All language subtitles for That.Person.Has.Disappeared.2024.720p.BluRay.x264.AAC-[YTS.MX]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified) Download
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean Download
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian Download
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه اختصاصی فیلم و سریال ژاپنی @Jdrama_Team

هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در سايت ها فروشگاه ها و... غيرقانوني و غيراخلاقي است

Lotus :مترجم @Jdrama_Team

آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani

TlG :@Jdrama_Team IG:Jdrama_Team jdramaworld.blogsky.com

هاشیا- بله، همینه-

ماروکو یک شکایت دیگری داری تحویلت کنده

آه ببخشید

داری دردسر درست میکنی

بله، بیشتر مراقبم- لطفا! جدی میگم-

من این کار رو چهار سال پیش گرفتم

ما هم شرایمون سخته

بله

به دلیل این وضعیت

ببخشید من توانایی پرداخت ندارم

درسته، کاریش نمیشه کرد

ببخشید

اصلا مشکلی نیست

ببخشید

خسته نباشی

وزارت زمین، زیرساخت ها، حمل و نقل و گردشگری اعلام کرد با توجه به اطلاعات حمل و نقل کامیون

میزان بسته های اداره شده توسط شرکت تحویل

بیش از 10 ٪ در مقایسه با همه گیری کرونا است این بدین معنی است که این میزان در حال افزایش است

در مقایسه با قبل از کرونا کمی بیشتر شده

من هر روز سرم شلوغه و چاره ای جز تلاش سخت ندارم

درسته

حتی در بحران بی سابقه این میزان سخت بود

با تشکر از افرادی که کار می کنن

زندگی ما ادامه پیدا کرد

فقط میخوام که فراموش نشن

برای کسانی که در حمایت از زندگی ما درگیر این کار هستن

ازتون ممنونیم

من کسی هستم که میخواستم وجودش لازم باشه

اما فقط با انگیزه و اداره میشه ادامه داد

واقعیت خیلی شیرین نبود

!دیر کردی

!ای وای

در برنامه تحویل در دقیقه طبیعیه که در محموله در محدوده زمانی تحویل داده بشه

اگر دیر کنی، سرزنش میشی

با گذشت زمان، دیگه خبری از تشکر کردن نیست

تمام چیزی که باقی میمونه مشغله زیاده

...آه

ماروکو،خسته نباشی پسر

چیشده؟ انگار خیلی خسته ای

اراکاوا-سان خیلی پرانرژی هستی- اینطوره؟-

خب، من تونای ندارم که خسته باشم

واو

هنوز هم این کار رو انجام میدی؟ نوشتن رمان

البته! این کار اصلی منه خوندیش؟

نه- چرا؟ بخونش-

من این بار واقعاً ازش مطمئنم

باشه فهمیدم- نظرت رو هم اینجا ارسال کن-

نه، مستقیم میگم - خوب نیست-

اینجا برای نظراته چون خوشحالم میکنه

ها، اینطوریه؟- اینطوریه-

رمانی ترسناک که به سختی میشه بهش گفت جالب

ازم خواست که نظرم رو بگم ولی راستش، نمیدونم چی باید بنویسم

رمانی بود که اتفاقاً به عنوان سرگرمی خوندم

ها ... ها

...کومیا چیهیرو

مشتاقانه منتظر ادامه اش هستم

...ها

رمان‌های اون بهم کمک کردن تا واقعیت تلخ رو فراموش کنم

اوه

بعضی مواقع اینطور بود

و شد دلیل زندگیم

ای وای

وظیفه تحویل به هر منطقه اختصاص داده شده

من الان دو هفته است که مسئول این آپارتمان هستم

من تقریباً هر روز به اینجا میام، بنابراین چه بخوام و چه نخوام ساکنان رو خوب می‌شناسم

حتی در مورد آپارتمان

شاید من کسی هستم که از همه بهتر میدونه

"مثلاً "مقصر کیست؟

بله- حمل و نقل هاچیا هستم، لطفا امضا کنید-

بله، سلام

ماکیساکا-سان از اتاق ۲۰۱

در نگاه اول، فردی دقیق و نکته‌سنج به نظر می‌رسه

اما احتمالاً این فرد مقصری باشه که از تفکیک زباله غافل میشه

....یه بار تو سطل آشغال

دیدم که اونها رو با چیزی شبیه آهن مخلوط می‌کنه و دور میندازه

بفرمایید- بسته تون-

بادقت هم امضا میزنه

اما زباله‌ها رو تفکیک نمیکنه

چیزها اونطور که به نظر می‌رسن نیستن

اما ماکیساکا-سان، اشکالی نداره ما به تو آسیبی نمیرسونیم

....دردسرسازترین چیز برای پیک‌ها اینه که

این کسی که در خانه نیست

مخصوصاً این ساکن، روکاوا، که هرگز خانه نبوده

بله؟- من ماروکو از حمل و نقل هاچیا هستم-

اومدم بسته تونر و تحویل بدم

آه، من الان اونجا نیستم میشه همون کنار بذاریش؟

ببخشید نمیتونم همینطوری بذارم

آه، درسته

کی برمیگردید خونه؟

نمیدونم، شاید فردا

فردا؟ 12 مارس چه ساعتی برمیگردید؟

اِه، خب، شاید بهتر باشه زودتر بیام

...ولی دقیق نمیدونم

اشکالی نداره اگه بتونم بین ساعت ۸ تا ۱۰ تحویلش بدم؟

همین خوبه

...خب ممنون برای

...ها

...کومیا چیهیرو

...ها

بله؟- از حمل و نقل هاچیا هستم-

آه بله

بله

...خب

آه، من برای تحویل بسته اومدم لطفا امضا کنید

متشکرم

ببخشید- بله؟-

بسته- آه ببخشید-

لطفا - متشکرم-

...میگم- بله؟-

...آه، خب

همین چند روز پیش اسباب کشی کردید؟

ها؟ آه، بله

که اینطور

آخع من من مسئول تحویل اینجا هستم

اسمم ماروکوئه، خوشوقتم

آه، که اینطور متشکرم

اِ، همچین تصادفی؟!

