Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
! بسوزونش ! لواتین
جایگزین
! یه ضربه تمیز توسط استلا سنشو
! این یعنی اون تمام 14 مبارزه اش رو برده
. حس می کنم هنوزم یکم قدرت برام مونده
. شاید امروز یکمی زیاده روی کردم
. شاید حالا دیگه استقامتم بیشتر باشه
چون یک نفر از بهار هر روز منو . شکنجه ام می داده
... چی ؟ من
. دارم شوخی می کنم
قولمون رو یادت هست ؟
... برای فستیوال مبارزه 7 ستاره انتخاب بشیم
. و توی فینال روبروی هم بازی کنیم ...
. برای انجامش ، باید تمام مسابقاتی که مونده رو ببریم
با هم دیگه ، درسته ؟
Forums.AnimWorld.net
Bloodrose مترجم
، جای بالاتری رو هدف می گیرم ، دنیای دلیرانهی جدید
با نوک شمشیر پر شورم
روحم رو در این مکان حک می کنم
نمی ذارم کسی به هویتم دست بزنه
ضربان قلبم که شروع به تند تر زدن می کنن
سرنوشتم در این لحظه رقم خواهد خورد
عزم راسخم رو مسخره کن ، مغرور و متکبر باش
! شک و تردید هام رو له میکنم ، بیا بریم جلو
( همین حالا همین الان بریم جلو )
، برای همینه که الان می شکونمش
آره ، در سنگینی که جلوی فردا رو گرفته
، تا آخرش از تمام توانت استفاده کن
با ذهن هشیارت
، با یه ضربه بشکونش
آره ، در سنگینی که فردا رو نمی پذیره
، احیا شو ، زمان فرا رسیده
اوج هیجان در آخرین لحظات
وقت رسیدن به اوج ـه
مجلهی آکادمیِ هاگون مسابقات انتخابی فستیوالِ مبارزهی هفت ستاره ! چهار تا دیگه مونده
"کوروگانه ایکی " "استلا ورمیلیون " "تودو توکا"
. اول از همه ، کارِت عالی بود . یه چیزی هست که می خوام ازت بپرسم "کوروگانه ایکی " "استلا ورمیلیون " "تودو توکا"
دیگری : پادشاه بر تخت ننشستهی شمشیر 1
این پیرمرد موذی به اسم آکازا از فدراسیون بین المللی شوالیه هایی جادویی رو می شناسی ؟
چی ؟
آره . وقتی هنوز توی خونهی . والدینم بودم چند بار دیدمش
، اون عضو شاخه ای از خانواده کوروگانه ست
. و گمونم الان داره برای پدرم کار می کنه
که اینطور . ظاهراً اون یکی از مسئولین ، شاخهی ژاپنی کمیتهی اخلاقه
. و داشته اطراف مدرسه مخفیانه می چرخیده
. قبلاً با پدرت کوروگانه ایتسوکه ملاقات کردم
. باورش برام سخته که پدرت از این کارهای مخفیانه می کنه
. فکر می کنم آکازا سان داره سرخود عمل می کنه
. اون همیشه ازم متنفر بود
که اینطور . شاید این از حِس تنفری . که خانواده اصلی کوروگانه ازت دارن میاد
مدیر . اگه دارم برای مدرسه دردسر ــــ
منو دست کم نگیر . محافظت از دانش آموزها وظیفهی منه
نکنه می خوای کارمو ازم بگیری ؟
. خیلی ممنون ، مدیر
می دونی چرا شورای دانش آموزی ازمون خواست بیاییم ؟
اتاق شورای دانش آموزی
. نمی دونم والا
... یالله
! آخ ! هی ، اوتا
وقتی مانگا می خونی بعدش . بزارشون توی قفسه سر جاشون
! باشه ، باشه
تومارو سان تو هم همینطور ! بعد این که ! از وسیله ای استفاده کردی بزارش سر جاش
! می دونم
... ببخشید مزاحم شدیم ، اما
! ها ؟ اوه ، مهمون داریم
شما ... ؟
تودو توکا سان ؟
. آره . اون روز خوب خودمو معرفی نکردم
. لطفاً بی ادبیم رو ببخشید . من تودو توکا رئیس شورای دانش آموزی هستم
. حـ ـ حتماً
... خوشبختم. راستی ، تودو سان
