All language subtitles for Firangi 2017.Fa.HDTV.Bollywood1

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali Download
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.co سفارشی از صاحب وردان

برترین های سینمای هند در بالیوود وان

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

تلگرام باليوود وان @Bollywood1official

"خارجی" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان

ترجمه و زمان بندی : سپیده

...سالها قبل

شمشیری در قلب کشور ما فرو رفت

...کسایی که مبارزه کردند

و کشته شدند، شهید شدند

کسایی که ترسیدند و ...پنهان شدند

وزیر شدند

...سال 1921

هند هنوز با استقلالش چند سالی فاصله داشت

و فعلا مجبور بود که بردگی انگلیسی ها رو بکنه

...از یک طرف

حکومت هند که دست راجاها و مهاراجه ها بود

در مقابل دولت انگلیس مثل سگِ وفادار بودن

...از طرف دیگه

حکومت یه منطقه که به دست ...راجا ایندر ویر سینگ بود

شروطی رو که دولتمردای انگلیسی گذاشته بودن به صراحت رد کرد

نه

!امکان نداره

...جناب راجا شما چرا تلاش نمیکنید- نه یعنی نه-

این انجام شدنی نیست

!اما جناب راجا ...بر اساس سیاست جدید انگلستان-

چه سودی برای ما داره؟ هان؟

...من لباس راجا ها رو پوشیدم

حالا بشم نوکر دولت؟

این چیه؟ بیست و پنج درصد مالیات؟

من پول نمیدم

...اگر زیادی بهم فشار بیارید

اینو توهین برداشت میکنم

فقط برای این یه ذره پول؟

این چیه؟

راجا ایندر ویر سینگ فقط 25 بار میتونه ازدواج کنه؟

!دنیلز

!من فکر میکردم تو دوستمی

ولی تو هم انگلیسی بازی در میاری؟

قربان

میتونیم اینو 30 تا همسر کنیم؟

باشه

چهل تا

...حالا که تعداد همسرانتون بالا رفت

مالیات بر درآمد 10 درصد زیادتر میشه

باشه

افسر انگلیسی !مارک دنیلز

این بی خودی با این راجاها دوست نمیشد

از این کار یه هدف داره

...و اون اینه که

میخواد در هندوستان یه کارخونه شراب سازی تاسیس کنه

...ولی در اون زمان گاندی

پرچم آزادی رو به اهتزاز درآورده بود

و انقلاب خودش رو آغاز کرده بود

...به مردم گفته بود

که استفاده از وسایل خارجیا رو کنار بذارید

و جوانان هم دنبال کار کردن برای خارجیا نباشن

توجه : این اثر بصورت کاملا شنیداری توسط وبسایت بالیوود وان ترجمه شده است

چالنچامپ قبول شد

کوشوان سینگ قبول شد

درامچاند قبول شد- قربان-

میشه یه بار دیگه بهم فرصت بدید؟

فرصت کوچولو؟- رد شدی-

مامان بهش بده بخوره

تو بهش غذا بده بخوره اینم ول بچرخه

کار که نمکینه، همش مثل این حیوونا ول میگرده

...یه کاری کن

برو بخواب و رویا ببین

شاید تو خواب بتونی یه کاره ای بشی- آهای پسر-

خیلی بهش متلک میگیا

حداقل بذار نونش رو بخوره

دفعه بعد قبول میشه

این فقط تو علافی قبول میشه- میخوای الان با اسلحه شلیک کنه؟-

این تا حالا یه قرون هم در نیاورده- تو کارت رو بکن و ساکت باش-

چطوری ساکت بشم؟

این برای بار سومه که رد میشه

خوش به حال شماست نه؟

شکم با این چرندیات پر نمیشه با نون پر میشه

شش تا نون بذار برای تو راهم

!کاشیرام

!پسرت علاف شده

به حرفم گوش بده و دامادش کن خودش سر عقل میاد

!جناب هایلا

کی حاضره که دخترش رو بده به این؟

تو میذاری این با دخترت ازدواج کنه؟- نه-

من دوست دارم دخترم ازدواج کنه

ولی با کسی که بتونه ازش مراقبت کنه

اینم به حرف من رسید

مانگا زود بیا جونم داره در میاد

خودم جونت رو میگیرم

اومدم عمو

اینجا وایستا

بیا اینجا

خم شو

خوبه

!مانگا

میدونم یه ذره با عصبانیت زدی

ولی من حالم خوب شد

حالت خوب شد؟- آره خوب شد-

بیا اینو بگیر بگیر، بگیر

مانگا چند بار بهت بگم؟

برای اینکار نباید پول بگیری قدرت شفات میره

پولش رو پس بده زودباش

آبجی خیلی حرف سنجیده ای بود

!تمام روز میگید پول در نمیاری !پول در نمیاری

یکی ام که میخواد به من پول بده نمیذارید بده

چه فایده برای من داره پس اینکار؟

وایستا، وایستا !مانگا

هی مانگا بیا بریم

هیرا بیا داخل- نه مادربزرگ-

باید برم سراغ عروسم

شما هم باید بیاید

همه حتما بیاید

بقیه رو نمیدونم ولی من حتما میام

داداش شما چی؟- ولش کن-

برای عروسی خودشم به زور رفته

من دارم میرم- باشه، مراقب باش-

!هیرا

بله مادر بزرگ؟- کفشت رو بعد از عروسی بده پسرم بپوشه-

چی؟

ای واااای! بعد از عروسی کفشت رو بده مانگا بپوشه

اونم زود داماد میشه- نگران نباش مادربزرگ-

کفش همه رو میدم بپوشه

بیا داداش- اومدم بده من میرونم-

بیا برون- من دارم میرم-

مراقب باش

همتون باید بیایدا وگرنه دیگه سوارتون نمیکنم

بریم

تجربه ی سینمای هند در وبسایت بالیوود وان Bollywood1.Co

برو

بیا اینجا، اینجا رسیدیم

رسیدیم

یواش کن داداش

رسیدیم

نگه دار- رسیدیم-

سلام

و علیک سلام- هیچکس خونه نیست؟-

چطوری عمو؟- زنده باشی-

خاله شما چرا زحمت میکشید؟

حالا که من اومدم همه کارا رو لالی میکنه

بیا لالی بگیر- تو هم استراحت میکنی؟-

گوشم رو ول کن-

چی داشتی میگفتی؟

چرا به من سلام ندادی؟

سلام مادر جون

بیا بگیر بوسم کن

بیا

بفرمایید شیر داغه داغه

!هیرا

بیا بگیر دوغ بخور

بخور، بخور

به کارت میاد

بسه بسه میریزه

خاله خسته شدی؟

ببینش

پسر خوشگلیه

شیرم رو الان میریزید

به دخترمون میاد باهاش وصلت کنیم

تازه دیدیش

بذار یکم باهاش آشنا بشیم

آهای

آهی پسر شیری

بله؟- بیا اینجا-

بفرمایید شیر داغ بخورید

این خیلی داغه

خنکش کن- بدید من خنکش کنم-

بیا

اسمت چیه پسرم؟

من مانگترام هستم دوستام میگن مانگا

مانگترام؟

خوبه اسمت نانگترام نیست وگرنه بهت مگفتن (نانگا (به معنی لخت

لخت. ههههه

خیلی خنده دار میشد

بیخیال

اهل کدوم روستایی؟

بهرامپور

ازدواج کردی؟

نه هنوز ازدواج نکردم

بگو ببینم زمینی چیزی هم داری؟

با حساب کتاب من هنوز اندازه دو سال برای خرید زمین پول کم دارم

خلاصه بگو زمین نداری- نه ندارم-

کار داری؟

...من تو پلیس- پلیس؟-

آزمون ورودی دادم

ولی رد شدم

یعنی الان بیکاری

بله بفرماید، خنک شد

این خیلی یخ کرده

به اوو...ا...اون بده

باشه بدین من

ولگرد علاف

این حرفو ول کن یه چیز دیگه تعریف کن

من نمیتونم فراموشش کنم

خفه شو خفه

چی شده بود عمو؟- بیخیال-

توی عروسیش سه کیلو لادو خورده

بعدش؟- بعدش چی میخواستی بشه-

بعدش تا دو روز تو دستشویی بوده

همه پیژامه هاش رو کثیف کرده بوده

بفرمایید عمو لادو بخورید

نگران بیژامه نباشید من بیژامه اضافه دارم

این کیه؟

هان؟

این کیه؟

من دوست هیرا ام مانگا

اهل بهرامپورم- خفه شو-

از شوخی های مسخره اصلا خوشم نمیاد

باشه

ترسیدی؟ نه؟

ترسیدی؟ ترسیدی؟

اینجا...اینجا رو نگاه کن ترسیدی؟

ترسوندش

!لالی

شما برید من برم دم این خونه ازشون رخت خواب بگیرم

مراقب باشیدا

بله بفرمایید؟- ...راستش-

چیز میخواستم

نه- چی؟-

نه چیزی نمیخوایم ...یعنی

...منظورم اینه- سرگی-

برای مهمونا رخت خواب میخوایم

اومدیم قرض بگیریم

بیا داخل

لطف کردین

!سرگی

رو دیوار تعدادش رو بنویس

خطتون خیلی قشنگه

خیلی خوب مینویسید

دو کلاس سواد دارم

خیلی خوبه به به

...اینطوری ازدواجتونم ...حداقل

باید با یه پسری باشه که چهار کلاس سواد داشته باشه

لالی این پتو نوئه

گمش نکن

باشه- ...راستی-

روش طاووس گلدوزی کردم

باشه؟- باشه-

چه طاووس خوشگلی

چرا گم بشه؟

ازش خوب مراقبت میکنیم

دستتون درد نکنه لطف کردید

ممنون

لطف کردید

بریم

شما اینجا چیکار میکنید؟

یعنی چی چیکار میکنی؟

خونه منه

این دختر بزرگه و کوچیکه منن اینم زن منه

این حیوونم مال منه

تو اینجا چیکار میکنی؟

اومده بودم تشک و پتو بگیرم

خیلی پسر خوبیه همه چیزش تمام و کماله

پسر کمال نیستم پسر کاشیرام ام

!مانگا

!مانگا

هان؟

به چی داری نگاه میکنی؟

هیچی ما رو میدیدم

ماه که پشت سرته

هنوز نخوابیدی؟

نه

امروز داداش ویر بدون اینکه برام قصه بگه خوابید

من قصه گوش ندم، خوابم نمیبره

برام قصه میگی؟

قصه بگم میخوابی؟- آره-

!قصهههه

...یک روز

...یه شاهزاده

میره به یه روستای دیگه

کدوم روستا؟ ناگوگورا؟

میخوای داستان رو گوش بدی؟

ساکت باش و گوش بده وگرنه بخواب

اونجا

شاهزاده از یه شاهزاده خانم خوشش میاد

کی؟ سرکی؟

!زیاد حرف نزن

برات قصه نمیگم

داستان خودشو داره تعریف میکنه !به من میگه قصه

زیاد به طاووس نگاه نکن

وگرنه شروع میکنی به رقصیدن

بخواب بچه

بیوفت بیوفت

بیوفت دیگه

ببریدش

پیروزیم چطور بود؟

شما برنده نشدی جناب راجا

اون خودش به شما باخت

ولی ممکنه به زودی شما هم بهش ببازی

هیچ تضمینی نیست

جناب راجا

تا کی شما میخوای با زنات زندگی کنی و من با حقوقی که میگیرم؟

الان وقتشه جناب راجا

الان وقتشه تا یه کاری رو برای خودمون شروع کنیم

یعنی چی؟- راجع به تجارت حرف میزنم-

ما باید یه کارخونه بسازیم

!اینجا

با شراکت با شما

یه شراکت کاری

جناب راجا شیر

شیلا خانوم؟ آره

!خجالت میکشه

آها چی داشتی میگفتی؟

بله

ما باید یه کارخونه بسازیم

دولت میخواد با ویکرام جیت قراردادش رو ببنده

چیه چرا وایستادی؟ برو

برو

ویکرام جیت؟

بله، بله البته

به هرحال اون دوست صمیمیتونه نه؟

جناب راجا

البته که شما انتخاب اول منی

...اما فکر شما

همش پیش شیر و شیلا و ویکرامه درست میگم؟

مگه نه جناب راجا؟- جوک خوبی بود-

اینارو ول کنید بگید چه فایده ای برای ما داره؟

درآمد

شما و من همیشه درآمد خواهیم داشت

برای تمام زندگی

اون وقت کشتی گیرات همیشه ازت باید شکست بخورن

