Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
:::::::::تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(جهان زامبیها 2)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
!نه! قاتل
!باید همشون رو بکشیم
!همونجا بمونین! حمله! همشون رو بکشین
چرا اینکار رو با ما میکنین؟
!نه- !تصادف بود-
تصادف- بزن بریم-
!بکششون
!هی! اونوری برین
!اوه لعنتی
!هی
!مواظب باش
(سطح پایین ایستگاه مترو: مسیری به پلتفرم)
!برو بیرون
!مواظب باشین
!آروم
...اوه لعنتی
خیلیها ما رو دنبال کردن
برو بیرون- !آروم-
آیگو آیگو
منو نگاه کن، عینکت رو زدی؟
آره- در نیارش-
خوبی؟
چرا اون کار رو کردی؟
دیگه کار دیگهای نمیشد کرد
نه نمیتونی کسی رو مقصر این بدونی
مشکلی نیست
درهرصورت زامبی بود- این چیزی بود که باید میشد-
یا یکی از ما میتونست زامبی بشه
آره کارتون خوب بود
اونم باید شوکه شده باشه
همش خیلی سریع اتفاق افتاد
افراد توی یه لحظه به سمت ما برگشتن
کاملا ما رو از هردوطرف داشتن تعقیب میشدن
!فقط بکشش
(تیون مجبور شد که یه تصمیم بگیره)
!میتونم کنترلش کنم! اینکارو نکن
!نکشش
!هی
(به جای اینکه طرف برادران حرفهای زامبی رو بگیره)
(طرف ضد زامبی ها رو گرفت)
(با این تصمیم گروه با جناح ضد زامبی به پایان رسید)
اوه اون خانم و همه افرادی که اومدن
اونجا موندن ممکنه راحت نباشه
اگه میموندیم میمردیم
حق با ما بود نه؟
موافقم
آره درسته
باید چیکار کنیم؟
باید اینجا با اینا وایسیم؟
با هم میریم مترو؟ چیکار باید بکنیم؟
بهتر نیست درباره مترو حرف نزنیم؟
ولی به هرحال اونا به خاطر ما اینجان
نمیدونم با این وضعیت چیکار کنیم
اگر خیلی درد داری کولت میکنم
آره خیلی درد میکنه که حتی نمیتونم راه برم
پس من کنارتم
مرسی
ممنون
هی اونجا
...چرا اون آمریکایی
چرا اینجاست؟
!جاناتان- جاستینه-
اوه جاستین- جاستینه، نه، جاناتان-
جاستین هاروی- جاناتان نیست نه؟-
اون خشمگین نیست؟- منو میترسونه-
ازش خوشم نمیاد
...اون یکم پیش قمار میکرد
درسته
اون خیلی قویه
(سه ساعت پیش در پناهگاه موقت)
اونبی خوبه
من خیلی ناامیدم
چی؟
اوه سلام
اون کیه؟
(یه خارجی دیدن که انگاری از قبل دین دین رو میشناسه)
شروع میکنم
باید حدس بزنی کجاست
وسطه- اینطرف نیست؟-
مرسی
این مرد کلاهبردار نیست؟
(اون بعد از دست دادن دو قوطی تن ماهی تند میز رو برمیگردونه)
!کلاهبردار- !نه-
!نه- چیشده؟-
جاستین مقصدت کجاست؟
مقصدم؟ فرودگاه
فرودگاه؟- آره-
چرا جاستین اینقدر منو میترسونه؟
مدام هی دور ما میچرخه
اگر ازم بپرسی اون خطرناک ترینه
(جاستین هاروی، بازیگر آفریقای جنوبی)
آره من اینجام تا کمکشون کنم
آره- آسیب دیدن-
اینجوری زل نزن
...خب گفتی حس بدی داری
نه فقط اینجوری نگاه کن
فقط اونجوری نگاه نکن- ولی من دوتا چشم دارم-
درگیر نشو
باید با جاستین چیکار کنیم؟
چی؟- جاستین-
...خوشم نمیاد ازش
ولی بدن خوبی داره
به خاطر همین دوسش ندارم
دیدم مرد جودویی رو یکم قبل خاکش کرده بود
(جاستین از قدرتش برای کمک به فروکش کردن هرج و مرج استفاده کرد)
!گازت میگیره ها
!تصمیمت رو بگیر
به ظ نظر میاد دیوونه پوله- واقعا؟-
آره اگر بفهمه هونگ چول کیه عقلش رو از دست میده
فقط بگو آب مروارید داره
نه جاستین خوبه
دوست منه
مشکلی نداره- ولی پنج میلیارد وونه-
هیچوقت مردم رو نمیشناسی
ولی اینکه یکی رو بذاری بمونه عجیب نیست؟
موافقم- درسته-
ما الان حتی از خودمون نمیتونیم مراقبت کنیم
چجوری میتونیم مواظب اونا باشیم؟
لطفا کمکون کنین
باید با هم بریم- ما رو ببرین-
ما هم نمیدونیم- لطفا ما رو نجات بدین-
ما چیز قطعیای رو نمیدونیم
همتون فرم بهتری از ما دارین پس لطفا ما رو با خودتون ببرین
...همه یه لحظه صبر کنین، اول از همه
اگر قصد دارین برین مترو دستتون رو ببرین بالا
هممون باید بریم داخل
کسی میخواد وایسته؟
...پس درمورد خانم زودجوش
طبق چیزی که دیدم باید اون خانم رو از هونگ چول دور نگه داریم
آره درست میگی
پس اگر پیداشون کنیم و بیاریمشون پنج میلیارده؟
(اگر وضعیت هونگ چول مشخص بشه شکارچیهای 5 میلیاردی بیکار نمیشن)
اون زن و اون خارجیه
هاروی؟ باشه
چرا اینکار رو نمیکنیم؟
شی یونگ و هونگ چول میتونن بعضیها رو ببرن
بقیه هم با هاروی میرن
بیاین دوباره بعد از اینکه فهمیدیم مترو کجاست گروه بندی بشیم
بانو از اینور برو
(ناخواسته تهش گروه 20نفرهشدن)
مواظب خودت باش
از اونجایی که گروهیم باید با هم بریم
(هر تیم برای 10 نفره)
(با این بزرگسالان و آسیب دیدهها، به راحتی نمیشه همراهیشون کرد)
از اونجایی که مترو به دوجهت تقسیم میشه ما به این سمت میریم
اینجا کجاست؟
بزن بریم
راه درستی میریم؟
آره
(دفکون، دین دین، سونگ جه، اونبی و جاستین توی یه تیمن)
(هونگ چول، شی یونگ، دکس، سه هو، تیون، کدکانست توی تیم دیگه ان)
یهویی اینجا ترسناک شد
...ولی ما کجا
ترسناکه
حس میکنم یه چیزی میزنه بیرون- ترسناکه-
ولی باید مواظب باشیم
باید به همدیگه اعتماد کنیم
تا آخرش به هم میچسبیم نه؟
آره درسته، مواظب باش
(اسکورت 20 نفر در امنیت به مترو)
اوه این چیه؟
یه چیزی اینجاست
الان آروم باشین
ممکنه زامبیای بیاد
شاید زامبی باشه- مواظب باش-
خانم، نزدیکتر شو
(منطقه محدود: اتاق کنترل)
واو این باید اتاق کنترل باشه
(منطقه محدود فقط پرسنل مجاز)
یکم آروم باشین
یه چیزی اونجاست
چیه؟- واو این اتاقه؟-
مانیتور هست
...این
دوربین مدار بستهست- بی سیم هم هست-
میبینمشون
همه اینا مردن
زامبی- زامبین-
اونا وقتی سرکار بودن گاز گرفته شدن
(تعدادی از زامبیها داخل اتاق کنترل از طریق دوربین مدار بسته مشاهده شد)
(زامبیهای کارگر منطقه محدود)
(مشکل بینایی و شنوایی به دلیل محیط کار زیرزمینی)
چجوری رد شیم؟- راه دیگهای نیست؟-
صبر کن مثل حالت دید در شبه
یعنی اونجا خیلی تاریکه
(منطقه قابل مشاهده توی دوربین مداربسته تاریک بودن کامل رو نشون میده)
نمیتونیم بریم تو هیچ جوره
