All language subtitles for The.Good.Place.S3E11.1080p.BluRay.x264-SHORTBREHD

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil) Download
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫آنچه که در سریال : گذشت "The Good Place"

یا خود خدا

ما توی جای خوب هستیم

مطمئنین که ما توی جای خوب واقعی هستیم؟

ترجیح میدادم...فرش اینجا ببینم

آره . من هیچ چیز گاری‌مانندی نمی‌بینم

هر چند بیشتر گاری‌‌ها با میمونایی رانده میشن که عینک دودی میزنن و تیشرت‌‌های هاوایی می‌پوشن

چی؟ - ولش کن -

نه ، این قطعاً قسمتی از جای خوبه فقط یه نفس عمیق بکشین

اون بوی آبشار تایفون رو میده

پارک آبی موردعلاقه‌ام در زمان کودکی

کلورین ، محلول ضد آفتاب ، بانداژ (نام یه ماده شیمیایی)

یه تیکه‌ی ابری از هورمون‌‌های نوجوانی

وقتی که واسه ساخت محله قلابیم تحقیق می‌کردم من درمورد این اتفاق یاد گرفتم

اینکه جای خوب بوی چیزی رو میده که تو رو به خوشحال‌‌ترین حالتت می‌بره

چوب‌شور گرم

یا نه . صبر کن

اون بوی حقیقت اخلاقی مطلقه؟

اون دوتا بو‌‌هاشون مثل همه

من بوی اینکه بِلِیک بورتِلز نشان باارزش‌‌ترین بازیکن سوپربول رو توی دستاش نگه داشته رو حس می‌کنم

درحالی‌که دن پاتریک میگه این باید حس خوبی داشته باشه ، بِلِیک

و بِلِیک میگه که واقعاً داره دن

و همه‌اش رو مدیون بهترین دوستم جِیسون مندوزا هستم

همچنین بوی ماریجوانا رو حس می‌کنم

واسه من حس پرده‌ی بسته‌شده مابین کلاس اول و اقتصاد رو داره

این واقعاً جای خوب هستش

من فکر نکنم توی تالار اصلی جای خوب باشیم این به نظر یه جور انبار نامه‌ای چیزی میاد

پس حالا درمورد نامه‌رسان‌‌های بهشت حرف میزنیم

من به معنای واقعی کلمه اون تقویم رو داشتم و هیچ‌وقت از مارس رد نشدم منظورش این بود که قبلاً با) (نامه‌رسون‌‌ها عشق و حال می‌کرده