...اون خوبه ولی

کارخونه چی؟

!مشروب سازی

جناب لالا اومد- برو اونور-

لالا اومد- چطوری جناب کدخدا؟

همه خوبن؟- آره همه خوبن جناب لالا-

...شما بگو

توی اخبار چه خبره؟

اینجا رو ببین

...جناب گاندی گفته

فقط یک راه برای بیرون کردن این خارجیا از کشور وجود داره

...خودشون و وسایلشون رو

پس بزنیم

یعنی کاری بهشون نداشته باشیم

جناب لالا ساده تر بگو

بله

...ببینید

...اگر ما گاندی رو همراهی کنیم

این خارجیا خیلی زود از کشور ما میرن

یه چیزی رو بگو جناب لالا- بله؟-

انگلیسیا برن کی میاد؟

هندوستان فقط برای هندیاست

نه کسی دیگه

این سرزمین مال ماست

حکومتش هم باید مال خودمون باشه

هم این زمین مال ما میشه هم آسمون مال ما میشه

به به جناب لالا

عجب حرفی زدین

من و تمام کشتی گیرام همراهتونیم

شما دستور بده، ما انگلیسیا رو میندازیم بیرون

باشه

!اما با آرامش

مانگا بزن دیگه

مانگا بازی کن

مانگا بزن دیگههه

مانگا چیکار میکنی؟ بزن

مانگا بزن

مانگا !مانگا بزن

بزن دیگه

!مانگا این بابابزرگ سرگیه

ای وای این چوبو بگیر

شب نامزدیه شما میاید؟

...اگر شما بیاید من منظورم اینه لالی خیلی خوشحال میشه

چیه؟

نامزدیه هیراست

اینجا اگر کسی جلوی دخترا رو بگیره سرش رو میشکونن

فهمیدی؟

بریم

!هوی

نزنیا

یه ذره آب هم بیار اینجا

بفرمایید عدس هم میخواید؟

بفرمایید اینم برنج- برای منم بریز داداش-

سلام

کافیه خیلی شد

بالاخره رسیدیم خواهر- بفرمایید-

بله اومدم- برای منم بریز-

بریز دیگه

بریز دیگههه

هیییی چیکار میکنی؟

ببخشید اشتباه کردم

ببخشید- کوری؟-

خوبی؟ چیزی نیست

بفرمایید زولبیا

با برنچ عدس میخوریم

عدس هم میارم

فعلا زولبیا بخورید

دهنتون رو شیرین میکنه

بفرمایید

شما؟

به هر حال شما زولبیا لازم نداری

همینجوری هم خیلی شیرینید

من میخوام شعر بخونم

میدونی؟

...خاله من میگه

...هر دختری که موقع چرخیدن بیوفته

خیلی زود ازدواج میکنه

"من به تو زل زدم"

"اگر تو رو نبینم، میمیرم"

" به خدا سوگند میخورم" "...من به خاطر تو"

"حاضرم هزاران بار بمیرم"

"ای محبوب زیبا روی من"

"ای محبوب زیبا روی من"

"میخوام قلبم رو به معشوقم تقدیم کنم"

"میخوام قلبم رو به معشوقم تقدیم کنم"

"ای محبوب زیبا روی من"

"میخوام قلبم رو به معشوقم تقدیم کنم"

"میخوام قلبم رو به معشوقم تقدیم کنم"

"ای محبوب زیبا روی من"

"ای محبوب زیبا روی من"

"من حاضرم با تو صد بار زندگی کنم"

"من حاضرم با تو صد بار زندگی کنم"

"اگر غیر از این بود، خدا منو بکشه"

"اگر بخوای میتونی بارها منو امتحان کنی"

"اگر بخوای میتونی بارها منو امتحان کنی"

"...این لحظات"

"در سرنوشتمون اومده"

"...وقتی که چشمامون"

"با عشق به هم نگاه میکنن"

"من فقط رویایی رو میبینم" "که توی اون رویا تو باشی محبوبم"

"من فقط رویایی رو میبینم" "که توی اون رویا تو باشی محبوبم"

"...من فقط خاطراتی رو به ذهنم میسپارم" "که تو توی اون خاطرات حضور داشته باشی"

"محبوب من از همه زیباتره" "حتی از تمام دنیا زیباتره"

"میخوام قلبم رو به معشوقم تقدیم کنم" "ای محبوب زیبا روی من"

"میخوام قلبم رو به معشوقم تقدیم کنم" "ای محبوب زیبا روی من"

"ای محبوب زیبا روی من"

کسی خونه هست؟

من تو کوچه وایستادم؟

!سرگی

!یکی اومده

یه نگاه کنید کامله؟

بله کامله

نیازی نیست چک کنم

چرا لازم نیست؟

از کجا معلوم چیزی اشتباه نشده باشه

ما که از نیت آدما خبر نداریم

نیمو من تاحالا بهت بدی کردم؟

تو مثل بابام میمونی همش به من تیکه میندازی

بله درسته

یه بار نشونه ای رو که گذاشته بودید رو نگاه کنید

منم خیالم راحت میشه

!خدایا

رو پتوی ما یه طاووس بود

اینجا دوتا طاووسه

احتمالا مال یکی دیگست

مال شماست

با دقت ببینید

اون یکی طاووسه نره نه ماده

دیدم طاووسه تنهاست ...منم فکر کردم

اگر جفت داشته بشه بهتره

من دارم برمیگردم روستامون

...دلم نمیخواد

دلم تو روستای شما گیر کرده

من دیگه میرم

...راستی

...من برای لالی داستان تعریف کردم

که یه شاهزاده از یه شاهزاده خانم خوشش میاد

...میخواستم بپرسم که

...توی داستان شما

من که از داستان شما خبر ندارم ...من از خودم داستان گفتم

...واسه همین

...داستان رو

...شاهزاده شروعش کرد

خودشم باید تمومش کنه

!فهمیدم

...دیگه

...م...من

میرم

مراقب خودتون باشید

طاووس نره زیادم خوب نیست

ولی کنار طاووس ما خوبه

نیمو بیا اینجا ببینم- نه، نه-

نه نکن- بیا ببینم-

شاملی- مامان-

خیلی خوشگلتر شدی

دختر شمام دیگه

بریم- بریم-

!مامان بابا نیومده؟

نه

سرش شلوغه

نه، نه، نه

من 40 درصد سود ببرم و تو 60 درصد؟ اصلا امکان نداره

سعی کنید درک کنید اعلاحضرت

نقشه مال منه تمام کارای سختشم با منه

...اجازه دولت ...برق کشی

...ساخت و ساز و تولید و باقی چیزا

...تمام سر دردش مال منه

شما فقط قراره بشینید و سود ببرید

بابا

امروز قرار بود بیان

!شاملی دخترم

پدرجون

!مارک ! دخترم شاملی

دیروز از لندن رسیده

برای تحصیل رفته بود ایشون مارک دنیلز، افسر انگلیسی هستن

بسیار زیبا- لطف دارید-

کمبریج؟

آکسفورد

عالیه

ویلای من نزدیکه

باید حتما تشریف بیارید تنیس بازی کنیم

از کجا فهمیدین تنیس بازی میکنم؟

چمدوناتون رو دیدم

خیلی باهوشه

خیلی باهوشه- بدون شک-

میخوای بری داخل استراحت کنی؟

بله پدرجون- بفرمایید-

به زودی میبینمتون

حتما

چی داشتی میگفتی؟

...شصت به چهل

قبول نیست

لباسای خارجی رو دور بریزید- دور بریزید-

خارجیا کشور رو ترک کنید- کشور رو ترک کنید-

خارجیا کشور رو ترک کنید- کشور رو ترک کنید-

عمو بیا اینجا

ایشون لالا هستن- سلام-

از ناگوگورا اومدن

ایشون راه پیمایی راه انداخت و لباسای خارجی رو آتیش میزنن

اگر تو هم لباس خارجی داری، بیارشون

من فقط یه پیژامه دارم

بدم؟- نه لازم نیست-

بیژامه نمیخوایم

ما لباسای غربی رو میسوزونیم

نه وطنی رو

لباسای غربی رو تحویل بدید- تحویل بدید-

خارجیا کشور رو ترک کنید- کشور رو ترک کنید-

لباسای غربی رو تحویل بدید- تحویل بدید-

...لباسای غربی

سلام

آهای

یه بزرگتر رو از خونتون صدا کن

من خودم بزرگم

اون روز همینجوری با بچه بازی میکردم

...گفتم که

بزرگتر خونه رو صدا کن

حالا چیکار کنیم؟

چیکار باید بکنیم؟

همنیجا لباسای خارجی رو آتیش میزنیم

همینجا هم دستگیرمون میکنن

مگه نه برادرا؟- بله-

کسی که از دستگیر شدن نمیترسه؟

لباسای غربی رو تحویل بدید- تحویل بدید-

لباسای غربی رو تحویل بدید- تحویل بدید-

خارجیا کشور رو ترک کنید- کشور رو ترک کنید-

لباسای غربی رو تحویل بدید- تحویل بدید-

خارجیا کشور رو ترک کنید- کشور رو ترک کنید-

خارجیا کشور رو ترک کنید- کشور رو ترک کنید-

لباسای غربی رو تحویل بدید- تحویل بدید-

خارجیا کشور رو ترک کنید- کشور رو ترک کنید-

کسی میدونه مانگا کجا زندگی میکنه؟

خونه مانگا کجاست؟- اینجاست-

تو مانگایی؟- بله خودمم-

باید با من بیای

چرا من؟

بیا بریم- اشتباه شده من کاری نکردم-

من حتی شعارم ندادم

حالا هرچی، بیا بریم- جناب-

بیا- مامان بزرگ-

چی شده؟- بیا بریم-

بذار مادربزرگم بیاد- ای وای-

چی شده؟ چه خبره؟

چه خبره؟ نوه من مگه چیکار کرده؟

...جرأت داری دست پسر منو بگیر

یا تو زنده نمیمونی یا من بگیر دستشو

اگر شیر خوردی دستش رو بگیر

خفه شو بیا بریم

مامان بزرگ چرا به من گوش نمیدین

اینطوری حرف حالیش نمیشه بذار با دمپایی حالیش کنم

آروم باش اونا اسلحه دارن

به من گوش کنید

چرا هیچی نمیگید؟

شما چرا اینجوری میکنید؟- یه کاری بکن، بچمو بردن-

ولم کنید بذارید برم

کاری نکرده دارن میبرنش

!آبجی

شما نگران نباشید فعلا ازش بازجویی میکنن

اگر چیزی پیدا کنن بعدا زندانیش میکنن

خاک بریز تو دهنت

چه مرگت شده؟

پسر من هیچکاری نکرده- نه آبجی، حتما یه کاری کرده-

وگرنه این خارجیا نمیومدن بگیرنش

مگه نه جناب لالا؟

بگو چه خبره یه چیزی بگو

من خارجیا رو دوست دارم چرا دارید منو میبرید؟

تو حرف بزن

حرف بزن چرا منو با خودت آوردی اینجا- مانگا اینجاست-

قربان من کاری نکردم

من حتی یه شعارم بر خلاف شما ندادم

من حتی لباس هم نسوزوندم

نمیدونم چرا منو گرفتن آوردن اینجا

!مانگا !ساکت

من گفتم بیارنت

رئیس کمرشون درد میکنه زود کمکشون کن

خب خودت میومدی دنبالم

میدونی اینجا با چه وضعی منو آوردن؟

قربان وایستید

اینجا وایستید

آروم مراقب باشید

اینجا

بیا

...حالا

اینطوری شو

آره خوبه

...جناب دنیلز محض اطلاعتون

این ممکنه خیلی خطرناک باشه

قبلا خیلی از این کارا کردم

سه سوته خوب میشه

چیکار کردی؟- هیچی، راهش همینه-

بپرس حالش خوبه؟

منو ترسوندینا

جناب دنیلز شما برای مدت طولانی توی اون شرایط بودین

...پیشنهاد میکنم

استخدامش کنید

درست میگی

بیا بشین

بشین

بله؟

کاری هم داری؟

کار؟

کار پلیس؟

پلیس؟

باشه

اسلحه هم بهم میدین؟

نه

تو به اسلحه احتیاجی نداری

شمشیر بهم میدین؟- نه-

کار پلیسه دیگه نه؟- آره-

بهش یه یونیفرم بدین- چشم-

قربان داره بهت کار میده

میدونی چقدر دارن بهت لطف میکنن

واقعا؟ خیلی لطف کردید

من پول نمیخوام

مادربزرگم میگه اینطوری شفا از بین میره

شفا یعنی چی؟

...شفا یه جور

هدیه خداست

نه اینو به عنوان حقوقت بگیر

نه من پول نمیگیرم

این دستمزد کار درمانت نیست

این حقوق کار جدیدته

حقوق؟

خیلی لطف کردید

...دیگه

کارم حتمیه نه؟- آره-

حتمیه

خیلی لطف کردید

لطف کردید

"لباسات رو پوشیدی که کجا بری؟"