ولی اولیش کدومه؟ شماره1 باید اولی باشه، درسته؟
(اونا باید از این راه پر پیچ و خم بگذرن و از کنار زامبیها رد بشن)
این یه هزارتوئه
پس این... آره خودشه
هونگچول، من چراغقوه دارم
باید یه نگاه سریع به داخلش بندازیم؟
البته
اونجا هم یه نردبون هست
...میتونی- اگه میخوای ببینی برو-
(نیمهزامبی ایمن خودش رو عقب میکشه)
دکس میخواد یه نگاه به داخل بندازه
خیلی سریع داخلش نور میندازم
اوکی
ببین چقدر میتونی تو دوربین مداربسته ببینیش
هی دکس، اینو نگاه کن
میبینیش؟- شمارهیک-
دوربین یکو نگاه کن
آره، خودشه
(واکنش شدیدی به نور ناگهانی نشون میدن)
نه، الان بسته شده
!ببندش
اونا به نور واکنش نشون دادن- کسی پرید بیرون؟-
به نور واکنش نشون دادن
(تا نور ناپدید شد دیگه حرکت نکردن)
فکر کنم نباید نوری بهشون نشون بدیم
صبر کن ببینم، چرا همه یهو کلاه پوشیدن؟
(ده فراری دارن مضطرب میشن)
باید نجات پیدا کنیم- البته-
من بهشون گفتم بپوشنش
کار خوبی کردی
اینجوری نمیتونیم چیزی ببینیم
تا چراغ روشن کنیم زامبیها میان
تو راه میتونی منو با بیسیم راهنمایی کنی
(باید بدون نور از راه عبور کنن)
هیچی نمیبینی، همینطوره؟
نه هیچی نمیبینم
پس ما باید از اینجا راهنمایی کنیم و دکس میره اونجا تا چکشون کنه؟
حتما من نباید باشم که هونگچول، بهجاش تو میتونی بری
آره باید هونگچول بره
ولی نباید بذاریم اینا بفهمن، آره؟
ما نباید اینقدر پرسروصدا از هونگچول استفاده کنیم
راست میگی- دستکش هم بپوش-
از اونجایی که بیسیم داریم، بیاین تقسیم بشیم
بیاین تقسیم بشیم- از اینطرف بیا-
اول بیا اینجا- دوتا گروه بشیم-
پنجنفر باید اینجا بمونن
(راه پر از زابیهای نابیناست: تو تاریکی دنبال گمشدهها بگردین)
(دکس، سهو و ۵فراری اول میرن)
بیا بریم، تو میتونی انجامش بدی
فکر نکنم بتونم
شونههای منو نگه دار
مراقب باش
مشکلی نیست
گرفتیمش
نگران نباش، وصله
سریع درو ببند
(همه باید دوربین مداربسته رو نگاه کنن و یه راهنمایی دقیق ارائه بدن)
من رو سفت نگه دار
!نور! در رو سریع ببندید
(تاریکی مطلق شروع شد)
(داخل هیچچیزی دیده نمیشه)
دکس، اینجا رو برو چپ
یکم آرومتر
وصله،مشکلی نداره
داره خیلی نزدیک میشه
داره لمسشون میکنه
تا میتونی برو سمت چپ
تا میتونی برو سمت چپ
(وای نه! اون سمت راسته)
دکس، اونطرفی نه
سمت چپت- آره، سمت چپ-
(اگه تو تاریکی با یه زامبی روبرو بشن دیگه مردن)
مشکلی نیست
(اگه یه زامبی جلوشون باشه هم نمیتونن ببیننش)
مشکلی نیست- باید کاملا تاریک باشه-
دکس، دقیقا جلوت یه زامبی خانومه
باید سینهخیز بری
باید سینهخیز بری
(تو تاریکی باید با دستورالعمل مشخص و با دقت زیاد حرکت کنین)
خوبه، برو پایین
بهسمت راست بخز، همینه
آره تو همین مسیر برو- درسته، ادامه بده-
همه باید سینهخیز برن- همدیگه رو دنبال کنین-
پشت نفر جلویی برین، انگار دارین تعقیبش میکنین
به سمت راست، همونجوری آروم
(زامبیها به صدا حساس نیستن) (همین که بهشون برخورد نکنین در امانین)
وسط راهیم، مراقب باشین
(با موفقیت از منطقهی خطر اول عبور کردن)
صبر کن، اینجا وایسا
دکس، از اینجا باید بری سمت راست
بالا سرتو نگاه کن- !اون بالا-
خم شو
همگی، آروم برین
اوکی
تا میتونین پایین حرکت کنین- بلند نشین-
بلند نشین، همونجوری بخزین
مراقب بالای سرتون باشین
یه زامبی اونجاست
نفر دوم تا آخر، سینهخیز برین
ما هنوز باید سینهخیز بریم- نفر دوم تا آخر، سینهخیز برین-
همگی، بشینین
دست یه زامبی بالاسرمونه
یاخدا
!نگاه کن
(ممکنه زامبیها تو نقطهی کور دوربین مداربسته باشن)
!نگاه کن
!یه دونه هم اون پایین هست، وای نه
بیا بریم، برو جلو
سمت راست
حالا، بیا باهم بریم
!نه
!چیزی نیست
!گازش گرفت- !گازش گرفت-
گفتم که آروم برین
(اگه دستورالعملا رو دنبال نکنین این اتفاق میفته)
آروم- صبر کن-
الان تبدیل به زامبی میشه؟
همینطوره- اینشکلی که زامبیها بیشتر میشن-
یکم زمان میبره تا زامبی بشه
زامبی
بهتون گفتم که، باید پایین حرکت کنیم
خوبه، محکم همو بچسبین
محکم بچسبین
سهو، اون بالا زامبی هست
مراقب باش، بالا سرت زامبیه
باید پایین حرکت کنی- از پایین-
!برو پایین
اونا اینجان- دقیقا اینجان-
(وارد راه باریکی شدن که دورتا دورش زامبیها هستن)
میتونی به سمت چپ بخزی؟- دکس، به سمت چپ-
سینه خیز برو، فقط همون شکلی خم بمون
بخزین، پایین حرکت کنین
حالا پایین پاتونو نگاه کنین
به سمت جلو بخزین
(هشدار! یه زامبی تو نقطهی کور هست)
ادامه بده
(یکم دورتره، و ریسکی برای گاز گرفته شدن داره)
!دکس، همینجوری مستقیم برو
صبر کن، وایسا دکس
دکس، یه زامبی سمت چپت هست
سمت چپم؟
الان باید بچسبی به سمت راست
(هوف! شییونگ نجات پیدا کرد)
دکس، یهمقدار بیشتر برو اونطرف آفرین، همینه
(نمیتونه نفر جلوییش رو خوب نگه داره)
!وای نه
!باید ادامه بدیم
(چیزی دیده نمیشه، ولی یه راه خروج سمت راست هست)
بالا سرت رو بپا
این زامبیه داره چیکار میکنه؟
!اومد پایین
همونجوری... برو جلو
همگی، بیاین بیرون
!برو
!بجنب
!درو ببند
وسطیا کجان؟
!اونا مردن
چرا از پایین نیومدن؟
!خاموشش کن
نگران نباش، مشکلی نیست
...ولی
...ما اومدیم، ولی 2نفر
اونا گاز گرفتهشدن
مطمئن شین که محکم به شونههای هم بچسبین
وقتی از پایین حرکت میکنین
قدمهای نفر جلوییتون رو دنبال کنین و به جلو حرکت کنین
اوکی
من میخوام جلو حرکت کنم
من میرم جلو
(فراریها دارن استرسی میشن)
چرا نمیذاریم اونایی که آسیب دیدن برن جلو؟
نه، صبر کن اینکه کی اول بره مسئله نیست
اینجا بسته شده
پس آروم باش- پس باید واضح توضیح بدی-
آره، همینکارو میکنیم
...اگه تعداد زامبیها همینشکلی زیاد بشه
اون کسی که اول میره خیلی به نفعشه
اونی که اول میره؟
(اون واقعا میخواد نظرشون رو بدونه)
جدی هیچی نمیتونم ببینم
حتی یه چیزم نمیبینم
همین یکم پیش، یه تماس خیلی نزدیک باهاشون داشتم
یه زامبی سمت چپم بود و من نمیدونستم
