Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
: فیــــلـمـــکـــده تـــــــــقـديم مــي کـــــنــد
:دانلود رایگان بهترین و جدیدترین فیلمها و سریالها در کانال تلگرام فیلمکده 》T.Me/FILMKADE《
ترجمه از ناصر اسماعیلی و آرمان اسدی
شهرستان مونتگومری، اوهایو
نه!
نه!
اون دستم رو قطع کرد!
اون دستم رو قطع کرد!
کلیسای فاکس، پنسیلوانیا
تولولا، بس کن
عسلم؟
وقتش شده؟
آره
هنوز 22 هفتهشه.
نمیتونه صبر کنه جان
- عزیزم - بله؟
فکر کنم شاید اینا لازمت بشه
خوبی؟
- من؟ - اره
خوبم آره. آره، جدی میگم
من خوبم
باورت نمیشه
میخوایم یه داداش کوچولو برات بیاریم
بالاخره
میخوای دکتر لی دوباره ویزیتت کنه؟
خیلیخب. فقط یه لحظه صبر کن، باشه؟
بنظر خوب میاد، آره؟ همه چی مرتبه؟
خوبی؟
خوبه
خوبی؟
گوش کن
- خوبه - نفس بکش عزیزم، نفس بکش
خوبه خوبه
- خوبه - نفس بکش
یه نفس بکش. آمادهای؟ زور بزن
زور بزن، زور بزن
- خوبه، زور بزن - زور، نفس، نفس
عالیه، خوبه، خوبه. خیلیخب...
داره میاد!
پلیس! رو زانوهات بشین!
شنیدی چی گفت! بشین!
همونجا بایست!
رو زانوهات بشین!
یه چیزی پشتش داره!
- اون دیگه چی بود؟ - روش نور بنداز
خونه رو بگردین. ببینین کسی داخل هست یا نه.
تیم براوو، میریم داخل
چقدر خوشگلی
خوشگله
«شگفتی»
بیست هفته و چهار روز پس از تولد
رنگ چشماش با هم فرق داره؟
آره، بهش میگن هتروکرومیا.
یه خصیصهی ژنتیکیه
اوه. شبیه «دیوید بویی» میمونه.
همینطوره
اون خوانندهی راک جذاب و کوچولوی منه
خیلی سعی کردیم تو رو داشته باشیم
مطمئن نبودیم بچهدار میشیم یا نه
طوریت...
نمیشه.
آفرین
نباید گریه کنه؟
خب، بیشترشون میکنن، ولی حتماً نباید گریه کنن.
همه چی مرتبه؟
این کوچولو هیچ طوریش نیست
- کاملاً سالمه - بله
مامان
واقعاً اینو گفت؟
میدونی، حتی چند کلمه رو میتونه بگه.
خیلی زوده براش
اغلب، بچهها تقریبآً تا یه سالگی نمیتونن حرف بزنن.
هیچ مشکلی وجود نداره.
پسرتون فقط داره زود بزرگ میشه.
ما به این بچهها میگیم بچه باهوش.
بچه باهوش.
بیست و شش ماه و دو هفته پس از تولد
آفرین عزیزم. میتونی دوباره هم بهم نشون بدی؟
میذاریش داخل قلعه؟
داری چی میخونی؟
تربیت نابغهها
بله
یه زندگی پیشکش شده
دارم آماده میشم
برای چی؟
ذهن مایلز مثل بقیهی بچهها نیست
اوه اوه اوه! آره!
اون خاصه
آفرین!
و داشتم فکر میکردم، واقعاً باید دربارهی فرستادنش به پیشدبستانی فکر کنیم.
پیشدبستانی؟ اون دو سالشه.
یکم زود نیست؟
اینا پیشدبستانیهای عادی نیستن. خاصن
یه پیشدبستانیه
معرفینامهای چیزی لازم نداریم؟
عزیزم، پیشدبستانی خیلی خوبیه
پنج سال و پنج ماه پس از تولد
داریم میریم پیش دکتر کالینز؟
نه، مامان میبرت پیش یه دکتر دیگه.
شروع کن
خوبه. خیلی سریع بود
شروع کن
کار درستی کردی آوردیش اینجا
هوش مایلز بسیار بالاست
عدد دقیقی نمیتونم بهش بدم، ولی خیلی بالاست.
رفتارش چطوره؟ به خوبی با پیشدبستانی وفق پیدا کرده؟
تو دوست پیدا کردن خیلی مشکل داره.
خب، ذهن مایلز در بخشهایی خاص، بسیار خوب توسعه پیدا کرده،
ولی بخشهای دیگهای هستن که بنظر هنوز تکامل پیدا نکردن.
مطمئن نیستم که چرا در اونها تکامل پیدا نکرده،
ولی باید حواسمون بهش باشه.
و شما و شوهرتون واقعاً باید یه برنامهی آموزشی کاملاً مناسب براش بریزین.