بله ؟
. خب ، شورتت معلومه
... چـ ـ چی ؟! ایـ ـ این فقط
. خب ، خب . بازم دامنت با دست و پا چلفتی بازی بالا رفت
داری از عمد این کارو می کنی ؟
! نـ ـ نه ، نمی کنم
رئیس ... خیلی با اون . چیزی که تصور می کردم فرق داره
. آره . خیلی از اونی که فکر می کردم دوستانه تره
مؤسسهی توتوکوبارا شرکت رفاه اجتماعی
! چند وقتیه ندیدمت ، توکا نه چان
! حالت چطور بود؟ دلم واست تنگ شده بود
! اوضاع شما که ردیفه
.منو تودو هم از جایی شبیه به این از فوکوکا اومدیم
. برای همینم هر موقع وقت داشته باشیم میایم دیدن این بچه ها
دلیلی که خواستیم بیاید اینجا ــــ
! اوه ! من اونو توی تلویزیون دیدم
چی ؟
! اون یه شاهزاده خارجیه
! بیا باهامون بازی کن
حتماً ! چی بازی کنیم ؟
. درست مثل همین ، فکر می کردم بچه ها خوشحال میشن
... که اینطور
! گرفتیمش
. خب ، تودو سان . برای همه چیز ممنون
ها ؟
. برای نجاتمون توی اوکوتاکا . و همینطور مبارزه خوب در برابر خواهرم
. این چه حرفیه ، نیازی به تشکر نیست
. خواهرت قوی بود
. باعث شد توکا عینکش رو در بیاره
. مطمئنم که متوجه شدی
آره . این فقط یه حدسه ، اما فکر می کنم که می تونی
با بستنِ بیناییت دقت هنر اصیلت رو بیشتر کنی ، درست میگم ؟
. دقیقاً . مطمئن بودم که متوجه اش میشی
. انسان ها " ماشین های دقیقِ زنده " هستن
، تمام کار هامون با انتقال سینگال از مغزمون کنترل میشن
. که یه جریان الکتریکی خیلی ضعیفه
، چون من یه استفاده کننده آذرخش هستم . می تونم اون جریان الکتریکی رو حس کنم
. این هنر اصل منه ، دیدِ معکوس
سیگنال های انتقالی از مغر مثل . افکار برهنه ای هستن که نمی تونی جعلشون کنی
می تونم ذهن واقعی ... حریفم رو بخونم ، برای همین
می تونستی تلهها . و حملات ناگهانی شیزوکو رو ببینی
اینطور کار می کنه ؟
. بله . کاملاً درسته
. بقیه اش رو من انجام میدم ، پس برو یه استراحتی کن
! وایسا
چی شده ، کوهای کون ؟
، نمی دونم چرا . اما نمی تونم چشم از تودو سان بردارم
چون چیزی که داری بهش نگاه می کنی . هستهی توکاست ، منبعِ قدرتش
. اگه نظر منو بخوای ، آدرخش و دیدِ معکوسش ناچیز هستن
بچه های زیادی با موقعیت . بدترین از گذشتهی ما بودن
. جو خیلی خوبی نداشت
، مخصوصاً یکی از اونا که . تقریباً به دست والدینش کشته شد
، خیلی خشن بود . و اراده اش رو از دست داده بود
، بار ها به توکا صدمه زد
. اما توکا هیچوقت بیخیالش نشد
به لطف توکا ، دوباره . تونست احساسات انسانیش رو به دست بیاره
... توکا بهش گفت که
، قبل از این که برم اونجا
پدر و مادرم . بهم کلی عشق و لبخند دادن
، حتی بعد از این که فوت کردن . خاطراتشون هنوز حمایتم می کنه
، برای همینه می خوام کاری کنم همه لبخند بزنن
. و بهشون خاطراتی بدم که حمایتشون کنه
، و درست مثل چیزی که گفت . به تمام بچه های اینجا شجاعت میده
، حتی اگه بدون هیچ چیزی به دنیا اومدی
. می تونی آدم عالی ای بشی ، با موفق شدن به عنوان رایکیری
. می خواد اینو بهشون ثابت کنه
! بفرما
... توانایی هاش رو برای دیگران به نمایش میزاره ، نه خودش
... اون منبعِ قدرتشه
... در این صورت ، چی
می تونه منبع قدرت من باشه ؟ ...