از وقتی بودم سر این کار اولین باره انقدر حالم خوبه

خب، تو اینو به من مدیونی، درسته؟

آه، چرا؟- نه-

چون من «بیایید رمان‌نویس شویم» رو معرفی کردم

بخاطر من کومیا چیهیرو رو ملاقات کردی

خوب، تا اینجاش درسته، ممنونم

خی ایگه اینه رمانم رو بخون

چرا این همه آدم میخونن ولی تو نمیخونی؟

رمانت

هیچکدوم از نکات مثبت تناسخ رو نداره

هوم؟- ....گذشته از همه اینها -

بهترین قسمت، حس بی‌نظیر بودن شخصیت اصلی داستانه

شخصیت اصلی باید کسی باشه که می‌خوای شبیش باشی

این درست نیست؟

پس من به عنوان یک زامبی دوباره زنده می‌شم

به نظرم اون موقع اشتباهه.

حالا که انقدر انتقاد داری، چرا نخوندیش؟

این چیزی بود که خودت گفتی بگم- پس اینقدر ناگهانی از من انتقاد نکن-

چون باید از نظر روحی آماده باشم

ها؟

یعنی دوست داری به نقش اول داستان کومیا چیهیرو تناسخ پیدا کنی؟

البته که میخوام

هوم، داستانش چیه؟

نقش اصلی به یه دنیای دیگه میره و به یه جاسوس رده بالا تناسخ پیدا میکنه

یه داستان جنایی و ماجراجوییه

این چیه؟ ترکیبش خیلی شلوغه

اما 86 نظر داره

امروز سرگرم کننده بود

....جالب؟ امروز

این یک قسمت اسپویل مهم داشت

این ترفند شگفت انگیزه

اگر تا اینجا حروف اول همه کاراکترها رو به ....هم وصل کرده باشی

به یک کد تبدیل میشه

آراکاوا-سان، لطفا تو هم بخون- من که نمیخونمش-

نکته‌ی اصلی رو که گفتی- آره خب-

احساس می‌کنم رفتم رستوران سوشی و یهویی مجبور شدم ماهی تن چرب بخورم

فکر کنم میشه از این عبارت استفاده کرد

نه، به نظرم اصلاً مثال خوبی نیست

برای همین میگم، انتقاد یهویی خوب نیست

اونجا بود؟

ها؟ - بسته کومیای چیهیرو اینجاست؟-

امروز نه - آهان-

من رفتم یه رستوران سوشی

انگار ماهی تن چربشون تمام شده بود

...ای بابا

ها؟

...آه

بله - آه ببخشید-

ماروکو هستم از حمل و نقل هاچیا برای تحویل اومدم

ها؟ همین دفعه بود؟

راستش رو بخواید، از شما می‌خوام تاریخ و زمان تحویل مجدد رو اعلام کنید

....من اون رو گم کردم

ای بابا- متاسفم-

نمیخواد. چی هست؟

...نه، این همون

!خب بذارش تو صندوق پست دیگه

چی شده ماروکو؟ دستات دیگه تکون نمیخوره

آه ببخشید

اِ، نکنه دوباره یه مشکلی پیش اومده؟

نه، هیچی نشده

واقعاً؟ خب پس، اشکالی نداره خواهش می‌کنم نباشه، دفعه‌ی بعدی برات وجود نداره

بله

هاسبه- با اینکه ماه مارسه، هنوز هوا سرده-

ببین، می-چان هم حالش اصلا خوب نیست

درسته

هاسبه-سان از اتاق 301

در میان ساکنین این آپارتمان از همه بیشتر حرف میزنه

هاسبه-سان، میشه یه چیزی ازتون بپرسم؟

اوه، چه عجیب! چی؟

ساکن این آپارتمان مردی حدوداً سی ساله است

شیچی-سان، کسی موهاشو به مدل ۷:۳ باز کرده؟

آآآآ...... خودشه

واقعا؟

میدونید کجا زندگی می‌کنه؟

درب بعدی، اتاق 302

302 ...

من هیچوقت ندیدمش

منم چیز زیادی در موردش نمی‌دونم

با اینکه همسایه‌ایم، اما ارتباط زیادی با هم نداریم

اما مرد خوش قیافه ایه

...آه... پس

حتی اسمش هم نمیدونی؟

درسته

چی؟ چرا اینو میپرسی؟

آه، نه، قبلاً ندیده بودمش، برای همین کمی کنجکاو بودم

این به طرز شگفت انگیزی جالبه

فکر کنم چون ماهی تن چرب خوردی، سیر شدی

این رستوران سوشی مخلفات رضایت‌بخش دیگه ای هم داره

متشکرم

از تو تعریف نکردم

نه. خب، آراکاوا-سان، نظرت چیه؟

...خب، من تک تک ترفندها رو دیدم

همه اینها کنار هم قرار می‌گیرن تا یک تکنیک ترکیبی ایجاد کنن

نه، مربوط به رمان نیست

آه، آن مردِ با صدای تق‌تقِ دستگیره‌ی در؟

به نظرت کی میتونه باشه؟

خب، با چیزهایی که از تو شنیدم ....قطعاً همینطوره

استالکر ... اینه؟

آره، خب، این ایده خوبیه

بهتره به پلیس خبر بدیم اینطور نیست؟

اما اگر معلوم بشه که قضیه طور دیگه‌ایه رئیس مرکز ساکت نمیمونه

آه، پس موقع تحویل بسته

شاید باید یه نگاهی بهش بندازم؟ اتاق ۳۰۲ رو

که اینطور!؟ تحویل بسته

نه، تا الان اصلا اونجا بسته ای تحویل ندادم

شاید فردا هم چیزی نباشه

...هوم

من میرم

بله؟

آه، مامور حمل و نقل هاچیا هستم

چیه؟

عذر میخوام، از حمل و نقل هاچیا هستم من برای جمع آوری رفتم

من سفارش ندادم

ها؟ عجیبه

این جا واحد هاسبه-سان اتاق ۳۰۲ ئه، درسته؟

نه، نیست

خب میشه بدونم اسمتون چیه؟

ها؟- آه ببخشید-

اگر اشتباهی رخ داده باشه، شرکت

باید به شرکت گزارش کنم

میشه لطفا اسمتون رو بگید؟

ببخشید - آه صبر کن-

شیمازاکی هستم

دیگه کافیه

...هاا...ها

بله ؟

ماروکو از حمل و نفل هاچیا هستم

بله

بله؟

....آه نه

!آه، وقت جمع‌آوریه

برای امروز درخواست جمع‌آوری دادید؟

اِه، من این کار رو نکردم- اوه، فهمیدم. ببخشید-

خسته نباشید

...میگم

من رمان میخونم

ها؟

ببخشید دفعه قبل که اسمتون رو پرسیدم

یه کم شک کردم

شما کومیا چیهیرو هستی، همونی که تو پست بیایید رمان‌نویس شویم» پست گذاشت، درسته؟»

