Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آنچه در «دختری از پلینویل» گذشت...
شما اعلام مفقودی کرده بودین؟
به اسم کنراد روی سوم؟
- ماشین پسرتون چیه؟ - یه فور اف ۲۵۰ مشکی
دور ماشینش نوار زرد کشیدن
چیشده میشل؟
کنراد مُرده
کنراد کیه؟
میشل کارتر. میشناسیش؟
راستش نه
با هم رابطه داشتن؟
فقط یکی دوبار همدیگه رو دیدن
فلوریدا بود؟ اونجا که همدیگه رو دیدین؟
اون سفر رو یادمه. وقتی برگشت، خوشحال بود
یه نوشته برات گذاشته بود عزیزم
جدی؟ میشه بخونمش؟
تو فکرش بودم که یه کاری واسه کوکو بکنیم
برای سلامتی روانی یا همچین چیزی
با کمال میل
♪ تا وقتی که جون توی بدن داشته باشی ♪
♪ تا کاری کنم، عشقم رو احساس کنی ♪
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
در حالی که این برنامه بر اساس رویدادهای واقعی است، بخشهای خاصی از آن صرفاً برای اهداف نمایشی ساخته شدهاند و منعکس کننده هیچ شخص یا نهاد واقعی نیستند.
مترجم: محمدعلی mmli_sm
[ناپلز، فلوریدا]
شام هرشب راس ساعت ۵ هست
دیر نکنین، وگرنه باید نون و ماست بخورین
- باشه بابا - بیاین!
کوکو، بیا کمک دیگه
چمدونا خودشون پا در نمیارنها
تکون بخور
«دختری از پلینویل»
نمرههاش خیلی خوبه،
واقعاً کارش خوبه. جفتشون خوبن
آره، ولی نه. کارش خوب نیس
- باشه - خفه شو
چیه خب؟ گند زدی
- سیدنی! - این هم همینطور
خب دیگه، بسه
منم ریاضی هیچی حالیم نبود
هی، بذارش کنار
یه دوستدختر جدید پیدا کرده. اهلِ کجا بود...
- اوهایو - اوهایو
باریکلا. خوشگله؟
معلوم نیست. تو اینترنت آشنا شدن
بابا
راستی، مامانت گفته
نمیتونی بری ببینیش
چی؟
کوکو، باباش اصلاً تو رو نمیشناسه
مامان گفت باهاش حرف میزنه
خب حرف هم زد، ولی قبول نکرد
اگه مشکلی داری برو به مامانت بگو، خب؟
الان فقط دارم حرفی که زده رو میگم
از بیسبال چهخبر؟
این فصل که تموم شده. توی بهار شروع میشه
مدرسه جدیدت رو دوست داری؟
- ادامه نداد - چی؟
- یعنی چی؟ - ادامه ندادی؟
میشه یه حرفی بزنی؟
نه این که ادامه ندادم. کلاسای آنلاین گرفتم
آره، همه کاراشو از خونه با اینترنت میکنه
خب همون مدرسس
لازم نیست با احمقا سر و کله بزنم
ایول
تازه با خودم هم میبرمش سر کار
آره، کارش عالیه، میرم بیرون
سه هفته غایبه، یه چند روز هم میاد
- شما همون خانواده معروف روی نیستین؟ - البته که همونیم
فقط حرف شماها رو میزنه
خونه روث همین دور و بره
نومام رو دیدی؟ اسمش کنراد جونیوره
سلام، به من بگین کو
کشتی یدککشتون سالی رو از هادسون کشید بیرون
خب راستش... حتماً قسمت بوده
این هم زن خوشگلش، کرولین
- اون... - راستش ما...
