All language subtitles for The.Good.Place.S3E12.1080p.BluRay.x264-SHORTBREHD

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

پس داری بهم میگی نمی‌تونم هیچ پن‌کیکی از اینجا بگیرم؟

اینجا ، اونجایی که تو فکر می‌کنی که یک چاله فضایی چندبعدی از پن‌کیک‌‌‌ها باشه ، نیست اوشگول

این یک چهارراه فضایی بین تمام ابعاده

مثل ایستگاه بزرگ مرکزی ، اما برای فضا و زمان

اگه اینجا چیزی بخوری به معنای واقعی کلمه منفجر میشی

آره دیگه ، می‌فهمم ، دقیقاً "آی‌‌‌هاپ"ـه دیگه (خانه بین‌المللی پن‌کیک‌‌‌ها رو میگن آی‌‌‌هاپ)

چرا مکان ملاقات اینجاست؟

قدرت‌‌‌های "قاضی" در اینجا محدوده

پس نمی‌تونم همینجوری منو بازنشسته کنه

و معتقدم که وقتی بشنوه که چی فهمیدم درباره سیستم امتیازدهی ، اون هم طرف ما رو می‌گیره

و اگر نگرفته ، ما فقط به داخل یه دریچه که به یک بُد دیگه میرسه ، می‌پریم

به امید اینکه مولکول‌‌‌هامون منهدم نشوند و اونجا همدیگه رو ببینیم

ببخشید

خیلی‌خب

حالا مواظب باشید

...هی ، پس

...آره ، خب

من نمی‌خوام برم اونجا

می‌فهمم حالت رو . بیا اینجا عزیزکم

گزینه‌‌‌هات اینان جیگر

..گزینه شماره یک

بی‌رحمانه اما لازم

اوه ، اینجا رو باش

اونا یک بُعد دهم رو هم اضافه کردن

پسر ، مجوز گرفتن براش حتماً خیلی دردسر داشته

انگار که ما داخلِ یک الگو دایان ون فورستنبرگ" هستیم"

