All language subtitles for The.Girl.from.Plainville.S01E04.WEB.Digimoviez

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish Download
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...آنچه در دختری از پلین‌ویل گذشت

میشل کارتر، برای سه روز به دوست‌هاش پیام می‌ده

که دوست پسرش‌ گمشده و شایدم مرده

تمام این مدت باهاش در تماس بوده

فکرمی‌کنی اون خبر داشته که پسره قراره خودش رو بکشه؟

دختره بهش می‌گفته که اینکار رو بکنه

آخه چرا؟ چرا به دوستاش

درمورد این که نمی‌دونسته کنراد کجاس، دروغ می‌گفته؟

برای ناتالی نامی فرستاده

به پسره گفت که برگرد تو ماشین

عملاً یه اعترافه

نمی‌دونم چرا همچین چیزی گفتم

وظیفه توئه که براشون یه الگو مناسب باشی

حق داری. می‌فهمم چی می‌گی - قسم انگشتی می‌خوری؟ -

پس اون‌ها زوج اصلی سریال هستن

ریچل و فین

‫این دو نفر هم باهمن؟

‫به‌عنوان دوست شروع می‌کنن...

‫و آخرش میرن تو رابطه

دوستت دارم

گمونم با یه اتهام قتل عمدی روبرو هستیم

این پسره سابقه افسردگی هم که داره

در حالی که این برنامه بر اساس رویدادهای واقعی است، بخش‌های خاصی از آن صرفاً برای اهداف نمایشی ساخته شده‌اند و منعکس کننده هیچ شخص یا نهاد واقعی نیستند

ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

مترجمین: علی مستر و محمد علی Ali_Master & mmli_sm

مامان، من یه کار احمقانه کردم

ازش می‌خوام که برگرده ترسیدم

[دختری از پلین‌ویل]

