Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
این زیرنویس برای ناشنوایان منتشر شده است حق پخش و نشر این زیرنویس بدون اجازهی مترجم، ممنوع است t.me/YisFilm
کاری از تیم گفتارنویس سینما نگاه
ویرایش نهایی: نرجس بگرای
(رادیو - صدای یک زن) ...من یکی از مددکارهای هلال احمر هستم که
در مورد فرزندخوندگی میخواستم خدمتتون صحبت کنم
موارد زیادی ما داریم؛ بچههایی که، بیسرپرست شدن یا احتیاج به اسکان دارن در حال حاضر
خانوادههاشون مشخص میشن لازم هستش که یا از طریق خانوادهها ...اقدام بشه برای اسکان اینها یا اینکه از طریق هلال احمر
اگر خانوادهای هستن یا باشن که این امکان رو براشون وجود داشته باشه که این بچهها رو بتونن پذیرا باشن
آقا این لاین رو چرا بستن صبح اول صبحی؟
خط اضطراری برای عبور آمبولانس
از اونها خواهش میکنیم که به همین جمعیت مرکز مراجعه کنن
یا اینکه تماس تلفنی با ما داشته باشن
در مورد کمکهای مردمی البته خیلی زیاد بوده تا به حال واقعا از همهی مردم کمال تشکر رو داریم
ولیکن باز در هر حال نیاز هستش که کمک بشه
چون واقعا عمق فاجعه همون طور که ...همه مطلع هستن خیلی زیاد بوده
آقا راه بازه؟
راه باز نباشه که ماشین عبور نمیکنه
راستی شما نبودی دیروز همین سوالو از ما کردی؟
دیروز رفتم میخواستم برم رودبار
تا منجیل رفتم راه بسته بود برگشتم
شما یه کم تشریف ببرید جلوتر
از پلیسراه سوال بفرمایید (صدای بوق ماشین عقبی)
سرکار ببخشید نمیدونین راه باز یا نه؟
بله بازه، کدوم مسیر شما میخواین برین؟ - رودبار -
تا خود رودبار بازه
من دیروز رفتم تا منجیل، راه بسته بود برگشتم
نه، منجیل شما نمیتونین برین مجاز نیستین
فقط وسایل امدادی مجازن برن
خیلی ممنون - خواهش میکنم -
بابا؟
بله؟
وسایل امدادی یعنی چی؟
همین نیروهای کمکی دیگه اونایی که کمک میرسونن به زلزلهزدهها
اون گفت فقط وسایل امدادی میتونن مجازن که عبور کنن
یعنی ما نمیتونیم عبور کنیم؟
چرا، حالا یه فکری هم برای اون میکنیم
چه فکری؟ - یه فکری دیگه حالا -
بذار برسیم، هنوز که نرسیدیم
میگم چطوره عکس اون دو تا رو هم نشون بدیم
بگیم میخوایم برای اونا امداد کنیم
اتفاقا اینم بد فکری نیست
بابا، اونا چیان که گردن؟
اونا دکل مخابرات
خبرا رو منتقل میکنن
خبر زلزله هم اونا رسوندن؟
حتما دیگه
بابا؟
ها؟
اونا چیه؟ - کدوم؟ -
اونایی که ازشون دود میاد
اون کارخونهی سیمانه
چطور اونا تو زلزله خراب نشدن؟
سیمان محکمه سیمان که تو زلزله خراب نمیشه
مگه خونههای اونا از سیمان نیست؟
خونههای اونا از خشت و گله
تو فیلم که دیدی
شایدم اومده باشن تهران فوتبال نگاه کنن
بابا طفلکیها که
خب منم همینو میگم دیگه چون تلویزیون ندارن میان تهران نگاه کنن
شب زلزله بازی اسکاتلند و برزیل بود، نه؟
...چهارشنبه شب بازی چیز بود
آرژانتین و برزیل
نه، اسکاتلند و برزیل بود
من دیدم اسکاتلند و برزیل بود
اِ اسکاتلند و برزیل بود؟
راست میگی
من دستشویی دارم
صبر کن
بفرما
بابا ببین، ملخ گرفتم
کار خوبی نکردی
برای چی؟
برای اینکه ملخ کثیفه
بعدم میمالی دستتو به ملخ و ...بعد به چشم و دهنت و کار خوبی نیست
بعدم، ملخ مال بیابونه
پنجره رو باز کن بذار بپره بره
نه، آخه من میخوام بزرگش کنم پرورشش بدم
بزرگش کنی؟ کی تا به حال ملخ بزرگ کرده؟
من یکی تو دنیا میخوام ملخ بزرگ کنم
نمیدونم آدم ملخو بگیره پرورش بده، بزرگش کنه؟
چه کاریه آخه؟
برای اینکه بزرگش کنم مهاجرتش بدم
چیش بدی؟ - مهاجرتش بدم -
مهاجرت؟
اصلا میدونی مهاجرت یعنی چی؟
بله، میدونم یعنی از جایی به جای دیگر رفتن
باریکلا
حالا که من به سوال شما جواب دادم شما به سوال من جواب بدید
ملخ برای چی مهاجرت میکنه؟
نمیدونم
من میدونم، برای اینکه علفهای یه قسمتی رو میخوره تموم میشه
بعد میره قسمت... یه قسمت دیگه که علفهای تازهتری داشته باشه
آفرین - فهمیدین؟ بله -
ببین! بالش چقدر قرمزه ببین
!داشتم تصادف میکردم !ِاین چه کاری بود کردی؟! ا
ببرش بندازش بیرون
بهت نگفتم مگه ملخ رو بنداز بیرون
!بنداز
انداختی؟ - بله -
برو بگیر بخواب
قشنگ بگیر بخواب ...اون بلوز هم بردار
...قشنگ بذار زیر سرت
آروم باش و راحت بخواب
بابا؟ - هان -
پس کی به تونل بزرگه میرسیم؟
میرسیم. نزدیکیم
...آقا، حضرت آقا
