All language subtitles for The.Deal.2025.S01E02.Ghosts.from.the.Past.1080p.PLCH.WEB.AAC2.0.H.264-BTN

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫.::: مترجم مرتضی راکی :: T.me: @NestedSub

‫در کنار دریاچه‌ی لمان

‫درباره‌ی تحریم‌های ایران صحبت میکنند

‫و کنترل برنامه‌ی هسته‌ایش.

‫نباید هیچ امتیازی بدیم.

‫دیدار مخفی بین کوهن و مهدوی؟

‫ده میلیارد میخوایم.

‫این یه اولتیماتومه.

‫اعتماد رو برگردونید!

‫دیگه به اندازه‌ی کافی کار کردیم!

‫ایران به نظرت خوش نگذشت؟

‫به دلایل شخصی از کشور رفتم.

‫اسم جانشینش رو دادن؟

‫منافع ایران رعایت میشه.

‫«معامله» الهام‌گرفته از رویدادهای واقعی است ‫با این حال، این یک اثر داستانی میباشد

‫موقعیت‌ها، شخصیت‌ها و دیالوگ‌های ارائه شده،

‫زاییدهٔ تخیل نویسندگان هستند.

‫[ قسمت دوم ] مهندس

‫- میتونم؟ ‫- نه، خودم میبرم.

‫چمدوناتون؛ از این طرف.

‫به من بدین.

‫خودم میبرمش، مرسی.

‫میبرمتون به اتاقتون.

‫- از این طرف! ‫- نه، خودم میبرم.

‫خودم انجامش میدم.

‫اصرار نکنید.

‫[ معامله ]

‫مزاحمتون شدم؟

‫نه.

‫حالا که نفر اول شدی، ‫تبریک میگم.

‫یه لیست از آدمای نزدیکت لازم دارم،

‫این روال کاره.

‫هیچ‌کس خاصی برای گفتن ندارم.

‫منظورم خونواده‌ته، ‫شوهر، پدرمادر، بچه‌ها...

‫گفتم که هیچ‌کسی رو ندارم.

‫چی شده؟

‫صبح بخیر، خانم دیویس.

‫صبح بخیر.

‫- آقای وزیر. ‫- خانم.

‫سلام.

‫من الکساندرام.

‫رئیس جدید هیئت سوییسی‌ام.

‫باشه.

‫- این مال شماست. ‫- مرسی، پریانکا.

‫جناب وزیر، حالا که ‫متخصصتون بالاخره اینجاست،

‫بریم سر اصل مطلب.

‫یه نکته رو درباری توانایی‌ هاتون

‫برای غنی‌سازی اورانیوم ‫با عدد و رقم روشن کنیم.

‫ما یه بخش هسته‌ای غیرنظامی راه انداختیم.

‫هدف اینه که کشورمون

‫برقشو خودش تأمین کنه.

‫اورانیوم برای تأمین این بخش لازمه.

‫مشکل کجاست؟

‫مشکل اینه ذخایر اورانیومتون

‫بیشتر از چیزیه که ‫یه بخش غیرنظامی لازم داره.

‫پروفسور سنجابی میتونه ‫موضوع رو روشن کنه.

‫- پروفسور؟ ‫- اِم...

‫گوش میکنیم.

‫ما دو سایت با سانتریفیوژ داریم ‫در نطنز و فردو.

‫این سایت‌ها برای تولید

‫اورانیوم غنی‌شده ‫برای مصارف غیرنظامی‌ هستن.

‫اینو میدونیم.

‫منظورم برنامه‌ی غیرنظامی شما نیست، ‫دارم از اراک حرف میزنم.

‫میتونید درباره‌ی کاربرد واقعی

‫یه راکتور آب سنگین ‫ 40 مگاواتی توضیح بدید،

‫اگه هدفتون کاملاً صلح ‌آمیز و غیرنظامیه؟

‫تکنولوژی سایت اراک فرق داره.

‫برای افزایش شانس موفقیت

‫شبکه‌ مون به کار میره.

‫ببخشید، رشته‌ کلام از دستم در رفت.

‫پروفسور کونیتز.

‫پروفسور کونیتز. نیروگاه اراک یه راکتور داره

‫که برای تولید پلوتونیوم 239 طراحی شده.

‫تأیید می‌ کنید؟

‫نه تا ده کیلو در سال، ‫طبق برآوردهای ما.

‫پلوتونیوم 239 یه محصول جانبیه

‫که به‌طور طبیعی در ‫شکافت اورانیوم تولید میشه.

