All language subtitles for Partir.Un.Jour.2025.FRENCH.VOF.WiTH.AD.1080p.WEB.Light.EAC3.5.1.H264-LiHDL_FA@FrancoFilms

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani Download
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫[ ارائه‌ای از گروه ترجمه فرانکوفیلم ] ‫FRANCOFILMS@

‫دو تا خط رنگی ظاهر میشه.

‫یکی باید تو قسمت کنترل باشه،

‫اون یکی تو قسمت تست.

‫اینکه یکیشون کم‌رنگ‌تره، تأثیری تو نتیجه نداره.

‫«این یعنی شما به احتمال زیاد حامله‌اید.»

‫لعنت بهش!

‫لعنتی...

‫ترجمه و زیرنویس: ‫علی کلان

‫- گندش بزنن. ‫سِس؟

‫- هان؟

‫- کجایی؟

‫- همین‌جام. الان میام.

‫- چی کار میکنی؟ ‫- هیچی.

‫داشتم رازیانه‌ها رو برمی‌داشتم.

‫- خرچنگ رو تو چی سرو کنیم؟

‫- اممم...

‫بیا.

‫اینو بگیر.

‫ مریم‌گلی یا میوه اُرس؟ ‫[ میوه اُرس: دانه سرو کوهی ]

‫باشه، بذار ببینم.

‫- سرآشپز؟ ‫- بله.

‫سس؟

‫خب...

‫این به اندازه کافی غلیظ نشده.

‫یه قابلمه کوچیک‌تر بردار و با کره غلیظش کن.

‫- سرآشپز؟

‫صفیا، جدی میگم، اینا خیلی درشتن.

‫بهت گفتم نگینی خرد کن.

‫تو دوره فنی‌حرفه‌ای مگه بهت یاد ندادن،

‫نگاه کن.

‫اینجوری. باشه؟

‫- سرآشپز. ‫- یالا، بجنب.

‫بله مامان، چی شده؟

‫هان؟

‫چی شده؟

‫چی؟ الان کجاست؟

‫اه، لعنتی!

‫لیمو...

‫قارچ مورال...

‫-خوبی؟

‫- ما هیچ‌وقت آماده نمیشیم. ‫هنوز غذای مخصوص رستوران رو هم نداریم.

‫چند تا چیز خوب داریم، ولی اون چیزی که...

‫...مردم تو اینستاگرام شیر کنن ‫و یادشون بمونه رو نداریم.

‫- من راجع به بابات پرسیدم.

‫- آهان.

‫خب، نه، خوب نیست.

‫ولی خب.

‫شاید اینجوری بالاخره دست از کار بکشه.

‫- آره.

‫خب حالا کی میری پیشش؟

‫- خب، نمیرم.

‫- یعنی چی؟ ‫- من جایی نمیرم.

‫دو هفته دیگه افتتاحیه است.

‫- جدی میگی؟ بابات بیمارستانه.

‫- ولی ما آماده نیستیم. ‫- به درک که نیستیم!

‫تو باید بری!

‫- خب نه. ‫-این چه حرفیه میزنی؟

‫از کی تا حالا نرفتی ببینیش؟

‫- اممم، کریسمس.

‫- داشتیم کار می‌کردیم. ‫- خب کریسمس قبلش.

‫سُفیان، من الان نمیتونم برم.

‫نمیتونیم برای چهل نفر سرویس بدیم. ‫- بس کن.

‫- نه، بس نمیکنم!

‫باید به تمرین ادامه بدیم. ‫- بس کن!

‫سرآشپز استرسی، تیم استرسی. ‫- من استرس ندارم.

‫- باشه. ‫- همه چی خوبه.

‫چیه؟

‫- استرس نداری؟

‫می‌دونی چیه؟ بیا یه بازی کنیم. هوم؟

‫تا ببینیم واقعاً نداری یا نه.

‫هر کی میگه درس، میگه...

‫- کار.

‫- امم، هر کی میگه پول، میگه...

‫- خرج.

‫هر کی میگه...

‫وام، میگه...

‫- بدهی.

‫♪ هر کی میگه بحران - بهت میگه دنیا ♪

‫♪ میگه قحطی، میگه جهان سوم ♪

‫♪ -هر کی میگه عزیز - بهت میگه عزا ♪

‫♪ چون مشکلات هیچ‌وقت تنها نمیان ♪

‫♪-هر کی میگه عشق♪

‫♪میگه بچه‌ها، میگه "تا ابد" و میگه طلاق♪

‫♪پس می‌زنیم بیرون تا همه مشکلات رو فراموش کنیم♪

‫♪پس می‌رقصیم♪♪

‫♪پس می‌رقصیم♪

‫♪پس می‌رقصیم♪

‫♪پس می‌رقصیم♪

‫یالا!

‫♪پس می‌رقصیم♪

‫♪پس می‌رقصیم♪

‫♪پس می‌رقصیم♪

‫[ روزی خواهم رفت ]

‫- آه، «تاپ شف».

‫یه قسمتش رو هم از دست ندادیم، ‫چسبیده بودیم به تلویزیون.

‫من که عاشقشم. تو خونه من آشپزی میکنم.

‫غذای مخصوص من «کَسوله» است.

‫البته چیز دیگه‌ای هم بلد نیستم.

‫ولی خوب درستش میکنم.

‫همه‌چیز رو از شب قبل آماده میکنم. ‫گرم‌کرده‌اش خوشمزه‌تره.

‫و از همه مهمتر،

‫با گوشت غاز درستش میکنم.

‫از گوشت اردک لطیف‌تره. ‫- هوم.

‫- غذای مخصوص شما چیه؟

‫- هوم، راستش غذای مخصوصی ندارم.

‫- واقعاً؟

‫ولی اون چیزی که برای فینال «تاپ شف» درست کردید،

‫یه جور کیک شور...

‫- سوفله با سس خرچنگ؟ ‫- آره، خودشه!

‫خیلی خوشمزه به نظر می‌رسید!

‫- خب، ممنون. دستور پختش رو بهتون میدم،

‫اگه بخواید. ‫- با کمال میل، حتماً میخوام!

‫- پاستیل میخوای؟

‫آره، داشتم فکر می‌کردم، برای ماهی لوت، ‫میتونیم یه کم شیسو اضافه کنیم؟

‫خودت ببین چی کار میکنی. بوس.

‫بوکوز!

‫آخ پسر من!

‫- سلام. ‫- سلام.

‫- لطفاً.

‫- تو بشین، من خودم انجامش میدم.

‫دست به اون نزن!

‫برو بشین!

‫- تو بلد نیستی. ‫- نه بابا؟

‫اوه!

‫عشق من!

‫- سلام مامان. ‫- اوه، دخترم.

‫- این اینجا چی‌کار میکنه؟

‫تو بهش زنگ زدی؟

‫- سلام.

‫سؤال اصلی اینه که " تو " اینجا چیکار میکنی.

‫چرا تو بیمارستان نیستی؟

‫- آقا رضایت‌نامه امضا کرده، ‫چون از دکترا بیشتر می‌فهمه.

‫- دیوونه‌ای!

‫- من گفتم سیب‌زمینی سرخ‌کرده، نه لوبیا.

‫- این یه بار رو، لوبیا می‌خوری.

‫برات بد نمیشه.

‫- بعداً بهت میدم.

‫- مرسی. ‫- من حالم خیلی خوبه!

‫هیچ دلیلی نداشت ‫که تو بیمارستان بمونم.

‫- آره خب،

‫این تازه سومین سکته‌ توئه.

‫میخوای رکورد بزنی؟

‫- میشه این‌قدر با این موضوع رو مخم نری؟

‫- حق با توئه.

‫وقتی تو بمیری، منم بازنشسته میشم.

‫این کوفتی چطور کار میکنه؟

‫- خب، باشه.

‫- صبر کن، بهت نشون میدم.

‫- بشین سر جات.

‫- تکلیفتو روشن کن!

‫- بدون اینکه تکون بخوری نشونم بده.

‫- منم بدون حرف زدن برات توضیح بدم؟

‫-داره میسوزه!

‫نمی‌تونستین طلاق بگیرین، ‫مثل بقیه مردم؟

‫- چرا باید طلاق بگیریم؟

‫ما عاشق همیم.

‫- دیدی، همه چی خوبه.

‫پس میتونی برگردی.

‫- شروع نکن. دخترت اینجاست. ‫بشین سر جات و بذار کارشو بکنه.

‫- صبر کن، برو کنار. ‫- برو کنار.

‫من... من اول گوشت رو میذارم. آها، ببخشید.

‫- با انبر، فان‌فان!

‫- اَه، ولمون کن دیگه!

‫- خیلی خوبه. ‫- میذارمش اینجا.

‫- یه کم پیازچه و حله.

‫یالا، هپ. ‫- پیازچه...

‫- بیا. ‫- بده من اونو.

‫فوت کوزه‌گری. ‫- فوت کوزه‌گری.

‫- خب... ‫- دو تا استیک، عزیزای من!

‫دو تا استیک کوچولو!

‫- خب...

‫دکترا چی میگن؟

‫- مهم‌تر از همه، استرس ممنوع.

‫نباید عصبانی بشم.

‫و همین عصبانیم میکنه.

‫اونجوری دست به سینه واینستا. ‫- باشه.

‫- باید دوباره سالاد الویه درست کنیم.

‫- باشه. دستمالا کجان؟

‫- تو کابینت پشتی، سمت چپ، پایین.

‫- خب.

‫سالاد الویه.

‫- خب آره.

‫میشه بدونیم چی انقدر خنده‌داره؟

‫نه، ولی...