اینا هم بچههاشن، پیج، سیدنی و کوکو
که بازیکن بیسباله
نوه دختری منم سافتبال بازی میکنه
بیزینس خونوادگی هم که میکنه
چه خونواده زیبا و بااستعدادی
حق داری بهشون افتخار کنی
از دیدنتون خوشحال شدیم
زن خوبیه
خیلی خوش به حالتون شده
غذاش حرف نداره
♪ یه زندگی ♪
♪ نجاتم بده، متعهد بودن خیلی بده ♪
♪ هیچ راهی به خونه نیست فقط تو عمق ۸ فوتیام ♪
♪ همش غرق میشم ♪
♪ وای، چه زندگی شگفتانگیزی ♪
♪ خداروشکر کن که تنت سالمه ♪
♪ و میدونی که روز، کِی تموم میشه ♪
♪ تو خونه، کنار چندتا از دوستای خوبمم ♪
♪ مثل یه نور میدرخشیم و تو هم میتونی بیای پیشمون ♪
♪ چرا رو میکروفون کاور میکشیم مامانم راست میگفت ♪
♪ ما از این که زیادی بدرخشیم، میترسیم ♪
♪ از جات بلند شو، باهاشون رو در رو شو، بذار بدونن ♪
سلام، لیلیام. لطفاً پیغامتون رو بذارین
داری منو میپیچونی؟
واسم مهم نیست بابات چه فکری میکنه
بهم زنگ بزن
سلام، لیلیام. لطفاً پیغامتون رو بذارین
شرمنده. یکم عصبانی شدم...
ولی نه از دست تو
بهم زنگ بزن دیگه، خواهش میکنم
کوکو
بیا اینجا
ایشون نوهامه، میشل
میشل، ایشون هم کوکوئه
- کنراد - چی؟
کونراد هنری روی سوم
ایشون همون مرد جوانین که تعریفشون رو میکردم
توی ماتاپویست زندگی میکنن
سلام
خونه میشل اینا توی پلینویله
چه اتفاقی
جالبه
چند روز دیگه هم اینجاس
گفتم شاید بتونین با همدیگه برین بیرون
من برم وسایلم رو جمع کنم. زودی برمیگردم
مامان بزرگه دیگه
ماتاپویست کجاس؟
ساوت کوست
یه چیزایی درموردش شنیدم
یه چیزایی؟
که میگن خشنه
من باید برم
سلام
من بابای لیلیام
فکر کنم حرفایی که به مامانت زدم واضح بود
میشه لطفاً...
دیگه زنگ نزن وگرنه به مشکل برمیخوریم
نظرت چیه؟
فقط پیامکه. یه کوه پیامک
ببخشیدا، ولی اینا یه مشت پیامک داغونن
گزارش مفقودی شده؟
آره، باید به همه واحدا اطلاع بدیم
با این که فقط ۱۲ ساعت گذشته
اصلاً افسردگی داشته؟
آره
اولین تلاشش برای خودکشی بود؟
نه
پس چرا این سری گیر دادین به این دختره؟
تو ۲۴ ساعت آخر، پیامایی که بهش میداده، مصرانهتر میشده
طبق مدارک، ۴۲ دقیقه قبل از مرگش
داشتن تلفنی حرف میزدن
آخرین کسیه که باهاش حرف زده
اظهاراتش چی بوده؟
حتی باهاش حرف نزدیم
پس چی میخوای؟
حکم ضبط گوشیش
ببین
دختره میگه، «همش میندازی عقب»
«و میگی میکنی ولی، هیچوقت نمیکنی»
«اگه عملی نکنی، همیشه همینطوری میمونه»
«با عقب انداختنش، فقط داری واسه خودت سختترش میکنی»
«فقط لازمه که عمل کنی»
یه چیزی که بتونه قصدی، تناقضی
یا حتی لاپوشونیای رو ثابت کنه نشونم بده بعدش یه کاریش میکنیم
هنوز مدرکی نداری
[سلام لین، امروز اولین روزیه که برگشتم مدرسه]
[و همه فکر و ذکرم کنراده]
[اگه امروز بود از فیچبرگ شروع میکرد]
[تازه دلم هم خیلی براش تنگ شده]
کَس، اینستات رو دیدم
رفتی کنسرت کیث اربن؟
- آره خیلی خوب بود - خیلی خوش گذشت
اون عقب تقریبا ۵ ردیف بودیم...
آخر هفته تولدمهها
گفتم شاید بوستون
یه شامی بخوریم. کیف میده
تتو هم میتونیم ست کنیم
۱۸ سالم میشه دیگه، پس میتونم بزنم
آره، خیلی باحاله
ولی فکر کنم اون شب باید برم سر کار
منم باید به مامان بابام خبر بدم
منم همینطور
حتماً
گفتم شاید بتونیم درمورد
مراسم خیریه حرف بزنیم
میخوام اسمش رو بذارم «هومران برای کنراد»
گفتین کمکم میکنین
ولی اگه خیلی کار دارین اشکال نداره
خودم میتونم تنهایی درستش کنم. چیز خاصی نیست
واسه تولدت میخوای این کارو بکنی؟
آره، عجیبه؟
نه، فقط این که تو باید جشن بگیری
فقط میخواستم واسه کنراد جبران کنم
بعضیوقتا حس میکنم کنارمه
نمیخوام سرشکستش کنم
راستش...