بله

من طرفدارتونم داستان تناسخ جاسوس رو همیشه میخونم

حقه دفعه پیش هم چون خیلی غیر قابل پیش بینی بود کلی هیجان زده شدم

آه ممنون

....بنابراین، امم

اخیراً چیزی تغییر کرده؟

ها؟

نه، مثلاً... یکی داره نگاهت می‌کنه

نه، هیچی... چرا؟

....نه، خب

شنیدم که اخیراً یک فرد مشکوک اینجا بوده

آه

...خب

بله؟

نه، پس چیزی نیست

ها؟ اما- نه، نه-

اصلاً چیز بزرگی نیست

....خوب پس - آه-

یک استراق سمع

دقیقاً مثل این داشت

تعداد زیادی عکس هم بود

توی عکس چی بود؟

خیلی خوب دیده نمیشد

ضمناً، کومیا-سان داشت سعی می‌کرد یه چیزی بهم بگه اما بعدش منصرف شد

شاید یه مزاحم داشته باشه

که میدونه زیرنظرش دارن

نتونستم بگم- هوممم-

حتماً باید گزارش بدیم؟

اما هنوز نمی‌تونم با قطعیت بگم که قضیه اینطوریه

....اگر اشتباه باشه

اگر مدیر عصبانی بشه یهو اخراجمون میکنه

دیگه نمیتونی کومیا چیهیرو رو ببینی، فهمیدی؟

با این حال، درسته که مشکوکه

کاش یه کم اطلاعات قطعی تری بود.

نوماتا-سان از اتاق ۳۰۳

اون همسایه دیوار به دیوار شیمازاکیه بنابراین شاید چیزی بدونه

ها؟- لطفا امضا کنید-

الان عجله دارم

سفر میرید؟

...یجورایی دارم حرکت می کنم

اینطوره؟

....هنوز تصمیم نگرفتم کجا نقل مکان کنم

فعلاً، می‌خوام هر چه زودتر از این فضا برم

اتفاقی لفتاده؟

به تو ربطی نداره بگیر

بده به من

...درسته ... شاید

با همسایه کناریتون رابطه دارید؟

ها؟

پس بالاخره یه ارتباطی وجود داره؟

نکنه تو هم اون رو دیدی؟

بله، یک شنود تلفنیه، درسته؟

دستگاه شنود؟ آها

....خب، این هم درسته، اما

شما چی دیدید؟

دیشب همسایه‌ها سر و صدا می‌کردن

....رفتم بهش تذکر بدم و بعدش

اون رو دیدم

....حتی اگر دیدید، چی

زنی اونجا بود، غرق در خون

...ها

آه، متاسفم که منتظر موندید

من با شیمازاکی-سان از اتاق ۳۰۲ صحبت کردم

چطور بود؟

این فقط فکر و خیاله

آه ... منظورتون چیه؟

ظاهراً اون کمدینه

کمدین؟- بله-

اون واحد یه ملکی ـه که توش یه حادثه رخ داده

ظاهراً برای یک برنامه تلویزیونی اونجا زندگی می‌کنه

حادثه؟- بله-

اونجا مشهوره

میگن آپارتمانیه که مردم توش ناپدید میشن

آپارتمانیه که مردم توش ناپدید میشن؟

ساکنین قبلاً ناپدید شدن

اونموقع غوغایی به پا شد

ها؟

....خب، بالاخره تونستم با ساکنان اونجا تماس بگیرم

اما عکس‌ها و دستگاه‌های داخل اتاق

این یک موضوع عجیبه! شاید برای بررسی پدیده‌های ماوراءالطبیعه است

گفتن این عکس، جن‌زده‌ترین عکسیه که تا الان گرفته شده

به هر حال، فکر نمی‌کنم اتفاق خاصی باشه

اما نوماتا-سان، همسایه بغلی، گفت که زنی رو دیده که غرق در خون بوده

تو که اینقدر پافشاری می‌کنی، مگه روح ندیدی؟

روح؟

به هر حال، فکر نمی‌کنم این بار هم پلیس دخالتی داشته باشه

...ها

جالبه واقعاً

حرف پلیس رو باور می‌کنی؟

این حوزه تخصص توئه برای همین بهش علاقه‌مند هستی

شاید قصد داری از اون به عنوان ایده اولیه برای یک رمان استفاده کنی؟

این بستگی به داستان داره

لطفا سربه سرم نذار

شوخی نمی کنم

یه چیزایی تو این دنیا هست که باور کردنش سخته

پس بیا تا آخرش بریم

قراره دستگاهی که در اتاق شیمازاکی قرار داره، پدیده‌های ماوراالطبیعه رو بررسی کنه

داری میگی زنی که نوماتا دیده هم یه روح بوده؟

جیباکوری این احتمال وجود داره که یک روح زمینی باشه

جیباکوری؟

....اگر در این دنیا با حسرت بمیری

فقط همینجا میمونن و قادر به رسیدن به اون دنیا نیستن

این امکان نداره، مگه نه؟

مگه اونجا در واقع ملکی نبود که توش حادثه‌ای رخ داده بوده؟

....درسته، اما

پس کومیا-سان تو اتاق رو چطور توضیح میدی؟

از دیرو هیچ به روزرسانی برای رمانش نداشته

روح

روح زده؟

فقط با چیهیرو

شوخی می کنی، نه؟

انتخابات مجلس نمایندگان تنها یک هفته دیگر برگزار می‌شود

پیش از روز رأی‌گیری، رهبران احزاب در حمایت از نمایندگان سخنرانی کردند

در همین حال، اداره پلیس متروپولیتن امروز تمهیدات امنیتی خود را برای دوره انتخابات اعلام کرد