‫ما به‌طور خاص تصمیم به تولیدش نمیگیریم.

‫آقای کتیبی، لطفا دستتونو بیارید پایین،

‫وسط گفت‌وگو هستیم!

‫بعد میتونید حرف بزنید.

‫این پلوتونیوم وجود داره

‫و عنصر اصلی

‫برای ساخت بمب اتمه ‫تأیید می ‌کنید؟

‫بله، ولی هیچ تأسیساتی برای بازفرآوری

‫پلوتونیوم در اراک ساخته نشده.

‫که این هرگونه استفاده‌ نظامی رو رد میکنه.

‫غیر نظامی؟ ‫سال گذشته، ایران از دادن

‫نقشه‌های تأسیساتش ‫به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی خودداری کرد.

‫دارید به ما دروغ میگید؟

‫یه جواب درباره‌ی ‫اهداف سایت اراک لازم داریم.

‫بدون شفافیت کامل درباره‌ی اهداف اراک،

‫آمریکا خواستار تعطیل شدن این سایت هست.

‫ایران دست به اراک نمیزنه، ‫این حق ماست!

‫آروم باش.

‫قبل از هر بحث یا سؤالی

‫درباره‌ ذخایر هسته‌ای کشورمون،

‫یا هر بخش دیگه‌ای از برنامه‌ هسته‌ ایمون،

‫ایران اول یه حرکت قوی ‫از آمریکایی‌ها میخواد!

‫جناب وزیر، منظورتون از "حرکت قوی" چیه؟

‫از خانم معاون وزیر بپرسید، خودش میدونه!

‫خیلی خب، یه استراحت کوتاه میکنیم، مرسی.

‫عالیه.

‫مهدوی با اون داستان "حرکت قوی" ‫از چی حرف میزد؟

‫قبل از شروع هر بحثی،

‫میخواد یه بودجه‌ی اولیه ‫به مبلغ ده میلیارد آزاد بشه.

‫این چیزیه که تو دیدارمون خواست.

‫وای خدا!

‫ظهر غذا میخوره، ‫باید به آشپزخونه بگیم.

‫ببخشید جایی هست که ‫بتونم سیگار بکشم؟

‫بله، معلومه.

‫زود برمیگردم. دنبالم بیاین.

‫من با مهندسمون میمونم.

‫خوبه، بیاین، از این طرفه.

‫از این طرف، بفرمایید.

‫مرسی.

‫هی!

‫اینجا چیکار میکنی؟

‫برگردان به پارسی ‫[ مرتضی راکی ]

‫خانم وایس!

‫باورم نمیشه... خانم وایس!

‫بله؟

‫یه توافق به کوهن پیشنهاد دادم.

‫آمریکایی‌ها تحریم‌ها رو کم میکنن

‫برای بازنگری برنامه‌ی هسته‌ای ایران

‫ده میلیارد.

‫در ازاش، ایرانی‌ها باید آرشیو برنامه هاشون رو

‫به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تحویل بدن.

‫در وین؟

‫بله، مقر آژانس در وین هست، ‫وسط اتحادیه‌ی اروپا.

‫آمریکایی‌ها قبول کردن؟

‫بله، کوهن قبول کرد؛ ‫ده میلیارد شدنیه.

‫سعی کن مهدوی رو راضی کنی.

‫نشون بده طرف مایی.

‫من طرف هیچ‌کسی نیستم، ‫سوییس بیطرفه.

‫واقعاً؟

‫بعد از اینکه شنیدم ‫داری فارسی حرف میزنی، شک دارم.

‫بودجه فوراً آزاد میشه؟

‫بله.

‫پول نقد در سوییس ‫بهتون پرداخت میشه.

‫فکرشو بکنین، ‫سیا با اسرائیلی‌ها در ارتباطه،

‫اونا آرشیو نظامی محرمانه‌مونو منتشر میکنن.

‫این یه تله‌ هست!

‫آژانس بین‌المللی ‫انرژی اتمی مستقل هست.

‫آرشیوتون به هیچ‌کس داده نمیشه.

‫جناب وزیر، این یه فرصت بی‌نظیره برای شما

‫تا مشروعیتتون رو تو این مذاکرات برگردونید.

‫فکر میکنی مشروعیت ندارم؟

‫نه، فقط میگم مقامتون

‫به تصمیماتتون وزن میده.

‫دقیقاً، من وزیرم.

