All language subtitles for Watashi no Oshi wa Akuyaku Reijou - 2

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

!کلایر ساما، من عاشق شما هستم

...من در یک دنیای بازی اوتومه تناسخ پیدا کردم

.جایی که کاراکتر نقش منفی محبوبم، کلایر فرانسوا اونجاست...

...اون خنده‌ی شیطانی، و تمام کارهای بدی که از روی کینه‌ورزی انجام میده

!اون همون چیزی هست که من می‌خوام...

.بیا ببینیم که کدوم یکی از ما توی امتحانات فردا موفق می‌شه

.اگه من برنده شدم، باید سریع این آکادمی رو ترک کنی

.بدین‌ترتیب نتایج امتحانات رو اعلام می‌کنیم

نتایج آزمون مهارت جادویی

نفر اول ری تیلور (غیرقابل اندازه‌گیری)

نفر اول... ری تیلور؟

غیرقابل اندازه‌گیری!؟

آخه این غیرقابل اندازه گیری چه معنی‌ای میده؟

با این حال اون توی جایگاه اول قرار گرفته؟

یعنی، حتی در حدش هم نبودیم؟

!ساکت! ساکت

...از اون‌جایی که نمره‌ی ری تیلور خیلی خاص بود

نتایج کلی

نفر اول رود بائور

نفر دوم یو بائور

نفر سوم کلایر فرانسوا

نفر پنجم میشا ژور

نفر دهم تئان بائور

.به همین خاطر استثنا قائل شدیم و اون رو از رتبه‌بندی کلی خارج کردیم

!همین، همگی مرخص هستین

...ری، تو

این دیگه چه معنی‌ای میده؟

!تا حالا نشنیده بودم کسی از نظر قابلیت جادویی غیرقابل اندازه‌گیری بوده باشه

ری، از عمد توی امتحان قابلیت جادویی هدف رو خطا زدی؟

از عمد خطا زده؟ آخه برای چی؟

.خب، منم نمی‌دونم

با اینکه خطا زدی بازم توی جایگاه اول قرار گرفتی؟

.پس یعنی از نظر مهارت جادویی باید قابلیت بالایی داشته باشه

.به اندازه‌ای بالا بوده که در طبقه‌ی غیرقابل اندازه‌گیری قرار گرفته

...بهم نگو که

سطح استعداد اون بالاتر از «استثنایی»‌‌‌ هست؟

.نه، اگه این‌جوری بود باید ابزار جادویی‌ش می‌شکست

...به همین خاطر فقط یک احتمال وجود داره

در حالت عادی، هر شخص یکی از قابلیت‌های عناصر: خاک .آب، آتش و باد رو داره

اما چی می‌شه اگه یک نفر عناصر بیش‌تری رو داشته باشه؟

منظورتون اینه که اون یکی از اون تعداد آدم‌های خاصی هست که بیش‌تر از یک عنصر رو در وجودش داره؟

.خب، این فقط یک حدس و گمان هست

پس یعنی ری یک... کاربر دوگانه‌ـست؟

.درسته

.قهرمان داستان که خودم هستم می‌تونم از دو عنصر: خاک و آب استفاده کنم

.اون یک کاربر دوگانه‌ست، کسی که از دو عنصر متفاوت می‌تونه استفاده کنه

.فقط این نیست، توانایی عناصر اون در هر طبقه‌بندی در بالاترین جایگاه هست

...به همین خاطر این بازی جوری ساخته شده

.که قابلیت جادویی اون در ابتدای بازی، غیرقابل اندازه‌گیری اعلام می‌شه...

!به عبارت دیگه نتیجه‌ی این امتحانات باب میل خودم هست

.کلایر ساما، شما بعد از پرنس رود و پرنس یو در جایگاه سوم قرار گرفتین

.درسته

.اصلاً نیازی نیست نگران اون رعیت باشین

...در-درسته

!کلایر ساما

.لطفاً جوری رفتار نکنین که انگار روح دیدین

!پس، لطفاً دیگه از ناکجاآباد یهویی ظاهر نشو

چی می‌خوای؟

...از اون‌جایی که توی نتایج کلی امتحان کنار گذاشته شدی

پس یعنی این مسابقه‌ی‌ ما بدون نتیجه بوده، درسته؟...

