All language subtitles for The.Girl.from.Plainville.S01E03.WEB.Digimoviez

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish Download
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

...آنچه در«دختری از پلین‌ویل» گذشت

باید اولین کلمه‌ای که به ذهنت میاد رو بگی

یه بازی با کلماته

دیزنی - پرنسس -

خوشگل

در ساعت 6:25 دقیقه پسره بهش می‌گه که تقریباً دیگه رسیدم

«و دختره می‌گه، «باشه و بعدش سه ساعت دیگه می‌گه

لطفاً جوابمو بده» ترسیدم

«فکر کردم که واقعاً انجامش دادی

پس چی می‌خوای؟

حکم ضبط گوشیش

یه چیزی که بتونه قصدی

تناقضی یا حتی لاپوشونی‌ای رو ثابت کنه نشونم بده

بعدش یه کاریش می‌کنیم

آره، وقتی که گم شده بود خیلی ترسید

گم شده بود؟

بله، اون حدود سه روز گم شده بود

همش بهمون پیامک میزد

پای تلفن داشتم باهاش حرف می‌زدم و از ماشین] [پیاده شد چون داشت جواب می‌داد و اون ترسید

[و من بهش گفتم برگرد تو ماشین]

در حالی که این برنامه بر اساس رویدادهای واقعی است، بخش‌های خاصی از آن صرفاً برای اهداف نمایشی ساخته شده‌اند و منعکس کننده هیچ شخص یا نهاد واقعی نیستند

ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

مترجمین: محمدعلی و علی مستر mmli_sm & Ali_Master

این که سرد شده

دیگه نه

ها

ری‌بورن، ساتر می‌خواد بری دفترش

صبح‌بخیر، قربان گوردون

کیتی نظرت راجع به این چیه؟

گوردون، بهش توضیح بده

خیلی‌خب، میشل کارتر، یه دختربچه 17 ساله

برای سه روز به دوست‌هاش پیام می‌ده که

دوست پسرش‌ گمشده و شایدم مرده

کسی نمی‌تونه پیداش کنه اونم ترس برش داشته

ولی موضوع اینه که، اصلاً اینطور نیستش - چی چه‌طور نیستش؟ -

گم‌نشده - خب پس کجا بوده؟ -

سه روز بیشتر تو خونه‌شون می‌مونه

بعد از سه روز چی می‌شه؟

پسره خودش رو می‌کشه

ولی این دختره می‌دونسته که پسره گم‌نشده و زنده‌ست

تمام این مدت باهاش در تماس بوده

فکرمی‌کنی اون خبر داشته که پسره قراره خودش رو بکشه؟

،راجع بهش باهم دیگه برای ماه‌ها هفته‌ها، روزها و ساعت‌ها اس‌ام‌اس می‌دادن

درست تا روزی که واقعاً خودش رو کشتش

دختره بهش می‌گفته که اینکار رو بکنه

تشویقش می‌کرده

باهاش حرف زدی؟

با دوستاش حرف زدم

ببین، داستانش ضد و نقیض‌ـه

فکرکنم با یه اتهام قتل عمد روبرو هستیم

این پسره سابقه افسردگی هم داره

سال‌ها قرص‌های ضدافسردگی مصرف کرده، بیمارستان بستری شده

دو سال پیش هم یه بطری پر از تیلنول خورده

...خدایی، گوردون - وقتی که پیامک‌هایی رو که -

بین این دوتا رد و بدل شده بخونی خودت می‌فهمی

درضمن، پرینت تلفنش رو هم از

مادر پسره گرفتم و فقط دوتا تماس بین

اون دوتا از اون شب وجود داره

آره، خب. حتی اگه یه حکم هم برات بگیرم

بهت یه رونوشت از

محتویات تماسشون رو نمی‌دن

آره، ولی باید ارتباطات بیشتری هم

بینشون وجود داشته باشه

و تنها راهی که می‌تونم به دستش بیارم

اینه که گوشیش بیفته دستم

چه انگیزه‌ای ممکنه داشته باشه

که بخواد پسره خودش رو بکشه؟

منم می‌خوام همین رو بفهمم

...هوم

باشه، برات یه حکم می‌گیرم

ولی دیگه نیای سراغم

اگه چیزی دسگیرت نشد

قابلت رو هم نداره

ممنونم

[دختری از پلین‌ویل]

