All language subtitles for Mayor.of.Kingstown.S04E02 (3)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish Download
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish Download
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو N3D ، JackDaw :مترجم

...اومدی اینجا

‫چون برادرت فردا قراره بهمون ملحق بشه.

‫می‌دونم که با جانشین قبلیم یه سری توافق داشتی،

‫ولی من کریم نیستم.

‫اینجا دیگه قلعه منه.

‫کایل به من تیر زده، ‫اونوقت من آدم بده شدم.

‫بهشون بگو چرا همچین کاری کردی.

‫این فقط یه خونه پوشالیه تریس،

‫و نمی‌تونم بذارم کسی که خرابش می‌کنه من باشم.

‫سایر رو بهم بده.

‫اون موقع بیخیالِ چارلی و موریسی میشم.

‫- نمی‌تونم کمکی بهت کنم. ‫- حیف شد.

‫

‫این قطار

‫- سر این کسخلا رو زده. ‫- یا خدا.

‫خب، این... کارِ شیطانیه که نمی‌شناسیمش.

‫بوگوتا کوتاه نمیاد.

‫انگار باید قسط آخرمون رو هم بدیم.

‫- کسشره. ‫- اگه ندیمش، بحث میشه.

‫مایک، یکی به رئیس شلیک کرده.

‫اگه اتفاقی برای برادرم بیفته،

‫مطمئن باش کُلی عواقب داره.

‫اگه می‌خوای زنده بمونی، ‫نزدیک درمانگاه نشو.

‫همینجا خوب میشی.

‫

‫من به مسیح، تنها پسر پروردگار،

‫که روح‌القدس او را به دنیا آورده، ایمان دارم

‫او به صلیب کشیده شد، مُرد و دفن شد.

‫او به جهنم سقوط کرد... ‫امروز روزشه، امروز.

‫نه فردا.

‫نه، نه، باید امروز باشه.

‫دروغ میگن، همیشه دروغ میگن.

‫و زندگی او ابدی باشد، آمین.

‫پروردگارا، که جایگاه تو در آسمان است، ‫نام تو مقدس باد.

‫پادشاهی و اراده تو بر زمین نازل خواهد شد،

‫همان‌طور که در بهشت نازل شد.

‫روزیِ امروز ما را ده.

‫کسایی که بر ما گناه کردن رو ببخش...

‫و ما رو از شر شیطان در امان نگه دار.

‫عادت کردن به اینجا خیلی سخته.

‫هیچوقت آسون نیست.

‫زنده‌ای برادر؟

‫اگه آره دوبار بزن، اگه نه یه بار.

‫یه هفته بیشتر شده خدا لعنتش کنه.

‫باید همین امروز وکیلم رو ببینم.

‫امروز، همین امروز!

‫منو از قفس بیارین بیرون.

‫باید وکیلم رو ببینم!

‫الان یه هفته‌ست مشاوره‌م رو ندیدم، خدا لعنتتون کنه.

‫لعنتی.

‫نانم تو مقدس باد.

‫بارنز، از میله دور شو.

‫فردا میری پیش وکیلت، خب؟

‫- کسشراتو تموم کن و ساکت باش. ‫- بیا اینجا.

‫هی، من که تو رو نمیشناسم.

‫خدایا، گوش کن.

‫- من... ‫- دیشب بهت گفتن...

‫که فردا میری پیش وکیلت، قول میدم.

‫از میله دور شو.

‫از میله...

‫- کسکش. ‫- دور شو... دور شو.

‫- کسکش. ‫- همین الان!

‫من یه روح‌القدس، همه مقدسین،

‫بخشش گناهان، رستاخیز بدن

‫و زندگی ابدی ایمان دارم.

‫خدای من.

‫مامور؟

‫مامور، درخواست پشتیبانی بده.

‫استیفنز، تو انفرادی...

‫کمک لازم دارم، نیاز به پشتیبانی فوری دارم، ‫یه زندانی زخمی شده.

‫یه زندانی افتاده، ‫فورا پشتیبانی می‌خوام.

‫به 911 زنگ بزن.

‫یا خدا.

‫به کاپیتان بگو بیاد.

‫از دست این دوشنبه‌ها.

‫

‫

‫

‫

‫دارم میام سمتت.

‫قبل از اینکه هابز بیاد میام، خب؟

‫حواست باشه جلوی در ورودی ‫مسخره‌بازی نداشته باشیم.

‫- باشه، الان ردیفش می‌کنم ‫- کارنی، اگه ردیفش می‌کردی

‫هیچکدوم از این اتفاق‌ها نمیفتاد، مگه نه؟

‫اگه ردیفش می‌کردی، برادرم تبدیل نمیشد به...

‫یه کیسه مُشت بقیه، اگه می‌خواستی کاری کنی.

‫هر کاری از دستم بر میاد انجام میدم، قسم می‌خورم،

‫- تلاشمو می‌کنم. ‫- الان داری غذا ‌می‌خوری؟

‫آره، معلومه که دارم غذا می‌خورم، ‫وقت صبحونه‌ست.

‫ای خدا کارنی، الان که وقتِ خوردن نیست.

‫از در ردت می‌کنم، خب؟

‫و حواسم به کایل هست... ‫فقط همین از دستم بر میاد.

‫این سرپرست جدید و معاون نفله‌ش تورس...

‫حسابی خفتم کردن اینجا.

‫هیچ کاری از دستم بر نمیاد.

‫کارنی، به نظرم دیگه وقتش رسیده که یکم لبخند بزنی،

‫با چند نفر دست بدی ‫و چند تا رفیق جدید پیدا کنی،

‫و راهی پیدا کنی.