به من دستور داده شده تا امنیت را تقویت کنیم

جلوی ایستگاه شیناگاوا قبل از سخنرانی حمایتی نخست وزیر

کار بررسی امنیتی پیشرفته در حال انجام است

تدابیر امنیتی در محل برگزاری انتخابات تشدید شده است

تحت حضور پلیس

....بازرسی بسته ها و جمع آوری بطری پلاستیکی

این فقط فکر و خیاله

به هر حال، فکر نمی‌کنم این بار هم پلیس دخالتی داشته باشه

بله- بسته دارید-

تو این پاکت هم از طرف شرکت ما مواردی گفته شده

آه، ممنون

لطفا - بله-

(صدای ضربه خودکار)

...میگم

کومیا-سانِ اتاق ۲۰۵ رو می‌شناسی؟

من اخیراً ندیدمش

آه، بله، تقریبا میشناسمش

این اواخر اونو دیدید؟

بله

کی؟

کی... فکر کنم مربوط به پریشب بود

...پریشب

کجا؟

همون جا

چه شکلی بود؟

...چه شکلی

مست بود و یک مرد ازش مراقبت می‌کرد

اون مرد چه جور مردی بود؟

چی... چه شکلی؟- موهاش از وسط فرق باز شده و حدوداً سی و چند ساله‌ست-

آه بله شاید همین بود

آه، اشکالی نداره؟

این چیزیه که من رو ترسوند

منظورتون چیه؟

همسایه بغلی آدم خوبیه، اما سیگار می‌کشه

چی شده، می-چان؟

دود از بالکن وارد خانه‌ام شد

شاید به همین دلیله که می-چان حالش خوب نیست

....می‌خواستم از بالکن بهش هشدار بدم، اما

خیلی ترسیده بودم که بهش بگم

چرا؟

چی؟

!لکه خون

این مال کی بود؟

شاید پریروز بود

....پریروز

ها؟

چی میگی؟ دیوونگیه، مگه نه؟

انگار اون یارو شیمازاکی چشمش به توئه

جدی میگم، الان نباید عقب بکشی؟

یعنی کومیا-سان به قتل رسیدهد؟

ها؟

...پریشب، ماکیساکا-سان

کومیا-سان رو دیده که شیمازاکی اونو میبرده

همون روز، نوماتا-سان زنی رو دیده که غرق خون بوده

هاسبه-سان هم شاهد غرق خون بودن شیمازاکی بوده

....خب، شرایط عجیبه، اما

پس کومیا چیهیرو کشته شده

....هنوز قطعی نشده- امیدوارم-

اگر اینطور باشه فکر کنم دوباره برم واحد ۳۰۲

اِه؟ چرا؟- اگه بتونم داخل خونه رو ببینم-

شاید یک سرنخ‌هایی پیدا کنیم

نه، خطرناکه، شاید بهتر باشه دوباره با پلیس صحبت کنیم؟

قبلاً رفتم اما کاری نکرد

...اگر اینطوره

چاره ای جز تسلیم شدن نداریم

هیچ جوره نمیتونم تسلیم بشم!

...وقتی کومیا-سان بمیره، من

توی زندگی باید به چه چیزی امیدوار باشم؟

....اما اگه اتفاقی برات بیفته چی

آیا تناسخ یا چیزی شبیه بهش وجود داره؟ - ها؟-

این شخصیت اصلی داستان «تناسخ جاسوس» ئه

الان وقت شوخی کردن نیست

در جهان به سختی وجود دارد مگر نه؟

....درسته، اما

به هر حال، من مخالف رفتن به واحد شیمازاکی هستم

اگر اتفاقی بیفته، تنهایی ضعیف به نظر میای

از بیرون داخل واحد دیده نمیشه؟

امتحانش کردم، اما از پایین دیدنش خیلی سخت بود

هوم

...آه

هاسبه-سان از بالکن تونسته به داخل نگاه کنه

اونجا مشهوره

آپارتمانی که مردم ناپدید میشن

روح زده؟- روح زده؟-

یه چیزایی تو این دنیا هست که باور کردنش سخته

پس ناپدید شدن راسته

چی؟ انکارش نمی‌کنی؟

...نه دیگه، نمیدونم چه خبر شده

به هر حال، دیگه همینجا تمومش کن

ماروکو؟- ببخشید اراکاوا-سان-

دوباره باهات تماس میگیرم- هی هی-

...چرا

چرا تو توی این واحدی؟

کومیا سان کجاست؟

کومیا سان چه بلایی سرش اومده؟

کومیا سان!؟

...این چیه

ببخشید که یهویی حرفتون رو قطع میکنم

تو چرا اینجایی؟

من رمان رو خو.اندم. خیلی جالب بود

آه ممنون

دمت گرم

راستش را بخواید، داستان عجیبی از ماروکو شنیدم

ظاهراً تعدادی از ساکنان اینجا گم شدن

برای همین شاید ماروکو عجیب رفتار کرده باشه

نگران بودم که نکنه گرفتار شده باشه

...دیگه نتونستم یه جا بمونم

...و اومدم- بله-

چه اتفاقی افتاده؟

...این

معذرت میخوام

....شاید از الان یه چیزایی بگم که باورش سخته

من اینجور چیزها رو دوست دارم

در واقع، اسم واقعی من سودو ئه

سودو؟ - هوم-

این مرد هم بِپو هستش

بپو؟

ما کارآگاهانی از بخش امنیت عمومی اداره پلیس متروپولیتن هستیم

هوم؟

قـ ـا سـ ـم سـ ـمنـ ـگـ ـا نـ ـی

ببخشید

ببخشید که منتظرتون گذاشتم، بازرس ترادا

با هدف انتخابات پیش رو

مخفیگاه تروریست‌ها لو رفته

تیم سایبری این رو فهمیده

...اما از وقتی که به این آپارتمان نقل مکان کردن

تروریست‌ها از هرگونه ارتباط خودداری کردن

انگار بدون نیاز به اینترنت انجام میشه.

