Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
به عنوان دخترِ رئیس خانواده کوروگانه به دنیا اومدم
شیزوکو
، و استعداد بلیزر بودنم رو از بچگی نشون دادم
... من
. می تونستم هرچقدر می خوام خودخواه باشم
. بچه ها به اجبار روبروم سر خم می کردن
بچه ها
. و بزرگ تر ها اشتباه رو در جلوی قدرت می بخشیدن
بزرگ ها تر بزرگ تر ها
. واقعاً از موجودی که اسمش انسان بود متنفر بودم
. گرچه در واقع خودم هم انسان بودم
انسان
... شیزوکو ، تو
. شیزوکو ، تو اشتباه می کنی
اون مرد
. اون مرد بهم گفت چی اشتباهه
اشتباه
. اون هرگز تسلیم هیچ قدرتی نشد
قدرت
... اون لحظه تصمیم گرفتم
، مهم نیست چی بشه . دنبالش می کنم ، برادرم کوروگانه ایکی رو
. اما هیچی نمی دونستم
، راجب محیط خشن
. و سردیِ تنهایی رو که اون داشت تحمل می کرد
. هیچی نمی دونستم
Forums.AnimWorld.net
Bloodrose مترجم
، جای بالاتری رو هدف می گیرم ، دنیای دلیرانهی جدید
با نوک شمشیر پر شورم
روحم رو در این مکان حک می کنم
نمی ذارم کسی به هویتم دست بزنه
ضربان قلبم که شروع به تند تر زدن می کنن
سرنوشتم در این لحظه رقم خواهد خورد
عزم راسخم رو مسخره کن ، مغرور و متکبر باش
! شک و تردید هام رو له میکنم ، بیا بریم جلو
( همین حالا همین الان بریم جلو )
، برای همینه که الان می شکونمش
آره ، در سنگینی که جلوی فردا رو گرفته
، تا آخرش از تمام توانت استفاده کن
با ذهن هشیارت
، با یه ضربه بشکونش
آره ، در سنگینی که فردا رو نمی پذیره
، احیا شو ، زمان فرا رسیده
اوج هیجان در آخرین لحظات
وقت رسیدن به اوج ـه
یک بازمانده از قبلیهی غول های باستانی ؟ سروکله یک هیولا توی اوکوتوما پیدا شده ؟
. چه مقالهی مزخرفی
جادوگر اقیانوس عمیق در برابر رایکیری
یک بازمانده از قبلیهی غول های باستانی "؟ "
.امکان نداره اون عروسکِ سنگی یه موجود زنده بوده باشه
آخرش نفهمیدید کی فرستاده بودش ؟
بله . بچه های شورای دانش آموزی ... بعد از نجاتمون یکم راجبش تحقیق کردن ، اما
. تودو توکا ، رئیس شورای دانش آموزی
چطور آدمیه ؟
. خب ، حتی شانس حرف زدن باهاشو هم پیدا نکردم
. اما به اندازه همونی که توی شایعات شنیدم قوی بود
قراره شیزوکو فردا توی مسابقات انتخابی روبروش مبارزه کنه ، آره ؟
. آره
برای همین داره با چند تا سال بالایی . که استفاده کننده آذرخش هستن مبارزه ساختگی انجام میده
، گفت که نمی تونم برم پیشش . چون حواسش رو پرت می کنم
شیزوکو از آب استفاده می کنه ، آره ؟ . پس کسی که از آذرخش استفاده می کنه بدترین نوع دشمنه
. واسه شیزوکو ، اینطوری نیست
به خاطر تواناییش در کنترل ، مهارت هایی جادویی که در سطح خیلی بالایی هست
می تونه آب فوق خالصی درست کنه . که کاملاً هیچ ناخالاصی توش نیست
. قابلیت رسانایی الکتریکی آب فوق خالص تقریباً صفره
... که یعنی
. آذرخش نمی تونه درش جریان پیدا کنه
. جدی ؟ پس دشمن خیلی بدی هم نیست
. در این صورت ، شاید شانس برد داشته باشه
، نمی خوام بگم که شانس برد نداره . اما این مبارزه یه نبرد تن به تن تحاجمیه
. اما ... نگرانم
... ایکی
، البته که می خوام ببره . اما نمی خوام که زیاد به خودشم فشار بیاره
