All language subtitles for A.Moment.Of.Innocence.1996.720p.WEBRip.x264.AAC-[YTS.MX]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مدیر تولید محمد صادق آدمی تداروخات سید امیر نمک

افکار و جانسین مدیر تولید

محمد احمدی روح فیلم

برداری شهریار افدی به هدال دورانی

محرم زینال زاده عبالفضل علاقه بند

طراح سحن رضا علاقه بند

موسیقی مجید انتظامی

صدا نظام کیایی

تهیه خوننده پخچی را

می بخشیم با آقای مخملباف کار دستیم معمولشون اینجا نیست آقا کجاست برای من

راد رفت بدن؟ ما تشریف بینیم کوچه اولی نه کوچه دومی رو که رفت شدین داخل کوچه که

میشین در سه بوم یه پلم میخوره درش هم سردرنگی من دل آقای مخملباف بودم

خیلی ممنون خانم می بخشین که من مزاهمه تو شدم

بخش ۱۸

میخوایید هانر پیشه سید؟ تو از کجا فهمیدی؟ چون اینکه هرکی میاد خونه امون

من نمیشناسمش میخواد هانر پیشه شد. حالا میشه این

پیغامو براش برسونی؟ چه پیغامی؟ اینی که بهش بگید که اون

پاسبونه اومد اون پاسبونه که قبلا میخواستی اصلا بهش بگیری. اگه پاسبونی

میخوایید هانر پیشه بسید؟

من الان که پاسبان نیستم الان شغلم آزاده اون زمان شاید بیس سال پیش من

پاسبان بودم الان اون موقع که چاگو خوردم استفاده دادم دیگه الان کارم

آزاده شما که پاسبانی بزرگ داد کن اصلا هم من الان که

پاسبان نیستم اطلاعه داشته باشم من بیس سال پیش پاسبان بودم اون موقع که بابا

بود 17 سال داشت اون موقع پاس با من بودم که اومد اسلحه منو بگیره

منو از پشت شاگل زد منم اینطوری دستمو گذاشته بودم روی اسلحه هم نتونست اسلحه

بگیره برای چی میخوایی هنرپیش هستی؟ خب دیگه واسه چیزی واسه یه

موضوع دیگه من احتیاز دارم اخو نمیتونم که بگم خب چرا نمیشه بگی؟

میرید دفترشتو بیاری آذرتمو واسه بنویتم بند

این نابی و پشمک رو برای تو آوردم بزدوریش این جرابه هم واسه بابا آوردم که

بپوشه تو این فرمان گفته چون که نمرتون بیستیاده

ننویسید آلومم هم دازه بیستیاده دکترم هم بیستیاده

این هم چون که نمره های بیستیاده گفته ننویسید این یکی رو بده

بابا میگی که اون پاسیبونه اومده بود خوب؟ چه؟ یادت نره چه؟ سلامو منم

بشه برسون

سوژه انتخاب شد

یعنی آدم های فقیر و آدم های مظلوم رو نجات بده

میدونم یعنی چی کار کنی که نجات بده؟ شغلش مهم نیست هر کاری که بشه باش بشریت نجاتت

خوبه بشریت چند نفره؟ یه میلیارد و نیمه چقدر؟ یه میلیارد و نیمه

بشریت چند میلیارده؟ شش میلیارده تو نمیخوای

بشریت نجاتت؟ نه من اگر بتونم مشکل خودم رو حل کنم بستونم بشریت مشکل

خودش رو حل کنم تو نمیخوای بشریت نه من اگر مشکل خودم رو حل کنم بستونم بتونم

خودم رو حل کنم زیاده مردم به نظر میتونه اون مشکل بشریت رو حل کنه؟ نه بابا

نمیتونم ممنون بفرمیم بیرون زین ها این هم که همه ش درغر میکنن

بفرمیم بیرون بچه ها بفرمیم یکی رو میخواستیم

انتخاب شد شما نرو شما ما؟ نه نه نه اون که میخواست بشریت نجات بده شما بیا شما

بکردی شما بیا از ما عکس بگیر دورین روشن باشه بیا دورین روشن

باشه شما بفرد

حاضر باشیم؟

خواستی یه لفظن بدن؟

تادل جوانی کاغردان انتخاب شد خیلی خیلی

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی خیلی

خیلی

شما ماهاتونو بزن اول خوب نیست بزن

بفرمین شما حالا به من

نگاه کن این کسان شبیه من نیست نه چشمشم رید

بله بفرمین شما برگرد آن طرف

راست فایسته

اشمشکه خیلی شبیه اگه

کلاه پاتگونی سرش بذاریم

میتونه جوانی منو بازید شبیه تو نیست دارم

یه حرف معمولی بزن؟ با صدای خودم بگم آره

معمولی نمیخوام بازیگر رو عداش در بیاریم از شما خوش نمیده

نشد معمولی از فهم خودشون نمیدونی ولی فیزیکی صورتش خیلی تینمایی چهره تینمایی

اگه کلاه پاسبونی سرش بذاریم نمیتونه نقش زوانی منو بازی کنه؟

فکر نبود برحال سرکن خودت باش

حالا یه حرف بزن سرکن خودم باشم باز که نشد

چی نشد؟ من یک حرف معمولی بزنم

شما با دارین من صدرگاه میخونیم خیلی خوب آقای