از بهار 2013

خیلی‌خب همگی ، فقط آروم باشید

من میدونم دقیقاً چه خبره

ما زیادی سالویا کشیدیم

احتمالاً تا 2 یا 3 دقیقه دیگه از این حالت خارج میشیم

و برمیگردیم به جکوزی خراب پیلبوی

و این‌‌‌ها هم همگی تموم میشه

ترجمه از RezaM1994 & MR J

هی ، الان...الان وقت خوبیه واسه صحبت کردم؟

!خب ، چه زمان خوبی

"و در اینجا هم "زمانی نیست و هم "زمان حال"ـی وجود نداره

بنال ببینم چی میگی

خب میدونی که من و تو قبلاً مزدوج بودیم زمانی که من مُرده بودم؟

فکر می‌کنم که دوباره دارم بهت احساس پیدا می‌کنم

"و اگه اینجا دوباره نمُردم و خانم "قاضی ...تو رو به تیله تبدیل نکرد

می‌خوای دوست‌پسر/دختر هم باشیم؟

من دختر نیستم

آما ، آره ، خیلی دوست دارم که با‌‌هات سر قرار بیام ، یه جایی و یه وقتی

که برخلاف اینجا‌ست ، که مکان و زمان معنا نداره

گرفتی جوکِ رو؟

آره

هی کله‌خر

بهم دروغ میگی

به دستوراتم بی‌احترامی می‌کنی

تنها کلید موجود به زمین رو میدزدی

دخالت می‌کنی و خط زمانی رو به خطر میندازی

آدم‌‌‌ها رو به خلاء "جَنِت" قاچاق می‌کنی

و با پُررویی تمام دستور یک ملاقات توی "آی‌‌‌هاپ" لعنتی رو میدی؟

من از اینجا متنفرم

درخواست یک ملاقات رو نمی‌کردم اگه بسیار حیاتی و مهم نبود

و قول میدم ، دیگه خبری از شکستن قوانین نیست

آره جون عمت؟ دمت گرم

چون انگار یجورایی یک کتاب رو هم از حسابرسی دزدیدی گوساله

دیگه شکستن قوانین خبری نیست ، از الان

سلام‌علیکم "چیدی" خان

خیلی عالی شدی انگار

اگه اوضاع با این مو بلوند قدیمی جور نشد میدونی که به کی باید زنگ بزنی...این جنده

ببخشید

دقیقاً الان چی روی منه؟

اوپس ، تو از کجا اومدی رفیق کوچولو؟

نه ، دست بهش نزن

تا‌‌هانی" ، دست به "نیدناگل" نزن"

چی؟ - افتضاح -

وضع خیلی افتضاحه

چقدر آدم‌‌‌ها جغ‌جغو هستن

بیا اینجا شلوار قشنگ ، بذار برات درستش کنم

کمک

دوستان ، شما هنوز توی "آی‌‌‌هاپ" هستین

قاضی" فقط به راحتی واقعیت‌تون رو" طوری تنظیم کرد

که شما فکر کنید توی یک "آی‌‌‌هاپ" معمولی هستین

بسیار خردمندانه عالیجناب

پاچه‌خواری منو نکن ، عوضی

این خیلی خیلی بهتره

به جای یه موجود چندش ، یه روسری خوشگل دارم

نه نه - نه نه نه . بهش دست نزن -

تا‌‌هانی" ، اون هنوز "نیدناگل"ـه"

قاضی" فقط شکلکش رو به روسری تغییر داده"

عالیه - خیلی‌خب -

"چرا همگی نشینیم که بتونم برای "قاضی توضیح بدم چه چیز‌‌‌هایی کشف کردیم؟

عالیجناب ، ‌من یک‌بار جلو شما ایستادم و گفتم که فکر می‌کنم یه چیزی درباره سیستم امتیازدهی اشتباه‌ست

بالاخره فهمیدم که چه خبره

زندگی در حال حاضر انقدر پیچیده شده که

غیرممکنه برای کسی که به اندازه کافی برای "جای خوب" ، خوب باشه

میدونم که شما نمی‌خواین خیلی زیاد درباره زندگی روی زمین بفهمین تا بی‌طرف باشید

اما این روز‌‌ها فقط خریدن یک گوجه‌فرنگی از یک سوپرمارکت به این معنیه که

شما بصورت ناخواسته از آفت‌کش‌‌‌های سمی

بیگاری کشیدن ، همکاری کردن در گرم شدن زمین حمایت می‌کنید

انسان‌‌‌ها فکر می‌کنن که دارن یک انتخاب می‌کنند

اما درواقع اون‌‌‌ها دارن ده‌‌‌ها انتخاب رو انجام میدهند که اصلاً نمیدونن دارن انجامش میدن

افشاگری بزرگت اینه که : زندگی پیچیده‌ست؟

اینکه بگم‌بگم نیست

این پرتاب یک بالشت توسط یک زن مطلقه‌ست

منظورم اینه که ، این یارو این گوجه‌فرنگی رو انتخاب کرده

این‌‌‌ها هم عواقبش هستن

عواقبش رو نمی‌خوای تحقیق کن . یک گوجه‌فرنگی دیگه بگیر

دیگه چی تو چنته داری؟

بهت میگم دیگه چی دارم

اینو دارم

اینو دارم

"مایکل"

چی...چیکار می‌کنی؟

رقص بچگونه بک‌پک

چرا؟ - نمیدونم -

باعث میشه بقیه خوشحال بشن کمکی می‌کنه؟

می‌تونم یه چیزی بگم؟

...ژان-پائل سارت" زمانی گفت"

