Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
:::::::::تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(جهان زامبیها 2)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
(یک ساعت پس از حمله زامبیها در مرکز قرنطینه موقت)
طبقه دوم امن تره
میترسم
اصلا حس خوبی ندارم
مراقب باش
در و ببند
ببند- در و ببند-
در و ببند
در و ببند
(موقعیت اضطراری: کیف به در گیر کرده)
چی شده؟
وای نه
!سریع
وای نه
!نه
!برو
باورم نمیشه
!پشت سرته
ماموریت: زامبی ها رو شکست بدین) (و از حلقه بی پایان مرگ فرار کنید
!مراقب باش، برو
!کمد
چی شده؟
این واسه چیه؟
!نمیدونم، پشت سرت
(کمدهای ذخایر تو سالن گذاشته شدن)
(هر کدوم میتونه یه نفر رو تو خودش جا بده)
!مراقب باش، پشت سرت
!به دویدن ادامه بدین
!واینستا
مراقب باش
تموم نمیشه
(یه فضا که اول و آخرش بهم وصله)
(جایی بجز کمدها برای قایم شدن وجود نداره)
یکی دیگه اینجاست
دارن میان
(ورودی توسط زامبی های محاصره شده)
!مراقب باشین
چی؟
(کمد، قفله)
باید بریم داخلش
اهداف جستجو: کلیدها رو پیدا کنین، در کابینت ها) (پنهان بشین، از طبقه فرار کنین
باید کلید پیدا کنیم؟
جعبه کلید
دنبال کلید بگرد
(باید کلید کمد رو پیدا کنن)
پیداش کن
!کلید
!کلید کجاست
!مرسی
پیش زامبی هاست؟
جعبه کلید- همونه؟-
اینجاست
(کلیدها را پیدا کنید)
یکی یکی بازشون کنین
یکی یکی
پیدا شد؟
دارم میگردم- بازش کن-
سعی کن بازش کنی
باز شد- همین؟-
میذارمش اینجا
بازش کرد- برو تو-
برو
باز شد؟- آره-
کلید ها دست منه
وایسا، ببندش
(خوب بود، قایم شدن، جواب داد)
(تهیون، برو تو)
کلیدها اونجاست
کجا؟
برو تو همین حالا
این طرف
میترسم
(زامبیها نمیتونن کمدها رو باز کنن)
بریم- اوکی-
بچرخونش
باشه- سمت چپ-
باشه
(دستورات سخت از گروهبان سابق)
چند تا کمد هست؟
چندتا؟
یک دو سه چهار پنج
پنج؟- پنج تا میبینم-
ما شیش نفریم
بدویین
(ورودی محاصره شده و کمد کافی وجود نداره)
(اگه قایم نشین، تو خطرین)
ببخشید- اشکالی نداره-
باید یکی دیگه باز کنیم
(آخرین کمد به این راحتیا باز نمیشه)
بیاین فقط بگیریمشون
بگیریمشون
(تهیون یه راه جدید میخواد امتحان کنه)
بیاین تو کمد قفلش کنیم
اینجا- چی؟-
دو تا رو باز بذاریم
الان بازشون بذاریم
بازن
زامبیهای بیشتری دارن میان
سریع از این طرف
(زامبی های بیشتری ظاهر میشن)
باید زامبیها رو بندازیم تو کمدا
بیاین اینجا زندانیشون کنیم
(اونا تصمیم گرفتن مبارزه کنن)
باید بکشونیمش اینجا
کار گروهی
(اونا تصمیم گرفتن هم تیمیشون رو بپیچونن)
(از خدماتت ممنونیم، آندره راش)
(همزمان سمت هر دو میره)
!رئیس
!بدو
!آندره، بدو
(جنگیدن با سه تا زامبی حتی برای اون هم سخته)
باید بفرستیمشون یه طرف دیگه
...خب چرا
باز نمیذاریم
اوکی فهمیدم
فهمیدم
(نگه داشتن زامبی ها کار آسونی نیست)
در و باز نگه دار
بازش کن
(اون دیگه گول نمیخوره)
جلوش رو بگیریم- فکر خوبیه-
صبر کنین
این طرفی بچرخونش
ولش کن و بچرخونش
بیا بچرخونیمش
بچرخونیمش
حالا
هی
سهو، برو
ولش کن و برو
ولش کن
هی، بازم هستن؟
اصلا ولش کن، بیا بریم
بیشتر- بازش کن-
پشت سرت، جلوشون رو بگیر
جلوش رو بگیر و این یکی رو بنداز تو
هلش بده
اوکی- نکهش دار-
باشه
باشه
جلوشون رو بگیر
نگه داشتی؟- آره-
جواب داد- خوبه-
هل بده
هل
سه تان- نه-
(این مسدود کردن داره باعث میشه زامبیها جمع بشن)
رئیس کجاست؟
!رئیس
رئیس کجاست؟
رئیس
بریم
اتحاد آمریکا و کره همچنان پابرجاست) (ما با هم می رویم
بریم
هل
هل بدین تو
بیشتر- عالی شد-
همینجوری
هی
چی شده؟
قفل نشد
برین
بدویین
وای خدا
(خبر فوری! اتحاد خاتمه یافت)
لعنتی
مسخرهست
بازه؟
لعنتی آره- بیایه بار دیگه تلاش کنیم-
(زامبی آزاد شده کمی از خود راضی به نظر میرسه)
بیا یکی دیگه اضافه کنیم
میشه یه استراحتی بکنم؟
زانوهام درد میکنه- قایم شو-
باشه
(خسته از مبارزه، تصمیم به استراحت میگیرن)
باید یه نفسی تازه کنم
آندره لطفا بشین
(زامبی از خود راضی به کمد نزدیک میشه)
(خیلی عصبانیه)
(خیلی زیاد عصبانیه)
چجوری بفرستیمش بره؟
اونا یه تیمن، جداشون کنیم
چجوری؟
من اینو استفاده میکنم، ذخیره دارم
یکی میتونه اینجا قایم بشه، بره پشتش و در رو باز کنه؟
درسته؟ اینجوری بفرستش
(گروهبان سابق، راه حل میده)
یکی از اینجا اومد بیرون
هلش بده- چی؟-
(یه مترجم نیازه)
یکی بیاد اینجا
باید گیرشون بندازیم، بیاین از اون دره استفاده کنیم