سلام

سلام

عه، من با یه دوست قرار دارم

آه، نَت، بعداً بهت پیام می‌دم - خیلی‌خب، بای -

بای، کیسی - بای -

...خب شما دارید - ... خب، حالت چطوره؟ -

عه، شرمنده، شرمنده. اول تو بگو

آره، نه، می‌خواستم فقط، آه

بپرسم که حالت چطوره

می‌دونی، بد... بدک نیستم

خوابیدن برام سخته

شبا رسماً تایم من و کنراد بودش

لطف می‌کنی که می‌پرسی

حالا که فاندریزر دیگه تموم شده

دارم سعی می‌کنم بفهمم باید دیگه چیکار کنم

برای کنراد منظورمه

مثلا، دارم سعی می‌کنم که حامی خانواده‌اش باشم

کنار مادرش باشم

آم... خب می‌دونی اون پیامی که برام فرستادی

کدوم پیام؟

راجع به اون شب؟

عه، آره

نمی‌دونم چرا همچین چیزی گفتم

...آم

همه‌چیز مربوط به کنراد واقعاً پیچیده بودش

مشخصاً

آم، اون خیلی ناراحت بودش

و حسش رو نداشت که بخواد با کسی حرف بزنه

به‌جزء من، البته

آره، منظورم اینه حتماً تحملش برات سخت بوده

که ایرادی نداشت، می‌دونی؟

...معلومه، چون که دوستش داشتم، و

ولی ای‌کاش خانواده‌ش می‌دونستند

که من همیشه کنارشون هستم

که می‌تونند حرف دلشون رو بهم بگن

ولی همچنین ای‌کاش کسی بود

که به حال دل منم اهمیت می‌داد

...می‌دونی، اینکه کسی - ...خب، برای من مهمه -

...بخواد بپرسه اوضاعم چطوره

میشل - یا که حالم چطوره -

میشل، بسه

دارم می‌پرسم که حالت خوبه یا نه

درسته

...البته که، می‌دونم، من

متاسفم، خیلی متاسفم

نه لازم نیست متاسف باشی

...من فقط - آره -

می‌دونم - خیلی‌خب -

حق باتوئه. متاسفم

نه

تو دوست خیلی خوبی هستی، ناتالی

ممنونم که اینجا پیشم هستی

[سال 2012]