چی؟ - ولش کن -

خیلی‌خب ، این دوتا نکته اصلی رو ما باید اینجا رعایت کنیم

مطمئن باشیم کسی تعقیبمون نکنه

جَنِت؟ - الساعه -

نکته دوم که رعایت کنیم چیه؟

تابلوبازی درنیاریم

ترجمه از RezaM1994FCB

حیلی‌خب ، اگه کسی توی ساختمون ازمون سوال کرد این داستان ساختگیمونه

من یه حسابدارم و تو جَنِت خنثی هستی

و شما چهار نفر برنده قرعه‌کشی شدین

واقعاً؟ - واقعاً؟ -

حیلی‌خب ، اون نه من یه چیز بهتر سرهم می‌کنم

اصلاً داستان پوششی می‌خوایم چیکار؟

اونا آدم خوبان

بیاین با‌‌هاشون روراست باشیم و از مردم بهشت کمک بخوایم

آره ، مرد . ما پناهنده‌ایم

چه جای به‌فنارفته‌ای آواره‌‌‌ها رو قبول نمی‌کنه؟

نکته‌ی مهمی که درمورد جای خوب یاد گرفتم اینه که هیچ‌وقت قانون‌شکنی نمی‌کنن

هیچ تضمینی وجود نداره که اونا نفرستن شما رو درست پایین به جای بد

دارین اینجا چه غلطی می‌کنین؟

سلام‌علیک

من...من یه حسابدارم

ما درست از بخش حسابداری داشتیم بالا میومدیم

از وسط یه صندوق پست که ناگهان اون منفجر شد

انفجار به‌وسیله‌ی شیاطین ایجاد شده بود

ما داشتیم به‌وسیله شیاطین تعقیب می‌شدیم

و یه دراکولا یه دراکولا داشت تعقیبمون می‌کرد

اونجا بد وضعی بود جِیسون؟ - آره -

شاید دراکولا صندوق پست رو منفجر کرده با اسلحه بازوکاش

خب ، به حق چیزای نشنیده من قطعاً خوشحالم که حالتون خوبه

اسم من گوئِندولین‌ـه به جای خوب خوش اومدین

من مایکل هستم اینم جَنِت خنثی‌ام هستش

سلام . همچنین نه سلام هیچ حسی ندارم از دیدن‌تون

پایان جمله

و این 4 نفر هم آدمن اگه باورتون میشه

اگه باورم میشه؟

اینو تماشا کن : من باورم میشه

اونا واسه چی اینجان؟

واسه اینکه اونا برنده‌ی یه قرعه‌کشی شدن

تبریک بروبچ . بیاین داخل

اینجا مرکز مکاتباتمون هستش

فکر کنین خونه‌ی خودتونه

اینجا یه مبل هستش . یه ظرف میوه

اینم در جای خوب هستش

اووه . این وزنه‌ی کاغذی بامزه شبیه کلاه می‌مونه

...عذر می‌خوام این در اینجا به

جای خوب هستش؟

والا . این در به جای خوب هستش ولی واسه شما‌‌ها باز نمیشه

در ویژه انسان‌‌‌ها ، ورودی رسمی هستش

که در فاصله 500 تریلیونی شمال جنوب‌شمالیِ اینجا قرار داره

پس ، شما‌‌ها یه جورایی اینجا گیر افتادین

واو . اون واقعاً عجیبه که شما‌‌ها یه قرعه‌کشی بردید که توی این ساختمون باشین

خب ، میدونین ما اونو با بروبچ از مجله‌ی قرعه‌کشی‌‌های عجیب پیدا کردیم

هی ، چطوره که ما به شما‌‌ها کمک کنیم که کثیف‌کاری اتاق نامه رو تمیز کنیم؟

ممنون . من یه قرعه‌کشی بردم؟

چیدی و من زودی میایم

چیدی کمکم کن

اون گفت که این دره باز نمیشه - باشه -

اِلِنور - چیه؟ -

من همیشه اینطوری از اتاقای فرار خارج میشم

اگه تو به اندازه کافی چیز میز بشکنی اونا درو واسه‌ات باز می‌کنن و بیرونت می‌کنن

اونجا همه‌چی خوبه؟

آره

حیلی‌خب ، بدون سوال دیگه

