Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
حالا ، مسابقات انتخابیِ مدرسه ، به جاهای حساس رسیده
! و هر مسابقه پر از هیجانه
و کسی که توجه همه رو به خودش جلب کرده ، کسیِ که قبلاً بهش می گفتن بد ترین
! اما الان بهش میگن " دیگری " کوروگانه ایکی
! دوازده پیروزی ساده پشت سر هم
! چه هوای تازه ای . دَم مدیر گرم انتظارشو نداشتم
. آره . خوبه که همچین موقع ای 1 هفته بری تعطیلات
. فقط این نیست ، برنامه یه سفر هم برامون گذاشت
شما امید سال اولی های ما هستید ، برای همین . شما رو به کمپ تمرینی مدرسه توی اوکوتاما دعوت می کنم
... خوب تمرین کنید
! خیلی ممنون
. نمی تونستیم تنهایی با هم بریم
توی ژاپن به این میگن " سفر قبل از ازدواج " درسته ؟
... چی ؟ نه دقیقاً
. واو ! نگاه کن ایکی ! خیلی قشنگه
! هی ! بعداً بریم ببینیمش
! می خوام از نزدیک ببینمش
. خب ، فکر نکنم اشکالی داشته باشه . انگاری داره کلی بهش خوش میگذره
Forums.AnimWorld.net
Bloodrose مترجم
، جای بالاتری رو هدف می گیرم ، دنیای دلیرانهی جدید
با نوک شمشیر پر شورم
روحم رو در این مکان حک می کنم
نمی ذارم کسی به هویتم دست بزنه
ضربان قلبم که شروع به تند تر زدن می کنن
سرنوشتم در این لحظه رقم خواهد خورد
عزم راسخم رو مسخره کن ، مغرور و متکبر باش
! شک و تردید هام رو له میکنم ، بیا بریم جلو
( همین حالا همین الان بریم جلو )
، برای همینه که الان می شکونمش
آره ، در سنگینی که جلوی فردا رو گرفته
، تا آخرش از تمام توانت استفاده کن
با ذهن هشیارت
، با یه ضربه بشکونش
آره ، در سنگینی که فردا رو نمی پذیره
، احیا شو ، زمان فرا رسیده
اوج هیجان در آخرین لحظات
وقت رسیدن به اوج ـه
. این هفتمین باره ، شیزوکو
تطعیلات شاهزاده
ها ؟
. داری میذاری خوشبختیت از دست بره
همون موقع که نتونستم جلوی سفر اونی ساما . و اون عشق سکس رو بگیرم فاتحه خوشبختیم رو خوندم
. اگه حداقل تو باهام میومدی ، احساس بهتری می کردم
. متاسفم . قبلاً برنامه چیدم
. آره ، می دونم
. راستی شیزوکو ، بذار یه چیزی رو بهت بگم
سفری که اونا رفتن هیچ چیز خوبی . مثل سفرِ تعطیلاتی خصوصی نیست
. حس زنونه ام اینو میگه
ها ؟
. یکم سرده
حالت خوب ؟ ژاکتم رو می خوای ؟
ها ؟ چیه ؟
. نه . فقط مثل حرف های عشقولانهی عاشق و معشوقه بود
... جدی ؟ اما می دونی که ، درواقع ، ما
... می دونی
آره ، عاشق همدیگه ایم ؟
! ا ـ استلا
چیه ؟
! اونا اعضای شورای دانش آموزی هستن
! دارم میام ! آماده باش
! یه ضربهی عمیق ! اما با پاهام می تونم بگیرمش
! بد نیست
! هنوز نه
این ورزش عالی چیه که اصلاً هیچ چیزش به بدمینتون نمی خوره ؟
. هر چیزی که هست ، داره کمک می کنه
. ما که مجبور نیستیم با رنرن بازی کنیم
بازی با کسی که همچین . سرعت احمقانه ای داره خسته کنندست
. گرچه امروز هم نیومدیم اینجا تا بازی کنیم
جدی ؟ باید برای شورا کار کنید ؟
آره راستش . اما خودتم برای همین اومدی اینجا ، نه ؟
ها ؟
نشنیدی ؟
ها ؟ چیو ؟
تمیز کردن کمپ آموزشی ها ؟
