All language subtitles for The.100.S01E01.720p.BluRay.x265.HEVC

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew Download
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی » [ AvaMovie.in ]

تابش خورشید رو روی صورتم حس میکنم

،دور و برم درخت ها رو میبینم

باد ملایمی بوی گل های وحشی رو با خودش میاره

خیلی قشنگه

در این لحظه، من در فضا گیر نیفتادم

الان 97 سال از زمانی که فاجعه ی هسته ای رُخ داد میگذره

همه ی آدم های روی زمین رو کُشت

و زمین رو در معرض تابش تشعشعات هسته ای قرار داد

خوشبختانه، عده ای زنده موندن

در زمان انفجار بمب، 12 کشور ایستگاه فضایی فعال داشتن

حالا فقط "آرک" مونده

یک ایستگاه واحد که از چند ایستگاه فضایی تشکیل شده

به ما گفتن که زمین 100 سال دیگه

دوباره قابل زندگی کردن میشه

،چهار نسل دیگه باید تو فضا زندانی باشیم

بعدش میتونیم بریم خونه، برگردیم به زمین

زمین، این رؤیاست واقعیت اینه

زندانی شماره 319، پاشو رو به دیوار وایسا

واقعیت خیلی مزخرفه

چی شده؟

ساکت باش، دست راستت رو بیار بالا

نه. نه، هنوز زمان من نرسیده

من یه ماه دیگه 18 سالم میشه

دستت رو بیار بالا

در "آرک"، هر جُرمی

،مهم نیست چقدر کوچیک باشه فقط با مرگ قابل مجازاته

مگه اینکه کمتر از 18 سالِت باشه - ساعتت رو در بیار -

نه، اون مال پدرمه

درش بیار - نه -

!هی - نه -

خلافکارهای نوجوون اینجا میان... زندانی میشن

"ما به اینجا میگیم "جعبه ی آسمان

...زندانی 319

.کلارک"، وایسا" همینجا منتظر باشید

مامان؟ مامان، چی شده؟

قضیه چیه؟

زود باش، بیا بریم

اونا میخوان هممونو بکشن، مگه نه؟

کم کردن جمعیت باعث میشه بقیه زمان بیشتر واسه زندگی کردن داشته باشن؟

کلارک"، شما قرار نیست اعدام بشین"

دارن شما رو میفرستن به زمین

هر 100 نفر شما رو

چی؟ ولی اونجا اصلاً امن نیست

نه، نه

وقتی 18 سالمون بشه در موردمون تجدیدنظر میکنن

قوانین عوض شدن

این کار به شما شانس زندگی کردن میده

غراثضت بهت میگه

که اول از بقیه محافظت کنی

درست مثل پدرت، ولی مراقب باش

،نمیتونم تو رو هم از دست بدم خیلی دوسِت دارم

،"زمین، "کلارک تو میتونی بری به زمین

« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید » [ @AvaMovie_in ]

خوش اومدی

ببین

ولز"، تو اینجا چه غلطی میکنی؟"