هی نابود کننده ، قبل اینکه لامپ‌های دیگه‌ای رو پرتاب کنی تا بری بیرون

حرفی داری که بزنی؟ - من دیگه نمی‌تونم تحمل کنم مرد -

همش فرار و مخفیکاری و جنگ و دعوا و ماجراجویی‌‌های دیوانه‌وار

و حالا تنها چیزی که بین ما و جای خوب واقعی قرار گرفته یک در هستش؟

چی هست اصلاً؟ اون فقط یکی دو اینچ درـه اون فقط یه‌ذرّه در هستش بین ما و بهشت

میدونم . میدونم . میدونم

اون موقعیت دیوانه‌واریه ولی من همینجا با‌‌هاتم

پس بیای یه نفس عمیق بکشیم

حیلی‌خب ، از استخر بوی استفراغ حس می‌کنم واقعاً داره بهم کمک می‌کنه

چطور؟

چرا؟

میگم گوئِندولین

من باید با کمیته درمورد یه مسئله‌ی اضطراری‌ای حرف بزنم

اوه . عذر می‌خوام ولی شما باید مستقیماً با‌‌هاشون ارتباط برقرار کنی

و اون قطعاً خلاف قانونه

می‌بینم

چطوری باید با‌‌هاشون ارتباط برقرار کنم جوری که خلاف قانون نباشه؟

خب ، با تماس گرفتن به‌وسیله تلفن ولی بهتون نمی‌تونم اجازه بدم ازش استفاده کنی

درسته . ولی حتی اگه می‌تونستی برخلاف قانون بهم اجازه میدادی

من شماره‌شونو نمیدونم و تو هم شمارشونو بهم نمیدی

نمیدادم

اصلاً شماره‌ای در کار نیست

گوشیو برمیداری و به هر کسی که دلت بخواد زنگ میزنی

ولی نمی‌تونی از اون استفاده کنی

معلومه که نه

ولی فرضاً

آیا راهی است که تو متوجه بشی که من از تلفن استفاده کردم؟

هر نوع هشداری؟ - نه بابا -

پس غیرقابل‌ردگیریه؟

قطعاً . عجب آزمایش ذهنی سرگرم‌کننده‌ای

خوب گفتی گوئِندولین

میگم ، توی اون اتاق یه سگ داره پارس می‌کنه؟

شک دارم ، چون من سگ ندارم

ولی به خاطر ادب و راحتی وجدان میرم یه بررسی کنم

سلام سگی

اسم من مایکله و من یه حسابدارم

من نیازه که فوراً با کمیته صحبت کنم توی طبقه بالای ساختمان مرکز مکاتبات

مرسی

جِیسون ، تو به نظر توی فکر میای

و اون منو نگران می‌کنه

یادته موقعی که ما توی خلأ جَنِت بودیم و همه‌مون شبیه جَنِت بودیم؟

آره ، یادمه

میدونی من چطور اون چیزه رو دیدم که توش نشون میداد جَنِت عاشقمه؟

نمیدونم که من چه حسی نسبت به اون دارم

و همچنین من یه جورایی حس بدی دارم مثل این بود که دفتر خاطراتشو بخونی

و اون نمیدونه . من باید چیکار کنم؟

خب ، شاید باید به جَنِت بگی که چیو دیدی

و شروع به استفاده از کلمات برای بیان احساست کنی

کسی چه میدونه رابطه از کجا شروع میشه ولی تو باید از صادق بودن شروع کنی

ممنونم ، تاهانی

این خیلی خوبه که با خانومم درباره مسائل دوست‌دخترام صحبت کنم

هی ، جَنِت

اوه ، یادته که تو چطور ما رو کشتی و ما رو توی خلأ ذهنت بردی؟

یادمه ، آره

وقتی که ما اونجا بودیم من همینطوری همون اطراف سرگردان بودم

چون تو این قابلیت رو داشتی که هر چی دلت خواست بسازی

و من می‌خواستم بدونم که تو کجا شمشیرای استوانه‌ایت رو نگه میداری