..آره اون میاد
نه از این طرف میاد
(اتحاد دوباره دچار اختلاف میشه)
بیاین اول یه دور دیگه بدوییم
یه دور دیگه
یه دور دیگه
عزیزم، یه دور دیگه
اینجوری نمیشه
(زامبیهای بیشتری دارن میان)
چی؟
چه اتفاقی داره میفته؟
(کدکانست گیر افتاده)
اون دره بازه
اون دره
(زود باشین! زامبیها همینطوری دارن زیادتر میشن)
چرا اونجا بیشترن؟
باید جلوشونو بگیریم
کارو یه سره کن
!اینوری
چطوری جلوشونو بگیریم؟
هلشون بده داخل
اینجا نگهش دارین
لعنتی
برو داخل
لعنتی
برو داخل
!بدو
بگیرش و شکستش بده
(گارد دستساز، ثابت شده ارزشمنده)
اینور- این تو-
!اینوری
خیلیخب، گرفتمش
(!حالا، فقط 3 تا زامبی مونده)
خالیه
اول جلوشونو بگیر
جلوشونو بگیر
بگیرش
بیا- از این استفاده کن-
!رئیس
از پشت بغلش کن
رئیس، بغلش کن
!بغل
آندره- بگیرش-
!بغل، لطفاً
همین حالا برو بیرون
بگیرش
بازش کن- !صبر کن-
وایسا؟- کلیدا کجاست؟-
فقط اونو نگه میدارم
بذار برم
!بزن بریم. زودباش
اول تو برو- باشه-
!زود باش
!نه، تند تر
بزن بریم
باشه
ببین
!باشه
جواب داد
آفرین- وای-
!لعنت به زامبیا
!از اون زامبیهای کوفتی متنفرم
!آندره
از پسش براومدیم- !از زامبیها متنفرم-
کارت حرف نداشت
(با وجود سختیها، اتحاد محکم موند)
ارزش ساخت این وسیله رو داشت
!یک، دو، سه، از پسش براومدیم
ماموریت به پایان رسید) (همگی جون سالم به در بردن
باید برم بالا؟- آره-
(در همین حال، در تور خارج از تأسیسات)
هیچ زامبیای اینجا نیست
هیچ زامبیای اینجاها نیست
!نه، این سمتی نه
!مواظب باش، شییونگ
!مراقب باش
!مواظب باش، شییونگ
!مراقب باش
(خطر از بیخ گوشش گذشت)
وایسا
!سمت چپتو ببین
سمت چپم؟
(همهجای طبقهی دوم پر زامبیه)
باید طبقه وسطی بمونیم
ولی طبقه بالا تعدادشون بیشتره
بالا؟
!دکس
باید بریم طبقه وسطی؟
(پنجره طبقه سوم تنها امید موجوده)
یه طبقه دیگه بالا میرم
بالا سرت تعدادشون بیشتره
(!با وجود شوک، رهبری رو به عهده میگیره)
بیشتر از این حرفان
یا خدا
خیلیخب
!مراقب باش
اینجا امنه
!اینجا هم امنه، شییونگ
خدای من
!تونست اونو بشکنه
هی، دکس- بله-
اگه بهش ضربه بزنم، میشکنه؟
آروم بزنی؟ صدمه میبینم؟
...نه
از پاهات استفاده کن- پاهام؟-
مطمئنی؟
!بزن- بزنمش؟-
!بزنش
(نوچ نوچ! باید اندازه سن 31ت رفتار کنی)
!اوف، تونستم
!اون تونست
(مسیرهای فرار رو با موفقیت پیدا کرد)
ما میریم داخل- باشه-
دنبال اون برو
بیاین اول به سوکی کمک کنیم. نگهش دار
باشه، وایسا
(ماموریت انجام شد)
!دین دین
بیاین بپریم
!نارنجک دودزا
!همینه! تو اونجا آتیش بنداز
!هی! مراقب باش
!دوباره
!نارنجک دودزا
!نارنجک دودزا- این سومیشه-
بزن بریم، نزدیک وایسا
اون کی بود؟
!بزن بریم
!یالا! بدو
!بدو
!مراقب باش! پشت سرت
!دارن میان
مراقب باش
بزن بریم
جهان زامبی) (خون تازه
(روز بعد)
(رستوران برگر کنار ساحل)
بعد از فرار از منطقه قرنطینه، اونا به) (اقامتگاه شییونگ و دکس میرسن
هی، پاتریشیا
چطوری زنده موندیم؟
دربارهش بهم بگو
(ملحق شد)
خیلی خوابآلود و گشنهم
خستم
بهنظر میرسه اونا عین خواهر و بردار باهم کنار میان
توی تموم این سالا پاتریشا هیچوقت انقدر خوشحال نبوده
آمادهای؟ بزن بریم، از این طرف- آره-
باید بیشتر از ما انرژی داشته باشه
اون با ما زنده نمیموند
چه خوب که موند همینجا
به خاطر همین بهش گفتیم اینجا بمونه
همین دیروز بود
اونا قابل اعتمادن؟
خب، اونا با زامبیها تجربه داشتن
یکم به خاطر اینکه نمیشناسیمشون، محتاطم
قابل درکه
نسب بهشون محتاطم
اون بچهها کین؟
...رفیق چونگجو
یه کارمند دولت
کارمند دولتی درجه ششم
ما مطمئن نیستیم چطوری قراره به نفعمون باشن
یه چند روزی نیاز داریم
پس در اصل با اونا نبودین؟
آره، توی ججو باهاشون آشنا شدیم
شما دوتارو این اطراف ندیدم
چطوری اومدین اینجا؟
پاتریشیا، دکس، و من شانس آوردیم سوار وسیلهی نقلیه آبی خاکی شدیم و اومدیم اینجا
(فرار از وولمیدو)
ما به این رستوران برگر رسیدیم و از اون موقع اینجا میمونیم
بعد از قرنطینه؟- آره-
قبل از دیروز آرامش بخش بود
وقتی یه کامیون مشکوک دیدیم و تعقیبش کردیم
بعد زامبیها از ناکجا آباد پیداشون شد
اولین بارته به زامبیها بر میخوری، نه؟
آره- اولین بارمه-
منم همینطور- اولین بار منم بود-
چطوری اومدین اینجا؟
همگی اینجان؟
...من برای ساخت موزیک ویدئو اینجا بودم
موزیک ویدئو؟- چی؟-
این یه خبره
...من اینو نگفتم چون
تو خیلی چیزا رو پنهون میکنی- خجالت کشیدم-