خسته‌کننده شد

دارمت

می‌خوام درباره یک یارویی برات بگم که از گروه رقصم توی جکسون‌ویل‌ـه

اسمش"نودل بزرگ"‌ـه

خب ، ما تلاش‌مون رو کردیم رفقا !از آشنایی‌تون خوشحال شدم

قبلاً عادت داشتم سر "نودل بزرگ" داد بزنم چون‌که برای تمرین همیشه دیر پیداش می‌شد

بعد یک روز ، چاه دستشویی زیر خونه‌ام نشت کرد

و من یه جای برای خواب لازم داشتم

پس من تو خونه "نودل بزرگ" خوابیدم

معلوم شد که اون باید سرِ 3تا کار بره تا بتونه خرج 4تا پدر و مادربزرگش رو بده

که همه‌شون هم توی یک تخت زندگی می‌کردن "مثل "ویلی وانکا

"بعد از اون دیگه هیچ‌وقت سرِ "نودل بزرگ برای اینکه دیر می‌کرد داد نزدم

چون‌که میدونستم چقدر براش سخته که خودش رو برسونه اونجا

و اون قطعاً وقتی برای تحقیق هم نداشته که چه گوجه‌فرنگی بخره

حتی اگه می‌خواسته که بفهمه

تملک سبزیجات غیرسرخ‌شده در جکسون‌ویل غیرقانونیه

منظورم اینه که ، تو نمی‌تونی آدم‌‌‌ها رو قضاوت کنی چون‌که نمیدونی ما چی بهمون می‌گذره

به طرز شگفت‌آوری عالیجناب ، حق با‌‌ اونه

من واقعاً آدم‌‌‌ها رو درک نمی‌کردم تا زمانی که به زمین رفتم

شاید بهتر باشه شما هم یه امتحانی بکنید

اگه هنوز از دید ما وقایع رو ندیدید ...ما هم بیخیال میشیم ، و شما می‌تونین

میدونی ، شلپ‌شلوپ ، شترق‌پترق

آره ، باشه ، منم یک امتحانی می‌کنم

میرم اونجا که ببینم شما آدم‌‌‌ها چی بهتون می‌گذره

و بعدش به هر طریقی شده این داستان دیگه تموم میشه

هی ، شما‌‌ها جای خوبی می‌شناسین که بتونم غذای مکزیکی پیدا کنم؟

اوه مکزیک دیگه

چقدر سفرش طول می‌کشه؟

معلوم نیست

...آه ، ولی حدس من اینه که

آه ، داداش

خیلی ظلم بود جون داداش

درسته؟ - خدا جون -

زمین خیلی سخته واقعاً

درضمن ، فکر کنم من سیا‌پوستم؟

و اونا از زن‌‌‌های سیاه‌پوست زیاد خوش‌شون نمیاد

افتضاحه پسر

خیلی بده

دقیقاً کجا رفتی؟

"تانزانیا" ، "پاراگوئه"

"ویتنام" ، "دانمارک"

همه جا افتضاحه و همیشه هم به یک روش متفاوت

تنها جایی که دوست داشتم "‌‌هاوایی" بود گرچه خیلی به ندرت استراحت‌گاه رو ترک کردم

آخرین جایی که رفتم یک فروشگاه تو جمعه سیاه بود توی میشیگان

چرا؟ - برای قیمت‌‌‌ها -

زمین خیلی افتضاح‌ـه پسر

گرمه ، و خیلی شلوغ

ولی یجوری همزمان سرد و تنها

من فکر می‌کردم که گرفتن تصمیمات خوب قراره آسون باشه

اولین کاری که کردم این بود که توی گوگل "جستجو کردم : "گوجه‌فرنگی‌‌‌های بزرگ و آبدار

