Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
[ ارائهای از گروه ترجمه فرانکوفیلم ] FRANCOFILMS@
[ مادران جوان ]
الو؟
کسی تو ایستگاه نیست.
آره، خط آ.
به ایزابل زنگ نزد بگه اتوبوس رو از دست داده؟
آره.
باشه.
:مترجم علی کلان
ارائهشده توسط سینما دریمینگ @CinemDreaming
خانم.
خانم.
شما منتظر دختری به اسم جسیکا هستین؟
نه.
جدی فکر نمیکنی ایزابل داره بهت دروغ میگه؟
نذاشت خودم زنگ بزنم.
از کجا مطمئن باشم که بهش خبر داده؟
تمومش کن جسیکا.
خودت خوب میدونی که مامانت نمیخواد شماره و آدرسش رو بهت بدیم.
ایزابل بهش زنگ زده. نگران نباش.
چرا نیومد؟
چی میگی؟
چرا نیومد؟
وقتی ایزابل بتونه دوباره بهش زنگ بزنه، میفهمی.
- شاید تصادف کرده. - شایدم یه کار پیشبینی نشده براش پیش اومده.
خب حداقل میتونست یه زنگ بزنه، مامانمه، نه؟
براش مهم نیست، اون عوضی!
جسیکا، آروم باش! آروم.
آروم.
چرا میخوای الان ببینیش نه بعداً؟
نمیدونم.
میخوام ببینمش.
تا بهش بگم کاری که کرده رو هیچ حیوونی نمیکنه.
چی کار؟
منو انداخت دور.
دورت ننداخت. تو رو سپرد به دیگران.
- فرقی نداره. - نه!
تو رو سپرد تا یکی ازت مراقبت کنه.
حتماً حس کرده که خودش نمیتونه، که خیلی جوونه، خیلی فقیره.
منم فقیرم! شرط میبندم از اون جوونترم!
من هیچوقت آلبام رو دور نمیندازم.
- چی شده؟ - دیگه تکون نمیخوره.
از کی؟
نمیدونم.
از وقتی تو اتاقم بودم.
یه ساعت.
یه ساعت چیزی نیست، نگران نباش.
میتونم؟
سرش پایینه.
جاش خیلی خوبه.
قلبش عادی میزنه. گوش کن.
میشنوی؟
تند میزنه. ترسناکه.
قبلاً بهت گفتم، برای بچهها طبیعیه.
آه! ژولی!
بله؟
داری میا رو حموم میکنی؟
آره. داشتم میرفتم یه لباس خواب دیگه بیارم.
اشکالی نداره جسیکا بیاد پیشت؟
نه.
خوبی؟
خوبم.
بریم؟
کمکت میکنم.
خوبی؟
تکون خورد.
فهمید که باید بهت اطمینان بده.
چی شده؟
مامانم...
مامانم منو نمیخواد.
آخ! داری گازم میگیری، جسیکا!
ول کن! داری گازم میگیری، جسیکا!
اوه!
کارت شناساییت، موبایلت، حداقل بیست یورو همراته؟
آره.
اگه مشکلی پیش اومد، زنگ بزن.
- نوئه، لباس گرم پوشیدی؟ - آره.
- فعلاً. - فعلاً.
- خداحافظ همگی. -پرلا.
موقع آشپزی با تو یه مشکلی هست.
ژولی دیروز به جای تو آشپزی کرد.
- میتونی امروز ظهر انجامش بدی؟ - من خبر داده بودم، تا ساعت ۵ اینجا نبودم.
- به کی خبر دادی؟ - سیلویا.
یادش رفته به من بگه.
من خودم درستش میکنم. چی هست؟
یه نگاه بنداز.
پاستا با بادمجون.
باشه.
اوکی. نمیتونی اون کوسکوس مخصوص خودتو درست کنی؟
یکشنبه درستش کردم.
اشکالی نداره. ما دوستش داریم.
پس با سوسیس مرگز درستش کنم؟
نداریم.
من با بتی میرم خرید. میتونیم بخریم.
حله.
فردا شب تو آشپزی میکنی، باشه؟
باشه.
چی میخوای درست کنی؟
پاستا بلونز.
دیروز خوردیم.
- دلمه گوجه بلدی درست کنی؟ - نه.
- با هم درستش میکنیم. - مرسی.
- میتونم برم؟ - اوهوم.
- خداحافظ. - خداحافظ.
خداحافظ.
سیصد گرم چاق شده.
معلومه.
میتونی کیفهات رو بذاری اینجا.
اون چیزای منم هست؟
نه.
چرا؟
نرفتی بگیریش؟
نه.
بیا.
باید برم جایی که بتونم بشینم.
اونجا یه ایستگاه اتوبوس هست.
اولین روزم بعد از دو ماه.
کلید آپارتمان رو دارم.
کدوم آپارتمان؟
بهت که گفتم. همونی که این مرکز برام پیدا کرده.
داره برمیگرده.
حس خوبی دارم.
این اولین باره که با کوچولو با هم راه میریم.
مثل یه زوج واقعی.
نه.
نمیخوای آزاد شدنم رو جشن بگیری؟
کی مامانت رو میبینیم؟
نمیدونم، هنوز بهش نگفتم.
که بچه به دنیا اومده؟
نه. که قراره بچه دار بشیم.
ولی تو گفتی که بهش گفتی.
ولش کن.
روبین!
روبین!
چرا بهش نگفتی؟
قضیه دستگیریم هم بود. دیگه خیلی شیر تو شیر میشد.
امشب بهش میگم.
میتونم باهات بیام؟
نه، خودم تنهایی حلش میکنم.
اگه نوئه رو ببینه، خوشحال میشه که مادربزرگ شده.
تمومش کن، پرلا.
- چی رو تموم کنم؟ - اینکه بهم بگی چی کار کنم رو تموم کن.
بذار سیگاریمو راحت بکشم.
شرط میبندم مامانت حتی نمیدونه من وجود دارم.
از روستا خیلی خوشم میاد.
برای کار بازپروریم، محله وِن بهتره.
اگه بخوای میتونی بری ببینی، ولی اینجا مال خونه مادرانه.
سیصد یوروئه.
اونجا نباید قیمت معمولی رو بدیم.
دیگه دوستم نداری.
چرا اینو میگی؟
نمیدونم. تنها بودیم و حتی بهم دستم نزدی.
گفتی که حسش نیست.
ولی نمیدونم نگفتم حس بوسیدن نیست. صورتمو ناز کنی، دستمو بگیری.
کجا میری؟
با تو؟
نه.
باید برای کارم رئیس گاراژ وِن رو ببینم.
بعدش همو میبینیم.
نه، منم باهات میام.
شاید بتونیم یه چیزی نزدیک گاراژ اجاره کنیم.
خوب میشه، نه؟
سلام، میمو.
کجایی؟
باشه، دارم میام.
میموئه. با چندتا از بچهها منتظرمه.
باید برم.
باشه؟
کجا؟
همونطور که قبلاً هم گفتیم، نباید خیال کنی که یه بچه همه چیز رو درست میکنه.
اگه با من نمونه، نمیتونم از بچه نگهداری کنم.
برای تصمیمگیری خیلی زوده.