...آخرین موزیک ویدئو با چانگهی بود
چانگهی کجاست؟
رفته
(داستان هنوزم اشک آوره)
...نه، این بحران یهویی پیش اومد و
چی انقدر خنده داره؟
(گریهی از سر خجالت)
...من مطمئنم
داره گریه میکنه
...مطمئنم همتون اینو میدونین، ولی نامزدشم
آره
همیشه کنجکاو بودم، نامزدت اصلاً وجود خارجی داره؟
چی؟
این سؤال بی ادبیتو میرسونه
خب، من هیچوقت تا الان ندیدمش
به خاطر همین این عینکو زدم، تا اشکام رو پنهون کنم
عینکه خیلی شفافه
میتونیم از توی شیشهش ببینیم اشکاتو
به هرحال، این باید کمپ اصلیمون باشه چون ما اینجا غذا داریم
هنوزم نیازه که یه نقشهی فرار بکشیم محض احتیاط اگه زامبیها حمله کردن
چطوری از اینجا بریم بیرون؟
در واقع، یا با قایق یا با هواپیما
همش همینه
بلدی چطوری با هواپیما پرواز کنی؟
اون آچار فرانسه نیست که
(اون رو اشتباه گرفتن)
دیروز عاشقش شدی
منو نگیر لطفا صبرکن. ببخشید دکس
تحمل کن- صبر کن-
(میون این شلوغی اونا رابطه ارزشمند پیدا کردن)
اگه اشکالی نداره بپرسم چند سالته؟
من سی سالمه- سی؟-
منم سی سالمه
همسنین که
از دیدنت خوشحالم رفیق
...منم- ...میشه دوست-
میشه دوست هم باشیم؟
آره
پس این شروع دوستیمونه
(ما از دوستی تازه تشکیل شدهشون حمایت میکنیم)
اون داره چاقوشو تیز میکنه
(آندره میخواد مهارتهاشو نشون بده)
ممنون
چشمای درخشانشو ببین
اوه، اوکی- بزن بریم-
!بوی خوبی میده
بوش عالیه- واو، همبرگر-
!من عاشق همبرگرم، واو
گشنمهه
پاتریشیا میشه ازش بپرسی کی آماده میشه؟
اون نمیتونه انگلیسی صحبت کنه
...چقد طول میکشه
(چرا داره دست میزنه؟)
چقد طول میکشه آماده بشه؟
بهشون بگو به انگلیسی تا 100 بشمرن
اوه، صد
صد دقیقه دیگه؟
(مشکلای ارتباطی ادامه داره)
آشپز، چقدر طول میکشه تا آماده بشه؟
به انگلیسی تا صد بشمرین، اون موقع آماده میشه
تا صد به انگلیسی بشمرین اون موقع میفته
(این مسابقه کشتی نیست)
نه نه، تموم میشه- تمووم-
بشمریم؟
آره
!بزن بریم
فقط بدش به من
این کار تیمیئه،نه؟- آره، کار تیمیئه-
معنیش چیه؟
آره، کار تیمی
معنیش چیه؟
کار تیمی
کار تیمی چیه؟
کار تیمی، یعنیما یه تیمیایم
...کار تیمی
...ممنو- ممنون-
(بهتره همینجا تمومش کنین)
ممنون
یه ذره نمک؟- نمک-
اوکی، آمادهای بهشون غذا رو بدیم؟
تموم شد
!وقت غذاست
!اوه، اینور لطفا
وقت غذاست- لطفا، آندره-
!لطفا- خیلی گرسنهایم-
خیلی گرسنهایم
!ممنون! ممنون رفیق
دو طعم ازش هست
آره عالیه
خوشمزهست
هر وعده غذایی ممکنه آخرین وعده غذاییمون باشه
خیلیی خوبه
(جز حرف زدن کاری نمیتونه بکنه)
(نقش یه آشپز تو وضعیت بقا خیلی مهمه)
ممنون قربان
ممنون
گنجینهی منی
ممنون
من بِرگِرتو دوست دارم
ممنون
این چیزیه که رئیسجمهور های آمریکا خوردن
جدی؟- آره، اون براشون درست کرده-
کدوم شخصِ مورد علاقته؟ دونالد ترامپ یا بایدن؟
اوباما هستش؟
موضوع حساسه؟
(غافلگیر شده)
!اوه ببخشید
موضوع حساسیه
ممنون
اینجارو دوست دارم
میشه تا رسیدن تیم نجات اینجا بمونیم؟
موافقم، اینجا خیلی خوشحالم
بیاین اینجا بمونیم
ببخشید افسر، پناهگاهی این اطراف هست؟
پناهگاهی برای شرایط اضطراری ملی؟
باید یکی باشه
یه مرکز تخلیه تو اداره استان وجود داره
اداره استان؟
همه اجازه ورود دارن؟
همه نه
ولی به اکثر شهروندا اجازه ورود میدن
من تمرینهای شیلد اولچی فریدم رو انجام دادم (شیلد اولچی فریدم: رزمایش نظامی کره جنوبی و امریکا)
همهشون یه جور عمل میکنن
اداره استان موقع بحران امن ترینه
اگه موقعیت اظطراری باشه بدوییم بریم سمت اونجا؟
آره- همیشه؟-
آره، همه نیرو ها بهم میپیوندن
واقعا؟
همه نیرو ها اونجا یکی میشن
نمیدونستم
اگه اداره از بین بره اونوقت محکوم به فنائیم
محکوم به فنائیم؟- آره-
اول باید مطمئن بشیم که اونجا امنه
درسته حق باتوئه
ولی آخه چجوری؟
ارتباط تو همچین مواقعی کلیدیه
نظرتون راجع به اون رادیو چیه؟
(یعنی این رادیوی قدیمی میتونه کمکی بکنه؟)
اونا هشدار های اضطراری رو از طریق رادیو پخش میکنن، درسته؟
این ممکنه کمکمون کنه- درسته-
(راستی دیروزم یه رادیو تو مرکز قرنطینه پیدا کردن)
باید رادیو رو روشن کنیم؟
(فقط با یه آهنگ تموم شد)
ما به یه فرکانس مناسب نیاز داریم
در حال حاظر همهی پخش ها به حالت تعلیق در اومدن
به خاطر هرگونه ناراحتی که برای شنوندگان به وجود اومده عذر میخوایم
...در حال حاظر همهی پخش ها به حالت تعلیق در اومدن
فقط همین؟
سعی کن عوضش کنی
زبونش چینیئه؟