که من رو به یک سایت مثبت18 آشنا کرد

که برای آدم‌‌‌هایی بود که فتیش آفتاب‌زدگی داشتن

یجورایی هیچ‌وقت مثله سابق نشدم

درسته . تازه این مشکل شماره 1 بود

زندگی شلوغ و کثیف و غیرقابل‌پیش‌بینی‌ـه

مشکل شماره 2

حتی اگه بتونی به نحوی مدیریت کنی که بتونی تصمیم‌‌‌های خوب بگیری

تو بازم امتیاز از دست میدی بخاطر عواقب ناخواسته

آره ، تله‌‌‌های زیادی در همه جا هست

برای مثال ، یک ساندویچ مرغ هست که اگه بخوریش به این معنی که از آدم‌‌‌های همجنس‌گرا متنفری

و خیلی هم خوشمزه‌ست

هست . خیلی خوشمزه‌ست

و من اساساً سعی کردم کار‌‌هایی که شما پیشنهاد دادید رو انجام بدم

و برای هر تصمیم وسواس زیادی خرج کردم

اما اون هم بد بود

"و منم باز فرستاده شدم به "جای بد

پس منم مشکل شماره 3 هستم

اوه ، نه ، تو مشکل هیچکی نیستی عزیزکم

میدونین ، ما باید از این سر دربیاریم

و بعد لاکپ‌شت با راندا روزی شرط می‌بنده...

...و اگه اون ببازه ، اون باید

اوه ، بیخیال

من وسط شکنجه "ویلیام شکسپیر" بودم "با توصیف بخشی از فیلم "همراهی

موضوع چیه؟

به طریقی اطلاعات جدیدی توجه من رو جلب کرده و من راه‌حلی واسه‌ش می‌خوام

می‌خوام که "جای بد" در این مورد ورود کنه

اما اول بذارید ، صحنه رو عوض کنیم

یادتون باشه رفقا ، هنوز توی "آی‌‌‌هاپ" هستیم پس مراقب باشید

شاون" ، من به این باور رسیدم" که ممکنه که انسان‌‌ها

بصورت متوسط ، بهتر از اون چیزی هستن که سیستم امتیازدهی نشون میده هستن

درنتیجه انسان‌‌‌ها افتضاحن

لیمپ بیزکیت ، برده‌داری (اسم یک گروه موسیقی)

استقرار دادستان

باید اقرار کنم ، دلیل محکمه‌پسندی‌ـه

ببین ، آدم‌‌‌های افتضاح زیادی وجود دارند

و عوضی‌‌‌های بی‌فکر ، و ، فکر کنم دوباره نازی‌‌‌ها ، به طریقی

اما همچنین آدم‌‌‌هایی هم هستن که واقعاً سعی می‌کنن تا خوب باشن

ولی اصلاً نزدیک متوسط هم نمیشن

چون‌که اونا توی خوب بودن ، خوب نیستن

چون‌که اون‌‌ها بد هستن

امتیازی که اون‌‌ها رو زمین می‌گیرن حالا چه خوب په بد

برای اونا تموم شده‌ست . پایان ماجرا

پس چرا این چهار نفر هر بار بهتر شدن تو محله من؟

چرا این‌‌ها به همدیگه به طرق مختلف کمک کردن درصورتی‌که روی زمین هرگز کسی رو کمک نکرده بودن؟

