All language subtitles for Angels.Last.Mission.Love.E19.E20

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

تیم ترجمه اوپوس ساب @OpusSub با افتخار تقدیم می کند

:ترجمه و زیرنویس Bahar336- بهارکـــ Telegram: @OpusSub

اومدی؟

ببخشید دیر کردم

کارت تموم شد؟

دیگه نمیری، درسته؟

چرا چیزی نمیگی؟

قول بده

عاشقتم

عاشقتم

یون سو

.:.قسمت 19.:.

یعنی چی؟ چرا نمیاد؟

خوب خوابیدی؟- دیر کردی-

بهت گفته بودم تا یه دقیقه بعد از زنگ هشدار باید اینجا باشی

سمت راست وایستا" "دست چپتُ بهم بده

درسته؟

...بد نیست

...مثل اولین بار

تمام تلاشم رو میکنم

مزه نریز- ...خب-

اگه نمیخوای پس ولش کن

کی گفته نمیخوام؟

...دیشبُ

...یادت

هست؟

خیلی امیدوار شدیا

!هی یون سو

مگه دستم بهت نرسه

نه- ندو، ممکنه بیفتی-

...گرفتمت

حالا که چی؟

چی؟ میخوای چیکار کنی؟

دان؟

!وای خانوم جانگ

حال و احوال؟

چه خبره؟

برای همیشه برگشتی؟

حتما بخاطر من خیلی سختی کشیدین

متاسفم

تا امروز خیلی زحمت کشیدی

از امروز برگرد سر کار قبلیت

پس بگو

دیشب حس کردم صدای درُ شنیدم ...برای همین زنگ زدم به شرکت امنیتی

گفتم بیان دوربین های مداربسته رو چک کنن

!نه- !نه-

پس تو بودی دان

...خانوم جوان، اون دوستت

و اون پسری که یکم وقت میخواست

برگشت؟

بله؟

آه، بله، احتمالا

...نمیدونم

لطفا بهش بفرمایید زیاد به مردا اعتماد نکنه

...پسری که هی نظرشُ عوض میکنه

در آخر بی برو برگشت تو زرد از آب درمیاد

تمام تلاشمو کردم و منتظرت موندم

..هم خوب غذا خوردم

هم خوب تمرین کردم

آفرین، لی یون سو

تو کجا بودی؟ چیکار میکردی؟

نمیخوای بهم بگی؟

برو تو

فکر کنم واقعا پسرایی که هی نظرشون عوض میشه تو زرد از آب درمیان

نه، از این به بعد میخوام کنارت بمونم

...از همون دیروز که وارد خونه شدم

تصمیمم رو گرفتم

چه فایده داره کنارم بمونی؟

وقتی قلبت با یه نفر دیگه اس

زیادی عاشق بودن جرم نیست

ولی اگه زیادی راز داشته باشی جرمه

این جمله از کیه؟- !از لی یون سو-

یه آدم خیلی فوق العاده

...موفق باشی

آدم فوق العاده

تو میخوای یارش بشی؟

به تو هیچ ربطی نداره

چه دود بشم، چه از بین برم

خودم حواسم بهش هست

برو دعا کن شانس بیاری و فقط از بین بری

حتی نمیتونی تصور کنی چه مجازاتی در انتظارته

...یه اتفاق وحشتناک

برات میفته

...تو

اینو از کجا میدونی؟

...یه فرشته ی جوونی بود

...که درست مثل تو

فکر میکرد خیلی موجود خاصیه

یار؟ عشق؟

ازش دست بکش پایان شادی نخواهید داشت

...در آخر یکی از شماها

یه زندگی زجر آور رو تجربه میکنه

...پس بخاطر هوا و هوس خودت

سنگ توی یه آب ساکن پرت نکن

وانمود کن یه انسانی و بی سر و صدا از زندگیش ناپدید شو

هوا و هوس؟

ممکنه حق با تو باشه

...اما

من نمیخوام یه ترسو باشم

میخوام یون سو بدونه من کی هستم

اینکه انسانم، یا نیستم

مرده ام یا زنده ام

میخوام راجبه گذشته و الانم همه چیزُ بدونه

و منو همینطوری دوست داشته باشه

تو اینطوری نیستی

...نمیخوای

درکت کنه

نه، بهش نیازی ندارم

همون لحظه که بهش اعتراف کنی، همه چی به فنا میره

هر کاری دوست داری بکن

...اما

...تا روز مسابقه دهنتُ ببند وگرنه

