All language subtitles for Zombieverse.S02E04.NF[@AirenTeam]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(جهان زامبی‌ها 2)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

✨ جـمـ(2024/11/22)ـعـه ✨ ::::@AirenTeam::::

!بزدلا

!اگه می‌خوای حرف بزنی، یالاا

متوجه شدم که هونگ‌چول کجا قایم شده

اتاق 201

هیونگ

اتاقش خالیه

خالیه؟

ولی کلاه هونگ‌چول رو پیدا کردم

کلاهش؟- واقعا؟-

!هیی، نو هونگ‌چول

کلاهش رو دیدم

اتاق درست اینجا نیست؟

مطمئناً توی طبقه دومه

اوو، محافظ

(متاسفانه هونگ‌چول محافظ رو شنید)

الان، هی کوان

یه مشت بزدل

فقط در این صورت

از کدوم راه باید بریم؟ این یکی؟

داره دور خودش می‌چرخه؟

چه‌کار باید بکنیم؟

(با یه چوب برمی‌گرده)

چیه؟

بیاین این موضوع رو به شکل جدی‌تری برسی کنیم

بیاین مثل این باهم کار کنیم

می‌تونیم زامبی‌ها رو مسدود کنیم

فقط لازمه باهاشون روبه‌رو بشیم و باهاشون در‌بیافتیم

(نمی‌تونه برگرده، سی یونگ اعلام جنگ می‌کنه)

اوو، خدای من

...خب، من

تا الان یه زامبی رو از نزدیک ندیدم

!هییی

!بیا بیرون

!بیا بیرون، پدرسگ

شی یونگ نگاه کن

اووو، یا خداا

("دفعه دهم گفتن"،یاخدااا)

!بیا بیرون

!ازت نمی‌ترسم، بیا بیرووون

!بیا بیرووون- بیااا-

(در این حال، دین دین به سمت یه اتاق دیگه میره)

!اووه، ریدم

!مررگ

!لعنتی

یا اسطخدوس

!بیا بیرووون

،ایگو ایگوو (سریع می‌رسه اینجا! لعنت بهشون)

(یه بازنده دیگه به طبقه بالا می‌رسه)

!پدرسگا- !بیا بیرووون-

یه زامبی دیدم

!بیا بیرون

!بیا اینجا

(مواظب باش! خط دید مالک هتل کمه)

(!بیا بیرون)

واای وااای

بیا بالا، بیا بالا

بیا بذاریمش روش

!بیا بیرون

!برو بالا

!سریع باش! برو بالا

!داره میاد

!درباره میاد- !وای پدرسگ اینجاست-

!سریع باش

!داره میاد! در رو ببند

!وااای، چقدر سریعه

!مثله پلنگ مازندارن تنده

!شی یونگ

چرا اینقدر سریع بود؟

شی یونگ کجاست؟

رفته به سمت یه اتاقی

واقعا؟- !نهه، اونیی‌-

من توی طبقه اولم

یکم جلوتر بمونین

غذات‌ تو راهه

(موش کوچولو، دین دین تسلیم نمیشه)

فقط تسلیم شو سریع‌تر برو

فقط فرار کن

اول، بیاین به طبقه اول نگاه کنیم

به ترتیب همه طبقه‌ها رو چک کنیم درسته؟

قبلا اتاق 103 رو چک کرده بودیم

داره میاد، برو تو

!داره میاد، برو تو، پدرسگ

(به چیزای که روی زمین ریخته نگاه می‌کنه)

(چیزای روی زمین؟)

!هونگ‌چوله

سمت راست- هونگ‌چوله‌-

یا پیغمبر- !پدرسگا‌-

ریدم

...تو

!لعنتی! یو هی کوانه

(بالاخره اونی که منتظرش بود رو می‌بینه)

!هی کوان- ...جان مادرت نیا-

!بیا پدرسگ! بیا پارت کنم

شی یونگ بیا در رو ببندیم

!هی کوان

!هی کوان! سلام بده

هی کوان، دهنت رو تا ناموس باز کن- !گازش بگیر-

دین دین سمت چپه

بیا بریم بالا- می‌کشتت‌-

هی کوان اون کسی بود که کشتت، یادت میاد؟

!گازش بگیر

!بیا نزدیک‌تر

!برو بالا

!بیا بریم بالا

!هییی

(بدترین شروع رو توی زندگی زامبیایش‌ داشت)

!برو بالا

!شی یونگ، بپر اونجا

!پدرسگ- !فرار کرد-

چه‌طور گرفتیمش؟

!دین دین بگیرش- !نهه، سریع باش بگیرش-

!هیییی

هی، احمق

می‌خوام بکشمت

باو ولم کن، فقط بازیه، بازیه

...هیی، داری چه کار می‌کنی؟ تو

!گرفتنش- تونستن؟-

!هی، نو هونگ‌چول- !نو هونگ‌چول-

هی کوان اشغال

می‌خورمت، هی کوان

هی کوان؟

هی کوان داره میاد؟- هی کوان-

(برای بازندگان پشت‌بام مجازات در حال نزدیک شدنه)

چی داره میاد؟

یا ابلفضل

یا امام‌زاده بیژن

!هی کوانه

چه خبره؟

یا پیغمبر- هی کوانه-

دفکون مواظب باش

شی یونگ نه- واقعا-

جزئی از نقشه‌ام بود، بزن به چاک، بروو

(مجازات‌های این طرف هم شروع شد)

هنوز وایسا

(با نور یهویی تو دید قرار گرفتن)

(!هرکی که تاب نیاره و پاهاشو برنداره، گرفتار میشه)

(اولین نفری که پاهاش رو برداره با مجازاتی خونین روبه‌رو میشه)

خون‌ریزی روی بام: پاهاتون‌ رو ثابت نگه دارین و فریز بشین

(مالک موتل روی زمین زانو می‌زنه و دنبال هرگونه حرکتیه)

(اگه تصمیم بگیری که فرار کنی، هی کوان راحتت‌ نمی‌ذاره)

نفس سنگینش‌ رو داد بیرون

هیچ ریکشنی به صدا نشون نداد

دندون‌هاش رو می‌سایه و پاهاش رو محکم نگه می‌داره

بار سنگین اشیای‌ که توی عجله برداشته

(با گذشت زمان حالت ایستادنشون‌ ضعیف‌تر میشه)

(از انتخاب‌هاشون پشیمون میشن)

5دقیقه گذشته

(خطر بعدی در حال نزدیک شدن)

(مرغ‌ها روی پای تیون می‌شینن)

(بدون گفتن حتی یه دونه "یا خداا" ادامه میده)