"امروز چطور همه نگاها به تو فرق کرده؟"

"لباسات رو پوشیدی که کجا بری؟"

"امروز چطور همه نگاها به تو فرق کرده؟"

"چطور انقدر مرتب و نجیب شدی؟"

"تو که همیشه بی نظم بودی"

"آهای خراجی"

"آهای خراجی"

"خارجی شدی"

"آهای خراجی"

"آهای خراجی"

"آهای خراجی"

"خارجی شدی"

"آهای خراجی"

"اون مثل یه شیشه شکنندست"

"صادق و بی آلایشه"

"امید قلب من تویی"

"امیدم به توئه"

"از چشمات استفاده کن و " "چیزی رو که رو لبام جاریه بخون"

"عشق سرنوشت ما دو تا رو به هم میرسونه"

"از چشمات استفاده کن و " "چیزی رو که رو لبام جاریه بخون"

"عشق سرنوشت ما دو تا رو به هم میرسونه"

" من دنیای بی رنگی دارم و " "زندگیم با تو رنگ میگیره"

"بیرنگ بیرنگه"

"آهای خارجی"

"آهای خارجی"

"تو خارجی شدی"

"آهای خارجی"

"آهای خارجی"

"آهای خارجی"

"تو خارجی شدی"

"آهای خارجی"