خودمم همین قصدُ داشتم

فقط تو نیستی که به فکرشی

...پس دیگه

نصیحتم نکن

...اما، اون فرشته که حرفشُ میزدی

...چرا حس میکنم اون

مهم نیست

...تو فقط یه انسان ضعیف و نادونی

همین

برو از اون خدات بپرس چرا اینطوری شدم

...در ضمن چه از طریق یون سو، چه از طریق دان

...اگه بازم بخواد نقشه امو خراب کنه

بهش بگو از خواب بیدار شه

نقشه اش رو خراب کنه؟

زندگی خودش عذاب هست

احمقن که آرزو میکنن دوباره بدنیا بیان

...اینکه برای مُرده آرزوی آرامش میکنن

یکم مسخره نیست؟

چوی سول هی

شونه هاتُ بنداز پایین اوکی، همینقدر خوبه

خوش اومدین

خانوم- بله؟-

یه بطری سوجو لطفا- چشم-

بفرمایید- ممنون-

جانگ یو می

لطفا یکم صبر کن

توام یه پدری

احساسمو درک میکنی، درسته؟

آقای پارک

منو بخاطر صبر و استقامتم میشناسن

...یعنی میخوای هر 80 تا تماسم رو

نادیده بگیری؟

سلام خانوم جانگ

حالتون بده؟ چرا صداتون اینطوریه؟

نگو نظرت عوض شده

نه، اینطوری نیست

...اگه امروز ساعت سه نیای دیدنم

خودم میرم فانتزی

فهمیدید؟

اینطوری ترسناک حرف نزنید تروخدا

فراموش نکردم

...میدونید کیم دان

داره ماموریتشُ میذاره کنار و یه دردسر درست میکنه؟

...مهم نیست یه فرشته رده پایینه یا یه آدم پست

اینم واسم مهم نیست که بخاطر بی دقتیش دود بشه و از بین بره

ولی فکر کردم شما باید خبردار بشید

خودتون بهش رسیدگی کنید

بیا بشین

بیا نوشیدنی بزنیم

...بعضی وقتا آدما بجای دعا کردن

الکل میخورن

من دیگه حرفی باهاتون ندارم

...راجبش شنیدم

...راجبه اون فرشته ی ترک شده

که تبدیل به یه انسان شد

"آنان مثل مست ها تلو تلو خوردند" آیه انجیل

"عقلشان رو به زوال رفته بود" آیه انجیل

پس یادت نرفته

حالم ازشون بهم میخوره

ولی از یادم نمیرن

حتما خیلی سختی کشیدی

...تو این دنیای بیهوده تنها موندی و

نه میتونستی زندگی کنی نه میتونستی بمیری

یعنی میگی به عنوان یه فرشته با گذشت کاملا درکم میکنی؟

...حالا انتظار داری

زانو بزنم و توبه کنم؟

مگه خوابشُ ببینی

فعلا حواست به فرشته رده پایینت باشه

چرا اینقد با دان دشمنی داری؟

تو که به هدفت رسیدی

...با موفقیت

...اون زنی که شبیه عشقت بود

لوسِ پر سر و صدا...یعنی، لی یون سو رو به صحنه رقص برگردوندی

تونستی اینکارُ کنی

اولش منم اینطوری فکر میکردم

فکر میکردم تنها راه نجاتمه

فکر میکردم اگه به صحنه رقص برش گردونم همه چیز درست میشه

...اما

...ممکنه یه تونل بی انتها باشه

ولی اگه با هم باشیم مشکلی پیش نمیاد

پس میخوای زنده بمونی

...زندگی قبلیت یه شکنجه بود

...میخوام از اون زندگی عذاب آور

فرار کنم

لی یون سو، یو سونگ وو

یون سو، از الان به بعد خوب به حرفام گوش کن

...تو

میدونی یه فرشته نگهبان کیه؟

نه

شوکه نشو ...من اونقدرام

اه، اینو جی کانگ وو گفته بود

...پس

من سونگ وو بودم

...سونگ وو بودم اما

بعد از اینکه مُردم، تبدیل به یه فرشته شدم

...ولی اتفاقی یادم اومد

چی دارم میگم؟

...اصلا با عقل جور در نمیاد

لی یون سو، یو سونگ وو

یون سو خانوم

یون سو خانوم؟

یون سو خانوم

الو؟- ...بیا گلخونه-

همین الان

بشین چای بابونه اس

یون سو خانوم"؟"