و من تصادفاً یه چیز فیلم‌مانند دیدم درمورد اینکه تو چطور عاشقم هستی

تو اونو دیدی؟

اون خیلی خجالت‌آوره

میگم که اون اولش منو ترسوند ولی هی بیا درباره‌اش صحبت کنیم

من نمی‌خوام درموردش صحبت کنم

شما بچه داخل خلأ ذهنم بودین و اون طاقت‌فرسا بود

و من تقریباً منفجر شدم و من باید الان خنثی باشم

و جَنِت خنثی فاقد داشتن احساساته

اوضاع اینجا چطوره؟

داره به صورت خنثی پیش میره پایان مکالمه

...ما می‌تونیم - پایان مکالمه -

تو یه فرصت داری مرد

واضح باش . اعتمادبه‌نفس داشته باش

و نذار که اونا تو رو بترسونن

این مکان خیلی باحاله

شما بروبچ تا حالا اینجا بودین؟

من تا حالا هیچ‌وقت اینجا نبودم - نه ، نه ، نه -

من عاشق اینجام ، خیلی باکلاس‌ـه - بسیار عالی . خیلی زمینی‌ـه -

سلام به همه . من مایکل هستم

ممنونم واسه اومدن‌تون

نه . ما از تو ممنونیم که خواستی ما بیایم

اون یکی از افتخارات کل زندگیم بوده اینکه به‌وسیله شما به اینجا دعوت شدیم

برای این مناسبت یادبود

حالا تو کی هستی؟ و ما واسه چه اینجاییم؟

خب ، مخلص کلام فکر کنم افراد جای بد یه جورایی

باعث ایجاد اختلال در دپارتمان محاسبه شدن

اون باعث مداخله توی سیستم امتیازدهی شده

خدای مهربون . اون فاجعه‌انگیزه

همه حواسا جمع . مگ تو یادداشت‌برداری کن

دایسوکه ، یه کانال ارتباطی امن با مراکز فرماندهی برقرار کن

کِلِن ، برو به خواروبارفروشی و واسه‌مون هلو‌‌‌های تازه بگیر

فکر کنم سیاره پلوتو الان فصل برداشت‌شونه

پس پلوتوز‌‌‌ها رو هم بیار کِلِن

تا می‌تونی توی کوله‌پشتی جاشون بده

مثل اینکه ما تا یه مدت اینجا گیریم

واست آب آوردم

آشپزخونه‌ای در کار نیست

ولی من این ظرف براق رو پیدا کردم با یه چیز مایع داخلش

شاید مال توالته اصلاً اینو میریزمش بیرون

داری چیکار می‌کنی؟

دارم جیمی‌وار روی قفل کار می‌کنم ولی هر چی که داخلش می‌کنم پودر میشه

باشه پس . در رو ولش کن

منو نگاه کن . همین الان

ما عملاً توی بهشت باهمیم

و ما عاشق همدیگه‌ایم

در قیاس با چیزای دیگه‌ای که واسه‌مون اتفاق افتاد اوضاع می‌تونست بدتر باشه

فکر کنم که تلاش و لذت بردن از این برنامه بهتری باشه نسبت به عرق‌‌های نگرانی و استرس

اینو ببین . عرق‌‌ها از پیراهنم زده بیرون

چقدر باحال

من یه راهی میدونم که ذهنتو از در منحرف کنم

بیا به یه قرار بریم

چی؟ - نه جدّی میگم -

چرا اولین قرارمونو چهار قدم مونده به بهشت نداشته باشیم؟

تو هنوز می‌خوای با‌‌‌هام سر قرار بری بعد اینکه عرق‌‌های استرس زیر بغلم رو بهت نشون دادم؟

حاجی ، مثل اینکه بدجور تو کفمی

باید اعتراف کنین . اون خیلی عجیبه که 500 ساله هیچکس وارد جای خوب نشده

خب ، از این چیزا قبلاً اتفاق افتاده

یادتونه؟ یه چیزی حدود 200هزار سال پیش

وقتی اونا خنجرزنی رو اختراع کردن و همه‌شون یه جورایی داشتن همیشه به همدیگه خنجر میزدن؟