وقتی رد شدی، پاهاشون شروع کرد به تکون خوردن
برگام ریخت یهو
!گوش کنین، اگه عجله نکنیم اونایی که گاز گرفته شدن زامبی میشن
تعداد زامبیها زیاد میشه
!این نیمهزامبی باید خفهشه
بریم- بیاین-
حالا، همگی
هرچی بیشتر طول بکشه بیشتر خطرناک میشه
دو دستی بچسبین- باشه-
!فایتینگ
میریم داخل
(کدکانست و تیون مسیر رودستشون گرفتن درحالی که هونگچول و شییونگ عقب وایسادن)
ای وای
ما از چپ میریم
در رو ببند
هیچی نمیبینم، چیکار کنیم؟
از چیزی که فکرش رو میکردم تاریکتره
الان تقریبا تو گوشهاین
باید بچسبین به چپ و از جعبهها دوری کنین
باید بچسبین به چپ و از جعبهها دوری کنین
از جعبهها دوری کنین
(سرعت صف به اندازه کافی سریع نیست)
!زامبی- نه، بسته شده-
باید سریع رد بشین
!سریع ردشین
زودی برین
عقبیها باید عجله کنن
!سریع ردشین
(کاملا تو جهت اشتباه رفتن)
(همون اول کاری، دو نفر از دور خارج شدن)
...اون یارو
سریع ردشین
میدونین دیگه، درسته؟ بعد از جعبهها، باید ازش ردشین
از گوشه سمت راست ردشین
آره، آفرین
!یالا! برین
وایسا، عقبیها هنوز نرسیدن
یکی از فراریها عقب افتاده
!فراری ضعیف بدون کمک گرفتار میشه
همه تو مسیر گاز گرفته شدن؟
(سه نفری که نتونستن صف رو ادامه بدن با یه پایان غمانگیز روبهرو شدن)
مستقیم برین و از اونجا بپیچین راست
باید مستقیم برین جلو
سمت راست کسی روی زمین نیست؟
فراری مرده تو سمت راست
زامبی مخفی شده تو سمت چپ
به راست؟
(نقطه کوری که زامبی توی دوربین مداربسته دیده نمیشه)
(با موفقیت از حمله زامبی توی تاریکی جلوگیری شد)
تیون، برو چپ و ازش دورشو
مراقب باشین، نزدیک بمونین
باید اینجا سرتون رو بدزدین
یه زامبی بالای سرتونه
(مکانی که اولین قربانی توسط زامبی از بالا گرفته شد)
(بازگشت به خزیدن طولانی مدت بعد از مرخص شدن از ارتش)
به راست؟ یا چپ؟
بنبسته
(به یه بنبست رسیدن)
شرمنده، الان اینجا رو نمیتونم ببینم
نقاط کور، جهت دادن رو غیرممکن میکنه
!هی، برو! کدکانست، حرکت کن
!حرکت کن
برین راست، بپیچین چپ و مستقیم برین
اگه سمت راستین، بپیچین چپ و مستقیم برین
(تو امنیت کامل از نقطه کور خارج میشن)
خب، مستقیم برین؟
اینجان، اومدن بیرون
!آره
(به منطقه چالشبرانگیز رسیدن که قربانی دوم توش سقوط کرد)
مستقیم برین جلو
خیلیخب، فهمیدم
(منطقهای که توش دکس تقریبا کشته شد)
کدکانست، همین که رسیدین اینجا فقط باید سریع حرکت کنین
بخواب رو زمین
!وای- برین-
...نه، نکن
کدکانست شجاعانه برای نجات فراریها برمیگرده
عه، وایسا
کسی که وسط راه وایسادی همونجا بمون، کارت خوبه
کسی پشت سرمونه؟
تیون اون پشت تنها مونده
...صف قطع شد، شما باید
کی الان اینجاست؟
من؟ بله؟
این کیه؟- من؟-
تیون اونجاست؟
آره
خب حالا
میتونی سریع باشی
لازم نیست سینهخیز بری
یه اشتباه کافیه تا غذای زامبیها بشی
(برای تعیین مکان زامبی چراغ رو برای مدت کمی روشن کرد)
اوکی، اومدش- من اینجام-
!عه، آفرین آفرین
(تیون فقط تو چند روز حسابی پیشرفت کرده)
تیون واقعا سریعه
بهنظرت خندهداره؟
چی؟- این وضعیت بهنظرت خندهداره؟-
وقتی از اینجا نگاه میکنی یهجورایی خندهداره
اگه بدوئن میتونن فرار کنن
(آخرین قدم به سمت خروج)
برین سمت در
خب، بیاین سینهخیز بریم
سینهخیز برین و پایین بمونین
هربار یکی، بدویین
پشت سرت
(پاش رو گرفت و بدجور افتاد)
!برین بیرون
(برخورد دوم با فراری)
!بریم
حالت خوبه؟- گازت گرفت؟-
خوبی؟- فکر کنم زخمی شده-
گازش گرفتن؟
تنهایی؟
نه، با خواهر و برادرمم
(در همین حال، دفکون با 14 نفر دیگه درحال حرکته)
چی؟- یکی داره زمین اونجا رو تی میکشه-
ساکت
زامبین- دارن تمیزکاری میکنن؟-
نه، زامبین
!زامبین! ساکت
(راهرو زیرزمینی: منطقه بازسازی)
هیچ صدایی درنیارین
باید از اینجا ردشیم، درسته؟
آره، باید اینوری بریم
(برای رسیدن به سکوی مترو باید از این منطقه رد بشن)
چطوره بدوییم؟
دویدن غیرممکنه
آدمهای زخمی داریم- تعدادشون زیاده-
دویدن برای همه ممکنه یکم زیادی باشه
(فراریهای خسته و ضعیف نمیتونن از بین جمعیت زامبیها فرار کنن)
من اول برم؟
تو؟- آره-
بیاین اول بررسیش کنیم
پس اونبی اول میره؟- ...ولی-
سعی کن تا اونجا بری، و اگه امن نبود برگرد
برو بررسیش کن
اون قبلا دونده بوده
واقعا؟- آره-
دونده دوی سرعتی بوده
به چی فکر میکنه؟
داره چیکار میکنه؟- برو بررسیش کن-
فقط یکم برو جلو- درست جلوشه-
(زامبیها برای مدت زیادی زیرزمین زندگی میکردن)
(پس بینایی و شنوایی ضعیفی دارن)
!عجب دویی! عین یه دونده سرعتی واقعی
(زامبیها بعد از حس کردن !یه حرکت ناگهانی بیدار شدن)
!من میترسم
!من خوبم
!ایول
!من خوبم- !آفرین-
(!زامبیها بیدارن، ولی حداقل اون موفق شد)
دیدینش، نه؟
فقط باید عین اونبی بدویین
چطوری قراره بدوییم؟
!کلی زامبی اونجاست- !ساکت بابا-
دیوونگیه واقعا- !صدات رو بیار پایین-
!به یه راه دیگه فکر کنین
ممکنه رد شدن از اونجا برای همه سخت باشه
ما نمیتونیم رد بشیم، پیاده غیرممکنه
(باید یه راهی برای اسکورت فراریهای ترسو و شاکی پیدا کنن)
باید اونها رو با خودمون ببریم؟
با چیزی که من میبینم
اینجا حتما یه منطقه تمیزکاری بوده
برای همینه که همهجا سطلهای زباله هست
روشون چرخه
...بیاین بذاریمشون اینجا و- یکی یکی هلشون بدیم-
این یکی نقشه بهتری بهنظر میاد
نقشهای برای استفاده از سطلزباله برای ماموریت اسکورت
ولی مشکل اینه که، اگه از این استفاده کنیم
یه نفر باید بکشتش
نه، میتونیم هلش بدیم
بعد اینکه وارد شدن، میتونیم کنترلش کنیم و اون طرفی هلش بدیم
اونبی اونجاست که بگیرتش، درسته؟
وایسا، بشین اینجا
برو داخلش
خیلیخب، برو داخلش
چرخهاش رو چک کن- ...خب، حالا-
نزدیکترشو- انگار جواب میده-
تو یه خط مستقیم میره
سراشیبیه، پس لازم نیست محکم هلش بدیم
آره، همهمون میتونیم زنده بمونیم
نقشه خوبی که خیال فراریها رو راحت میکنه
پس، من اول میرم
بهسلامت- مراقب باشین-
من میگیرمت