تو عوضش کردی درسته؟

نباید بدون اجازه ام به گوشیم دست بزنی

اون گوشی توئه؟

خوبه حالا خودم بهت دادمش

حالا یون سو خانوم چشه؟ از لوس پر سر و صدا که بهتره

"یون سو خانوم" بگو

یون سو خانوم

چرا صدام کردید؟

نمیتونید بخوابید؟

اولیه یا دومی؟

ازدواج کردی؟ یا اینکه یه مریضی پیشرفته داری؟

...بهش فکر کردم

...تلاش کردم بفهمم چیو داری ازم قایم میکنی

و اینکه باید چی رو بفهمی

قرار نبود دوستم داشته باشی ولی درنهایت عاشقم شدی

چرا این قلبتُ به درد میاره؟

علتش چیه؟

یعنی یا ازدواج کردی یا یه بیماری داری

چی میگی بابا؟ اینطوری نیست

غیر از تو هیچکس دیگه توی زندگیم نیست

اولی و آخریش خودتی

تازه من صحیح و سلامتم

مریضی ندارم

پس این مدت نبودی داشتی چیکار میکردی؟

کجا رفته بودی؟

بعد از مسابقه همه چیُ بهت میگم

...نمیخوام قبل از روز مهم زندگیت

هیچ جوره ناراحتت کنم

کیم دان، خوب گوش کن

...اگه پای تو وسط باشه

حتی اگه موضوع یه تار موت باشه واسم مهمه

...برای من

تو از همه چیز مهم تری

فهمیدی؟

بهم بگو

هر چی باشه مهم نیست

واقعا؟

...راستش

...رفتم

دیدن بابام

وای

اولین باره همچین حرفی میزنم

...همون بابات که

پرتت کرده بود بیرون؟

...رفتی بخاطر اشتباهت

ازش عذرخواهی کنی؟

...خب

یه داستان معمولی و خسته کننده است

بیشتر از ده سال بود که فراموشش کرده بودم

به زور تونستم قبل از مرگش ببینمش

...سوالی که میخواستم ازش بپرسم رو پرسیدم

و باهاش خداحافظی کردم

داستانم همینه

...چی میخواستی

ازش بپرسی؟

...فقط

میخواستم بپرسم چرا اونقد باهام بدرفتاری کرد

بالاخره من پسرش بودم

باید یکم عاشقم میبود

از این چیزا

ازت عذرخواهی کرد؟

خوشبختانه آره

خب، داستان من همین بود

بی مزه بود نه؟

بیا اینجا

نه، من خوبم

همه چیُ فراموش کردم

هم تو، هم من

تو این دنیا تک و تنهاییم

...خیلی سختی کشیدی

دان

من هیچیم نیست

واقعا خوبم

امروز کِی تمرینت تموم میشه؟

ساعت 6

...اه، ای کاش ساعت 3 تموم میشد

وای، لباسشو ببین جدیده؟

چطوره؟ خوشگله نه؟

آره- چه خبره؟-

به دانش آموزای بیشتری درس میدی؟

وقت میکنی؟

...ولی شما دوتا

احیانا دستیار گوم رو دیدید؟

ای وای

دستیار گوم خصوصی باهات ملاقات داشته؟

نمیدونم

منم از بقیه شنیدم

...مسابقه رو کنسل میکنم و به همه میگم که

...مدیر شرکت و دستیارش

...رای های رقصنده ها رو میخرن

تا کاری کنن نینا رقصنده اصلی بشه

هم اینجا به همه میگم هم رسانه ایش میکنم

همینکارُ بکنید

فقط، شما نه مدرکی دارید نه شاهدی

...بعد از اینکه به همه گفتین فانتزی یه شرکت فاسده

مسئولیت هاشم به گردن بگیرین

نتیجه اش واسم مهم نیست شما میخواستید رای ها رو بخرید

مطمئنم نمیتونید انکارش کنید

من فقط به عنوان یه دستیار رفتم دیدن رقصنده ها

...ازشون پرسیدم کمک میخوان یا نه

یا اینکه چه پیشنهادی راجبه سالن اجرا دارن

...اگه به این میگید رای خریدن

حودم مسئولیت قبول میکنم و از شرکت استعفا میدم

فکر کردید با استعفا دادنتون مشکل حل میشه؟

...اگه مسابقه عادلانه برگزار نشه

نمیدونید که دیگه نمیتونید یه اجرای درست حسابی برگزار کنید؟

...واقعا شما و رئیس چوی

از این شرکت باله چی میخواین؟

واقعا دنبال پول هستید؟

کارگردان جی

...این روزا همش من و مدیر چوی رو طوری محکوم می کنید

که انگار بدترین آدمای روی زمین هستیم

بذارید با رعایت ادب بهتون یه هشداری بدم

...لطفا تمومش کنید

قبل از اینکه صبرم تموم بشه

همونطور که برنامه ریزی کرده بودیم مسابقه رو برگزار می کنیم

لطفا تمامی مدارکی که ثابت میکنه ...رای ها رو خریدیم

برام بیارید

...وقتی خودم تائیدش کردم

خودم مسابقه رو کنسل میکنم

هیچکس تعقیبتون نکرد درسته؟

آره

شما چی؟ ...مثل همیشه رفتار کردید

تا کسی بویی نبره، درسته؟

البته، هیچکس نفهمید، هیچکس

هیچکسی هم نمیفهمه

آفرین

بریم تو