وقتی فهمیدم که اونا دارن زندانی ها رو

،میفرستن به زمین کاری کردم دستگیرم کنن

بخاطر تو اومدم

این چی بود؟

اتمسفر بود

زندانیان "آرک"، گوش کنید

،به شما یه شانس دوم داده شده

و بعنوان رئیس شما، امیدوارم که این اتفاق رو

،نه تنها بعنوان شانس خودتون بلکه شانسی برای هممون بدونین

و قطعاً برای خود بشریت

ما اصلاً نمیدونیم اون پایین چی در انتظار شماست

،اگه شرایط زنده موندن بهتر شده بود

اون موقع بقیه رو هم میفرستیم

رُک بگم، ما داریم شما رو میفرستیم بخاطر اینکه جُرم های شما

باعث شدن شما گزینه های اول باشید

"پدرت یه آدم عوضیه، "ولز

اون جُرم ها فراموش میشن

و سوابق شما پاک میشه

من دیدم که یه سفینه کمتر از 20 دقیقه پیش پرتاب شد

کیا تو اون سفینه بودن؟

زندانی ها توش بودن؟ اونا فقط یه مُشت بچه ن

اونا دارن میرن به زمین؟ چیزی تغییر کرده؟

،دوستان، همونطور که گفتم، در حال حاضر

ما نمیتونیم چیزی رو تأیید یا تکذیب کنیم

!جواب بدین، خانم

پسر من تو اون سفینه ست

منطقه ی فرود شما به دقت انتخاب شده

"قبل از آخرین جنگ، سکّوی "وتر

یه پایگاه نظامی بود که در میان یه کوه ساخته شد

اونجا برای انبار کردن غذاهای فاسد نشدنی ساخته شده بود

که بتونه نیازهای غذایی 300 نفر رو به مدت دو سال تأمین کنه

!راهزن فضایی دوباره حمله میکنه

!"برو "فین

اینجا رو ببین

بالاخره بعد اونهمه داستان، بابات منو معلّق کرد

باید قبل از اینکه چترهای نجات باز بشن، برگردی کمربندت رو ببندی

هی، شما دوتا، اگه میخواین زنده بمونین سر جاتون بمونید

سکّوی "وتر" بعنی زندگی

باید سریعاً جای اون آذوقه ها رو پیدا کنین

هی، تو همون خائنی هستی که یک سال توی انفرادی بود

تو همون احمقی هستی که یه ماه اکسیژن رو

توی یه فضانوردی غیرقانونی هدر دادی

ولی حال داد

من "فین" هستم

تنها مسئولیت شما زنده موندنه

رو صندلیهاتون بمونید

فین"، تو حالت خوبه؟"

الان نه

سیستم بطور کامل خراب شده

الان این وضعیت رو داریم

تنها چیزی که ازش مطمئنیم اینه که اونها از جوّ رد شدن

...که ارتباطمون قطع شد، بنابراین

درباره ی وسایل ارتباطی بهم بگو

غیر از مسافت سنجی که روی ،مُچ اونها بستیم

،هیچی دیگه نداریم... نه صدا، نه تصویر

و نه ارتباط کامپیوتری

تمام چیزهایی که برنامه ریزی کرده بودیم

که بهشون کمک کنه، نابود شده

کسی نمیتونه ازشون محافظت کنه

راکت های رسانگر باید تا الان شلیک شده باشن

خیلی خب، هرچی تو این سفینه ست قدمت اش 100 ساله، درسته؟

فقط یه ثانیه فرصت بده

کلارک"، یه چیزی هست که" باید بهت بگم

متأسفم که باعث شدم پدرت رو دستگیر کنن

!راجع به پدر من حرف نزن

خواهش میکنم، نمیتونم با دونستن این بمیرم که ازم متنفری

"اونا پدر منو دستگیر نکردن، "ولز

،اونا اعدامش کردن !ازت متنفرم

گوش کنین

صدای سفینه قطع شده

وای

عجیبه

فین"، نفس میکشه؟"

درِ بیرونی رو سطح پایین تری قرار داره

بریم - نه -

نمیتونیم همینطوری درها رو باز کنیم

هی، برید عقب بچه ها

وایسا

ممکنه هوا سمّی باشه

در هر صورت، اگه هوا سمّی هم باشه، ههممون میمیریم

بلامی"؟"

خدای من، ببین چه بزرگ شده

،این چیه تنت کردی

یونیفورم نگهبانی؟

قرض گرفتمش که سوار سفینه بشم

یه نفر باید بالاخره مراقبت تو باشه دیگه

مُچ بندت کو؟

میشه پارایت ندی؟

من برادرمو یه ساله ندیدم

هیچکسی برادر نداره

اون "اُکتاویا بلِیک" ـه

همون دختری که وقتی پیداش کردن تو زمین قایم شده بود

اُکتاویا"، "اُکتاویا"، نه"