آره . از الان یک ماه ، نماینده های . دانش آموز ها باید اینجا تمرین کنن
، قبل از اون هم . باید تمیزش کنیم
. کارِ شورا از اون چیزی که فکر می کردم خسته کننده تره
موندم لباس هات کثیف نمیشن ؟
. مشکلی نیست . نمیذارم کثیف بشن
، به اندازه کافی آدم نداریم . برای همینم از مدیر خواستم برامون کمک بفرسته
. کـ ـ که اینطور
. خوشحالم که افراد قابل اعتمادی رو می فرسته
. این به کنار ، توکا مردهی اینه که یک بار تو رو ببینه
!توکا ؟ منظورت رئیس شورای دانش آموزیه ؟
. آره ، تودو توکا . ولی امروز داره وقت تلفی می کنه
. معاون رئیس ، داری گمراهش می کنی
. فقط بخاطر یه ماموریتی که داره ، یکم دیر میاد
راست میگی ؟
! اما ما که با هم خوبیم
... فکر کردم فقط من و ایکی توی این سفر باشیم
کوروگانه
. به خونه خوش آمدید ، شیزوکو ساما
دوست دارید چیزی بنوشید ؟
. نه ، ممنون . تنهام بذارید
اومدم خونه ، اونی تاما . دلت برام تنگ شده بود ؟
الان می خوای بری اون آبشار رو ببینی ؟
. آره . خیلی دوست دارم از نزدیک ببینمش
مگه نه ، ایکی ؟
هممم . فقط شما دو نفر ؟
. آ ـ آره دیگه
. اوه ، که اینطور
خـ ـ خب ... کارمون با تمیز کاری تموم نشد ؟
. چرا . خیلی ممنون
، حتی اگه چیزی رو فراموش کرده باشیم . توکا رو مجبور می کنیم انجامش بده
. تا آبشار تقریباً یک ساعت راهه
. قبل از غروب آفتاب باید برید ببینیتش
. بله . پس دیگه میریم ، استلا
استلا ؟
! ها ؟ باشه بریم ! بعداً می بینمتون بچه ها
! خداحافظ ! تمام تلاشتون رو بکنید
توی چی ؟
کی می دونه ؟
. از چیزی که فکر می کردم شیبش تند تره
. می تونه برای تمرین ـمون خوب باشه
اینطور فکر نمی کنی ، استلا ؟
استلا ؟ خسته شدی ؟
. ها ؟ نه . خوبم
... اما یادمه ، استلا
. واسه ناهار فقط دو کاسهی بزرگ خوردی
... معمولاً ، خیلی راحت هفت ها می خوری
! فقط گرسنه ام نبود ! چون به اندازه کافی تمرین نکردم
! غیر ممکنه
اگه می خوای ، می تونیم به کمپ برگردیم و ــــ
. نه ! بالاخره تنها شدیم
... اما استلا
! یه کوچولو جاده کوهستانی که چیزی نیست
! زودباش بیا بریم
. بـ ـ بله
. این اونی ساما هم کاوایی ـه
اینطور فکر نمی کنی ، اونی تاما ؟
. شیزوکو ساما
چیه ؟
. ارباب توی اتاق پذیرایی منتظر شما هستن
پدرم ؟
استلا ... واقعاً حالت خوب نیست ، نه ؟
، آره . راستش رو بخوای ، بدنم سنگین شده
. سرم گیج میره و احساس می کنم دارم بالا میارم
شاید بوسه اون روزی حامله ام کرده ؟
. ها ؟ فکر نکنم همچین چیزی ممکن باشه
بیماری صبحگاهی : به حالت تحوع زنان حامله بیماری صبحگاهی هم میگن
اما این ... چیزی نیست که بهش میگن " بیماری صبحگاهی " ؟
خب ، فکر نمی کنی فقط سرما خورده باشی ؟
. سرما خوردگی ؟ اوه ، که اینطور
. پس این همون چیزیه که خیلی راجبش شنیدم ، سرما خوردگی
. اصلاً نمی دونستم
!منظورت اینه ، قبلاً هیچوقت سرما نخوردی ؟
. درسته . واقعاً تعجب آوره
. اصلاً نمی تونم طوری که می خوام بدنم رو تکون بدم
. زودی باید برگردیم به کمپ
. ببخشید که سفر رو خراب کردم