جاده اصلی رو از کجا میرن؟
مستقیم میری، سر سهراه میپیچین دست چپ میرسید به پل جاده اصلی
خیلی ممنون
(صدی مرد) !بیا جلو
!برو جلو، برو جلو رد میشی
!سنگه رو مواظب باش بده اینوَر
بده اینوَر رد میشی
برو جلو، نترس
(صدای گریهی نوزاد)
(کلمات نامفهوم بازی با بچه)
(صدای آواز زیرلب زن)
بابا
!بابا
!بابا
(صدای گریهی دوباره بچه)
!اومدم
(صدای آواز زن و گریهی بچه)
بابا، بابا اینجا نوشابه داره - کجا؟ -
همینجا، همین بقالیه
آقا... آقا (صدای بوق ماشین)
بله؟ - نوشابه دارید؟ -
برو خدا پدر تو رو بیامرزه نوشابه کجا بود؟
بابا، بابا، بابا - بله؟ - اینجا نوشابه داشت -
کجا؟
اونجا
صبر کن
آقا، آقا، آقا، آقا
بابا، جواب نمیده خودم بردارم؟ دستم میرسه
آره. یه دونهاش رو بردار این پول هم بذار اونجا
بابا اینکه خیلی گرمه
اینم که خیلی داغه
همهش همینه یه دونهش رو بردار
بابا، این نوشابه خیلی گرمه
حالم رو بد میکنه
میشه نخورم؟ - نخور -
بچه جون اون نوشابه رو نریز زمین یه ذره بریز تو شیشه، این بچه بخوره
بسه، بسه
حرکت کن
!آقا ایست، ایست! وایسا
آقا شما بفرما، بفرما بفرما حرکت کن، سریعتر
سریعتر حرکت کنین شما، بفرما !بفرمایین، سریعتر
آقا سریعتر حرکت کنین
حرکت کن، آقا حرکت کن برو جلو. واینستا
گرم کرده، روشن نمیشه - برو جلو -
بیا پایین هلش بدیم
بیا پایین، راه رو بند نیار
برو جلو
برو جلو راه رو بند نیار
آقا حرکت کن. واینستا
زود باش، سریعتر
(صدای رادیو) خسارت در روستاهای زلزله زده هم زیاده
...هستند و بودند کسانی که
در آب جوب جنازههای فرزندان و عزیزانشون رو غسل دادند
ما هم که دورادور نظارهگر رنج اونها بودیم
و خودمون رو در این غم بزرگ و این غم جانکاه شریک و سهیم میدونیم
حضرت آقا
حضرت آقا
این جاده تا کجا همینجوریه؟
وحشتناکه آقا
از امامزاده هاشم تا اینجا من حدود 4 ساعته تو راهم
از دم این بیمارستان که دیگه اصلا ماشینها وجب به وجب میان جلو
!بیمارستان چیه آقا !بیمارستانی نمونده
یه کپه خاکه
اصلا من نمیدونم آقا
چه کرده این ملت که خدا اینطوری داره
تنبیهش میکنه خیلی خرابه
حالا شما یهکمی میتونین بزنین عقب
ببینیم ما میتونیم از این جاده فرعی یه طوری در ریم؟
بابا، شما مطمئنی از اینجا راه داره؟
به هر حال هر راهی به یه جایی راه داره دیگه
پس بنبست چیه؟
خب حالا از یکی میپرسیم
از اون بپرسیم !از اون
ببخشید مادر راه کوکر میدونی از این وره؟
نمیدونم آقا
میخواین شما رو برسونم؟
نخیر، فقط کپسول ما سنگینه این رو بذاریم رو ماشین، چادر ما همین بغلیه
همین سر پیاده کن خیلی ممنون
باشه، باشه - زنده باشین، خیلی ممنون - زنده باشی -
بذارم همون سر دیگه؟ - بله، بله، خدا خیرت بده - باشه -
ببخشید پدر جان کوکر از اینجا راه داره؟
بله؟
کوکر؟ کوکر از اینجا راه داره؟
من بلد نیستم - بلد نیستی؟ -
من بلد نیستم - به پُشته چطور؟ -
نخیر - خیلی ممنون -
به سلامت. قربان تو
مادر جان کوکر از کجا میتونیم بریم؟ - ها؟ -
کوکر - کوکر میخوای بری؟ - ها - کوکر رو باید از اون راه بری -
از محل باید بری پدر من، پسر من
باید بری از وسط جاده هستا از اون جاده بری دوباره
اون راه بسته است
راه دیگهای نداره؟
از محل باید بری پدر من - خب، خیلی ممنون -
بابا حالا چیکار میکنیم؟ از کجا میریم؟
حالا یه فکری براش میکنیم
نمیدونم
ببخشید، شما میدونین کوکر از چه راهی میشه رفت؟
نوچ - پشته چطور؟ -
نه - پشته از اینجا راه نداره؟ -
همه زیر خاک
(او کهنه خرابه ایشتم (رو کهنه خرابه نشستم بدبخت و بیچارهام
خب، ایشالا(انشاءالله) که خدا صبر بهتون بده
از کوکر چی؟ از کوکر خبر دارین؟ تلفات زیاد داده؟
چه دانم؟ (چه میدونم؟)
خیلی ممنون، خداحافظ شما مادر
سالم باشی الهی به حق پیغمبر
الهی جونت سالم باشه
دخترجون این راه میره کوکر؟
من راهشو بلد نیستم
آقا کجا میخواین برین؟ - کوکر -
کوکر یه جاده فرعی داره که شما نمیتونی برگردین از آسفالت برین
جادهی اصلی بسته است، راه بنده از اینجا یه راه فرعی نداره که بشه رفت؟
راه که داره ولی خراب شده جاده شکاف برداشته
با این ماشین فکر نکنم بتونی رد شی
یه راه هست ولی جادهاش خرابه
خیلی ممنون حالا ما میریم ببینیم چی میشه دیگه
بیا، برو بشین تو ماشین مراقب باش