‫اون افسر انفرادی کی بود؟ ‫همون جدیده؟

‫- همونی که روش کراش داشتی؟ ‫- سیندی... استیفنز، چطور؟

.بعد از اینکه کارت تموم شد بیا بار راسل

.می‌خوام ببینمش، مرسی، خدافظ

...سلام تریسی هستم لطفا - .گندش بزنن لعنتی -

.پیغام بذارین تا باهاتون تماس بگیرم

.پیغام بذارین

‫سلام تریس، منم.

‫ببین، قبل از اینکه بری پیش کایل،

‫لطفا اول بهم زنگ بزن، مهمه.

‫ممنون.

‫لعنتی!

‫بیا دوباره امتحان کنیم.

‫- اسمت چیه؟ ‫- اسمت چیه؟

‫ابوگادو.

‫کی بهت گفته بانی واشنگتن رو بکشی؟

‫- ابوگادو. ‫- کیرم تو کونِ خرابت.

‫می‌خوام یه کلمه گنده بهت بگم کسکش. ‫"بده بستون"

‫می‌دونی یعنی چی؟ ‫یعنی تو یه چیزی بهم میدی

‫منم یه چیزی در عوض بهت میدم. ‫تو بهم بگو کی بهت دستور داده بکشیش.

‫منم یه وکیل برات می‌گیرم و بعدش از اینجا میری.

‫ابوگادو.

‫ای خدا، انگلیسی بنال لطفا.

‫- ابوگادو. ‫- ابو...

‫من میرینم تو آووکادوت، فهمیدی؟

‫به تخم کسیم نیست.

‫می‌دونم چی میگی، ‫میگی وکیل می‌خوام.

‫تو اصلا کارت شناسایی نداری کسخل. ‫وجود نداری اصلا.

‫پس نظرم اینه ببریمت طبقه پایین

‫و بندازیمت تو سلول.

‫فهمیدی رفیق؟

‫و یه لطفی بکن به خودت، به زبون من...

‫یه چیزی بگو، می‌دونم که انگلیسی حرف میزنی.

‫انگلیسی صحبت کن، یالا پابلو.

‫انگلیسی حرف بزن، حرف بزن.

‫انگلیسی حرف بزن.

‫کون لقت.

‫بهت که گفتم، پنج دلار بهم بدهکاری. ‫دمت گرم.

‫- حرومزاده. ‫- مرسی رئیس.

‫♪ یه موزیک پرتنش با حس خوب ♪

‫♪ با شش تا اسب سفید میاد. ♪

‫♪ با شش تا اسب سفید ♪

‫♪ وقتی میاد با شش تا اسب سفید میاد ♪

‫شنیدم دیروز یکم دردسر برات پیش اومده.

‫فقط یه حواس پرتی بود.

‫بوگوتا رفته سراغ روس‌ها، ‫اونام قراره بیان سراغ من.

‫یکم دیگه بهشون سر میزنم.

‫- جدی؟ ‫- آره.

‫کلمبیایی‌ها ساحل برایتون رو نگرفتن.

‫کارِ تو بوده؟

‫یه هدیه برای برادرِ کاری و جوونم بود.

‫حسن نیتم رو بهت ثابت کنم.

‫در عوضش چی می‌خوای؟

‫شراکت، چون خیلی وقته حواسم بهت بوده دورین.

‫برای چیزی که به دست آوردی ‫حسابی جون کندی.

‫- یه متحد لازم داری. ‫- قبلا که هیچوقت نداشتم.

‫خب، بعد از حرکتی که روی مسکو زدی ‫کُلی فرصت خوب پیش اومده.

‫روس‌ها سال‌هاست خط قاچاق مرزی رو داشتن

‫و حالا یه خلا درست شده.

‫و بالاخره میان و پُرش می‌کنن، حالا یا خودشون ‫یا مکزیکی‌ها، یا آریایی‌ها.

‫حتی کارتلم می‌خواسته تو رو از بازی خارج کنه.

‫به نظر من

‫باید چیزی که براش جون کندی رو نگه داری دورین.

‫فقط خانواده با این اسم صدام می‌کنه فرنک.

‫کارِ ما رو باش.

‫خرگوش چیزیه که باید رفت دنبالش، مگه نه؟

‫یه موجود ترسو.

‫تو هم همینجوری هستی؟ ‫ترسویی؟

‫از هیچی نمیترسم.

‫ممنون بابت هدیه.

‫در عوضش چی می‌خوای؟

‫یه آینده.

‫می‌خوای توش باشی یا نه؟

‫باشه.

‫هی جیک، قراره فقط خودم و خودش باشیم.

‫

‫من یه آدم منزویم دی، کارم قانونیه.

‫کارها رو محول می‌کنم، حق امتیاز میدم، ‫و واگذار می‌کنم.

‫این محوطه‌ای که توشیم مال خودمه،

‫و برای پخش کردن جنس ازش استفاده می‌کنم.

‫و پیشنهادم بهت حمل و نقل برون مرزیه.

‫امنیتش با خودمه، در ازای 30 درصد.

‫

‫ده درصد بهتره.

‫20 درصد پس، میانگین پیشنهاد جفتمون.

‫باشه، می‌ریم سراغش پس.

‫قصد بی‌احترامی ندارم، ولی ‫قبلا زیاد ازت شنیدم،

‫و اصلا عادت ندارم حرف کسی رو الکی قبول کنم.

‫می‌دونم چی میگی.

‫تک‌تک کسایی که تو این کارن،

‫و تک‌تک کسایی که جنس رو جابه‌جا می‌کنن رو باید ببینم.

‫منم جورِ دیگه‌ای کار نمی‌کنم.

‫با همه کسایی که تو این شبکه کار می‌کنن آشنا میشی.

‫من همیشه پولو پیش میدم دی.

‫جدی میگم.

‫ولی یه درخواستی هم دارم.