یه مدرسهی عالی هست، به اسم «پنمارک».
یکم از مدرسهای که الان توش هست گرونتره،
ولی کارشون حرف نداره،
در مواجهه با بچههایی مثل مایلز که نیازهای خاص دارن.
اگه میخواید میتونم باهاشون تماس بگیرم.
«هشت سالگی»
بیا. بعد غذا تکلیفت رو تموم کن.
در ضمن اون تکلیفم نیست.
به ما تکلیف نمیدن
جدی؟ پس چطور وقتی من بچه بودم بهمون میدادن؟
چون اندازهی من باهوش نیستی
ببخشید؟
آره؟
فلفل قرمز داریم؟
فلفل قرمز؟ اصلاً از کجا میدونی چیه؟
نمیدونم. فقط یکم میخوام.
خیلی دلم میخواد امشب بریم بیرون.
بیا. بزن روشن بشی.
ببخشین
از کِی تا حالا فلفل رو غذات میریزی؟
- نمیدونم - هی
میشه لطفاً اون کارت با چشمات رو برام بکنی؟
آفرین!
میخوای مسابقهی زل زدن بذاریم؟
نه، باید شامت رو تموم کنی.
باشه، خیلیخب.
آمادهای؟
آره آمادهام
یک
دو
سه
- الان پلک زدی! - آره! زدم زدم زدم! تو بردی.
- تو بردی! تو بردی! - ایول!
- تمومش کن - نه
- بله - چون اگه تمومش کنم،
شما منو با زویی تنها میذارین.
ولی تو زویی رو دوست داری.
میدونم
هی
هر موقع خواستی بوست کنم...
بله
یه آبجوی معمولی میخوای یا باکلاس؟
باکلاس
خیلیخب، بزن بالا
تا اینا تموم نشدن نمیریم
هنوزم باورم نمیشه که واقعآً تو حومهی شهر زندگی میکنیم.
واقعاً؟
انگاری همین دیروز نبود که بچه نداشتیم و آزاد بودیم؟
همیشه مست بودیم و همه چی باحال بود.
عزیزم، الان کاملاً عادی هستیم.
ولی بازم همیشه مست هستیم.
یادم رفت بهت بگم، وقتی امروز مایلز رو از مدرسه برداشتم،
آقای شوب گفت که مایلز نمیخواست به باشگاه علمی بپیونده.
چرا هیچوقت نمیخواد با بقیهی بچهها همراه بشه؟
میدونی چیه؟ قانون جدید
شب قرار دربارهی بچه حرف نمیزنیم.
- باشه - جدی میگم
ما یه بچهی فوقالعاده باهوش داریم
این چیز بدی هست؟
میخوای مثل بقیه باشه؟
- ما مثل بقیهایم؟ - نه
نه
آخه ببین،
این شب قرار ماست.
آره، چون باحالیم.
مامانت گفت فقط دو قسمت.
ببین چی میگم.
چطوره قبل خواب یه بازی بکنیم؟
فقط یکی
قایم باشک.
خیلیخب. میخوای بشمارم یا قایم بشم؟
بشمار
عالیه
یک دو سه چهار
پنج شش هفت هشت
نه، ده!
آماده باشی یا نه، اومدم!
چیکار میکنی؟ باید قایم میشدی
خوبی مایلز؟
میخوای دوباره بشمارم؟
خیلیخب، عالیه
یک دو سه چهار
پنج شش هفت هشت
نه، ده...
11 12 13 14
15
17 18
19
20
خیلیخب، آماده باشی یا نه، اومدم!
خیلیخب، پیدات کردم
خیلیخب، تو بردی. حالا میتونی بیای بالا.
مایلز!
مایلز؟
مایلز!
مایلز!
میخوام هر چیزی که یادت میاد رو بهم بگی
من و زویی داشتیم تلویزیون میدیدیم،
بعد آسیب دید.
بعد... شروع به جیغ زدن کرد.
و بعد خون دیدم.
مایلز، باید چیز دیگهای هم یادت بیاد
زویی کِی رفت تو زیرزمین؟
نمیدونم
داشت میشمرد و بعد آسیب دید.
- همه جا خون بود و نمیدونستم چیکار کنم - خیلیخب. اشکالی نداره عزیزم.
هیچی یادم نمیاد
اشکالی نداره. یه اتفاق بود
فقط یه اتفاق بود
تولولا
چی شده؟
هی!
اینجا چیکار میکنی؟
شنیدم داشتی تو خواب حرف میزدی
داشتی کابوس ميدیدی
نه نمیدیدم
منظورم اینه کابوس نبود، یه خواب خوب بود.
میخوام با هیلی کار کنم.
ببخشید، ما برنامهمون رو ریختیم
آره، میتونی بری دستشویی مایلز
دش
دش!
کمکش کنین!