احتمالاً اونها نسبت به حرکات ما محتاط هستن

احتمال خیلی زیادی وجود داره که یکی از ساکنان اینجا مجرم باشه

یعنی کیه

....ازت می‌خوام پنهانی بری تو این آپارتمان

ازت می‌خوام که تحقیق کنی

بدون استفاده از اینترنت

این افراد چطور با دنیای بیرون ارتباط برقرار می‌کنن؟

احتمالاً به نوعی میتونن مستقیماً با هم ارتباط داشته باشن

مستقیم؟

این اطلاعات مربوط به شریکی که این بار باهات همکاری میکنه

بپو جوجی؟

همکاری داشته MI6 تا همین اواخر با

یک اپراتور ماهر

اون و تو ترکیب خوبی میشید

ترادا ماساکو، نباید هیچ اشتباهی کنی

ما قطعاً با هم جلوی حمله تروریستی روخواهیم گرفت

اطاعت میشه

وایسا

لطفا یک دقیقه صبر کنید- بله؟-

خب، داستان کاملاً متفاوت از چیزی که تصور می‌کردم،بود

دقیقاً

...آه، پس تو

کومیا چیهیرو نیستی یعنی؟

ببخشید

...

...این، مثلاً اینه که

انگار به یک رستوران سوشی اومدم و برنج گاپائو به من دادن

اوه، زنجیره تشبیه به رستوران سوشی هنوز ادامه داره

بابت داستان غیرمنتظره متاسفم

ببخشید، میشه حدود ده ثانیه وقتتون رو بگیرم؟

احساساتم توان ادامه دادن ندارن

کاملاً درسته- ببخشید-

Lotus :مترجم @Jdrama_Team

ببخشید که منتظرتون گذاشتم. ادامه بدیم؟

بله، من به سمت محل ملاقات با بپو رفتم

سودو-سان؟- آه، بله-

از آشنایی با شما خوشبختم، من بپو هستم

جوجی بپو

من سودو ساکورا هستم از ملاقات شما خوشحالم

من بیشتر داستان رو از م. شنیدم

م؟- هوم-

ماساکو ترادا

وایسید! لطفا صبر کنید

شخصیت اون هم کاملاً با چیزی که .... از ماروکو شنیده بودم متفاوته

که مسلماً همینطوره

فکر کردم روی برنج گاپائو جعفری ریختن

ولی انگار گشنیز بود

این یعنی که شما یک لحن قوی داری؟

آه ببخشید اون تغییر کرده

...این مرد جیمز بانده که تازه از انگلیس برگشته

خب، درسته

اینکه رئیست رو "م" صدا کنی، چیزی که مربوط به جیمزه

....راستی، آقای آراکاوا، در مورد جیمز باند

اسمت جیمزه، درسته؟- هنوزم همون مزه رو میده؟-

اشکالی نداره اگه مغز گشنیزی داشته باشم؟

ها؟ اشکالی نداره

ممنونم، ادامه بدید

شما یک کارمند پاره وقت هستی که رویای تبدیل شدن به یک نویسنده رمان‌های سبک رو داری

هوم، پس بر اساس یک شخص واقعی ساخته شده

شما هم قراره یک کمدین ناموفق باشی؟

درسته، اما دارم به ترک کردن کارم فکر می‌کنم.

ها؟- مثل یه کمدینِ منفور-

جالب نیست، با سلیقه‌ی من جور در نمیاد

اما اشکالی نداره؟ می‌تونی همینجوری تغییرش بدی

اشکالی نداره، اشکالی نداره، چون اگه نتونی واردش بشی نمیتونی بازیگری کنی

اما باید شغلی باشه که تمام مدت در خانه موندن عجیب نباشه

بله، بنابراین من فکر می کنم عالی است

چیه؟

مربی شخصی

چی؟

کسانی که از راه دور درس می‌خونن

چرا؟

مربی شخصی زن مجرد

یک شانس

ها؟ - بالاخره می‌فهمی-

و اینطوری ماموریت ما آغاز شد

من به عنوان کومیا چیهیرو در واحد 205

بپو به عنوان شیمازاکی کنگو به واحد 302 نقل مکان کردیم

من الگوهای رفتاری تک تک ساکنین .... رو بررسی کردم

....بپو-سان

مسئول نظارت بر هر اتاق

نظارت بر هر اتاق من مسئول بودم

...اما

می-چان، تو هم امروز بامزه شدی~

باشه، باشه، باشه

اوه؟ چی میخوری؟

اوه نه، نباید اون رو تو دهنت بذاری

یک هفته گذشت و هیچ حرکت مشکوکی مشاهده نشد

مظنون شناسایی شد؟

ببخشید، من هنوز هیچ سرنخی ندارم

تیم سایبری در حال رصد ارتباطات تروریست‌ها است

من داده ها رو تجزیه و تحلیل کردم

روش این حمله تروریستی احتمالاً بمب گذاری باشه

عامل جنایت حتماً در آپارتمان پنهان شده

هرطور شده باید مواد منفجره رو پیدا کنید

یا میتونه برعکس هم باشه

بر ارتباط با محیط بیرون هم نظارت کنید

متوجه شدم

و همچنین تعدادی سلاح جدید ارسال کردیم

آیا این جدیدترین سلاحه؟

لطفا در دستگیری مظنون کمک کنید

اطاعت میشه

بله

...خب

آه، برای تحویل بسته اومدم لطفا امضا کنید

متشکرم

این مرد به داخل خونه خیره شده بود

رفتاری شبیه به این، فکر کردم مشکوکه

و بعد متوجه شدم...

