Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...گذشت «The 100» آنچه در
سنکتوم توسط تیمی از زمین
متشکل از چهار خانواده کلونیسازی شد... پرایمها
همه به خداوندی پرایمها اعتقاد ندارن
فرزندان جبرئیل
!کافران بایستی تطهیر شوند
!بمیرید، کافران
!نه
افتخار عظیمی نصیبت میشه
تا با سیمون پرایم یکی بشی
تلاش کردم بهتر عمل کنم
و مامانم رو از دست دادم
شعله. باید درش بیاریم
من دیگه فرمانده نیستم
ریون، شیدهدا
کجا رفت؟
هیچکس تا حالا از ناهنجاری بیرون نیومده
هوپ - خیلی متأسفم، آکتیویا -
!چاقو - !نه -
!آکتیویا
!آکتیویا
!آکتیویا
بلامی؟
!بلامی
آروم باش
من کجام؟
چیزیت نیست
بلامی. دختره به هوش اومده
تو کی هستی؟
منم میخواستم همینو ازت بپرسم
آکتیویا صدات کرد هوپ
اسمی که دیوزا برای
نوازد متولد نشدهاش انتخاب کرده بود
دیوزا؟ آکتیویا؟
تو... زخمی شدی
بذار یه نگاهی بهش بندازم. بده ببینم
!هوپ، صبر کن
!بلامی! اِکو
ما تنها نیستیم
برگرد تو چادر. حواست به دختره باشه
گذاشت رفت
بیا بریم. هنوز میتونیم بگیریمش
یه چیزی از ناهنجاری اومده بیرون
به مهمونی خوش اومدی
بلامی کو؟
بردش به طرف ناهنجاری
نه، نه، نه. زمان به هم ریخته
اوّل باید بریم سراغ بلامی
اکو، نمیشه به چیزی که نمیبینی شلیک کنی
.کمتر حرف بزن دارم راهو باز میکنم. دنبالم بیا
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی » [ AvaMovie.in ]
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید » [ @AvaMovie_in ]
سلام
گفتی از امروز میتونم برم مدرسه
پس چرا اینجاییم؟
فکر کردم شاید دوست داشته باشی خونهی جدیدمون رو ببینی
راسل اینجا رو برای سیمون ساخته
تا یاد و خاطرهی مزرعهای
،که توش بزرگ شده باهاش باشه
وقتی روی زمین بوده، قبل از بمبارون هستهای
پیکاسو هم روش هست
یعنی میتونیم نگهش داریم؟
ممنونم، کلارک
بیا بریم تو
زود باش، دختر
...نمیدونم از کدومش کمتر بدم میاد دروغ گفتن در مورد شعله
یا مجبور کردن مدی تا وانمود کنه هنوز فرماندهس
.ایندرا فکر میکنه این مسئله باعث نفاق وانکرو میشه تو موافق نیستی؟
چرا. و میدونم به منظور برقراری صلح باید متحد بمونن
فقط... تو نگران مدی نباش
باشه
فعلاً صداشو در نمیاریم
ایندرا میتونه بگه از جانب هدا حرف میزنه
اما پای مدی نباید وسط بیاد
بالاخره میتونه مثل بچههای عادی زندگی کنه
.زود باش
برای همهمون اتاق هست
،هدا. اگه اشکالی نداره
باید بریم یه جایی
کجا؟ - یه روزه که اینجا بودیم -
و وانکرو ایشون رو ندیدن
مادر، زیادی شلوغش نکن
.برو، مدی. ناهارت رو بخور مشکلی نیست
بیا، دختر. بریم
هی، مدی
ظاهراً حالش خوبه
خوبه - خوب میشه -
تا حالا فرمانده سابق نداشتیم
نمیدونیم خارج کردن شعله چه تأثیری روش میذاره
...حالا بماند که کنترلش
شیدهدا از بین رفت
از این بابت مطمئنیم؟
...دیگه نیست. منظورم این