تو این یکی چی میبینی؟
یه صورت
صورت کی؟
نمیدونم
و تو اون یکی چی میبینی؟
دست
دست کی؟
دستهای یه خانم خوب
وقتی تو مدرسه اون بچه رو زدی،
یادت میاد چه حسی داشتی؟
میتونی حست رو بهم بگی
فکر کردم اگه اونکارو کنم، دیگه اذیتم نمیکنن.
اذیتت نمیکنن؟
کسی اذیتت کرده؟
میترسم بهتون بگم
نمیخوام کسی تو دردسر بیفته
کی؟ کی تو دردسر بیفته؟
آدمی که منو اذیت میکرد
میخوام یه دورهی درمان برای مایلز در نظر بگیرم،
و شاید لازم باشه یه متخصص ببینش.
یه متخصص علوم رفتاری، یکی که بتونه تو این مشکلات خشمش کمکش کنه
باشه
پسرم چه مشکلی داره؟
اولش فکر کردم شاید یه نقص،
در اخلاقهای شناختیش باشه، یا شاید ا.ن.م... اختلال نافرمانی مقابلهجویانه، ولی حقیقتش...
مطمئن نیستم.
شاید بهتر باشه به این گوش بدین.
وقتی خواب بود ضبط کردمش
آره باشه
سارا، اصلآً دلم نمیخواد اینو بپرسم
درصدی امکانش هست،
که مایلز به نحوی مورد سوءرفتار قرار گرفته باشه،
از طرف یکی تو خانوادهتون؟
منو داری به چی متهم میکنی؟
من تو رو به چیزی متهم نمیکنم جان
دارم حرفی که زد رو بهت میگم
من هیچوقت به پسرمون دست نزدم!
اینو بخاطر بابام میگی؟
بابام یه آشغال بود
تمام اون چیزا رو پشت سر گذاشتم. خودت میدونی.
یکی از شروطمون برا بچهدار شدن همین بود
هیچوقت مایلز رو کتک نمیزنم. عاشق اون بچه هستم.
شاید استرسر اشتباه میکنه.
همیشه میگفتی ذهنش متفاوته. اگه مدلش همینطوری باشه چی؟
مدلش اینطوری نیست
خیلیخب
نمیفهمم داره چه اتفاقی میفته جان نمیفهمم چه خبره
الان بهش سر زدم
اون داروها واقعاً بیهوشش کردن
تو خوبی؟
ببخشید
میفهمیم مشکل چیه، باشه؟
باشه
هی، من نگران تو هم هستم
حس میکنم دارم دیوونه میشم
مشکلی پیش نمیاد
فقط باید محکم باشیم
باشه؟
باشه
برو به درک
چی شده؟
چی شده؟ چی شده؟
یکی اینجاست
کجا؟
اینجاست
عزیزم، بنظر داشتی کابوس میدیدی
- نه نه - کسی اینجا نیست
نه. اینجاست
داخل اینجاست
- اینجاست -خیلیخب، بیا بغلم. عزیزم
آرتور، سلام. الانی استرسر هستم
آره. یه... یه دقیقه وقت داری؟
- سلام سارا - سلام
آخر هفتهها میبندنش
ممنون که انقدر زود اومدی
آرتور جیکوبسون هستم. از دیدنتون خوشوقتم.
سلام
الین چیزی دربارهی نوع تحقیقی که دارم میکنم داد؟
خوبه
میخوام قبل اینکه وارد مبحثش بشیم چند تا سوال بپرسم.
باشه
کسی تو خانوادهی شما به زبان دیگهای صحبت میکنه سارا؟
من و جان جفتمون تو دبیرستان واحد اسپانیایی برداشتیم،
ولی هیچکدوممون بیشتر از چند تا کلمه یادمون نمونده.
و پدربزرگ مادربزرگ پسرتون چطور؟
کسی که تازه به اینجا مهاجرت کرده باشه تو خانوادهتون دارین؟
ببخشین، گیج شدم
این صدای پسرتون هست؟
بله. بله، صدای مایلزه
یه سری حرفهای بیمعنی از یه خوابه.
راستش بیمعنی نیستن.
دادم یکی از همکارانم ترجمهشون کرد.
چی هستن؟
مجارستانی.
دقیقتر بگم، یه گویش کمیاب مجارستانی که فقط نزدیک مرز رومانی صحبت میشه.
به اتفاقی که بعدش میفته گوش کن سارا.
اینم خیلی مهمه.
شنیدم داشتی تو خواب حرف میزدی
داشتی کابوس میدیدی
نه نمیدیدم
منظورم اینه کابوس نبود، یه خواب خوب بود.
مایلز میگه یه خواب خوب بود
این چرا مهمه؟
کلمات سارا. چیزایی که مایلز گفت.
"خفه شو جندهی کثیف
دیگه گریه نکن وگرنه چشمات رو در میارم.
میخوام مردنت رو ببینم."
نه نه، مایلز اینارو نگفته
ولی گفته
و اونو به گویشی گفته که کمتر از چهارصد هزار نفر از مردم دنیا صحبتش میکنن.