ده دقیقه گذشته

(دو نفر به محض اینکه چراغ‌ها ترکیدن تکون خوردن)

دفکون

و سوکی

(کسی که اولین بار پاش رو بلند کنه قربانی میشه)

!اینجاییم

انتخابی نداریم

چی؟- باید بریم-

برو تو- منو می‌کشه-

حس می‌کنم دارم می‌میرم

سوکی‌ کجاست؟

سوکی چی؟

سوکی؟- ...سوکی-

!هیی

!دیگه نمی‌تونم تحمل کنم! واقعاا

!سوکی

!پدرسگا! سوکی

!هیی- !هی! هی کوان-

...خب، من فقط

!بمیر

!هی کوان

!نه، هی کوان

!سوکی- !نه-

!نه- !بیا بریم-

!سوکی

روز بعد

کسانی که افرادی را با آنتی بادی‌های نادر همراهی می‌کنن

به مرکز پژوهشی در سئول می‌روند تا 5 میلیارد ون پاداش داده خواهد شد

یه محل اقامت ایمن هم ترتیب داده میشه

حمل و نقل هونگ‌چول به سئول

زنده موندیم

تموم شد

همه خسته به نظر می‌رسن

هونگ‌چول، ساکت باش

من که عصبی‌ام چون سوکی‌ اینجا نیست

هرجا میرم باید بشینه کنارم

...سوکی

اوو، رسیدم

هی، راه اصلی رو بگیر

این راه خیلی سخته

راه اصلی ایمن‌تره

فقط دهنت رو ببند

هیی، بهت خوش می‌گذره؟

خیلی‌ها به‌خاطرت مردن، می‌دونستی- نخند پدرسگ-

من همیشه می‌خندیم می‌دونین که

می‌دونی چقدر مردن؟

نگاه کنین، همینجا باید پیاده کنیم

وقتی دفکون، پشنهاد داد

بهت که گفتم

تو هی کوان رو اوردی درسته؟- آره-

سوکی، به خاطر هی کوان مرد؟

آخرش هه‌کوان گازش گرفت

اصلا نمی‌دونستم

از ته دلم نگفتم

اصلا نمی‌دونستم چه اتفاقی داره میوفته

تو باعثش شدی

اگه یه زامبی دیگه گازش می‌گرفت انقدر ناراحت‌کننده نبود

چطور می‌تونی کاری کنی که یه دوست دوستش رو گاز بگیره؟

هه‌کوان موقع گاز گرفتنش گریه می‌کرد

قبل این که گازش بگیره داشت تو اشک‌هاش غرق میشد

...نه، سوکی و ته‌هون

افسر؟- ته‌هون؟-

!سون‌ته‌ست

!سون‌ته‌ست نه ته‌هون

تو به ته‌هون زنگ زدی؟

اون هیچ‌وقت به عنوان عضو تیم در نظرش نگرفت

!سون‌ته خیلی واسه‌مون ارزش داشت

تو اینو میگی؟

(رو زخم یه آدم مرده نمک می‌پاشن)

پس اون‌بی نجات پیدا کرد ولی سون‌ته مرد

درباره‌ش متاسفم

مجبور نیستی عذرخواهی کنی

اون‌بی، الان کاملا تنهایی، درسته؟

از وقتی مدیرم گاز گرفته شد تنهام

ولی نکته‌ی مثبتش اینه که دیگه اجرایی ندارم

(بهرحال اجراها داوطلبانه نبودن)

انقدر خسته بودی؟

واقعا سخت کار کردی

(بدون گرفتن پولش فرار کرد ولی بازم خوشحاله)

بدون این طرف بهتر بودیم

جون‌های زیادی از دست دادیم

دیگه بیشتر از این نداریم

می‌گیریمش و پاره‌ش کنن یا نه

مطمئن می‌شیم واکسن ساخته میشه

واسه کسایی که غیرمنصفانه مردن عدالت رو برقرار می‌کنیم

اینجوری، می‌تونم در آرامش بمیرم

با واکسن، سوکی و بقیه می‌تونن دوباره معمولی شن، درسته؟

می‌تونم نجاتشون بدیم- معلومه، ما می‌تونیم-

دین دین، چقدر دیگه مونده تا برسیم سئول؟

حدود سه چهار ساعت دیگه

سه چهار ساعت؟

بیا ببندیمش اینجا

باید به مرکز پزشکی برسیم- آره باید-

...ولی

نباید این رو بگم

چندتا از اونا خوردم پس باید برم دستشویی

چی؟- دستشویی-

بعد همه‌ی اتفاقاتی که افتاد؟

یکی اینجا داریم

زامبی‌ها هم نیاز به دستشویی دارن؟

خیلی وقته نگهش داشتم

سعی کن بازش کنی

یه استراحتگاه این نزدیکیه

یه استراحتگاه؟- بیا اینجا وایسیم-

ولی من با ایستادن تو استراحتگاه مخالفم، چطور بهش اعتماد کنیم؟

ولی اگه اینجا وایسیم

می‌تونیم دنبال یه چیزی واسه خوردن هم بگردیم

هیچ غذایی نداریم

موافقم که باید دنبال غذا بگردیم

ولی درباره‌ی دستشویی حس خوبی ندارم

دستشویی مردونه‌ست پس تو بمون- من میرم، منم باید برم دستشویی-

منم باهات میام- یکی دست چپش رو بگیره-

و اون یکی دست راستش رو

دستت رو ببند بهش

می‌خوای ما دو طرفش باشیم؟ باشه

ازم انتظار داری اینجوری برم؟

باید بهش دست بزنم- بقیه انجامش میدن-

می‌تونی درش بیاری؟

من باهاش اوکیم ولی تو چی؟

باهاش اوکیی؟- با چی اوکیم؟-

باهاش اوکیی؟- آره-

...دستت رو باهاش ببند، بعد از دور

می‌تونی انجامش بدی

فقط اینجوری یکم بالا نگهش دار- می‌تونم از این استفاده کنیم-

بعد این که تموم شد

فقط کمکش کن شلوارش رو بکشه بالا

لازم نیست خیلی خوب ازش مراقبت کنین

میشه یکم لباس‌ گرم برام بیاری؟

لباس؟- سردمه-

زامبی‌ها گرمای بدن دارن- چرا یه زامبی لباس لازم داره؟-

قبل این که لختت کنیم بی‌حرکت بمون

لباس لازم نداری- هونگ‌چول، بس کن-

فصل رو نگاه کن

به جای این تاپ پر زرق و برق، یه ساده‌ش چطوره؟

هیچ تاپی داریم؟

اونجا رو نگاه کن

اینجاییم

(استراحتگاه مون‌گیل)

