Afrikaans
Akan
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
زیرنویس: سردار تمنده
اگه من مردم، واسو
همیشه به یاد من بخند
و اگه
اگه یادآوری من
به گریه ات بندازه
و اگر نمی تونی بخندی
منو فراموش کن
اسکله پوربندر
واسو
هفت ماه بعد
واسو
خیلی خوشحالم که دوباره تو را ببینم
خوش آمدید.
خیلی ممنونم
اتاق اداری شما آماده است
خوش اومدید قربان
ممنونم
دانشگاه هاروارد برای مالی خوبه؟ پیشنهاد تون عالی بود.
ممنونم
چی کار کردم مگه؟
بورس تحصیلی او همه چیز در مورد آن است.
او خدا! با تشکر از شما
اینو نگه دارید
چطوری؟
خوبی؟
جاگن سر! - سلام، آقا!
آیا آمانتی من را به من دادی؟ - هه؟
آه، این ....
چی؟!
ترشی کره و ترشی چیلی.
مرد خوب
این خیلی دور نیست
چیزی که نباشه دوست داشتنی میشه
گاهی اوقات همان مرگ
بهتر از زندگی است
واحد جنایی و اطلاعاتی
من
واسوده شاستری
ریس توکسی
افسر دوم
افسر دوم، جاسن ناتهن
رئیس روبین، روبینا شیک.
من بر میگردم
بیا، واسو
قربان، منتظر توئه باشه باشه
قربان شما میدونید که تیم من مرده
پس لطفا به من بگید،کی تیم جدیدی به من میدید
من فقط این کار را در حال اجرا دارم، دوباره شروع میکنم
حدود 300 متر را فراموش کنید
سی مترم نمیتونی انجام بدی
تو
از عملیات حذف شدی
رو دستمون زدی
آقای چوشی
اینجوری صحبت نکن، متاسفم قربان
اما این نظر منه
متاسفم آقا
البته که نه،زدن دو دکمه کامپیوتر کسی را نابغه نمی کنه، واسو
تو شکست خوردی
تو میدونی که
آقای چوشی
من حتی اگر سی متر هم نتونم بدوم
اما من نشستنی میتونم
از اینجا تا 2982 کیلومتر را ارسال کنم
واقعا؟
این چه مزخرفیه
تو این شیش دکمه شما چرا سومین دکمه آبی بلوطی است
چرا به چین رفتی؟
من؟
من به چین نرفتم
نمی خواستی هم به چین بری
این تحت قانون IB نیست
کیفمو بده
مدیر
شووان از هتل هو آمد.
این چه چیزی را ثابت میکنه؟
این ثابت می کند
شش روز به نام دیوید بوده است.
چین، 42، شهر هوانگدوا.
قربان، در این شهر تمام کلوپ های شبانه در جهان معروفند
به فعالیت های غیرقانونی و قاچاق مواد مخدر
بنابراین اینها غیرقانونی هستند پس آنها جاسوس اند
جاسوس ها هم که خائن هستند
پس در حادثه پوربندر
این اتفاق برای من افتاد
تو به ما خیانت کردی
قربان
من
به چین رفتم
این چیه؟
قربان
من بعدا برای شما توضیح میدم
مثل یک رازه
این چه رازیه که
تو یک دقیقه و چهارده ثانیه این لوش داد
و درباره من حرف میزنید
ارسال شد نه 2982 کیلومتر دورتر
چین
آهــ
ـــ
ـــ
ساکت..
من برش میدارم. من میگیرمش.
می بینید؟
به تو گفتم که
اون نمیتونه کاری انجام بده
ببخشید، قربان
اکنون به نتیجه می رسم که
تو در سلامتی کامل
برای حفظ این سازمان نیستی
از سازمان اخراج شدی
خیلی بچگونه است
بچها در حوزه های کوچک رشد میکنند، قربان
زندگی ام را در ای.ای.تی گذراندم قربان
شما هر روز با من صحبت میکردید که
به سازمان ملحق شم
من به دلیل عبادت مذهبی نبودم اما ملحق شدم
اما کسانی مثل تو
شماها یک عادت پرهوئلینگ دارید
نباید این کارو کنید، قربان
من الان به تو نیاز دارم
اما من نمی توانم خدمت به کشورم را متوقف کنم کسی نمی تونه متوقفم کنه نه تو نه تو
شما هم نمی تونید، قربان
من نمی خواهم کسی برای خدمت به کشورم به من کمک کنه
قربان شما رو صندلیتون بمونید، ولی من، صبر کن
در مورد کدوم خشم صحبت میکنی تو؟
در کدوم مورد تو نابغه ای؟
من بهت گفتم؟
پرونده ادغام
نه یک تصادف، یک طرح
برای نشونه گرفتن
سر ام ار اس
مگه نه؟
اما ما باید آنرا ثابت کنیم
و همچنین سیاه در سفید
آیا تا به حال مدرکی پیدا کردی؟
بگو
حرف بزن
راستش
تو اشتباه ما هستی
تو اشتباه کردی
من به ایده های جوانان اعتماد ندارم
ان اس ا، قربان
نگاه کن یک یا دو، سه، چهار، چهار گلوله
در بدنم بود پنجم از اینجا رد شد
شما مدرک می خواهید مگه نه؟
نه میلی متر پارابلول گارچ نوزده کارتریج تپانچه
این پوسته زرد را بینید، قربان
قربان، ما از طریق این همه چیزو فهمیدیم
اما به این گزارش نگاه کن، آقا
این مهمات در روسیه برای دولت هند تولید می شه
این یک و نیم میلیون گلوله است قربان
حکم حکومت اینو نوشته که
پس از چند ماه از معامله، این مهمات به ما تحویل داده شوند
6 سپتامبر 2016
تا 16 سپتامبر 2016 این مهمات
همه چیز به دلیل نشت الکتریکی نابود شد
سه هزار و صد و بیست هشت اسلحه آتش گرفت
هشتصدو نود و نه اسلحه زرهی نابود شدند
پانزده نفر مردند قربان ، فقط بخاطر این گلوله
به خاطر این ، این اشتباه؟
قربان شما از من
حقیقت را میخواهید یا مدرک
اگر یک و نیم سال پیش این گلوله نابود شدند
فقط هفت ماه پیش چطوری بودم در نظر شما، قربان؟
مدرک دزدی است قربان حالا شما
اونو سفید بدونید یا سیاه
برای مدال اینقدر خوشحال هستید؟
چه فایده
و من هزاران سکه طلا بهت میدم
امروز اون برای شما
احترام میذاره
یک روز تورا مثل سگ رها میکنه
پیش اونها آدم های با استعداد ارزشی ندارد
ولی پیش خودم ارزش دارم
یک ردیاب روی بدنش قرار دهید
ناندنی
اگر واسوده امروز زندست
فقط بخاطر زحمت های توئه
اکنون
تو باید یه باره دیگه جونش را نجات بدی
ببین
اگر اون
برای انجام عملیات تلاش کند
و یا به اسکله پوربندر برود
او خواهد مرد
اونها دیگه نیازی به من ندارند
من دارم
آیا چیزی جز بیشتر از من میخواهی؟
ناندنی حقیقت را گفت
من هرگز کسی نبودم که
انتظاری از کسی داشته باشم
ماموریت roy
اینها فقط یه اتفاق بود
اصلین چیز زندگی من
عشقه
در ماتورا
بریندرا
بریج
ناحیه بهاری
اون رنگهای هولی
بیا بریم ، واسو داداش
کجا هستید که بیاید سرور پلیس را درست کنید
فعلا پردازنده زیون را بگیرد،درخواست اونو فرستادم
داداش وقتی دولت به شما سرمایه میده
چرا به فکر شکمتون هستید؟
یکم هم برای سرور خرج کنید
این چیزها شبیه شوخی است!