کلایر ساما، این حرفا چیه که می‌زنین؟

.ما توافق کردیم «هرکسی شکست خورد» انجام بده

چی؟

منظورم اینه، به هم دیگه قول دادیم؟

.اما اگه شما شکست خوردین، باید یکی از درخواست‌های من رو انجام بدین

...از اون‌جایی که هیچ برنده‌ای توی مبارزه مشخص نشده

پس یعنی کلایر ساما شما نتونستین من رو شکست بدین، درسته؟...

!واقعاً که آدم مزخرفی هستی

!آره! می‌دونستم این‌جوری می‌شه

!معلومه که این مبارزه بی‌نتیجه بوده

!تو من رو فریب دادی

چی؟ می‌خواین حرف خودتون رو نادیده بگیرین؟

...ولی ما که قسم خوردیم

.توی این پادشاهی، قسم خوردن خیلی مهمه

و هر کسی این عهد رو بشکنه، صرف نظر از جایگاه اجتماعی‌ش .مورد تحقیر قرار می‌گیره

از من چی می‌خوای؟

ها، پس بالاخره قبول کردین؟

!همون‌جوری که از کلایر ساما انتظار داشتم! عاشق‌ـِتون هستم

!فقط بگو چی می‌خوای

...خب، خیلی‌خب

.لطفاً تسلیم نشین

چی؟

...مهم نیست چه‌قدر سخت بود یا براتون دردآور بود

.به هیچ وجه تا لحظه‌ی آخر شکست رو قبول نکنین...

صب-صبرکن ببینم... این حرفا دیگه چیه؟

واقعاً با این کار راضی می‌شی؟

.بله

.این چیزی هست که می‌خوام

.فکر می‌کردم یک چیز عجیب و غریب ازم می‌خوای

نکنه این‌جوری می‌خواین!؟

!اگه دوست داشته باشین می‌تونم یک درخواست سخت‌تر ازتون کنم

!معلومه که همچین چیزی نمی‌خوام

.انگار چاره دیگه‌ای ندارم

.من قسم می‌خورم که هیچ وقت تسلیم نشم

.مهم نیست چه اتفاقی بی‌افته، هیچ وقت امیدم رو از دست نمی‌دم

.من تا لحظه‌ی آخر به مبارزه‌م ادامه می‌دم

واقعاً این‌جوری راضی می‌شی؟

.کلایر ساما، همین

.دفعه دیگه شکست نمی‌خورم

!کلایر ساما

باز چی شده؟

!من عاشق‌ـِتون هستم

!خب، من از تو متنفرم

ترجمان: نیما پناهی

@AniPlus

:کانال تلگرام

گروه انی پلاس با افتخار تقدیم می‌کند

من عاشق شخصیت منفی دختر داستان هستم

قسمت 2

وظیفه‌ی یک ندیمه عاشقی‌ـست

...سرپرست خدمتکارها

بله؟

...به من گفتن قراره امروز با خدمتکار بااستعداد آینده مصاحبه کنم

.بله

خب، برای چی این دختر الان اینجاست!؟

!مراحل اولیه رو با موفقیت پشت سر گذاشتم و به مصاحبه رسیدم

...به لطف بورسیه‌ای که شدم دیگه نیاز نیست هزینه‌ی آکادمی رو بپردازم

اما باز برای خرت و پرت‌هام به پول نیاز دارم، درسته؟...

.اگه من خدمتکار شما بشم، پول خوبی می‌تونم بگیرم

!و این‌جوری می‌تونم همیشه نزدیک شما باشم! این برد برد هست

...برد برد

!من از این بابت هیچ خیری بهم نمی‌رسه

!قبول نمی‌کنم

.درخواستت رد می‌شه

کلایر ساما، از این بابت مطمئن هستین؟

.اون از بقیه‌ی کاندیده‌ها بااستعدادتر بوده

.اون برای این کار ساخته شده

.و به نظر می‌رسه، که وفاداری بالایی هم داشته باشه

.اشتباه فکر می‌کنین

.من وفادار نیستم

...آره... چیزی که من می‌خوام

!عشق هست...