رسیدیم

راننده‌ی خوبی هستی

(یه استراحتگاه آروم در حومه‌ی سئول)

یه استراحتگاهه

استراحتگاهه- سمت راستی-

!اسنک برنج پفکی دارن

(خوش‌شانسن، به جای زامبی پر لوازمه)

اگه به من بسته شده باشین، ممکنه دستتون بخوره بهش

سهو، تو دستشویی کاری که ازت می‌خواد رو انجام نده

همه‌شون تله هستن- باشه، فهمیدم-

حتی واسش تکونش هم نده- باشه-

وضعیت رو درک می‌کنم ولی چرا انقدر درباره‌ش حساسی؟

حتی این؟

ولی دستشویی کجاست؟

اونجا

...این زیادیه

راه دیگه‌ای نداریم

خوبی؟- آره-

(هیچ راهی واسه دوری از تماس ناخوشایند نیست)

بیا فقط اول بریم

هی، واسم مهم نیست

منو می‌شناسی، تا تهش میرم

قرار نیست با ملاحظه باشم

(به کسی که آنتی‌بادی نادر داره کمک کنین جیش کنه)

الان پشیمونم

شماها موافقش بودین

...واسم مهم نیست، من

بهرحال خجالت نمی‌کشم

نمی‌خوای اینو باز کنی؟ جدی؟

مطمئنی؟

انجامش میدم

!دستت خورد بهش- !اوه، وایسا-

خیلی نزدیکن

...وایسا- !دستت-

واست شلوارت رو می‌کشیم پایین

وایسا، صبر کن، اول آماده شو

وایسا، چجوری اینو بیارم پایین؟

(بی‌شوخی قراره انجامش بده)

نمی‌تونی اینجوری انجامش بدی

!وایسا، دستم داره می‌خوره به جیشت، وایسا

هی، وایسا، خدایا

واسم مهم نیست

!بی‌خیال

اوه، چه خبره؟

(باید یه نگاهی کرده باشه)

این چیه؟

اون چیه؟

اون چیه؟

(پنج دقیقه پیش وقتی هونگ‌چول لباس عوض می‌کرد)

خیلی واقعی به نظر میاد

حتی با نگاه کردن بهش متوجه نمیشی

قراره وقتی می‌کشمش بیرون شوکه بشن

(یواشکی به یه تفنگ آبی مجهز میشه)

(شبیه خرطوم فیله)

!این کار رو نکن، خدایا

(انقدر واقعی به نظر میاد که کاملا گول خوردن)

واقعا داره انجامش میده

نمی‌خوای بازش کنی؟

واقعا؟

(سعی می‌کنه گولشون بزنه ولی باید تحمل کنن)

باید انجامش بدم؟

باید انجامش بدم یا نه؟

وایسا لطفا

(!داخل سوراخ شلیک کن)

واسم مهم نیست

اوه، اون چیه؟

ایده‌ی توئه- دستم خیسه-

(چای جو می‌پاشه بیرون)

!هی

!نزدیکم نشو

چه خبره؟

!مامان

این چیه؟

این چیه؟

...چرا باید جیش کنی

چرا جلوم رو می‌گیری؟

(خرطوم فیل رو نبرین)

اون چیه؟ خدایا

قرار نیست بازش کنی؟

هی، این چیه؟ این چه جور برنامه‌ایه؟

(برنامه؟ به نظر میاد واقعا تموم کرده)

چه خبره؟

دستم الان واقعا خیسه

نباید می‌اومدم

(آفرین! مهار حفظ شد)

شوکه‌م کرد

چرا داری اونجا رو می‌زنی؟- باید تکونش بدم-

وایسا، مشکلت چیه؟- باید تکونش بدم-

!اندازه‌ی مشتمه

هی

وااو، از چیزی که فکر می‌کردم تاثیرگذارتره

مگه نه؟- کافیه-

(چای جوش تموم شد)

کجا رو نشونه می‌گرفت؟ رو شلوارمه

ریختش همه جام

(هدف ماموریت: به هونگ‌چول کمک کنین جیش کنه)

...هی، بچه‌ها

نمی‌تونم نگهش دارم- چی؟-

فکر کنم باید دستشویی شماره دو کنم

چی؟

(وضعیت اضطراری! یه شلیک بزرگ مونده)

نه، نه- باید برم-

نه... بیا بریم بیرون

نه، جدی میگم، باید برم

چاره‌ای نداریم

(چه تصادفی، هنوز یه اتاق مونده)

