Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
. خوبه . کافیه دیگه
خب استلا، پس اولین مبارزه ت مشخص شده ؟
. آره ، تازه از مدیریت مدرسه یه پیام گرفتم
. حریف من یه سال سومی به اسم موموناتی ـه
. اوه ، قبلاً یه بار مبارزه کردنش رو دیدم
اسلحه اون یه نوع زرهی کمیاب و ـــ
. وایسا ایکی
من از اون دسته آدما نیستم که قبل از مسابقه بخوان همه چیز . راجب حریفشون رو بدونن
واقعاً ؟
آره . من این مسابقات رو مثل یه تمرین برای آینده میدونم . موقعی که به بلـیزر های ناشناخته بر میخورم
. که اینطور . فکر نکنم که تو همیشه توانایی های اونا رو بدونی
البته ، منم فکر میکنم مهمه که راجب حریفت تحقیق کنی . درست مثل کاری که تو میکنی
چیه ؟
. فکر کنم یکم عجیب باشه
. ما رقیب همدیگه هستیم ، ولی مثل بقیه رقیب ها رفتار نمیکنیم
. اولین زنگ رو زدن ، بیا بریم
... ها ؟ اه
! ایکی
امروز جمعه ـست درسته ؟
. آره
پس یعنی فردا شنبه ـست و مدرسه تعطیله ، درسته ؟
... خب ... پس
... بـ ـ به طور فرض
چی اگه تو و من ... میدونی ... بریم سر قـ ـ قـ ـ قـرا ـــ
. مـ ـ متاسفم
راجب حریفته ؟
پیام ارسال کننده : شیزوکو کوروگانه دریافت کننده : ایکی کوروگانه [ موضوع : [ ندارد اونی ساما ، فردا بیکاری ؟ دوست داری با من بیای خرید ؟ شیزوکو
! شیزوکو
. حتماً ، خوشحال میشم
ارسال
!!! آهایی
!ها ؟ چـ ـ چیه ؟ چیه ؟
Forums.AnimWorld.net
Bloodrose مترجم
بدترینه 3
. واقعاً سوپرایز شدم
اصلاً انتظار نداشتم شخص اشرافی ای مثل شما
. علاقه ای به اوقات فراغت مردمان عادی مثل من و برادرم داشته باشه
وقتی بهش گفتم که میخوام بیشتر راجب ژاپن بدونم ... بهم گفت اگه بخوام میتونم باهاش بیام
. ارباب من ، ایکی
شاهزاده خانم ، چیزی که شما نیاز دارید داشتن نگرش خوب و مطالعه و تحقیقه ، اینطور فکر نمیکنید ؟
. این دقیقاً کاریه که من کردم ، مطاله و تحقیق
بیرون رفتن با یه دختر منحرف که لب های برادر خودش رو میبوسه ؟
. خیلی خطرناکه
خب ... شما کی هستین ؟
. شیزوکو ازم خواست که باهاش بیام
.من هم اتاقی اون هستم ، آریسوین ناگی
. منو آلیس صدا کن
آلیس ؟
! نه ! این قدر مستقیم بهم نگاه نکن
. منحرف چش چرون
. اوه ، متاسفم
خـــــیره شـــــدن -- . اوه ، متاسفم --
خیره شدن -- اما شما مَردی دیگه ؟
. از نظر دَم و دستگاه ، بله هستم
خـــــیره شـــــدن -- . به طور بیولوژیکی ، بله هستم
خـــــیره شـــــدن -- . اما قلب من ، قلب یه دوشیزه پاکه
خـــــیره شـــــدن -- ... خب ، راستش نمیدونم چی باید بگم
خـــــیره شـــــدن
خـــــیره شـــــدن -- . تو یه مرد جدی هستی
. اما فکر میکنم همینم شگفت انگیزه
خـــــیره شـــــدن اما فکر میکنم همینم شگفت انگیزه
. شاید سعی کنم تو رو هم از راه به در کنم
! دارم شوخی میکنم ، شوخی ، پس اون رو بذار کنار شیزوکو
! شیزوکو دوباره داری قوانین مدرسه رو میشکونی
. واو ، پس این یه مرکز خرید توی ژاپن ـه
. شیزوکو ، لباس های قشنگی پوشیدی
. آره ، آلیس اینارو برام انتخاب کرد
هـ ـ هی شیزوکو ، چیکار داری میکنی ؟
منظورت چیه " چیکار " ؟
. این یه رابطه فیزیکی خیلی معمولی بین اعضای خانوادست
