All language subtitles for The.Prodigy.2019.1080p.WEB-DL.DD5.1.H264-CMRG_110519140334

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

شهرستان مانتگمری، اوهایو

دانلود بروزترين فيلم و سريال ها با زيرنويس چسبيده و دوبله فارسي در کانال تلگرام ما T.me/Filimo85

@Filimo85

‫نه!

‫نه!

‫دستم رو قطع کرد!

‫دستم رو قطع کرد!

"فاکس چپل، پنسیلوانیا"

‫تالولا، بیخیال شو

‫عزیزم

‫داره به دنیا میاد؟

‫آره

‫تازه 22ومه

‫عجله داره، جان

زیرنویس از میلاد طاهرخانی « M.i.l.a.d »

‫عزیزم

‫فکر کنم اینا رو هم لازم داشته باشی

‫حالت خوبه؟

‫- من؟ ‫- آره

‫خوبه، آره. آره، جدی میگم

‫خوبم

‫اصلا باورت نمیشه

‫یه داداش کوچولو برات میاریم خونه

‫بالاخره

‫می‌خوای بازم دکتر لی بیاد؟

‫باشه. یه لحظه وایسا، خب؟

‫به نظر خوبه، نه؟ ‫همه چی روبراهه؟

‫حالت خوبه؟

‫خوبه

‫خیلی‌خب

‫گوش کن

‫- خوبه ‫- نفس بکش عزیزم، نفس بکش

‫خوبه، خوبه

‫- خوبه ‫- نفس بکش

‫نفس بکش. حاضری؟ زور بزن

‫زور بزن، زور بزن، زور بزن

‫- خوبه. زور بزن ‫- زور بزن، نفس بکش، نفس بکش

‫عالیه، خوبه، خوبه خیلی‌خب

‫ایناها داره میاد!

‫پلیس! زانو بزن

‫شنیدی که چی گفت! زانو بزن

‫همونجا بمون

زانو بزن

‫یه چیزی پشتش قایم کرده!

‫- اون چه کوفتی بود؟ ‫- چراغ قوه رو بگیر روش

‫خونه رو بگردین

‫مطمئن بشین کسی داخل نباشه

‫تیم براوو، بریم داخل

‫حرف نداری

‫حرف نداره

اعجوبه

"بیست هفته، چهار روز"

‫رنگ چشماش فرق دارن؟

‫آره، بهش میگن هتروکرومیا [هتروکرومیا به معنی تفاوت در رنگ چشمان یک فرد می‌باشد]

‫یه صفت ژنتیکیه

‫مثل دیوید بویی‌ـه

‫آره

‫گلم‌راک کوچولوی خودمه

‫مدت زیادی تلاش کردم تا به دنیا بیاریمت

‫اصلا مطمئن هم نبودیم به دنیا بیای

‫یکم درد...

‫خیلی‌خب

‫بفرما

‫مگه نباید گریه کنه؟

‫راستش خیلی از بچه‌ها گریه می‌کنن ‫ولی همیشه اینطوری نیست

‫همه چی روبراهه؟

‫این پسر کوچولو هیچ مشکلی نداره

‫- خیلی هم حواس جمع‌ـه ‫- آره

‫ماما

‫واقعا گفت ماما؟

‫می‌دونی، اون حتی کلماتی رو به زبون میاورد

‫چه زود

‫معمولا یه سال به بالا

‫تازه زبون باز می‌کنن

‫ولی هیچ مشکلی نداره

‫پسرتون رشد ذهنیش سریعتره

‫ما بهش میگم بچه زرنگ

‫بچه زرنگ

‫آفرین عزیز دلم. ‫می‌تونی دوباره این کارو بکنی؟ "بیست و شش ماه و دو هفته"

‫می‌خوای بندازیش داخل قلعه؟

‫چی میخونی؟

‫پرورش نابغه

‫آره

‫زندگی با استعداد

‫دارم خودمو آماده می‌کنم

‫برای چی؟

‫هوش مایلز مثل بقیه‌ی بچه‌ها نیست

‫ایول

‫اون استثناییه

‫آفرین

‫و به نظرم کم کم باید بفرستیمش

‫به مهدکودک. خیلی هم جدی میگم

‫مهد کودک؟ دو سالشه

‫سنش خیلی کم نیست؟

‫اینا مهد کودکای معمولی نیستن ‫استثنایین

‫یه مهده

‫باید با پارتی ثبت نامش کنیم؟

‫عزیزم، یه مهدکودک خیلی خوبه

‫میریم پیش دکتر کالینز؟

‫نه، مامانت می‌برتت یه دکتر دیگه

‫شروع کن

‫خوبه. زود جواب دادی

‫‫شروع کن

‫کار درستی کردین آوردینش

‫هوش مایلز از حد فراتره

‫آمار دقیقی ندارم ولی خیلی بالاست

‫رفتارش چی؟

‫با مهدکودک خوب کنار میاد؟

‫راستش دوست پیدا کرن براش سخته

‫خب مغز مایلز...

