Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
.:: مترجم مرتضی راکی ::. T.me: @NestedSub
آقای وزیر، آمادهاین که نتایج رو قبول کنین؟
و ظرفیت هاتو کم کنین؟
بله
- من دارم میرم تهران. - داری میری تهران؟
از وقتی پامو گذاشتم اینجا یکی داره دنبالم میکنه.
بهت گفتم، مواظب خودت باش.
تونی رو دزدیدن تا مذاکرات رو بهم بزنن.
ایرانی ها قبول کردن یه تبادل زندانی راه بندازن.
اگه این خرابش کنه، فقط خودتون مقصرید.
اینجا موساد همهچیزو میبینه و میشنوه
تو این هتل داغونتون!
برو ببین وایس قراره با سنجابی چیکار کنه.
باید با پورتر امتحان کنیم.
داری میری،
بیستوچهار ساعت.
کجا قراره برم؟
آمریکا.
قسمت ششم [ مسابقه ]
- سلام، لاله. - سلام.
- من الكساندرام. - خوشبختم.
- خوشبختم. به سوئیس خوش اومدی. - مرسی.
- گرفتیش؟ - نه.
داری میری.
یادت میاد بالکن، تو تهران؟
- حالا؟ - بله، اوکیه.
میخوام نزدیکتر به ساختمون بشم.
چراغو خاموش کن، نزدیک شدی.
اوکیه.
اونا سیستم امنیتی رو عوض کردن.
نمای شرقی، طبقه چهارم. میبینی؟
این مهندسه.
داره چیکار میکنه؟
داره شناسایی میکنه.
داره برای فرار آماده میشه.
اون داره چیکار میکنه؟
به صورتش نگاه نکن.
وگرنه هیچوقت نمیتونی بکُشیش.
جدی میگم، نگاهش نکن.
فهمیدم.
[ معامله ]
در حالی که یک منبع داخلی میگفت یک پیش توافق
قراره است بزودی امضا بشود، مذاکرات انگار به بن بست خورده است.
شایعه ربوده شدن روزنامه نگار آنتونی ریس در تهران تأیید شده،
چراکه یک تبادل زندانی احتمالا قرار است انجام بشود،
با میانجیگری سوئیس.
دارم میرسم محل.
اوکی، خوبه.
ایرانیا الی ریس رو تحویل دادن، الان تو فرودگاهه.
هواپیماش با یه ساعت تأخیر بلند میشه.
عالیه.
هر طرف باید یه نماینده انتخاب کنه. برای شناسایی زندانی ها.
- تو هواپیما؟ - نه، بیرون، تو اتاق های جدا.
دقیقا
کی دیگه از تیم ما اونجاست؟
شما، دایر.
آقای برونر، با سفیر ها میمونه؟
نه، تو همه چیزو مدیریت میکنی.
من فقط اینجام که تبادل رو جور کنم.
الکساندرا رئیس ماموریته،
مسئولیت گردنشه، این کار ایدهی خودشه.
خانم وایس، قبلش یه پروتکل کامل میگیرید.
بله، فقط برای مطمئن شدن
بعد از سوار شدن خدمه، باز یه چک دیگه میکنیم؟
نه، نه، فقط تأیید سفیر ها لازمه.
- بعدش تبادل انجام میشه. - دقیقا
وقتی آمریکایی ها آزادسازی رو تأیید کردن، بهتون زنگ میزنم.
باشه، مرسی.
اینا دیگه چیه؟
- ببخشید؟ - مگه تو کمپیم؟
این دیگه خیلی مسخره هست.
خانم دیویس، این ها دستورای امنیتیه برای آخر این مرحله.
منو میبینی تو چادر یه توافق امضا کنم؟
اینجا اردوی تابستونی نیست.
همه مون آخرش میریم وین.
شاید برم با کوهن حرف بزنم.
بعدش چی؟
یه گشت با شتر؟
یه پرنده مُرده اونجاست!
ببین این ایرانی ها چه پارانوئیدن با این چادرشون.
جاستین، لطفاً درو نگه دار.
حتماً.
پورتر، میتونم باهات حرف بزنم؟
حتماً.
من هنوز منتظرم خزانه داری توافقو تأیید کنه.
چی شده؟
من تحلیلمو به رئیسام دادم.
یعنی چی؟
توافق خوب نیست. ما خیلی امتیاز دادیم.