تو فقط شوخی میکنی
به نظر می رسد من فقط مثل آدم های شوخ مانند هستم
خوبه
اما هر شب
من از ستاره ها
دنبال والدینم هستم
در اصل
در دوران کودکی
مادر و پدرم مردند
از شانسم
با دست کشیش نجات داده شدم
سپس کشیش
بیحاری پرستشم کرد
همه چیز برای من اتفاق افتاد
و من
برای همه
باز هم
یک چیز بود
برای من
فقط برای من
بعضیا
رادا من
و بعد
اون اولین روز آی آی تی
این چیه
شرمنده
هی، به این کشیش نگاه کن
چطور خوشحال بنظر میرسه
موفق باشی داداش
کیه این؟
کشیش برای یادگیری فناوری اطلاعات؟
دیدی؟
آواز خواندنش زیبایه
اگر کسی مثل این اینجا باشه
دیگه برای دعا به معبد لازم نیست ،شوخی جالبی نیست
پس این همونه که
از همه بهتر بود
پس بخاطر این دوم شدی
برای اولین بار در زندگی
مثل کشیش ها تیپ زده اومده
اینقدر عصبانی هستم که بزنم سرش را داغون کنم
آه داداش
برای چه کسی سوال شده که من هر روز مثل بقیه هستم
و امروز مثل کشیش
برای تو ؟
برای تو؟
برای شما میگم رفیق
و برای کسی مشکله که با من
مشکل اصلی اینجاست
گونه های قرمز
گوش های سرخ
چشمان قرمز
خانم، شما فقط بخواه
میتونید سر من را له کنید
اینقدر عصبانیت فقط برای اونه میتونه باشه
برای یک دقیقه دیر کردن قطارش را از دست بده
بخاطر یک روپیه منقاصه
و بخاطر یک نشانه
رتبه اول آی آی تی
رتبه بندی؟
ناندنی
چوهان
توی رتبه چی هست؟
تو زندگی اصلین چیز
عشقه، مگه نه؟
و اگر برای شما رتبه اینقدر مهمه
بهترین امتیاز از ده همون ده
ده
و من
کسی هستم که حالا حالا ها جلوی چشمتان را گرفته
به همه خوش گذشت؟
خندیدید؟
خنده تون اومد؟
من برای همین اومدم
کشش و شدت و فشار را از شما دور کنم
اما اینجا خودم یک فشار شدم
عجیبه یار
چی بود به چی تبدیل شد
عشق بوجود اومد
آه، نمی فهمیدید؟
از ناندنی به من
کلاهبردار و فریب دهنده
عشق
کشیش
او را دعوت میکنم به بازی های المپیک مغز
المپیک مغز
سلام به همه
خوش آمدید به مسابقات المپیک مغز
سه سوال اول من
این سه سوال اول از
دانشجو جدید
دارای بهترین مغز
کجاست اون؟
Mr. Vasudev Shastrasth.
من اینجا هستم
ببین اون چطور جذابه؟
خوب، شستری جان
سوالات خود را بپرسید؟
آیا شما جواب میدهید؟
فعلا سوال هم من هستم
جواب هم من
آیا فکر می کنی این عالیه؟
نه، این خیلی بزرگه
بچه ها بسه دیگه
اولین سوال شما؟
به هندی بگو خیلی دوست داشتنی میشی
شستری
آیا زبان انگلیسی را نمی فهمیدید؟
بیا دیگه
زود باشید دوستان تشویقش کنید
پیش شما چهار قرص وجود داره
دوتا سرما خوردگی دوتا تب
مشکل اینجاست که
شکل، وزن، رنگ آنها
شبیه همه
شما میخورید
یکی تب و یکی سرما خوردگی
چطوری میخورید؟
دارای صدر جدولی
مغزه بگید لطفا
پیش من فقط یه دله
می خواهیش؟
آروم باشید دوستان
پاسخ به سوال
پاسخ به سوال
بعدا
این چیزی بود که انتظار داشتیم
سوال دوم؟
هشت توپ در اینجا وجود دارد.
ببخشید
هشت توپ در اینجا وجود دارد.
یک سه
پنج شش نه یازده
سیزده و پانزده
توی اینها . سه توپ را بردارید
اینها را در فضای خالی قرار دهید
مجموع سه توپ
باید سی باشد
این بسیار آسانه
13 - 11 - 1 - 5
میشود سی
چهار نه ، سه توپ کشیش
سه عدد وجود دارد که نمیتوان آن را بعنوان یک عدد نام برد
نمی توان انجام داد
امکان نداره
اونو ول کن
بین منو تو امکان پذیر میتونه باشه؟
گمشو
فقط
دو درصد توانستند جواب بدند
دو درصد فقط
تو به ذهنم هستی
تو خودت جواب بدید نه
دیدید دوستان اثبات کردم اینو که
بالا اومدن اون
با فریب و دغل بازی بالا اومده
تو فریب اوله
چرا نباشه
درس خواندن در روستاهای کوچک انوبارا بریندادا
تو مدرسه های هندی متوسط و معلمان به فکر
فقط میتونه اینجوری باشه
که این است
آیا تا به حال فکر کرده اید که
این مرد چطور اول شد؟
از صد در صد، صد گرفته چه جوری
کشیش
آواز خواندن
سخنرانی سانسکریت انجام دادن
کشیش درست میکنه
مهندس نه
یک پیر مرد
ناندنی جان
شما سوال سوم را نپرسیدید
اما من از شما می پرسم
اگر من سانسکریت صحبت کنم یعنی من کشیشم؟
و وقتی هندی صحبت کنم یعنی هیچی نمیدونم؟
و اگر از یک شهر بزرگ باشم خیلی کلاس داره؟
و اگه از یک شهر کوچک باشم اونوقت میشم یک پیرمرد؟
باید این را با آی آی تی تماس بگیریم ؟
اگر تکنسین های واقعی
ما فقط باید دربارهی نوسازی بحث کنیم
درست مثل روبوتیک تئوری کوری چشمها
علم فیبر کواترنری
در مورد همه یه چیزی وجود داره
ولی فرصت شما کجاست؟
تو همیشه
در کتابها آویزونی
و اگه صبر کنی میتونی کشیش باشی
مهندس نه
آره داداش در مورد اون صحبت میکنیم
اساس علم. در مورد سانسکریت صحبت میکنه
کاملا علمی که
هزار و دویست مدارس کی او یونیورس و چهارده دانشگاه
تنها در آلمان شبیه همه مهندسان اینجا هستند
که کی مهندس بشوند و شما به آن میگید پیرمرد؟
پدر راکت بمب اتمی رابرت میگه
نخستین هسته ای آزمایشی را در مکزیکو امتحان کرد
این 16 ژوئیه 1945 بود.
هزار ريبر پوست روی آسمان منفجر شد
زیرا که مرده
و نمیتونه جهان را نابود کنه
داستان را در سانسکریت بگم ؟
فایده ای نداره زیرا که تو نمی فهمی
رابطه ای که در رابرتز از سانسکریت است
اون گیتاست
و گیتا چیزی که گفته؟ میدونی؟
اون نیز در ماتورا بیندرا ها است
دنیا اونو
آن را با نام کریشنا یاد میکنند
اما ما بخاطر دوست داشتن به اون هانا میگیم
اگه پیرمرد هستیم خوب باشیم
اگه قدیمی هستیم خوب باشیم
اما من افتخار میکنم
درباره تاریخ ما
و در مورد سوالات شما که از
واتساپ گذاشتید جواب بدهم
از این چهار
از همه نصفه بخورید میشه
یکی سرما خوردگی یکی تب
این
اول، دوم
این نقطه سوم را برعکس کنید
میشود سی ،حساب کن ریاضی که بلدی
راستش
این را نباید المپیک مغز گفت
اصلش تو باید میذاشتی
المپیک داغ
خوب، ناندنی، من با تو هستم 60 دقیقه به من بده
از دلت بپرس
شاید منم از شما خوشم اومد
خفه شو
به جلو بروید - خانم نگاه کنید.
هو پسر عاشق
شما خیلی با هوش هستید
چراغ راهنمایی را هک کردی
نگاه کنید چطوری میخنده
او این کار را برای نگه داشتن من انجام داد
پروازم را از دست دادم
دستگیرش کنید - او را سوار ماشین کنید
ممنون واسو ممنون
تو برو - قربان
بیا، واسو
این ایده تو
برای مسدود کردن سیگنال ترافیک عالی بود
این تروریست نمی تواند بیرون بیاید
ما او را گرفتیم
قربان، چه کار کنیم وقتی از شما تماس می آید
کاری برای کمک انجام دادن هست
بدون صرف زمان تمام وقت کار کن
ملحق شو به روی
قربان ، بذار آموزشم را کامل کنم
کدوم آموزش؟
آها، خوب یادگیری را انجام بده
ناندنی
دوم بودن ای تی دست اورده بزرگیه
تو کل دنیا
یعنی کسی نمیتونه از تو بهتر باشه
نمیتونه مامان
نمیتونه
من بهترین مکان را می خوام
راستی واسو
ما همه کرسی را گرفتیم
تو نگرفتی؟
کجا میری؟ هیمالیا؟
هیمالیا ؟
هو ،الفا بتا؟
گاما تون پس کجاست ؟
گاما ؟
همونی که همیشه تو مغز میره
سلام واسوده
آزادی ؟
گرونم
ولی برای تو مفت هم میشم
پس
به من 60 دقیقه وقت میدی ؟
چند ماه روی این قضیه صرف کردی؟
شیش ماه
شما در مورد من چه فکر میکنید؟
زندگی من
تو احمقی
خدا، نمیتونه اینگونه باشه
ببین
برای آخرین امتحان فردا من به یک راه حل نیاز دارم
من قضیه تو را حل میکنم
اگر 60 دقیقه باشد
اونم چیزی که من بگم
جوری که تو بگی؟
منظور ؟
تهدیدم میکنی مگه نه ؟
این چیزی است که شما فکر می کنید.