...عشق

!من نمی‌تونم خدمتکاری که چنین حرف‌هایی می‌زنه رو کنار خودم نگه دارم

این همه سر و صدا برای چیه؟

.پدر کلایر ساما، دول ساما، وزیر دارایی پادشاهی هم هست

دول فرانسوا

.اون بعد از شاه و نخست وزیر در مقام سوم این کشور قرار داره

.قربان، من متاسفم

...داشتیم یک خدمتکار رو برای کارهای مدرسه‌ی کلایر ساما انتخاب می‌کردیم

.و به نظر می‌رسه که بانو از این بابت خوشحال نیستن...

.آخه از نظر شخصیت یک سری مشکلات داره

.همیشه توی مدرسه سر به سرم می‌ذاره

که این‌طور؟

.اگه سرپرست خدمتکارها ایشون رو انتخاب کردن، فکر نمی‌کنم باید مشکلی داشته باشن

.اما اگه کلایر ایشون رو نمی‌خوان، پس نمی‌خواد استخدامش کنین

!پدر جون

.کلی خدمتکار لایق‌تری هست که می‌تونه به درد این جایگاه بخوره

.اعلحضرت

.بابت بی‌احترامی‌‌ای که می‌کنم من رو ببخشید، اما از طرز حرف زدن‌ـِتون خوشم نیومد

.به نظر می‌رسه کلایر درست قضاوت کرده

آخه یک آدم معمولی به چه حقی این حرف رو بهم می‌زنه؟

...چنین گستاخی به هیچ وجه قابل قبول-

.آیرواین مانوئل-

و این کیه؟

.سوم ماه مارس

.پانصد هزار طلا

پدر جان؟

اشکالی نداره برای چند لحظه ما رو تنها بذارین؟

...حداقل باید به وظیفه‌م

.این یک دستور هست

...پدر جان

منم باید برم؟

.کلایر، من رو ببخش

.فقط چند دقیقه تحمل کن. باید یک چیزی رو تایید کنم

.چشم

...خب

تو کی هستی؟

تو چقدر می‌دونی؟

!پدر جان

.کلایر

.باید این دختر رو به عنوان خدمتکار قبول کنی

چی!؟

...آخه چرا!؟ پدر جان، خودتون تا چند دقیقه پیش با نظرم موافق بودین

.این دختر قابل اعتماد هست

.اون لایق اینه که خدمتکارت بشه

تو به پدرم چی گفتی!؟

!معلومه که چیزی نگفتم! فقط از اندازه‌ی عشقی که نسبت به شما دارم گفتم

...چی

می‌شه این مسخره بازی‌ها رو تموم کنی!؟

!پدر جان، با شما هم هستم

!من اصلاً نمی‌تونم قبول کنم این روستایی کنارم باشه

.کلایر

.به راحتی می‌شه یک آدم مطیع رو در کنار خودت نگه داری

.اما دختر خاندان فرانسوا باید ثابت کنه می‌تونه یک اسب وحشی رو مطیع خودش کنه

پس مهم نیست چی بگم، شما تصمیم خودتون رو گرفتین؟

.بله

.خیلی‌خب

!تو

!اگه قراره خدمتکارم بشی، باید هرچی می‌گم رو گوش کنی

!خودت رو آماده کن

!با کمال میل

.پس از فردا کارت رو شروع می‌کنی

!به خودم بسپارین! تا وقتی جون داشته باشم آماده خدمت هستم

...نی-نیازی به این کار نیست

!کلایر ساما، من عاشق‌ـِتون هستم

برای چی این بلاها سر من میاد؟

!نه! نمی‌تونم دیگه تحمل کنم

!فقط اون نگاه شرورانه‌ای که تو چشمات داری رو نمی‌تونم تصور کنم

.خیلی متاسفم

!یک خورده دیگه تحمل کنین، دیگه تمومه