چرا؟

نمی‌دونم

بدجور ترسوندی منو

اگه تو بمیری، منم میمیرم

دوباره انجامش نمی‌دم خیلی متاسفم

قول می‌دم. دیگه نمی‌کنم

بیمارستان می‌خواد که بستریش کنه

تو یه موسسه اعصاب و روان؟

تصمیمش با ما نیستش دکترش گفته

و وقتی که مرخصش کنند

باید یه چاره‌ای براش بکنیم

بفرستیمش روانشناس

باید برگرده سر درس و مشقش

برگرده سرکارش

ازت اجازه نمی‌خوام دارم بهت اطلاع می‌دم

می‌خوام که تو این مسئله کنارم باشی

وضعیت روحی کنراد قبل از

درگذشتش چطور بود؟

فراز و نشیب‌هایی داشتش

ولی حالش بهتر بودش

خیلی بهتر

البته ما اینجور فکر می‌کردیم

مشکلی تو خونه ناشی از طلاق بودش که

ممکن باشه از نظر عاطفی رو کنراد تأثیر بذاره؟

اونجوری نبود که بابتش از خوشحالی برامون جفتک بندازه

کسی بابت طلاق خوشحال نمی‌شه حتی اگه تصمیم درستی هم باشه

برای همه‌مون یادداشت‌هایی جاگذاشتش

واقعاً دیگه نمی‌ونم که چی برای دونستن مونده

کسی از شما با دختری به نام

میشل کارتر آشنایی داره؟

آره، البته که

و، آم، ماهیت رابطه اون و کنراد چی بودش؟

ظاهراً، دوست دختر و دوست پسر بودن

ولی تا قبل از مرگش متوجه نشده بودیم

و، آه، از وقتی که کنراد مرده

باهاش در ارتباط بودید؟

آره، یه‌ذره

چرا راجع به اون می‌پرسید؟

فقط داریم سعی می‌کنیم ...که بفهمیم زندگی کنراد

کوکو

عذر می‌خوام؟

همه‌ش دارید میگید کنراد اسمش کوکو هستش

البته، عذر می‌خوام

چیز دیگه‌ای راجع به زندگی خانوادگی کوکو می‌تونید بهمون بگید که

ممکن باشه بهمون کمک کنه بفهمیم

چرا زندگی خودش رو گرفته؟

نه

بچه‌ها بهم میگن که رفتی کینگ فیلیپ

من تو فرانکلین درس خوندم

کاپیتان تیم فوتبال بودم

از بازی کردن با شماها متنفر بودیم

میشل، آقای کاتالدو داره با تو حرف می‌زنه

آه، شاید برات سئوال شده باشه که

چرا پلیسا گوشی و کامپیوترت رو ضبط کردند

با چندتا از رابط‌هام تو دادگستری حرف زدم

و اونها تحقیقات رسمی‌ای در مورد

ارتباط تو با مرگ کنراد روی آغاز کردن

چرا؟ - هنوز پیگیرشم -

ولی، آم، معاون دادستانی که داره رو پرونده کار می‌کنه

کیتی ری‌بورن، زن سرسختیه

و اون تا زمانی که مدرکی محکم دال بر محکومیت پیدا نکنه

کیفرخواستی صادر نمی‌کنه

منظورتون چیه؟

داره راجع به چی حرف می‌زنه؟

آم، بیا فقط، آم به ایشون گوش بدیم، میشل

مطمئنم بهمون می‌گه چرا

یعنی اینکه اگه من بودم تعجب نمی‌کردم

اگه اتهاماتی وارد می‌کردند

چی؟

ولی...ولی، بهم گوش بده

ولی من که کاری نکردم

می‌دونم، و وظیفه منه که اون اتهام‌ها رو رد کنم

چیزی که من اینجا می‌بینم یه پرونده ساده و آسونه

اون مرد جوون با دست خودش جونش رو گرفته

حالا، خودکشی و حتی معاونت در خودکشی

در ایالت ماساچوست غیرقانونی نیستش

پس اینش به نفع ماست

...تو، آم فوتبال نگاه می‌کنی؟

چون که تا حالا وکیل چندتا از بازیکن‌های تیم پاتریوت هم بودم

آره پس قراره به همون خوبی‌ای که هوای اونها رو داشتم

هوای تو رو هم نگه ‌دارم

میشل، تو قانون‌مون یه چیزی هست به اسم

امتیاز وکیل-موکل

می‌دونی چیه؟

خوبه، پس اگه چیزی هست که می‌خوای بهم بگی

که شاید نخوای پدر یا مادرت بدونن

اشکالی نداره

می‌تونیم ازشون بخوایم که برن بیرون

من چیزی برای گفتن به شما ندارم

چون که اصلاً کار اشتباهی نکردم

خیلی‌خب - خدایی، گمونم تمام این‌ها -

یه سوءتفاهم بزرگه

می‌دونی، مطمئنم که هستش

میشه یه گوشی جدید برام بخرید؟

می‌تونم به لین پیام بدم ...و همه چیز رو بهش توضیح

نه، نه، نه، نه تحت هیچ شرایطی

حق نداری با لین روی حرف بزنی

نیازی نیست که اوضاع رو بیشتر از این پیچیده‌ش کنیم

در واقع، من اصلاً نمی‌خوام با کسی که

ارتباطی با این پرونده داره ارتباط داشته باشی

میفهمی چی می‌گم؟

... از همه چیز دور بمون گوشی همراه، کامپیوتر، همه چیز

پس چیکار باید بکنم؟

آه، یه کتاب بخون

[سال2012]

♪ دیگه نمی‌تونم ♪

♪ با این حس مقابله کنم ♪

♪ ولی با این حال هنوزم می‌ترسم رهاش کنم ♪

[میشل: من درست گفتم] [میشل: من بردم]

[سوزی: باشه بابا تو برررردی] [سوزی: عزیزم بدجور منو معتاد این سریال گیلی کردی]

[میشل: خخخ کاملاً به نفع خودته ]

♪ چیزی که به عنوان دوستی شروع شد ♪

♪ به چیزی قوی‌تر تبدیل شده ♪

[سوزی: خدای من خیلی خسته شدم، تا دیر وقت بیدار بودم] - [میشل: منم همینطور خداجونم رسماً یه میلیون قهوه لازم دارم الان] -

[سوزی: اووووه درضمن اون آهنگه رو برات فرستادم] - [میشل: همونی که دنبالش بودیم؟] -

[سوزی: همونیه که دنبالش بودیم] [سوزی: حال کردی هرزه خانم]

[میشل: امروز میریم بیرون؟]