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

عالی بود مرد معجزه گر

عالی بود

عالی بود

شاهزاده خانوم- بله؟-

بشین

به مامان دروغ گفتم که بیام اینجا

میدونی چقدر میترسم

ترس برای چی؟

...وقتی دزدی میکنی

میترسی دیگه، نه؟

این پلیس هست که دزدا رو دستگیر کنه

اسلحت کجاست؟

جناب دنیلز میگه که یه سری اسلحه جدید سفارش دادن

یکی هم به من میدن

اینو ببین

ببین برات چی آوردم

...این

این چیه؟- بوش کن-

بوش خیلی شیرینه

ولی شیرینی نیست

این صابونه باهاش حمام میکنن

اما با آب مگه حمام نمیکنن

...ببین این

دلیل سفید بودن دخترای انگلیسیه

همه دخترا با این خودشون رو میشورن

آهان

به خاطر همین دختراشون انقدر سفیدن

!مانگا

چطوری ازش استفاده میکنن؟- بده نشونت میدم-

اینو ببین

وای

!مانگا

قبل از ازدواج نباید به هم دست بزنیم

این چه حرفای قدیمیه که میزنی؟

ببین چه بوی خوبی میده

از این به بعد با این برو حمام

...اما

تو خونه بوی اینو متوجه بشن چی؟

آره

اشکال نداره بعد از ازدواج از این استفاده کن

همچین میگی انگار قراره به زودی ازدواج کنیم

مادربزرگم تو رو دیده و پسندیده

به زودی خانوادم رو میفرستم خونتون

که ازت خواستگاری کنن

بیا مادربزرگ

باقی خوبیای مانگا رو بهتون بگم؟

خیلی درست کاره خیلی

اهل دروغ و حیله و عصبانیت نیست

نه اهل مواده نه مشروب

کارش هم که دولتیه

...عمو

صد در صد پاک پاکه

انقدر پاکه که حاضرم قسم بخورم حتی تا حالا به هیچ دختری نگاه نکرده

!هیرا

یه ذره هم از ایشون تعریف کن

من شما رو تو عروسی هیرا دیدم

بعد خانوادتون رو دیدم فکر کردم دخترتونن

بعد فهمیدم که شما مامان سرگی هستین

واقعا؟

من شما بهرامپوری هارو خیلی دوست دارم

خیلی آدمای دلشادی هستین

چه خبره لالی؟

مانگا بابای سرگی که راضیه

برو دیگه خوب حواستو جمع کن ببین دیگه چه خبره

خدایا شکرت

حتما تو زندگی قبلی یه کار خوبی کردیم

که شما شما اومدین خواستگاری دختر ما

از نظر شما این ازدواج قطعیه؟

جواب ما که بله ست ولی بذارید جناب لالا هم بیاد نظر بدن

مبارکه

بابای سرگی جواب بله داد

منتظر جناب لالا ان

بفرمایید- جناب لالا هم تشریف آوردن-

جناب لالا

ایشون از بهرامپور اومدن

برای پسرشون اومدن خواسنگاری

برای سرگی

شما میشناسیدشون؟

آره

میشناسمشون

...اینا

پلیس اومده بود پسرشون رو گرفت

پلیس اومد گرفتش ولی برای معالجه

مانگا الان برای پلیس کار میکنه

منم هم مانگا رو خیلی دوست دارم

شما جواب بله بدید همه دهنشون رو شیرین میکنن

بله بله

بفرمایید

آبجی

...شما به شما لطف کردید

ممنون

اما ببخشید این ازدواج سر نمیگیره

چی؟ چرا؟

لالی- مانگا-

مانگا کارا خراب شد

چی شد؟- جناب لالا مخالفه-

جناب لالا چی میگید؟- حرفم درسته-

مشکل پسر من چیه؟

کدوم یکیش رو بگم ابجی؟

بزرگترین مشکلش اینه که برای انگلیسیا کار میکنه

جناب گاندی گفتن هیچکس نباید برای انگلیسیا کار کنه

حالا من بذارم نوه من با یه کسی که برای انگلیسیا کار میکنه، ازدواج کنه؟

نه- ...اما-

شما دچار سو تفاهم شدین

انگلیسیا آدمای بدی نیستن

وقتی راجع به چیزی اطلاعی نداره راجع بهش نباید نظر بدی

شما که فهمیده اید- خفه شو مانگا-

شما تازه از سیالکوت اومدین

چطوری رفتین؟

با قطار رفتین نه؟- آره-

خب پس چرا میگی بدن خط آهن رو انگلیسیا ساختن

اگر نساخته بودن باید با گاری میرفتی

باعث پیشرفتمون شدن نه؟

چطوری میگی که انگلیسیا بدن؟- خودمون باید باعث این پیشرفتا باشیم-

اونا دارن دو دستی کشور رو غارت میکنن

...اونا شما دارید لج میکنید

وقتی قرار نیست قبول کنید هرچی دوست دارید بگید

این چی داره میگه؟

!هیرا

نمیشه که آدم بره خونه کسی و باهاش اینطوری حرف بزنه

احترام هرکس دست خودشه

بریم مانگا

آبرومون دست خودمونه- یعنی این ازدواج منتفیه؟-

آره

بریم- بریم-

بیا

بخور پسرم بخور

گرسنه نیستم

میدونم چرا گرسنه نیستی

فکرش رو نکن، من برات یه دختر خوشگل تر از سرگی پیدا میکنم

مادربزرگ

پدربزرگ سرگی درست میگه- چی؟-

...این که

تا کی باید برای کسایی که کشور رو غارت میکنن، کار کنم

حرفش درسته کجاش بده؟

راجع به غارت کدوم کشور حرف میزنی؟

من میدونم

...دو تا دختر دم بخت تو خونه دارم

اینم به جای اینکه به باباش کمک کنه حرف از ول کردن کارش میزنه

بزنم تو سرت تا ادم بشی

خودخواه

میخواد کارش رو ول کنه

بابات درست میگه

باشه

کارم رو ول نمیکنم

اما بیخیال سرگی هم نمیشم

جای خوبی برای کارخونست

رودخونه هم نزدیکه

خیلی عالیه- عالیه، نه؟-

بریم دیگه؟ بیاید بریم

...این روستا

!روستا

اگر کنار این منطقه روستا باشه کارخونه چطور بسازیم؟

اون روستا مال خودمه

خالیش میکنم

این منطقه از نظرت خوبه دیگه؟- آره-

...اما- اما چی؟ وقتی خوبه، خوبه دیگه-

بریم

کارمون تمومه

عالیه پس بریم جشن بگیریم

!مانگا

میدونم که میتونی ایشون رو شکست بدی

من مشروب نمیخورم قربان

مزخرفه

!مانگا

سه، دو، یک شروع کنید

آفرین- این یه دستوره-

بدو دیوان- بجنب مانگا، سریعتر-

جناب راجا من شرط رو بردم

!مرد معجزه گر

هی مرد معجزه گر

!خانم !ببخشید

شما؟- آره-

داری گریه میکنی؟

نه- داشتی گریه میکردی-

نه

از نوشیدنی خوردن ناراحت شدی؟

نه

نوشیدنی که کیف هم میده

چی؟

خوشت اومد؟

پس دلیل گریه ات چیه مرد معجزه گر؟

...گاندی پدربزرگ سرگی

طرفدار گاندیه

قبلا کار نداشتم ...همه بهم میگفتن

کار نمیکنی، کار نمیکنی ...حالا که کار دارم

...پدربزرگش میگه

برای خارجیا کار میکنی

نمیذاره که نوه اش با کسی که برای خارجیا کار میکنه، ازدواج کنه

حالا نمیدونم چیکار کنم

سرگی رو دوست داری؟

از جونم هم بیشتر

سرگی چی؟

اینم پرسیدن داره؟

تکون نخور تکون نخور

خیله خب

دستت رو بده من

چشمات رو ببند

آرزو کن

کردم- کردی؟-

حالا فوتش کن

چی شد؟

حالا آرزوی قلبیت برآورده میشه

...یعنی م...م

من با سرگی ازدواج میکنم؟

حتما شک داری؟

شک ندارم

یه چیزی بهتون بگم؟- بگو-

...شما

خیلی خوبید

معلومه که هستم

...طبق دستور راجا ایندر ویر سینگ

...اعلام میکنم که

که همه باید فورا این روستا رو خالی کنید

!عجب

درعوض به همتون زمینای جنگلی داده میشه

خفه شو !روستا رو باید خالی کنید

کی جرات داره مارو بیرون کنه؟

اول بذار حرفم رو تموم کنم

هرکس از این دستور اطاعت نکنه به سختی مجازات خواهد شد

جناب کدخدا شما یه چیزی بگو

این چه حکمیه که جناب راجا دادن؟

ما از نظر شما پرنده ایم؟

که بهمون بگید پرواز کنید و ماهم پر بزنیم؟

اینجا روستاست آدم اینجا زندگی میکنه

دستوری رو که به من داده بودن به همتون گفتم که بشنوید

دیگه مسئولیتش با خودتون که قبول کنید یا نه

قبول نمیکنیم

خیلی خوبه جناب پتواری

این چه حرفیه میزنید؟

این همه بزرگتر توی روستا هست

شما از قبل تصمیم میگیرید و اعلام میکنید

من چیزی رو باید بهتون میگفتم رو گفتم

دیگه تصمیم با خودتون من میرم

این دیگه چه وضعیه؟

این چه دستوریه؟

تصمیم با خودتون؟- چیکار کنیم لالا؟-

جناب راجا اینا از ناگوگودا اومدن

جناب راجا

ما روستامون رو ترک کنیم و کجا بریم؟

هرجا دوست دارید برید- ...اما-

جناب راجا-

...این روستا

هویت زندگی ماست

...وقتی زندگی نداشته باشید

با هویت میخواید چیکار کنید؟

گوشام رو تمیز کن

جناب راجا

دارید در حق ما ظلم میکنید- گوشات کره؟-

کارت رو درست انجام بده

احمق

ما برای چی کار و زندگیمون رو ول کنیم و بریم یه جای دیگه؟

تصمیم گرفته شده

اما این تصمیم یه طرفه ست

داری به من درس یاد میدی؟- نه چیزی یادتون نمیدم-

دارم بهتون میگم

...جناب راجا ما هم

طبق قانون عمل میکنیم

...جناب گاندی گفتن

چیزی بالاتر از قانون نیست

واقعا؟

جناب گاندی همچین حرفی زده؟

هان؟

یه کاری کنید برید به قانون شکایت کنید

!چیزی بالاتر از قانون نیست

راجا هست

راجا دستور داده روتامون رو تخلیه کنیم

چرا؟

نمیدونم میخواد به جای روستای ما چی درست کنه

روستاییا خیلی ناراحتن

جناب لالا رفته شهر تا قانونی وارد عمل بشه

واقعا؟

...سرگی

اگر من روستاتون رو نجات بدم چی؟

چطوری؟

جناب راجا حرف جناب دنیلز رو گوش میده

و جناب دنلیز هم حرف منو

من میرم پیش جناب دنیلز از جناب راجا شکایت میکنم

هر دو تا مشکل حل میشه

...وقتی پدربزرگت بفهمه

که مانگترام روستا رو نجات داد

...بعدش ببین

دستت رو میگیره و خودش میارتت پیش من

...بعدش منم میگم

از گاندی باید بپرسم ببینم چی میگه

که به ازدواج رضایت بدم یا نه

همیشه همینطوری خوشحال باش خیلی خوشگل تر میشی

میرم با جناب دنیلز صحبت کنم- باشه-

مانگا همینجا بمون

به به

چیکار داری میکنی جناب راجا؟

ساز میزنم

میبینی که دارم پیانو میزنم بازم میپرسی؟

این کارخونه مال دولت نیست مال ماست

متوجه نمیشم

مشکل همینه

هیجی نمیفهمی

...خیلی واضح بهت گفتم

هرکاری میخوای بکنی باید قانونی باشه

چطوری میتونی بیخودی مردم روستا رو بیرون کنی؟

من پادشاه اینجام

و منم مامور دولتم

زیردست تو نیستم مامور دولت انگلیسم

نه نمیشه

ما باید دنبال یه جای دیگه باشیم

موضوع فقط سر جا نیست

بحث سر آبروی منه دنیلز

پس کار من چی میشه؟

اگر دولت متوجه بشه که ما غیر قانونی داریم ...زمین یه روستا رو تصاحب میکنیم

کشور تو خودش طبق کدوم قانون اومده خاک هندوستانو تصرف کرده؟

خنده نداره

تمومش کن- آروم باش دنیلز-

جناب راجا

آروم باش

چیزی که داری فکرش رو میکنی پیش نمیاد

صد در صد میشه

نوکر من مانگا

...بهم گفته یکی از روستاییا رفته شهر

برای ملاقات با شهردار

همونکاری رو میکنی که من بهت میگم

من معمولا با آدمای دون پایه ای مثل تو هم کلام نمیشم

باشه

اما ببین امروز این اتفاق افتاد

فقط به خاطر دنیلز

اسمت چیه؟

...اسمم- بیخیال، مهم نیست-

نگران نباش

اتفاقی برای روستاییا نمیوفته

این حرفا حس بدی به آدما میده نه؟

یه کاری کن به همه اهالی بگو از هر خونه یه نفر برای جلسه، امشب بیاد اینجا

چشم قربان

لطف کردید

ممنون قربان

ببینید وقی کسی از خودیا ناراحته خود آدمم ناراحت میشه

اینطوری نیست که مشکلات اینجا اصلا منو ناراحت نکنه

...من به محض اینکه فهمیدم

...قراره روستا رو خالی کنید

کی به تو گفته؟- ...به من-

هیرا به من گفته، کی دیگه باید میگفت؟

مگه نه هیرا؟

آره من گفتم

...جناب کدخدا من به محض اینکه فهمیدم

...با خودم فکر کردم

یه راست رفتم پیش جناب دنیلز

...بهش گفتم جناب دنیلز

این اشتباهه

مگه میشه برای ناگوگودا هچین مشکلی پیش بیاد؟

ناگوگودا مثل خونه خودمه

خونه منم هست نه؟

بعدش چی؟- بعدش جناب دنیلز منو سوار ماشین کرد-

مستقیم رفتیم پیش جناب راجا

به محض اینکه جناب راجا فهمید من از ...افراد خاص جناب دنیلز ام

...راجا هم گفتن که مانگترام ایشون اسم منم میدونست

به به

خودم خیلی تعجب کردم

...بهم قول دادن که

هیچ بی عدالتی در حق هیچکس نمیشه

همه رو برای شام دعوت کردن خونشون

چه فایده؟ قبلا هم رفتیم

بهمون بی احترامی کرد و برگشتیم

باید ماساژتون میداد؟

بابت همچین مسائل مهمی باید سر صبر نشست و صحبت کرد

امشب یکی از اهالی هر خونه دعوته خونه راجا

جلسه برگزار میشه

واقعا؟

هرچیزی بد به نظر بیاد بد نیست

به خاطر جناب دنیلز خونه هاتون نجات پیدا کرد زمیناتون هم نجات پیدا کرد جناب کدخدا

میرم دیگه لطف کردید

با اجازه

...اهل بهرامپوری

لطفت رو یادمون میمونه

کاری که برای خودیا میکنی لطف نیست

وظیفم بود

دیگه میرم

هی مانگا گوش کن

داداش

حرفش درسته

اما بدون جناب لالا که نمیتونیم بریم

امشب باید حتما بریم جناب کدخدا

اگر جناب راجا دوباره ناراحت بشه چی؟

تازه روستا نجات پیدا کرد اینجوری جناب لالا خوشحالم میشه

پاشید دیگه، پاشید چرا نشستید؟

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

"حجابی برای پوشوندن این زیبایی نیاز نیست"

"ای غالب" (شاعر هندی)

"...هوش و حواس کی سر جاش میمونه"

"بعد از دیدن من؟"

"آهای مردم زمونه من رو ببینید"

"آهای مردم زمونه من رو ببینید"

"آهای مردم زمونه من رو ببینید"

"من دختر زیبا و دوست داشتنی مورد علاقه خودمم"

"قدر بدن زیبای من رو بدونید"

"قدر بدن زیبای من رو بدونید"

"قدر بدن زیبای من رو بدونید"

"آهای مردم زمونه من رو ببینید"

"آهای مردم زمونه من رو ببینید"

"قدر بدن زیبای من رو بدونید"

"قدر بدن زیبای من رو بدونید"

"خورشید هم صورتی به درخشانی صورت من ندیده"

"ماه هم وقتی زیبایی من رو میبینیه" "خودش رو پنهان میکنه"

"خورشید هم صورتی به درخشانی صورت من ندیده"

"ماه هم وقتی زیبایی من رو میبینیه" "خودش رو پنهان میکنه"

"وقتی بدن من در کنارت قرار میگیره" "حتی آتیش هم به نظرت سر میاد"

"قدر بدن زیبای من رو بدونید"

"قدر بدن زیبای من رو بدونید"

"قدر بدن زیبای من رو بدونید"

"من از سر تا پا فوق العادست"

"...خواب چشمات رو فرا گرفته ولی"

"چشمات به دنبال منن"

"خودت که بهتر میدونی" "داری جون من رو میگیری"

"خودت که بهتر میدونی" "داری جون من رو میگیری"

"آهای مردم زمونه من رو ببینید"

"آهای مردم زمونه من رو ببینید"

"قدر بدن زیبای من رو بدونید"

"قدر بدن زیبای من رو بدونید"

"کنارم بمون"

"کنار من بمووون"