شما کی هستین؟

آقای مو جی وونگ

آقای پارک

این همه مدت کجا بودی؟ چیکارا میکردی؟

هیچقوت بهم زنگ نزدی

...بعد از اینکه از خانوم جانگ شنیدم

میدونستم باید خودت باشی

منظورت چیه؟

بعدا میتونید حرفاتونُ بزنید بیاین زود تمومش کنیم

جی وونگ میخواد برای ما شهادت بده

راجبه چی؟- ...راجبه حادثه عمدی سه سال پیش-

که باعث شد خانوم جان کور بشه

فقط یه تصادف نبود بلکه عمدی بود

یه نفر از عمد میخواست اینکارُ بکنه و کاملا براش برنامه ریزی کرده بود

چی...چی گفتید؟ کی؟

حاضره؟

چون بهم دستور دادید اینکارُ میکنم

...ولی واقعا ممکنه دختره بمیره

بله، نکته اصلی همینه

...اگه شکست بخوری

...میدونی که باید تمام پولی که

بهت دادیم رو پس بدی، درسته؟

...لطفا

یادت نره

پایان پرده دوم

وقتی لی یون سو تنهایی روی صحنه است

میدونستم کار اشتباهیه

...حتی اگه همه چیزمم از دست میدادم

بازم نباید اینکارُ میکردم

فکر کنم یه تله بود

شما گفتید هیچوقت توی زندگیش قمار نمیکرد

...ولی پدرتون

تو یه روز هزاران دلار سر شرط بندی باخت

...اونوقت یه غریبه ده هزار دلار

پنج هزار دلار، بدون هیچ دلیلی بهتون داد

مطمئنم همش برنامه ریزی شده بود

کی اینکارُ کرد؟ کی؟ کی؟

الان باید اینو بفهمیم

...فردا بعد از مسابقه با خانوم جوان

میریم پیش پلیس

...تا فردا باید اون اسناد و مدارکی که حرفش رو میزدید

برام بیارید، آقای پارک

باشه

الان باید اینو بفهمیم

...فردا بعد از مسابقه با خانوم جوان

میریم پیش پلیس

...تا فردا باید اون اسناد و مدارکی که حرفش رو میزدید

برام بیارید، آقای پارک

نباید کاری میکردی

...اگه وجدان داشتی

نباید از اول اینکارُ میکردی

تو که به هر حال رفتنی هستی

حالا از جهنم میترسی؟

میگم سر جات بمون

آخه چطوری؟ گفتی بعد از این قسمت میمیری

...این آخرین بارشه- شما که باید بهتر بدونی-

اون ژیزلُ گول زد

چون گولش زده بود دختر بیچاره مُرد

حالا چطور جرئت میکنه دستشو بگیره؟

اون که نمیدونست اینطوری میشه

احساس بدی داشت، برای همین میخواست کارشُ جبران کنه

دیگه فایده ای نداره

نمیشه مثل مدلی که کارگردان جی گفت همه رو بزنی بکُشی؟

اینطوری پر شور تره

شما حتما باید فردا برنده بشین

تازه یادتونم نره ...فردا، ساعت 5

چند بار میگی؟

جشن توی کافه جلوی ایستگاه پلیس

میخوای بهم تبریک بگی هر کاری دوست داری بکن

از فردا همه چیز گیج کننده میشه

آماده باش- باشه-

بیا یه بار دیگه انجامش بدیم

الان سه ساعته داری میرقصی

آخه یه چیزی هنوز اذیتم میکنه

...عاشق هستم

ولی اون شخص فریبم داده نمیدونم باید چیکار کنم

گزارش

خوابی؟

نه، چرا؟

میخوای یکم دیگه توی تمرین کمکم کنی؟

هان؟

بریم

گفتم میخوام تمرین کنم

نیازی نیست

فقط همه چیُ فراموش کن و یکم هوای تازه بخور

دوست داری چی رو ببینی؟

رودخونه، دریا، درخت، دشت هر کدومو دوست داری بگو

خودم میبرمت اونجا، باشه؟

ستاره

میخوام ستاره ها رو ببینم با تو

حتما یه دلیلی داشته

چی؟

اونم واقعا عاشق ژیزل بود، مگه نه؟

شاید اولین نامزدیش برخلاف میلش بود

برای همین فرار کرد و رفت به روستا

ادامه یده

در نهایت به یه جای عجیب رسید و یه زن رو دید

و عاشقش شد

...نباید عاشقش میشد

...ولی هرچفدرم تلاش کرد

چاره ای نداشت جز اینکه عاشقش بشه

...احتمالا تصمیم گرفته بود

همه چیُ ول کنه و بره اونجا زندگی کنه

پس باید زودتر بهش میگفت

احتمالا میخواست اینکارُ کنه

...ولی یه روز دیگه

...یه روز دیگه

اینطوری پشت گوش انداخت

میترسید اگه بهش حقیقتُ بگه ترکش کنه؟

احتمالا میترسید

دختره بهش اعتماد نداشت

...اون مرد

به عشق خودش اعتماد داشت، ولی نه به عشق ژیزل

اون زن کسی بود که حتی بعد از مرگش عاشقش موند

ناراحت کننده اس

بریم، باید همینطوری برقصم

الان؟

وقتی حسش اومده باید امتحانش کنم بریم

قسمت 20 تا لحظاتی دیگر

.:.قسمت 20.:.