بابا حالا از کدوم راه میریم؟
حالا یه راهی پیدا میکنیم میریم
از این بپرسیم از این
ببخشید جاده کوکر - بله؟ -
جاده کوکر از کدوم طرفه؟ - جاده کوکر... از همینجا -
اما کوه الان ریزش بوکودیا(کرده)
بعد شما نتانی(نمیتونی) جاده بسته یه، شما نتانی(نمیتونی)
شما اهل کوکر نیستی؟ - بله، من اهل کوکرم -
ببینم چه خبر کوکر؟
...کوکر؟ کربلا
یک دانه خانه سالم نمانسته(نمونده)
همه ویرانه ست - ببینم -
اینو میشناسی؟
این؟ - ها؟ -
بله، میشناسم - کیه؟ -
این پسر عبدالله کوکریه
فیلم هم بازی بوکوده(کرده)
ببینم، ازش خبر داری زنده اس یا نه؟
والا نه، خبر ندارم از هیچکس خبر ندارم
هیچ خبر نداری، تو خودت الان داری میری کوکر؟ - بله... - خب بیا بالا میرسونمت -
نه، خیلی ممنون شما هم اگه میخوای پیاده بری نزدیکه
بیا بالا بشین با ماشین برسونمت
خیلی ممنون من خودم پیاده شومه(میرم)
ولی شما هم ماشین جی نتانین بیشین (ولی شما هم با این ماشین نمیتونید برید)
باید دور بزنین از این جی جاده جی - (باید دور بزنین از این جاده برید) آها -
بعد یه دونه جاده خاکی دیه خوره دست راست او جاده جی باید بشی اونجا بعد یه دونه جاده خاکی دیگه میخوره به سمت راست) (از اون جاده باید بری اونجا
اگر او جاده راه باز بیه بی، تانین بشین - (اگه راه اون جاده باز بشه، میتونین برین) ها، مرسی -
کاری نداری؟ - نه، قربانت، خیلی ممنون - خداحافظ -
(صدای گریه و زاری و مراسم خاکسپاری از دور)
لا اله الا الله (صدای مراسم تشییع جنازه)
(صدای بوق)
پسر جون کوکر از کدوم طرفه؟
حسن کوکر این راهه؟ - نه، کوکر از این وره -
میگه نه، اونوَره
خیلی ممنون
آخی! از شما ممنونم - خوب هستی آقای روحی؟ -
از لطف شما - یادت میاد ما رو؟ -
چطور میشناسی شما منو؟
به! تو منو نمیشناسی؟
من؟
...چرا، میشناسم بله، میشناسم
یادت اومد، ها؟ - آره، آره، آره -
الحمدالله که توی زلزله آسیبی ندیدی، آقای روحی، ها؟
والا آسیب مالی که خیلی دیدیم
ولی خب جانی نه اونقدرها نه
فعلا از لطف خدا زنده هستیم دیگه
از احمدپورها خبری داری؟ - بله، احمدپورها کدامند؟ -
همونایی که تو فیلم با شما همبازی بودن - آها -
اهل محل ما اونا نیستن اهل کوکرن اونا
میدونم، اهل کوکرن
بله - حالا از اینجا به کوکر راه داره؟ -
والا خب یه موقعی البته راه مستقیمی داشت
ولی حالا دیگه معلوم نیست اصلا
حالا توی این اوضاع این چه وسیلهایه خریدی؟
کجا میبریش اصلا؟ - بله -
واقعیتش هم این جسارته که بگم برای چی خریدم
ولی خب این تکلیفش معلومه دیگه - برای چه کاریه - عجب (با خنده)
آنهایی که رفتن که رفتن
اونهایی هم که موندن خب البته
به این سنگ قیمتی نیاز دارن
خب مبارکت باشه (صدای خنده)
سلامت باشی، سلامت باشی
بله ولی من فکر اینو میکنم خو
چه جوری شد که این تمام بچههای شیرخوار
این همه بیگناهان و این خونههای مردم بیچاره
همه خراب شد مال ما مونده
خداوند فقط نظرش با من بود؟
نکنه فکر میکنی که نظر کردهای؟ ها؟
نظر کرده که آقا حرف است
پس چیه حقیقت، آقای روحی؟
...حقیقتش به نظر من
این فقط یه بلایی بود
و عین گرگ گشنهای افتاد
یه عدهای را هر کدام که رسید تیکه پاره کرد
و اونایی که نرسید سالم موندن
نه، این کار خدا نیست
بچه) - آقای روحی؟) بفرمایید -
...«چرا توی فیلم «خانه دوست کجاست
پیرتر بودین، تازه قوز هم داشتین؟
...بله، بله... قوز رو آقایان
خودشان گذاشتن پشت سر من
به ما گفتن که تو بایستی خودتو پیرتر نشون بدی
ما هم گفتیم "خب به چشم "دستور شما را اجرا میکنیم ما
البته حقیقتش دوست نداشتم
به من ظلم کردن (صدای خنده)
نمیدونم والا این چهجور هنری است که
آدم را میبایستی پیرتر نشون بدن
زشتتر نشون بدن
عجب
هنر اینه که البته آدم رو یه خورده جوونتر نشون بدن
وگرنه جوون رو که پیر کردن هنری نیست
خب الحمدالله شما هم که زنده موندین و جوونتر
آدم تا پیر نشده ها قدر جوانی رو نمیدونه
تا نمیرد قدر زندگی رو هم نمیدونه
بله
اگر میشد که آدم میمُرد
...و دو مرتبه زنده میشد
حتما بهتر زندگی میکرد
بله، کاملا درسته
آقا من همینجا پیاده میشم
همینجا نگهدارید
خیلی لطف کردید مرحمت کردید
خیلی ممنون از شما زحمت کشیدید
آقا جون، آب داری برای این بچه؟ - جان؟ - آب خوردن -
آره، آره، آره. هست
