعتیاد به هیچ بیماری صدمه ای وارد نشده
درصورتی که خلاف دستور صادره عمل بشه ...مصونیتتون منتفی میشه و
و مطابق با جزئیات زیر مجازات میشید
که سه سال حبس همراه ذکر در پرونده و 500 روپیه جریمه نقدی خواهد بود
ازت یه سوال میپرسم فقط بگو آره یا نه
بپرس
با خواهر من دیویا ازدواج میکنی؟
عوضی تو انقدر منو دوست داری؟
بیا اینجا- هییی-
برای اینچیزا وقت ندارم فقط بگو آره یا نه
زندگیت رو به راه میشه کبیر
...همونطوری که زندگی اون لندنی درست نشد
مال منم نمیشه
من دارم غرق شدنت رو میبینم
تو داری با خودت چیکار میکنی؟
اون روز داشتی کالج رو ترک میکردی
ببین کبیر
دیویا همه چیز رو راجع به تو میدونه
با این حال دوستت داره
بهش فکر کن
کبیر
اینجا چه خبره؟ این چه وضعیه؟
با خونه من چیکار کردی؟
پاشو پاشو
منهمه چیز رو راجع به تو اخبار خوندم
...یک دقیقه دیگه اینجا بمونی
ازت به پلیس شکایت میکنم
!اسمش دکتره
هان؟
این چه وضعیه؟ فکر کردی اینجا هتله؟
مطمئنی دکتری؟ آااااخخخخ
دوستت کجاست؟ امروز ندیدمش
نرفتی دنبالش؟
امشب اینجا بخواب
دو دقیقه دیگه میام
کجا میری؟ پولش رو بده
آهاااای
تو حساب من بنویس
باشه
اینجا چیکار میکنی؟
مثل دیوونه دارم کل شهر رو میگردم میپرسم این ادم با این مشخصات ندیدی؟
اونوقت تو نشستی اینجا غذا میخوری؟ هی خفه شو، گمشو ازاینجا
برو
دیوونه
کبیر
مادربزرگت فوت کرد
بیا بریم همه منتظر توئن
بریم
بیا بریم چیکار میکنی؟
کبیر
همه منتظر توئن
مادربزرگ امروز صبح فوت کرد
برو برای آخرین بار ببینش
اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official
چیه بابا چرا تنها نشستی؟
میدونم اینجا منتظر چی نشستی
میفهمم
قبل از همه شما باید تابوت مادربزرگ رو بلند کنی
من به خاطر شما اومدم بابا
هیچوقت فکر نمیکردم همچین روزی بیاد
خیلی خنده داره بابا
بابا زندگی یعنی متولد شدن عاشق شدن
بعدشم مرگ
این ده درصد، خیلی تو زندگی مهمه
باقی 90 درصد زندگی فقط واکنش به این سه تاست
من اینو درست یاد گرفتم بابا
اومدم که شما زندگیت کامل بشه
من خیلی برات تو زندگی اهمیت دارم بابا
منتظرمونن
بریم بابا
بریم بابا پاشو
این آهنگ مورد علاقه مادربزرگه
مراقب جنازه باشه- هی-
کی بهش گفت جنازه؟
کبیر
مادربزرگ همیشه مراقب بود تمیز بمونه
اشکال نداره پسرم
منم تو دانشگاه از اینکارا میکردم
پسرم
...یه ضرب المثل به انگلیسی هست که میگه
این خداحافظی نیست که دردناکه
خاطراتته که آزار دهندست
اومدم اینو بهت بگم
متاسفم بابا
از امروز تمام این عادتای بدو میذارم کنار قول میدم
اشکال نداره پسرم
برو تعطیلات
برو بهش احتیاج داری
...وقتی برگشتی
از اول همه چیز رو شروع کن
به چی داری فکر میکنی؟
این روزا همیشگی نیست
همه چیز با زمان تغییر میکنه
وقتی برگشتی راجع به ازدواجت حرف میزنیم
"...دریای قلبم"
"از طریق اشک جاری شد"
"وقتی که تو رو سر راهم دیدم"