...باید با هم حرف بزنیم

چرا اومدی اینجا؟

دستمالت کجاست؟

مال خودمه

خودم حواسم بهش هست

نیازی به تهدید کردن نست من از قبل تصمیممو گرفتم

نه، باید برگردی

...جی کانگ وو

...خودتم میدونی

چون یون سو شبیه عشق اولشه اونطوری میکرد

جدی بود

اون واقعا عاشق لی یون سوئه

...این امکان نداره

تو نصف ماموریتت رو با موفقیت انجام دادی

الان فقط باید بری

اگه اومدی این حرفا رو بزنی فقط برو

اگه قضیه رو به لوس پر سر و صدا بگی چی؟

بعدش چی؟

بعدش چی؟

میخوای نشونش بدی چطوری تبدیل به دود و خاک میشی؟

...بهترین کاری که میتونی در حقش کنی

...اینه که همینجا ولش کنی

قبل از اینکه عشقش بهت بیشتر بشه

قبل از اینکه بیشتر آسیب ببینه

قبل از اینکه اتفاقای ترسناک تری بیفته

جی کانگ وو میتونه کنار لوس پر سرو صدا بمونه

من و توام برمیگردیم بهشت

همه یه پایان شاد خواهیم داشت

درسته دان؟

مطمئنم یه راهی هست

...اگه یه انسان بتونه فرشته بشه

پس یه فرشته هم میتونه انسان بشه

!اینقد چرند نگو

خوب فکر کن

اگه با عجله کاری کنی تو بد دردسری میفتی

!اینقد منو نترسون

...چه اتفاق بدی بیفته چه اتفاق خوب

قراره سر خودم بیاد

برو

...دان

مضطرب نباش

تو قراره برقصی، چرا من اینقد استرس دارم؟

تو میتونی لوس پر سر و صدا

باز گفت

تو خوشگل ترین لوس پر سر و صدای این دنیایی

بیا

...این ثابت میکنه تو یه فرشته ای

و زمین رو به بهشت وصل میکنه

به هیچ وجه گُمش نکن

همیشه اینو همراهت داشته باش

میشه امروزم اینو بهم قرض بدی؟ واسم خوش شانسی میاره

دیگه مال خودته

میخوای برای همیشه بهم بدیش؟

...من بهش نیازی ندارم

چون قراره پیشت باشم

...رای امروز شما

آینده ی فانتزی رو رقم میزنه

...باور دارم به رقصنده ای رای میدید

که قلبتون رو به لرزه در آورده باشه

گوم نینا نیومده؟

همگی موفق باشید

سان ها، احساساتتُ کنترل کن

سوجی محکم تر

جانگ اون، تعادلت رو حفظ کن

...و یون سو

روی اجرات تمرکز کن

...هر رقصنده ای که باشه

میخوام همه تلاشم رو بکنم تا از اجراتون استفاده کنم

...پس شما هم سعی کنید هم من

و هم بقیه گروه رو متقاعد کنید

فقط تسلیم شو

بعد از زایمانت خیلی تمرین کردی درسته؟

بنظر میرسه پهلوهات ورم کرده باشن

رفتی بیمارستان؟