فقط حس بهتری داشتم اگه میدونستم
اون کُد از کجا سر در آورد، فقط همین
باشه
،تو نوبت بعدی ارسال محموله به سفینه مادر
میتونی دوباره کامپیوتر رو جستوجو کنی
در این فاصله، باید یه برنامه روزانه بچینیم
نه فقط برای مدی، بلکه واسه همهمون
،سنکتوم از هم پاشیده
و وظیفهی ماست تا دوباره سرپاش کنیم
اگه تمرکزمون رو بذاریم رو این، مشکلی پیش نمیاد
حالام بریم یه چیزی بخوریم تا برگردیم سر کار
یکیمون باید نمایندهی فرمانده باشه
و من گرسنمه
امان از رابطهی مادر دختری
ببخشید
عیب نداره، ریون. من خوبم
♪ I got darkness on my mind ♪
♪ It's a question mark That keeps me looking... ♪
کارکرد حرکتیش به نظر خوب میاد
مدی، زود باش. بیا غذا بخوریم
میخوام اتاق جدیدت رو نشونت بدم
باشه. زود باش، پیکاسو
میبینم که شما اتاق مستر رو برداشتید
غنایم از آنِ فاتحان است
هر چند لباسها رو تقسیم میکنیم
مشکلی نیست، کلارک
اتاقمون خوبه
یه کم تنگه، اما یه کاریش میکنیم
شاید بهتر باشه دنیل و کیلی پرایم
تو قصر زندگی کنن
دنیل و کیلی پرایم به دادت رسیدن، میلر
یه تشکر خشک و خالی بد نیست
...از جانب خودت حرف بزن. اون قصر
هیچکس تو قصر زندگی نمیکنه
چه برسه به ما
اگه به عنوان فاتح دیده بشیم
برقراری صلح سختتر میشه
اولین غذامون تو خونه جدیدمون
به یاد دوستان غایب
و درگذشتگان
به یاد اَبی - به یاد اَبی -
!هی
تو چه مرگته؟
،ببخشید
ولی نمیتونم ساکت اینجا بشینم
در حالیکه اون به یاد زنی مینوشه که به کُشتنش داد
من نمیدونستم راسل چه قصدی داشت
،باشه، من... کلارک باید حرفمو باور کنی. من نمیدونستم
حرفتو باور میکنم
فکر کردن به گذشته
چرخ این پایگاه رو نمیگردونه
و پایگاه خودمون هم ساخته نمیشه
...چی
«به بلامی اعتماد کن»
،مردم سنکتوم راه و رسم زندگیشون رو گم کردن
اما خیلیاشون هنوز به پرایمها ایمان دارن
ما رو مقصر میدونن
ایمان چیز قدرتمندیه
و خیلی خطرناک
باید منتظر درگیری بین معتقدان و کافران باشیم
بدتر از همه، فرزندان جبرئیل هم اینجان
سنکتوم خونهی اونام هست
خواهان مرگ راسل پرایم
و معتقدانش هستن
فعلاً، اونام از متحدین ما هستن
بعلاوهی اون 36 جنایتکار سنگدل از زمین
،که چند روز پیش وانکرو باهاشون در حال جنگ بود
پس به نظرم برای برقراری صلح تا خرخره گرفتاریم
به زور اسلحه؟
،تا وقتی مطمئن نشیم همهی تفنگها جمع شدن
وانکرو مسلح میمونه
یه ارتش آدمخورِ حافظِ صلح؟
آخه چه مشکلی میتونه پیش بیاد؟
گفتی چقدر دیگه باید صبر کنیم
تا پایگاه خودمون ساخته بشه
دو سال، اگه همه چی بینقص پیش بره
!هی! از اونجا برو کنار
خب سه سال
باشه. زل نزنید
وقتشه بریم سر کار
هدا
برو مدرسه، خب؟
محافظ شخصی؟
باشه
اما زیاد نزدیکش نشن و خاطر جمع شو تنهاش بذارن
دریافت شد
چه جمعیتی
خوبه که اَلی این اطراف نیست
اینجایی. خدا رو شکر
جیمز، چی شده؟ باز رآکتور مشکل پیدا کرده؟
