All language subtitles for The.Girl.from.Plainville.S01E05.WEB.Digimoviez

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish Download
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫آنچه در «دختری از پلین‌ویل» گذشت...

‫کیتی ری‌بورن زن سرسختیه...

‫و تا زمانی که مدرک محکمی ‫برای محکومیت پیدا نکنه

‫کیفرخواستی صادر نمی‌کنه

‫خب... حالا اگه محکوم بشه

‫مجازاتش چقدره؟

‫حداکثر ۲۰ سال

‫روی کشتی، هیچوقت این حس رو نمی‌کردی

‫که مثلاً نمی‌دونی قراره چه اتفاقی بیفته

‫نظم و آرامش داشت

‫سوزی؟ بسه دیگه

‫نمی‌خواد دیگه باهات حرف بزنم

‫فکر می‌کنه عاشقمی

‫خب نیستم

‫من به دخترا علاقه‌ای ندارم، میشل

‫بهت علاقه‌ای ندارم

‫تو سال ۲۰۱۴، کنراد جونیور ‫و پسرش با هم دعوا می‌کنن

‫اگه جای کاتالدو بودم، همین الان ‫انگیزه کنراد واسه خودکشی رو می‌فهمیدم

‫و تقصیر میشل کارتر هم نیست

‫هیئت منصفه نباید این رو ببینه

‫وقتی شب مرگ کنراد داشتی ‫با تلفن باهاش حرف می‌زدی

‫بهش گفتی که برگرده تو ماشین؟

‫در حالی که این برنامه بر اساس رویدادهای واقعی است، بخش‌های خاصی از آن صرفاً برای اهداف نمایشی ساخته شده‌اند و منعکس کننده هیچ شخص یا نهاد واقعی نیستند

ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫[سال ۲۰۱۴]

‫[کنراد: اسمارتیز ‫میشل: تزئین]

‫[کنراد: هویج ‫میشل: نخود فرنگی]

‫[کنراد: لطفاً]

‫[میشل: لطفاً چی؟]

‫[کنراد: می‌خوام ببینمت. الان. ‫نشونم بده]

‫بیشتر

‫بیشتر

‫دلت می‌خواد با این انگشتا چه کار کنی؟

‫خیلی خوشگلی

‫دوست داری چطوری لمسم کنی؟

‫اینطوری؟

‫آره

‫لطفاً

‫لطفاً

مترجمین: علی مستر و محمدعلی Ali_Master & mmli_sm

‫[دختری از پلین‌ویل]

‫- اون یه بچه‌اس ‫- نه، نیست

[سال ۲۰۱۵]

‫- ۱۸ سالشه ‫- این رو ببین

‫کلی حرف تو اینترنت دارن درموردش می‌زنن

‫بهترین کاری که الان می‌تونین بکنین

‫اینه که حواستون رو جمع کنین ‫و مراقب‌ باشین حرفی نزنین

‫می‌خوای سعی کنی پرونده رو مختومه کنی؟

‫آره، ولی کاری از دستمون برنمیاد

‫خیلی مسخرس

‫- گیل... ‫- دیوید

‫چرا نمیشه؟

‫خیلی مدرک دارن و نمیشه مختومش کرد

‫اون شب اصلاً نزدیک اون پسره نبوده

‫- حق با شماس ‫- خب به قاضی هم همین رو بگو

‫- میگیم ‫- شما نمی‌فهمین

‫می‌خوام داستان‌مون رو بگم

‫منظورت اینه شهادت بدی؟

‫آره، دقیقاً

‫اصلاً همچین چیزی رو پیشنهاد نمی‌کنم

‫هیئت‌ منصفه باید درک‌مون کنه

‫داستان عاشقانه‌مون رو

‫داستان... عاشقانه‌تون؟

‫آهان. بله

‫ام...