مجدداً من بهتون توصیه می‌کنم که به پرونده داگ فُرسِت یه نگاه بندازین

اون مرد یه زندگی بدون توجه به نیازای خودش رو داشته

اون حتی نزدیک به وارد شدن به اینجا هم نشد

تنها دلیلش می‌تونه این باشه که افراد جای بد یه جوری سیستم رو دستکاری کردن

من ازشون نمی‌گذرم

همه‌ی افراد جای بد یک‌سری هیولای تهوع‌زا هستن

خب بعضیاشون ممکنه باحال و خوشتیپ و شهری‌مانند باشن

اعضای کمیته ، مایکل حسابدار واسه‌مون شواهدی از مشکلات رو مشخص کرده

و الان به ما بستگی داره که یک راه‌حل پیدا کنیم

وقتی که تو صبر می‌کنی کِلِن آماده به خدمت تو رو تعریف‌بارون می‌کنه

کارت درسته مایکل چقدر خوب صحبت می‌کنی

این کت و شلوار خیلی مایه مبا‌‌هاته تو رو باجذبه نشون میده

من فکر کردم که نادیده گرفته بشم ولی...شگفت‌انگیزه

خط فک‌ـت بی‌نظیره

تو خوش قدوبالایی انرژیت لرزه‌آورـه

من باید بگم که خیلی خوبه که همدم داشته باشی

خیلی خوبه که اینجا باشی

و خوب نیست که اونجا نباشی

پس ، شما دوتا چطور همدیگه رو ملاقات کردید؟ از طریق قرعه‌کشی همدیگه رو ملاقات کردید؟

تا‌‌هانی و من توی مدرسه‌ی باهوش‌ها همدیگه رو ملاقات کردیم

و بعدش باهم ازدواج کردیم چون چیزی اهمیت نداشت

هردوتون خیلی جذابین

آیا همه‌ی آدما مثل شما دو نفر جذابن؟

نه

شگفت‌انگیزه

میگم جِیسون می‌تونی واسم چندتا سبد حصیری

از اون اتاق دیگه بیاری؟ - با کمال میل -

من خیلی شرمنده‌ام عزیزم همه‌ی اینا تقصیر منه

من جِیسون رو تشویق کردم که بیاد سنگاشو با‌‌هات وا بکنه درمورد فیلمی که دیدیم

تو هم مگه دیدیش؟

نه

جِیسون میدونه که من دوستش دارم و این خیلی داغونم می‌کنه که بشنوم درباره‌ی اینکه

چطور شما دوتا ازدواج کردین

این لباس رنگ بژ هم داره پوستمو از بین میره

و اگه من جلوی گوئِندولین خنثی نمونم اون می‌فهمه که ما داشتیم تمام مدت دروغ می‌گفتیم

همه این احساسات جدیدی که حس می‌کنم می‌خواد ازم‌ بزنه بیرون

که این ممکنه بدجور مایه‌ی خجالت بشه

چی میشه اگه اون احساسات از کونم بزنه بیرون؟

شامپاین

اینو توی قفسه پیداش کردم فکر کنم که این هدیه بوده

من احساس بدی دارم . چه میشه اگه اون واسه یه چیز بسیار مهم باشه؟

گوئِندولین . بیا یه کم شامپاین بخور»

برای اینکه تو ازم ممنونی و من از تو ممنونم

و چون ازم ممنونی منم ازت ممنونم

واسه تشکر از من برای شامپاینی که واسم فرستادی

درشو باز کن رفیق

با این حرکتم خیلی حال می‌کنم

با یه پسر دزدکی بزنم بیرون و سعی کنم گیر نیوفتم

آره میدونم . اون مثل اینه که وقتی مامان بابام به یه مراسم گردهمایی برن

و من دزدکی وارد دفترشون بشم و فرهنگ لغت پُرتوضیح‌شون رو بخونم

باورم نمیشه من جذب تو شدم

ولی شدی

من دیگه نگران اون نیستم

تو اونو خراب کردی وقتی بهم عشقتو اعتراف کردی

تو هنوزم به اینکه چی پشت اون درـه فکر می‌کنی؟

نه واقعاً . نه

چون تو با من اینجا اینطرفی

...من هنوزم یه

غافلگیریِ کوچیک واست دارم

خیلی‌خب چشماتو باز کن

یا خود خدا

چی فکر می‌کنی؟

اوه ، نه ، تو داری گریه می‌کنی

من فکر می‌کنم یا تو خوشحالی و یا شهوتی

این گریه‌ی شهوته؟

نه ، من دارم به خاطر بدبختیم گریه می‌کنم و همه‌اش تقصیر توئه

چرا؟ از لباس مبدلم خوشت نمیاد؟

من عاشق لباس مبدلتم . تو توش فوق‌العاده‌ای

و این خیلی داغونم می‌کنم و من خشمگینم

و من در خوشحال‌‌ترین حالتی هستم که توی عمرم بودم

و من تو رو سرزنش می‌کنم

برای روشن شدن این اطلاعات جدید وقت اون رسیده که یه اقدام درست انجام بدیم

تو نمی‌تونی فکر کنی که چقدر خوشحالم که اینو میگی

ما از یه تیم بررسی و تحقیقات عالی استفاده می‌کنیم تا ته و توی این قضیه رو دربیاریم