بذار بهشون یه چیز دیگه ای بدیم

که با اون تو رو یادشون بمونه

آره؟ مثلاً چی؟

مثلاً اولین کسی که بعد از 100 سال پاشو رو زمین گذاشته

!ما برگشتیم، دخترا

چرا انقدر گرفته ای، شاهزاده؟

ما که تو یه انفجار آتشین نمُردیم که

اینو سعی کن به کسایی بگی

که سعی کردن دنبال تو از صندلیاشون بیان بیرون

،تو که دوست نداری شاهزاده صدات کنم

دوست داری، شاهزاده؟

اون قله رو اونجا میبینی؟

آره

سکّوی "وتر" اونجاست

،بین ما و وعده ی غذاییِ بعدیمون

!یه جنگله که اشباع شده از تشعشعات هسته ایه

اونا ما رو، رو یه کوه مزخرف اشتباه دیگه انداختن

گوش کنین

،ما میدونیم اونا فرود اومدن ولی وسایل ارتباطی قطع شدن

و این یعنی هنوز نمیدونیم

شرایط روی زمین چطوریه

،"با تشکر از مُچ بندهای "اَبی

،لااقل میدونیم که اون شرایطی که ازش حرف میزنیم

روی بدن انسان چه تأثیری داره، و این یعنی

بیشتر از اون چیزی که 100 سال کشیدیم

بنابراین کارتون خوب بود

خب، حالا این مُچ بندها بهمون چی میگن؟

دو تا از اونا مُردن، کاشی های اونا سیاه شده

دکتر "جکسون"، لطفاً نظریه ی ما رو

با مشاور "کِین" در میون بذارید

البته

تأیید میشه که اونها 7 دقیقه ست که روی زمین هستن

ولی تا الان، ما بر این باوریم که تلفات

،بخاطر فرود سفینه بوده نه بخاطر میزان تشعشعات موجود

هر دو پسر در همون لحظه ای مُردن

که ارتباطمون با سفینه ی پرتاب شده قطع شد

پس فرود بدی بوده؟ این نظریه ی شماست؟ - با توجه به شواهد موجود -

،یعنی شما هم موافقید که اگر بخاطر تشعشعات بود

میزان تلفات الان به سرعت بالا میرفت؟

بخاطر اینکه روی خیلی از این کاشی ها یه خط قرمز دارم میبینم

...نشون دهنده ی علائم حیاتی هستن، دو تا احتمال هست

یک، آسیب هایی که در طول فرود اومدن بهشون وارد شده

و دوم؟

!از اینکه اونجان خیلی هیجان زده ن

یه مشکلی هست

سیستم مخابراتی نابود شده

رفتم رو سقف سفینه

دوزاده تا از پنل های مخابراتی از کار افتادن

گرما سیم ها رو ذوب کرده

خب، تنها چیزی که الان مهمه اینه که "برسیم به سکّوی "وتر

میبینی؟ اینجا رو نگاه کن

این ماییم

و اینم جاییه که اگه میخوایم زنده بمونیم باید بهش برسیم

این کارا رو از کجا یاد گرفتی؟

از پدرت

آه، چه باحال، یه نقشه

تو این شهر بار نیست؟ !یه آبجو مهمون من

میشه مزاحم نشی لطفاً؟

،هی، هی، هی

دستت رو به اون نزن، اون با ماست

آروم باش

ما فقط داریم سعی میکنیم بفهمیم کجاییم

،ما روی زمینیم همین واست کافی نیست؟

ما باید سکوی "وتر" رو پیدا کنیم

شما پیغام پدرمو شنیدین

پیدا کردن اونجا باید اولویت اول ما باشه

!بابات بره به درک

،چیه، فکر میکنی اینجا رئیسی

تو و اون شاهزاده ت؟

فکر میکنی واسمون مهمه اینجا کی رئیس باشه؟

،"ما باید برسیم به سکوی "وتر

نه بخاطر اینکه رئیس گفته

،بخاطر اینکه هرچی بیشتر منتظر باشیم

گرسنه تر میشیم و شرایط برامون سخت تر میشه

فکر میکنی بدون آذوقه ی اون پایگاه چقدر میتونیم دووم بیاریم؟

تا اونجا 30 کیلومتر راهه، فهمیدی؟

،بنابراین اگه میخوایم قبل از تاریک شدن هوا برسیم اونجا

باید همین الان حرکت کنیم

من یه فکر بهتر دارم

شما دو تا برید، اونجا رو واسمون پیدا کنین

بذار یه بار هم آقازاده بجای ماها کارای سخت رو انجام بده

آره، آره، آره

،گوش نمیدی من چی میگم هممون باید بریم

...اینجا رو ببینید !رئیس زمین

فکر کردی خیلی بامزه ای؟

!"ولز"