نه. این یکی مشکل حادتره
چی شده؟ گربه زبونت رو خورده؟
دوست دارم دوباره حرفتو تکرار کنی
.صبر کن. کاریش نداشته باش خواهش میکنم
تری، چیزی نیست
منظورم این بود این قصر براشون مقدسه
...مطمئنم میتونیم یه مکان دیگه برای شما پیدا کنیم
به زنم توجه نکن
هارت و پورت زیاد میکنه، اهل عمل نیست
باحال به نظر میرسه. مجرمان و احمقان
اونوقت مشکل چیه؟
مشکلی نیست
...من و دوستام فقط
دنبال یه جای خواب میگردیم
اینجا نمیشه
این حرم نامقدس
الان تحت اختیار فرزندان جبرئیل ـه
غلط کردید
،شاید نشنیدی
اما خدایانتون مُردن
و ایندفعه دیگه بر نمیگردن
اینو به راسل پرایم بگو، بیثمر
میگم
صاف قبل از اینکه رو تیرک چوبی آتیشش زدیم
خیال میکنید با کشتن خدای ما میتونید عشق پدر و مادرتون رو به دست بیارید؟
الان طرف اینایی هستم که اسلحه دارن
فرزندان جبرئیل، همین حالا دست نگه دارید
این یکیها
اینجاست که همه چیو میندازید گردن محکومین
اشتباه میکنی
اما وقتی شما رو به هوش آوردیم ،تا اینجا رو برای ساخت پایگاهمون آماده کنید
موافقت کردید تو چادر میمونید
قصر خط قرمزه
اینم برای فرزندان جبرئیل صدق میکنه
باشه. باشه، آره. مشکلی نیست
ما ته موندههای شما رو برمیداریم
،اما اگه قرار باشه کار کنیم
اونوقت شما باید سر قولتون
در مورد معنای "پایگاه همگیمون" باشید
بیایید بریم
جوردن
تو مزرعه نبودی
یه اتاق برات کنار گذاشتیم
همون اتاق بالای میخونه خوبه
کلارک، اینا میخوان راسل رو ببینن
امکان نداره
بهتون گفتم، وقتی در حال سوختنه اونو میبینید
بهتره آتیش بیار معرکه نباشی
هیچ کی رو تیرک چوبی نمیسوزه. دیگه نه
پس میخوایید باهاش چی کار کنید؟
هنوز تصمیم نگرفتیم
اما به خوبی باهاش رفتار میشه
نمیتونیم فقط به حرف تو استناد کنیم
داری در مورد مردی حرف میزنی که مادرش رو کشته
پیشنهاد میکنم ازش تشکر کنی
و بری پی کارت
ایندرا، عیب نداره
ببین، به نظر میرسه جوردن رو قبول داری
،اگه به حرف من اعتماد نداری
چطوره به اون اعتماد کنی؟
«برای شکوه و لطف پرایمها»
میدونم چه حسی داره
اینکه خانوادهات رو صد سال پیش و باز همین دیروز
از دست بدی
مگه خانوادهی تو رو هم کشتن؟
فکر نمیکنم
حتی ذرهای از درد و عذابم رو درک نمیکنی
واسه همین چیزی نمیخوری؟
یا اینطور که از ظاهرش پیداس، نمیخوابی؟
به غذا یا خواب نیازی ندارم
!میخوام بمیرم
انگار تعجب کردی
یا بخاطرم نگرانی؟
چرا اومدی اینجا؟
مردمت میخوام مطمئن بشن
به خوبی باهات رفتار میشه
چرا به تو اعتماد میکنن؟
فراموشش کن. برام مهم نیست
بهشون بگو بهتر از لیاقتم باهام رفتار میشه
!حالا برو بیرون
به نظرم این باید پیش تو باشه
تو وفق پیدا کردی
پس حالا به خداوندیِ پرایمها ایمان داری؟
قضیه همینه؟
نه
میدونم مردی هستی که راهشو گم کرده
بگو ببینم... چی دیدی؟
یه گوشه چشم ازش دیدی
گوشه چشم؟
