All language subtitles for Relay.2024.1080p.AMZN.WEB-DL.DDP5.1.H.264 [Fa]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫سی‌نما تقدیم میکند ‫WwW.30NaMa.CoM

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫تو رو یادم نمیاد

‫- مگه فرقی می‌کنه؟ ‫- نه

‫تصمیم عاقلانه‌ای گرفتی، هافمن

‫دارم بهت نگاه می‌کنم ‫و تقریباً مثل یه آدم عادی به‌نظر میای

‫مغرور ولی عادی

‫فکر می‌کردم قراره ببینم ‫شیطان واقعاً چه شکلیه، ولی...

‫توام شبیه بقیه‌ای

‫همین؟ حالا می‌تونم برم؟

‫اینا تمام چیزاییه که ازتون دزدیدم

‫نماینده‌هام برای حفظ امنیتم ‫ یه نسخه ازش نگه می‌دارن

‫اگر قلچماق‌هات منو تعقیب کنن

‫اگر هر اتفاقی برام بیفته

‫اون نسخه میرسه دست پلیس...

‫خودم روال این کارها رو می‌دونم

‫باید یه عکس بگیرم

‫از خودمون

‫دو تا رفیق قدیمی

‫امیدوارم قابش کنی

‫زندگی جدیدت خوش بگذره

‫آقای هافمن

‫ممنون که منتظر موندی

‫برو بالاشهر لطفاً ‫یکم دیگه بهت میگم کجا بری

‫« از ترمینال گراند سنترال برو پوکیپسی »

‫« بعدش طبق دستورالعمل‌هامون پیش برو »

‫سرویس پیغام‌گیر مخصوص ‫صندوق صوتی شماره‌ی 482

‫یک پیغام جدید دارید

‫گزارش رو پس گرفتیم

‫هزینه‌ی خدماتت پرداخت شد

‫تا وقتی هافمن

‫سر حرفش بمونه، دیگه کارمون تمومه

‫درضمن، یه پیام از رئیسم برات دارم

‫خیلی انگل آشغالی هستی

‫هافمن هستم

‫دیشب اومد، اسناد رو تحویلش دادم

‫و همونطور که گفتی ‫با قطار رفتم پوکیپسی

‫امیدوارم نسخه‌ی امن برای اینکه آپتیمو

‫دست از سر من و تو برداره کافی باشه

‫نصف دیگه‌ی پول رو

‫به آدرسی که داده بودی فرستادم

‫انتظار نداشتم اینقدر به خودم برسه

‫فکر می‌کردم به عنوان ‫دستمزد خودت برش داری. ممنونم

‫زیر حرفشون نمی‌زنن؟

‫« شرکت دارویی آپتیمو »

‫« شرکت دارویی آپتیمو »

‫« نیویورک‌تایمز، نیویورک ‫خیابون 41 غربی، پلاک 242 »

‫خانم گرنت؟

‫سلام، جولی هستم

‫- سلام ‫- آقای مورل منتظرتون هستن

‫ممنونم

‫عضو یه تیم بودم

‫که داشتیم با استفاده از زادگیری دقیق

‫رقم جدیدی از گندم

‫مقاوم در برابر حشرات رو تولید می‌کردیم

‫مثل... مثل اصلاح ژنتیکیه

‫ولی با استفاده از فرایندهای طبیعیه

‫تا قوانین سرسختانه‌ی اصلاح ژنتیکی ‫شامل حالش نشه

‫بگذریم

‫داشتیم پیشرفت می‌کردیم

‫ولی متوجه مشکلات احتمالی ‫ توی زنجیره‌ی غذایی انسانی شدیم

‫و بعد زنجیره‌ی ایمیلی رو برام ارسال کردن

‫که توش یکی از پیوست‌ها ‫یه ارزیابی ایمنی غذایی بود

‫که عوارض جانبی شدیدی رو نشون می‌داد

‫وقتی این مشکل رو ‫پیش مدیرهای ارشد مطرح کردم

‫بهم گفتن داده‌ها رو اشتباه برداشت کردم

‫و نگران نباشم

‫ولی کمی بعدش به یه بخش دیگه

‫که اینجا توی "منهتن"ـه منتقل شدم

‫برای کارهای دفتری و ارزیابی داده

‫و دو ماه بعدش

‫بخاطر یه تخلف حضور و غیاب جزئی اخراج شدم

‫و حالا دارن روز به روز بیشتر اذیتم می‌کنن

‫خب...

‫متاسفم اینو می‌شنوم، خانم گرنت

‫به‌نظرتون دلیلش چیه؟

‫حس کردم...

‫خب، حس کردم وظیفه دارم

‫یه نسخه از ارزیابی ایمنی غذایی ‫به عنوان مدرک بردارم

‫اسناد کارفرمای سابقتون رو دزدیدین؟

‫این... این دزدی حساب میشه؟

‫میشه بپرسم چرا تصمیم گرفتین این مسئله رو

‫با شرکت ما درمیون بذارین؟

‫به توصیه‌ی کسی اومدم

‫میشه بپرسم کی؟

‫یکی از دوست‌هام ‫درست نیست بگم کی بوده

‫خانم گرنت، نیتتون رو تحسین می‌کنم

‫ولی ما دیگه دنبال ‫اینجور پرونده‌ها نیستیم

‫سازمان‌های حمایت از افشاگرهای

‫خیلی درجه یکی وجود دارن

‫که خیلی بیشتر آمادگی...

‫نه، نیاز به حمایت از افشاگرها ندارم

‫کاملاً برعکس

‫فقط می‌خوام همه‌چی رو پس بدم

‫و قول بدم هیچی نمیگم ‫و برم سراغ زندگیم

‫خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم

‫کسی هست بتونه بهم کمک کنه؟

‫خب، همونطور که گفتم ‫رابط‌های رسمی برای این‌کار هست، ولی...

‫ببینین...

‫رابط‌های غیررسمی هم وجود دارن

‫که در گذشته افرادی رو بهشون ارجاع دادیم

‫با این شماره تماس بگیرین ‫شاید بتونن کمکتون کنن

‫- کی هست؟ ‫- تابحال ندیدمش

‫نمی‌دونم آقاست یا خانمه یا چی

‫هدف همینه. شماره‌ی سرویس پیغام‌گیره

‫اونا بهتون زنگ می‌زنن...

‫یا نمی‌زنن

‫فقط شرایطتون رو ‫صادقانه براشون توضیح بدین

‫اینم خدمت شما

‫به‌صورت شبانه‌روزی ‫یه نفر در لابی حضور داره

‫اگر چیزی نیاز داشتین زنگ بزنین

‫ممنون که به این سرعت ‫این همه زحمت کشیدین

‫کارمون همینه. از اقامتتون لذت ببرین

‫سلام، من "واش" هستم ‫و یه دائم‌الخمرم

‫- سلام واش ‫- سلام واش

‫خب...

‫الان 9 سال و 9 ماهه که ترک کردم

‫و...

‫این اواخر از همیشه برام سخت‌تر بوده

‫چون دلیلی که باعث شد ‫شروع به مشروب خوردن کنم یه سمته

‫و این شغلی که دارم یه سمت

‫چون به خدمتم در نیروی پلیس افتخار می‌کنم

‫و اهل خلاف نیستم

‫کمابیش

‫ولی...

‫با چیزهایی که هر روز ‫از همکارهام می‌بینم...

‫نمی‌دونم چی بگم...