زینزاده من زوانه خودم رو انتخاب کردم لطفا یه عشق از ما بگیریم مبارک باشیم

معمول

شما هم دست

پیدازون گردنش؟ حاضر؟ یه لفظ قند بزن؟ خوبه

من الان به بغ میگردم برم به موته نشون بدم بلافرین شما

ماله کجایی؟ تهران منم ماله غرومیم

تا حالا فیلم بازی کردی؟ نه

من یه چندتایی بازی کردم خیلی خوبه

دار نقش مصبت یه چیز دیگی دیگه

آقا شما تشکر بیاریم؟ کی؟ من؟ بله

برم

بیرون؟

بله بعدم بیام توضیح میدم

حاضر؟ دست بینداد گردنش؟ لفقم بزن؟ تمام دست بینداد گردنش؟ دست بینداد

گردنش؟ بله میبخشون عزیز نازاده شبیه من نیست چرا شبیه تو نیست؟ خب شبیه من

نیست دیگه درستمونه دخترم؟ بینداد شبیه منه؟ بینداد من که این شبیه تر از

بقیه بود دست بینداد گردنش بازی تو بکن بینداد شبیه من نیست عزیز نازاده داره

گیری بکنی ها

بهانه نمیگیرم. حالا نمیشه اون یکی رو بذارین جایی؟ مگر نگفتی از اون شب همین

واجب تره.

بله واجب تره ولی نه اینجوری.

وایسته برم به محسن بگم. هرچی اون گفت. خوب.

بیا شما بچه کجا هستی؟ ارومیه بچه ارومیه؟ من بچه شهروایک هستم

راست میگم ارومیه هوایی سرده شهروایی که ما رو زمین کنیم آیا خورده هوا سرد میشه؟

ما تا نبود صورتی میگن ارومیه اینقدر سرده که بیایی اصلا نمیشه بیرون رو یخ میزنن

آبا اینا من دفعه هوا ندارم بازیگیر میکنم راست میگم کار سختیه

نه اصلا توی نباشی که من الان تونه اصلا دست

نپانو دارم میلنج نمیتونه صحبت کنم می کنیم تونه نباشه که فردا میریم شهر رو

همه با انگشت نشونو بدم وزنو کنم ها؟ این تونه نباشه

بازن یه تونه ما قبول بسیار کاری هست چطور آدمی خوبه؟ ها؟ باید درستی باشه یه

نقش با ما بده که خیلی بالا نگیریم آدم خوبی باشه ها؟ نمیدونی چطور نقش

اولی بچه من نمیدونم

ایچه نشد دیروش مقابل اینجا یه رده پشت شده بوده همه گی شما انتخابشو میکردی حالا

میگی نمیدونم بخیر باز در نردی

خب تصمیمتو گرفتی

کلار بود شما نداشت بپرسی نقای زینازاده پرسیدم

گفت این جواندخش جوانشو باز نمیکنه

به نظر من امراض بگیر. این بابای کردن ای تره.

ولی این درد مانو درمان نمیکنه.

خداحافظ. من تلاشمو کردم.

حالا که ایتن؟ سرا پشیمان اولادتن ها؟ اجا پشیمان اولده از بین

صیرالله امانم دارم ازا. من جهت مانو بگیرم.

محطه یه دقیقه بیدارم خستگاه رو ترچه هستم

چرا؟ سر جوانش مثلا

میترسم که بیده اون میگه اجله نکن زینالیم

برمیگره ببینم اون درخ درخ کجره میبینی؟ آره اون نرسیده برمیگره ببین نگفت از اونو

شب برای که واجب تره

موضوع و قصه ایسی هم چیه؟

برای چی میخوای بدونیم؟ خب به بازی و نقشم کمک میکنم قرار من با

یه دوربین دنبال جوانیم دیم داره بر میگرده اومدم باید

معلومت شد کنم اگه برمیگرده یکی دیگه جهات میذارم چرا داری درو میگه خواهی زینب

زاده؟ شما داشتی میمدین که منو برگردانیم من میدونم از رای درخت ها دیدم که با مخ

میخواستی بخوری زمین چرا نمیخوای؟ نه واسف من نقش زوانیمو بازی کنم راست میگی

برمیگردانه های که جوانیتو کارگردانی کنی کارگردانی بله دیستم من کمکت میکنم تو

فقط کافیه که به جوانیت بگی اون روز براتو چه گذاشت؟ به چی فکر میکردی؟ تو چه عالمی

بودی؟ وقتی بهت حمله کردن چه حالی داشتی؟ خب همه چیزو بهش بگو بعد روز جمعه می

میبری خیاتی و یه لباس قطرانی براش بدوزن خلوشو من میدم داری تو؟ آره دارم خشک کن

بعد من میدم بعد میبریت فرپوست منتظر میشی تا جوانی محسن بهش حمله بکنه

جوانی محسن بگیرش این دیگه به ما ربطی نداره جوانی تو جوانی تو که هایی ادانه

محسن هم جوانی خودشو حالا برو بکه کنار درخته برو تم بیا پیس بلگی کنارش بره

تو ۲۰ سالگی اونی، تو هم ۴۰ سالگی اون.

۳۰ سالگی دست نمیزه گردنش. ۴۰ سالگی دست نمیزه گردنش. ۳۰ سالگی لفخند بزنه.

۴۰ سالگی هم لفخند بزنه. بیشتر.

حاضر؟ خیلی خوب. به همدیگه نگاه کنی؟ خیلی خوب. نگاه به من.

سه، دو، لفخند فراموش نشید.

جوانی پاسبان انتخاب شد.