(قطعااا انگلیسیه)
انگلیسی حرف نمیزنه؟
انگلیسی؟
یعنی الان باید بریم ایالات متحده؟
(اینو باید بنویسم؟)
سئول بیشترین آسیبو دیده بعد از اون جزیره ججو
چی؟
مرکز قرنطینه آسیب بزرگی خورده
(به خاطر افزایش افراد تخلیه شده، ججو آسیب بزرگی دیده)
ججو؟ تو بیشترین آلوده شده ها دومه
...دومین آلوده شده
فرار کردیم اومدیم یه جای خطرناک تر
اوکی
...بعضی سازمان های غیردولتی مردمی برای نجات مردم هلیکوپتر فرستادن ولی
ما باید تخلیه کنیم
هلیکوپتر های نجات توسط اتحاد جهانی امدادی) (درحال فرستادن هستن
...ولی رادیو نگفت که
کجا سوار هلیکوپتر بشیم؟
خودمون باید بفهمیم کجا سوار هلیکوپتر بشیم
صبر کن، الان کجاییم؟
(نقشه استان ججو)
صبر کن صبر کن
...صبر کن
(دارن مختصات نقطه نجاتو میگن)
بیارش اینجا
بنویسش
کسی خودکار داره؟
ما باید برا جزیره ججو گوش کنیم
یه ایده دارم، هرکی هر چیو شنید بنویسه
اونو ننویس
(اشتباه جاده جبو رو برا ججو نکنین)
(الان وقت جزیره ججوئه)
!گرفتم
!سی و سه درجه
بیست و هفت درجه شمالی
صد و بیست و شش درجه- و سی و دو-
سی و دو- سی و دو دقیقه-
شش ثانیه- شصت درجه شرقی-
(اونا مختصات رو فهمیدن)
اون 126 و 32 ئه؟- آره-
!اینجاست
ششئه
حدود 32 دقیقه طول میکشه
...اوه این مختصاتِ
(داره این پشت زحمت میکشه)
اگه اینجوری مستقیم بریم میرسیم به خیابان اودونگ
اینجا خیابان اودونگه
یه دیوار دفاعی اینجاست
اینجوری سریعتر به اونجا نمیرسیم؟
اونا رو همین نزدیکیا دیدم
بریم
!بریم
بزن بریم
(یک ساعت بعد به سمت مختصات نجات حرکت میکنن)
حالت خوبه؟
راستش نه، تو چی؟
خیلی نزدیکی
(مراقب لرزشهای جلو و عقب باشین)
میشه یه ذره بری عقب؟
من خیلی چسبیدم
چی؟- خیلی نزدیکم بهت-
میخواستم بپرسم، چیزی تو جیبت میذاری؟
جان؟
!زامبی
لعنتی- زیادن-
اون زامبیه یه سرباز بوده
(زامبیهای ارتشی)
!برین
!برین
درست بشین
حرکت کنین
لعنتی
!زامبیهای بیشتر
!لعنت
لعنت
اوه، خدایا- پاتریشیا، وقت رفتنه-
لعنتی
ما تو مسیریم؟
از این راهه، نه؟
باید یه جاهایی همین جاها باشه
!صدای هلیکوپترو میشنوم
!هلیکوپتر
!دیدمش
کجا داره میره؟
!هی- !اینجا-
!اینجا
!ما اینجاییم
!تعقیبش کن
!اینجا
!برو دنبالش
این یه هلیکوپتر واقعیه
ما اینجاییم
!همینجا- !اینجا-
!ما انجامش دادیم- !اینجا-
!همینجا- !ما انجامش دادیم-
!اینجا
!ما زندش موندیم- !اینجا-
!اینجا
!داره فرود میاد
!داره میاد پایین
!اینجا- !ما الان جامون امنه-
انجامش دادیم- آره، انجامش دادیم-
!اینجا- !ما زنده ایم-
ما اینجاییم
!اینجا- بالگرد نشین-
همینجا- اینجا-
نارنجک دودزا دارین؟
نارنجک دودزا؟
داره میاد پایین؟- !اینجا-
انجامش دادیم- داره میاد-
!بریم، بریم
انجامش دادیم
بیا اول بریم اونجا
!بیا- بریم-
!انجامش دادیم
!بریم
لطفا نجاتمون بدین- !وایسا-
!نه- چی؟چرا؟-
چرا؟
باک سوخت خالیه
خالیه
سوخت نداریم
سوخت نداریم
سوخت نداریم- باک خالیه-
سوخت نداریم
!از اینور بیاین
اونا باید باک و پر کنن
هیچ سوختی تو باک نیست پس پرواز کردن غیر ممکنه
سوخت نداریم؟
اونجا باید انبار سوخت باشه
بعد اون ساختمون- باشه-
لطفا سوخت و بیارین اینجا
هیچی اینجا نیست
باید سوخت و بیاریم اونجا
میتونیم انجامش بدیم، نه؟
آره، تو میتونی
!حالا، عجله کن
عجله کن- بدو-
!بدو
!دارم انبار سوخت و میبینم
(تلاش:باک سوخت و پر کنین و فرار کنین)
(انبار سوخت بالای تپه قرار داره)
(ما 500 لیتر سوخت نیاز داریم)
(اونا برای پر شدن باک باید از ظرفای بیست لیتری استفاده کنن)
درخت سر راهمونه
(مراقب موانع باشین)
ممکنه زامبی ها دوباره ظاهر بشن
(به سمت انبار سوخت حرکت کنین)
باید اونو داخل ظروف بریزیم
بیا از این استفاده کنیم
داخل این بریزین
میدونی چجوری؟
بوی بدی میده
اوه، جواب داد
جواب داد
از دوتا دستاتون استفاده کنین- باشه-
!سریع تر
اگه بشکه رو تا اونجا بغلتونیم چی؟
نمیتونیم اینکارو کنیم
درخت سر راهمونه
حق با توئه
وایسا، یه ظرف دیگه
!بیارش- همین الان-
(هدر دادن پول مالیات کشور)
وایسا، این سنگینه
پره
من اول میبرمش
پونصد لیتر سوخت نیاز داریم
این خوبه؟
آره، ولش کن اینجا و برو بیشتر بیار
بیست و پنج بطری برای پر کردن مخزن
!بریم
(کارمند دولتی داخل میشود)
چیکار داره میکنه؟
داره حرکتش میده، بیا بهش کمک کنیم
!راه و باز کن
بریم، بندازینش اونور
اونو میکشیم، آسونه بکشین
بکشینش، بکشینش
!نه
هل بدین- به قدرت بیشتری نیاز داریم-
مشکلی نیست