‫فقط همین‌جاست که هنوز از اینا درست می‌کنن.

‫- آره خب.

‫راست میگی، یادم رفته بود.

‫- چی؟

‫- صبر کن پیداش کنم...

‫آهاش. «سالاد الویه برای آشپزی سطح بالا،

‫«همون چیزیه که دمپایی لاانگشتی برای فشن سطح بالاست.»

‫سسیل بِگَن، تاپ شف، قسمت 7.

‫- حرفایی که زدم و بهت برخورده رو یادداشت کردی؟

‫- چیه؟ از ادای احترام خوشت نمیاد؟

‫- چرا، ولی بستگی داره چه جوریش باشه.

‫اوه، لعنتی...

‫- چی شده؟

‫- هیچی.

‫- دو تا سوسیس شکم‌پر و یه استیک.

‫- میزان پخت استیک، عزیزم.

‫- آبدار.

‫-شما دو پیام دارید.

‫امروز، ساعت 15:36.

‫-منم. حق با تو بود.

‫-ماهی لوت با شیسو، ترکوند! خیلی خوب جواب داد.

‫-تو فوق‌العاده‌ای. بوس.

‫امروز، ساعت 15:41.

‫-سلام، خانم بِگَن، دکتر درولز هستم.

‫-پیامتون رو دریافت کردم.

‫یه وقت ملاقات برای جمعه ‫ساعت پنج و نیم براتون پیشنهاد میکنم.

‫-یه سونوگرافی برای تعیین ‫سن جنین انجام میدیم و بهتون میگم

‫-چه گزینه‌هایی برای سقط جنین وجود داره.

‫-حتماً با من تماس بگیرید. ممنون، فعلاً.

‫[ سُفیان ]

‫-بله، سِس؟ ‫- هی، سلام.

‫-الو؟ سلام!

‫- الو؟.

‫می‌خواستم راجع به یه چیزی باهات حرف بزنم.

‫-صبر کن، نشنیدم.

‫-بلندتر حرف بزن. ‫- میخوام باهات حرف بزنم.

‫-صبر کن، هیچی نمیشنوم.

‫-دو ثانیه صبر کن. دو ثانیه.

‫-صبر کن، ببخشید.

‫-با بچه‌ها اومدیم رستوران جیووانی.

‫آهان، باشه.

‫-صبر کن، صبر کن، دو ثانیه.

‫راستش...

‫- میدونی چیه، بعداً بهت زنگ می‌زنم. ‫-نه، نه، نه!

‫- بعداً بهت زنگ می‌زنم. باشه؟

‫-مطمئنی؟ ‫- آره.

‫-باشه، پس من برمی‌گردم پیش بچه‌ها.

‫- باشه. ‫-هی، هی، سسیل!

‫- هان؟ ‫-دوستت دارم!

‫-اینه، بوس.

‫بوس.

‫- این یعنی ترک پست. ‫- نه بابا.

‫- تو ارتش بودی، می‌فرستادنت کمیته انضباطی. ‫- مسخره‌ست. مسخره!

‫اگه اینجوری ادامه بدیم، ‫چهارمین سکته رو هم میکنی.

‫نمیخوام مردنت رو تو آشپزخونه‌ت ببینم. فهمیدی؟

‫حالا من یه چیزی بهت بگم. داری حالمو بهم میزنی!

‫- هان؟ ‫- نه، جدی میگم.

‫می‌فهمی چی میگم؟

‫کار رو ول کنی، نمیخوای.

‫مغازه رو ببندی، نمیخوای.

‫تو هیچی نمیخوای!

‫- خب آره، یه آشپزی‌ای میشه که شبیه خودمه،

‫لوکس، ظریف.

‫وارث آشپزی بزرگ فرانسوی.

‫همین.

‫آره، فشار داره زیاد میشه، ‫ولی خب، سعی میکنم...

‫...که بمونم

‫و رو کارم تمرکز کنم.

‫عکسها؟

‫امم، آره، حتماً.

‫الان براتون می‌فرستم.

‫باشه.

‫خیلی ممنون.

‫خداحافظ.

‫سفیان، منم.

‫باید چند تا عکس برای اون دختره مجله «اِل» بفرستیم. ‫Elle: او (مونث)

‫باهاش تلفنی صحبت کردم.

‫برای مقاله‌ش چند تا عکس ‫از دو سه تا غذا می‌خواد .

‫فکر میکنی میتونی انجامش بدی؟ ،

‫اگه من انجامش بدم ‫مطمئن نیستم خیلی پرفروش باشه.

‫مرسی! بوس.

‫چه آدم خوبی هستی ‫که برای احمقای اینجا آشپزی میکنی.

‫- چرا اینو میگی؟ ‫- هان؟ چرا؟

‫- صبر کن ببینم.

‫«من با شکم‌پرست‌ها بزرگ نشدم.»

‫«وقتی می‌گفتم رویای میشلن رو دارم،»

‫«مردم اینجا فکر می‌کردن من عاشق لاستیکم.»

‫تاپ شف، قسمت پنج. ‫- خب آره!

‫من که اینو از خودم درنیاوردم. ‫- نه بابا!

‫اینکه یه بار، ‫یه نفر این حرفو بهت زده،

‫دلیل نمیشه که بخوای همه رو با یه چوب بزنی.

‫- کی میخوای بهمون خبر بدی؟

‫- چی رو؟

‫- اینکه حامله‌ای.

‫یه زنی که از بوی یخچال حالش بد میشه

‫و تمام روز رو داره شیرینی میخوره،

‫من یکی دیگه رو هم قبل از تو می‌شناختم.

‫- چیزی نیست که بخوام خبر بدم.

‫نمیخوام نگهش دارم.

‫- چرا؟

‫- چون دلم نمیخواد.

‫- اوه...

‫دل خواستن که میاد و میره.

‫باید دوباره بهش فکر کنی. ‫- همه فکراشو کردم.

‫- عجب کله‌شقی هستی!

‫- تو چی کار داری؟

‫اگه نگهش می‌داشتم، بازم می‌گفتی فکر کنم؟

‫تو خودت فکر کردی که رستورانتو ببندی؟

‫بهش فکر کردی؟ ‫- تو هم نمیخوای رو مخم راه بری!

‫- تو یه کم کله‌شق نیستی؟

‫هوم؟

‫- هوم.

‫♪هر وقت تو لوآر-اِ-شِر توقف میکنم♪

‫♪دیگه نمیذارن از خونشون برم♪

‫♪بهشون میگم که باید برگردم پاریس♪

‫♪که همیشه اون کاری که میخوام رو نمیکنم♪

‫♪و اینکه باید یه پمپ بنزین دیگه پیدا کنم♪

‫♪که وقت ندارم آبجومو تموم کنم♪

‫♪که یکی از همین یکشنبه‌ها برمی‌گردم♪

‫♪شب رو تو لوآر-اِ-شِر بمونم♪

‫♪اونا بهم میگن، بهم میگن♪

‫♪-تو زندگی میکنی بدون اینکه اسب یا جغد ببینی♪

‫♪-اونا بهم میگن♪

‫♪-تو دیگه نمیای♪

‫♪حتی برای ماهی گرفتن♪

‫♪تو دیگه به ما فکر نمیکنی♪

‫♪انگار از راه رفتن تو گِل بدت میاد♪

‫♪انگار از شام خوردن با ما بدت میاد♪

‫♪انگار از راه رفتن تو گِل بدت میاد♪

‫♪انگار از شام خوردن با ما بدت میاد♪

‫- خب بِگَن چی شد؟

‫اینجا چی کار میکنی؟ گم شدی؟ ‫- اوهوو...

‫تو که هیچ‌وقت از این دهات تکون نمیخوری، ‫معلومه گم نمیشی.

‫آه!

‫- خوبی؟

‫- آره.

‫اومدی دستور پخت ازمون بدزدی؟ ‫- امم، نه.

‫بابام سکته کرده.

‫- آه، لعنتی.

‫خوبه حالش؟

‫- آره. باید دست از کار بکشه، ولی خب.

‫- از اون مدل آدما نیست. ‫- اصلاً.

‫خب، تو چی؟

‫چی کار میکنی؟

‫- من مدل شدم.

‫- وای. ‫- آره.

‫چهره تبلیغاتی برای مجله «شکار و ماهیگیری».

‫- آه.

‫- میتونی ببینی که من جدیدترین لباس

‫از کالکشن بهار و تابستون جدیدشون رو پوشیدم.

‫- باحاله، وقتی اومدم، فکر کردم ‫اسم تو رو روی گاراژ دیدم.

‫- واقعاً؟

‫واسه اینه که به یه هم‌اسم فروختم.

‫تابلو رو نگه داشت. ‫گفت اینجوری راحت‌تره.

‫همین. تموم شد و رفت.

‫- عجب تصادفی. ‫- آره.

‫- راستی، با این فشن‌ویک‌هات، وقت میکنی بقیه رو ببینی؟

‫- نه زیاد، امم...

‫نه، ولی... آره، امشب می‌بینمشون. بیا. ‫خوشحال میشن.

‫- من نمی‌مونم. رستورانم تو پاریسه، میدونی که.

‫- می‌دونم، البته. اینجا همه می‌دونن.

‫رستوران پنج ستاره آینده‌ت.

‫- پنج ستاره برای هتله.

‫- هوم. ‫- رستورانا سه ستاره‌ان.

‫- و به سه تا راضی میشی؟

‫جاه‌طلب نیستی.

‫این چیزا شبیه تو نیست.

‫سسیل کوچولو...

‫-سسیل کوچولو رو باباش تو ورودی جشن منتظرشه.