. خوش حال میشم بدون این که زخمی بشه مبارزه تموم بشه
! شیزوکو ! هی ، شیزوکو
استلا سان ؟ چیزی نیار داری ؟
... نه ، اما
! فقط اومدم ببینم یه وقت خیلی استرس نداشته باشی
، یکم استرس دارم . چون اون از حریف های قبلیم خیلی قوی تره
. اما نه اینقدر که روی مبارزه ام تاثیر بذاره
اوه ، که اینطور . اما . حریفت رئیس شورای دانش آموزیه
، ایکی هم نگرانت بود . گفت که نمی خواد خیلی به خودت فشار بیاری
نگرانم بود ؟
فـ ـ فقط خواستم بهت بگم . میام مبارزه ات رو ببینم و پشتیبانیت کنم
! همش همین ! خداحافظ
. استلا چان بازم مثل همیشه هُل شد
. آسون نیست مثل همیشه عادی باشی ، شیزوکو
. پس ... اونا نگرانم شدن
دستِ خودشون نیست . اونا قدرتِ . رایکیری رو با چشم های خودشون دیدن
، اما اگه استلا سان به جای من حریفش بود
. اونی ساما نگران نمیشد
اون بهش اعتماد می کنه . پشتیبانیش می کنه و به مبارزه می فرستش
. به عنوان کسی که کنارش ایستاده و همراهش می جنگه
به عنوان یه شوالیه ... من . به اندازه کافی قوی نیستم که راجب منم اینطور فکر کنه
... شیزوکو
. باید قوی بشم
تمام خانوادهی کوروگانه از اونی ساما . متنفر شدن و اون خونه رو ترک کرد
... اون موقع برای اولین بار فهمیدم
متوجه واقعیت خیلی سنگین و درناکی شدم
. که پشت لبخندش پنهان شده بود
، پس تصمیم گرفتم اگه کسی دوستش نداره
. من کسی بشم که تمام اون عشق رو بهش بدم
. برای همین باید قوی تر می شدم
. در غیر این صورت ، نمی تونم نزدیک خودم نگهش دارم
. آخرش تنهاش میذارم
... شیزوکو . تو
. اما هنوز به اندازه کافی قوی نیستم
. هدف اونی ساما قهرمانی در فستیواله
، برای رسیدن به اونجا . باید به اندازه استلا سان قوی باشم
، توی مبارزه فردا . ثابت می کنم که منم شایسته اش هستم
. تودو توکا رئیس شورا رو شکست میدم
! و اونی ساما می تونه ببینه که منم توانش رو دارم
! این همون مبارزه ایه که منتظرش بودیم
، اون خواهره کوروگانه ایکی ـه
بین سال اولی ها نفر دوم . و بعد از شاهزاده سرخ بهترینه
! تمام دوازده مبارزه اش رو برده
یعنی دوباره حریفش رو !به ته اقایانوس عمیق میکشه ؟
، اون جادوگر اقیانوس عمیق ـه
! "کوروگانه شیزوکو ملقب به " لورلی
، و حریفش رئیس شورای دانش آموزی . و همینطور در لیست رتبه بندی ، نفر اول مدرسه است
! اینقدر سریعه که نمی تونی ازش فرار کنی
! اینقدر تیزه که نمی تونی از خودت دفاع کنی
یعنی دوباره برقِ طلاییِ نور اون !توی یه چشم به هم زدن به حریفش ضربه می زنه ؟
پارسال اون جزء 4 مبارز برتر ، در فستیوال مبارزه 7 ستاره بود
. اونم تمام دوازده مبارزه اش رو برده
! "سال سومی تودو توکا ملقب به" رایکیری
، گزارش این مسابقه بر عهده من ، سوکیومی میکازوکی
و تفسیر هم مسابقه هم ! بر عهده سایکو ننه سنسی خواهد بود
... سلام
. که اینطور . قدرتت توی یه سطح دیگه است
... اما دقیقاً برای همینه
. جاری شو ، یویی شیگوره
. غرش کن ، ناروکامی
این نشون میده چقدر ... تونستم اونی ساما رو توی 5 سال گذشته دوست داشته باشم
. حدم رو می شکونم
! بعدش می بینه که به اندازه کافی قوی هستم
! شروع کنید
اوه ، چه خبره ؟ ! هیچکدوم حرکتی نمی کنن