♪ نمی‌تونم تو رو ♪

♪ از ذهنم خارج کنم ♪

♪ برام مهم نیست که تو تاریخ چی نوشته شده ♪

♪ تا وقتی که تو اینجا کنارم باشی ♪

♪ برام مهم نیست کی هستی ♪

♪ یا اهل کجایی ♪

♪ یا چیکار کردی ♪

♪ تا وقتی که عاشقم باشی♪

♪ اینکه کی هستی ♪

♪ که اهل کجایی ♪

♪ برام مهم هم نیستش که چیکار کردی ♪

سلام. بیا، بدش به من

خب؟

هم اتاقیم ناخن‌های پاش رو با دندوناش کوتاه می‌کنه

عه، پس خوب وفق پیدا می‌کنی

اونجا زیاد حرف می‌زنند؟

تمام کاری که کردم فقط حرف زدن بودش

هرچند دیگه حالت بهتر شده، نه؟

آره

پس شاید بتونی همینطوری ادامه‌ش بدی

چی رو؟ - حرف زدن -

...با یه روانشناس یا با

می‌دونی دیگه، با یه کسی

من حالم خوبه

...شاید

امتحان کردنش ضرری نداشته باشه

آره؟ فقط برای یه مدت کوتاه؟

خیلی برای مادرت ارزش داره

تو چی؟

همونطور که گفتم برای مادرت ارزش زیادی داره

بهش گفتم که دیگه انجامش نمی‌دم

و جدی هم گفتم

دلم برای خندت تنگ شده بودش

بالاخره برگشتی

حالم خوبه

بابا راجع به ناخن‌های هم اتاقیم بهت می‌گه

خیلی‌خب

برای شام چی می‌خوای؟

آم، هرچیزی، تا وقتی که روی به سینی نباشه

اینش رو می‌تونم از پسش بربیام

می‌رم وسایلام رو ببرم پایین

خیلی‌خب، خوش اومدی خونه

باهاش حرف زدم

می‌گه که نمی‌‌خواد دیگه پیش یه روانشناس بره

بهم گفتش که اگه لازمش داشته باشه بهم می‌گه

مطمئنم این ایده رو با اشتیاق وصف ناپذیری بهش پیشنهاد دادی

لین، می‌گم که ازش پرسیدم

!ازت خواستم که فقط یه کار رو بکنی

و من ازش پرسیدم، خیلی‌خب؟

گفتش نه

دیگه نمی‌دونم که ازم می‌خوای چیکار کنم

!ازت خواستم که فقط یه کار رو بکنی

من رفتم

سلام

سلام

میشه لطفاً دور و منم عجیب و غریب نباشی؟

اگه بهت بگم جی کول مزخرفه

بازم خودکشی می‌کنی؟

[میشل: سلام چه خبر؟] - [...کنراد: اصلاً برات] -

اصلاً برات مهمه که

چه بلایی سرم اومده؟

چه بلایی سرت اومده؟

آه، من یه دوهفته‌ای تو بیمارستان بستری بودم

چرا؟

چون که من ضعیف و حساسم

و اصلاً حتی مطمئن نیستم تو چرا ازم خوشت میاد

بخاطر روانشناسی بودش؟ - سعی کردم خودم رو بکشم -

خیلی متاسفم

من آدمی که فکر می‌کردی نیستم

باید کنارت می‌بودم

من ذهنم داغونه

نه، نیستش

میفهممت

و من کنارتم

دوستت دارم

بگیم که والدین کوکو رو بردیم جایگاه

و گذاشتیم به هیئت منصفه بگن که چه بچه خوبی بوده

که چطور برای کسب و کار خانوادگی‌شون کار می‌کردش

گواهینامه کاپیتانیش رو گرفتش

بورسیه دانشگاه فیچبرگ رو هم بدست آورده بودش

و هیئت منصفه رو قانع کنند که اون یه بچه معمولی بودش

تا که با میشل کارتر آشنا شدش

چرا که نه

چیه؟ - به نظر ناکافی می‌رسه -

آه، به نظر می‌رسه قراره که حسابی بترکونه

...آم - اهوم -

بیا یه کارآگاه بفرستیم سراغ خانواده روی

نمی‌‌خوام که لحظه آخر سوپرایزی داشته باشیم

شنیدی که خانواده کارتر جو کاتالدو رو وکیل گرفتن؟

آره ، تا به حال مقابلش قرار گرفتی؟

تا حالا نمی‌دونستم یه مرد چندبار می‌تونه از جمله

من وکیل چندتا از بازیکن‌های تیم پاتریوت هم بودم» تو هر»