‫- باید برم. ‫- صبر کن.

‫بیا.

‫اگه دوباره از اینجا رد شدی،

‫بهم زنگ بزن، خوشحال میشم.

‫- باحاله، شبیه گاراژی چیزیه.

‫- اینطوری فکر میکنی؟ ‫- آره.

‫-از سسیل کوچولو خواهش میشه که بجنبه،

‫-چون باباش دوست داره بره.

‫- تو باید بجنبی... ‫- باشه، شنیدم.

‫- باشه.

‫- خداحافظ. ‫- خداحافظ.

‫- هنوز هیچی نمیخواد بدونه؟

‫درباره بابات چی فکر کردی؟

‫اون با سرعت خودش پیش میره.

‫- هوم.

‫- و الان که پادشاه سرعت نیست.

‫- نه.

‫- در هر صورت، اگه ببندیم،

‫از صبح تا شب با همیم.

‫نمی‌دونم آماده‌ام یا نه.

‫- چی میگی؟

‫چهل ساله با هم زندگی میکنید. ‫هیچ‌وقت بدون هم نیستید.

‫- ولی این‌قدر هم همدیگه رو نمی‌بینیم.

‫من تو سالن، اون تو آشپزخونه.

‫تمام عمرمون رو با اون پرده لعنتی مهره‌ای از هم جدا بودیم.

‫شاید اگه اینجوری بشه، نتونیم همدیگه رو تحمل کنیم.

‫- شما نمیتونید بیشتر از پنج دقیقه با هم قهر باشید.

‫- هوم.

‫- نمی‌دونم چطور تحملش میکنی. ‫من واقعاً تحملش رو ندارم.

‫- ولی منم تحملش رو ندارم.

‫- عزیزم.

‫- هوم.

‫- خب، من میرم کارامو تموم کنم.

‫باشه.

‫- اینو برات تو سبد بذارم؟ ‫- آره.

‫- سلام، پسر من.

‫- بیا.

‫ولی وقتی تنها شدم، نیا.

‫وقتی که پرده، یه روزی، بیفته.

‫میخوام پشت سرم بیفته.

‫بیا.

‫ولی وقتی تنها شدم، نیا.

‫من که همه چیز رو تو زندگیم انتخاب کردم.

‫مرگم رو هم میخوام انتخاب کنم.

‫زندگیم زیر نورهای زیاد سوخت.

‫نمیتونم تو سایه برم.

‫من میخوام با لیزرها تیرباران بشم،

‫جلوی یه سالن پر از تماشاچی.

‫♪من♪

‫♪میخوام روی صحنه بمیرم♪

‫♪جلوی پروژکتورها♪

‫♪آره، میخوام روی صحنه بمیرم♪

‫♪با قلبی باز، پر از رنگ♪

‫♪بدون کوچکترین دردی بمیرم♪

‫♪تو آخرین قرار♪

‫♪من میخوام روی صحنه بمیرم♪

‫♪در حالی که می‌خونم♪ ‫♪تا به آخر♪

‫- منوی امشب چیه؟

‫- بورگینیون.

‫- من میرم سراغ گوشت.

‫سفیان، منم.

‫خب، گوش کن، مجبورم یه کم بیشتر بمونم.

‫اوضاع با بابام پیچیده‌ست. ‫مامانم دیگه بریده، برای همین...

‫شما تمرین کنید

‫و منم روی غذای مخصوص کار میکنم.

‫می‌بوسمت، کلی بوس.

‫بوس.

‫- مورگان پسره یا دختر؟

‫مورگان.

‫- معاینه مجدد بود یا اولین معاینه؟ ‫- اولین معاینه.

‫- باباش باهاش بود؟ ‫- نه، تنها بود.

‫- تنها بود؟

‫- اینجا جای کهنه سربازاست؟

‫- ببین کی اینجاست. ‫- سسیل!

‫بِگَن. ‫- بِگَن!

‫وای، باورم نمیشه!

‫وای، وای، وای!

‫- می‌دونستی؟ ‫- آره.

‫- چطوری؟ ‫- عالی!

‫- خیلی خوبه! ‫- خوشحالم می‌بینمت.

‫لعنتی، خیلی وقته ندیدمت.

‫خوشحالم می‌بینمت. ‫- ما فقط تو تلویزیون می‌بینیمت.

‫- اَه، بس کن.

‫- خوشتیپ شدی! ‫- تو هم بد نیستی.

‫- آره.

‫- یه چیزی می‌خوری؟ ‫- با کمال میل.

‫شب بخیر.

‫- خوب کاری کردی اومدی. ‫- آره، حتماً.

‫عجیبه، هیچی عوض نشده.

‫- اینجا ما تو یه شکاف زمانی زندگی میکنیم.

‫هیچی تکون نمیخوره.

‫- از اینا میخوای؟ ‫- آره میخوام.

‫هوم؟

‫- نه، مرسی. ‫- حالشو می‌بریم.

‫- دستت چی شده؟

‫- با اسکیت افتادم.

‫- هنوز اسکیت‌سواری میکنی؟

‫- خب؟

‫همون شکاف زمانیه دیگه.

‫- تو اسکیت‌پارک، بهم میگن آقا.

‫- جدی؟ ‫- آره.

‫- یه کم شبیه برنامه «متهم وارد می‌شود» شد.

‫«تو اسکیت‌پارک، بچه‌ها ‫بهش می‌گفتن آقا.»

‫- یالا، نوش جان! ‫- آها، اینم از این!

‫- می‌بینم که تو کار آشپزی سطح بالا هستید.

‫- آروم باش، ستاره.

‫- چیپس‌هاش خوشمزه‌ست.

‫خیلی خوشمزه‌ست! ‫- ما نمی‌دونستیم

‫که میای. وگرنه جگر غاز رو می‌آوردیم.

‫- اگه می‌دونستم،

‫براتون می‌آوردم.

‫نه از این آشغالای صنعتی شما. ‫- صبر کن، هی.

‫- من ازت عکس دارم که بدون قاشق نوتلا می‌خوردی.

‫- خب آره. ‫- آره.

‫- تو «تاپ شف» از این بدتر بود.

‫- مثلاً چی؟ ‫- اون چیزت چی بود؟

‫پاناکوتا با پنیر روکفور... ‫- چی بود؟

‫- اوه! ‫- چیز...

‫روکفور و قهوه!

‫- صبر کن، موضوع، ترکیب‌های عجیب بود.

‫- اگه موضوعش «ترکیب‌های حال‌بهم‌زن» بود، ‫تو که برنده میشدی.

‫- اه، لعنتی!

‫- کیه؟

‫- اِچِبِسته. ‫- نه!

‫بذار رو اسپیکر. ‫- اِچِبِست!

‫- بس کن. ‫- تصویری یا رو اسپیکر!

‫میخوایم صداشو بشنویم.

‫ما فقط از تلویزیون می‌شناسیمش.

‫بذار تصویری! ‫- هیس. ریچارد، خیلی رو مخی.

‫- خسیس.

‫خسیس! ‫- اِچِبِست؟

‫- بله؟ شب بخیر. ‫- اِچِبِست!

‫اون خودِ بِسته.

‫- بهترینِ بهترین‌ها. عاشقشم.

‫مامان منم خیلی ازش خوشش میاد.

‫- داریم با تیم آماده‌سازی میکنیم.

‫- یالا، برای میز هشت میره.

‫- آره. ‫- برای میز چهار، 180 تا خیارشور.

‫- بله، سرآشپز! ‫- سیزده، یه چیزای کوچولو...

‫که ظهر آماده کردم.

‫اوه، یه ایده دارم.

‫بالوتین بره گریل شده

‫با طعم‌های شرقی. ‫- یه لحظه.

‫- خفه شید، باحال نیست. ‫- بهش بگو گریل شده.

‫چی؟ آره، دو تا.

‫باشه حتماً. ‫- عجیبه، نه؟

‫دیدید؟

‫شماره‌اش خصوصی نبود. شماره‌شو داره.

‫نوشته بود اِچِبِست. ‫- طبیعیه.

‫- طبیعیه؟

‫واقعاً، اینکه این موقع شب بهش زنگ میزنه...

‫خوب همدیگه رو می‌شناسن.

‫- از نزدیکانه. ‫- یا دوست‌پسرشه.

‫- نه! ‫- نه بابا، خنگی.

‫- تو چه میدونی؟ ‫- نه.

‫- تو به دختری که دوست‌دخترت نیست ‫این موقع شب زنگ میزنی؟

‫- چرت و پرت نگو. ‫- غیرممکنه.

‫- اون... ‫- مامانم ساعت یازده شب بهم زنگ میزنه.

‫- باباش که نیست.

‫ما می‌شناسیمش.

‫- نه، ولی اون مربی آشپزیشه.

‫- مربی سکس هم هست. ‫- بس کن، خیلی رو مخی.

‫- نه، ولی اصلاً مهم نیست.

‫- خب، چی می‌خواست؟

‫- می‌خواست «کابوس آشپزخانه» رو ‫با سوسیس تو فیلم‌برداری کنه.

‫- صنعتی نیست. طعم وطن رو یادت میاره.

‫- آشپزی سطح بالا. ‫- این چیزا فراموش نمیشه.

‫- لطفاً.

‫- مرسی.

‫- لیوان پر... ‫- خالی‌ت میکنم!

‫- لیوان خالی...

‫- دلم برات می‌سوزه!

‫خب، سلام.

‫ما بلدرچین شکم‌پر درست میکنیم... ‫- آه، آسونه!

‫- بلدرچینای من کجان؟ ‫- امم... مایته!

‫- خودشه! ‫- لعنتی.