چیه؟ کاری نکردم

!خیلی هم کردی خدای من، بیخیال، نت

حقیقت نداره

شب جشن فارغ التحصیلی دنی؟

خیلی‌خب، آره، باشه

!آره - خیلی‌خب، باشه، بادم رفتش

خیلی‌خب، باشه، نفر بعدی منم

...آم، من تا به حال هرگز

تو ساحل سکس نداشتم

آم، جان، چی گفتی؟ - چی؟ -

خب، سکس نبودش پس راستش، بیخیال

نه، نه، نه، نه، نه خودت یه انگشت آوردی پایین

باید داستانش رو بگی یالا

منتظریم

یه یارویی بودش که چندماه پیش

تو فلوریدا دیدمش

ما، می‌دونید دیگه، اللی تللی کردیم

جزئیات رو بگو، هرزه خانم

فقط، مثلاً لب رفتید؟ یا رفتی رو یارو؟

اون افتاد روی تو؟ - کیسی -

آره، اون اومد رو من

خدای من

چطور تا حالا داستانش رو نگفتی؟ - میشل -

شاید چون که می‌دونست تو قراره ازش بیست سئوالی بپرسی

عه، دیگه رسماً این تو داره داغ می‌شه

ناتالی، بریم یه دور بزنیم؟ - آره -

تو هم میایی؟

ردیفم - من می‌ذارم پسرها بیان سراغم -

تا حالا هرگز نخواستم که جزئی از اون اکیپ باشم

...می‌دونی، اون‌ها فقط

عه، باورم کن، می‌دونم

منم تو مدرسه همچین رفقایی دارم

همه همیشه نگرانن که نکنه

پسرها باهامون بد رفتاری کنن

در عین حال، ماهم اینجاییم داریم موی هم دیگه رو می‌کنیم

دخترها بدترین موجودن

بعضی دخترها آره

کم مونده بود نیام به این سفر

و مسابقات بین المللی سافتبال

جام کانادا رو از دست بدی؟

الان دیگه خوشحالی که اومدی، مگه نه؟

آره

آره، خوشحالم

منم همینطور

خب، در مورد این رسوایی ساحل بیشتر بهم بگو

خدای من، اصلاً هم همچین چیزی نبودش

آره، آره

ما چندباری پیام دادیم به هم ولی یه‌جورایی بعدش ناپدید شدش

تا حالا هرگز تو رو به یه مهمونی دخترونه با خودم دعوت نکردم

عزیزم، من پر از کلی سوپرایزم

تموم شدی؟

نه، قربان

به هرحال آخرین سفرت برای امسال هستش تا یه مدت، نه؟

حالت خوبه؟

منظورم امسال اینجا بودنه؟ اوقات خوبی داشتی؟

آره - خوبه -

می‌دونی، برگشتن به مدرسه

برگشتن به پیش مادرت

...بعد از این همه سفرهای طولانی

ممکنه، اولش یه‌کم مشکل باشه

ولی بهش عادت می‌کنی

آره؟

خیلی‌خب، برگرد سرکارت - بله، قربان

♪ هیچ شونه‌ای ندارم♪

♪ طناب رو بکش، طناب رو بکش ♪

♪ مواهشون رو با ماهی روغن شونه می‌کنند ♪

♪ می‌ذاره می‌ره به سمت دبیرستانش ♪

♪ طناب رو بکش، هی، سرو صدا راه بندازید ♪

♪ که کنراد ما داره می‌ره دبیرستانش ♪

!ایناهاش

اینم از پسر ماتاپویست

از سفر آخرت لذت می‌بری؟ - ای -

خیلی‌خب، بچه‌ها، بیخیال

مهمونی تمومه هنوزم سرکاریدها

نمی‌خوام زنگ بزنم به زناتون و

توضیح بدم که چرا رو اسکله من از حال رفتید

تو، آبجو رو بذار زمین، یالا

این تنبل‌خان رو ببین

طناب رو بپیچش، یالا

خیلی‌خب، برگردید سرکار، بچه‌ها

[میشل کارتر: سلام لین حالت چطوره؟]

خدای من

هولی

!لعنتی، ولش کن

!ولش کن

برو تو

اما داوود تسلیم نشد

روزه نگرفت و نگریست

ایستاد، استحمام کرد

و طعام کرد چرا که به پرودگار ایمان داشت

...و حضرت داوود می‌فرمایند

من به سوی او خواهم رفت»