آره، زود باش، بزنش

نه، ولی این دیگه با مزه بود. خیلی خب

میخوای چیکار کنی، "ولز"؟

زود باش، زود باش

این پسر یه پاش زخمیش شده

چطوره وایسی تا یه دعوای عادلانه بکنی؟

هی، ولگرد فضا

!نفر بعدی منو نجات بده

چیه؟ خُب بامزه ست دیگه

اون یه مُجرمه

اونا همشون مُجرمن

ببین "اُکتاویا"، من اومدم اینجا تا از تو محافظت کنم

من نیازی به محافظت شدن ندارم

من کل عمرم رو زندونی بودم

دیگه خسته شدم از دستور گرفتن

"من میخوام خوش بگذرونم، "بل

،من باید یه کار دیوونه وار انجام بدم

،فقط بخاطر اینکه میتونم، و هیچکس

از جمله تو، نمیتونه جلومو بگیره

"من نمیتونم پیش اونا باشم، "آکتاویا

ببینم اصلاً تو چی میگی؟

برو یه چیزی پیدا کن دیگه

،من یه کاری کردم، خب که بتونم وارد سفینه ی پرتاب بشم

یه کاری که اگه اونا بیان رو زمین

منو بخاطرش میکُشن

،هنوز نمیتونم بگم چیکار کردم

ولی تو باید اعتماد کنی

تو هنوز بهم اعتماد داری دیگه، نه؟

آره

خب، این سکوی "وتر"، کی قراره راه بیفتیم؟

همین الان

فردا با غذا برمیگردیم

شما دو تا چطوری میخواین غذای کافی

واسه 100 نفر رو با خودتون بیارین؟

چهار نفریم، حالا میتونیم بریم؟

!بنظر خوش میگذره. پنج نفریم

هی، چه غلطی داری میکنی؟

میرم قدم بزنم - ،هی -

سعی کردی اینو باز کنی؟

آره. که چی؟

که اینکه این مُچ بند

علائم حیاتی تو رو واسه "آرک" مخابره میکنه

درش بیاری فکر میکنن مُردی

باید واسم مهم باشه؟

،خب، نمیدونم

دلت میخواد کسایی که دوسشون داری فکر کنن مُردی؟

یا دلت میخواد تا دو ماه دیگه بیان اینجا دنبالت؟

،بخاطر اینکه اگه فکر کنن مُردیم دیگه نمیان دنبالمون

خیلی خب

حالا دیگه بریم

زود باشید

"نباید میومدی اینجا، "ولز

،قبل از اینکه فکری به کله ت بزنه بگم "فین" مال منه

،قبل از اینکه تو ام فکری به کله ت بزنه !باید بگم واسم مهم نیست

هی عزیزم، "کلارک" چطوره؟

،علائم حیاتیش قوی هستن

قندِ خونش پایینه

غذا نخورده

دکتر "گریفین" هستم

دارم میام

...جکسون"، اعلام کن خون لازم داریم"

...منفی، به مقدار زیاد A گروه خونی

و بعدش هم خودتو برسون اتاق عمل

اَبی"، چی شده؟"

رئیس تیر خورده

اونو میبینی دوست من، اون یه بازیه

اون، دوستِ من، گل سماق سمّیه

چی؟ واقعاً؟

گل ها سمّی نیستن

اونا خاصیت دارویی دارن، در واقع آرامبخش هستن

خونواده ی اون تو "آرک" پرورش گیاهان دارویی دارن

هی بچه ها، میشه راه بیاین؟

،"بیخیال، "کلارک چطور میتونی این چیزا رو نادیده بگیری؟

خب، خیلی ساده ست

برام جای سؤاله، "چرا ما "هیج حیوونی تا حالا ندیدیم؟

شاید بخاطر اینکه هیچ حیوونی نیست

شاید ما همین الانشم در معرض

تشعشات به اندازه ی کافی بودیم که ما رو به کُشتن بده

!مطمئناً این چیزا قشنگه! یالا بیاین

یکی باید یه ذره سماق سمّی بده بهش

من فهمیدم که شما دو تا واسه چی دستگیر شدین

،سماق تنها گیاه پرورشی تو باغچه تون نبوده

البته اگه منظورمو میگیری

یکی یادش رفت چیزی که برداشتیم رو جایگزین کنه

!یه نفر هم هزار بار بابتش عذرخواهی کرد

تو چی "اُکتاویا"؟ تو رو واسه چی گرفتن؟

واسه اینکه بدنیا اومدم

این دیگه بازی نیست

حیوون اینجا نیست، نه؟

رئیس خون زیادی از دست داده

لعنتی، اگه زودتر پیداش میکردن اینطور نمیشد

داره بهوش میاد

داروی بیهوشی رو بیشتر کنین

ما خیلی زیاد خون و داروی بیهوشی استفاده کردیم

از مقدار تعیین شده هم بیشتر مصرف کردیم

رئیس داره وارد شوک بدنی میشه

شما دارین ازم میخواین قانون شکنی کنم

خیلی خب، خودم انجامش میدم

بذارید دنبال من بیان

ببخشید، قربان

ازم خواسته بودین هر خبری شد بهتون اطلاع بدم

،رئیس هنوز تو اتاق عمله

ولی ما تیرانداز رو شناسایی کردیم

بلامی بلیک" تنها نفر"