‫دو پیغام جدید دارید

‫منم هافمن. اوضاع ردیفه

‫اسم من "سارا گرنت"ـه

‫یه دانشمندم که برای ‫یه شرکت زیست‌فناوری کار می‌کردم

‫شرکت "سایبو سمنتیس"

‫اسنادی دارم

‫که شواهد یه سرپوش غیرقانونی هستن

‫می‌خواستم منتشرشون کنم ‫ولی نظرم عوض شد

‫نمی‌دونم روال کار چیه

‫ولی هرکاری لازم باشه انجام میدم

‫شماره‌م 4011-824-693ـه

‫« سارا گرنت » ‫« دانشمند ارشد سایبو سمنتیس »

‫« برای مشاهده‌ی این پروفایل، وارد شوید »

‫« تفاوت را احساس کنید »

‫« زندگی‌نامه »

‫از دریافت جایزه‌ی لنسینگ

‫بسیار خوشحالیم

‫این تحقیقات پتانسیل اینو داره

‫که انقلابی در میزان برداشت غلات ایجاد کنه

‫بخصوص در کشورهای درحال توسعه ‫که خیلی بهش نیاز دارن

‫و وابستگی به آفت‌کش‌ها رو کاهش میده

‫و واقعاً امیدواریم بتونیم

‫با این کمک‌هزینه‌ی تحقیقاتی، اثرگذار باشیم

‫سلام. از سرویس بازگویی تماس ‫سه ایالت تماس می‌گیرم

‫- بله. سلام ‫- کسی داره از طریق

‫سرویس بازگویی تماس باهاتون تماس می‌گیره ‫تابحال تماس بازگویی دریافت کردین؟

‫- فکر نکنم ‫- کسی که باهاتون تماس گرفته

‫احتمالاً ناشنوا یا کم‌شنواست

‫تماس‌گیرنده صحبتش رو تایپ می‌کنه

‫و من براتون می‌خونمش

‫وقتی نوبت صحبت شما شد ‫هرچی گفتید رو براشون تایپ می‌کنم

‫وقتی آماده‌ی شنیدن جواب بودید

‫مستقیماً با تماس‌گیرنده صحبت کنید ‫و بگید "بفرما"

‫هیچ تماسی ضبط نمیشه ‫و هرچی که بگید

‫محرمانه‌ست

‫تماس‌تون تا یک لحظه‌ی دیگه آغاز میشه

‫"شما سارا الیزابت گرنت هستین"

‫"با شماره‌ی تامین اجتماعی 958004493"

‫"برای موسسه‌ی تحقیقاتی ‫ سایبو سمنتیس کار می‌کردین"

‫"با کد مالیاتی 0890591-99 ‫و ساکن سنت‌لوئیس بودین، درسته؟"

‫آره

‫اگر پاسخ‌تون تموم شده، لطفاً بگید "بفرما"

‫آخ، ببخشید. ببخشید. ببخشید. بفرما

‫"لطفاً شرایطتون رو توضیح بدین"

‫عضو یه تیم تحقیقاتی بودم

‫که درحال تولید رقم جدیدی از ‫گندم مقاوم در برابر حشرات بودیم

‫یه گزارش ایمنی غذایی

‫با اطلاعات نگران‌کننده‌ای ‫در مورد عوارض جانبیش به دستمون رسید

‫به رئیس‌هام گفتم

‫تا به خودم اومدم دیدم منتقل شدم

‫و کمی بعد اخراج شدم

‫تولید رقم جدید شروع شده

‫ولی اون یافته‌ها رو پنهان کردن

‫ولی تونستم یه نسخه ‫از اون گزارش ایمنی غذایی رو

‫از ساختمون خارج کنم

‫بفرما

‫« ...از ساختمون خارج کنم »

‫"گفتی عوارض جانبی داشته"

‫در برخی موارد معدود

‫باعث حساسیت شدید ‫و شوک آنافیلاکسی ‌شده

‫و در موارد بلندمدت‌تر ‫ بسیار بیشتر از میزان معمول

‫شاهد دیورتیکولیت و سرطان بودیم

‫انتظار دارن فروش جهانی ‫به‌شدت زیادی داشته باشن

‫هزاران نفر دچار عوارض میشن

‫ولی بدون اطلاعاتی که من دارم

‫فهمیدن اینکه دلیلش غذاییه

‫که مردم خوردن، غیرممکنه

‫"به‌نظرت شواهد واضح تخلفاتشون"

‫"در اون اسناد وجود داره؟"

‫در مقایسه با نسخه‌ی جعلی گزارششون، آره

‫بفرما

‫"در ازای سکوتت"

‫"بهت پیشنهاد پول دادن؟"

‫اولش آره، ولی علاقه‌ای به قبول کردنش نداشتم

‫می‌خواستم کار درست رو انجام بدم

‫ولی بعد، تهدیدهاشون شروع شد

‫دیشب، ماشینم رو آتیش زدن

‫بفرما

‫"پای پلیس به قضیه باز شده؟"

‫ماشین رو به عنوان مدرک بردن

‫ولی من چیزی بهشون نگفتم

‫- بفرما ‫- "نگو"

‫"این اتفاق توی محله‌ی ترایبکا ‫خیابون چمبرز پلاک 200 افتاده؟"

‫آره

‫ولی بخاطر تهدیدات، رفتم یه جای دیگه

‫بفرما

‫"یه تلفن اعتباری بخر"

‫"تا وقتی نرسیدی به یه مکان عمومی ‫خاموش نگهش دار"

‫"بعد شماره‌ی جدیدت، آدرس جدیدت"

‫"و هر اطلاعات دیگه‌ای که داری رو ‫ با پیام بهم بگو"

‫یه ون بیرون خونه‌م پارک کرده

‫فکر کنم منو زیر نظر دارن. بفرما

‫"احتمال داره این تماس رو شنود کنن"

‫"در آینده، فقط با گوشی جدیدت تماس بگیر"

‫تماس‌گیرنده‌تون قطع کرد، متشکریم که از

‫سرویس بازگویی تماس سه ایالت استفاده کردین ‫شب خوبی داشته باشین

‫یه ون بیرون خونه‌م پارک کرده

‫فکر کنم منو زیر نظر دارن. بفرما

‫خیلی‌خب. نیویورک، یانکرز ‫خیابون شرقی، پلاک 339

‫"فقط با گوشی جدیدت تماس بگیر"

‫بریم برای شیفت شب. کی باهام میاد؟

‫« سرویس بازگویی تماس سه ایالت »

‫قانون آمریکایی‌های دارای معلولیت ‫مصوب سال 1990، ماده‌ی 225

‫سرویس‌های بازگویی تماس را از افشای

‫مکالمات تماس‌‌های بازگویی

‫و ثبت مکالمات

‫مگر در طول تماس، منع می‌کند

‫باشه. باشه. من که دلم نمی‌خواد

‫برم حکم بگیرم. تو می‌خوای؟

‫- نه ‫- گفتین از کجا اومدین؟

‫- وزارت خزانه‌داری ‫- بخش سوءاستفاده‌های مالی

‫صحیح. می‌دونین، حتی اگر حکم هم بگیرین ‫چیزی نیست که بخواین توش بگردین

‫اطلاعات تماس‌هامون رو نگه نمی‌داریم

‫اینکه کی تماس گرفته ‫و با کی تماس گرفته

‫سارا گرنت هستم

‫شماره‌ی جدیدم 7184937071ـه

‫خیابون واشینگتن، پلاک 1500 ‫آپارتمان 2کیو، 10006

‫شرکت قراره به‌زودی

‫با ارزش تخمینی 3.2 میلیارد دلار خریده بشه

‫که هفته‌ی آینده توسط ‫کمیسیون بورس و اوراق بهادار تایید میشه

‫اگر اطلاعاتی که دارم افشا بشه

‫معامله بهم می‌خوره

‫به‌شدت انگیزه دارن جلوی این اتفاق رو بگیرن

‫برای همین می‌ترسم

‫- الو؟ ‫- کسی داره از طریق

‫سرویس بازگویی تماس باهاتون تماس می‌گیره ‫تابحال تماس بازگویی دریافت کردین؟

‫بله. بفرما

‫"بعد از بررسی شرایطت، پیشنهادمون اینه"

‫"می‌تونیم کمکت کنیم اسناد رو پس بدی"

‫"و در عین حال با حفظ اهرم فشار ‫ازت محافظت کنیم"

‫"پنجاه هزار دلار پیش‌پرداخت می‌خوایم"

‫"این پیش‌پرداخت از پولی ‫که در روند مذاکرات"

‫"بدست میاریم، بهت پس داده میشه"

‫"توان پرداخت این مبلغ رو داری؟"

‫آره. بفرما

‫"در چند روز آینده"

‫"درخواست‌های عجیبی دریافت می‌کنی"

‫"که هدفشون اینه که بفهمیم با چی طرفیم"

‫"لطفاً هرچقدر هم عجیب بودن ‫از تمام دستورالعمل‌ها پیروی کن"

‫"از این به بعد، قبل از هر مکالمه"

‫"از یک رمز استفاده می‌کنیم"

‫میگیم "کارت اعتباری یا کارت بانکی؟"

‫و تو میگی "چک"

‫- متوجه شدی؟ ‫- متوجه شدم

‫کیه؟

‫یه بسته دارین، خانم گرنت

‫« آرچی لیچ » ‫« صندوق پستی 521 »

‫« آرچی لیچ » ‫« صندوق پستی 22114 »