‫ولی خانم کوهن فقط معاون وزیر هست.

‫اگه موافقت کنم، ‫یه کنفرانس مطبوعاتی میخوام.

‫یه کنفرانس مطبوعاتی حسابی.

‫که اعلام کنیم آمریکا

‫ده میلیارد دلار مال ما رو

‫بهمون پس میده.

‫جناب وزیر، این اشتباهه، دارم بهت میگم ‫لطفاً گوش کن.

‫مرسی.

‫مرسی.

‫- ببخشید، کارتتون، لطفاً. ‫- بفرما.

‫مرسی.

‫مرسی از شما.

‫مشکلی هست؟

‫نه، همه‌چیز روبراهه.

‫واقعاً چیز دیگه‌ای ندارید؟

‫سبزیجات ارگانیک داریم.

‫سبزیجات ارگانیک به دردم نمیخوره.

‫- یه استیک میتونم داشته باشم؟ ‫- متاسفم، نداریم.

‫دولمه رو امتحان کنید، ایرانیه.

‫اگه مجبورم، یه دونه بدید.

‫دولمه لعنتی!

‫دلت برای خونه تنگ شده؟

‫چی؟

‫اروپا خوبی‌هاشو داره، ‫ولی یه عیب بزرگ...

‫حتی دو تا!

‫نمیشه یه استیک درست‌حسابی پیدا کرد.

‫- همدیگه رو میشناسیم؟ ‫- پیت متهورن.

‫پورتر، از خزانه‌داری.

‫- آقای پورتر، میتونم باهاتون بشینم؟ ‫- معلومه.

‫ناتان کلمن، ‫استاد سابقتون تو استنفورد...

‫کلمن، وای!

‫داری پرونده‌های خیلی قدیمی رو ‫نبش قبر میکنی.

‫دوستمونه.

‫- آب میخواین؟ ‫- نه، مرسی.

‫آقای سنجابی، میخوام باهاتون

‫برنامه‌ی فرداتون رو مرور کنم.

‫چرا فرستادنت زندان؟ ‫چیشده؟

‫الان نمیتونم توضیح بدم.

‫بعداً.

‫الکساندرا!

‫بله؟

‫میام.

‫نوش جون.

‫مرسی.

‫بله؟

‫اونجا، با پورتر، کیه؟

‫نمیدونم.

‫یه نماینده‌ جدید آمریکایی؟

‫نه، اصلاً.

‫مدیریت هتل باید بهتر

‫نقاط دسترسی رو محدود کنه؛ ‫بهشون میگی؟

‫باید بتونن تو بال غربی مشتری بپذیرن.

‫به برونر گفتم این فکر بدیه.

‫میتونم باهاتون بشینم؟

‫- بله. ‫- کنترل بهتر دسترسی‌ها.

‫از هیئت همراه نیستین؟

‫نه.

‫برای چند تا سناتور جمهوری‌خواه ‫تو واشنگتن کار میکنم.

‫- از اون گنده‌هاش. ‫- باشه، می‌فهمم.

‫من در خدمت دولت دموکراتم.

‫هیچ‌کس کامل نیست.

‫بذار باهات روراست باشم.

‫تو طرفدار مذاکرات نیستی.

‫خزانه‌داری تحریم رو ‫به دیپلماسی ترجیح میده.

‫دوستام تو واشنگتن ‫میخوان بدونن چی داره گفته میشه.

‫درباره‌ی مذاکرات جاری اطلاعات میخوای؟

‫ساده‌لوحی؟

‫میدونم وقتی دانشجو بودی ‫با نظرات ما موافق بودی.

‫دموکراتا دیوونه‌ان که ‫با ایرانی‌ها مذاکره میکنن.

‫تو نه دیوونه‌ای، ‫نه یه دموکرات دوآتیشه.

‫درسته؟

‫محافظه‌کارا دید روشنی

‫به اوضاع خاورمیانه دارن،

‫ولی من به دولتی که قول دادم ‫بهش خدمت کنم خیانت نمیکنم.

‫نه، هیچ‌کس از خیانت حرف نمیزنه، ‫از اطلاعات حرف میزنیم

‫آقای پورتر، من کل هفته تو هتلم.

‫اگه بخوای یه استیک درست‌حسابی بخوری،

‫چند تا آدرس تو ژنو بلدم.

‫نه فقط برای استیک.

‫اگه بخوای یه کم خوش بگذرونی...

‫تو آدم باهوشی هستی، آقای پورتر.