از حقیقتی که از همهی ما عظیمتره
آره. نه
نمیدونم
بذار حدس بزنم
اینو دیدی
تو هم دیدی؟
البته
کل سنکتوم رو بر اساس همین بنا کردم
چه معنایی میده؟
همون صد سال پیش بیخیال جواب این سؤال شدم
به نظر میاد حالا این بار افتاد به دوش تو
،مگه اینکه حاضر باشی همین کار رو با من بکنی
دیگه حرفی ندارم
بلامی! اگه صدامو میشنوی داد بزن
چه غلطی میکنی؟
مطمئن میشم چیزی تعقیبمون نکنه
چی چی؟
تا حالا همچین چیزی دیدی؟
نه
هوپ، نه، نکن
نمیخوام بهت صدمه بزنم
تو کی هستی؟
،آکتیویا کجاست
و چرا اونا دارن بلامی رو سمت ناهنجاری میبرن؟
بلامی رفته؟
اونو میشناسی؟ یادت اومد؟
نه. از تو چادر اسمشو صدا کردی
این... تو دستم بود
«به بلامی اعتماد کن»
،یادم نمیاد تو دستم گذاشته باشمش
اما فکر کنم کار خودم بوده
یه کُد دیگهس
مثل همونی که رو کمر آکتیویا بود
واسه چیه؟
نمیدونم - !دروغ نگو -
آروم باش
آکتیویا هم حافظهاش رو از دست داد
حتماً بخاطر عبور از ناهنجاریه
ناهنجاری چیه؟ - تو باید بهمون بگی -
صدایی که میشنوی
قبل از اینکه به آکتیویا چاقو بزنی اسمشو گفتی
،اون موقع یادت بود
و الانم یادته
اون موقع ناهنجاری بالای سرمون بود
آره، آره، آره. بعدش وقتی پَسروی کردی اون حافظهاش رو از دست داد
آکتیویا رو با خودش برد
چرا فقط اون؟ چرا نقصان حافظه؟
،هیچ کدومش با عقل جور در نمیاد
ولی خیلی خارقالعادهس
باید بلامی رو پیدا کنیم
چقدر تند میدوی؟
نمیدونم
الان میفهمیم
،دلقکها سمت چپم
جوکرها سمت راستم
بس کن
ببین. اینو گوش کن
کیلی هم بخاطر عشق عوض شد
،آیزک، یه بیثمر
باعث شد کیلی ببینه چی شدن
کشاورزی که عاشق خوکه و اونه به کشتارگاه هدایت میکنه
جکسون منظوری نداشت، جان
تو اَبی رو نکشتی. کار راسل بود
من بهش گفتم اینطور به نفعش میشه
من بهشون گفتم اَبی میتونه
از مغز استخوان نایتبلاد درست کنه
برای نجات جون همه این کار رو کردی
به جوزفین کمک کردم اَبی رو متقاعد کنه
که فکر کنه اون کلارک ـه
حمد و ستایش مخصوص دنیل
...حمد و
خیلی عذر میخوام، سرورم
من تمیز میکنم
مشکلی نیست
معلومه زیادی خورده
ببین، اشتباه گرفتی
...میدونم فکر میکنید من
...دنیل، میشه
باهات حرف بزنم؟
فقط یه دقیقه تنها باشیم
جوری رفتار کنید که انگار منو زیاد نمیشناسید
منظورت چیه؟
اینجا در شرف انفجاره
خوبه که
خانم اخلاقیات ازمون میخواد پرایم باشیم
خبر داغ: پرایم هستید
قبلاً اون انتخاب بد رو کردید
اما اگه این مردم واقعاً باور کنن
،شما دنیل و کیلی هستید
ممکنه به نفعمون باشه
جوابم منفیه
دنیل
خودشو مقصر مرگ اَبی میدونه
اوضاع خوب نیست
راسل چطوره؟
چی گفتی؟ - چیزی نیست -
نگو که چیزی نیست. باید کمکش کنیم
همگی، بیایید بریم. بریم
فرزندان جبرئیل، راه بیفتید
باز شروع شد - از سر راه برید کنار. برید عقب -
باز شورش کردن
تری، یه لحظه صبر کن
!راسل پرایم رو آزاد کنید