!بریم
(چیرلیدر قوی ترینه)
!بریم
!لطفا عجله کنین
!باید ۵۰۰ لیتر پر کنیم
بیا
!بلندش کن
بریزین
عالیه
(چیرلیدر به نظر میاد خیلی خسته شده)
سی تا دیگه مونده
گفتن که به ۵۰۰ لیتر نیاز داریم
!بریم
الان، اونا میتونن اون و با موتور تحویل بدن
پس همچین حسی داره
که با یه مرد روی موتور باشی
داری خیلی نزدیک میشی
سو تفاهم نشه برات
من فقط اونارو حمل میکنم
میتونم انجامش بدم
چرا اینقدر سوخت نیاز داره؟
!با از بین رفتن وانع، همه چی خیلی آروم در حال حرکته
همش بخاطر منه
باید درجشو چک کنیم
این خیلی طول میکشه
باریکه رو فشار بده
فهمیدم
انجامش میدم
داره پر میشه
نزدیکیم
حرکت کن- عجله کن-
!بیا عجله کنیم
بدو- برو-
(ده دقیقه قبل)
اندازشو دیدین؟
آره
هی، بریم
این یه هلیکوپتر کوچیکه
قرار نیست جا بشیم
ما ۱۲ نفریم
واقعا؟
نه یا ده نفر و میتونه تو خودش جا بده
(هلیکوپتر خیلی کوچیکه)
اینجا بذارش
ناراحت کنندست
چیکار کنیم؟
چیشده؟
هممون جا نمیشیم
هممون جا نمیشیم
...خیلی سنگین میشیم
فقط با نگاه کردن به اندازش میشه فهمید که خیلیامون جا نمیشیم
وایسا
(جا برای ۱۲ نفر نیست)
اینجا ۱۲ نفر جا میشن؟
ممکنه؟- ممکنه از حد مجاز فراتر بریم-
واقعا؟- بله-
حتی اگه جمع بشینن، اونا از حد مجاز وزن بیشتر میرن
نگران این محدودیتم
بدترین سناریو رو در نظر بگیرین
ممکنه مجبور بشیم راه خودمون و اینجا ازهم جدا کنیم
اما اونا خیلی سخت کار کردن، حرف زدن پشتشون کار بدیه
آره- شروع کنین-
بگیرش
آروم
چه سروصدایی
اما واضحه که تجربه شما در کل به کل تیم کمک میکنه
باهم از پسش برمیایم
معلومه
باید فقط شی یونگ صدات کنم؟
حتما- من متولد ۱۹۸۲ ام-
!منم- چی؟-
منم ۱۹۸۲ به دنیا اومدم- سال ۱۹۸۱ نه؟-
سال سگ
!درسته
ما همسنیم
(رابطه دوستی دیگه ای شروع شد)
ما دوستیم، باهم همسنیم
چند سالته؟ متولد چه سالی هستی؟
من ۲۲ سالمه
چی؟- من ۲۲ سالمه-
چی؟
تو ۲۲ سالته؟- بله-
دیوونه کنندست
(طنز سخت آمریکایی)
چه سالی به دنیا اومدی؟
نه- تو ۲۲ سالته؟-
آره
تو ۲۲ سالته؟- بله-
(آندره، متولد ۱۹۷۴ئه و سال ۱۹۹۳ به ارتش پیوست)
چی؟
فکر کنم اندازه خالهاشم
چی، چرا؟
باشه- باشه-
تو ۲۲ سالته؟- اوه، نه ۳۲ سالمه-
(شوخیای آمریکایی اونا رو گیج میکنه)
تو ده سال از من جوونتری؟
من ۴۳ سالمه- اوکی-
آندره سال ۱۹۹۳ به دنیا اومده
چی؟
آندره؟ ۱۹۹۳ به دنیا اومده؟
تو کوچولویی- آره-
!یه کوچولو
(هفتاد و دو درصد سوخت برای حرکت باقی مونده)
!سلام، کاپیتان
هلیکوپتر انقدر سوخت نیاز داره؟
صبر کن- آره-
...اینجا
چند نفر ما این تو جا میشیم؟
بعدا توضیح میدم
بهم یه عدد بدین
لازمه بدونم چون من رهبر گروه هستم
اگر افراد سبکتر سوار بشن- متوجه شدم-
قفلش کن- آره-
اوکی، من حملش میکنم
حالا. یک، دو، سه
...کاپیتان
فشارسنج رو بررسی میکنیم
بعد از اینکه همه سوار شدن
...همچنین
لطفاً درنظر داشته باش که من زن و بچه دارم
واقعا؟- چی؟-
(انقدر درمونده است که یه خانواده مجازی درست کرده)
ما برمیگردیم- اوکی-
تقریبا تمومیم
مدتیه که دفکون با کاپیتان داره صحبت میکنه
یه چیزی مشکوکه
وزنت چقدره؟
من ۴۵ کیلو هستم- اوه، ۴۵ کیلو؟-
آره؟- و تو؟-
من ۵۳ کیلوئم- هی-
نگران نباش، ازت نمیپرسم
چرا که نه؟
دارم افرادی که سبکتر هستند رو چک میکنم تو 45 کیلویی؟
من ۵۲ کیلو هستم
من ۵۷ کیلو هستم
و خودت؟
خوب، من وزن کم کردم
نود؟
من ۷۳ کیلو هستم
!چرت و پرت
داری با دروغ گفتن زندگی ما رو به خطر میندازی
این حدودا وزن منه این معنی نمیده
....حقیقت اینه که
تو وزنت چقدره؟
اون گفت ۷۳ کیلو
من ۷۲ کیلوئم
یه عالمه لباس پوشیدم
من ۱۴۰ کیلوئم
(!خدای من! سنگینترین بین همشون)
حالا، گوش بدین
آندره ۱۴۰ کیلو وزن داره
این چهار برابر وزن تیونه
چهار برابر- این رو نگو-
میتونیم چهارتای اون رو جا بدیم
داره چه اتفاقی میوفته؟
(اون فورا لازمه که کرهای یاد بگیره)
صد وچهل
صد و چهل؟
پاتریشیا گوش بده
...آندره
چیه- مهم نیست چی بشه، اون نجات پیدا میکنه-
(آندره رو به خطر میندازه)
پس ما باید اون رو رها کنیم؟
!ساکت شو
!هی- بله-
!هی- بله-
ممنون
(لازمه که دوباره کرهای یاد بگیره)
چرا شما بچهها به من نگاه میکنید؟
چون عضلههای تو تایپ منه، اوکی؟
ممنون
این خیلی رندوم بود- ...اما-
اونجا چه خبره؟
درمورد وزنشون حرف میزنن
اما دفکون داره دروغ میگه که هفتاد کیلوئه
نمیشه از تیون به عنوان استاندارد استفاده کنیم؟
ساده بگیر، این سخته