‫میشه این رو بخونی؟ لطفاً بلند بخون

‫«پس تو امید داری، بهت گفته بودم»

‫نه، اون زیریش

‫«نمی‌خوام هرروز با این وضع زندگی کنی»

‫آره، و این یکی

‫بخون

‫«خب چرا وایتکس نمی‌خوری؟»

‫خب، «هیچوقت واسه دختر دیگه‌ای ‫همچین احساساتی نداشتم»

‫«فقط درمورد اون همچین حسی داشتم»

‫«واسه همین واقعاً داغونم کرد»

‫«چون واسه یه مدت گیج شده بودم»

‫«بعدش هم مامانش اومد تو کار ‫و گند زد تو زندگی‌مون»

‫این رو واسه همه دوستاش کپی پیست کرده

‫به‌نظرت از اون دخترا نیست

‫که حاضره هرکاری بکنه تا ‫توجه سوزی جلب بشه؟

‫به‌نظر من انگار دلش شکسته بود

‫روزنامه آخه؟

‫خانم روی

‫تنهاتون می‌ذارم

‫باید از روزنامه این رو بفهمم؟

‫پس میگی اون خودکشی نکرده؟

‫نه، ام...

‫چرا... کرده

‫ولی قبل از این که خودکشی کنه

‫میشل دائماً باهاش در ارتباط بوده

‫و تشویقش می‌کرده

‫از کجا می‌دونین؟

‫یه پیام‌هایی بینشون رد و بدل شده،

‫بالای هزارتا پیام

‫چرا باید همچین کاری بکنه؟

‫هنوز به طور قطعی بهش نرسیدیم

‫بهتره یه کاری بکنین،

‫ازتون می‌خوایم که توی دادگاه شهادت بدین

‫درمورد کوکو، زندگیش و چیزایی که ‫واسه آیندش می‌خواسته حرف بزنین

‫همچین ازتون می‌خوایم که ‫درمورد میشل حرف بزنین

‫من؟ چرا؟

‫شما باهاش رابطه دارین

‫باهاتون تماس گرفته

‫پس به‌نظرت میره زندان؟

‫هر کاری که ازم بربیاد می‌کنم ‫تا این اتفاق بیفته

‫کو چی؟ اون هم باید شهادت بده؟

‫اینطوری وکیل مدافع، مسئله اون حادثه...