مایلز ارتباط خوبی با بچههای همسنش داره؟
تا حالا گفته که حس میکنه تو بدن خودش نیست؟
بله
ذائقهش در غذا خوردن چطور؟
متوجه تغییری در عادت غذاییش شدین؟
اینها شاخص هستن
شاخص چی؟
نصف مردم زمین، میلیاردها ازشون،
معتقدن که خودآگاهی و انرژی،
چیزهایی که اغلب بعنوان روحمون ازشون یاد میکنیم،
توانایی اینو دارن تا به این دنیای مادی برگردن تا زندگی جدیدی داشته باشن.
فقط برای طرز تفکر غربی غریبه میاد.
در بیشتر دنیا،
تناسخ بخشی پذیرفته شده از زندگیه.
تناسخ؟
دربارهی چی داریم حرف میزنیم؟
بذار دربارهی پسری که تو هند دیدم برات بگم.
اسمش پدمن بود، تقریباً شش سالش بود.
ولی خانوادهش ادعا میکردن سنش خیلی بیشتره.
تمام جزئیات یه زندگی قبل از خودش رو یادش بود.
نونواییای که داشت، خواهر برادرهاش،
آهنگ مورد علاقهی مادرش.
حتی مرگش رو با جزئیات شرح داد،
حسی که وقتی داشت غرق میشد داشت.
شهری که وصف میکرد پیدا کرد،
تقریباً در 160 کیلومتری روستاش، و پدمن رو بردم اونجا.
منو صاف برد به خونهای که توش دنیا اومده بود.
منو به برادرها و خواهرهاش معرفی کرد،
که بالای پنجاه سالشون شده بود.
سه هفته اونجا موندیم،
همراه با یه پیرزن که ادعا میکرد مادرشه،
و هنگام مرگش داشت براش آواز میخوند.
حالا، من معتقدم...
که روح درون پدمن،
قبل اینکه فرصت خداحافظی با مادرش رو داشته باشه غرق شد.
و وقتی به این وجود اجازه دادیم،
که کار نیمهتمامش رو تمام کنه،
پدمن دوباره یه پسربچه شد.
در یک لحظه برگشته بود
و کوچکترین چیزی از اتفاقاتی که افتاده بود یادش نبود.
این خیلی چیزها رو توضیح میده
نکتهی اساسی در اینجا که باید بفهمیم اینه که، این روحها بنا به دلیلی برمیگردن.
تا چیزی که ناتمام مونده رو تموم کنن، تا براش پایان پیدا کنن.
پس میگین که پسر من تسخیر شده؟
نه. تسخیر مربوط به یک وجود غیرانسانی میشه که یک انسان رو بعنوان میزبان تحت کنترل درمیاره.
پس روحهای حمله کننده در بدن پسر من،
یه انسان دیگه بوده؟
بله. و از اون چیزی که من در اون نوار شنیدم،
اون آدم خطرناکه.
سارا، نبردی درون پسر تو شکل گرفته.
جنگی بین روح طبیعیش و روح قدیمیش.
این دو وجود نمیتونن تا ابد درون یک بدن زنده بمونن.
یکیشون غالب میشه،
و اون یکی مغلوب.
این چیزیه که میخوایم ازش دوری کنیم.
متاسفم، نمیتونم اینکارو بکنم.
سارا. وایسا سارا
فقط... خواهش میکنم... فقط اینو ببین.
میدونم این چقدر برات سخته.
فکر کردم میخوای به پسرم کمک کنی.
مایلز شاید مشکلاتی در رشدش داشته باشه،
ولی هنوزم پسرمه.
و اونو نمیارم داخل این آزمایش.
هی مامان، میخوای مسابقهی زل زدن بدیم؟
الان حوصله ندارم مایلز
باشه
یک دو،
سه
وقتی اینطوری لمسم میکنی خوشم نمیاد مایلز
این چه آهنگیه؟
چی؟
آهنگی که الان داشتی زمزمه میکردی
قبلآً هم شنیدم که میخوندیش. از کجا یاد گرفتیش؟
- از تو - نه اینطور نیست. وگرنه یادم بود
وقتی بچه بودم برام میخوندیش
وقتی خواب بودم
نه نمیخوندم
ببخشید
متاسفم
آندریا و بروس از لافایت لوییزیانا،
زوج تحصیلکردهی مُدرنی هستن.
برای اونها، این احتمال که پسر کوچولوشون جیمز،
داره نشانههایی از یک زندگی قبلی رو بروز میده،
خب، یکم غیرممکن بود.
بین سنین دو تا چهار سالگی،
جیمز جزئیات خارقالعادهای از زندگی یک خلبان سابق رو میگفت.
معتقدم قبلآً زنده بوده،
و الان برگشته،
چون چیزی رو تموم نکرده بود.