‫یه حرفِ اشتباهی زدی.

‫یه شریک داری.

‫وقتشه با شهردار آشنا بشم.

:مـ ـتـ ـرجـ ـم N3D ، JackDaw

‫- مایک. ‫- هابز.

‫اگه میدونستم تو هم میای،

‫از کافه دو تا قهوه سفارش میدادم.

‫می‌خوای بگی دقیقا چی شده؟

‫خیلی وقت نیست درموردش حرف زدیم.

‫ولی 24 ساعت بعدش،

‫برادر من تو زندانِ تو ‫مثل سگ کتک می‌خوره.

‫می‌خوای توضیح بدی؟

‫- برادرت... ‫- کایل.

‫- مک‌کلاسکی. آره. ‫- درسته.

‫متاسفم که کایل درگیر شده.

‫درگیر شده؟ اینجا که زمین بازی نیست.

‫- نه، نه، اصلا نیست. ‫- مگه نه؟

‫ولی خودت که طرز کارِ دنیا رو می‌دونی، ‫می‌دونی زندگی چه شکلیه.

‫و کنترلِ همه چیز...

‫دست من نیست، و اصلا وظیفه من نیست

‫که هر بار اتفاقی میفته به خانواده زندانی خبر بدم.

‫دیروز که اینجوری نمی‌گفتی.

‫می‌گفتی با یه مُشت آهنین حکومت می‌کنی.

‫ولی یه دستکش مخملی دستمه.

‫تازه دارم خودمو جا میندازم مایک. ‫یکم بهم وقت بده.

‫آره.

‫خب، اگه نتونی روی قولت بمونی،

‫منم روی قولم نمی‌مونم.

‫ما که قولی ندادیم.

‫پس قول ندادی که حواست به برادرم باشه؟

‫بهت گفتم زنده نگهش میدارم، ‫مگه زنده نیست؟

‫روی حرفم میمونم.

‫

‫خیلی‌خب، از الان به بعد...

‫هر بلایی که تو زندانِ تو، ‫سر برادرم بیاد...

‫مطمئن میشم سرِ تو هم میاد.

‫خب؟

‫منم روی حرفم میمونم.

‫ممنون، حالتون خوبه؟

‫آره.

‫فکر کنم وقتش رسیده کارنی رو بفرستیم یه جای دیگه.

‫- به این زودی؟ ‫- آره.

‫ردِ گذشته‌ست. ‫باید روز اول همین کارو می‌کردم.

‫هنوز نمیدونه چه گوهی خورده.

‫لعنتی، لعنتی، لعنتی، لعنتی.

‫صندوق پُستیتو چک کن.

‫در جلویی داداش.

‫

‫

‫

‫یه حواس پرتی لازم داری.

‫یه چند تا پوک که بهت سرطان نمیده.

‫هی، بگو که رافائل

‫فهمیده کدوم حرومزاده‌ای داداشمو کتک زده؟

‫میگن کارِ یه آدم تازه‌کار بوده ‫که می‌خواسته یکم اعتبار جمع کنه.

‫با گروهِ خاصیه؟

‫تا الان که با گروهی نبوده.

‫فقط یه نخودی بی‌اهمیته،

‫از اونا که بود و نبودنشون فرقی نداره، ‫می‌دونی چی میگم؟

‫اگه کسی دستور داده باشه میفهمی دیگه؟

‫آریایی‌ها خیلی وقت بود میتونستن همچین حرکتی بزنن.

‫- روس‌ها چی؟ ‫- نه.

‫اون روس‌ها دیگه درشون رو گذاشتن، ‫با پیروزیت عشق کن.

‫وقتی بوگوتا تو خیابون اومده سراغت،

‫یعنی رافائل فکر کرده اینقدر نزدیک شده؟

‫دارن قدرت‌نمایی می‌کنن.

‫- آره. ‫- مثل بقیه حریصن،

‫ولی باهوشم هستن، میدونن کی بشینن کنار، ‫و کی بیان تو بازی.

‫- لعنتی، لعنتی. ‫- و وقتی که یه چیزیو می‌خوان

‫سنگِ تموم میذارن.

‫ولی این زد و خوردای کوچیک جنگ حساب نمیشن مایک.

‫- فعلا نه، فعلا نه. ‫- نه.

‫رفتن رو حالت مخفی داداش.

‫کلمبیایی‌ها کاری به داداشت ندارن، خب؟

‫سرِ قضیه ریل قطار که حسابی ریدن رو روس‌ها.

‫حالتِ مخفیِ کونت؟

‫آره، معلوم بود اینجوری می‌کنن.

‫معلوم بود.

‫پوکرفیست ریده بانی.

‫چون یه خبری دارم که بهت بگم.

‫جدی؟

‫واقعا؟

‫اون روس‌ها رو کارتل نکشته.

‫

‫کارِ تو بوده بانی؟

‫فرنک موزس، یه پیرمرد اهلِ دیترویت.

‫یا خدا، آره، آره، میشناسمش.

‫اون روس‌ها هدیه‌ش به من بوده.

‫چیزی به اسم هدیه نداریم بانی.

‫تو یکی که هدیه زیاد گیرت اومده.

‫مسخره بازیتو تموم کن، قضیه چیه؟

‫قراره متحد بشیم.

‫یه پیرمرد که اصلا نرفته زندان قراره پُشتم باشه.

‫اون پولش رو میگیره، ‫من بیشترش رو در میارم،

‫توی قلمرو تو هم صلح میشه.

‫به نظر من که اینجوری درگیری بیشتر میشه.

‫نه، نه.

‫این آدم چندین دهه وقت گذاشته ‫تا منافعش رو گسترش بده

‫و حالا می‌خواد پولشو در بیاره.