‫در بخش‌هایی خاص پیشرفت زیادی داشته

‫ولی بخش‌هایی هم هستن که عقب موندن

‫دقیقا نمی‌دونم چرا مثل بقیه‌ی بخش‌های مغزش

‫پیشرفت نداشته ولی باید مراقبش باشیم

‫شما و شوهرتون باید به فکر یه

‫برنامه تحصیلی اختصاصی باشین

‫یه مدرسه عالی هست به اسم پن‌مارک

‫یکم شهریه‌اش بالاتر از

‫مدرسه‌ی فعلیشه

‫ولی اونا توی آموزش

‫بچه‌هایی با نیازهای خاص

‫مثل مایلز خیلی عالی هستن

‫اگه بخواین می‌تونم صفارشتون رو بکنم

"هشت سالگی"

‫بیا. بعد غذات تکالیفتو تموم کن

‫راستی اونا تکلیفام نیستن

‫ما تکلیف نداریم

‫جدی؟ پس چرا وقتی که من بچه بودم ‫تکلیف داشتم؟

‫چون به اندازه من باهوش نیستی

‫ببخشید؟

‫جدی؟

‫فلفل داریم؟

‫فلفل؟ از کجا شنیدی؟

‫نمی‌دونم. فقط یکم ازش میخوام

‫برای بیرون رفتن امشب آماده‌ی آماده‌ام

‫بیا، تا دلت میخواد بخور

‫ببخشید

‫از کی فلفل می‌خوری؟

‫- نمی‌دونم ‫- هی

‫میشه لطفا چشمات رو برام اونجوری کنی؟

‫بفرما

‫می‌خوای به هم زل بزنیم و ببینیم کی می‌بازه؟

‫نه. باید شامت رو بخوری

‫باشه، خیلی خب

حاضری؟

حاضرم

یک

دو

سه

‫- پلک زدی ‫- آره زدم

‫زدم، زدم، زدم! ‫تو برنده شدی

‫- برنده شدی! برنده شدی! ‫- ایول!

‫- تمومش کن ‫- نه

‫- چرا ‫- چون این یعنی

قراره منو بزارین پیش زویی

ولی تو که زویی رو دوست داری

می‌دونم

هی

‫هر موقع ازم بوس می‌خواستی...

بله

یه آبجوی معمولی می‌خوای یا مخصوص؟

مخصوص

‫خیلی خب، بخور

‫تا خالی نشه جایی نمیریم

‫هنوزم باورم نمیشه

که توی حومه شهر زندگی می‌کنیم

واقعا؟

انگار همین دیروز بود که بچه‌ای نداشتیم

همیشه مست بودیم و خوش می‌گذروندیم

عزیزم، الان کاملا نرمالیم

ولی هنوزم همیشه مستیم

‫یادم رفت بهت بگم

‫امروز وقتی که مایلز رو از مدرسه برداشتم

‫آقای شاب گفت که مایلز نمی‌خواسته ‫عضو گروه علمی بشه

چرا هیچوقت نمی‌خواد با بقیه بچه‌ها فعالیت کنه؟

می‌ونی چیه؟ یه قانون جدید داریم

شب قرار حرف از بچه نباشه

‫- باشه ‫- جدی میگم

‫ما بچه خیلی باهوشی داریم

‫این چیز بدیه؟

‫می‌خوای که

مثل بقیه بچه‌ها باشه؟

‫- ما مثل بقیه هستیم؟ ‫- نه

نه

‫آخه ببین

‫امشب شب قرارمونه

‫آره، چون اهل دلیم

‫مامانت گفت فقط دو قسمت

‫یه چی بهت میگم

‫نظرت چیه قبل خواب یه بازی کنیم؟

‫فقط یکی

‫قایم باشک

‫خیلی‌خب. می‌خوای چشم بذارم یا قایم بشم؟

‫چشم بذار

‫باشه

‫یک، دو، سه، چهار

‫پنج، شش، هفت، هشت

‫نه، ده

‫آماده باشی یا نه، اومدم

‫چیکار میکنی؟ باید قایم میشدی

‫مایلز، حالت خوبه؟

‫یه بار دیگه چشم بذارم؟

‫باشه حتما

‫یک، دو، سه، چهار

‫پنج، شش، هفت، هشت

‫نه و ده...

‫یازده، دوازه، سیزده، چهارصد

‫پانزده

‫هفده، هجده

‫نوزده

‫بیست

‫آماده باشی یا نه، اومدم

‫خیلی‌خب، پیدات کردم

‫خیلی خب، من تسلیم. ‫می‌تونی بیای بالا

‫مایلز

‫مایلز؟

‫مایلز!

‫مایلز

‫می‌خوام هر چی یادته بگی

‫من و زوئی تلویزیون می‌دیدیم

‫بعدش آسیب دید

‫و شروع کرد به جیغ زدن

‫بعدش خونش رو دیدم

‫مایلز، باید یه چیز دیگه یادت باشه

‫کی زوئی رفت زیرزمین؟

‫نمی‌دونم

‫داشت می‌شمرد و بعدش صدمه دید

‫خونش همه جا ریخته بود

‫- و نمی‌دونستم باید چیکار کنم ‫- خیلی‌خب

‫طوری نیست عزیزم

‫هیچی یادم نمیاد

‫طوری نیست. یه حادثه بود

‫یه حادثه بود

‫تالولا

‫چی شده؟

‫هی

‫اینجا چیکار می‌کنی؟

‫شنیدم تو خواب حرف می‌زدی

‫خواب بد می‌دیدی؟

‫نه، ندیدم

‫یعنی خواب بدی نبود ‫خواب خوبی بود

‫می‌خوام با هیلی تمرین کنم

‫متأسفم، ما برنامه‌مون رو هم ریختیم

‫آره، برو دستشویی، مایلز

‫دش

‫دش

‫کمکش کنین!