‫« این دستورالعمل‌ها رو رعایت کن »

‫« تا وقتی بهت نگفتیم، گوشی رو روشن نکن »

‫ممنون

‫- الو؟ ‫- از سرویس بازگویی تماس

‫سه ایالت تماس می‌گیرم ‫تابحال تماس بازگویی دریافت کردین؟

‫بله. بفرما

‫کارت اعتباری یا کارت بانکی؟

‫چک. بفرما

‫"فردا صبح، با پرواز 10 و 5 دقیقه"

‫"از نیوآرک به پیتسبورگ برو"

‫"بعد با پرواز 11:50 به آتلانتا برو"

‫"این گوشی رو با خودت نبر"

‫"بسته‌های پول پیش ما و گزارش"

‫"و گوشی که با رنگ قرمز ‫علامت خورده و برات فرستادیم رو ببر"

‫"ولی تا وقتی به گیتت ‫توی پیتسبورگ نرسیدی، روشنش نکن"

‫تماس‌گیرنده‌تون قطع کرد

‫اپراتور، یه چیزی یادم رفت

‫می‌تونم بهش زنگ بزنم؟

‫تماس‌گیرنده‌ برای این خط

‫درخواست عدم تماس کرده، متاسفم خانم

‫نفر بعدی

‫- ممنونم ‫- خیلی ممنون

‫سلام

‫این اولین فراخوان برای سوار شدن

‫مسافرین پرواز 8917 به مقصد آتلانتا می‌باشد

‫ظرفیت پرواز امروز تکمیل خواهد بود

‫پس اگر مایلید کیف خود را ‫به گیت تحویل دهید

‫لطفاً به میز پذیرش مراجعه فرمایید

‫سلام

‫این کیف رو دم گیت ب17 پیدا کردم

‫بذار حدس بزنم ‫نزدیک دستشویی بوده؟

‫- آره. از کجا فهمیدی؟ ‫- زیاد پیش میاد

‫روش نوشته "سارا گرنت"

‫- باشه. بسپارینش به من. خیلی ممنون ‫- باشه. موفق باشی

‫الو؟

‫کارت اعتباری یا...؟

‫چک

‫بفرما

‫"الان کجایی؟"

‫دم گیت هستم

‫یکم دیگه سوار میشیم

‫چیکار کنم؟ بفرما

‫"بسته‌ها همراهته؟"

‫- آره. بفرما ‫- "خوبه"

‫مسافر سارا گرنت

‫لطفاً به باجه‌ی اشیای گمشده مراجعه فرمایید

‫مسافر سارا گرنت ‫به باجه‌ی اشیای گمشده مراجعه فرمایید

‫میرم ببینم قضیه چیه

‫"بقیه‌ی چیزها رو نادیده بگیر"

‫"و منتظر دستورات بعدی بمون"

‫مسافر سارا گرنت

‫لطفاً به باجه‌ی اشیای گمشده مراجعه فرمایید

‫"برو دفتر پست سالن دی"

‫"و جفت بسته‌ها رو پست کن"

‫"بعداً بهت زنگ می‌زنیم"

‫جناب، کمکی از دستم برمیاد؟

‫مسافر سارا گرنت

‫لطفاً به گیت ای29 مراجعه فرمایید

‫مسافر سارا گرنت ‫لطفاً به گیت ای29 مراجعه فرمایید

‫دیگه عمراً با این شرکت پرواز نمی‌کنم

‫- کجاست؟ ‫- پیداش نشد

‫مدام اسمش رو صدا می‌کنن ‫ولی خبری ازش نشد

‫می‌خوای یه گشت دیگه بزنیم؟ ‫اگر دارن تعقیبش می‌کنن

‫باید یه جایی همین اطراف باشن

‫آخرین فراخوان برای مسافر گرنت

‫برای پرواز 8317 به مقصد آتلانتا

‫مسافر سارا گرنت

‫آخرین فراخوان برای پرواز آتلانتا

‫تعقیبش نمی‌کنن

‫منظورت چیه؟

‫لو رفتیم

‫- کجایی؟ ‫- باورت نمیشه

‫ولی رفته دفتر پست

‫باشه

‫و این یکی برای نورمن ایالت اوکلاهما ‫کد پستی 73019ـه

‫چیز مایع، یا شکننده یا خطرناکی توش نیست؟

‫نـه

‫خب، کد رهگیری‌تون اینجا نوشته

‫و اگر خواستین نظرسنجی پر کنین، اینجاست

‫- باشه ‫- باشه؟

‫- ممنون ‫- ممنون از شما

‫خب، کد رهگیری 84059700233803ـه

‫خیلی‌خب. چیا می‌تونیم بفهمیم؟

‫همم؟ چون اون حرکتی ‫ که با امنیت فرودگاه زد

‫خیلی هوشمندانه و تمیز بود

‫چرا این همه راه ‫ما رو تا پیتسبورگ کشوند؟

‫از سال 2001 تا الان، اداره امنیت ترابری ‫بیش از 113 تا از

‫شعبه‌های اداره‌ی پست ‫فرودگاه‌ها رو تعطیل کرده

‫تنها شعبه‌ای که توی بخش امنیتی باقی مونده

‫مال پیتسبورگه

‫خیلی‌خب. دو تا آدرس صندوق پستی هست

‫می‌خواد ما رو از هم جدا کنه و بدوونه

‫ظاهراً که داره جواب میده

‫آره. آره

‫می‌دونین نظر من چیه؟

‫به‌نظرم از این یکی خوشم میاد

‫ایول

‫باهوش‌تر از چیزی هستن که فکر می‌کردیم

‫میگم، کد رهگیری رو داری بهم بدی؟

‫- بفرما ‫- ببینم قراره کجا بریم

‫چک. بفرما

‫"آفرین. لطفاً تایید کن ‫که تمام اسناد رو فرستادی"

‫- "و هیچ نسخه‌ی دیگه‌ای ازشون نداری" ‫- تایید می‌کنم

‫امروز... امروز توی فرودگاه بودن؟ بفرما

‫"آره"

‫پس توام بودی؟ بفرما

‫"خودت شخصاً باهاشون تماس نگیر"

‫"اگر باهات تماس گرفتن، جوابشون رو نده"

‫"ممکنه سعی کنن بترسوننت ‫و ممکنه سعی کنن باهات معامله کنن"

‫"ولی این تنها معامله‌ایه که می‌تونی بکنی"

‫"وقتی بسته‌ها رسیدن ‫پیشنهادمون رو بهشون میدیم"

‫"یک‌بار باهاشون دیدار می‌کنی ‫که شخصاً اسناد رو بهشون پس بدی"

‫مجبورم؟ بفرما

‫"تا اون‌موقع، هرچقدر اهرم فشار ‫لازم داشته باشی داری"

‫توام میای؟ بفرما

‫"هرگز ما رو نمی‌بینی. ما محافظ شخصی نیستیم"

‫"ما فقط واسطه‌ایم"

‫"برای پس دادن اسناد اصلی ‫باهاشون توافق می‌کنیم"

‫"و یک نسخه جهت اطمینان نگه داریم"

‫"که مطمئن بشیم سایبو سمنتیس ‫سر حرفش باقی می‌مونه"

‫"اگر از دستورالعمل‌هامون پیروی کنی ‫اتفاقی برات نمیفته"

‫"ولی اگر نکنی ‫جون خودت رو به خطر می‌اندازی"

‫"و ما کنار می‌کشیم"

‫متوجه شدم. بفرما

‫"گوشی قبلیت شنود میشه"

‫"بذارش توی یه ظرف پر از آب‌نمک"

‫"از این به بعد از این گوشی استفاده کن"

‫"تماس‌گیرنده‌تون قطع کرد. متشکریم که از"

‫سرویس بازگویی تماس سه ایالت استفاده کردین ‫شب خوبی داشته باشین

‫سلام. آره. یه دوربین نصب کردم

‫ولی هیچی ندیدم

‫شما چی؟ میشیگان چطوره؟

‫گمونم بهتر از اون قبرستون ایالت اوکلاهماست

‫- عجب ‫- آره، خیلی قشنگه

‫- سلام ‫- سلام. می‌خوام یه بسته

‫که برای دوستم آرچی اومده رو ببرم ‫شماره صندوقش 521ـه

‫کد رهگیریش رو دارم ‫ولی کلید یادم رفته

‫می‌تونین برام بیارینش؟

‫خب، متاسفم خانم

‫قوانین بهم اجازه نمیدن

‫صندوق پستی‌های مشتری‌هامون رو باز کنم

‫- وای نه، واقعاً؟ ‫- شرمنده

‫تقصیر خودمه. باید یادم می‌موند ‫کلید لامصب رو بیارم

‫آره

‫آخه... سگم خیلی مریضه

‫- اوه ‫- آره. اصلاً حواسم سرجاش نیست

‫ببخشید

‫- چه بد، خانم ‫- آره

‫یه دختر... خسته و پیره

‫- آخی ‫- دیگه عمر چندانی براش نمونده

‫امکانش هست که فقط برین ببینین

‫بسته رسیده یا نه؟

‫اوه...