!نمی‌خوام! دارم می‌گم تمومش کن

!کلایر ساما! فقط یک خورده دیگه تحمل کنین-

اصلاً یعنی چی که یک خورده دیگه تحمل کنم!؟-

.ری چان، بی‌خیال

.نیازی نیست دیگه تا این‌قدر کلایر ساما رو اذیت کنین

.ببخشید

.کلایر ساما فقط خیلی جذاب هستن

!دیگه از این چاپلوسی‌هات خسته شدم

.صادقانه بگم... هیچ چیز خوبی توی سپردن کارها به دست یک رعیت نیست

.مثل همیشه از لِنه می‌خوام که توی لباس پوشیدن بهم کمک کنه

...آروم باشین، کلایر ساما

.اگه اجازه ندین که ری آموزش ببینه، این‌جوری توی دردسر بیش‌تری می‌افتین...

.ممکنه زمان‌هایی پیش بیاد که بیمار شده باشم یا نتونم بهتون کمک کنم

...خب... حق با توئه، ولی

.این دختر لنه آئورسو هست

لنه آئورسو

.ایشون خدمتکاری هستن که از زمان بچگی به کلایر ساما خدمت می‌کرده

...اون یکی از کارکنان یکی از شرکت‌های خدمتای ثروتمند این کشوره

.کمپانی آئورسو...

...با این که یک آدم معمولی هست، کاملاً مرفه هست

.و از نظر مالی هیچ مشکلی نداره...

...کمپانی آئورسو اون رو به خاطر قراردادی که با وزیر دارایی

.بسته، برای خدمت به اینجا فرستاده...

...ولی

.من تموم کردم

...ها، کلایر ساما

.دوباره فلفل دلمه‌ای‌هاتون رو نخوردین

.باید غذاتون رو خوب بخورین

.بیش‌تر شبیه خواهر بزرگ‌تر می‌مونه تا خدمتکار

!آخه چه اشکالی داره؟ کلی سبزیجات دیگه برای خوردن هست

.کلایر ساما، این سبزیجات با مالیات مردم عادی تهیه می‌شه

.خوردن این فلفل دلمه‌ای ها مثل یک وظیفه‌ی عمومی می‌مونه

...ولی

پس، من می‌تونم بخورم!؟

...هورا! کلایر ساما غذاشون رو به من داره میده

!بابت غذا ممنونم

!ری چان، کارت حرف نداشت

.ها، من که کاری نکردم

فقط داشتی طبق غریزه‌ت رفتار می‌کردی، درسته!؟

...خیلی‌خب، الان می‌خوام راجب سیاست‌های کوئیل بگم

.کلایر ساما، لطفاً بفرمایید...

.بله

.به عنوان خدمتکار، لنه نمی‌تونه توی سخنرانی‌ها کمک کنه

...از اون‌جایی که من دانش‌آموزم

.توی مدرسه من بهش خدمت‌رسانی می‌کنم...

...به همین خاطر پادشاهی ما به جای واردات غذا

.به خودکفایی در تولید دست پیدا کرده...

.جواب خوبی بود

.هوی، ری

.پرنس رود

وقت داری؟ نظرت راجب یک بازی چیه؟

.خیلی ببخشید، من وظیفه دارم که به کلایر ساما خدمت کنم

که این‌طور؟

.پس، بهتره یک روز دیگه ازش خواهش کنم

.هر وقت بگی من آماده‌م

...گفتم که، به عنوان خدمتکار وظیفه‌ای دارم

اگه کلایر هم همراهت باشه، نباید مشکلی باشه؟

...این دنیای یک بازی اوتومه هست

.پس مشخصه، که موقعیت‌های عاشقانه هم پیش میاد...

سطح وابستگی سه پرنس

یو

تیان

رود

...یکی از ویژگی‌های پرنس رود

.اینه که توی امتحانات نمره‌ی خوبی به دست آورد...

