Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
انقلاب یک شبیهسازی که در یک آکادمی سلطنتی اتفاق میافتد
...انقلاب، یک بازی شبیهسازی که در یک آکادمی سلطنتی اتفاق میافتد
جایی که در اون بازیکنها میتونن از یک تجربهی عاشقانه... .با سه شاهزاده لذت ببرن
...و محبوبترین کاراکتر من در این بازی اوتومه(بازی سبکزندگی دخترانه)
!کلایر ساما
!من عاشق شما هستم، کلایر ساما
.کلایر فرانسوا
...دختر بدخواه و بدجنس، رقیب عاشقی قهرمان داستان
و معشوقهش که اونها رو اذیت میکنه، اما در آخر... .گوی میدان رو به اونها میبازه
...اون
.شخصیت منفی داستان هست
ترجمان: نیما پناهی
@AniPlus
:کانال تلگرام
گروه انی پلاس با افتخار تقدیم میکند
من عاشق شخصیت منفی دختر داستان هستم
قسمت 1
به سوی ماجراجویی در دنیایی دیگر
.من، اوهاشی ری، یک کارمند معمولی یک شرکت بودم
...و تازه یک روز سخت کاری در اون شرکت سلطهگر رو تموم کرده بودم-
وای! از کی این آکادمی تصمیم به ثبتنام چنین دانشآموزهای رعیتی گرفته؟-
...برای همین خودم رو غرق در بازی مورد علاقهم کردم-
.یا اینجوری فکر میکردم
.واقعاً جای تاسف داره
کلایر
واقعاً جای تاسف داره. انتظار دارن با چنین آدمی سر یک کلاس بشینم؟
انتظار دارن با چنین آدمی سر یک کلاس بشینم؟
...ولی
!همین الان چشمات رو باز کن
!به هیچ وجه شوخی جالبی نیست
ببخشید، با توئم! به حرفهام گوش میکنی!؟
...چیزی که بعد از اون به خاطر دارم، اینه که درست مقابلم ایستاده بود
یک آدم معمولی به چه جرائتی به خودش اجازه میده با من سر یک میز بشینه؟
کلایر فرانسوا
!جایگاه خودت رو بدون
کلایر؟
وای خدا! به خودت اجازه میدی اسمم رو بدون احترام به زبون بیاری!؟
چی؟
چی شد!؟
...این
...درست مثل بازی میمونه
!کلایر ساما
!درسته، همین درسته
.باید این شکلی اسمم رو به زبون بیاری
شما اسمم رو به خاطر دارین؟
...من رو داری دست میندازی
ری تیلور
ری تیلور؟
...تیلور نام خانوادگی قهرمان بازی بود
...و ری هم اسمی بود که من براش انتخاب کرده بودم... خب...
یعنی الان اون اتفاقی که دارم بهش فکر میکنم افتاده!؟
...واقعاً، امکانش هست که من الان
توی این دنیا تناسخ پیدا کردم!؟...
.من عاشقـِتون هستم
جانم؟
!کلایر ساما، من عاشق شما هستم
...چ-چ-چ-چی
تو داری چی میگی!؟...
.منظورتون چیه که چی میگم!؟ گفتم که عاشقـِتون هستم، همین
.همم! هیچ فایدهای توی اینکه باهام دوست بشی نداره
!من هیچ وقت حتی کوچیکترین ذرهای از محبت به یک رعت بیچاره نمیکنم
.وای چهقدر تو دل برو شدین
.اوه، خیلی ببخشید. نمیتونم جلوی زبونم رو بگیرم
...کلایر ساما شما خیلی ناز هستین
آخ-آخه تو چه مشکلی داری!؟
کلایر ساما، از من متنفر هستین، درسته؟
.مع-معلومه
!خب هیچ اشکالی نداره! همینجوری به قلدری کردن ادامه بدین
!منم با آغوش باز و با دل و جون میپذیرم
خب، کلایر ساما، حدس میزنم زندگی مدرسهای سرگرم !کنندهمون تازه شروع شده
!بیاین حسابی با همدیگه خوش بگذرونیم
برای چی خیال میکنی قراره با تو معاشرت کنم!؟
ری؟
.ای وای، عزیزم، خیلی ببخشید
از اونجایی که توی عالم هپروت بودی، با خودم .فکر کردم ممکنه یک ماکت تزئینی بوده باشی
...کلایر ساما
.چی شده؟ نیازی نیست برای معذرتخواهی کردن وقتت رو حروم کنی
!واقعاً خارقالعاده بود
با اینکه دورتون پا دو هست، ولی تصمیم گرفتین !خودتون دستـِتون رو کثیف کنین
!شما یک سر و گردن از هر قلدر دیگه جلوتر هستین
...دا-داری چی میگی
!کلایر ساما، من عاشقـِتون هستم
ای وای، عزیزم! فکر کردم یک حشره دیدم !برای همین پام گذاشتم روش که لهش کنم
.بود...