بلند شو

بلند شو

چی شده؟

همه بیرون جمع شدن

دیشب چه خبر بود؟

بوی مشروب میدی

بلند شو

هیرا چی شده؟- انگشتت رو ببین-

چی شده داداش؟

انگشتت رو ببین خودت متوجه میشی

وای

این چطوری؟

دیشب این همه بهتون گفتم زیاد نخورید

من که فقط شربت خوردم

...هیرا اونکه خوبه

اینو ببین

این پول از کجا اومده؟- !پول-

جیباتون رو نگاه کنید

تو هم جیبت رو نگاه کن

!هیراااا

کارا ریخت به هم

چی؟- آره-

حالا فهمیدم چی شده

چی شده؟- ...حکیم-

...پول اومده

زمین رفت-

یعنی چی؟

یعنی به همون حقه زدن و زمینمون رو گرفتن

یعنی چی از دستمون رفت؟

..او نال

لالا اومد- نالا-

پولاتون رو قائم کنید بذارید تو جیبتون

بفرمایید بفرمایید

چه خبره؟

شما همتون چرا اومدین اینجا و زل زدین به ما؟

چی شده؟

نگران نباشید

ایشون یه وکیل بزرگ و مشهورن

حالا اتفاقی برای روستا نمیوفته

به به چه خبره؟

انگار دارید مقدمات خالی کردن روستا رو میچینید

یعنی چی؟

معنیشو از اهالی بپرش

...جناب پتواری

چیزی بالاتر از قانون نیست

جناب راجا نمیتونه اینارو مجبور کنه از اینجا برن

بدون اینکه حقشون رو بگیرن

جناب وکیل اینا همشون دیشب سهمشون رو گرفتن

انگشت زدن و معامله کردن

انگشتای آبیتونو نشون بدین

چی؟

جناب کدخدا

...انگشتت نشونم بده

...شما همتون؟

هان؟

...اینا

روستا رو فروختین؟

جناب لالا دارن با شما حرف میزنن حرف بزنید

...ببینید

از طرف جناب راجا اومدم ...که برای آخرین بار بهتون بگم

که زودتر این روستا رو تخلیه کنید

...جناب

جناب لالا همه چی تقصیر مانگاست

مانگا؟

چرا تقصیر مانگا؟

داره درست میگه- معلومه که راست میگم-

مانگا ما رو برد پیش راجا

ما از کجا میدونستیم نیتش چیه

مانگا خیلی کار بدی کرد

...جناب کدخدا

من مانگا رو ول نمیکنم

به همه ما حقه زد ولش نمیکنم

همه ساکت بشید

چرا مانگا رو مقصر جلوه میدین؟ نه جناب لالا

آهای مانگا !مانگا

داداش اینا چی دارن میگن؟

بهشون بگو بهشون بگو تقصیر تو نبوده

چی تقصیر من نبوده؟

یکی به من بگه چه خبره؟

یکی بگه چی شده؟

ما چرا بگیم؟ از این بپرس دیشب چیکار کرده

ای بابا از این بپرس، از اون بپرس

یکی به من بگه دیشب کی به این مشروب داده؟

کسی به این مشروب نداده

دیشب همه ما رو فریب داد و روستای ما رو فروخت

انشگتامونو ببین

نشون بدین- بیا ببین-

آهای

چیزی یادت اومد؟

یا نه؟

چرا؟ چی شد؟

من چیزی نمیفهمم

من خواب بودم

چشمام رو باز کردم اینجا بودم

یادته که اومدی روستای ما؟

آره یادمه

گفتی که جناب دنیلز دوست راجاست باهاش صحبت کرده

حرفش رو قبول میکنه زمینامون نجات پیدا میکنه

این میشه اون میشه

مگه نه؟ این حرفا رو زد یا نه؟

این سگ باوفای خارجیاست

انقدر با خارجیا بوده خودشم خارجی شده

مثل اونا حقه بازه

باید این خارجی رو تیکه تیکه کنیم

آره باید بزنیمش حتما باید بزنیمش

حواستون باشه کسی حق نداره دست به پسر من بزنه

بزنیمش؟ این روستامونو فروخته، آتیشش میزنم

جناب پهلوون پهلوون

!با دعوا و عصبانیت نه

هیچکس شلوغ بازی در نمیاره

این موضوع رو با آرامش باید حل کنیم

با آرامش

فهمیدین؟

چه خبره جناب لالا؟

چی بگم جناب کدخدا؟

...این مانگای شما

تمام زمینای روستای ما رو به راجا فروخته

مانگا این حرفا درسته؟

نه کدخدا

نه اصلا درست نیست- چی؟-

با جناب دنیلز حرف زدم که روستا رو نجات بدم

جناب دنیلز هم با راجا حرف زد

اونم همه رو دعوت کرد خونش

همه با هم رفتیم

بدون اجازه جناب دنیلز راجا دست به هیچکاری نمیزنه

حتما یه چیزی این وسط اشتباه شده

...مثل اون روز

پلیس اومد منو برد شما فکر کردین ...منو دستگیر کردن

قضیه یه چیز دیگه بود

بهم یه فرصت بدین با جناب دنیلز حرف بزنم همه چیز رو درست میکنم

...جناب لالا

مانگا درست میگه جناب لالا

باید یه فرصت بهش بدیم- آره جناب لالا-

باید یه فرصت به مانگا بدید

باشه

برو با رئیست حرف بزن و بیا

تا اون موقع ما همینجا منتظر میمونیم باشه؟

بله خوبه

هیرا یادته دیشب چی شد؟

اصلا چیزی از دیشب یادم نیست

...وقتی صبح بیدار شدیم

انگشت همه جوهری بود

تو جیبامون هم پول بود

پول؟- آره-

یعنی راجا یه کار خلافی کرده

خلاف؟

همه چی درست میشه، نه؟

نترس هیرا

میریم با جناب دنیلز حرف میزنیم همه چی درست میشه

بریم- آره بریم-

قربان

!مانگا بیا، بیا

...قربان

یه مشکلی پیش اومده قربان

...جناب راجا که گفتن همه رو بیار خونه من

من همه رو بردم اونجا ...اونم به ما مشروب داد

همه بیهوش شدن بعد از همه اثر نگشت گرفته

اهالی روستا هم فکر میکنن تقصیر منه اومدن خونه من که منو بکشن

...من از مرگ نمیترسم

اما این اشتباهه

از یه طرف دیگه نگاه کنید به شما هم حقه زده

شما با راجا صحبت کنید بگید سندا رو به روستاییا برگردونه

بعد همه چیز حل میشه

خودت باهاش حرف بزن

برو اون سمت

صدات در نیاد

دنیلز بهش نگفتی؟

اسمت چی بود؟ بیخیال مهم نیست

تو ناگوگودا میخوایم کارخونه بسازیم

مشروب سازی

یه کارخونه دو تا مالک

یکیش راجا

...و دومی

...احمق !رئیس تو

از اینجا برو

مانگا باید ازت تشکر کنم خیلی ازت ممنونم

اگر تو نبودی این ممکن نمیشد

!مانگا

چیزی رو یادت نرفته؟

مانگا مانگا

!مانگا

چی شد؟

جناب دنیلز چی گفت؟ هان؟

حرف بزن

چی شد؟

لالا درست میگفت هیرا

این سفید پوستا اومدن اینجا دزدی

هم از ما هم از کشورمون

...یعنی

من فکر میکردم راجا عوضیه

دنیلز از اونم عوضی تره

درست حرف بزن

چی شد؟- ...یعنی-

هم سرگی از دستم رفت هم روستا

...یعنی زمینای ما

نابود شد؟- میخوان کارخونه مشروب سازی بزنن-

راجا و دنیلز باهم

کی بهت گفت؟- خود راجا-

هیچی نگفتی؟- چی میگفتم؟-

من داشتم میومدم بیرون به من میگه یادت رفت به من سلام نظامی کنی

بعدش؟- بعدش چی؟-

سلام نظامی دادم و اومدم

برگردیم روستا جای سلام همه ما رو میکشن

هم تو رو میکشن هم منو

یواش حرف بزن بیا از اینجا بریم بعد حرف میزنیم

اومدن

جناب دنیلزت چی گفت؟

جواب بده

چرا حرف نمیزنی؟

یه چیزی بگو- حرف بزن-

چی شد؟

بگو رئیست چی گفت؟- عصبانیتتون درست بود-

هان؟

جناب راجا کار اشتباهی کرده

زمینتون رو از چنگتون در آورده

خداروشکر فقط زمینا بوده خودتون سالمید

چیزی رو که شما به من گفتین منم رفتم به جناب دنیلز گفتم

جناب دنیلز از چیزی خبر نداشت

که چی شده بعد راجا اومد

خدایا توبه ...بعدش

جناب دنیلز با راجا دعوا کرد ...راجا هم

کلی بهش بد و بیراه گفت- بد و بیراه یعنی چی؟-

بد و بیراه- چه بد و بیراهی؟-

نمیتونم بگم راجا چی گفت

...گفت که ناگوگودا

چطور شماها رو از روستا بیرون انداخته

هرچیزی حدی داره

!دیوونه ...این

این خانواده های سلطنتی فکر میکنن همه رو خریدن

حتی انگلیسیا رو

خلاصه قراره همه تو ناگوگودا دوباره شاد بشن

زمینا نجات پیدا کرد- خدایا شکرت-

تمومه؟

راحت شدین؟

دیدین پسرم کار اشتباهی نکرده

همینجوری دهنتون رو باز کردین و ریختین خونه من

من باورم نمیشه- نبایدم بشه-

پهلوون پنبه

مانگا بهشون سندا رو نشون بده

همونی رو که روش انگشت زدن

شما چقدر زمین توی ناگوگودا دارید؟

نه، نه درست میگه سندو بمون نشون بده

درمورد سندا چی گفتن؟

خودت بگو

آهااا اوون...سندا... پولی رو که بابت خرید ...بهتون داده بودن رو

خرج که نکردین؟ باید بهشون برگردونیم

درست میگه کدخدا

وقتی پول معامله رو برگردونیم سندارو برمیگردونه

ولی اینطوری نشه که هم پولو ازمون بگیرن هم زمینو ازمون بگیرن

نه، نه همچین اتفاقی نمیوفته

باشه

پسرم یه کاری کن ...تو سندارو بیار

بعدش پولارو با خودت ببر

باشه- کدخدا موافقید؟-

بله جناب لالا-

بریم برادرا بریم

بریم کدخدا

ممنونم

...فقط

حتما کاغذا رو پس بیار- چشم-

تجربه ی سینمای هند در وبسایت بالیوود وان BOllywood1.CO

وااای خیلی خوشگله

اصلا خنده دار نبود

عجب روز قشنگیه خورشید درخشانه

و یه دختر زیبا که میگه اصلا خنده دار نبود

میشه یه چیزی بگم؟

شاملی تو خیلی زیبایی

من فکر فقط وقتی مشروب میخوری بی تربیت میشی

بهتره حواست رو به شکار کردنت بدی

دارم همون کار رو میکنم

من خیلی خوب بلدم یه حیوون وحشی رو چطوری باید شکارش کنم

و منم بلدم چطور از خودم مراقبت کنم

حواست رو جمع کن آقای مارک دنیلز

دنیلز؟

دنیلز خیلی وقته ما باهم دوستیم

...نه تنها همو میشناسیم

هم دیگه رو درک هم میکنیم

چیزی که میخوای بگی رو بگو

...شما که میدونی

دولت اجازه نداده که انگلیسیا با هندیا ازدواج کنن

...اما

اما؟

من میخوام خلاف قانون عمل کنم

میخوام با شاملی ازدواج کنم

بله میخوام

اووووه متوجه ام

...ولی ازدواج با یه سفید پوست

برای ما که پوست تیره داریم چه فایده ای داره؟

یعنی چی؟

60

40

نمیفهمم

...اگر سهم کارخونه اینطوری بشه

ازدواجم ممکنه

بعدش هیچ مشکلی برای ازدواج یه هندی با یه انگلیسی وجود نداره

خیلی باهوشی

به سلامتی- به سلامتی-

خیلی خوشگل شدی

انگار با صابون حمام میکنی

بابا خیلی خوشحاله- صابونو دادی به اون؟-

نه

به خاطر اینکه روستامونو نجات دادی- آهان-

خداروشکر

اینطوری جناب لالا هم با ازدواج ما موافقت میکنه

...اون !سرگی

باید یه چیزی رو بهت بگم

به کسی که نمیگی؟

...م...من فکر کردم که

...تو و من

...یعنی

...من و تو- درست حرف بزن-

من و تو، من و تو چیه؟

فرار کنیم ازدواج کنیم؟

من جوک که تعریف نکردم

...مانگا

...وقتی لالا همینطوری هم رضایت میده

برای چی فرار کنیم؟

لالای تو قبول نمیکنم

حتما قبول میکنه

میدونی؟

من به درگاه باباشیخ هم همین دعا رو کردم

بعدش شیرینی پخش میکنم- دنیلز نمیذاره شیرینی پخش بشه-

یعنی چی؟- ...سرگی-

...داشتم فکر میکردم

اگر دنیلز اسناد رو برنگردونه چی؟

باید از روستا بریم- ازدواج ما هم سر نمیگیره-

به خاطر همین میگم فرار کنیم و ازدواج کنیم

!مانگا

راستش رو بگو قضیه چیه؟

...سرگی من دروغ گفتم که

دنیلز گفته اسناد رو برمیگردونه

چی؟

من ترسیده بودم سرگی

...فکر کردم اگر راستش رو بگم

جناب لالا بیشتر از من متنفر میشه

پهلوان هم خیلی از من عصبانی بود ...واسه همین

حالا واقعا باید روستا رو ترک کنیم؟

چرا دروغ گفتی؟

تو فکرش رو نکن سرگی

تو که به هرحال بعد از ازدواج باید روستا رو ترک میکردی

...مامان و بابام

...نیمو ...جناب لالا

....و بقیه اهالی روستا

همه بعد از ازدواج من قرار بود روستا رو ترک کنن؟

...سرگی به من گوش بده

تو واقعا یه آدم دیگه ای

فقط به خودت فکر کردی

!مانگا

!تو واقعا خارجی شدی

تلگرام باليوود وان @Bollywood1official

"چشمهامون دیگه باهم حرف نمیزنن" "شبها دیگه در رو برام باز نمیکنه"

"قلبم داره به آرومی اشک میرزه"

"اگر عشق نباشه هیچ چیز ارزش نداره" " رنگ عشق به همه چیز یه معنای دیگه میده"

" اگر قلب چیزی رو بخواد" "هیچ چیز دیگه ای راضیش نمیکنه"

"برو، من دیگه با تو حرف نمیزنم"

"من باهات حرف نمیزنم"

"برو، من دیگه با تو حرف نمیزنم"

"میرزا تو چیزی از عشق نمیدونی" "چیزی که قلبون رو به هم وصل کرده، پاره شده"

"حنایی که به اسم تو کف دستک گذاشتم" "به نظر میاد کمرنگ شده"

"عشق من عصبانیه" "عشق من عصبانیه"

"عشق من عصبانیه" "عشق من عصبانیه"

"عشق من عصبانیه" "عشق من عصبانیه"

"عشق من عصبانیه" "عشق من عصبانیه"

"من چی رو از دست دادم؟" "در عوض چی به دست آوردم؟"

"عشق من رو به کجا رسوند؟"

"قلبم من شکسته و همش داره گریه میکنه" "حتی اسم خودم رو هم فراموس کرده"

"هنوز مشخص نیست راز این عشق من چیه؟" "چیکار کنم؟"

"زندگی چهار روزه اما انگار" "زندگی من بعد از روز دوم متوقف شده"

"عشق من عصبانیه" "عشق من عصبانیه"

"عشق من عصبانیه" "عشق من عصبانیه"

"عشق من عصبانیه" "عشق من عصبانیه"

"عشق من عصبانیه" "عشق من عصبانیه"

"اگر میتونی من رو درک کن"

"اگر میتونی من رو درک کن"

"من سعی میکنم خودم رو متقاعد کنم" "اما چطور این قلب دیوونه رو راضی کنم؟"

"من سعی میکنم خودم رو متقاعد کنم" "اما چطور این قلب دیوونه رو راضی کنم؟"