شاید یکی رو واسه شیفتم جور کنم
آره، حتماً
ممنونم
«رابی، داری چه کار میکنی؟»
سلام
ببخشید، نمیخواستم...
اشکالی نداره. فقط انتظار نداشتم کسی بیاد
کنراد بودی دیگه؟
ببخشید، تو...
- میشلم - آره، آره
فعلاً
یه کاری بلدم که واسه خوابیدن بهم کمک میکنه
چه بدرد بخور
اگه بخوای میتونم یادت بدم
حتماً
لاکپشت
چی؟
باید اولین کلمهای که
به ذهنت میاد رو بگی
یه بازی با کلماته
آخرش موقع فکر کردن به یه کلمه
حواست پرت میشه
یعنی عملاً خودت رو خسته میکنی که خوابت ببره
لاکپشت
نینجا
لاکپشتای نینجا؟ خداییش؟
اولین چیزی بود که به ذهنم اومد
خودت بودی چی میگفتی؟
مثلاً پیتزا
داوش همین هم لاکپشتای نینجاس
باشه بابا... نون
پنیر
موش
- راتاتویی - آشپز
راتاتویی
نه، نباید کلمه تکراری بگی
چقدر قانون داره
دیزنی
پرنسس
پرنس
عشق
بوس
دختر
خوشگل
♪ Somebody That I Used To Know By Gotye & Kimbra ♪
♪ به وقتایی که با هم بودیم فکر میکنم ♪
♪ ولی تو مجبور نبودی من رو از زندگیت پاک کنی ♪
♪ جوری جلوه بدی که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده ♪
♪ و هیچ چیزی بینمون نبوده ♪
♪ حتی به عشقت هم نیاز ندارم ♪
♪ ولی تو مثل غریبهها باهام رفتار میکنی ♪
♪ و این خیلی حس مزخرفی داره ♪
♪ مجبور نبودی اینقدر خودت رو تحقیر کنی ♪
♪ دوستات رو بفرست بیان وسایلت رو جمع کنن ♪
♪ بعدش هم شمارت رو عوض کن ♪
سوزی: [سلام، سوزیام . تسلیت میگم. امیدوارم حالت خوب باشه]
♪ البته فکر نکنم دیگه بهش نیاز داشته باشم ♪
میشل: [وای. قراره با دوستام واسه تولدم برم بیرون و لباسم افتضاحه
♪ الان برام فقط مثل یه آشنا میمونی ♪
♪ الان برام فقط مثل یه آشنا میمونی ♪
♪ الان برام فقط مثل یه آشنا میمونی ♪
♪ بعضیوقتا به همه دفعاتی که ♪
♪ بهم خیانت کردی فکر میکنم ♪
ناتالی: [سلام میشل. شرمنده امشب نتونستم بیام. یه روز دیگه دور هم جمع میشیم!]
♪ ولی یه کاری کردی باور کنم ♪
♪ که همش تقصیر من بوده... ♪
[نه اشکال نداره. درک میکنم]
کیسی: [کل روز رو داشتم بالا میوردم. نمیتونم بیام]
[شرمنده میشل. کسی نبود برسونتم]
لیبی: [مامان بابام اجازه ندادن]
ایمی: [امشب باید مراقب بچه باشم]
[کنراد از اضطراب رنج میبرد]
[هدف، افزایش آگاهی برای بیماریهای روانیه]
[از بالا با لبخند به همهمون نگاه میکنه]
[از همه بابت پیامهای محبت آمیز و حمایتهایی که فرستاده شده تشکر میکنم]
ده، نه...