چیه؟ اینقد بدبخت شدی که میخوای رای منو بدست بیاری؟

منو رقیب خودت نمیدونی، مگه نه؟

مگه نمیخوای یه بالرین باشی؟

فقط بخاطر این، اونهمه تلاش کردی تا دوباره به رقص برگردی؟

این مسابقه رو بیخیال شو و روی سلامتیت تمرکز کن

نه، نمیتونم

دوباره تسلیم نمیشم

اگه یه بار تسلیم بشم، دوباره برگشتنم خیلی سخت میشه

مطمئنم تو اینو خوب میدونی

...ممکنه به چشم تو من هیچی نباشم

ولی منم یه بالرینم، میدونی؟

الان مسابقه رو شروع می کینم

...شرکت کننده ها حق دارن هر صحنه ای

از "ژیزل" رو اجرا کنن

اولین شرکت کننده، لی سان ها هستش

اگه از 30 نفر از اعضای گروه ...رای 13 نفر رو داشته باشیم

مشکلی پیش نمیاد؟

...ولی چون رای گیری مخفیانه انجام میشه

نمیتونیم تا آخرش حواسمون بهشون باشه

مطمئن نیستم

من با این نظر موافق نیستم

اگه شخصا باهاشون ملاقات کنم، یه ردی از کارمون میمونه

میدونم

ولی چاره دیگه ای ندارم

وقتی بحث باله بیاد وسط یون سو از همه شون بهتره

خودشم اینو میدونه برای همین همه تلاششو براش میکنه

مطمئنم رقصنده ها کاری که براشون کردیم رو جبران میکنن

نینا هم باید خوب انجامش بده

به عنوان یه هنرمند، بالاخره غرور داره

با همه این چیزا، بازم به پول نیاز دارن

...تو این زندگی

پول از همه چیز مهم تره

نفر بعدی گوم نینا هستش

گوم نینا همین الان رسید

واو، کاملا یه حس و حال دیگه ای داره

!بسه

گفتم گریه نکن

این احساس رقت بارت برای چیه؟

نمیتونم جلوی خودمو بگیرم

فایده این کارا چیه؟

یون سو برنده میشه

...من هیچوقت نمیتونم

مثل یون سو مهارت داشته باشم

الان اینو فهمیدی؟

سرنوشتت از همون اول اینطوری بود

...هرچقدرم خوشگل باشی بازم مثل شی ای هستی

که هیچکس نمیخوادت

...مگر اینکه یون سو بشی

وگرنه چاره ای نداری جز اینکه اینطوری زانوی غم بغل بگیری

ولش کن اصلا چرا به خودم زحمت بدم بهت یاد بدم؟

هزار و صد و بیست و چهار، هزار و صدو بیست و پنج ...هزار و صد و بیست و شیش

کافیه دیگه

!آفرین

عالی بودی

واقعا نفس گیر بود

نظر نده واسه من

اینکارُ نکردم که تائیدیه جنابعالی رو بگیرم

حواست به خودت باشه

نفر بعدی لی یون سو هستش

عصبانی بود

نه از اون مرد، بلکه از خودش

"چرا عشقم کافی نبود؟"

اینطور نیست

"احتمالا چون بهم اعتماد نداشت نتونست چیزی بهم بگه"