ما هیچ تضمینی برای کنترل نداریم،
تازه، اسرائیلی ها کاملاً مخالفن.
انگار جمهوری خواه شدی.
توضیح میخوای، اینم توضیح.
منم یه توضیح دیگه دارم.
- واقعاً؟ - بله.
- میشه موضوعو عوض کنیم؟ - حتماً.
وانگ از ماجرای تو تو اتاق هتلت بهم گفت.
نمیفهمم چه ربطی داره.
زندگی شخصیم به خودم ربط داره.
تو لو رفتی.
و به شدت مشکوکی که داری به اسرائیلی ها اطلاعات میدی.
دیوونه شدی؟
بدون مدرک منو متهم میکنی.
وانگ یه گزارش مفصل نوشته.
خب، حالا تو یه انتخاب داری.
یا از ما حمایت میکنی
و تحلیلت درباره توافقو عوض میکنی.
یا این گزارش فردا صبح رو میز وزیر خارجه هست.
انتخاب با توئه.
بههرحال، ما کشور آزادی ها هستیم.
هرزه.
از خائن بهتره.
شانس بیاری با این توافق
با این رژیم گند.
وانگ بهمون کمک میکنه، از آمریکایی ها اجازه داره.
اگه خراب بشه، هیچکس پشتت نمی مونه.
این عملیات واسه ما و آمریکایی ها اصلاً وجود نداره
رهات میکنیم.
میدونم.
هنوز میتونیم کنسلش کنیم.
یا حالا یا هیچوقت.
جونش در خطره.
هیچی رو کنسل نمیکنیم.
آقای مهدوی؟
همه چیز روبراهه؟
بله.
هواپیماها تو راهن، خبر خوبیه.
بازی ساعت ششه.
مرسی.
- خانم وایس؟ - بله؟
فکر میکنی من پدر خوبی هستم؟
نمیدونم.
پدرت، پدر خوبی بود؟
هر کاری از دستش برمی اومد کرد.
کِی اتفاق افتاد؟
نیم ساعت پیش مرگشو اعلام کردن.
باشه.
مرسی.
آقای وزیر، همه چیز خوبه؟
خانم وایس...
عالیه، خیلی ممنون.
خوبه، مرسی.
طرفدار کی هستی؟
بعد سه سال تو تهران،
تیم مورد علاقه نداری؟
باورم نمیشه.
پرسپولیس؟
یا استقلال؟
من بی طرفم.
شرط میبندم طرفدار استقلالی.
خلاصه.
بازی خوبی داشته باشین.
هیچوقت نمیفهمیم قلبت برای کی میزنه؟
هر کی بهتره، ببره.
استقلال.
برگردان به پارسی: مرتضی راکی T.me: @NestedSub
ببخشید، قربان.
یه لحظه وقت دارید؟
برای پروتکل امنیتی، برای فردا.
کدهای جدید رو دارید؟
من چیزی نگرفتم.
مشکلی نیست، من برای اینم اینجا.
سریع براتون توضیح میدم. باشه؟
خیلی مهمه.
ببخشید، آی پد کنده.
- چادر سه تا ورودی وی آی پی داره. - وی آی پی ها؟
وی آی پی ها
- وزیراتون. - آه، بله.
این کار من نیست.
ارتباط انگار درست برقرار نمیشه.
- فقط یه نکته آخر. - باشه، ولی سریع.
اون اینجاست.
بله.
آماده باش.
حالا.
- چیه؟ - یه نکته مهم.
- مرسی که وقت گذاشتی. - مرسی از شما.
زود باش. سمت چپ.
دارم میرم پست بازرسی.
سی ثانیه دیگه میری بیرون.
فهمیدم
بجنب.
آمریکاییه اونجاست.
پشت ماشین بمون.
نزدیکتر میشم که منو ببینه.
صبر کن، یه چیزی داره میشه.
یه مرد پیداش شده،
یه کم عجیبه.
سوار شو.
یه دقیقه.
داره خروجی رو چک میکنه.
با یکی داره حرف میزنه.
وانگ، میتونیم بریم؟
میتونیم بزنیم به چاک؟
یکی اونجاست.
نه، نه، اوکیه.
میتونیم بریم؟
صبر کن، اینو میشناسم.
میرم ببینمش.
خوبه، داره دنبالم میاد...
برو پست بازرسی.
اونجا نابودش کن.