من سعی می کنم با تو بازی کنم
باشه
زمان شما اکنون شروع شده است
سه ثانیه اگه بهت بگم هیچی نمیشی تو چیکار میکنی؟
تو را وسط بازار
جوری میزنم
اخبار منتخب شهر بشه
عجب دختری هستی تو
سی ثانیه اگه تو را به عشق دعوت کنم؟
تو؟
وقتت شروع شد
واسوده
اگر یک روزی به من احتیاج داشتی
من نمیایم
ولی تو فکر نکن که
تو را دوست ندارم
بسیار خوب
خیلی عالی
از من بپرس
چگونه انجام می دهم
پیشنهاد
تو میدونی
تو حرف زدن بیهوده
با استعدادی
شما میدانید من دوست دارم چشماش چطوری باشد ؟
شبیه چشمای تو
موهاش ؟
شبیه موهای تو
و دلش چطوری باشد ؟
معلومه مثل من
نه شبیه من باشه
زیرا
که فقط تو را توش داره
یک اعتراف
واقعا
60 دقیقه را
برای شما نه
من از شما می خواستم
دلم برای تو نوشته
اگر اجازه بدهید
به تو بگم
وقتت تموم شد
شصت دقیقه گذشته واسو
الان جواب ها را به من بده
واسو
میتونیم دوستیمون را جشن بگیریم
چی ؟
تو نوشیدنیش و کیکش قرص خواب آور ریختی ؟
این اشتباه
من اهمیتی نمیدم
تو چهار سال خیلی ناراحتم کرده
یک روز من ناراحتش کنم چی میشه مگه ؟ خانم
من چهار سال را تحمل کردم !
برای اول شدن اینطوری میکنی ؟
مامان، نمی خواستم که بکشمش
فقط بیهوشش کردم
عصر به هوش میاد و امتحان تموم میشه
و من
ناندنی
این چیه ؟
تو دیر کردی
بیا برگه های امتحانی تو
زود سر جات بشین
بعد از ۵۷ دقیقه ؟
همین امید را از تو داشتم
میتونی بری !
الو
برای همه چی درمانی است
حتی برای قرص های تو
اما برای عشق نه
من همه چیز را دیده ام
اما توهم چشم های تو را نمی بینم
این درسته
عشق کور است
یه چیزی به شما بگم ؟
اگر شما چیزی را انجام دهید، با عصبانیت انجام میدهید
اگه برای اول شدن اینطوری میکنی؟
اگر یه رو با عشق انجام بدی چیکار میکنی؟
من برای دوست داشتن تو
کار بدی نکردم
تو اول شدی
بهترین آرزوها را برات دارم
ممنونم
اسم واسوده در لیست هم نیست
واسوده
نه در لیست
بین احمق و نابغه بودن خط کوچکی است
در اینجا چیزی است که او نوشته
تو رتبه بندی مگه چیه ؟
تو زندگی مهم ترین چیز
عشق نه ؟
تبریک میگم ناندنی ممنون
تبریک ناندنی واسو را دیدی؟
نه، نه
بهترینها را برات آرزو دارم
تو چیزی که انجام میدی با عصبانیته
اگه برای اول شدن اینطوری میکنی
و اگه با عشق باشد چیکار میکنی؟
تو خودت را چی فرض کردی ؟
که یک قهرمان هستید ؟
تو هر چه میخواهی اون میشه ؟
هر وقت خواستی اول میشی
هر وقت خواستی از امتحان بلند میشی و یکی دیگر را اول می کنی ؟
ببین
می دونم هر کاری انجام میدی
برای دوست داشتن منه
برای تحت تاثیر گذاشتن من نیست
ولی واسوده
آرزوهای من
چیزی دیگست
من نمیدونم که
تو را دوست دارم یا نه
ولی اینو میدونم که
می خوام با تو وقت بگذرونم
قبل از رفتن به آمریکا
شصت دقیقه
واقعا میگم
این شصت دقیقه میگذره
برای ۶۰ نفر دیگه
اگر میخوام ۶۰ سال برای من باشی
حتی اگر تو پیشرفت کنی، من را دوست خواهید داشت
من به امریکا رفتم
و تو به روی ملحق شدی
این اتفاق برای تو
چیشد ؟
اگه چهار پنج گلوله خوردن بعد
می دونستم اگه که منو دوست داری
پس تو آی آی تی
تو گفتی که
اگر یه روزی به من احتیاج داشتی
من نمیام
ولی تو اومدی
چرا ؟
واسو تو لکشدیپه ؟
آقا رانجان
بیا دیگه
روبینا
زنده
چی کار میکنی؟
دیونه شدی ؟ واسو
واسو
واسو برگرد
روبینا
روبینا
روبینا
واسو
واسو
قربان
قربان اون الان یکی از افراد توکسی ، روبینا را دید
روبینا ؟
شما میدونید که اون
مرده
من خیلی ترسیدم نمیدونم چی چیزی در سر داره
دو گلوله از کنار گوشش رد شده
روی سرش ضربه خورده
به همین دلیل مغز او آسیب دیده
بنابراین او از وزوز گوش رنج می برد
برای همین همیشه صداهایی تو ذهنش ایجاد میشه
پس اون انسجام ذهنی داره
مراقبش باشید
با گذشت زمان بهتر میشه
به همین دلیل بهتر است که اونو به آمریکا ببرید
اون ببینید پرچم بر عکسه
از اون دوری
چطوری اینو دیدی ؟
من به سرباز عصبانی
نمیتونم اعتماد کنم
از آنجا که ما نگران هستیم
من به سرباز عصبانی
نمی تونم اعتماد کنم
تو اخراجی
من بهت گفته بودم
او دیگه نمی تونه کاری انجام بده
واسو
من باید به مأموریتم پایان دهم
من باید به مأموریتم پایان دهم
من نمی خواهم این کار را ببازم
من نمی خواهم این کار را ببازم
من نمی خواهم این کار را ببازم
من نمی خواهم این کار را ببازم
نمی توان به آمریکا رفت
چگونه بفهمم ؟ نمیخوام چیزی انجام بدم
چگونه توجیش کنم
775 واسو
ناندنی تصمیم گرفت
دیگه اینجا نمونه
زیرا میخواد با تو باشه
میخواد مراقب تو باشه
من خوشم اومد ازش
برای این خوشم اومد که ؟
دختر خودم
بیش از حرفه اش
به رابطش اهمیت میده
تو به آمریکا برو
تو خوب بشی
همه چیز خوب میشود،روبینا
فقط یک دقیقه به من وقت بده
واسو آقای داس میخواد با تو صحبت کنه
واسو
روبینا
روبینا
بیا دنبالش کنیم
صبر کن
روبینا
خودشه!