و ما به سریع‌‌ترین حالت داریم کار می‌کنیم

فکر نکنم بیشتر از 400 سال طول بکشه

معذرت می‌خوام؟

خیلی ستیزه‌جویانه‌ست ولی درست شنیدی

ما به خودمون فقط 400 سال وقت میدیم تا اعضای ممتاز تیم تحقیقات رو انتخاب کنیم

وایستا . 400 سال برای تشکیل تیم زمان نیازه؟

من داشتم فکر می‌کردم ما یه کار‌‌هایی انجام بدیم مثلاً همین حالا

مایکل ، ما قانون داریم . پروسه

ما آدم خوباییم نمی‌تونیم همینطوری کاری انجام بدیم

نه

محض اطلاع ، یه تیم مسئولن تا یه کمیته‌ی درونی تشکیل بدن

تا درمورد خود تیم تحقیقات تحقیق و تفحص کنن

تا مطمئن بشن که هیچ تضاد منافعی وجود نداشته باشه

و اون 1000 سال طول خواهد کشید

خیلی‌خب

فقط جهت اطلاع تمام مدت زمانی که شما این کارو می‌کنین

آدم بدا به شکنجه کردن همه اونایی که که به جای بد میرن، که میشه همه‌ی افراد ، ادامه میدن

و اون بدجوری ما رو نگران می‌کنه

یادداشت‌‌‌های هشداردهنده‌ای که ما واسه هم فرستادیم رو دیدی که

نشون میدن چقدر ما نگرانیم؟

ما اینو بدجوری جدّی گرفتیم

کاملاً درسته

کِلِن ، اینجا هم باید از این‌کار بکنی!؟

نه . عذرخواهی صادقانه‌ی من رو بپذیر

من این‌کار‌ـم رو لغو می‌کنم و استعفا میدم در اسرع وقت

هی شما دوتا ، من فکر کنم یه قسمت از مشکل کوچیکمونو حل کردم

من یه سند «باشد که مرگ ما رو از هم جدا کند» آماده کردم

توضیح میده از اونجایی که جِیسون و من مُردیم ما رسماً باهم زن و شوهر قلابی نیستیم

میدونم که این نگرانی اصلی‌تون نیست ولی هر قسمتی باعث آزارتون شده

از قرارداد مسخره‌ی ما حالا هردوتون می‌تونین راحت باشین

من از روی سکوت‌تون و عدم توانایی ارتباط چشمی برقرار کردن‌تون

می‌تونم بگم که کارمو عالی انجام دادم

حرکت خوبیه

من همزمان هم احساس ترحم و هم قرار گرفتن توی مرکز توجه دارم

پس اون بامزه به نظر میاد

...و یک یادآوری باحال بود از اینکه من مُردم

خب ، فراموشش کن . اهمیت نده

هشدار اشتباهی . اینجا رو ببین

دیدی . لغو شد

پس ، من و تو دوباره زن و شوهریم؟

...نه . نیستیم . آه

همه‌چی رو رواله

هر چقدر می‌خوای گریه کن

من به گریه کردن ادامه میدم

چون اشکام مزه‌ی پنیر ناچویی رو میده که موقع دیدن فیلم موردعلاقه‌ام می‌خوردم (نوعی غذا مکزیکی)