«ولی او به‌سوی من بر نخواهد گشت

چون می‌دانست که باری دیگر در بهشت

دیدار خواهند کرد

تلفن کوفتی رو بذار یه کنار

ما ایمان خود را چنان اعلام ...می‌کنیم که می‌گوییم «ایمان دارم

تو چه فکری؟ - چی؟ -

همون همیشگی؟

آه، آره

بفرماید

چندتا ساندویچ می‌خواید؟

نمی‌دونم چرا اصلاً منو رو نگاه می‌کنم

ممنون

ممنون

تو قایق باهم رسمی حرف می‌زنید؟

نه اگه مجبور نباشیم

عه، بیخیال شو بابا

!وهو

خوشحالم که برگشتی دلم برات تنگ شده بود

فقط یه سفر سه هفته‌ای بودش

آره، خب، گاهاً سه هفته حس یه عمر رو داره

حالا دیگه واقعاً برگشتی و برای همیشه خونه‌ای

فعلاً، گمونم

چطور بودش؟ خوش گذشتش؟

همچین هم خوشگذرونی نبودش

می‌دونی، کار بودش دیگه

و میونه‌ات با بابات چطور بودش؟ همه‌چیز روبراه بودش؟

آره

بفرما

بفرما

ممنون - ممنون -

خیلی‌خب، نوش جان

ببین، من عصبانی یا چیزی نیستم

ولی باید راجع به چیزی حرف بزنیم

خیلی‌خب

یه‌کم ماریجونا تو اتاقت پیدا کردم

راجع بهش حرف زدیم من از این چیزها تو خونه نمی‌‌خوام

مخصوصاً دوربر خواهرهات

اگه دوباره پیداشون کنم به مشکل می‌خوریم

تو برادر بزرگشونی

وظیفه توئه که براشون یه الگو مناسب باشی

چیه؟

هیچی حق داری. می‌فهمم چی می‌گی

دیگه‌ مواد بی‌مواد

قسم انگشتی می‌خوری؟

چیه؟

این‌بار حتی غر هم نمی‌زنی؟

میشل

من کارآگاه گوردون هستم

آه، فقط می‌خوام چندتا سئوال ازت بپرسم

تو، آه، 18 سالته دیگه، درسته؟

آره - صحیح -

پس، آه، می‌تونی تنهایی باهام حرف بزنی

بیا

خب دلیلی که من به اینجا اومدم اینه که

دارم مرگ ناگوار کنراد روی رو بررسی می‌کنم

اون، آم... اون فاندریزی که براش اجرا کردی

کار خوبی بودش

فهمیدیم که کارهای زیادی برای

کمک به کنراد و خانواده‌ش کردی

آره - آره -

ما به این نتیجه رسیدیم که تو

احتمالاً باهاش ارتباط زیادی داشتی

آره

شاید حتی تا نزدیکی زمانی که

احتمالاً ارتباطش رو با همه قطع کرده بود هم ارتباط داشتید، نه؟

...آم

آره

اون روز باهاش ارتباط داشتی؟

درست قبل اینکه فوت کنه؟

گمون نکنم

بهت گفته که قراره همچین کاری کنه

یا همچین چیزی؟

یه مدتی راجع بهش حرف می‌زدش

بهم گفتش که کسی نمی‌تونه کمکش کنه، و

اون شب هم حرف می‌زدیم

و تلفنش یهو دیگه قطع شدش

ولی زیاد بهش فکر نکردم

خیلی‌خب

اون تلفن توئه؟

آره - آره -

خیلی‌خب، آم

من برای ضبط این گوشی حکم دارم

صبرکن، داری تلفنم رو می‌بری؟

آره

من تا خونه‌ت می‌رسونمت

و قراره که کامپیوتر

و هر نوع دستگاهی رو که

ممکنه به اینترنت وصل بشه رو توقیف کنم

هوم - متوجهی؟ -

هوم

خیلی‌خب باید باهام بیایی

فکر کنم حق دارم که بدونم چرا دخترم رو

!یه ماشین پلیس به خونه همراهی کرده

صدات رو بیار پایین، بابا، خواهش می‌کنم

من دوست دختر کنرادم

معلومه که می‌خوان باهام حرف بزنند

دنبال جواب می‌گردن

چه جوابی ممکنه که بخوای به پلیس‌ها بدی؟

اون‌ها، یه حکم داشتن، میشل

اون با کس دیگه‌ای هم حرف نمی‌زدش

من تنها کسی‌ام که می‌دونه اون چرا خودش رو کشته

خب، چرا خودش رو کشتش؟

اون برای این دنیا خیلی باهوش و فروزان بودش

اون ستاره من بودش و خیلی زود ترکم کردش

از سریال گیلی نقل و قول کردی؟ (مجموعه تلویزیونی موزیکال-کمدی-درام آمریکایی)

سرت به کار خودت باشه، هیدن

!هی، حواست باشه چی می‌گی

باورم نمی‌شه شماها اینجوری بهم هجوم میارید

اونم بعد از کلی ماجرا که از سر گذروندم

!تنهام بذارید

!میشل

♪ شــــــب ♪

خیلی خنگی

من همینم که هستم

باورم نمی‌شه تا حالا اینو ندیدی

آه، هیچوقت ازش خوشم نیومدش

پس اون‌ها زوج اصلی سریال هستن

ریچل و فین - هوم -

‫تو دنیای واقعی با هم کات کردن

‫می‌خوان ولی نمی‌تونن

‫لازمه همه سریالای تلویزیونی

‫این دو نفر هم باهمن؟

‫آره... البته هنوز نه

‫به‌عنوان دوست شروع می‌کنن... دوستای صمیمی

‫و آخرش میرن تو رابطه

‫عالیه

‫تعجب می‌کنم که سریال ‫تا اینجا پیش رفته

‫زوج فوق‌العاده‌این

‫خیلی همدیگه رو دوست دارن

‫دردسرای خودشون رو دارن ولی...

‫آخرش همیشه کنار همدیگن

‫کاملاً باوفان

‫دوستای تو لاشین

‫لایق تو نیستن

‫آره، می‌دونم. فقط...

‫دوست دارم یه روزی برسه

‫که نگران این نباشم ‫کی داره دعوا می‌کنه

‫کی حرف نمی‌زنه و از این مزخرفا

‫نمی‌تونم هیچوقت... کنارشون باشم

‫می‌دونی؟

‫خب می‌تونی با من باشی

‫می‌دونستی که؟

‫معلومه

‫تموم شد

‫دوستش داری؟

‫عاشقشم. میشه ببندیش دور دستم؟

‫چطوره؟

‫خیلی تنگه؟

‫نه

‫سوزی، وقت شامه

‫مامان میشل نیومده؟

‫چرا،‌ داره میاد، آره؟

‫الان چک می‌کنم

‫هی، چه‌خبر پسر؟

‫بیا...