تا حالا کرلینگ رو امتحان کردی؟ (یه نوع ورزش روی یخ)
کرلینگ؟ نه نکردم
فقط باید درست هلش بدیم
(عه! شبیه کرلینگه)
حتی بعد از مرگ، زامبی ها نمیتونن) (جاروهای خودشون رو رها کنن
اونا باید از جاروها دوری) (کنن و دقیق هل بدن
(زاویه بی نقص با قدرت مناسب نیازه)
کرلینگ مرگ: مهاجر ها رو) (به سمت خروجی هدایت کن
!بیاین بریم
(کرلینگ انسانی در جهان زامبیها،پایان یک)
لیدر: دفکون) (دوم:جاستین هاروری
من فقط دنبال اونم
بزن بریم- باشه-
حالا،آروم بمون
ما حواسمون هست که تو رو در امنیت بیرون بیاریم
نکته کلیدی اینه که در حین دوری) (از زامبی ها با دقت هلش بدین
...حالا،بیا بریم یک
(!زاویه عالی)
(!قدرت عالی)
(!زاویه و قدرت عالی)
!کار کرد
!کار کرد
!داره کار میکنه
(!تونستن! اونم با یه دور انجام دادنش)
دیدی؟ موفق شدیم
(کرلینگ انسانی در جهان زامبیها،پایان یک)
اوه،مرسی
ما انجامش دادیم
آفرین بیا پایین
من میرم و کمک میکنم
ما یه نفر دیگه نیاز داریم نه؟- تنهایی انجام دادنش سخته-
موافقم،اونبی خیلی ضعیفه
من به اونبی کمک میکنم
ای وای
مرد 29 ساله ای که به راحتی میترسید) ( و کاراش رو تموم میکرد
(بالاخره سطحش رفت بالا)
با سرعتی دوید که زامبی ها) (حتی نتونستن بهشون برسن
اوه،خوب بود
این سریعترین راه برای رسیدن به اونجاست
اگه این سقوط کنه،ممکنه خطرناک باشه
ما قطعا نمیتونیم این کارو بکنیم
(افراد لجباز رو نمیشه متقاعد کرد)
!چیکار کنم؟ من نمیتونم برم
برای مردا بهتره اونجا فقط بدوئن
چرا همه مردها نمیدون؟
اگه گیر بیفتن چی؟- !هی-
زندگیمون بهش بستگی داره
بیاین عجله نکنیم و به جاش از این استفاده کنیم
اونا مثل اون فراریهای) (طاقت فرسایی هستن که تو فیلم ها میبینین
بعد از ارتقاء سطح، اون) (تو هر موقعیتی عالیه
باورنکردنیه
هنگام هل دادن مستقیم به سمت راست تغییر جهت پیدا میکنه
سمت چپ بالا رفته
یه کم به سمت چپ هلش بدین
یک تجزیه و تحلیل کامل) ( برای موفقیت ضروریه
اوپا
اگه وسط وایستاد، بهشون بگو که بیرون بیان و بدوان بیان داخل
ما باید جعبه ها رو اونجا ببریم
سال چند به دنیا اومدی؟
اوه، 1988- آهان-
به اندازه کافی عمر کردی
متولد 1988 بودن به این معنیه که) (تو به اندازه کافی طولانی زندگی کردی
!اون سال های زیادی برای زندگی کردن داره
حالا،آماده شو
(کرلینگ انسانی در جهان زامبیها،پایان دو)
! جعبه ها رو جابهجا میکنه
....یک،دو
حالا
تو اول بگیرش
(!گرفتار پاک کردن زامبی ها)
!ای وای
(غذای تحویل فوری رسیده)
چطور ازش عبور کنیم؟
!نمیتونم انجامش بدم
(کرلینگ انسانی در جهان زامبیها،پایان دو)
چیکار کنیم؟- ...نه،گوش کنین-
بیاین آرامش مون رو حفظ کنیم چون ما که این کارو از عمد انجام ندادیم
الان،پنجاه پنجاهه- میترسم-
تو این مرحله،چه کاری ازمون برمیاد؟یا انجامش میدیم یا میمیریم
الان نمیتونیم برگردیم
ما باید جلو بریم
سخنرانی دفکون اونا رو تشویق) (!میکنه تا دوباره تلاش کنن
من بعدی میرم- باید بریم-
مشکلی نداری؟
نه
اگه الان بری، شاید هنوز هم بتونی خواهرت رو بگیری
پس سریع بفرستیمش
(زمان مناسبی برای این حرفها نیست)
یعنی،کی میدونه؟
حتی اگه تو موقعیت خطرناکی قرار بگیری اگه هوشیار بمونی میتونی زنده بمونی
جاستین ازت مراقبت میکنه
کرلینگ انسانی در جهان زامبیها،پایان سه) (دوم: جاستین هاروی
قدرت خودش رو 100که برابر نسبت) (به یک فرد متوسطه، به رخ میکشه
الان نه ،همهشون جمع شدن
!باشه،حالا
!محکم هل بده
!لطفا
!اوکی،حالا
!محکم هل بده
!لعنتی
(آخرش به خواهرش رسید)
چیکار کردی؟
قدرت بدنی مورد اعتماد جاستین) (اونا رو ناامید کرد
!لعنتی
چیکار کردی؟
!من میترسم
نه،ولی اون گفت میخواد در هر صورت خواهرش رو ببینه
اوه،واقعا؟- آره-
پس کاریش نمیشه کرد،نه؟
لعنتی!اونا دیگه چی میگن؟
(کرلینگ انسانی در جهان زامبیها،پایان سه)
(!اما اونا حالا دیگه متوقف نمیشن)
!مراقب باش
به اون زامبی نگاه کن !خیلی زشت به نظر میاد
!وحشتناکه
از اونجایی که جاستین شکست) (خورد،لیدر دفکون قدم به جلو میذاره
باید اون رو با یکم چرخش کناری به سمت چپ هل بدی
!از پایین
سونگ جه میگه باید از پایین فشار بیاری
...مثل هل دادن گاری
...اما این
(هم بالا هم پایین رو گرفت)
نگه داشتن بدون فرم مناسب که) (هم بالا و هم پایین نگه میداره
اولین بار توسط دفکون در) (سال 2024 استفاده میشه
حتی تکنیک پرش از ارتفاع دیک) (فوسبوری اولش مورد خنده قرار گرفت
(!تاریخ اینطوری ساخته میشه)
!الان وقتشه
!بیاین الان انجامش بدیم
!با قدرت بیشتر
!اوه،نه
اون چی بود؟
(چرخش خیلی قوی بود)
اون چی بود؟
اوه،نه
!متاسفم
(...تاریخچه فراری ساخته شده)
...فقط چرخید،لعنتی
چه مرگشه؟چی کار داره میکنه؟- اون بقیه رو ترک کرد-
...یا
میخوای الان سریع سوار بشی؟
مسیر کاملاً بازه چون اونا) ( مشغول غذا خوردن هستن
!اوپا الان بازه
الان باید انجامش بدیم
ما باید الان بریم،سوار شو- همین حالا برو-
ما باید این کارو انجام بدیم
هر چی هم که بشه درست هلش میدیم- مشکلی نیست-
!حالا- !محکم هل بده-
!یک،دو،سه!بریم
(!زاویه و قدرت دقیق و درست بود)
!خوبه
(خواهران مرده انتقامشون رو گرفتن)
!ای وای!گرفتنش
چی کار کنیم؟ راه دیگه ای هم هست؟
!متاسفم
قراره چی کار کنیم؟
چی کار باید بکنیم؟
(کرلینگ انسانی در جهان زامبیها،پایان پنج)
فکر نمیکنم حتی نصفمون هم زنده بمونیم
ماموریت اسکورت دفکون) (و گروهش در خطر جدیه
حالت خوبه؟
اون تیونه؟- آره-
من خوبم
تیون،خوبی؟- آره-
!حالش خوبه
پوف!اون رو گرفته بودن ولی) (خوشبختانه گاز گرفته نشده
وحشتناک بود
صبر کن
راستش رو بخوای،من همین الانشم ترسیدم
(فقط دو نفر باقی موندن)
هیچ کس برای نظارت بر) (دوربین مداربسته باقی نمونده
صبر کن
فقط به این فکر کنین که با چشمای بسته راه میرین
صادقانه بگم، منطقیه که هونگ چول آخرین کسی باشه که میمونه
ما انتخابی نداریم
اما تو فکر میکنی اون حتی میاد؟
شی یونگ تصمیم گرفت پشت) (سر بمونه تا مراقب نیمه زامبی باشه