!رعیت، نمیتونم صدات رو بشنوم
...اگه میخوای حرفی بزنی، بهتره بلندتر بگی
!اگه میخواین من رو لگدمال کنین، محکمتر این کار رو کنین
!به جرائت میتونم بگم با این تیپا شما جلوی خودتون رو گرفته بودین
آخه چه دلیلی میتونه داشته باشه که جلوی خودتون رو گرفتین!؟
.ها؟ کتاب درسیم نیست
چی شده؟
رعیتها این اندازه فقیر هستن که حتی پول خرید یک کتاب درسی هم ندارن؟
.من رو خیلی ببخشید. اصلاً متوجه احساسـِتون نشده بودم
...اگه از همون اول اینجوری مودبانه رفتار میکردی
اینقدر بدجور میخواستین توی کلاس کنار من بشینین که کتاب درسیم رو قایم کردین!؟
چی!؟
!هرچی نباشه، الان کنار هم هستیم
!بیاین با همدیگه به کتاب درسی شما نگاه کنیم
!ها... من که اصلاً نمیتونم متوجه بشم
ری، اصلاً نمیدونم به چی داری فکر میکنی؟
میشا ژور
.تازه این سال تحصیلیت رو هم شروع کردی
.اصلاً غافلگیر نشدم که حواس کلایر ساما کاملاً به تو جلب شده
.نمیتونم با اطمینان بگم که حواسش کاملاً به من هست
.بیشتر شبیه این بود که من میخواستم حواسش رو به خودم جلب کنم
.ری، به عنوان هماتاقیت دارم بهت هشدار میدم
.بهتره خودت رو درگیر کلایر ساما نکنی
...خانوادهش، خاندان فرانسوا
.یکی از معتبرترین خاندان «پادشاهی بائور» هستن...
.اگه بخواد، کاری نیست که نتونه انجام بده
.میشا، تو خیلی دیگه نگران هستی
.من از یک خانوادهی نجیبزاده ویران شده هستم. سختیهای زیادی کشیدیم
...ولی میشا، راستش رو بخوای
.من عاشق کلایر ساما هستم
منظورت همون شاهزادهی خود شیفتهـست؟
...اون خندهی شیطانی، و تمام اون کارهای زشتی که از روی کینهی محض انجام میده
!همه چیزش دقیقاً همونی هست که میخوام...
جدّی، خودت از اون عجیبتری؟
.درسته کلایر ساما یک قلدره، ولی مرزی داره که به هیچ وجه ازش رد نمیشه
.موقعی که من رو هل داد، توی راهرویی که کاملاً امن بود این کار رو کرد
.و اینکه اون کتاب درسیم رو قایم کرده بود. دور ننداخته بودش
...و اینکه
.کلایر ساما، لطفاً این کار رو به ما بسپارین
.اجازه بدین که ما به اون رعیت نشون بدیم که با چه کسی طرف شده
.به هیچ وجه
.من شخصاً کاری میکنم اون رعیت متوجه جایگاهش بشه
.کلایر ساما شخصاً قلدری میکنه
...اون غرور بیموردی که داره، روشی هست
...که سعی میکنه باهاش پشت داد و بیدادهاش روحیهی شکنندهش رو مخفی کنه...