توی "آرک" هست که به حساب نیومده

اون کی هست؟

کسِ خاصی نیست، یه سرایداره

،هنوز داریم روی پرونده ش تحقیق میکنیم

ولی انگیزه ش برای رفتن به زمین کاملاً واضحه

خواهرشه، یادمه

،مادرش اونو نزدیک 16 سال مخفی کرده بود

تقریباً یه رکورد محسوب میشه

چیه، فرمانده "شاموی"، بگو

میتونیم الان شروع کنیم

،حالا که رئیس فعلاً در وضعیت خوبی نیست

شما میتونین دستورِ

کم کردن جمعیت رو بدین

هنوز نه

قربان، داریم وقت تلف میکنیم

کم کردن 100 نفر از جمعیت

فقط یه ماه دیگه بهمون فرصت میده

مهندسا بیشتر از این زمان لازم ،دارن تا بتونن سیستم ها رو درست کنن

البته اگه بتونن همشو درست کنن

جوابم رو بهت گفتم فرمانده، بسه دیگه

،اگه قرار باشه صدها آدم بیگناه رو بکشیم

باید طبق قوانین انجامش بدیم

مفهوم شد؟

در این مدت، میخوام بدونم کی

به این پسره سرایداره کمک کرده سوار اون سفینه پرتاب بشه

بخاطر اینکه کاملاً مشخصه که به تنهایی اینکار رو نکرده

بنظر میاد ما بینمون یه خائن داریم، فرمانده

و اون 100 هم یه قاتل میونشون دارن

هنوز آب پیدا نکردین؟

...نه ، هنوز نه ، ولی

اگه میاین من دارم میرم که گیر بیارم

[ اولین زاده ، اولین نفری ـه که میمیره ]

، می دونی پدرم توی اون اتاق بی هوا

، وقتی پدرت داشت خفه ـش می کرد درخواست بخشش کرد

نابغه ها ، "مرگ" رو اشتباه نوشتین [ Dye به جای Die منظورش ]

، اگه قراره کسی رو بکشین

فکر کنم بهتر باشه که اعلام نکنی

تو که عضو گارد نیستی ، مگه نه؟

نه ، ولی اگه جلوشون رو نگیریم گارد واقعی به زودی میاد اینجا

شما که واقعا فکر نمی کنین اونا قراره جرائم ـتون رو ببخشین

حتی اگه هم ببخشین ، بعدش چی؟

، امثال ما ، قراره شهروند های نمونه بشیم

، یا صاحب کار بشیم اگه خوش شانس باشیم

شاید بذارن آشغال هاشون رو جمع کنیم؟ - منظوری داری؟ -

نه ، ولی یه سؤال دارم

اونا زندونی ـتون کردن ، بعدشم مثلِ موش آزمایشگاهی

انداختن ـتون این پائین تا بمیرین

اون وقت چرا دارین کمک ـشون می کنین؟

!کی همچین حرفی زده

اون دستبند ها دستت ـتونه ، مگه نه؟

همین حالا ، اون دستبند ها داره بهشون میگه

که اینجا واسه دنبال کردنمون جای امنی ـه یا نه

خیله خب ، گفتی می تونیم جلوشون رو بگیریم ، خب چطوری؟

درشون بیارین

اون موقع تو آرک فکر می کنن شما مردین

اینطوری دیگه می دونن اینجا جای امنی نیست که بخوان دنبالمون بیان

شما می خواین دنبالتون بیان؟

درسته ، و اگه اینکارو بکنیم

چه فایده ای واسه ما داره؟

یکی باید برای اداره کردن اینجا کمکم کنه

هی "اَب" ، وضعیت رئیس چطوره؟

اگه امشبُ دووم آورد جای شکرش باقی ـه

دیگه کی رو از دست دادیم؟

مورفی" و "امبگه" ، هردوشون" اسم کوچیک ـشون "جان"ـه

هیچ کدومشون حین فرود مجروح نشده بودن [ ارتباط قطع شد ]