چطوری میخوای بیای؟
اگه به دادن دستورالعمل ادامه بدم، میتونم نقشه رو حفظ کنم
مطمئنی که میتونی حفظش کنی؟
بیاین اول امتحانش کنیم
وارد میشیم
وقتی به جعبه رسیدیم به چپ میپیچیم
بعد اون سمتی برو و به راست بپیچ
بعد از چرخیدن، یک مرده سمت راست میبینی
اون گوشه بپیچ
چرا پاهام میلرزه؟
میخوای بهم خیانت کنی؟
اوپا
اینو گاز بزن
خدایا،هی
چطوری میتونم گازش بگیرم؟ !من که سگ نیستم
...گاز گرفتنش با این چشمهام
خوب میشم- !من الان خیلی ترسیدم-
اونها به صدا واکنش نشون نمیدن، به نظرم بهتره که تو به جاش گازش بگیری
طوری رفتار نکن که انگار بو نمیده
از اینجا میتونم بوش رو حس کنم
وای، بو بدی میده
تو اونی هستی که جیغ میکشید- بیین، نمیتونم بهت اعتماد کنم-
...ولی حتی اگه جیغ بزنم
(تا دا! دهنش اوتوماتیک باز شد)
میخوای چکار کنی؟
(!هنوز یه چیز دیگه مونده؟)
(وسیلهای که برای همچین موقعیتی آماده شده)
با کمربند میتونیم بزنیمشون
چیزهای زیادی برای جمع کردن هست
(پوزهبند برای یه حیوون سرکش عالیه)
متاسفم، هونگچول
خیلی ترسیدم
!آب دهنم داره میاد
داری خونریزی میکنی؟- نه، آب دهنم داره میاد-
(باید به زبان آدمیزاد حرف بزنه)
چی داری میگی؟
!آب دهنم داره میاد
آب دهنت؟- آره-
...اوه، آب دهنت داره میاد
زودتر تمومش میکنم، ببخشید
واقعا متاسفم، ببخشید
شییونگ
الان میام بیرون
دوتا زامبی جلو درن
این یعنی شماها باید کمک کنید
فهمیدین؟
ما از این منطقه محافظت میکنیم، نگران نباش
هونگچول، خواهشا فقط همکاری کن
فهمیدم، من به شماها اعتماد دارم
فایتینگ، مواظب خودت باش
بزن بریم
اوکی
بیا انجامش بدیم
هیس باش
آروم باش
یه نفر روی زمینه
ما چند نفر رو میبینیم
دو نفرشون مردن
گازشون گرفتن
!اوه، اینجان
حواست باشه، کنارتن
جعبه
به یه جعبه میرسیم
یکم سمت چپ میریم
و بعد جعبهها رو دنبال میکنیم و میپیچیم
(واو! اونها همونطور که اون حفظ کرده بود دارن حرکت میکنن)
سمت چپ یه زامبی هست
بیا سمت چپم
(سپرش رو براساس موقعیت زامبی تنظیم میکنه)
یه زامبی سمت چپمه
...بعد زامبی سمت چپم
...سمت چپ، بعدش
...آروم باش، بعد بپیچ سمت راست
(واو! حتی به عینک دید در شب هم نیازی نداره)
(به منطقه ای رسیدن که قبلا یکی از قربانیها اونجا افتاده)
،بعد از چرخیدن به سمت راست
یه آدم مرده سمت راست روی زمین افتاده
آدم مرده سمت راست
(!اگر همین روند رو ادامه بدن راحت از اینجا عبور میکنن)
!ای بابا- چه خبره؟-
!ای بابا
چه خبره؟
(!چراغها خاموش و روشن میشن)
(زامبیها دارن وحشی میشن)
!اوه، وای! زود باش
!هی! داره گاز میگیره
(!سگ بزرگ وفاداری خودش رو نشون میده)
بیاین جلوشون رو بگیریم
!مراقب باشین
!زود باش- !برو-
!برو
!زود بیا تو
!بیا تو
اوکی
خدایا، ترسناک بود
چی شد؟ چرا چراغها روشن شدن؟
چی؟- خوبی؟-
حالت خوبه؟
هی، وقتی چراغها روشن شدن نجاتت دادم
وایسا، هونگچول، عینکت
اوه، آره
(،وقتی که ناگهانی چراغها در لحظه بحران روشن شدن)
(هونگچول با تمام وجودش جلو زامبیها رو گرفت)
هی، زندگیت رو نجات دادم- شماها تونستین فرار کنین-
بیا اینو باز کنیم
هی، شییونگ، بیا اینو باز کنیم
الان بهم اعتماد دارین، نه؟ من نجاتش دادم
...دوبار اینجوری جلوش وایسادم و نجاتش دادم
واقعا ممنون
اول بیاین از اینجا بریم
الان بهم اعتماد داری، نه؟- ببخشید-
بابت پوزهبند معذرت میخوام
بزن بریم- اول بریم بیرون-
واقعا منو وحشتزده کرد
!اومو! اومو! اومو
!نابغه ای
احساس میکنم که گازش میگیرن
ادامه بده، مشکلی نداره
(موش کوچولو اونجا قایم شده بود)
دیندین، داری به کمرت آسیب میزنی
به هرحال تلاش خوبی بود- !پناه بر خدا، ترسناک بود-
گفتم سنگینه- !خیلی ترسناکه-
(تلاش کرد در حین بازی کرلینگ ترفند بزنه)
ترسناکه چون نمیتونم ببینم
وایسا، این چطوره؟
اگر برعکسش کنیم و بعد هل بدیم چی؟
کار میکنه، درسته؟- سطل خیلی تاب داره-
داره کار میکنه
!وایستا
کسی اونجا هست؟ آره-
حالا اونها به این شکل قرار گرفتن
(5دقیقه پیش 5 نفر از اونها نتونستن عبور کنن)
!حالا
!تا آخرش محکم هلش بده
تونستیم
داره کار میکنه
(اونا دارن محافظها رو مثل کرلینگ واقعی میچینن)
!فقط برو، جاستین، فایتینگ
!بدو! زودباش
!هنوز نه! الان ندو
(خطر! ارتباط نادرست)
حداقل درپوش رو بست
با اینکه جاستین خیلی محکم هلش میده، به آخر نمیرسه
(از فرستادن همشون به صورت یکجا دست کشیدن)
(الان دارن اونها رو نزدیک خروجی قرار میدن)
صبر کن، اشتباه کردیم
!برای نگه داشتنش، محکم بگیرش
!فرار کن! اوه، نه
چرا باید به گوشه فرار کنه؟
(این هم یه نقشه بینقص نبود)
!سریع برو تو، جعبهها رو جدا کن
!سطل آبی
!به جاستین نگاه کن- !داره میاد-
داره میاد
دو نفر رو نجات دادیم- واقعا؟ اونها زنده بیرون اومدن؟-
(کرلینگ انسانی در جهان زامبیها، پایان بخش هشتم)
مدت زیادی اونجا بود
چند نفرمون مرده؟
پنج نفرمون مرده
بیاین فقط به اونهایی که نجات دادیم فکر کنیم
(دفکون فقط انرژی مثبت داره)
بیاین بهشون فکر کنیم- خیلی بدم نبودیم-
لطفا خوب ازم مراقبت کنین
زندگیم به این بستگی داره- نونا-
ازم مراقبت کنین
آدمایی مثل تو در آخر عمر طولانیای دارن
پس نگران نباش- ممنون-
با نگه داشتن زامبی ها تو اطراف میخواین چکار کنین؟
(نفر بعدی کسی هست که با اراده قوی برای زندگی تا اینجا اومده)
!لطفا بهمون کمک کنین، مارو ببرین
یا خود خدا، یا خود بودا، یا خود عیسی، لطفا منو نجات بدین
(حتی داخل سطل هم مشغول دعا کردنه)
اوه، این خیلی خوب سر میخوره
درست انجامش بده- به سمت چپ هلش میدم-
اگه وسط راه وایستاد بیرون نپری
(جهت... چه خبره؟)
!اوه، بد شد
!ریدم
فکر میکنی انقدر راحته؟
به سمت چپ
...سر نمیخوره
!ولش کردی اونجا
!الان هلش بده
!الان هلش بده- بزن بیا-
(!سختترین هولی که تا حالا انجام دادن)
(!قدرت زیاد)
!جواب داد- !عالیه-
(قدرت فیزیکی جاستین بالاخره جواب داد)
خوبی؟- زندهام؟-
اوه، خدا- زندهام-