‫باشه

‫- ممنونم ‫- همین‌جا منتظر بمونین

‫ببخشید خانم. هیچ بسته‌ای نیست

‫خب، با پست پیشتاز فرستادنش ‫باید تا الان رسیده باشه

‫متاسفم

‫عجب. باشه

‫چه روز بدیه امروز

‫احیاناً دوستتون تازگی اسباب‌کشی نکرده؟

‫آخه اگر اسباب‌کشی کرده باشه ‫حتماً آدرس جدیدش توی پرونده‌ست

‫و اگر فرستادنش جای دیگه

‫حتماً بخاطر همین هنوز نرسیده

‫آره. فرستاده شده یه آدرس دیگه

‫وای خدا، کاملاً با عقل جور درمیاد

‫راستشو بخواین تازه اسباب‌کشی کرده اینجا ‫فقط یه سوال

‫میشه مقصد جدید رو ‫با اون کد رهگیری قبلی فهمید؟

‫مسئله همینه

‫همیشه نمیشه

‫بسته‌های ارسال مجدد رو رهگیری کرد

‫چون خدمات متفاوتی هستن

‫آها

‫« سایبو سمنتیس » ‫« آدام فرانکلین، صاحب و مدیرعامل »

‫« پاسخ نداد ولی... »

‫"این یه پیام برای آقای فرانکلینه"

‫"یک نسخه از گزارش ارزیابی امنیت غذایی"

‫"برنامه‌ی گندم هلال حاصلخیز ‫سایبو سمنتیس توسط سارا گرنت"

‫"یکی از کارکنان سابق شما، که اکنون"

‫"ما رو استخدام کرده، به ما داده شده"

‫"این گزارش شامل 311 صفحه ‫و دو ضمیمه می‌باشد"

‫"در عوض توافق بی‌قید و شرط شما"

‫"که ایشون رو به حال خودش رها کنین"

‫"مشتری ما حاضره این اسناد رو پس بده"

‫"و قبول کنه دیگه هرگز حرفی ازش نزنه"

‫"مشتری ما حاضره این سند رو پس بده"

‫"و قبول کنه دیگه هرگز حرفی ازش نزنه"

‫"هرگونه ارتباط با ایشون ‫باید از طریق ما انجام بشه"

‫"با شماره‌ی 6461671573 ‫تماس گرفته و پیغام بذارید"

‫"باهاتون تماس می‌گیریم ‫و دستورالعمل‌های بعدی رو خدمتتون میگیم"

‫شماره‌ای که داده همونه ‫شماره‌ی سرویس پیغام‌گیره

‫ببین از مرکز سرویس پیغام‌گیر ‫ چیزی دستگیرت میشه

‫سعی کردم. خیلی سفت و سخت ‫ از اطلاعات مشتری‌هاشون محافظت می‌کنن

‫- الو؟ ‫- کسی داره از طریق سرویس بازگویی تماس

‫سه ایالت باهاتون تماس می‌گیره

‫تابحال تماس بازگویی دریافت کردین؟

‫"این مدت داشتین مزاحم ‫مشتری‌مون، سارا گرنت می‌شدین"

‫"لطفاً بس کنین"

‫توافق عدم افشاش رو زیر پا گذاشته

‫و اسناد تحقیقاتی دزدی دستشه

‫پس نمی‌تونیم. بفرما

‫"و حالا اون‌ها رو به ما داده"

‫اگر شک دارین ‫صفحه‌ی 9 با این جمله شروع میشه:

‫"افزایش کلوردین دی‌ترپن‌ها"

‫"در نمونه‌ی شماره‌ی 7 هلال حاصلخیز..."

‫باشه. متوجه شدم. بفرما

‫"با دفتر مدیرعامل سایبو سمنتیس ‫آقای فرانکلین تماس گرفتیم"

‫"و پیغام گذاشتیم. منتظر پاسخ ایشون هستیم"

‫آقای فرانکلین پیامت رو بهمون گفت. ردیابیش کن

‫و بهمون اجازه داده از طرف ایشون ‫صحبت کنیم. بفرما

‫"با کی دارم صحبت می‌کنم ‫و سمت شما در شرکت چیه؟"

‫خب، اسم من "استیو داوسون"ـه ‫دنبالش نگرد. اسم واقعیم نیست

‫و تیم من وظیفه داره ‫اسناد رو پس بگیره

‫بفرما

‫"می‌خوایم هرچه زودتر اسناد رو پس بدیم"

‫"ولی برای محافظت از مشتری‌مون"

‫"حاضریم اون رو همزمان به تمام"

‫"سازمان‌های مجری قانون مربوطه"

‫"و همچنین رسانه‌های بزرگ بفرستیم"

‫"اگر تمام درخواست‌هامون رو..."

‫"کاملاً برآورده نکنین"

‫تمام سعی‌مون رو می‌کنیم ‫که همکاری کنیم. بفرما

‫"دیگه نه حق دارین مشتری‌مون رو تهدید کنین ‫نه ایشون رو زیر نظر بگیرین"

‫"از جمله تماس‌هاشون"

‫"وقتی از امنیت مشتری‌مون مطمئن شدیم"

‫"نسخه‌ی اصلی رو پس میدیم"

‫"و یک نسخه برای اطمینان از"

‫"امنیت مشتری‌مون نگه می‌داریم"

‫از کجا بدونیم ‫می‌تونیم بهتون اعتماد کنیم؟

‫معلوم نیست کی هستین. بفرما

‫"شما هم مشتری‌مون خواهید بود"

‫"باید مبلغی رو به عنوان دستمزد پرداخت کنین"

‫"برای هر دو طرف کار می‌کنیم"

‫"تا مطمئن بشیم کار بدون ‫هیچ ایرادی انجام میشه"

‫"به نفع همه‌مونه که بدون مشکل پیش بره"

‫چقدر لطف داری. دستمزد چقدره؟

‫بفرما

‫- "نیم میلیون دلار نقد" ‫- پول خیلی زیادیه

‫چطور می‌تونیم مطمئن باشیم ‫قصد و غرض مشتریتون چیه؟ بفرما

‫"اولین تماس‌های مشتری‌مون رو شنود کردین"

‫"شما هم به اندازه‌ی ما می‌دونین ‫قصد ایشون چیه"

‫باید با بالادستی‌هام درمیون بذارم. بفرما

‫"تا پایان فردا فرصت دارین"

‫"که اعلام موافقت کنین"

‫باشه، متوجه شدم. بفرما

‫"حالا برین یه جای دیگه پارک کنین"

‫"و دیگه نزدیک مشتری‌مون نشین"

‫تماس‌گیرنده‌تون قطع کرد. متشکریم که از

‫سرویس بازگویی تماس سه ایالت استفاده کردین ‫شب خوبی داشته...

‫راه بیفت بریم

‫کارت اعتیاری یا بانکی؟

‫چک

‫ون نظارتی رفت. ممنونم

‫"خوبه. حالا چند روز منتظر می‌مونیم"

‫"باید صبور باشی و آروم بمونی"

‫"وقتی کاری که ازشون خواستیم انجام دادن"

‫"هماهنگ می‌کنیم که قبل از"

‫"مهلت کمیسیون بورس و اوراق بهادار ‫که هفته‌ی آینده‌ست، اسناد رو پس بدیم"

‫"بعد از اون، باید یه مدت اسباب‌کشی کنی"

‫"ترجیحاً جایی از این کشور که بتونی"

‫"با وسایل نقلیه‌ی عمومی بری ‫تا نتونن ردت رو بگیرن"

‫"برای حفاظت از خودته ‫و قرار نیست دائمی باشه"

‫متوجه شدم

‫بفرما

‫میگم، هوا داره بهتر میشه

‫اشکال نداره یکم برم بیرون؟ بفرما

‫"قرار شده دست از سرت بردارن"

‫"اگر چیزی دیدی که نگرانت کرد، بهمون بگو"

‫چطوری؟

‫تماس گرفتن باهاتون چندان راحت نیست. بفرما

‫"بعد از 6 بعدازظهر هر روز، با این شماره‌ای"

‫"که داری تماس بگیر و پیغام بذار"

‫"فقط یک کلمه باشه"

‫"اگر مشکلی بود، بگو آب‌و‌هوا"

‫"اگر همه‌چی مرتب بود، بگو اوضاع ردیفه"

‫اوضاع ردیفه که دو کلمه‌ست، نه یکی. بفرما

‫"تابحال آهنگ‌های "د هو" رو گوش کردی؟"

‫"اولین آلبوم. اولین آهنگ از بخش دوم"

‫"تماس‌گیرنده‌تون قطع کرد. متشکریم که..."