میدونم ناراحتی

...اما مانگا

...آدم برای اینکه رشد کنه و موفق بشه

باید بعضی چیزا رو بالا و پایین کنه

سلام

آقای دنیلز؟

ایشون سرشون شلوغه همینجا منتظرشون بمونید

باشه

خدایا این درد منو میکشه

زودباش

یه ذره خم شو- آها آره-

درست انجامش بده مانگا

خوب نشد؟

نه

دوباره خم شو

ساکت

خدایا

مانگا جواب نمیده

به چی میخندی؟

قربان انگار شفای من دیگه کار نمیکنه

حتما یه کار اشتباهی کردم

از ته دلت انجام بده اثر میکنه

آره

راجع به انگلیسیا قبلا شنیده بودم

الان باورم شد

پول نمیخوام- چی؟-

!مانگا

بگیرش مانگا

نه- بگیرش مانگا-

این پول شفای تو نیست این پاداش وفاداریته

باشه؟ خیلی خوبه

ویلیام از دیدنت خوشحالم

ناندلام خوبی؟

بله قربان

این مانگاست از افراد خاص من

ویلیام باید کار رو هرچه زودتر شروع کنیم

ناندلام

کار کارخونه باید ظرف 6 ماه تموم بشه

بله قربان حتما

باید خوب برنامه ریزی کنیم

قبل از هرچیز روستا رو خالی کنید

...بعدش

کارای سیم کشی برق اونجا رو انجام بدید

...بعد از اون

همه درختا رو قطع کنید

و ساخت کارخونه رو شروع کنید

همه چی زودتر از معمول انجام میشه

همینجاست؟- به زودی میرسیم-

بیا- جناب منشی-

فکر کنم منو نشناختین

من مانگترام هستم

آدم خاص جناب دنیلز

بگو قضیه چیه؟

قضیه خاصی نیست

اومدم مشورت بدم

بیاید اینجا

این نزدکیا مزار یه شیخه

قبل از اینکه بمیری برو زیارتش- منظورت چیه؟-

تو باید بدونی که راجا چطوری زمینای این مردم رو ازشون گرفته

میدونی؟

اهالی روستا بعد از اینکه زمیناشونو از دست دادن خیلی خطرناک شدن

هر اتفاقی ممکنه بیوفته

برو پلیس رو خبر کن پس

دو سه تا پلیس حتی واسه دو سه روز هم نمیتونن از شما محافظت کنن

در عرض 5 دقیقه کارتون رو تموم میکنن

چه خبره؟

!خطر !خطر قربان

من برات توضیح میدم- از دور حرف بزن-

جناب دنیلز چی گفت؟ گفت اول روستا رو خالی کنید

بعد سیم کشی برق

بعد ساخت کارخونه همینو گفت نه؟

برای نجات جونت میتونی یه ذره این کارا رو ترتیبش رو جا به جا کنی

...یه کاری بکن

اول برق کشی کن

بعدا روستا رو خالی میکنیم

میخوای هم کارت تموم بشه هم زنده بمونی یا نه؟

خودت به این انگلیسیه توضیح بده

باشه

من براتون توضیح میدم اول بریم سراغ برق کشی

!آهای

اینا کی ان؟

ایشون ناندلام هستن منشی دفتر

و ایشونم ویلیام هستن

انگلیسیای خوبی ان- تو روستای ما چیکار میکنن؟-

اومدن تیر برق بیارن تو ناگوگودا- تیر برق؟-

ناگوگودا قراره روشن بشه جناب کدخدا

دیگه روزایی که تو تاریکی باید سر میکردید تموم شد

راست میگی؟

من چرا دروغ بگم؟

...من به آقای دنیلز گفتم

بهشون گفتم قبل اینکه ...سندا رو برگردونه

اول تیر برق بیار تو ناگوگودا

مگه نه جناب منشی؟- بله-

اول تیر برق میاد بعد دیوار کشی میشه

دیوار کشی؟

دیوار کشی چرا؟

...تیر برق بیارن

باید دیوارم دورش بکشن دیگه

اگر تیر برقو بدزدن چی؟

تیر برقم میدزدن؟

گاو رو نمیدزدن؟

وقتی حیوون رو میدزدن تیر برق که چیزی نیست

...و شما میدونی کدخدا

وقتی یه تیر برقو بدزدن برق بقیه تیرام قطع میشه

واقعا؟- آره-

خداروشکر

تو ناگوگودا داره برق میاد

بهرامپور که برق نداره

تو هم عجب چیزی هستیا دوباره دروغ؟

اینجا قرار برق بکشن این تیر برقه

چقدر دیگه میخوای مردمو فریب بدی؟ چقدر دیگه میخوای دروغ بگی؟

هیرا تو به من اعتماد نداری؟

نه

خدا هم بهت اعتماد نداره- یواش حرف بزن-

مردم میشنون- بشنون، حکیم درست میگفت-

تو انقدر با این خارجیا گشتی خودم خارجی شدی

تو داری اینو میگی؟

چی فکر کردی؟ من نگران شماها نیستم؟

برو سراغ کار خودت

من که میدونم تو نگران کی هستی

من میدونم داری ادای عاشقا رو در میاری- یواش حرف بزن هیرا-

به چی داری نگاه میکنی؟

هان؟ بچرخ ببینم

اونورو نگاه کن

اگر یه ذره حس مسئولیت داشتی به اون انگلیسیا سلام نمیدادی

برو وقت کارته

برو سراغ کارت بذار ما کار خودمونو بکنیم

با دست بهشون سلام میدم کسی رو که نکشتم

منظورت چیه؟

...منظورم اینه

همونی که شنیدی- چی شنیدم؟-

همونی که شنیدی

سرگی

سرگی گوش کن کجا داری میری؟

!گوش کن

نمیخوام باهات حرف بزنم

..با کسی که براش دعا میکنی

باهاش حرف نمیزنی

خدا هم میمونه که دخترا چی میخوان

!مانگا

من هیچی نمیفهمم

چی میخوای بگی؟- به من اعتماد داری؟-

برای چی دروغ گفتی؟

چرا گفتی رئیست سندا رو بهت میده؟- ...رئیسم رو نمیدونم-

ولی من اسناد رو برمیگردونم

...برق اومد سرگی

اسنادم میاد

تو نگران نباش

به منم لادو بده

تبرکیه

تبرکی

خاموش نمیشه

به به مانگا به به

به حرفش عمل کرد

برق اورد به روستا

مطمئنم اسناد زمینا رو هم حتما میاره

جناب لالا

برای اینکه به مانگا جواب رد بدی یه ذره عجله نکردی؟

...بر اساس مفاد این قرارداد مشارکت

راجا ایندر ویرر سینگ 60 درصد سود میبره

و مارک دنیلز 40 درصد سهم خواهد داشت

خیلی خوبه

من امضا میکنم

صبر کن جناب راجا

تبصره آخر رو هم بخون- اوه، بله-

پادشاه باید دخترش، شاملی رو به عقد مارک ...دنیلز در بیاره اگر اینکار انجام نشه

نسبت سهام جا به جا میشه

در همچین شرایطی پادشاه 40 درصد سود خواهد برد

و سهم مارک دنیلز 60 درصد میشه

آره

کاغذ رو بده من

تبریک میگم جناب راجا

دیوان اسناد ناگوگودا کجاست؟

اینا رو بذار گاو صندوق

جناب راجا

از امروز ما با هم شریک هستیم

شرکای رسمی

شصت به چهل

به سلامتی- به سلامتی-

...دنیلز

کی مراسم ازدواج بگیریم؟

به زودی زود

منم همین رو میخوام

ازدواج کنید باعث افتخار هند هم میشه

کجا میری داداش؟

اونجا

اونجا چرا؟

جناب دیوان رو تعقیب کنم

مانگترام ام مانگا

از افراد جناب دنیلز ام

اومدم یه سری اسناد رو بدم نگه دارن

وقتی میگم ازدواج نمیکنم یعنی نمیکنم

چطور فکر کردید که من قبول میکنم با دنیلز ازدواج کنم؟

حتی ازش خوشم هم نمیاد

من نیومدم نظرت رو بپرسم اومدم تصمیمی که گرفته شده رو بهت بگم

این چه تصمیمیه که قراره زندگی منو نابود کنه؟

مساله سر زندگی تو نیست

سر قولی که من به دنیلز دادم

از من میپرسیدی بعد قول میدادی

خوبه

خیلی خوبه

این چیزا رو تو اکسفورد یاد گرفتی؟

بابا لطفا سعی کن بفهمی

...نه علاقه ای به نه شنیدن دارم

نه عادت به همیچین چیزی دارم

امیدوارم متوجه شده باشی

من هم علایقت رو میدونم هم عادت هاتو

ولی شما ی چیز رو فراموش کردی

من یه دختر امروزی ام

من خودم برای خودم تصمیم میگیرم

چون این زندگی منه

به خاطر همین تصمیم شما رو قبول ندارم

و امیدوارم شما اینو فهمیده باشی

حالا حرفمو فهمیدی؟

یا بازم چک لازم داری تا بفهمی؟

تو با دنیلز ازدواج میکنی

!به زودی

گاری سواری از بهرامپور به رسولپور و چاکپورا

گاری سواری از بهرامپور به رسولپور و چاکپورا

...گاری سواری

...پسرم

تو دوست مانگایی؟

منو نشناختی؟

نه- ...اون روز-

مردم روستات اومده بودن مانگا رو بزنن

منم اونجا بودم

خب

منو میبری بهرامپور؟

کارم همینه بیا بشین

رو اسب که نمیتونم بشینم جای تو میشینم

برو عمو برو بشین

گاری سواری از بهرامپور به رسولپور و چاکپورا

گاری سواری از بهرامپور به رسولپور و چاکپورا

بیاید پایین هیچ جا نمیره پایین، پایین، پایین

هیچکس پیاده نمیشه بشینید سر جاتون

هیرا گوش کن

روستا جایی نمیره

از اولم روستا قرار نبود جایی بره

ما رو دارن میندازن بیرون

شما پیاده بشید هیچکس جایی نمیره

کسی پیاده نشه کفتم بشینید

اسناد زمینای روستا تو گاوصندوق راجاست

خب که چی که تو گاوصندوق راجاست؟

تو صندوق خونه تو که نیست

هیرا تو چرا نمیفهمی؟

با چشمای خودم دیدم گاو صندوق چطوری باز میشه

منظورت چیه؟

یعنی من و تو و چندتا از روستاییا میریم و بی سر و صدا اسناد رو میدزدیم

حالا دزدم شدی؟- نمیتونی آروم صحبت کنی؟-

حالا دزدم شدی؟- زودتر تصمیمت رو بگیر-

چرا وقت ما رو هدر میدی؟- ...عمو تو که همه عمرت رو هدر دادی-

چند دقیقه دیگه ام صبر کن

بی سر و صدا میریم و اسناد رو میدزدیم- باشه-

یه کاری کن برو مادربزرگ و پدر و مادر و داداشت رو ببر دزدی، من میرم

من میرم مسافر ببرم گاری سواری از بهرامپور به رسولپور و چاکپورا

بریم راه بیوفت

تا وقتی قبول نکنی جایی نمیرم

برو بمیر- همینجا وایمیستم-