مکالمه‌ای استفاده کنه

آره، خب، شاید بیش از حد پز بده ولی کودن نیستش

اونم به خوبی ما می‌دونه که

تو ماساچوست قانونی بر علیه معاونت در خودکشی وجود نداره

نگران کیفرخواستی؟

نه، دادن کیفرخواست که آسونه

ما انگیزه قتل رو لازم داریم

خب، ما پیامک‌هایی رو که

سه ورژن از میشل رو نشون می‌دن رو داریم

یکی با کوکو که تشویق می‌کنه تا خودش رو بکشه

یکی با دوستاش

که جوری وانمود می‌کنه که انگار اصلاً نگرانی‌ای تو این دنیا نداره

و یکی هم نسبت به اون یکی دوستاش که

درش راجع به دوست پسر گم‌شدش دروغ می‌گه

خب، تو که به نظر متقاعد شده نمیای

من هنوزم فکر می‌کنم که پیامک‌هایی با هدف جلب توجه

با قتل غیرعمد نسبتی ندارند

هوم. با بقیه راجع بهش حرف می‌زنیم

شام آماده‌ست - ممنونم، کوکو -

لعنت، سیدنی، متاسفم شرمنده، عزیزم

اشکالی نداره، بابا

بابای منم همیشه با اسم خواهرم منو صدا می‌زدش

به نظرم وقتشه که ماشین رو بفروشیم، بابا

کدوم ماشین؟

منظورت چیه، کدوم ماشین؟

...من و لین راجه بهش حرف - کون لق لین -

ماشین اون نیستش اصلاً حتی ماشین تو هم نیستش

محض رضای خدا اصلاً حتی ماشین کوکو هم نبودش

ماشین کوفتی منه و منم هر وقت که

دلم خواست می‌فروشمش

من نمی‌خوام دیگه این ماشین رو ببینم، بابا

چه اهمیتی داره؟

چطور دوهزاریت نمیفته؟

باید احساساتت رو بذاری کنار

فقط یه شیء‌ـه - بازم شروع شد -

عه، چی شروع شدش؟ - نمی‌دونم -

اینکه جنابعالی باز قراره که

ادای یه روشنفکر رو در بیاری

اینی که گفتی اصلاً یعنی چی؟

چی... کجا داری می‌ری؟

نمی‌تونم اینکار رو بکنم - کجا داری می‌ری؟ هی -

یالا، برگرد اینجا

و کاری که شروع کردی و تموم کن

ای‌بزدل

!لعنت

این یه سیب سبز که مورد علاقته

خدای من، ایول

با یه گاز تمومش می‌کنم

چی شده؟

من و مامانم بی‌وقفه دعوا می‌کردیم

راجع به؟

خیلی سخت‌گیر شده

دیگه نمی‌‌خواد که شب‌ها تا دیروقت بیدار بمونم و بهت پیام بدم

بهونه‌اش اینه که تو اینکار رو»

«با بقیه دوستات نمی‌کنی

مادرت اینو گفت؟

قبض تلفن رو درآورد و

به تمام تماس‌هایی که باهم دیگه داشتیم اشاره کردش

ولی تو که قرار نیست دیگه باهام حرف نزنی، نه؟

معلومه که نه بیخیال

پس هنوزم قراره بعد از تمرین بریم بیرون؟

یعنی، دلم می‌خوادها

فقط باید اول با مامانم هماهنگ کنم

فقط یه درپوش باید بریزی

وگرنه بوی خوشبو کننده می‌گیری

بعدش هم باید سفیدها رو از رنگی‌ها جدا کنی

وگرنه این تیشرت این یکی رو صورتی می‌کنه

مامان، دارمش

نمی‌دونم چطور به همچین چیزی گوش می‌دی

مثل شعره ...کلماتش فقط

سلیس‌ـه

زبونت موقع خوندنش پیچ نمی‌خوره

کسی هم نمی‌تونه حدس بزنه

حرف بعدیت چیه

شاید بتونی برام یه نوار ازشون ضبط کنی

خدای من، یه نوار، یه نوار؟

‫مامان، مگه دهه نوده؟

‫واست یه پلی‌لیست درست می‌کنم

‫داروها دارن اثر می‌کنن

‫فقط یه جعبه دیگه، بعدش دیگه تمومه

‫میشل کارتر: «پیاما رو پاک کردی؟»