!چطور جرأت کردید بندازیتش تو زندان
زندان از سرش هم زیاده
همه جمع بشید
باید بریم راسل رو آزاد کنیم
هی
میخوان برن سراغ راسل
بذارید خدامون رو ببینیم
!بذارید اونو ببینیم
!راسل رو برگردونید
میبریمش قصر
تا بتونیم ازش محافظت کنیم
گفتیم قصر خط قرمزه
هر نقشه جنگی بینقصه
تا اینکه اولین تیر شلیک بشه
فرزندان جبرئیل چی؟
،به مزاقشون خوش نمیاد. یا این
یا همین حالا اعدامش میکنیم و قال قضیه رو میکَنیم
هی، از کمکت ممنون
اون میخواد بمیره. فقط همینو بهشون گفتم
پس خواستهاش رو برآورده کنیم
!مرگ بر پرایمها
باید همین الان دست به کار بشیم
!اونا رو عقب برونید، و فرم دفاعی بگیرید
!مرگ بر پرایمها
برید عقب، برید عقب
میبریمت یه جای امن
چرا از مردی محافظت میکنی که مادرت رو کشته؟
سؤال خیلی خوبیه
،اگه میتونستم بخاطر کاری که کردی بکشمت
یه لحظه تردید نمیکردم
از اینجا ببریتش بیرون
!ایناهاش
!مرگ بر پرایمها
!اجازه نمیدیم اونو بکُشید
صبر کنید! میتونیم یه راهحلی پیدا کنیم
از سر راه برید کنار
بخاطر امنیت خودش میبریمش قصر
!نیازی نیست کسی صدمه ببینه ایندرا، دست نگه دار
!شما به اینجا تعلق ندارید
مگه برامون درس عبرت نشد؟ هان؟
!بذارید رد بشن
میتونیم به وانکرو اعتماد کنیم
...هر چی نباشه
ما یکی هستیم
ما یکی هستیم
بریم - !راسل -
بریم - همین الان -
ما یکی هستیم"؟"
از تو دفترچه خاطرات کیلی دیدم
شعارش بود وقتی قربانی کردن رو متوقف کرد
الان خیلی جذاب شدی
خواهرتم
فکر من بود
خوب بود
البته الان فرزندان جبرئیل میخوان اونا رو بکشن
بعضیا چطور به آب و آتیش میزنن تا تو قصر زندگی کنن
یعنی الان میتونیم تو قصر زندگی کنیم؟
،اگه قرار باشه وقتی خوابن به قتل برسن
بهتره تو مزرعه پیش ما نباشن
به نکته خوبی اشاره کرد
من به هشت ساعت خوابم نیاز دارم
باشه. فعلاً برید اونجا
حداقل تا وقتی شما رو بکشن
چرا اینا رو کشیدی؟
نمیدونم
وقتی داشتن در مورد پرایمها درس میدادن حوصلهم سر رفت
الان که حقیقت رو میدونن چرا هنوز اینا رو درس میدن؟
به گمونم یوقتایی باورها
از حقیقت راسختر هستن
سلام. ببخشید دیر کردیم
اشکال نداره. امیدوارم مشکلی نباشه
که من و مدی غذامون رو زودتر خوردیم
میدونی، وقتی رفته بودی دست خالی سنکتوم رو بازسازی کنی
کی میدونست سرپاکردن یه جامعه در هم شکسته
اینقدر سخت باشه؟
کلارک
برام مهم نیست دیر اومدی
دلیلش برام مهمه
مدی، ایندرا راست میگه
یه عالمه کار رو سرمون ریخته
تمومش کن. باهام حرف بزن
میدونم از دست دادن مادر چه حسی داره
و من میتونم کمک کنم
هی. من هنوز اینجام
منو از دست ندادی
منظورم تو نبودی، کلارک
اون تو آغوش من مُرد
میدونم چه حسی داره
خب، زنی که تو فضا رها کردم مامانم نبود
من خوبم، مدی. جدّی میگم
من برم بخوابم
خیلی خوب عمل نکردم
زیاد به خودت سخت نگیر
خوب از پسش بر اومدی
تو اینطور فکر میکنی