!به هیچ وجه نمیتونم خودم رو راضی کنم از این جنبهی انسانیش متنفر بشم
!همه اینها به طرز فوقالعاده عجیبی اون رو برای من ناز میکنه
ای وای، چی شده؟
نمیتونی همتیمی پیدا کنی؟
...برای همین رعیتی مثل تو
!سنسی! کلایر ساما الان بهم گفتن که میخوان با من همتیمی بشن
!من به هیچ وجه نگفتم
!چهقدر کثیف، یک لحظه فکر کردم به لجن کشیده شدی
!وای! بهم دست نزن
.کلایر ساما، لطفاً من رو گرم کنین
این... کلایر ساما، این از طرف شماست؟
!این اولین هدیه از طرف شماست
!برام ارشمنده و با دل و جون مراقبش هستم
برای چی همچین فکری میکنی!؟
...نکنه تو
یک خورده شخصیت منعطفی داری!؟...
ها؟ منظورتون چیه؟
آخه چهجوری میتونی با این همه قلدری شدن کنار بیای!؟
قلدری؟ منظورتون از روی عشق هست، درسته!؟
!معلومه که نه
پس، چی هست!؟
آخه برای چی از دستم عصبانی شدی!؟
!آدمهای رعیت باید سرشون رو پایین بندازن و به کارشون برسن
!کلایر ساما، مجذوب شما شدن، کار هر روز منه
!نه، این خدمت من به شماست
!دیگه نمیتونم این دختر رو تحمل کنم
!کلایر ساما! نیازی نیست جلوی خودتون رو بگیرین
!میدونین که، پشتکار آدم رو قویتر میکنه
کلایر ساما؟
مطمئنی؟
...اگه اینقدر سمج بشی
.حتی کلایر ساما هم دیگه وقتش رو صرف تو نمیکنه...
!من همچین چیزی نمیخوام
میشا، اگه کلایر ساما دیگه بهم قلدری نکنه چه خاکی تو سرم بریزم!؟
...خب راستش
.فکر کنم باید کاری کنی که اون حتی نتونه تو رو نادیده بگیره
چی؟
منظورم اینه که، اون از آدمهایی هست که باید توی هرچیزی شماره یک باشه، درسته؟
!خودشـه
...اگه درست مثل بازی پیش برم
...از اونجایی که کلایر ساما به شدت رقابتی هست نمیتونه من رو نادیده بگیره...
!و اون موقع هرچقدر بخوام میتونم مجذوبش بشم...
اون موقع این تبدیل به یک رابطهی برد-برد میشه!؟
.تقریباً یک هفته از زمان شروع سال تحصیلی گذشته
!تا میتونم این روزها نهایت لذت رو از وقت گذراندن با کلایر ساما میبرم
!کلایر ساما
!روز بخیر، کلایر ساما
!تازه وارد، بهتره سرجات بمونی
.لطفاً اینقدر دوستانه باهاشون رفتار نکنین
...شما و کلایر ساما دنیای به شدت متفاوتی
.ها، ببخشید، من با شما پا دوها هیچ کاری ندارم
!باورم نمیشه
!خیلیخب، کلایر ساما، روزتون بخیر
.اینقدر به خودت مغرور نشو
.من هیچ صحبتی با تو ندارم
.به علاوه، وقتی قراره از کسی خداحافظی کنی باید «روز بخیر » بگی
!اما الان شما با من صحبت کردین
!کلایر ساما، حتی شما الان اشتباه لغوی من رو هم گرفتین
!من عاشقـِتون هستم
!دیگه کافیـه
!این چند روز اخیر دائماً داری این حرف رو میزنی
!این شوخی مسخره رو تمومش کن
!همین الان این آکادمی رو ترک کن
!تو واقعاً رقتانگیزی
.هوی، هوی
.شما دخترا، صبح به این زودی حسابی انرژی دارین
.اینقدر بهش بیاعتنا بودم، که کاملاً فراموش کرده بودم
!اینجا یک دنیای بازی سبک زندگی دخترانهـست
...پرنس اول، رود بائور
پرنس اول رود بائور
...پرنس دوم، تیان بائور
پرنس دوم تیان بائور
.و پرنس سوم، یو بائور
پرنس سوم یو بائور
.اونها پرنس پادشاهی بائور هستن، که بازی حول و هوش اونها اتفاق میافته
.به عبارت دیگه، اونها مسیر عشق واقعی توی این بازی هستن
چه اتفاقی اینجا داره میافته؟ دارین خوش میگذرونین؟
.بذارین منم بهتون ملحق بشم
!رود ساما
.معلومه که اینجا خوش نمیگذرونیم
.اینجا فقط یک نفره که داره این آکادمی رو بینظم میکنه. همین