. نگران نباش
! بدترین زمان ممکن
. خوشحالم یه خونهی کوهستانی اینجاست
. ممنون
. یه لحظه
. می دونستم . تبت بالاست
. استلا ، باید لباس های خیس رو در بیاری
. اونا فقط دارن دمای بدنت رو پایین میارن
! فهمیدم ، منم لباس هام رو در میارم
ها ؟
اگه دو تا لخت بشیم دیگه خجالت نمی کشی ، درسته ؟
ها ؟ چیه ؟
. یادِ بار اولی افتادم که همدیگه رو دیدیم
... تو مثل ... خیلی یهویی
. ا ـ اوه ، آره . درسته
بار اولی که همدیگه رو دیدیم . تو منو لخت دیدی ، پس اشکالی نداره
استلا ، اجازه هست برات درشون بیارم ؟
. حتماً . لطف می کنی
... باشه . پس
، اگه بد انجامش بدم . ممکنه استلا خجالت بکشه
! پس باید تا می تونم منظم انجامش بدم
. نوبت پیراهنت ـه
. بـ ـ بله
. تونستم خودمو کنترل کنم
. ایکی
چیه ؟
خب ، می تونی ... چیزه ... سوتین ام رو در بیاری ؟
!ها ؟
. به زور دارم نفس می کشم
. فقط باید جلوش رو باز کنی
. حـ ـ حتماً ... باشه
... ممنون . احساس ... خیلی بهتری دارم
. خـ ـ خواهش می کنم
. ببخشید اینقدر دردسر درست می کنم
. اینطور نیست . سرما خوردی . تقصیر خودت که نیست
... اینم هست ، اما می دونی ... انگاری ... خیلی داری اذیت میشی
ها ؟
. منظورم اینه ، داری منفجر میشی
اوه ، می تونم توضیح بدم . برای مرد ها . بعضی وقت ها خیلی سخته خودشون رو کنترل کنن
، پس اگه ازش چشم پوشی کنی ... خیلی ممنون میشم . منظورم اینه که
! متاسفم
. نه . معذرت خواهی نکن
. ناراحتم نمی کنه اگه تو باشی
. بیشتر خوشحالم می کنه
. که بخاطر من تحریک میشی
ا ـ البته ! چطور میشه نشم ؟
. میگم ایکی
جان ؟
می خوای باهام ... انجامش بدی ؟
!چی ؟
ا ـ استلا ، می فهمی چی داری میگی ؟
. آره ، می فهمم
. متاسفم
. الان نمی تونم به این سوال جواب بدم
استلا . می خوام با افتخار بتونم . به بقیه بگم که دوستت دارم
، اما اگه الان وارد همچین رابطه ای با تو بشم
فکر نکنم بعداً بتونم جلوی پدر و مادرت . یا خانوادهی خودم با افتخار وایسم
، ممکنه فکر کنی من ترسو ام . اما این چیزی نیست که بتونم بیخیالش بشم
. پس ... متاسفم
. نه . اشکالی نداره
. این یعنی توی رابطه مون جدی هستی
. ممنون
. تلفن ـه . شاید نگرانمون شدن . میرم جواب بدم
. الو ؟ بله ، کوروگانه هستم
. اوه ، خیلی ممنون . آره ، توی خونهی کوهستانی هستیم
. واقعاً شیطونم
. که اینطور ، که اینطور
. پیداشون کردم
. حالا ، وقشته بذاریم وحشی بشه
. دارم میام تو
صدام کردی ، پدر ؟
. شیزوکو . خیلی وقتِ ندیدمت
. لطفاً فقط بهم بگو چیکار داشتی
. بشین . بیا یکم حرف بزنیم
، اگه کار مهمی باهام نداری . پس بر می گردم به اتاقم
. فقط بخاطر نامهی مامان برگشتم
. من مجبورش کردم اون نامه رو بنویسه
چی ؟
، اگه نامه از طرف من بود . حتی زحمت نگاه کردن بهش رو هم نمی دادی
. باید درست گفته باشم
چیکار می خوای کنی ؟
می خوام حالِ دخترم که دور از . پدر و مادرش زندگی می کنه رو بدونم
این کافی نیست ؟
. مطمئنم که راجبم توی فدراسیون شنیدی