‫خزانه‌داری چیز کمی نیست.

‫فکرشو بکن.

‫- داره میاد. ‫- معلومه.

‫عاشق دانشگاه بودم.

‫جناب وزیر، بهتون میگم

‫کنفرانس مطبوعاتی ‫دو ساعت دیگه‌ هست

‫اول شما حرف میزنید؟

‫- قطعاً. ‫- خیلی خوبه.

‫مرسی.

‫"لغو تحریم‌ها"، ‫"نشونه‌ تنش‌زدایی و گشایش".

‫"گشایش" خوبه.

‫عالیه.

‫بقیه‌ اش باشه؟

‫آره.

‫دو دقیقه دیگه شروع میکنیم، باشه؟

‫آره، عالیه.

‫خانم دیویس، ‫دو دقیقه دیگه شروع میکنیم.

‫مهدوی کجاست؟

‫یه دقیقه دیگه اینجاست.

‫دیر کرده

‫- مهدوی کجاست؟ ‫- داره میاد.

‫نمیخواد از اتاقش بیاد بیرون.

‫میخواد باهاتون حرف بزنه.

‫درباره‌ی پروتکله.

‫داریو دنبالش میکنه.

‫بهش گفتم، ‫ولی میخواد با شما حرف بزنه.

‫باورم نمیشه!

‫باشه، به کوهن خبر بده!

‫چی شده؟

‫مهدوی تو اتاقشه

‫بگو یه مشکل فنی داریم.

‫میخوای بگم مشکل داریم؟

‫این به اتحادیه‌ی اروپا اعتبار میده، مرسی.

‫یه دقیقه دیگه برمیگردم.

‫"شرکای ما..." "شریک".

‫"شرکای بین‌المللی ما..."

‫مرسی.

‫جناب وزیر، همه منتظر شمان.

‫بله، فکر کنم.

‫ولی بعد از کلی فکر کردن، ‫تصمیم گرفتم

‫کنار خانم کوهن بیانیه ندم.

‫ما هر کلمه‌ی این بیانیه رو ‫با دقت انتخاب کردیم

‫میخواین یه اصلاح آخر بکنین؟

‫نه، بیانیه عالیه.

‫مشکلم یه چیز دیگه‌ هست.

‫من وزیرم،

‫خانم کوهن فقط معاون وزیر هست.

‫خب، آره.

‫چی‌کار میتونیم براتون بکنیم؟

‫میخوام جلوی یکی هم‌ رتبه‌ام باشم

‫برای اولین بیانیه جلوی مطبوعات.

‫میخواین وزیر کوری رو ‫بیاریم ژنو برای بیانیه؟

‫بحث مشروعیته.

‫فکر کردی من مشروعیت کمی دارم، نه؟

‫باشه

‫باشه

‫هوم.

‫وزیر امور خارجه روی خطه، ‫تو برلینه.

‫بله، گوش میکنم، سیندی.

‫جین، یه موقعیت اضطراری کوچیک داریم ‫که باید حلش کنیم.

‫برای کنفرانس مطبوعاتی بهتون نیاز داریم.

‫- همین حالا، تو ژنو؟ ‫- بله.

‫وزیر مهدوی یه آدم هم‌ رتبه میخواد

‫برای اعلام اولین لغو تحریم‌ها.

‫تو کی هستی؟

‫ببخشید؛ الکساندرا وایس.

‫رئیس مأموریتم

‫برای تسهیل مذاکرات ‫از طرف کنفدراسیون سوییس.

‫جین اگه درخواست مهدوی رو قبول کنیم...

‫- بهمون یه برتری تاکتیکی میده، ‫- چرت و پرت!

‫هدفم هنوزم بستن سایت اراکه.

‫معلومه.

‫باشه، فردا صبح اونجام.

‫این باعث نمیشه

‫به توانایی‌هات شک کنم،

‫این بین خودمون باشه.

‫کاملاً مشخصه.

‫عالیه.

‫اوه سیندی، به مطبوعات نگو دارم میام.

‫میخوام غافلگیری کنم، یه رویداد بشه.

‫محبوبیتم تو آمریکا رفته بالا

‫و هنوزم داره بیشتر میشه.

‫فوق‌العاده‌ هست.

‫حتماً براتون رضایت ‌بخشه، می‌فهمم.

‫بفرما.

‫نکات اصلی سخنرانی رو آماده کن، ‫پرونده رو میشناسی.

‫تو سه تا نکته.