چطوره پاتریشیا رو استاندارد در نظر بگیریم؟
چی؟
من وزن اون رو نمیدونم
تا جایی که من میبینم پاتریشیا شبیه به آندره است
درمورد چی حرف میزنی ؟
حقیقت داره
ولی ما باید یادمون باشه
دنیا به کمدین نیاز داره تا شوخی رو زنده نگه داره
دنیا به شوخی نیاز داره
...از این نظر، ما سهو داریم که
این باید کافی باشه
از اینکه اینجوری دور از گروه باشم مضطرب شدم
بیخیال، این تصمیم مرگ و زندگیه
اینطوری، همهی ما میمیریم
پس تو باید بمونی
صبر کن
صبر کن، گوش بده
میدونم چی داری میگی
میدونم درمورد چی حرف میزنی
...من نه، اون گفت
میدونم که تو گفتی من برای هلیکوپتر خیلی سنگینم
(اون بالاخره کرهای میفهمه)
نه، تو خیلی سبکی
!نه تو خیلی سبکی
نه، موضوع این نیست- اوکی، با تو میام-
نه، نه
تو میدونی که من هلیکوپتر میرونم
من هلیکوترها رو میشناسم- جدی؟-
تو میتونی هلیکوپتر برونی؟
نه، من با هلیکوپتر پرواز میکنم
من عضو ارتش هستم
بیا از دست خلبان خلاص بشیم
(یه رویکرد جدید)
میتونی یه هلیکوپتر رو پرواز بدی؟- صبر کن-
اون میتونه هلیکوپتر پرواز بده
ما یه خلبان داریم
نه، اون نمیدونه چطور هلیکوپتر رو پرواز بده، ما خلبان نیاز داریم
اوکی، باید رأیگیری کنیم
یه قایق؟- آره-
قایق؟- قایق کو؟-
آندره میدونه که قایق کجاست
نه، اون میخواد که ما رأی بدیم
(!مترجم همزمان نیاز داریم)
ما قراره رأی بدیم
اگر فکر میکنید که من خیلی سنگینم، فقط بگید آره
بیا روراست باشیم
واقعا، میدونی؟
کسی که سنگینتره باید بمونه
افراد سبکتر میتونن سوار بشن
بیاین این رو حل کنیم
برای این کار وقت نداریم، حرکت کنید
اگر وزن رو درست تقسیم کنیم میتونیم افراد بیشتری رو سوار کنیم، درسته؟
میتونیم همه چیز رو اینجا رها کنیم
!لطفا به حرکت کردن ادامه بدین
!سوخت بیارید- بیاید کیفهامون رو خالی کنیم-
سوخت بیشتری بیارید
اینجا بیشتر داریم
خالیها رو بیارید
!لطفاً عجله کنید
بار بزنید
(چهل و هشت درصد سوخت برای پرواز باقی مونده)
نمیتونیم همه رو سوار کنیم
من نگرانم
باید موقعیت رو ارزیابی کنیم
فکر میکنم باید از این سوخت استفاده کنیم تا باهاشون معامله کنیم
(توطئههایی در کار است)
اگر سوخت میخواید، یه ما صندلی پرواز بدین
چقدر سوخت نیاز داره؟
این بده، همهی ما جا نمیشیم
بیا اینجا
تو قراره بمونی؟
نمیخوام راهم از توجدا بشه
هر سهی ما لازمه که سوار بشیم
البته- فهمیدم-
اگه همه توی هلیکوپتر باشند چی؟
پس ما بهشون سوخت نمیدیم
پس منظور دفکون اینه
اون چی گفت؟
برو اونجا
نقشههای عجیبی درجریانه
چرا انقدر شکاکی؟
چون هیچکس قابل اعتماد نیست
اما اون داره چیکار میکنه؟
اون کمک نمیکنه
داره با کاپیتان حرف میزنه
داره با سیاست بازی میکنه- دقیقاً-
تو طرف من هستی، درسته؟
عقلانی بهش فکر کن منطقیه که افراد سنگینتر اینجا بمونند
اگر با وزن پیش بریم، من تو دردسرم
(اون نباید این رو میگفت)
نظرت درمورد سهو چیه؟
...خوب، سهو
داره سعی میکنه آندره رو تحت تاثیر قرار بده
که نجات پیدا کنه؟
(اگر از دید خارج بشی، تبدیل به هدف میشی)
راهی هست که توی نیمساعت وزن کم کنی؟
(بیست و دو درصد سوخت برای حرکت باقی مونده)
!لطفاً عجله کنید
!حس میکنم تو فیلم اکشن هستیم
همهی ما میتونیم بریم
همین الان چندتا زامبی توی جنگل دیدیم
نگرانم که صدای هلیکوپتر
زامبی ها رو به این سمت بکشه
باید سریعتر باشیم
موتور رو روشن کن
!وقتی نمونده
بیا همشون رو ببریم- صبر کن-
!باید بریم
باید اینها رو هم ببریم؟
باید انجامش بدم؟
!برو
باید سریعتر بریم
سه یا چهارتا بیشتر میخوایم
!الان، زودباش
!خالیه
...صبر کن، دست نگه دار
(مخزن پر شد)
موتور دوم روشن شد
چی؟
داره حرکت میکنه
چی؟
چی؟- داره حرکت میکنه-
این باید آخرین محفظه باشه
آره، بیارش
خودم تنها انجامش میدم
مطمئنی؟
چیزی نمیشه
زنده بمون
زنده؟
فقط میخوام حواسم بهت باشه
تقریبا تموم شده کارمون
کافیه؟
صبر کنین
سوار بشیم؟
همگی، سوار بشین- میتونیم، مگه نه؟-
میتونیم الان سوار بشیم؟- صداشون کن-
تموم شد- برمیگردیم؟-
صداشون کن
وایسا، باید صداشون کنیم؟
آره؟- همینجا بمونین-
همهتون دارین میرین؟
وایسا- بیارشون-
همینجا بمون
لازمه؟
!زودباش
چی؟
!سوکی- !زود باش-
!اینجا، بدوید
!زود باشین
!سریع بدو- !زود باشین-
!داره حرکت میکنه
چی؟
!هیونگ- !خیلی خب، بریم-
!زود باشین
!داره حرکت میکنه- !بریم-
!زود بیاین- !زود-
بیا ولش کنیم
!بریم
چیه؟
!کدکانست! هی
زنده بمون
چی شده؟