اون موقع ها هم موقع قدم زدن دست همدیگه رو میگرفتیم مگه نه اونی ساما ؟
. آره فکر کنم
... پـ ـ پس شاید منم بتونم
چی ؟ تو خدمت کار اون هستی ، درسته ؟
. البته ، اشکالی نداره اگه میخوای دستش رو بگیری
اما گرفتن دست جنس مخالفی که یکی از اعضای خانوادت نیست
. یعنی یه حس خاصی نسبت بهش داری
یعنی ممکنه که تو ـــ
. نه ! اینجوری نیست ، من خدمتکار اون هستم
. همش همین
پس دیگه نیازی نیست که دستش رو بگیری ، درست میگم ؟
. خب ، بیا بریم ، اونی ساما
. بـ ـ باشه
اونی ساما ، امروز چی بخوریم ؟
. هرچیزی خوبی که بود
. پس لطفاً منو بخور
سیسکو : کسی که عاشق خواهرشه
! ایکی احمق ! سیسکو ! بی بته ! زن زلیل ! منحرف ! سیسکو
. شیزوکو امروز خیلی هیجان زده شده -- ! ایکی احمق ! سیسکو ! بی بته -- ! زن زلیل ! منحرف ! سیسکو
. هی ، دیگه وقت تعویض شیفته
... آره ، درسته ، پس
! خیلی خوشمزست
آره ، خیلی غلیظ و شیرینه . آخرشم یه مزه خوبی ته زبون میمونه
اینطور نیست ؟ چند وقتی میشه یه جای خوب مثل اینجا پیدا کردم . برای همین خواستم بهتون بگم
. برای خوردن بستنی ، یه جا توی طبقه سوم رو پیشنهاد میکنم
. خیلی جاها رو بلدی
خب وقتی بحث چیزای شیرین و خوشمزه یا لباس های قشنگ باشه هیچکس رقیب آلیس نمیشه ، درسته ؟
. این چیزی که من براش زندگی میکنم
. اوه ، شیزوکو
. لباس خوشکلی پوشیدی ، برای همینم باید بیشتر مراقب باشی
ها ؟ تو از اون دسته از آدم هایی که فقط قدرت تهاجمی دارن و قدرت دفاعی ندارن ؟
خـ ـ خـ ـ خفه شو آلیس ، یـ ـ یـ ـ یهویی بود . بـ ـ برای همینم ، سـ ـ سوپرایز شدم
چـیه ؟ چیزی روی صورتمه ؟
! واقعاً تعجب میکنم که فکر میکنی چیزی روی صورتت نیست
اگه چیزی رو صورتمه . اشکالی نداره همونطوری که مال شیزوکو رو تمیز کردی مال منم تمیز کنی
. مال تو رو نمیشه با دست تمیز کرد
. میرم یه حوله بیارم
! هـ ـ هی ، ایکی
استلا سان ... نکنه خل شدی ؟
. خیلی ناز شدی . اینقدری که دوست دارم برات جوونه بزنم
. خـ ـ خفه شو
تعجب میکنه که
. شیزوکو با تو اینقدر گرم گرفته
اوه ؟ اینقدر تعجب آوره ؟
اون پیش مردم خیلی حساس و خجالتی ـه . و از اون جور دخترا نیست که با همه دوست بشه
. مخصوصاً با پسرا
. خب ، من یه زن ام
. من ... فقط میخواستم ازت تشکر کنم
. ممنون که با اون دوست شدی
. درست مثل چیزی که شیزوکو راجبت گفت
، تو قوی و خیلی مهربونی
... اما
... دقیقاً برای همینه که تو
. نه ، هیچی ، فراموشش کن
چی شده ـــ
... عجب دردسری
. این دستور بیشو سان ـه . باید انجامش بدیم
! میدونم ، اما
!چند تا شازده پسر اینجا قایم شدن ؟
! هوی ، وایسا
. بهم گفتن هرکسی رو پیدا کردیم گروگانش بگیریم
! میدونم ، میدونم
. اما درجا فهمیدیم که کسی اینجا نیست
... ای بابا
اونا کی هستن ؟
. حداقل میدونم که اونا آدم های خوبی نیستن
... امکانش هست که این مرکز خرید
!رو قاپیده باشن ؟
شاید . میخوای بفهمیم ؟
این اسلحه توئه ؟
. آره ، اسمش راهب تاریکی ـه
. با این میتونم سایه هارو کنترل کنم
. و توی سایه ها حرکت کنم
. بیا بریم ، نگران شیزوکو و استلا هستم
. آره
... استلا ... شیزوکو
. داروی بیهوش کننده بهشون زدن
. که اینطور ، پس وضعیت اینجا رو توی اخبار اعلام کردن