حالتون چطوره؟
مردم همچین این سوال رو میپرسن انگار قراره جواب خوبی بشنون
به گمونم شاید مردم نمیدونن چی بگن
میتونین هیچی نگین
باشه. خیلی خب
ببینین، فقط یه چندتا سوال دارم
که پرونده رو ببندم
روال کاریه
پسر شما کامپیوتر داشت؟
آره. خونه باباشه
میشه بهش دسترسی داشته باشم؟
اگه بشه به کار میاد. خیلی از تحقیقات کامل میشه
همونطور که گفتم یه کار عادیه
تحقیقاتتون که کامل بشه
میگه که چرا اتفاقی که افتاده، اتفاق افتاده؟
شما حس نمیکنین... یعنی ایدهای ندارین که...؟
مگه چندتا بچه رو میشناسین
که با مامانشون برن ساحل و بعدش خودشون رو بکشن؟
بچه من این کار رو کرد
باید یه سر برم اونجا که دخترا رو بذارمشون
میتونم... لپتاپش رو بیارم
خیلیخب
نمیخوام که...
دعوایی پیش بیاد
همیشه دعواس
بهتر نیس من برم؟
یه پلیس سرزده پیداش میشه؟
قطعاً بهتر نیست
سرسینه خوبه
فوقالعاده شده
ببین
آبجوهام رو آوردی؟
آره
اومدن
- سلام مامانجون - سلام
- سلام - بیاین بچهها
سیدنی!
سلام
ایشالا که گشنته
بشقاب بیار
آره، تو چی لین؟ گشنته؟
من دارم میرم
کنراد، یه بشقاب براش بیار
گفت میخواد بره
نگاش کن آخه. باید یه چیزی بخوره
خب، اینطوری مجبور میشیم سهمیهبندی کنیم
واسه نفر اضافه برنامهریزی نکردم بودم
اشکالی نداره
نمیخوام گرسنه بمونین
دیدی؟ همه چی حل شد
سلام
چهخبرا؟
دیدی ماشین کوکو رو برگردوندن؟
آره، میشه...
اون پمپ آب رو هم آوردن
نمیدونستم چه کارش کنم
گذاشتمش تو گاراژ...
میشه فعلاً در موردش حرف نزنیم؟
آره، ببخشید
کلید خونت رو میخوام
چرا؟
پلیس لپتاپ کوکو رو خواسته
درمورد بسته شدن تحقیقاته
خب چرا به من زنگ نزد؟
خب، خودت میتونی بهش زنگ بزنی و بپرسی
یا این که فقط کلید رو بدی من
بنظرت یکم عجیب نیس؟
نه
بیخیال، لین
نمیشه که همینطوری کلید خونم رو بدم بهت
فقط دو دقیقه طول میکشه
- خودت رو بذار جا من - جای تو؟
تو همیشه خدا تو خونه منی
تنهایی که همیشه خونت نیستم
خدایا، چی فکر کردی؟
- فکر کردی میخوام فضولی کنم؟ - خیلیخب
داد نزن. آروم باش
- من ازت طلاق کردم - کو
کلید رو بده بهش دیگه
شما این رو دیده بودین؟
میشل میخواد واسه کوکو تورنومنت بیسبال بذاره
میشل؟ میشل کیه؟
دوست کوکو که اهل پلینویله، همون دختره
- آره - بنظرم عجیبه
میخواد در حق کوکو و ما
لطف بکنه
خب که چی؟ یعنی میخوای بری؟
- تو نمیای؟ - نمیدونم
بابا، تو میای؟
ها؟
دارن یه تورنومنت بیسبال
واسه کوکو تو پلینویل برگزار میکنن
پلینویل؟
آره، دوست کوکو خونشون اونجاس
دارن پول جمع میکنن
پول جمع میکنن؟ فکر کردی ما کی هستیم؟
فکر کردی صدقه میخوایم؟
- بابا - واسه ما که پول جمع نمیکنن
اونا...
میخوان پول رو واسه افزایش آگاهی سلامت روانی خرج کنن
یعنی چی؟
مثل آگاهی برای خودکشی
- مسخره میکنی دیگه؟ - خیلیخب، بابا...
اینطوری میخواین روح پسرتون رو شاد کنین؟
که بگین دیوونه بوده؟
به من چه ربطی داره؟
اصلاً ربطی به اون نداره
- آگاهی برای بیماریهای روانی - کو؟
خیلی رو داری، لین
کنراد، بسه دیگه...
- بیخیال بابا... - خیلی رو داری
هیچوقت کوکو رو نبردی کلیسا
بسه دیگه، مامان تو یه کار کن
اگر به خاطر ما نبود که بچههات
گوزم در مورد دعای ربانی حالیشون نبود
بعدش هم میری و به جسد کوکو بیاحترامی میکنی...