برو بیرون- می‌تونی اینو باز کنی؟-

نه- می‌تونی فقط نگاهم کنی-

نه، بیا فقط بریم بیرون

واقعا باید برم- مزخرفه-

فقط یه بار- نه-

چجوری بریم تو؟- یه بزرگش-

دیگه نمی‌تونم نگهش دارم

الان دیدیش، واقعا که

یه ثانیه اینو باز کن

با سرزنش روبرو میشن اگه اونو باز کنه

اوکی خوبه بریم داخل

باز کردنش غیر قابل قبوله

از یه راه دیگه برو سونگجه، از اینور برو

ما باید این کار رو بکنیم؟

:اهداف جستجو به هونگ‌چول کمک کنین تا به شماره دو بره

سهو و سونگجه ممکنه بهش نیاز داشته باشن

...شی یونگ داری چیکار

کمربند- کمربند؟-

می‌تونیم با کمربند اونا رو بزنیم

چیزای زیادی واسه جمع کردن هست

بی خبر از وضعیت دستشویی اونا مشغول جمع کردنن

هی

هی

سوکی حالت خوبه؟

فایده‌ای نداره از کاکتوس بپرسی

بیا اینجا

چندتا سکه بذار

توی این کار واقعا خوبم

هونگ‌چول داره چیکار می‌کنه؟

اونا باید تا الان تموم می‌کردن

نیازه جلوی تو پایین بکشم؟

وایستا

اینو بلند کن

هان؟ یه چیزی می‌شنوم

فکر کنم زامبیه

می‌تونی چک کنی؟

این خطرناکه

خوبم ولی می‌ترسونتم

تو منو ترسوندی با این حال خوبم

به نظر می‌رسه اونا تا وقتی یه راهی پیدا کنن اینجان

صبر کن یه فکری دارم

کمک می‌کنم

فقط کاری که باید انجام بدی رو انجام بده

وقتی که رفت انجامش بده- رفت بیرون؟-

صبر کن یه چیزی رو لمس کردم

هی- ...نه، چرا-

چرا دستم رو به سمتش آوردی؟

بعد اینو باز کن

واقعا می‌خوام گریه کنم

دستمال توالت بده

دستمال توالت اینجاست

نیست هیچی نداریم

اوه هیچی نیست

باید تو جای دستمال باشه

لعنت بهش- برام یه دستمال توالت بیار-

کافی نیست

اهداف جستجو: چیزی رو پیدا کنین که هونگ‌چول بتونه باهاش خودش رو تمییز کنه

بیشتر می‌خوام

بقیه جای دستمالا رو نگاه کردی؟- بهم بدش-

ترسوندیم چرا؟

چه اشکالی داره؟ این من رو می‌ترسونه

برگشت داخل

اینجا- شکمم درد می‌کنه-

می‌تونی ببینیش؟

تو دستشوییه

زامبی که از یبوست رنج می‌بره دستمال توالت رو نگه داشته

اونجا دستمال توالته- اونجاست؟-

اینجاست

زامبی نگهش داشته می‌گیرمش

چطوری؟- ...این مرد-

من حواسش رو پرت می‌کنم تو باید بگیریش

فهمیدی؟- نگهش دار-

داخل دستشه- آره-

این کلاه خوب به نظر می‌رسه

کلاه آفتابی و دو ورق دستمال توالت

ما دستمال توالت داریم

کافی نیست- چطور کافیه؟-

خیلی نیاز دارم تا خون بیاد پاک می‌کنم

فیستول مقعدی (بواسیر) بدون دلیل اتفاق نمی‌افته

چیزی رو چوبه؟

هی این زامبی تو دستاش پی پیه

اوه نه پی پیه

اوه شت

این چیه؟

پی پیه ایییی

...اییییی

چیکار کنیم؟- صبر کن-

بریم بیرون یا نه؟

بو کردنش باعث میشه بیشتر بخوام پی پی کنم

این چیه؟

یه سوتفاهم بزرگ این در واقع شکلات بود

صبر کن پسر شلوارشو گرفتم

صبر کن، یه لحظه بهم فرصت بده

هی

هی عصا

عصا شکسته

هی، داره میاد

می‌تونم گوشه رو بگیرم؟ باید انجامش بدم؟

گرفتم- تو؟-

...صبر کن این

اوه منو می‌ترسونه

دستم پی پیی شد

ول کن

خیلی بده- دست منه-

خوبی باهاش؟- با چی خوبم؟-

به آرامی از نظر قبلیش پشیمون شد

اوه باید چیکار کنم؟

پارتی شکلات واسه عاشقای شکلات

تو خیلی بی فکری

جدی حتی اگه زامبی باشی چه جوری می‌تونی ما رو کثیف کنی؟

هی آمادم

بریم جلو

صبر کن

چرا اینهمه لباس پوشیدی اومدی؟

به عینک آفتابی نیاز داری؟

شاید اگه مجبور شم بمونم

هونگ‌چول این هدیه از قلبمه از قلب‌های کرومی

سهو کلی از وسایلش رو پوشیده

عینک آفتابی مورد علاقه‌ام از کلی مشکل جون سالم به در برده

به زودی با شکلات پوشیده میشه

صورتش رو واسه این بخش قربانی کرد

هی تموم شد فلاش رو فشار بده

بیرونه؟

آب

این گوهه

پی پیه

چی؟

خوش شانسی دستمال توالت پرتاب شده

کار کرد- بلاخره-

کار کرد- کارخوبی کردی-

روی دستمال توالت مدفوعه

چیکار کنم؟

همه جای لباسم هم هست

سهو صورتت

مدفوع زیاد روی لباسمه

باید عوض کنم

تموم کردی؟- یه بار دیگه-

یه بار دیگه

خیلی افتضاحه

چی؟ اون هونگ‌چول نبود؟

،سون ته یه کارمند دولتی بود که بی وقفه کار می‌کرد

اون بی رو نجات داد

ما اون رو تا آخر با خودمون می‌بریم

خدمات یابود

...مطمئن می‌شیم که

این قول رو نگه داریم

متاسفم

سوکی چه چیزی رو دوست داشت؟

سوکی، ساکه دوست داشت

از اون جایی که سوکی، ساکه دوست داشت بیاین بهش شیکهه بدیم

سعی نکن با شیرینی ساکتش کنی

دلم برات تنگ شده سوکی

...سوکی عزیزمون و

کیم سون ته

هی- این بدتر از انجام ندادنشه-

اوه سون ته

یادبود تأثیر بسیار خوبی داره

ما خیلی متاسفیم سون ته

اون عصبانیه

اوه سون ته

دستشویی کردن هونگ‌چول خیلی طول می‌کشه؟

دارن چیکار می‌کنن؟

زمان کافی برای شماره 2 بود

درسته سعی کردم از شماره 2 کنم

اینقدر نزدیک نشو

اشکالی نداره دوستم

اون خوبه

برو بشور همه چیز رو پاک کن

هی صورتم چه خبره؟- صورتت رو تمیز کن-

در رو ببند

یه چیزی عجیبه- سونگجه-

بله شی یونگ؟- چه خبره؟-

هی تو نیا

به من نزدیک نشو

گاز گرفتن؟- نه-

پی پی گرفتم

دروغ نگو

جدی میگم دور شو- چی؟-

ازم دور شو

چیشده؟

بیشتر از هر چیزی تغییر لباس ضروریه

این چطوره؟- خیلی کوتاه نیست؟-

اما این روزا کراپ تاپ‌ها رو مدن

صبر کن، تو خواننده جین سونگ نیستی؟

جین سونگ نیستی؟

...این فقط یه

تا حدودی بوش رو پاک کردم

از استایل چنلت خوشم میاد

خوب به نظر می‌رسی

باشه حالا بریم

سونگجه حس می‌کنم بهم نزدیکتر شدیم

قطعا قطعا خیلی نزدیک شدیم

تلاش کامل شد

تقریبا رسیدیم

داریم به سئول نزدیک می‌شیم

چی؟

چیشده؟

چرا؟- چرا؟-

بسته شده

ورودی؟

نمی‌تونیم وارد بشیم

بهت که گفتم قراره بسته بشه- نمی‌تونیم بریم داخل؟-

تا جایی که می‌تونی رانندگی کن

بیا پیاده شیم

هی- نمی‌تونیم بریم داخل-

مشکل جدیه

چیشده؟

این یه آشفتگی کامله

آخر با چشای خودشون نابود شدن سئول رو دیدن

پشمام اون چیه؟

همه چی داره اونجا می‌سوزه

فکر نکنم بتونیم وارد شیم

کاملا با خاک یکسان شده

با این سطح از آشفتگی، اصلا منطقیه که بریم تو؟

نظرتون چیه فقط چند نفر برن؟- ...موافقم-

نه کافی نیست

اگه اون موافقه، نباید انجامش بدیم

نه هممون می‌ریم تو

دستتو بده من

بریم

دارم بهتون میگم این کار فایده نداره

الان این کار درسته؟

نه غلطه

بازار شامه قشنگ، همه چی داره می‌سوزه

حس خوبی نسبت بهش ندارم

یه بوی عجیبی میاد

دودم هست

یکم آرومتر باید راه بریم؟

قسر در نرو، اگه مجبور بشم تا خود جهنم دنبالت میام

نمی‌تونی فلنگو ببندی بری- تو جهنم وایسادی-

یه چیزی اونجا نوشته شده

"نوشته "منع تردد کامل

صبر کن، همه چی متلاشی شده

مسدود شده

نمی‌تونیم از اینجا رد بشیم

فکر کنم بتونیم از اونور وارد بشیم

چی؟

گذرگاه زیرزمینی اضطراری

(گذرگاه زیرزمینی پیدا شد)