‫کنراد روی: «آره ولی نباید ‫پیام دادنت رو قطع کنی»

‫میشل کارتر: «نه، تا وقتی ‫که نرفتی تو ماشین

‫و ژنراتور رو روشن نکردی، ‫نمی‌خوابم»

‫آقای کاتالدو، این پیام‌ها ‫رو موکل‌تون فرستاده

‫درست توی کیفرخواسته

‫معاونت در خودکشی، تو ‫ ایالت ماساچوست جرم نیست

‫بله،‌ ولی اون همکاری نکرده

‫این نقشه رو طراحی کرده. ‫این قتل غیرعمده

‫بعداً معلوم میشه

‫می‌ذاریم واسه روز دادگاه. ‫واسه وثیقه اومدیم اینجا

‫- ۲۵۰۰ دلار پول نقد ‫- قبوله

‫گوشی، اینترنت و شبکه مجازی ممنوعه

‫اینترنت قبوله، ولی موکلم باید بتونه ‫ با بستگان درجه یکش تماس بگیره

‫- هیچ سابقه‌ای نداره ‫- قبوله

‫- خیلی خب ‫- فردا می‌بینمتون

‫صبح زود

‫یه هیئت عالی منصفه، میشل رو ‫به قتل غیرعمد ناخواسته متهم کرده

‫تو گفتی که چیز خاصی نیست. ‫کاری نمی‌تونن بکنن

‫حالا میگی که متهم به قتل شده؟

‫قتل نه، قتل غیر‌عمد

‫خیلی‌خب، قتل غیر‌عمد

‫آره، فرق دارن

‫حتی یه دادستان معمولی ‫هم می‌تونه مثل آب خوردن

‫واسه این پرونده کیفرخواست قطعی صادر کنه

‫هیئت عالی منصفه فقط به ‫طرف دادستانی گوش می‌کنه

‫من هم اونجا نیستم که از تو دفاع کنم ‫و از طرف تو حرف بزنم

‫پس بذار خودم از طرف خودم حرف بزنم

‫- یه نسخه بهمون میدی؟ ‫- آره، آره

‫مطمئن شو قبل این که برن ‫یه نسخه به دست‌شون برسه

‫میشل باید فردا خودش رو

‫- به پلیس تحویل بده ‫- چی؟

‫- من که کار اشتباهی نکردم ‫- زودی آزادت می‌کنن

‫زودی آزادت می‌کنن

‫- خدایا ‫- وایسا ببینم

‫خب... حالا اگه محکوم بشه

‫مجازاتش چقدره؟

‫همچین اتهامی؟

‫حداکثر ۲۰ سال

‫- ۲۰ سال؟ ‫- خیلی مسخرس

‫این اتفاق نمیفته

‫- اون فقط... ‫- آقای کاتالدو!

‫- اتفاق نمیفته ‫- اتفاق نمیفته...

‫اگه من اونجا بودم... ‫این هیئت عالی منصفس

‫با دادگاه رفتن، زمین تا آسمون فرق داره

‫- تو بهمون قول دادی... ‫- اون فقط یه بچس!

‫فقط بذارین...

‫فقط بذارین خودم از طرف خودم حرف بزنم

‫ام...

‫یه سوال ازت دارم

‫ام...

‫مبنای پرونده برای دادستان

‫پیامیه که تو واسه دوستت فرستادی

‫پیامی که نشون میده تو ‫جرمت رو قبول کردی

‫میشل، وقتی که شب مرگ کنراد

‫با گوشی داشتی باهاش حرف می‌زدی

‫بهش گفتی... که برگرده تو ماشین؟

‫«ســـــلام، اگه دیشب پیام دادین و واسه مهمونی ‫ دعوتم کردین، بدونین که پیام برام نیومده»

‫«قضیش مفصله ولی هنوز گوشیم رو ‫پس ندادن و نمی‌تونم به هیشکی پیام بدم»

‫[کیتی ری‌بورن]

‫[کیتی ری‌بورن کیست؟]

‫با کامپیوترم چه کار داری می‌کنی؟

‫فقط...