خانوما، شما اول سوار بشین
!سوار بشین
محض احتیاط- زودتر سوار بشین-
!سوار بشین. زود باشین
هلیکوپتر؟
چی؟
!ولش کن
وای، نه
پاتو بذار روی این
!زود باشین
سوار شو- زود سوار بشین-
!سوار بشین
!زود باشین
!سوکی
!زود باشین
سوار شو
!سریع باش
!بدو
!دفکون
!یاااا
!نه
اولین موتور، چک شد
موتور روشنه؟
!وایسا
!نه
!بریم
هرجور شده قراره جون سالم به در ببره
میدونم چی میگی
گفتی من زیادی سنگینم
وای، نه. باهام بیا
بدترین حالت رو در نظر میگیره
ممکنه اینجا از هم جدا بشیم
(اونایی که دیر کردن ممکنه نتونن سوار بشن)
!نه
همهمون میتونیم سوار بشیم؟
!فعلا سوار بشین
از این طرف
چطوری رفتی اینجا؟
(جای زیادی باقی نمونده)
جا نیست
!سریع بدو
!نه! تموم شد
!متاسفم
فقط برو
(به جز سهو و دفکون 10 نفر سوار شدن)
نمیخوام ازت جدا بشم
البته
فقط برو
بریم- چی؟-
هی- داداش-
خودتو نجات بده- بریم-
!داداش
سهو، سوار شو
بریم
اول سوار شو
!هیونگ- سوار شو-
!نمیتونی سوار بشی
دفکون، نه- برو بیرون-
!جا نداریم
...سهو
پیاده شو
!خودت پیاده شو
دفکون، نه
بریم
میفتی
زود باش، اینجا
کدکانست، خوبی؟
هی، اینجا
صبر کن
خوبی؟
سهو، اگه خیلی درد میکنه پیاده شو
نه، خوبم
چی شده؟
...انگشت کوچیکم
!هی
منم؟
داشتم انگشتم رو از دست میدادم
...خب، اگه اینجوریه
بهتر نیست پیاده بشی؟- خوبم-
(همه سوار شدن)
!ما تونستیم
!کار کرد
!تونستیم
ما تونستیم زنده بمونیم
!تونستیم
چک شد- چک شد-
اوکی- ما تونستیم-
زنده موندیم- آفرین، بچه ها-
!کارتون عالی بود
!جواب داد
!واقعا خسته نباشین
!بریم
داریم میریم خونه
داره حرکت میکنه
!تو هواست
داره پرواز میکنه
از زمین بلند شدیم
!برو که بریم
چرا؟
نمیتونه بلند شه؟
چرا بوق میزنه؟
از زمین بلند نمیشه؟
کاپیتان، چرا نمیریم؟
از محدوده وزنی بالا زدیم
چرا؟- داره برمیگرده-
چرا؟- چی شده؟-
چی؟- چرا؟-
چرا؟- داریم برمیگردیم پایین؟-
چرا؟
هی- چرا؟-
چی شده؟- چرا؟-
موتور رو خاموش کن
کجا میری؟
پیاده شد
چرا پیاده شد؟- چرا؟-
چرا؟- همگی، لطفا پیاده بشین-
!همگی پیاده بشین- چرا؟-
چی شده؟
نمیتونه وزنمون رو تحمل کنه
باید پیاده بشیم؟
آره
لطفا پیاده بشین
همگی الان پیاده بشین
مشکل چیه؟
چرا نمیریم؟- گوش کنین-
چی شده؟
از محدودهی وزنی بالا زدیم
محدودیت وزنی داره
نمیتونیم همهرو با خودمون بیاریم
(حداکثر تحمل وزن: 2720 کیلوگرم)
(هلیکوپتر 1600 کیلوگرم)
(سوخت 400 کیلوگرم)
(وزن دوتا خلبان 160 کیلوگرم)
(فقط برای 660 کیلوگرم جا هست)
یه هیلیکوپتر دیگه هم داره میاد؟
آره. لطفا زود تصمیم بگیرین
نجات ادامه داره) (یه هلیکوپتر دیگه داره میاد
ماموریت: محدودیت وزنی رو رعایت) (کنین و از جزیره ججو فرار کنین
وزن همهمون رو هم چقدره؟
وزنت چقدره؟
من 75 76 کیلوئم
دکس 76 کیلوئه من 52 کیلو
اون 53 کیلوئه
...و 72، 76- داری جمع میکنی؟-
من گوشی دارم
اون شارژ داره- آره-
از گوشیت استفاده کن
من حساب میکنم
بیا، 53، 52
اون 76 کیلوئه- ...به اضافه 76-
من 72 کیلوئم
من 45 کیلوئم
کاپیتان؟- من 69 کیلوئم-
من 140 کیلوئم
هیچی نشده رسیدیم به 507 کیلو
(هنوز باید 5 نفر دیگه رو هم اضافه کنن)
الان حساب کتاب کردم
من 71 کیلوئم- اون 71 کیلوئه-
دین دین؟- من 57کیلو-
پاتریشیا؟- من؟-
(محرمانه)
واسه 91 کیلو هم جا هست؟
بعلاوهی 91- من 70 کیلو ام-
هفتاد؟- دروغ نگو-
دروغ نمیگم
نه وزن واقعیت نیست
...بابا بخدا دارم راستشو میگم
(کسی حرفشو باور نمیکنه)
ای خدا
روی هم رفته 869کیلوگرم شدیم
دویست و نه کیلو اضافه داریم
دویست و نه کیلو؟
دروغ گفتن درباره وزنتون فایدهای نداره
آره، خطرناکه
حتی بعد از خلاص شدن از شر) (بار اضافه بازم ۲۰۰کیلو اضافه دارن
این یعنی باید سه نفرو بذاریم و بریم
سه نفر؟
ولی بهتره تا میتونیم با خودمون نیرو ببریم
کار درستیه که بیشترین تعداد رو با خودمون ببریم
درسته
موافقم
(....بیشترین تعداد یعنی)
اگه آندره بخواد بمونه
فقط به یکی دیگه نیاز داریم
آره، آندره میتونه بجای اونا بمونه
اصلا نیازی نیست سه نفر بمونن
اگه آندره بمونه، فقط یکی جا مونده
امکانش هست با هلیکوپتر بعدی بیای؟
نه، من سوار همین هلیکوپتر میشم
چرا؟- من ارتشیام-
مبارزه بلدم
توی افغانستان و عراق جنگیدم ...استراتژیکم، قویام و جسهام بزرگه
(حضورش توی تیم به نفعشونه)
داره ثابت میکنه که بدرد میخوره
میتونم همه رو نجات بدم
واسه همین میرم
ارادهی زنده موندن انسان باورنکردنیه