پدر جان اینجا که ماشین رد نمیشه چون من ماشین گذاشتم، ها؟
نخیر، نه ماشین رد نمیشه آقا
ها، خیلی خب
بده اونم به من شما، سنگینه - بده جانم، بده، بده - نخیر
بده من، اینو بده من شما برو جلو راهنمایی کن
همینه خونهی شما، آقای روحی؟ - بله، بله -
آدم انتظار داره شما رو تو همون خونهی قبلی ببینه
اون "خونهی فیلمی" ما بود آقا
خونهی دائمی ما نبود
خیلی ممنونم از شما لطف کردید
شرمنده کردید
...راستش اینکه
اینم که ملاحظه میفرمایید
این هم خانه واقعی من نیست
اون باید تنور باشه
این هم "خانهی فیلمی" من است
این آقایان گفتند "حالا این خانهی تو باشد"
ما هم گفتیم باشه
...اما واقعیت این است که
خانهی من از اثر زلزله ویران شد
فعلا تو چادر ما زندگی میکنیم
همون چادری که شما سر جاده ملاحظه کردید - بابا، این دیگه چیه؟ -
اون اجاقه غذا توش میپزن
ولی بالاخره این خونه هم سالم مونده اینم یه واقعیته
بله آقا، بله شما درست میفرمایید
ولی خب البته فیلم هم درست است دروغ نیست
این درها بسته است
من پشت سر این کاسه میچرخم
نمیتونم کاسه رو پیدا کنم به این بچه یه خورده آب بدهم
آقا نمیدونید این کاسه کجاست؟
کاسه پیش اتاقه. کجا گذاشتین اینو؟ الان براتون میارن
خیلی ممنون خیلی تشکر میکنم از شما
زحمت کشیدید
بفرمایید - لطف کردید -
آقا این بچهات کجاست؟ از من آب میخواست
این بچه باید همین دوروبرا باشه
بشین یه دو کلام با هم صحبت کنیم. بشین
این چه وضع هست چند بار من تو رو بشورُم؟
ها؟ ارسطو؟ نگاه بکن آخه
سلام - سلام، پسر خوب -
این آب، آبِ خوردنه؟
بله
آب چشمه است - پس چرا داره از لوله میاد؟ -
لولهکشی کردیم دیگه
!پویا
!پویا
!پویا
بله
کجایی؟ چرا جواب نمیدی؟
همینجام بابا، دارم آب میخورم
مگه اون آقاهه آب برات نیاورد بخوری؟
خب حالا دیگه آب خوردم
جای دوری نری ها
همین دوروبرا باش - باشه -
سلام - سلام علیکم -
(صدای زن) دایی خونه بود؟
نمیدونم والا من گچ رو درست کردم
عمو چی؟ - عمو خانه نبود -
از همهی این وسایل فقط یه چراغ گرمسوز سالم بموندسته(مونده)
آها، اونو بده من
بیا این چراغ رو ببر زیر آب بگیر بشور
(صدای زن) ...اون آبی که اونوَر باز هوکنی(کردی)
ای داره اونوَر چکه میکنه... صد دفعه نگفتم شیر آب رو !باز ول نکن
خب بیا ببر پله سر بشور ببر چشمه سر
دختر بیا اینجا، آب رو بگیر ببر بشور ببر، بیا ببر
بده من، بده من میشکنیش
پاشو برو لااقل جارو رو بیار
جورابهای منو کجا گذاشتی؟ - (بینیم طاقچه سر(ببینم سر طاقچه هست -
نیستن جورابام
الان میام
آخه زودتر، میخوام زودتر برم - الان، الان -
ببخشید مادرجان این آب، آب خوردنه؟
بله
آب چشمه هست
پس چرا از شیر میاد؟ - تازه لولهکشی کردیم -
ایه، ایه (اینجا، اینجا)
آها
ایه، ایه، ایه (اینجا، اینجا، اینجا)
هر جا تو میگی میریزم چرا اینقدر غُر میزنی؟
!من اینجا رو میگم !تو اینجا میریزی
ببخشید مادر، این فرش رو
با این همه خروار خاک روش چطوری میخوای بِکشی بیرون؟
چیکار کنم؟ - آخه خیلی مشکله -
کسی رو ندارم - شوهری، پسری، هیچکس نیست؟ -
شوهر رفته زیر آوار پسرم اینجا نیست
خب این همسایهها چی؟
همسایهها هم هر کسی به کار خودش گرفتاره
منم کمرم درد میکنه وگرنه اینو برات میکشیدم بیرون
خیلی مشکله
این اصلا بیرون نمیاد
چیکار کنم؟ - خیلی مشکله -
آقا، کتری منو در بیار
فرشت رو که نتونستم ولی - سعی میکنم کتریات رو برات در بیارم آره، این کتری رو در بیار -
خیلی ممنون
کتری رو در بیار من الان سه روزه چایی نخوردم
مش خاتون
همینجور کار میکنم نمیتونم چایی بخورم
مش خاتون
بله
بیا
بله
یه دقیقه صبر کن الان حسین میاد تو رو کمک کنه
خا، حسین نیست حسین به کار خودش گرفتاره
هر کس به کار خودش سرگردون و گرفتاره
چیکار کنم، کسی نیست
سن تو بگذشته، تو خستهای
خا دیگه چیکار کنم؟ باید من کار کنم در بیارم دیگه
صبر کن، میان کمکت میکنن
کسی نیست، هیچکه(هیچکَس) نیست هیچکه نیست دیگه
همه رفتن
تو خستهای الان - چیکار کنم؟ چیکار کنم؟ -
مادر جان این کتریات رو - تونستم سالم در بیارم خیلی ممنون -
ولی اون فرش رو هیچ کاری نمیشه کرد - کمرم هم درد میکنه - خیلی ممنون
شما اهل اینجایی؟ - نخیر -
از تهران اومدی؟ - بله -
اکثر شهریها واسه هواخوری اینجا میان
توی این زلزله چطوری اومدین شما؟