‫توی جلسات دیدمت ‫ولی فکر نکنم تابحال دیده باشم چیزی بگی

‫چند وقته ترک کردی؟

‫نوزده ماه

‫توی کدوم قدمی؟

‫یه مدته درگیر قدم چهارمم

‫- اوهوم ‫- خیلی وقته

‫- ترازنامه‌ی اخلاقی؟ ‫- آره

‫رنجش‌ها؟

‫آره. از اونا زیاد دارم

‫شاغلی؟

‫کارت چیه؟

‫بیشتر به عنوان پیک کار می‌کنم

‫بسته‌های پستی، غذا، از اینجور چیزا

‫یه شغل دومی هم دارم

‫قانونیه؟

‫نمی‌خوای بهم بگی؟

‫خطرناکه؟

‫ما معتادیم، جان

‫کارهای معتادانه انجام میدیم

‫و فقط باید متوجهشون باشیم ‫ و ازشون دوری کنیم

‫تا یه اعتیاد رو با یکی دیگه عوض نکنیم

‫اگر کاری که داری می‌کنی مهم باشه

‫و بالاخره یکی باید انجامش بده چی؟

‫خب، باید تصمیم بگیری چقدر مهمه

‫ببین، هرجور که داری سر می‌کنی

‫مجبور نیستی تنهایی انجامش بدی

‫حقیقت اینه که...

‫نمی‌تونی تنهایی انجامش بدی

‫با شروطت موافقت کردن

‫چطوری پول رو منتقل کنیم؟

‫می‌خوای حالا چیکار کنیم؟

‫"پول رو بصورت نقدی و با پست ویژه"

‫"به لندرز، کالیفرنیا، پلاک 92285 ‫ صندوق پستی 897 بفرستید"

‫"وقتی دریافت شد"

‫"دستورالعمل‌های بعدی رو بهتون میگیم"

‫"هرگونه تاخیری رخ بده ‫اسناد منتشر میشن"

‫"تماس‌گیرنده‌تون قطع کرد. متشکریم که از"

‫سرویس بازگویی تماس سه ایالت استفاده کردین ‫روز خوبی داشته باشین

‫چقدر پرروئه

‫خیلی‌خب

‫باتری‌های اینا چقدر دووم میارن؟

‫چهار تا پنج روز. باید کافی باشه

‫- مگه نه؟ ‫- کون لقت، رفیق

‫- بسته‌بندیش کن ‫- خوشحالم مجبور نیستم خودم پولشو بدم

‫ردیاب فعال شد

‫ایول

‫« بخش دوم آلبوم »

‫سرویس پیغام‌گیر مخصوص

‫صندوق صوتی شماره‌ی 482 ‫یک پیغام جدید دارید

‫بسته ارسال شد

‫کد رهگیری 473927721

‫مهلت کمیسیون کمتر از یک هفته‌ی دیگه‌ست

‫پس حالا دیگه همه‌چی دست شماست

‫اوضاع ردیفه

‫اوضاع... ردیفه

‫خودت که بهتر می‌دونی، رفیق ‫ شب و روز مشغول کارم

‫آره. یه کارت شناسایی لازم دارم

‫مینه‌سوتا؟ آره. خوبه

‫داره سخت‌تر میشه، ها؟

‫سه روز؟ حله رفیق

‫اوه، قیمتش... اوه، لامصب. باشه

‫چیه؟

‫داداش، بیخیال بابا ‫همیشه مزخرف تحویلم میدی، داداش

‫خودت که منو می‌شناسی

‫چیه؟

‫وگرنه چی؟

‫چهار تا می‌خوای؟

‫482

‫یک پیغام جدید دارید

‫منم هافمن

‫سابقه‌ی دروغ و فریبکاری شرکت ‫داروسازی آپتیمو خارق‌العاده‌ست

‫مدام جریمه پرداخت می‌کنن ‫و به کارهاشون ادامه میدن

‫تابحال چند نفر بخاطر دروغ‌هاشون مُردن؟

‫دروغ‌هایی که من توش نقش داشتم

‫غسل تعمید برادرزاده‌مو از دست دادم

‫برام سواله دیگه چیا رو دارم از دست میدم

‫اوضاع... ردیفه

‫اوضاع دنیا کاملاً ردیفه

‫عجب شوخی‌ای

‫دوست دارم بدونم زندگیت چطوریه

‫دوست دارم بدونم ‫اصلاً تا اینجای پیام رو گوش میدی یا نه

‫تنهایی؟

‫« رهگیری بسته‌ها، هر زمان، هر جا »

‫« آدام فرانکلین، مدیرعامل »

‫« سارا گرنت، مجرد و آماده‌ی دوستی »

‫صندوق صوتی شماره‌ی 482 ‫هیچ پیغام جدیدی ندارید

‫بله؟

‫از سرویس بازگویی تماس ‫سه ایالت تماس می‌گیرم

‫تابحال تماس بازگویی دریافت کردین؟

‫آره. چک

‫ببخشید زنگ نزدم

‫چیزی شده؟ بفرما

‫فقط می‌خواستم ببینم ‫حالت خوبه یا نه

‫آره. خوبم. تو چی؟

‫تو حالت خوبه؟ بفرما

‫خوبم. به پیغامت گوش کردم

‫موزیک جالبی انتخاب کرده بودی

‫وای خدا، تا آخر پیاممو گوش کردی

‫شرمنده. بفرما

‫چطور می‌دونستی اون آهنگ ‫یه نسخه‌ی اصلی داره؟

‫گوگل دیگه

‫از فناوری‌های به‌روز استفاده می‌کنم

‫ظاهراً تو نمی‌کنی

‫خب، بجز "د هو" دیگه چیا گوش میدی؟ بفرما

‫- کی گفته به اونا گوش می‌کنم؟ ‫- بگو دیگه

‫وقت آزاد زیاد دارم

‫می‌تونم هرچی پیشنهاد کنی گوش بدم. بفرما

‫پیشنهاد می‌کنم میزان ارتباطمون رو ‫در کمترین حالت ممکن نگه داریم

‫خب، تو تا آخر پیغام قبلیم رو گوش کردی

‫خب، هستی؟

‫بفرما

‫چی هستم؟

‫تنهایی؟

‫بفرما

‫حس عجیبی داره وقتی با کسی حرف می‌زنی ‫که همه‌چی در موردت می‌دونه

‫ولی تو چیزای خیلی کمی در موردش می‌دونی

‫میشه یه سوالی ازت بپرسم؟

‫بفرما

‫بستگی داره چی باشه

‫تابحال شده بد پیش بره؟

‫بفرما

‫گاهی اوقات مردم فرار می‌کنن

‫گاهی اوقات ما مجبور شدیم کنار بکشیم

‫همه به دستورالعمل‌ها گوش نمی‌کنن

‫تمام سعی‌مو می‌کنم که رعایت کنم

‫شب بخیر

‫این یه شماره‌ی جدید بود. ردیابیش کن

‫احسنت. خاموش شده

‫- خیلی‌خب، تمام شد ‫- ممنونم

‫- سلام ‫- سلام

‫یه صندوق پستی توی کالیفرنیا دارم

‫معمولاً اونجا زندگی می‌کنم

‫ولی قراره یک ماه

‫برای سفر کاری برم اروپا ‫می‌دونم. چقدر گناه دارم

‫میشه تمام نامه‌هام رو ‫ارسال کنین به دخترعموم

‫- که توی پوکیپسی زندگی می‌کنه؟ ‫- آره. میشه

‫و اونم... اونم الان داره اسباب‌کشی می‌کنه ‫پس باید چیکار کنم؟

‫- بفرستیمش به خود اداره‌ی پست؟ ‫- آره. درسته

‫برای تحویل گرفتن بسته‌ها ‫نیاز به کارت شناسایی داره

‫باشه. حله ‫خب پس، بیا همین‌کارو بکنیم. ممنون

‫قراره بسته از لندرز ایالت کالیفرنیا بیاد

‫اسم کسی که قراره بسته براش ارسال بشه چیه؟

‫سارا، با سین. گرنت

‫اوهوم

‫داوسون هستم

‫به گفته‌ی اداره‌ی پست ‫پول تحویل داده شده

‫ثبت کمیسیون بورس و اوراق بهادار ‫سه روز دیگه‌ست

‫برای همین انتظار داریم هرچه زودتر

‫برای تحویل اسناد قرار بذارین

‫ولی یه مشکلی داریم

‫به آقای فرانکلین گفتی ‫یه سند 311 صفحه‌ای داری

‫ولی گزارش کامل 327 صفحه‌ست

‫و یه ضمیمه‌ی سوم 16 صفحه‌ای داره

‫باید تمام صفحات پس داده بشن

‫وگرنه چرا نیم میلیون پول دادیم؟

‫وقت چندانی نمونه، حرومی

‫"بهمون گفتی"