اقبال این کجا میره ؟
روبینا
چرا از من فرار میکنی ؟
اینو یادت میاد ؟
۳۸۴
همه چیزو به یاد دارم
اما چگونه نجات پیدا کردی ؟
چرا نیومدی واسو ؟
پوربندر
اینو از اونها بپرس که
نگهم داشتند و نداشتند به پوربندر بیام
دستور شلیک داده شد
به اینجام ردیاب وصل کردن
شاید اکنون به دنبالم اومدن
نگران نباش
جواهرات اینجاست
آقای ناتن
تو ؟
تو هم ؟
همونجوری که تو نجات پیدا کردی
ما هم همونطور
نگاه کن
خوب نگاه کن
همه ما زنده هستیم
واسو ما باید ماموریت را کامل کنیم
واسو
نه رو نه آی بی
نه ان اس ا
ما به طور مستقیم با نخست وزیر کار می کنیم
تو در جهان وجود نداری
و همه ما مرده ایم
و استراتژی اینه
تو باید کار کنی
ما از پشت از تو محافظت می کنیم
پس ماموریت ام ار اس
شروع شد
بسه دیگه کافیه
بلیط آمادست ما میریم
از مشکل نمی تونیم فرار کنیم
نمی تونم برم
و در مورد رابطه چی ؟
اونم بهونه بود ؟
آیا می دونی وقتی به امریکا رفتم؟اینقدر سرم شلوغ بود که
فرصتی برای فکر کردن به تو پیش نیومد
اونجوری که تو کار خودت را دوست داری ؟
من کار خود را بیشتر از آن دوست دارم
اما یک روز آقای داس به من زنگ زد
و در مورد وضعیت تو به من گفت
نتونستم صبر کنم
واسو
اگر اتفاقی برای تو بیفتد
من میمیرم
من میمیرم
لطفا منو نکش
لطفا
لطفا منو نکش
لطفا
اون زنگ های معبد
از بیهاری
بعد از رفتن تو همه چیز بود ولی
هیچی نبود
فقط تو بودی
تو
دردم برای من دوست داشتنی بود
یک روز
خدمات اطلاعات نظامی هک شد
یه جنگ سایبری بزرگ
همه تلاش میکردند
باز هم
هکر متوقف نمی شد
بخاطر همین
داس منو خواست
به من زنگ زد
همه چیز داره از بین میره
واسو
زود باش بیا
بهت نیاز داریم زود باش
به این نگاه کن
ببین ما باید اینو متوقف کنیم
باید این کد را بشکنیم
تا آی پی هکر را پیدا نکنیم نمی تونیم متوقفش کنیم واسو
یه کاری کن
هو نه نه نه
فایروال پنجم را از دست دادیم چی ؟
تمام اطلاعات را از دست میدهیم ، واسو یه کاری کن
داری به چی فکر میکنی واسو ؟ یه کاری کن
این باید به نحوی متوقف شود.
زمان داره میگذره باید متوقفش کنیم
ما باید متوقفش کنیم
قربان حتی اگر مکان آی پی پیدا بشه ما نمی تونیم کاری انجام بدیم
منظور ؟
ببینید
اینــقدر زیـاد آی پـی آدرس
قربان توی دو ثانیه آی پی داره تغییر میکنه
توی ۱۹۴کشور، ۴۴۶۶ شهر آی پی وجود دارد
قربان، ممکن نیست آی پی هکر را پیدا کنیم
حالا چه کار کنیم قربان ؟ صبر کن، صبر کن
برقو خاموش کنید - صبر کنید
برقو خاموش کنیم درخواست اونو کامل میکنیم
قربان, شما که میدونید
۸۰ درصد از دیتا هک شده درسته
بذار بیست درصد هم هک بشه
درمورد چی داری حرف میزنی ؟ قربان ، این دیونه شده
این قدر احمق نباش همه چی از بین میره
فایروال شیشم هم از دست رفت، قربان
همه چی از بین رفت
متوقفش کن
قربان بهش بگو که متوقفش کنه
داری چیکار میکنی قربان ؟ متوقفش کنید الان
همه داده ها از دست میره و سیستم ما از بین میره قربان
دستگاه خاموش شد
قربان، سیستم از بین رفت
قربان، این چیکار کرد ؟
قربان همه چیز از بین رفت
میتونی یه شیر برای من بیاری شیر ؟
شیر سرد
چرا مزخرف میگی واسو ؟
من تو را برای متوقفش آوردم
فرستادنش نه
قربان کریشنا گفته :
اگر می خواهی بازی را ببری
باید اونو ول کنی
چی من نمیفهمم داری در مورد چی صحبت میکنی
قربان
سیستم دوباره شروع به کار کرد
اون برگشت
قربان، مال منم برگشت
قربان، همه چی برگشت
خدا را شکر همه چیز دوباره کار میکنه
فایروال دوباره آنلاین شد
فقط یه دقیقه
واسو همه چیز
چطوری اتفاق افتاد ؟
ببینید ما نتونستیم آی پی هکر را پیدا کنیم
اما داده های ما برای اون می رفتند
من در آن داده
یک ویروس گذاشتم
آن ارسال شد برای اون
یعنی
همه سیستم اون نابود شده و
تمام داده سرقت شده
حذف شده
و از بین رفته
پیش اون هیچی نیست قربان، شیر سرد شما
این برای من نیست برای توئه
فشار ذهن را کاهش میده
قربان من دیگه برم
داس درمورد تو درست گفته
این در مورد علم است
تو ذهن خوبی داری
و از بیهاری
درباره مرگ یامونا
هیچ کس بهتر از تو نیست
درسته ؟
یه چیز دیگر
به روی ملحق شو
عشق، من را به چیزی تبدیل کرد که برای من مهم نبود
وگرنه منم آدم کاری بودم
یاداشت: میگرا گیبا، قرن 18th
هر انسان مرگ و زندگیش
کریشنا
مهابراتا در سال 3137 بود
پیش از میلاد
یک دلیل وجود دارد که شما امن هستید
خداحافظ قربان
16 ژوئیه 1994
یک تاج در مانداورا
جای که پدر و مادرت مردند
از آن چه که برای من I. S. I
به تو
تو نمیخواهی اینها را از بین ببری ؟
پس از گوش دادن به داستان
چه پسری میتواند بایسته
به روی ملحق شدم
و وقتی آموزشم تموم شد
هند در I.S.I در شبکه هند با شکست مواجه شد
این زمانی است
من در آمبلا بودم که یک اتفاق بزرگی رخ داد
و سپس روی کاغذ
به من
یک اسم رسید
R
S
بله قربان ام ار ا اس
دشمن اصلی آی اس آی هند
اگر در خارج از کشور انجام شود
و تروریست ها نیز اینجا خواهند آمد
همه ی هند را میخواهند کشمیر کنند
تروریست ها اینجا و سلاح ها اینجا هستند
و شما می خواهید بگویید
سلاح آمبلا
این به نظر میرسد که
این یک نشست نیست
بلکه برای مردمه چیزی که ام ار اس ساخته ؟
درسته قربان
این نظر منه
آیا میتونی این را اثبات کنی؟
بله قربان. من یک تیم از بهترین های هند میخوام
من از قدرت های ویژه ای میخوام
چرا روی ؟
ان.اس.ا به من اعتماد کرد
و روی را یک تیم خاصی ساخت
توکسی
ناتن
روبینا
امان
روهیت
پوجا
ایده های ما
هدف همه ما یک چیز بود
واسو
تو به ما 150.000 لیست دادی که
ما ۳۸۴ را انجام دادیم
این اهدا کننده گان ام. ار. اس سرباز هستند
بعضی از انها افسران هستند
چند بخش وجود داره
دانش آموزان ، استادان ، مجرمان ، در حال فروش سلاح هستند
توی این ها بعضی ها خیلی سخت پیدا میشند
و کسی خبر نداره
روهیت
پیدا کردن بعضی خیلی آسونه
این افراد
حتما یک روز در بانک، ATM و استادیوم
خوب، یه جایی میان حتماً
پس همه سرورها را در نظر داشته باش
درمورد این چیکار کنیم ؟
از او فقط یک نام را داریم
تصویری نداریم
اگر این ۳۸۴ نفر دستشون را ببندیم
دست ام ار اس هم رو میشه
مدرک گیر اومد
با قانونی انجام میشه
و اگر نرسید بی قانونی
شکستن ضروریه
اما ام ار اس
از فکر ما خیلی زرنگ تر بود
با وجود این
هیچ شواهدی یافت نشد
درباره انفجار سلاح انفرادی
در این مورد سرقت هیچ شواهدی یافت نشد
اونروز
روز عروسی روبینا بود
پونصد تا شیشصد نفر مردند
و هر کاری انجام میدهند در گجرات می کنند
پدر و مادر آنها دستشون هستند
قادر کولالا مرده
این برای ام ار اس فایدست
امشب ساعت دو
به اسکله پوربندر میرن که
مهمات خود را برداند
اون خودش داره میاد
آیا این قضیه درسته ؟
بله درسته، قربان
سلاح هایی که دنبال آن هستید
همون هایی که از ما سرقت شدند
ناتهان سریع با داس تماس بگیر
بیایید بریم بریم
بدون من ؟
شوهر روبینا میدونست که با خون دست و پنجه نرم میکنیم
ما قبل از زمان ممکن به پوربندر رفتیم
پوربندر
در داخل کامیون ها سلاح وجود داره
سلام
چی ؟
حمل و نقل کنسل شده
بریم
نگه دارید
اسلحهها پایین
واسو
واسو
واسو
احساس عجیب و غریب برای وطن پرستی
فقط برای دادن زندگی
نه نه
خشم تو منطقیه
و هم احساسی
زندگی
دادنی نیست
گرفتنی است
نه
واسو
چند بار باید بفهمونم که فاجعه به بار نیاد
چی رسید بهت ؟
خیانت
اون