‫توی این یکی چی می‌بینی؟

‫یه صورت

‫صورت کی؟

‫نمی‌دونم

‫توی اون یکی چی می‌بینی؟

‫دست

‫دست کی؟

‫دستای یه خانم مهربون

‫وقتی توی مدرسه اون پسرو زدی

‫یادته چه حسی داشتی؟

‫می‌تونی حستو بهم بگی

‫فکر می‌کردم اگه این کارو بکنم ‫دیگه آسیب نمی‌بینم

‫آسیب نمی‌بینی؟

‫کسی بهت آسیب زده؟

‫می‌ترسم بهت بگم

‫نمی‌خوام کسی تو دردسر بیوفته

‫کی؟ کی تو دردسر بیوفته؟

‫کسی که بهم آسیب می‌زد

‫می‌خوام به فکر یه

‫دوره درمان برای مایلز باشید

‫و احتمالا یه متخصص هم نیاز داره

‫یه مداخله‌گر رفتاری، کسی که برای مشکلات رفتاریش

‫- بتونه کمکش کنه ‫- خیلی‌خب

‫چه مشکلی داره؟

‫اولش فکر می‌کردم ممکنه به خاطر یه

‫کمبود دراخلاق شناختی یا اُدی‌دی باشه

‫همون اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه ‫ولی راستش رو بخواین

‫مطمئن نیستم

‫شاید بهتر باشه به اینا گوش کنین

‫اینا رو خواب که بود ضبط کردم

‫باشه حتما

‫سارا، نمی‌خوام اینو بپرسم

‫اصلا احتمالش هست که مایلز

‫از طرف کسی توی خانواده شما

‫از کودک آزاری رنج ببره؟

‫مثلا میگی چیکار کردم؟

‫نمیگم کاری کردی، جان

‫فقط حرفی که زد رو دارم بهت میگم

‫هیچوقت به پسرمون دست نزدم

‫به خاطر پدرمه؟

‫پدرم آشغال بود

‫همه‌اش رو پشت سر گذاشتم ‫اینو میدونی

‫برای بچه‌دار شدن، این شرطت بود

‫هیچوقت حاضر نمیشم بزنمش. ‫اون بچه رو دوست دارم

‫شاید استرسر اشتباه می‌کنه

‫همیشه می‌گفتی که مایلز فرق می‌کنه

‫اگه همینی باشه که هست چی؟

‫اون اینطوری نیست

‫خیلی‌خب

‫نمی‌فهمم چه اتفاقی داره میوفته، جان

‫نمی‌فهمم چه خبره

‫رفتم بررسیش کردم

‫اون داروها بی‌هوشش کردن

‫حالت خوبه؟

‫متأسفم

‫یه راهی پیدا می‌کنیم، خب؟

‫آره

‫هی، نگران توئم هستم

‫احساس می‌کنم دارم دیوونه میشم

‫همه چی روبراه میشه

‫فقط باید قوی بمونیم

‫خب؟

‫باشه

‫گمشو برو

‫چی شده؟

‫چه اتفافی افتاد؟ ‫چه اتفاقی افتاد؟

‫یه نفر اینجا بود

‫کجا؟

‫اینجاست

‫عزیزم، انگار خواب بدی دیدی

‫- نه نه ‫- کس دیگه‌ای اینجا نیست

‫نه، اینجاست

‫داخل سرمه

‫- داخل سرمه ‫- خیلی‌خب، بیا بغلم عزیزم

‫سلام آرتور، الین استرسر هستم

‫آره، یه دقیقه وقت داری؟

‫- سلام سارا ‫- سلام

‫توی آخر هفته‌ها می‌بندنش

‫ممنون که، همین که گفتیم اومدی

‫آرتور جیکوبسون هستم. ‫از آشنایی باهاتون خوشبختم

‫سلام

‫الین چیزی درمورد

‫نوع تحقیقاتم گفته؟

‫خوبه

‫می‌خوام قبل از اینکه درموردش بحث کنیم

‫با چند تا سوال شروع کنم

‫خیلی‌خب

‫توی خانواده‌تون

‫کسی زبونی جز انگلیسی بلده، سارا؟

‫من و جان توی دبیرستان

‫زبان اسپانیایی برداشتیم ولی هیچکدوممون

‫بیشتر از چند کلمه یادمون نیست

‫پدر بزرگ و مادربزرگای پسرتون چی؟

‫کسی تو خانواده‌تون این اواخر مهاجرتی داشته؟

‫ببخشید، گیج شدم

‫این صدای پسرتونه؟

‫بله. بله، صدای مایلزه

‫یه سری چرت و پرت از خوابشه

‫راستش چرت و پرت نیست

‫دادم یکی از همکارام برام ترجمه کنه

‫چه زبونیه؟

‫مجارستانی

‫مخصوصا یه لهجه نادر مجارستانی

‫که فقط نزدیک مرز رومانی حرف میزنن

‫ببین بعدش چی میشه، سارا

‫اینم همونقدر مهمه

‫شنیدم توی خواب حرف می‌زدی

‫خواب بدی می‌دیدی؟

‫نه، ندیدم

‫یعنی خواب بدی نبود، ‫خواب خوبی بود

‫مایلز میگه خواب خوبی دیده

‫چرا این مهمه؟

‫حرفایی که مایلز زد، سارا...