مهم نیست که چی بشه اون زنده میمونه
(!شخصیتهایی مثل اون هیچوقت نمیمیرن)
!اوه، ممنون
برای آخرین نفر، هر سه تامون باید وقتی مسیر باز شد بدوایم
وقتی اون رو هل دادیم
وقتی هلش دادیم بدوایم؟- آره-
ولی ممکنه یکی از ما نتونیم خودمون رو برسونیم
(در استراتژی هل دادن و دویدن ممکنه یکی گیر بیفته)
میشه لطف کنی و این رو نگه داری؟
ممکنه مثل محافظ باشه
راستش این غذای هونگچوله
اوکی، آمادهام
اسمت چیه؟
تهیون هستم- تهیون؟-
میخوای یه پیام ویدیوییای برای پدر و مادرت بفرستی؟
(!هوف، تو که مجری برنامه نیستی)
اگه افتادم نجاتم میدین دیگه؟- معلومه-
اگه افتادی، فقط بدو
محض اطمینان گفتم- ...اگه افتادی-
بیاین نجاتش بدیم
!بیاین نجاتش بدیم
(نتونستن مسیر رو عوض کنن)
(...باید پیام ویدئویی رو میفرستاد)
حالا چیکار کنیم؟
!اوه، تهیون
!تهیون، بدو
!بدو
گازش گرفتن
متاسفم، تهیون
وقتی خوراکیها تو بغلش بودن، مرد
(کرلینگ انسانی در جهان زامبیها، پایان 10)
(تیم دفکون، شکست خورد)
باید همینطوری ادامه بدیم؟
طاقت بیار
(به اون راحتیای که فکر میکردن نیست)
خوبی؟- حالت خوبه؟-
صبر کنین، زامبی
( زیرگذر: مسیر یک طرفه اسرارآمیز)
!پاشو! زود باش
سمت راست- زود باش-
!زود باش! اونجا
از اون طرف، اول برو داخل
!اونجا
!اینجا
!آروم
!مراقب پات باش
(آخرش به بنبست رسیدن)
کجا دارن میرن؟
چی؟- همین جوری دارن رد میشن-
تو یه نظم خاصی راه میرن
شبیه گاوسواری اسپانیاییه
اون زامبیها واقعا عجیبن
(همه زامبیها موقع راه رفتن به زمین نگاه میکنن)
چی؟- بهمون نگاه نمیکنن-
اصلا نمیتونن ببینن، اینطوری راه میرن
فقط یه خط رو دنبال میکنن؟- آره-
انگار فقط رنگ خط ها رو دنبال میکنن
زاامبیها خط راهنما رو دنبال میکنن) (و پشت هم حرکت میکنن
(زامبیهای تک بعدی)
(به خاطر دید ضعیفشون، فقط خطوط رو دنبال میکنن)
(و اگه کسی جلوی راهشون رو گرفته باشه، حمله میکنن)
اگه زامبی ها نزدیک شدن، فقط با کنار رفتن میتونیم از شرشون خلاص بشیم
بریم رو یه خط دیگه؟
آره، به هرحال که ما رو نمیبینن همش نگاهشون به زمینه
اگه بهشون بخوریم، ممکنه گازمون بگیرن
بذار یه امتحانی بکنم ببینم چی میشه
(سونگجه شجاع، پا پیش میذاره)
نگاه کن
(یعنی ترسیده؟)
همینجوری میایستیم
بعد اینطوری میکنیم
میریم یه سمت دیگه
(!اوه! شبیه یه بازیه)
میریم یه سمت دیگه
خیلی هم بد نیستها
باید اینطوری ادامه بدیم
منطقی به نظر میاد- رنگ سبز رو دنبال کنین-
بعد میریم رو قرمز، بعد دوباره سبز
خیلی خسته شدم، دیگه نمیتونم راه برم
(موقعیت اورژانسی، مثل اینکه مشکلی پیش اومده)
مطمئنی نمیتونی راه بری؟
واقعا که، چرا همشون از راه رفتن خسته میشن حس میکنم همش از قبل برنامهریزی شدهست
(انگار قبلا با کسی هماهنگ کردن)
!اونجا رو، یه واگن
(واگن آمادن، انگار مخصوصا برای این شرایط آماده شدن)
من حواسم بهش هست
مردها فقط بدوان
انگار پاش شکسته
وایستا ببینم، تو همونی نیستی که از سطل آشغال زد بیرون؟
شاید چون زیاد غذا نخورده، پوکی استخوان گرفته
(خیلی مسخرهست، ولی اونا چاره دیگهای ندارن)
هی، بچهها ما خیلی ها رو از دست دادیم
...پس باید همه تلاشمون رو بکنیم
...آره، باید
باید سفت به هم بچسبیم
باید در قبال هر کسی مسئول باشیم
لعنتی! چرا اینقدر سنگینی؟
سنگین نیستم که
فکر میکردم قوی تر باشی
بریم
!بیا نجاتشون بدیم
اونبی، برو راهنماییمون کن بگو بریم رو سبز یا قرمز
!باشه
!گوش بدین چی میگم
!دارن میان
دارن میان- اونا اینجان-
اونا اینجان
(مسیر یک طرفهی مرگ: فراریها رو ببرین مسیر مخالف)
اونا اینجان
!بچهها، برین روی خط قرمز
!خط قرمز
!خط سبز
!خط سبز
!از چیزی که فکر میکردم سختتره
!قرمز
!سبز
!قرمز
(انگار دارن از پسش بر میان)
!قرمز
(به قسمت سختش رسیدن، باید سریع راهشون رو عوض کنن)
(چون پیچ تندی دارم، باید سریع عمل کنن)
خیلی سخته راهمون رو عوض کنیم
!بچهها! سبز! قرمز
!سبز
(یکم کند حرکت میکنن)
!ببخشید
!ببخشید، واقعا ببخشید
!متاسفم
(این شرایط برای سونگجه خیلی سخته)
!متاسفم
ارادهاش برای موفقیت بیشتره) (چون از نزدیک شاهد مرگ بوده
این خیلی خسته کنندهست، این کارها یعنی چی خب؟
!لعنتی
(سونگجه راه رو بسته)
نونا، آدمهای مثل تو خیلی عمر میکنن
پس نگران هیچی نباش
!لعنتی، نه
(مثل اینکه قرار نیست زیاد زنده بمونه)
!متاسفم
(دیگه شانسی براش نمونده)
!متاسفم
!واقعا متاسفم
ببخشید- چی شد؟-
!وایستا
اونجا، لعنتی
حداقل بیاین این یکی رو نجات بدیم
(مراقب باشین، جاستین هنوزم پشتتونه)
!سبز
!قرمز
(بالاخره خط پایان رو میتونن ببینن)
(دیگه آخراشه، دیگه دارن میرسن)
(بالاخره رسیدیم)
(همشون تونستن خودشون رو نجات بدن، به جز جاستین)
!وای نه
جاستین؟- حالا چیکار کنیم؟-
(همون اول از شرکتکنندهها عقب موند)
و مهمتر از همه، من از باختن متنفرم
(خیلی بده که مثل بازندهها باهات رفتار بشه)
!زود باش! سوار شو
!میتونم نجاتت بدم! سوار شو
!هاروی
!هاروی
!هاروی! این طرف
(آخرین تلاش جاستین، برای نجات)
حداقل تونستیم دو نفر رو نجات بدیم
...لعنتی
بهتره راه بیفتیم
بیاین زودتر بریم
تا زامبیهای بیشتری سر نرسیدن، بیاین بریم
باشه- میتونم نور رو بیینم-
جدی؟ چیزی دیدی؟- آره-
(تیم دفکون، تونستن دو نفر رو نجات بدن)
(تیم شییونگ، پنج نفر رو نجات دادن)
اول بیاین راه بیفتیم
آخر این راه چیه؟
کاش الان مترو میومد
ولی یعنی بعد این داستانها مترو هنوز نیومده؟
فکر نکنم همچین اتفاقی بیفته آخه نمیتونه از اینجا رد بشه
بیاین بریم بالا- باشه-
فضا خیلی رمانتیکه
همه تنم درد میکنه
!سه تا نور روشن
(ایستگاه سئول)
داریم راه درست رو میریم؟- آره-
آره درسته
!اوه، درسته! رسیدیم
ما رسیدیم
اوه، اینجا واقعا ایستگاه متروئه
ما اومدیم
(سکوی مترو سئول)
واو، چقدر راه اومدیم
اوه، اینجایین؟
بالاخره تونستین
!واو، این بینظیره
حالتون خوب بود؟- آره، حالمون خوبه-
زنده موندین
همه زندهان