- در سنین بسیار پایین بهمون یاد دادن... - اون چیه؟
که تناسخ وجود نداره.
یه همکار دکتر استرسر اینو بهم داده.
رفتی پیش یه دکتر دیگه؟
اسمش آرتور جیکوبسون هست،
و دربارهی تناسخ مطالعه میکنه.
تناسخ؟
- زندگیهای گذشته؟ - آره
بس کن سارا
همیشه این حرف رو میزنن.
از استرسر شنیده که با مایلز مشکل داریم.
فقط اینو نگاه کن.
فقط این پسر کوچولو رو ببین. اون...
باورنکردنیه
خواهش میکنم. هی
لطفا بگو هیچکدوم اینا رو باور نداری
نمیدونم به چی باور دارم
مایلز مریضه
این به خاطر زندگیهای گذشته نیست
سخته
ولی میتونیم پشت سرش بذاریم
میتونیم به مایلز کمک کنیم
فقط نه با اینجور کارهای دیوونهکننده
آره - آره -
حق با توـه
اینطوری نه
این دیوونگیه
هی، مایلز؟
پنج دقیقه، بعدش پیژامهات رو میپوشی، باشه؟
!تولولا! برو ببینم
چی گفتی، مامانی؟
چیه؟
کی میتونه تفاوت بین
مخرج و صورت رو بگه؟
هیچکس؟
خیلی خب، یه سوال بهتر دارم
کی پیتزا دوست داره؟
!من! من! من
آره، خب، پیتزا چند تکه داره؟
!بکشش، اسلحهاش رو بگیر
!کارت خوب بود، سرباز
!پزشک لازم دارم
!پناه بگیر! پناه بگیر
!تولولا
سارا؟
تولولا رو ندیدی؟
نه
در پشتی بازه
میرم دنبالش بگردم
!بکشش - مایلز -
عزیزم، برو به پدرت کمک کن دنبال سگ بگرده
!کشتار دو تایی
مایلز؟
!کارش رو تموم کن، سرباز
!شلیک به سر
!بکشش! همین حالا
!حرکت کن، حرکت کن، سرباز !حرکت کن
بریم
هیچوقت اینقدر از خونه دور نمیشه
شاید ماشین بهش زده
چرا این رو میگی؟
،وقتی یه سگ میدونه قراره بمیره
به خونه برنمیگرده
خودشون رو به زیر یه خونه میرسونن
دوست دارن توی تنهایی بمیرن
همهامون بالاخره یه زمانی باید بمیریم
حتی تو
قراره بمیری
من پدرتم، مایلز. اینطوری باهام حرف نزن
وگرنه چی میشه؟
منو میزنی؟
همونطوری که قبلا پدرت تو رو میزد؟
در مورد چی حرف میزنی؟
خیلی آدم آشغالی بود
حالا، تو پدر خیلی خوبی واسه من هستی
تا حالا چیزی در مورد پدرم بهش نگفتی؟
،هیچوقت، عزیزم هیچوقت چیزی بهش نگفتم
چیزهای خیلی ترسناکی میگفت
مثل چی؟ جان، چی میگفت؟
از کجا میدونست؟
چی رو میدونست؟
این دیگه چه کوفتیه؟
یه دوربینه
چی؟
خدای من
از مانیتور کنترل اتاق بچه استفاده کرده
داشته جاسوسیمون رو میکرده
!هی
چند وقته تحت نظرمون داری؟
بهم نگاه کن. تولولا کجاست؟ - نمیدونم -
کجاست؟ - !نمیدونم -
کجاست؟ - !جان، بس کن -
تو چه مرگته؟
بابایی کجاست؟
بابایی به یکم خلوت نیاز داشت
خونهی عمو تامیـه
فقط تا زمانی که یکم آروم بشه
مامانی؟
من چه مرگمه؟
،مایلز
تو مریضی
تو فقط مریضی، عزیزم
بعضیوقتها وقتی روی تخت دراز کشیدم بدنم رو ترک میکنم
بعضیوقتها خوابها حس واقعی دارن
،خواب نیستن وقتی بیدارم این کار رو میکنم
این کار رو میکنم تا جا باز کنم
واسه چی جا باز کنی؟
واسه چیزها
هر چند وقت این کار رو میکنی؟
هر شب
مایلز؟
مایلز، چی شده؟
مامانی، میترسم
بیا اینجا، عزیزم
بیا اینجا - !مامانی -
داشتی خواب میدیدی؟
آره
میشه امشب پیشت بخوابم؟
مامانی؟
بله، عزیزم؟
...تحت هر شرایطی
دوستم داری؟
آره، مایلز
همیشه دوستت خواهم داشت
من مادرتم
چی... چی شده؟
مامانی؟
از این استفاده کن
،مایلز
چیکار کردی؟
بعضیوقتها وقتی بدنم رو ترک میکنم اتفاقات بدی میافته
!مامانی
،مایلز
ساکت باش
تقصیر من بود
من بودم
بهم گوش کن
میبرمت پیش یه نفر که کمکت کنه خوب بشی