‫که پارسال اتفاق افتاد رو پیش می‌کشه

‫باعث میشه اعتبارشون خدشه دار بشه

‫- اون عاشق کوکو بود ‫- اطلاع دارم

‫ولی کار وکیل مدافع اینه که

‫قضیه رو جوری جلوه بده که مقصر ‫خودکشی، هرکسی ‌به جز میشله

‫بهتون نیاز داریم

‫بهش فکر می‌کنم

‫به همدیگه نزدیک بودیم،

‫ولی این مربوط به خیلی‌وقت پیش میشه

‫درمورد کنراد زیاد باهات حرف زده بود

‫از چندتا از دوستای میشل سوال کردیم،

‫و گفتن که تو براش مهم بودی،

‫ولی یه‌جورایی دعواتون میشه

‫خب اون عاشق سوزی شده بود

‫میشه لطفاً خودش بهمون بگه؟

‫حتماً

‫با دوستای مدرسه نمی‌ساخت

‫منم همینطور، واسه همین باهمدیگه حرف می‌زدیم

‫پس چرا دیگه حرف نزدین؟

‫بعد یه مدت وابسته شده بود

‫وابستگی شدید داشت

‫میشل، سوزی رو کل شب بیدار نگه می‌داشت

‫واسه همین بهش گفتم تموم کنه

‫ولی دختره جواب نه حالیش نمیشد

‫واسه همین موبایل سوزی رو گرفتم ‫و حتی این کار هم جلوش رو نگرفت

‫بهش پیام میداد. توی ماشین واسش نامه می‌ذاشت

‫الان نامه‌ای دارین؟

‫بله

‫آخرین باری که با میشل حرف زدی کِی بود؟

‫بعد این که اخبار رو دیدم بهش پیام دادم

‫فکر می‌کردم کار خوبیه

‫چندبار دیگه هم بهم پیام داد

‫جوابش رو ندادم

‫بفرمایین

‫- میشه نگهش دارم؟ ‫- حتماً

‫خوندیش؟

‫میشل به بقیه دخترا پیام داده

‫که اولین بوسه عاشقانش با تو بوده

‫- چی؟ ‫- دروغه

‫میشه بگین قضیه چیه؟

‫ما دنبال مشارکت میشل

‫توی مرگ کنرادیم

‫خب چه ربطی به ما داره؟

‫جزئیاتش رو نمی‌تونیم بگیم ولی ممکنه

‫که اقدامات میشل تلاشی بوده

‫که نظر دختر شما رو جلب کنه

‫به‌نظرم بهتره بریم دریاچه

‫چی؟ چرا؟

‫تا از خبرنگارا و همسایه‌ها و این خونه دور شیم

‫از همه این چیزا

‫اینطوری فکر می‌کنن داریم چیزی رو مخفی می‌کنیم

‫مگه نمی‌کنیم؟

‫بهش گفته وایتکس بخوره

‫ما که موقعیتش رو نمی‌دونیم

‫موقعیتی به ذهنت می‌رسه که وایتکس ‫خوردن، توش مشکلی نداشته باشه؟

‫و می‌تونی تصور کنی که نصف شب

‫چه چیزای دیگه‌ای با اون پسر رد و بدل کرده؟

‫- هیدن؟ ‫- برو

‫چیشده؟ بگو ببینم مشکل چیه

‫من خواهر یه قاتلم. مشکل اینه

‫گمشو بیرون

‫ناتالی

‫هی، ناتالی

‫نباید باهات حرف بزنم

‫می‌دونم مردم حرفای زیادی می‌زنن

‫فقط می‌خواستم توضیح بدم

‫گفتم اگه بتونم توضیح بدم

‫درک می‌کنی

‫وکیل گفته که نباید باهات حرف بزنیم

‫ببخشید

‫- وکیل؟ ‫- آره... ببخشید

‫من... من و کیسی...

‫نباید حرف دیگه‌ای بزنم

‫اصلاً دوست ندارم دوست‌پسر بعدیش باشم

‫برد خیلی کیریه

‫که جالبه، چون شنیدم دول موشیه

‫نذار همچین آدمایی برن رو مخت

‫آره، ممنون

‫جشن فارغ‌التحصیلی میای؟

‫نمی‌دونم

‫فکر نکنم کسی دلش بخواد اونجا باشم

‫ببین، خودم اینقدر قاطی شایعه‌ها بودم

‫که می‌دونم معمولاً کصشرن

‫نمی‌خوام که فقط به خاطر

‫اتفاقایی که داره میفته، ‫مراسم رو از دست بدی

‫مگه شایعات چی میگن؟

‫فعلاً شایعه شده که

‫مربی شنا رو زدم زمین

واسه من خیلی سنش بالاس

‫شایعات درمورد خودم رو میگم

‫یه مشت خبرچینی مزخرفه

‫اگه برات مهمه که باید بگم ‫هیچ‌کدومشون رو باور نمی‌کنم

‫معلومه برام مهمه

‫- بله قربان؟ ‫- می‌خوای ببریش تو؟

‫- کشتی رو؟ ‫- آره کشتی

‫مگه کس دیگه‌ای هست که بخوای ببریش تو؟

مجبور نیستی‌ها

‫گفتم شاید دوست‌ داشته باشی ‫یه امتحانی بکنی

‫نه، نه. می‌برم

‫بجنب، بیا اینجا ببینم نابغه

‫خب دیگه. دست خودته

‫ثابت نگهش دار

‫خیلی خوبه

‫روز فارغ‌التحصیلی داره می‌رسه، آره؟

‫بچه‌ها می‌گفتن از این که

‫کنارت کار می‌کنن خیلی خوشحالن

‫داشتم با خودم می‌گفتم، منم ‫همچین سنم از تو بیشتر نبود

‫که کل روز رو با بابابزرگت کار می‌کردم

‫منظورم اینه که کار آینده‌داریه

‫همین

‫خودشه

‫[میشل: هیچوقت واینمیسم. بهت قول میدم ‫کنراد: حالت خوبه؟]