‫بقیه عمرشو بره سینت کروی.

‫کی دلش نمی‌خواد؟

‫زندگی کوتاهه.

‫قراره انجامش بدم. ‫می‌خوام دل به دریا بزنم.

‫خب، خودت خوب می‌دونی این غریبه‌ها چقدر برامون مزاحمت درست می‌کنن.

‫لازم نیست اینقدر برای خودمون زحمت ببافیم خلاصه.

‫اگه میدونستم فرصت خوبی نیست

‫اصلا خودمو به دردسر نمینداختم.

‫خب؟ و قرار نیست چشم‌بسته وارد بازی بشم.

‫می‌دونم چه خطرایی داره، و می‌دونی که از پسش بر میام.

‫خب، راستش نگرانِ تو نیستم.

‫

‫خیلی ممونم.

‫موزس می‌خواد تو رو ببینه.

‫آره.

‫داره با صداقت میاد جلو.

‫- باشه. ‫- با احترام میاد جلو.

‫فقط یه سر بیا ببینش، فقط همین.

‫باشه، میام ببینم چه خبره.

‫رافائل قراره با کسی که روی برادرم دست بلند کرده رو ببینه.

‫مطمئن باش اون حرومزاده تقاصِ کارشو پس میده مایک.

‫حتما باید پس بده.

‫

‫

‫زندانی 17، ملاقاتی داری.

‫دستت رو بیار اینجا.

‫برو عقب.

‫بیا بیرون.

‫بیا بریم.

‫

‫

‫هی کلاید، از اینجا به بعدش با خودم، تو برگرد...

‫سراغ مون سودوکوعه، جدوله چیه، برو سراغ همون.

‫خودم میبرمش.

‫خدا از دهنت بشنوه کارنوسکوپی.

‫استیفنز، خودم میبرمش، تو نیا.

‫ای خدا، شرمندتم واقعا.

‫تقصیر تو نیست.

‫مایک داره بررسی می‌کنه ببینه کار کی بوده، من...

‫بهت قول میدم دیگه تکرار نشه.

‫باشه، می‌دونم.

‫لعنتی.

‫- طاقت بیار، هی، هی، هی، هی. ‫- هی.

‫منو ببین، منو ببین، هی.

‫از دماغت نفس بکش، آروم بلند شو.

‫آروم بلند شو.

‫وایسا، تو می‌تونی.

‫نفس بکش، نفس بکش، همینجوری.

‫این... این مایکه جلومه؟

‫نه، تریسیه.

‫بیخیال.

‫- نه، نه، نه. ‫- نه، نه، نه، منو ببین.

‫نمی‌تونه اینجوری...

‫- نمی‌تونه اینجوری منو ببینه. ‫- کایل.

‫نمی‌خوام اینجوری منو ببینه.

‫کایل، ببین، ببین، ببین، بیین.

‫نمی‌خوام اینجوری منو ببینه.

‫هی، وایسا، وایسا، گفتم وایسا، خب؟

‫- لعنتی. ‫- نمی‌تونی همینجوری...

‫اونجا ولش کن، وضعیت بدتر میشه.

‫اون موقع فکرش هزارجا میره.

‫یالا، یالا، یالا، یالا ‫یالا، یالا.

‫زود باش داداش.

‫- یکم برات وقت جور می‌کنم. ‫- باشه.

‫کایل، چه بلایی سرت اومد؟

‫اونقدری که فکر می‌کنی بد نیست.

‫حتما بهتره اون یارو دیگه رو ببینم.

‫بردنت درمونگاه؟

‫لازم نبود تریس، خوبم.

‫تا دکتر نبینتت که نمی‌تونی بگی حالت خوبه.

‫نمی‌دونیم دنده‌هات شکسته‌ن یا فقط کبود شدن.

‫- اگه شکسته باشه... ‫- لطفا، لطفا، لطفا.

‫احتمالش هست که خونریزی داخلی داشته باشی.

‫هی، هی، گفتم که خوبم.

‫وقتی نفس میکشی درد داری؟

‫نمی‌تونم برم درمونگاه، خودتم خوب می‌دونی.

‫پس شاید بهتره برم پیش سرپرست جدید

‫و ازش بپرسم اینجا چه طویله‌ای برای خودش راه انداخته.

‫با کارنی حرف زدم، مایک داره ردیفش می‌کنه تریس.

‫آره، تا الان که کارش حرف نداشته.

‫

‫ببین... اگه برات سخته که بیای اینجا

‫و اینجوری منو ببینی درکت می‌کنم، خب؟

‫هی، هیچ کاری نیست که...

‫فقط می‌خوام بگم لازم نیست حتما بیای.

‫چیزی نیست که از پسش بر نیام.

‫نمی‌خوام الکی باهات دعوا کنم.

‫سخته.

‫سخته، آره.

‫با همچین آدمی ازدواج کردی کایل، ‫نمی‌تونی الان پا پس بکشی که.

‫تسلیم میشم، تسلیم میشم.

‫معلومه که تسلیم میشی.

‫تنهات نمی‌ذارم، خب؟ ‫امکان نداره.

‫خودم می‌دونم وقتی خانواده دیگه نمیاد چی میشه.

‫کسی که داخله نابود میشه.

‫پس بهم نگو که دیگه نیام، ‫چون می‌دونی که بیخیال نمیشم.

‫نمیگم.

‫متاسفم.

‫عاشقتم.

‫منم عاشقتم.

‫رفیق کوچولومون چطوره؟

‫هی، بیا، بیا.

‫زود باشین خانما، زود باشین ‫برین رو یخ.

‫اسکیت‌هاتونو محکم کنین.

‫نمی‌خوام ببینم کسی اونجا مچش پیچ بخوره.

‫شروع کنین.

‫مایک.

‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

‫- خدمات اجتماعی برات بریدن؟ ‫- پسرمون چطوره؟

‫حسابی کتک خورده، ولی کارنی میگه حالش خوبه.

‫کارنی داره چه گوهی می‌خوره پس؟

‫فهمیدی کارِ کی بوده؟

‫دارم روش کار می‌کنم.

‫می‌دونیم کی به بانی حمله کرده؟

‫پسر کلمبیایی که گرفتیم هیچی نمیگه.

‫یه جای کار میلنگه، میشه لطفا...

‫اون توپ کیریو الکی شوت نکنی؟

‫هی، فوحش نده اینقدر.

‫- توپ لامصب، شرمنده. ‫- ای خدا.

‫نذاشتم برن زندان دیگه.

‫- داری همینکارو می‌کنی؟ ‫- این پسری که گیر انداختیم

‫خیلی تفاوت سنی با اینا نداره، خلاصه می‌دونم چی میگم.

‫چند سالشه یعنی؟

‫بدترین حالت شاید یه 20 سالیش باشه.

‫تجربیات خیلی سختی داشته.

‫برگشت بهم گفت کون لقت.

‫آره، همین الان باهاش حال می‌کنم پس.

‫- تنها حرف انگلیسی که زد همین بود. ‫- اگه می‌دونستیم کیه

‫میتونستیم بهش اتهام وارد کنیم.

‫ولی نتایج اثرانگشت رسیدن.

‫چیزی نشون نداده، دستمون به جایی بند نیست.

‫خب آزادش کنین پس.

‫

‫یعنی داری میگی سرباز کارتلی که

‫به بانی واشنگتن شلیک کرده،

‫و بعدش برگشته سراغ بهترین‌های کینگستون رو آزاد کنیم؟

‫- منظورش من و ایان... ‫- منظورم ماییم.

‫خودت گفتی دستت به جایی بند نیست، مگه نه؟

‫فعلا که مسلح نیست، آزادش کنین ببینین میره کجا.

‫مایکی، منظورت وقتیه که سوار اتوبوس بعدی به مقصد بوگوتا میشه؟

‫اون موقع چیکار کنیم؟

‫فعلا که چیزی نمی‌دونیم، نه؟

‫کلمبیایی‌ها هم زندان هم بیرون زندان دارن قدرت‌نمایی می‌کنن.

‫باید بفهمیم تصمیمات رو کی میگیره.

‫- آره. ‫- ببینین چه خبره.

‫

‫

‫

‫یالا عوضی.

‫یه چیزی بهم بده.

‫

‫

‫این بچه خیلی وقته به گا رفته.

‫تو یه گه‌دونی متروکه زندگی می‌کنه.