من گمون می کنم یه چیز دیگه باعث کشتن این دوتا شده

تا یه لحظه قبلش حالشون خوب بوده

و بعدش یهو ، بوم - یعنی بخاطر اشعه خورشید نبوده -

"بی خیال "اَبی

خیال واهی کردن اصلا شگرد خوبی نیست

خیال واهی نیست

یه لحظه حالشون خوبه ، بعدش یهو بوم

مگه اثر اشعه خورشید به همین شکل ظاهر نمیشه

خب ، اگه به مقدار کافی بود حرف تو درسته

خب اگه به اندازه کافی بود که

همشون مرده بودن

خواهش می کنم کاری کن که حرفم درست از آب دربیاد

هی ، می دونی چی دوست دارم بدونم؟

اینکه چرا امروز اونم بعد از 97 سال فرستادن اینجا؟

چی تغییر کرده؟

کی اهمیت میده؟ من که از اینکارشون خوشحالم

، اونجا داشتم تو یه سلول می پوسیدم

ولی حالا دارم تو یه جنگل چرخ می زنم

، شاید روی ماهواره چیزی پیدا کردن

می دونی ، مثلِ یه ماهواره ...قدیمی هواشناسی یا

قضیه ماهواره نبوده

آرک داره از بین میره

با حجم جمعیت کنونی ، تقریبا فقط 3 ماه

اونجا میشه زندگی کرد ، حالا شاید با نبود ما بشه 4 ماه

پس بخاطر همین راز بوده که تو رو زندانی کردند

و به همین خاطر تو انفرادی نگه ـت میداشتن

و پدرت رو در جو معلق کردن؟

پدرم مهندسی بود که اون نقص فنی رو پیدا کرد

اون معتقد بود که مردم حق دارن که از قضیه خبردار بشن

شورا مخالفت کرد مادرم مخالفت کرد

می ترسیدن که این موضوع باعث وحشت و اضطراب بشه

ما در هر حال می خواستیم ..."به مردم بگیم که "ولس

چی ، پدرت رو لو داد؟

در هر حال ، گارد قبل از اینکه بتونیم به مردم اطلاع بدیم پیداشون شد

بخاطره همین ـه که امروز اومدیم اینجا

بخاطر همین که ارزش خطر کردن رو داشت

حتی اگه هممون هم بمیریم ، حداقل

تونستن برای خودشون زمان بیشتری بخرن

اونا آدمای بیشتری رو میکشن ، مگه نه؟

، خوبه ، بعد از اونکاری که در حقم کردن

من که میگم ، همشون بمیرن

!تو همچین منظوری نداشتی که

باید بهشون هشدار بدیم

پدرم هم همین حرفُ زد

لعنتی ، من عاشق زمین شدم

...یا خـــدا

آکتیویا" داری چه غلطی می کنی؟"

...."آکتیویا"

من نمی تونم شنا کنم

!می دونم ، ولی تو آب که می تونیم وایسیم

صبر کن ، اینجا قرار نبود رود داشته باشه

خب ، حالا که هست

پس اون لباس های لعنتی ـت رو دربیار

آکتیویا" ، از آب بیا بیرون"

!همین حالا از آب بیا بیرون

!"آکتیویا"