"به سختی خودم رو کنترل کردم"
"من یک بار دیگه شکستم"
"شرایط از چیزی که بود بدتر شد"
"قلبم شکست" "من هم شکستم"
"من بدون تو یک لحظه هم نفس نمیکشم"
"چقدر دیگه باید تو رو طلب کنم"
"من بدون تو یک لحظه هم نفس نمیکشم"
"چقدر دیگه باید تو رو طلب کنم"
"من در کنار تو میمیرم"
"چقدر دیگه باید تو رو طلب کنم"
"شرایط از چیزی که بود بدتر شد"
"قلبم شکست" "من هم شکستم"
"من بدون تو یک لحظه هم نفس نمیکشم"
"چقدر دیگه باید تو رو طلب کنم"
"من در کنار تو میمیرم"
"چقدر دیگه باید تو رو طلب کنم"
آهای دو روزه دارم بهت زنگ میزنم
یا تلفنت در دسترس نیست در دسترس هم باشه، تو جواب نمیدی
کجا غیبت زده؟
تو اینجا چیکار میکنی؟
دو روز دیگه عروسیته
هان؟
بریم
قبل اینجا اومدن پریتی رو تو پارک دیدم
دیگه اون دختر تو کالج نبود
الان یه زنه
و هشت ماهه حاملست
که اینطور حالا؟
باید ازش بپرسم که بچه منه؟
ما با هم زندگی کردیم
تو فکر جوابتو میده؟
آره
ممکنه مال من باشه
ازدواج کرده بچه دار شده که چی؟
هنوز هم پریتی منه
من بدون اون خوشحال نیستم اونم بدون من خوشحال نیست
دیگه چی مهمه؟
تو از کجا فهمیدی اون خوشحال نیست؟- چی میگی؟-
کریتی خوشحال نباشه تو نمیفهمی؟- باشه-
قبول دارم که بدون رضایتش ازدواج کرده
ولی چطوری حامله شده؟
آره حاملست
خب که چی؟
چی؟
چی میگی کبیر؟
کبیر میدونی که دیگه با باباش طرف نیستی با شوهرش طرفی
اون کیه؟- اون کیه؟-
تو کی هستی؟
از کی داری بهت میگیم
من میرم پیشش
بعد از اینکه دیدمش دیگه هیچی نمیفهمم
خیلی پیچیدست
کبیر- اینبار ولش نمیکنم-
این خی پیچیدست این رابطه راحتی نیست
میدونم
خودم حلش میکنم
اینکارو نکن رفیق
لطفا
ولش کن
دو روز دیگه عروسیته
با پریتی میام
گوش کن
نه ماه شده که ازدواج کرده
الان همه چی فرق کرده الان دیگه حاملست
دثل قبل باهاش رفتار نکن
الان میتونه بگیره تو رو بزنه
تلگرام باليوود وان @Bollywood1official
پریتی
پوش کن پریتی میخوام باهات حرف بزنم
گوش کن
پریتی
پریتی
پریتی لطفا حرف بزن
میخوام باهات حرف بزنم لطفا
لطفا نگام کن
پریتی لطفا گوش کن
میخوام بهات حرف بزنم لطفا
حداقل یه بار بهم نگاه کن لطفا
خاله میشه آب بدی؟
پریتی اومدم باهات حرف بزنم
لطفا باهام حرف بزن
حرف نمیزنی میتونی که حداقل به حرفم گوش بدی
چی رو گوش بدم؟
چی میخوای بگی؟
من اون روز کلی صدات زدم تو گوش دادی؟
حالا چرا اومدی؟
باید از اینجا بری لطفا برو
پریتی من نیومدم که برم اومدم تو رو هم با خودم ببرم
باید خجالت بکشی کبیر
...پریتی لطفا- به من دست نزن-
از من دور بمون
اینکارا چیه؟
میدونی که بدون هم خوشحال نیستیم
اومدم ببرمت بیا بریم
واقعا؟
تو چطور تصمیم گرفتی که من خوشحال نیستم؟
اصلا تو کی هستی؟
من هیچکس نیستم
من هیچکسم
نفرینت میکنم که با انتخاب پدرت ازدواج کنی
اینو اون روز بهم گفتی نه؟
همونی که گفتی شد کبیر