امین، درد بگیری تو رو نگفتم؟ این چه وضعه آخه؟
سر جات بشین، پُرروی بیتربیت
صد دفعه بهت نگفتم؟ از این کارها دیگه نکن ها
آخه چرا این فانوس رو شکوندی؟
زلزله میاد، الان فانوس داریم؟ ما شیشه فانوس داریم؟ پُررو
صد دفعه گفتم از این کارها نکن ها بشین سر جات
پُرروی بیتربیت لوس
خیلی تو رو لوس کردم دیگه
مامانی
زهرمار
مامان - زهرمار -
اما خونهی شما هم چقدر سالم مونده
بله، ظاهرش سالمه دیواراش همه ترک داره
سه چهار تا ترک که چیزی نیست
خونه آقای روحی هم سالم مونده
کجا؟
یه خونه آبی بزرگه
اجاق هم داره تنور هم توش هست
دو تا شیر آب هم داره یکی هم اون بالای خونه است
اونجا خونه قدمعلی غلامیه
خونهشون سالم مونده اما خودشون رفته بودن مهمانی، همه موندن زیر آوار
رفته بودن فوتبال نگاه کنن؟
نه، اونا اهل فوتبال نبودن
(صدای گریهی بچه)
نازی، نازی تو چرا گریه میکنی؟
ها؟ چرا گریه میکنی تو پسر خوبی هستی
ببینم، تو اذیتش کردی؟
چرا اذیت میکنی برادرت رو؟
نازی، نازی
دیگه اذیتش نکنی ها
الحمدالله بچههای شما هم سالم موندن
بله، این سه تا پیش من بودن سالم موندن
ولی دختربچهم، اولی خونه بابام بود
زیر آوار موند
خب دیگه خدا اینجوری میخواست
خدا که دوست نداره بندههاشو بُکُشه
اگه نکشته پس کی کشته؟
زلزله کشته
اسم بچهم رو میخواستم بنویسم کلاس اول
بلاخره خدا نکشته
زلزله مثل یه سگ هاره
که بعضیها رو که سر راهش هست میگیره تیکه پاره میکنه
بعضیها که سر راهش نیست نه دیگه وقت نمیکنه
تازه اونی هم که مُرده شانس آورده
چون تازه میرفته کلاس اول از درس و مشق راحت شد
شما حتما اون داستان رو شنیدین
همونی که حضرت ابراهیم میخواست پسرشو بُکُشه ها
اول میخواسته پسرشو بُکُشه
با شمشیر ...خدا فرمان داده که
خدا گفته که برو پسرت رو بُکُش
این که رفته شمشیرش رو ورداره که آورده دم شکم پسرش
یهو واسش یه گوسفند آورده
که اونو بُکُشه به جای پسرش
اونوقت میاد دختر هفت ساله شما رو بُکُشه که
تازه زندگیش رو شروع کرده؟
تازه من فکر میکنم که
اگه همه میمُردن باز دوباره
به دنیا میاومدن قدر زندگی رو بیشتر میدونستن
تازه همین بچههاتون هم که زنده موندن
قدر زندگی رو بیشتر میدونن
این حرفا رو تو از کجا یاد گرفتی؟
نصفشو از تاریخ یاد گرفتم
نصفشو آقای روحی گفته نصفش هم خودم
!پویا
پویا؟ - بله -
چیکار میکنی؟ - دارم صحبت میکنم -
بیا بیرون ببینمت
با کی صحبت میکنی؟
با من صحبت میکنه پیش منه
خیلی خب، همونجا باش - باشه -
جورابامو نمیدونی کجاست؟ - من چه میدونم، روی تاقچه نیست؟ -
شایدم تو کفشاته حالا برو نگاه کن
توی کفشام؟
ولی فکر نکنم تو کفشام باشه
آره، همینجاست
شما مثل اینکه تازه ازدواج کردین، آره؟ - بله -
چند وقته؟ - پنج روز -
پنج روز یا پنج ماه؟
پنج روز
پنج ماه نه
یعنی درست شب زلزله؟
...درست
درست یه روز بعد از زلزله
آب نریز پایین
ببخش، گلدونا رو آب میدادم
ای بابا! این بنده خدا رو خیس کردی که
!حالا مجبوری مگه نگاه بکن ببین کی هست، بعدا آب بده دیگه
گلدونا رو آب میدادم
گلدونا رو بعدا آب بده
میخواستی پایین رو نگاه بکنی دیگه
حالا بابا مهم نیست این همه آوار اومده رو سر مردم
دو قطره آب هم چکیده رو سر ما مهم نیست
:حالا بگو ببینم
حتماً کَس و کارِت طوری نشدن که تونستی تو این وضعیت ازدواج کنی! ها؟
نه آقا، خیلی از دست دادیم
پسرعمو، پسردایی، پسرخاله ...کلا اگه بخوای
...حساب کنی، حدودا
شصت تا شصت و پنج تا از دست دادیم
پس چطور ازدواج کردی؟ ها؟
ما انگشتر نامزدی گذاشته بودیم خونهشون
میخواستیم سه چهار روز دیگه به حساب، بعد زلزله نمیاومد عقدش کنیم
ازدواج کنیم بیاریم خونهمون
بعدا زلزله اومد که فامیل و بستگانمون از بین رفتند
به حساب از دست ما رفتند
ما به امید یه بزرگتر نموندیم اومدیم گفتیم، به امید بزرگتر بمونیم
یکی میگه هفتش رد شه یکی میگه سومش رد شه
یکی میگه سالش رد شه ...بالاخره ما هم
آوردیم تو این شلوغی تموم کردیم آوردیم
آوردیش اینجا؟ ها؟
نه آقا، اینجا مال ما نیست
ما سه شب زیر پلاستیک بودیم
تو پلاستیک موندیم. الان دو شبه اومدیم اینجا - پلاستیک؟ -
پلاستیک چیه؟
بیست متر پلاستیک خریده بودم واسه برنجها
اونو آوردم چهار تا چوب کوبیدم
پلاستیک انداختم رو چادر رو چوب