‫" تمام اسناد مربوطه رو فرستادی"

‫آره فرستادم

‫- بفرما ‫- "پس ضمیمه‌ی سی کجاست؟"

‫"بین اسناد نیست"

‫هیچ اطلاعاتی توی اون نبود ‫فقط توضیحات بی‌اهمیت بود

‫هیچی توش نبود ‫ که مربوط به تحقیقات باشه. بفرما

‫"چرا اونو باهاشون نفرستادی؟"

‫به فکرم نرسید

‫"هنوز دستته؟"

‫- آره، دستمه. بفرما ‫- "می‌خوانش"

‫باشه پس، مثل قبلی برات می‌فرستمش. بفرما

‫"زیادی طول می‌کشه، بهت هشدار داده بودیم"

‫"باید از دستورالعمل‌ها پیروی کنی ‫وگرنه نمی‌تونیم ازت محافظت کنیم"

‫"لطفاً توی این قضیه تنهام نذار"

‫« تماس‌گیرنده داره گریه می‌کنه »

‫"یه دکه‌ی روزنامه‌فروشی ‫نبش خیابون هفتم و چهل و ششم غربی هست"

‫"بسته رو بذار لای صفحات پایین‌ترین نسخه"

‫"روزنامه‌ی واشینگتن پست ‫که دومین روزنامه از سمت چپه"

‫"بعد از اونجا برو"

‫برو

‫- ممنون ‫- خواهش می‌کنم

‫- چطوری؟ ‫- می‌گذره

‫آره؟

‫فقط همینو می‌خوای؟

‫میشه عکستو بگیرم؟ ‫دارم از نیویورکی‌ها

‫توی زیستگاه طبیعی‌شون عکس می‌گیرم ‫می‌گیری چی میگم؟

‫اذیت نکن دیگه!

‫همونطور که گفتی گذاشتمش سمت چپ ‫توی نسخه‌ی پایینی واشینگتن پست

‫"واشینگتن پست دومی از سمت چپه"

‫دومی از سمت چپ

‫واقعاً شرمنده

‫همه‌چی خیلی سریع اتفاق افتاد ‫برمی‌گردم برش می‌دارم

‫"تا اون‌موقع برش داشتن ‫می‌دونستی دارن تعقیبت می‌کنن؟"

‫نه. فکر کردم ولم کردن

‫واقعاً شرمنده. تقصیر منه

‫ولم نکن

‫امروز تولدمه، سلیطه!

‫تولدمه، و می‌خوام شکلات بگیرم!

‫و چند تا بلیط بخت‌آزمایی لامصبم بهم بده

‫شکلات... شکلاتو بذار سر... گندش بزنن

‫هی! هی! هی! هی!

‫آوردیش؟ آوردیش؟ ممنون

‫هی! هی! هی! کجاست؟ کجاست؟

‫چه غلطی می‌کنی یارو؟

‫کجا گذاشتیش؟

‫اوناهاش

‫- همون نگهبانه ‫- نه بابا

‫همین یاروئه

‫منو باش حواسم به اون یارو کت‌وشلواریه بود

‫و اون حرومی دو قدم اون‌طرف‌تر بود

‫آره؟ اونو یادته؟

‫- بله؟ ‫- کسی داره از طریق

‫سرویس بازگویی تماس ‫سه ایالت باهاتون تماس می‌گیره

‫تابحال تماسی از ما دریافت کردین؟

‫آره، کردیم ‫لطفاً یه لحظه صبر کن

‫هی داداش. هی، هی ‫شرکت بازگویی تماسه

‫بله. گوشی دستمه. بفرما

‫"چهل نسخه، از جمله ضمیمه‌ی اضافی"

‫"حاضر و آماده داریم ‫که برای تمام رسانه‌های اصلی"

‫"و رسانه‌های جایگزین بفرستیم"

‫"قبول کرده بودین دست از تعقیب ‫و آزار و اذیتش برمی‌دارین"

‫همراه سندی که

‫اطلاعات محرمانه توشه ‫رفته بود میدان تایمز

‫"اگر تعقیبش نمی‌کردین اینو نمی‌دونستین"

‫"می‌خواین اسناد رو افشا کنیم؟"

‫عذر می‌خوایم. متاسفیم. اشتباه کردیم

‫و از الان به بعد هرکاری بگی می‌کنیم. بفرما

‫"مشتری ما و مدیرعامل شما، فرانکلین"

‫"در یک محل عمومی که ما انتخاب می‌کنیم"

‫"ساعت 7 بعدازظهر پنج‌شنبه ‫اسناد و پول‌ها رو رد و بدل می‌کنن"

‫آقای فرانکلین خارج از شهره

‫خب، برش گردونین

‫"ازش بخواین برگرده"

‫آها باشه. تمام تلاشمو می‌کنم

‫پنج‌شنبه روز قبل از ثبت کمیسیونه

‫خیلی مهلتش کمه. بفرما

‫"به‌نفعتونه یه کاریش بکنین"

‫تماس‌گیرنده‌تون قطع کرد

‫ممنون که از سرویس...

‫همینه. پیداش کردیم

‫خودشه

‫می‌فرستیمش برای دوست‌هامون ‫توی مرکز تلفیق داده‌ها

‫برای تشخیص چهره؟ ‫فکر نکنم کافی باشه

‫تصویری بهتر از این از چهره‌ش نداریم

‫تماس‌تون برقرار شد

‫حالت خوبه؟ بفرما

‫گوشی...

‫گوشی دستته؟

‫الو؟

‫"به دستمون رسید. قرار تحویل رو ‫برای پنج‌شنبه می‌گذاریم"

‫"تا اون‌موقع، هر روز یک‌بار تماس بگیر"

‫"و پیغام بذار"

‫"بگو اوضاع ردیفه یا بگو آب‌و‌هوا"

‫"همین و بس"

‫"طبق دستورالعمل‌ها پیش برو، چون این‌دفعه"

‫"کنار می‌کشیم، متوجه شدی؟"

‫آره

‫- بفرما ‫- تماس‌گیرنده‌تون قطع کرد

‫متشکریم که از سرویس بازگویی تماس ‫ سه ایالت استفاده کردین

‫شب خوبی داشته باشین

‫سلام. می‌خوام یه میز بگیرم لطفاً

‫تا "بل" ردش رو گرفتیم

‫یه مرکز پخش کشوری اونجا هست

‫بعدش گمش کردیم

‫سیگنالش برمی‌گرده؟

‫باتری اضافه‌ای نداشت

‫بعد از اونجا کجا میره؟

‫ممکنه هرجایی باشه

‫« رهگیری بسته‌ها »

‫« بسته‌ی شما تحویل داده شد »

‫اوضاع ردیفه

‫اوضاع ردیفه

‫منم هافمن

‫این مدت داشتم ‫آگهی‌های درگذشت شهرهایی

‫که جزو آزمایشات آپتیمو بودن رو چک می‌کردم

‫پره از جوون‌های سالمی که یهویی مردن

‫چند نفر دیگه مُردن؟

‫همه‌مون می‌دونستیم آزمایشات کافی نیستن

‫خیلی‌ قبل‌تر از اینکه اطلاعات کافی ‫ پیدا کنیم، گفتن خطری نداره

‫می‌دونی چقدر پخش گسترده‌ای داشته؟

‫تا الان میلیون‌ها نفر تحت‌تاثیر قرار گرفتن

‫ولی آپتیمو انکارش می‌کنه

‫من فرصت داشتم کاری انجام بدم ‫ولی خرابش کردم

‫دستام به خون آلوده‌ست

‫تقصیر تو نیست. تو بهم کمک کردی

‫ممنونم. دیگه مزاحمت نمیشم

‫من جان هستم، و دائم‌الخمرم

‫سلام جان

‫به عنوان مسلمون که بزرگ میشی ‫اجازه نداری اصلاً مشروب بخوری

‫من...