. آره . مشتری هایی که فرار کردن به پلیس خبر دادن
. پلیس اونجا رو محاصره کرده
یادداشت مترجم : انیم قاپ هم باهاشونه ولی اینجا نمیگن
قاپندگان مرکز خرید کیا هستن ؟
. به نظر میاد یه سازمان جنایت کار به همراه یه بلـیزر هستن
. اونا درخواست کلی پول کردن
اگه پول چیزیه که اونا میخوان . باید یه راه آسون تری هم باشه
آدمهایی مثل اون چیزی بیشتر از پول میخوان
. مثلاً این که ببینن مردم وحشت زده شدن و اونا کنترلشون کنن
. پلیس ازت درخواست همکاری کرده
کوروگانه ایکی استلا ورمیلیون کوروگانه شیزوکو آریسوین ناگی
با اختیاری که به عنوان مدیر آکادمی دارم اختیار استفاده از اسلحه هاتون رو . در خارج از مدرسه بهتون میدم
. خیلی ممنون ، خانم مدیر
. فقط جو گیر نشی
! هوی ! بیا نزدیک
. اونا فقط زن ها و بچه هارو گروگان گرفتن
. نفرت انگیزن
. یه نقشه ای دارم ، اما یکم وقت نیاز دارم
ازت میخوام که تا انجام دادنش کاری نکنی
. تمام تلاشم رو میکنم
! خواهش میکنم ! به بچهم صدمه نزن ! خواهش میکنم
! خیلی رو اعصابی ! بتمرگ سر جات
! برا مامانم قلدری نکن
! کوچولوی پُر رو
... پسری که ادب نداره
! نه ! نکن
! باید تنبیه بشه
!لعنتی ! تو یه بلیزر هستی ؟
. داری بیخودی تلاش میکنی . گلوله روی من تاثیری نداره
! خفه
. نمیخوام با شما بجنگم
. بذارید با رئیس ـتون حرف بزنم
احمق نباش ! فکر کردی کی هستی ــــ
! اسلحهت رو بیار پایین ، یاکین
! خب خب خب
. استلا ساما ، دومین شاهزاده امپراطوری ورمیلیون
. ملاقات با شما باعث افتخاره
. پس تو رئیس اونا هستی
. درسته ، من بیشو هستم . از ملاقات با شما خوشحالم
! هوی یاکین چه غلطی داری میکنی ؟
مگه بهت نگفتم با گروگان ها کاری نداشته باش ؟
... متاسفم ... اما اون بچه بهم بستنی پرت کرد
هاه ؟ به خاطر همچین چیز کوچیکی ؟
. نه ، اون بچه کار وحشتناکی باهات کرد یاکین
. بـ ـ بله
اگه بچه ای تربیت نداره تقصیر پدر و مادرشه ، درسته یاکین ؟
! صبر کن
. مجازات برای جنایت و بخشش برای مجازات
. این شعار منه
این زن به خاطر درست تربیت نکردن بچهش گناهکاره
. با جونت بهاش رو بده
. به من خدمت کن ، لوانتین
! این یه تله ـست ! اما با قدرتم حسابت رو میرسم
! حلقه قضاوت
تو قوی و سریع هستی ، اما متاسفانه . نمیدونی این دنیا چقدر بزرگ و ترسناکه
. این اسلحهی منه ، حلقهی قضاوت
. صفتش جنایت و مجازات ـه
، حلقه سمت چپی تمام حمله های که به من میشه رو به عنوان جنایت جذب میکنه . و حلقه سمت راست اون رو به عنوان مجازات آزاد میکنه
. پس یعنی با تمام قدرت خودم بهم مشت زده شد
. اما هنوزم ! تعجب نمیکنم که تو شاهزاده هستی . خودت رو برای مردم عادی توی خطر میندازی
، به شجاعتت احترام میذارم . برای نجات اونا یه پیشنهادی واست دارم
چی ؟
. تو به جای اون ، معذرت خواهی میکنی
! کامل لخت میشی و روی زمین زانو میزنی
! حرومزاده
... آروم باش ، اگه الان حرکتی کنیم
! این شد یه چیزی
! عجب سرگرمی خوبی
. اعصاب فولادین داری
. اما هنوز هم لباس مونده که در بیاری
. پیوند سایه
. من سایهت رو متوقف کردم ، متاسفم
... بذار ... برم
توانایی شیزوکو برای کنترل قدرت جادویی . توی مدرسه بهترینه