فکر کردم شاید یک پیک بتونه بدون اینکه کسی شک کنه، اجناس رو تحویل بده

ها، من مظنون به تروریست بودن بودم؟

....جــــــــان

خب بعدش چیشد؟

بله

که اینطور! اسلحه بیهوشی به شکل خودنویس؟

هههه، «م» هم خیلی باحاله

آه ... چی می نوشی؟

پروتئین: یک ماده ضروری برای مربیان شخصی

آه، نوشیدنی می‌خوای؟ - نه نمیخوام-

هوم

چه اتفاقی افتاده؟

این یادداشتی که مسئول تحویل بسته انداخته

این یک جور کد هستش؟

هوم اسونه

ها، فهمیدی؟

یه شماره تلفن ده رقمی که با ۰۳ شروع میشه

منم همین فکر رو می‌کردم- آره؟-

اما این ساده نیست

هه، اگه خوب بررسی کنی می‌تونی بفهمی

ها؟ مشکلی پیش نمیاد؟ باید با دفتر مرکزی هماهنگ کنم

بله، الو؟

آه، من از شرکت تحویل هستم.

می‌خواستم یک بسته تحویل بدم

الان خانه هستید؟

بله

آه، متوجه شدم

ببخشید، اما می‌تونم اسم شما رو بپرسم؟

اسم روی رسید داره کم‌کم محو می‌شه.

اومزاوا هستم- اومزاوا-

اسم کوچکتون چیه؟- تومیو-

اومزاوا تومیو

اومزاوا تومیو؟

بله اومزاوا تومیو هستم

ها؟ واقعاً؟

معلومه - درسته-

!یه دروغ چیه... چه آدم بی‌ادبی

امکان نداره اتفاقی باشه

!چی داری میگی حرومزاده

از کدوم شرکت تحویل هستی؟

....آه، ببخشید....صداتون

اومزاوا تومیو بود

چی؟ همون؟

واقعا که اون دیگه کی بود

نه بابا مگه میشه

بذار بگیم مرکز درست حسابی دنبالش بگرده

حواستون باشه چشم از اون مامور پیک برندارین

وای

چرا یادت رفته

وا وا وایسا

زیادی داری میخوریا

پس اینکه گفتین دیدن بردینش

بعدش چی؟- خب-

سمت آقای بپو اینا هم انگار پیشرفتی بوده

باید به سودو-سان خبر بدم

شماره تلفنی که گفته بودی رو بررسی کردم

اون بدون شک خونه اومزاوا تومیو بود

یعنی احتمال داره اومزاوا تومیو تروریست باشه؟

فکر نکنم اومزاوا تومیو ربطی به موضوع نداره

درسته

ولی بازم حواستون به مامور پیک باشه

اون مرد از حدود دو هفته پیش به اون آپارتمان

رفت و آمدش شروع شده

دو هفته پیش؟ خیلی زمانش مناسب نیست؟

احتمال زیادی هست که

اون مرد راه ارتباطی باشه

حواستون بهش باشه

اطاعت

بله ولی هنوز نتونستیم

سرنخی بدست بیاریم متاسفم

ببخشید نتونستم یه کم پیش تلفن رو بردارم

خب ام چی گفت؟

میازاوا تومیو واقعی بود

چی؟

یعنی میازاوا تومیو تروریسته؟

نه این محاله

آره خب

حالا آقای بپو چیکار داشت؟

یه ساکن عجیب رو پیدا کرده

کی هست؟

واحد 301 دستگاه شنودش رو خراب کرده

اون شنود رو من خیلی خوب قایمش کرده بودم

هرکسی نمیتونه پیداش کنه

واسه همین من واحد 301 رو با دقت بررسی میکنم

ولی دیگه شنود نداریم که

یه بار دیگه نصبش میکنم- چطوری؟-

معلومه دیگه

بله؟

سلام شیمازاکی هستم همین تازگی اسباب کشی کردم وتحد کناری

گفتم بیام یه سلامی بکنم- آهان-

خیلی ممنونم زحمت کشیدین

ورزشی چیزی انجام میدین؟

متوجه شدین؟

راستش من مربی خصوصی هستم

مربی خصوصی؟

راستی

دوست دارین تمرین داشته باشین

تو همین یوشیمی بغلی

واقعا؟

بله اگه بخواین از همین الان

الان؟

یه امتحانی بکنم

دوره امتحانی انجام میدیم

خیلی ممنون

بفرمایین

گربه‌تون چش شده؟

تازگیا حالش خیلی خوب نیست

شاید یه چیز بدی خورده

باید مراقب باشی

می جون بیا اینجا

بیا بیا بیا می جون غذات

مربی خصوصی کارت درسته

می جون بیا از این طرف

بله

پیک هاچیا هستم

اسمتون چیه؟

بله؟- ببخشید-

قرار شده اگه اشتباه شده باشه به شرکت اطلاع بدیم

میتونم اسمتون رو بپرسم؟

ببخشید- صبر کنین-

اینو دیدش؟

از قصد نبود

چیکار دارین میکنین؟

احتمال داره اون همدست اون تروریست ها باشه

اگه متوجه ما بشن و

فرار کنن چیکار میخواین بکنین؟

دارم میگم از قصد نبود دیگه

کیه؟

واسه اطمینان قایم شو

نمیدونم دارین دعوا میکنین یا نه ولی از سر و صداتون خوابم نمیبره

ببخشید شرمنده

....نه خب اون

من کمدینم

جان؟- اون یه وصیلست برای بررسی-

موارد غیر طبیعی راستش اینجا خونه نفرین شدست

چی؟- یه برنامه تلوزیونیه-

تجربه زندگی تو اینجور خونه ها

ولی تا حالا نشنیده بودم اینجا خونه نفرین شدست

واقعا؟

خیلی از اینور اونورش صدا میده

صدای تق توق

بیا دیدی

ولی شاید تصادفی باشه

هنوز باور نکردی؟

شاید صدای همسایه بغلی باشه خب

راستش اینجا داره

چی؟- کسی که قبلا اینجا زندگی میکرده-

یه خانم بوده که کشته شده

دروغ- راست میگم-

اون زن چون بقیه نفهمیدن مرده روحش ظاهر میشه

خونی و مالی یه بار جلوی من ظاهر شد

واقعا؟

هوم؟

یه کم سرد داره میشه

چی؟- احتمالا میاد-

تو این مواقع

چی؟ عه؟ چی؟

اون چیه؟

اوناهاش

ترسیدم

وای وایسا نکن نکن نکن

فردا ازش معذرت خواهی میکنم

بابت دیروز متاسفم

اگه میخواین معذرت خواهی کنین بهتر نیست

آقای بپو بیان این طرف

آره ولی نمیخوای این صدا رو بشنو....