‫[راستش نه]

‫خب تعریف کن

‫نمی‌دونم

‫خیلی خوب نیستم

‫منظورت چیه؟

‫با تصویر بدنیم مشکل دارم

‫داره مغزم رو می‌خوره

‫پرخوری می‌کنم و نمی‌تونم وزن کم کنم

‫و این خیلی ناراحتم می‌کنه

‫فکر کنم واسه کمک باید برم یه جا

‫کاش مشکلات من مال تو بود ‫و مشکلات تو مال من

‫منم مشکلات تو رو دارم

‫انگار همه دارن به این فکر می‌کنن که مصلحتم چیه

‫و منم قراره ناامیدشون کنم

‫خیلی سخته که یکی بخواد دوستم داشته باشه

‫من که دوستت دارم

‫می‌دونم

‫می‌خوام ببینمت

‫میشه بهت یه چیزی بگم؟

بگو

‫اون دختره سوزی رو می‌شناسی؟

‫آره

‫دوستش داشتم

‫- در چه حد دوست داشتن؟ ‫- درحدی که خاطرش رو می‌خواستم

‫فکر کنم اونم همین حس رو داشت

‫هنوز دوستم داری؟

‫تو هنوز سوزی رو دوست داری؟

‫نمی‌دونم

‫اینطوری نبود که رابطمون پایدار باشه

‫چون تو رو دارم

‫به‌گمونم

‫به گمونت؟

‫یه‌نظرت با هم آینده‌ای داریم؟

‫آینده؟

‫کنراد؟

‫کارتر، میشل

‫پس از ایتاکا اومدی؟

‫فکر کنم وکیلای نزدیک‌تری هم باشن

‫به‌خاطر میشل کارتر اینجام

‫دوست ندارم پای آدمای بی‌گناه به دادگاه بکشه

‫ببین، باهات موافقم

‫ولی از کجا می‌دونی بی‌گناهه؟

‫تو روزنامه خوندم

‫پس از روزنامه میگی بی‌گناهه

خیلی شکاکی

‫آره

‫خانم کارتر و اون مرد جوان موقع مرگش

‫چقدر دارو مصرف می‌کردن؟

‫تو از کجا می‌دونی؟

‫[داروی جنون]