از دست من ناراحتی؟ برای چی ناراحت میشه؟ اخو من خواستم جای جوانی هم بازی نکنی؟

اول فکر کنیم ناراحت شدم اون تا ندید موقع با هم عکس گرفتیم خندید و دستتون هم دید

دیگه دلم رفت اخو من دوست داشتم جای جوانی هم خودم بازی کنم اگه گره باش کسی بازی

کنه برای من فرق نمی کنه تو باش یه کسی باشه حقیقت چی بخوای اول دلت مخواست که

پسر خوشتی پر جیگولیه بازی کن

نه، حرف جگولی این حرف ها نیست اخوان فیزیکی صورتش سینمایی بود به خاطر اون

میخواستم اون بازی کنه نه، بیقرار نبودی خیلی دلیل میخواست اون بازی کنه به هر حال

معذرت میخوام حالا جا این حرف ها نیست الان باید بریم خیاتی بدم برای که دست

سعیه کنم منتها باید قبل از اون بریم یک تلفون بزنم به رومیه که خیلی واجبه

خیلی شکر

میکنم

خب یه دست لباس پاسبونی به این جوانیم بدودی دوره شاه ها صحبت شواره نکن من

از شاه خورده هم میاندن لباسا شدی حالا میدودیم حتی نه اون شواره نزدید یه لباس

فیلم ها بدودی باش فیلم میخوام؟ آره بس فیلم میخوام یه دودستی

بالا دارم قدیم علی آقا اون دودست لباسه هستش بالا؟ آسوانی ها؟

اونو بالا ببین

برو بالا بیا اندازت میشه برو بالا لباسو گشه نه بشنگی نه برو بالا بل بشه

خوب خوبی خواهد میخوایی فیلم بازی کنیم آره واسه فیلم میخواستم منفی بازی کنیم

نه اگه خدا بخواد مصبت بازی میکنم باییم تو لالزارو من زیر پایمون سینما دیدن

چه فیلم میدن که ای داگلاس یادته؟ آره یادمه آنتونیکو اینه یادته؟ آره یادمه

شنفتن صورتش پلاسیک کرده؟ خواهد با صوفیالوره نزده باش کنه نه بابا مرد خوبیه

خودش زن بچه داره مردم حرف در میارن پشترش وقتی که مشهور میشه سینما همینه دیگه یه

فیلم سینما رشت بودیش تو تونمین چه فیلمی بود؟ فیلم بایکینگا وقتی این کیک داگلاس

میمد چی گام میگه تونمین؟ آرزوی افراد قبیله بایکینگ هم بود که شمتی رو دست

بند تا به بهشتی که او را با لالا مینامن داخل گرم اون هم واسه دوراش میکنه اگه

این لباساشو خوب براش بدوزی برایت سفارش میدم این کارگردانه خیلی

رفیقه ما به هم برایت یه نقشه خوب بهت میده از باب من خودم آرپیزم یه موقع این

لالزار ما سرد و سر میرفتیم بالا میومدیم پایین هر فیلم خوبی بود سینما رو ما

میرفتیم یه فیلم سینما ایران گذاشته بود چه فیلمی؟ اسپارتاپوزو گذاشته بود بقیه

میشد تا نمیری بعد یه فیلمی رفتیم جانفورد جانفوردو میداد فیلمی بود عظیم همچون

کارگردانه جانفورد مردی برد شارت بنده ازگارد شد باشه باشه تو به هم نکن مثلا من

فیلم بازی کنم بابر کنید من با فیلم بازی کنم درست میکنم درست میکنم علی آقا یه خود

دقیقه کن لباس اینو ببین چجوری درست میکنی

باشه چه اندازی که میتونی اندازش بیمی اندازش بکن دیگه غرمه تو برن بله سه چه

های تو نمیدین سینما ما میرفتیم آره اون مواقع هم میرفتیم همین اون عربشو تو

نمیبینن نیزه جمعیشم واسهشون لباس چه لباسه واسهشون راستی جاموین یادته چه فیلم

یادت باشه جاموین یه فیلمی هم بازی کرد فاتح مالی چنگست همون باشه این سر آسینش

پاره که این نوزه سر آسینش هم واسهت میدون

حالا سراسینش هم موسیقی موسیقی موسیقی

اتفاقا برای من بهتره که تو این برفا راه ببرمت برای لباسات باگی تر میشه من یه تو

کارگردانی آره من کارگردانم مگه نشونیدی آقای زینازاده گفت تو برو جوانی خودتو

کارگردانیتن من یه کارگردانی ها بلدی اتفاقا هرکی بهتر میتونه جوانی خودشو

کارگردانی کنه من که اون موقع پاسیبون بودم کسی پاسیبون نبود که بدونه پاسیبونی

از پاسبانی سردارو بیاره حالا کجایی داریم میبریم؟ حالا میبریم آموزش پاسبانی بیاد

بدن حالا برو باش در اونجا عرض کن اینجا در خونه یه تیم ساره خوب

کلاتو بزرگ سرد کلاتو رو نمیشه زن سرد نمیشه کلاتو بزرگ سرد

قرار دار بایسته؟ ببین اینجا