‫کصخل کیری

‫اخبار کیمیه رو شنیدی؟

‫هی، چه‌خبر پسر؟

‫فرهنگ عامّه. فرهنگ عامّه

‫خبرای جاری

‫دانش. دانش

‫♪ تاحالا من رو ندیدی که وایسم ♪

‫داوشم رابی!

‫هی، هی، کوکو اومده. ‫خوش برگشتی رفیق

‫چه خبر پسر؟

‫اخبار کیمیه رو شنیدی؟

‫- سلام، ماهونی ‫- چه‌خبر؟

‫- شرمنده، چی گفتی؟ ‫- کیمیه

‫- سلام، رابی ‫- سلام، کلارا

‫- خدافظ رابی ‫- خدافظ کارلا

‫داداش، این دختره اسکله

‫آره

‫ازش بترش. خیلی خیلی ازش بترس

‫- چه خبر ماهونی؟ ‫- خوبی اوکانر؟

‫- بعداً بریم راه بریم؟ ‫- آره حتماً. میریم

‫شرمنده، چی گفتی؟

‫- طوری نیست ‫- رابی

‫فکر کردم گفتی اسکله

‫دقیقاً. فعلا

‫کلیر بالاخره استعفا داد

‫ترسوندیش خب

‫فقط سه سال طول کشید

‫- پسرم برگشته ‫- ایناهاشش

‫نگاه کن پسر خوشتیپم رو

‫بعضیا عجب بوی الکلی میدن

‫والا خودتون هم که معلومه ‫شراب شاردونه رو زدین تو رگ

‫ها؟ اون‌وقت به من می‌پره

‫میشه اون قضیه رو بهش بگم؟

‫آره

‫سر شیفتم بودم

‫این هفته بخش فوریتم

‫واسه همین هفته مزخرفیه

‫و یه یاروی لاغر و نگران اومد بیمارستان

‫گفت دلش درد می‌کنه ولی ‫دلیلش رو نمی‌گفت

‫ولی خب معلوم بود راه رفتنش یه‌جوریه

‫بعدش رفتیم ازش عکس بگیریم

‫دکتر عکسا رو گذاشت ببینیم

‫و... تحویل بگیر

‫فرچه دستشویی بود

‫کجا؟

‫تو کونش

‫دروغ میگی

‫کلی سوال به ذهنم می‌رسه

‫مثل دودکش‌ پاک‌کنا

‫بس کن

‫ایناهاشش

‫سلام، کنراد

‫بالاخره زبون باز کرد

‫من؟ من که همینجا بودم

‫داری چه کار می‌کنی؟

‫بسکتبال بازی می‌کنم

‫خودت چه کار می‌کنی؟

‫تو چی فکر می‌کنی؟

‫- حالت چطوره؟ ‫- هعی

‫برگشتم مدرسه

‫تو یه کلاس دیگم

‫به‌خاطر این که یه سال نرفتم

‫برگشتم خونه مامانم

‫عجیبه. چی بگم والا

‫تعریف کن

‫انگار مغزم یه جور دیگه شده

‫تو کشتی کسایی هستن که همسن بابامن

‫و منم یاد گرفتم که چطوری باهاشون حرف بزنم

‫ولی حالا دیگه نمی‌دونم ‫چطوری باید بچه باشم

‫واسه اینه که تو یه ‫باطن پیر داری، کنراد

‫تو کشتی همه چی با عقل جور در میومد

‫هرروز می‌دونستم دارم چه کار می‌کنم

‫هیچوقت اینطوری نمیشد که

‫ندونی چه اتفاقی قراره بیفته

‫مثل یه چک لیست

‫- دقیقاً ‫- خیلی خوبه که

‫کاش منم یکی داشتم

‫ولی واسه مدرسه و دوستا و اینا

‫آره

‫اگه واسه زندگی یه چک لیست داشتی چی؟

‫مثلاً یه کاری رو می‌کردی

‫بعدش می‌رفتی سراغ بعدی، ‫همه چیز راحت میشد

‫تیک، تیک، تیک

‫منم همین رو میگم

‫توی آب، نظم هست

‫آرامش هست

‫چون می‌دونی قراره چه اتفاقی بیفته

‫حتی اگه توفانی چیزی بشه

‫کشتیا ساده‌ان...