‫شغلمه

‫به سن من که برسی، می‌فهمی ‫که باید به درون افراد نگاه کنی

‫اگه میشل داروهای متفاوتی رو مصرف می‌کرده

‫ممکنه که تاثیر ازخودبی‌خود کننده‌ای ‫روش گذاشته باشه

‫مخصوصاً اگه همزمان یه ‫اختلال دیگه‌ای هم داشته باشه

‫مثل اختلالِ خوردن

این مشکل می‌تونه مدت نیمه‌عمر بعضی داروها رو افزایش بده

اغلب در بیمارانی که در کمترین وزن ممکنشون قرار دارن

ترا آمین سازهای کبدی افزایش پیدا می‌کنه

این به طور کلی نشان دهنده مرگ سلولی‌ـه

یه مرگ برنامه ریزی شده سلول‌های کبدی‌ـه

یه کلمه کوفتی هم از چیزهایی که گفتی رو نفهمیدم

اشکالی نداره خودم که می‌فهمم

و مطمئن می‌شم که هیئت منصفه هم بدونه

خب، برای زمانی که قراره

اون پیامک‌ها رو بشنون یه چیزی لازم داریم تا حالا شهادت دادی؟

و تا به حالا منجر به صدور پنج‌تا حکم تبرئه

در پنسیلوانیا، لوئیزیانا نیوجرسی، آلاسکا و کانادا، شده

و چقدر می‌خوای؟

من دنبال پول نیستم

می‌خوام به این دختر کمک کنم

می‌خوام که راجع به خطرات اهمال کاری

داروسازهای بزرگ اطلاع رسانی کنم

وظیفه شهروندی منه

آه، و همینطور فیلتر روغن

فهمیدم

الان وقت مناسبیه؟

شما هم اومدید که ازم بخواید شهادت بدم؟

می‌دونم که لین گفته داره راجع بهش فکر می‌کنه

راستش، می‌خوام نظرتون رو راجع به چیزی بدونم

خیلی‌خب

اداره ما، آه، یه گزارش پلیس

که مربوط به سال گذشته‌ست پیدا کرده

خب؟

منظورم، آم... همون ضرب و شتم پسرتونه

...لین گفتش که

چی گفتش؟ ...که این همون شبی بودش که

لین اونجا نبودش

متوجهم - ضرب و شتم نبودش -

پس چی بودش؟

دعوای پدر و پسری دیگه

ولی شما متوجهش نمی‌شید

سئوال دیگه‌ای هم دارید؟

اگر شما سوالی از من نداشته باشید، نه

نه، ندارم

بابت وقتی که گذاشتید خیلی ممنونم، آقای روی

باید حرف بزنیم

می‌شه بمونه برای بعد؟ - نه -

یه وکیل دادگستری بهم سر زده بود

خب؟

به دادگستری کوفتی راجع به اتفاق بین من و کوکو گفتی؟

گفتم؟ خودش از قبل می‌دونست

به تو ربطی نداشت که چیزی بهشون راجع بهش بگی

این یه چیز مابین من و پسرم بود، نه تو

اون پسر منم بودش !پسر من

و تو زدی له و لوردش کردی

و اگه یه بار دیگه از این بهونه پدر و پسری

...استفاده کنی من مثل تو همچین بهونه‌ای نمیارم

خودت کلی بهونه میاری

منظورت چیه؟

موقعی که اون اتفاق افتاد پیش تو زندگی می‌کرد

اصلاً گور بابای اینها بیخیال

معطل نکن بریز بیرون

می‌دونم که دلت می‌خواد زهرت رو بریزی آشغال عوضی

برو تو لین - فکر می‌کنی خودم نمی‌دونم؟ -

فکر می‌کنی هر شب راجع بهش فکر نمی‌کنم؟

من یه مادر افتضاحی‌ام؟

[میشل: به همین زودی ها دیگه نه؟ ] - [کنراد: هی، کی قراره ببینمت؟ ] - [کنراد: می‌تونم بیام به دیدنت؟] -

خدایا، مامان

چیه؟

مامان بزرگ مرده

من و خواهرت طبقه بالاییم

باشه

[کنراد: چه خبر؟]