‫نباید از کامپیوتر استفاده کنی

‫- مامان بابا گفتن ‫- فقط پنج دقیقه دیگه

‫که چه کار کنی؟ ناتالی و کیسی رو

‫که حتی ازت خوش‌شون هم نمیاد اذیت کنی؟

‫♪ Can't Fight This Feeling ‫by REO Speedwagon ♪

‫♪ دیگه نمی‌تونم با این احساس بجنگم ♪

‫♪ با این همه، هنوز می‌ترسم ♪

‫♪ که رهاش کنم ♪

‫♪ چیزی که بعنوان دوستی شروع شد ♪

‫♪ قوی‌تر شده ♪

‫♪ کاش این قدرت رو داشتم که نشونش بدم ♪

‫♪ حتی با این که سرگردونم، ‫تو رو پیش چشمام میارم ♪

‫♪ تو مثل یه شمع پشت پنجره ♪

‫♪ تو یه شب زمستونی تاریک و سردی ♪

‫♪ و من دارم از چیزی که فکر می‌کردم ♪

‫♪ نزدیک‌تر میشم ♪

‫♪ چون دیگه نمی‌تونم با این احساس بجنگم ♪

‫♪ اون چیزی رو که جنگ رو به‌خاطرش ‫شروع کردم، به یاد نمیارم ♪

‫♪ وقتش رسیده که این کشتی رو به ساحل بیاریم ♪

‫♪ و پاروها رو دور بندازیم ♪

‫♪ دیگه نمی‌تونم با این احساس بجنگم ♪

‫♪ از وقتی که دیدمت، زندگیم ‫مثل یه گردباد شده ♪

‫♪ همش توی ذهنم می‌چرخم ♪

‫♪ و دختر، انگار همیشه ‫دارم دنبالت می‌کنم ♪

‫♪ چون من رو جاهایی بردی ♪

‫♪ که به تنهایی هیچوقت نمی‌تونم پیداشون کنم ♪

‫♪ حتی با این که سرگردونم ♪

‫♪ تو رو پیش چشمام میارم ♪

‫♪ تو مثل یه شمع پشت پنجره ♪

‫♪ تو یه شب زمستونی تاریک و سردی ♪

‫♪ و من دارم از چیزی که فکر می‌کردم ♪

‫♪ نزدیک‌تر میشم ♪

‫♪ و دیگه نمی‌تونم با این احساس بجنگم ♪

‫♪ اون چیزی رو که جنگ رو به‌خاطرش ‫شروع کردم، به یاد نمیارم ♪

‫♪ حتی اگه مجبور باشم روی زمین بخزم ♪

‫♪ و بخورم به در اتاقت ♪

‫♪ عزیزم نمی‌تونم با این احساس بجنگم ♪

‫♪ دیگه نمی‌تونم با این احساس بجنگم ♪

‫میشل؟

‫روبه‌راهی؟

‫آره

‫اومدیم اینجا چی کار؟

‫اومدم روغن ماشین رو عوض کنم. ‫خودت چی فکر می‌کنی؟

‫من باید چه کار کنم؟

‫به همه‌چیزایی که درموردش ‫حرف نمی‌زنیم فکر کن

‫چیزایی که حرف زدن درموردشون خیلی سخته

‫به مامان گفتم نمی‌خوام ‫برم پیش روانپزشک

‫اشکالی نداره

‫ولی یه چیزی لازم داری

‫چون کاری که داری می‌کنی ‫جواب نمیده

‫همه‌مون می‌خوایم حالت ‫بهتر باشه کوکو

‫زندگی خیلی سخته

‫باید یه چیزی پیدا کنی ‫که خوشحالت می‌کنه

‫یعنی میگی که من هدف ندارم؟

‫همه هدف دارن کوکو

‫فقط باید بفهمی که هدفت چه کوفتیه

‫چون وقتی بفهمی،

‫همه‌چیز معلوم میشه

‫همه مشکلات...