بعد از مرگ پدرم، گریه و زاری ممنوع بود
تو جنگ بودیم. باعث شد قویتر بشی
باعث شد محافظ شعله بشم
سؤال اینجاست، الان بدون شعله محافظ شعله بودن چه معنایی داره؟
همه باید مسیر جدید زندگیمون رو پیدا کنیم
تازه فهمیدم هیچ وقت ازت تشکر نکردم
،شعله کل دنیات بود
و با اینحال تصمیم گرفتی مدی رو نجات بدی
نمیتونم تصور کنم چقدر برات سخت بوده
ممنونم
باید اینو ببینی
خاطراتی رو میکشه که مال خودش نیست
خاطرات شیدهدا؟
نمیدونم
ممکنه خاطرات هر فرماندهای باشه یا همهشون
حواسم بهش هست
خوشحالم تو رو تو زندگیش داره
شبی که وانهدا جلوی هدا زانو زد
ببخشید که اینو از دست دادم
به کل یه دنیای دیگه بود
دنیای جدید. همون مشکلات
من حواسم به مدی هست. تو برو
ممنون
وایسا، وایسا، وایسا
هوا زیادی سمّی ـه
الان دل و دماغ ندارم
روحم رو ببینم، تو چی؟
تفنگهای اشعهای. ایول
اگه شلیک میکنه، میشه بهش شلیک کرد
شلیک بدی بودی، حتی از فاصلهی خیلی دور
اکو؟ اکو، چی کار میکنی؟
تئوریم رو آزمایش میکنم
...تئوری؟ اگه اشتباه کنی
اشتباه نمیکنه
اون نمیخواد ما رو بکشه
قانون بازیمون یکی نیست
اکو، اطرافت رو ببین
ذرات جامد در پاسخ به حرکت واکنش نشون میدن
...اگه به اندازه کافی نزدیک بشن
میتونم نشونهشون بگیرم
،برای تله گذاشتن
باید یه راه باز کنیم
دنبالم بیایید
گوش کنید
داره میاد. هیچ کی تکون نخوره
وگرنه به اندازه کافی نزدیک نمیشه
یه بار قتل کنی، همیشه قاتل میمونی
گفتی تکون نخوریم
روان؟
پادزهر نخوردی، اکو
اکو، این واقعی نیست
،بدون بلامی
میخوای دنبالهرو کی باشی؟
خفه شو - ساکت باش -
الان تو تیررَس منه - هیس -
جواب سؤال رو بده، اَش
،بدون کسی که دنبالهروش باشی کی هستی؟
دختری که دوست خودشو کشت
و هویتش رو دزدید؟
جاسوس بیشرفی
،که برای ملکهاش دست به هر کاری میزنه
حتی خیانت به مردی که ادعا میکنه عاشقشه؟
اکو؟ اکو، نزدیکه
از پسش بر میام
هوپ
باید ساکت بمونی
،مهم نیست چی میشنوی
ساکت بمون
متوجه هستی؟
هوپ، اینا فقط تو ذهنته
،بهت قول میدم
مامان و خاله آکتیویا میان دنبالت
...حالا
...نه، نه، نرو
بشین زمین
اکو، اونا اونجا هستن. شلیک کن
همین حالا ماشه رو بکش
متأسفم
جبرئیل، ممکنه بازم باشن
باید همین حالا بریم
باید بدونیم با چی طرفیم
...جبرئیل - صبر کن -
یه مَرده. خالکوبیهاش مثل توئه
گوش کنید - چیه؟ -
ناهنجاری. بیسر و صداتر شده
دارن میبندنش
این یعنی چی؟
یعنی اونا میتونن کنترلش کنن
چی میشه اگه اونا بلامی رو ببرن
و نخوان ما دنبالشون بریم؟
بریم
!بلامی - نه، نه، نه -
یواشتر. اکو - داره بسته میشه -
با همدیگه میریم
،حتی اگه چند ثانیه از هم جدا بشیم
ممکنه چند ماه از هم دور بیفتیم. باشه؟
صدای انفجار شنیدیم. میلر، گزارش بده
محفظهای رو تو سطح پایینی منفجر کردن
تا حواسمون از قصر پرت بشه
ده دوازده تا معتقد متعصب
بیرون اتاق راسل هستن