از اینجا برو کبیر لطفا
بذار منم دو دقیقه حرف بزنم لطفا
تو اون روز به من 6 ساعت وقت دادی؟
نه؟
همینطوری گذاشتی رفتی
شرایط خونه برای دخترا فرق داره کبیر
تو نمیفهمی تو خواهر نداری
با این حال اومدم خونتون
منتظرت بودم که بیای
اما تو کی اومدی؟
دو روز بعد وقتی کار از کار گذشته بود
اون دو روز کجا بودی؟
خوابیده بودی؟
پریتی اون اصلا خبر نداشت که تو اومدی
این بیهوش شده بود
تو اون روز زنگ نزدی این احمقم به خودش مورفین تزریق کرد
اوردوز کرد اون شب خیلی شرایطش بد بود
بعد دو روز به هوش اومد
اون روز عروسی تو و برادرش باهم بود
وقتی به هوش اومد بهش گفتم داری ازدواج میکنی چند دقیقه بعد جلو در خونتون بود
بعدش باباش اینو از خونه انداخت بیرون
تنها زندگی میکرد بعدشم تو بیمارستان کار میکرد
اخیرا برگشته خونشون
بعد از مرگ مادربزرگش
اینارو دارم بهت میگم که بدونی چون این بهت نمیگه
دیگه به حرفاتون ادامه بدین مزاحمتون نمیشم
حتی اون روز به من نگاه نکردی پریتی
...از راه دور اومده بودم که ببینمت- چقدر دور؟-
رفته بودی همالیا؟
یا جیپور و بنگرا؟
برای چی باید اون روز برمیگشتم که ببینمت؟ اصلا برای چی اون روز اومدی؟
لطفا اون روز رو دوباره یادم ننداز فقط از اینجا برو، نمیخوام ببینمت
از اینجا برو- آروم باش پریتی-
آروم باش من میرم
من دیگه بر نمیگردم
فقط میخوام ازت یه سوال بپرسم آخرین سوال
لطفا جوابش رو بهم بده
بپرس
الان چی جلوی تو رو میگیره که برگردی پیش من؟
اون؟
این یه خون تازست که تو وجود توئه
واقعا؟ ممنون
فقط یه بار به من اعتماد کن
این خانواده، دوست ...جامعه
از پسشون بر میایم
فقط با من بیا بیا بریم
باشه من با تو میام
وقتی این به دنیا بیاد به کی باید بگه بابا؟
من
کسی دیگه ای هم این عنوان رو رزرو کرده؟
هان؟
چرا الان اینکارا رو میکنی؟
تو که خانم بازیگر رو داری موادم که میزنی، مشروبم که میخوری؟
برو هرکاری میخوای بکنی برو همینطوری بمیر
پریتی چیز بین اینا نبود- تو ساکت شو-
پریتی مشکلت با شوهرته؟
تو بگو آره من همین الان میرم و راضیش میکنم
تو فقط یه بار بگو آره من همه چیزو درست میکنم
پریتی بگو من میرم باهاش حرف میزنم و درستش میکنم
مشکل این نیست فقط یه بار به من بگو آره
من حلش میکنم
بیا اینجا
بیا اینجا
بشین اینجا
بشین
بیا نزدیکتر
من خودم اونو حلش کردم
قبلا حلش کردم
سه روز بعد از ازدواج از خونه رفت
نمیخواستم بیام پیش تو
از دستت خیلی عصبانی بودم
نمیخواستم برگردم پیش مادر و پدرم
یه خوابگاه پیدا کردم که توش بمونم
تو کلینیک کار میکردم
چند روز بعد ...وقتی عصبانیتم کم شد
فکر کردم بیام پیشت
فهمیدم خونه نیستی
نمیدونستم کجا پیدات کنم
اصلا خبری ازت نبود
وقتی که پیدات کردم
تو روزنامه راجع به تو و خانم بازیگر خوندم
بعدش تسلیم شدم
نمیخواستم ببینمت گفتم تو میگردی دنبال من