این واقعاً اتفاق عجیبیه که به گریه کردن ادامه بدی

روابط عاشقانه احمقانه هستند

تو همیشه می‌ترسی که هیچ‌وقت یکی از اینا نداشته باشی

و بعد وقتی که داری می‌ترسی که بذاره بره

یه نظری دارم . چطوره که اصلاً نگران اتفاقات آینده نباشیم؟

این نقل‌قول تولستوی رو خیلی رو : دوست دارم که میگه

فقط یک زمان است که مهمه همین حالا

فقط همین یک زمان مهمه

با همدیگه ما قدرت انجام هر کاری رو داریم - با همدیگه ما قدرت انجام هر کاری رو داریم -

من اون نقل‌قول رو میدونم

تایرا بنکس یه‌بار همینو توی اینستاگرام فرستاد

خب ، الان پس ازش متنفرم

یک نقل دیگه هم گفته شده به‌وسیله یک مرد خردمند جذاب

بعضی وقتا هم یک فیلسوف عرقی

«تو باید سعیتو بکنی»

اون داشت درباره‌ی بهتر کردن دنیا حرف میزد

ولی فکر کنم واسه رابطه هم جواب بده

من یه فکری دارم که می‌تونیم انجام بدیم

عالیه . چی؟

...صبر کن . فکر کنم بدونم

من نمی‌خواهم اشتباه فرض کنم

چطوره که هردومون چیزی رو که منظورت هستشُ روی کاغذ بنویسیم؟

نظرت چیه ننویسیم؟

مایکل ، چطور پیش رفت؟ کمیته قراره بهمون کمک کنه؟

افراد کمیته یه عده اسکلن در لباس گوسفند

تایتانیک داره غرق میشه و اونا دارن یه نامه‌ی بلندبالا به کوه یخ می‌نویسن

چقدر دیگه مدرک و شواهد اونا نیاز دارن؟

افراد جای بد باید توی سیستم اختلال ایجاد کرده باشن

هیچ توضیح دیگه‌ای نمی‌تونه داشته باشه

می‌تونم ازت یه سوال بی‌ربط بپرسم؟

به هیچ وجه

سرنوشت همه‌ی بشریت درگیره این مسئله‌ست

و زمان هم داره تموم میشه

بفرما

من دارم سعی می‌کنم به جِیسون و جَنِت کمک کنم یک‌سری احساسات پیچیده رو روشن کنند

ولی هر کاری که می‌کنم اوضاع رو بدتر می‌کنه

تو اونا رو بهتر از بقیه می‌شناسی

چیکار کنم خوشحال بشن؟

چطوری جِیسون رو خوشحال بکنی؟

بهش یه آبنبات‌چوبی به شکل شخصیت‌‌های فیلم تبدیل‌شوندگان بده

تو فکر کردی به همین سادگیه

ولی هر کاری که می‌کنم نتیجه برعکس داره

یک‌سری عواقب ناخواسته داره اینکه بخوای یه کار خوب بکنی

مثل یه بازی می‌مونه که نمی‌تونی پیروز بشی

همینه

: اینم یه توضیح دیگه عواقب ناخواسته

تا‌‌هانی ، . تو انجامش دادی

خب معلومه که انجامش دادم عزیز

چیکار کردم؟

تموم این مدت ما به یک «داگ» نگاه می‌کردیم

ولی میلیون‌‌ها داگ توی اینجاست

در سال‌‌‌های 1534 داگلاس واینگار ‌‌‌هاوک‌هُرست از انگلستان

به مادربزرگش واسه تولدش یک‌‌سری گل رُز داد

اون خودش شخصاً اونا رو چید و براش برد

اون خوشحال بود . بوووم . 145 امتیاز

...ولی الان

حالا این مورد

در سال 2009 داگ ایووینگ از اسکگس‌ویلِ مریلند

همچنین واسه تولد مادربزرگش دو جین گل رُز داد

ولی اون 4 امتیاز از دست داد

واسه چی؟