‫"خفه شو، جنده کثیف

‫"اینقدر گریه نکن وگرنه چشمات رو از کاسه در میارم

‫"می‌خوام مردنت رو ببینم"

‫نه نه، مایلز اینا رو نگفته

‫ولی گفته

‫و به لهجه‌ای گفت که

‫کمتر از 400 هزار نفر توی دنیای به این زبون حرف می‌زنن

‫مایلز با بچه‌های هم سن و سالش ‫خوب کنار میاد؟

‫تاحالا به این اشاره کرده که فکر می‌کنه ‫از بدنش جابه جا شده؟

‫بله

‫سلیقه‌اش توی غذا چی؟

‫متوجه تغییری توش شدین؟

‫اینا نشونه هستن

‫نشونه چی؟

‫نصف آدمای زمین، میلیاردها نفر

‫معتقدن که هوشیاری و انرژی

‫چیزی که معمولا منظورمون روحمونه

‫توانایی برگشتن به

‫دنیای مادی هستن تا زندگی جدیدی شروع کنن

‫فقط غربی‌ها عقیده‌های دیگه‌ای دارن

‫توی بیشتر دنیا

‫تناسخ بخش پذیرفته‌ای از زندگیه

‫تناسخ؟

‫یعنی چی؟

‫بذار درمورد پسری برات تعریف کنم ‫که وقتی هند بودم دیدمش

‫اسمش پدمن بود، حدوداً 6 ساله بود

‫ولی خونواده‌اش ادعا می‌کردن که خیلی بزرگتره

‫همه جزئیات زندگی قبلیش رو یادش بود

‫نونوایی که داشت، خواهر و برادراش

‫آهنگ مورد علاقه مادرش

‫حتی جزئیات مرگش رو هم توصیف کرد

‫گفت وقتی غرق میشد چه حسی داشت

‫شهری که توصیف کرد رو پیدا کردم

‫100 مایلی از روستاش فاصله داشت

‫پدمن رو بردم اونجا

‫منو مستقیما برد به خونه‌ای که ‫توش به دنیا اومده بود

‫منو به برادر و خواهراش معرفی کرد

‫که الان بالای 50 سال دارن

‫سه هفته اونجا موندیم

‫با یه پیرزن که می‌گفت مادرشه

‫و زمانی که مادرش داشت از دنیا می‌رفت ‫براش آواز می‌خوند

‫من معتقدم

‫که روح داخل پدمن

‫قبل از اینکه بتونه با مادرش خدافظی کنه ‫غرق شده

‫و وقتی گذاشتیم این روح

‫به کار نیمه تمومش برسه

‫پدمن بازم همون پسر بچه شد

‫همون لحظه برگشت

‫با خاطرات خیلی کمی از ‫اون اتفاقات

‫این خیلی چیزا رو توجیه می‌کنه

‫مسئله مهمی که باید بدونین اینه که

‫این ارواح به دلایلی برمیگردن

‫تا چیزی که نیمه تموم مونده رو تموم کنن

‫به یه جور خاتمه برسن

‫پس میگین که پسرم تسخیر شده؟

‫نه. تسخیر برای یه روح غیرانسانی میگن

‫که کنترل میزبان انسانیش رو بدست می‌گیره

‫پس روحی که پسرم رو کنترل می‌کنه

‫روح یه انسان دیگه‌ست؟

‫بله و از چیزایی که توی اون نوار شنیدم

‫اون شخص خطرناکه

‫سارا، یه جنگ درون پسرت به پا گرفته

‫یه جنگ بین روح طبیعیش و این روح پیر

‫این دو روح تا ابد نمی‌تونن توی

‫یه جسم بمونن

‫یکی غالب میشه

‫و اون یکی رو جذب می‌کنه

‫می‌خوایم از این جلوگیری کنیم

‫ببخشید، نمی‌تونم درمورد این چرندیات بحث کنم

‫سارا، سارا وایسا

‫لطفا لطفا اینو نگاه کن

‫می‌دونم که برات چقدر سخته

‫فکر می‌کردم می‌خوای به پسرم کمک کنی

‫مایلز مشکلاتی در رشدش داشته

‫ولی هنوزم پسرمه

‫و هیچوقت درموردش اینطوری فکر نمی‌کنم

‫مامان، می‌خوای زل بزنیم به هم ‫تا ببینیم کی شکست می‌خوره؟

‫الان حالش رو ندارم، مایلز

‫باشه

‫یک، دو

‫سه

تـرجـمـه از مـیـلـاد طـاهـرخـانـی

‫خوشم نمیاد اینطوری دستم رو لمس می‌کنی

‫اون چه آهنگیه؟

‫چی؟

‫همونی که داشتی زمزمه می‌کردی

‫قبلا هم ازت شنیدمش

‫کجا یاد گرفتی؟

‫- از تو ‫- نه، از من یاد نگرفتی

‫اگه اینطور بود یادم می‌موند

‫قبلا که بچه بودم برام می‌خوندیش

‫وقتی خواب بودم

‫نه، نمی‌خوندم

‫ببخشید

‫متأسفم

‫اندریا و بروس

‫از لافیتِ لوئیزیانا

‫که یه زوج مدرن و باسواد هستن

‫برای اونا، این احتمال که پسر کوچیکشون، جیمز

‫نشونه‌هایی از یه زندگی سابق رو بروز میده

‫خیلی کم بود

‫بین سن دو الی چهار سال

‫جیمز جزئیات خارق العاده‌ای درمورد

‫زندگی یه خلبان جنگنده سابق می‌گفت

‫معتقدم که اون زندگی سابقی داشته

‫و الان برگشته

‫چون کاری ناتموم داشته

‫از بچگی یاد گرفتیم که...