‫توی نیویورک به عنوان یه مسلمون بزرگ شدم...

‫بعد از یازده سپتامبر

‫وحشتناک بود

‫با خودم گفتم مشروب خوردن ‫بهم کمک می‌کنه همرنگ جماعت بشم

‫و بیشتر با مردم ارتباط برقرار کنم

‫و همین‌کارم کرد، تا حدی

‫ولی جلوی کتک خوردن‌های مداومم رو نگرفت

‫ولی وقتی همچین اتفاقی میفتاد ‫مشروب بهم کمک می‌کرد چیزی حس نکنم

‫پس درهرحال بهم کمک می‌کرد

‫و بعد یه شغل توی وال‌استریت گیر آوردم

‫پرتنش بود

‫مشروب خوردن بخشی از همرنگ جماعت شدن بود

‫و باهاش می‌تونستم

‫فشار رسیدن به اهداف ‫دیوونه‌وارشون رو تحمل کنم

‫عمراً نمی‌تونستم به اهداف برسم

‫نه بدون شکستن قوانین

‫و نارو زدن به بقیه

‫با اینکه خیلی دلم می‌خواست ‫به جایی تعلق داشته باشم

‫دلم نمی‌خواست توی همچین چیزی ‫نقش داشته باشم

‫برای همین شروع کردم ‫به جمع کردن اطلاعات

‫و بردم پیش مافوق‌هام

‫اونا یه نگاه بهش انداختن

‫و هیچ اتفاقی نیفتاد

‫تحقیقات یه‌طرفه بود

‫همه‌چی تموم شد رفت، و وقتی تموم شد

‫کسایی که مدت‌ها می‌شناختمشون ‫بهم پشت کردن

‫و شروع کردن به شایعه‌پراکنی در مورد من

‫سلامت روانی و اخلاقی منو زیر سوال بردن

‫و کم‌کم شکاک

‫و پرخاشگر و دائم‌الخمر شدم

‫وقتی با پیشنهاد ‫مزایای پایان خدمت اومدن سراغم

‫یه قرارداد عدم افشا توش بود

‫خیالم راحت شد

‫منم...

‫منم پول رو گرفتم

‫به هیچکس هیچی نگفتم

‫و همه‌شو خرج مشروب کردم

‫ولی هنوزم احساس گناه ‫و شرم زیادی بابت اون قضایا دارم

‫و مدام فکر می‌کنم بزدل بودم

‫و ضعیف بودم. واقعاً بودم

‫دیشب یکی بهم زنگ زد

‫و به‌نظر خیلی... سردرگم...

‫و درهم شکسته میومد

‫و حقیقتش فکر نکنم دووم بیاره

‫نمی‌خوام آخر عاقبتم مثل اون بشه

‫ممنونم، واش

‫"می‌تونی نسخه‌ی اصلی گزارش رو ‫ در دفتر پست مرکزی"

‫"در خیابان هشتم با اسم خودت تحویل بگیری"

‫"یک میز در رستوران گایا و لوکی"

‫"برای امشب ساعت 7 بعدازظهر ‫به نام آدام فرانکلین رزرو شده"

‫"با تاکسی برو اونجا ‫و به تاکسی بگو منتظر بمونه"

‫"گزارش رو با اون گوشی علامت زرد خورده‌ای ‫که برات فرستادیم با خودت ببر"

‫"وقتی رسید اسناد رو بهش بده"

‫"یه عکس از جفتتون با هم بگیر"

‫"سوار تاکسی شو و برو بالاشهر"

‫"بعد از اون دستورالعمل‌های بعدی رو بهت میگیم"

‫"متوجه شدی؟"

‫آره، متوجه شدم. بفرما

‫تماس‌گیرنده‌تون قطع کرد، متشکریم که از

‫سرویس بازگویی تماس سه ایالت استفاده کردین ‫روز خوبی داشته باشین

‫"آقای فرانکلین باید شخصاً بیاد"

‫"و مشتری‌مون باید باهاش عکس بگیره"

‫"نسخه‌ی اصلی گزارش رو پس میده"

‫"و ما یک نسخه نگه می‌داریم"

‫"که مطمئن بشیم همه سر حرفشون می‌مونن"

‫تماس‌گیرنده‌تون قطع کرد، متشکریم که از

‫سرویس بازگویی تماس سه ایالت استفاده کردین ‫روز خوبی داشته...

‫یه آب گازدار دیگه میل دارین؟

‫نه. نمی‌خوام

‫- باشه ‫- ممنون

‫« مشترک موردنظر پاسخگو نیست »

‫یک پیغام جدید دارید

‫آب‌و‌هوا. می‌دونم باید بهت زنگ می‌زدم

‫لازم نیست نگران باشی. خوبم

‫اونا می‌دونن کی هستی

‫گفتن تشخیص چهره

‫تونست هویتت رو از عکسی ‫که توی میدان تایمز گرفتن پیدا کنه

‫اسمت رو بهم گفتن. جیمز کیتون

‫جونت بدجوری در خطره، جیمز ‫همه‌ش تقصیر منه

‫باید بزنی به چاک و دیگه نزدیکم نشی

‫- نه، نه، نه، نه، نه ‫- می‌دونم توی میدان تایمز گند زدم

‫پس خودم اسناد رو تحویلشون میدم

‫- تف توش! ‫- قراره توی تالار شهر

‫یه کنسرت سه‌نوازی پیانوی شوبرت بذارن

‫همونطور که گفتی، یه جای عمومیه

‫- لعنتی! ‫- بهم گفتن بهت نگم

‫ولی باید می‌گفتم

‫و می‌خواستم ازت تشکر کنم ‫که مراقبم بودی

‫خداحافظ، جیمز. مراقب خودت باش

‫یه بلیط بهم بده

‫بفرما

‫- بقیه‌ش مال خودت ‫- ممنون

‫وایسا ببینم، این چیه؟

‫یه وسیله‌ی کمک شنوایی برای ناشنواهاست

‫خیلی‌خب. باید یه نگاهی بهش بندازیم

‫منم. منم. کارت اعتباری یا بانکی؟

‫تله گذاشتن. دارن میان سراغت. بیا بریم

‫ببخشید. ببخشید

‫برید کنار، برید کنار، برید کنار!

‫اینو بپوش

‫اینو بپوش. اینو دربیار

‫تحویلشون دادی؟ گزارشو تحویل اونا دادی؟

‫- نه ‫- خوبه

‫تهدیدمون برای علنی کردنش ‫باید واقعی به‌نظر بیاد

‫این تنها اهرم فشاریه که داری، خب؟

‫با قطار برو پوکیپسی ‫نقدی پرداخت کن

‫وقتی رسیدی اونجا، برو گراند هتل

‫به اسم خودت اتاق بگیر ‫ولی اسمتو اشتباه بنویس، باشه؟

‫باشه، باید برگردم آپارتمانم ‫و وسایلم رو بردارم

‫نه، نرو. نباید بری

‫چطوری باهات تماس گرفتن؟

‫آیفون... آیفون خونه‌م رو زدن

‫بهت صدمه زدن؟

‫- نه ‫- خیلی‌خب، خوبه

‫وقتی رسیدی اونجا بهم زنگ بزن ‫تا مطمئن بشم خوبی

‫بعدش بهت زنگ می‌زنم...

‫باهات تماس می‌گیریم ‫و یه شماره‌ی صندوق پستی بهت میدیم

‫باشه؟ باید یادت بمونه

‫میشه الان بهم بگی؟

‫باید وقتی توی راهی ازت محافظت کنم

‫میری دفتر پست مرکزی ‫و میگی اومدی یه بسته تحویل بگیری

‫یه کلید صندوق پستی

‫و بقیه‌ی دستورالعمل‌ها توش هست

‫هی!