برو، راه بیوفت برو، برو

خانم؟

!مانگا

اگر میرفتی زیر ماشینو میمردی چی؟

مرده بودم دیگه خانم

زنده بودنم دیگه فایده نداره

خداروشکر شمارو دیدم

چرا؟ چی شده؟

حقه زدن خانم

جناب دنیلز خیلی آدم بدیه

من در حدی نیستم که این حرفا رو بزنم

ولی با جناب دنیلز ازدواج نکن

میدونم مانگا

داشتم میرفتم که با ازدواج باهاش مخالفت کنم

سلام آقای دنیلز- سلام ویلیام-

نالی جناب دنیلز مانگاست

بفرمایید جناب بفرمایید خونه ما استراحت کنید

نمیدونیم چطوری ازتون تشکر کنیم

شما به جناب راجا گفتین زمینامون رو پس بده

بعد توی روستا برق آوردین

حالا دیگه لازم نیست نگران چیزی باشید

کار بزرگی برای ما کردید خیلی لطف کردید، خیلی

جناب دنیلز

جناب دنلیز میگم که شما اسناد زمین رو هم اوردین؟

!ناندلام

بله قربان؟

من چی گفته بودم؟

که قبل از هرچیز روستا رو خالی کن

گفته بودم نه؟

گفته بودم یا نه؟

بله

پس چرا روستا هنوز خالی نشده؟

اون...مانگا گفت که اهالی روستا خیلی عصبانی ان

سر قضیه زمین و انگشتی که زدن

جونمون در خطر بود

جناب ویلیام هم ترسیدن

منم خیلی ترسیدم

مانگا از کی رئیس شده؟

!ناندلام

همین الان به این آدما بگو روستا رو خالی کنن

چشم

ایشون میگن زودتر همتون از اینجا برید

روستا رو خالی کنید اینجا قراره کارخونه مشروب سازی بشه

واسه همین وسایلتون رو جمع کنید و زودتر از اینجا برید

جناب چطور همچین چیزی ممکنه؟

ولی مانگا گفت که روستا نجات پیدا کرد

قول دادن این مانگاتونو دیدین؟

با این حساب یعنی مانگه به همه ما دروغ گفته

همونطوری که اون مانگا مارو مجبور کرد برق کشی کنیم، همونطوری بهش برق وصل میکنم

ما این روستا رو ترک نمیکنیم

آروم باشید برادرا آرو باشید

ببینید قربان ما این روستا رو خالی نمیکنیم

تو به من گوش کن پیرمرد

من اسناد این زمینا رو دارم

روستا رو خالی کنید

...وگرنه- وگرنه؟-

وگرنه چی؟ وگرنه میخوای چیکار کنی؟

کاری میکنم که بعد از این کسی جرأت نکنه رو حرفم حرف بزنه

این روستا مال ماست

مال ما هم میمونه

ما از اینجا تکون نمیخوریم

رسیدیم

وایستا پیاده شو داداش رسیدیم

بیا بگیر

!هیرا

خانم شاملی سلام بده

خانم این هیراست

دوست صمیمی منه

اسم دزدی که اومد ترسید

هیرا خانم هم به ما کمک میکنه تا سندا رو برگردونیم

ما دوتا باید اینکارو بکنیم با نالی و پهلوون و حکیم

بگو سه تاشون بیان بیرون روستا دیدن من

باقیش با من

به چی نگاه میکنی؟

حرف بزن

وقتش رسیده هیرا

باید بهشون نشون بدیم

لالی؟ چی شده؟

هان؟

انگلیسیا بابابزرگ سرگی رو زدن

مانگا همه دارن دوباره به تو فحش میدن

تو واقعا دروغ گفته بودی؟

تو چی فکر میکنی؟

آهی مانگا، امروز زنده نمیذارمت- وایستید عقب-

دیدی؟

...روستامون رو گرفتن

حالا اومدن جونمون رو هم بگیرن- وایستا عقب-

وگرنه شلیک میکنم

!ما نمیفهمیم چی بلغور میکنی به انگلیسی

این داره میگه به حرف مانگا گوش بدین

خود شاهزاده اومدن که بیگناهی منو ثابت کنن

من خودم هم نمیدونستم راجا و دنیلز دستشون تو یه کاسه ست

قبوله من یکی دوبار به خاطر ترس از مرگ بهتون دروغ گفتم

ولی حالا همه چیز رو درست میکنم

فقط کمک شما رو میخوام

من به این هیچ کمکی نمیکنم

من میگم بیاید بکشیمش- ولش نمیکنید-

بیا

بهش شلیک کن

زمینمون رو که از دست دادیم

حالا به خاطر کستن این زندانم بریم؟

مرگ جلوی چشماش بود اما مانگا نترسید

میدونید چرا؟

چون مانگا راست میگه

از اینجا برو

همه چی تموم شد

برو دیگه

از اینجا برو

بریم

...شما قبلا به من اعتماد کردی

در عوض تو چیکار کردی؟

برای آخرین بار یه فرصت بهم بدید

الان شاهزاده هم با ماست

درواقع ایشونم به خاطر کارخونه توی دردسر افتاده

راجا به خاطر اینکه سهم بیشتری ...توی سود کارخونه داشته باشه

مجبورش کرده با دنیلز ازدواج کنه

دلیل مشکلات روستای ما و شاهزاده یکیه

کارخونه مشروب سازی

راه حلشم یکیه

اسناد زمینای روستا

شما برای آخرین بار به من فرصت بدید

یه بار به حرفش گوش کن- قبلا گوش ندادیم؟-

عمو من میگم بیاید کلشو خورد کنیم

تو اول از همه گلوت رو پاره نکن

چرا وقتی اسلحه بهت دادن صدات بریده شد و گوش به حرفشون دادی؟

کلشو خورد میکنم کلشو خورد میکنم

اشتباه از ما هم هست

ما هم به اندازه مانگا مقصریم

جناب حکیم اگر اون روز به خاطر خوردن مشروب ...از هوش نمیرفتیم

زمنیای روستا از دستمون نمیرفت

بریم

کار سختی نیست جناب حکیم

اما بدون کمک شما امکان نداره

همون کاری رو باید بکنید که توش مهارت دارید

جناب نالی برامون کلید میسازه

شما حکیمید برامون دارو بساز

نمیشه نالی منو ببخش

من نمیخوام دزدی کنم

شما هم یه ذره فکرکنید

زندگی ارزش داره

اما به حرفم گوش کن- نمیخوام-

ولش کنید

این جونش رو از زمینی که حکم مادرش رو داره بیشتر دوست داره

نیازی بهش نداریم

جناب حکیم

منم به خاطر جونم میترسیدم

اما یکم با عقلت فکر کن

به این چه ربطی داره؟

این برای کی داره جونش رو به خطر میندازه؟

هان؟ برای کی؟

...پهلوون شما هم

برید ما یکی دیگه رو پیدا مکنیم

هوووی خفه شو

این زمین حکم مادر ما رو داره

تو فقط بگو باید چیکار کنیم؟- آره-

بگو بهرامپوری چیکار باید بکنیم؟

چیکار باید بکنید؟ چند روز دیگه عروسی خانم و دنیلزه

نه ایشون میخواد ازدواج کنه نه ما میذاریم که این اتفاق پیش بیاد

حواس راجا و دنیلز تماما به این ازدواجه

ما هم به آرومی اسناد رو میدزدیم

بعدش راجا هم به آرووووومی گردنمون رو میزنه

هنوز نرفتی؟

مانگا برای اینکار به سرگی هم احتیاج داریم

چرا به سرگی احتیاج داریم؟

یکی باید به جای من بشینه دور آتیش

اما اگر ما قبل از اینکه مراسم تموم بشه ...نتونیم اسناد رو پیدا کنیم

این با دنلیز ازدواج میکنه

بابای این دق مرگ میشه

...مانگا

ما قبل از اینکه دور آتیش بچرخن کار رو تموم میکنیم

آره سرگی میره

تو دیوونه شدی؟

داری دختر خودتو به خطر میندازی؟

این یکی هم دختر یکی هست

وقتی این میتونه به خاطر روستای ما خطر کنه، چرا سرگی نکنه؟

شاهزاده درست میگن سرگی میره

خانم من فکرامو کردم

کی میره جای شما بشینه - کی؟ -

عقلت رو از دست دادی؟

برو رد کارت

هیرا بعدا برات توضیح میدم

من میرم باید دنیلز رو ببینم

!مانگا

...من فقط

باید دارو بهشون بدم؟

جناب مانگا

تو چرا اون حرفو ره ناندلام زدی؟

که روستا رو برق کشی کنه؟

به خاطر شما قربان

به خاطر من؟

اگر روستا رو خالی میکردیم باید کلی پول کارگر میدادیم

خرجمون زیاد میشد

از شما یاد گرفتم که گاهی برای منفعتت باید ترتیب بعضی چیزا رو عوض کنی

منم همینکارو کردم

خیلی زود یاد گرفتی

لطف دارید قربان

مبارک باشه قربان

دارید با خانم شاملی ازدواج میکنید

مرسی مانگا

نگران نباشید قربان

من همه کارای مراسم رو انجام میدم- عالیه-

پهلوون و هیرا با گروه نوازنده ها وارد میشن

حکیم و نالی با لباس راجاها وارد میشید

نالی میشه خدمتکار ارشد حکیم

از همه چیز مهمتر- مانگا-

طبل زدن مشکلی نداره

نمیشه یکی دیگه جای من بشینه دور آتیش؟

...از همه مهمتر

باید بدون هیچ سوالی هرچی میگم، انجام بدید

پهلوون عجب ستاره ای شدی

چرا نشه؟ به حای اینکه صدای خودشو ببره بالا صدای طبل رو در میاره

تو کارت رو بکن

فقط حواستون باشه که نگهبانا همه جا هستن

و از همه مهمترشون دیوانه

بهادر سینگ

جناب حکیم ...دارویی درست کن که

مثل همون دارویی که به ما دادن و زمینا رو ازمون گرفتن

آره عینا باید مثل همون باشه

الان درست میشه

ای خداااا برعکسش کن

اینو نه شلوارو

بچرخونش- اوووه-

چپه پوشیدی

بعد از اینکه کلیدای دیوانو کپی کردیم کار شما شروع میشه

چندتا کلیده؟- یکی-

مانگا

نمیشه یکی دیگه به جای من بشینه دور آتیش؟

...ببین رفیق- دوباره پرسیدی؟-

خیلی خوبه جناب نالی

حکیم چتر رو بگیر پایین

چتر پایین آروم

راه برید راه برید

همه چی درست میشه

آره

واقعا همه چی درست میشه

آره

واقعا همه چی درست میشه

"تمام دنیا رو چرخیدم و رسیدم به قطر" "از اونجا طبل آوردم"

"تمام دنیا رو چرخیدم و رسیدم به قطر" "از اونجا طبل آوردم"

"طبل رو زدم و " "همه شروع کردن به بانگرا رقصیدن"

"طبل رو زدم و " "همه شروع کردن به بانگرا رقصیدن"

"آفرین مانگا"