‫ولی پیچیده‌ان

‫دست‌سازن

‫و ما هم باید با دست باهاشون کار کنیم

‫لمسیه

‫لمسی؟

‫آره، فیزیکیه

‫فهمیدم

‫مثل یه چیزیه که محکم می‌گیریش

‫بدنت رو تکون میدی. از سرت میاریش بیرون

‫آره، دقیقاً

‫هی، اون روز که تو اسکله‌ بودیم رو یادته؟

‫آره

‫ماسه

‫دست

‫بند

‫چرا الان؟

‫چرا...

‫اون روز واسه خداحافظی نیومدی

‫یهو غیبت زد

‫می‌دونم

‫ببخشید

‫گند زدم. تقصیر منه

‫همیشه تقصیر منه

‫پس چرا الان؟

‫دلم واسه حرف زدن‌هامون ‫تو سه نصف شب تنگ شده بود

‫تو هم دلت واسه من تنگ شده بود؟

‫دوباره داریم اون کاری ‫بی‌خوابی رو می‌کنیم؟

‫قابل پیش‌بینی بود، آره؟

‫نمیشه گفت

‫نگرانت شدم

‫که نمی‌خوابی

‫نگران نباش خب

‫شبا یکم عجیب میشه

‫توصیفش سخته

‫خب سعی کن

‫مثل...

‫جرخیدن می‌مونه

‫یا یه جور حس چرخیدن

‫چشمام رو که می‌بندم بدتر میشه

‫وقتی که همه‌چی آروم میشه

‫انگار همه افکارم ‫یهو اتفاق میفته

‫ولی نمی‌تونم رو هیچ کدومشون تمرکز کنم

‫و بعدش تبدیل به یه مارپیچ غول‌پیکر میشه

‫واسه همین بیدار می‌مونم

‫تا حالا به فکرت نرسیده ‫که با کسی حرف بزنی؟

‫شروع کردم به دارو خوردن

‫پروزاک

‫فایده‌ای هم داره؟

‫نمی‌دونم

‫بعضی‌وقتا می‌ترسم

‫تاحالا به کسی این رو نگفته بودم

‫می‌تونی هرچی که می‌خوای به من بگی

‫دوسِت دارم

‫حالت خوبه؟

‫نمی‌تونم حواسم رو پرت کنم

‫بهم قول داده بود

‫بعد از دفعه اول

‫بهم قول داده بود که ‫دیگه این کار رو نمی‌کنه

‫ یه هزار بار ازش پرسیدم

‫«حالت خوبه؟»

‫و هزار fhv گفت گفت «آره»

‫امروز یه دقیقه...

‫یادم رفت

‫فقط یه دقیقه

‫و بعدش یادم اومد و اون...

‫دوباره مُرده بود

‫و همش احساس گناه می‌کنم

‫پنج دقیقه

‫چی؟

‫پنج دقیقه از اون جا پارک دور بودم

‫آخه چرا بهم زنگ نزد؟

‫اینا دیگه چیه؟

‫کادو تولد پیش از موعد

‫از کارآگاه محلی عزیزمون، گوردونه

‫پرونده رویه؟

‫سوابق تلفنی گوشی پسره

‫و همه پیامکایی که کارتر تو ‫دو سال پیش بهش فرستاده

‫«سلام، میشلم. خخخ»

‫«فکر می‌کنی دیوونم. هاها، عصبانی نشو»

‫چندوقته اینجایی؟

‫حدوداً...