‫- آفرین. ‫- خیلی آسون بود. کی اینو گذاشت؟

‫- من بودم. ‫- داری کاری میکنی اونا ببرن.

‫- ریچارد بود، بچه‌ها!

‫- مرسی. ‫- این یه امتیاز دوستانه بود.

‫ولی باید بنوشی. ‫- به سلامتی.

‫- واو، داره منو میگیره.

‫- آره. ‫- خیلی لطف کردی.

‫- مهمون خونه‌ای، رافائل.

‫- یالا، یالا! ‫- عالی بودی.

‫- اگه حسش رو نداری، رد کن. ‫- آه، اوه...

‫امم... ‫- نه، رد نمیکنیم.

‫- وقت بگیر.

‫- یالا، شروع شد. ‫- امم...

‫امم، امم...

‫آره، امم...

‫من باحالم.

‫امم...

‫اون...

‫امم، آره...

‫امم، امم...

‫امم... ‫- اوه، اوه.

‫- نه، من یه کمدینم. ‫- کو آدامز.

‫- نه. ‫- امم...

‫- امم...

‫- امم...

‫کی اینجوری حرف می‌زنه؟ ‫- حرف نمیزنه، حالش بده.

‫- صبر کنید، شبیه...

‫- تموم شد.

‫- ببخشید. ‫- نامفهوم بود.

‫- کی بود؟ ‫- اریک ژودور.

‫- باید ادای گربه رو درمیاوردی.

‫- گربه؟

‫- تو سریال «H» این کارو می‌کرد، یادت میاد؟

‫-ببخشید، این برای ماست. ‫- حتماً.

‫- بوم، بوم، یالا. ‫- اریک ژودور سخته.

‫نوبت توئه.

‫- نوبت من؟ ‫- نوبت تو.

‫- باشه.

‫- لهشون میکنیم. ‫- شروع شد.

‫- باشه.

‫- اوه، لعنتی. ‫- جکی چان.

‫این چیه؟

‫- یه مریضیه؟

‫- ژان-کلود ون دام.

‫♪-آویزون کنید سوزان‌ها رو♪

‫- این چیه؟

‫یه کار دقیق انجام بده. ‫- باشه.

‫جانی؟ «آتش را روشن کن». ‫- پنج،

‫چهار، سه... ‫- اون چیزه!

‫- اون چیزه؟ ‫- اینجوری.

‫خوب نگاه کن! ‫- دو، یک...

‫تموم! ‫- یالا! همه چیو سوزوند!

‫همه چیو سوزوند. همه چیو می‌سوزونه. ‫- هیچی نفهمیدم.

‫- بنوشید. پیدا نکردید. ‫- آنتوان دوپون. خیلی آسون بود.

‫- آنتوان دوپون؟ ‫- اون بازیکن راگبیه.

‫- اون رقاصه. ‫- تو داری از پاتریک دوپون حرف می‌زنی.

‫- پاتریک دوپون... آنتوان دوپون؟

‫آره خب، قاطی کردم.

‫- و شعله چی؟ ‫- فندک‌ها.

‫فندک‌های دوپون. ‫- فندک‌ها!

‫- بهترین فندکه.

‫- تو یه نابغه درک‌نشده‌ای، ولی نابغه‌ای.

‫- خب، مرسی. ‫- خب، شما بنوشید.

‫- من قاطی کردم...

‫- چرا، شما می‌نوشید!

‫- چرا! ‫- ما نمی‌نوشیم!

‫- اون نه بازیکن راگبی رو پیدا کرد نه رقاص رو.

‫- غیرممکن بود! ‫- بنوش، برو بالا.

‫خب، یالا. یه امتیاز برای ما ثبت کن.

‫هدی، یادداشت کردی؟

‫- 13-3 ، داریم برمی‌گردیم. ‫- یه ایده دارم.

‫یه ایده خوب دارم.

‫میخوام تقلید کنم.

‫- نوبت تو نیست. ‫- اینجا همه می‌تونن بازی کنن.

‫- یالا. ‫- من کاغذ برنمی‌دارم.

‫- همه میتونیم بازی کنیم؟ ‫- «و بدون تور»،

‫همون‌طور که نیکوس میگه. یالا.

‫- چی کار میکنی؟ ‫- تقلید رایگان.

‫- باشه. ‫- محض خنده. امتیازی نداره.

‫- یالا.

‫وقت می‌گیریم. ‫- خب آره.

‫- خیلی زود پیدا میشه. ‫- باشه.

‫باشه.

‫صبر کن.

‫هنوز...

‫شروع نشده.

‫♪می‌رم قلبتو پیدا کنم♪

‫خیلی خنگی.

‫♪اگه ببریش♪

‫♪جای دیگه♪ ‫- سلین دیون.

‫- نه، سلین نیست. ‫- سلینه.

‫♪حتی اگه تو رقصات♪ ‫- نه.

‫- سسیل... ‫- سلین دیون!

‫♪دیگرانی هم باهات می‌رقصن♪

‫- باشه، فهمیدیم. ‫- رافه.

‫- آره، رافه.

‫چی؟

‫- چرت و پرت نگو. بازی با آدمای معروفه.

‫- اینجا همه تو رو می‌شناسن.

‫حرص نخور. ‫- باشه، بریم سراغ... نوبت توئه.

‫نه، نوبت منه. ‫- چی...

‫- یالا. ‫- هیچی نمی‌فهمم.

‫- هیچی برای فهمیدن نیست. ‫- خوب نیست که توضیح نمیدی.

‫- نه، باشه. ‫- عجیبه که توضیح نمیدی.

‫- خب بگو.

‫- خیلی ساده‌ست. تو دو دقیقه.

‫تابستونی که تو رفتی،

‫راف، خب، خیلی داغون بود.

‫- دروغه. ‫- باشه! و یه روز،

‫رفتیم خونه پدر و مادرش و تو سالن پیداش کردیم

‫در حال گریه... ‫- اصلاً اینطور نبود.

‫- موزیک تا ته زیاد.

‫داشت به سلین دیون گوش می‌داد.

‫- خب، باشه. یالا، بسه.

‫چرا اینو تعریف میکنی؟ ‫- راف.

‫مهم نیست. ‫- یالا.

‫- مال خیلی وقت پیشه. منقضی شده. ‫- آره.

‫- یه ایده دارم. صبر کنید.

‫ببخشید. ‫- ریچارد، لطفاً.

‫- همه

‫موسیقی دوست دارن؟ ‫- آره.

‫- همه دوست دارن

‫بدن‌های زیبا رو؟ ‫- یالا.

‫- حسابی

‫حال میکنید.

‫- آه، لعنتی...

‫♪میرم روحتو پیدا کنم♪

‫♪تو سرما، تو شعله‌ها♪

‫♪برات طلسم می‌ندازم♪

‫♪تا بازم دوستم داشته باشی♪

‫♪پیدا میکنم زبان‌هایی♪ ‫- آره!

‫♪تا ستایشت کنم♪ ‫- آره!

‫♪چمدونامونو می‌بندم♪

‫♪برای برداشت‌های بیکران♪

‫♪فرمول‌های جادویی♪

‫♪جادوگران آفریقا♪

‫♪اونا رو بدون پشیمانی میگم♪

‫♪تا بازم دوستم داشته باشی♪

‫- یالا! یالا!

‫♪خودمو ملکه میکنم♪

‫♪تا منو نگه داری♪

‫♪خودمو نو میکنم♪

‫♪تا آتش دوباره شعله‌ور بشه♪

‫♪اون دیگران میشم♪

‫♪که بهت لذت میدن♪

‫♪بازی‌های شما مال ما میشه♪

‫♪اگه این خواسته‌ی تو باشه♪

‫♪درخشان‌تر، زیباتر♪

‫♪برای یه جرقه دیگه♪

‫♪خودمو به طلا تبدیل میکنم♪

‫♪تا بازم دوستم داشته باشی♪

‫♪تا بازم دوستم داشته باشی♪

‫♪تا بازم دوستم داشته باشی♪

‫- اوه!

‫♪تا بازم دوستم داشته باشی♪

‫♪دوستم داشته باشی، دوستم داشته باشی♪

‫♪تا بازم دوستم داشته باشی♪

‫♪تا بازم دوستم داشته باشی♪

‫♪دوستم داشته باشی♪

‫♪دوستم داشته باشی♪

‫♪تا بازم دوستم داشته باشی♪

‫- مثل اینکه...

‫بعد از یه مدت،

‫عشق و علاقه

‫کم‌رنگ میشه.

‫ظاهراً همیشه اینطور نیست.

‫♪و مامان بهم گفته بود♪

‫♪آروم‌تر برو♪

‫♪هوس یا عشق؟♪

‫♪می‌فهمیش♪

‫♪یه روزی♪

‫♪دوست دارم، چشماتو دوست دارم♪

‫♪بوی تنتو دوست دارم، همه حرکات نرمت♪

‫♪آروم و هدفمند، حس‌گرایی♪

‫♪اوه، صبر کن، یه لحظه♪

‫♪کاش این لحظه♪

‫♪برای سال‌های سال ثبت بشه♪

‫♪حس‌گرایی تو♪

‫این برای بوفه پیش‌غذاست

‫و برای همه سرویس‌هاست.

‫- باشه.

‫- بعدش، غذاهای روز رو داریم.

‫معمولاً غذاهای سس‌دار داریم.

‫ولی همیشه املت، استیک، سوسیس شکم‌پر رو نگه می‌داریم.

‫با سیب‌زمینی سرخ‌کرده، البته. ‫- آره.

‫- آه، بابا!