وفقدهندهها سر جاشون برگشتن
،نگهبانانمون دم در
بدون درگیری عقب کشیدن
تصمیم درستی بود، میلر
هیچ کس نباید بخاطر اعتقاداتش بمیره
چه دلیل دیگهای برای مُردن هست؟
کاملاً موافقم
اون اینجا چه غلطی میکنه؟
مسلح نیست
فرزندان جبرئیل خواستههایی دارن
برو تو صف - ،صلح میخوای -
ما راسل پرایم رو میخواییم
مردمی که اینجا زندگی میکنن
،باید در مورد سرنوشت راسل تصمیم بگیرن نه ما
اینجا خونهی ما هم هست
ما رو مثل زباله انداختن بیرون
پدر و مادرامون هنوز اینجان
و من حتی نمیشناسمشون
بخاطر پرایمها
بابت اتفاقی که براتون افتاد متأسفم
اما ما راسل رو دست شما نمیدیم
،یا راسل پرایم میمیره
یا کیلی و دنیل
بیخیال، نلسون
میدونی که اونا دنیل و کیلی نیستن
تو میخوای نقش بازی کنن
،تا بتونی گوسفندا رو کنترل کنی حرفی نیست
اما راسل پرایم مال ماست
تا ماه روز دوم فردا وقت دارید تصمیم بگیرید
این مرد حقشه بمیره، کلارک
شاید
اما این جامعهای که میخوام بچهم توش بزرگ بشه
چشم برابر چشم رو قبول نمیکنه
...کلارک، اون مادرت
باشه. اون افراطیا رو میندازیم بیرون
نه. با خشونت نه
پس چطوری؟
ما کاری نمیکنیم. راسل میکنه
من میرم دنبال جوردن. تو میخانهس
وقتی دعا میکنیم به اسامی پرایمها متوسل میشویم
...جوزفین... سیمون... پرایا.. راسـ
مؤمنان، راه رو ببندید
فقط میخواد راسل رو ببینه
میخواستی منو بگردی، درسته؟
اونقدر احمق نیستی تا اجازه بدی
یه نفر مسلح بره دیدن خدات
چیزی نیست، تری
میتونی بهش اعتماد کنی
بذارید رد بشه
دستات رو باز نکردن
اگرم میخواستن بهشون اجازه نمیدادم
باید به مردمت دستور بدی قصر رو ترک کنن
...بگو ببینم، کلارک
وقتی همه چیزتو از دست میدی چطور ادامه میدی؟
یه نفس میکشی. بعدش یکی دیگه
همین
حالا بهشون دستور میدی یا نه؟
وقتی فرصتش رو داشتم اگر مدی رو میکشتم
اونوقت میفهمیدی
صبر کن. یه چیزی برات دارم
،سیمون اینا رو اینجا گذاشت
بعد از اینکه دوباره زنده شد
وسایل مادرت بودن
گفتم شاید بخوای نگهشون داری
!بخاطر مادرم
بلند شو
این چیزیه که میخوای؟
آره. بزن
ماشه رو بکش. آزادم کن
خیلی متأسفم
سلام، راسل پرایم
بدن جدیدت رو ترجیح میدم
اینجا کجاست؟
تو کی هستی؟
...از الان به بعد
من تو هستم
!کلارک، در رو باز کن
به نظر میاد دستآخر میسوزی
خواهش میکنم. منو اینجا ول نکن برو
میخوای مدی چی کار کنه؟
!نه
بذارید قصر بسوزه
!سنکتوم آزاد شد
اینجا خبری از شاه یا ملکه
یا پرایم نیست
قصر به دردمون نمیخوره
،ما آخرین نسل بشر هستیم
و همهمون مرتکب اشتباهاتی شدیم
فردا، راسل پرایم بابت اشتباهاتش میمیره
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید » [ @AvaMovie_in ]
:مترجم مریم
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال » [ AvaMovie.in ]
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.