چون اون گل‌‌ها رو با تلفنش سفارش داد اون گل‌‌ها توی گلخونه به‌وجود اومده بودن

گل‌‌‌ها با حشرات سمی رشد کرده بودند

به‌وسیله‌ی یه کارگر مهاجر داغون چیده شده بودن

از هزاران مایل اونورتر تحویل داده شده بودن که باعث ایجاد یک توده‌ی کربن شد

و پولش به جیب مدیر پولدار نژادپرست شرکت رفت

که به کارمندان خانوم شرکتش عکس آلت تناسلیش رو می‌فرستاد

این خیلی چیز عجیبیه که واسش خوشحال بشی

هنوز نفهمیدی؟

جای بد دخالتی توی سیستم امتیازات نداشته چون اصلاً نیازی نبوده که دخالت کنن

چون هر روز دنیا داره پیچیده‌تر میشه و آدم خوبه بودن سخت‌تر میشه

بروبچ رو جمع کن ما کلی کار داریم که انجام بدیم

ولی ما با مورد من کاری نکردیم

حیلی‌خب ، خودم می‌فهمم

جَنِت ، من یه معذرت‌خواهی بهت بدهکارم

خیلی معذرت می‌خوام که دخالت کردم

در حقیقت می‌خواستم کمک کنم چون می‌خوام شما دو نفر خوشحال باشین

و اینکه خب...من دوستت دارم

واقعاً میگم . من هردوتونو دوست دارم

اوه نه . ببخشید

باز دوباره به یه چیز اشتباه گفتم؟

نه من دارم گریه می‌کنم به خاطر اینکه تو یه دوست خوب و با فکر هستی

و اینکه عواطف و احساسات از کونم بیرون نمیزنه

اونا از چشمام دارن میان بیرون که اینم همونقدر مایه‌ی شرمندگیه

تو واسه چی گریه می‌کنی؟ - نمیدونم -

من انگلیسیم . من...من هیچ‌وقت گریه نمی‌کنم

ولی وقتی این چیزای خوب رو درباره‌ام گفتی باعث شد گریه کنم

ولی یه چیز کم‌اهمیت‌تر ولی این موکت تهوع‌آوره

تو واسه چی گریه می‌کنی؟

من فقط دوست دارم جزئی از کار‌‌ها باشم

دوتا انسان و یه جَنِت خنثی دارن گریه می‌کنن؟ توی جای خوب؟

من هیچ‌وقت تا حالا به هیچکس مشکوک نشده بودم ولی فکر کنم اون الان تغییر کرد

اوه دلیلی واسه شک و تردید نیست

بهت قول میدم ما هیچ کارِ خلافی نکردیم

چه خبر صورت گوز‌‌ها؟

چیدی و بنده همین الان توی کمد سکس کردیم

مایکل ، همه‌تون داشتین دروغ می‌گفتین تمام مدت به من؟

اون منو ناراحت می‌کنه

من سعی می‌کنم مشتم رو به سمتت تکون بدم

توف بوش

من هیچ چاره‌ای ندارم من مجبورم شما رو تحویل قاضی بدم

به خودت زحمت نده . من همین الان خبرش کردم

هی قورباغه‌ای قاضی شرایطتون رو پذیرفت

اون شما رو توی آی‌‌هاپ ملاقات می‌کنه (نام فروشگاه مشهور)

پس ، جای خوب که میگن همینه؟

بوی قورباغه میده

باحاله . بزنین بریم

ببخشید اون همین الان گفت که ما به آی‌‌هاپ میریم؟

آره - عالیه -

نه عالی نیست

سوراخ فرابعدی پنکیکی خطرناک‌‌ترین مکان کل عالم هستی‌ـه

پس واسه چی ما میریم؟

تا بشریت رو‌ نجات بدیم - عالیه -

راهی هست که من الان سریع لباسامو عوض کنم؟

نه - باشه پس -

به سلامت بروبچ . از دیدن‌تون خوشحال شدم

ترجمه از RezaM1994FCB

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.