اوکسی را هم فرستاد
برای من
دوباره برای شما
تو اینجا نیومدی
احضار شدی
چیزی خیلی با حالیه
میدونستم ، دو بار بررسی کردم
برای همین کامیون را
با لایه سرب پوشوندم
بالای آن سلاح
پروژکتور هولوگرام گذاشتم
تحت لایه سرب
افرادم را پایین گذاشتم
به هر حال
هیچ پرتعی در جهان وجود ندارد
که سرب را تشخیص بده
آسونه
تو دبیرستان یادش گرفتم
به همین دلیله که برای تسلیم شدن به من
یک فرصت خوب
به پام بیفت
اول اینو بگو
بگو
چیکار میکنی ؟
مغز تو بعنوان نابغه می چرخه ؟
چرا می ترسی از ذهن خودت ؟
تو فکر میکنی میتونی از اینجا فرار کنی ؟
تو چی فکر میکنی ؟
میتونی متوقفم کنی ؟ ها ؟
میتونی متوقفم کنی ؟
جنگ اطلاعات نظامی سایبری را
تو نجات دادی نه ؟
او ببخشید
ارادت چیه ؟
تور دستت بیاد
میتونه کل جهان برنده بشه
بعد تو میایی ؟
برای نابود کردنش
بهت فرصت میدم
دیونه کاری را متوقف کنید ، شما باهوش هستید
نابغه منم در این شکی نیست که
وجود ندارد
یک روز
یه یاداشت بود که
فراموش کردم
اگر او احمق است یا نه ، این است که هیچ اطلاعاتی وجود ندارد
ارسطو گفته
پس تموم اسلحههای خود را بذارید کنار
و با عقل خود
از آنجا که تو فقط می تونی تقلب کنی
تو میتونی منو بکشی
اما من نمیتونم شکست بخورم
کی گفته ؟
چه کسی گفته ؟
واسوده شاستری
مثل یک سگ که دمش را تکون میده برای غذا
ببین چطوری میخنده
ببین
یکی براش آینه بیاره
مثل سگ صورتش را ببینه
تو خودت را نابغه میدونی؟
بازی را انجام بدیم
آماده
منم مبینم محدودت چقدره ؟
آتیشش بزن
آتیشش بزن
وگرنه جلوی همه لباسهای اون دختر را در میارم
شخصیت خود را از دست ندهید
و حالا چه اتفاقی می افتد ؟ باید چکار کنم ؟
حالا بگو
آبروی یک دختر درستکار
باید حرمتش از بین بره
فقط بخاطر این پرچم
باید خجالت بکشی
در مورد این کشور نه
ببین چی میشه
هی دست نگه دارید
بس کن
ما
ما برای نجات دادن عزت بچه هامون
این پرچم را می تونیم چند صد بار پاره کنیم ؟
و
برای محافظت کردن از این سه رنگ
ما بهارتی
برای هزاران بار بیمیرم
و شبیه شمارا
هزاران هزاران بار
تکه تکه کنیم
من
بر میگردم
باز خواهم
من باز خواهم گشت
تو نمی تونی
من باز خواهم گشت
گفتم که
وام ها پرداخت نمی شود
و این یک وام برای سرزمین مادری است
من به پوربندر میرم
واسو
وایسا
واسو لطفاً
به من گوش کن
ناندنی
من باید برم
برای زندگی راحتتر با تو
باید عملیات را کامل کنم
نبرد دل
از مغز بیشتر نیست
ترجمه از سردار
(((( sardar.tamande))))
sub : sardar.tamande@gmail.com
دهلی نو
صبح بخیر، قربان
خبر بد
واسو فرار کرد
به پور بندر رفت
پایگاه سایبری دهلی نو
به آقای لنگام بگویید آیا هیچ چیز در مورد واسو وجود ندارد ؟
خبری نیست؟
اون خیلی باهوشه، قربان
همه را احمق فرض کرده
همه را فریب داده
قربان ، اون اینجاست
اون به پور بندر نیومده
همه ما در فرودگاه هستیم
قربان، نگاه کنید
ردیاب در بدن او
Lakshadhee در فرودگاه است.
این عاشق شتی است
در کیف اون بود
و همه ی ما
این را دنبال کردیم
و همچنین ، قربان
اون خیلی آدم باهوشیه
خفه شو فقط خفه شو
این قدر هم حرف نزن و کارت را انجام بده
من در Outpost Laxdeep هستم عکس های دوربین ها را بفرست
چشم ، قربان
آقای داس
به حیوان خانگیت بگو
اگر از او تماسی آید
بهش بگو تسلیم بشه
اون با خاموش کردن ردیاب غلط بزرگی انجام داد
اون زنده نمیمونه
آقای رانجان
این آسان نخواهد بود
چرا این حرفو زدی؟
شاهکار واسو چیه ؟ آیا بزرگتر از قانونه ؟
نه
نه اصلا
احساسات او خیلی بزرگه
عملیات ام ار اس
تاثیر او
اولین کار من ، این سه
و
فکر میکنی بعد از من اومد
اقبال
موبای
ناگش
ای.اس.ای خوابیده
سه قتل، چهار فساد، ده انفجار
شارپ ودکار
در 45 درجه توکست
الان میفهمم کی تعقیبم کرده
کی شمارا فرستاده ؟
بگیـــد
ما فقط قرارداد داریم چیزی نمیدونم
فهمیدم
شما اینقدر مهم نیستید که منو به ام.ار.ا.اس برسونید
مگه نه ؟
خب میخوام یه پیام بفرستم
من باز خواهم گشت
این مورد یک رویداد طبیعی نیست
چیزی که پشت این راز مخفی است
در لکشوود
سه تا جسد که رو پیشانی اونها
چیزهای نوشته شده
آیا پشت این پیامی فرستاده شده ؟
عزیزم
من برگشتم
منم برگشتم
بیا شروع کنیم
از قبل شروع شده
دهلی نو لکشدیپ کباج
دهلی تیپالپا
ما باید با داس تماس بگیریم
تماس پذیرفته نمیشود
نه چیزی دیگه
تا وقتی واسو دستگیر نشده
شما دوتا پیش من زندانی میمونید
اما تو میدونی که
نمیتونی اینجوری مارا نگه دارید
مــن
اگه بخوام هرکاری میتونم انجام بدم
میتونم اینو نوازش هم کنم
چی کار میکنی ؟ خفـه شـو
شیش ساعت دارم
از شما میپرسم
واسو کجاست ؟
اگر میخواید به خونتون در لکشدیپ برگردید
پس بگید
اون کثافت کجاست؟
چون بزرگتر از اون کثافت ام. ار. اسه
ام.ار.اس دوباره برگشته
حالا ببینید
چه چیزهای جالبی رخ بده
ام.ار.اس برگشته
حالا ببینید
چه چیزهای جالبی رخ بده
حالا اگه من اونو مخفی کنم فایده ای نداره
این اشتباه توه
بهت اخطار داده بودم
وقتی که داشتم از لکشدیپ بر می گشتم
اتفاقی دیدمش
گفتم که دیوانه نیست دغل بازه
اما تو میخواهی تنهایی بهش فکر کنی
این آسون نیسـت ، قربان
قبل از اینکه شما به لکشدیپ برید
من قراردادی برای کشتن اون امضا کردم
اون
ده گداهای آی.اس.ا. ؟
چندش آوره
من میخوام یه چیزی را بدونم
چرا وقتی تو محاصره بود نکشتیش ؟
مینستر آقا آیا تو میدونستی ؟
آیا من میدونستم؟
تا حالا کسی خبر نداشت که اون زنده
همه فکر میکردند که اون مرده
حتی پرونده اونو بستم
اون حرومزاده
داس کاری کرده که همه فکر کردیم که تنهایه
مخفیش کرده بود
الان هم تنها نیست
حتما کسی پیشش است
شاید هم روی
شایــد؟
چـرا؟
چرا باید به تو اعتماد کنم؟
چرا باید به تو اجازهی چنین کاری بدم؟
بگــو
ببین
اگر پیش ام.ار.اس
به نفع توکسی حرفی بزنی، اونوقت
اونوقت؟
وزیر مینستر هم از بین رفته
واســو
افسر هم از دست رفته
مگر اینکه
در دست تروریست ها؟
واسو
پسرم این چیزها بعضی مواقع پیش میاد
این کسب و کار سیاسی
و این کار ما از وطن پرستی است
ما تجارت نمیکنم
فقط کار خوب انجام میدم
در مقابل اونها
اون چیزی که باید اتفاق میفتاد افتاد
تو میدونستی؟
این کثافت ها به من خیلی فشار می آوردند
الان که مرده
همه چی تموم شده
پس بیا تمومش کنیم این
کارو
اگر من بمیرم
تو هم بجایی نمیرسی
فردا در صبحانه
دو
چهار
هشت
دوازده
نـــه
سی و دو تکش میکنم
سی و دو
اونم ناندنی و مادرش
اینجا را گفتی مگه نه؟
اینجا مخفی شون کردی مگه نه؟
نفهمیدی؟
هر چی اون ببینه منم مبینم
هر چی بشنوه منم میشنوم
برای اینکه
توی لنز چشماش دوربین است
و تو گوشواره اش میکروفون
می تونم لمسش هم کنم
برو شکر کن آدم های من اونها را نجات دادند
و اگر یک انگشتت به اون میخورد
دوتا سی دو بار در یک زمان
برای سی و دو هزار بار هم نه
تو جاده های دهلی
میکشمت که کاملا
تکه تکه شی
ناندنی عشقه منه
عشق من
تو فکر کردی همینطوری ولش میکنم
من میدونم
ام.ار.اس بخاطر تو به اینجا نمیاد
اما تو میتونی پیام خودت را به من بدی
خودکشی متعهد
توی زندگی
یک کار درست انجام بده
زود باش
کشیش گفته
که منافقان
باعث مرگ خودش
خودش هست
آیا این قتل است؟ یا خودکشی؟
سوال ها زیاده
قبلا در قلعه لکشدیپ قتل صورت گرفته
آیا این هم مربوط میشه به اون
به همین دلیل بسیاری از مشکلات بوجود آمده است.