نــه

اون دیگه چه کوفتی ـه؟ باید کمکش کنیم

می خوای چیکار کنی؟ که خورده نشم -

نه ، صبر کن

اگه حواسش رو پرت کنیم ، ممکنه ولش کنه کمکم کنین

!نـــه

جواب داد ، ولش کرد

می تونی خودتُ برسونی لب آب؟

گرفتمت

داره برمیگرده

بچه ها داره میاد سمت شما

یالا ، یالا ، ادامه بده

خیله خب

ممنونم ، ممنونم

خوب میشی

...یادم باشه

دفعه بعد ، دختر رو نجات بدم

آره ، ادامه بده عزیزم

آره ، ادامه بده

نفر بعدی کیه؟

دارین چه غلطی می کنی؟

داریم خودمون رو آزاد می کنیم

مگه چطور به نظر میاد؟

به نظر میاد دارین هممون رو به کشتن میدین

سیستم ارتباطی از بین رفته

ما فقط این دستبند ها رو داریم

اگه درشون بیارین ، تو آرک فکر می کنن هممون داریم میمیریم

و اینکه اینجا جای امنی نیست که بخوان دنبالمون بیان

نکته همین جاست رئیس

ما می تونیم مراقب خودمون بشیم مگه نه؟

!آره

فکر می کنین بازی ـه؟

اون بالا فقط دوستان و خونواده هامون نیستن

اونجا کشاورزا ، دکترا و مهندسامون هستن

برام مهم نیست اون بهتون چی گفته

...ما نمی تونیم به تنهایی دووم بیاریم

و به علاوه ، اگه واقعا اینجا امن ـه

چطوره که نمی خواین بقیه

مردمون هم بیاین اینجا؟

مردم من این پائین هستن

اون آدما مردم منو زندانی کرده بودن

اون آدما مادرم رو به جرم

داشتم بچه دوم کشتن

پدرت اینکارو کرد

پدرم که قوانین ننوشته بوده - نه -

، اجراشون که کرد

، ولی دیگه نه

اینجا دیگه نه

اینجا ، قانونی وجود نداره

آره ، آره - باحاله -

اینجا ، هرکاری رو

هر زمانی که دوست داشته باشیم ، انجام میدیم

خب "ولس" می تونی این رویه رو دوست نداشته باشی

حتی می تونی جلوش وایسی ، و سعی کنی تغییرش بدی

یا منو بکشی

می دونی چرا؟

!هر چی که ما بخوایم

!هر چی که ما بخوایم

!هر چی که ما بخوایم

!هر چی که ما بخوایم

!هر چی که ما بخوایم

!بارون !بارون واقعی

!نگاه کنین

!آب ـه

باید این آبُ ذخیره کنیم

!هر کاری که دوست داری بکن

ده تای دیگه ، یکی بعد دیگری

اَبی" ، غلظت پلاسما رو نگاه کن

داره از سطح طبیعی میره بالاتر

اونا آب پیدا کردن

مشاور "ابیگیل گریفن" ، شما

به جرم استفاده بیش از حد مجاز مواد دارویی برای بیمار بازداشت هستین

ببخشید ، این قضیه باید عمومی میشد

سیاست ـمون تو اینجور ...مسائل خیلی روشن ـه

مداوای ویژه نداریم

اَبی" تو چقدر خون استفاده کردی؟" - جوابش رو نده -

هرچه قدر که لازم بود

واسه جلوگیری از رئیس شدن تو قانون شکنی آسون ترین

تصمیمی بود که تا به حال گرفته بودم

، در اون صورت

، با توجه به اعترافت

، برای من به عنوان رئیس موقت

انتخابی به جز گناهکار دونستن ـت نمیذاری

"ما همیشه حق انتخاب داریم "کین

، تو انتخاب کردی تا به شوهرم اتهام بزنی

به دوست ـت ، با وجود اینکه می دونستی

بخاطر این اتهام تو فضا معلق ـش می کنن

تو انتخاب کردی تا دخترم رو هم تو این اتهامات درگیر کنی

و حالا هم داری اینو انتخاب می کنی

که پشت قانونی مخفی بشی که هیچی عایدت نمی کنه

لازم الاجراست ، با توجه به

مجموعه قوانین کیفری شماره یک

به دلیل اینکه تمام جرائمی

که افراد بالغ مرتکب می شوند

، جزو جرائم درخور اعدام به حساب می آیند

شما را اینجا محکوم به مرگ می کنم

، اعدام صبح اجرا میشه

و من انتخاب کردم که در هر شرایط

و به هر قیمتی

مطمئن بشم که

بشر به بقا ـش ادامه بده

"تفاوت بین ما همین ـه "کین

من انتخاب کردم تا مطمئن بشم که

ما لایق زنده بودم هستیم

باحاله ، نه؟

رفتی تو رود؟

گفتم ارزش از دست دادن یکی دو تا انگشت رو داره

بیا

به این میگی جرعه؟