‫یعنی چی به گا رفته؟ ‫خودت تو کاخ بزرگ شدی؟

.چرت نگو، سلام فرمانده

.باید برگردی اداره فرگوسن

.قربان الان دستمون بنده فرمانده

.درخواست نیست - .کارمون مهمه -

.من و استیوی داریم یکی رو دنبال می‌کنیم - .کینو داره میاد -

.منتظرم تا بیای

.لعنتی فرمانده داره فحش میده

.می‌خواد جلو یکی نمایش بازی کنه

.آره

.تموم شد، مایک

پیغام پخش شد؟

.به صورت گسترده

.داداش کوچیکه امشب راحت می‌خوابه

.مرسی بانی

.گوه توش

باز چیکار کردم؟ - .یه آدم مهم، منتظرته -

.ما اینجا آدم مهم نداریم

.میگه اسمش فرنک موززه

تنها اومده؟

آره، چون اسمش به تنهایی

.سنگینی و عواقب داره

.آره، آره، می‌شناسمش ربکا

.و می‌دونستم قراره بیاد ولی نمی‌دونستم کِی

.حالا می‌دونم، مرسی

مایک ما چه صنمی با دیترویت داریم؟

.نداریم، هیچی

.نه من نه تو

.چون به اندازه کافی بهم حقوق نمیدی

چیه، افزایش حقوق می‌خوای؟ باید فورا

درخواستت رو عملی کنم؟

.این شوخی نیست، اون آدمکشه

کی توی این شهر لعنتی آدمکش نیست؟

.بفرستش داخل و دیگه مجبور نیستی ببینیش

.باشه؟ قول میدم

.چیه؟ تازه حقوقت زیاد شده

.تعصبتو می‌کشم

.گفتم تعصبتو می‌کشم

آقای موزز؟

.خیلی ممنونم خانم

.آقای موزز

.آقای مک‌کلوسکی

.قهوه، آب؟ هردوتاش آماده‌ست

.نمی‌خواد

خب، چه کمکی از دستم برمیاد؟

تو زندان آشنا داری؟ - کلی آشنا دارم -

...زندان، دومتر زیر خاک، بهشت، اون بالا

.دنبال همچین کمکی نیستم

.خب، این تنها نوعیه که ما داریم

هرچی که اسمت رو روی در نگه میداره

.و پول بابتش میدن

.استعداد واقعیت خیلی توی چشمه

واقعا؟ چی؟

.اینکه مراقب شهرتی

.هوای دوستامو دارم

.همینطوره، یه مدته دورن رو از دور زیر نظر دارم

.اینکه تونسته روی پای خودش وایسه، معرکه‌ست

.بانی ماوراییه

.دقیقا، دقیقا

.ولی تسلط واقعی زمان می‌بره

.جاه‌طلبی خودم رو توی دوستمون می‌بینم

.آینده‌ش برام روشنه

.آینده تو هم همینطور

...که اینطور

پیغمبری چیزی هستی؟

پیامبر تنها در خانه و شهر و خانواده خودش» «مورد بی‌احترامی قرار می‌گیرد

.مرقس 6:4

.من خیلی اهل کلیسا نیستم

.یعنی من اهل کینگزتاون نیستم مایک

...شاید چون اهل اینجا نیستم می‌تونم پیشگویی کنم

.تا وقتی من باشم، گند و گوه‌ها رو جمع می‌کنم

یاد می‌گیری کی بخری، کی بفروشی .کی قپی میاد و کی واقعیه

.و تو پسرم، خودت رو ثابت کردی

.نمی‌دونم چه کمکی از دستم برمیاد

...چیزی برای پیشنهاد ندارم

.که از قبل نداشته باشی

قراره یه طاعون از غریبه‌ها

.وارد شهرتون بشه

.که از همین الانم شروع شده

ترجیح نمیدی فقط من باشم؟

.از توافق تو و بانی خبر دارم

.به نظرم یکم از طرف تو سخاوتمندانه‌ست

اینطور نیست، من سود می‌کنم .و بانی از خطرش کم می‌کنه

.این یه شراکته

.و اگه بتونم بهتر بهش آموزش بدم، سود خالصه

پس چندین بار حذف شدی؟

.دو یا سه بار

پس وقتی گندش درمیاد

.شریکات غرق میشن ولی تو نه

شریکای من سود می‌کنن

.و از ریسکش خبر دارن

.عذر می‌خوام

فکر نمی‌کنم بتونم اون دسترسی‌ای که .نیاز داری رو فراهم کنم

.فروتنی بهت نمیاد

.دوین به خاطر تو برنده شد

.به خاطر پول و توازنی که تو فراهم می‌کنی

.کنترل تو روی قانون

.من هر دو طرف دیوار آشنا دارم

.و می‌خوام آشناهای تو، آشناهای من محسوب بشن مایک

.پس قیمتت رو بگو

ببین، از پیشنهادت ممنونم

.و می‌دونم بانی هم ممنونه ولی دستمزد من آرامشه

.یا حداقل وعده آرامش

.دنبال سود نیستم

پس وقتی همه چیز رو تعطیل کردم .ازم حمایت کن

ممکنه یه سری مرگ به چشم ببینی ولی قول میدم

هیچ سرنخی باقی نمی‌مونه .من و دوین جمعش می‌کنیم

روی ریل قطار هم همینطور؟

.من فقط کاری رو تموم کردم که تو شروع کردی مایک

.با سانتر و ناسکاف

.هشت دور عالی بازی کردی

.و من امتیاز نهم رو گرفتم و تمومش کردم

.انگار از قبل شریکیم

.قدرش رو بدون

.می‌بینمت

.در رو ببند

.بشین - .نه، نه، وایمیسم -

چی شده؟

.پخشش کن

خب، که چی؟

.همونیه که گفتم

.ایان، همونیه که هشدار دادم

آخری؟

.تویی که چارلی رو به انکربی برگردوندی

.یعنی 11 دقیقه بعد از اینکه از خونه موریسی خارج شدی

.نمی‌تونم از جایی که تاحالا نرفتم، خارج بشم

کوتاه بیا اولین، باشه؟

می‌تونی هی این فیلم رو پخش کنی

کل روز، هر روز، چون می‌دونی

.قرار نیست من رو پشت فرمون ببینی

.چون اصلا اونجا نبودم

...فرمانده، خدای من

...پلاک و مدرک شناسایی نداره

و می‌دونی که هیچ مدرکی نداری، درسته؟

.به خاطر همین اومدی موش بدوونی

...ببین به احترام اینجا

.کس نگو، می‌دونم احترام قائل نیستی

.به خاطر هردوتون اومدم اینجا ایان

...می‌فهمی؟ چون قراره برم پیش هیئت منصفه

و می‌خوام ازت شکایت کنم .ولی زمانش مشخص نیست