سازمان های امنیتی ما فقط به این نگاه می کنند چرا فقط منتظر هستید؟
دلیل مخفی و
قاتل افسر و وزیر منیستر کیه
پس از این مشکلات زیادی بوجود آمده است
چون بعد از قتل
روی زمین
با خون نوشته
بیا دستگیرم کن
این فقط نیاز به پاسخ دارد
مشکلی پیش اومده
تماسی از موریس اومده
آی.اس.ا سر اینکه با ما در بیوفته بلال را فراخوانده
انها میگویند نگویی مانند ما اشتباه است
قربان
شهرت ما در جهان تموم شده
اسلام آباد
سلام
از یک طرف بیدار شو
به من بگو معامله انجام شد
با بلال
حالا چی اتفاقی افتاده؟ چیزی از دست رفته
حالا همه چیز از دستمون میره
بخاطر مغز کوچیک تو
همه چیز را از دست دادیم
این نیست
تو گفتی که دیجیتال
چیزی که کان وعده داده
اون چی شده
شبیه شما هندیا
کان دیجیتالی که قول داده
اول اینکه دو روزه کامل میشه
دوما در سازمان های دولتی
درباره اتصالات در سیستم های امنیتی
شما خنگها را چطوری بفهمونم؟
حرف دهنت را بفهم، خفه شو
این حرفهای زنونه را تموم کن
من در مورد یک برنامه جدید فکر کردم
ببین هند چطوری دور خودش میچرخه
دهمین یادبود
کان دیجیتال است
پول، لطفا
کی وقت انجام این کار را داری؟ آهی ام. ک
بله قربان
یک لیست بزرگ از آدم های مهم حاضر کن
چشم قربان
و توی آن ضروریه یک اسم کوچکی باشه
الان گیرت می اندازم
همگی خوش اومدید
من میدونستم که
ام.ار.اس برای پیدا کردن من از تو استفاده میکنه
بخاطر این اومدم که
تا در امان باشی
پس پیش من بمون
خیلی خیلی دلم برات تنگ شده
دلت برام تنگ شده؟
البته که تنگ شده
دوازده با اسمم اومد
چهارده بار
عکسهام را چک کردی
و فقط سه بار گریه کردی
اینقدر دلتنگ شدی اینکه شصت دقیقه هم نمیشه؟
همه چیزو نگاه کردم من
داری چیکار میکنی؟ ببخشید
آیا شما دیوانه هستید؟
نیترو گلیسرین کبالت
بمب
چهل و چهارتا
زمانی نداری
اگر حرف منو قبول نداری پس
بذار همه بمیرند
باشه
بذار بمیرند
دوباره نابغه بازی در میاری؟
چرا، دوباره ترسیدی؟
این برای من فقط شوخیه
اون روز من تو را کشتم
خیلی پشیمون شدم برای دو ثانیه
که بازیهای ذهنی را با کی انجام دهم
الان که ذهنت خراب شده
تمام آدم های موفق اینجا هستند
الان با کی بازی کنم
من به تو میگم چه چیزی را حل کنی
فردا داخل اخبار بگو
یکی دیگر از عوامل مخفی
برای کشتن یک عامل ان.اس.ا
بعدا محافظ های ان.اس.ا اونو میکشند
آقای جیشنکار پراساد
وظیفه ما زیاده
ولی وقتی نداریم
اما
پنچ دقیقه
برای شما نگه میدارم
کنترل دیجیتال
ده سال در رژه امنیتی
رکورد تاریخی خوبیه
بنابراین دولت
بهت پنج دقیقه وقت میدم
در پنج دقیقه، اون کرم را نابود کنی
حفظ امنیت دیجیتالی
سهم این آقای
فکر کن
بخاطر وجود یه کرم چهل نفر بمیره
پس چه دردی میخوره این همه آدم نجات دادی
سعی نکن به من یک نابغه نشان دهی
دلیل اینکه چرا مردم بدون دلیلی می میرند؟
تو دنیا چیزی وجود نداره
که توی پنج دقیقه از منفجر شدن چهل بمب علامت گذاری شده جلوگیری کنه
راهی وجود نداره
ان.اس.ا را بکش
بعد خودت را بکش
تو علامت روی سینتون بمب است
توی همشون بمب است
بگیرش
نگهش دار
واســــــــــو و
چیکار داری میکنی اون ام.ار.اسه
بگیرشون
قربان ناتن
روبینا
پوجا روهیت نذارید در بره
منو ول کنید
اونو بگیرید
اون ام.ار.اسه
چرا نمیفهمید؟
دارم از اینجا محافظت میکنم
بگیرید اونو, اون ام.ار.اسه
بگیرید اون سگو
آقای ناتن، بهشون بگید
به ان.اس.ا بگید
ان.اس.ا قربان اون ام.ار.اسه
این آموزش متعلق به آن است
من می خوام شبکه آی.اس.آی را شکست دهم
برید و اونو دستگیر کنید
ول کنید منو
باید برم
واسو
قربان، در اصل ذهن اون ناپایدار شده
اون فکر میکنه که عملیات هنوز وجود داره
و به کار برتری داره
آسیب های سرش به مغزش تاثیر گذاشته
به چیزی تبدیل شده
برای مدتی، او باید در بیمارستان باشد،تا مورد بررسی قرار گیرد
راستش
او به یک روانپزشک نیاز دارد
اون از بیماری روانی رنج می برد
این یک مشکل سلامت روانی است
احساس و رفتار
همه چیز به نظر می رسد طبیعی است
اما همیشه در درونش رخ میده
یک روز
شاید یهویی مغزش بمیره
ناندنی
همهی ما
از حالا به بعد باید مراقب باشیم
و الان وظیفه ی ما افزایش یافته
و الان مغز اون
بزرگترین دشمن اوست
اون شاید هر کسی را
ام.ار.اس بدونه
به هر حال، در ذهن او
دوستان مرده اون می توانند بیایند
شاید اون
درمورد انتقام فکر میکند
خطرناکه
این یک تصادف است
شما خطرناک هستید
تو در مورد من با همه توطئه کردی؟
پروین جوشی تو با ام.ار.اس ملاقات کردی
و همه ی مدارک را نابود کردی
به کسی چیزی نرسید
خفه شو
تحقیق وجود دارد
آن چه درست هست همه آن را میفهمند
حقیقت آمده است
تیم من از دست رفته
من می خوام درباره نخست وزیر شکایت کنم
تو نگران نباش
عشق ما دوباره می آید
کسی نمیتواند متوقفش کند
من نمی خوام کسی را ببینم
واسو چند تا محافظ داره؟
سه تا، قربان
دو برابرش کن، باشه قربان
پایان غمناک یک نابغه
پسرم
لطفا اینجا را ترک کنید
خانم
شما هم
به من ده دقیقه وقت بدید
لطفا باشه
الان هم شصت دقیقه نیست
همیشه با خنده منو یاد کن
بیشتر
و اگر از یادآوری من
نمیتونه خنده به لبهات بیاد
واوو
عجب داستان عاشقانه ای
ولی منو خراب میکنه
خوشتیپه نه؟
برای خوشی دل با اون همه را میکشی
منم میکشم
در واقع جنگ من با اون مرد سیاه
اسم اون جیشنکار پراساد
پدر و مادر من خیلی فقیر بودند
این خیلی سخت بود
آما پدرم
بسیار ایمان دار و صادق بود
نماز خون و پرهیز کار
خونه وضع خوبی نداشت
سقفش سوراخ سوراخ بود
تا حالا هم درستشون نکرده
اون هیچ پولی نداشت چی کار کنه
هیچ عقلی هم نداشت
که بفهمه
بچه ی نابغه به دنیا اومده
و منم نمیدونستم اونو
به تدریج متوجه
فناوری اطلاعات شدم
توی دو سال
بدون کار
با یک هک ساده به من یک میلیون داد
امروزم به من یک میلیون میرسه
از اون به بعد شروع کردم رویا بافیهای بزرگ
میرم خونه سوراخ را
تموم خونه
را قشنگ میکنم
پدر و مادرم خوشحال میشند
و همه چیز خوب میشه
چوب دمپایی هر چی بود منو زد