الان داری سعی میکنی بگی دوست داری با من بینظمی کنی؟
!معلومه که نه
ری تیلور بودی، درسته؟
اون بالاترین رتبه رو توی دانشآموزهای جدیدالورود امسال کسب کرده، درسته، میشا؟
.بله، یو ساما. من و ایشون توی یک مدرسهی راهنمایی درس خواندیم
.مشخصه از اون دخترها نیست که با اشراف زادهها معاشرت کنه
.و این ایدههای پدرش راجب شایسته سالاری واقعاً مسخره بود
.تیان
.زودباش، توئم بهمون ملحق شو
.من راحتم
...تیان ساما
کلایر ساما، چرا مستقیماً باهاشون صحبت نمیکنین؟
...چی!؟ بر-برای چی من
خب، مشخصه ازش خوشـِتون میاد، مگه نه؟
.درسته، کلایر ساما، به پرنس تیان علاقه داره
درست میگم؟
دا-دا-دا-داری راجب چی حرف میزنی!؟
...وای... نتونستم جلوی زبونم رو بگیرم
!ولی وقتی کلایر ساما اینجوری خجالت میکشه خیلی ناز میشه
!اش-اشتباه میکنی
!معلومه که من علاقهای به پرنس تیان ندارم
...من-منظوری از حرفام نداشتم
.تیان، معلومه یکی دیگه رو هم مجذوب خودت کردی
!ای، وای، حسابی با این کارم خراب کردم
...پرنس تیان همیشه یک سر و گردن از دو برادر بااستعدادش بهتر بوده
.و راجب این موضوع زیاد نامحفوظـه. خیلی سخت میتونم باهاش کنار بیام
سه پرنسس: شاخص ♥ علاقهمندی
پرنسی بالاتر از پرنسها
سختتر از همهشون
من من من
.البته، منم ازش بدم نمیاد
...الان چی کار کردی!؟ چهجور تونستی به پرنس تیان بگی
.کلایر ساما، بریم معذرتخواهی کنیم
.پرنس تیان آدم حساسی هستن
برای چی یک رعیت از همه چیز سر در میاره!؟
...آخه فکر میکنی این کار تقصیر کی بوده
.بیا بریم معذرتخواهی کنیم...
!این هیچ ربطی به تو نداره
!من دیگه نمیتونم تحمل کنم
!اگه اینجوریـه، من اینقدر به قلدری کردن به تو ادامه میدم که اشکت دربیاد
!ری تیلور، خودت رو آماده کن
!مهم نیست به چه قیمتی، من به هیچ وجه تسلیم نمیشم
.آب زود مهار میشه
شاید بهتر باشه چایی روش بپاشم؟
...ولی آب جوش هم یکجورایی
کلایر ساما، برای چی این رعیت رو فقط از ذهنـِتون بیرون نمیکنین؟
.هرچی بیشتر بهش قلدری کنین، بیشتر خوشحال میشه
.واقعاً یکجورایی آدم رو مور مور میکنه
!نه! به هیچ وجه
چی ش؟ میخوای درس بخونی؟
.خب، فردا زمان آزمون هست
!وای، خواهش میکنم به یادم نیار
یک هفته بلافاصله بعد از شروع نیمسال امتحانات شروع شدن؟
!خودشـه
.ری تیلور
.بیا ببینیم فردا کدوم یکی از ما توی امتحان نمرهی بهتری کسب میکنه
.اگه من برنده شدم، باید سریع این آکادمی رو ترک کنی
.ها؟ نمیخوام
بر-برای چی حداقل یک ثانیه بهش فکر نمیکنی!؟
.آخه، هیچ کاری از دست من ساخته نیست
.و اگه من از این آکادمی برم، کلایر ساما، دیگه نمیتونم باهاتون بازی کنم
!اصلاً از اینی که گفتی «باهام بازی کنی» خوشم نیومد
!لطفاً اینجوری دوپهلو با من صحبت نکن
!فقط این مبارزه رو قبول کن
یا نکنه یک دانشآموز جدید رتبه بالا میخواد فرار کنه!؟
.فهمیدم، پس، بیاین انجامش بدیم
.اما اگه شما نتونستین برنده بشین، پس یک لطفی باید در حقم کنین
چی؟ برای چی باید همچین کاری کنم؟
ها، نکنه میخواین فرار کنین؟
اونم یک دانشآموز رتبه بالا بین تمام اشرافزادهها؟
میخوای من رو تحریک کنی؟
.خیلیخب. قبول میکنم
!هورا
.میشا، تو ناظر این مسابقه میشی
ری، تو با این موضوع مشکلی نداری؟
!معلومه
.پس همین الان سوگند بخورین
!به خدا سوگند میخورم
...فرهنگ، تاریخ، ادبیات
...سرفصلهای عمومی که که ارتباط مستقیمی با زندگی روزمره دارن...