- بسه دیگه بابا - و میندازیش توی آب
مثل این کافرا
و کو هم کنار میاد، کاری که همیشه میکنه
بسه دیگه. بسه
- کلیدا رو بده - بس کن، بس کن
ول کن، بیا بریم
ببخشید. برو
سلام، راب
سلام میشل. دعوتنامه فیسبوکت رو دیدم
چرا تو پلینویل؟
خونم اونجاس
آره، ولی خونه کوکو که نبوده
آره، میدونم
نمیدونستم چطوری تو شهری که
هیشکی رو توش نمیشناسم، برگزارش کنم
خب، من رو که میشناسی
واسه همین فکر کردم داریم با همدیگه این کارو میکنیم
از دستم عصبانی؟
نه، فقط میگم که
شاید واسشون سخت باشه که بیان اونجا
میدونی... اگه اینجا برگزار کنیم
احتمالش بیشتره که همه اعضای خونوادش بیان
خب... میتونیم عوضش کنیم
ولی اونطوری دوستام و خونوادم
براشون سخت میشه که بیان اونجا
ولی کوکو که اونا رو نمیشناخته
عه... همین الان به ذهنم رسید
اینطوری تعطیلات کوتاه خوبی واسه لین و دخترا هم میشه، نه؟
به گمونم
ماجراجویی باحالیه که ذهنشون از مسائل دور شه
هنوز پشت گوشیای؟
آره
قبلاً پول زمین رو دادم
برگشت نمیشه زد
ولی اگه بخوای میتونم عوضش کنم
نمیخوام مشکلی باشه
نه، اشکالی نداره
به همتیمیهای کوکو هم زنگ میزنم ببینم کی میاد
عالی میشه. اگه کنراد بود خوشحال میشد
آره
تو دوست فوقالعادهای هستی، راب
یه کاری میکنیم این مراسم بینقص بشه
اصلاً میتونی معاون کاپیتان باشی که برنامهریزی نهایی رو بکنی
دستیار کاپیتان؟
خیلی هیجان زده شدم. باید برم
ولی بعداً درموردش حرف میزنیم، باشه؟
خدافظ. ممنون، فعلاً
- میشل، همه چی مرتبه؟ - خوبم
بریم پول رو واریز کنیم؟
حتماً
واسه روز آخر باید یه کار باحال بکنیم
چه خوب
هی، وایسین منم بیام
چرا؟
بابا گفت منم میتونم بیام
ای خدا...
سلام، من سیدنیام
من هم میشلم
تو دوست دختر کوکویی؟
کجا داریم میریم؟
از دخترایی که کوکو معمولاً ازشون خوشش میاد، خوشگلتری
سیدنی، خفه شو
تو خفه شو
خواهر من هم سن و سال توئه
اون هم عوضیه؟
بعضیوقتا میشه
میشه بری پیش پیج؟
- نه - خواهش میکنم
نه
دخترای دبیرستانی بدجنسن؟
نه، همه مهربونن
لیلی: [بابت بابام معذرت میخوام. از دستم عصبانی؟]
آره، ولی مطمئنم تو جزو بچههای محبوبی
من که گشنمه. تو چیزی میخوری؟
- نه مرسی - برو تو صف وایسا
ما... مراقب دوچرخهها میمونیم
- بشین بینم - پول پیتزات با من
هی، بریم
چی؟
♪ قندعسل، بیا باهام برقص ♪
♪ بجنب، بنجب، بنجب و بیا باهام برقص ♪
♪ قند عسلم، دوستدخترم نمیشی؟ ♪
♪ دوست، دوست، دوست دخترم نمیشی؟ ♪
♪ اون شب رفتم برقصم ♪
♪ یه دختره رو دیدم که معرکه بود ♪
♪ از یه دوستی پرسیدم که اون مثل چیه ♪
♪ گفت که دوستاش صداش میزنن قندعسل ♪
♪ قندعسل، بیا باهام برقص ♪
♪ بجنب، بنجب، بنجب و بیا باهام برقص ♪
♪ قند عسلم، دوستدخترم نمیشی؟ ♪
♪ دوست، دوست، دوست دخترم نمیشی؟ ♪
♪ بالاخره فرصت شد که در گوشش حرفای خوب بهش بگم ♪
♪ متقاعدش کردم که باید از اونجا بریم ♪
♪ یکمی قدم زدیم و بعدش نزدیک خودم آوردمش ♪
♪ و زیر ستارهها، به قندعسل گفتم ♪
♪ قندعسل، من دوستت دارم، مگه معلوم نیست...♪
یکی پیدا کردم
بد نیست، بد نیست. ولی من میتونم بهتر پیدا کنم
همم، زشته
رفت
خب، این یکی چی؟
بهتره
مدرسه کجا میری؟
اولد راچستر
دوستش داری؟
راستش، پارسال فقط اون مدرسه نبودم
با بابام تو کشتیش کار میکردم
کشتی یدککش داره
چه باحال
آره، بد نیس
مامان بابام آوردنم بیرون
خیلی...