فکر کنم نوئه داره گریه میکنه. میری بیاریش؟
منم دارم گریه میکنم.
فکر کنم گشنشه.
منم گشنمه.
پرلا، بغلش میکنی؟
بغلش کن، پرلا.
پرلا، تو بهش شیشه شیر میدی؟
یالا پرلا، نوبت توئه که این کارو بکنی.
پرلا.
نه.
میترسم.
حس میکنم مثل شنم.
مثل مادرم.
شنی که ویسکی میخوره.
- دوباره خوردی؟ - نه.
ولی حس میکنم اون تو وجودمه.
برای همینه که میخورم.
دوباره نباید بخوری.
میتونی داروت رو بخوری تا کمکت کنه، نه؟
نه، خوبم.
یه قناری داشتم.
اون مست بود.
و آواز قناری رو اعصابش بود.
برای همین از تو قفس گرفتش.
و تو آب توالت غرقش کرد.
فکر میکنی منو ول میکنه؟
نمیدونم.
تو چی فکر میکنی؟
تشنمه.
آب معدنی میخوای؟
نوشابه نداری؟
میرم از آشپزخونه بیارم.
خدایا...
بهم بگو که منو ول نمیکنه.
بهم رحم کن.
پرلا؟
پرلا، خوبی؟
پرلا؟
صدامو میشنوی؟
پرلا؟
فکر میکنی میتونی بلند شی؟
ژولی، بیا کمک.
میبریمت تو تخت بهداری بخوابی.
صبر کن، خوب بگیرمش.
تو با من میای؟
آره.
بیا، بازومو بگیر.
اگه ماساژش بدم، مثل کاری که موقع تشنجهام برام میکردن.
- فکر میکنی از پسش برمیای؟ - آره.
موافقی ژولی ماساژت بده تا بدنت رو بهتر حس کنی؟
.خوبه
من به دکتر زنگ میزنم.
میبینمت.
میتونم کفشهاتو در بیارم؟
شروع میکنم.
شکل سرت رو خوب حس میکنی؟
آره.
دندههات...
که تا ستون فقراتت میرن.
شکمت.
لگنت.
همه چیز سر جای خودشه.
یه دندهم کمه.
همونی که داری سر جای خودشه.
بازوهات رو حس میکنی.
و دستهات.
ای خوشگلم.
چاق شده؟ آره، وزنش چقدره؟
پنج کیلو و صد.
خوبه.
خوبی؟
میتونی؟
تنهایی؟
چرا اینو میپرسی؟
اگه اون اینجا باشه، من و ایل نمیایم تو.
بهت گفتم که دیگه باهاش نیستم.
ممکن بود نظرت عوض شده باشه.
نه.
گمشو!
بیا.
باز کن.
برو تو.
برو تو دیگه.
دیروز تقریباً نصفهشب تمومش کردم.
خوبه، نه؟
یالا آریان.
برو جلو. بذار بیام تو.
به نظرت بزرگ کردن عکس خوب شده؟
آره.
عکاس بهم تبریک گفت.
ولی من گفتم که بچه من نیست.
داریم میریم بیرون مامان.
صبر کن، بذاریمش تو تخت کوچیکش.
ترجیح میدم پیش ما بمونه.
داریم میریم بیرون.
باشه.
میرم بخوابونمش.
آروغشو نزده؟
الان آروغش رو میگیرم.
من انجامش میدم.
بریم خوشگلم.
بیا یه کم با مامانبزرگ باشیم.
خب؟
خب؟
نمیگی گلها قشنگن؟
قشنگه.
تو چی لیلی من؟
به نظرت گلهای مامانبزرگ قشنگن؟
یه نگاه بنداز.
گلها رو نگاه کن.
یه عکس از ما با گلها میگیری؟
گوشیم اونجاست.
یه لبخند خوشگل بزن.
یه عکس سهتایی ازمون بگیر. بیا.
آروغشو زد. میرم بخوابونمش.
اینا همون گلهاییه که وقتی به دنیا اومده بودی. عکسش یادت میاد؟
نه، آروغشو زد.
میذاریش تو تخت کوچیکش؟
میذارمش تو جاش، عادت داره.
صبر کن، من انجامش میدم.
نه، خودم انجامش میدم.
میذاریمت تو جات.
چرا باهام سردی؟
سرد نیستم مامان.
بگو چی میخوای بگی آریان.
باز اون روانشناس عوضی چی تو کلهت کرده؟
هان؟
کسی چیزی بهم نگفته.
خودم یه تصمیمی گرفتم.
چه تصمیمی گرفتی؟
چرا نمیذاریش اینجا، فکر کردی نمیشنوه؟
تصمیم گرفتم لیلی رو به یه خانواده سرپرست بسپرم.
نمیتونی این کارو بکنی.
نمیتونی باهاش این کارو بکنی.
صبر کن آریان، فکر کن.
فکر کن، نمیتونی این کارو بکنی.
بیا، بیا بشین.
خانواده سرپرست، نمیفهمی؟ دیگه هیچوقت نمیبینیمش.
اینجوری پدر و مادر داره، بهتر از اینه که تو پرورشگاه باشه.
ولی من نمیخواستم تو رو بسپرم، مجبور بودم چون دیگه خونه نداشتم.
اینو میدونی؟
من به خاطر اون اینو نمیگم، به نظرم براش بهتره که یه خانواده داشته باشه.
ولی ما خانوادهشیم، تقصیر من نیست که پدر نداره.
مامان، ما تصمیم گرفته بودیم سقطش کنم، تو نخواستی.
ولی عزیزم برای همینه که باید بسپریش به من.
ولی من میتونم تصمیم بگیرم، من به دنیاش آوردم.
اگه من نبودم، اونم نبود.
مامان، تو بچه میخواستی، نه من.
عزیزم.
قول میدم خوب ازش مراقبت کنم.
از اول شروع میکنیم.
چند بار گفتی که قراره از اول شروع کنیم؟
میدونم، ولی این دفعه فرق داره.
سه تایی با هم خوب خواهیم بود، جوری که هیچوقت نبودیم.
کیه؟
منم.
کفشهامو جا گذاشتم.
پیداشون میکنی؟
یه لحظه، دارم میگردم.
آریان....
آریان، بیا کمکم کن.
اینجا گیر کردن.
همه چی خوبه، رفتش.
بریم یه تارت زردآلوی خوشمزه بخوریم.
میتونیم از تو یخچال برداریمش؟
نوشابه یا نسکافه؟
نوشابه یا نسکافه؟
نوشابه یا نسکافه؟
تو قهر نمیکنی چون اومده بود کفشهاشو ببره.
خودت دیدی که نیومد تو، مگه نه؟
همین صداش تنمو میلرزونه، اون عوضی.
باشه، شلوغش نکن.
منم زده.
بیشتر از تو هم زده.
تو خوشت میاد، نه من؟
ببخشید.
ببخشید، متاسفم، نمیخواستم.
بخاطر الکل نخوردنمه.
عصبیام، آریان.
صبر کن، آریان.
خواهش میکنم، منو ببخش.
منو میبخشی؟
بذار رد شم.
ولم کن بذار رد شم.
ول کن میخوام رد شم.