!من این رو می‌دونستم! برای همین توی آزمون مهارت جادویی پا پَس کشیدم

...به نظر می‌رسه نقشه‌م خوب نبوده

سلام، تیان، نظرت چیه؟

...شاهزاده تیان کسی هست که بیش‌ترین نزدیکی رو به کلایر ساما داره

.قبول نمی‌کنم...

!می‌تونم صدای محبت پرنس تیان نسبت به خودم بشنوم که زمین رو می‌شکافه

برای چی گریه می‌کنی؟

!من همچین چیزی نمی‌خوام

!ری چان

خسته نباشی، سخنرانی چه‌طور بود؟

!عالی پیش رفت

.راستش رو بخوای، من همچین کاری هم نکردم

...هرچی نباشه، نمره‌های کلایر ساما خیلی خوبه

...من به عنوان خدمتکار و معلم خصوصی‌ش استخدام شدم

.نگران نباش. امروز عصر کار بیش‌تری داری

!پس بیا امروز هم تمام تلاش خودمون رو برای خدمت به کلایر ساما بکنیم

!با کمال میل

کلایر ساما، چیزی راجب وابستگی بلوم شنیدین؟

.معلومه

.یک شیرینی جدید به اسم «شکلات»‌ هست

!وای خدا

.بلوم یکی از مغازه‌های پرطرفدار پایتخت هست

و شما از قبل محصول جدیدشون رو امتحان کردین؟

.آره. در کنار مزه‌ی شیرین یک رایحه‌ی قوی از تلخی هم داشت

.به جرات می‌تونم بگم تا حالا همچین چیزی رو امتحان نکرده بودم

.اگه این‌قدر علاقه دارین، بعداً نمونه‌هاش رو به اتاقت می‌فرستم

چی!؟ اشکالی نداره؟

!منصفانه نیست! منم می‌خوام

.رعیت، برای پی‌چی و لورتا شکلات آماده کن

.اطاعت

...کلایر ساما

مطمئنین با بودن چنین شخصی کنارتون مشکلی پیش نمیاد؟

.چاره دیگه‌ای نداشتم

...من گفتم که نمی‌خوام

.ولی پدرم بهم گفتن که باید رامش کنم...

!برای همین اصلاً حتی یک لحظه هم آرامش ندارم

!متوجه هستم

!داشتم راجب تو صحبت می‌کردم

.واقعاً خوش‌شانس بودی که وظیفه‌ی خدمت به کلایر ساما رو به تو سپردن

.شرط می‌بندم با محبتی که دارن خیلی خوب باهات رفتار می‌کنن

!مسخره بازی در نیارین

!اصلاً نیازی نیست برای چنین خدمتکاری مرحمت نشون داد

.درسته! من به مهربانی‌شون نیازی ندارم

!فقط یک بلوز تازه پوشیده‌ی ایشون می‌تونه برای سه وعده من رو سیر کنه

!برای همین می‌گم حالم رو به هم می‌زنی

ری چان، واقعاً کلایر ساما رو دوست داری؟

.نه، دوست ندارم

چی شد!؟ کلایر ساما، الان از این حرفم ناراحت شدین، مگه نه!؟

الان دیگه به محبت نیاز دارین!؟

!چی؟ محبت!؟ معلومه که نه

...این تویی که همه‌ش سر به سر کلایر ساما می‌ذاری! به چه جرائتی

...چیزی که می‌خوام بگم

!من دوست‌ـِشون ندارم! عاشق‌ـِشون هستم

!راستش رو بگم، واقعاً عاشق‌ـِشون هستم

.ها، ای وای

!چه‌قدر فوق‌العاده

.معلومه، بیش‌تر از اونی هست که یه رعیت استحقاقش رو داشته باشه

...هرچی نباشه، این چشمه آب‌گرم از آتش‌فشان تاسال نشات گرفته

.که باعث می‌شه پوستت شفاف‌تر بشه...