‫از بین میرن

‫آره

‫آره

‫«هی، برگرد»

‫«زندگی من یه شوخیه»

‫اینجام

‫چرا زندگیت یه شوخیه؟

‫نمی‌دونم

‫فکر می‌کنم به هم ریختس

‫اصلاً هم به هم ریخته نیست

‫نمی‌دونی دارم به چی فکر می‌کنم

‫خب بهم بگو

‫فهمیدم اونطوری که فکر می‌کردم

‫کارم خیلی خوب نیست

‫دیگه نمی‌تونم مخفیش کنم. نمی‌تونم...

‫نمی‌تونم وانمود کنم همه‌چیز مرتبه

‫همه‌چی مرتب نیست

‫و از وقتی که با تو حرف می‌زنم بدتر هم شده

‫من اوضاع رو برات بدتر می‌کنم؟

‫نه، نه، نه

‫نه، منظورم با..

‫خودم بود، توی سرم

‫ترسیدم

‫فکر کردم منظورت اینه که ‫من اوضاع رو بدتر می‌کردم

‫آخه دارم سعیم رو می‌کنم ‫که آدم بهتری بشم

‫تو فکر اینم که گواهی‌نامه ‫کاپیتانیم رو بگیرم

‫سعی می‌کنم که فقط رو آینده تمرکز کنم

‫یه کاری واسه خودم بکنم

‫ولی... بی‌فایدس

‫می‌دونی چیه؟ حق با توئه

‫کارت خوب نیست

‫کارت از خوب هم بهتره

‫تو جزو بهترین آدمایی هستی که تاحالا دیدم

‫تو خاصی، کنراد

‫کاش اونطوری که من تو رو می‌دیدم ‫خودت رو می‌دیدی

‫من لیاقت تو رو ندارم

‫معلومه که لیاقتم رو داری

‫لیاقت بهترین چیزا رو داری

‫دوسِت دارم میشل

‫دوباره کنراد؟

‫آره

‫وایسا

‫گفت که دوسِت داره؟

‫بهش گفتی که دوستش داری؟

‫آره

‫چرا؟

‫خب ما به همدیگه میگیم

‫این فرق می‌کنه

‫آخه کنراد رو نمی‌دونم

‫آخه...

‫یه حسی درموردش دارم

‫نه مثل حسی که درمورد تو دارم، ‫ولی یه حسی هست

‫من رو درک می‌کنه

‫مثل تو، واسه همین...

‫فقط... گیج‌کننده میشه

‫بنظرت آدم می‌تونه همزمان ‫عاشق دونفر باشه؟

‫سوزی، بسه. دیره دیگه

‫باید بری بخوابی

‫میشل، زنگ بزن به مامانت. ‫باید بیاد دنبالت

‫همین حالا

‫پیاده میرم

‫«واقعاً ببخشید»

‫«واسه تو درستش کردم. ‫دلم برات تنگ شده»

‫سلام

‫اینجا چه کار می‌کنی؟

‫فقط می‌خواستم ببینم حالت چطوره

‫هزاربار بهت زنگ زدم و پیام دادم

‫مامانم گوشیم رو گرفته

‫نمی‌خواد دیگه باهات حرف بزنم

‫چرا؟

‫پیام‌هامون رو خونده

‫همه پیامای فیس‌بوکم رو خونده

‫همه چی رو

‫خب؟

‫فکر می‌کنه که عاشقمی

‫خب... نیستم

‫من به دخترا علاقه ندارم میشل

‫به تو علاقه ندارم

‫باید فراموشم کنی

‫سوزی، وایسا

‫حال سوزی خوبه؟

‫آره، سرما خورده

‫هروقت که حکم مجرم بودنش رو گرفتیم جشن میگیرم

‫به این میگی جشن؟

‫باید یه پرونده پیدا کنم

‫که متهم به دلیل معاونت در خودکشی

‫گناه‌کار شناخته بشه،‌ بدون این که خودش...