من اول میرم بالا و به تک تکتون کمک می‌کنم

یا خود خدا، سریعه

اینو بگیر

نمی‌خوام برم

زود تند سریع بیا بالا- صبر کن-

بجنب بیا بالا

چرا نیشگون می‌گیری؟

باشه میام بالا

بهتره بیای

دکس، بیا بالا

از این راه؟

منطقه‌ی ممنوعه‌اس

(منطقه‌ی ممنوعه)

این طرف؟- پناهگاه برای موقع اضطراری-

بیا اول بریم

...خب، من

برو

برو تو

می‌تونیم از اینجا رد بشیم؟

خب، من ردپا می‌بینم

انگار یه راهی هست

پشمام این اولین بارمه که یه گذرگاه زیرزمینی می‌بینم

چته تو؟

ساکت شو

این دیگه چیه؟

هی

چیزی می‌بینین؟

چرا اینجا انقدر روشنه؟

به نظر میاد اینجا زندگی می‌کنن

چرا انقدر آدم هست؟

کلی آدم هست

(ظاهرا پناهنده‌ها تو منطقه‌ی توقف جمع شدن)

...مردم اینجا

گرفتار شدن

خدایی؟ خوب به نظر نمیان‌

سلام- ...اینجا-

اینجا واسه چه کاریه؟

پناهگاه موقتمونه

پناهگاه موقت؟- آره-

پناهگاه موقت؟

...یه سری مشکلات داشتیم

و برمون گردوندن

برگردوندن؟- آره-

اینا باید همونایی باشن که نذاشتن وارد پناهگاه بشن

اون خانمه رو گاز گرفتن؟

یکم قرمز شده

صبر کنین دست نگه دارین

گازش گرفتن؟

زامبیه، گازش گرفتن

الان این قبل تغییرشه؟

من که اینجوری فکر می‌کنم- این دور و بر رو یه نگاه بندازین-

یه بچه اون وسطه

(یه عده هستن که مبتلا شدن اما هنوز به زامبی تبدیل نشدن)

افراد آلوده به ویروس اینجا پخش و پلا شدن

وای خدا- اون مرد علائم شدیدتری داره-

(یه عده هستن که الان دارن تبدیل به زامبی میشن)

جای اشتباهی اومدیم؟

(پناهگاه موقت در محل توقف برای کسانی که از ورود منع شدن)

...صبر کن، اینجا- چه خبر شده؟-

مردم و زامبی هستن

اینجا خیلی به نظرم خطرناک میاد

هست، چرا آخر و عاقبتمون به‌ اینجا ختم شد؟

عزیزم، اشکال نداره

حالت خوبه؟

چی شده؟

برو تو

این زامبیای زشتولک‌ دارن میرن رو مخم

چون داره تبدیل به زامبی میشه اینجوری رفتار می‌کنه

نه صبر کن ببینم، تکون بخور

ببخشید

چرا فقط به خودت فکر می‌کنی؟

آدمایی که نمی‌تونستن وارد پناهگاه بشن اینجا جمع شدن؟

منظورم اینه که حتی اگه خانواده باشن هم، باز امنیت بقیه به کتفت نیست؟

باید از شر همه‌ی این زامبیای قزمیت راحت بشم؟

آروم باشین

اگه خانواده خودت بود چی؟

به اعصابتون مسلط باشین- زندگی ما هیچ ارزشی نداره؟-

واسه ما اشکالی نداره؟- آروم بگیرین-

چرا اینجوری حرف می‌زنی؟

الان با این مشکل نداری دیگه؟

شاید بمیریم

هنوز که نمردی، آروم باش

الان زامبی‌ها و مردم با هم تو پناهگاهن

کل زامبی‌ها اینجا جمع شدن، و ما تنها آدمای اینجا هستیم

آیگو

(افرادی که نمی‌تونن عزیزان مبتلاشون رو رها کنن)

هی، ساکت باش

هی

(و افرادی که به خاطر حضورشون آشفته و ناراحت هستن)

"می‌فهمم ولی لازم نیست بهشون بگی "زامبی قزمیت

هنوزم خانواده‌ان

خانواده؟ زامبی‌ان بابا

دیگه آدم نیستن

چند نفر پادتن دارن

پادتن؟- آره-

منتظریم- پادتن؟-

داری در مورد 1 نفر تو 2.5 میلیون نفر حرف می‌زنی؟

دنبال یکی می‌گردن که پادتن داشته باشه

(خبرها در مورد 5 میلیارد وون تک به تک پخش شده)

بیا اینجا

احتمالا ببینن که چی تو دستمه

پس بیا به هم وصلش کنیم

نه، نمی‌تونیم‌ این کار رو بکنیم

دکس، تو نمی‌تونی ببینیش نه؟

نه نمی‌تونم

از اینور قابل دیدن نیست، اوکیه

شنیدم فقط اینکه بفهمی کجان 50 میلیون وون ارزش داره

...پس اگه پیداشون کنیم‌ و بیاریمشون

حرف نزن خب؟- پنج میلیارد؟ خود لاتاریه-

هونگ‌چول، احتمالا این آدما بکشنت

بیا بریم، اونجا

وحشیانه جرت میدن

همه می‌خوان تو رو بگیرن

...می‌تونن بازوت رو 100 میلیون، هر پا رو 300 تا بفروشن

(باید مراقب باشن که هویت واقعی هونگ‌چول رو لو ندن)

...هیونگ اونجا رو، جودو

جودو؟- دوقلوها-

(قیافه‌های آشنا بین افراد مبتلا)

حالت خوبه؟

چوهای دوقلو- وای دین دینه-

چو جون هو و جون هیون

سلام

(جفتشون تو تیم ملی بودن، و جون هو مدال برنز داره)