صبر کن، آریان.
به من گوش کن.
به من گوش کن.
خوب میدونم تو سرت چی میگذره.
دوست نداری برگردی اینجا.
اینجا برای تو زیادی فقیرانهست.
اینه واقعیتش.
من هر کاری بخوام میتونم بکنم.
میتونم جیمی رو بندازم بیرون، میتونم دیگه مشروب نخورم.
تو هیچوقت با این بچه برنمیگردی اینجا.
چون اون خونهی مادر لعنتی تورو .از من دور کردن
بچه رو بدن دست پولدارا، این چیزیه که میخوان.
اینو میفهمی؟ اونو ازمون میگیرن.
برو دیگه.
آریان.
آریان.
صبر کن.
خواهش میکنم، صبر کن.
من با بچه خداحافظی نکردم.
میتونم؟
کی برمیگردی؟
من هیچوقت به خاطر فقیری سرزنشت نکردم مامان.
فقط اینکه من این بچه رو نمیخوام.
وقتی به دنیا اومد، بهم زنگ زدی گفتی خوشحالی.
آره، ولی الان میفهمم که نمیتونم.
چی رو نمیتونی؟
ولی این حس میگذره.
چون اولشه.
تازه، منم هستم.
نگران نباش.
میتونم ببوسمت؟
تو آپارتمان همو میبینیم یا تو خونه مادران؟
تلفن میزنم.
خداحافظ.
یه اتوبوس اومد تا اونجا باهات میام.
بیا مامان.
میخواستم یه چیزی بهتون بگم.
نمیتونم از حفظ بگم.
به نوشتهام احتیاج دارم.
وقتی اومدم اینجا، میخواستم دخترم رو برای فرزندخواندگی واگذار کنم.
این کارو نکردم چون شما کمکم کردید
که از مادر تنها بودن خجالت نکشم.
تو، یاسمین، روزها و روزها با
مامانم حرف زدی، و اون قبول کرد دوباره منو با دخترم ببینه.
ازت ممنونم.
و از همه شما.
هنوز نمیتونم برگردم خونه، ولی...
حداقل دیگه با خانوادهم تنها نیستم.
میخوام با سلما تنها زندگی کنم.
تو یه آپارتمان همین نزدیکی.
بازم میتونیم هر از گاهی همو ببینیم.
امیدوارم.
و امروز صبح یه خبر خوب گرفتم.
برای کارآموزی مهمانداری قطار قبول شدم.
آره.
این آرزوم بود.
ممنونم.
ممنون، نعیما.
ما هر کاری تونستیم کردیم، ولی بیشترش خودت بودی که خوب جنگیدی.
آفرین.
یه سورپرایز کوچیک داریم.
خیلی لطف کردین.
خیلی نازه.
از طرف ما چهار نفر و بچهها.
ممنونم.
میدونستیم آرزو داری تو راهآهن کار کنی.
گفتیم، نه، نباید اینو بهش هدیه بدیم.
زیادیه.
خیلی خوشگله.
باورنکردنیه.
تازه حرکت هم میکنه.
یعنی چی حرکت میکنه؟
نگاه کن.
یه فشار کوچیک اینجا.
سلما.
سلما، نگاه کن.
نگاه کن، داره میاد.
دکمهها رو بزنی راه میوفته.
اومدش.
آفرین.
داره برمیگرده.
نگاه کن.
میخوام اینجا بمونم.
نمیتونم برم.
صبر کن.
صبر کن.
هیس.
نمیتونم برم.
میخوای بازومو بگیری؟
اگه دیلن بهت زنگ بزنه...
نمیتونم برم بیرون.
حس میکنم دوباره دارم برمیگردم به همون حال.
نمیدونم چه مرگم شده.
نه، خوب نیستم.
ولی نمیتونم، دیلن.
باشه.
میتونم برم.
اون الان مهدکودکه؟
خوبه.
میتونی کیفت رو برداری؟
بیا.
قطع نکن.
باشه.
آره، خوبم.
قطع نکن.
دستمال مرطوب، سه تا بادی، یه ژاکت، یه لباس خواب.
این خیلی خوبه.
امروز صبح چیزی خورده؟
آره.
دویست و ده سیسی ساعت هفت .
ساعت هفت.
و شب، همه چیز خوب بود؟
میدونید چه ساعتی میاین دنبالش؟
گفتیم برای روز اول، ساعت سه خوبه.
ساعت سه عالیه.
- آدل؟ - بله.
- میای دنبال میا؟ - باشه.
تا بعد.
- نوئمی؟ - سلام.
امروز صبح چیزی خورده؟
آره.
ساعت هفت.
دارمش.
زود میام.
زود میام میا.
اذیت کرد؟
نه، اصلاً.
فکر میکردم وقتی گذاشتیمش گریه کنه.
تو چی؟
منم همینطور.
یه حس عجیبی دارم.
اولین باره که ازش جدا میشم.
نگران نباش.
دستات سرده.
بذارشون تو جیبای من.
نکن.
نکن.
قسم میخورم تصادف میکنیم.
نکن دیگه.
نکن، نکن، نکن.
آره، آره.
حسابی سرحالی، ها؟
با تو، آره.
خداحافظ.
درست انجامش بده، هماهنگ با حالت طبیعی موها.
چون وگرنه، حرکتت خیلی ساختگی به نظر میاد. متوجه شدی؟
آره.
من رفتم.
نمیخوای اول بری خودتو بشوری؟
نه، رنگشو دوست دارم.
باشه، ولی امشب یادت نره.
آره.
خداحافظ.
خداحافظ.
خداحافظ.
بیا.
دو بار بشوری رنگ طبیعی خودت برمیگرده.
مرسی.
خب، همگی، از ژولی تشکر میکنیم که پیشمرگ رنگ موی ما شد.
ممنون از شما.
خب، از روز اولت راضی هستی؟
آره.
معلومه که مو دوست داری.
خوبه.
مرسی.
تا فردا.
تا فردا.
سلام، ژولی هستم.
میتونم با لوسی صحبت کنم؟
میشه کسی بیاد دنبالم آموزشگاه؟
سیلویا چی؟
نه، مشکلی نیست.
مرسی.
آره، منم.
میدونم کارگاه داری و نمیتونی جواب بدی.
من میرم دنبال بچه.
موهامو مشکی کردم.
اگه یکیشون رو ببینم، شاید منو نشناسه.
دوستت دارم.
ژولی!
ژولی، خوبی؟
بشین.
یه کم خم شو جلو.
اینجوری نفست بهتر جا میاد.
نفس بکش.
بهتر شدی؟
ساقی دیدی؟
چیزی کشیدی؟
نه.
باشه.
و برای همین نرفتی دنبال میا؟
یادم رفت!
ژولی، اشکالی نداره.
همه چی مرتبه، با هم میریم، باشه؟
ژولی، آروم باش.
مشکلی نیست.
اولین روزی بود که تنها میرفتم تو شهر.
فردا بهتر میشه؟
حتماً.
دیلن عکسای بچه رو بهم نشون داد.
خیلی خوشگله.
الان خوابه.
خیلی نازه.
میخواستم بهت بگم، خیلی خوشحالم که شما
به من فکر کردین تا شاهد ازدواجتون باشم.