به لطف تو خوب تونستم گولش بزنم

باورم نمیشه جای به این حال بهم زنی

سریع از اینجا میرم

آخه چرا تو قیافت اینجوریه؟

اینجوری احتمالا تروریست بودن آقای نوماتا

واحد 303 کلی پایین اومد

همین که یه نفر از افراد مشکوک کم شد خیلی پیشرفته

ایندفعه کیه؟

واسه اطمینان قایم شو

بله؟

من از ایستگاه پلیس خیابون یکم ناکازاوا هستم

بله

راستش خبر رسیده که تو این ساختمون داره کار

شنود غیر قانونی انجام میشه

میشه داخل رو بررسی کنم

نه آخه نمیشه

مشکلی هست؟

خب راستش

من کمدین هستم

چی؟

اینجا خونه نفرین شدست و بعضی وقتا روح یه زن خونی ظاهر میشه

واسه همین

پس مامور اطلاعات هستین

ببخشید باعث مزاحمتتون شدیم

نه خواهش میکنم یادم رفت خودم رو معرفی کنم

من سوما از مرکز پلیس تامای غربی هستم

خسته نباشید

ببخشید الان در حین یه ماموریت مخفی هستیم

لطفا چیزی در این مورد نگین

کسی که این خبر رو داده رو

یه جوری راضی میکنم

ببخشید، ازتون ممنونم

پس واسه همین اون مامور پلیس اونقدر غیر منطقی بود

اگه همه حرفا رو کنار هم بذاریم

شما مشکوک بودین که هاسبه از واحد 301

و ماروکو تروریست هستن درسته؟

بله- دارم میگم اشتباه میکنین-

ولی بعد از اون همه چیز یهویی به حرکت دراومد

لازم نیست

عملی کردن نقشه؟- واسه چه زمانی-

راستش

ساکت شو

چیکار داری میکنی

ضد حمله ست خودم با گوش های خودم شنیدم که

گفتن نقشه رو عملی میکنن

الان میخوام از اون بازجویی کنم

این چیه؟

آقای مربی؟

هاسبه-سان من خیلی ناراحتم

با اینکه ما باهم یه زمان خیلی داغ رو گذروندیم

این چیه دیگه؟- چیزی هست که-

من باید حتما از شما بپرسم

چیه؟

شما دستگاه شنودی که من کار گذاشته بودم رو

از بین بردین نه؟

دستگاه شنود؟

با اینکه خیلی خوب قایمش کرده بودم پیداش کردین

واقعا نمیفهمم درمورد چی حرف میزنین؟

تو همون تروریستی هستی که قراره انتخابات پیش رو رو بهم بریزه؟

ترور؟ هان ؟ چی دارین میگین؟

مسخره بازی درنیار بمب کجاست؟

واقعا نمیفهمم درمورد چی حرف میزنین؟

کافیه دیگه

اییی

می-چان؟خوبی؟

می-چان چت شده؟

چت شده؟

آخرش قرار شد اون گربه بستری بشه

هاسبه-سان هم به عنوان همراه الان همراه تو دامپزشکیه

که اینطور- پس هاسبه-سان هم بیگناه بود-

بله- پس اون فرد چی؟-

ماکیساکا-سان واحد 201 چرا ناپدید شد؟

درسته ماکیساکا-سان

ببخشید

به خاطر اتفاقات غیرطبیعی؟

دارم میگم چنین چیزی نیست

چرا نیست؟

چون

اون تروریست بود

چی؟

با راه حذف گزینه

تونستم متهمان رو به ساکنین واحد 201 و 203 محدود کنم

برای همین حرکت های هر دو نفر رو تحت نظر داشتیم

بعدش ماکیساکا-سان واحد 201

با اینکه آدم خیلی مرتبی به نظر میرسید ولی

زیاد پیش میومد که زباله هاش رو تفکیک نکنه

درسته منم متوجه شده بودم

همون

راه ارتباط اون با بیرون بود

اون بعد از درست کردن بمب

اون رو با راهنمای سرهم کردنش با زباله ها میذاشت بیرون

و به همکارش تحویل میداد

بعدش اون قسمتا رو

تو یه جای دیگه سر هم میکردن

پلیس تکون نخورین

دستگیر شد

پلیس

دستهات رو ببر بالا تکون نخور

بازداشتش کنید

که اینطور

پس تروریست دستگیر شد

بله-

پس شکتون به ماروکو هم کامل رفع شد

بله

آخیش خوبه

شما واقعا آدم خوبی هستین

نگران من شدین و

اومدین اینجا

چی.....نه اصلا

عه اینجا هم اومزاوا تومیو هستش که چه تصادفی

حقه خیلی خوب سرهم شده بود

اگه اول اسم همه افراد رو کنار هم بذاریم

یه رمز میشد

راستش اسم واقعی من سودو هستش

من بپو هستش

سرهنگ ترادا ببخشید منتظرتون گذاشتیم

بله من اومزاوا تومیو هستم

ببخشید من از مرکز پلیس تامای غربی

سوما هستم

همش دروغه منظورش چیه؟

یعنی کل داستان همش دروغ بود؟

پس این خانم

سودو ساکورا نیست و اسمش کومیا چیهیروست

ولی این حقه رو

اگه اسم افراد رو ندونی نمیتونی حدس بزنی

منم طرفدار این مانگای تناسخ جاسوس هستم همش رو خوندم

حقه این سری هم خیلی خوب بود هیجانزده شدم

خانم کومیا چون میدونست من این حقه رو

متوجه شدم این پیام رو پنهان کرده بود

یجوری که این مرد نفهمه

حالا کجاهاش دقیقا جالب بود؟

کجاش؟

آره خب

ببخشید

اومدش اومدش

چیه؟- اونو قبلا دیدم-

شوخی میکنی- سوار شو-

زود باش سوار شو

برین عقب لطفا برین عقب برین عقب

واسه فریب دادن از خودت داستان ساختی؟

بله- بعد تو اون داستان ساختگی-