! نگاه کنید ! برگشتن
! استلا چان ! کوروگانه سنپای
چی شده ؟ چرا همه با هم اومدید ؟
! باید یه نگاهی به این بندازید
روزنامه ؟
سرخِ ممنوعه
عشقبازیِ شاهزاده
شاهزاده سرخ ، عشقبازیِ ممنوعه ؟
عکس جنجالی بوسهی شاهزاده
چی ؟
، مطبوعات همه درگیرِ این هستن
استلا که یه مهمان مشهور از یک کشور دیگه ست
دوست پسرش کوروگانه ایکی . بد ترین دانش آموز آکادمی هاگون ـه
مدتیه که رفتار بدش برای فرداسیون . شوالیه ها یک مساله شده
! ایـ ـ اینا همش دروغه
! اوه
اون کیه ؟
. آکازا ماموره . نوچهی پدرمون
. کوروگانه ایکی کون
. بخاطر اتفاقی که افتاده ، تصمیم گرفته شده محاکمه ات کنیم
باهام میایی ؟
چی ؟ محاکمه ؟
.این یه احضاریه رسمی از طرف کمیتهی اخلاقه
البته که میای ، نه ؟
شوخی می کنی ؟! فکر می کنی همچین مسخره بازی سرخودی مجازه ؟
ایکی ؟
. اشکالی نداره . بر می گردم
. این مشکله منه
... اما
. آلیس . مراقب استلا و شیزوکو باش
. بله ، میشم
28ژوئن کوروگانه ایکی زندانی شد
نا کجا آباد در توکیو
فدراسوین رسمی شوالیه هایی جادویی شاخهی ژاپنی -
. حالا سوال ها رو شروع می کنم
. کوروگانه ایکی کون
از کی شما و شاهزاده استلا با هم قرار میزارید ؟
محاکمهی کوروگانه ایکی "شوالیه دانش آموز سطح " اف
تقریباً موقعی ای که مسابقات انتخابی . برای فستیوال مبارزه 7 ستاره شروع شد
. شب اون روزی که اولین مسابقه ام تموم شد
فکر نکردی که روابط جنسی نامشروع
با یک شاهزاده خارجی دیوانگیه ؟
با کمال احترام ، منو استلا . همچین رابطه ای که شما گفتید نداریم
. ایکی کون ، ایکی کون
. فقط وقتی اجازه داری حرف می زنی
. وگرنه ، باعث میشی برداشت بد کنیم
. بی ادبیم رو ببخشید
. اما می خوام این یک چیز رو روشن کنم
. ایکی کون
. من عاشق استلا هستم و راجبشم جدی هستم
. اونم منو دوست داره و راجبم جدی ـه
، برای همین فکر نمی کنم کار اشتباهی انجام داده باشیم . یا میذاریم هرکسی بهمون بگه داریم اشتباه می کنیم
آکادمی هاگون - اتاقِ مدیر
. "می خوان کاری کنن بگه " من کار اشتباهی کردم
... از خودِ کوروبو اعتراف گرفتن
هدف این محاکمه همینه ، نه ؟
آره . اما شاخه های کشور ها . نمی تونن همینطوری شوالیه ای رو رد صلاحیت کنن
اما برای همینم ، اون آکازای موذی . هر کاری می کنه تا بدستش بیاره