خونه یه تیم ساره اگه تیم ساره رو ترار کنن تو اعدام میشی

زمین هواستان باشه فریب نخوری اگه کسی اومد از این آدریسی چیزی پرسید

یا شینی چیزی تعرف کرد فریب نخوری گوش ندی به حرفش زمین اگه

دختر تیمسار اومد از در رست شد یا دختر همسایگان اومدند و رفتند دلت به اونا

نلرزه آشق و شن نشی یه موقع فریب بخوری بیان اسلحتو ببرند همیشه هواستت و اسلحت

باشه حالا من میام از این یه آزیز که خواستم

سرکار میبخشین کچه بنافشه کدوم وره؟ مستقیم میری آبا برسه تو از این رو اسلحت

دوست نماشه پس همیشه از دستت رو اسلحت باشه خوب؟ من میخوام گلت بزنم حالا ببینم

کار میخوای بکنیم بیرم ازت یه سوال بکنم

میبخشین

سرکار این کچه بنافشه کدوم وره؟ با سواستت باشه که همیشه دستت رو اصلحت

باشه آفرین این طوریه اینه حالا گوش کن من میخوام

برم یه فرض کن تیم سار میخواد بیاد ببینم چی کار میخوای بکنی

سلام سلام چه

پتر ما تو نظام سلام نداریم سلام نظام اینه اینه تیم ساره

نگاه کن سلام نظام اینه یه سلام که اون میده

خیلی شلوه وله کلاتو بده من توی تیم

سرش شاید برو واسطه اونجا از اینجایی که من اومد من آجانم نگاه کن

سلام تیم سر تشریف بیاری

چرا

میخندی؟

اما اگه تیمسار نداری؟

اوه خسته چونه هاتی باشه کنه ای تراوته گوشتو مرسده

سلام بیبخش نزدیکه؟

از کجا گرفتی؟

زشت

آخ مرنوم نمیشه رو درست دارم چی چی روم نمیشه عزیزم برو بزن نه نه نه اگه اینو

این مال زناست بفهمن که زنه اون وقت می آم می بینم مرده ناراحت می شن باید اینو

بزنی که مردا می زنه ببین من الان دوتا زدم می دونن که دوتا مرد پشته داره

حالا برزیر اصلا کجا می خواهیم بری؟ بعدش دیگه میریم گل فروشی گل فروشی رای چیه؟ گل

بخوریم گل نمی خواهی چی کار کنی؟ اخو من اون موقع می رفتم که سر پاس گل دستم بود

خواستم بدم یه دختری ای ناغلاله سر پاس همه دخترها گل می دی اخو من میدونی

چرا کار بهش میدادم؟ من که میرفتم سرپاست دختر میومد هر روز یه چیزی از من میپرسید

یه روز ساعت میپرسید یه روز آدریت میپرسید اونقدر از من تیزهای پارتی که من دیگه یه

ها بهش آشق شدم دلم هوری رفتش ببخشین خانم قدیما توی این خونه نزدیک میدادن

بازم میدن؟ بله دو نفریم دو نفریم ولی یه نفری میخواییم الانه دستتو دردکن خیلی

ممنون خانم ممنون

نه درستم این تا حرف درستم نردم میخوایی بادبختم کنی تو چی؟ نگو این تا حرف هایی

میخوایی فردا ندرستم تو این فیلم رو بازی کنی چرا ندارم بازی کنی؟ مگه نشنیدی آقای

زین الزاده گفت اون موقع که پاسبون بودی هر کاری میکردی هر فکری که

داشتی هر بلای سرت اومد به جوانیت بگو خب منم اون موقع تا اون فکر بودم که گلو به

دختره بدم تا چاگو خوردم درست حالا بعدش چی کار کردی؟ بعدش د

رفتیم خونه منو اونقد عذابم داد که مریض دادم خونه دست دارم قبول باشه خیلی

ممنون قبول باشه خانم آشنا بخوریم نه شما بخور مرسی

اون موقعی که من میرفتم سر فاس یه دختری اومد از من ساعت

فرسید فرداش اومد آدرس فرسید پس فردا اومد یه چیز دیگه فرسید من فکر کردم

دختری از منو دوست داره. منم آشق شده. آدمه صاحبی. کیه اصلا میره سر چاره به این

شلوغی به دختر گل بده و آشق بشه اینا؟ خب ما آنجا آشق شده بودیم. آنجا هم دیگه رو

دیده بودیم.

فلدت خرابه. من میدونم. چی خرابه فلدم؟ خب دوستش داشتم. میخواستم باش اعزابات کنم

دیگه.

حالا آخر چه بکنیم؟ چه کار کردی؟ یه چی دیگه. تو آمدم گلو پشت بدم.

این کارگردانه همین مخمر بافون موقعی ۱۷

سالش بود. اما از بین ساگو زد الان شده کارگردان.

گله به دختره دادی یعنی آخریش؟ نه دیگه میخواستم بهش بدم تا ساگو خوردم. دیگه

دختره چی شد. آب شد رفت زمین.

خودم کاش بیارم؟ نه خیلی ممنون. دستون نرم کنه. هر وقت میل کردین کاسش رو بدون

بیرون برمی دارم. خشک. خیلی ممنون.