ننه سنسی ، چه خبره ؟
خب ، منتظرن ببینن ، حریفشون چه حرکتی می کنه
اونا هر دو به اندازه ای قوی هستن . که بتونن قهرمان 7 ستاره بشن
. هرکی بی دقت حرکتی بکنه باخته
فقط این نیست ، شیزوکو نمی خواد . اولین حرکت رو توی این مسابقه انجام بده
تودو سان قوی ترین اسلحه ای که می تونه . توی فاصله نزدیک ازش استفاده کنه رو داره
. برگ برنده اش
آره . اون هنر اصیل خیلی قوی و شدید بود
... که لقبش رو ازش گرفته
. تکنیک شمشیرکِشی فوق العاده برقی ، رایکیری
، در گذشته ، هرموقع که از رایکیری استفاده کرده . بدون استثنا تمام مسابقات رو برده
، هر موقع می کشش بیرون و آزادش می کنه . می تونه مطمئن باشه دشمنش رو زمین میزنه
. به معنای واقعی کلمه ، قوی ترین اسلحه ای هست که داره
اما پارسال توی فستیوال مبارزه 7 ستاره باخت ، نه ؟
. پس باید یه راهی باشه تا جلوش رو گرفت
نه . بلیزری که تودو سان رو شکست داد . و مبارزه آخر رو برد از نیزه استفاده می کرد
. اون بیرون از محدوده حملهی رایکیری می ایستاد
به عبارتی دیگه . حتی قهرمان 7 ستاره هم از رایکیری می ترسید
هیچ کس تا حالا توی . مبارزه نزدیک حریفش نشده
، تا پا توی اون محدوده بذاری
توسط شمشیرش که از . آذرخش هم سریع تره بریده میشی
. و البته ، شیزوکو اینو می دونه
. برای همینه اول حمله نمی کنه
. درسته . تمام این مسابقه رو دفاعی بازی می کنه
. شیزوکو توی مبارزات جادویی از فاصله دور قویه
دلیل خوبی نداره که بره توی محدوده ای . که به ضررش میشه
. یخ بزن ، تودو هیگن
. سویرودان
جا خالیش داد ، و در جا یک ضد حمله . از فاصله دور با دقت زیاد کرد
. انتظارشو داشتم
! شوها سویرن
!داره با قدرت فشار میاره ؟
. آره . تودو سان متوجه برتریش شده
، برای ادامه دادن شوها سورین . شیزوکو باید همینطوری به درست کردن آب فوق خالص ادامه بده
در طرف دیگه هم تودو باید همینجور . به آزاد کردن حملات آذرخشی ادامه بده
. طبیعیه که تفاوت سرعتشون آشکار میشه
، تودو سریع فکر می کنه . و شیزوکو عمیق فکر می کنه
، زمانی که شیزوکو داره دفاع می کنه می تونه حریفش رو بگیره
. و همینطور با یک تیکه بزرگ یخ بهش حمله کنه
. انجام 3 کار همزمان . چه کنترل عالی از قدرت جادویی داره
! شـ ـ شگفت انگیره ! چه مبارزه سطح بالایی
. رئیس واقعاً قویه
. می دونم . جز 4 نفر اول شد
اون سال اولی که داره پا به پاش می جنگه چی ؟
. تماشاچی ها دارن راجب نبردشون حرف می زنن
!کی این مبارزه رو می بره ؟
. خب ، چیزه
! نمی دونم
. شیزوکو خوب می جنگه
. آره . بیش تر از همیشه هیجان داره
پا به پا ، ها ؟
. نمی فهمم
چطور به حملهی ناگهانی جواب داد ؟
براش غیر ممکنه تا . کاملاً قدرت کنترل قدرت جادویی منو ببینه
. تازه بالای سرشم که یه نقطهی کوره
اما اون ... ؟
چیزی رو می بینه که من نمی بینم ؟
. مبارزه تنگاتنگیه
. همینطور به نظر میاد ، معاونِ رئیس
. سال اولی های امسال واقعاً یه چیزی بارشونه
. پس کسی دیگه هم مثل کوروگانه کون و استلا چان هم هست
آره . اصلاً تصورشو نمی کردم . اینقدر خوب مقابل رئیس مبارزه کنه
. می دونم . ازش چیزی کم نداره
. یه مبارزه مساویه
. حداقل از فاصلهی دور ...