سارا. وقتی زنگ زدی خیالم خیلی راحت شد
تو باید مایلز باشی
چشم نقرهای رو نگاه کن
فقط نگاهش کن
اگه توی اتاق باشی بهبودی حاصل نمیشه
این کار بهش صدمه میزنه؟
نه. هیپنوتیزمـه
وقتی روح اختلالگر حضور پیدا کنه مایلز از بدنش خارج میشه
مایلز حتی اون چیزها رو یادش نمیاد
هدفمون اینه که بفهمیم شخصی که برگشته کیه
...و این خیلی مهمه
که بفهمیم چی میخواد
میخوام باهات روراست باشم، سارا
این ممکنه فرصت آخرت باشه
مایلز حالا هشت سالشه
به زودی روح اختلالگر کنترلش رو به دست میگیره
و مایلز از دست میره
چشم نقرهای روی عقربه رو نگاه کن
هر بار که تاب میخوره
بذار فکر کنیم گره یه نخ رو باز میکنیم
مرحله به مرحله
بیا وانمود کنیم اون نخ
زمانه
دقیقه به دقیقه باز میشه
ثانیه به ثانیه
به عقب برمیگرده
زمان از دست میره
...همه چیز دور و برت
،این خونه
،صدای من
...مادرت
همهی این چیزها دارن دورتر میشن
،توی زندگیت به عقب برمیگردیم
به زمانی که مدرسه رو شروع کردی
زمانی که اولین بار راه رفتن یاد گرفتی
وقتی فقط یه نوزاد بودی
روزی که به دنیا اومدی
زمان قبل از این بدن
دیگه با مایلز حرف نمیزنم
با شخصی حرف میزنم که داخل بدنش ساکن شده
تو بدون دعوت اومدی
اگه صدام رو میشنوی بگو
مجارستانی حرف میزنی
چند کلمه یاد گرفتم چون پیشبینی میکردم قراره ببینمت
انگلیسی رو ترجیح میدم
ولی توی مجارستان به دنیا اومدی؟
پدر و مادرم کشاورزهای مجارستانی بودن
و به اوهایو نقل مکان کردن
آدمهای سادهای بودن
فقط خوشحال بودن که صاحب یه تکه زمین بودن
من بیشتر به چیزهای
خلاقانه علاقه داشتم
ازت میخوام اسمت رو بهم بگی
و بگو چرا برگشتی به اینجا
اسمت چیه؟
حالا دیگه مایلز هستم
،مایلز، اگه صدام رو میشنوی
اسم شخصی که درونت هست رو بهم بگو
اسم رو بهم بگو
اسم رو بهم بگو
اسم رو بهم بگو
مایلز، اسم رو بهم بگو
!نه
مجموعهی متنوعی از داروها رو توی دستشوییت داری
همهاشون قانونی هستن
نه اگه اونا رو به شخص زیر سن قانونی برخلاف میلش بدی
قرصهای من رو برداشتی؟
سارا چه فکری میکنه
اگه بهش بگم اینجا خوابم برد
و بیدار شدم و دیدم کیرت تو دهنم بود؟
بعدش پلیس داروها رو توی خونم پیدا میکنه
همون داروهایی که توی کابینت داروهات هست
تازه موهای شرمگاهی با دیانای تو به کنار
که رو لبهی توالتت پیدا کردم
و بین دندونهام گذاشتمشون
تو دیوونهای
حرف کی رو باور میکنن؟
یه هیپی پیر که با ثروت خانوادگیش زندگی میکنه؟
یا یه پسر کوچیک و معصوم؟
،وقتی بشکن زدم
مایلز برمیگرده
و تو به سارا میگی که توی برگردوندنش شکست خوردی
چون کسی درون پسرش نیست
بعدش اینجا رو ترک میکنی
و این آخرین باری میشه که ما رو میبینی
یک
دو
سه
خوب پیش رفت؟
.نه متاسفم، در اشتباه بودم
اشتباه کردم که ازت خواستم به اینجا بیای
چه اتفاقی افتاد؟
.هیچی برگردوندنش جواب نداد
چی؟ - متاسفم -
چی؟ - کریستوفر به بیرون راهنماییت میکنه -
از این طرف، لطفا
مایلز
برو داخل
باید با پدرت حرف بزنم
با بودنش توی خونه احساس امنیت نمیکنم
وقتی خونهی تامی بودم با چند جا تماس گرفتم
یه جا به اسم "سامیت هیل" هستش
به نظرم جای خوبی واسه مایلز میشه
به صورت 24 ساعته نظارتش میکنن
تا اونجا کمتر از یه ساعت راهه
یعنی میگی پسرمون رو زندانی کنیم؟
چه کار دیگهای میتونیم بکنیم؟
این قضیه داره ما رو از هم میپاشونه
الو؟ - سارا -