اما من روم نمیشه تو رو روم نمیشه چی عزیزم گلو بگی دستت برو

ای کاش من جوان بودم اون موقع بهت نشون میدادم که چجوری گلو تو دست میگیرم برو

عزیزم برو باید یاد بگیری بگی دستت برو

تا می آمدم قلبه اش بدم دستم ملرده الان تو برو مثلا وایسته آنجا پرس بده یا بیا

منم آن دخترم میرم میرم ازت یه چیزی میپرسم گردنه رو شکر کنم بجارو اونجا

سرکار ببخشین کوچه بنافشه کدوم بره؟

کوچه بنافشه این بره بره این قلبه یعنی چه؟ تو بخوای قلبه من بدی اما نمیتونی بدی

حالا یه بار دیگه میرم میرم ببینم چکار میکنه

سرکار ببخشین کنسه شبرم کدوم وره این زوری که نه اگه من گلو بهش میدادم الان

تمام شده بود بیت سر سرگردان نمیشدم بذار اونجا گلو میخوای به من بدی اما تا میخوای

بدی دستت میرزه نمیتونی گلو به من بدی حتی که تو رو انتخاب کرد منم فضل رو هم

انتخاب میکردم میخواستم بهتر بازی میکرد باشه باشه خوب بازی خوب بازی خوب یاد

میکردی که تو یه پلان و یه سردگیری نمیتونی بازی کنی باشه باشه حالا من یه

دیگه میرم دید.

بخش ببخش. ساعت چنده؟ دولر باید دوازم. مرسی.

دیدی؟ اون دختره رو دیدی؟ از یک ساعت پرسی؟ این همین میشده. من اول فکر میکردم

دختره مدرسه. یه دینش شده. در ازم ساعت میپرسه. بعدی پردابسی و پس پردابسی اومد

یه دیگه پرسی. یواش یواش فرمیدم که یه حسابی تو کارشه.