این شد حجلهی عروسی؟ - بله -
بعدا رفتیم یه مقدار توش نشستیم و ...گفتم برم ببینم خونه پدرم زلزله اومده
ریخته ببینم میتونم یه مقدار غذایی پیدا کنم بتونم بخورم
!رفتم خونه دیدم نه! غذا نیست
دو تا قاشقه یه دونه بشقاب و یه دونه دیگ بود
اونها رو آوردم شستم گذاشتم زیر پلاستیک
رفتم، دوباره حرکت کردم برای بازار رفتم بازار دیدم بله
دو تا خاور اومده یه دونه خاور چادر داره
یه دونه خاور گوجه
تا رسیدم چادر تموم شد
!رفتم اون یکی خاور دیدم بله گوجه یه مقدار هست اون گوجه رو برداشتم بردم خونه
بالاخره یه چوب برداشتیم، گوجه رو شستیم و
گوجه رو مثل کباب سیخ زدم، سیخ زدم آتیش کردم، اونو گذاشتم کباب شد، همونو خوردم
اینم شد غذای عروسیات - بله -
ما خلاصه گفتیم تشکیل زندگی بدیم
اونایی که رفتن مگه میدونستن؟
ما هم گفتیم تا زنده هستیم شروع زندگی کنیم
شاید زلزلهی بعدی اومد ما هم مُردیم
دروغ میگم آقا؟ - !نه، راست میگی -
!حسین، اینو جا گذاشتی
اون یقهات رو درست کن
خداحافظ - خداحافظ شما -
سلامعلیکم
به اینها دست نزن بذار اینجا، غروب میام بهت کمک میکنم
خیلی ممنون - دو تا گوجه هم برات میذارم - نه، دست درد نکنه -
خیلی ممنونم
(صدای بوق ماشین)
!پویا! پویا
!از اینجا رفت که
!اِ! کجا رفت؟
!از اینجا چند دقیقه پیش رفت
...عجب - اون پسرتون نیست؟ -
میتونم بیام از بالا صداش کنم؟ - !بفرمائید -
سلام - سلام علیکم -
اون نیست!؟ - !چرا -
!پویا! پویا
پویا، پویا
خداحافظ شما
خداحافظ - بابا! بگم کی رو دیدم؟ - !نه! نه! حالا نه -
!بدو که راه رو بستیم! بدو
بدو بیا، عجله کن بدو
!آقا راه رو باز کن
میبینی این همه گرفتاری ما داریم شما راه ما رو بستی؟
!لاالهالله، این دیگه وضع نیست که
اومدی؟ - آره، بله -
حالا بگم؟
!حالا بگم؟ - صبر کن! صبر کن - این بابا رو خیلی منتظرش گذاشتیم
!تراکتوره بره! رد شه
!حالا بگو
...من اون پسره رو دیدم که
تو فیلم بازی میکرد ها تو فیلم بازی میکرد
کی بود؟
همون پسره که کمرش درد میکرد تو فیلم خانه دوست هم بازی میکرد ها
!چشمهاش هم زاغ بود
محمدرضا پروانه؟
آره، همون - خب -
که چشمهاش هم زاغ بود - مطمئنی خودش بود!؟ -
آره، آخه از جلو دیدم از نزدیکِ نزدیک
چشمهاش هم زاغ بود
بزرگ هم شده بود
خب چرا باهاش صحبت نکردی؟
!خب آخه نمیدونستم
اوناها! ببین! اونجاست اوناها
آها، این خودشه اصلا
سلام - چطوری محمدرضا؟ بیا بالا -
بیا
حالت خوبه پروانه؟ - خوبم - اینجا چیکار میکنی؟ -
اینها چیه؟ ها؟ - کلنگها رو میخواستم ببرم گودبرداری کنم -
چی؟
کلنگها رو میخواستم ببرم آواربرداری کنم
!مگه خونهتون خراب شده؟
ها؟
بله
خونهتون کجا بود؟
...همون پایین، شما
پشته، پشته، پشت اون چادرها
از احمدپورها خبر داری؟
احمدپورها؟ کوکرن
میدونم کوکرن. میخواستم ببینم تو خبر داری یا نه؟
نه
چطور؟
راه کوکر خراب شده بود تازه باز کردن
خوب بزرگ شدی تو ها
خب هر آدمی بزرگ میشه دیگه - چی؟ - خب هر آدمی بزرگ میشه دیگه -
چی شد شما سالم موندین؟
تعریف کن ببینم
رفته بودیم خونهی عمومون
خب بگو ببینم تعریف کن ببینم
رفته بودین فوتبال نگاه کنین؟ - آره -
شب زلزله بازی کی و کی بود؟
برزیل و اسکاتلند
بابا دیدی گفتم
شب زلزله بازی اسکاتلند و برزیل بود
حق با تو بود خب بگو ببینم
یه کم تعریف کن ببینم
اسکاتلند یه دونه گل زد
نه بابا، زلزله رو میگم فوتبال چیه؟
یهو زلزله اومد
خونه ریخت رو سرمون
بعد ما فرار کردیم اومدیم بیرون
این دیوارها همه ریختند توی دروازه ...توی حیاط، بعد
هوا خاک بلند شد همهجا خاک شد
اصلا هیچ جا به هیچ جا نمیشه دید
ما میدونستیم که عموم اونجا خوابیده بود
رفتیم اونو برداشتیم و
آچاها رو و اون آجررها رو
بعد این آهن رو از سرش برداشتیم
دیدیم که عموم فوت کرده بیرون آوردیم
دیدیم عموم مُرده
اونوقت از احمدپورها خبری نداری
احمدپورها کوکرن
میدونم کوکرن
این راه که میخوره به کوکر؟
آره، انتهاش از پشت چادرهامون راه داره
شما فردای شب زلزله تونستین تلویزیون نگاه کنین؟
نه بابا. همه شکسته بود همه درب و داغون شده بود
مگه الآن تلویزیونتون چهقدر خراب شده که
نمیتونین تلویزیون نگاه کنین؟
خیلی
خب چی شده؟
همه شیشههاش درب و داغون شده
تو فکر میکنی کی به فینال برسه؟
فکر میکنم آلمان