فکر می کنی این یعنی

قراره هممون دو تا سر دربیاریم؟

آخه تو چی می دونی؟ اون خنده هم بلده بابا

سالا ، باید اینو ببینی

جای انگشت پا ـه

به علاوه ، تا اونجایی که می تونم بگم

هرچی که هست ، رو دو پا راه میره

حدس من...میمون ـه

ببخشید ، فقط بخاطر چیزایی که خوندم

می دونم که هیچ حیوون دوپایی این اطراف نیست

پس مطمئنا میمون نیست

که اینطور ، چیزی در مورد

درخشش تو تاریکی جنگل یا مارهای آدمخوار نخوندی؟

زده به سرت؟

تو که نمی تونی هر کسی

که مخالفت ـه رو بکشی

، حالا ، همتون فکر می کنین من آدم بده ـم

ولی من تنها آدمی ـم که برای نجات دادنمون

هرکاری رو میکنه

اون بهترین دوستمه

خب توقع داری چی بهت بگم

بگم متأسفم؟

متأسف نیستم

دوستی نعمتی ـه که نمی تونیم بین ـمون داشته باشیم

و اگه مجبورم بشم ، خودمون به آدم و حوا اولیه برگردونم

اینکارو می کنم

خواهش می کنم ، رحم کن

اگه به "اَبی" رحم نمی کنی به من رحم کن

ما رحم هم نمی تونیم بکنیم

به اندازه کافی دور شدیم

..."من نمی خوام بهت شلیک کنم "ولس

...برعکس ، ازت خوشم میاد

ولی نیاز دارم که

اونا فکر کنن تو مردی

چرا؟ چرا می خوای اینکارو بکنی ، واقعا بگو

نه بخاطر مزخرفاتی که مثلِ

اینکه هر کاری که دوست داری می خوای بکنی؟

من دلایل خودم رو دارم من همین طور یه اسلحه دارم

پس منم که سؤال می پرسم

و سؤالم اینه که

چرا بهم کمک نمی کنی؟

"پدرت تو رو تبعید کرده "ولس ولی تو با این وجود

داری کاری که خواسته رو می کنی

و از قوانین پیروی می کنی

از اینکه همیشه اونی که

ازت انتظار رو میره رو انجام میدی خسته نشدی؟

جلوش بایست

دستبند رو دربیار و اون موقع از حس خوبش

لذت می بری

نه

هرگز ، این اتفاق نمیوفته

به اندازه کافی برات روشن نیست؟

آره هست

شرمنده که باید اینطور میشد

!نه! نه! ولم کن !نه

خفه ـش کن ، بیارش پائین

نه! ولم کنین بذارین برم

بگیرش انجامش بده

!نه! اینکارو نکنین !اینکارو نکنین! نه ! نه

!ولم کنین

دکتر "گریفن" وقتشه

"کالی"

کافیه

مراقب "کلارک" باش

باشه

جکسون" ، از دستبندها استفاده کن"

ممکنه یه راهی برای مهندسی معکوس کردنشون باشه

تا بشه باهاشون ارتباط برقرار کرد

با "سینکلر" در مورد مهندسی صحبت کن اگه فهمیدی سرت رو تکون بده

تمومش کن

دکتر "گریفن" عفو شده

من بعدا با تو صحبت می کنم

درُ وا کن

درُ وا کن

من دوازده ساعت رو صرف چسبوندن اون روده ها بهم کردم

همین حالا ببرینش رو تخت

در مورد 100 بهم بگو

موفق شدند؟

تو می خواستی اولین نفر بری دست از طفره رفتن بردار

سکوی "وتر" منتظرمونه

تا اوج خودت رو نگه دار

و بعدش دیگه تمومه

اوج ، مثه سرخ پوستان دیگه ، آره؟

اوج ، نه آپاچی [ نوعی رقص در میان سرخ پوستان ]

می دونه "امروز ، "فین

بله ، بله ناخدا اونور می بینمتون

صبر کن - چیه؟ -

بذار من برم

من می تونم

می دونستم یه جایی تو وجودت شیطون میزنه

"هی ، ترسیدن اشکالی نداره "جاسپر

با حقه نمی تونی باهاش مبارزه کنی

!اونور می بینمتون

!آره

!ما در اوجیم

آره

!آره

!آره

!آره

!تو تونستی جاسپر

!آره

!بزن بریم شاهزاده

نوبت توئه

"یالا "کلارک !تو می تونی

!به سوی اوج

!ما موفق شدیم

!"سکوی "وتر

!آره

"آره "جاسپر

!"جاسپر"

!"یالا ، یالا ، یالا "جاسپر

جاسپر"! نه ، بیا"

بخواب زمین ، بخواب

بالا

!ما اینجا تنها نیستیم

« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید » [ @AvaMovie_in ]

« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال » [ AvaMovie.in ]

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.