اونقدر اونقدر منو زد که خبر نداشتم
فقط میزد، میزد
برای اولین بار
برای اولین بار فکری به نظرم رسید
و فکرم این بود که
پدرمو اینجوری بگیرم
گردنشو شکستم
و کنارم چاقو بود اونو برداشتم
و اینطوری زدم
زدم کشتمش
مادرم اومد وسط برای نجات دادنش
هیچی نمیدیدم چشامو بسته بودم و میزدم
میزدم میزدم
و بعد از مدت کوتاهی بیهوش شدم
و وقتی چشامو باز کردم
دیدم که
و پدرمو غرق خون دیدم
و مادرمو دیدم
اونو خیلی دوست داشتم
و اگه به وسط نیامده بود
منتظر آن بودم
یک دست از پشت آمد
ناگهان منو کشید عقب
دیدم پلیسه
و منو بردن به زندان
خیلی دردناک بود
با دمپایی میزدند
هر شکلی شکنجه میدادند
میدونی اون افسر کی بود؟
جی شنکار پراساد
و سپس یک روز منو خواست
گفتم متاسفم، سلام گفت
اکثر آنها سی.آی.ا و آی.اس.آی
اف.بی.آی موساد
همه اونجا بودند
منو اجاره کردند
من فقط می خواستم با شما کار کنم
فقط من زیرا
من یک نابغم
اون گفت
این کشور احمق نمیخواد
شخصیت میخواد
منظور؟
من مادر خودم را کشتم
نه کسی دیگر
مجازات برای چی؟
اون
با آی.اس.آی
پول ارزشش را داشت که من زنده ام
وگرنه تا حالا زندان بودم
از اون زمان تا امروز
برای بردن آبرو اون سیاه پوست اومدم
اونو من
تا مرگش را نبینم آروم نمیشم
بیا مسله نهایی را حل کنیم
مسله دل تو مغزه
تو هم خیلی خوب بودی
مسله دلتو با مغز
بعد نمایش عالی به را انداختی؟
روبینا
و اون تیم توکسیت
مراسم تشییع جنازه با دستای تو انجام شد
داستان کوتاش را بگو
اونم بخاطر یه دختر
که اون زنده است
آیا امکان درمان شوک وجود دارد؟
تا مردم فکر کنند تو دیونه هستی
و خودت را از هر چیزی نجات بدی؟
و یک روز برای بهتر بازی کردن
عشق شما بر میگرده
یک نقشه عالی
چه عشق بزرگی
زامور
این سلیمه
شرمنده واسو
پیش روبین بود
من کشتمش کار دو دقیقه ای بود
ول کن اونو مشکل تو با منه
واقعا پس تو اینجا چیکار میکنی
برو
من تو را به چالش دعوت میکنم
به تمام بخش های اطلاعاتی
به ویژه جیشنکار پراساد
اون منو دمپایی ساخت
من هم او را با دمپایی ها تکان دادم.
با سیلی صورتش را سرخ میکنم اگه میتونید پس متوقفم کنید
تنها یک نام وجود دارد که می تواند شنیده شود
ام ار اس
آقای سمر خان
آیا میتونم با ریس ای.اس.ای صحبت کنم قربان؟
ریس آی.اس.آی
همین الان
آی.اس.آی دفتر مرکزی اسلام آباد
سلام
اکرم صحبت میکنه
دفتر ریس
زود باش گوشی را بده به ریست
واسود صحبت میکنه
کدوم واسوده، ام.ار.اس بهت نگفته؟
ام.ار.اس؟
کدوم ام ار اس؟
چشم آبی، پوست قهوهای،چهره طبیعی، لاهور.
دانشگاه ادوین
جاده ویکتوریا
مرکزی لندن، متولد لاهور، پاکستان
تاریخ تولد نوزده مارس
سلام
فاطمه؟
درمورد فاطمه حرف میزنی؟
بله آقای ریس
در حال حاضر چهار نفر من پشت سر اون
در حاله رفتن در جاده پیکاسلی هستند
بدزدنش؟
چطور جرعت میکنی؟
اون دختر منه
خبر نداشتی که این دختر شماست؟
مثل اینکه درمورد ام ار اس نمیدونید
این اشتباست
واقعا درسته
در پنجاب ما و لاهور شما هم روستا زیاد داره
دختراشون از همه مهم ترند
ببینید
ما با شما دشمنی نداریم
ولی اگه به خونه ی ما بیاید به شما خیری نمی رسه
به ام ار اس بگید تسلیم شه وگرنه
اون کفش های هندوستانی که پوشیدین
به سر شما میخوره
موفق باشید
ام ار اس
شما به آنها یک چیز کانت دادید
این تو نیها چیکار می کنه ؟
عملیات را تموم کن
خفه شو اسم دختر اومد جا زدی
اون روز توی پارتی
نقشه خراب شد بی عزتی کردی
ها ؟
کثافت دمپایی زدی
تو حرفات
من اسمتو هیچ جا نگفتم فهمیدی ؟
الان که طوفان اومده
تا نابود نکنه نمی ایسته
این داستان منه
قربان یک ایمیل اومد
از آم ار اس به آی اس آی الان ارتباط برقرار بوده
مکان ردیابی شد ؟ بله قربان مکان ردیابی شده
پیداش کردیم قربان
یامونا در ماتورا
امان تو یه کاری کن
همه تماس های داخلی و خارجی ماتورا بیندرا را مسدود کن
به اینترنت و شبکه های اجتماعی هیچ سروری نده
نمیخوام هیچ چیزی را از دست بدم باشه
قربان بنظر میاد جا و مکان مون را پیدا کردن
تمام ماتورا زیر نظر پلیسه
قدرت های نظامی شهر را در دست دارند
انتقال دختره تو ماتهورا بدون اینکه کسی خبر داره بشه
ممکن نیست قربان
بهتر نقشه تون را عوض کنید قربان
چیزی که میشه باید بشه
من تو ماتهورا مخفی میشم
دختره را هم جای خوبی مخفی میکنم
تو فقط به وقار یک پیام بده
قربان یکی داره پیام می فرسته به کسی به اسم وقار
من کاندیدیم را گرفتم
این یکی نه هنوز عملیات کامل نشده
برو به ماتهورا ، باشه
سربازان ان اس ا دارن سخت کار میکنند
همه چیز آمادست
اما هنوز از جای بمب خبری نرسیده
از مسیر دور
بمب های پلاستیکی با تلفن همراه کار نمیکند
نمیدونیم باید چیکار کنیم
اتاق کنترل کجاست ؟ جلوی شماست
الان حتی خدا هم نمیتونه متوقفم کنه
تاریخ داره نوشته میشه
هر کسی نمی تونه اونو انجام بده
ناندنی ، معبد و مردم همش مسهولیتش با منه
ببین واسوده باید ، آقای داس
بیا روی بمب تمرکز کنیم
اینو هم بگم این دستگاه خیلی پیچیده است قربان
هر کسی هم نمیتونه ازش سر در بیاره
یعنی این بمبه
این بمب نیست ، چی ؟
قربان قطعه پلاستیکی است
که با یک لایه candium ساخته شده
اون میدونه که ما داریم از دستگاه شما استفاده میکنیم
بخاطر همین به پلاستیک کلسیم کلرید زده
تا همه ی مارا گمراه کنه
و وقتی که این چیزی پیدا کنه تو این مدار
مارا فریب میده که این بمبه
و ما نمی تونیم جای بمب اصلی را پیدا کنیم قربان
یک بار ۶۵ را تایپ کن
انجام بده همین الان بزن ۶۵
با این امواج میتونم پیداش کنیم
بازتابش را برای پیدا کردن مکان ، بیشتر کن
عرض جغرافیایی
29.4232
طول جغرافیایی 77.6737
به سمت راست بکش
عرض جغرافیایی 29.5051
و طول جغرافیایی 77.6737
خیلی چشم گیره
فکر کنم بمب را پیدا کردیم
موج چیه ؟
دارم چکش میکنم قربان ، کنترل اتصال کنترل شد چک کن که بمب تقلبی نباشه
ناندنی ناندنی
ببین
ببین تو چیزیت نمیشه
باشه ، باشه ؟
ولش نمیکنم اون سگو
اتفاقی برات نمی افته ناندنی
ببینید توی پانزده دقیقه بمب منفجر میشه چرا نمی فهمید ؟