. می دونم
. ادامهی محاکمه فردا صبح ساعت 6 ـه ! زود باش یکم بخواب
آکادمی هاگون - زمین تمرین شماره 3
! بازی تموم شد ! استلا قویه
! تمام 15 مبارزه رو برد
اخبارو دیدی ؟
جدی ؟ رابطهی جنسی نامشروع ؟
اونا توی خوابگاه هم اتاقی هستن ، نه ؟
هر شب چیکار می کنن ؟
... فقط یه کاری هست که می تونن بکنن
! واو ، استلا نه سان ! چی سریع کارشو ساختی
! اون هیچی واسه نگرانی نداره
اینطور نیست ؟
... ایکی
روز 4 اُم زندان
به جای آکادمی مسابقات انتخابی اینجا انجام میشن ؟
. آره . احساس بدی می کردیم اگه وقتت رو تلف می کردیم
! این بخاطر مهربانی رئیس آکازاست ! ممنون باش
. اوریکی سنسی
کوروگانه کون ــــ
! اجازه صحبت شخصی نداره ! زود برید سر جاهاتون
. شروع کنید
" آکادمی هاگون - کافه تریای " پوراتو
کوروگانه ایکی به سختی مبارزه رو پیروز شد
. کوروگانه ایکی به سختی مبارزه رو پیروز شد
. توی صورتش پیشمونی نیست
. اونا همه تحت تاثیر کمیتهی اخلاق قرار گرفتن
. تمام مقاله ها بر علیه ایکی شدن - این همون دختره نیست ؟ -
. تمام مقاله ها بر علیه ایکی شدن - . خودشه -
تقصیر منه ؟
باید باهاش به هم بزنم ؟
! استلا چان
! استلا چان
چـ ـ چیکار داری می کنی ، شیزوکو ؟
دقیقاً سوال منم همینه . چیکار داری می کنی ؟
چی ؟
نمی فهمی چرا اونی ساما داره این مسخره بازی ها رو تحمل می کنه ؟
چون اون نمی تونست تحمل کنه که بگن
. قصدش از رابطه با تو زشت و بد بوده
. یعنی اینقدر به رابطه اش با تو اهمیت میده
استلا . می خوام که بتونم . با افتخار به همه بگم دوستت دارم
، اگه حتی نمی تونی اینو بفهمی ، و می خوای بهش خیانت کنی
. هرگز نمی بخشمت
... من چیکار دارم
در همین زمان
. ایکی داره ازم محافظت می کنه
. داره بخاطر من می جنگه
... اما من چیکار
!اما چیکار دارم می کنم ؟
روز 8 اُم زندان
! همینه
! برنده کوروگانه ایکی کون ! خب ، عالی بود
کوروگانه ایکی - تمام 16 مسابقه رو برد
!حالت خوبه ، کوروگانه کون ؟
! هی ، ازش دور شو
... بله ، بله
!چـ ـ چی ؟
. پس دوباره برای مسابقه 17 اُم می بینمت
اون چشه ؟
. چه حقه آبی خوبی
روز 9 اُم زندان
... درسته ... مطمئنم که استلا
در همین زمان
. داره مبارزاتش رو برای نگه داشتن قولمون می بره ...