من فکر میکنم که برزیل
من فکر میکنم که آلمان
من میگم برزیل
شرط میبندی؟
آره، شرط میبندم
سر چی؟
سر یه توپ
من میگم سر یه توپ پینگ پونگ
توپ پینگ پونگ که ارزشی نداره
توپ فوتبال خوبه
بالاخره من میدونم که برزیل برنده میشه
من میدونم که آلمان میشه
من میدونم که برزیل اگه نشد
همین شرط رو بهتر ببندیم
چه شرطی؟
خب خیلی شرطها هست
مثلا شرط یک دوچرخه
چه شرطهای عجیبغریبی میبندی
تو بگو شرطت چیه؟
یه جوراب - جوراب که ارزشی نداره -
سر یه دفترچه یه دفترچه چهل برگ
دفترچه هم که ارزشی نداره
سر یه چیز دیگه
چادرهای ما همون روبهروئه
کوکر از کجا بریم؟
از همین دست چپ برین
اینجا آب هست؟
آره، اونجا یه دونه چشمه هست همونجا
بچهها سلام
یه ظرف آب میخواستم برای ماشینم
میتونین بهم بدین؟ آره؟
نه، نه، از همین بدین از همین خوبه
برای ماشینم میخوام
مرسی. دستتون درد نکنه
پویا، در کاپوت رو باز کن
پویا! پویا! در کاپوت رو باز کن
بچهها خیلی ممنون
اینا از کجا میان بچهها؟ - از پشته -
مگه پشته راهش از اینوَر نیست؟ - نه، پل شکسته -
شما مال پشته هستین؟ - بله -
خیلی خراب شده پشته؟ - بله -
خونهی شما کجاست؟
خونهی ما چادر دومی
نه، خونهی اصلیتون تو پشته
خونهی ما اونجاست
پیشش یه کاجه
آهان، اون کاج سیاهه؟ آره؟
اون خونهی کاج سیاه پیششه
خونهی شما کجاست؟
خونهی ما خراب شده معلوم نیست خونهمون
ها؟ - معلوم نیست -
تو پشته؟ - بله -
پشته خیلی تلفات داده، بچهها؟
من نمیدونم
ما خونه عموم بودیم ولی خونهمون خراب شده
کسی هم طوریش شد؟ - عموم فوت کرده -
تو خواهر محمدرضا پروانه نیستی؟
بله - چه شباهتی - اینو اونجا جا گذاشته بودی -
اینو اینجا گذاشتم
پویا، جای دور نری ها میخوایم بریم
شما چطور؟
ما دو نفر - کیها و کیها؟ -
خواهر و برادرم
تو چطور زنده موندی؟ تعریف کن ببینم
تعریف کن
یادت نمیاد؟
اگر نمیخوای تعریف کنی، نکن
...وقتی که زلزله اومد
آوار منو نگرفت ولی
یه تیر روی سر من بود
...دو تا تیر هم بغل
این بغلم بود... دو تا تیر هم این بغلم
اون زیر هم یک سنگ بود
بعد منم توی یک سوراخی
یه سوراخه بودم
تا روز شد یک نسیمی اومد تو سوراخ
بعد داییم اومد منو بیرون آورد
خواهر و برادرت چی؟ (صدای فریاد یه مرد از دور)
...خواهرم
بابا - هان، چیه؟ -
بابا! بابا - ها؟ چیه؟ چیه؟ مواظب خودت باش -
بابا، من میخوام اینحا بمونم
بمونی اینجا! بمونی چیکار؟ - آره -
ببین دارن آنتن وصل میکنن
آنتن کجا وصل میکنن؟ - بیا، بیا -
بیا، بیا
بیا، بیا
کجا؟ - ببین، ببین مسابقه آرژانتین و برزیله -
مسابقه آرژانتین و برزیل؟ کو؟ - ببین آنتن دارن وصل میکنن -
آنتن رو؟ - بالای اون تپه -
ها، دیدم، دیدم - ببین تلوزیون هم هست - اونجا دارن وصلش میکنن
(صدای فریاد مرد) هنوز صاف نیه(نیست) تصویر خوب نیه(نیست)
یه کم دیگه، یه کم دیگه ببر
دیدی بابا؟ دیدی؟
آره میبینم
حالا من بمونم؟
نه، غیرممکنه تو بمونی آخه چطوری من تو رو ول کنم اینجا؟
آخه بذار بمونم دیگه
برو، برگرد منو ببر
آخه من از کوکر معلوم نیست برگردم اینجا
فهمیدی؟ - کوکر راه دیگهای نداره -
کوکر غیر از اینجا، راه دیگهای نداره
همین یک راه رو داره؟ قبلا مثل اینکه یک راه دیگه هم اونوَرها داشت، نه؟
نه، اون راه خراب شده - بسته شده؟ خرابه؟ - بله -
بذارید پیش ما بمونه
پیش تو بمونه؟ (با خنده) میتونی ازش مواظبت کنی؟
بله - پس سپردمش دست شما، ها؟ - چشم -
مرسی - شیطنت نکنی ها - باشه -
بچهها خداحافظ
دختر جان اینو بده به پسرم سردش نشه. ها؟
من تا یک ساعت دیگه برمیگردم - باشه، چشم -
خسته نباشی آقا - خیلی ممنون - میتونم بپرسم این مسابقهی شما کی شروع میشه؟ -
...والا ساعت هفت شروع میشه، تا - کی تموم میشه؟ -
هشت و نیم، نُه تموم میشه
نتیجهش هم مشخصه از همین حالا
من اهل فوتبال نیستم - بله -
اینی که پرسیدم، بچهم اینجاست
میخوام برم کوکر و برگردم بچهم بردارم برم
والا از این جاده میخواین برین؟ - بله - با این ماشین؟ (با تعجب) - ها -
والا فکر نکنم. چون دو سه تا پیچ خطرناک داره فکر نکنم بتونین برین
چارهای که ندارم، دیگه همین ماشینو باید برم - خواهش میکنم، بله -
ببینم یک سوالی داشتم - بفرمایید -
...تو این زلزله، با این عزاداری
شما این بساط راه انداختین عیبی نداره؟