‫نه از این حرفای طولانی همیشگی.

‫مستقیم برو سر اصل مطلب؛ خوبه.

‫فکر میکنه رئیس‌جمهور میشه.

‫این‌قدر خوشحاله که داره میره بالا!

‫برگردان به پارسی ‫[ مرتضی راکی ]

‫سلام.

‫برای پروفسور سنجابی، ‫مدارک برای فردا.

‫- خودم بهش میدم. ‫- نه باید خودم بدم.

‫بعضی جزئیاتو باید براش توضیح بدم.

‫نه، متأسفم.

‫اصرار میکنم.

‫میخوام پرونده‌ای که مهندس ‫خواست بهش بدم.

‫لطف کردید، مرسی.

‫- میتونید به ما بدید. ‫- همه‌چیز روبراهه؟

‫بله، همه‌چیز خوبه، مرسی.

‫مرسی که اهمیت دادید.

‫همه‌چیز خوبه.

‫آقای وزیر امور خارجه،

‫از طرف کنفدراسیون سوییس،

‫به ژنو خوش اومدید.

‫وزیر امور خارجه کجاست؟

‫در برن مشغول هستن

‫من رئیس دیپلماسی ‫اولین قدرت جهانم.

‫اینجوری ازم استقبال میکنید؟

‫خب تیم امنیتی‌تون

‫با این پروتکل ساده موافقت کرده بود.

‫ساده آره، گمنام نه. بریم؟

‫بله

‫بگو یه عکس با من به کارت میاد.

‫لازمه مبلغو علنی بگیم؟

‫بله

‫مهدوی اصرار کرد و دیویس موافقه.

‫ده میلیارد؟

‫امیدوارم استراتژی درستی باشه، سیندی.

‫ببین بعد کنفرانس یه پرواز به رم دارم ظهر.

‫دلم میخواد رفتنم بدون دردسر باشه، باشه؟

‫کاملاً. بریم؟

‫صبح بخیر.

‫خوشحالم دوباره میبینمت.

‫- جناب وزیر مهدوی، وقتشه بریم. ‫- آره، خوبه.

‫صبح بخیر.

‫بعدی کیه؟ تونی!

‫جناب وزیر چرا در ژنو هستین؟

‫اومدم کمک کنم گره کار باز شه.

‫این اولین لغو تحریم‌ها

‫نشونه‌ بهتر شدن روابط ‫بین ایران و آمریکاست؟

‫خوشحالم که همکار آمریکایی‌ام در ژنو هست.

‫این یه حرکت قویه برای احترام به ایران.

‫از وزیر کوری تشکر میکنم

‫که از برلین اومد.

‫برای ده میلیارد، ‫یه تشکر هم نمیکنید؟

‫نه، این پول خودمون بود.

‫خانم کوهن، معاون وزیر،

‫اعتماد طرف ایرانی ها ‫یا خود شما رو از دست داده؟

‫نه، نه، نه، سیندی کارشو عالی انجام میده.

‫فقط اومدم وزن سیاسیمو

‫تو این موضوع بندازم، کار تیمیه.

‫مذاکرات ادامه داره،

‫و میخوام از تلاش های ‫همکار ایرانیم تقدیر کنم.

‫تونی، دنبال شر نگرد اونجا که نیست.

‫جناب وزیر، بریم.

‫از لحظه‌ افتخارت لذت ببر، ‫زیاد طول نمیکشه.

‫چون با من، ده میلیارد هزینه داره.

‫مهدوی این‌جوری راحت درنمیره.

‫یه سالن برای دیویس و مارکوف باز کن.

‫مهدوی یه نبردو برد، ولی جنگو نه.

‫رو اراک خمش میکنم.

‫باورم کن.

‫به کمکت نیاز دارم؛ ‫باید رو مارکوف کار کنیم.

‫میخوام روسا برای اراک هم ‌راستا بشن.

‫باشه.

‫میبینم چی‌کار میتونم بکنم.

‫- خوش اومدید، آقا. ‫- مرسی.

‫- خداحافظ، روز خوبی داشته باشین. ‫- مرسی.

‫نه، نه، لغو جزئی تحریم‌ها

‫هیچوقت به بستن سایت اراک ‫مشروط نبوده.

‫ایران باید تاوان بده.

‫ده میلیارد مفت نیست.

‫اگه ایرانی‌ها اراکو ببندن،

‫با یه عالمه اورانیوم ‫اضافه می ‌مونن.