حالم خوب نبود...
واسه همین خوابت نمیبره؟ حالت خوب نیست؟
من متفکرم
منم همینطور
جدی؟ به چی فکر میکنی؟
چمیدونم...
من؟
خیلی از خودم خوشم نمیاد. عجیبه؟
من اونقدری عجیب بودم که مجبور شدم برم پیش چندتا دکتر
منم اونقدری عجیبم که مجبورم...
منم مجبورم...
خودشه
اینطوری وقتی برگردی زاقارتویل، من رو یادت میمونه
زاقارت نیس
خودت باید بیای ببینی
اونوقت دوست پسرت چی فکر میکنه؟
من دوستپسر ندارم
منم همینطور
هر هر
هیچوقت دوستپسر نداشتم
اشکالی نداره
منم آنچنان با کسی دوست نیستم
خیلی مشکل دارم
جذابه، مگه نه؟
یکم
بامزس؟
قبلاً گفته بودی اینو
خوبی؟
آره، فقط... زیادهرویه
خیلیخب
خوشم میاد
منم همینطور
باید بریم
ببخشید، نمیخواستم...
نه، مشکل تو...
بهخاطر مامانجونم میگم
آره بابا
شمارم رو میخوای؟
آره اگه خودت بخوای
فردا ساعت چند میخوای بری؟
۹
واسه خدافظی میام
خیلیخب
حالت خوبه؟
آره
مطمئنی؟
ظاهرت که خوبه... نه جاییت شکسته و نه خونیمالی شدی
آره، خوبم. چیه مگه؟
گفتم حتماً یه اتفاق
خیلی بدی افتاده
چون خواهرت رو دم پیتزا فروشی ول کردی
با یکی از دوستام بیرون بودم
اوهوم. خوش گذشت؟
- آره - خوبه
- گوش کن بابا - دهنت رو ببند
این گوشای تخمی هم بردار
برش دار
آخه چه مردی خواهرش رو ول میکنه؟
ولش نکردم. خودش هم میتونست...
مجبور شدم از یه غریبه بخواد که بیارتش اینجا
میدونستی؟ خونه که اومد چشماش کاسه خون بود
باید معذرت خواهی کنی
ببخشید
از خواهرت کوکو!
اینطوری نگاه نکن
برو طبقه بالا
جبران میکنی و میری میخوابی
گشنمه
حیف شد، شام ساعت پنج بود
کصخل
چی؟ چی گفتی؟
چی کصشر گفتی؟
یه بار دیگه بگو. یالا یه بار دیگه بگو
- چی...؟ - چیزی نگفتم...
لعنتی
گمشو، دهنلق آشغال
گفتم گمشو!
بیا بریم دیگه میشل
ممنون از همگی
این که همگی اینجا برای کنراد جمع شدین، خیلی ارزشمنده
این چند هفته اخیر خیلی سخت بوده
اون بهترین دوست و عشق زندگیم بود
ولی مطمئنم که با حمایتهاتون، ازش عبور میکنیم
دلم خیلی برات تنگ شده، کنراد
دوستت داریم، میشل
آره!
کنراد خیلی دوستداشتنی بود
عاشق بیسبال بود
مطمئنم امروز که به یادش هستیم
از بالا ما رو با لبخند میبینه
حالا... بریم واسه چندتا هومران به افتخار کنراد
هی، منم میخواستم حرف بزنم
نمیدونستم میخواستی چیزی بگی
اون بهترین رفیقم بود
شرمنده... بهش فکر نکرده بودم
میخواستم امروز همهچیز بینقص باشه
اشکالی نداره. ولش کن
عجیب بود
مودب باش
آره، ایول میشل
عجله نکن. عجله نکن
آره!