...والا خب
عزادار که... خودم خواهر کوچیک خودمو از دست دادم - سه تا خواهر بچهام رو از دست دادم - عجب
والا خب چیکار کنیم؟
هر چهارسالی یک بار فوتباله ...اونم به هر حال باید
...زندگیه دیگه
باید فوتبال تماشا کنیم - زلزله هم هر چهل سال یه باره، ها؟ -
خب دیگه. چیکار کنیم؟ کار خدائه
ببینم چقدر راهه تا کوکر؟
والا با ماشین میخوای بری، بیست دقیقه ولی پیاده میخوای بری... چهل، چهل و پنج دقیقهای راهه
شما خودت اهل کوکری؟ ها؟ - آره دیگه -
ما در اصل اهل اینجا هستیم ولی خب اهل همینجا هستیم، اهل کوکر هم هستیم
ببینم اینو میشناسی؟
آره بابا، میشناسم پسر عبدالله هستش
همون که فیلم بازی کرده
اتفاقا بیست دقیقه پیش دیدم داشتن میرفتن خونه
مطمئنی خودشون بودن؟
آره بابا آدم بچه محلهای خودش رو که میشناسه
با برادرش از بازار داشتن میرفتن واسه کوکر
پشت همین تپهها هستن یه دونه از این چراغ علاالدینها هم دستش بود
اگه یه مقدار زودتر برید پشت سربالایی بهشون میرسید
خب پس خداحافظ شما - قربان شما -
آقا سلام - سلام علیکم -
آقا ما رو تا جوبُن میرسونید؟
من جوبان نمیرم، میرم کوکر
پس ما رو تا دوراهی میبرید؟
تا دوراهی؟ بیا بالا
بچهها شما دو نفر ندیدید که یه بخاری دستشون باشه؟
ما خودمون بخاری داریم
نه، غیر از شما - میدونم بخاری دارید نه -
از کجا میآیید؟ - ما از امامزاده هاشم میآییم -
نه، منظورم اینه که از کجا پیاده میآیید
ما از همین سر جاده پیاده اومدیم
از سر جاده اونوقت کجا میرید؟
میریم جوبُن - جوبُن -
بله
تا جوبُن چند کیلومتره - سی کیلومتر -
سی کیلومتر رو اونوقت میخواید پیاده برید؟
نه بابا، سه کیلومتر
آها، سه کیلومتر - آره -
اونوقت از جوبُن تا کوکر چقدر راهه؟
راه زیادی نیست، کمه - کمه؟ -
بله
شما اهل کجا هستید؟
من اهل امامزاده هاشمم اما این اهل جوبُنه
پس تو اهل جوبُنی، ها؟ - بله -
جوبُن هم که گفتی نزدیک کوکره
بله
پس تو باید از کوکر خبر داشته باشی - من از کوکر خبری ندارم -
شبـــش که زلزله شد فردای صبح داییم - اومد منو برد امامزاده هاشم - آها
دیگه خبری از کوکر ندارم - آره -
ببینم اینو میشناسی؟
...این
این بابک احمدپوره "خانه دوست کجاست؟"
اِ، پس تو فیلمو دیدی؟ - بله، تازگیها دیدم . بازی هم کردم -
اونوقت فیلمو کجا دیدی؟
فیلم رو... امسال قبول شدم
بابام منو برد تهران
بعدش رفتیم سینما کانون اونجا دیدیم
سینما کانون
کجای فیلم بازی کردی؟ خودتم دیدی تو فیلم؟ - بله، میز سوم نشسته بودم -
دستامم اینجوری بود دو تا دندون جلو هم نداشتم
اسمت چیه؟
یوسف برنگی - یوسف برنگی -
اونوقت احمدپورا رو خبر نداری ازشون، ها؟
نه، حال مادرم بد بود داییم ما رو برد امامزاده هاشم
صدات برای چی گرفته؟ - داد زدم -
زیر آوار مونده بودی؟
نه، داداشم زیر آوار بود من زیر آوار نبودم
خب بگو ببینم تعریف کن ببینم چه جوری بود؟
من و برادرم تو یه اتاق خوابیده بودیم
مادرم اینا بیرون خوابیده بودن ...بعدش
پشهها زیاد منو میخوردن
اومدم بیرون که پیش مامان اینام بخوابم
مامانم تا پشهبند رو کشید بالا من برم تو
یه زلزله اومد - آها -
اونوقت برادرت زیر آوار موند، ها؟ - بله، برادرم تو اتاق موند زیر آوار -
اونوقت تو نجات پیدا کردی - بله -
در واقع میشه گفت پشهها نجاتت دادن
بابام همینو میگه ولی مادرم ناراحت میشه
چرا؟
چونکه مامانم میگه که چرا اون شب پشهها رضا رو نزدن؟
عجب
راستم میگه
ولی بابام میگه که این مشیت الهیه
چی چی الهی؟ - مشیّت -
نه
مشیّت نه... مشیت
آقا، آقا، همینجا پیاده میشیم - آها، رسیدیم به جوبُن، ها؟ -
همینجا، همینجا نگهدارید پیاده شیم - باشه من همینجا نگه میدارم -
شما امر بفرمایید - جوبُن هم اونجاست. نگاه کنین -
آها، اونوَره؟
حالا برای رفتن کوکر
از کدوم طرف باید رفت؟ از اون طرف یا اون یکی؟
اون نه، این یکی دست چپه رو که رد میکنی - میرسی به یه سربالایی - آها
خب؟ - اونجا باید پر گاز بری وگرنه میمونی -
دو سه تا پیچو که رد کردی پشت همین تپهها میرسی به کوکر
خیلی متشکر، قربان تو خداحافظ. اینو ندادی که -
آقا اینو فراموش کردی - مرسی، مرسی - خداحافظ -
بالا میری آقا، منم برسون
(صدای استارت زدن ماشین)
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.