‫خودش حاضر باشه

‫یه چندتا پرونده پیدا کردم

‫مردم دربرابر کمپل

‫طرف دوست‌دخترش رو وادار می‌کنه ‫که به خودش شلیک کنه

‫با این که خودش دستش هم به تفنگ نخورده

‫- افتاد هلفدونی ‫- عالیه

‫از دست دادن یه بچه غیرقابل تصوره

‫بعدش هم بتونی تقصیرش ‫رو بندازی گردن یه نفر؟

‫این کاریه که می‌کنیم؟ ‫تقصیر رو می‌ندازیم گردنش؟

‫آره، این کاریه که می‌کنیم

‫نظر دیگه‌ای داری؟

‫نمی‌خوام سرت رو شیره بمالم

‫درست کردن سابقه واسه یه نفر ‫اتفاقی نیست که زیاد

‫و با دلیل موجه بیفته

‫می‌دونم که خودت هم خبر داری،

‫ولی بعد این پرونده خیلی چیزا تو خطر میفته

‫نه بابا، فقط شغلم

‫و آینده یه دختر ۱۸ ساله

‫و امید خودش و خونوادش

‫به همین راحتی

‫شب‌تون بخیر خانما. یه چیزی پیدا کردم

‫تو سال ۲۰۱۳، کنراد جونیور و پسرش

‫با هم دعوا می‌کنن

‫کنراد سوم بی‌هوش میشه ‫و می‌برنش بیمارستان

‫پلیس باباش رو می‌گیره ‫و به دستور دادگاه

‫باید تو جلسات مشاوره شرکت ‫می‌کرده که تکمیلش نکرده

‫به‌خاطر این قضیه الان آزادی مشروطه

‫این مال چند ماه قبل از خودکشی کنراده

‫اگه جای کاتالدو بودم، همین الان

‫انگیزه کنراد واسه خودکشی رو می‌فهمیدم

‫و تقصیر میشل کارتر هم نیست

‫هیئت منصفه نباید این رو ببینه

‫فک کنم امسال ساکس قهرمان شه

‫شرط می‌بندی؟

‫۵۰ دلار روی ساکس

‫- پول رو نشون بده ‫- تو خونس

‫آهان. باشه

‫چک هم تو صندوق پسته

‫خب جاخالیاش رو ببین

‫پیرمرد رو خوب اومدی

‫بیا، بیا

‫بیا، بیا دیگه

‫بیا دنبالم

‫کجا داریم می‌ریم؟

‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

‫چیو؟

‫می‌دونی سورپرایز چیه؟

‫این...

‫مال منه؟

‫آره

‫مال خودته

‫برو سوار این سگ مصب بشو دیگه

‫- برو ‫- ممنون

‫برو

‫میشل: «برنامت چیه؟»

‫«کالی»

‫«سالی»

‫«نه، منظورم اینه که دارم میرم کالیفرنیا»

‫«منم با خودت ببر»

‫جدیم‌ها

‫منم همینطور

‫عاشقشم

‫می‌تونیم از نو شروع کنیم

‫بالاخره خوشحال باشیم

‫یه خونه بخریم

‫من هم گواهی‌نامه کاپیتانیم رو بگیرم

‫می‌تونم روی کشتیا کار پیدا کنم

‫ولی کشتی خودم، نه کشتی خونوادم

‫الان هیچی پول ندارم

‫ولی یه شغل توپ پیدا می‌کنم

‫تا بتونیم زودتر خونه رو بخریم

‫مردم اونجا خیلی آرومن

‫همه فرق دارن

‫دوستایی پیدا می‌کنیم که واقعاً دوستشون داریم

‫و درکمون می‌کنن

‫- و دور دنیا سفر می‌کنیم؟ ‫- و ازدواج می‌کنیم؟

‫همم. شاید

‫و بچه دار میشیم؟

‫من پنج‌تا بچه می‌خوام

‫دقیق بگم، پنج‌تا بچه

‫چه خوش‌اشتها. باید تمرین کنیم

‫خیلی تمرین کنیم

‫و کنار همدیگه پیر بشیم

‫تا وقتی که مثل کیشمیش بشیم

‫دوسِت دارم

‫تو هم بگو

‫دوسِت دارم

‫بچرخ به سمت چپ

‫حالا سمت راست

‫بچرخ سمت من

‫چونه‌ت رو بده بالا. ‫چشما جلو

مترجمین: علی مستر و محمد علی Ali_Master & mmli_sm

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.