آرتور جیکوبسون هستم
آرتور، ساعت 2 شبه
.میدونم متاسفم، ولی موضوع مهمیه
مایلز نزدیکته؟
آره، تو اتاقشه
،سارا
برو سراغ کامپیوترت
آرتور، تلفن رو قطع میکنم
سارا، وایسا
خانوادهات در خطره
برو سراغ کامپیوتری که مایلز نتونه ببینتت
وایسا
بهم گوش کن
شخصی که درون پسرته دروغگوی فوقالعادهایه
،تظاهر میکنه خوابه تظاهر میکنه پسرته
نمیتونی به هیچکدوم حرفهای مایلز اعتماد کنی
وقتی مایلز اینجا بود نمیتونستم حرف بزنم
طی جلسهامون یه کشمکشی وجود داشت
ولی فکر کنم پسرت صدام رو شنید
یکم طول کشید تا متوجه بشه
،با خراش دادن یه چیزی نوشته که به نظرم یه پیامه اسم اون شخصه
اسمش رو بهم گفته، سارا
اسم "ادوارد اسکارکا" رو روی کامپیوترت تایپ کن
ا-س-ک-ا-ر-ک-ا
قاتل ثراش کریک
خودشه. چشمهاش رو نگاه کن
دو رنگ متفاوتن، مثل مایلز
تولد مایلز کِیه؟
22آگوست 2010
این روزیه که ادوارد اسکارکا توی حملهی پلیس کشته شد
کمی بعد از ساعت 4 مرد
مایلز ساعت 4:15 به دنیا اومد
اون توی پنج سال 9 زن رو کشت
،قربانی آخرش ،قربانی دهم
،تونست فرار کنه ولی قبلش یه دستش رو قطع کرد
دست همهی قربانیها رو قطع کرده
اون علامت مخصوصش بود
دستهاشون رو قطع میکرد و بعدش میکشتشون
دستهاشون رو قطع میکرد و بعدش میکشتشون
،شخص نجاتیافته
مارگارت سنتجیمز، یه کتاب در مورد اون اتفاقات نوشت
به پلیس کمک کرد بهش برسن و اونا هم کشتنش
پس حالا دیگه میدونیم کیه
درسته؟
آره، ولی هنوز باید بدونیم اسکارکا به چه دلیلی برگشته
و چی میخواد
این پسرت رو آزاد میکنه
وایسا
آرتور دیگه باید برم
جان
چی شده؟
باید یه کاری در مورد مایلز بکنیم
باید فورا یه کاری در مورد مایلز بکنیم
ولی اون به هیچ وجه نباید بفهمه
یه ساعت وایسا
چند تا از لباسهاش رو جمع میکنم و اونجا به دیدنت میام
عدد کسری دیگهای وجود داره که مساوی دو هشتم باشه؟
...پس میتونیم سادهاش کنیم به
آقای بلوم. همه چی روبراهه؟
آره. اومدم مایلز رو ببرم
خب، کلاسمون دیگه داره تموم میشه
یه لحظه دیگه میتونم بیارمش بیرون
،نه، متاسفم باید الان بریم
مورد اضطراری خانوادگیه
صحیح. لازم هست برین به دفتر و برگه رو امضا کنین؟
نه، سارا به مدرسه زنگ زده
باهاشون حرف زده
هی، مایلز، زود باش
بیا بریم
مایلز؟
بیا بریم، رفیق
!مایلز
خدای من
به خاطر تو برگشته
میخواد تو رو بکشه
مایلز، من و مادرت مجبور شدیم یه تصمیمی بگیریم
یه مدت باید بری یه جای دیگه زندگی کنی
...و
جایی که داریم میریم
اشخاصی رو داره که میتونن کمکت کنن حالت بهتر بشه
دکترهای خیلی خوبی دارن
،یه مدت بهت سخت میگذره ولی به نظرم
وقتی بزرگتر بشی درک میکنی
...که بعضیوقتها
بعضیوقتها بهترین کار برامون اینه که سختترین کار رو انجام بدیم
فقط میخوایم بدونی خیلی دوستت داریم
بیشتر از هر چیزی توی دنیا
...مایلز
!مایلز
الان داره خیلی سخت مبارزه میکنه
باید به مدت سه یا چهار هفته
بیهوش نگهش داریم
وقتی ورم مغزش بخوابه
میزان جراحتش معلوم میشه
همسرتون قویه
چیزی که نیاز داره زمانه
پسرم کجاست؟
اون طرف راهرو هستش
خیلی متاسفم
دوستت دارم
دوستت دارم. خیلی متاسفم
خیلی متاسفم
فکر کنم میدونم چطوری جلوش رو بگیرم
فکر کنم میتونم نجاتش بدم
،اگه این کار رو بکنم
...شاید
شاید دوباره همهامون بتونیم کنار هم برگردیم
شما دو تا رو تنها میذارم
مایلز، تو ماشین چه اتفاقی افتاد؟
نمیدونم