دین دین، اینجایی

شما بچه‌ها هم آخرش اومدین اینجا

(نمی‌تونه ناراحتیش رو قایم کنه)

تو راه، درگیر جنگ و جدل با یه زامبی شدیم

چطور یه بازیکن جودو گاز گرفته میشه؟ پرتش می‌کردین رو زمین خب

کردیم، اون پدر صلواتی یه قدم جلوتر بود

...داشت خفه‌اش می‌کرد

ولی وقتی بازوش رفت تو دهنش گازش گرفت

دو دقیقه ساکت شو

بازوش دهنش رو قفل کرد، نه گردنش رو

تو رو هم گاز می‌گیرن

من چرا؟

خب، برادرت می‌گیره

هی دین دین، من دارنده مدال برنز المپیک لندنم

ولی اون نیست

واسه همین گازش گرفتن

(به جای مدال ویروس زامبی گرفت)

قراره به یه زامبی خیلی قوی تبدیل بشه

خطری میشه

جون هیون جان، فامیلیمون یکیه

داره به خودش میاد

(به عضو خانواده‌اش واکنش نشون میده)

منو جون هو از یه خاندانیم

چو چانگ نیونگ، از ما خیلی مرتبه‌اش بالاتره

باهام درست حسابی سلام و احوالپرسی کن

سلام کن، جون هیون جان

(مبتلا شده ولی هنوزم یه زامبی محترمه)

یکم‌ از این بخور

(اون بی باملاحظه میشه، غذای عزیزش رو تقسیم می‌کنه)

...وای عزیزم

بعد از اینکه گازش گرفتن آوردیش اینجا؟

نمی‌تونستم‌ ولش کنم به امون خدا در نتیجه آوردمش اینجا

...بچه

چیزی واسه خوردن داری؟

آیگو- ممنون-

بیا، اینو بده بخوره

مرسی که تقسیم کردی

اون بی، درون و بیرونت خوشگله

(وضعیتش رو زیر سوال می‌بره)

...وای نه

باید یه راهی به بیرون از پناهگاه پیدا بشه) (اون خیلی غیرمنتظره وارد شدن

بیا از اونور بریم

شی یونگ، بیا بریم بیرون

...می‌ریم، ولی

بیا بپرسیم

سلام

چند سالشه؟

ده سال- ده؟-

مامانش کجاست؟

دیگه نمی‌تونم مامانمو ببینم؟

(نباید می‌پرسید)

...جو اینجا یه کمی

ناجوره

به خانواده‌های زامبی‌ای که اونجان خیلی نزدیک نشین

چند بار در روز می‌زنه به سرشون

خب شما راه خروج از اینجا رو بلدین؟

می‌خواستیم دنبالش بگردیم

تمام صدایی که ما می‌شنویم یه صدایی شبیه متروعه

آره- منم شنیدمش-

منم صدای مترو رو شنیدم

صبر کن

چرا؟

مترو هنوزم در حال حرکته

صداشو میشنوم

متروها الان در حال حرکتن؟

همین الان صداشو نشنیدی؟

مثل اینکه در حال حرکتن

متروها از اینجا می‌گذرن، درسته؟

مطمئن نیستم که صدای چیه ولی من پنج شیش بار در روز میشنومش

(اطلاعات جدید به دست آورد)

همه‌ش در حد حدس و گمانه من واقعا ندیدمشون

پرس‌ و جو می‌کنیم

آره، فکر کنم متروها در حال حرکتن

(یه ایستگاه مترو در میان خرابه‌ها)

(یه مترو ممکنه برای هدف‌های اورژانسی از اینجا بگذره)

دو

دوتا؟- یکی اینجاست-

یکیم اینجاست- دوتا اینجاست-

(در قسمت افراد غیرآلوده، یه میز خیلی شلوغ هست)

بی‌خیال- خودتم دیدیش-

چرا گوش نمی‌کنی؟- عمرا-

چه کار دارین می‌کنین؟

فقط داریم بازی می‌کنیم کل روز هیچ کاری برای انجام دادن نیست

بازیش چطوریه؟

تردستیه

عه، جون‌پیو؟

...جون‌پیو، دارم خواب می‌بینم؟- سلام-

تو چرا اینجایی؟

سلام

(کیم جون‌پیو، شعبده‌باز، صاحب این میزه)

اون این‌ کاره‌ست

وای خدای من

اگه بازی رو ببری، می‌تونی اونو نگه داری

حتما- و اگه ببازی؟-

(تردستی می‌کنن تا حوصله‌شون سر نره)

!الکل دارن، سوجو

مثل اینکه خیلیم زیاده

(مثل اینکه اینجا می‌تونن یه چیزی برنده شن)

باید تعداد توپ‌ها رو حدس بزنی- آها، باشه-

من هرکدوم از توپ‌ها رو جدا جدا می‌ذارم اینجا

یکی یکی

بعد از اینکه این کارو کردم تعداد توپ‌ها رو حدس بزن

هر سه‌تاشون

نه، دوتا- سه‌تا-

سه؟- سه‌تا؟-

دوتا

با سه‌تا پیش میرم

مراقب باش

وای، چیشد؟

(شاهد برنده شدن یک نفر بودن)

ما باید یه چیزی بدیم- ما خیلی چیزا داریم که بدیم-

از قدرت بیناییت خوب استفاده کن

(همین الانشم تحت تاثیر قرار گرفته)

دکس، تو چشمای تیزی داری

من امتحانش می‌کنم

می‌تونم پیداش کنم

الان بازیش متفاوته

...این

دکس، دقت کن، اون حرفه‌ایه

چهارِ خشت رو انتخاب می‌کنم- چهارِ خشت؟-

همون رو استفاده می‌کنم

احتمالا به یاد موندن این راحت باشه

کارت‌ها رو اینجوری میچینم و بعد اینجوری جابه‌جاشون می‌کنم

این باید آشنا باشه

...و

اون چی بود؟

باید حدس بزنی که کجاست

گمش کردم- کجاست؟-

این یکی

اشتباه بود- چی؟-

چی؟

(حتی با حواس جمع هم فریب خوردن)

از اول هم بهتون گفتم نباید بازی‌هاش رو بازی کنیم

دفعه‌ی اولمونه- یه بار دیگه امتحان کن-

اگه اینو بپوشی، زامبی‌ها نمی‌تونن گازت بگیرن

مصونیت در برابر زامبی‌ها

عقلشو از دست داده) (و داره لباس غواصی باارزشش رو می‌فروشه

!بزن بریم

!باشه، بزن بریم

حست رو دنبال کن- اونا دیوونه‌ن-

یکی یکی، آروم- اوکی-

چی؟

چی‌چی شد؟

...صبر کن

(همین الانشم بازی رو باخته)