.من واقعاً سپاس‌گذار این آتش‌فشان هستم

!کلایر ساما! ری چان

!بهتره قبل اینکه سرما بخورین عجله کنین و بیاین

.خیلی‌خب، کلایر ساما، دیگه الان بدن‌ـِتون رو می‌شورم

.ری چان، تو موهاشون رو بشور

!اطاعت

.اگه بخوای کار عجیبی کنی، می‌زنمت

...ها

.کارت توی این کار خوبه

.خیلی ازتون ممنونم

.موهاتون به قدری خوبه که شستنش کار راحتی هست

.در واقع، به طور طبیعی موهاتون لخت هست

.هر روز صبح لنه موهای کلایر ساما رو آماده می‌کنه

.در واقع حالت موهای فرش از مادرشون به ارث رسیده

.خیلی‌خب، الان پاک می‌کنم

!این طریقه‌ی نگاه کردنت واقعاً دیوانه‌م می‌کنه

.شما خیالاتی شدین

.ری چان، واقعاً بااستعداد هستی

.واقعاً خوشحالم با هم این کار رو می‌کنیم

.هه. به زودی تسلیم می‌شه و فرار می‌کنه

.یک رعیت مثل این نمی‌تونه تحمل کنه

.ها، کلایر ساما، این‌جوری نگین

.این‌قدر بهش رعیت نگین. اون ری چان هست

.یک رعیت یک رعیت هست

...اگه این چرت و پرت‌ها راجب دوست داشتنم رو تموم کنی

.با اسم صدات می‌زنم...

.نمی‌خوام

!سریع جواب دادی

.ری چان، واقعاً دختر عجیبی هستی

چند روزی بیش‌تر نیست که کلایر سان رو می‌شناسی؟

.اما این‌جوری به نظر می‌رسه که همه چیز رو راجبش می‌دونی

!خب، به این خاطره که عاشق‌ـِشون هستم

!ها، بی‌خیال

.خیلی‌خب، ری چان، من به اتاق خدمتکارها برمی‌گردم

.باشه. شبتون خوش

کلایر ساما، من اذیت‌ـِتون کردم؟

.یک خورده

.خیلی وقت بود که این‌جوری حمام نکرده بودین

این‌قدر دستم جادویی هست؟

!خفه شو

مگه نمی‌خوای به اتاقت برگردی؟

.وقتی خوابدین به اتاقم برمی‌گردم

نکنه یک بوسه‌ی شب‌بخیر می‌خواین؟

مگه یک خدمتکار هم همچین اجازه‌ای داره؟

.نه، فقط خواستم بگم

...باورم نمی‌شه، رعیت

هنوز اینجایی؟

.آره

.که این‌طور

برای چی این‌قدر می‌گی عاشقم هستی؟

.خب چون این‌قدر ناز هستین، که نمی‌تونم مقاومت کنم

پس فقط به ظاهرم توجه می‌کنی، درسته؟

.نه، عاشق شخصیت‌ـِتون هم هستم

.برخلاف جوری که به نظر می‌رسم، من خودم رو خوب می‌شناسم

.من شخصیتی ندارم که هرکسی اون رو دوست داشته باشه

...این حرف‌ها

.پاپلوسی رو بذار کنار

...جوابم رو بده

.واقعاً دنبال چی هستی...

...کلایر ساما

.من چون عاشق شما هستم اینجا هستم

.دلیل دیگه‌ای ندارم

هنوزم داری ادای بی‌گناه‌ها رو در میاری؟

باورم نمی‌کنین؟

.نه

.پس تمام تلاشم رو می‌کنم که باورم کنین

.برو بخواب

.شب‌بخیر، کلایر ساما

.هرکاری می‌خوای انجام بده

ترجمان: نیما پناهی

@AniPlus

:کانال تلگرام

کلایر ساما! از بازی خوش‌ـِتون میاد؟

هم! فکر کردی من کی هستم؟

...من بزرگ‌ترین دختر خاندان فرانسوا هستم

!من به خوبی تمام سرگرمی‌های اشراف‌زاده‌ها رو بلدم...

پس نظرتون چیه که همراهم بازی پرنس کنیم؟

ها!؟ منظورت از این حرف چیه!؟

قسمت 3

عشق من سرشار از بالا و پایین‌هاست

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.