شما موفق شدین از خیابون خلاص شین.
این فوقالعادهست.
به لطف تو.
نه، به لطف هردوتون.
گوشی رو میدم به دیلن.
خداحافظ.
میرم بچه رو بخوابونم.
خداحافظ بابا.
شب بخیر میا.
قطع میکنم.
-زود بهت زنگ میزنم -صبر کن.
میرم میدون به موریل
و فوئت بگم که دیگه سعی نکنن بهت چیزی بفروشن.
ولش کن، مهم نیست.
دوستت دارم.
منم همینطور.
دووم میارم.
به فکرتم.
اگه شمارشو عوض نکرده بود، بهش زنگ میزدم و نمیومدم.
برای اینکه دیگه بهش زنگ نزنی عوض کرده.
من نمیتونم دوباره پیشقدم بشم، دوستش هم ندارم.
اونم منو دوست نداره.
پس چرا میخوای باهاش حرف بزنی؟
باید یه چیزی بهش بگم.
سلام.
بریم اونورتر حرف بزنیم.
چرا میخوای باهاش حرف بزنی؟
نیومدم که مجبورش کنم مسئولیت بچه رو قبول کنه یا چیزی ازش طلب کنم.
اگه از این میترسید.
چی رو میخوای طلب کنی؟
بهش گفتی قرص میخوری ولی هیچی نمیخوردی.
و وقتی من پیشنهاد دادم هزینه سقط رو بدم، گفتی نه.
تو بچه رو میخواستی، نه اون.
ما هیچی بهت بدهکار نیستیم.
منم هیچوقت خلاف اینو نگفتم.
فقط میپرسم میتونم یه چیزی که به خودمون دوتا مربوطه بهش بگم یا نه.
میخوام یه چیزی بهت بگم.
یکی از بزرگترین حسرتهای زندگیم اینه که به زنم گفتم باشه
وقتی بهم گفت تو میخوای آخر هفتهها بیای اینجا کار کنی
چون تو یتیمخونه حوصلهت سر میرفت.
دلمون برات سوخت و تو سرمون کلاه گذاشتی...
گذاشتی هوگو حاملهت کنه تا مجبورش کنی با تو ازدواج کنه و از پول ما استفاده کنی.
از اینجا بندازش بیرون، وگرنه به پلیس زنگ میزنم.
شماره تلفنش رو بهت میدم اگه قسم بخوری
که سعی نمیکنی بچه رو به اسمش بزنه.
باشه.
به خاطر هوگو نبود که دوست داشتم بیام اینجا.
به خاطر این بود که آدمای پولدار بودن.
و اسبها.
بوی عطرت تو ماشین رو دوست داشتم
وقتی یکشنبه شبا منو میرسوندی.
چرا نخواستی سقطش کنی؟
الو، جسیکا هستم.
بله، چی شده؟
مامانت شمارتو بهم داد.
میدونم.
ساعت چهار برای اولین بار میرم مامانمو ببینم.
حاضری با من بیای؟
چرا از من میخوای؟
میخوام بهش نشون بدم که با بچه تنها نیستم.
که تو هم موافقی نگهش داریم.
ما ولش نمیکنیم مثل کاری که اون با من کرد.
نه.
احمق!
مطمئنم خودشه.
اگه نری، میره.
برو ازش بپرس خودشه یا نه.
خودشه.
سلام.
سلام.
چرا قرار اول نیومدی؟
مجبور شدم سر کار بمونم.
کی به دنیا میاد؟
دو هفته دیگه.
دختره؟
اسمشو چی میخوای بذاری؟
آلبا.
اسم تو چیه؟
مورگان.
فکر میکنی میتونی نگهش داری؟
من مثل تو نمیشم.
برای همین میخواستی منو ببینی.
که اینو راحتتر بگی.
خداحافظ.
یاسمین.
مامان.
صبر کن، ولم کن.
با من بمون.
صبر کن پارک کنم.
بهم احتیاج داری.
من نمیرم.
مامان.
بمون مامان.
نه، خواهش میکنم.
مامان.
مامان، دستمو بگیر.
مامان.
مامان.
مامان.
منو میبینی؟
منو میبینی جسیکا؟
یاسمینم، منو میبینی؟
مامان.
الان منو میبینی؟
یاسمینم.
بگو.
یالا.
یاسمین، بگو.
یاسمین.
خوبه.
ما تو ماشینیم.
داریم میریم بیمارستان تا زایمان کنی.
باشه؟
من فقط میپرسم چرا.
چرا چی خانم؟
چرا من نمیتونم آپارتمان رو ببینم مثل اون نفری که قبل من بود؟
چون اون شخص قراره اجارهش کنه.
پس من دیگه دنبال مستاجر نیستم.
دروغ میگی، نژادپرست!
چقدره؟
هزار و پونصد تا.
یکجا؟
بله.
من میتونم تو چهار قسط بدم.
نه، پنج قسط.
هر ماه سیصد یورو.
پول پیش رو باید یکجا پرداخت کرد، متوجهین؟
این یه تضمین برای ماست.
برای من زیاده.
شاید چهار قسط؟
نه، متاسفم.
خداحافظ خانم.
روبن. پیام بذارید.
برات پیام گذاشتم که بهم زنگ بزنی.
میخواستم برای دیروز معذرتخواهی کنم.
نباید اونجوری عصبانی میشدم.
دارم بهش فکر میکنم.
نمیخوام مجبورت کنم مسئولیت نوئه رو بپذیری.
تنها چیزی که مهمه اینه که با هم زندگی کنیم.
دوستت دارم، روبین.
بهت احتیاج دارم.
الو؟
بله، منم که همین الان باهاتون صحبت کردم.
بله، شاید یه راهی برای پرداخت یکجای پول پیش پیدا کرده باشم.
موافقین تا امشب صبر کنین؟
ممنونم خانم.
بله.
- سلام. - سلام.
میشه بگین روبین کجاست،
یه کارآموز که چند روزه اینجا کار میکنه؟
من اینجا کار نمیکنم.
ولی رئیس تو دفترشه.
همینجا، سمت راست.
ممنون.
منم.
اومدم گاراژت تا بگم یه آپارتمان همین نزدیکی پیدا کردم.
ولی رئیست گفت نیومدی چون بچهت مریض بوده.
وقتی اینو گفت خندهم گرفت، ولی
خوشحال هم شدم چون گفته بودی اون بچه توئه.
میشه برای آپارتمان بهم زنگ بزنی؟
دوستت دارم، روبین.
بهم زنگ بزن.
کجایی؟
نه، خندیدم، ولی نه جلوی اون، تو دلم.
چی؟
نه، واقعاً ازم پرسید، نگران نباش.
میتونی بیای آپارتمان رو ببینی؟
نزدیک گاراژه.
مشکل پول پیشه، ولی یه کاریش میکنم.
پیامم رو گوش دادی؟
همونی که معذرتخواهی کردم که عصبانی شدم.
کجایی؟
بگو کجایی.
چرا نمیخوای بگی کجایی؟
روبین، کجایی؟
بهت گفتم که تو برای من هستی.
منم همینطور.
این برای منه.
دستاتو دراز کن.