‫- چی کار میکنید؟

‫- به لودویک پیشنهاد دادم کمکت کنه، موافق بود.

‫- سلام، آقای بِگَن.

‫اون سرویس ظهر رو انجام میده،

‫و شب، آماده‌سازی‌ها رو.

‫- ولی صبر کن...

‫نمیتونیم همینجوری استخدام کنیم.

‫اینقدر ساده نیست.

‫- نه، ولی من پولشو میدم.

‫- شوخی میکنی؟

‫خب...

‫- چی شده؟

‫- دخترت فکر میکنه می‌تونه ‫همه چیز رو با پولش حل کنه!

‫- با پول ما که نمیتونیم کار زیادی بکنیم.

‫باید ازش تشکر کنی که یه راه‌حل پیدا کرده.

‫سلام. ‫- سلام.

‫- تو خبر داشتی؟ تو طرفت رو انتخاب کردی! ‫آفرین!

‫- راه‌حل تو چیه؟ واقعاً؟

‫میخوای همین جا جون بکَنی و بمیری؟

‫تو این آشپزخونه؟

‫من قصد ندارم ‫این رو گردنم باشه، باشه؟

‫- بمون کمکمون کن.

‫- ولی من یه زندگی دارم، لعنتی.

‫من یه زندگی دارم!

‫اگه منو مجبور نمی‌کردی تولدها و تعطیلاتم رو

‫تو این آشپزخونه بگذرونم،

‫شاید الان فرق می‌کرد.

‫ولی من یه زندگی دارم.

‫می‌بینی؟ و اون جای دیگه‌ست.

‫- اینو که خوب فهمیده بودیم!

‫چون الان، باید من...

‫یه پام تو گور باشه تا تو بیای.

‫اونم با دماغ گرفته!

‫چون اینجا به اندازه کافی شیک نیست. ‫- بس کن این حرفا رو!

‫دیوونم میکنی! بس کن!

‫- برات مهم نیست که اینجا بسته بشه...

‫با اون چیزایی که در مورد راننده‌ها گفتی.

‫به دفترچه من نیازی نیست، من از حفظ بلدمش!

‫«رستوران‌های بین‌راهی

‫چسبیدن به جاده، چون میخوایم ازشون فرار کنیم»

‫«سریع!»

‫شاید تو از ما خجالت میکشی، ‫ولی وقتی الان تو رو می‌بینم،

‫منم که خجالت می‌کشم.

‫- خب،

‫اون خانم کوچولو چی میخواد؟

‫- لعنتی، خنگه!

‫- کجا میری؟ ‫- برمیگردم پاریس.

‫- الان دیگه؟

‫فکر بدیه. امشب یه مسابقه دارم.

‫- موتور؟

‫- نه، مسابقه با گونی.

‫- باحاله.

‫- آره، موتور دیگه، خنگول.

‫گیر کردم، بهت احتیاج دارم.

‫جدی؟

‫چی شده؟ ‫- من

‫لیدر تشویق‌کننده ندارم. ‫- چی؟

‫- لیدر تشویق‌کننده ندارم.

‫- برو گمشو بابا.

‫- یعنی آره؟

‫- باورم نمیشه، هنوز YZ-تو داری.

‫- آره، ولی بهتر از این نساختن.

‫یادمه تو پارکینگت،

‫برای جنیفر پریشون تک‌چرخ میزدی.

‫عجب دلقکی بودی.

‫- حس میکنم یه ذره حسودیت شده.

‫- پوف.

‫- چی؟

‫میخوای یکی برات بزنم؟

‫- دیگه دیره، رفیق.

‫آره، شاید.

‫بریم؟ ‫- الان؟

‫- آره. کار بهتر از این چی داری؟

‫میرم لباسمو عوض کنم.

‫- باشه.

‫- صبر کن، کمکت میکنم.

‫اوه، لعنتی.

‫- بابا!

‫- اینجا چی کار میکنی، پسر گلم؟

‫- مامان زودتر تموم کرد.

‫- آه! ‫- سلام!

‫خوبی؟

‫زودتر تموم کردم، برای همین...

‫- آره، مکس بهم گفت.

‫- شما همون خانمی هستی که «تاپ شف» رو برده؟

‫- امم، آره، آره.

‫- اِ! تو اینجا چی کار میکنی؟

‫منم، ناتالی.

‫چی، منو نمی‌شناسی؟

‫چرا بابا!

‫دبیرستان با هم بودیم.

‫راستش، عوض شدم.

‫♪یه بچه دارم، یه شوهر♪

‫خب چی؟ انگار تعجب کردی.

‫♪من اون خوشگله نبودم، من دوستش بودم♪

‫♪اونی که به زور دیده میشه، اونی که بهش میگن ماشین♪

‫♪من از اونایی بودم که هیچوقت نه نمی‌گفتن♪

‫♪از اون دخترای دم‌دستی که اسمشون فراموش میشه♪

‫♪بعضیا عاشق می‌شن، پاکه، بزرگشون میکنه♪

‫♪من عاشق می‌شدم، مثل افتادن از صندلی♪

‫- سلام.

‫- تو، عوض نشدی.

‫تقریباً رو مخه.

‫- تو که میگی. ‫- خب، من میرم آماده شم.

‫- مسابقه‌ت ساعت پنج نیست؟ ‫- چرا هست،

‫ولی اسطوره منتظرمه. بیا پایین.

‫تنریرو، تو خیلی خفنی!

‫تنریرو... ‫- تو قهرمان منی.

‫- همینه!

‫خب، فعلاً.

‫- خب، بریم یه چیزی بنوشیم؟

‫- نمی‌دونم والا...

‫- چرا، چرا، میریم یه چیزی می‌نوشیم.

‫مکس، تو میای؟

‫برای بابات برگشتی؟

‫- از کجا میدونی؟ ‫- تو بیمارستان دیدمش.

‫من ماما هستم و هنوز اونجا مشاوره میدم.

‫چی مینوشی؟ ‫- نمی‌دونم والا.

‫- سلام. ‫- خوبی؟

‫- آره.

‫دو تا نیم لیتری.

‫مکس، تو چیزی میخوای؟

‫- یه اواسیس.

‫- و یه اواسیس، لطفاً. ‫- باشه.

‫- یه نیم لیتری خوبه برات؟ ‫- آره، حتماً.

‫صبر کن، من... ‫- نه، مهمون من.

‫- مرسی.

‫- بابات آدم باحالیه.

‫- باحال؟ ‫- 6.50 یورو.

‫- پشت اون ظاهر خشکش، منو میخندونه.

‫- لعنتی، خوش به حالت.

‫- مرسی. بفرما. ‫- روز خوبی داشته باشید.

‫- مرسی.

‫- تو بیمارستان، آدم با پیرمردهای رو مخی طرفه.

‫پدر و مادر من، از وقتی بازنشسته شدن...

‫بابای تو خیلی سرزنده‌ست.

‫تو بیمارستان، نمی‌تونه جلوی خودشو بگیره...

‫میره تو آشپزخونه، منوها رو برات از نو می‌چینه.

‫مکس، میای؟

‫- یالا!

‫- ببخشید.

‫کسی میره طرف پاریس؟

‫- آه، نه. ‫- ببخشید، سسیل.

‫- آه، باشه.

‫بچه‌ها، ببخشید.

‫شما برنمی‌گردید پاریس؟ ‫- آه، نه.

‫- امشب نه. ‫- حتی فردا هم نه.

‫- مطمئنی؟ ‫- واقعاً.

‫پاریس که تعطیله،

‫ولی یه نوشیدنی، با کمال میل!

‫بیا پیش ما بشین.

‫- حتماً. بشینید.

‫یکم رنگ‌پریده به نظر میاید. ‫- آره.

‫پاول اینو از لهستان آورده.

‫قویه.

‫- معجون جادوییه. ‫- آره.

‫- به سلامتی. ‫- مشکلاتو فراموش میکنیم.

‫- چه بهتر، حالا میبینی.

‫- تو «تاپ شف» از اینا نیست.

‫- فردا راه زیادی در پیشه.

‫- آه، لعنتی!

‫وای، خیلی تنده.

‫- یالا! ‫- راستش، حالم داره به هم میخوره.

‫- امسال عروسی میکنی! آره!

‫امسال عروسی میکنی!

‫- بفرما، ژان-ماری. ‫- خیلی ممنون.

‫- اوه، خدای من، دخترم!

‫وای، شبیه یه زامبیه.

‫یه سوپرایز برات دارم، بیا.

‫ببین کی اینجاست!

‫- اوه!

‫اوه، اوه!

‫خوبی؟ ها؟

‫- خب، بریم یه چیزی بنوشیم؟ ‫- یالا.

‫- یه کم زوده، نه؟

‫- یه آسپرین ترجیح میدی؟

‫- تو اینجا چی کار میکنی؟

‫- خب... چطور مگه؟

‫نگران بودم.

‫میای، نمیای...

‫من که نمیدونم.

‫ده روز دیگه باز میکنیم. ‫- دلیل نمیشه...

‫- ولی... ‫- خب، سفیان؟

‫دوباره شروع کنیم؟ ‫- داریم حرف می‌زنیم.

‫- هی، هو! چی شده؟

‫- اسپریتز!

‫برای همه. ‫- آه!

‫مرسی. ‫- خودتون بردارید.

‫- مرسی. ‫- بفرمایید.

‫- تو...

‫- بوکوز، بیا بیرون!

‫بیا بیرون! ‫- شلوارو نه.

‫- برو بیرون! ‫- هِی، هِی، هِی!

‫به سلامتی!

‫به سلامتی!

‫خب...

‫کمکمون میکنی؟

‫- آه، نه.