کبیر اصلا به اون اجازه ندادم به من دست بزنه
حتی انگشتشم به من نخورد
کبیر
خوب به من گوش بده
این یه خون تازه ساده نیست که تو وجود منه
این بچه توئه
این بچه توئه
"تو مال منی"
تا امروز به کسی چیزی نگفتی ولی دیگه نمیتونم دور از تو بمونم
کبیر من حامله ام
بچه تو تو شکم منه
کبیر ما داریم بچه دار میشیم
قراره به زودی مادر و پدر بشیم
...همه میگفتن که
که هیچکس به دیدن من نمیاد
فکر کردن من یتیمم
خاله هم از من مراقبت کرد
حتی یه ثانیه هم ترکم نمیکنه
روزی نبوده که اون گریه نکرده باشه
مراقبش هستی؟
قول میدم
بیا بگیر
...من فکر میکردم
هیچوقت نمیبخشمت
توی این زندگی که عمرا
...اما وقتی امروز اومدی جلوی من
همه چیز رو فراموش کردم
کبیر میخوام سرم داد بزنی
همین الان امروز میخوام عصبانیتت رو خالی کنی
"یه دختری که لباس زیبا پوشیده داره میاد" "یه دختر فوق العاده زیبا"
"گوشواره های شبیه برگ به گوششه" "النگو به دستش کرده"
"یه دختری که لباس زیبا پوشیده داره میاد" "یه دختر فوق العاده زیبا"
"گوشواره های شبیه برگ به گوششه" "النگو به دستش کرده"
"عزیزم، عزیزم"
"غیر از تو قلب من چیز دیگه ای رو نمیخواد"
"عزیزم، عزیزم" "غیر از تو قلب من چیز دیگه ای رو نمیخواد"
مترجم : سپیده ویرایش نهایی : یاسین
تجربه ی سینمای هند در وبسایت بالیوود وان Bollywood1.CO
"هرگز منو ترک نکن" "میخوام که با تو زندگی کنم"
"تو برای من مثل جواهرات میمونی" "باعث میشی من زیباتر بشم"
"هرگز منو ترک نکن" "میخوام که با تو زندگی کنم"
"تو برای من مثل جواهرات میمونی" "باعث میشی من زیباتر بشم"
"این دوری دشمن ماست"
"همونقدری که تو متعلق به منی" "منم همونقدر مال تو ام"
"عزیزم، عزیزم"
"غیر از تو قلب من چیز دیگه ای رو نمیخواد"
"عزیزم، عزیزم"
"غیر از تو قلب من چیز دیگه ای رو نمیخواد"
منو ببخش پسرم
من نتونستم درست ببینم
من دخترم رو خیلی دوست دارم
نترس پسرم
نترس
توی این دنیا هیچ قدرتی نمیتونه شما رو از هم جدا کنه، من که دیگه هیچی
برای این نیومدم
اومدم براتون دعای خیر کنم
خوشحال باشید
زنده باشید
خدا حفظتون کنه
"توی راهی قدم بر میدارم که منو به تو برسونه"
"تو با منی پس دیگه از چیزی نمیترسم"
"توی راهی قدم بر میدارم که منو به تو برسونه"
"تو با منی پس دیگه از چیزی نمیترسم"
"با هم میخندیم و گریه میکنیم" "منم داستانمون رو برای دنیا تعریف میکنم"
"عزیزم، عزیزم"
"غیر از تو قلب من چیز دیگه ای رو نمیخواد"
"عزیزم، عزیزم"
"غیر از تو قلب من چیز دیگه ای رو نمیخواد"
"غیر از تو قلب من چیز دیگه ای رو نمیخواد"
"غیر از تو قلب من چیز دیگه ای رو نمیخواد"
"یه دختری که لباس زیبا پوشیده داره میاد" "یه دختر فوق العاده زیبا"
"گوشواره های شبیه برگ به گوششه" "النگو به دستش کرده"
بالیوود وان Bollywood1.CO
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.