خیلی خب، بیاین به تصمیمش احترام بذاریم
نیازی نیست درموردش خودخوری کنیم
فعلا شرایط سختیه ولی یه هلیکوپتر دیگه هم داره میاد
پس دعوا سر این موضوع فایدهای نداره
اگه برن و برگردن ممکنه حتی زودتر بشه- موافقم-
...دین دین، اگه ما بمونیم حدودا میشه 70کیلو گرم
پس ممکنه این ترکیب جواب بده
و این دوتا هم میشه
چی؟- یهویی؟-
درسته، سهو هم همینطور
!هی، سهو
(احساساتت رو کنترل کن)
چرا داری گریه میکنی؟
هفتادو دوتا اضافه کن
من 72کیلو ام
دفکون وزنش چقدره؟
صدو چهل به 91 اضافه کن
جوری حرف میزنی انگار زیر دست قصابی
کنترل کن خودتو
ممکنه آخرش همهمون یه تیکه گوشت بشیم
اینجوری هم میشه گفت
(!حرف خشنی بود)
اگه به همین منوال باشه به هيچ جا نمیرسیم
اگه آندره سوار بشه ما سه تا جا میمونیم
اگه خانواده دارین سوار بشین
اگه مجردین دستها رو ببرین بالا
دقیق نمیدونم چی میشه ولی یه فکری دارم- !هی-
اگه حیوون خونگی داشته باشی چی؟
خب باشه، این یکی چطور؟
اگه حیوون خونگی یا خانواده دارین این طرف وایسین
من یه سگ دارم
یه سگ
منم یه سگ دارم- منم یه گربه دارم-
انگار شامل کردن حیوون خونگیها ایدهی درستی نبود
حیوون خونگیها نصف امتیازن
اگه دوتا داشته باشم چی؟- اون وقت میشه یه امتیاز-
منم داداشم حیوون خونگیمه
!وایسا ببینم
مجسمهها حساب نیستن
اونا حساب نیستن- آخه یار شفیق منن-
یه بار که کارمند دولت بشی دیگه تا آخر همونی
من دوتا بچه دارم
مامانشون رو که دارن اونا
(زبونش قاصره چون حرفش حق بود)
به اون عینک آفتابی نیاز داری؟
اگه بمونم آره
اصلا چطوره به دور سنگ کاغذ قیچی بریم؟
بیاین خانم ها رو راه ندیم
...اول- !حله-
بریم تو کارش
بیاین یه امتحانی بکنیم- موافقم-
اینطوری عادلانهاس
!سنگ، کاغذ، قیچی
!سنگ، کاغذ، قیچی
!سنگ، کاغذ، قیچی
اینطوری فایده نداره
شش تا شش تا جدا بشین- جدا بشین-
!اگه دیر بیارین میبازین؛ سنگ کاغذ قیچی
ولی من دستمو دیر نیاوردم
میشه با قیچی سنگ خورد کرد؟
چرت نگو! بجنب
چرا نه؟
نه، اونطوری سنگ آسیب میبینه
(همه دارن کم کم سلامت عقلشونو از دست میدن)
!سنگ، کاغذ، قیچی
!گوش کنین، گوش کنین، گوش کنین
تو سوار شو، تو ام همینطور، تو ام همینطور
من اینجا میمونم
تو میمونی؟
میمونی؟- آره، من میمونم-
چرا؟
من میمونم، چون قویترین منم
میتونم حساب تمام این زامبیها رو برسم
به تواناییم اعتماد کنین، باشه؟
اشکالی نداره
(به لطف گروهبان یه نفر دیگه میتونه سوار بشه)
من خیلی قویام
از پسش برمیام
یکی دیگه هم باید بمونه- نمیشه که تنها بمونی-
یکی دیگه هم باید بمونه
(حتی با موندن آندره هم، بازم پرواز ممکن نیست)
یکی دیگه رو میخوام
یکی دیگه رو میخوام که همراه من بیاد
تصميمتون رو بگیرین
چون داریم راه میفتیم
!وقت نداریما
فعلا بریم سوار شیم ببینیم پرواز میکنه یا نه
وقت نداریم- سریعتر برین-
چرا؟- برو داداشی-
من چیزیم نمیشه
باشه؟
خیلی ناراحت شدم
چرا داداش؟- نه، ناراحت نباش-
این که کار نداره
آخه تو کاپیتان مایی
حالا شما دوتا کاپیتانین
برمیگردم
برمیگردی؟- برمیگردم-
تروخدا، برگردیا- برمیگردم-
حله
دفکون سوار شو- اون وسط-
(وقتشه آندره همراهشو انتخاب کنه)
لطفا اینو بغلش کن ببرش
!حرف نداشتی- مرسی آندره-
حالم خوبه
آندره
ممنون
عاشق سرآشپزمونم
...وایسا، وایسا، وایسا
پاتریشیا-
پاتریشیا؟
چی؟
چی؟- بزن بریم-
تو همراه من میای
چرا؟- تو همراه من میای-
من؟- آره-
جدی؟
نگران نباش
تصمیم گرفته از یکی محافظت کنه
من هواتو دارم، بریم
جدی؟- بهم اعتماد کن-
اسمت چیه؟- پاتریشیا-
پاتریشیا؟- بله-
میتونی کمکم کنی؟- آره، میتونم-
حله- آره-
انگار عمو و برادرزادهاش دارن باهم آشپزی میکنن
...چیکار
کار گروهی
ای لعنت
کار گروهی، آره؟- آره، کار گروهی-
ممنون
رو به راهی؟
نه، خودت چی؟
نه نیستم
خیلی خب
!بچهها- پاتریشیا-
!پاتریشیا
چیزیت نمیشه
برمیگردیم دنبالت- وای نه-
!آندره
موتور رو روشن کن
خیلی خب
میدونی چیه، پاتریشیا؟
چیه؟- گشنمه-
اتفاقی واسه ما نمیفته
خب، سمت چپ امنه
امنه- ما آمادهایم-
بجنب دیگه، راه بیفت
تروخدا راه بیفت دیگه
!بزن بریم
!داره بلند میشه
در حال بلند شدن
!دارم خواب میبینم
بالاخره پرواز کرد
!بالاخره
برمیگردم
اشکم داره درمیاد
آندره کنارشه، چیزیش نمیشه
به لطف آندره نجات پیدا کردیم
!پاتریشیا
وای، خاک عالم
از زامبیها متنفرم
بیا ببینم
::::::::: آيــــ(جهان زامبیها 2)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.