حس می‌کنم این یکیه

!بزن بریم! این یکیه

!نه، نبود

همه‌شون رو برگردون- کدومشونه؟-

!گفتم اینه

اون‌بی کارش خوبه

(اگه شی‌یونگ بفهمه حتما یه شکست حسابی می‌خوره)

اوه، جون‌پیو

این فانوس چی؟

(ای وای! داره از حدش فراتر میره)

و بعد این کارو می‌کنم

و اینجوری و بعدشم اینجوری

کجاست؟- اینجاست، این یکی-

اون آخری

چی؟- بهت گفتم این کارو نکنی-

(بهتره که بی‌خیال تردست بشن)

جون‌پیو، چرا این کارو می‌کنی؟

نمی‌تونی اینجوری زندگی کنی همه‌ چیزو برگردون

فقط باید این ریسک رو بپذیری

باید انقدر شرط‌بندی کنی تا برنده شی

برنده‌ی اطلاعات؟- آره-

...خب، بیشتر داریم

!برو کنار! کمکم کنین

!برو کنار

(یکی از افراد به شدت آلوده شده، زده به سرش)

آروم باش- چه وضعیتی-

بهت گفتم خوب مراقبش باشی اگه نمی‌تونی فقط بکشش

اینجا یه بچه هست

همینجوری زد به سرش؟

!ما می‌ترسیم

(آیا دکس قراره مداخله کنه؟)

باید عجله کنیم

(نه خیر! اون برای برنده شدن دست به کار میشه)

کاری که لازمه رو بکن، بیا بریم

می‌تونی انجامش بدی

!اوکی- شکستش بده-

می‌دونین که آیا اینجا راه خروجی داره یا نه؟

(به پرس و جو ادامه میدن)

شما شنیدین که هیچ راه خروجی نیست؟

می‌دونین که راه خروج کجاست؟

شنیدم که یه صداهایی از اونجا میاد

می‌دونین که آیا مترو از اینجا می‌گذره یا نه؟

اونا گفتن که همیشه یه صداهایی میاد ما هم شنیدیمش

میشه بهمون بگین چطور میشه سوار متروها شد؟

...خب

بعد از اینکه ازش سرقت شد) (حالا داره سلاح‌های دستی درست می‌کنه

همه خسته‌ان

اومدین

چی شده؟

چی شده؟

یه خبری شده، مشکل چیه؟

ما مترو رو پیدا کردیم

مترو رو پیدا کردین؟- مترو رو پیدا کردیم-

اون در حال حرکته- ...مترو-

...ریل مترو

(کسی که اطلاعات ارزشمندی داره)

اطلاعات مهمیه- میشه با ما به اشتراکش بذاری؟-

(نگاه شی‌یونگ دلهره‌آوره)

اون پشت یه در هست

اگه از اون در خارج بشین و همون رو مستقیم برین

یه چیز خوب در انتظارتون خواهد بود

راه پله

این چیه؟

اینجا خیلی تاریکه

تاریکه

اون چیه؟

!ریل رو می‌بینم

ریل متروعه

همین الان صداش رو نشنیدیم؟

!صداشو میشنوم

!صداشو میشنوم

میشنومش- داره میاد-

!وای، باد

!داره باد میاد

!مترو داره میاد

!واقعا داره میاد

!مترو داره رد میشه

!واقعا اینجاست

!اون‌بی

مردم سوارش بودن؟

نمی‌دونیم، نمی‌تونستیم داخلشو ببینیم

راجع بهش مطمئن نیستیم

به‌هرحال که خیلی سریع حرکت می‌کنه

چند وقت یه بار میاد؟

یواش صحبت کن، همه میشنون

نباید به همه بگیم؟

نه اونجوری زامبی‌ها هم میان

(سکوی مترو هنوز پیدا نشده)

بهتره که فقط ما بریم

به هیچ‌کس نگیم؟- نه-

اگه یه دفعه‌ای این همه آدم بریم

مشکوک به نظر میاد

بیاید صبر کنیم تا یه کم خلوت شه

موافقم، باید بعدا بریم

بیاید یه استراحتی بکنیم

معلوم میشه- بیاید اول یه چیزی بخوریم-

من خیلی گشنمه

مرسی دین‌ دین

(چاشنی ملایم؟ با توجه به این شرایط، قابل درکه)

هنوزم خوشمزه‌ست

ما هیچی برای خوردن نداشتیم

اینجا خیلی جار و جنجال هست

حتی اگه زامبی باشن هم به خاطر اینکه باهم خانواد‌ه‌ان اینجا می‌مونن

دیگران داشتن بهشون فحش می‌دادن

هونگ‌چول

من رفتم جایی که جون هو داره ازش اومد

اونا گفتن که میشه با آنتی بادی یه واکسن ساخته بشه و مردم رو نجات بدن

چه طور می‌تونی ترکشون کنی وقتی هنوز امیدی هست؟

منم اگه جای اونا بودم همین کار رو می‌کردم

قطعا کنار هم می‌موندیم

حتما

من فکر می‌کردم ولشون کنم

خانواده‌ات رو؟- آره-

...ولی وقتی شرایط اینجا رو دیدم

فکر نمی‌کنم بتونم

...کنارشون می‌مونی یا اینکه- آره می‌مونم-

اگه خانواده‌ات گاز گرفته بشن باید پیششون بمونی

دقیقا- راه دیگه‌ای نداری-

باید پیششون باشی- گاز گرفته بشن؟-

آره- گاز گرفته بشن؟-

کنار هم می‌مونیم در غیر این صورت زنده موندن چه فایده‌ای داره؟

،حتی اگه خانواده هم بودن

الان دیگه زامبی شدن

...پس

به این معنی نیست که همه چی تموم شده؟

تا آخرش می‌مونی؟

چه طوری می‌تونی بی‌خیال خانوادت بشی؟

،اگه خانواده تو گاز گرفته می‌شدن تو ولشون می‌کردی؟

،ولی واسه من

فکر می‌کنم آدمایی که با ما نجات پیدا کردن مهم‌ترن

"اونا خانوادت "بودن

لازم نیست تا آخر آخر زنده بمونی

این همون چیزی نیست که برادرت می‌خواست؟

باید زنده بمونی

"جون هو، فقط برو"