‫- آه، خب، نه.

‫اینجا، ما آشپزی کلاسیک میکنیم.

‫خانم اینو بی‌ارزش می‌دونه.

‫- من هیچوقت اینو نگفتم.

‫- آهان؟ هیچوقت اینو نگفتی؟

‫دفترچه‌مو بیارم؟ ‫- شماها حالمو به هم می‌زنید.

‫- ما؟

‫این اون مستی دیشبت نیست؟

‫ها؟

‫برو بابا...

‫- صبر کن، سسیل!

‫- ولش کن.

‫از وقتی اومده، ‫مثل یه زندانبان بداخلاقه.

‫هیچی نمیشه بهش گفت.

‫- در عین حال، نباید ازش دلخور شد.

‫الان براش سخته.

‫- آره، می‌دونم.

‫می‌دونم، ولی...

‫هورمون‌ها همه چیز رو توجیه نمی‌کنن.

‫- هورمون‌ها؟

‫کدوم هورمون‌ها؟

‫- همه بهش میگن خفه شو، اونم براش مهم نیست.

‫تصور کن؟ ‫یارو همه چیزایی که تو «تاپ شف» گفتم رو...

‫تو یه دفترچه یادداشت کرده.

‫سطحش... ‫- ولی ما، خوبیم؟

‫- چی؟

‫چطور مگه؟

‫- منظورم اینه که...

‫نمی‌دونم، این...

‫بین...

‫- چی؟

‫- اگه مشکلی بود، بهم می‌گفتی؟

‫یعنی... بین خودمون.

‫- معلومه. چرا؟

‫من...

‫- امشب، من پاستا وونگوله درست میکنم.

‫کمکم میکنید؟

‫- حتماً.

‫- فان‌فان؟ ‫- بله.

‫- تیتی و یولاند اومدن. ‫- الان میام.

‫- سلام.

‫ببخشید برای دیشب. ‫- چرا اینجایی؟

‫- باید بهت خبر می‌دادم.

‫باهات حرف می‌زدم. ‫- داغه!

‫یالا! ‫- بوکوز!

‫بیا!

‫این یه سگ خوبه! آره، خوشگله!

‫- بوکوز،

‫تو آشپزخونه نه.

‫تو اینجایی؟

‫- سلام، فان‌فان.

‫- شماها که از هم جدا نمی‌شید.

‫آه، تارتلت‌ها!

‫معرفی‌مون نمیکنی؟ ‫- چرا.

‫رافائل، دوست قدیمی دوران مدرسه‌م.

‫سفیان، دوست‌پسرم.

‫- آه!

‫هوم.

‫خوشبختم سفیان. ‫- سلام.

‫- سسیل خیلی ازت برام گفته.

‫- جدی؟

‫به من که چیزی از تو نگفته.

‫مواظب باش،

‫رو سبیلت سوسیس خونیه.

‫اینجا.

‫آره.

‫- خب، من شما رو با دیگ‌هاتون تنها میذارم.

‫- آره. ‫- من برمی‌گردم پیش بچه‌ها.

‫اوه، رافائل.

‫- این یارو کیه؟

‫- اون پیرمرده؟

‫پدرم. بهت معرفیش نکردم؟

‫- خیلی بامزه بود. جدی، کیه؟

‫- رافائله، دوست دوران مدرسه‌م.

‫- همون پسریه که عکسش تو اتاقته؟

‫- شاید، نمیدونم. ‫یه دوست دوران مدرسه‌ست دیگه.

‫می‌شناسی که. با هم می‌گشتیم.

‫هوم.

‫آره.

‫با هم رابطه‌ای داشتید؟ ‫- نه.

‫خیلی رو مخی.

‫هیچ خبری نیست.

‫- باشه.

‫باشه.

‫باشه.

‫- سسیل!

‫آفرین.

‫آفرین. ‫- آفرین!

‫خیلی خوشمزه بود. ‫- عالی بود!

‫- مرسی.

‫- بااستعدادی! ‫- سلام.

‫- باید اینو به عنوان شغلت انتخاب کنی.

‫- کسی که باید تشویقش کنید من نیستم مادرمه.

‫دستور پخت اونه.

‫- خب، آفرین، فان‌فان!

‫آفرین!

‫- اوه، نه! ‫- آفرین!

‫- آفرین، خانم فان‌فان!

‫- سرویس تموم نشده؟

‫- این کار همیشگی سسیل آخر شبه.

‫- جدی؟

‫ولی اون عوض شده.

‫کار کوچیکش، قبلاً، آخر شب، بیشتر...

‫شروود بود. ‫- آه، آره!

‫شروود. ‫- چیه؟

‫- میتونیم بهت نشون بدیم. ‫- آره!

‫- نه. ‫- چرا!

‫- یالا! ‫- نه.

‫- سسیل! ‫- یالا!

‫- شروود. شروود؟

‫- شروود. ‫- شروود؟

‫- شروود، حتماً! ‫- آره!

‫- میریم. ‫- آره.

‫- نه. ‫- چرا که نه!

‫- اون نمی‌شناسه. ‫- شروود!

‫- حوصله ندارم برم.

‫- شروود! شروود! شروود!

‫شروود! شروود! شروود!

‫- کوکتل‌ها چی شد،

‫کوکتل‌سازا؟

‫- داره میاد. ‫- سلطان کوکتل‌ها!

‫- پرش کن. ‫- آره.

‫- عالیه.

‫هیچی هدر نرفت. ‫- دقیق.

‫- این دکارته. هیچی از بین نمیره، ‫هیچی خلق نمیشه.

‫-اینو مگه تو بار نمیخوردیم؟

‫تو بار، حداقل سه برابر گرون‌تره.

‫آره، همینو میخوایم.

‫♪هر کی تو این حال و هواست♪ ‫- ♪دست‌ها بالا!♪

‫♪هر دختری که تو این حال و هواست♪

‫- ♪دست‌ها بالا♪

‫♪اونایی که نشستن پاشن♪

‫- ♪همراهی کنن♪

‫♪یالا، حالا بریم♪

‫♪این مهمونیا♪ ‫♪حتی قبل از اینکه شروع بشن♪

‫♪تو حال و هواییم ♪

‫♪تازه رو پیست رقصیم♪ ‫♪آخرین حرکاتمونو رو میکنیم♪

‫♪با استایلی خیلی بهتر از تراولتا♪

‫♪وقت نفس کشیدن نیست♪ ‫♪میریم برای شناسایی♪

‫- ♪تور کردن♪

‫♪تنها چیزیه که بهش فکر میکنیم♪

‫♪هر کی نمایش خودشو اجرا میکنه♪ ‫♪تا یه شماره بگیره♪

‫♪دست خالی برگشتن♪ ‫♪امکان نداره♪

‫♪این مهمونیا♪

‫- ♪آه، آه، آه، آه♪

‫♪مخ می‌زنیم، تور میکنیم♪ ‫♪خودتم می‌دونی چرا♪

‫- ♪آره بابا♪

‫♪تا آخرش با هم باشیم♪ ‫♪من و تو♪

‫- ♪برای همینه♪

‫♪همه ما عاشق این مهمونیاییم♪

‫♪تا خود صبح♪ ‫♪تا خود صبح عاشقشونیم، عزیزم♪

‫- ♪تو این مهمونیا♪

‫♪همه می‌رقصیدن♪ ‫♪حتی دی‌جی♪

‫♪بعد از یه سر زدن به بار♪ ‫♪مجبور بودیم جو رو بترکونیم♪

‫♪کت‌ها و پیراهنامون تو هوا♪ ‫♪می‌چرخیدن♪

‫- ♪آه!♪ ‫- ♪پسرا می‌کردن♪

‫- ♪اوه!♪ ‫- ♪دخترا تو حلقه می‌کردن♪

‫♪همونجا بود که چشمم بهش افتاد♪

‫♪اونقدر...♪ ‫♪دهنم باز مونده بود♪

‫♪در حالت عادی♪ ‫♪جرأت نمی‌کردم برم جلو♪

‫♪ولی همه چی مجازه تو...♪ ‫♪این مهمونیا♪

‫- ♪آه، آه، آه، آه♪

‫♪مخ می‌زنیم، تور میکنیم♪

‫♪خودتم می‌دونی چرا♪

‫- ♪آره، آره♪

‫♪تا آخرش با هم باشیم♪ ‫♪من و تو♪

‫- ♪برای همینه♪

‫♪همه ما عاشق این مهمونیاییم♪

‫♪تا خود صبح♪ ‫♪تا خود صبح عاشقشونیم، عزیزم♪

‫♪همشون خوردنی‌ان♪

‫♪ولی من رو اون کراش زدم♪

‫♪شلوار جینم داشت پاره میشد♪

‫♪وقتی...♪

‫♪این مهمونیا♪

‫♪مخ می‌زنیم، تور میکنیم♪ ‫♪خودتم می‌دونی چرا♪

‫- عجب عوضی‌ای بود، دارم بهت میگم.

‫- صبر کن.

‫چی شد که پریدی بهش؟

‫- نمی‌تونستم بذارم مختو بزنه. حالت خوبه؟

‫- واو! فکر کردی لات محلی؟

‫- لطفاً، خفه شو.

‫- ببخشید؟

‫- می‌دونی چیه؟

‫بیا با هم حرف نزنیم، بریم بخوابیم،

‫بخوابیم، و تمام، بسه.

‫- سفیان،چت شده؟ ‫چطور جرأت میکنی اینجوری با من حرف بزنی؟

‫چت شده؟ ‫- میخوای بدونی؟

‫- آره.

‫- میخوای واقعاً بدونی؟ ‫- آره.