بگیرش.
یالا، خوبه دیگه.
برین بالا مشقاتونو بنویسین.
ممنون که اومدی منو ببینی.
خوشحال شدم.
باید یکشنبهها که میبندیم بیای.
ژانو واقعاً از دیدنش خوشحال میشه.
باشه.
باید باهات حرف بزنم.
ولی مشتری دارم.
نمیشه صبر کنی؟
طول نمیکشه.
باشه.
آمیناتا؟
بیا، الان میام.
کمکهزینهمو از خدمات اجتماعی میگیرم. مطمئن باش که بهت پس میدم.
هر ماه صد یورو بهت میدم.
نمیخوام گذشته رو پیش بکشم ولی قبلاً هم بهت پول قرض دادم.
خودت گفتی لازم نیست پس بدم.
تو دردسر افتاده بودی و نمیخواستم بدترش کنم
و تو هم قشنگ سرم کلاه گذاشتی.
سرت کلاه نذاشتم، واقعاً میخواستم سقط کنم.
نمیدونستم نظرم عوض میشه.
- دوستپسرت و خانوادهش نمیتونن کمکتون کنن؟ - نه.
امروز اینس میتونه بیاد خونهتون بخنده؟
آره.
خوش به حالش.
چرا اینو میگی؟
اینکه یه دوستشو دعوت کنه خونه.
من هیچوقت نتونستم. خیلی از مامان خجالت میکشیدم.
داری اغراق میکنی.
نه.
وقتی تو رو با بچهت تو بغلت میدیدم،
که خوشلباس بودی، که مشروب نمیخوردی.
آرزو میکردم از شکم تو به دنیا اومده بودم، نه مامان.
خفه شو!
بذار روح مامان در آرامش باشه.
برای پول معذرت میخوام.
واقعاً نمیتونم، نمیتونم از پسش بربیام.
تو خوب از پسش برمیای! تو همیشه خوب از پس خودت براومدی.
من همیشه بدبختیها نصیبم شده.
- اینجوری نگو، درست نیست. - چرا درسته!
تو مامان رو وقتی که مشروب نمیخورد شناختی.
برای من مثل چی میخورد.
وقتی از مدرسه برمیگشتم، باید بیرون میموندم چون با یه مَرده میخورد.
تو باباتو میشناسی، من نه.
من پدر ندارم.
و کتکهایی که بهم میزد وقتی شب خونه نمیومدم...
همه اینا رو قبلاً بهم گفتی.
هیچوقت ازم دفاع نکردی.
میگفتی راست میگه پرلا، نباید فرار کنی.
-و قناریم، وقتی فهمید... -پرلا، دوباره شروع نکن.
چرا؟
چون من اونجا نبودم.
چرا بودی.
نه، تو اتاق بودم با هدفون تو گوشم، هیچی نشنیدم.
همه چیو شنیدی ولی برات مهم نبود.
دروغه، تو همیشه خودتو قربانی جا زدی و مشکلت همینه.
الان مشتری دارم، برو بیرون.
تو همیشه فقط به خودت فکر کردی.
فقط خودت، خودت، خودت، حالا ذاتت رو میفهمم..
دیگه خواهر من نیستی.
خوبی پرلا؟
موبایل روی میز نه.
- کجا بذارمش؟ - تو جیبم.
یه دستت رو روش نگه دار.
قطرههای بینیش رو آوردی؟
نه، رو قفسه جا گذاشتمشون.
ممنون.
یه کم دیگه جلوتر، آفرین.
بگیر.
آها.
بیا. اینجا.
آها، خوشش میاد.
داره نگاهت میکنه.
نگاش کن.
عالیه.
سعی کن باهاش حرف بزنی، پرلا.
بهش بگو داری چی کار میکنی.
مامان داره حمومت میکنه.
داروتو خوردی؟
نه.
میتونی یه کم ولش کنی؟
ولش کن.
خسته شدم.
صبر کن، آروم، آروم.
آروم بیارش بیرون.
باید همیشه حوله رو از قبل آماده کنی، میبینی، که سردش نشه.
بوی الکل میدی؟
یه آبجو خوردم.
آبجو آوردی اینجا؟
نه، قبل از اینکه بیام.
برو داروتو بگیر، من ادامهشو انجام میدم.
باید امشب بیای خونه مادران.
خودمو میرسونم.
باید امشب هر چه سریعتر بیای خونه مادران.
باشه.
اگه جواب بده چی؟
بدم بهت؟
نه، ممکنه نیاد.
میخوای یه بار دیگه تمرین کنیم؟
نه، خوبه.
ایناهاش. ایناهاش.
اینجا. باشه.
روبین. پیغام بذارید.
سلام، پرلا شمارتونو بهم داد.
ما با هم تو خونه مادران هستیم.
حالش خیلی بده.
حرف از خودکشی میزنه.
میترسم واقعاً این کارو بکنه.
باید امشب بیای خونه مادران.
خداحافظ.
ممنون.
میرم نوئه رو بخوابونم.
با من میای که من بهش زنگ بزنم؟
من اینجام.
من اینجام.
اگه به تو هم جواب نداد، شاید باتریش تموم شده.
خیلی خب.
صبر کن.
خودشه.
الو؟
منم، پدرشم.
پیامت رو شنیدم، ولی نمیتونم بیام.
میتونی به پرلا بگی؟
باشه، بهش میگم.
منم!
چرا نمیای؟
هیس، هیس، هیس.
حالم خیلی بده.
کجایی؟
باید ببینمت. بگو کجایی تا من بیام.
نه.
بهش فکر کردم و...
بهتره دیگه همو نبینیم.
نه، نه، اینو نگو.
صبر کن، قطع نکن.
حواست هست؟
روبین، بگو کجایی. من میام.
یه فکری به ذهنم رسیده.
اگه نوئه رو به یه خانواده سرپرست بسپرم، با من میمونی؟
بهتره دیگه همو نبینیم. خداحافظ.
کجایی؟ روبین؟
روبین؟
روبین. پیغام بذارید.
میرم روبین رو ببینم.
موافقی نوئه رو نگه داری؟
سریع میرم بخوابونمش.
کی برمیگردی؟
امشب، دو سه ساعت دیگه.
چرا فردا این کارو نمیکنی؟
آریان، التماست میکنم، کمکم کن.
باشه. برو پیجر بچه رو بیار.
ممنون.
چیزی گیر آوردی؟
دنبالم بیاین.
اینجا آشپزخونهست.
با پریز سهفاز برای اجاق و ماشین ظرفشویی.
باشه.
اینجا جای یخچاله.
اینجا توالته.
و درست کنارش، حمام.
با یه وان بزرگ.
نگران نباشین، پنجره تا چند روز دیگه تعمیر میشه.
باشه.
درست پشت سرتون، شیر آب با لوله تخلیه برای ماشین لباسشویی هست.
اینجا اتاق بچهست.
با منظرهای رو به رود موز.
میتونه قایقها رو ببینه.
چه خوب.
بله.
و درست کنارش، اتاق خواب والدین.
میگیریمش.
حس خوبی بهش دارم.
مطمئن نیستم.
چرا؟
خب، حس کردم وقتی گفتم
دارم نانوایی یاد میگیرم، شک کرد.