اما نمیشه یکم زودتر بگین برای چی؟ آخه اگه دیر برم خونه مادرم مریضه

ممکنه ناراحت بشه تو اگه اینقدر بچه ننه هستی پا چجوری میخوایی با شریعت نجات

بدی؟ خب اگه هرکی میخواد با شریعت نجات بده باید مادرشو ناراحت کنن نه میتونه

مادرشو هم ناراحت نکنه دیدی معمولا هر دوتا هستی با هم نمیشه حالا یه سوال دیگه

تو؟ کسی رو دوست داری؟ بله چیه؟

خدا رو مادرم و پدرم و دوست هم و

انسان ها رو بله منظورم اینه یه کسی رو دوست داری مثلا فکر کنی بعدم میخوای باشه

ازدواج کنی؟ تو الان جوانی منی

پس دوست داره؟ نه خب تو که میخوای بشریت نجات بدی باید چجوری میخوای

ازدواج کنی؟ خب دو نفری که بهتر میشه باید بشریت نجات بد اینو بیا عطیه

حالا کیه؟ بامیله؟ نه دخترخاله؟ نه

دخترامه؟ نه پس کیه؟ دخترزاییه؟ نه

اونم تو رو دوست داره؟ بله خودش بهت گفته؟ نه حتی چه میدونی

پد؟ خب راستش من بهش کتاب میدم بعد وقتی کتابو پس

میگیرم لاش گل بذاشته وقت کجا هم دیگر رو میبینیم که از این حرف ها میزنی؟

هر وقت میرم خونه شو مهمونیم چه کتاب هایی بهش میدی؟ کتاب هایی رومان، شهر،

کتاب های علمی

کتاب کامپیوتر میخونه پست میده یا فقط لش گل میداره نه آقا میخونه

از کجا میدونی ازش میپرسی که خوندی؟ نه وقتی کتابم میگیرم

میبینم زیر جمله های خوبش خد کشیده اونم خواد مثل بشریت نجات بده؟ بله

از کجا میدونی؟ از اون جمله هایی که زیرش خد کشیده

یعنی چون زیر اون جمله ها خط میکشه پس تو فهمیدی مخواد بشریت نجات بره بله

خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی

خیلی

خب تو داری منو مصدره میکنی تو هر کاری من جوونی هم میکردم تو الان داری میکنی

ببین حالا یه چیز دیگه هست مخواهم بهت بگم خوب خواستو جمع کن که لازمه

به این دختر خاله منه همون که من بهش کتاب میدادم داشت گذنزش دارم

جوونی هم اونم دنبال من اومد که تو اون عملیاتی که میخواستم پاسبانه رو خلص دلا

همراه من باشم اتاها وقتی من دستگیر شدم اونم گرفتن ولی چون جرمش کنتر بود

اونو زودتر ول کردن وقتی ولش کردن عروض می کردن الان یه دختر داره این اون موقع هست

یعنی الان من می بینم فهمی کنم واقعا جوانی ماست دختر خالتون همراه تو می اومد

کار کنن؟ این دختر خالت همراه من می اومد می رفت حواد به این پولیسی رو که من

خواستم خواهد اطلاع کنم پرس کنه می رفت جلو مثلا از این ساعت می پرسید آدریت می

پرسید یه مقداری حواستشو فرق میشه که من بتونم بهش حمله کنم خب میدونی؟ بس

خب حالا میخوام دارم خونه دختر خاله همه چی

برم؟

حالا

میامم دختر خاله؟

دختر خاله؟ دختر خاله؟ نیستی؟

کیه؟ محسنم محسن توی؟ آه بیا تو تنه

جدید برم یه دقیقه بیادن در دختر خاله؟ بیا تو درستم بنده نه بابا تو نمیام

یکی همرامه بیا تو جدید حاضره قربان شما یه دقیقه

بیادن در تنه نیست؟

با جوانی اومدم سراغ جوانی خلا پسر خاله خلا مالکم خوب هستی؟ خیلی

ممنون بابان شما بگو مامان بگو یه دقیقه بیان

دختر

خاله جوانم بخوام دخترتون رو برام جا جوانیات بازی کنه جوانیات یادت

میاد؟ آره شادش بخیر پاتبانه یادت میاد؟

هیچی اومده آرتیست شه راست میگی؟ اوه خدا این بابا الان اومدم دختر تورم ببرم جای

جوانی های تو بازی کنم یاد موسیقی موسیقی دیگه دست دستر ما برگرد نه بابا فیلمه این

دیگه نه خواهر کنه حالا بیا تو یه چایی بخوا ببین

یونم میگم که من که چایی نمیخورم یایته با هم چایی نمیخوردیم خودمونو

بسازیم؟

تا چی؟ همه چایی نمیخوری؟ من؟ چرا؟ میخورم

مالک مخلطی؟

اربانه شما؟ بچه ها خوبه؟ اربانه شما؟ شماره چطوره؟ برد

نیست دختر کتی گره چطوره؟ خوبه؟ در توی که؟ خب حالا که کار کنیم؟ ملخوره میتونی

دخترتو ببریم؟ نه نفر جوانیتو بازی کنه؟ نه باست اینجا دوست ندارم جوانیست مثل

خودم بده باریدی با این دو دین؟ باریدی که چه کنیم دیگه یادی از گذشته ها نکنم حتی

نباشیم بفرماش نمیخورم خواهش میکنم نمیخورم نمیخورم حتی چایی نمیخورم نمیخورم

نمیخورم نمیخورم نمیخورم نمیخورم نمیخورم نمیخورم نمیخورم

نمیخورم

نمیخورم

میری ازش سوالت میپرسی یا مثلا آدریس میپرسی حواس رو پرد میکنی دیگه باشه راستی

کنار برمی بردی؟ مرسی برای توش خواهد مکشی امانت باشه حتما

راست درد مکنه تصرف میو بردین چون یه شام یه

میبه یه چیزی با هم میخوردی خیلی مرسی خیلی مرسی خواهیت میکنم خداحافظ خداحافظ

به مامانم بگو بذارو بیام دیگه چقدر درستو

خورم چقدر درستو خورم تو سندو خوره نقشه نوم بازه من نمیخوام من دیگه درستو

بیا تو اما تو رو خودتون رو عزیزه بگیریم؟

نه، الان مدرسته اون وقت چه دختری دختر خالای خودتون نیمت بازی کنه؟

ندیدی مادرش مخالفت کرد؟ اگه مادرش نمیخواست با شما با

بستریتون رو جات بده؟ آره میخواست ولی فیلنکه میبینیم

اینو دارن تحتیل میشه تحتیل دارن میشه؟ آره

از خورو باید صحبت کن و ببین میاد ولی خوره نمیاد

چیزه یه فیلمه خب من انتخاب شدم قرار بازی کنم آره بعد

یه دخترم هست کاریدنش گفتش که اینه من بهش گفتم که تو دختر داریمی

کاریدنش گفتش صحبت کنم ببینم قبول میکنی بازی کنی آره بازی میکنی تو؟ قبوله؟

خب بیا بریم الان باید صحبت کنیم آره تو اون ماشین هست بریم آره یه دقیقه برین

آره دیگه خودش گفت بیا

مانا

مانا مانا قبول کرده قبول کرده مانو راضیه؟ بله من توی بابا باتی

کنم یعنی فت من برم بابا باتون صحبت کنم؟ شما مشکلی نداریم؟ نه خیلی خوب دیگه فت من

بابا تماس می کنم چشم باید نداریم شما؟ نه بابا خدا خدا خدا خدا مواظب خودت باش در