البته که راجب رکورد مبارزاتت . توی مسابقات انتخابی شنیدم
. دوازده بازی ، همه بُرد . این اسم کوروگانه رو زنده می کنه
. باعث افتخارم هستی ، شیزوکو
با توانایی هات مطمئنم که . برای نمایندگی انتخاب میشی
فقط بی دقتی نکنی ــــ
. اونی ساما هم داره میبره
اون چی ؟ باعث افتخارت نیست ؟
ایکی ؟
. یا ... شاید اصلاً بهش اهمیت نمیدی
!همینطوره ، پدر ؟
. اینطور نیست
. تو یه دوروغ گویی
! استلا
ایکی ؟
. اینجا بمون ، حساب اونا رو میرسم
. بیا پیشم ، اینتتسو
! اولین شمشیر مخفی ، سایگکی
!چی ؟
!این دیگه چه کوفتیه ؟
اصلاً چرا دنبال ما هستن ؟
! ایکی
! استلا
! استلا
! استلاااااااا
! متاسفم که منتظر موندی ، استلا چان
رنرن سنپای ؟
! سایجو سان
. بذار ما حساب اونارو برسیم ، کوروگانه
! یه آدم مریض باید استراحت کنه
استلا ... حالت خوبه ؟
ایکی ... تو چی ؟
. آره . تا حدی
! درست به موقع رسیدیم
. خوبه . خوشحالم
... میسوگی سان
دشمن های حقه بازی هستن ، نه ؟
آره . هیچوقت تموم نمیشن اگه . فقط عروسک سنگی ها رو بزنیم
باید یه جایی یه بلیزر باشه . که داره اونا رو کنترل می کنه
. احتمالاً حق با تو باشه . فکر کنم کار یه " استفاده کنندهی سیم فولادی " باشه
استفاده کننده سیم فولادی ؟
یه بلیزر که با استفاده از رشته های جادویی . مواد معدنی رو از راه دور کنترل می کنه
بعضی از اون ها قادر هستن تا . اجسام رو در دورتر از ده ها کیلومتر کنترل کنن
پس چیکار باید کنیم ؟
مهم نیست چقدر دور باشن ، اول تا آخرش . با یک نوع قدرت جادویی به هم متصل هستن
، پس اگه تا آخرش دنبال رشته بری . طرف رو پیدا می کنی
معنی : برُش ساعقه
! رایکیری
اوه ؟ یه حملهی رعد و برقی از طریق سیم فرستادن ؟
. خب ، اشکالی نداره
. راه های دیگه ای هم هست تا جلوش رو بگیریم
. مثل همیشه موثر و عالی بود ، رئیس . تو شاهزادهی ما هستی
اون توی فستیوال مبارزه 7 ستاره پارسال . جزء 4 نفر اول بود
! همینطور قوی ترین شوالیهی آکادمیِ هاگون
... تودو توکا
. که اینطور . جالبه
مدیریت آکادمیِ هاگون به : کوروگانه شیزوکو موضوع : مبارزات انتخاباتی فستیوال مبارزهی 7 ستاره حریف شما برای مبارزه 13 اُم مشخص شد شما در برار تودو توکا از کلاس 3-3 یکی از اعضای . شورای دانش آموزی مبارزه می کنید
. یه حریف ارزشمنده
زندگی راهیست شرور ، می گذرم از روی آن
چیزی که بهش برخورد می کنم سرنوشته ؟ رویای واقعی همون سرزمینی هست که در اون بیدار شدم
بازگشت به زمان اساطیر و فراتر از اون
پرنده ای آتشین هستم
که آغوش پادشاه رو رها کردم
و به سوی آسمان سرخ پرواز کردم
... چه سفر طولانی ای
خاطرات همراه شن ها شناور هستن
حالا در آغوش تو هستم
... بالاخره صلح رو آموختم ، اما
با این حال بال هام رو تبدیل به شمشیر کردم
عشق راهیست شیطانی ، می گذرم از زیر آن
چیزی که پوشیدم یک زره سرخ خارداره
اگر این گوشت و خون گُل مرگه
می خوام که شمشیرت باعث بشه شکوفه بزنم
جادوگر اعماق اقیانوس علیه رایکیری
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.