وانگ، باید همین حالا بریم.
اه، لعنتی.
بیخیال. خودتونو آماده کنید.
- توضیح بده؟ - وقت نشد.
واقعاً؟
ون از پست بازرسی تند رد شد.
چرند نگو. داری چی میگی؟
- وایستادی. جا زدی. - نه.
چرا دروغ میگی؟
تو پست بازرسی بودم، همونطور که گفتیم.
مایا، جواب بده، مهمه.
صبح صورتشو دیدی؟
دیدی یا نه؟
پس جا زدی. جا زدی!
اعتراف کن.
همه مونو به خطر انداختی.
لعنتی!
بله، منم.
مهندسه از دستمون دررفت. به ایرانی ها بگو.
شاید با شانس، اونا بزننش.
دیگه تقریباً رسیدیم.
اونجا قراره چی بشه؟
اونجا در امانی
از کجا میدونی؟
آمریکایی ها وقتی برسی هواتو دارن.
ما چی؟
باید خودمونو گم و گور کنیم.
دوستت دارم، پیام.
مهندستون تو فرودگاهه.
تو فرودگاهه.
- میتونیم پاسپورتوون چک کنیم؟ - بله.
باشه.
مرسی. شما چی؟
آقا؟
شما احمد طاهرزاده هستید؟
بله؟ مرسی.
شما چی؟ هومن رضایی؟
آقای علیرضا مرادی هستید؟
بله.
بله؟
درست شمائید. شما چی، آقا؟
شما شایان اسماعیلی هستید؟
بله.
خیلی خوب.
مرسی.
چی شده؟
آقای سفیر،
هویت سنجی داره انجام میشه.
هم وطنام بی صبرن که آزاد بشن.
بله، میفهمم.
تیم من داره هویتشونو چک میکنه، بعدش میتونن برن.
بزن بریم.
- خانم وایس؟ - بله؟
ایالات متحده خیلی ممنونه از ابتکار عمل شما.
صبر کن تا کامل برگرده.
این یه اتفاق تاریخی هست.
البته، پشت پرده، ولی تاریخی.
مرسی.
مرسی.
همهچیز روبراهه؟
بله، حتماً. فقط...
کل روز چیزی نخوردم، برای همینه.
آروم باش. همه چیز تحت کنترله.
اینجا پیتزایی چیزی هست؟ گشنمه. شما نه؟
خدا لعنتت کنه
پسته هاتو یادم رفت.
برمیگردم. دوباره برم تهران؟
- خانم سفیر. - چقدر خوشحال شدم از دیدنتون!
حالت چطوره؟
بد نیست. کلاس اقتصادی سوئیس واقعاً افتضاحه.
- اقتصادی؟ جدی؟ - خیلی هم خوب بود.
نمیشه گله کرد. تو!
تو!
واقعاً خودمو خیس کردم.
یه دین بهت دارم.
- خانم وایس؟ تبادلو شروع کنیم؟ - بله. حتماً. اولیویه.
میتونیم تبادلو تأیید کنیم؟
منم.
- میتونیم... - تونی. لطفاً.
- خب؟ - ببخشید.
برگردان به پارسی: مرتضی راکی T.me: @NestedSub
ببخشید، یه مشکل پیش اومده.
چه نوع مشکلی؟
بهم گفتن یه بازرسی آخر انجام بدم.
زندانی ها شناسایی شدن. تبادل انجام میشه.
هیچکس نمیخواد تبادلو متوقف کنه.
یه بازرسی ساده هست.
آقای کتیبی در راهه.
آقای کتیبی؟
چارهای ندارم، خانم وایس. باید صبر کنیم.
این دیگه چرت و پرته، ما چراغ سبزو دادیم.
جودی راست میگه.
تونی باید بتونه الان بره.
تموم شد.
تبادل تموم شد. میتونیم بریم.
- خانم وایس، لطفاً. - آقای سفیر،
اگه میخواید منتظر آقای کتیبی بمونید، اختیار دارید.
ولی تونی ریس حق داره بره. بفرمایید.
بفرمایید، لطفاً.
- بذارید برم تو. - نمیتونید رد شید.
من مشاور جمهوری اسلامی ایرانم.
مصونیت دیپلماتیک دارم.
اینجا سوئیسه، عقب بکشید.
این به امنیت ملی ربط داره!
- باید رد شم! - عقب بکشید!
آروم باش!