‫اون چیه؟

‫تناسخ وجود نداره

‫یکی از همکارای دکتر استرسر

‫اینو بهم داد

‫رفتی یه دکتر دیگه؟

‫اسمش آرتور جیکوبسونه

‫و روی تناسخ مطالعه می‌کنه

‫تناسخ؟

‫- زندگی سابق؟ ‫- آره

‫بیخیال سارا

‫این قدیمی‌ترین حقه توی کتاباست

‫استرسر بهش گفته که

‫با مایلز مشکلاتی داریم

‫اینو نگاه کن

‫به این پسر کوچولو نگاه کن

‫خارق العاده‌ست

‫لطفا. هی

‫لطفا نگو که اینا رو باور می‌کنی

‫نمی‌دونم چی رو باور می‌کنم

‫مایلز مریضه

‫مسئله زندگی سابق نیست

‫سخته

‫ولی می‌تونیم پشت سر بذاریمش

‫می‌تونیم به مایلز کمک کنیم

‫ولی نه با این دیوونگی‌ها

‫- آره ‫- آره

‫حق با توئه

‫با این نمیشه

‫حماقته

‫هی مایلز؟

‫پنج دقیقه دیگه پیژامه‌ت رو می‌پوشی و می‌خوابی، خب؟

‫تالولا! برو!

‫چی گفتی، مامان؟

‫چیه؟

‫کی می‌تونه بهم تفاوت بین

‫مخرج و صورت کسر رو بگه؟

‫هیچکی؟

‫خیلی خب، یه سوال بهتر دارم

‫کی پیتزا دوست داره؟

‫من! من! من!

‫بله. چند تیکه پیتزا؟

‫بکشش، اسلحه‌اش رو بگیر

‫ایول، سرباز!

‫مراقبت‌های پزشکی می‌خوام!

‫پناه بگیر! پناه بگیر!

‫تالولا

‫سارا؟

‫تالولا رو دیدی؟

‫نه

‫در پشتی بازه

‫میرم دنبالش بگردم

‫مایلز

‫عزیزم، برو به بابات کمک کن ‫سگ رو پیدا کنه

‫کشتن دوتایی!

‫مایلز؟

‫کلکش رو بکنید، سرباز!

‫شلیک به سر!

‫بکشش! زودباش!

‫بجنب، بجنب سرباز! بجنب!