‫- تو حامله‌ای و به من نمیگی.

‫مشکل من اینه.

‫چرا بهم نگفتی؟

‫- چون نمیخوام نگهش دارم.

‫ما بچه نمیخوایم. چه فایده‌ای داره بهت بگم؟

‫- چون وقتی تو یه رابطه‌ایم،...

‫با هم حرف می‌زنیم، همه چیو به هم میگیم.

‫آدم تنهایی در مورد این چیزا تصمیم نمی‌گیره!

‫- من تنهایی تصمیم نگرفتم. ‫با هم این تصمیمو گرفتیم.

‫خیلی وقت پیش.

‫- پس، در موردش حرف نمی‌زنیم؟ ‫این که رو سنگ حک نشده.

‫- هیس... ‫- تو این مدت، ما تغییر میکنیم!

‫زندگی میکنیم، اتفاقایی میفته.

‫ما اینو ده سال پیش گفتیم...

‫و تموم شد؟

‫عوض کردن نظر ممنوعه. ‫- نظرت عوض شده؟

‫- سوال این نیست! ‫- چرا هست.

‫معلومه که هست. دقیقاً سوال همینه.

‫من همیشه بهت گفتم

‫که بچه نمیخوام و تو هم موافق بودی.

‫مشکلی نمی‌بینم.

‫- میخوام بتونیم حرف بزنیم،

‫بدون اینکه به یه حرف قدیمی بچسبی...

‫این تمام چیزیه که میخوام.

‫- چرا اینقدر گیر میدی؟

‫تو موافق بودی. ‫- بس کن این حرفو!

‫داری خودتو تکرار میکنی!

‫- نه! ‫- وقتی کسی رو دوست داری،

‫میگی موافقی، حتی اگه نباشی.

‫- نه.

‫وقتی دوست داری، صادق هستی! همین.

‫- تو صادقی؟

‫اینکه در مورد این بچه باهام حرف نزدی، صادقانه‌ست؟

‫- بچه‌ای در کار نیست! یه اتفاق بود!

‫همین.

‫بچه‌ای در کار نیست.

‫- بچه دار شدن از من، یه اتفاقه؟

‫- خیلی عوضی هستی ‫که بهم حس عذاب وجدان میدی.

‫بهتره بری.

‫- خب، رستورانت قراره این شکلی باشه؟

‫- قشنگه.

‫- خودتو مجبور نکن، ها.

‫- خب...

‫معذرت میخوام، گند زدم.

‫نمی‌تونستم که بدونم.

‫بهش زنگ بزن.

‫آشتی میکنید.

‫رستورانتون با همه.

‫- این چیزیه که تو میگی.

‫خوبی؟ ‫- آره.

‫- چی کار میکنی؟

‫خب، امم، هیچی.

‫- بعد از چهل سال زندگی مشترک،

‫می‌تونستی بهش بگی سیگار میکشی.

‫- ولی من سیگار نمیکشم.

‫این کمپر-کارت باحاله.

‫همه وسایل ایتالیاییت.

‫خب، بگو ببینم.

‫امسال که دیگه نمیتونی برگردی ونیز.

‫- دیگه یه سال اینور اونور برام فرقی نداره.

‫- وقتی باهاش حرف میزنی که تمومش کنه، ‫بابا چی میگه؟

‫♪بازم حرف♪

‫♪همیشه حرف♪

‫♪همون حرفا♪

‫♪فقط حرف♪

‫- سکته بعدی، تمومش میکنم. قول میدم!

‫♪حرفای ساده، حرفای شکننده♪

‫♪خیلی قشنگ بود♪

‫♪بیش از حد قشنگ♪

‫یه سال دیگه تمومش میکنم، نهایتاً دو سال.

‫♪ولی دیگه دوره رویاها تموم شده♪

‫♪خاطرات هم پژمرده میشن♪

‫♪وقتی فراموششون میکنی♪

‫- بازنشستگی برای ما نیست، فان‌فان.

‫♪کارامل، آبنبات و شکلات♪

‫- راننده‌ها،

‫که نمیتونیم کنار جاده ولشون کنیم، نه؟

‫♪ممنون، برای من نه، ولی♪

‫♪میتونی به یکی دیگه تقدیمشون کنی♪

‫♪که باد و عطر رزها رو دوست داره♪

‫♪من، حرفای لطیف پیچیده در شیرینی♪

‫♪روی لب‌هام میشینن♪

‫♪ولی هیچوقت روی قلبم نه♪

‫- خب، باشه، فکر میکنم.

‫♪حرف، حرف، حرف♪

‫- بهت قول میدم.

‫♪حرف، حرف، حرف♪

‫- قسم میخورم، فان‌فان من!

‫♪حرف، حرف، حرف♪

‫- اوه، آخرش دیگه حالمو به هم می‌زنی!

‫♪حرف، حرف، حرف، حرف♪

‫♪حرف و باز هم حرف♪

‫♪که به باد میدی♪

‫♪کارامل‌ها♪

‫♪دیگه نمیخوامشون♪

‫♪گل‌های رز و ویولن‌ها♪

‫♪امشب برای یکی دیگه تعریفشون کن♪

‫♪ویولن‌ها و رزها رو می‌تونم حس کنم♪

‫♪وقتی که دلم بخواد، اگه دلم بخواد♪

‫♪وقتی زمانش برسه و بعدش ببینیم چی میشه♪

‫- اوه، لعنتی! ‫- سسیل، دیدمت!

‫مسخره‌ست، میتونیم با هم حرف بزنیم.

‫بشین، بوکوز.

‫- باز کن!

‫- هیس! همه رو بیدار میکنی.

‫- خب پس بیا پایین! ‫- نه!

‫بوکوز، بیا پایین.

‫- یه شب بهم بدهکاری.

‫- چه ربطی داره!

‫- خب آره، معمولاً،

‫اول آدم با یه دختر شب رو می‌گذرونه

‫و بعدش، ‫دوست‌پسرش دهنمونو سرویس میکنه.

‫اینجا که این کارو کرده، پس یه شب بهم بدهکاری.

‫- بیخیال، بزن به چاک.

‫صبر کن، لطفاً. جدی میگم.

‫سسیل، لطفاً بیا.

‫میخوام یه جایی ببرمت.

‫لطفاً.

‫لطفاً...

‫- هنوزم دوره؟

‫- نه، تقریباً رسیدیم.

‫مهم‌تر از همه، چشماتو باز نکن.

‫بیا.

‫مواظب باش، پله‌ست.

‫صبر کن، آروم.

‫چشماتو باز نکن!

‫مواظب باش، پله اول.

‫- متنفرم... ‫- پله اول!

‫چند متر دیگه.

‫خب، میتونی چشماتو باز کنی.

‫تادااا!

‫شنبه بعدازظهرها یادت میاد؟

‫- آره...

‫- چی؟

‫- اینجا بود که آخرین بار همو دیدیم.

‫- آره، خیلی خوش گذشته بود.

‫- راستش برای من خاطره خیلی خوبی نیست.

‫- چطور مگه؟

‫- شنبه 16 ژوئن 2001 بود.

‫مثل همه شنبه‌ها، ساعت سه قرار داشتیم.

‫سلام. یه کوچیک میخوام...

‫نه، یه متوسط، لطفاً. ‫- باشه.

‫بفرمایید.

‫ده فرانک.

‫- مرسی.

‫سلام، بچه‌ها. ‫- سلام.

‫- سلام، سسیل.

‫- خوبی؟ ‫- خوبم.

‫- راف کجاست؟

‫داره میاد.

‫- مثل همه شنبه‌ها...

‫دیر کرده بودی.

‫- هر دفعه که نبودم!

‫- چرا بودی!

‫- نه بابا.

‫- چرا بودی!

‫- بعد، با خودم فکر کردم کی پیدات میشه.

‫خیلی می‌ترسیدم که نیای.

‫داشتم می‌رفتم پاریس، دیگه همو نمی‌دیدیم.

‫- ساعت چند رسیدم؟

‫- ساعت 4 و 12 دقیقه.

‫آه، نه، صبر کن.

‫هنوز وقتش نشده.

‫دقیق سر وقت.

‫هنوزم بدون اسکیت.

‫- فقط دلقک‌ها میرن پیست اسکیت برای اسکیت کردن.

‫خوبی؟

‫- خوبی؟

‫- پوف.

‫بعدش، تنها حوصلم سر رفت.

‫به نظر می‌رسید

‫جنیفر برات خیلی جذابه.

‫- اون همش می‌گفت «خدایی». جذاب بود.

‫- آقای اشمیت، خدایی، باحاله.

‫ولی قیافه‌ش افتضاحه. خیلی زشته!

‫وقتی حرف می‌زنه، خدایی، هیچی نمی‌فهمم.

‫معدل ریاضیم، خدایی، تعریفی نداره.

‫- ازش متنفر بودم،

‫پریشون ممه گنده!

‫- بعدش، اینم بود البته!

‫آره!

‫- البته...