آره، ولی بهش گفتی به رئیست زنگ بزنه.
اونم میگه که نگهت میداره.
آره، با حداقل حقوق.
ولی کمکهزینه اجتماعی منم هست.
این یه تضمین واقعیه.
آره.
دعا میکنیم که درست بشه.
دعا میکنیم که درست بشه.
کلاسم 5 دقیقه دیگه شروع میشه.
باشه.
میام دنبالت.
نه، لازم نیست.
تا بعد؟
تا بعد.
صبر کن.
صبر کن.
خداحافظ.
الو؟
بله، خودمم.
باشه، عالیه.
بهش زنگ زدین؟
آره.
باشه، بسیار خب.
خب، باشه.
با هم در تماسیم. باشه، خداحافظ.
گفتن آره.
گفتن آره.
اولین آپارتمانمون!
به رئيسم زنگ زدن، مرده شک کرده بود.
از پسش برمیایم؟
از پسش برمیایم.
یالا، بزن بریم.
خداحافظ.
شب بخیر، دیلن.
شب بخیر.
دنبال ژولی میگردم.
جواب نمیده.
بیا تو.
کجا بود؟
تو پارکینگ کلیسا.
بهت گفتن زیاد مصرف کرده؟
و گفتن که ممکن بود اوردوز کنه، آره.
میتونم میا رو ببینم؟
آره، ولی نباید بیدارش کنی.
فقط ببینمش.
بیا.
دلم خواست.
نمیدونم، نمیتونستم کار دیگهای بکنم.
میخواستم برم.
فواد رو پایین پلهها دیدم.
ازش دو دوز خریدم و رفتم پایین تو پارکینگ.
کم آوردی، باشه. پیش میاد.
هیس.
دیگه نباید بهم اعتماد کنی، دیلن.
اینجوری نگو.
اولین باری که ترک کردم، دو ماه هم دووم نیاوردم.
تو دو سال دووم آوردی.
این ثابت میکنه که میتونی بدون اون زندگی کنی.
مطمئنم.
قسم خورده بودیم دیگه به هم دروغ نگیم.
و من بهت دروغ گفتم.
من یه دروغگوام.
من از وقتی... دروغ میگم.
و درست قبل از اینکه تو پارکینگ تزریق کنم بهش فکر کردم.
داستانی که در مورد ناپدریم برات تعریف کردم.
ولی یه چیزی بود که بهت نگفتم.
چون از بقیهش بیشتر خجالت میکشم.
وقتی به مامانم گفتم اون با من چی کار کرده...
منو زد.
با دستاش، بعد...
بعد با یه صندلی.
تا اعتراف کنم که دروغ بوده.
که دروغ میگفتم.
منم بهش گفتم آره، دروغ گفتم.
بعد از اون، همیشه دروغ گفتم.
حتی وقتی دروغ نمیگفتم، حس میکردم دارم دروغ میگم.
که هیچی از کارایی که میکردم واقعی نبود.
به جز میا.
به جز وقتی که از شکمم اومد بیرون.
اونجا حس کردم که واقعیه.
واقعیِ واقعی.
برای همینه که میخوام با هم ازدواج کنیم.
تا از زندگی قبلیم جدا شم.
تا رابطهمون واقعی باشه.
خوبی؟
نه خیلی.
امروز هیچ تصمیمی قطعی نیست.
اگه حس کنی نمیخوای این کارو بکنی، همیشه میتونی نظرتو عوض کنی.
بیا.
یادت باشه که میتونی لیلی رو وقتی میاد اینجا همراهی کنی،
طی هفتههای آینده، تا با دافنه و میگل آشنا بشه.
خب، با توجه به اینکه هر دو روز یکباره و آریان دوباره مدرسهش شروع میشه،
بهتره که ملاقاتها با لیلی بعد از ساعت 4 باشه.
اگه بخوای همراهیش کنی، البته.
برای ما، حدود ساعت 5 عالیه.
مامانمه.
میخوای بری بیرون باهاش حرف بزنی؟
یه چیزی هست که ما خیلی بهش توجه میکنیم، با توجه به اینکه
هنوز هیچی قطعی نیست، اینه که شما به بچه یاد ندین
شما رو بابا و مامان صدا کنه.
بله، ماری بهمون گفته بود.
اگه آریان موافق باشه، منو دادا صدا میکنه.
و منو، میمی.
آریان، تو چیزی برای گفتن یا سوالی داری؟
نه.
آیا دافنه و میگل میتونن
لیلی رو برای اولین تماس بغل کنن؟
بله.
من یه سوال دارم.
آیا یکی از شما ساز میزنه؟
من ساکسیفون میزنم.
میتونین قسم بخورین که بهش یاد میدین؟
شاید گیتار یا پیانو رو بیشتر دوست داشته باشه.
ولی بهش موسیقی یاد میدم.
بهتون قول میدم.
ممنون.
- نه، نه، خانم نه. - آریان، بمون!
خانم، شما اجازه ندارین، نه.
چرا نمیتونم با نوهم برم؟
ولم کنین!
آروم باش مامان.
مگه میخوام چی کار کنم؟
آریان، ولی اون طرف این در، فضای مادران و پرسنله.
آریان لیلی رو میخوابونه و بعد برمیگرده پیشتون.
خواهش میکنم، بذار ببوسمش.
بیا آریان.
من ولش نمیکنم.
دارم به یه خانواده سرپرست میسپرمش.
این یعنی چی؟ میسپرمش؟
این کلمه از کجا اومده؟
این کلمه شماست.
شما بودین که مجبورش کردین این کثافتکاری رو بکنه.
این کثافتکاری نیست.
و این تصمیم خودشه.
ول کردن بچهت یه کثافتکاریه.
دختر شما این بچه رو نمیخواست، ولی خیرش رو میخواد.
این یه تصمیم خوب برای بچهست.
نه، تصمیم خوب اینه که با بچه برگرده خونه من.
- برو بیارش. داریم میریم. - نمیتونم مامان.
چرا؟ برو بیارش!
شما نمیتونین خانم.
خدمات حمایت از جوانان بهتون گفته چرا.
گوش کنین، دیگه نه دعوایی هست و نه الکلی.
اونا گفتن اگه آریان تصمیم بگیره با بچه برگرده، میتونه.
اگه اون تصمیم بگیره، نه اینکه شما براش تصمیم بگیرین.
و به شرطی که خونه شما یه جای امن باشه.
هست.
نه خانم.
ما دوباره از خدمات حمایت از جوانان تماسی داشتیم
که میگفت پلیس جمعه شب تو خونه شما مداخله کرده.
یه اشتباه بود.
نماینده اینو نگفت.
خب، میشه لطفاً منو با دخترم تنها بذارین؟
بله.
من تو دفترم هستم.
یه اشتباه بود.
آپارتمان رو اشتباه گرفته بودن.
دلم سیگار میخواد، میای؟
اگه اشتباه بوده، چرا نماینده خدمات حمایت از جوانان اسم تو رو داده.
چون من تنهام.
اگه تو با بچه اینجا باشی، دیگه این اتفاق نمیفته.
میای؟
- میفهمم. - دست بردار از این حرفا.