ما نجات پیدا کردیم- مثل اینکه همه چیز داره خوب پیش میره-
خیلی از اعضای گروهتون تونستن زنده بمونن
ولی چه اتفاقی براتون افتاد بچهها؟
چیشد؟- برامون سخت بود-
...واقعاً
یه چیزی بوی خوبی میده
اوه، بوی یه چیزی میاد
اینجا بوی یه چیزی میاد
یکم مانجو از دلیمانجو هست
فکر کنم زامبیه
به نظر میاد وقتی که اسنک معمولی ایستگاه مترو) (رو میخورده پس افتاده
نه، اون فقط مرده
مانجو کجاست؟
!اووه
(سگ بزرگ به غذای انسانها چشم دوخته)
چرا داری اونو میخوری؟
جداً، اون بشر هیچوقت عوض نمیشه
داری چیکار میکنی؟- ولش کن-
مزهی خوبی میده، اصلا خراب نشده
قیافش خوشمزه میاد
تیون
میتونیم این رو بخوریم؟ گشنمه
از اونجایی که این تیم افراد ،زیادی رو نجات نداده
میتونن اونایی رو که روی زمین هستن بردارن
(تیم شییونگ از یه مهمونی پیروزی کوچیک لذت میبرن)
بچهها چطوری این همه شخص رو نجات دادین؟
کار خاصی نکردیم
فقط اینکه شییونگ رو نجات دادم
چی؟- واقعاً؟-
،الان که جلب اعتماد کردیم بیاین دیگه از اینجور کارها نکنیم، باشه؟
چرا الان این بحث ربو وسط میکشی؟
نه، بیا الان حرف بزنیم و حلش کنیم
فکر نمیکنی الان مشکلی نداره؟
...ولی فقط بین ما- اون موقع منو دیدی، نه؟-
...با اینکه ما فقط اینجا نیستیم
بیا فقط الان حلش کنیم
نگرانم که نکنه بهش مشکوک شن
فکر نمیکنی که درست میشه؟ مشکوک میشن
فکر میکنی اون فرار میکنه؟
هونگچول، پس بهم قول بده
عینکت رو درنیار
باشه، درنمیارم- اگه دربیاری، تو خطر میفتی-
درش نمیارم
کسی اون موقع درموردش سوال پرسید؟
اونا پرسیدن
در نهایت تقریباً گیر افتادیم
فهمیدن؟
یه جورایی
هی، من جونت رو نجات دادم- شما بچهها موفق شدین-
دوبار نجاتت دادم، یادته؟
خوبی؟ گاز گرفته شدی؟
ببخشید
چرا زامبیها سعی نکردن که هونگچول رو گاز بگیرن؟
اوه، درسته
چطوری بدون گاز گرفته شدن از پسش براومد؟
چی؟
اون گاز گرفته نشد
(در طول ماموریت راز فاش شده)
اینکه دهنش بسته شده بود هم عجیب بود
الان اون مهم نیست
الان باید بریم بیرون
باید بقیه رو ببینیم
فکر کنم درست میگی
به علامتی که به جا مونده نگاه کن
چی؟ چرا؟- نه-
نه- چیکار داری میکنی؟-
چرا داری این کار رو میکنی؟
چشماش عجیب به نظر میرسن- ولی ما نجاتت دادیم-
!دارم میگم بهت، اون یه زامبیه
!نیست
!هست! پنج میلیارد وون میارزه
!نه، نیست
چرا داری این کار رو میکنی؟ ما باهمدیگه نجات پیدا کردیم
نه، نیست
ما قطعاً دیدیمش- نه-
دیدیمش- اون همگروهیمونه-
نه
نه، اون زامبی نیست
!اوه، مترو اینجاست
!اینجاست
!مترو اینجاست
اوه، چی؟
ما اول سوار میشیم
منم دارم واضح صحبت میکنم
ساکت باش، هونگچول
تو سرجات بمون، دخالت نکن- باشه، دارن درمورد من صحبت میکنن-
تو دیدیش، نه؟
نذار سوار شن
جلوشون رو بگیر- !دارم بهت میگم، حق بامنه-
!نذار سوار شن
!اون پنج میلیارد وون میارزه
!اون نیست
!ای وای- چیه؟-
!وایسا
!اون نیست
انقدر جدیه؟- !پنج میلیارد وون-
!درست نیست- !پنج میلیارد وون-
منظورت چیه؟
!اون پنج میلیارد وون نمیارزه
!نه
چرا مجبورمون میکنین از زور استفاده کنیم؟
تمومه
چرا نمیتونین بهمون اعتماد کنی؟ ای بابا
چارهای نداریم
وقتی اعتماد بینمون شکسته چطوری میتونیم باهم ادامه بدیم؟
!نو هونگچول
بهت گفتم ساکت بمون
ای بابا، نو هونگچول
افراد زیادی بودن
باهاشون چیکار کنیم؟
میتونن مترو بعدی رو سوار شن
واقعاً درموردش ناراحتم ما با به خطر انداختن جونمون نجاتشون دادیم
درسته، واقعاً نزدیک بود بمیرم
برای نجاتشون روی زمین سینهخیز رفتیم
همین چند دقیقه پیش، جونشون رو نجات دادیم ولی الان، اونا فقط پول میخوان؟
برای پول اون کار رو کردن؟
یا فقط از گاز گرفته شدن ترسیده بودن؟
برای پنج میلیارد وون- برای پول-
ولی این پنج میلیارد وون برای خودمونه، نه اونا
(!اوخ! هونگچول دقیقاً همونجاست)
"ولی این پنج میلیارد وون برای خودمونه، نه اونا؟"
ولی من واقعاً ناامیدم
،اونا فقط دنبال پول بودن نمیدونستم چی بگم
این قطار به سمت سئول میره؟
فکر کنم
از اونجاییکه دیگه تو راهیمو سوار مترو شدیم- آره، من قبلاً یونگدونگپو رو دیدم-
فکر کنم تقریباً رسیدیم
...این قطار سریعاً" اوه، میشنومش-
!اوه، صبرکن
برای حملونقل تجهیزات "در زمان حوادثوبلایا ترتیب داده شده است
یه قطار اضطراریه
"سریع به مرکز شهر سئول خواهد رفت"
"بذارین تکرار کنم"
این قطار سریعاً برای حملونقل تجهیزات" "در طول حوادثو بلایا ترتیب داده شده است
"بدون توقف تا مرکز سئول فعالیت خواهد کرد"
انتظار میرود سفر به مرکز شهر سئول" "حدود یک ساعت طول بکشد
یه ساعت- یه ساعت تا مرکز شهر سئول-
پس، ما مستقیم میریم اونجا
سربازا برای محافظت از تجهیزات باید اونجا باشن، درسته؟
پس باید امن باشه
میتونیم توی راه یکم استراحت کنیم؟
فکر کنم الان میتونیم یه استراحتی بکنیم
الان حس میکنم میتونم یکم شوخی کنم
و لطفاً، دیگه به من شک نکنین
میتونیم به هونگچول اعتماد کنیم؟
...اینبار، هونگچول
زیاد کمک کرده؟- آره-
...اون اعتمادمون رو بدست آورد- پس بیاین بهش اعتماد کنیم-
با چشم خودم ندیدم- من نجاتش دادم-
من خودم رو به خطر انداختم- باشه-
درسته، باید بپذیریم که چی درسته
بازم، نمیتونی از شکوتردیدت دست بکشی
تو این کار رو کن
...راستش، با جاستین
اون یکی از ماست
واقعاً؟- آره، ما کاملاً بهش اعتماد داریم-
بهش اعتماد کنین، تواناییهای فیزیکیش هم شگفتانگیزن
بهت گفتم، جاستین واقعاً قابل اعتماده
بیا بهش اعتماد کنیم
ما ده نفریم پس به هر نفرمون 500 میلیون وون میرسه
یهویی این چی بود دیگه؟- ...تو-
گفتی که این کارو برای پول نمیکردی
همینطوره، فقط یه حسابکتاب سرانگشتی کردم
از اونجایی که اون الان با ماست
اون هم سهم میگیره؟
جاستین از این خبر نداره
(جاستین احتمالاً هنوز از راز هونگچول بیخبره)
جاستین، در اصل این مرد یه نیمه زامبیه
اون دارو رو داره
واکسن
برای این واکسن هست؟
،اگه اون رو به سئول ببریم پنج میلیارد وون نصیبمون میشه