چرا میگید
چهل هفت دقیقه تا اینجا راه ؟
دهلی که همین بغله
من می خواهم عملیات صاف کاری را شروع کنم لطفاً
با این تعداد کم سرباز چطوری میتونیم به هزار نفر کنیم ؟
شما به من بگید
و یه چیزی
داد و بیداد بشه چی ؟
آقای شعیب ، بله. آقای شوکلا , جان
تمام معبد و دور و اطرافش هر چی محافظ بود
همه را اینجا بیار
من باید توی پانزده دقیقه پاکسازی را شروع کنم لطفاً
قربان تا وقتی که بمب خنثی نشده
نه میتونم اونو از بدنش در بیام
نه میتونم چرخ را نابود کنم
خب خاموشش کن دیگه
این خیلی مشکله قربان
به نظر میرسه خیلی هوشمندانه ساخته شده
پنل های بمب به روبیک وصله
اگر حل بشه بمب خنثی میشه قربان ، تلاشتو بکن دوست من
قربان شما میدونید که ما وقت نداریم برای حل کردنش
پانزده ثانیه براش تنظیم شده
امکان ندارد تو پانزده ثانیه حلش کرد
قربان حل کردنش توی پانزده ثانیه امکان نداره
اما رکورد جهان ۴.۵۹ ثانیه بود این کار میتونه انجام بشه
من می تونم انجاش دهم
نه نه واسو
سعی هم نکن ، باید تلاش کنم
من فکر میکنم بتونم ..، لطفاً بهش دست نزنید
اگر بهش دست بزنید توی پانزده ثانیه معبد نابود میشه
آهای واسو
چیکار کنیم شما کسی نمی تونید انجامش دهید من می تونم
بذارید انجامش دهم
به من اعتماد کن ناندنی
به من اعتماد کن
لطفاً دست نزن
لطفاً واسو ، بهش دست نزن واسو
بریم الان منفجر میشه
این چرا فرصت به من داده
اگر میخواست منفجرش کنه
تا الان باید منفجر میشد
این بمب جعلیه
درسته
با این همه محافظ و سخت گیری
اگر من به معبد بمب گذاشتم
خب منفجرش نکنم
چرا دختره را اینجا بیارم ؟
تو و دختره را می تونستم توی بیمارستان بکشم
بخاطر همین
ازش استفاده کردم
جوری که تو پارتی ماسک را بهم زدی
و نقشه من خراب شد
و اینکه من خبر نداشتم که نقشم به خوبی پیش بره و به همین دلیل تفریح مارا تو خودت به مقصد رسوندی
و اینکه
احمق مثل شما نگهبان معبد بودند وارد شدن برای من خیلی راحت بود
من برای کارهای بزرگ آفریده شدم و اسمم ام ار اس
قربان اون تلفنش را به رادیو متصل کرده
و از طریق اون داره تو رادیو حرف میزنه
و این را کل ماتهورا دارن گوش میدن قربان
همشهری های من
اگر شما مشغول کاری نیستید
پس برای یک تخریب آماده باشید
سه هزار و هفتصد ونه کیلومتر مساحت ماتهورا است
سه هزارو صدو بیست و دو معبد توش وجود داره
هیچ جا هم محافظی نداره
بمب را هرجایی میتونی بذاری
اگه زندگی از بین بره معبدم از بین میره
آداب و فرهنگ مذهب کشور هم از بین میره
هم محلی های دوست داشتنی من
من شیطان نیستم
این تخریب متوقف هم میشه
اگر این نابغه واسوده شاستری
به ان اس ا
در مقابل رسانه ها
بزنه تو گوشش
و دمپایی بزنه
میدونی چیه ؟
که برای من رضایت بخش میتونه باشه
قربان میخوام کنفرانس مطبوعاتی برگزار کنم
یعنی الان نمیخواهی معبد را منفجر کنی ؟ میکنم ولی
اولش می خواهم این گاو را تماشا کنم
ام ار اس
یعنی بعد از تهدید آقای سمر خان
واسوده شاستری بعد از چند دقیقه درخواست کنفرانس با رسانه ها کرد
آیا واسوده شاستری با ان اس ا
مشاور امنیت ملی این کار خواهد کرد
به درخواست از تروریست ها
و ذهن های مردم را به طرف خودش انعطاف بده
ام ار اس میدونه که من ان اس ا هستم
امنیت ملی را مشت بزنم ؟
دمپایی بزنم؟
میزنم
میزنم
چند چند بار میزنم صد بار میزنم وسط جاده میزنم
اما مثل ام ار اس
هر خائنی را میزنم
هو ام ار اس تو میشنوی دیگه
وقتی حرف میزنم با دقت گوش کن
ان اس ا هند را ول کن
حتی یک سرباز در هند را نمیتونی در دست داشته باشی
و این که مثل پدر منه
من خودم بهش دمپایی میزنم
مردم را مجبور میکنم بهش سیلی بزنند
از جاده ها دور شید
من بمب را فعال میکنم
راه تو
من طی میکنم
با دل بازی نمیکنم
و با ذهن نمیذارم بازی کنید
بمب کجاست؟
دوباره نابغه بازی؟
دوباره ترس؟
تو فکر میکنی که تو
میتونی متوقف کنی؟
بنظرت میتونی از این جا فرار کنی ؟
اینجوری گلوله میزدی به تیم توکسی من ؟
تو تو
توی بورس کسی نداشتی نه؟
چطوری وارد رانداون شدی؟
من متنفرم از احمق های نابغه
نابغه اصلی که اونه
اون منو آورد اینجا
گوش کن
گوش کن
با این همه محافظ و سخت گیری
اگر به معبد بمب گذاشتم
صدای زنگ
که از پشت سر میاد
احمق مثل شما نگهبان معبد بودند وارد شدن برای من خیلی راحت بود
پدرم همیشه میزد
از بچگی می شنیدم اونم از اینجا
و این صبح و عصر زده میشد
بخاطر این صدا من فهمیدم که
تو در فاصله سی متری هستی
و اینو میدونسم که یه جایی پنهان شدی
برانداون توی رگ های منه
و تو اینجا اومدی تو محل من
تو محل و توی معبد من بمب گذاشتی؟
کثافت تو اینجا انفجار نه
حتی یک آجر هم نمیتونی بشکنی
و اگه آتشیش بزنم
چی؟ تکت میکنم
قاتلم من
اگه میتونی متوقفم کن
بکشید ش
برو
بعد از قتل میخواهی کجا فرار کنی
بچه ی سنگدل
کرمت تو را اینجا آورده
کرم من نیست
مال توئه ، فراموش کردی ؟
میدونم
هر کار بدی انجام بدم
منظور این نیست که زات اون خرابه
ولی پیش تو است
همدردی نکن
اگر میخواهی شلیک کن
بزن
شلیک کن
ام ار اس هستم من
تنها نابغه
تو هنوزم فکر میکنی که یک نابغه ای؟
نه
نابغه اون کسی میتونه باشه که پیشش
شخصیت خوب باشه
تو پیشت مادر و پدر داشتی
تو اونها را کشتی
پیش اون هیچ کس نبود
اونو این دنیا بوجود آورده
اون نابغست
تو هم هک میکنی
اونم هک میکنه
تو مخالف کشور انجام میدی
اون برای کشورش میکنه
این نابغست
نابغه اون نیست که
با مشکلات کوچک
کمک بگیره
نابغه کسی میتونه باشه که
در هر شرایطی
برای زندگی مبارزه کنه
و برنده بشه
اون نابغست
درسته
نابغه اونه
که در هر شرایطی
در زندگی بجنگه و پیروز بشه
اینو فقط تو به من فهموندی نه کسی دیگه
همیشه میگید برای کشور قربان
درسته آقای داس
عشق بشتر از هر چیزی
و بالاتر از تمام اوناست
امیدوارم از زیرنویس و فیلم لذت برده باشید
ترجمه و زیرنویس سردار تمنده Sardar. tamande
... با تشکر ....
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.