آروم باش.
آروم باش.
خوبی؟
بله.
- خانم کوهن؟ - بله؟
سیندی؟
بهم خبر دادن که داری میری.
ظاهراً نیازی به دو تا آمریکایی برای عکس نیست.
میام
پروفسور سنجابی در امان میمونه.
برای سرویس های جاسوسی ما یه امتیاز بزرگه.
انگیزههامون عاشقانه نبود.
تو اونو...
اونو فرستادی آمریکا که جونشو نجات بدی،
یا جون خودت؟
فکر کنم یه کم از هر دو،
مثل یه دیپلمات خوب.
من...
شنیدم، برای مادرت.
متأسفم.
مرسی.
الكساندرا،
کارت عالی بود.
مرسی.
دوباره همو میبینیم؟
نمیدونم.
من مطمئنم.
ببخشید، آقای مهدوی.
- میتونم باهاتون حرف بزنم؟ ببخشید. - بله، ببخشید.
موضوع چیه؟
من...
نمیدونم باید به شما بگم یا نه، ولی...
مادر خانم کوهن فوت کرده.
متأسفم که شنیدم.
داره میره واشنگتن.
مرسی که اطلاع دادی
خانم معاون وزیر، صبر کنید.
تازه شنیدم، برای مادرتون.
تسلیت بهتون میگم
از دست دادن والدین همیشه آدمو یتیم میکنه.
هر سنی که باشیم.
من عمرمو صرف کردم که ذرهذره صلح به دست بیارم،
برای جلوگیری از قتلعام ها
و هرج و مرج.
همه اینا رو بهخاطر مادرم کردم.
بهخاطر وحشیگری ایی که تو بچگیش کشیده بود،
و هیچکس واقعاً ازش خلاص نمیشه.
به خودم قول دادم
که با سرنوشت خشونت تو دنیا مبارزه کنم.
هر جای دنیا.
و تو به قولت وفا کردی.
ما به یه دنیای امنتر نزدیکتر شدیم.
امیدوارم.
ولی خراب کردن همه اینا خیلی آسونتر از ساختنشه.
کمکت میکنم قولتو نگه داری.
ببینیم چی میشه.
گفت و گوهای سوئیس.
- ایده شماست؟ - فکر میکنم
باید ایده گفت و گو رو در اولویت نگه داریم.
گفت و گوهای سوئیس
تو همین مسیره، بله.
منم پیشنهاد میدم از "توافق اولیه" حرف بزنیم.
خلاصه، چیزی که براتون مهمه، کلمه توافقه
و البته، کلمه "سوئیس".
بله.
اگه درست فهمیده باشم.
دقیقاً.
زیرکانه هست.
خیلی نازی.
سخته که بهت نه بگم.
جناب وزیر امور خارجه،
ما در قرن بیست و یکم هستیم.
جدی، باید یه تکونی به خودمون بدیم.
خانوم ها، آقایون، میتونید عکس بگیرید.
لطفاً اینطرفو نگاه کنید.
اینجا، دقیقاً اینجا، بله.
این طرفو نگاه کنید، مرسی.
مرسی، مرسی، خانوما و آقایون،
از سوئیس تشکر میکنم برای میزبانی و سازماندهی
این مذاکرات سرنوشتساز ژنو.
تلاش های همکاران ایرانی مونو تحسین میکنم.
نه.
نه همکاران.
شرکا.
آمریکا پر از امیده برای این صفحه جدید
روابط ایران با بقیه دنیا.
جامعه بین الملل تلاش میکنه
تا این توافق عادلانه ترین شکل ممکنو داشته باشه،
و تضمین های لازم برای امنیتمونو جمع کنه.
آقای وزیر؟
مرسی.
با خانم کوهن،
ما دور یه میز یه جنگ حسابی کردیم.
هر کدوممون سعی کردیم یه قدم به اون یکی نزدیک بشیم.
به لطف این توافق...
در تاریخ چهاردهم ژوئن ۲۰۱۵، توافق نهایی در وین امضا شد.
در تاریخ هشتم می ۲۰۱۸، به ابتکار دونالد ترامپ،
ایالات متحده از توافق خارج شد.
سپس، ایران غنی سازی اورانیوم را از سر گرفت،
فراتر از محدودیت های تعیین شده در توافق.
برگردان به پارسی: مرتضی راکی T.me: @NestedSub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.