‫بریم

‫انقدر از خونه دور نمیشه

‫شاید یه بهش ماشین زده

‫چرا اینو میگی؟

‫وقتی یه سگ بدونه می‌میره

‫خونه نمیاد

‫به جایی دور از خونه میرن

‫دوست دارن تنها بمیرن

‫همه یه زمانی می‌میریم

‫حتی تو

‫توئم می‌میری

‫من پدرتم مایلز

‫نباید اینجوری باهام حرف بزنی

‫می‌خوای چیکار کنی؟

‫منو می‌زنی؟

‫مثل پدرت که قبلا می‌زدت؟

‫منظورت چیه؟

‫خیلی آشغال بود

‫و حالا بابای خیلی خوب برای من شدی

‫تاحالا چیزی درمورد بابام ‫بهش نگفتی؟

‫هیچوقت عزیزم. تاحالا جیزی بهش نگفتم

‫حرفای ترسناکی گفت

‫مثلا چی؟ جان، چی گفت؟

‫از کجا می‌دونست؟

‫چیو؟

‫اون چه کوفتیه؟

‫یه دوربینه

‫چی؟

‫خدای من

‫از مانیتور بچه استفاده کرده

‫ما رو زیرنظر داشته

‫هی

‫چندوقت زیرنظرمون داشتی؟

‫- به من نگاه کن. تالولا کجاست؟ ‫- نمی‌دونم

‫- کجاست؟ ‫- نمی‌دونم

‫- کجاست؟ ‫- جان، بس کن

‫چه مرگته؟

‫بابایی کجاست؟

‫بابات نیاز داشت یکم تنها باشه

‫رفته خونه‌ی عمو تامی

‫فقط تا وقتی که یکم آروم بشه

‫مامان؟

‫چه مرگمه؟

‫مایلز

‫تو مریضی

‫یکم مریضی، عزیزم

‫بعضی‌وقتا که تو تخت دراز می‌کشم ‫از بدنم خارج میشم

‫بعضی وقتا خواب‌ها واقعی به نظر میان

‫خواب نیستن، وقتی بیدارم اینطوری میشه

‫این کارو می‌کنم تا فضا باز بشه

‫فضا برای چی؟

‫یه چیزایی

‫چقدر این اتفاق میوفته؟

‫هر شب

‫مایلز؟

‫مایلز، چی شده؟

‫مامان، می‌ترسم

‫بیا بغلم، عزیزم

‫- بیا بغلم ‫- مامان

‫خواب می‌دیدی؟

‫آره

‫میشه امشب پیشت بخوابم؟

‫مامان؟

‫بله عزیزم؟

‫همیشه هر کاری هم بکنم

‫بازم دوستم داری؟

‫بله مایلز

‫همیشه دوستت دارم

‫من مادرتم

‫چی... چیه؟

‫مامان؟

‫از این استفاده کن

‫مایلز

‫چیکار کردی؟

‫بعضی وقتا که از بدنم خارج میشم ‫اتفاقای بدی میوفتن

‫مامان

‫مایلز

‫ساکت باش

‫تقصیر من بود

‫کار من بود

‫گوش کن چی میگم

‫می‌برمت پیش یکی که می‌تونه ‫کمک کنه حالت بهتر بشه

‫سارا، وقتی زنگ زدی خیالم راحت شد

‫تو باید مایلز باشی

‫چشم نقره‌ای رو نگاه کن

‫فقط نگاه کن

‫اگه توی اتاق باشین بازگشت جواب نمیده

‫بهش آسیب نمی‌زنه؟

‫نه. هیپنوتیزمه

‫وقتی روح مهاجم اینجا باشه ‫مایلز از بدنش خارج میشه

‫حتی تجربه‌اش رو یادش نمیاد

‫هدف اینه که هویت شخصی که بازگشته ‫رو پیدا کنیم

‫و این مهمه

‫که بفهمیم چی می‌خواد

‫رک بهت بگم، سارا

‫این شاید آخرین فرصتت باشه

‫مایلز الان هشت سالشه

‫به زودی روح مهاجم کنترل بدنش رو بدست می‌گیره

‫و مایلز می‌میره

‫چشم نقره‌ای بالای دسته رو نگاه کن

‫هر بار که تاب می‌خوره

‫اینطور تصور کن که یه رشته نخ رو کم کم

‫از هم باز می‌کنیم

‫تصور کن اون رشته نخ

‫همون زمانه

‫و دقیقه به دقیقه‌اش رو باز می‌کنی

‫ثانیه به ثانیه‌اش

‫به عقب برمی‌گردی

‫زمان جاری میشه

‫همه چیز اطرافت...

‫این خونه

‫صدای من

‫مادرت

‫همه این چیزا دورتر و دورتر میشن

‫برمی‌گردیم به زندگیت

‫به زمانی که رفتی مدرسه

‫زمانی که برای اولین بار ‫راه رفتن رو یاد گرفتی

‫وقتی یه نوزاد بودی

‫برگرد به روزی که به دنیا اومدی

‫برگرد به زمان قبل از اینکه داخل این جسم باشی

‫الان دیگه با مایلز صحبت نمی‌کنم

‫با شخصی صحبت می‌کنم

‫که داخل بدنش ساکن شده

‫تو ناخونده اومدی

‫اگه صدام رو می‌شنوی بگو

‫مجارستانی بلدی؟

‫چند تا کلمه یاد گرفتم

‫چون پیش بینی می‌کردم ببینمت

‫انگلیسی رو ترجیح میدم

‫ولی توی مجارستان به دنیا اومدی؟

‫پدر و مادرم کشاورزای مجارستانی بودن

‫که به اوهایو نقل مکان کردن

‫آدمای ساده‌ای بودن

‫خوشحال بودن که یه زمین دارن

‫ولی من به چیزهای خلاقانه‌تر

‫جذب شدم

‫می‌خوام اسمت رو بگی

‫و بگی چرا برگشتی اینجا

‫اسمت چیه؟

‫الان دیگه مایلزم

‫مایلز، اگه صدام رو می‌شنوی

‫اسم کسی که درونته رو بگو

‫اسمش رو بگو

‫اسمش رو بگو

‫اسمش رو بگو

‫مایلز، اسمش رو بگو

‫نه!