نمیدونم شاید اتفاقیه

بعلاوه ، تو اصلاً مدرکی دال بر بهتر شدن‌شون نداری

تو امتیازاتشون رو حساب نکردی

دقیقاً همینه

...میدونم باید چیکار

اوه ، یادش رفت که هنوز توی "آی‌هاپ" هستیم

کسی می‌تونه "چیدی" رو ببینه؟

کمک

کمک

کسی می‌تونه دوست‌پسر فسقلی منو بگیره ، لطفاً؟

رفتم تو کارش و گرفتمش

بفرمایید

...من...من الان

یه تریلیون واقعیت متفاوت که به هم تنیده شده بودن رو دیدم

مثل یه فلز نازک در میانه یک خنجر

آره آره . چاقوی زمان ما همه‌مون دیدیمش

بیا از موضوع منحرف نشیم رفیق - خیلی‌خب حتماً -

...داشتم چی می‌گفتم؟ قبل اینکه میدونی

من چاقوی زمان رو دیدم!؟

...آیا این

حق با مایکله

محله‌ی اون بهمون شانسی داد که آدمای بهتری بشیم

چون اون همه‌ی عواملی که باعث می‌شد زندگی بر روی زمین سخت بشه رو حذف کرد

آره اونجا اجاره‌ای نبود که پرداخت بشه

نژادپرستی نبود تعصب جنسی نبود

از اون جایزه‌‌‌های به‌دردنخور که باعث دعوا بین ناشرا می‌شد نبود

چیه؟ اون جایزه‌‌‌ها خیلی می‌تونن جنگ و دعوا ایجاد کنن

ولی شاون هم راست میگه

ما چهار نفر که آدمای بهتر شدیم ممکنه استثنا باشه

پس بیاین آزمایش رو تکرار کنیم

اون چیزیه که سیمون درباره‌ی جمع‌آوری اطلاعات بهمون یاد داد

دوباره سعی کنین و ببینین" "به همون نتیجه میرسین یا نه

البته . من یه محله‌ی جدید می‌سازم

ما 4 نفرو انتخاب می‌کنیم

بهشون میگیم که توی جای خوب هستن

واسه‌شون چالش میسازیم و پیشرفتشون رو دنبال می‌کنیم

حدس من اینه که اونا همون کارای چهار نفر اصلی رو انجام میدن

دنبال کمک میرن . از همدیگه حمایت می‌کنن تصمیمات عاقلانه می‌گیرن . پیشرفت می‌کنن

اگه اونا این کارا رو انجام بدن ثابت میشه که آدما بد نیستن . همه‌ی چیو متوقف می‌کنیم پایان ماجرا

این خیلی احمقانه‌ست

تو اصلاً کجا می‌خوای این محله جدید رو بنا کنی؟

من که مطمئناً اجازه نمیدم که توی جای خوب بسازی

و شک دارم که شماها بخواین !برگردین پیش من

من یه فکری دارم

سلام میندی ما حیاط پشتیت رو نیاز داریم

شما حیاط پشتیمو نیازی دارین؟ واسه چی؟

ما می‌خوایم که یه آزمایش مهم رو اجرا کنیم

خیلی‌خب اصلاً میدونین چیه؟ به تخمدانم نیست

در حقیقت همون موقعی که شروع به سوال پرسیدن کردم

با خودم گفتم "واسه چی داری این سوالو می‌پرسی؟"

"تو که به جوابش اهمیت نمیدی"

هر کاری می‌خواین بکنین فقط به من کاری نداشته باشین

و اگه می‌خواین با یه نفر صحبت کنین با دِرِک حرف بزنین

مطمئنم اون خوشحال میشه که شما رو ببینه

دِرِک کیه؟

به دِرِک به‌عنوان دوست‌پسر سابقم فکر نکن

من اونو ساختم

اون بیشتر مثل پسرم می‌مونه

هر چند من اونو ساختمش چون من نسبت به تو و تا‌‌هانی حسودیم می‌شد

پس اون بیشتر مثل یه وسیله‌ی برای سکس کردن برای فراموش کردن هستش

پس اون مثل پسر-وسیله-سکس کردنت هستش؟

خب باشه پس اگه می‌خوای روش اسم بذاری پس اون پسر-وسیله‌ی-سکس کردنم هستش

ولی اون واسم هیچ معنی‌ای نداره

...همچنین دِرِک هیچ‌وقت واقعاً

درست کار نمی‌کرد

اون اوشکولیه واسه خودش

چیزی نیست که نگرانش باشی

اون چطور باید دوستت داشته باشه؟"