.هیچ مدرکی نداری

.داری یه مشت کسشر تحویل میدی اولین

.هرچی می‌خوای می‌بینی، هیولای لخ‌نس، الویس چاق

.اصلا پلاکش مشخص نیست - .اون ماشین توعه

می‌دونی چندتا دوج چارجر

.توی ایالت میشیگان هست؟ برو نگاه کن

.این مدرک نیست

...ایان، منم نمی‌خوام اینجا باشم

.ولی نمی‌تونم کارمو ول کنم

.می‌دونی باید چیکار کنی

...تو - ...نگو -

.وقت داری هضمش کنی

.به پیامدهاش فکر کن

.زود میایم سراغت دادستان

می‌تونی تهدیدمون کنی

ولی مدرک نداری، هیچوقت نداشتی

.و نخواهی داشت

!اگه داشتی میاوردیش! روز خوش

.لعنت بهت

.منو انداختی وسط میدون

پلیسی یا نگهبان؟

.زیاده‌روی کردی ایان - من زیاده‌روی کردم؟ -

.فقط همینو داری؟ لعنتی خیلی بدردبخوری

.واقعا کمک کردی فرمانده

.تیم اطلاعات فکر می‌کنه این تلافی بوده

.سابقه خشونت بالاخره گریبان‌گیرش شد

...معلومه که تلافیه، پیشینه‌ش

.شامل حمله به کایل مکلاسکی هم میشه

.برادرش داره نفوذش رو نشون میده

.متاسفم، نینا

.تقصیر منه، باید زودتر می‌فهمیدم

.نه، تقصیر منه

.این اولویت اول ماست

.توی زندان من مکلاسکی نمی‌تونه هیچ غلطی بکنه

.متوجهم، ترتیبش رو میدم

.می‌دونم اینکارو می‌کنی، مطمئنم

بدتر از این هم گذروندیم، درسته؟

.واقعا؟ نمی‌دونم

.عجب گوهدونی‌ایه

.هی

خوبی؟ بیا، گرفتیش؟

.آره - حالت خوبه؟ -

.می‌دونی که خوب نیستم

.آره، سعی کردم بهت هشدار بدم تریس

.تاثیری نداشت

.این خانواده همیشه توی وضع هشداره

.آره

خب، یه گند تمام عیاره، می‌دونی؟

ولی کایل داره باهاش کنار میاد، درسته؟

.آره

تو می‌تونی؟ - .اینجوری باهاش کنار میام -

.تقصیر اون نیست

می‌دونم تقصیر اون نیست مایک .هیچکدومش نیست

و کایل داره کار درست رو انجام میده .و بهش ایمان داره

.و تا وقتی اونجاست، تو هم باید بهش ایمان داشته باشی

.ندارم، به نظرم کسشره

تریس، پس میشه تظاهر کنی؟

.من میچ رو میارم خونه

.هرشب میارمش توی یه خونه خالی مایک

.هر روز صبح بدون کایل بیدار میشم

وقتی بیدار میشم که واقعا خوابیده باشم .که کم پیش میاد

نگرانم اتفاقی که براش افتاده

.هر روز بیفته

.تاجایی که می‌تونم تظاهر می‌کنم - .آره -

.هی، ببین

.متاسفم، جدی میگم

باشه؟

.می‌دونم متاسفی و اگه می‌تونستی حلش می‌کردی

تنها راه دووم آوردن کایل تا پایان این راه

.اینه که تو پشتش باشی

.بدون تردید و هیچ سوالی، باید اینو بدونه

.باشه

.باید برم مایک، گرسنشه - .آره، برو -

.اگه چیزی خواستی بهم بگو

.مرسی

!هی! هی! حرومزاده

!گمشو

چه گوهی می‌خوری؟ - !من گوهی نمی‌خورم -

.مثل اینکه تنت می‌خاره

گورتو گم کن کله‌پوک

.تا نترکوندمت

تا کی قراره واکنشی ندی تورس؟

مغز نداری؟ - .همه چیز تحت کنترله داگ -

...خیلی نزدیک بود

.شانس آوردی هنوز زنده‌ای

.از پسشون برنمیای

...باشه کارلا فقط

نذار چیزی رو خودش حساب کنه، باشه؟

اگه هزینه روزانه‌ش رو پوشش نده

.خودم یه چک براش می‌نویسم، مهم نیست

.گندش بزنن

خوبی گنده‌بگ؟

.من برای این کسشرا زیادی بزرگم

می‌تونم باهاتون صحبت کنم خانم؟

غافلگیرم کردی کارنی، چی شده؟

.روز سختی بود

.خانواده‌ت رو منتظر نذار

.آره، خیلی وقتتو نمی‌گیرم

تو خانواده داری، رئيس؟

آره، چی شده کارنی؟

.امروز یه چیزی دیدم که نمی‌تونم هضمش کنم

تورس با یه زندانی اسپانیایی

.دم‌خور شده

کدوم زندانی؟

.روبرتو کروز، آدمکش کلمبیایی

.از وقتی من اینجام، فقط خرابکاری کرده

.متوجهم، ادامه بده

...ببخشید که اینو میگم رئيس

نمی‌دونم از کدوم باشگاه باکلاس اومدین

ولی هردوتون باید بدونین مجرمایی که اینجا نگه میداریم

.همه‌شون قاتلن

.بدترین بدترین‌هان

.باید فاصله‌تون رو حفظ کنین، جدی میگم

و کروز؟

اون عوضی؟

نباید تخم کنین برین سمتش .ببخشید فحش دادم

.بخشیدمت و به دل نگرفتم

.تجربیاتت بهمون کمک می‌کنه کارنی، ممنونم

.باز هم بیا

.با تورس صحبت می‌کنم

...ولی بدون که از هر راهی شده

.از زندانی‌ها محافظت می‌کنیم

.شب خوش

.اگه شراکتمون بهم بخوره، باید بهم بگی

.اگه موزز زد زیر چیزی، باید بهم بگی

سلام من خوبم، تو چطوری مایک؟

و ببین اگه می‌خوای آدم بکشی

...میشه بیرون شهر اینکارو بکنی

تا زندگی من سخت‌تر نشه؟

.ممنونم

.پس باهاش ملاقات کردی

.آره، دیدمش

و؟

.و روز به روزه بانی

.تو یه مربی می‌بینی من سنگر مسلسل

.اون فقط یه راه خروجه

بدون پاداش هیچ ریسک جدیدی رو

.تحمل نمی‌کنم، نه با این اوضاع

برای مبارزه با اون کلمبیایی‌ها روانی

.به زور بازو نیاز نداریم

نه مایک، چیزی که بوجود اومده، این اتحاد؟

.فقط به خاطر خانواده‌ست .به خاطر اونا انجامش میدم

.آره، می‌دونم

.متوجهم