نه، بذار حرفمو تموم کنم.
منم از مادرم خجالت میکشیدم، از فقری که توش زندگی میکردیم.
وقتی تو به دنیا اومدی، مطمئن بودم که بهتر از اون عمل میکنم.
هر کاری تونستم کردم، ولی موفق نشدم.
باید منو ببخشی و برگردی.
من ازت دلخور نیستم.
چرا هستی.
و فکر میکنی اگه با بچه برگردی خونه،
همه چیز مثل قبل میشه.
ولی اشتباه میکنی.
با لیلی، ما واقعاً از صفر شروع میکنیم.
روانشناس گفت که مدرسهت شروع شده.
میتونی بری.
من ازش مراقبت میکنم.
تو مدرسه چی میخوای بخونی؟
امتحانم رو برای رفتن به رشته عمومی قبول شدم.
که بعدش چی کار کنی؟
نمیدونم.
دوست دارم پرستار یا خلبان هواپیما بشم.
خلبان هواپیما؟
میدونی لیلی چقدر بهت افتخار میکنه؟
منم همینطور.
من برنمیگردم مامان.
نه تنها، نه با لیلی.
میخوای منو ول کنی؟
همونطور که لیلی رو ول میکنی؟
من ولش نمیکنم.
چرا میکنی.
نه.
میخوام پدر و مادری داشته باشه که دوستش داشته باشن.
و پول داشته باشن.
و من، نمیخوام مثل تو بشم.
ولی میبینی که ازم خجالت میکشی.
ببخشید.
آریل، صبر کن.
صبر کن، ببخشید.
برای آخرین بار به من گوش کن.
نمیخوام بگم که من بودم که میخواستم بچه رو نگه دارم.
برای همینه که ازت میخوام بذاریش پیش من.
بلند شو.
خوب ازش مراقبت میکنم، قسم میخورم.
همه گندکاریهامو جبران میکنم.
بلند شو مامان.
بگو آره.
مامان.
من ازت خجالت نمیکشم.
من دیگه نمیخوام فقر بکشم.
میخوام از این وضعیت دربیام.
همین.
چی میخوای؟
پول میخوای؟
نه.
پس چیه؟
اومدم بگم که زایمان کردم.
خوب بود؟
آره.
میدونی که حق نداری اینجوری دنبالم کنی.
که بدون اینکه بپرسی موافقم یا نه، برگردی تو زندگیم.
فکر کردی کی هستی؟
چرا منو ول کردی؟
به سرپرستی سپردی.
دونستن این به چه دردت میخوره؟
بهش احتیاج دارم.
چیزی برای گفتن بهت ندارم.
نمیخواستم نگهت دارم، همین.
چرا سقط نکردی؟
نمیدونم، همینجوری شد.
حالا، فراموشم کن.
و سعی کن دیگه زندگیمو خراب نکنی.
باشه؟
از پلهها برو پایین، دیگه هیچوقت اینجا برنگرد.
برو پی کارت!
کی بود؟
یه هرزه بود که پول میخواست.
نه، پوشکشو درنمیاریم.
خوبی؟
مامان میخواد نافتو تمیز کنه، آلبا؟
نه.
بیا، تو ادامه میدی؟
اول موهاتو ببند.
باشه.
نمیتونم.
دیروز که خوب انجامش دادی.
نه...
پس شیشه شیرشو آماده کن.
من نافتو تمیز میکنم، آلبا.
وای...
یه کوچولو سرد میشه.
کلاه کوچولوش تو تخته.
خوبه، خیلی سرد نیست؟
تو سرش کن.
چرا زودتر برنگشتی؟
نمیشه که بگی میای ولی نیای.
جسیکا؟
به نظرت طبیعیه بچهت رو ول کنی و برای شیر دادنش برنگردی؟
خب. تموم شد.
لباساتو تنت میکنیم.
ملافه و روتختیت رو برداشتم.
میتونی ببریشون پایین برای شستشو.
و لباستو میبندیم.
خوبی آلبا؟
آره.
ببین، تموم شد.
تموم شد.
اوه، خمیازه میکشی.
سلام.
سلام.
دیدیش؟
آره.
خوب بود؟
نه.
اگه بخوای، امشب میتونم به جات غذا درست کنم.
آره، ممنون میشم.
یادم رفته بود نوبت منه.
- مرسی. - خواهش میکنم.
خیلی خوشحال بودم که تو رو تو بغلم بگیرم.
هیچی حس نمیکنم.
دلم میخواد... دلم میخواد.
هیچی حس نمیکنم.
حتی شیر هم ندارم.
جسیکا.
جسیکا.
برات یه تیکه دسر آوردم.
جسیکا.
همه چی خوب میشه.
تموم شد.
الان اینو میگی؟
برای همیشه.
دوستش دارم ولی خیلی بهم آسیب زده.
زدت؟
نه.
اگه زده، باید بگی.
منو نزده.
چرا نوئه نمیتونه فوراً برگرده پیشم؟
چون سه روز ولش کردی و غیبت زد.
میدونستم یکی هست که ازش مراقبت کنه.
نه، پرلا.
اینجا، ما کمکت میکنیم مادری بشی که بچهشو نگه میداره یا تصمیم میگیره بسپردش،
ولی به جای تو از بچه مراقبت نمیکنیم.
تو مسئولشی، نه ما.
کی میتونم دوباره ببینمش؟
از امروز، هفتهای دو بار.
اگه نشون بدی که به برنامه زندگیت پایبندی.
چه مدت؟
یک ماه.
یا بیشتر، بستگی به خودت داره.
ترجیح میدم دیگه نبینمش.
در هر صورت، دلم نمیخواست باهاش تنها باشم. نمیتونم.
ولی تنها نیستی.
میتونی حداقل یک سال اینجا بمونی، و بعد، تو یه آپارتمان...
مشکل این نیست!
نمیفهمی چی میگم؟
من یه خانواده میخواستم، نه اینکه باهاش تنها باشم!
نمیتونم، نمیتونم!
تو و نوئه یه خانوادهاین!
نه، ما خانواده نیستیم!
پرلا.
میرم تو اتاقم!
سلام.
سلام، لوسی.
اومدیم نوئه رو با پرلا، مادرش، ببینیم.
خوش اومدین.
- سلام. - بفرمایید.
ممنون.
پستونک.
شیشه شیر آمادهست، و میز تعویض همون پشته.
- ممنون. - تا بعد.
تا بعد.
خب، من دیگه میرم.
شما با من نمیمونین؟
نه، شما دو تا رو تنها میذارم.
من همین بغلم. باشه؟
باشه.
موسیقیت رو برات آوردم.
میشناسیش؟
خوشحالم که دوباره میبینمت.
تو چی، خوشحالی؟
یه فکری به ذهنم رسیده.
اگه نتونم ازش مراقبت کنم، میخوام تو باشی که به فرزندی قبولش میکنی.
اینجوری نگو، پرلا.
تو از پسش برمیای، مطمئنم.
میتونی قبل از میدون پیادهم کنی؟
آره.
یادت نره برای شام منتظرتیم.
باشه.
منم، پرلا.
جلوی مغازهتم.
میتونم بیام تو؟
- ممنون. - خواهش میکنم. خداحافظ.