اون پیام مخفی شده بود

بله- چه خوب متوجه شدین-

خب

اون حقه رو از ماروکو شنیده بودم

که اینطور

اون مرد چیکاره بود؟

اون مظنون پرونده قتل سریالی بود

اون سه ماه پیش هم تو این ساختمون گروگان گیری کرده بود

قربانی روکاوا تسوباسا- سان ساکن واحد 203 بود

شیمازاکی بعد از مدتی گروگان گرفتن روکاوا-سان

این دفعه کومیا-سان رو هدف گرفت

مدرک رو پیدا کردیم- بعدش-

چون روکاوا-سان به دردش نمیخورد اونو به قتل رسوند

چرا پلیس متوجه نشد؟

شیمازاکی خیلی خوب خودش رو قربانی نشون میداد و

جرمش رو پنهان میکرد واسه همین دیر متوجه شدیم

من ماروکو از پیک هاچیا هستم واسه تحویل بسته اومدم

الان خونه نیستم میشه بذاریدش دم در؟

پس اون صدای شیمازاکی بود

این مورد هم از کم کاری ما افراد پلیس بود

بقیه ساکنین چی؟

یه کم پیش فهمیدیم سالمن

الان داریم تو مرکز باهاشون حرف میزنیم

حس ترس بهم دست داد

آقای نوماتا واحد 303 خونه رو تخلیع کرده بود

مامور پیک بهم گفت که خطرناکه

واسه همین ترسیدم و- اون دو نفر دیگه هم-

بعد از اینکه شما بهشون اخطار دادین رفته بودن

بله واقعا به خاطر اون مامور تحویل بود

چی؟

راستش به اونها نامه داده بودم

گفتم شاید بهشون بگم شنود میشن

برای همین نامه دادم

تو این پاکت هم از طرف شرکت ما مواردی گفته شده

با وسیله‌شون تحویل دادم

ممنونم

مطمئن نبودم باور میکنن یا نه

ولی خوشحالم که حالشون خوبه

هوم ولی مگه شیمازاکی قاتل سریالی نبود؟

اگه بقیه ساکنین سالمن

پس دیگه کی قربانی شده بود؟

جناب پلیس؟

بررسی صحنه تموم شد

خسته نباشین آماده شین برای حمل جنازه

اطاعت- جنازه؟-

پس با اجازه

کومیا-سان رو چیکارش کردی؟

کومیا-سان؟

خداروشکر زنده هستید

با ماروکو داشتم تلفنی حرف میزدم

ماروکو؟- ببخشید آراکاوا-سان-

دوباره زنگ میزنم- آهای آهای-

ولی نتونستم باهاش تماس بگیرم

با استرس اینکه شاید اتفاقی واسه اون افتاده باشه

اومدم به این واحد

ببخشید یهویی مزاحم شدم

اون رمان رو خوندم واقعا جالب بود

خیلی ممنونم

ماکیساکا-سان از واحد 201 چرا ناپدید شدن؟

پس واقعا شرایط غیر طبیعی بوده؟

....خب میدونین

اون فایله دیگه چی بود

اون موقع یهویی اومد به این سمت

این درمورد ماروکو-سان هست نه؟

چی؟

آره

پس همینجور بوده

وقتی داستانم و منتشر میکردم و نظرها رو میخوندم واقعا خوشحال کننده بود

اشتباه نیست که بگم برای همین مینوشتم

متوجهم

ماروکو-سان اولین کسی بود که برای من نظر نوشت

از بعد اون همش کامنت های تشویقی برام مینوشت

راستش وقتایی بود که میخواستم بذارمش کنار

ولی خب به خاطر

ماروکو-سان تونستم ادامه‌اش بدم

برای همین کامنت های اون رو

توی این فایل نگه‌داشتم

از کجا فهمیدین اینا مال ماروکو هستنن؟

داستانتون رو میخونم

چی؟

ببخشید دفعه قبل که اسمتون رو پرسیدم

یه کم شک کردم

شما کومیا چیهیرو هستی، همونی که تو پست بیایید رمان‌نویس شویم» پست گذاشت، درسته؟»

بله

من طرفدارتونم داستان تناسخ جاسوس رو همیشه میخونم

حقه دفعه پیش هم چون خیلی غیر قابل پیش بینی بود کلی هیجان زده شدم

خیلی ممنونم

با خودم گفتم شاید

ایشون ماروکو باشن

خواستم ازشون تشکر کنم

میگم- بله-

نه هیچی

ولی با خودم گفتم اگه نباشه چی؟

واسه همین نتونستم

باید همون موقع ازش تشکر میکردم

اون حتما خوشحال میشه

اگه بفهمه شما اینجوری درموردش فکر میکردین

این فایلم شاید اون پرتش کرده

چی؟- روح ماندگار-

روح افرادی که هنوز تو این دنیا کار باقی مونده دارن همون جا میمونن

یعنی هنوزم هست؟- چی؟-

یعنی ماروکو-سان هنوز اینجاست؟

نمیدونم

هس تم

هستش

ماروکو-سان

ممنونم

ممنونم که اینجا بودین

خ د ا ح ا ف ظ

Lotus :مترجم @Jdrama_Team

آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani

آهای تو

تو همون جاسوس معروفی؟

چی؟

چی؟

یعنی دوست داری به نقش اول داستان کومیا چیهیرو

تناسخ پیدا کنی؟

آره خب

هووم چجور داستانیه؟

نقش اصلی به یه دنیای دیگه میره و به یه جاسوس رده بالا تناسخ پیدا میکنه

یه داستان جنایی و ماجراجوییه

جوابم رو ندادی؟

مثل اینکه همینطوره

که اینطور

اسمت چیه؟

ماروکو

موکورو ماروکو هستم

NOTE: Hash: deb3d06558

TlG :@Jdrama_Team IG:Jdrama_Team jdramaworld.blogsky.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.