یا چطور تو را در خیالش تصور کنه؟

"چه کسی او را حیران و سرگردان باز نمی‌گذارد؟

اوه اونجا ندیدمت

من داشتم شعر ادگار آلن رو می‌خوندم

سلام‌علیک ، من دِرِک هستم

به "جای متوسط" خوش اومدی

دِرِک ، چرا اینقدر فرق کردی؟

واسه اون باید از میندی تشکر کنی

اون یه لوله‌بازکن پیدا کرد پشت خونه‌مون

هر وقت که با اون بهم ضربه میزد من غش می‌کردم

هر دفعه که به‌هوش میومدم یه‌ذرّه باهوش‌تر می‌شدم

و یه کم هم بهتر می‌شدم

اگه نخوام پز بدم ولی من الان تقریباً یه آلت تقریباً کامل دارم

اون پاسخگو هستش و تقریباً هم خوب کار می‌کنه

چندبار میندی تو رو راه‌اندازی مجدد کرده؟

نمیدونم . نیم میلیون‌بار

چی؟ - اون منو خیلی راه‌اندازی مجدد کرده -

بعضی وقتا که حوصله‌اش سر میرفت "یا بعضی وقتا واسه "اوقات تنهایی

بعضی وقتا هم فقط واسه خنده

دِرِک

باید کم‌کم بریم داخل؟ - خیلی‌خب -

خوبه

پس اینا قوانین هستن

مایکل هر جور دلش بخواد محله جدیدو طراحی می‌کنه

جای بد هم چهارتا آدم جدید رو انتخاب می‌کنه

ولی اونا باید سطح بدی‌شون در همون حد چهار نفر اصلی باشه

قاتل سریالی نباشن . دیکتاتور نباشن

نباید هیچ فردی باشه که یه گروه موسیقی پسرونه تشکیل داده

پرونده‌ها زودتر به دست مایکل نخواهد رسید و اون واسه همیشه وقت نداره که برنامه‌ریزی کنه

ولی اون بعدش می‌تونه محله رو عوض کنه هر جوری که دلش بخواد

آره من یک بیلیون اعتراض نسبت به این قوانین دارم

منم همینطور - خوبه پس -

این یعنی سازش عادلانه‌ای هستش

میرسیم به مشکل نهایی

ساکنین دیگه‌ی محله رو از کجا گیر بیاریم؟

خب ، محله‌ی اصلیم بر اساس شکنجه کردن ساخته شده بود پس همگیشون شیطان بودن

ما نمی‌تونیم اونو داشته باشیم

من میگم که اونا رو از جای خوب بیاریم

مگه از روی جنازه‌ی من رد شی

خب ، دیگه چه گزینه‌ای داریم؟

"کسی یه اسنک حد وسط نمی‌خواد؟"

من شخصاً یه نوشیدنی مارتینی کلاس‌بالا می‌خوام

بابت سلیقه‌ام عذر می‌خوام

من می‌تونم مردم رو بسازم

درست مثل دِرِک که ساختمش

مطمئنی؟ - آره -

اگه قاضی قدرت‌‌هام رو توی جای متوسط بهم برگردونه من می‌تونم انجامش بدم

اونا خیلی هم از دِرِک اصلی پیشرفته‌تر خواهند بود

بهت برنخوره - بهم برنخورد -

خیلی‌خب ، بقیه‌ی ساکنین هم به‌عنوان بچه‌‌‌های جَنِت" در نظر گرفته میشن"