نه، میخوام بهت بگم

بیشتر از همه به تو میخوام بگم

میخوام بهت بگم واقعا کی هستم

ولی باید اینکارُ کنم؟

آفرین

نتایج رو اعلام میکنم

لی سان ها، لی سوجی، هوانگ جونگ اون

گوم نینا، لی یون سو

...رای نهایی میرسه به

لی یون سو

گوم نینا، لی یون سو

...چون نتیجه برابر شده

یا میتونیم یه مسابقه نهایی برگزار کنیم یا رای گیری پایاپای داشته باشیم

ولی چرا فقط 29 رای اونجاست؟

یه نفر رای نداده؟

خانوم هوانگ جونگ اون کجاست؟

گفت یه کار فوری براش پیش اومده برای همین رفت

پس اون رای نداده

بیاین بهش زنگ بزنیم و ازش بپرسیم

آخرش یه کار فوری براش پیش اومد ولی تمام اجراها رو که دید

و مطمئنم نمیدونه که نتیجه مساوی شده

...میتونیم بهش زنگ بزنیم

و فقط ازش بپرسیم به کی رای میده

...از بین داوطلبان و رای دهندگان

...اگه کسی مخالفه این ایده است

میتونیم رای گیری پایاپای رو انجام بدیم

هیچکس مخالف نیست؟

...کشور کره

به رقابت پذیریش معروفه

نمیتونیم همچین مسابقه ای رو بدون برنده تموم کنیم

بهش زنگ بزن

کارگردان جی کانگ وو

الو؟

جانگ اون، همۀ اجراها رو دیدی، درسته؟

خیلی کشش نمیدم

قراره از پشت تلفن رای بدی

از بین 5 کاندید، یه نفرُ انتخاب کن

الان؟ اینطوری؟

بله

همه دارن به صدات گوش میدن

اما اگه خیلی تحت فشاری میتونی انجاش ندی

...قرار بود به صورت ناشناس رای بدید

ولی اینطوری همه میفهمن به کی رای دادی

...اگه نمیخوای- نه، رای میدم-

اگه رای منو حساب می کنید پس اینکارُ میکنم

...من

اجرای لی یون سو رو بیشتر از بقیه دوست داشتم

...ژیزلِ امسال بنیاد فانتزی

لی یون سو هستش

بیا قبولش کنیم

رقصنده های دیگه بهش رای دادن

همه موافقت کردن که نتیجه عادلانه بود

تو برای فانتزی چیکار کردی؟

برای مسابقۀ دخترمون نینا چکار کردی؟

هنرمند؟

برن بمیرن

اون رقصنده های دو رو کجا هنرمندن؟

هرچی بهشون دادیم رو خوردن یه آبم روش

از پشت بهم خنجر میزنن؟

منظورت چیه؟

...نکنه بهشون رشوه دادی

!بسه، بس

...اگه اون رقصنده اصلی بشه

ما کارمون تمومه، تموم

نه، به هیچ وجه نمیذارم

خب چیکار کنیم؟

...باید یون سو دوباره بخاطر نینا کور بشه

درسته

...به هر قیمتی که شده

باید کاری کنم که دیگه نتونه اجرا کنه

یونگ جه، سر عقل بیا

...چون از خانواده امون بود

تاحالا خیلی باهاش مهربون بودیم

مگه نه؟

نینا

نینا کجایی؟

ای کاش میمُرد

...ای کاش

لی یون سو میمُرد

خانوم لی میشه حالتتون رو عوض کنید؟

یه عکس دیگه ازتون میندازیم

اجرای دریاچۀ قوی سال 2016 چه فرقی با بقیه اجراهاتون داره؟

خیلی خوب فرق بین شر و نیکی رو بهتون نشون میدم

یعنی بهترین اجرای دریاچۀ قوی امسال خواهد بود؟

البته، 32 چرخش بی نقص رو بهتون نشون میدم

...اگه یون سو نبود

اگه اینجا نبود

من رقصنده اصلی میشدم

تبریک میگم

ممنون

شما رو هم متقاعد کردم درسته؟

بعدا بریم با هم شام بیرون؟

بله؟- ...خیلی بهش فکر کردم ولی-

...باید بهت بگم

...اینکه چرا تو رو انتخاب کردم

و چه اتفاقی افتاده

با یه نفر دیگه قرار دارم

منتظر میمونم تا بیای

منتظر نباشید

اگه راجبه کاره، میتونیم توی اتاق تمرین راجبش حرف بزنیم

...ولی اگه حرفاتون شخصیه

بهشون گوش نمیدم- ...تو هیچی نمیدونی-

اینکه وقتی رو به روت می ایستم چه احساسی دارم

من بهتون احترام میذارم و ازتون ممنونم

کار کردن باهاتون لذت بخشه

و مشتاقش هستم

...لطفا

بیشتر از این معذبم نکنید

بعد از شنیدن حرفام میتونی قضاوتم کنی

رستوران جلوی سالن باله رو میشناسی؟

بعد از اینکه به قرارت رسیدی بیا اونجا

یون سو یون سو

هی، یکی میبینه

تبریک میگم واقعا کارت خوب بود

خیلی زیبا بودی

پس هدیه ام چی؟

چی؟

یعنی چی؟ هیچی برام آماده نکردی؟

بجای هدیه، بیا با من بریم جایی

باید برم دیدن خانوم جانگ