.همونطور که تو اینکارو می‌کنی مایک

.هردومون بدهکاریم

...بانی، نمیگم موزز راه اشتباهیه

ولی اگه دنبال جای پای اونی .الکی دلتو صابون نزن

منو بهتر از اینا می‌شناسی

.وقتی پای خون من وسط باشه، زیر پاشو خالی می‌کنم

و از قلمروی خودمون محافظت می‌کنم

.فقط همین مهمه

.فقط همین مهمه

.یکی رو هم بذار جلوی در - .چشم -

.کریس

هی چطوری؟

.خوشحالم میبینمت، خوشحالم

چطورین؟

مامانت کجاست؟

عزیزم، حالت چطوره؟

.هی، خوشحالم می‌بینمت

شما چطورین؟ - چه خبرا؟ -

.هی - خوبی؟ -

.کویت توی اتاق پشتیه

.باشه

داری چه گوهی میخوری؟

.متاسفم بانی

حتی یه زنگ هم نزدی؟

.قصد بی‌احترامی ندارم

.فقط می‌خواستم رو‌ در رو صحبت کنم

.نه، نمی‌خوام - .غلط کردی -

.توی تولد خواهرمی

.باید جوری رفتار کنی انگار توی مهمونی هستی

.و باید مشروب بخوری و زر بزنی

.باشه

...داشتم فکر می‌کردم

.شاید وقتشه که دیگه کارمو کنار بذارم

چیزی هست که باید بدونم؟

...رئيس جدید زندان

.نمی‌تونم کاری انجام بدم

نگهبان‌ها رو عوض کرده، می‌دونی چی میگم؟

.شاید این بیرون بتونم بیش‌تر کمک کنم

.کارهای بزرگ‌تر انجام بدم

.ببین، مشکلت دقیقا همینه

.تو قرار نیست فکر کنی، من فکر می‌کنم

تا وقتی کاری که ازت می‌خوان رو انجام بدی .همه چیز خوب پیش میره

...هیچی تاابد دووم نمیاره

.ولی فعلا همینه که هست

.بله قربان

فقط باید بازی کنی، فهمیدی؟

.با رئيس جدید زندان مثل قبلی رفتار کن

.با زبونت خرش کن، تو می‌تونی

...و اگه دوباره نزدیک خانواده‌ام بشی

.یه گلوله حرومت می‌کنم

.قرار نیست توی مهمونی من کار کنی

.گورتو گم کن

.داشتم اون جوون رو نصیحت می‌کردم

.آره آره، منطقیه

.کسی واسه نصیحت‌هات پول نمیده

می‌خوای بحث رو شروع کنی؟

.تموم نشده - .کوتاه بیا خواهر -

...من یه چیزایی می‌دونم، یه چیزایی دیدم

.اگه تخم داری یه روز جای من زندگی کن

...سعی کن یه آدم 40 ساله با 2تا بچه باشی

گور دیدی؟

!گمشو بابا

.تولدت مبارک، ویتنی

.تولدت مبارک

.داداش، این بسته مراقبتیه

.اگه می‌خوای واسه دردت استفاده کن

.قانونی نیست که بگه بهیاری نمی‌تونه بیاد پیش ما

.بعضیا درست تربیت نشدن

...یاد نگرفتن همسایه‌شون رو مثل خودشون دوست داشته باشن

...فقط می‌خوام بگم که

اون حرومزاده‌ای که ازت استقبال کرد؟

.رفت تو آسمونا

.آشنا داری داداش

.تاحالا ندیده بودم کسی به خاطر پلیس آدم بکشه

.این دیگه واقعا قمر در عقربه

.می‌خوام داستانتو بشنوم

.هر وقت خواستی، در خدمتم

تو سیندی هستی؟

.فکر کردم قالم گذاشتی

.نه

ممنونم، میشه یه ویسکی بدون یخ بدی؟

.هم‌نظریم

.آره

کارنی کدوم گوریه؟

نیم ساعت پیش گفت

.ده دقیقه دیگه میرسه

.آره، همیشه همینجوریه

...ببین من - .ممنونم -

.نمی‌تونم زیاد منتظر بمونم

واقعا؟ چه کار مهمی داری؟

.من 3تا بچه دارم که باید بخوابونم

...سریع برو سر اصل مطلب

.فکر کنم به کارنی ربطی نداره

.نه، نداره

درمورد برادرته؟

.آره، کایل، تازه اومده

و نباید باهاش دربیفتن؟

.و افتادن - .آره -

.ببین واقعا متاسفم

.من مراقبشم و داره بهتر میشه

.ببین، برادر من به خاطر یه کار خیر داره حبس می‌کشه

.اون جنایتکار نیست، مرد خانواده‌داریه

.و مناسب زندگی توی زندان نیست

.اینجاست که تو وارد میشی

.من اونجا به یه چهره دوستانه نیاز دارم

.ازت می‌خوام چشم گوش من باشی

از وقتی بیدار میشه، میره توی حیاط

.تا وقتی دوش می‌گیره و می‌خوابه

.آره، باشه

.همچنین وقتی زنگ میزنم باید جواب بدی

.تنها راه ارتباطی منی

.چند روزه تمریناتم تموم شده

.خوبه - .از این بهتر نمیشه -

...خیلی خب، ببین

تا وقتی که کسی اذیت نشه

.یا از خط قرمزی رد نشم، گوشی رو جواب میدم

هر از گاهی هم سرتکون میدم، باشه؟

...می‌دونی جابه‌جایی توی انفرادی زیاده

...بعضیا چون دردسر درست می‌کنن اونجان

.و بقیه چون می‌خوان از دردسر دوری کنن

.آره، همینطوره

.باید بدونم کی با کایل اونجاست

.یه لیست می‌خوام

کسی می‌خواد بهش آسیب بزنه؟

.آره

.هی

.بابا، دارم میارمش

.یه لحظه وایسا

...حرکت بک‌هند و

همیشه خلاصه رو نگاه می‌کنی

.هیچوقت درکت نکردم

.وقتمو تلف نمی‌کنم

نظرت چیه؟ امسال موفق میشن بابا؟

می‌خوام زنده بمونم تا وقتی که

.جام استنلی رو ببرن بالا

.نمی‌خوام انقدر زنده بمونی

می‌تونی با کارد و چنگال کار کنی؟

شبیه افلیجام، نمکدون؟

.آره، مراقب باش داغه

ببین، من میرم بیرون باشه؟

.نمیر پیر سگ

.آنتونی یه گل دیگه زد و بازی رو 4 -3 تموم کرد

.پیروزی بزرگ در خانه

فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید filamingo.official N3D ، JackDaw :مترجم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.