تو یک سال زمینی وقت داری تا سعی کنی که انسان‌‌ها رو به پیشرفت برسونی

من همه‌چیو تحت‌نظر خواهم داشت تا مطمئن بشم هیچ تقلبی صورت نمی‌گیره

و همچنین روند پیشرفت انسان‌‌ها رو دنبال بکنم

حله؟

حقه قدیمی

جَنِت - سلام‌علیکم -

آماده‌ای که ساخت و ساز رو شروع کنی؟

آره - من یه چندتا ایده دارم -

واسه اینکه چطور یه محله رو طراحی کنم

که اونا رو واسه مهمون‌‌ها آماده کنیم به محض اینکه درباره‌شون یاد بگیریم

حالا وقتی که تو میگی یه چندتا ایده ...و نظر منظورت اینه که

من یازده تریلیون ایده دارم - آره -

من خیلی خوشحالم که تو اینجایی جَنِت

منم همینطور - خب پس -

ایده‌ی اولیه‌ی اساسیت چیه؟

عالیه خیلی پایه‌ایه

این خونه قبلاً ساخته شده بوده که تو رو شکنجه بکنه

پس دقیقاً واسه چی به مایکل گفتی که دوباره همونو بسازه؟

خب ، توی خاطراتی که من تماشا کردم اینجا همونجایی بود که ما عاشق هم شدیم

پس من فکر کردم چرا چیزی که موفق‌ـه رو دستکاری کنی؟

منظورم اینه...من دارم چی میگم

این خونه احمقانه‌ست

و تو هم داغونی و منم ازت بدم میاد

منم عاشقتم

قراره خوش بگذره

منظورم اینه که ، میدونم ما باید به این آدمای جدید کمک کنیم

ولی بیشتر وقتا ما می‌تونیم مثل یه زوج معمولی باهم زندگی کنیم

ما می‌تونیم راحت باشیم و استراحت کنیم

و فلسفه بخونیم - سکس کنیم -

سگ شهوتی

خرخون

سلام من دافنی هستم

سلام دافنی من جَنِت هستم . من ساختمت

عالیه . من واسه دستوراتت صبر می‌کنم

ممنون واسه ساختنم . خداحافظ

خیلی‌خب دافنی که کارش تموم شد

فقط 185 نفر مونده که تموم شه

من یه ساعت دیگه میام ببینم به کجا رسیدی

داری کارت رو خوب انجام میدی جَنِت - ممنون جِیسون -

ساختن آدم خیلی طاقت‌فرساست

نمی‌خواستم توجه کنم ولی متوجه شدم که تو داری یه عده آدم می‌سازی

میدونی اگه ما منابعمون روی همدیگه بذاریم ما می‌تونیم با دوتا تکون دِرِک کار رو تموم کنیم

حالا هر چی . جَنِت به کمکت نیازی نداره رفیق

راستش اون خیلی کارا رو سریع‌تر می‌کنه

ممنون دِرِک - مشکلی نیست -

نگران نباش

این کار فقط و فقط حرفه‌ایه خیلی‌خب؟

حالا هم دوست خوبی باش و لیوان نوشیدنی مارتینیم رو بگیر

تا منم برم سر وقت کار

بیا آدم بسازیم

سلام ، عالیجناب

تو گول خوردی

منم شاون

فقط می‌خواستم واست آرزوی بدبختی بکنم

می‌خوای منو بترسونی؟ باید ترسیده باشی

اوه ، من خیلی هم با اعتمادبه‌نفسم

فکر کنم ما یه چندتا مورد عالی پیدا کردیم واسه آزمایش احمقانه‌ات

وقتی که شکست بخوری که شکست هم خواهی خورد

من یه چیز مخصوص آماده کردم واسه‌ی چهارتا دوست عزیز کوچولوت

بذار حدس بزنم . اونا شکنجه خواهند شد با کیرهای بزرگ و زنبور‌‌های دندون‌دار

تو خیلی قابل‌پیش‌بینی هستی

واسه چی برای یه بارم که شده نقشه‌ات رو عوض نمی‌کنی؟

از دندونای بزرگ استفاده کن و زنبورای کیردار (بازی کلمات)