... پس باید ظاهر خودمو فراموش کنم
. بذارید پدرمو ببینم
چی ؟
. پدرم ، کوروگانه ایتسوکی ، رئیس شاخه ست
. خودم ازش درخواست بی گناهی می کنم
. چه حرف احمقانه ای . مونده بودم چی می خوای بگی
!چـ ــــ غیر ممکنه ! چطور اون ... ؟
نکنه اون زنیکه کاری کرده ؟
. کوروگانه . دوباره با گذشته ات روبرو شو
. پدر
. شنیدم مسابقات انتخابی رو پیروز شدی
. شنیدم تمام حریف هات هم ضعیف نبودن
. بد نیست
اوه ؟
فکر می کردم که . خانواده کوروگانه رو خیلی وقت پیش رها کردم
. چون نمی خواستم تسلیم ضعیف ترین خودم بشم
. این تمام چیزای هستن که توی مبارزات کمکم کردن
... اما چیزی که واقعاً می خواستم
... منبع قدرتم
! پدر
، دارم سخت تلاش می کنم . سطحم هنوز " اف " ـه
. اما اون کسی نیستم که هیچ کاری از دستش بر نمی اومد
... اگه فستیوال مبارزه 7 ستاره رو ببرم ، بعدش
قبولم می کنی ؟
. که اینطور . تمام مدت فکر می کردی چون ضعیف بودی قبولت نمی کردیم
، در این صورت . اشتباه بزرگی کردی
. همیشه قبولت داشتم
اما یاد دادن تکنیک به دانش آموزی که . استعدادی نداره برای هر دوی معلوم و دانش آموز بیهوده ست
چی ؟
. نه ، بیهوده بودن بدترین چیزش نیست
، بدترین چیزی که می تونست اتفاق بیفته . گرفتن یه نتیجه متوسط با تواناییِ متوسطه
. درست مثل کاری که الان داری انجام میدی
اگه کسی که نمی تونه کاری ، انجام بده ، موفق به انجام کاری بشه
بعدش مردم بی عرضه . اعتماد به نفسِ غیر ضروری پیدا می کنن
. نتیجه اش هم این میشه که به این سازمان فشار وارد میشه
... که اینطور . پس اینجوری نبود که پدرم ازم متنفره
. کلاً هیچ حسی یا امیدی بهم نداشت
... برای اون ، من یه شکست نبودم
. کسی مثل تو که نمی تونه کاری کنه ، بهتره هیچ کاری نکنه
. این تمام چیزیه که ازت می خوام
واسه چی داری گریه می کنی ؟
. رابطه بین منو این مرد از اول شکسته بود
... خب ، خب
روز 11 اُم زندان
تا الان ، فقط می خواستم که . پدرم قبول کنه من ضعیف نیستم
کوروگانه ایکی - 17 بُرد پشت سر هم
روز 12 اُم زندان
روز 13 اُم زندان
. چه هدف احمقانه ای
... و حتی اون هدف احمقانه
کوروگانه ایکی - 18 برد پشت سر هم
... حالا
19برد
. روحمم خبر نداشت مشکل اینقدر عمیقه
می دونم . نمی دونستم که اونی ساما . هنوز اینقدر احساس برای پدرمون داره
. می دونم که وقت خوبی نیست ، اما خبر بدی دارم
روز 17 اُم زندان
. می خوام بهت بگم حریف بعدیت کیه
. "تودو توکا ملقب به " رایکیری
. اون آخرین حریف تو برای مسابقات انتخابیه
، بعنوان کمیته اخلاق . نمی خوایم این جریان بیش از این ادامه پیدا کنه
، اگه می خوای صلاحیتت بعنوان یه شوالیه رو ثابت کنی
. پس بهمون نشون بده می تونی این دوئل رو توی چشم عموم ببری
... دوئل
، اگه رایکیری رو شکست بدی . این جریانو بیش از این ادامه نمی دیم
، اما اگه ببازی
. باید بیخیالِ شوالیه جادویی شدن بشی
. فهمیدم
در همین زمان
. مسابقه فردا ساعت 11 صبح شروع میشه
در همین زمان
در همین زمان
... ایکی
زندگی راهیست شرور ، می گذرم از روی آن
چیزی که بهش برخورد می کنم سرنوشته ؟ رویای واقعی همون سرزمینی هست که در اون بیدار شدم
بازگشت به زمان اساطیر و فراتر از اون
پرنده ای آتشین هستم
که آغوش پادشاه رو رها کردم
و به سوی آسمان سرخ پرواز کردم
... چه سفر طولانی ای
خاطرات همراه شن ها شناور هستن
حالا در آغوش تو هستم
... بالاخره صلح رو آموختم ، اما
با این حال بال هام رو تبدیل به شمشیر کردم
عشق راهیست شیطانی ، می گذرم از زیر آن
چیزی که پوشیدم یک زره سرخ خارداره
اگر این گوشت و خون گُل مرگه
می خوام که شمشیرت باعث بشه شکوفه بزنم
دیگری : پادشاه بر تخت ننشستهی شمشیر
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.