اون چی بود ؟
! اوه ! با دقت جاخالیش داد
. موندم چه اتفاقی افتاد . به نظر میومد حواس کوروگانه یه جا دیگه بود
! نمی فهمم . یه لحظه هم ازش چشم بر نداشتم
! اما ... حواسم یه جا دیگه بود ؟ غیر ممکنه
. در هر صورت اون بد بود باید مطمئنم شم که ــــ
! شیزوکو
! چه سوپرایزی ! اون سایهی آبیش بود که بریده شد
... کوروگانه با موفقیت شمشیرِ رایکیری رو جاخالی داد
! یا شاید هم نه ! نه ، موفق نشد
! کوروگانه بالاخره زخمی شد
پس تودو توکای رایکیری ! اولین آسیب رو می زنه
، اصلاً نمی تونم ببینمش . نمی دونم چه تکنیکیه یا چطوری حرکتش رو مخفی می کنه
... شیزوکو
چه خبر شده ؟ لورلی و رایکیری ، اولِ مبارزه با هم مساوی بودن
. اما الان تنها کاری که لورلی می تونه بکنه فرار کردنه
چطور اینو توضیح میدید ، ننه سنسی ؟
!چی ؟
هی ، ایکی . برای شیزوکو چه اتفاقی افتاد ؟
چرا دیگه به کندی جواب حملات حریفش رو میده ؟
، می دونم ، رئیس معمولی حرکت می کنه . اما مثل اینکه شیزوکو نمی تونه اونارو ببینه
. احتمالاً باید همین باشه
چی ؟
. شیزوکو واقعاً نمی تونه حرکاتش رو ببینه
. قبلاً همچین چیزی رو یه بار دیده بودم
. حرکتِ سایکو ننه سنسی بود
. کارِت درسته ، کوروبو
. فکرشو می کردم متوجه اش بشی
سایکو سنسی ؟ مگه تو نباید مسابقه رو تفسیر کنی ؟
. نگران اون نباش ، به اون میگن نوکیاشی
یک ترکیب قدم های مخفیانه . و تکنیک های نفس کشیدن از هنرهای رزمی باستانیه
. بذار بهت نشون بدم
می بینی ؟ ! واو چه سینه های گنده ای داری
! خیلی هم نرم هستن
!اه ! چـ ـ چـ ـ چیکار داری می کنی ؟
. شاید اگه ماساژشون بدم مالا خودم بزرگ تر بشن
! پـ ـ پس مالا خودتو ماساژ بده
! اسکول من که چیزی ندارم تا بگیرمش
چرا داره عصبانیتشو رو من خالی می کنه ؟
چطور کار می کنه ؟
برعکس ماشین ها ، انسان نمی تونن ، جزئیات همه چیزهای که می شنون و می بینن رو تشخیص بدن
. چون مغزمون هنگ می کنه
نوکیاشی راجبِ پنهان کردن وجودت
. زیر ذهن ناخودآگاه حریفته
، در نتیجه ، شیزوکو داره به تودو سان نگاه می کنه
. اما نمی دونه که می تونه اونو ببینه
، قطعاً چشماش دارن حرکات تودو رو دنبال می کنن
اما ذهنش اونارو به عنوان ، اطلاعات غیر ضروری طبقه بندی می کنه
. و باعث میشه غیر قابل تشخیص بشن
و این تا آخرین لحظه ای . که زندگیت توی خطره ادامه پیدا می کنه
درسته . از کجا فهمیدی ؟
... مدیر
اصلاً فکر نمی کردم یه دانش آموز . بتونه کاری رو که شاهزاده شیطانی انجام میده رو انجام بده
. درواقع ، این طبیعیه
. ننه و تودو شاگردِ یه شوالیه بودن
راست میگی ؟ راستی ، استادشون کیه ؟
. نانگو توراجیرو
منظورت نانگو ، نبردِ خداست ؟
! وایسا ببینم ، کو چان
! هیچوقت اون حرومزادهی پیر رو استاد خودم به حساب نیاوردم
چرا خجالت زده شدی ؟
چون اون کفش چوبی می پوشه تو هم کفش چوبی می پوشی ، آره ؟
نـ ـ نـ ـ نه ! توی یه برنامه تلوزیونی - ! شنیدم که پوشیدن این کفش ها یبوست رو خوب می کنه
! از دستِ تو ! برو مسابقه رو تفسیر کن نـ ـ نـ ـ نه ! توی یه برنامه تلوزیونی - ! شنیدم که پوشیدن این کفش ها یبوست رو خوب می کنه
! از دستِ تو ! برو مسابقه رو تفسیر کن
، کوروگانه . اگه تونستی خوب متوجه اون حقه بشی
... پس شرط می بندم می دونی که
. خواهرت نمی تونه نوکیاشی رو بشکونه