خیلی طول نمیکشه

کجا؟- جایی که برای اولین بار همو دیدیم-

یه چیزی هست که واقعا دلم میخواد بهت بگم

...اینکه کی هستم

...از کجا اومدم

از همون اولش همه چیُ بهت میگم

فعلا قهوه میخوام

بعد از رسیدن مهمونم سفارش میدم

بله

هنوز وقت داری

نه، اینطوری نیست

...کارگردان جی

اون چی؟

بخاطر اینکه به حرفش گوش ندادی سرت داد و بیداد کرد؟

حرف عجیبی زد؟

چیزی بهت گفت؟

گفت باید یه چیزی بهم بگه

گفت منتظرم میمونه برم پیشش

بهش گفتم نمیام

ولی یه ذره ناراحتم

مردک حرف حالیش نمیشه

خیلی خودشو دست بالا گرفته

گفت منتظرت میمونه؟

نه حتی بهش فکر کن نه قبولش کن

حسودیت شده؟

چی؟- الان اینطوری به نظر میرسه-

...نه

خب آره، حسودی میکنم

...اگه به این حس مزخرف و خجالت آور

...میگن حسادت

!آره، حسودیم شده

از جی کانگ وو متنفرم

از اینکه همش بهت چسبیده متنفرم

وقتی راجبه باله که هیچی ازش سر در نمیارم هی با هم حرف میزنید متنفرم

از اینکه خصوصی همدیگه رو میبینید متنفرم ...برای همین

از این به بعد بدون من نرو دیدنش

اینقد منو دوست داری؟

آره

بریم

با بارون مشکلی داری؟

چرا؟- ...بهش که فکر میکنم-

هر وقت بارون میباره فرار میکنی

مگه نه؟

...خب- بخاطرش یه ضربه روحی خوردی؟-

یا بهش آلرژی داری؟

یا نکنه تبدیل به هالک یا یه چیز دیگه میشی؟ (شخصیت کارتونی)

اگه واقعا اینطوری باشه چیکار میکنی؟

اگه بجای اینی که الان هستم، تبدیل به یه چیز دیگه بشم؟

دعا میکنم تا شبیه الانت بشی

میرم چتر بیارم همینجا بمون

منم باهات میام

دیگه فرار نمیکنم

زود برمیگردم

روز خوبی داشته باشید

!ببخشید

احساس عجیبی داشتم

...حس میکردم

در آینده باید همه جا رو دنبالش بگردم

...حس میکردم با ناراحتی و افسردگی

تک و تنها میمونم و انتظار اومدنش رو میکشم، همچین حسی داشتم

!یون سو

مراقب باش

ایستگاه پلیس ماجو

ایستگاه پلیس ماجو

لی یون سو

لی یون سو

کارگردان جی، متاسفم

خیلی تحت فشارم و اعتماد به نفسشُ ندارم

فکر کنم پایان من همین جاست

باله ای که عاشقش بودم رو میذارم کنار

من کجام؟

...صدای ماشین میاد

و صدای دستگاه تهویه؟

جی کانگ وو

خاموش

بله، همه چی آماده است

براش دعوت نامه فرستادم به زودی میاد اونجا

باید بذاریم آخرین لحظاتِ ...بالرین مورد علاقه اش رو

با چشم خودش ببینه

...یه بالرین وسواسی که همش فکر میکرد براش توطئه چیدن

...بخاطر این پارانویا و استرس مسابقات

خودش رو کُشت

تیتر فوق العاده ایه

بی سر و صدا تمومش کن

شماره مورد نظر در دسترس نمی باشد لطفا پیغام بگذارید

911؟ یه نفر روی پشت بوم ایستاده

!فکر کنم الان بیفته، عجله کنید

تو کی هستی؟

کی تو رو فرستاده؟

عمه ام؟ عمه ام تو رو فرستاده؟

هرجور دوست داری فکر کن به هر حال اینجا ته خطه

اینجا پشت بوم سالن باله است، درسته؟

دوباره به کارت فکر کن

میدونی اینجا چندتا دوربین امنیتی داره؟

مطمئنم دستگیرت میکنن

فقط باید بری

نیازی نیست چشمامو باز کنی یا دستمو

فکر میکنم هیچوقت همچین اتفاقی نیفتاده دنبالت هم نمیام

تصمیم خوبی گرفتی

برو، صورتت رو ندیدم

ممنون که گذاشتی زنده بمونم

نذاشتم زنده بمونی

...هیچکس نمیتونه

با چشم و دستای بسته خودش رو بکُشه

دان

:ترجمه و زیرنویس Bahar336- بهارکـــ

برای دریافت زیرنویس سایر فیلم ها و سریالها :به کانال تلگرامی ما بپیوندید .:.Telegram: @OpusSub.:.

آخرین ماموریت فرشته: عشق

...تا وقتی که من پیش یون سوام

نمیتونی یه بار دیگه بهش آسیب بزنی

تو از حال رفتی باید استراحت کنی

بدش من

یه اتفاقی داره میفته مطمئنم

میخوام علتشو پیدا کنم

کار تو بود

تو واقعا منو دوست نداری

خاطراتش رو به هم ریختی؟

...وقتی پیشش نیستم

مراقبش باش

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.