‫کلکسیون داروی زیادی

‫توی سرویس بهداشتی‌تون داری

‫همه‌اش قانونیه

‫ولی اگه به یه بچه اونم بر خلاف میلش بدی نه

‫قرصام رو خوردی؟

‫سارا چی فکر می‌کنه اگه

‫بهش بگم اینجا خوابم برد

‫و وقتی به هوش اومدم ‫کیرت دهنم بود؟

‫پلیس داروها رو توی خونم پیدا می‌کنه

‫همون داروهایی که توی قفسه داروهاته

‫حالا پشم با دی‌ان‌ای تو که

‫روی لبه توالتت پیدا کردم

‫و گذاشتم لای دندونم به کنار

‫تو دیوانه‌ای

‫حرف کیو باور می‌کنن؟

‫هیپی پیری که با ارث پدرش زندگیش رو می‌گذرونه؟

‫یا یه پسر بچه معصوم؟

‫وقتی یه بشکن بزنم

‫مایلز برمی‌گرده

‫و به سارا میگی که نتونستی برش گردونی

‫چون کسی داخل بدن پسرش نیست

‫و میری

‫و این آخرین باری میشه که ما رو می‌بینی

‫یک

‫دو

‫سه

‫چطور پیش رفت؟

‫نشد. ببخشید، اشتباه می‌کردم

‫اشتباه کردم گفتم بیای اینجا

‫چی شد؟

‫هیچی. بازگشت جواب نداد

‫- چی؟ ‫- متأسفم

‫- چی؟ ‫- کریستوفر به بیرون راهنماییتون می‌کنه

‫لطفا از این طرف

‫مایلز

‫برو تو

‫باید با پدرت حرف بزنم

‫توی خونه باهاش احساس امنیت ندارم

‫وقتی خونه تامی بودم، با چند جا تماس گرفتم

‫یه جایی به اسم سامیت هیل هست

‫به نظرم مایلز جاش اونجاست

‫ازش نظارت شبانه روزی میشه

‫کمتر از یه دقیقه از اینجا فاصله داره

‫منظورت حبس کردن پسرمونه؟

‫دیگه چیکار میشه کرد؟

‫داره ما رو از هم جدا می‌کنه، سارا

‫- الو؟ ‫- سارا

‫آرتور جیکوبسون هستم

‫آرتور، ساعت 2 شبه

‫می‌دونم. ببخشید، ولی نمیشد صبر کرد

‫مایلز نزدیکه؟

‫بله، توی اتاقشه

‫سارا، برو سر کامپیوترت

‫آرتور، قطع می‌کنم

‫سارا، وایسا

‫خونواده‌ات تو خطره

‫برو سر کامپیوتر که مایلز نتونه ببینتت

‫وایسا

‫گوش کن

‫شخصی که داخل بدن پسرته ‫یه دروغگوی استثناییه

‫وانمود می‌کنه خوابه، وانمود می‌کنه پسرته

‫نباید حرفای مایلز رو باور کنی

‫وقتی مایلز اینجا بود ‫نمی‌تونستم چیزی بگم

‫در زمان جلسه‌مون یه مشکلی دشتیم

‫ولی به نظرم پسرتون حرفم رو شنید

‫و یه لحظه طول کشید تا بفهمم

‫اون کلمه‌ای رو با ناخنش کشید که به نظرم ‫یه پیغامه، اسمش

‫اسمش رو بهم داد، سارا

‫توی کامپیوترت "ادوارد سارکا" رو تایپ کن

‫س-ا-ر-ک-ا

‫قاتل رودخانه تراش

‫خودشه. چشماش رو نگاه کن

‫مثل مایلز، رنگ دو تا چشمش متفاوته

‫تولد مایلز کی هست؟

‫22ام آگوست سال 2010

‫این همون روزیه که توی حمله پلیس ‫ادوارد سارکا رو کشته شد

‫درست راس ساعت 4 صبح مرد

‫مایلز هم 4:15 به دنیا اومد

‫توی پنج سال 9 تا زن رو کشته

‫آخرین قربانیش، دهمی

‫تونست فرار کنه ولی قبلش دستش رو قطع کرده بود

‫دست همه‌شون رو قطع کرده بود

‫علامتش این بود

‫دستاشون رو قطع می‌کرد و بعدش می‌کشتشون

‫دستاشون رو قطع می‌کرد و می‌کشتشون

‫زنی که زنده موند

‫مارگارت سینت جیمز، درمورد تجربه سختش ‫یه کتاب نوشت

‫پلیس رو بهش رسوند و کشتنش

‫حالا می‌دونیم

‫نه؟

‫بله ولی هنوز باید بدونیم چرا برگشته

‫باید بفهمیم سارکا چی می‌خواد

‫پسرت اینطوری آزاد میشه

‫وایسا

‫آرتور باید قطع کنم

‫جان

‫چی شده؟

‫باید مایلز رو یه کاریش بکنیم

‫باید فوراً یه کاریش بکنیم

‫ولی نباید بدونه

‫یه ساعت صبر کن

‫چند تا از لباساشو برمی‌دارم و اونجا می‌بینمت

‫کسر دیگه‌ای هست که مساوی باشه با 2/8؟

‫اگه به دو ساده‌اش کنیم...

‫آقای بلوم، همه چی روبراهه؟

‫آره. اومدم دنبال مایلز

‫خب تقریبا درسمون تموم شده

‫می‌تونم سریع بیارمش بیرون

‫نه ببخشید، باید همین الان بریم

‫یه مسئله ضروری خونوادگی پیش اومده

‫صحیح. می‌خواین توی دفتر هم بگین؟

‫نه، سارا بهشون زنگ زد

‫باهاشون صحبت کرد

‫هی مایلز، بیا

‫بریم

‫مایلز؟

‫بیا بریم، رفیق

‫مایلز!

‫خدای من!

‫برای تو برگشته

‫می‌خواد تو رو بکشه

‫مایلز، من و مادرم یه تصمیمی گرفتیم

‫یه مدتی یه جای دیگه باید زندگی کنی

‫و...

‫جایی که می‌ریم

‫آدمایی رو داره که می‌تونن کمک کنن بهتر بشی

‫دکترای خیلی خوبی دارن

‫یه مدت برات سخت می‌گذره ولی

‫به نظرم بزرگتر که بشی درک می‌کنی

‫که بعضی وقتا...

‫بعضی وقتا چیزی که به صلاح ماست

‫سخت‌ترین کاریه که میشه انجام داد

‫فقط می‌خوایم بدونی که ‫خیلی دوستت داریم

‫بیشتر از هر چیزی توی دنیا

‫مایلز

‫مایلز!

‫الان داره برای زنده موندن تقلا می‌کنه

‫باید سه یا چهار هفته

‫بی هوش نگهش داریم

‫وقتی تورم مغزش بخوابه

‫میزان جراحتش رو تعیین می‌کنیم

‫شوهرتون قویه

‫فقط نیاز به زمان داره

‫پسرم کجاست؟

‫اون طرف راهروئه

‫خیلی متأسفم

‫دوستت دارم

‫دوستت دارم. خیلی متأسفم

‫خیلی متأسفم

‫فکر کنم می‌دونم چطور جلوشو بگیرم

‫فکر کنم می‌تونم نجاتش بدم

‫اگه این کارو بکنیم

‫شاید...