سلام مادر زن- پدر زن نه مادر زن-

اینجا رسم داماد پای پدرزنو لمس میکنه برای احترام

بله حتما

حکیم سرتو بندازی پایین یه وقت دیوان نشناستت

!هیرا تو و پهلوون همینجا بمونید

شما دو تا اینجا بموندی تا من نیومدم کاری نکنید

پهلوون همینجا بمون، هیرا بیا- باشه-

سلام، من آلیسم- سلام-

من میگم الان ما رو میبینن- ساکت باش-

مانگا نشناختی؟

آره، آره چرا نشناسم

چیزی خواستی بگو- حتما-

بیا

نترس مامانم هم با ماست

بفرمایید جناب راجا

خیلی خوش اومدین

تو اره که اذیت نشدین چیزی خواستین بگید

چطوری جناب دیوان؟

سلام- خیلی خیلی خوش اومدین-

باعث افتخارمونه

چیزی نیست هیرا

...مانگا

قبل از تموم شدن مراسم سندا رو پیداکن

وگرنه بدبخت میشم

نه پهلوون سر جای خودشه، نه شما جدی جدی اومدین عروسی؟

!نه ...میدونی... چیزه

دیوان اومد پیشمون- باشه، دستاتونو بیارید پایین شما راجایید-

دیوان کجا رفت؟

داخل ساختمون- باشه، بیاید

تشریف بیارید

جناب حکیم اینجا بمون مراقب دیوان باش

میرم سراغ کلیدا

برای ادامه مراسم شاهزاده رو صدا کنید

اینجا بمون میرم سراغ کلیدا و میام

هوی مانگا؟- بله؟-

خیلی میترسم

...مادربزرگم همیشه میگه

کسی که برای راه درست مبارزه میکنه خدا همیشه هواشو داره

لازم نیست بترسی

فقط اینجا ساکت بمون یه وقت کسی نبینه

باشه؟

سال گذشته راجا این عکس رو گرفته

حالا گذاشته رو دیوار خونه به همه نشون بده

هان

ما هم از این عکسا داریم

این

این دزد بود بیچاره گرفتار شد

واقعا؟

چی دزدیده بود؟- چیز خاصی نبود-

یه لیوان از خونه دزدید

فرار کرد و گرفتنش این شد که بیچاره تنبیه شد

حتما مجبور بوده

من مجبور بودم که به دستور راجا عمل کنم

چطور؟- ...اگر دست و پاش رو قطع نمیکردم-

راجا گردن منو میزد

بله - من دیگه برم-

جناب حکیم دیوان رو دیدی؟

مانگا من دارم میرم

من دزدی نمیکنم

هان؟

...این همه به سختی راضی شدی

حالا چی شد؟

اینجا دست و پای دزد رو قطع میکنن

اگر سند بدزدیم معلوم نیست چه بلایی سرمون بیارن

من نمیخوام گردنم رو بزنن من میرم

جناب حکیم تو تاریخ اسمت میره قاطی ترسوها

باشه بذار بنویسن حالا بیا این داروها رو یاد بگیر

اینو بگیر این سفیده برای مستیه

بگیرش

اینم برای بیهوش کردنشون

من دارم میرم- یه ذره فکر کن حکیم-

هیرا احمق- بگیر اینو-

!مانگا

مبارک ملکه

...دعا میکنم که

زندگی شاهزاده همیشه به بلندی شالش باشه

و همیشه دستای زیباشون با لباسا رنگین پوشیده باشه

حکیم؟

راجا سر فرصت حتما با شما به شکار میان

بذارید عروسی تموم بشه هر تعداد بخویاد میتونید شیر شکار کنید

بفرمایید الان مراسم شروع میشه

سلام همسر زیبای من

جناب دیوان

از صبح داری اینور و اونور میری یه چیزی بخور

کارم کار راحتی نیست مانگا

حرفت درسته اما باید مراقب خودتم باشی

درست میگی- بفرمایید-

بیاید بشینید بفرمایید

انگار تمام کارای عروسی با من و شماست

ما نکنیم کی میخواد اینا رو انجام بده- بشینید-

آروم بشینید

شمشیرتون رو بدید به من

به این سنگینی همش باهاش میچرخید بفرمایید-

خیلی خوشمزست منکه میتونم یکی دیگه بخورم

خدایا

عروسی اینا خیلی به زمان بستگی داره

ولی خیلی خوش میگذره- آره-

بله؟

شصت به چهل- چی؟-

شصت به چهل؟

بله 60 به 40

متوجه نمیشید؟- چرا میفهمیم-

ما هم میفهمیم بله

شصت به چهل

پنجاه چی میشه؟

پنجاه؟

آره 50

چهارتا کلیده؟- آره-

تو که گفتی یدونه کلیده- ...اون روز یکی رو دیدم اما-

حالا چهارتاست

میدونی از این چهارتا کدومش مال گاوصندوقه؟

نه ولی تو چهارتاش رو درست کن

آره خوبه ولی ساخت 4 تا کلید وسایل بیشتری میخواد

خب یه ذره بیشتر وسیله میاوردی

تو گفتی یه دونه کلید من اندازه سه تا کلید وسیله آوردم

بیا ببین

خب یه کاری کن سه تا از اینارو درست کن، زودباش

باشه اومدیمو من 3 تا درست کردم

اگر چهارمی کلید گاو صندوق بود چی؟

بعدش چی؟

اگر یکی از این سه تا کلید اصلی باشه؟

اون وقت چی؟

تو بعضی وقتا خیلی بیخیالی

حکیم کجاست؟

فرار کرد

پهلوونم رفت- مانگا بیا ما هم بریم-

شما کلیدارو بساز بعد برو

تو انقدر روستای ما رو دوست داری؟

بله

چیه؟- شصت، چهل-

هان؟

پنجاه چی میشه؟

مست کردی؟

از اینجا برو

بگیرینش- ولم کنید

ولم کنید

مانگا بگریش

دارو رو در بیار- ساکت شو تا نکشتمت-

خفه شو

خب آروم بخواب

خوابید

انگا گفت که فرار کردی

منو ببخش مانگا

اشکال نداره

به موقع اومدی

حکیم، جناب نالی شما دیگه برید

مانگا مراقب خودت باش

...آره مانگا- بسه دیگه

بغل کردنو بذارید بعد، برید- آره بریم-

عروس و داماد برای دور اول بلند بشید

بریم خانم

پهلوون؟- فرار کرد-

فرار کرد؟

حالا چی؟- حالا باید تنهایی اینکارو بکنیم-

...مانگا

یه بار دیگه فکر کن- من فکرامو کردم خانم-

شما دوباره فکر کن

دیوونه

مانگا راجع به من اشتباه برداشت نکردی که؟

این همش دنبالم بود چیکار باید میکردم؟

دیدم چی شد

زود باید بریم

حالا برای دور دوم بلند بشید

عروس و داماد بلند بشن

شاهزاده خانم؟- در رو باز کن-

شاهزاده خانم؟ اینا کی هستن؟

مانگا به کارت برس

شاهزاده چیکار میکنید؟- شاهزاده رو ول کن-

شاهزاده اسلحه رو ول کنید

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

حالا برای دور چهارم بلند بشید

حالا برای دور پنجم بلند بشید

برای رسمی کردن این ازدواج برای دور آخر میچرخید

فرار کن هیرا

فرار کن فرار کن هیرا

بیا زود باش هیرا

فرار کن هیرا

صبر کن- برو زودباش-

برو، برو

مانگا بگیرشون- بله قربان-

بدو بیا بالا، سوار شو- زود باش-

شاهزاده زود باش- برو، برو

جناب راجا

تو خزانه دزدی شده

مراقب باش برو کنااااار

"زنجیرایی که به دست و پات هست رو پاره کن" "و برای پیروزی تلاش کن"

سریع تر برو دارن دنبالمون میان

"برای اینکه پیروز بشی " "گاهی وقتا باید طوفان به پا کنی"

گاز بده

"...حتی اگر شکست بخوری"

"به بازیت ادامه بده"

"حتی اگر شکست خوردی" "به بازیت ادامه بده"

"بالاخره پیروزی مال تو میشه"

"تو شکست رو قبول نکن"

"با تلاشو لجاجت به مبارزت ادامه بده"

یه ذره گاز بده شاهزاده بذار من گاز بدم

"با تلاشو لجاجت به مبارزت ادامه بده" "تو اهل همین خاکی، خارجی نیستی"

"تو اهل همین خاکی" "خارجی نیستی"

بگیریدشون

"زنجیرایی که به دست و پات هست رو پاره کن" "و برای پیروزی تلاش کن"

برو

"تمام راه های جلوی روت رو ببین" "از حرکت متوقف نشو"

"زنجیرایی که به دست و پات هست رو پاره کن" "و برای پیروزی تلاش کن"

"تمام راه های جلوی روت رو ببین" "از حرکت متوقف نشو"

"پیروزی امروز مال توئه"

"پاشو و به راهت ادامه بده"

"پیروزی امروز مال توئه" "پاشو و به راهت ادامه بده"

"امکان نداره شکست بخوری"

مستقیم برو مستقیم

"با تلاشو لجاجت به مبارزت ادامه بده"

"با تلاشو لجاجت به مبارزت ادامه بده"

"تو اهل همین خاکی، خارجی نیستی"

"تو اهل همین خاکی، خارجی نیستی"

"ممکنه توی این مسیر صدمه ببینی"

"نترس و ارادت رو حفظ کن"

"امروز نتیجه شیرینش رو تجربه میکنی"

"نتیجه تمام زحماتت رو"

!حکیم

!نالی

بیا بریم

وایستید

"با قدرت فریاد بزن"

"از سنگایی که به طرفت پرت میشن نترس"

"با قدرت فریاد بزن" "از سنگایی که به طرفت پرت میشن نترس"

"امکان نداره شکست بخوری"

دست نگه دارید شلیک نکنید

"تو حتما پیروز میشی"

راجا اون دخترته

"با تلاشو لجاجت به مبارزت ادامه بده"

"با تلاشو لجاجت به مبارزت ادامه بده"

"تو اهل همین خاکی، خارجی نیستی"

"تو اهل همین خاکی، خارجی نیستی"

تیر اندازی نکنید

...خدایا این

فرار کنید

فرار کنید

وایستید عوضیا

جلوشون رو بگیر

بگیرشون

بدویید

بگیریدشون

تلگرام باليوود وان @Bollywood1official

شاملی بیا اینجا

بیا اینجا

نه

اسناد رو بده من

...گفتم

!اسناد زمین رو بده من

...فراموش نکن

تو نوکر منی

نوکر نیستم

خیلی وقته از کارم استعفا دادم

یا اسناد رو بده من یا میمیری

!اسناد

بده من

اینجا مال منه بکشش

اینو زنده نمیذارم

همه چیز رو خراب کردی

احمق نشو

اون گاندیه

بیا بریم

جای نگرانی نیست

حالا همه چیز درست میشه

لالا شما گاندی رو به موقع اوردی

این بهرامپوری ترکوند

بهت که گفته بودم

جناب لالا اسناد این انگلیسیا رو پاره کرد

هان؟

خیلی پسر خوبیه

معلومه دیگه چون دوست منه

کار خلاف که نکردین؟

نه کار خلاف نکردیم

فقط برای گرفتن حقمون یه ذره دزدی کردیم

این خارجیا فعلا از این روستا فرار کردن

این خارجیا رو باید از کل کشور بیرون کنیم

زنده باد سرزمین مادری زنده باد

...وقتی خبر این اتفاقی به انگلیس رسید

...دولت انگلیس برای حفط آبروی خودش

مارک دنیلز رو به انگلیس فراخوندن

...مانگا

فکر کردم نمیای

باید میومدم

باید پول وفاداری که بهم داده بودین رو بهتون برمیگردوندم

بیاید اینجا، بیاید خم بشید

...انگلیسا حتی بعد از این همه اتفاق کلی سود کردن

اما راجا ایندر ویر سینگ سودی نکرد

ناگوگودا دوباره جون گرفت

اما این بیچاره ضرر کرد

کجا داری میری همسر خارجیا؟- !میزنم دندوناتونو خورد میکنما-

فهمیدین؟- هیرای همسر-

مامان و باباتون همسر خارجیان

...و شاهزاده

تصمیم گرفت برگرده به انگلیس برای ادامه تحصیلاتش

خدا حفظتون کنه

خانم دلم میخواست یه چیزی بهتون بگم- چی؟-

اون روز نباید اسلحه رو به پهلوون میدادین

اگر شلیک میکرد چی؟

کارم تموم میشد

اون اسلحه فقط یه تیر داشت که من شلیک کرده بودم

واقعا؟

خانم شما خیلی خوبید- خوب که هستم-

خداحافظ مراقب خودتون باشید

مترجم : سپیده

تجربه ی سینمای هند در وبسایت بالیوود وان BOllywood1.CO

بریم؟

"من به تو زل زدم"

"اگر تو رو نبینم، میمیرم"

" به خدا سوگند میخورم"

"...من به خاطر تو"

"حاضرم هزاران بار بمیرم"

"ای محبوب زیبا روی من"

"ای محبوب زیبا روی من"

"میخوام قلبم رو به معشوقم تقدیم کنم" "ای محبوب زیبا روی من"

"میخوام قلبم رو به معشوقم تقدیم کنم" "ای محبوب زیبا روی من"

"ای محبوب زیبا روی من"

"میخوام قلبم رو به معشوقم تقدیم کنم" "ای محبوب زیبا روی من"

"میخوام قلبم رو به معشوقم تقدیم کنم" "ای محبوب زیبا روی من"

"من حاضرم با تو صد بار زندگی کنم"

"من حاضرم با تو صد بار زندگی کنم"

"اگر غیر از این بود، خدا منو بکشه"

"اگر بخوای میتونی بارها منو امتحان کنی"

"...این لحظات"

"در سرنوشتمون اومده"

"...وقتی که چشمامون"

"با عشق به هم نگاه میکنن"

"من فقط رویایی رو میبینم" "که توی اون رویا تو باشی محبوبم"

"من فقط رویایی رو میبینم" "که توی اون رویا تو باشی محبوبم"

"...من فقط خاطراتی رو به ذهنم میسپارم" "که تو توی اون خاطرات حضور داشته باشی"

"محبوب من از همه زیباتره" "حتی از تمام دنیا زیباتره"

"میخوام قلبم رو به معشوقم تقدیم کنم" "ای محبوب زیبا روی من"

"میخوام قلبم رو به معشوقم تقدیم کنم" "ای محبوب زیبا روی من"

بالیوود وان Bollywood1.CO

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.