حال آن عربی شده

اگه میخوام با شریعت نجات بدن میتونم بغضون دیگه کنم؟ خب معلوم آره اگه با من

کردم بچه دار شدن باید نمیتونم با شریعت نجات بدن؟ خب معلوم از این خب دو نفر دیگه

درم میتونم با شریعت نجات بدن په یه نفر خب اگه بچه دسته بشم باید بچه خودش نجات

بدن نمیتونم با شریعت نجات بدن؟ نه نه نمیتونم ببین مثلا خود من اگه مثلا بچه

خب بچه همو خیلی بیشتر دارم دیگ

خب اون صدا من مردم رو دیگر هم نیست دارم ولی با حتی هم دوست دارم به سریعت رو

نداره دارم اینو همه احتیاط به تنظیم دارم توزن هستی؟ این مردم هم تا یه همون خیلی

پوزیوله نمیخواد تنظیم دارم چون تو دقیقه اونیم ساعت تنده؟ ساعت ندارم ببین بیا

ببین

اه، من دوست دارم وقتی بزرگ شدم ها خب بشم پدر بشریت اه؟ منو اگه دوست داشته باشی

میتونه بشی مادر بشریت چه جالب؟ اصلا دوست ندارم، فقط بابای بچه های خودم باشم دوست

دارم این همه بچه در دنیا هست که بابا نداره اصلا بشریت بابا نداره، اگه بابا

که اولوش اینطوری نبود قبول داری؟ چیو قبول دارم؟ این که بشی مادر بشریت خب آره

قبول اون به یه سر چشم؟

خیلی خیلی

من خونه میگم این شیش میلیارد دچه رو جمع کنم بیارم تو خونه مثل بابا ننه قندقشون

کنم و آب غم بدونشون بکنم حتی چی میگی؟ من میگم با دو نفر باشن که مثل پدر مدر رشدی

هست داره اینا دل بسیزونن بستشونو بکنم یک کاری بستشون بکنم تو که نمیدونستی بشریت

چند نفر هست چطور مخواستی بشی مادرشون؟ من دوست دارم مثل مادرشون اما یکم چند ترش

بخونه نیست نصف شما میتونی نگذاری؟

یک میلیارد نفرشونو میتونی نگرداری؟ بازم زیاده پونصد هزارتشونو میتونی نگرداری؟

نمیتونم اخو زیاده کن چو میگی؟ میکنه اینجا کلاس بره؟ پس نمخواد مادر بشریت بشی

رو اتو مادر دی واسه بشریت پیدا میکنم اتو مادر پیدا میکنم که همه بشریت

نگرداره من، من پدر و مادر بشریت در میارم من خودم میخوام میخوام مادر بشریت بشریت

بشریت بشریت

خیلی خیلی با من بودم

برای اینکه توفنگش رو برداریم باش بریم بانک شانشایی رو بدنیم بریم بانش بزنیم؟

دیگه که با پولش بریم سهره های آفریقا رو گل بکاریم یا مثلا نون بخریم بدیم این فقر

بیچاره ها بخوریم چی میدی تو؟ حالا اصلا خوب نیستم من نیستم سهره های آفریقا رو گل

بکاریم ببین تو مثلا یه زنه رو نیا کن اینجا نشسته این از بس که نون نخورده ها

نمیتونه به بچه ها شیر بده

از دایی اجازه نامه بگیر که کارگردانه گفته که اگه اجازه نامه نگیری نمیذاره تو

فیلم بازی کنه

این ساعت ها خرابند دخترم برای تعمیر رو بردن اینجا ببخشید خدا ببخشید

ببخشید ساعت کنده؟

دو دقیقه دوادید

دیدی؟ دیدی اون دختره اومد از ساعت پرسید؟

به قرون این همین بوده من فکر کردم این دختر مدرسه یه دیرش شده اومده از من ساعت

پرسیده ولی پرداشت که اومد پرس پرداشت که اومد من فهمیدم که حسابی تو کارشه

این که اینجوری منو اطلاق بیدار کردی الانم سرم درد میکنه برس مساکن

بخور برسم فایده نداره الان به نظر تو چرا این دختره نیومد تو را اومد؟

که اون برنامه فکر کرد موردی تو شاید هم

اینجوری فکر کرده چون ببین اگه اینجوری فکر نکرده بودا این منو خیلی دوست داشت یک

ماه با هر بحانه هر روز میومد به منگل ساعت میپرسید از منگل

آدریت میپرسید حتما دوست داشت منو میومد با یه بحانه خواهد منو ببینه دیگه

بگم آخرش نبند تو هنر پیشه یا آشف پیشه؟ نبند چه کاری؟

من هم هنر پیشه هم هم واسه این فیلم میخواهم که بازی کنم که نقشه

مصبت باشه بخاطر این که من بتونم به اون دختره برسن و الانم خدا شهاده این نقشه

مصبت تو این فیلم به من نده من نمیبخشمش آره اگه نرسیدی به دختره چی کنم کنی؟ به

خدا من نمیبخشمش خدا هم نمیبخشدش چون یه بار این ضربه رو به من زده زندگی من از

دستم گرفته عشق من از دستم گرفته منو داغون کرده من حالا به خاطر یه زن گرفتم

همه زحمت میکشم این وران ور میرم میام منات یه مخمر باف رو میکشم به خاطر چی؟

به خاطر اینکه به اون دختره برسم علتش همین بود که اون دختره شبیه این دختره بود

که من تو ارومیه تو بازر داشتم میرفتم بعد زندگی دختره دارم میاد من فکر کردم همین

دختر خودشه بعد رفتم جور دیدم نه دختر خودش نیست ولی انگهش شبیهش بود من فکر

خودشه فقط یه نور که این عبرهاش پررنگتر از من بود بعد من مادرم فرستادم

رفتیم دختر از من پرسید تا هنر پیشه ای؟ بهش گفتم نه بعد دیدم

خیلی دوست داره من هنر پیشه بشم بهش گفتم آره هنر پیشم گفت چرا این اول زندگی اونه

برامون دروغ میگی گفتم نه دروغ نمیگم به دنبال جوانی پاسبان دربین یک برداشت یک

موسیقی موسیقی

خدا به آمرز مادر منه همینجوری غریبانه مرد خدا به آمرز

سپید برگانونیش

آقا شما یه گذر سپید نیدی؟

آقا شما یه گذر سپید نیدی؟

آقا شما یه گذر سپید نیدی؟ خانم آقا

شما یه گذر سپید نیدی؟ چرا من دیدم؟ چرا من شما یه گذر سپید نیدی؟ چرا من دیدم؟

چرا من شما یه گذر سپید نیدی؟

موسیقی موسیقی

چیز اون یه ساگوتو داشت برده وردا شدهشو بزن

هر خود خود کم بزن به دختر ها؟ دختر ها؟ ها

سینماییه نقد حالا نمیشه یه جور دیگه با شریعت نجات داد؟

دوباره ترسیدی و هانواردی ها؟

دختر داییت بفتی بیاد در کوچه نگارباده؟ بله بفتم بگو همینه؟ بله اینه؟

بله همینه میدونه کجا باید بیاد آهان اومده اونجا

دیده این طوری نشدی؟ دیدم ولی خب

بازم میگم بهتر یه جور دیگه رو شیرت اینجا ده مثلا فکر بشه رو عوض کرد یا...

بله ولی این حرف...