!و دقیقاً اشرافزادهها بهش فرمانروایی میکنن...
!به عبارت دیگه، من شانس پیروزی دارم
!من برندهی این آزمون میشم
!آزمون همین الان آغاز میشه
.ها، آره، یادم اومد
...بعد از ساعتها که این بازی رو میکردم
.تک تک این اتفافات رو تجربه کردم...
...به عنوان کسی که این بازی به شدت براش مهم بوده
.این آزمون مثل یک آبنبات چوبی برای بچهها میمونه...
آزمون دوم آداب معاشرت
.وقتی میخوای واقعی آداب معاشرت کنی واقعاً این کار سخت میشه
.این بازی به خاطر انتخابهای متعددش برام خیلی راحت بود
داشتن این مهارتها به طور طبیعی به این خاطر اینکه دائماً .انجامش میدادی خیلی کمک میکنه
.اشرافزادهها توی این موقعیت برتری دارن
!او-اون بیش از حد زیباست
!کلایر ساما! شما به هیچ وجه ناامید نمیشین! عاشقـِتون هستم
!میخوام این صحنه رو برای همیشه تو چشمام ثبت کنم
.ری تیلور امتیاز منفی میگیره
...خیلیخب با قابلیت جادوییتون شروع میکنیم
آزمون آخر قابلیت جادویی
.و این کار رو با شیء جادویی انجام میدین
...توی آزمون جادویی ابتدایی
.ما ویژگیها و استعدادهاتون رو ارزیابی میکنیم...
.چهار ماهیت وجود داره: زمین، آب، آتش و باد
.در حالت کلی، یک شخص میتونه یکی از این ماهیتها رو دارا باشه
:شایستگیها در پنج سطح اندازهگیری میشه
استثنایی
بالا
متوسط
پایین
وجود ندارد
.استثنایی، بالا، متوسط و غیرقابل وجود هست
!معرکهـست! کلایر ساما، همین انتظار رو ازتون داشتم
!باورم نمیشد توی ماهیت آتش چنین قابلیتی رو داشته باشین
!مشخص بود
.ای وای، چه گروه دوست داشتی هستن
...تو الان
!دستم رو روش گذاشتم...
.کسایی که نمره کسب کردن میتونن به محل آزمون ابزار جادویی برن
!پرنس رود ساما
.داداش رود، به نظر میرسه دارین حسابی لذت میبرین
.ها، یو، تو هستی
تو آزمونـت رو تموم کردی؟
.آره. تموم شد
تیان پس چی؟
.وای، اصلاً اوضاع خوبی نداره
.ظاهراً حسابی درگیر امتحان عمومیها شده بوده
!بعدی، ری تیلور
...ها، اون
.همون دختری که با میشا بود
.اوه، کارش خوب بود
.یک خورده از هدف اونبرتر زد، اما حواس خیلی خوبی داره
...نه... اون
خطا زد؟
.واقعاً داره جالب میشه
!کلایر ساما
ری تیلور، که اینطور؟
.ها، داداش رود، کم پیش میاد اسم کسی رو به خاطر بسپارین
.آره
خسته شدین؟ میخواین شانههاتون رو ماساژ بدم؟-
.حسابی توجهش رو به خودم جلب کرد-
...خستمه
این ساعت اینجا چی کار میکنی؟
...بعد از این روز امتحان، ذهن و بدنم حسابی کوفته شده
!برای همین اینجا اومدم که انرژی بگیرم...