اولاً اون نقشه احمقانه‌ست

ثانیاً ما نقشه‌مونو عوض کردیم

وقتی شکست بخوری چهارتا انسانت واسه ابدیت شکنجه میشن

ولی حدس بزن کی قراره شکنجه رو انجام بده؟

سلام احمق

ما یه مایکل تقلبی ساختیم

بروبچ آر.اند.دی گفتن که شدنی نیست

پس منم از درونشون ساختمش

اون ویکیه اونجا که قراره جات رو بگیره بعدِها

تو تهوع‌آوری

تهوع‌آور - اوه مایکل جان -

قراره خیلی بهم حال بده دیدن تو و چهارتا دوست جون‌جونیت

که خیلی غمگین و خیانت‌شده و گیج هستن

از طرف تو بابا جون شیطونِ ...افسارگسیخته‌ی

کیر زنبوریشون

من اونا رو اختراع کردم

اون شخص من بودم

خب من کافیه که بهشون بگم چه نقشه‌ای داری و اونا می‌فهمن که اون شخص واقعاً من نیستم

و ما هم حافظه‌شونو پاک کنیم از جایی که بهشون گفتی

راستی بابت اختراع اون حقه‌ی کوچیک ازت ممنونم

بسیار مفیده . خوش بگذره مایکل

با چیزایی که قراره بهت غلبه کنه خوش بگذره

خداحافظ جنده - خداحافظ جنده -

پس در چه حد پرونده مورد شماره یک بد هستش؟

قاتله؟ جنایتکار جنگیه؟

دی‌جِی اینستاگرامه؟

...آره . اوم

حالت خوبه؟

آره فقط یه کم استرس دارم

آخرین باری که یه محله طراحی کردم همه‌چی دقیقاً طبق نقشه پیش نرفت

نقشه‌‌‌ها واسه بی‌عرضه‌‌‌هاست

ما باید با مدل شِل‌استراپی انجامش بدیم

اصلاً آماده نشیم

صبح امتحان بریم الکل بخوریم

کل راه خروجمونو از قضیه رو به فنا بدیم

و بعدم پز بدیم که یه‌ذرّه درس نخوندیم و باز هم دوازده-سیزده گرفتیم

پس به کجا رسیدیم رفیق؟

من قراره که به همه قبلش یه خبر بدم یادته؟

اسمش جان هستش

یه جور روزنامه‌نگاره

هیچ جنایت بزرگی هم مرتکب نشده

اون الان بیرونه؟

واو خیلی ترسناکه

پس بر اساس خلاصه‌ی زندگیش ما سناریوی جی48-119 رو اجرا می‌کنیم

یا خدای بزرگ

خب ، تو باید واسه همه‌چی آماده بشی

میگم که جان میاد داخل و فکر می‌کنه به اینجا تعلق داره

یا آیا اون میدونه که قطعاً نمیدونه مگه نه؟

رفیق رفیق آروم باش

همه‌ی کاری که ما امروز باید انجام بدیم اینه که به جان بگیم اون توی جای خوبه

دوروبر محله رو نشونش بدیم و به جشن خوش‌آمدگویی تا‌‌هانی ببریمش

همه‌اش همین . با بقیه‌اش بعداً سروکله میزنیم

خیلی‌خب؟ - باشه -

هی ، گوش کن

هر نقشه‌ای که قراره داشته باشی حتماً عالی میشه

ما بهت اعتماد داریم

دوستات همیشه بهت اعتماد دارن

خیلی‌خب ، برو که بریم - خیلی‌خب -

...من می‌خوام

آره برو که رفتیم

...من میرم اونجا

...و

!من به فنا رفتم - مایکل -

...اوه آره من

من نمی‌تونم این کارو انجام بدم

سلام ، اینجا کسی هست؟

مایکل رفیق ، جان بیدار شده

ما باید در رو باز کنیم

و بهش به دنیای پس از مرگ خوش‌آمد بگیم

یادت میاد کل نقشه رو؟

من به یاد دارم

واسه همین نمی‌تونم انجامش بدم خیلی ترسناکه

اوه

نه

سلام؟

ترجمه از RezaM1994 & MR J

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.