می می‌خواد باهات حرف بزنه

می؟

نه، راحتم - نه، راحتم؟ -

نه، می‌دونی چیه؟ حق داری

...آرنج‌هاش یه‌کم بگی نگی - بس‌کن، بس‌کن، بس‌کن، بس‌کن -

برم بهش چی بگم آخه

فقط خودت باش، مرد

چه خبره؟

من ردیفم. ردیفم

مثل بچه‌ها ترسیدم همین

ببین، اوضاع وقتی که

سال بعد اومدی به فیچبورگ عوض میشه

خوش گذشت - آره -

خوشم میاد که زیاد حرف نمی‌زنی

بیرون می‌بینمت

[کنراد: هی] -

[میشل: مامان‌بزرگم مرده ] - [چه بد] -

سلام، حالت خوبه؟

خب می‌خوای بهم بگی که چی شدش؟

دیگه نمی‌خواستم اونجا باشم

باشه

نمی‌خوام برگردم

چرا؟

نمی‌خوام اونجا مدرسه برم

کارم رو قایق خوبه ...و بابا هم میگه که

بورسیه‌ات چی پس؟

شاید نمی‌دونم

نئشه‌ای - آره -

بیا وقتی که نئشه نیستی راجع بهش حرف بزنیم

خدای من

جانم؟

بخاطر گل این حرفا‌ها رو نمی‌زنم، فهمیدی؟

خواسته خودمه

می‌خوای با کسی حرف بزنی؟

نه، نمی‌خوام با کسی حرف بزنم، باشه

راستش، ازت می‌خوام که دیگه حرف نزنی

فقط دست از سرم بردار، باشه؟ از تو و از بابا

و از بقیه می‌خوام که دیگه دست از سرم بردارید

خب، ما از دوستای دبیرستانی میشل کارتر

ناتالی گیبسون و کیسی ویلکینز

تو لیست شاهدان داریم درسته؟

بله، عالی‌جناب

می‌بینم که خانم کارتر

تو این لیست نیستش

آه، درسته عالی‌جناب

خانم کارتر شهادت نخواهند داد

سوزی پیریس؟ - آه، ما اعتراض داریم -

خانم پیریس هیچ ارتباطی با این پرونده نداره

و آخرین بار چندین سال قبل از مرگ آقای روی با خانم کارتر حرف زدن

ایشون دوست متهم بودن

ما معتقدیم که میشل کارتر

ممکنه مرگ کنراد رو برنامه ریزی کرده باشه

تا توجه و همدردی سوزی پیریس رو جلب کنه

دکتر پیتر برِگین کیه؟

عه، ایشون یه روانشناس هستن

ایشون گزارش کاملی از سلامت روان

میشل کارتر و کنراد روی سوم ارائه کردن

اینها اسامی افسران پلیس حاضر در صحنه جرم هستند

نه، نه، نه، اونها راجع به گزارش‌هایی

از آزار خانگی مداوم که در خونه این خانواده رخ داده

که می‌تونست منجر به مرگ

این مرد جوون بشه، اظهار نظرهایی خواهند کرد

این افسرها و عوامل فوریت‌های پزشکی

در شب حادثه کنراد روی جونیور

و کنراد روی سوم حضور نداشتند

قانون استماع شاهد، اونها رو

از تحمل شهادت منع می‌کنه

پس... هیچ کدومش اون شب اونجا نبودن؟

یکی‌شون بود افسر پلیس تاوارس

پس چرا بقیه مامورها هم

تو این لیست هستند؟

خب چون که آقای کاتالدو قصد داره

مسائلی رو که خیلی قبل‌تر از مرگ قربانی اتفاق افتاده، مطرح کرده

تا نسبت به شرایط زندگی خانوادگی ایشون که به جز این حادثه

چیزی جزء محبت و توجه نداشته، شک و شبهه‌ای ایجاد کنه

اما یه دختر رندوم که

موکل من دو سالی می‌شه که ...باهاش صحبت نکرده به نوعی

خیلی‌خب، واو، واو وایستید، وایستید

قراره که اینکار رو بکنیم

ادای شهادت افسر تاوارس پذیرفته می‌شه

سوزی پیریس و مابقی مامورها و عوامل فوریت‌های پزشکی ادای شهادتشون پذیرفته نمی‌شه

و ما دامنه تحقیقات رو

... به 18 ماه

...عالی‌جناب، مایلم که درخواستی

بذار حرفم رو تموم کنم بذار حرفم رو تموم کنم

ما دامنه تحقیقات رو

به 18 ماه قبل از فوت آقای روی محدود خواهیم کرد

...جناب قاضی - ...عالی‌جناب، مایلم که -

حکم من اینه

حکم من اینه

متشکرم خب، انگیزه قتل‌مون رو از دست دادیم

اونم لایحه دفاعش رو از دست داد پس بگیم مساوی شدیم؟

تف توش

من لایحه وکیل‌ـه رو خونده بودم

همینطور گزارش دکترـه

چی، همون برِگین؟

آره، هیچی نداشتش

فقط مصاحبه با مادر كارتر همسايه

و مربی سافتبال‌ش توش بود

با دوستاش نه؟ - نه، چیزی در اون مورد نداشت -

عالیه، باشه، خب ...می‌دونی، ما فقط... ما

خودمون رو با شرایط وفق می‌دیم

با هرچی که تو دستمون هست خودمون رو وفق می‌دیم

اگه یواش‌تر نری

همین اول کار هیپروستیلاسیون می‌گیری (سندرم بیش فعالی تنفس)