!خواهش میکنم من رو یک بغل شببخیر کنین
.کلایر ساما، امروز حسابی انرژی دارین
لنه، توئم متوجه شدی؟
بله. امروز مشتاق چیزی هستین؟
.امروز نتایج اون آزمونها مشخص میشه
!ها، انگار رعیت هم اینجاست
.حسابی زیر چشمات گود شده
!ها، کلایر ساما
.آره، راستش دیشب نتونستم بخوابم
!وای، دلم به حالت سوخت
اینقدر نگران باخت ازم بودی که نتونستی بخوابی؟
...خب راستش، داشتم فکر میکردم چه درخواستی ازتون کنم
.اینقدر درگیر فکر شدم، که صبح شد...
دلیلـت این بوده!؟
.بدینترتیب نتایج امتحانات رو اعلام میکنیم
.اول از همه، امتیاز آزمون عمومی
نتایج آزمونهای عمومی
نفر اول رود بائور (100 امتیاز)
نفر دوم یو بائور (98 امتیاز)
نفر سوم ری تیلور (98 امتیاز)
نفر چهارم کلایر فرانسوا (95 امتیاز)
نفر هفتم میشا ژور (90 امتیاز)
نفر دهم تیان بائور (87 امتیاز)
...ها؟ تعجب نکردم که من و یو نفر اول و دوم بشیم
.ری، کارت همچین بدک نبود...
!خیلی ممنون
باورم نمیشه! چهجوری از یک رعیت شکست خوردم؟
.ببخشید، کلایر ساما
.بیشتر از هر چیز دیگهای وقتم رو صرف این بازی کردم
!هرچی نباشه، یک دوجوشی(علاقه به بازی) بودم
!این داستان شخصیت منفیای هست که فرش به ذلت میرسه
...من باید دنیای این بازی و گروه سنیش رو در نظر میگرفتم
دنیای انقلاب
!برا همین تک تک کتابهای راجب این موضوع رو مطالعه کردم
!صادقانه بگم، از کارکنانی که این بازی رو خلق کردن بیشتر اطلاعات دارم
.و حالا، نتایج آزمون آداب معاشرت رو اعلام میکنیم
نتایج آزمون آداب معاشرت
نفر اول یو بائور (100 امتیاز)
نفر دوم رود بائور (98 امتیاز)
نفر سوم کلایر فرانسوا (97 امتیاز)
نفر چهارم تیان بائور (95 امتیاز)
نفر هشتم میشا ژور (90 امتیاز)
نفر دهم ری تیلور (75 امتیاز)
!میدونستم اون اتفاقی بود
!بالاخره این نقاب روی صورتت شکسته شد، رعیت بیچاره
...کلایر ساما الان هیجان زده شدن
!خیلی ناز هستن
.در آخر، نتایج آزمون مهارت جادویی رو اعلام میکنیم
.خب، خوب توجه کن. این دیگه لحظات آخرت هست
نتایج آزمون مهارت جادویی
نفر اول ری تیلور (غیرقابل اندازهگیری)
نفر دوم میشا ژور (98 امتیاز)
نفر ششم کلایر فرانسوا (92 امتیاز)
نفر هشتم تیان بائور (90 امتیاز)
نفر نهم رود بائور (88 امتیاز)
نفر نهم یو بائور (88 امتیاز)
نفر اول ری تیلور
نفر اول... ری تیلور؟
غیرقابل اندازهگیری!؟
ترجمان: نیما پناهی
@AniPlus
:کانال تلگرام
!کلایر ساما
برای چی داری داری دنبالم میکنی!؟
!باید تا اونجایی که میتونین بهم قلدری کنین
!راستی، یک کار نیمه وقت خیلی خوب پیدا کردم
.خب، خوش به حالت. پس، باید حسابی کار کنی
صبرکن، چ-چی شد!؟
قسمت 2
وظیفهی یک ندیمه عاشقیـست
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.