‫خب؟

‫اورانیوم ارزون، رفیق، ‫یه معامله‌ عالی.

‫گوش میکنم، خانم.

‫میخواد غذای چینی بخوره.

‫آره، کدوم غذا؟ مرغ؟

‫خانم وایس، ‫میتونم یه لحظه باهاتون حرف بزنم؟

‫بله. حتما

‫مواظبش باش.

‫بله؟

‫به کمکت نیاز دارم.

‫میتونی یه لطفی بهم بکنی؟

‫امشب باید یواشکی از هتل برم بیرون.

‫بله، هر کاری لازم باشه میکنم. ‫همه‌چیز روبراهه؟

‫بله، همه‌چیز خوبه، ‫یه موضوع شخصیه.

‫اینم میتونی به خانم کوهن بدی؟

‫بهش بگو هیچوقت نخواستم ناراحتش کنم.

‫فقط داشتم از منافع خودم دفاع میکردم.

‫باشه.

‫از این کار خوشش میاد.

‫- مرسی. ‫- خواهش میکنم.

‫- آقای وزیر. ‫- بله؟

‫- میخوام باهاتون حرف بزنم. ‫- معلومه.

‫با آقای کتیبی هم.

‫پیام؟

‫باید همدیگه رو ببینیم.

‫بریم سر کار!

‫تو زندان پیاما ‫از طریق لباسای کثیف رد و بدل میشه.

‫این اون موضعی نیست ‫که از یه متحد انتظار دارم.

‫آقایون، بشینید.

‫خانم کوهن، یه هدیه‌ کوچیک ‫از طرف آقای مهدوی.

‫- هدیه؟ ‫- بله، از طرف آقای مهدوی.

‫آقای مارکوف؟

‫موضع ما اینه.

‫روسیه پیشنهاد می‌کنه که نیروگاه هسته‌ای اراک

‫و تأسیساتش کامل برچیده بشه.

‫در ازاش، ما قبول می‌ کنیم

‫اورانیوم اضافی ایران رو بخریم.

‫با قیمت بازار.

‫در محدوده‌های تعیین ‌شده

‫توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی؟

‫معلومه.

‫خوبه، میخوام از ‫نماینده مارکوف تشکر کنم

‫برای مشارکتش.

‫بستن سایت اراک یه تصمیم سخته،

‫ولی از همه مهم‌تر، ‫برای برگردوندن اعتماد تعیین‌ کننده‌ هست.

‫باور دارم تازه یه قدم بزرگ برداشتیم.

‫به همه تبریک میگم.

‫امروز، به لطف میانجی‌گری روسیه

‫سر میز مذاکرات، تونستیم به یه توافق برسیم

‫که به ما کمک میکنه ‫بالاخره یه توافق نهایی امضا کنیم

‫که به حفظ صلح در منطقه ‫و جهان کمک میکنه.

‫ببینیم آیا ایران ‫و همتاهای بین‌المللیش،

‫چه آمریکا، ‫اتحادیه‌ی اروپا، روسیه یا چین،

‫میتونن به توافق برسن.

‫الو؟

‫عصر بخیر، تو هتل همدیگه رو دیدیم، ‫سر ناهار دیروز.

‫آقای پورتر، ‫چیکار میتونم براتون بکنم؟

‫اقامتم تو ژنو رو یه کم جذاب‌تر کنم.

‫میفهمم، مشکلی نیست.

‫- آدرسو برات می‌فرستم. ‫- عالیه.

‫سلام.

‫- برای آقای سنجابی. ‫- خودم میگیرم.

‫ترجیح میدم به خودش بدم.

‫- آقای سنجابی. ‫- مرسی.

‫- یه لحظه فقط. ‫- بله، لباساتون.

‫هی! چی داره میشه؟

‫اینجا چه خبره؟

‫منم همینو می‌پرسم!

‫این کار من نیست!

‫بده به من.

‫دفعه‌ بعد، زنگ بزن پذیرش!

‫فقط این دفعه این کارو میکنم.

‫یه پاسپورت لازم دارم.

‫همه‌چیز روبراهه؟

‫- بله، مرسی، آقای پورتر. ‫- مطمئنی؟

‫- مطمئنم؛ داری میری بیرون؟ ‫- آره.

‫میرم ژنو رو شب‌هنگام کشف کنم.

‫خوبه، خوبه، شب خوش بگذره.

‫خداحافظ.

‫.::: مترجم مرتضی راکی :: T.me: @NestedSub

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.