:بیا رو چیزهایی که داریم تمرکز کنیم دوستاش

اون با ناتالی و کیسی تمام مدت در تماس بوده

و بهشون پیام می‌داده که کنراد چندین روزه گم‌شده

درحالی که خودش به خوبی می‌دونست کنراد زنده‌ست

داشته مزه دهن‌شون رو امتحان می‌کرده

سعی می‌کردش که توجه‌شون رو جلب کنه

تمام دوستاش رو تبدیل می‌کنیم به سوزی

سلام

سلام

از فلوریدا به اینور متفاوت‌تر به نظر می‌رسی

ولی... ولی در عین حال همونی

یعنی این عجیبه؟

نه، نه، میفهمم

حتماً قیافم افتضاح شده

خب، مراسم خاکسپاری‌ـه کسی خوب به نظر نمی‌رسه

تو، آم، داری می‌ری

از مهمون‌ها پذیرایی کنی؟

از قرار معلوم

ولی دلم نمی‌خواد برم

فقط قراره یه مشت آدم گریون باشن که

براشون سئوال می‌شه که چرا منم گریه نمی‌کنم

میفهمم

می‌خوای بریم یه جای دیگه؟

داریم چیکار می‌کنیم؟

!آماده شو

!ضربه اول یه پرتاب عالی سریع توسط روی

کارتر به نظر مضطرب میاد از قدرت بازوی این ستاره جوون وحشت کرده

به نظر می‌رسه کارتر به طرز تاسف باری برای ضربه بعدی روی آماده نیستش

آره

!فقط یه‌کم تاخیر داشت

عه، باشه

عه، کارتر توپ رو لمس می‌کنه

عه، مستقیم می‌ره چپ روی می‌ره به دنبال توپ

کارتر موفق می‌شه یه هوم ران بره؟

!نه، نه، نه، نه

به یک سوم می‌رسه

اما روی موفق می‌شه؟

!خارج شدش

به همین زودی خسته شدی

من که اصلاً راجع به بنیه‌ام غر نزدم

ممنون

آره، قابلی نداره

می‌خوای راجع بهش حرف بزنی

گمونم ناراحتم

چه‌بدونم حسی ندارم

آره

همه‌ش‌ راجع به این که آخرین لحظاتش چطور بوده فکر می‌کنم

یعنی تریسده بودش؟

به نظرت مردن چطوره؟

مثل شناور بودن رو آبه

دردی نداره

استرسی نداره فقط آرامش محضه

اگه من بمیرم ناراحت می‌شی؟

معلومه که

هر روز دلم برات تنگ می‌شه

تو خاکسپاریم چی میگی؟

می‌گفتم که خیلی خوش شانس بودم که تو دوست پسرم بودی

می‌گفتم که داستان عشقمون افسانه‌ای بودش»

ومثل تمام داستان‌های عاشقانه واقعی «مال ما هم با مرگمون تموم می‌شه

تو، تو خاکسپاری من چی می‌گفتی؟

هیچ استعدادی تو بیسبال نداشتش

وایستا

حالت خوبه؟

آره

من... آماده نیستم

مطمئنی؟

اشکالی نداره

ببخشید

اشکالی نداره فقط... یه دیقه بهم وقت بده

...چیکار می

دوستت دارم، کنردا

میشل کارتر) (به احتمال زیاد روزتون رو زیباتر می‌کنه

مطمئنی می‌خوای با وجود تمام این جریانات

به این مراسم بری؟

...ممکنه یه‌کم، می‌دونی، به نظر

نمی‌ذارم که سال آخرم اینجوری خراب بشه

باشه

بیا

آه، فکر کردم که این بهتره

به لباست هم میادش دهنت رو باز کن

خوشگل شدی آه، بمونه دست خودت

ممنونم، مامان

خیلی‌خب، می‌شه که

سریع دوتا عکس بگیریم؟

آماده‌ای؟

از پسش برمیایم

هی

فقط می‌خوام برم خونه

کسی هست که بتونم بهش زنگ بزنم؟

دیگه کسی نمونده

...شاید، ام - نه -

دلم برای دوستام تنگ شده

من...دیگه باید برم

بذار برسونمت خونه

آره، نه، پیاده می‌رم

ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

مترجمین: علی مستر و محمدعلی Ali_Master & mmli_sm

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.