چیزی یادم نمیاد
میدونم چطوری کمکت کنم
ولی میخوام بهم اعتماد کنی
باید به همهی کارهام اعتماد کنی
میتونی این کار رو بکنی؟
اون قرصها رو یادته که
بهت میدادم تا تو ماشین حالت تهوع نگیری؟
یادته باعث میشدن خوابت بگیره؟
آره
ازت میخوام بخوابی
ولی آخه چرا؟
چون تا حالت کاملا خوب نشه
نمیتونم بهت اعتماد کنم
میخوام ببینم که میخوریشون
کجا داریم میریم؟
چشمهات رو ببند
میخوام ترتیب کاری رو بدم که به خاطرش برگشتی
میتونم کمکتون کنم؟
شما مارگارت سنتجیمز هستین؟
چی میخوای؟
اسم من سارا بلوم هستش
به تازگی یه تجربهای داشتم ...و کتابتون
بهم کمک کرد
میخواستم بدونم میشه یه لحظه از وقتتون رو در اختیارم بذارین
قانونم اینه که کسی رو تو خونهام راه ندم
فقط پنج دقیقه
خواهش میکنم. جای دیگهای برای رفتن ندارم
کمی چای درست میکنم
میتونی بشینی
پیکلز، وقتی ببینی بیرون چقدر سرده بازم برمیگردی داخل
آره، خیلی خب
اینم از این. برو دیگه
نعنا یا لیمو؟
فرق نداره
اینا خیلی قشنگ نیستن
ولی میتونن یه تیکه دستمال توالت رو پاره کنن
خیلی متاسفم
اخیرا این اتفاق برات افتاده؟
یه مدتی میشه
پسرمه
موضوع پسرته؟
آره، مایلز
چند سالشه؟
هشت سالشه
سن خیلی خوبیه
دیویدِ من تو اون سن خیلی شیرین بود
نمیدونستم بچه داری
تصمیم گرفتم که خانوادهام رو به شکل یه راز نگه دارم
قبل از اینکه اسکارکا رو ببینم من و پدر دیوید طلاق گرفتیم
ولی حس نمیکردم عادلانه باشه که اونا رو
به اون همه درد و تنفر پیوند بدم
حالا پسرت کجاست؟
داره سال دومش رو توی دانشگاه میشیگان شروع میکنه
از اونجا که شنیدم یه دوستدختر جدید هم داره
اشکالی نداره
از پسش برمیای
نباید به اینجا میاومدم
میشه از دستشوییتون استفاده کنم؟
آره، آخر راهرو هستش
یه فنجون چای برات درست میکنم
متاسفم
خیلی متاسفم
پیکلز
چطوری برگشتی داخل؟
چیکار داری میکنی؟
چیکار داری میکنی؟ بس کن
بس کن
...خواهشاً این کار رو نکن
نه
نمیتونم
نمیتونم
خیلی متاسفم
!هی
کدوم یکی رو بیشتر دوست داری؟
آبی
یا قهوهای؟
آبی
یا قهوهای؟
آبی
یا قهوهای؟
...تو چطوری
شبی که دیدمش اینو بهم گفت
!مایلز
!نه، این کار رو نکن
!مایلز، نه
نه
،نباید هیچوقت ترکم میکردی
مارگارت
!مایلز
!مایلز، دیگه تموم شده
!مایلز
!مایلز
!مایلز
!مایلز
مایلز
...عزیزم
...مایلز
دیگه خیلی دیره
به چیزی که به خاطرش اومده بودی رسیدی
بذار پسرم رو داشته باشم
هنوز باور داری مایلز زندهاس؟
اون اینطوری بود؟
مامانی؟
...تحت هر شرایطی
دوستم داری؟
گول زدنت آسون بود
میدونستم که منو میاری سراغش
چند وقته که مایلز مرده؟
...شبی که قول دادی همیشه دوستش داشته باشی
آخرین باری بود که باهات حرف زد
حالا دیگه رفته
...تو
یه هیولایی
روح پسرم رو گرفتی؟
...نمیتونی
!نمیتونی این بدن رو داشته باشی
!خدای من
اون میخواست منو بکشه
حالا دیگه در امانی
در امانی
نه
نه
شرمنده، از کارها عقب موندیم
اشکالی نداره
خوشحالم که دوباره میبینمت، مایلز
از اینکه قراره تا خوب شدن حال پدرت پیشمون بمونی، هیجان زدهایم
میخوای اتاقت رو ببینی؟
ترجمه از ناصر اسماعیلی و آرمان اسدی
🎁 ارائهایی دیگر از بزرگترین و کاملترین کانال دانلود فیلم و سریال 🎁 》@FILMKADE《
↙️ با معرفی کانال فیلمکده به دوستانتان، کانال را حمایت نمایید😘 》@FILMKADE《
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.