‫- آماده‌ای، دختر؟

‫♪یالا!♪

‫♪بزن بریم!♪

‫♪قلبتو بهم بده، عزیزم، بدنتو، عزیزم♪

‫♪اون فانک قدیمی خوبتو بهم بده، ‫راکتو، عزیزم، روحتو، عزیزم♪

‫♪با من بخون، من یه زن مثل تو میخوام♪

‫♪که منو تا آخر دنیا ببره♪

‫♪یه زن مثل تو، آره!♪

‫♪قلبتو بهم بده، عزیزم، بدنتو، عزیزم♪

‫♪اون فانک قدیمی خوبتو بهم بده، راکتو، عزیزم♪

‫♪روحتو، عزیزم♪

‫♪با من بخون، من یه مرد میخوام♪

‫♪مثل تو♪

‫♪پسر بد، میدونی که ازت خوشم میاد، یه مرد مثل تو♪

‫♪آره♪

‫♪وقتی می‌خونی، فراموش میکنم♪

‫♪دیگه هیچ غمی ندارم، دردم فرار میکنه♪

‫♪تو به زندگیم معنی میدی♪

‫♪نمی‌دونم چی میشه♪

‫♪تو اون نگاهو تو صورتت داری♪

‫♪که منو برمی‌گردونه به نقطه شروع، جایی که ازش رفتم♪

‫♪ما رو برمی‌گردونه به اون شب تو بار، وقتی با هم بیرون رفتیم♪

‫♪و این همون تفاهمه♪

‫♪که شکل می‌گیره♪

‫♪وقتی رو صحنه‌ایم♪

‫♪و زیر یه ستاره می‌درخشیم♪

‫♪وقتی صدات با صدای من یکی میشه♪

‫♪روح تو تو رگ‌های منه♪

‫♪حال من تو حال تو جاریه♪

‫♪زن، تو زیبایی، وقتی می‌خونی، سکسی هستی♪

‫♪نورافکن روشه، خانوم، عزیزم♪

‫♪قلبتو بهم بده، عزیزم♪

‫♪بدنتو، عزیزم♪

‫♪اون فانک قدیمی خوبتو بهم بده♪

‫♪راکتو، عزیزم، روحتو، عزیزم♪

‫♪با من بخون، من یه زن مثل تو میخوام♪

‫♪که منو تا آخر دنیا ببره♪

‫♪یه زن مثل تو♪

‫♪آره♪

‫♪قلبتو بهم بده، عزیزم، بدنتو، عزیزم♪

‫♪اون فانک قدیمی خوبتو بهم بده، راکتو، عزیزم، روحتو، عزیزم♪

‫♪با من بخون، من یه مرد میخوام♪

‫♪مثل تو♪

‫♪که منو تا آخر دنیا ببره♪

‫♪یه مرد مثل تو♪

‫♪آره♪

‫اونجا با خودم گفتم: ‫«مطمئنم الان منو می‌بوسه.»

‫مثل یه احمق، رفتی پیش دوستات.

‫- خوبی؟

‫- نه.

‫- سسیل؟

‫- فکر کنم دارم سِقط میکنم.

‫میرم خونه.

‫- نمی‌فهمم. تو حامله‌ای؟ ‫- آره.

‫خوبه، نگران نباش...

‫ میرم خونه، استراحت میکنم.

‫بهتر میشم.

‫- باید دکتر ببینتت. ‫می‌برمت بیمارستان.

‫- نه بابا، خوبه.

‫نمیخوام چهل ساعت تو بیمارستان، ‫تو اورژانس علاف بشم.

‫فایده‌ای نداره.

‫میرم خونه.

‫- خب...

‫با من بیا.

‫- چی؟

‫- بیا!

‫بیا.

‫یه لحظه اینجا منتظرم می‌مونی؟

‫بیا بریم.

‫میتونی تی‌شرتتو بدی بالا

‫و دکمه شلوارتو باز کنی.

‫یه کم سرده.

‫ببینیم همه چی خوبه، باشه؟

‫- باشه.

‫اینجاست.

‫چیز نگران‌کننده‌ای نیست.

‫باید یه سونوگرافی کنترلی انجام بدی،

‫ولی ظاهراً همه چی خوبه.

‫خوبی؟

‫اوهوم.

‫- بیا. خودتو پاک کن.

‫بده.

‫این بچه خبر خوبی نیست؟

‫هی...

‫همه چی خوبه.

‫باشه؟

‫هنوز یه ماه خوب وقت داری تصمیم بگیری.

‫- هوم.

‫- پس، هول نکن.

‫آزادی هر کاری که میخوای بکنی.

‫- مرسی.

‫- خوبی؟

‫- آره.

‫- بریم؟

‫این تلفن همراه سفیان غربی است.

‫پیام بذارید، باهاتون تماس می‌گیرم.

‫- امم، سلام.

‫گوش کن...

‫می‌خواستم بگم که متاسفم.

‫می‌خواستم ازت معذرت بخوام.

‫امم...

‫نتونستم اونجوری که میخواستم ‫باهات حرف بزنم، نتونستم...

‫متاسفم، من...

‫نتونستم.

‫امم... همینه.

‫باید همه چیو به هم می‌گفتیم.

‫نتونستم بهت بگم

‫چیزی که می‌خواستم رو.

‫خلاصه.

‫ازت معذرت میخوام.

‫من...

‫خیلی می‌ترسیدم از دستت بدم، ‫خیلی می‌ترسیدم که...

‫که همدیگه رو از دست بدیم.

‫من...

‫نمیتونم این بچه رو نگه دارم.

‫نمیخوام.

‫همینه که هست.

‫و...

‫و واقعاً امیدوارم که...

‫که منو ببخشی و من...

‫من... دوستت دارم.

‫خداحافظ.

‫قهوه مونده؟

‫- داغه. ‫- بریز.

‫- بفرما.

‫♪اون یه بچه می‌خواست♪

‫♪من نمی‌خواستم♪

‫♪ولی براش راحت بود♪

‫♪با استدلال‌هاش♪

‫♪که از من یه بابا بسازه♪

‫♪سسیل♪

‫♪دخترم♪

‫♪وقتی شکمش گرد شد♪

‫♪با خنده‌های بلند♪

‫«یالا، «خوشحال باش♪

‫♪«پسر میشه»♪

‫♪و تو به دنیا اومدی♪

‫♪سسیل♪

‫♪دخترم♪

‫♪و می‌دونم که به زودی♪

‫♪تو هم خواهی داشت♪

‫♪ایده‌ها و بعدش عشق‌ها♪

‫♪حرفای شیرین روی لباست♪

‫♪و دست‌ها روی پاهات♪

‫♪سسیل♪

‫♪دخترم♪

‫♪من♪

‫♪تمام شب منتظرت می‌مونم♪

‫♪می‌شنوم که بی‌صدا برمی‌گردی♪

‫♪ولی♪

‫♪صبح♪

‫♪این منم که سرخ میشم♪

‫♪جلوی چشمای تو♪

‫♪که از همیشه شفاف‌تره♪

‫♪سسیل♪

‫♪دخترم♪

‫- نه بابا!

‫ترجمه و زیرنویس: ‫علی کلان

‫♪برای میل و اشتیاقی که داریم♪

‫♪تا هدایت کنیم قدمهاش رو♪

‫♪تا از احساساتش حفاظت کنیم♪

‫♪گوش دادن به تپش قلبش♪

‫♪برای اینکه بلد باشیم نگاه کنیم♪

‫♪به یه آسمون پر ستاره♪

‫♪دست دراز کنیم♪

‫♪به سوی سرنوشت♪

‫♪قوی‌تر بخوایم، فردا رو♪

‫♪یه روز خواهم رفت♪

‫♪بی‌بازگشت♪

‫♪پاک کردن عشقمون♪

‫♪بدون نگاه به پشت سر♪

‫♪پشیمون نشیم♪

‫♪نگه داشتن لحظه‌هایی که دزدیدیم♪

‫♪یه روز خواهم رفت♪

‫♪بدون چمدون♪

‫♪فراموش کردن تصویرت♪

‫♪بدون اینکه برگردیم♪

‫♪پشیمون نشیم♪

‫♪به فردا فکر کردن، دوباره شروع کردن♪

‫بذارش، نات!

‫♪برای عشقی که میدیم♪

‫♪ولی رها میشه♪

‫♪عشقی که می‌بخشیم♪

‫♪برای رویایی که غافلگیرمون میکنه♪

‫♪برای طعم دوباره پیدا شده♪

‫♪آزادی♪

‫♪چشم‌ها رو باز کردن♪

‫♪بدون خداحافظی کردن♪

‫♪به هیچی فکر نکردن، کمی رویا دیدن♪

‫♪یه روز خواهم رفت♪

‫♪بی‌بازگشت♪

‫♪پاک کردن♪

‫♪عشقمون♪

‫♪بدون نگاه به پشت سر♪

‫♪پشیمون نشیم♪

‫♪نگه داشتن لحظه‌هایی که دزدیدیم♪

‫♪یه روز خواهم رفت♪

‫♪بدون چمدون♪

‫♪فراموش کردن تصویرت♪

‫♪بدون نگاه به پشت سر♪

‫♪پشیمون نشدن♪

‫♪به فردا فکر کنیم، دوباره شروع کنیم♪

‫♪یه روز خواهم رفت♪

‫♪بی‌بازگشت♪

‫♪پاک کردن عشقمون♪

‫♪بدون نگاه به پشت سر♪

‫♪پشیمون نشیم♪

‫♪نگه داشتن لحظه‌هایی که دزدیدیم♪

‫♪یه روز خواهم رفت♪

‫♪بدون چمدون♪

‫♪فراموش کردن تصویرت♪

‫♪بدون نگاه به پشت سر♪

‫♪پشیمون نشدن♪

‫♪به فردا فکر کردن، دوباره شروع کردن♪

‫♪یه روز خواهم رفت♪

‫♪بدون چمدون♪

‫♪فراموش کردن تصویرت♪

‫♪بدون اینکه برگردیم♪

‫♪پشیمون نشیم♪

‫♪به فردا فکر کردن، دوباره شروع کردن♪

‫[ ارائه‌ای از گروه ترجمه فرانکوفیلم ] ‫FRANCOFILMS@

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.