چی ؟
بخوام صادقانه بگم ، از اینجا به بعد . برای شیزوکو خیلی سخت میشه
... نه
اگه چیزی داره که می تونه در برابر رایکیری ، توی فاصله نزدیک ازش استفاده کنه
. شاید هنوز شانسی داشته باشه
... ولی اگه نداره
! شیزوکو ! تلاشتو بکن دختر
خوشحالم نمی کنه
. که می شنوم داری تشویقم می کنی
. اما ! استلا سان حتماً به فستیوال راه پیدا می کنه
. اونی ساما هم همینطور
. پیش خودم قسم خوردم که از حدم فرا تر برم
. تا ثابت کنم چقدر تونستم دوستش داشته باشم
. برای انجام این ، نمی تونم اینجا تسلیم شم
. منم می برم ، و به فستیوال میرم
... همراه اونی ساما و بقیه
! به فستیوال مبارزه 7 ستاره میرم
، واو ! لورلی که فقط داشت دفاع می کرد ! هنوز بیخیال مبارزه نشده
. تعجب می کنم اگه چیزی به ذهنش رسیده باشه
. چیزی مثل اون پیدا نکردم
. اما تونستم تصمیمم رو بگیرم ، تا وقتی که نمی تونم ببینم داره بهم نزدیک میشه
. نمی تونم توی حالت دفاعی بمونم . باید حمله کنم
! جلوش رو می گیرم . حملات شکست ناپذیرِ فاصلهی نزدیکش رو
معنی : حصارِ سفیدِ شب
. بیاکویا ککای
! اوه ! تمام میدون مبارزه رو با مه پوشوند
! نمی تونم چیزی ببینم
توی این مه جادویی ، تنها کسی که . می تونه آزادنه حرکت کنه منم ، کسی که ساختش
معنی : شمشیرِ خونین رنگِ آب
. هیسویجین
هیچی توی این دنیا وجود نداره . که آب نتونه اونو ببُره
. بازی ادامه داره
! رایکیری
! یـ ـ یه فلشِ آذرخش ! با یک ضربهی شمشیر بُریدش
، بازی تمومه ! رئیس شورای دانش آموزی
"تودو توکا ملقب به " رایکیری ! این مبارزه مرگبار رو پیروز شد
. هی ، ایکی
بعد از دیدن این ، هنوزم میگی نمی خوای خیلی به خودش فشار بیاره ؟
. می دونم آلیس ، همه چیز رو دیدم
حملهی آخر شیزوکو . یه حملهی بی باکانه که باعث شکستش میشه نبود
. بهترین حرکت برای پیروزی بود
. تودو سان فقط اونو دفعش کرد
. بیدار شدی
آلیس ... من باختم ؟
... شیزوکو ، خب ، می دونی
، معذرت می خوام ، میشه لطفاً تنهام بذارید
فقط ... واسه مدت کوتاهی ؟
. امروز خیلی خسته ام
. خیله خب ، بیا بریم استلا
. بـ ـ باشه
اون خوب میشه ، درسته ؟
. آره
. قوی میشه
چرا هنوز اینجایی ؟
خب ، چی فکر می کنی ؟
. بهت گفتم تنهام بذار
. می دونم . شنیدم
پس چرا ــــ
آ ... آلیس ؟
. کارت خوب بود
. برادرت ... تا آخر مبارزه تماشات کرد
، من کسی نیستم که بخوای ازش محافظت کنی
. یا بخوای شکست بدی
. پس ... دیگه نیازی نیست اینقدر سختی به خودت بدی
. که اینطور . شیزوکو ... باخت
... پس راجب حرکت بعدی
. هر کاری می خوای بکن
. متوجه شدم
زندگی راهیست شرور ، می گذرم از روی آن
چیزی که بهش برخورد می کنم سرنوشته ؟ رویای واقعی همون سرزمینی هست که در اون بیدار شدم
بازگشت به زمان اساطیر و فراتر از اون
پرنده ای آتشین هستم
که آغوش پادشاه رو رها کردم
و به سوی آسمان سرخ پرواز کردم
... چه سفر طولانی ای
خاطرات همراه شن ها شناور هستن
حالا در آغوش تو هستم
... بالاخره صلح رو آموختم ، اما
با این حال بال هام رو تبدیل به شمشیر کردم
عشق راهیست شیطانی ، می گذرم از زیر آن
چیزی که پوشیدم یک زره سرخ خارداره
اگر این گوشت و خون گُل مرگه
می خوام که شمشیرت باعث بشه شکوفه بزنم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.