اشتباهم نیست

چون ممکنه خانواده زامبی تو بخوان که حداقل بتونی زنده بمونی

فکر نمی‌کنم بتونم این کارو بکنم

باید منطقی بهش فکر کنی

یه نفر باید زنده بمونه که بشه واکسن رو ساخت

و بشریت رو نجات داد

راست میگه

،اگه من زامبی بشم می‌خوام که بکشینم

ممکنه براتون مشکل به وجود بیارم

...پس اگه زامبی بشی

می‌تونیم بزنیمت؟

در هرصورت، ما که خانواده نیستیم

هنوز اونقدر صمیمی نیستیم

اگه کسی بخواد منو بکشه، گازش می‌گیرم

عملا الان دیگه خانواده‌ایم

بعد از غذا خوابم گرفت

یه استراحتی بکنیم

آره، یه کم- بیاید استراحت کنیم. من خیلی خسته‌ام-

می‌خواین یه چرتی بزنیم و دو سه ساعت دیگه حرکت کنیم؟

عیب نداره بخوابیم؟

تصمیم گرفتن استراحت کنن تا همه چی آروم شه

اه، درد می‌کنه

ولم نکنین

...حالا که یه مقصد و یه چیزی پیدا کردیم که

،کمکمون می‌کنه فرار کنیم !خیلی حس بهتری دارم

یه پرتو ضعیف نور می‌بینم

از کجا می‌دونی؟ می‌تونه در واقع تاریکی باشه

بیاین روی یه استراحت یکی دو ساعته تمرکز کنیم و بعد به راهمون ادامه بدیم

ممکنه آخرین استراحتمون باشه

خیلی وقته استراحت نکردیم

از آخرین باری که این طوری غذا خوردیم و استراحت کردیم و دراز کشیدیم خیلی می‌گذره

خسته‌ام

حالت خوبه؟

از قبلم بدتر به نظر میاد

نه، می‌تونم کنترلش کنم

!خودت رو جمع و جور کن

،از اول با هم شروع کردیم !تا آخر هم با هم می‌مونیم

...زامبی

...چیه

چی شده؟

چیه؟- چه اتفاقی داره میوفته؟-

چو جون هیون؟

این همون جودوکاره نیست؟

بلند شو- چیه؟-

داداشش کو؟

!اه خدایا

!این چیه

حرکات رو یادشه

چی کارش کنیم؟

گازتون می‌گیره

چی کار می‌کنی؟ جلوشو بگیر

چه جوری جلوشو بگیریم؟

کجا رفت؟

!نه

!نه! به برادرم دست نزن

!برو اون ور

!نه، بابا

!بابا

بابا

همونجا وایسا، وایسا

!عزیزم، عقب وایسا

!ولش کن

ولش کن! من می‌تونم کنترلش کنم

!زامبی رو بکش

!فقط بکشش

چرا باید کسی که هنوز زنده‌ست رو بکشی؟

!بکشش دیگه

!ساکت شو

چهار شرکت کننده نزدیک جون هیون که غیرقابل کنترله وایسادن

یکیشون باید این مشکل رو حل کنه

!باید بکشیمش

!بروکنار

همین جوری اونجا واینسا! یه کاری بکن

اینو بگیر- نه، صبر کن-

،اگه خانوادت تبدیل به زامبی بشن تا آخر پیششون می‌مونی؟

یا ولشون می‌کنی که نجات پیدا کنی؟

هیچ‌وقت رهاشون نمی‌کنم

باید کنارشون بمونی

چه طور می‌تونی ولشون کنی وقتی هنوز امیدی هست؟

!نه

،حتی اگه خانواده هم باشن تبدیل به زامبی شدن

...پس

به این معنی نیست که همه‌چی تموم شده؟

اینو بگیر- نه، صبر کن-

بعد از فالگوش وایسادن تیون رو انتخاب می‌کنه

چرا؟ چرا تیون؟

...هی

از الان به بعد دیگه به تیون بستگی داره

:دو راهی تیون واسه من زامبیه، واسه تو خانوادس

!بابا

!بزنش

30ثانیه طول کشید تا تصمیم بگیره

تیون، با یه چوب تو دستش، دوتا راه داره

!بکشش

جون هیون رو بزنه و شهروند بی‌گناه رو نجات بده

...بابا

!نکشش

یا به دوتا برادر یه شانس دوباره واسه زنده موندن بده

بدون اون نمی‌تونم زندگی کنم

اگه یه نفر بمیره بقیه هم همینکار رو می‌کنن

انتخاب اون سرنوشتشون رو مشخص می‌کنه

!زود باش

!نه

!بکشش

بابای بچه‌ هه‌ست

بابای بچه هه

!بکشش! بکشش دیگه

اگه خانواده تو باشه چی؟

فکر می‌کنی می‌تونی بکشیشون؟

می‌تونم کنترلش کنم. این کارو نکن

!بابا- نکشش-

زود باش تصمیم بگیر

!نکن

!نه

این کارو نکن- نه-

!هی

نکشش- هی-

...اون

داره ازش خون میره

حالت خوبه؟

بچه‌ام

حالت خوبه؟

!نه

...تیون

تیون نبود؟

خوبی؟

!هنوز انسانه

تو همین الان یه آدم رو کشتی

...نه، من

الان دیگه زامبی نیست

می‌دونی که هر کس دیگه‌ای هم می‌تونست تو این موقعیت این کارو بکنه

،از الان به بعد، همسرت، دوستت خواهر برادرت می‌تونه همچین سرنوشتی داشته باشه

!نه

توام همینو می‌خوای؟

تو آدم کشتی- درسته-

!قاتل

!بکشش

اون زامبی بود

تو اون موقع بهش گفتی بزنتش

نه، جون هو

...جون هو، نه

دخالت نکن

خانواده چو نباید تو این دخالت کنن

باید همشون رو بکشیم

اون یه اتفاق بود- بکششون-

وسایلت رو جمع کن

وسایلت رو بردار

اون انسان نیست

نمی‌تونه انسان باشه

دکس، بیا دخالت نکنیم

تو یه نفرو کشتی- واسه چی یه نفر رو کشتی؟-

چاره دیگه‌ای نداریم

تو یه نفر رو کشتی

...این

!عوضی

!همشون رو بکش

چرا این کارو باهامون می‌کنی؟

نه- اون یه اتفاق بود-

چرا؟

اون یه اتفاق بود

!بکششون

!بکششون

همشون رو بکش- !اینجا-

!اونجا

!بکششون

!همین الان بکششون

!بکششون

اونا آدم کشتن

!در رو ببند

!بکششون- !قاتل-

همه‌ی این عوضیا رو بکش

اونا یه نفر رو کشتن

!اونا یه نفر رو کشتن

!قاتلا

::::::::: آيـــ(جــهــان زامــبــی هـا2)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.