‫شاید بازم همه بتونیم برگردیم پیش هم

‫شما دو تا رو تنها می‌ذارم

‫مایلز، توی ماشین چه اتفاقی افتاد؟

‫نمی‌دونم

‫هیچی یادم نمیاد

‫می‌دونم چطوری کمکت کنم

‫ولی ازت می‌خوام بهم اعتماد کنی

‫هر کاری کنم باید بهم اعتماد کنی

‫می‌تونی این کارو بکنی؟

‫اون قرص‌ها رو یادته که

‫بهت دادم تا جاده زده نشی؟

‫یادته چقدر خوابالوت کرد؟

‫آره

‫می‌خوام بخوابی

‫ولی چرا؟

‫چون تا وقتی خوب نشی

‫نمی‌تونم بهت اعتماد کنم

‫می‌خوام ببینم که می‌خوریش، مایلز

‫کجا میریم؟

‫چشمات رو ببند

‫من ترتیب کاری که برای انجام دادش برگشتی رو میدم

‫کمکی از دستم برمیاد؟

‫شما مارگارت سینت جیمز هستین؟

‫چی می‌خوای؟

‫من سارا بلوم هستم

‫اخیرا یه تجربه‌ای داشتم ‫و کتاب شما...

‫کمکم کرد

‫می‌خواستم بدونم چند لحظه وقت دارین؟

‫یه قانونی دارم که توی خونه‌ام با کسی حرف نمیزنم

‫فقط 5 دقیقه

‫لطفا. جای دیگه‌ای ندارم برم

‫یکم چایی درست می‌کنم

‫می‌تونی بشینی

‫پیکلز، به محض اینکه هوا سرد شد

‫زود برگرد خونه

‫آره، خیلی‌خب

‫بفرما. برو

‫نعنایی یا لیمویی؟

‫فرقی نداره

‫قشنگ نیست

‫ولی می‌تونم دستمال توالت پاره کنم

‫متأسفم

‫اتفاقی که برات افتاده ‫مال تازگی‌هاست؟

‫یه مدتیه این جریان رو دارم

‫به خاطر پسرمه

‫درمورد پسرته؟

‫بله، اسمش مایلزه

‫چند سالشه؟

‫هشت سالشه

‫چه سن خوبی

‫دیوید منم توی اون سن خیلی شیرین بود

‫نمی‌دونستم بچه هم داری

‫تصمیم گرفتم خونواده‌ام رو مخفی نگه دارم

‫من و پدر دیوید قبل از اینکه ‫با سارکا آشنا بشم طلاق گرفتیم

‫ولی به نظرم منصفانه نبود که

‫اونا رو هم درگیر این همه نفرت و عذاب کنم

‫الان پسرت کجاست؟

‫سال دوم دانشگاهش رو توی ایالت میشیگان شروع کرده

‫و شنیدم که یه دوست دختر جدید هم داره

‫طوری نیست

‫پشت سر می‌ذاریش

‫نباید میومدم اینجا

‫سرویستون کجاست؟

‫آخر راهرو

‫یه فنجون چای برات میریزم

‫متأسفم

‫خیلی متأسفم

‫پیکلز

‫چطوری برگشتی تو؟

‫چیکار می‌کنی؟

‫چیکار می‌کنی؟ بس کن

‫بس کن

‫لطفا این کارو نکن

‫نه

‫نمی‌تونم

‫نمی‌تونم

‫خیلی متأسفم

‫هی!

‫از کدومش بیشتر خوشت میاد؟

‫آبی؟

‫یا فندقی؟

‫آبی؟

‫یا فندقی؟

‫آبی؟

‫یا فندقی؟

‫از کجا...

‫اون شبی که دیدمش اینو بهم گفت

‫مایلز!

‫نه، این کارو نکن!

‫مایلز، نه!

‫نه

‫نباید ترکم می‌کردی...

‫مارگارت

‫مایلز!

‫مایلز، تموم شد!

‫مایلز!

‫مایلز!

‫مایلز!

‫مایلز!

‫مایلز

‫عزیزم

‫مایلز

‫خیلی دیره

‫به چیزی که می‌خواستی رسیدی

‫پسرم رو بهم بده

‫هنوز باور داری که مایلز زنده‌ست؟

‫اینجوری بود؟

‫مامانی؟

‫هر کاری بکنم

‫بازم دوستم داری؟

‫گول زدنت راحت بود

‫می‌دونستم منو میاری پیشش

‫از کی نیستش؟

‫همون شبی که بهش قول دادی ‫همیشه دوستش خواهی داشت

‫اونموقع آخرین باری بود که ‫باهات حرف زد

‫الان دیگه مرده

‫تو...

‫یه هیولایی

‫روح پسرم رو گرفتی؟

‫نباید...

‫نباید بدنش رو داشته باشی!

‫یا خدا!

زیرنویس از میلاد طاهرخانی « M.i.l.a.d »

‫می‌خواست منو بکشه

‫الان جات امنه

‫الان در امانی

‫نه

‫نه

‫بابت تاخیرمون، شرمنده

‫اشکالی نداره

دانلود بروزترين فيلم و سريال ها با زيرنويس چسبيده و دوبله فارسي در کانال تلگرام ما T.me/Filimo85

‫از دیدن دوباره‌ات خوشحالم، مایلز

‫خوشحالیم که تا وقتی بابات بهتر میشه

‫پیش ما بمونی

‫می‌خوای اتاقت رو ببینی؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.