به خواهرت اعتماد کن ، بدون این که کسی متوجه بشه . اون میتونه یه حصار جادویی بسازه
شوها سورین : دیوار موجی
! شوها سورین
چـی ؟ - ! شوها سورین -
! لعنتی یه بلیزر دیگه هم بود ؟
! در این صورت ، همه رو بکشید
! یـــــی هــــا
. بقیهش رو میسپارم به تو ، اونی ساما
. بیا پیش من اینتتسو
. یکی دیگه هم اون بالاست
. ایتو شورا
. الان ، نیازی نیست هیچ رنگی رو ببینم
منبع جایی که رنگ هارو تشخیص میده رو هم میگیرم
و تقسیمشون میکنم تا فقط اطلاعات لازم رو بگیرم
اگه دست چپ اون حمله ام رو جذب کنه . پس این حرکتم خنثی میشه
رایکو : صاعقه
شمشیر مخفی هفتم ! رایکو
اگه شمشیر من از دیدِ تو سریع تر باشه . پس نمیتونی جذبش کنی
تو ... چطور جرات میکنی ـــ
، با توجه به کاری که با استلا کردی . تازه مراعاتت رو کردم
... پسرک لعنتی
خیلی خب ، وقت بازی تمومه
! لـ ـ لعنتی ! اهمیتی نمیدم تو کی هستی ... فقط شر اینارو کم کنید
. اوه ؟ فکر کنم دوستات خوابیدن
! استلا ! استلا
چـ ـ چیه ؟ چی شده ایکی ؟
! متاسفم ، واقعاً متاسفم
... ایکی
. از دست ِتو ، خیلی عجولی
. بدون هیچ نقشه ای پریدی وسط
. اما میشه گفت حرکت قابل تحسینی بود
. کار تو هم خوب بود . از همه محافظت کردی
! ایکی
! اونی ساما - ! ایکی -
من خوبم . این به خاطر برگشت از حالت ایتو شورا ـه
تکون نخورید . وگرنه این زن کشته میشه
اونی یکی از اوناست ؟
! فقط شما بین گروگان ها قایم نشده بودید ، احمقا
... هوی تو ، بیشو رو آزاد کن وگرنه
! نه ! کمکم کنید
اوبورزوکی : ماه مه آلود
! سوراخش کن ، اوبوروزکی
ا ـ اون چی بود ؟ از کجا اومد ؟
. من تو فاز دزدیدن اعتبار دیگران نیستم
. حتی حضورش رو احساس هم نکردم
. کیریهارا
. چند وقتی میشه همدیگه رو ندیدیم ، کوروگانه ایکی کون
هنوز توی مدرسه هستی ها ؟
! آه ، کیریهارا کــیون
! نگرانت شده بودم
. هاه . کار خاصی نکردم
اما آدم بدها رو شکست دادی ، درسته ؟
! خیلی باحالی
! آره راست میگه
. از اون ... خوشم نمیاد
. اولین باره که من و تو با هم موافقیم
همم ، چیه ؟
. کیریهارا کون ، ممنون به خاطر کاری که تازه کردی ، نجاتم دادی
. آخه بعضی وقتا باید به ضعیف ها هم کمک کرد دیگه
راستی کوروگانه ، هنوزم توی فاز شوالیه شدنی اونم با قدرت ضعیفی که داری ؟
هوی تو ، کافیه
. استلا ! اشکالی نداره
.نه ، خیلی هم اشکال داره ! ایکی قویه
! تو اصلاً در سطح اون نیستی
!چـ ـ چی ؟
! عــالـیه
به نظر میاد خودت رو مثل یه آدم . باحال معرفی کردی
... باید حقیقت رو بهش میگفتی که
تو یه بزدل ترسویی که از مبارزه با من ترسیدی . و فرار کردی
اوه یادم اومد ، پیام هات رو چک کردی ؟
پیام ارسال کننده : مدیریت آکادمی هاگون دریافت کننده : کوروگانه ایکی موضوع : فستیوال مبارزه 7 ستاره کوروگانه ایکی عزیز ، حریف شما در مسابقه اول مشخص شد شما با کیریهارا شیزویا مبارزه خواهید کرد برای اطلاعات بیشتر روی لینک پایین کلیک کنید
، درسته ، اولین حریفت منم ، کسی که پارسال نماینده مدرسه
. توی فستیوال مبارزه 7 ستاره بود
. امیدوارم این دفعه فرار نکنی
. آقای بد ترین
بدترینه 4
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.