‫سه سال و چهارده ساعت

‫می‌خوای برات نوشیدنی بخرم؟

‫نه باید بمونم اینجا. ممنون

‫کیتی، بعد از ساعت ۱۰ توقع کار مفید نداشته باش

‫بیا

‫همه‌مون تو دبیرستان چرت و پرت گفتیم

‫به این بچه‌ها حسودی نمی‌کنم. ‫تک تک حرفاشون ضبط شده

‫آخه چرا؟ چرا به دوستاش درمورد این که

‫نمی‌دونسته کنراد کجاس، دروغ می‌گفته؟

‫می‌دونی کیا دروغ میگن؟ گناهکارا

‫می‌دونی کیا دروغ میگن؟ نوجوونا

‫توپ شش، به گوش

‫نه این که بگم هیچ خبری نیست

‫ولی اگه کارش به دادگاه بکشه ‫واسش سابقه محسوب میشه

‫فهمیدم. تو گشنته

‫هر پرونده‌ای، یه پله‌ی نردبونه

‫واسه همین هرپرونده‌ای باید اونقدری ‫محکم باشه که پات رو بذاری روش

‫آینده تو اونجا آویزونه

‫منتظر اینه که بقاپیش

‫توپ هشت، یه سوراخ وسط

‫وایسا ببینم، از کِیه دارم مشروب می‌خورم؟

‫نوبت توئه

‫بیشتر اهل بازیای تک‌نفره بدون تماس و اسکیتی‌ام

‫ببین، اصل داستان اینه که...

‫کل بازی رو با هم ببینی

‫چی‌ می‌بینی؟

‫یه مشت توپ رنگی

‫خب، اگه توپ شماره نُه رو بندازم ‫ تو سوراخ کناری چی میشه؟

‫می‌خوره تو دیوار؟

‫آره، و وقتی وایمیسه باید برنامه‌ریزی کنم

‫تا توپ چهارده بخوره به سمت چپ

‫و بعدش توپ ده و به همین ترتیب بقیش

‫هر انتخابی که می‌کنم، باید ‫به هدف نهاییش فکر کنم

‫وقتی که همش روی میره

‫خیلی ظاهر خوبی نداره

‫ولی وقتی کنار هم می‌ذاریش...

‫وایسا ببینم

‫- ممنون ‫- خواهش

‫همینه که گفتی، دیدن کل میز

‫من فقط داشتم پیامایی رو نگاه می‌کردم

‫که واسه پسره فرستاده

‫فکر نمی‌کردم که به بقیه دوستاش...

‫مثلاً ناتالی هم فرستاده باشه

‫چندهفته بعد از مراسم خاک‌سپاری

‫به پسره گفت که برگرد تو ماشین

‫عملاً یه اعترافه

‫بد نیس

‫فکر کنم یه همکار هم می‌خوام

‫چیه؟

‫فقط می‌خوام مطمئن شم که

‫این کار رو به‌خاطر پرونده می‌کنیم

‫نه اون پله‌های ترقی

‫خب...

‫جفتشه

‫این حقیقت که معاونت در خودکشی، ‫ جرم نیست رو می‌خوای چه کار کنی؟

‫پس همکارم میشی

ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

مترجمین: محمدعلی و علی مستر mmli_sm & Ali_Master

[بعد از تیتراژ، آنچه خواهید دید است]

‫دادستان، تحقیقات رسمی

‫در باب ارتباط شما با مرگ کنراد رو شروع کرده

‫ولی من کار اشتباهی نکردم

‫فکر می‌کنین که میره زندان؟

‫تا اونجایی که قدرت داشته باشم، ‫ تلاشم رو می‌کنم که این اتفاق بیفته

‫انگیزه می‌خوایم

‫معاونت در خودکشی، تو ‫ ایالت ماساچوست جرم نیست

‫بله،‌ ولی اون همکاری نکرده

‫این نقشه رو طراحی کرده

‫فقط می‌خواستم کمکش کنم

‫شاید بهتر باشه زنگ بزنم مامانت

‫اگه درمورد من به کسی چیزی بگی

‫دیگه باهات حرف نمی‌زنم!

‫کارتر از حق خودش برای محاکمه ‫ توسط هیئت منصفه چشم‌پوشی کرده

‫یعنی قاضی به تنهایی

‫تصمیم می‌گیره که اون گناهکار هست یا نه

‫رفتارش از قصد و بی‌پروا بوده

‫کلی پیام هست، چندین هزار

‫بهش گفته وایتکس بخوره

‫شبی که مرده

‫بهش گفتی برگرده به ماشین؟

‫من دوستم داشتم

‫اون رو می‌شناخته

‫می‌دونه که افسرده بوده

‫سعی کردم تا اونجایی که می‌تونم بهت کمک کنم

‫هیچوقت نتونستم منصرفت کنم

‫می‌دونسته که تنهایی چه حسی داره

‫هیچکس دیگه‌ای نمونده

‫عالی‌جناب، این یه پرونده آدم‌کشی نیست

‫اون شب، اون بود که فرستادش به اون ماشین

‫۳۰ مایل باهاش فاصله داشته

‫باید کنارت می‌موندم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.