بیا بریم یه قهوه بخوریم.
میتونی کمکم کنی اینو ببریم بالا؟
آره.
اون جعبه بزرگه اون پشته.
یه کتابخونه برای بچهها.
- آنژل؟ - بله؟
میخواستم برای دفعه قبل معذرتخواهی کنم.
عصبانی شدی، پیش میاد.
بیا، برای پس دادن پولت.
نه، لازم نیست.
قبول کن.
بقیهشو تو چهار قسط بهت میدم.
ممنون.
وقتی پول رو خواستم واقعاً میخواستم سقط کنم.
نظرم عوض شد چون میخواستم مثل تو یه خانواده تشکیل بدم.
ولی خب، خراب شد.
با پدرش تموم کردی؟
میخواستم ازت بپرسم...
قراره با بچه تنها باشم...
و این منو میترسونه.
مطمئن نیستم از پسش بربیام.
-پس با خودم فکر کردم شاید... -باشه.
تو اتاق شیروونی بالا، یه جا برات هست..
دیگه تنها نیستی.
خوب میشه.
درست میشه.
خوبی؟
بهت اجاره میدم.
اونو بعداً صحبت میکنیم.
نه میخوام.
نمیتونم ببندمش.
میتونی بری.
لیلی کوچولوی من، تو الان بزرگ شدی.
هجده سالته.
سه سال بزرگتر از الان من.
از آدمای دیگهای خواستم به خانوادهت
کمک کنن چون من احساس توانایی نمیکنم.
و نمیخوام تو هم مثل من فقر رو تجربه کنی.
امیدوارم یه ساز موسیقی بنوازی.
اگه خواستی منو دوباره ببینی، میتونی از خدمات سرپرستی خانواده لیژ بپرسی.
اونا میدونن من کجام.
خواهش میکنم. خودکار میخوای؟
نه، با همونی که نامه رو نوشتم مینویسم.
مجبور نبودی بری مدرسه.
برای امروز دلیل غیبت موجه داری.
میدونم، ولی ترجیح میدم عقب نمونم.
[ برای لیلی ]
و تاریخ هجده سالگیش؟
اون روزیه که خدمات خانواده باید بهش بدن.
- تا بعد. - تا بعد.
بله.
سلام.
امکانش هست با مورگان صحبت کنم؟
تا ساعت یک بستهست.
همه تو استراحت ناهارن.
مخصوصاً ظهر اومدم که مزاحم کارش نشم.
اسمش چیه؟
مورگان.
مورگان بولان؟
فکر کنم.
باید تو سالن غذاخوری باشه.
برید سمت راست، ساختمون رو رد کنین و
یه در با یه زیرسیگاری بزرگ ایستاده میبینین.
اونجا سالن غذاخوریه.
ممنون.
- سلام. - سلام.
میخواستم با مورگان صحبت کنم.
میدونین، اون... تو سالن غذاخوری نیست.
داره یه کاری رو تموم میکنه.
اون دره، اولین در، همونجا، درست بعد از پیچ، اون پشت.
- مشکلی نیست. ممنون. - خواهش میکنم.
بهم گفته بودی هیچوقت نباید بیام نزدیک خونهت.
برای همین من اومدم اینجا.
از کجا فهمیدی کجا کار میکنم؟
دیروز صبح، تو اتوبوس دنبالت کردم.
چی میخوای؟
بهت گفتم.
بدونم چرا منو به سرپرستی سپردی.
وقتی تو داشتی به دنیا میومدی، من تنها موندم.
نمیخواستم مادر مجرد بشم.
نمیخواستم یه هرزهی محله بشم که دیگه هیچ مردی نمیخوادش.
برای همین به سرپرستی سپردمت و رفتم لیژ.
جایی که هیچکس منو نمیشناخت.
و بعدش، من رفتم.
قبل از اینکه منو به سرپرستی بسپری، گاهی منو بغل میکردی.
آره.
چه حسی داشتی؟
یادم نیست، خیلی وقت گذشته.
هر بار که آلبا رو بغل میکنم، حس میکنم دلم نمیخواد.
حس میکنم منم همونجوریم که تو با من بودی.
میخواستم بدونم...
میخواستم بدونم اگه تو...
اگه من برات هیچی نبودم.
اگه با این حال...
لطفاً، منو بغل کن.
سرشو درست میکنم.
میتونم یه عکس ازت بگیرم.
به شرطی که به هیچکس نشونش ندی؟
برای خودم و برای آلبا نگهش میدارم.
باشه.
صبر کن.
با این لباس نمیخوام.
ممنون.
شاید گرسنهشه.
آینهشو بهش میدم.
بیا تو.
راحتتری، صندلی هست.
میخوای بگیرمش؟
نه خوبه.
میگیریش؟
باشه.
سلام.
سلام ژولی، خوشحالم دوباره میبینمت.
سلام.
.خوشوقتم دیلن، بفرمایید تو
سلام میا.
میتونی قهوه بریزی ژولی.
بله.
تارت رو میخوریم.
اینو نمیخوریم.
میخوریم...
ممنون.
امیدوارم دوست داشته باشه.
عاشق شیربرنجه.
بیا.
با اشتها میخوره.
آره واقعا. با جون و دل.
خیلی خوشحالم که شاهد ازدواجتون هستم.
ولی چرا به من فکر کردین؟
بهش بگو.
خب...
من دوستی رو انتخاب کردم که بهمون کمک کرد از خیابون خلاص شیم.
و اون شما رو به خاطر شعری انتخاب کرد که
تو کلاس یاد دادین و هیچوقت فراموشش نکرده.
کدوم شعر؟
این شاخه خلنگ را چیدم. [ خلنگ: گیاه اریکا ]
پاییز مرده است، به یاد داری.
ما دیگر روی زمین یکدیگر را نخواهیم دید.
بیرون از زمان، شاخه خلنگ.
و به یاد داشته باش که منتظرت هستم.
وداع، آپولینر.
کلاس دوم بودی.
هر وقت حالم بد بود، تو ذهنم تکرارش میکردم.
و چهره شما رو میدیدم که نگاهم میکرد.
موسیقیای که برای یاد دادن شعر براتون میزدم یادت میاد؟
نه.
بیا.
بریم موسیقی گوش کنیم.
ارائهشده توسط سینما دریمینگ @CinemDreaming
♪ این شاخه خلنگ را چیدم. ♪
♪ پاییز مرده است، به یاد داری. ♪
♪ ما دیگر روی زمین یکدیگر را نخواهیم دید. ♪
♪ بیرون از زمان، شاخه خلنگ. ♪
♪ و به یاد داشته باش که منتظرت هستم. ♪
♪ و به یاد داشته باش که منتظرت هستم. ♪
فکر کنم دوست داره.
حالا یه چیز شاد برای میا کوچولومون.
بله.
داره میرقصه.
بله.
داره میرقصه.
برقص.
دوست داری؟
بله. بله.
بیا نگاه کن.
ترجمه و زیرنویس: علی کلان
بدش به من.
[ ارائهای از گروه ترجمه فرانکوفیلم ] FRANCOFILMS@
فیلمی از: ژان پیر و لوک داردِن
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.