خیلی ما عطل نشدین که؟ نه از باباتون هم که چیز رو گرفتین رو بردین؟ بله دیگه رو

بردین چه دیر کردی؟ ببخش دیگه دستان که تو اتنون کردیم شرا

خواهم شما هیگول میریزی

لایه کتاب میدی به پسرم من

ها؟ ببین با دختر دایید میری بری تو

بازار حواس پولیسه رو اینجوری پرد میکنی دختر دایید میره سآل میکنه ازش قادر اسم

ساعت میپرده تو این مایه ها بعد حواسش که پرد تو میری خلی سلاش میکنه

خلی سلاش که خاصی بکنی اینجوریه که اگه به شلوقه رد میشی دوباره برمیگردی

کار میکنه اگه میبینید مردم ما اینها ریستن

باید هوا چیز کنید دیگه شعار بدین یه جوری حواسشو پرد کنید چرا توش خط کشیدی؟ نگه

نگفتن امانت به خدا یه دومنت خیلی قشنه یه لحظه نگاه کن خیلی بخون خب ببین اگه که

مردم ریختن میخواستن بگردن اون همین جمعه داره شعار بدین خب چی میگی؟ شعاره چی

بدین؟ همینه شعار بدین دیگه باشین بچه ها دیر شد یعنی بگیم تا درختت زندگی باید کن

دوربین دو برداشت یک

خانم عقبتر واسه من ببینن نیست ازش بگفت برای چه مون گرفتی؟ برای چه مون گرفتی؟

جواب بگفت من چاقه رو بکنم سیدهش قایم بری برو برو خب

سقف خونه

آقا به من حاجت کمک کنید مرسی خانم مرسی چیه میکی؟

دعاشون کند خدا عمرت بده خدا عوضت بده خدا عمرت بده خدا

عوضت بده به من اشکال نداره به ادامه بدیم به من گشنه کمک کنید

بچم گشنه هست تو رو خدا

بچه گره گره میکنی؟

بچه

گره گره میکنی؟ من نمیدونم اینجا خواستنم

بگیر

بچه بگیر بچه بگیر بچه بچه بچه بچه بچه بچه بچه بچه بچه بچه

موسیقی موسیقی

برو تکرار کنی برو تکرار کنی برگرد خانم شاید تکرار کنی

چاله بردار

دستو بردو برو آها باید تو کنترل کن برو

اوه اینچه یه گوله او ساقی کار نیست نه نیست افتاقی یه جوال نیسته ایسا که چو؟

به دنبال جوانی کارگردان دوربین دو برداشت دو

حالا ببین نون بگیرین نون برسیم بذارم اون دستان چاقو دیزنش برسیم آن برسیم

نه اجاده درمون شدید برمیگیم

این صحنه یه بار اتفاق میفته ها

حواسه جمع باشی حواسه جمع باشه؟ حواسه پرد کن زمین من

یه بار بیشتر نمیتونیم تکرار کنیم

برخور

ببخشید ساعت چنده؟ خط قایده نزداده

خط قایده نزداده

از این خانم یه سوالی که از نارای شد رد

آقای مخمه علیه افتاده افتاده

افتاده

بابا اون درمان بابا اون درمان بابا

اون

درمان

بابا خودم گفتی که من خودم گفتم آره بابا خودم گفتی که من خودم

گفتم آره بابا خودم گفتی که من خودم

گفتم آره

من نها کنم اگه این فیلم بازی نکنم آبرون میره به من چه برم تابروت بره حالا من 20

سال سرگردن شدم زندگیم از دستم رفت کسی برا من نارهت شد؟ آبرون میره چه دیده وقت

دلش بره مصروف؟ به من چه برم تابروت بره؟ تو به هم قال دادی با هم بازی کنیم نها کن

قال داده بودم بازی کنیم من فکر میکردم من دارم زندگی به دست میارم من بخاطر زندگی

فیلم رو بازی میکردم بخاطر من نرم حالتو بگیرم تو رو مر

تو نمیگی من فردا برم شهر رو برم چیزی با مردم بدم به من مربوط نیست تو خودت باید

بری تو به من گل دادی من گل دادم ولی این گلابی دار اومد این میخواست منو بکشه اول

بخاطر من بخاطر من نرو

یک

ماه بود میخواستم گلو بهش بدم اما نمیتونستم تا میخواستم گلو بهش بدم دست دل

میدرزید الان تو اون بیستالگیه منی من اون دخترم تو برو باید بین

فرض کن برو باید اونجا برو باید اونجا همانجا خوبه

فکر کن منم اون دخترم هرکه توی اومد ازش سوال کرد تو میزنیش

بسیار میکشیش منم اگه رفتم اومدم ازتیتی سوال کردم منو

بزن تو رو بزنم؟ آره منم بزن حالا میرم یه تیزی ازت میپرسم و گیرم چو

کنم

آماده

ای؟ آماده من که نمیدونستم اون آرشگه من نیست قاتل همه پس بزن تأثیر تو

میدن سرکار ببخشین کتر بنافشه کدوم بره؟

بره دفعه

تو برو بیا تو اون دختری منم اون پاس بانم من اون دختریم

تو اون دختری منم اون پاس بانم خوب بیا یه تیزی از من بگو برس

حواسه پرد بشه چرا

اون سرکار؟

برخوشید ترکار ساعت چنده؟ برخوشید ترکار ساعت

چنده؟

مرسی طرف شما میدونید ساعت چنده؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.