بیا بهش حمله نکنیم
اون طرف ماست
من به اون پول نیازی ندارم
(جاستین الان به اندازه کافی اعتماد به دست آورده)
زنده موندن برای من کافیه
بههرحال، نمیتونیم فقط یک ساعت آینده رو استراحت کنیم؟
در هر صورت دیگه اون آدما رو نمیبینیم
،همونطور که شما بچهها میدونین هونگچول چی برای از دست دادن داره؟
اون عملاً شکستناپذیره
ولی بازم، بیاین ممنون باشیم که اون همراهمونه
درسته
بیاین یکم استراحت کنیم
من خستهام
یکم استراحت کن
خیلی خستم
استراحت کن، شییونگ تنش نداشتی؟
(25دقیقه دیگه مونده تا به سئول برسن)
من خیلی مضطربم که استراحت کنم
چی؟- احساس اضطراب داری؟-
آره. باید بریم جلو و موقعیت رو ارزیابی کنیم
آره، دارم میبینم یه چیزی اونجا روی هم انباشته شده
بیا یه نگاهی بندازیم
بیا ببینیم چیزی برای خوردن هست
یه نگاهی میندازیم- برمیگردیم-
هرچی میتونید بیارید
اگه شیرینی پیدا کردین یکم بیارین
هونگچول یه چیز شیرین نیاز داره
چرا کلی لباس اونجاست؟
به نظر میرسه کلی آدم از اینجا فرار کردن
اینا وسیله نیستن
حتما اتفاقی افتاده اینجا
فراریها باید اینجا بوده باشن
ما باید چیزهای مثل این رو نگه داریم
درست میگی بیا دستکش هارو ببریم
این چیه؟
یه پوشش حبابی داره- خیلیهم خوبه-
میتونیم خودمون رو توش بپیچیم
چرا انقدر به هم ریختهست؟
به نظر میرسه موقع جابجا کردن وسایل اینجا اتفاقی افتاده
اینطور فکر میکنی؟
پسر کلی چیز اونجاست قطعا یه چیزی واسه خوردن هست
هی اینا قراره بپوسن
لعنت بهش
لعنت بهش
هی
هی تو دردسر افتادیم
لعنت بهش
هی
هی تو دردسر افتادیم
بیا اول بیاریمشون اینجا
برو بهشون خبر بده- بریم-
!من نگهش میدارم سونگجه!سریع برو
!زود بیارشون اینجا
!سریع
!وضعیت اورژانسی
چرا؟
...تو قسمت جلویی- اون زامبی نیست؟-
اون چیه؟
کلی از اونا هست
یک ساعت تا مرکز سئول
پس ما مستقیم میریم اونجا
اگه یه مسیر مستقیمه درها باز نمیشن
آره اونوقت نمیتونه فرار کنه
!باید همین الان جلوشون رو بگیریم
!باز شروع شد خدایا
کارمون ساختهست- خدای من-
هونگچول اینجا بمون- جایی واسه رفتن نیست-
اونا از پسش برمیان. در رو هل بده
با این امتحان کن جلوشون رو بگیر
جلوی دیدشون رو بگیر- بگیرم؟-
این بده یه تیم بیسبال اونجاست
زامبین؟
بازیکنهای بیسبال قدرت فیزیکی دیوونه کنندهای دارن
!لعنت بهش غیر ممکنه
سوار قطار اشتباهی شدیم؟
شییونگ ماهم باید بریم بررسی کنیم؟
چیو؟- یه چیزی درست به نظر نمیاد-
اینارو اون جلو پهن کن و برگرد عقب
باشه
چیزای مثل این
بذارشون اونجا
راه رو مسدود کن
فعلا همه چیز رو روی هم جمع کن
باز شروع شد
چند تاشون اونجان؟
اونجا پره
نمیتونیم جلوی اونهمهرو بگیریم
یه چیز سنگین بهم بده
هیچ چیز سنگینی نداریم
صبر کن- چجوری با یونولیت جلوشون رو بگیریم؟-
!در داره باز میشه
چیکار کنیم؟
میتونیم خودمونو با اینا بپوشونیم
به درد میخوره
صبر کن
بیا از اینا استفاده کنیم تا اونجارو مسدود کنیم
خوبه جاستین
بیا مسدودش کنیم
با پوشش پلاستیکی؟ فکر خوبیه
اون بالا
فکر کنم شانس خوبی داریم
اگه دورپیچش کنیم هیچ راهی ندارن
حتی اگه بتونن خیلی طول میکشه
وقتی به در دست زدی باز شد؟
نه اون یه در برقیه
وقتی زامبیا خودشونو بهش میکوبن یکم باز میشه
واقعا؟- آره-
ولی هیچ راهی نیست که از هونگچول استفاده کنیم؟
مثلا چی؟
میتونیم اون جلو ببندیمش
اینجوری امن میشه
همینجوریش هم برای افراد سخته ازش بگذرن
با این چیکار کنیم؟
میتونیم اینجا ببندیمش
...اگه بیفتیم
شوخی نیست- !کلی از اونا هست-
واقعا شوخی بردار نیست
چه اتفاقی داره میفته؟
!بی شوخی خیلی هیکل خوبی دارن
اونبی ببین! نگاه کردی؟
میتونی بیای اینجا
من میبینمشون- خیلی زیادن-
!از کنار تحت نظر بگیرشون
شوخی بردار نیست
فقط یه ساعت
اونبی بیا اینجا
از اینطرف بیا
هونگچول برو بیرون
اونبی خطرناکه ببین
میتونی از تو سوراخ ببینی؟- بله-
از اینور نگاه کن اونبی
ببین- هونگچول-
کار احمقانهای انجام نده
کار احمقانهای انجام نده
چه اتفاقی داره میوفته؟
چه خبره؟
مشکل چیه؟- !کثافت عوضی-
چیکار داری میکنی؟- !هی-
!کثافت عوضی
چیکار دارین میکنین؟- چی؟-
!چی؟ نه
چرا اونبی؟- کنار من نیا-
پونصد میلیون برای هرنفر؟ !نزدیکتر نشو
!جلوشو بگیرید
!وایسا- !هونگچول-
ما باید جلوشو بگیریم
!جلوشو بگیرید
!عقب وایسا
نه
من میخوام گازش بگیرم
وایسا! این کارو نکن- !میکنم-
!دارم گاز میگیرم- !نکن-
!اروم باش نکن
برو عقب و ولش کن
باشه خوبه- ولم کن وگرنه گاز میگیرم-
اون چه مرگشه؟
چرا اینجوریای؟
نزدیکتر از این نیا
چرا اینجوریای؟- برو عقب-
!سونگجه! بیا تو
!میخوام گازش بگیرم
!صبر کن! این کارو نکن
!هی! داره گاز میگیره
!نه- !باشه-
!داره گاز میگیره- !هونگچول-
!هونگچول- !صبر کن-
ما برمیگردیم
من میخوام گاز بگیرم
اول آرامشت رو حفظ کن ما کاری نمیکنیم
چرا داری اینکارو میکنی؟ ما دوستیم- شییونگ یه قدم برو عقب-
!تو دیوونهای
!من دارم گاز میگیرم- !باشه-
ما برمیگردیم- باشه من انجامش دادم-
انجامش دادم- من میرم بیرون-
از پوشش بیا بیرون
الان خوشحالی؟
نزدیک تر نرو این رو میبینی؟
کوتاه بیا من حتی دستشوییت هم پاک کردم
این رو میبینین؟
دوستهای من رو میبینین؟
میتونین دوستهای منرو ببینین؟- !لعنت بهش-
من اونطرف رو به شما ترجیح میدم
!باشه! اونبی رو ول کن
ولش کن
!اونبیرو ول کن
!احمق دیوونه
چقدر دیگه باید این عینک مسخرهرو بپوشم؟
!میخوام ازاد شم
!کثافتهای عوضی
!دکس نرو
دکس من اون رو دیدم
هربار که یه همچین کاری بکنی من بهت یه هدیه میدم
!لطفا
!برو بیرون
!این خیلی آزار دهندهست
!زود باش
!ببین چه حسی داره
نفهمیدینش نه؟
!نه
!کمک
میدونین چه حسی داشتم؟
...شما منو بستی- !نجاتم بده-
!و باهام مثل یه زامبی رفتار کردین
دوباره همو خواهیم دید
نه بذار هرکی راه خودش رو بره
::::::::: آيــــ(جهان زامبیها 2)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.