ایول!
عالی بود، جویی
حس میکنم جای قلبم خالیه
میدونم
سلام لین. خداروشکر که تونستی بیای
امکان نداشت نیام
خیلی خوبه که میشل همچین کاری کرد
خیلی ارزشمنده
ممنون. میخواستم این رو بدم بهت
اگه چیزی میخواستی یا حرفی داشتی
شرکت چوببستی چیه؟
طراح داخلی خونههایی که
میخوان برن برای فروش
برای خریدارها جذابتره
اگه خواستی خونت رو بذاری واسه فروش
خوشحال میشم که کمک کنم
من مستعجرم
خب، همه که نمیتونن خونه دار باشن
از سر کنجکاوی میپرسم، میشل این چندوقته باهات در تماس نبوده؟
چرا یکم. همه چی مرتبه؟
آخه اون واسه سروکله زدن با این چیزا خیلی جَوونه
نگرانشم
چند روز پیش قبض تلفنش اومده بود
و به پسرت پیامک میداده
شاید جزوی از عزاداریش باشه
ولی بعضیوقتا میترسم که نکنه شاید امید داره
که اون یه جورایی جوابش رو میده
شرمنده. زیادهروی کردم
نباید این حرفا رو میزدم
لین!
ببخشید اون موقع سلام نکردم
همش دارم تلاش میکنم
که همهچیز بینقص باشه
این هم از میشل کارتر معروف
کارت خیلی خوب بود
حاضرم همه کاری برای کنراد بکنم
من میرم اونجا، اگه کاری داشتی بگو
باشه، ممنون مامان
چیزی میخواین براتون بیارم؟
نه، فقط... خوشحالم
که بچهها دارن خوش میگذرونن
اون روز که تو فلوریدا بودیم،
صبح روزی که رفتم برام گل آورد
کوکو؟ کوکوی من؟
گل؟
سوسن بنفش آورده بود. خیلی قشنگ بود
فکر نمیکردم که اصلاً اهل این رمانتیک بازیا باشه
به گمونم از یکی دو نسل قبلش به ارث نبرده بود
حرفای زیادی میزدیم
درمورد زندگیهامون، درمورد شما
میخواستم ببینم اون نوشته رو برام آوردین؟
چی؟
همون نوشتهای که کنراد برام گذاشته بود
چندبار بهتون پیام داده بودم
نه، نیوردمش
اشکالی نداره اصلاً
چی درمورد من میگفت؟
گفتی درمورد من حرف زده دیگه؟
آره، میگفتش که...
داگز!
ببخشید، یه لحظه
هولو
- چیشد؟ - بده؟
شما دوست کنرادین یا میشل؟
میشل
عجب دوستای خوبی داره
کنراد رو میشناختین؟
در حد حرفایی که میشل درموردش میزد
خودش رو هیچوقت ندیدین؟
اصلاً نمیشه تصور کرد که چی داره بهش میگذره
بله... خیلی سخته
آره، وقتی که گم شده بود، خیلی ترسید
گم شده بود؟
بله، اون حدود سه روز گم شده بود
سه روز؟ مطمئنین؟
همش بهمون پیامک میزد
وقتی جوابش رو نمیداد بهمون گفت، میدونست که یه جای کار میلنگه
گفتش که خانوادش همه آخرهفته رو داشتن دنبالش میگشتن
حتی شماها
پلیس؟
مگه این چیزی نیست که شما باید بدونین؟
چرا، چرا هست
نت! کَس!
- خوشحال شدم - همچنین
بریم خودم عکس بگیریم
آره
دارم میگیرم. فکر کنم خوب شد
- ممنون - این خوبه
چه بامزه
هی...
کنراد سه روز گم شده بود دیگه، آره؟
- آره، چطور مگه؟ - یه یارویی داشت میپرسید
کدوم یارو؟
فکر کنم پلیسه
میشل؟ خوبی؟
چیزیم نیست، آره خوبم
واقعاً بهت افتخار میکنم میشل
خیلیخب
الان برمیگردم. فقط یه لحظه
مترجم: محمدعلی mmli_sm
[میتونستم جلوش رو بگیرم]
[پای تلفن داشتم باهاش حرف میزدم و اون از ماشین پیده شد]
[چون داشت جواب میداد و اون ترسید]
[و من بهش گفتم برگرد تو ماشین]
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.