‫بیا

‫سوار شو

‫گراند سنترال. راه بیفت

‫حالت خوبه

‫- اسناد دستته؟ ‫- آره

‫از الان به بعد، فقط از پول نقد استفاده کن

‫اگر از کارت استفاده کنی ‫پیدات می‌کنن. کارت شناسایی

‫یه کارت شناسایی جدید ‫توی دفتر پست برات گذاشتم

‫بس کن. لطفاً بس کن

‫چرا این‌کارو برام کردی؟

‫کارم همینه

‫تنها دلیلش همین بود؟

‫می‌دونی، هم کاملاً اونطوری هستی ‫که تصورت می‌کردم، هم کاملاً متفاوتی

‫اسمم این نیست

‫بهت دروغ گفتن

‫اسمت چیه؟

‫اَش

‫اشرف

‫من بدترین مشتری عمرت بودم، اشرف؟

‫شاید

‫هی

‫اوضاعت ردیف میشه

‫همراهم بیا، اشرف

‫نمی‌تونم

‫خداحافظ

‫نگهش دار

‫دیگه پشت سرتو نگاه نکن

‫"نقشه‌تون چی بود؟"

‫"فکر کردین دارم بلوف می‌زنم؟"

‫"کاری می‌کنم دیگه هیچوقت پیداش نکنین"

‫"دیگه نه دستتون به اون می‌رسه، نه من"

‫تماس‌گیرنده‌تون قطع کرد

‫متشکریم که از سرویس بازگویی تماس ‫ سه ایالت استفاده کردین

‫شب خوبی...

‫ممنون

‫سارا، نباید از این گوشی استفاده کنی، باشه؟

‫باید همین الان بندازیش بره

‫خوشحالم بالاخره صداتو می‌شنوم

‫دیگه داشتیم خسته می‌شدیم از بس ‫با اون سرویس بازگویی تماس حرف زدیم

‫این گوشی کوچولو خیلی به‌دردمون خورد. ممنون

‫بذار گوشی رو بدم بهش

‫به حرفشون گوش نکن. داشتن ردمو می‌گرفتن

‫سارا، گوش کن چی میگم ‫باید آروم بمونی

‫- تقصیر خودمه ‫- گوش کن. گوش کن

‫یه راه‌حلی پیدا می‌کنیم

‫- تو فقط آروم بمون ‫- تو ول کن و برو

‫بدش به من

‫حالا تو باید هرکاری ما میگیم انجام بدی

‫- فهمیدی؟ ‫- گوش کن، ولش کنین بره

‫خب؟ وگرنه تمام اسناد افشا میشن

‫- شنیدی چی گفتم؟ ‫- بعدش چی؟ ها؟

‫فکر اینکه خبرنگارها ‫و خواننده‌هاشون واقعاً اهمیت میدن

‫یه فکر و خیال خام لیبرال بیشتر نیست

‫اکثر رسانه‌ها با ما همکاری می‌کنن

‫پس چندان برای منتشر کردنش عجله نمی‌کنن

‫اینطوری فقط خوره‌های تئوری توطئه ‫توی شبکه‌های اجتماعی برات می‌مونن

‫ببینم با اونا به کجا می‌رسی

‫می‌دونی چیه؟ نیروهای انتظامی

‫خیلی بادقت‌تر اسناد رو می‌خونن

‫پس رو اعصابم راه نرو، خب؟

‫بسته‌ها مهر و موم شدن

‫- و اسم خوردن ‫- این‌کاریه که قراره بکنیم، خب؟

‫همراهت میایم

‫جایی که اسناد رو نگه می‌داری

‫و تمام نسخه‌های گزارش ‫ از جمله نسخه‌ای که نگه داشتی رو

‫بهمون میدی، و بعدش صحیح و سالم ولش می‌کنیم

‫و اگر مراقب رفتارت باشی ‫کاری به کار توام نداریم

‫به همین خیال باش

‫باید به فکر مشتری‌های دیگه‌م هم باشم

‫واقعاً خیال می‌کنی چاره‌ای داری؟

‫♪ همه‌ش یه بازیه ♪

‫♪ همه‌ش یه بازیه ♪

‫♪ همه‌ش یه بازیه ♪

‫♪ همه‌ش یه بازیه ♪

‫♪ همه‌ش یه بازیه ♪

‫♪ همه‌ش یه بازیه ♪

‫♪ همه‌ش یه... ♪

‫« سلام واش، بدجوری به کمکت احتیاج دارم »

‫بله؟

‫باشه، انجامش میدم

‫می‌برمتون پیش تمام نسخه‌ها. انجامش میدم

‫خوبه. خیلی خوبه

‫سحر صبح فردا بیا آپارتمان مشتریت

‫سارا، حالت خوبه؟

‫آره خوبم

‫اسناد کجان؟

‫ولش کنین بره تا بهتون بگم

‫بس کنین

‫اگر اسناد رو می‌خواین ‫باید جفتمون رو زنده نگه دارین

‫پس ولش کنین بره تا صحبت کنیم

‫به اون که نیازی نداریم

‫هی! آروم باش

‫- هی! ‫- اسناد کجان؟

‫نیوآرک، خیابون دوم جنوبی، پلاک 10001

‫نیوآرک، خیابون دوم جنوبی، پلاک 10001

‫ازت خوشش میاد

‫ای حرومزاده!

‫ای حرومزاده

‫بس کن

‫آفرین، رئیس

‫چی می‌خواین؟

‫نسخه‌ی گزارش شرکت دارویی آپتیمو ‫که دستته رو می‌خوایم

‫آره. تمام اینا بخاطر "هافمن"ـه

‫اینجا، اینجا. اینجا

‫بازش کن. خیلی‌خب، یالا دیگه

‫یالا

‫این یکیه؟ بیا اینجا

‫یالا

‫خیلی‌خب

‫یالا

‫اینه؟ ها؟ چیه؟

‫باید دستمو باز کنین تا دستم بهش برسه

‫پاهام هم همینطور. وقتی رفتم داخل ‫باید دو تا زنگ هشدار دیگه رو هم قطع کنم

‫باشه خودم بازشون می‌کنم ‫چاقو زدی توی پام حرومی، ها؟

‫اینو فرو می‌کنم توی دنده‌هات، شک نکن

‫یالا دیگه، زود باش

‫لعنتی!

‫یه لحظه وایسین ‫باید تمرکز کنم، خب؟

‫بجنب دیگه. یالا

‫هیچی نشد

‫یه تیر تو سر بی‌شرفش خالی می‌کنم

‫این دیگه چه کوفتی بود؟ هی!

‫- یه اسلحه لازم دارم ‫- نکشش، باشه؟

‫باید رمز رو ازش بگیریم

‫داره از ریل رد میشه. برو!

‫اینجاست!

‫گمش نکن. نگهش دار!

‫رمز رو بهم بگو تا ولت کنم بری

‫شلیک می‌کنما

‫شلیک کن

‫نـه!

‫دستا بالا!

‫دستاتو بیار جایی که ببینم!

‫خیلی‌خب، تکون نخور

‫آروم باش. آروم باش

‫دستاتو بیار بالا!

‫- آروم باش، خب؟ ‫- خفه‌شو!

‫یالا. سوار شو. یالا

‫اینجا چه خبره؟

‫اسنادی دارم که نشون میده ‫محصولات شرکت دارویی آپتیمو

‫عوارض جانبی شدید دارن ‫و اونا ازش باخبرن

‫سعی کردن شواهد رو پنهان کنن

‫یادداشت‌های داخلی شرکت رو دارم

‫ایمیل‌هاشون رو دارم

‫هرچی بخوای دارم

‫چرا دست توئه؟

‫کارم همینه. به کسایی که ‫از اینجور چیزها پیدا می‌کنن کمک می‌کنم

‫کسایی که چیزهایی رو دیدن ‫که نباید می‌دیدن

‫کسایی که شاید بهتر بوده ‫نادیده‌ش بگیرن، ولی نمی‌تونن

‫حالا باید به کسی تحویلشون بدم ‫که بهش اعتماد دارم

‫آره

‫« پوکیپسی »

‫خیلی سنگینه‌ها

‫- ممنون ‫- خیلی‌خب

‫« سرویس بازگویی تماس سه ایالت »

‫« نیویورک، یانکرز، خیابان شرقی، پلاک 339 »

‫« تخلفات بزرگ شرکت دارویی آپتیمو »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ‫WwW.30NaMa.CoM

‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ] ‫[ @BDSubs ]

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.